برچسب: محدودیت

3 هفته قبل - 199 بازدید

شبکه‌ی بین‌المللی زنان درتازه‌ترین مورد سه راه اصلی برای پشتیبانی از زنان افغانستان را اعلام کرده است که شامل بازتاب صدای زنان، پشتیبانی از آموزش آنلاین دختران و ارائه‌ی کمک‌های غذایی به زنان بی‌سرپرست و زنانی که به‌ تنهایی زندگی می‌کنند، می‌شوند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در وضعیت کنونی، بازتاب صدای زنان افغانستانی اهمیت حیاتی دارد، چون حتا سخن‌گفتن برای بسیاری از زنان با خطر هم‌راه است. شبکه‌ی بین‌المللی زنان در ادامه تاکید کرده است که شنیده‌شدن می‌تواند به معنای تداوم امید و بقا باشد. همچنین این شبکه از حامیان حقوق بشر خواسته از برنامه‌های آموزش آنلاین برای زنان و دخترانی که در حاکمیت حکومت فعلی زندگی می‌کنند، پشتیبانی کنند. به گفته‌ی این نهاد، با وجود ترس و محدودیت‌های گسترده، شماری از دختران افغانستان به‌گونه‌ی پنهانی به تحصیل ادامه می‌دهند و حمایت‌های مالی می‌تواند امکان دسترسی آنان به صنف‌های درسی و ادامه‌ی آموزش را فراهم کند. در بخش دیگری از این بیانیه، کمک‌های غذایی برای زنان بی‌سپرست و زنانی که به ‌تنهایی زندگی می‌کنند، به‌ عنوان یکی از نیازهای فوری مطرح شده است. به گفته‌ی شبکه‌ی بین‌المللی زنان، بسیاری از این زنان به دلیل نداشتن مرد در خانواده و ترس از بیرون‌رفتن، با دشواری جدی در تأمین نیازهای اولیه روبرو استند. شبکه‌ی بین‌المللی زنان، تاکید کرده که این اقدام‌ها، هرچند کوچک، می‌توانند جان انسان‌ها را نجات دهند و از شهروندان و نهادهای بین‌المللی خواسته در این زمینه نقش فعال‌تری ایفا کنند. این در حالی است که زنان در افغانستان طی بیش از چهار سال گذشته با محدودیت‌های گسترده در آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی روبرو بوده‌اند. ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، محدودیت‌های کاری و افزایش فقر، وضعیت زنان، به‌ویژه زنان بی‌پرست و زنان سرپرست خانواده را به‌ گونه‌ی چشم‌گیری دشوارتر کرده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 86 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد ( UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران جهان برای بهتر زندگی کردن، برابری و عدالت می‌خواهند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر نیازهای اساسی و مهم زنان تاکید کرده و گفته است که احترام به زنان و دختران و رعایت حقوق آنان، باید در اولویت‌ قرار داده شود. بخش زنان سازمان ملل در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «بیایید به جهان بگوییم که زنان واقعاً چه می‌خواهند.» سازمان ملل در ادامه افزوده است که زنان و دختران در سراسر جهان نه تنها خواهان برابری و عدالت هستند، بلکه به احترام، کرامت انسانی، امنیت و صلح نیاز دارند. پیش از این نیز بخش زنان سازمان ملل اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۶ میلادی، از رهبری زنان در سراسر جهان حمایت خواهد کرد و این امر را نه تنها به‌عنوان یک وعده، بلکه به‌عنوان یک حق دنبال می‌کند. این در حالی است که وضعیت زنان در کشورهای بحران‌زده از جمله افغانستان نگران کننده بوده و آنان از اساسی‌ترین حقوق خود مانند حق تحصیل، برابری و عدالت محروم هستند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 83 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین  مورد اعلام کرده است که کودکان فراتر از نیازهای اساسی مانند غذا، آب و آموزش، برای ر‌وان سالم‌تر به بازی نیز نیاز دارند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازی نقش مهمی در تقویت یادگیری و حفاظت از سلامت روان و جسم آنان دارد. در ادامه آمده است که فراهم کردن فرصت‌های بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا فشارهای روانی را بهتر مدیریت کنند و مهارت‌های اجتماعی و شناختی خود را توسعه دهند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 64 بازدید

حسین ابراهیم طه، دیبرکل سازمان همکاری گفته است که توانمندسازی زنان ستون توسعه پایدار کشورها است و از دین برای حمایت از حقوق زنان استفاده شود. آقای ابراهیم طه این اظهارات را در نشست بین‌المللی گفتمان دینی و تاثیر آن بر حفظ حقوق زنان مسلمان که در قاهره، پایتخت مصر برگزار شده بود، مطرح کرده و گفته است که در این نشست بر ضرورت استفاده از دین «به‌شیوه‌ای عقلانی و روشنگرانه» برای تامین و تحکیم حقوق زنان تاکید شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که توانمندسازی زنان صرفا یک حق انسانی نیست، بلکه «ستون اساسی توسعه پایدار و ثبات جوامع اسلامی» است. دبیرکل سازمان همکاری اسلامی تدوین سیاست‌های تضمین‎‌کننده مشارکت فعال زنان در تمامی بخش‌ها را ضروری دانست و همچنان بر «تعهد راسخ» این سازمان برای حمایت از حقوق زنان تاکید کرد. همچنین برای دو روز برنامه‌ریزی شده، وزیران امور زنان کشورهای عضو، نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی و مقامات دولتی شرکت کرده‌اند. این در حالی است که شورای امنیت سازمان ملل در ماه قوس اعلام کرده بود که سیاست‌های حکومت سرپرست علیه زنان سالانه بیش از یک میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. تحقیقات درباره پیامدهای اقتصادی محرومیت زنان افغان از آموزش و کار، نشان می‌دهد که ممنوعیت دولتی، سالانه بیش از ۱.۴ میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان ضربه می‌زند. دست‌کم ۷۵ کشور اسلامی به شمول افغانستان، عضو سازمان همکاری اسلامی‌اند. افغانستان از آغاز تاسیس این سازمان در سال ۱۳۴۸ تا اکنون عضو آن است. این سازمان در قوس سال گذشته در نشستی اعلام کرد منع آموزش دختران توسط حکومت فعلی خلاف قطعنامه این نهاد است. این سازمان گفت زنان در افغانستان به‌طرز جدی شاهد نقض حقوق بنیادین خود در حوزه آموزش بوده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 88 بازدید

در یکی از پس‌کوچه‌های قدیمی شهر هرات، جایی که کوچه‌ها باریک‌اند و دیوارها بلند، زنی زندگی می‌کند که ده سال است نام خودش را کمتر به زبان آورده. این کوچه شبیه صدها کوچه‌ی دیگر است؛ دیوارهای گِلی، درهای آهنیِ رنگ‌باخته، صدای پای مردم، صدای کودکان، بوی نان تازه و گاهی بوی نمِ قالین. اما پشت یکی از همین درها، زندگی زنی جریان دارد که هر روزش شبیه روز قبل است؛ بی‌تفاوت، سنگین و پر از سکوت. او حدود ده سال پیش عروس شد. آن زمان هنوز باور داشت که ازدواج می‌تواند راه نجات باشد. از خانه‌ی پدر به خانه‌ی شوهر رفت، با همان تصور ساده‌ای که خیلی از دختران این سرزمین دارند: این‌که بعد از عروسی، زن صاحب خانه می‌شود، حرمت پیدا می‌کند و زندگی‌اش شکل تازه‌ای می‌گیرد. هیچ‌کس به او نگفت که بعضی خانه‌ها فقط چهاردیواری نیستند؛ زندان‌اند. از همان ماه‌های اول فهمید که جایگاهش در این خانه مشخص است: پایین‌تر از همه. مادرشوهرش زنی بود با زبان تند و نگاهی سنگین؛ زنی که عروس را نه به‌عنوان انسان، بلکه به‌عنوان نیروی کار می‌دید. خواهرشوهرها از همان روزهای نخست، رفت‌وآمدهایش را زیر نظر داشتند. هر خنده‌اش زیادی بود و هر سکوتش مشکوک. شوهرش، که باید پناهش می‌بود، اغلب خاموش بود؛ یا اگر حرفی می‌زد، بیشتر برای آرام نگه‌داشتن خانواده‌اش، نه برای دفاع از زن خودش. به‌تدریج، محدودیت‌ها شکل گرفت. اول گفتند: «فعلاً زیاد به خانه‌ی مادرت نرو.» بعد شد: «اصلاً ضرور نیست بروی.» بعدتر، بیرون رفتن بدون اجازه ممنوع شد. زن فهمید که آزادی‌اش آرام‌آرام از او گرفته می‌شود، بدون این‌که کسی نامش را ظلم بگذارد. خانه‌ی اقوامش حالا جایی دور شده بود؛ نه از نظر فاصله، بلکه از نظر دسترسی. مادرش بیمار شد، اما او نتوانست کنارش باشد. خواهرش زایمان کرد، اما فقط خبرش را شنید. هر بار که نام خانواده‌ی خودش را می‌آورد، با نگاه سرد یا حرفی تلخ روبه‌رو می‌شد. کم‌کم یاد گرفت کمتر حرف بزند، کمتر بخواهد و کمتر اعتراض کند. زندگی‌اش به داخل همان خانه خلاصه شد: حیاطی کوچک، اتاقی تاریک و دارِ قالینی که گوشه‌ی خانه بسته شده بود. قالین‌بافی کاری‌ست که در خیلی از خانه‌های هرات جریان دارد؛ کاری که زن‌ها از کودکی یاد می‌گیرند. اما برای او، قالین‌بافی فقط کار نبود؛ تنها راهی بود که اجازه داشت با آن نفس بکشد. هر روز صبح، پیش از آن‌که آفتاب کامل بالا بیاید، از خواب بیدار می‌شد. طفل‌ها هنوز خواب بودند. دست و رویش را با آب سرد می‌شست، چادر کهنه‌اش را سر می‌کرد و کنار دار قالین می‌نشست. ساعت‌ها همان‌جا می‌ماند؛ نخ‌ها را گره می‌زد و رنگ‌ها را مرتب می‌کرد، بدون این‌که بداند قالینی که می‌بافد، آخرش به کجا می‌رود و پولش به دست چه کسی می‌رسد. انگشتانش همیشه زخم بود. بعضی زخم‌ها کهنه شده بودند و بعضی تازه. گاهی خون لای نخ‌ها می‌رفت و کسی متوجه نمی‌شد. کمرش درد می‌کرد و گردنش خشک می‌شد، اما حق نداشت شکایت کند. اگر آهی می‌کشید، می‌گفتند: «زن هستی، عادت کن.» در این ده سال، سه طفل به دنیا آورد؛ دو دختر و یک پسر. هر بارداری برایش هم ترس بود و هم امید؛ ترس از این‌که اگر باز هم دختر شود، تحقیرها بیشتر شود، و امید به این‌که شاید طفل‌ها زندگی‌اش را کمی معنا بدهند. دختر بزرگش حالا مکتب نمی‌رود؛ نه به‌خاطر این‌که استعداد ندارد، بلکه چون خانواده‌ی شوهر اجازه نمی‌دهد. می‌گویند: «دختر است، آخرش شوهر می‌کند.» دختر دوم هنوز کوچک‌تر است، اما او هم بیشتر وقت‌ها کنار مادر می‌نشیند و قالین‌بافی را نگاه می‌کند. پسرش تنها کسی‌ست که کمی فرق دارد؛ چون پسر است. اما حتی همین پسر هم شاهد رنج مادرش بوده، بدون این‌که بتواند کاری بکند. شب‌ها، وقتی خانه آرام می‌شود، زن به پشت‌بام یا گوشه‌ی اتاق می‌رود. همان‌جا می‌نشیند، زانوهایش را بغل می‌گیرد و فکر می‌کند؛ فکر به زندگی‌ای که می‌توانست داشته باشد و نداشت، فکر به روزهایی که گذشت و هیچ‌وقت برنگشت. در این فکرها، مرگ مثل یک راه فرار آرام جلوه می‌کند؛ نه با خشونت، نه با ترس، فقط به‌عنوان پایان. او بارها با خودش گفته: «اگر نباشم، همه چیز تمام می‌شود.» اما بعد، صورت دخترها جلوی چشمش آمده؛ پسرش که صبح‌ها صدایش می‌زند: «مادر.» و همین صدا او را دوباره به این دنیا برگردانده است؛ نه از روی عشق به زندگی، بلکه از روی ترس از رها کردن طفل‌هایی که هیچ پناهی جز او ندارند. شوهرش گاهی می‌بیند که زنش ساکت‌تر از همیشه است، اما نمی‌پرسد چرا. شاید نمی‌خواهد بداند، شاید هم فکر می‌کند این سکوت طبیعی است. در این خانه، حرف زدن زن بیشتر دردسر می‌آورد تا راه‌حل. سال‌ها گذشته و زن حالا دیگر چیزی نمی‌خواهد؛ نه خوشبختی، نه آزادی کامل. فقط می‌خواهد «خلاص» شود. خودش دقیق نمی‌داند این خلاص شدن یعنی چه؛ شاید یعنی یک روز بیدار شود و ببیند این زندگی تمام شده، شاید یعنی بچه‌هایش بزرگ شوند و دیگر محتاج او نباشند، شاید یعنی مرگی آرام که صدایش در این خانه نپیچد. او یکی از هزاران زن افغانستان است؛ زنی که نه نامش در جایی ثبت شده و نه رنجش تیتر خبر شده. زندگی‌اش در پس‌کوچه‌ها جریان دارد، آرام و خاموش، مثل قالینی که سال‌ها طول می‌کشد تا بافته شود، اما هیچ‌کس به زحمت بافنده‌اش فکر نمی‌کند. این زن هنوز زنده است. هر روز صبح بیدار می‌شود، قالین می‌بافد، غذا می‌پزد، طفل‌ها را آرام می‌کند و شب، با خستگی می‌خوابد. هیچ‌کس نمی‌داند در دلش چه می‌گذرد. فقط خودش می‌داند که ده سال است دارد دوام می‌آورد؛ نه برای خودش، بلکه برای سه طفلی که اگر او نباشد، دنیا برای‌شان بی‌رحم‌تر می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 114 بازدید

وزارت صحت عامه‌ی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن پولیو (فلج کودکان) در ۱۸ ولایت کشور خبر داده است. این وزارت با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کارزار در ۱۵ ولایت، به‌شمول کابل، از امروز (دوشنبه، ۱۳ دلو) آغاز شده و تا روز پنج‌شنبه ادامه خواهد داشت. در اعلامیه آمده است که اما در ولایت‌های هلمند، ارزگان و زابل، این کارزار از روز سه‌شنبه آغاز خواهد شد و تا روز جمعه ادامه می‌یابد. وزارت صحت عامه در ادامه تاکید کرده است که در دو ولسوالی ولایت فاریاب و دو ولسوالی ولایت بادغیس نیز کارزار تطبیق واکسن از دوشنبه آینده آغاز خواهد شد. در بخشی از اعلامیه آمده است که در جریان این کارزار در تمامی ولایت‌ها، حدود ۷.۳ میلیون کودک زیر پنج سال واکسن خواهند شد. نهاد «افغانستان عاری از پولیو» نیز از این کارزار خبر داده است. این کارزار با همکاری نهادهای بین‌المللی انجام می‌شود. طبق معلومات موجود، این نخستین کارزار تطبیق واکسن پولیو در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی است. این در حالی است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال یا پولیو در افغانستان ثبت شده بود. از این میان، یک مورد در ارزگان، سه مورد در هلمند، یک مورد در بادغیس، یک مورد در نورستان، دو مورد در پکتیکا و یک مورد در فراه گزارش شده بود. باید گفت که در سال جاری میلادی تا اکنون گزارشی از ثبت موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان منتشر نشده است. در حال حاضر، افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان‌اند که بیماری فلج اطفال در آن‌ها به‌طور کامل ریشه‌کن نشده است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 68 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که افغانستان همچنان شامل کشورهای است که در سال ۲۰۲۶ میلادی به کمک فوری و گسترده نیاز دارد. آقای اویوالی با نشر گزارشی گفته است که تأمین مالی مستمر به یونیسف افغانستان کمک خواهد کرد تا مراقبت‌های بهداشتی را برای ۱۲ میلیون تن در سراسر کشور فراهم کند. نماینده صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان تاکید کرده است که با ارائه این کمک‌ها، می‌توان آموزش اضطراری را برای ۵.۵ میلیون کودک فراهم کرده و نزدیک به ۱۰ میلیون کودک را در برابر بیماری‌ها محافظت کرد. این در حالی است که پیش از این نیز یونیسف گزارش داده بود که در سال ۲۰۲۵ میلادی به ‌دلیل کاهش ۷۲ درصدی بودجه، فعالیت‌های آنان در ۲۰ کشور جهان از جمله افغانستان محدود شده بود. سازمان ملل در گزارش‌های خود افزوده است که حمایت‌های پایدار مالی نقش کلیدی در دسترسی کودکان و خانواده‌ها به خدمات حیاتی و مقابله با بحران‌های انسانی دارد و می‌تواند جان و سلامت میلیون‌ها تن را تضمین کند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 73 بازدید

گوردون براون، فرستاده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل متحد در امور آموزش جهانی درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پی محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی حکومت سرپرست، بیش از ۲.۲ میلیون دختر در افغانستان از دسترسی به آموزش محروم شده‌اند و شرایط آموزشی و حقوقی زنان و دختران در این کشور رو به وخامت است. آقای براون با اشاره به ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران گفته است: «آن‌چه امروز در افغانستان جریان دارد، از سوی نهادهای بین‌المللی به‌عنوان نوعی آپارتاید جنسیتی توصیف شده و ابعاد آن به‌طور نگران‌کننده‌ای در حال گسترش است.» وی در ادامه تاکید کرده است که از زمان بازگشت حکومت فعلی به قدرت، زنان از تحصیل دانشگاهی، بسیاری از مشاغل دولتی و غیردولتی و حضور در فضاهای عمومی محروم شده‌اند و این محدودیت‌ها طی سال‌های اخیر تشدید شده است. او در ادامه هشدار داده که تداوم این روند، پیامدهای بلندمدتی برای آینده‌ی اجتماعی و اقتصادی افغانستان خواهد داشت. همچنین فرستاده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل در امور آموزش جهانی به افزایش تعامل برخی کشورها با حکومت سرپرست اشاره کرده و گفته این رویکرد، هم‌زمان با تشدید محدودیت‌ها علیه زنان، نگرانی‌هایی را در سطح بین‌المللی ایجاد کرده است. براون در ادامه افزوده است که در مجامع بین‌المللی، از جمله شورای حقوق بشر سازمان ملل، بحث‌هایی درباره‌ی مشروط‌کردن هرگونه تعامل با حکومت فعلی به رعایت حقوق آموزشی دختران در جریان است و برخی نهادها در حال بررسی راه‌کارهای حقوقی برای پاسخ‌گو کردن مقام‌های حکومتی استند. به گفته‌ی او، با وجود نبود یک نیروی سازمان‌یافته‌ی مخالف در داخل افغانستان، تلاش‌هایی مانند آموزش‌های غیررسمی و زیرزمینی، مکتب‌های خانگی و ادامه‌ی تحصیل برخی دختران در خارج از کشور هم‌چنان ادامه دارد. فرستاده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل، تاکید کرده که «عدم سرمایه‌گذاری بر آموزش نیمی از جمعیت کشور، توان افغانستان برای مقابله با بحران‌های اقتصادی، فقر و ناامنی غذایی را به‌شدت تضعیف می‌کند» و این مساله یکی از چالش‌های اصلی آینده‌ی این کشور خواهد بود. این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که زنان و دختران در بیش از چهار سال گذشته از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 97 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل می‌گوید که نهادهای افغانستان باید به طور واقعی فراگیر باشند و از تمام گروه‌های قومی و بخش‌های جامعه افغانستان نمایندگی کنند. آقای گوترش گفته است: «سازمان ملل متحد چهار هدف را در افغانستان دنبال می‌کند. نهادهای افغانستان باید به طور واقعی فراگیر باشند. به این معنا که از تمام گروه‌های قومی و بخش‌های جامعه افغانستان نمایندگی کنند. ما این موضوع را شرطی اساسی برای صلح پایدار در افغانستان می‌دانیم.» او در یک نشست خبری در نیویارک گفت: «حکومت سرپرست افغانستان از سیاست ممنوعیت کار و آموزش زنان عقب‌نشینی نکرده است.» همچنین دبیرکل سازمان ملل به همکاران زن این سازمان در افغانستان که حق رفتن به دفاتر خود را ندارند، اشاره کرده و گفته است که ملل متحد اجازه یافته است که از کارمندان زن در فضای باز مانند ماموریت‌های ساحوی استفاده کند. آقای گوترش گفت که جلوگیری از کار زنان در دفاتر سازمان ملل به دستور حکومت فعلی «به شدت ناامیدکننده و غیرقابل قبول» است. همچنین سوزان فرگوسن، نماینده ویژه زنان سازمان ملل در افغانستان در ماه قوس در بیانیه‌ای گفته بود که سازمان ملل به کارمندان زن نیاز دارد، زیرا کمک‌ها به زنان افغان باید به وسیله امدادرسان‌های زن ارائه شود. او گفت همکاران زن سازمان ملل به کار از خانه و با حضور در محل ادامه داده‌اند. او افزود: «تنها از طریق حضور آن‌ها می‌توانیم با خیال راحت به زنان و دختران دسترسی پیدا کنیم و کمک‌های لازم را به کسانی که بیشترین نیاز را دارند، ارائه دهیم. کمک‌ها باید توسط زنان، به زنان، ارائه شود.» دبیرکل سازمان ملل گفت که اداره حکومت فعلی باید به حقوق بشر احترام بگذارد.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 102 بازدید

او بیست‌ونه‌ساله است، اما وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شود، بدنش سنگین‌تر از سنش است. معمولاً قبل از اذان صبح چشم باز می‌کند؛ نه چون عادت مذهبی داشته باشد، بلکه چون صدای حرکت مادرش در آشپزخانه یا سرفه‌های پدر، خواب را از سرش می‌پراند. اتاقی که در آن می‌خوابد کوچک است؛ یک فرش کهنه کف آن افتاده، یک تشک نازک کنار دیوار، و یک چمدان قدیمی که هنوز باز نشده؛ همان چمدانی که از ایران آورده بود. لباس‌هایش بیشتر همان لباس‌هاست، چون خرید لباس جدید همیشه به تعویق افتاده؛ مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی‌اش. وقتی می‌نشیند، زانوهایش را بغل می‌کند و چند دقیقه به دیوار خیره می‌ماند. این مکث‌های کوتاه، تنها زمانی است که کسی از او چیزی نمی‌خواهد. سال‌های بودن درایران برایش سخت بود، اما قابل پیش‌بینی. صبح زود بیدار می‌شد، سوار سرویس کارگاه می‌شد، ساعت‌ها پشت چرخ خیاطی می‌نشست، ناهار ساده می‌خورد و شب خسته برمی‌گشت. مزدش کم بود، تحقیرش زیاد، اما دست‌کم برنامه داشت. می‌دانست اگر کار کند، آخر ماه پولی خواهد گرفت؛ اگر خسته شود، می‌تواند سکوت کند. وقتی خانواده تصمیم به بازگشت گرفتند، هیچ‌کس نظرش را نخواست. پدر گفت دیگر نمی‌شود ماند، مادر گفت این‌جا آینده‌ای نیست و تمام. در مسیر بازگشت، او بیشتر از همه ساکت بود. نه اعتراض کرد، نه سؤال پرسید. فقط فهمید که دوباره باید خودش را با جایی وفق بدهد که زن بودن در آن سخت‌تر است. وقتی به افغانستان رسیدند، همان هفته‌ی اول، فضای خانه تغییر کرد. رفت‌وآمدها بیشتر شد؛ خاله، عمه، همسایه. سوال‌ها مستقیم نبودند، اما همه یک چیز را نشانه می‌رفتند: «دخترت چند ساله شده؟» «در ایران چرا شوهر نکرد؟» «خواستگار نداشته؟» مادرش اول دفاع می‌کرد، بعد سکوت می‌کرد و بعد از چند هفته، همان حرف‌ها را در خانه تکرار می‌کرد. از همان‌جا فشار شروع شد؛ آرام و تدریجی، مثل فشاری که اول درد ندارد، اما استخوان را می‌شکند. خواستگار اول مردی بود که خود ندیدش. فقط شنید که سی‌وهفت‌ساله است، یک بار ازدواج کرده و دنبال زن «آرام» می‌گردد. وقتی گفت نمی‌خواهد، مادرش گفت: «تو خیلی سخت‌گیر شدی.» خواستگار دوم را دید؛ مردی که بیشتر از ده دقیقه حرف نزد و آخرش گفت: «زن باید سازگار باشد.» او همان‌جا فهمید این ازدواج نیست؛ معامله است. خواستگار سوم و چهارم هم شبیه هم بودند. هیچ‌کدام به خودش نگاه نکردند؛ به سنش نگاه کردند، به شرایطش، به این‌که برگشته است. هر بار که «نه» می‌گفت، واکنش‌ها شدیدتر می‌شد. مادرش داد می‌زد، گاهی گریه می‌کرد، گاهی بشقاب را محکم روی زمین می‌گذاشت. می‌گفت: «من دیگر جواب مردم را ندارم.» برادرش مستقیم‌تر بود. یک بار وسط حویلی، جلوی پدر، گفت: «اگر این‌طور پیش برود، خودم تصمیم می‌گیرم.» آن روز، اولین بار بود که او ترس واقعی را حس کرد؛ نه ترس از شوهر، بلکه ترس از خانواده. خشونت‌ها شکل‌های مختلف داشت. همیشه سیلی نبود. گاهی نگاه تحقیرآمیز بود، گاهی بستن در، گاهی گرفتن تلفن. یک بار که دیرتر از معمول از بیرون برگشت، برادرش بازویش را محکم گرفت و گفت: «دیگر بیرون نمی‌روی.» بازویش تا چند روز درد می‌کرد. مادرش فقط گفت: «خودت مقصر هستی.» هیچ‌کس نپرسید چرا دیر آمده بود؛ آمده بود چون دنبال کار گشته بود، چون می‌خواست دوباره مستقل شود. او می‌گفت هنوز فرد مورد علاقه‌اش را پیدا نکرده. این جمله برای خودش واضح بود؛ یعنی هنوز کسی را ندیده که بتواند کنارش احساس امنیت کند. اما برای خانواده‌اش، این حرف بی‌معنی بود. آن‌ها علاقه را لوکس می‌دانستند. می‌گفتند زن باید به‌موقع شوهر کند، بعد علاقه خودش می‌آید. هر بار که این بحث تکرار می‌شد، او ساکت‌تر می‌شد، اما درونش پر از سؤال بود: چرا زندگی زن باید این‌قدر ساده و بی‌حق تعریف شود؟ شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، او روی همان تشک نازک دراز می‌کشید و به جزئیات فکر می‌کرد؛ به این‌که اگر ازدواج کند فقط برای رهایی، چه چیزی در انتظارش است: مردی که او را انتخاب نکرده، خانه‌ای که در آن غریبه است، و خشونتی که فقط شکلش عوض می‌شود. گاهی به ایران فکر می‌کرد؛ به کارگاه، به صدای چرخ‌ها، به خستگی‌ای که حداقل معنا داشت. حالا خستگی‌اش بی‌معنا بود. آخرین خواستگار مردی بود که خانواده رویش خیلی حساب کرده بودند. سنش بالا بود، اما «وضعش خوب» بود. همان شب که حرفش جدی شد، دعوا بالا گرفت. برادرش فریاد زد، مادرش گریه کرد، پدر سکوت کرد. او گفت «نه» و بعد دیگر حرفی نزد. آن شب در را از بیرون قفل کردند؛ نه برای این‌که فرار نکند، بلکه برای این‌که بفهمد انتخابی ندارد. آن‌جا، در تاریکی، برای اولین‌بار به این فکر کرد که شاید زندگی‌اش همیشه همین‌طور بماند؛ نه با ازدواج نجات پیدا کند، نه با مقاومت. او هنوز همان‌جاست. نه ازدواج کرده، نه آزاد شده. هر روز با احتیاط حرف می‌زند، با احتیاط راه می‌رود، با احتیاط نفس می‌کشد. این روایت پایان مشخصی ندارد، چون زندگی او هم هنوز ادامه دارد. این داستان نه درباره یک زن خاص، بلکه درباره واقعیتی است که هر روز، بی‌سروصدا، در خانه‌های زیادی تکرار می‌شود؛ زنانی که فقط به‌خاطر خواستنِ حق انتخاب، تحت فشار و خشونت قرار می‌گیرند. این روایت عینی است، چون شبیه زندگی است: طولانی، خسته‌کننده و پر از تصمیم‌هایی که هیچ‌وقت ساده نیستند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب