برچسب: محدودیت

3 هفته قبل - 92 بازدید

اندریکا راتواته، معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که یکی از «شدیدترین و پیچیده‌ترین» بحران‌های حفاظتی جهان در افغانستان در حال رخ دادن است. آقای راتواته که به تازگی ماموریتش در افغانستان پایان یافته است، در مقاله‌ای در نشریه موسوم به «کرونیکل» ملل متحد گفته است که در کنار دیگر بحران‌ها «محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت» که دسترسی زنان و دختران را به آموزش، اشتغال، مشارکت عمومی و خدمات اساسی به شدت محدود کرده، وضعیت بحرانی کشور را تشدید کرده است. وی تاکید کرده است که این محدودیت‌ها توان تاب‌آوری نیمی از جمعیت افغانستان را تضعیف کرده و به‌طور جدی ظرفیت بازیگران بشردوستانه را برای ارائه کمک‌های اصولی و فراگیر محدود ساخته است. او افزوده است: «ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، منع اشتغال زنان در بخش‌های کلیدی و محدودیت‌های مستمر بر کارکنان زن در حوزه کمک‌های بشردوستانه، همگی به افزایش خطرات حفاظتی انجامیده‌اند. در چنین محیط شکننده‌ای، تنش‌های ژئوپولیتیکی و بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز فشار مضاعفی وارد می‌کنند.» همچنین او در بخشی از مقاله‌اش گفته است که همزمان با این افغانستان یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران در تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند که طی دو سال گذشته، حدود ۵ میلیون تن از کشورهای همسایه بازگشته‌اند که معادل افزایش تقریباً ۱۰ درصدی جمعیت کشور است. معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد تصریح کرد که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۲.۸ میلیون شهروندان افغانستان بازگشته‌اند که بالاترین رقم سالانه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه پیشین ملل متحد در افغانستان در بخشی از مقاله‌اش می‌گوید که افغانستان همچنین با مجموعه‌ای از بلایای مرتبط با اقلیم مواجه است. سال‌ها خشکسالی منابع آب زیرزمینی را به تحلیل برده، کشت‌زارها را نابود کرده و نظام‌های کشاورزی را تضعیف کرده است؛ در حالی که سیلاب‌ها، رانش زمین و زمین‌لرزه‌های مکرر همچنان خانه‌ها، معیشت مردم و زیرساخت‌های حیاتی را ویران می‌کنند. وی افزوده است که این شوک‌های محیط‌زیستی با شکنندگی‌های اجتماعی-اقتصادی در هم تنیده‌اند و بیش از ۷۰ درصد خانوارها از کمبود مصرف غذایی کافی گزارش داده‌اند و بسیاری برای بقا به راهبردهای بحرانی همچون فروش دارایی‌های مولد، ازدواج زودهنگام یا کاهش دسترسی به خدمات سلامت و آموزش متوسل می‌شوند. در این مقاله گفته شده است که در مجموع، این عوامل، بحرانی چندلایه در حوزه حفاظت ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها تن را در معرض محرومیت شدید قرار می‌دهد. آقای راتواته از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی همچون معاون یوناما در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان فعالیت کرده است. سازمان ملل متحد روز گذشته گفت که برونو ژرژ لمرکی، مقام فرانسوی این نهاد، به‌عنوان معاون نماینده ویژه ملل متحد در افغانستان و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه جدید این سازمان گماشته شده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 106 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان یکی از پایین‌ترین نرخ‌های سواد زنان را در جهان دارد. استیفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل به نقل از گزارش یونیسف، در یک کنفرانس خبری گفته است که ممکن است افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۲۰ هزار معلم زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند صحی را به دلیل محدودیت‌ها از دست بدهد. آقای دوجاریک در این نشست خبری تاکید کرده است که ممنوعیت آموزش و کار زنان همچنان ادامه دارد. یونیسف می‌گوید این محدودیت‌ها همین اکنون نیز سالانه حدود ۸۴ میلیون دالر زیان اقتصادی برای کشور به‌همراه دارد. همچنین سازمان ملل به درگیری میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان اشاره کرده و افزوده که حمله پاکستان بر کنر هفت کشته و ۷۹ زخمی، شامل ۱۳ زن و ۳۲ کودک، برجا گذاشته است. طبق گزارش، تا کنون بیش از ۱۰۰ هزار تن در نتیجه این درگیری‌ها بی‌جا شده‌اند. در حالی سازمان ملل متحد از محدودیت‌ها انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 76 بازدید

وزارت دفاع بریتانیا از پناه‌جویان افغانستانی که نامه‌ی پذیرش این کشور را دارند، خواست خودشان راهی برای خروج از افغانستان پیدا کنند. لوک پولارد، در نامه‌ای به پارلمان بریتانیا نوشته است که نزدیک به ۹ هزار افغانستانی واجد شرایط انتقال به بریتانیا و منتظر جابه‌جایی‌ هستند. آقای پولارد در کنار آن تاکید کرد که این افراد هیچ کمکی از سوی بریتانیا برای خروج از افغانستان دریافت نخواهند کرد. وزیر دفاع بریتانیا در ادامه افزوده است که این افراد «هر زمان که بتوانند، باید خود را به یک کشور ثالث برسانند» و در آن‌جا تا سال ۲۰۲۸ میلادی، کمک‌های مربوط به مسکن و ویزا دریافت خواهند کرد. وی تصریح کرد که برخی از افراد واجد شرایط، امسال خودشان به کشورهای ثالث مانند پاکستان رفته‌اند. او تصریح کرد: «پس از مشاهده شواهد بیشتر از جابه‌جایی‌های موفق شخصی، و پس از ارزیابی دوباره خطرات این گروه و عوامل دیگر، از جمله صرفه‌جویی برای مالیه‌دهندگان، تصمیم گرفته‌ایم به کمک‌ها در داخل افغانستان برای خروج پایان دهیم.» همچنین اداره حسابرسی ملی بریتانیا در ماه مارچ اعلام کرده بود اگر روند انتقال افغانستانی‌ها سرعت نگیرد، دولت نزدیک به سه سال دیگر زمان نیاز خواهد داشت تا همه افرادی را که پناه در بریتانیا به آنان وعده داده شده منتقل کند. برنامه‌های اسکان مجدد افغانستانی‌ها در ماه جولای سال گذشته به روی متقاضیان جدید بسته شد. اندکی بعد از آن فاش شد که وزارت دفاع بریتانیا مسوول یک نشت گسترده اطلاعاتی درباره مشخصات متقاضیان بوده است؛ رخدادی که به گفته این وزارتخانه، جان هزاران نفر را به خطر انداخت. این خانواده‌ها به دلیل همکاری سابق خود با نیروهای بریتانیایی در افغانستان، یا به دلیل افشای اطلاعات‌شان، واجد شرایط انتقال به بریتانیا شناخته شده‌اند. همچنین سارا دی یونگ، از بنیان‌گذاران ائتلاف «سُلحه» که به مترجمان نظامی پیشین افغانستان کمک می‌کند، گفت: «اعلام وزارت دفاع برای توقف حمایت در داخل افغانستان جهت خروج امن، برای افغان‌هایی که پیشنهاد انتقال دارند شوک کامل خواهد بود. این‌که برخی توانسته‌اند فرار کنند، به این معنا نیست که این گزینه برای همه در دسترس است.» وی در ادامه تاکید کرده است: «کسانی که نمی‌توانند برای گرفتن اسناد از مخفیگاه بیرون شوند و توان مالی پرداخت هزینه‌های بسیار بالای ویزا را ندارند، اکنون رها شده‌اند. این بیانیه همچنین مشکلات امنیتی جاری میان پاکستان و افغانستان را نادیده می‌گیرد؛ مسأله‌ای که جابه‌جایی مستقل را حتی دشوارتر می‌کند.»

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 58 بازدید

سفارت بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که ادامه محدودیت‌ها آینده همه مردم افغانستان را به خطر می‌اندازد. این سفارت در واکنش به گزارش تازه یونیسف درباره کاهش شمار معلمان و کارمندان صحی زن در افغانستان، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اطلاعات ارائه شده از سوی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل نگران‌کننده بوده و نشان می‌دهد که سیاست‌های محدودکننده چه آسیب‌های بلندمدتی در افغانستان ایجاد کرده است. سفارت بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌ها در برابر آموزش دختران و کار زنان، آینده همه مردم افغانستان را به خطر می‌اندازد و این اقدامات محدود‌کننده باید هر چه زودتر لغو شود. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل روز گذشته (سه‌شنبه، ۸ ثور) هشدار داده بود که ادامه محدودیت‌ها بر آموزش دختران و کار زنان در افغانستان می‌تواند کشور را تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۲۵ هزار معلم و کارمند زن در بخش صحت روبرو کند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 62 بازدید

فیفا یا فدراسیون جهانی فوتبال در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به تیم فوتبال زنان پناه‌جوی افغانستان اجازه داده است تا در رقابت‌های بین‌المللی تحت نظارت این نهاد شرکت کند. فیفا با نشر اعلامیه گفته است که این تصمیم، در نشست شورای فیفا در شهر ونکوور کانادا اتخاذ شده و براساس آن، تیم «زنان افغان متحد» (Afghan Women United) به‌عنوان یک تیم واجد شرایط به‌رسمیت شناخته شده است. در گزارش‌ها آمده است، این تیم که متشکل از بازیکنان پناه‌جوی افغانستانی است، پس از ترک افغانستان در پی محدودیت‌ها، در کشورهای مختلف از جمله استرالیا، امریکا و اروپا به فعالیت خود ادامه داده‌اند. همچنین اعلامیه به نقل از جیانی اینفانتینو، رییس فیفا نوشته است که این تصمیم به هدف فراهم‌سازی فرصت برای تیم‌هایی اتخاذ شده که امکان ثبت تیم ملی رسمی در رقابت‌های فیفا را ندارند. قابل ذکر است که تیم زنان افغانستان نمی‌تواند در رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۷ برازیل شرکت کند، اما امکان حضور در رقابت‌های انتخابی المپیک ۲۰۲۸ لاس‌آنجلس را خواهد داشت. نخستین گام برای به‌رسمیت شناختن این تیم در سال گذشته برداشته شد؛ زمانی که آن‌ها در یک تورنمنت در مراکش به میدان رفتند. تیم فوتبال زنان افغانستان آخرین بار در سال ۲۰۱۸ میلادی به‌صورت رسمی بازی کرده بود. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، ورزش زنان در کشور ممنوع شد و بسیاری از بازیکنان، کشور را ترک کردند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 144 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که ممنوعیت آموزش و کار زنان و دختران توسط حکومت سرپرست، سالانه ۵.۳ میلیارد افغانی، معادل ۸۴ میلیون دالر آمریکایی، به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که این مقدار، معادل ۰.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افغانستان در سال ۲۰۲۳ میلادی است. در گزارش آمده است که این ضررها به مرور زمان انباشته می‌شوند و مسیر رشد آینده‌ی کشور را کاهش داده و چشم‌انداز بهبود پایدار را تضعیف می‌کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد گفته است فراتر از ضررهای کلان اقتصادی، فوری‌ترین خطر، فرسایش سیستم‌های آموزشی و صحی در افغانستان است. این نهاد افزوده است که بدون ورود زنان و دختران جوان به نیروی کار ماهر، این بخش‌ها با کمبود فزاینده‌ی نیروی کار در آینده مواجه خواهند شد که مستقیما بر دسترسی زنان و کودکان به خدمات تأثیر خواهد گذاشت. یونیسف گفته است که وخامت وضعیت ناشی از این کار، بر سلامت مادران و کودکان تأثیر می‌گذارد و هزینه‌های بین‌نسلی را به همراه خواهد داشت که بسیار فراتر از بحران فعلی است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که از سال ۲۰۲۴ میلادی تا اکنون ۳.۸ میلیون دختر هفت تا ۱۸ ساله در افغانستان از دسترسی به مکتب محروم مانده‌اند که شامل ۲.۶ میلیون دختر نوجوان می‌شود. یونیسف گفته است که در پنج سال گذشته، دست‌کم یک میلیون دختر مستقیما تحت تأثیر محدودیت‌های وضع‌شده از سوی طالبان بر آموزش متوسطه قرار گرفته‌اند. این نهاد هشدار داده است که اگر این محدودیت‌ها ادامه یابد، دختران محروم از آموزش در افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی از دو میلیون نفر فراتر خواهد رفت. حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را تا اطلاع ثانوی ممنوع کردند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 103 بازدید

وزارت عدلیه‌ی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هبت‌الله آخوندزاده، رهبر دولت «قانون مبلغین» را توشیح کرده است و این قانون در جریده رسمی شماره «۱۴۸۳» نشر شده است. این وزارت امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این قانون شامل یک مقدمه، سه باب، دو فصل و ۱۷ ماده است و وزارت امر به معروف و نهی از منکر مسوولیت تطبیق آن را به عهده دارد. در ماده ششم این قانون که شرایط و صفات «مبلغ» توضیح داده شده است، آمده است: «مبلغ باید مسلمان و حنفی‌مذهب باشد، مکلف (عاقل و بالغ) باشد و به چیزی که به آن دعوت می‌کند، علم داشته باشد.» همچنین در ماده دهم این قانون نیز آمده است که داعی یا مبلغ مکلف است که هنگام دعوت «ضوابط» ذیل را رعایت کند: «دعوت مطابق مذهب حنفی، اجتناب از بیان مسائل اختلافی فروعی، خودداری از بردن اشخاص نابالغ و زنان با خود در وقت دعوت، اداره نمودن مبلغین به رهبری علما.» براساس این قانون حکومت فعلی، پیروان سایر مذاهب اسلامی در افغانستان، از جمله شیعیان، برای تبلیغ، واجد شرایط دانسته نشده است. حکومت سرپرست در این قانون مبلغین را مکلف کرده‌اند: «در زمینه‌ی بیان فضیلت علم، آموزش ایمان و عقیده اهل سنت و جماعت، آموزش تمام عبادات، بیان فضیلت جهاد و ذکات، آموزش حقوق والدین، اولاد، همسایه، شوهر و خانم و حقوق عام زنان، بیان اطاعت امیر، فرضیت حجاب، اخلاق نیک، آداب مسجد و سایر مسایل مهم دعوت انجام دهند.» حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، تمام قوانین و مقررات افغانستان را براساس فقه حنفی تنظیم کرده و این مذهب را به‌عنوان مذهب رسمی افغانستان اعلام کرده‌اند. همچنین حکومت سرپرست رسیمت مذهب شیعه را در افغانستان لغو کرده‌ است و در موارد مختلف، پیروان این مذهب را مکلف به رعایت قوانین و مقررات خود مطابق فقه حنفی دانسته‌ است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 105 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بسیاری‌ها هنوز در افغانستان به خدمات اولیه صحی دسترسی ندارند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت صندوق امانی افغانستان در سازمان ملل و نهاد «ECHO» در حال ارایه خدمات اولیه به آسیب‌پذیرترین افراد است. در پیام آمده است که حتا در ولسوالی پغمان کابل، بیماران ساعت‌ها راه را طی می‌کنند تا به تنها کلینیک در این منطقه برسند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل گفته است که افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۲۵ هزار معلم زن و کارمند صحی را از دست بدهد. باید گفت که حکومت سرپرست در برخی ولایت‌ها مانع دسترسی زنان بدون محرم به خدمات پزشکی شده‌اند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، گفته است که حکومت فعلی مانع دسترسی زنان به خدمات صحی شده و این حق را نقض کرده‌اند. در حالی اوچا این گزارش را از دسترسی به خدمات اولیه صحی ارائه می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 92 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که ادامه محدودیت‌ها بر آموزش دختران و کار زنان در افغانستان می‌تواند این کشور را تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۲۵ هزار معلم و کارمند زن در بخش صحت روبرو کند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) با نشر گزارشی گفته است که این محدودیت‌ها هم‌اکنون نیز کودکان را از آموزش و خدمات صحی محروم کرده و بر اقتصاد و خدمات اساسی تاثیر منفی گذاشته است. در گزارش آمده است که بیش از یک میلیون دختر از زمان ممنوعیت آموزش متوسطه توسط حکومت سرپرست در سال ۲۰۲۱ میلادی از حق آموزش محروم شده‌اند و در صورت ادامه این وضعیت، این رقم تا سال ۲۰۳۰ به بیش از دو میلیون تن خواهد رسید. در گزارش آمده است که افغانستان با یک بحران دوگانه روبرو است؛ از یک‌سو نیروهای متخصص زن را از دست می‌دهد و از سوی دیگر، امکان تربیه نسل جدید برای جایگزینی آن‌ها محدود شده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی ممکن است حدود ۲۰ هزار معلم زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند زن بخش صحت از دست بروند. در این گزارش همچنین آمده است که کاهش شمار کارمندان زن در بخش صحت می‌تواند دسترسی زنان به خدمات درمانی، به‌ویژه در بخش صحت مادر و کودک، را محدود کند. یونیسف تاکید کرده است که محدودیت‌ها بر آموزش و کار زنان سالانه حدود ۸۴ میلیون دالر به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. در حالی یونیسف از محدودیت‌های حکومت فعلی انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 120 بازدید

گل‌چهره وقتی به دنیا آمد، کسی برایش جشن نگرفت. در خانه‌ای گِلی، در یکی از کوچه‌های دورافتاده‌ی تخار، تولد دختر بیشتر شبیه خبری عادی بود تا اتفاقی خوش. مادرش بعدها برایش گفته بود آن روز هوا سرد بود و باد از لای درزهای دیوار می‌وزید. او را در پارچه‌ای کهنه پیچیده بودند تا از سرما در امان بماند. اما شاید هیچ‌کس نمی‌دانست آن سرما، فقط سرمای هوا نبود؛ سرمایی بود که قرار بود تا آخر عمر در زندگی گل‌چهره باقی بماند. کودکی‌اش کوتاه بود؛ خیلی کوتاه‌تر از آن‌چه باید می‌بود. هنوز درست بازی کردن را یاد نگرفته بود، هنوز عروسک‌هایش را خوب نشناخته بود که کم‌کم فهمید در این دنیا، دختر بودن یعنی زود بزرگ شدن. وقتی دخترهای هم‌سنش در کوچه‌ها می‌دویدند، او کنار مادرش می‌نشست و به نخ و سوزن نگاه می‌کرد یا ظرف‌های خاک‌گرفته را می‌شست. اما در دلش چیزهای دیگری می‌گذشت. گاهی وقتی از دور صدای مکتب می‌آمد، صدای خنده‌ی دخترهایی که کتاب به بغل داشتند، دلش می‌خواست بداند در آن کتاب‌ها چه نوشته شده است. اما این خواستن‌ها جایی نداشت. در خانه‌ی آن‌ها، نان مهم‌تر از رؤیا بود. سال‌ها به همین شکل گذشت تا این‌که یک روز همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز، مادرش کمتر حرف می‌زد و پدرش با مردی غریبه در گوشه‌ی اتاق آهسته صحبت می‌کرد. گل‌چهره نمی‌فهمید چه می‌گویند، اما از نگاه‌هایشان ترسیده بود. شب که شد، مادرش آمد، کنارش نشست، دستش را گرفت و گفت: «دخترم، قسمتت همین بوده.» این جمله را بعدها بارها در زندگی‌اش شنید؛ جمله‌ای که همیشه به‌جای پاسخ، به‌جای انتخاب و به‌جای حق، به او داده می‌شد. پانزده‌ساله بود که عروس شد؛ نه با شادی، نه با موسیقی، نه با لبخندی واقعی. فقط چند زن آمدند، چادری سفید روی سرش انداختند و او را به خانه‌ای بردند که قرار بود «خانه‌اش» باشد. اما از همان لحظه‌ای که قدم به آن خانه گذاشت، فهمید این‌جا جایی برای او نیست. شوهرش مردی میان‌سال بود، با صورتی خسته و نگاهی که هیچ گرمایی در آن نبود. اما آن‌چه بیشتر گل‌چهره را ترساند، حضور زن دیگری در خانه بود؛ زن اول. زنی که سال‌ها در آن خانه زندگی کرده بود و حالا باید حضور یک دختر نوجوان را در کنار خود تحمل می‌کرد. نگاه‌های آن زن، پر از حرف‌های ناگفته بود؛ حرف‌هایی از خشم، تحقیر، حسادت و شاید هم درد. اما سخت‌تر از آن، فرزندان زن اول بودند. بعضی از آن‌ها از خود گل‌چهره بزرگ‌تر بودند. آن‌ها او را «مادر» صدا نمی‌کردند، حتی نامش را هم با احترام نمی‌گفتند. برایشان او فقط غریبه‌ای بود، مزاحمی که نباید در آن خانه می‌بود. روزهای اول، گل‌چهره سعی کرد همه‌چیز را تحمل کند. صبح زود بیدار می‌شد، کارهای خانه را انجام می‌داد، نان می‌پخت، آب می‌آورد و لباس می‌شست. کمتر حرف می‌زد و بیشتر سکوت می‌کرد. فکر می‌کرد اگر آرام باشد، اگر کاری نکند که کسی را ناراحت کند، شاید زندگی کمی نرم‌تر شود. اما زندگی در آن خانه به این سادگی‌ها تغییر نمی‌کرد. اولین بار که به او توهین شد، شوکه شد. کلمه‌ها مثل سنگ به سویش پرتاب می‌شدند: «بی‌ارزش»، «بی‌جا»، «دختر اضافی». این واژه‌ها کم‌کم به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شدند. بعد از آن، دست‌ها هم وارد شدند؛ سیلی‌هایی که ناگهانی فرود می‌آمدند، لگدهایی که از پشت می‌خورد، موهایی که کشیده می‌شدند. هر بار که درد می‌کشید، به خودش می‌گفت شاید این آخرین بار باشد. اما آخرینی در کار نبود. سال‌ها گذشت و گل‌چهره سه فرزند به دنیا آورد. وقتی نخستین کودکش را در آغوش گرفت، اشک ریخت؛ نه فقط از درد زایمان، بلکه از امید. امیدی که می‌گفت حالا شاید کسی او را جدی بگیرد، حالا شاید جایگاهش در خانه محکم‌تر شود. اما این امید هم، مثل بسیاری از امیدهای دیگرش، آرام‌آرام خاموش شد. زندگی‌اش تبدیل شده بود به چرخه‌ای تکراری از کار، توهین و خشونت. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او در گوشه‌ای می‌نشست، زخم‌هایش را لمس می‌کرد و بی‌صدا گریه می‌کرد. نمی‌خواست کسی صدایش را بشنود؛ شاید چون می‌دانست شنیده شدن هم چیزی را تغییر نمی‌دهد. گاهی به خانه‌ی پدرش فکر می‌کرد، اما آن‌جا هم پناهی نداشت. همان‌ها بودند که او را فرستاده بودند. اگر برمی‌گشت، شاید سرزنش می‌شد، شاید دوباره مجبورش می‌کردند به همان خانه بازگردد. پس ماند؛ با همه‌ی دردها و همه‌ی ترس‌ها. فرزندان زن اول هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، خشونت‌شان هم بیشتر می‌شد. انگار گل‌چهره برایشان نماد تمام ناعدالتی‌هایی بود که فکر می‌کردند در حق‌شان شده است. خشم‌شان را بر سر او خالی می‌کردند، بی‌آن‌که لحظه‌ای فکر کنند او خود قربانی است. روز آخر، هیچ نشانه‌ای نداشت که قرار است پایان باشد. صبح مثل همیشه آغاز شد. گل‌چهره بیدار شد، نان پخت، کودکانش را آماده کرد. شاید حتی لحظه‌ای لبخند زد، وقتی یکی از بچه‌هایش چیزی گفت. اما این لحظه‌های کوچک، خیلی زود در تاریکی گم شدند. نمی‌دانیم دقیقاً چه شد که آن روز خشونت به اوج رسید. شاید حرفی ساده، شاید سوءتفاهمی کوچک، شاید فقط انباشت سال‌ها خشم. اما آن‌چه رخ داد، چیزی فراتر از یک دعوای معمولی بود. آن‌ها به سراغش آمدند؛ با فریاد، با خشم، با دست‌هایی که دیگر هیچ کنترلی نداشتند. ضربه‌ها یکی پس از دیگری بر بدنش فرود آمدند. گل‌چهره سعی کرد خودش را جمع کند، سعی کرد از خود محافظت کند، اما توانش را نداشت. بدنش سال‌ها بود که زیر بار خشونت خم شده بود. هیچ‌کس جلوشان را نگرفت؛ نه شوهرش، نه کسی دیگر. انگار در آن لحظه، جان گل‌چهره ارزشی نداشت. وقتی افتاد، شاید هنوز زنده بود. شاید هنوز امید داشت کسی کمکش کند. اما کمکی نیامد. فقط سکوت بود و نفس‌هایی که آرام‌آرام قطع شدند. مرگش آرام نبود؛ نتیجه‌ی سال‌ها دردی بود که در یک لحظه جمع شد و پایان داد. بعد از آن، خانه دوباره ساکت شد؛ همان‌طور که همیشه بود. اما این‌بار سکوتش سنگین‌تر بود، چون دیگر گل‌چهره‌ای نبود که در آن گوشه نفس بکشد. سه کودکش حالا بدون مادر مانده‌اند. کودکانی که شاید هنوز معنای مرگ را نمی‌دانند، اما جای خالی مادر را حس می‌کنند. شاید شب‌ها به دنبالش بگردند، شاید صدایش کنند و پاسخی نگیرند. داستان گل‌چهره، داستانی است که در بسیاری از خانه‌ها تکرار می‌شود؛ نه همیشه با این پایان، اما با همان درد، همان سکوت و همان بی‌پناهی. او می‌توانست زندگی دیگری داشته باشد. می‌توانست درس بخواند، می‌توانست انتخاب کند، می‌توانست بخندد. اما هیچ‌کدام از این‌ها برایش ممکن نشد. در نهایت، آن‌چه از گل‌چهره باقی ماند، فقط نامی است و خاطره‌ای تلخ. نامی که شاید به‌زودی فراموش شود، اما داستانش ـ اگر کسی آن را بگوید ـ می‌تواند یادآور این باشد که هنوز، در گوشه‌هایی از این جهان، زنانی هستند که در سکوت رنج می‌کشند و در همان سکوت از بین می‌روند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب