نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ماه قبل - 129 بازدید

هیچ پیوندی نزدیک‌تر از پیوند بین والدین و فرزندان نیست. دو پیوند زیست‌شناختی و روان‌شناختی میان والدین و فرزندان برای رشد جسمی و روانی کودک ضروری است. نقش والدین فراتر از تصوری است که در رسانه‌های اجتماعی یا مجله‌ها می‌بینیم. کودکان از انزوای اجتماعی، مشکلات اقتصادی، طلاق، بیماری، پریشانی و ناراحتی والدین‌شان تأثیر می‌پذیرند و ممکن است در برابر ابتلا به اختلالات و بیماری‌های روانی آسیب‌پذیر شوند. امروزه بسیاری از کودکان تحت مراقبت والدینی هستند که درجاتی از اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب خفیف و شدید، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی مزمن و شدید را تجربه می‌کنند. همچنین تعداد خانواده‌هایی که در آن‌ها والدین سوءمصرف مواد مخدر دارند، در حال افزایش است. بنابر تحقیقات آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا، بیماری‌های روانی والدین خطر ابتلای کودک به اختلالات روانی را نسبت به همسالان خود افزایش می‌دهد و زمانی که هر دو والد دچار بیماری روان‌پزشکی باشند، احتمال اینکه کودک به یکی از اختلالات روانی مبتلا شود، بسیار زیاد است. از نگاه سازمان بهداشت جهانی، عدم ابتلا به یکی از اختلالات روان‌پزشکی نشان‌دهنده‌ی سلامت روان نیست. سلامت روان بخش جدایی‌ناپذیر سلامتی در انسان است و طیف وسیعی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، بیولوژیکی و محیطی می‌توانند تعیین‌کننده‌ی سلامت روان در انسان باشند. سلامت روان چیزی بیش از فقدان اختلالات یا ناتوانی‌های روانی است. سلامت روان حالتی است که در آن فرد به توانایی‌های خود پی می‌برد، می‌تواند با استرس‌های عادی زندگی کنار بیاید و به نحو مؤثری در جامعه زندگی و فعالیت کند. سلامت روان، توانایی ما در شیوه‌ی تفکر، بروز احساسات، تعامل با دیگران و لذت بردن از زندگی است. عوامل تعیین‌کننده سلامت روان عوامل فردی و اجتماعی در تضعیف یا محافظت از سلامت روان ما در طول زندگی نقش دارند. عوامل محافظتی به انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری ما در برابر چالش‌های زندگی کمک می‌کنند. این عوامل شامل مهارت‌ها و ویژگی‌های اجتماعی و عاطفی فردی، همچنین تعاملات اجتماعی مثبت و کسب آموزش‌های مناسب در این زمینه است. در مقابل، برخی عوامل روان‌شناختی و بیولوژیکی فردی مانند ضعف در مهارت‌های عاطفی، مصرف مواد و اختلالات ژنتیکی می‌توانند افراد را در برابر چالش‌های زندگی آسیب‌پذیر کنند. شرایط نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و محیطی مانند فقر، خشونت و نابرابری‌های اجتماعی، ابتلای افراد به بیماری‌های روان‌پزشکی را افزایش می‌دهند. این عوامل خطر، در تمام مراحل زندگی سلامت روان انسان را تهدید می‌کنند و اگر در دوره‌های حساس رشد، به‌ویژه در اوایل کودکی وجود داشته باشند، سلامت روان کودک آسیب بیشتری می‌بیند. برای نمونه، تنبیه بدنی والدین یکی از عوامل مهم در تضعیف سلامت روان کودک است. برنامه‌های ارتقای سلامت روان و پیشگیری از اختلالات روان‌پزشکی شامل همه حوزه‌ها مانند آموزش، کار، عدالت، حمل‌ونقل، محیط زیست، مسکن و رفاه می‌شود. در این میان، ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از اولویت‌های مهم سازمان بهداشت جهانی است و روابط مثبت والدین با فرزندان از مهم‌ترین عوامل ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان به شمار می‌رود. ارتباط مثبت بین والدین و فرزندان برای ارتقای سلامت فرزندان مهم است از لحظه تولد کودک، والدین و مراقبان دیگر مانند پدربزرگ و مادربزرگ نقش مهمی در یادگیری، رشد جسمی، روانی و شناختی او دارند. در ادامه، به بررسی راهکارها و مداخلاتی می‌پردازیم که به شما در ارتقای سلامت روان فرزندانتان کمک می‌کند. برقراری و ایجاد رابطه مستحکم بین والد و فرزند  برای استحکام و برقراری ارتباط مؤثر با فرزندتان، نکات زیر را به یاد داشته باشید: - شنونده خوبی باشید و به صحبت‌های او گوش دهید. - فرزندتان را تشویق کنید و به او نشان دهید که با اشتراک‌گذاری افکار و احساساتش با شما مشکلی به وجود نخواهد آمد. - هنگام گوش دادن به فرزندتان، تمام حواس خود را به او بدهید. با او تماس چشمی داشته باشید، برای تشویق او به ادامه صحبت، سر خود را به نشانه تأیید تکان دهید یا با پاسخ‌های مثبت و کوتاه، او را به ادامه حرف زدن ترغیب کنید. - به او نشان دهید که با اشتیاق به صحبت‌هایش گوش می‌دهید. - هرگز او را قضاوت نکنید. به فرزندتان اعتماد کنید و صبور باشید. هنگام گفت‌وگو با فرزندتان، از انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه یا انجام امور خانه و اداری خودداری کنید. صادق باشید و محیطی فراهم کنید که فرزندتان احساس امنیت کند و بداند که از او حمایت می‌کنید. با او درباره علایقش صحبت کنید؛ در مورد موسیقی، برنامه تلویزیونی یا شخصیتی که دوست دارد، با او گفت‌وگو کنید. اجازه دهید فرزندتان از همراهی با شما مانند یک دوست خوب لذت ببرد و این رابطه مثبت را پرورش دهید. می‌توانید این ارتباط را هنگام پیاده‌روی، تماشای فیلم، تعریف داستان، آشپزی، ورزش، کوهنوردی یا انجام یک فعالیت هنری تقویت کنید. فرزندتان را برای کارهایی که به‌خوبی انجام داده تحسین کنید و هرگز در زمان عصبانیت یا ناراحتی او با وی بحث نکنید. گفت‌وگو را به زمانی موکول کنید که هر دو آرام هستید. اگر دلخوری یا ناراحتی بین شما و فرزندتان به‌وجود آمد، کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چگونه می‌توانید با هم آن را حل کنید. اگر فرزندتان با چالشی در زندگی روبه‌رو شد، مهم است که نشان دهید او را دوست دارید، از او حمایت می‌کنید و در زمان‌های سخت همیشه کنار او هستید. نکته‌ی کلیدی در ارتباط مثبت والدین با فرزندان، پذیرش فرزندان با تمام نقاط ضعف و قوت آن‌هاست. به فرزندتان اطمینان دهید که هرگز تنها نیست. به او بگویید که هر زمان نیاز به کمک داشته باشد یا بخواهد احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد، در کنارش خواهید بود. به او یادآوری کنید که حتی بزرگ‌ترها هم گاهی با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که نمی‌توانند به‌تنهایی آن‌ها را حل کنند. سعی کنید زمان و فضای مناسبی در اختیارش قرار دهید تا اگر نیاز به تنهایی داشت، احساس آرامش کند. به او بگویید که نگرانی، استرس یا ناراحتی، احساسی طبیعی است. توضیح دهید که صحبت کردن درباره احساسات و افکار ممکن است در ابتدا سخت باشد، اما اگر با شما صحبت کند، می‌توانید کمکش کنید. اگر فرزندتان تمایلی به صحبت با شما نداشت، افراد مورد اعتمادی مانند یک دوست نزدیک خانواده، معلم یا مشاور متخصص را به او معرفی کنید. با فرزندان‌تان یکسان رفتار کنید  بدون توجه به جنسیت، کودکان را به‌طور برابر آموزش دهید. آن‌ها را دوست بدارید و ازشان مراقبت کنید. الگوی مثبتی برای فرزندانتان باشید. کلیشه‌های جنسیتی را به چالش بکشید؛ برای نمونه، پدران می‌توانند آشپزی و نظافت را انجام دهند و مادران نیز می‌توانند بیرون از خانه کار کنند. با پسر نوجوان خود صحبت کنید و به او بگویید احساساتش را بروز دهد. او را تشویق کنید تا احساساتی مانند عشق، خشم، شادی، غم و اندوه را بدون ترس از قضاوت شدن ابراز کند. از موارد زیر پرهیز کنید:  از هرگونه خشونت، مانند فریاد زدن و کتک زدن کودک، خودداری کنید. خشونت و استرس می‌تواند به رشد کودک آسیب بزند و موجب بروز مشکلات بلندمدت در آینده شود. مشاجره‌های مکرر میان والدین و اطرافیان برای کودکان استرس‌زا است. آن‌ها ممکن است احساس ناتوانی کنند و تصور کنند که فراموش شده‌اند. فراموش نکنید که کودکان برای رشد سالم، نیازمند توجه، عشق و مراقبت مداوم هستند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 307 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست، خدیجه احمدزاده، مربی زن تکواندو در منطقه جبرئیل از مربوطات ناحیه سیزدهم شهر این ولایت را بازداشت کرده‌اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که خدیجه احمدزاده روز (شنبه، ۲۰ جدی) از باشگاه مخفیانه‌اش توسط محتسبان امر به معروف و نهی از منکر همراه با پدرش بازداشت و به زندان منتقل شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است:«ساعت ۷ صبح روز شنبه نیروهای امر به معروف به باشگاه رفتند و در ساعت ۸:۳۰ او را بازداشت کردند. بعد از جستجوی زیاد فهمیدیم که در محبس زندانی کردند.» منبع در افزوده است که این مربی زن حدودا ۲۲ ساله بوده است و دختران زیر نظر او تکواندو تمرین می‌کردند. مسوولان محلی در ولایت هرات تا اکنون در این مورد واکنشی نشان نداده‌اند. باید گفت که بازداشت خدیجه احمدزاده در حالی رخ می‌دهد که فعالیت‌های ورزشی زنان در افغانستان توسط طالبان ممنوع شده است. مراکز و باشگاه‌های ورزشی به روی دختران بسته شده و امکان ادامه آموزش و تمرین‌های ورزشی برای آنان ممنوع می‌باشد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 111 بازدید

منابع از میان مهاجران اهل افغانستان در پاکستان خبر داده‌اند که پولیس این کشور، یک خبرنگار زن افغانستانی را بازداشت کرده و به کمپ مهاجران منتقل کرده است. دست‌کم دو منبع از میان مهاجران گفته‌اند که این خبرنگار زن، اسما محمدی بوده و حوالی ساعت ۱۱:۳۰ قبل از ظهر روز گذشته (سه‌شنبه، ۲۳ جدی) از شهرک «فیصل تاون» اسلام‌آباد بازداشت شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که اسما محمدی پس از بازداشت به کمپ مهاجران منتقل شده است. منبع می‌گوید که شماره تماس این خبرنگار زن پس از بازداشت، از دسترس خارج شده است و تا اکنون از سرنوشت وی جزییات در دست نیست. همچنین یک منبع دیگر افزوده است که اسما محمدی، از سه سال پیش به این‌سو در پاکستان زندگی می‌کرد. در ادامه آمده است که این خبرنگار سابقه‌ی همکاری با رسانه‌های محلی پروان را دارد. قابل ذکر است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت، بسیاری از نظامیان حکومت پیشین، کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر که به کشورهای همسایه مهاجر شده‌‌اند تا هنوز موفق به دریافت ویزای کشورهای مهاجرپذیر نشده‌اند. بسیاری از این پناه‌جویان که توسط کشورهای میزبان به افغانستان بازگردانده شده‌اند. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است. پاکستان همه روزه مهاجران افغانستان را بازداشت و اخراج می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 111 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای حمایت از ۱۲ میلیون نفر، از جمله ۶.۵ میلیون کودک در افغانستان در سال جاری میلادی، به ۹۴۹.۱ میلیون دالر بودجه نیاز دارد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که با این بودجه کمک‌های نجات‌بخش و خدمات اساسی به افراد نیازمند ارائه خواهد کرد و همچنان با این بودجه هم به نیازهای فوری بشردوستانه پاسخ می‌دهد و هم تاب‌آوری بلندمدت جوامع را تقویت می‌کند تا اطمینان حاصل شود که هر کودک در افغانستان فرصت زنده ماندن و شکوفا شدن دارد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که مردم افغانستان همچنان با مجموعه‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته روبرو هستند؛ از بلایای طبیعی گرفته تا محدود شدن فضای حمایت و حفاظت، اقتصاد شکننده، دسترسی محدود به خدمات اساسی و شوک‌های ناشی از تغییرات اقلیمی که همگی مانع بهبود و بازسازی پس از بیش از چهاردهه جنگ شده‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که بحران حفاظت در حال تشدید است و زنان در سن باروری، کودکان، جوانان و گروه‌های به‌ حاشیه‌رانده‌شده با خطرات فزاینده‌ای روبرو هستند. این نهاد در ادامه افزوده است: «زنان و دختران افغانستان با یک بحران ساختاری حقوقی مواجه‌اند. ممنوعیت تحصیل در مقاطع متوسطه و مشارکت در نیروی کار، همراه با محدودیت‌های شدید در زندگی روزمره، خطرات حفاظتی را افزایش داده و تاب‌آوری بلندمدت جامعه را تهدید می‌کند. پی‌آمدهای این وضعیت برای نسل‌ها احساس خواهد شد.» یونیسف گفته است که با بدتر شدن شرایط، ادامه‌ی حضور این نهاد در افغانستان برای ارائه‌ی خدمات حیاتی و حفاظت از آسیب‌پذیرترین افراد ضروری است. همچنین یونیسف گفته است که از میان ۲۱.۹ میلیون نفری که در سال ۲۰۲۶ در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، ۱۲ میلیون آنان کودکان هستند. این در حالی است که پیش از این دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد برای کمک به افراد آسیب‌پذیر در افغانستان ۱.۷۲ میلیارد دالر درخواست کرده بود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 147 بازدید

لزلی ارچمبولت، مسوول سیاست‌های بشردوستانه سازمان حفاظت از کودکان در ایالات متحده اعلام کرده است که پشت‌کردن کشورش به رنج کودکان افغانستانی، او را به‌شدت خشمگین و ناامید کرده است. لزلی ارچمبولت هشدار داده است که قطع ناگهانی کمک‌های بشردوستانه آمریکا، بحران بشری را در افغانستان عمیق‌تر کرده است. او که پیشتر به کابل و ولایات شرقی افغانستان سفر کرده بود، می‌گوید این اقدام آمریکا «دهه‌ها وعده تکراری برای حفاظت از زنان و کودکان افغانستانی را به کلماتی میان‌خالی تقلیل» داد. این مقام سازمان حفاظت از کودکان هشدار داده است که قطع بیش از ۸۰ درصد کمک‌های خارجی آمریکا در سال ۲۰۲۵، هزینه‌ انسانی تکان‌دهنده‌ای را رقم زده است و پیامدهای آن به‌گونه‌ای قابل پیش‌بینی ویرانگر است. در ماه اپریل سال گذشته، حکومت ایالات متحده تمام کمک‌های بشردوستانه برای حمایت از کودکان و خانواده‌ها در افغانستان را قطع کرد. مسوول سیاست‌های بشردوستانه سازمان حفاظت از کودکان در ایالات متحده با اشاره به تعطیلی بیش از ۴۰۰ مرکز صحی در افغانستان ناشی از قطع کمک‌های مالی آمریکا، افزود که این وضعیت مردم را مجبور ساخته است تا به تعداد اندک مراکز باقی‌مانده مراجعه کنند؛ مراکزی که اکنون به‌شدت با فشار و ازدحام بیش‌از حد مواجه‌اند. خانم لزلی می‌گوید کمک‌های بشردوستانه آمریکا پیش از این، منابع مالی مهمی را برای فعال نگه‌داشتن این کلینیک‌ها فراهم می‌کرد، اما اکنون آینده این مراکز در خطر قرار دارد و شمار بیشتری از مادران و کودکان با تهدید جدی مواجه‌اند. همچنین لزلی ارچمبولت در بخشی از گزارشش می‌گوید که پس از بازگشت از افغانستان به واشنگتن، با سیاست‌گذاران آمریکایی از طیف‌های مختلف سیاسی درباره وضعیت اسفبار کودکان افغان گفتگو کرده ‌است. بیش از ۱۰۰ هزار شهروند آمریکایی به سازمان حمایت از کودکان مستقر در آمریکا پیوسته‌اند و با ارسال نامه به نمایندگان‌شان، خواستار اقدام برای حفاظت از کودکان افغانستان شده‌اند. مسوول سیاست‌های بشردوستانه سازمان حفاظت از کودکان در آمریکا می‌گوید، کودکان افغانستان نیاز دارند که حکومت ایالات متحده کمک‌های بشردوستانه نجات‌بخش را دوباره ارائه کند. او نیز از حکومت ایالات متحده خواست که به‌گونه فوری اقدام کند و به ارزش‌هایی وفادار بماند که این کشور برای نسل‌ها به آن افتخار کرده است. خانم ارچمبولت معتقد است: «هر کودک سزاوار یک کودکی واقعی است؛ فرقی نمی‌کند که کیست یا در کجا زندگی می‌کند. کودکان افغانستان نیز همان‌قدر سزاوار زنده‌ماندن، رشدکردن، رؤیاپردازی و بازی‌کردن را دارند که کودکان امریکایی یا کودکان هر ملیت دیگر دارند.»

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 126 بازدید

دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دولت ایتالیا یک میلیون یورو برای حمایت از زنان و جوانان آسیب‌پذیر در افغانستان کمک کرده است. این دفتر امروز (سه‌شنبه، ۲۳ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کمک از شش هزار و ۷۹۷ زن و جوان در ولایت‌های هرات و ننگرهار پشتیبانی خواهد کرد. در بخشی از اعلامیه تاکید شده است: «دولت ایتالیا مرحله دوم تأمین مالی پروژه بهبود رفاه زنان و جوانان افغان از طریق افزایش فرصت‌های درآمد مشروع را تصویب کرده است تا بر نتایج حاصل از مرحله اول پروژه در ولایت‌های هرات و ننگرهار مهر تایید بگذارد.» دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد افزوده است که از زمان آغاز پروژه در سال ۲۰۲۴ میلادی، تقریباً به پنج هزار و ۵۱۴ خانواده آسیب‌پذیر از کشت خشخاش در ۹۳ روستا در پنج ولسوالی هرات و ننگرهار فرصت‌های درآمد مشروع و پایدار فراهم کرده است. همچنین صندوق اعتماد ویژه سازمان ملل برای افغانستان حدود یک هفته پیش از کمک مالی ایتالیا خبر داده بود. سازمان ملل می‌گوید که برای رسیده‌گی به نیازهای فوری بشری افغان‌ها در سال ۲۰۲۶، حدود ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه نیاز است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 125 بازدید

صبح هنوز کاملاً روشن نشده که زن، چادر کهنه‌اش را محکم‌تر به دور خود می‌پیچد. هوای کابل سرد است؛ بادی که از میان کوچه‌های خاکی می‌گذرد، گرد و غبار شب را به صورتش می‌زند. دختر هفت‌ساله‌اش با پیراهنی نازک و کفش‌هایی که کمی از پایش بزرگ‌تر است، کنار او ایستاده و دستان کوچکش را به گوشه‌ی چادر مادر گره زده است. زن سی‌وچهار سال دارد، اما چین‌های عمیق صورتش، نگاه خسته و شانه‌های خمیده‌اش، او را بسیار پیرتر نشان می‌دهد. نامش مهم نیست؛ در این شهر، کسی نام او را نمی‌پرسد. او فقط «یک زن گدا» است. او هر روز صبح از اتاق کوچکی که در حاشیه‌ی شهر کابل با کرایه‌ای ناچیز گرفته، بیرون می‌شود؛ اتاقی با سقف حلبی که در زمستان سرما از در و دیوارش می‌ریزد. سه کودک دارد؛ دو پسر خردسال و همین دختر هفت‌ساله که همیشه همراهش است. پسرها را نزد زن همسایه می‌گذارد؛ زنی که خودش هم چیزی ندارد، اما دلش هنوز از سنگ نشده است. راهش را به سمت چهارراهی‌های شلوغ شهر می‌گیرد؛ جایی که موترها توقف می‌کنند، آدم‌ها عجله دارند و نگاه‌ها یا بی‌تفاوت‌اند یا پر از قضاوت. او کنار پیاده‌رو می‌ایستد، دستش را جلو می‌آورد و با صدایی آرام که بیشتر شبیه نجواست تا درخواست، می‌گوید: «به خدا رحم کنین… سه طفل دارم…» گاهی کسی سکه‌ای می‌اندازد، گاهی نانی، و بیشتر وقت‌ها فقط نگاه است؛ نگاه‌هایی که یا از سر ترحم‌اند یا از سر تحقیر. بعضی‌ها حتی زحمت نگاه‌کردن هم به خود نمی‌دهند. انگار او بخشی از سنگفرش شهر است؛ چیزی که همیشه بوده و کسی به آن فکر نمی‌کند. هفت سال پیش، زندگی‌اش مسیر دیگری داشت. آن زمان هنوز شوهر داشت؛ مردی که با همه‌ی سختی‌ها، نان‌آور خانه بود. ازدواج‌شان از روی عشق بود، اما بدون رضایت خانواده‌ی دختر. خانواده‌ی پدرش هرگز این انتخاب را نبخشیدند. وقتی دستش را در دست مرد گذاشت و از خانه بیرون رفت، پشت سرش همه‌ی درها بسته شد. او فکر می‌کرد عشق کافی است، فکر می‌کرد با هم می‌توانند زندگی بسازند. اما کابل، شهر انفجار و ناامنی، فرصتی برای رؤیا باقی نگذاشت. یک روز، شوهرش برای کار بیرون رفت و دیگر برنگشت. انفجاری در یکی از نقاط شهر. نامش در فهرست کشته‌شدگان آمد؛ بی‌صدا، بی‌مراسم، بی‌عدالت. وقتی خبر را آوردند، زن هنوز باور نمی‌کرد. چند روز تمام منتظر ماند؛ شاید اشتباه شده باشد، شاید زنده باشد. اما حقیقت مثل پتک بر سرش فرود آمد: مرده بود. و با مرگ او، تمام ستون‌های زندگی زن فرو ریخت. بعد از آن، همه‌چیز به دوش او افتاد؛ نان، کرایه، دوا، لباس، آینده‌ی کودکان. خانواده‌ی شوهرش فقیرتر از آن بودند که کمکی کنند. خانواده‌ی پدرش هم، همان‌طور که سال‌ها پیش تهدید کرده بودند، او را «مرده» حساب کردند. نه تلفنی، نه خبری، نه کمکی. زن تنها ماند؛ تنها با سه کودک و شهری که برای زنان بی‌پناه رحم ندارد. او اول تلاش کرد کار پیدا کند. در خانه‌های مردم برای پاک‌کاری رفت؛ روزی پنجاه، روزی صد افغانی. اما کار دوام نداشت. بعضی خانه‌ها وقتی می‌فهمیدند بیوه است، نگاه‌شان تغییر می‌کرد. بعضی‌ها دستمزد نمی‌دادند، بعضی تحقیر می‌کردند. یک بار، مردی در خانه‌ای که برای پاک‌کاری رفته بود، با نگاه و حرف‌هایی مواجه‌اش کرد که بدنش لرزید. همان‌جا کار را رها کرد و بیرون آمد. گریه کرد، اما گریه نان نمی‌شد. وقتی هیچ کاری نماند، گدایی آخرین راه بود. راهی که دلش را شکست، غرورش را له کرد، اما شکم کودکانش را سیر نگه داشت. اولین روزی که دست دراز کرد، تمام بدنش می‌لرزید. احساس می‌کرد همه‌ی شهر به او نگاه می‌کنند. اما وقتی شب با نان برگشت و کودکانش با ولع خوردند، فهمید که دیگر حق انتخاب ندارد. او می‌گوید: «در سرک، آدم فقط فقیر نیست، بی‌دفاع هم است.» بارها شده که مردانی با لبخندهای آلوده نزدیک شده‌اند. بعضی آهسته گفته‌اند: «اگر بخواهی، پول خوب می‌دهم.» بعضی مستقیم‌تر، شرم‌آورتر. او هر بار سرش را پایین انداخته و دور شده، اما ترس همیشه با اوست؛ ترس از اینکه روزی کسی جلو راهش را بگیرد یا دخترش چیزی ببیند که نباید ببیند. دختر هفت‌ساله‌اش حالا گدایی را یاد گرفته است. می‌داند کِی دست دراز کند، کِی بگوید: «کاکا، نان نداریم.» زن وقتی این را می‌بیند، دلش آتش می‌گیرد. می‌گوید: «من نمی‌خواستم طفل‌ام این‌طور بزرگ شود، اما چه کنم؟ مکتب پول می‌خواهد، لباس می‌خواهد، نان می‌خواهد.» شب‌ها، وقتی کودکان خواب‌اند، زن به آینده فکر می‌کند؛ به این‌که اگر مریض شود، چه می‌شود؟ به این‌که اگر دیگر نتواند در سرک بایستد، چه کسی نان می‌دهد؟ هیچ بیمه‌ای، هیچ نهادی، هیچ حمایتی نیست. او یکی از هزاران زن بی‌سرپرست در کابل است؛ زنانی که دیده نمی‌شوند مگر وقتی دست دراز می‌کنند. او از دولت گله دارد، از نهادها، از کسانی که فقط وعده می‌دهند. می‌گوید: «ما صدقه نمی‌خواهیم، کار می‌خواهیم. امنیت می‌خواهیم. مکتب برای طفل‌ها می‌خواهیم.» صدایش آرام است، اما خشم در آن موج می‌زند؛ خشمی که سال‌ها در سینه‌اش جمع شده. با همه این‌ها، هنوز زنده است، هنوز هر صبح بلند می‌شود، هنوز برای کودکانش می‌جنگد. او نماد رنجی است که در گوشه‌گوشه کابل جریان دارد؛ رنج زنانی که شوهران‌شان را جنگ و انفجار گرفت و جامعه پشت‌شان را خالی کرد. وقتی غروب می‌شود، زن دست دخترش را می‌گیرد و به اتاق سردشان برمی‌گردد. پول امروز را می‌شمارد؛ شاید برای نان کافی باشد، شاید نه. اما فردا دوباره می‌آید، دوباره کنار جاده می‌ایستد. چون مادری که انتخابی ندارد، تسلیم نمی‌شود؛ فقط ادامه می‌دهد، حتی اگر هر روز کمی بیشتر بشکند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 169 بازدید

دفتر رسانه‌ای غزه درتازه‌ترین مورد اعلام کرده‌ است که از آغاز تهاجم اسرائیل تا اکنون ۲۱ فلسطینی به‌شمول ۱۸ کودک، در پی سرمای شدید در کمپ‌های آوارگان جان باخته‌اند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که با تداوم موج سرما، این دفتر نسبت به تشدید فاجعه‌ی انسانی در کمپ‌های آوارگان بارها هشدار داده است. در ادامه آمده است که مرگ‌ومیر ناشی از سرما در میان خانواده‌هایی رخ داده که در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند؛ سرپناه‌هایی که محافظت اندکی در برابر شرایط سخت زمستانی دارند. این دفتر نسبت به آسیب‌پذیری شدید خانواده‌های آواره، به‌ویژه نوزادان و کودکانی که در کمپ‌ها زندگی می‌کنند، هشدار داده است. کودکانی که ناگزیر در خیمه‌هایی بدون وسایل گرمایشی و امکانات اولیه زمستانی زندگی می‌کنند. تازه‌ترین آمار مرگ‌‌ومیر ناشی از سرما، نتیجه مستقیم ویرانی گسترده خانه‌ها و زیرساخت‌ها، ادامه محاصره اسرائیل و آوارگی اجباری بیش از ۱.۵ میلیون فلسطینی است. همچنین دفتر رسانه‌ای غزه هشدار داده است که با تداوم موج‌های سرما، به‌ویژه در روزهای آینده و با تشدید شرایط زمستانی، احتمال افزایش تلفات به‌خصوص در میان کودکان، سالمندان و مبتلایان به بیماری‌های مزمن وجود دارد. با این‌حال اسرائیل به‌رغم توافق آتش‌بس که از ۱۰ اکتبر اجرایی شد، همچنان از اجازه ورود کافی مواد سرپناهی، وسایل گرمایشی و تجهیزات بازسازی جلوگیری کرده است. قابل ذکر است که از اکتبر ۲۰۲۳ میلادی تا اکنون، در حملات ارتش اسرائیل بیش از ۷۱ هزار نفر عمدتا زنان و کودکان کشته و بیش از ۱۷۱ هزار نفر دیگر زخمی شده اند. به‌رغم آتش‌بسی که از ۱۰ اکتبر آغاز شد، ارتش اسرائیل به حملات خود ادامه داده و به گفته وزارت صحت غزه، ۴۴۲ فلسطینی را کشته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 93 بازدید

یونیسف یا صندوق پشتیبانی از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که با حمایت بانک جهانی برای ۱۰ هزار مادر و زن در افغانستان مهارت‌های فرزندپروری را آموزش می‌دهد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مهارت‌های فرزندپروری به خانواده‌ها از طریق «مرکزهای پرورش و رشد کودک» آموزش داده می‌شود. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که از طریق آموزش مهارت‌های فرزندپروری به مادران در شش ولایت افغانستان، حدود ۲۰ هزار کودک از این برنامه مستفید شده‌اند. یونیسف در بخشی از اعلامیه‌اش افزوده اشت که کودکان در مرکزهای پرورش و رشد کودک «بازی می‌کنند، می‌خندند و یاد می‌گیرند». در خبرنامه آمده که کودکان از طریق مهارت‌های فرزندپروری که به مادران ارایه می‌شود، از فضاهای مناسب برای بازی و یادگیری مستفید می‌شوند. این برنامه‌ی آموزشی در حالی برای خانواده‌ها برگزار می‌شود که به دلیل فقر و بی‌سوادی، بسیاری از مادران از مهارت‌های فرزندپروری در افغانستان محروم اند و سازمان‌های انگشت‌شمار در این بخش فعالیت دارند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 94 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، از رهبری زنان در سراسر جهان حمایت خواهد کرد و این امر را نه تنها به‌عنوان یک وعده، بلکه به‌عنوان یک حق دنبال می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بخش زنان سازمان ملل امروز یک نیروی جهانی است که در ۱۰۹ کشور فعالیت می‌کند و برای چهار میلیارد زن و دختر، خدمات‌های مختلف ارائه می‌دهد. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این سازمان نقش یک مدافع جهانی را ایفا می‌کند و تلاش دارد موانع حضور زنان در پارلمان‌ها، میزهای صلح و سایر عرصه‌های تصمیم‌گیری را از میان بردارد. همچنین این سازمان در بخشی از گزارشش افزوده است که فعالیت‌هایش به تقویت رهبری زنان در تمامی مناطق جهان متمرکز است و هدف آن ایجاد تغییرات در زنده‌گی زنان و دختران و پیش‌برد برابری جنسیتی در سطح بین‌المللی است. در حالی سازمان ملل متحد از رعایت حقوق زنان سخن می‌گوید که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب