برچسب: محدودیت

1 هفته قبل - 78 بازدید

یک عضو مجلس نمایندگان آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که طرح پیشنهادی‌اش برای حمایت از زنان و دختران افغانستان با حمایت هر دو حزب در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان به تصویب رسیده است. سیدنی کملیگر-داو، عضو مجلس نمایند‌گان آمریکا با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این طرح با عنوان «رد حذف زنان و دختران افغانستان» توانسته حمایت دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه را جلب کند و در کمیته روابط خارجی تصویب شود. وی در ادامه تاکید کرده است: «تصویب این طرح گامی مهم در راستای توجه به وضعیت زنان و دختران افغانستان است. زنانی که به گفته او، از حقوق اساسی به‌ویژه آموزش محروم شده‌اند.» این عضو کانگرس همچنان تاکید کرده است که اشتراک این لحظه با شماری از دختران افغانستان در ایالات متحده که اکنون به آموزش دسترسی دارند، برایش افتخارآمیز بوده است؛ دخترانی که در افغانستان از این حق محروم شده بودند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 53 بازدید

آمریکا در تازه‌ترین مورد و با وجود اینکه‌، بیش از هزار پناه‌جوی افغانستان و خانواده‌های شان در تنها کمپ پناه‌جویان در قطر در حال انتظار برای انتقال به آمریکا هستند، این کشور در نظر دارد امروز این کمپ را ببندد. ای‌بی‌سی‌نیوز، روز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل/۳۱ مارچ) گزارش داده که وزارت خارجه‌ی آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ گفته است که باید تا پایان مارچ آن جا را ترک کنند. بیش از هزار همکار افغانستانی آمریکا و خانواده‌های شان پس از فروپاشی جمهوری به این کمپ منتقل شده بودند و در انتظار رفتن به آمریکا قرار داشتند. وزار خارجه آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ دستور داده که یا به کشور سوم بروند یا به افغانستان بازگردند. ای‌بی‌سی‌نیوز، به نقل از وزارت خارجه آمریکا نوشته است که در بحبوحه‌ی جنگ در خاورمیانه، این کمپ در معرض تهدید حمله‌های موشکی و پهپادی قرار دارد و ادامه‌ی فعالیت آن، دیگر مناسب نیست.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 54 بازدید

روایت مهتاب از جایی شروع می‌شود که معمولاً هیچ‌کس آن‌جا را نمی‌بیند؛ نه از کوچه، نه از خانه، نه حتی از همان روزی که دروازه مکتب بسته شد. روایت او از درون سینه‌اش آغاز می‌شود؛ از همان‌جایی که درد مثل سنگی سنگین نشسته و هر نفس را برایش دشوار کرده است. شبی که این روایت در آن نفس می‌کشد، هوا سرد است و بوی دود چوب نیم‌سوخته در فضای خانه پیچیده. مهتاب در گوشه اتاق، زیر لحافی نازک که بیشتر شبیه پارچه‌ای کهنه است، به سقف خیره مانده؛ سقفی که ترک‌هایش مثل نقشه‌ای از زندگی شکسته‌اش روی هم افتاده‌اند. او نمی‌خوابد، چون خواب برای آدم‌هایی است که فردایی برای رسیدن دارند. مهتاب اما فردا را نه حس می‌کند و نه باور دارد؛ برای او روزها فقط تکرار درد هستند، بدون هیچ تغییری. اما در همان تاریکی، جایی میان نفس‌های بریده و سکوت اتاق، چیزی هنوز زنده است. زیر بسترش کتابی پنهان کرده؛ کتابی که دیگر اجازه ندارد آن را آشکارا بخواند. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب‌اند، آن را آرام بیرون می‌کشد، صفحه‌ای را باز می‌کند و با انگشت روی خطوطش می‌لغزد، انگار که با یک جهان گمشده تماس می‌گیرد. آن کتاب برای او فقط کاغذ نیست؛ آخرین نشانه‌ی دختری است که هنوز در درونش نفس می‌کشد. وقتی به گذشته فکر می‌کند، ذهنش ناخودآگاه به همان روز برمی‌گردد؛ روزی که هنوز خودش نمی‌دانست قرار است همه‌چیز تمام شود. صبح بود، مثل هر صبح دیگر. با شوقی که هنوز در وجودش زنده بود، یونیفورم مکتبش را پوشیده بود؛ همان لباس آبی‌رنگی که برایش فقط لباس نبود، بلکه نشانه‌ای از بودن، دیده شدن و شنیده شدن بود. مادرش آن روز هم چیزی نگفت، فقط نگاهش کرد؛ نگاهی که در آن چیزی شبیه نگرانی بود، اما مهتاب آن را نفهمید. وقتی از خانه بیرون شد، هوا خنک بود و کوچه‌ها آرام. دختران دیگری هم در راه بودند؛ بعضی خندان، بعضی خواب‌آلود. اما وقتی به دروازه مکتب رسیدند، همه‌چیز یک‌باره ایستاد. دروازه بسته بود. نه نگهبانی، نه صدایی، نه توضیحی. فقط یک دروازه بسته که انگار قرار بود بین گذشته و آینده خط بکشد. آن لحظه را هیچ‌وقت فراموش نکرد. یکی از دخترها گریه کرد، دیگری فقط به در خیره ماند، و مهتاب… مهتاب احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت، اما حتی اشک هم نداشت. انگار ذهنش هنوز نمی‌توانست باور کند که این پایان است. همان‌جا ایستاده بود، دستش را روی در گذاشته بود و زیر لب گفته بود: «فقط امروز است… فردا باز می‌شود…» اما فردا هیچ‌وقت نیامد. روزها گذشتند و مهتاب هر روز صبح بیدار می‌شد، حتی وقتی دیگر جایی برای رفتن نداشت. کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد، دفترش را باز می‌کرد، قلم را در دست می‌گرفت و بدون نوشتن، فقط به صفحه سفید نگاه می‌کرد؛ صفحه‌ای پر از کلماتی که هرگز نوشته نشدند. گاهی در خیال خود، خودش را در صنف درس تصور می‌کرد؛ داکتری که در آینده زندگی کسی را نجات می‌دهد. اما خیال‌ها هر بار پیش از کامل شدن، در سکوت خانه گم می‌شدند. کم‌کم صدای پدرش بلندتر شد، نگاه‌هایش سنگین‌تر، و حرف‌هایش کوتاه‌تر و تیزتر. «دیگر بس است»، جمله‌ای بود که بارها شنید؛ جمله‌ای که نه فقط مکتب، بلکه تمام راه‌های دیگر را هم به رویش بست. خانه‌ای که زمانی پناهش بود، به جایی تبدیل شد که در آن باید مراقب همه‌چیز می‌بود؛ نگاه‌ها، صداها، حتی نفس کشیدن. پدرش مردی بود که خستگی را با خشونت نشان می‌داد. برادرش نیز یاد گرفته بود که مرد بودن یعنی فریاد بلندتر و ضربه سخت‌تر. و مهتاب در میان آن‌ها، مثل سایه‌ای زندگی می‌کرد که باید بی‌صدا باشد تا دیده نشود. مادرش اما در این میان، زخمی خاموش‌تر داشت. شب‌ها وقتی همه خواب بودند، او را می‌دید که آهسته گریه می‌کند، دست روی صورتش می‌گذارد و ساکت می‌ماند. انگار بین درد دخترش و ترس خودش گیر کرده بود؛ نه توان دفاع داشت، نه توان سکوت بی‌درد. اولین باری که دست پدرش روی صورتش نشست، هنوز باور نمی‌کرد این همان خانه است. فقط پرسیده بود: «کی مکتب باز می‌شود؟» و پاسخ، سیلی‌ای بود که سکوت را به او یاد داد. بعد از آن، دیگر نپرسید. فهمید که سکوت، درد را کمتر می‌کند. زمان گذشت، اما نه مثل زمان دیگران. برای مهتاب هر روز کش می‌آمد؛ طولانی و بی‌انتها. کارهای خانه تمامی نداشت: آب آوردن، هیزم جمع کردن، نان پختن، شستن ظرف‌ها با آب سرد. و در میان همه این‌ها، گاهی که تنها می‌شد، کتابش را لمس می‌کرد؛ مثل کسی که آخرین امیدش را در آغوش گرفته باشد. اما سنگین‌ترین لحظه زمانی آمد که دیگر حتی امید هم در او کم‌رنگ شده بود. یک عصر، پدرش او را صدا زد. وقتی وارد اتاق شد، مردی را دید که نمی‌شناخت. نگاهی سرد و بی‌روح داشت. پدرش بدون مقدمه گفت: «این، نامزدت است.» همه‌چیز در یک لحظه متوقف شد. نه نفس‌ها، نه نگاه‌ها، نه زمان. مردها حرف می‌زدند و تصمیم می‌گرفتند، و مهتاب فقط احساس می‌کرد چیزی از وجودش گرفته می‌شود؛ بی‌آنکه پرسیده شود. نامزدی‌اش ساده بود، اما سنگین. هیچ‌کس نپرسید آیا او می‌خواهد یا نه. در همان روزها، آن دفتر سفید که زمانی پر از رؤیا بود، کم‌کم تبدیل شد به دفتر خاموشی. مهتاب گاهی فقط یک جمله در آن می‌نوشت و بعد پاک می‌کرد. انگار حتی کلمات هم دیگر جرأت ماندن نداشتند. نامزدش از همان ابتدا بی‌رحم و سرد بود. نگاهش بیشتر شبیه قضاوت بود تا محبت. اگر چیزی می‌گفت، یا نادیده گرفته می‌شد یا با تمسخر پاسخ می‌گرفت. یک‌بار که دستش را محکم گرفت، فقط گفت: «باید عادت کنی.» این جمله، مثل حکم بود. در خانه پدرش نیز وضعیت بهتر نشد. فشارها بیشتر شد. کوچک‌ترین اشتباه بهانه‌ای برای خشونت می‌شد. مادرش فقط نگاه می‌کرد؛ با چشمانی پر از اشک و سکوتی سنگین‌تر از هر فریاد. با آغاز سال تعلیمی جدید، درد مهتاب شکل دیگری گرفت. صبح‌ها صدای دختران از کوچه می‌آمد و قلبش تندتر می‌زد. پشت پنجره می‌ایستاد و آن‌ها را نگاه می‌کرد؛ لباس‌های تمیز، خنده‌های زنده، کیف‌های رنگی. دستش را روی شیشه می‌گذاشت و برای لحظه‌ای خودش را جای آن‌ها تصور می‌کرد. اما با باز کردن چشم‌ها، فقط تصویر خودش را می‌دید؛ دختری که دیگر شاگرد نبود. یک روز، دیگر نتوانست تحمل کند. کتابی را باز کرد و شروع به خواندن کرد. صدایش آهسته بود، اما کافی. برادرش وارد شد، کتاب را از دستش کشید و خشونت آغاز شد. مهتاب روی زمین افتاده بود، دست‌هایش را دور سرش گرفته بود و فقط سکوت می‌کرد؛ چون یاد گرفته بود فریاد، درد را بیشتر می‌کند. وقتی همه‌چیز تمام شد، اتاق دوباره ساکت بود. مهتاب به سقف نگاه کرد؛ همان سقفی که هر شب می‌دید. اما این‌بار اشک‌هایش آرام جاری شد؛ نه از درد، بلکه از سنگینی چیزی که دیگر نمی‌توانست نگه دارد. در ذهنش فقط یک سؤال مانده بود: «اگر من دختر نبودم… آیا زندگی‌ام فرق می‌کرد؟» هیچ‌کس پاسخی نداشت. اما در همان لحظه، نگاهش به کتاب پنهانش افتاد. آن را آرام لمس کرد و برای اولین بار بعد از مدت‌ها، در دلش چیزی شبیه مقاومت جوانه زد. نه امید کامل، نه تسلیم کامل؛ فقط یک ایستادگی خاموش. و حالا مهتاب در آستانه زندگی‌ای ایستاده که هرگز انتخابش نکرده است. شب‌ها به آسمان نگاه می‌کند، ستاره‌ها را می‌شمارد، اما دیگر آرزو نمی‌کند؛ چون یاد گرفته آرزوهای تکرارشده، به درد تبدیل می‌شوند. با این حال، در جایی عمیق در وجودش، جرقه‌ای هنوز زنده است؛ جرقه‌ای کوچک اما سرسخت. هر بار با دیدن کتابی، صدای زنگ مکتب، یا خنده دختری در کوچه روشن می‌شود. شاید همین جرقه، تنها چیزی است که او را هنوز زنده نگه داشته است… حتی اگر هیچ‌کس آن را نبیند. و شاید حقیقت مهتاب همین باشد: در جهانی که دروازه‌هایش بسته شده‌اند، هنوز قلبی هست که خاموش نشده است؛ و همین، آغازِ مقاومت است، حتی اگر کسی آن را نبیند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 100 بازدید

سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بحران حقوق بشر در افغانستان ادامه دارد، زنان و دختران به دلیل محدودیت‌ها همچنان از زندگی عمومی حذف می‌شوند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند و همچنان امتحانات فراغت در رشته‌های طبی برای دومین سال پیاپی در ماه نوامبر بدون حضور زنان برگزار شده است. در بخشی از گزارش آمده است: «زنانی که حجاب مورد نظر حکومت سرپرست را رعایت نمی‌کنند، از دسترسی داشتن به وسایل حمل‌ونقل عمومی و بازارها و خدمات عمومی محروم می‌شوند.» همچنین در ادامه آمده است که حکومت فعلی همچنان مانع ورود کارمندان زن ملل متحد به دفاتر و تأسیسات این سازمان در سراسر کشور شده‌اند. سازمان ملل گفته که کتاب‌های نوشته‌شده توسط زنان از قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها و کتابخانه‌ها، از جمله کتابخانه‌های دانشگاهی در برخی ولایت‌ها، بدون توجه به موضوع، محتوا یا ملیت نویسنده، جمع‌آوری شده‌اند. ولکر تورک، رییس حقوق بشر سازمان ملل گفته است: «حکومت فعلی عملاً حضور زنان و دختران در زندگی عمومی را جرم‌انگاری کرده‌اند. کشور بدون حضور زنان نمی‌تواند پیشرفت کند.» همچنین سازمان ملل افزوده است که حکومت فعلی پس از آگوست ۲۰۲۱ میلادی، دست‌کم ۱۲ تن را در افغانستان در ملاءعام اعدام کرده‌اند و همچنان مجازات‌های بدنی به‌طور هفتگی در محضر عام اجرا می‌شود. این نهاد شلاق زدن و اعدام افراد را نقض حق حیات خوانده است. براساس گزارش این نهاد، خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای همچنان به‌دلیل «محدودیت‌های نامتناسب بر محتوای تولیدی‌شان» با وبازداشت‌های خودسرانه و زندان‌ مواجه هستند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 52 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ختنه‌کردن زنان و دختران، شکلی از تبعیض و خشونت در برابر زنان است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که برای محافظت از حقوق بشر و حق تصمیم‌گیری بر بدن، باید برای پایان‌دادن به ختنه‌ی زنان اقدام شود. این سازمان در بخشی از پیامش تاکید کرده است که ختنه‌ی زنان، عملی شامل تغییر یا آسیب‌رساندن به اندام تناسلی زنان به دلیل‌های غیرپزشکی است و در سطح بین‌المللی به عنوان نقض حقوق بشر شناخته می‌شود. همچنین صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، تخمین زده که ۲۳۰ میلیون دختر و زن در سراسر جهان ختنه را تجربه‌ کرده‌اند و با پیامدهای آسیب‌زای روانی، جسمی و سلامت جنسی آن زندگی ‌کنند. به گفته‌ی این نهاد، در ۹۴ کشور ختنه‌ی زنان گزارش شده، اما در یک‌سوم کشورهایی که این عمل انجام می‌شود در سه دهه‌ی گذشته دچار کاهش بوده است. صندوق جعیت ملل متحد در ادامه افزوده است که حالا از هر سه دختر در این کشورها، یک تن ختنه می‌شوند؛ در حالی که قبلاً یک دختر از هر دو دختر این عمل را تجربه می‌کردند. صندوق جمعیت ملل متحد تصریح کرد که در سال روان، نزدیک به چهار میلیون و ۵۰۰ هزار دختر در معرض ختنه قرار دارند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 136 بازدید

سازمان ملل متحد در جنیوا در واکنش به بسته‌ماندن مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، گفته است که هر دختری بدون استثنا شایسته‌‌ی امنیت، فرصت و امید آموزش است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۹ حمل) با انتشار پیامی از یک دختر افغانستان در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هر دختری شایسته امنیت، فرصت و امید آموزش است و آموزش نمی‌تواند به تعویق انداخته شود. در این پیام آمده است: «آموزش نمی‌تواند برای هیچ کودکی به تأخیر بیفتد.» دو روز پیش سال آموزشی ۱۴۰۵ در افغانستان آغاز شد؛ اما دختران بالاتر از صنف ششم هم‌چنان از رفتن به مکتب بازداشته شدند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان در ۱۴۰۰، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع قرار داد. در نزدیک به پنج سال گذشته، نهادهای بین‌المللی و کشورها، بارها خواستار بازگرداندن حق آموزش دختران در افغانستان شده‌اند. سازمان ملل متحد افزوده است که در ۲۷۳ میلیون کودک در سراسر جهان از آموزش بازمانده‌اند؛ رقمی که برای هفتمین سال پی‌هم افزایش یافته است. به گفته‌ی این نهاد، از ۲۰۱۵ میلادی به این‌ سو روند نگه‌داشتن کودکان در مکتب در سراسر جهان کند شده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 66 بازدید

منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان باید نقشی فعال و اثرگذار در جامعه داشته باشند. خانم باختری این اظهارات را در نشست که توسط صندوق ادغام اتریش برگزار شده بود، مطرح کرده و بر اهمیت توان‌مندسازی، مشارکت و نقش زنان در زندگی اجتماعی تاکید کرده و گفته است که حمایت بین‌المللی از زنان و دختران افغانستان در شرایط دشوار کنونی ضروری است. وی با اشاره به محدودیت‌هایی که زنان و دختران افغانستان با آن مواجه‌‌اند، تاکید کرد که آنان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان، از جمله آموزش، محروم شده‌ و وضعیت‌شان روزبه‌روز رو به وخامت است. همچنین سفیر افغانستان در اتریش، بر ضرورت همبستگی جهانی برای حمایت از زنان تاکید کرده است. منیژه باختری در ادامه تاکید کرده است: «ما متعهد به حمایت از زنان و دختران در افغانستان و ترویج شمولیت، تاب‌آوری و مشارکت آن‌ها در جامعه هستیم.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی نزدیک به پنج سال گذشته، زنان و دختران افغانستان با بیش از ۹۰ فرمان، از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم شده و به حاشیه رانده شده‌اند. خواست‌های جهانی برای لغو این محدودیت‌ها تاکنون بی‌نتیجه باقی مانده است. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 81 بازدید

موسسه ورلد ویژن در تازه‌ترین مورد، درباره فقر گسترده و گرسنگی ناشی از آن در افغانستان هشدار داده و می‌گوید که بسیاری از خانواده‌های افغانستان مجبورند برای تامین نیازهای فوری، مواد غذایی مغذی را که تولید می‌کنند، بفروشند. این موسسه با نشر گزارشی هشدار داده است که بسیاری از خانواده‌ها قدرت خرید خود را از دست داده‌اند. موسسه ورلد ویژن فروپاشی اقتصادی، شوک‌های اقلیمی و کمبود پول نقد را جز چالش‌های عمده فراروی خانواده‌ها در افغانستان یاد کرده است و گفته است که این چالش‌ها بیشترین آسیب را به خانواده‌ها وارد کرده است. بر مبنای این گزارش، چالش‌های فوق باعث افزایش کار کودکان، ترک مکتب و مواجهه کودکان با گرسنگی شده است؛ شرایطی که خطرات حفاظتی را نیز تشدید کرده است. در ادامه آمده است که افزون بر موارد فوق، خشک‌سالی‌های طولانی‌مدت، کمبود آب و تخریب محیط‌زیست در افغانستان به‌شدت بر زراعت و معیشت‌های روستایی تاثیر گذاشته و تولید غذا و درآمد خانواده‌ها را نیز به‌شدت کاهش داده است. موسسه ورلد ویژن در ادامه تاکید کرده است که بی‌جاشدن‌های ناشی از تغییرات اقلیمی افزایش چشمگیری داشته است و صدها هزار نفر مجبور به مهاجرت شده‌اند؛ امری که دسترسی به غذا، آب، خدمات صحی و محیط‌های باثبات مراقبتی را بیشتر مختل کرده است. این موسسه با اشاره به عدم آگاهی خانواده‌ها درباره غذاهای مغذی، از مکتب به عنوان یک بستر مهم برای افزایش آگاهی یاد کرده است. با این‌حال ورلد ویژن گفته است که محدودیت آموزش دختران فراتر از صنف ششم باعث شده است تا زمینه آگاهی آنان نیز محدود شود؛ چالشی که به طور کلی فقر و نابرابری‌های جنسیتی را بیش از پیش تشدید می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 128 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین مورد خواستار بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم و پایان دادن به نقض حقوق بشر در افغانستان شده است. اين نهاد به مناسبت آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از چهار سال است که زنان و دختران در افغانستان از آموزش و تحصیل محروم هستند. در اعلامیه تاکید شده است که حکومت سرپرست افغانستان باید به سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود پایان داده و به دختران اجازه دهند به مکتب بازگردند. سازمان عفو بین‌الملل در ادامه افزوده است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ در افغانستان، این کشور در سراشیبی نقض حقوق بشر قرار گرفته است. این نهاد نوشته: «افغانستان همچنان کانون نقض حقوق بشر است. زنان از تمام جنبه‌های زندگی محروم شده‌اند، سوءاستفاده‌هایی مانند شکنجه و بدرفتاری، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدید شدن‌های اجباری، سانسور و موارد دیگر، با مصونیت مطلق ادامه دارد.» همچنین تارینا ودود، مدافع حقوق بشر گفته است: «برای من تعجب‌آور است که چگونه جامعه بین‌المللی هنوز انتظار دارد به حقوق بشر در افغانستان احترام گذاشته شود.» سازمان عفو بین‌الملل تصریح کرد در حالی که مردم افغانستان همچنان در این کابوس بی‌پایان گرفتار هستند، جامعه بین‌المللی هیچ اقدام معناداری انجام نداده است. این نهاد گفته: «سخنان تند این سرکوب‌ها و محدودیت‌ها را متوقف نمی‌کند؛ اقدامات قاطع این کار را خواهد کرد. دولت‌ها و جامعه‌ی جهانی باید برای پایان دادن به این چرخه سرکوب در افغانستان گام بردارند.» در حالی سازمان عفو بین‌الملل از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 102 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که بیشتر کودکانی که او در سراسر افغانستان ملاقات کرده، می‌خواهند پزشک شوند تا بتوانند به شهروندان خدمت کنند. آقای اویواله با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که صداهای کودکان افغانستان الها‌م‌بخش همه تلاش‌هایی است که یونیسف انجام می‌دهد تا اطمینان حاصل کند که آن‌ها بتوانند به رویاها و آرزوهای خود دست یابند. نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان، خواستار فرصت برابر برای همه کودکان در سراسر کشور شده است. این در حالی است که کودکان زیادی در بخش‌های دورافتاده‌ی افغانستان، از دسترسی به خدمات آموزشی رسمی محروم هستند. کم‌بود و نبود مکتب در محل زندگی و ناداری، از مهم‌ترین عامل‌های بازماندن کودکان از دسترسی به خدمات آموزشی گفته شده است. در حالی نماینده‌ی یونیسف خواستار حمایت از آموزش کودکان می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب