برچسب: محدودیت

2 هفته قبل - 67 بازدید

محبوبه ابراهیمی، شاعر، نویسنده و مستندساز معاصر افغانستان، یکی از چهره‌های برجسته نسل شاعران مهاجر این کشور است. او در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در شهر قندهار به دنیا آمد، شهری که سال‌های طولانی جنگ و ناآرامی را تجربه کرده و بی‌تردید بر شکل‌گیری نگاه انسانی، اجتماعی و ادبی او تأثیر عمیقی گذاشته است. زندگی محبوبه ابراهیمی با تجربه مهاجرت گره خورده و همین تجربه یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های الهام او در شعر و مستندسازی محسوب می‌شود. پس از مهاجرت، محبوبه ابراهیمی مدتی در مشهد و سپس در تهران ساکن شد. سال‌های مهاجرت برای او نه تنها جابه‌جایی جغرافیایی، بلکه دوره‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت فردی و ادبی بود. او در مصاحبه‌های خود گفته است: «من زمانی خودم را شناختم که در خانه و مدرسه با لهجه‌های متفاوت گپ می‌زدم. دید از بالا به پایین معلمان و صنف‌ها همیشه وجود داشت و صفت «افغانی» حکم دشنام داشت. به جبرانش تلاش می‌کردم متفاوت باشم، بهترین نمره‌ها را می‌گرفتم، تئاتر بازی می‌کردم و بهترین دکلمه را در شعر داشتم. ادبیات مرهم بود؛ راه فرار از همه آنچه که خوش نداشتم، اما روی زندگی‌ام سایه انداخته بود.» نخستین مجموعه شعر محبوبه ابراهیمی با عنوان «بادها خواهران من‌اند» در سال ۱۳۸۶ توسط انتشارات سوره مهر در تهران منتشر شد. این مجموعه شامل ۱۴ غزل، ۲ چهارپاره و ۱۰ شعر سپید است و نشان می‌دهد که شاعر در عین پایبندی به سنت‌های شعری فارسی، نگاه و زبانی معاصر دارد. مضامین اصلی این مجموعه شامل مهاجرت، جنگ، آوارگی، رنج‌های اجتماعی و به‌ویژه زندگی زنان افغانستان است. شعرهای ابراهیمی تجربه‌های فردی و جمعی را در هم می‌آمیزند و تصویری انسانی و صمیمی از واقعیت‌های جامعه افغانستان ارائه می‌دهند. از دیگر مجموعه‌های شعری محبوبه ابراهیمی می‌توان به «مجنون، لیلی و بچه‌ها» اشاره کرد. آثار او همواره میان تلخی و امید حرکت می‌کنند و نشان می‌دهند که شاعر در دل رنج‌ها به زندگی و ادامه دادن چشم دوخته است. شعرهای او علاوه بر انعکاس تجربه زیسته، صدای اعتراض و انتقاد اجتماعی نیز هستند و نگاه زنانه و انسانی او را به وضوح نشان می‌دهند. محبوبه ابراهیمی در اواسط دهه هشتاد خورشیدی به افغانستان بازگشت و با اندوخته‌های ادبی و هنری خود به فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای پرداخت. او به عنوان گرداننده برنامه‌های ادبی در تلویزیون تمدن فعالیت داشت و نقش مهمی در معرفی شعر و ادبیات معاصر افغانستان ایفا کرد. با ادامه ناآرامی‌ها و محدودیت‌های اجتماعی، او بار دیگر مهاجرت کرد و اکنون در سوئد زندگی می‌کند و به فعالیت‌های ادبی و هنری خود ادامه می‌دهد. فعالیت هنری محبوبه ابراهیمی تنها به شعر و نویسندگی محدود نمی‌شود؛ او در حوزه مستندسازی نیز فعالیت گسترده دارد. مستندهای او عمدتاً به زندگی مردم افغانستان، پیامدهای جنگ، تلاش برای بقا و حفظ کرامت انسانی می‌پردازند. او می‌گوید: «مردم، مبارزه و حق! مردم و حقیقت زندگی بعد از جنگ و واقعیت‌هایی که هست، زیبایی‌هایی که هنوز زنده‌اند و فرهنگ غنی و سالمی که هنوز در زندگی انسان افغانستانی جاری است. مستندهایم به شدت انسان‌گرایانه‌اند.» نخستین مستند او با عنوان «تحقیق کوچک» درباره وضعیت باغ‌وحش کابل در دوران جنگ‌های داخلی میان گروه‌های مجاهدین ساخته شد؛ جایی که جنگ از انسان‌ها و حیوانات موجوداتی خشن می‌سازد. این مستند موفق شد جایزه جشنواره فیلم‌های دانشجویی «تل‌آیو» در سال ۲۰۱۰ را کسب کند. دیگر آثار او شامل مستندهایی درباره حضور زنان در مشاغل سنتاً مردانه، چالش‌های کار برای هنرمندان مهاجر و زندگی روزمره مردم افغانستان است. در سوئد، او نیز مستندهایی درباره تجربه مهاجران افغان در جامعه جدید ساخته است. زبان شعری محبوبه ابراهیمی ساده، روان و تصویری است، اما در پس آن لایه‌های عمیق معنایی دیده می‌شود. او زندگی روزمره، رنج‌های انسانی و امید به آینده را با زبانی صمیمی بیان می‌کند و این ویژگی باعث شده شعرهای او هویتی مستقل و قابل تشخیص داشته باشند. زنان در شعر او نه شخصیت‌های حاشیه‌ای، بلکه روایت‌گران زندگی، رنج و امید هستند. زندگی روزمره زنان، محدودیت‌های اجتماعی و مسئولیت‌های سنگین آنان در آثار او بازتاب یافته و این نگاه زنانه به شعرهایش هویت ویژه‌ای بخشیده است. شعر محبوبه ابراهیمی همواره میان واقعیت تلخ و امید پنهان حرکت می‌کند؛ گویی شاعر تلاش دارد در دل ویرانی‌ها امکان زندگی و ادامه دادن را جست‌وجو کند. شعرهای او اغلب روایتگر سکوت‌هایی هستند که کمتر مجال بیان یافته‌اند؛ سکوت زنان، مهاجران و انسان‌هایی که در حاشیه تاریخ ایستاده‌اند. نگاه او به زندگی زنان افغانستانی، تجربه تلخ آوارگی و جنگ، و فریاد اعتراض به نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی را بازتاب می‌دهد. در آثارش، صبح، خانه، کودک، انتظار، مهاجرت و جنگ عناصر اصلی تصویرسازی هستند. او از زبان زنان خانه‌دار و تجربه‌های روزمره آنان سخن می‌گوید و دردها و رنج‌های جامعه‌اش را با صدای زنانه و انسانی به تصویر می‌کشد. نگاه او به زندگی و جامعه، همزمان انسانی، زنانه و اجتماعی است و همین ویژگی شعرهایش را از آثار دیگر شاعران معاصر متمایز می‌کند. نمونه‌ای از شعر محبوبه ابراهیمی حالا که کهکشانِ منی، ماهِ «مشتری»! ناهید و اشک و آینه دارم، نمی‌خری؟! امشب که گیسوانِ زمین فاش می‌شود بردار از سیاهیِ شب‌هایم روسری امشب بیا که بگذرد از سرنوشتِ ما شب‌های بی‌ستاره و شب‌های بی‌پری گفتی که از مساحت دلگیر خانه‌ها تا آسمان، پرنده و فانوس می‌بری برگرد! بارها به دلم قول داده‌ام از باغ چشم‌های خدا، گل می‌آوری نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 79 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاک‌آلود غرب کابل، جایی که دیوارهای گِلی به هم تکیه داده‌اند و پنجره‌ها اغلب با پرده‌های ضخیم پوشانده شده‌اند، زنی زندگی می‌کند که سال‌هاست صدایش از دیوار خانه‌اش بیرون نرفته است. نامش «مهتاب» است؛ سی‌ودوساله، مادر سه کودک، با چهره‌ای که اگر کسی دقیق نگاه کند، می‌تواند خطوطی از رنج‌های فروخورده را در آن ببیند؛ خطوطی که نه با گذر زمان کم‌رنگ شده‌اند و نه با اشک شسته شده‌اند. مهتاب روزی دختر پرشوری بود. در مکتب از شاگردان ممتاز به شمار می‌رفت، همیشه کتابی در دست داشت و معلم ادبیاتش به او می‌گفت صدایت برای خواندن شعر ساخته شده است. اما در هجده‌سالگی، وقتی هنوز آرزو داشت روزی خودش معلم شود، خانواده‌اش تصمیم گرفتند که «وقت عروسی‌اش رسیده است». مردی از فامیل دور که در ظاهر آرام و کم‌حرف بود، خواستگارش شد. گفتند خانه دارد، کار دارد، «مرد زندگی» است. مهتاب چیزی نگفت. در آن خانه، دخترها زیاد سؤال نمی‌پرسند؛ فقط سر خم می‌کنند. شب عروسی‌اش، زیر چراغ‌های رنگی و صدای موسیقی که در کوچه می‌پیچید، دلش بی‌دلیل می‌لرزید. مادرش در گوشش گفت: «صبر کن دخترم، زن باید صبر داشته باشد.» آن جمله سال‌ها بعد مثل پتکی بر سرش فرود آمد؛ چون فهمید صبری که از زن می‌خواهند، گاهی به قیمت جانش تمام می‌شود. شوهرش، نعمت، در آغاز رفتاری عادی داشت؛ نه مهربانی خاصی نشان می‌داد و نه خشونتی آشکار. اما خیلی زود نقاب‌ها کنار رفتند. نخستین بار که صدایش را بلند کرد، به‌خاطر این بود که مهتاب دیر در را باز کرده بود. نخستین بار که دستش را بالا برد، به‌خاطر این بود که چای کمی سرد شده بود. مهتاب با ناباوری به او نگاه می‌کرد؛ انگار مردی که روبه‌رویش ایستاده، همان مردی نیست که در مراسم خواستگاری با صدای آرام حرف می‌زد. خشونت در خانه‌شان آرام‌آرام عادی شد؛ مثل بخار نازکی که ابتدا دیده نمی‌شود اما کم‌کم همه‌جا را می‌گیرد. سیلی‌ها، هل‌دادن‌ها، کشیدن موها و فریادهایی که تا نیمه‌شب ادامه داشت. هر بار که مهتاب می‌گریست، نعمت می‌گفت: «تو مرا عصبانی می‌کنی.» گویی تقصیر از او بود؛ از نفس کشیدنش، از نگاه کردنش، از زنده بودنش. وقتی نخستین طفلش به دنیا آمد، مهتاب امید داشت که پدر شدن، دل نعمت را نرم کند. چند هفته‌ای بهتر شد، اما بعد همه‌چیز به حالت قبل برگشت؛ حتی بدتر. نعمت حالا بهانه‌های بیشتری داشت؛ خرج طفل، بی‌خوابی و فشار کار. خشمش را بر بدن مهتاب خالی می‌کرد و بعد با بی‌اعتنایی به خواب می‌رفت. مهتاب با بدنی کبود و قلبی شکسته، نیمه‌شب طفلش را در آغوش می‌گرفت و آرام زمزمه می‌کرد: «تو مثل من نخواهی شد.» سال‌ها گذشت. سه کودک در خانه قد کشیدند؛ در خانه‌ای که صدای خنده در آن کم بود و صدای فریاد زیاد. همسایه‌ها صداها را می‌شنیدند. دیوارها نازک بودند، اما در کوچه‌های شلوغ کابل هر خانه قصه‌ی خودش را دارد و کسی فرصت ندارد درِ خانه‌ی دیگران را بزند. اگر هم بزند، اغلب می‌گوید: «مسئله‌ی خانوادگی است.» مهتاب چند بار به خانه‌ی پدرش رفت؛ با صورتی کبود و دستی لرزان. مادرش گریه کرد، اما گفت: «دخترم، اگر برگردی، مردم چه می‌گویند؟ سه طفل داری. کجا می‌روی؟» پدرش خاموش بود و نگاهش از شرم پایین افتاده بود. مهتاب فهمید که بازگشتن راه نجات نیست. او میان دو زندان گیر کرده بود؛ زندان خانه‌ی شوهر و زندان قضاوت جامعه. خشونت فقط جسمی نبود؛ کلمات عمیق‌تر می‌بریدند. نعمت می‌گفت: «تو هیچ نیستی. اگر بروی، کسی تو را نمی‌خواهد.» این جمله‌ها مثل میخ در ذهن مهتاب فرو می‌رفت. کم‌کم باور کرد که شاید واقعاً هیچ نیست. اعتمادبه‌نفسش فروریخت. دیگر در آینه به خود نگاه نمی‌کرد. از مهمانی‌ها می‌ترسید، چون می‌دانست اگر اشتباهی کند، شبش به کتک ختم می‌شود. یک شب زمستانی، وقتی برف آرام روی بام‌ها می‌نشست، نعمت دیر به خانه آمد. بوی تند الکل می‌داد. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا طوفان شروع شود. آن شب مهتاب آن‌قدر لت‌وکوب شد که برای لحظه‌ای فکر کرد دیگر نفس نمی‌کشد. کودکانش گوشه‌ی اتاق می‌لرزیدند و گریه می‌کردند. وقتی همه‌چیز تمام شد و خانه در سکوتی سنگین فرو رفت، مهتاب روی زمین سرد افتاده بود و به سقف ترک‌خورده خیره شده بود. در دلش چیزی شکست؛ چیزی فراتر از استخوان یا پوست. در همان لحظه، فکر پایان‌دادن به زندگی مثل نوری تاریک در ذهنش جرقه زد؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر درماندگی. با خود گفت شاید اگر نباشد، همه‌چیز تمام شود؛ فریادها، تحقیرها و ترس‌ها. شاید کودکانش در خانه‌ای آرام‌تر بزرگ شوند. شاید دیگر هر شب با صدای شکستن ظرف یا ضربه‌ی در نلرزند. چند روز بعد، وقتی نعمت بیرون بود، مهتاب به بام خانه رفت. باد سردی می‌وزید و شهر زیر پایش گسترده بود؛ شهری که هزاران زن در آن بی‌صدا رنج می‌کشند. لبه‌ی بام کوتاه بود. فقط یک قدم کافی بود. قلبش تند می‌زد. به پایین نگاه کرد؛ فاصله آن‌قدرها هم زیاد نبود. فکر کرد شاید دردش کوتاه باشد، شاید سقوط پایان همه‌چیز باشد. اما ناگهان صدای خنده‌ی دختر کوچکش از داخل خانه آمد؛ خنده‌ای کوتاه و بی‌خبر از تصمیم مادر. مهتاب چشم‌هایش را بست. تصویر چهره‌ی کودکانش در ذهنش جان گرفت؛ دست‌های کوچکی که هر شب دور گردنش حلقه می‌شد. اشک روی گونه‌هایش جاری شد. پاهایش لرزید. عقب رفت و روی بام نشست. گریست؛ گریه‌ای که سال‌ها در گلویش مانده بود. او نمی‌خواست بمیرد؛ او می‌خواست این زندگیِ خشونت‌آمیز بمیرد. آن روز، وقتی از لبه‌ی بام فاصله گرفت، تصمیم گرفت اگر نمی‌تواند دنیا را عوض کند، حداقل سکوتش را بشکند. روزها طول کشید تا جرأت کند. یک‌بار با شماره‌ای که روی دیوار نانوایی دیده بود تماس گرفت؛ شماره‌ی یک مرکز حمایتی برای زنان. صدای زنی پشت خط گفت: «خواهر، تنها نیستی.» همین جمله‌ی ساده، مثل نوری باریک در تاریکی دلش تابید. راه آسان نبود. تهدیدها ادامه داشت. ترس هنوز در وجودش بود. اما مهتاب حالا می‌دانست که دردش نام دارد: خشونت؛ و خشونت تقدیر نیست. او آهسته‌آهسته شروع به جمع کردن مدارک، فکر کردن به راه‌های قانونی و جست‌وجوی حمایت کرد. هر قدم کوچک برایش شبیه صعود به کوهی بلند بود. شب‌ها هنوز سخت می‌گذرد. هنوز گاهی صدای فریاد در خانه می‌پیچد. هنوز زخم‌های قدیمی روی بدنش هست. اما در درونش چیزی تغییر کرده است. او دیگر آن زن خاموشی نیست که باور کرده «هیچ» است. او زنی است که از لبه‌ی مرگ برگشته؛ زنی که فهمیده بودنش ارزش دارد. و این روایت فقط روایت مهتاب نیست؛ روایت زنانی است که در کوچه‌های خاموش کابل، پشت درهای بسته، میان ماندن و رفتن، میان مرگ و زندگی، هر شب می‌جنگند. زنانی که شاید هنوز بر بام خانه ایستاده‌اند و به پایین نگاه می‌کنند، اما در دل‌شان جرقه‌ای کوچک از امید روشن است؛ جرقه‌ای که اگر کسی دستشان را بگیرد، می‌تواند به شعله‌ای برای نجات تبدیل شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 92 بازدید

امسو یا سازمان حمایت از رسانه‌ها درتازه‌ترین مورد درباره وضعیت خبرنگاران افغانستان در کشورهای ایران و پاکستان ابراز نگرانی کرده است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۱ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که حملات امریکا و اسراییل بر ایران و همچنان تنش‌ها میان حکومت سرپرست افغانستان و پاکستان، خبرنگاران را در شرایط دشوار قرار داده است. سازمان حمایت از رسانه‌ها در ادامه تاکید کرده است که طی دو روز گذشته، دو خبرنگار افغانستان در پاکستان بازداشت شده‌اند و قرار است به‌گونه اجباری به کشور بازگردانده شوند. در بخشی از اعلامیه آمده است: «بازگرداندن اجباری در حالی‌ که این افراد با تهدیدهای جدی امنیتی روبرو هستند، نقض آشکار حقوق بین‌الملل بشر و اصول حمایت از پناهندگان به‌شمار می‌رود.» سازمان امسو از پاکستان خواسته است که اخراج اجباری خبرنگاران افغانستان را متوقف کند. سازمان حمایت از رسانه‌ها در ادامه افزوده است که نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل باید اقدامات عملی برای اسکان مجدد خبرنگاران در کشورهای سوم روی دست گیرند. این در حالی است که ده‌ها خبرنگار پس از تسلط مجدد حکومت فعلی بر افغانستان، کشور را ترک کرده‌اند و در کشورهای همسایه در وضعیت نامعلوم به سر می‌برند. همچنین درتازه‌ترین مورد رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که  پولیس این کشور در پی تشدید تنش و درگیری با حکومت سرپرست در افغانستان، صدها مهاجر افغانستانی را بازداشت و زندگی کرده است. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 92 بازدید

جنبش زنان آزادی‌خواه درتازه‌ترین مورد به مناسب هشت مارچ/روز جهانی هم‌بستگی زنان، اعلام کرده است که حذف زنان و دختران، حذف آینده‌ی جامعه است. این جنبش امروز (یک‌شنبه، ۱۰ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هشتم مارچ بدون آزادی زنان و دختران در افغانستان، دیگر مفهومی ندارد. جنبش زنان آزادی‌خواه در ادامه تاکید کرده است که حق آموزش، حق کار و آزادی‌های فردی زنان و دختران، هیچ گاه قابل معامله نیست. همچنین این جنبش در ادامه تاکید کرده است که آزادی زنان در افغانستان، تضمین‌کننده‌ی پیشرفت عدالت و اثبات جایگاه ارزش‌های انسانی در جامعه است. این در حالی است که زنان و دختران در افغانستان، از بیشتر حقوق اساسی شان محروم شده و از زندگی عمومی حذف شده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 75 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جامعه‌ی بین‌المللی در برابر زنان و دختران افغانستان مسوولیت دارد و نباید آن‌ها را تنها بگذارد. آقای بنت با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که محدودیت‌ها در برابر زنان به ویژه رد بخش حق آموزش و آزادی رفت‌وآمد، ممکن است در حد جرایم بین‌المللی باشد و باید لغو شود. او در ادامه تاکید کرده است که گزارش اخیرش در باره‌ی دسترسی زنان به خدمات درمانی در افغانستان که در شصت‌ویکمین نشست شواری حقوق بشر سازمان ملل ارائه شد، بررسی عمیقی از حق دسترسی به خدمات صحی برای زنان و دختران در افغانستان است. قابل ذکر است که گزارش بنت که (پنج‌شنبه، ۷ حوت) در نشست شوراق حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه شد، به بخش‌های مختلف دسترسی زنان به خدمات درمانی پرداخته و محدودیت‌های سر راه زنان برای استفاده از خدمات درمانی برجسته شده است. در بخشی از گزارش آمده که زنان دارای معلولیت در دسترسی به خدمات درمانی با تبعیض روبرو هستند. همین گونه زنان در بخش‌های روستایی بیش‌تر محدودیت دست‌رسی به خدمات درمانی را تجربه می‌کنند که فقر به تشدید آن کمک می‌کند. در گزارش بنت آمده که سکتور بهداشت افغانستان با کم‌بود شدید کارکنان زن و خطر فروپاشی رو‌برو است

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 104 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کشورش به پشتیبانی از زنان و دختران افغانستان ادامه می‌دهد. آقای لیندسی با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به تازگی گفتگوی مهمی نیز در باره‌ی بحران انسانی در افغانستان با برخی نهادهای بین‌المللی و مجمع حمایت از زنان و دختران افغانستان انجام شده است. وی افزوده است که نشستی را درباره‌ی پیامدهای بحران انسان‌دوستانه بر شهروندان افغانستان برگزار کرده که در آن صلیب سرخ بریتانیا، فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر و انجمن حمایت از زنان افغانستان نیز حضور داشته‌اند. نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که شجاعت کارکنان امدادی افغانستان الهام‌بخش است و این کشور از افرادی که به‌گونه‌ی خستگی‌ناپذیر برای دسترسی زنان به کمک‌های انسان‌دوستانه تلاش می‌کنند، پشتیبانی خواهد کرد. قابل ذکر است که زنان و دختران در افغانستان پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، با محدودیت‌های زیادی روبرو شده و بخش زیادی از حقوق اساسی خود را از دست داده‌اند. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 98 بازدید

دیدبان حقوق بشر با تقدیر از گزارش ویژه ریچارد بنت در مورد وضعیت زنان و دختران در افغانستان، از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته است به زنان و دختران افغانستان گوش داده و صدای آنان را باید در مرکز توجه قرار دهند. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۷ حوت) این اظهارات را در شصت و یکمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل مطرح کرده و گفته است که کشورهای عضو باید اقدامات بیش‌تری برای محافظت از حقوق زنان و دختران افغانستان انجام دهند. دید‌بان حقوق بشر در ادامه تاکید کرده است که کشورهای عضو سازمان ملل باید آپارتاید جنسیتی را به‌عنوان جنایت علیه بشریت بشناسند. همچنین این سازمان از کشورها خواسته است که از تلاش‌های دادگاه کیفری بین‌المللی برای محاکمه مسوولان آزار مبتنی بر جنسیت و دیگر جنایات بین‌المللی جدی در افغانستان حمایت کنند. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که در بیش از چهار سال گذشته، حقوق زنان و دختران به شدت نقض شده و آنان را از ابتدایی‌ترین حقوق شان از جمله حق تحصیل و کار محروم کردند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان نیز در گزارش تازه خود گفته است که حقوق زنان و دختران به‌طور گسترده و سیستماتیک نقض می‌شود و آنان با تبعیض، سرکوب و محدودیت در تمام عرصه‌های زند‌گی روبرو هستند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 89 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی به ۲۰ میلیون و ۸۰۰ هزار شهروند افغانستان، خدمات بهداشتی ارائه کرده که از این میان، بیش از یک میلیون زن از مراقبت‌های پیش از زایمان بهره‌مند شده‌اند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که ارائه‌ی مراقبت‌های مربوط به بارداری و زایمان بخش مهمی از ارائه‌ی خدمات صحی‌ یونیسف در سال گذشته در سراسر افغانستان بوده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، به بحران نظام بهداشت افغانستان اشاره نموده و تاکید کرده است که ارائه‌ی خدمات بهداشتی به شهروندان این کشور، به‌ویژه زنان باردار ادامه دارد. در بخشی از گزارش آمده است که در کنار خدمات مادران، بیش از دو میلیون مورد اسهال آبکی نیز در سال گذشته‌ی میلادی درمان شده است؛ بیماری‌ای که کودکان را به‌گونه‌ی جدی تهدید می‌کند. یونیسف در ادامه افزوده است که ۲۷۰ هزار نفر در برابر بیماری کرونا (کوید ۱۹) نیز واکسن شده‌اند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان به دلیل کاهش کمک‌ها با بحران جدی روبرو است. طی چند سال گذشته، صدها مرکز صحی تعطیل شده و بسیاری از مرکزهای باقی‌مانده با کم‌بود امکانات و کم‌بود پزشکان متخصص زن روبرو هستند. همچنین حکومت سرپرست از یک سال به این طرف، آموزش دختران و زنان را در انستیتو‌ت‌های پزشکی ممنوع کرده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 101 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بخش صحت افغانستان به‌شدت با کمبود داکتران زن مواجه است. آقای بنت امروز (چهارشنبه، ۶ حوت) با نشر گزارش خود درباره‌ی وضعیت دسترسی زنان و دختران افغانستان به خدمات صحی گفته است زنان فقط ۲۷ درصد از پزشکان غیرمتخصص، ۱۸ درصد از پزشکان متخصص و ۲۹ درصد از پرستاران را تشکیل می‌دهند. وی در گزارش خود تاکید کرده است که سیاست‌های حکومت سرپرست افغانستان که آموزش، کار، تحرک و مشارکت زنان در زندگی عمومی را هدف قرار می‌دهد، آسیب‌های عمیق و پایداری را به سیستم صحت این کشور وارد می‌کند. در بخشی از گزارش آمده است که ممنوعیت آموزش پزشکی در سال ۲۰۲۴ میلادی نه‌تنها ارائه خدمات فعلی را مختل کرده، بلکه اساسا پایداری آینده بخش صحت را تضعیف می‌کند. این در حالی است که انستیتوت‌های طبی تا سال گذشته به‌روی زنان و دختران باز بود، اما به دستور رهبر حکومت فعلی مسدود شد. ریچارد بنت گزارش خود افزوده است که حکومت سرپرست با محدودکردن دسترسی به آموزش‌های پزشکی، پرستاری، قابلگی و آموزش‌های مرتبط با سلامت، آن را از بین می‌برند. همچنین در گزارش آمده است که زنان شاغل در حوزه سلامت در حال بازنشستگی، مهاجرت یا اخراج اجباری از کار هستند و کل جوامع به‌ویژه در مناطق روستایی و محروم را بدون پرسنل آموزش‌دیده‌ای که قادر به ارائه مراقبت‌های ایمن و قابل قبول باشند، رها می‌کنند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 61 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان درتازه‌ترین مورد در کارزاری برای بازگشایی مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم اعلام کرده است که عدالت از دروازه‌های مکتب آغاز می‌شود. این نهاد روز (سه‌شنبه، ۵ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هزار و ۶۲۰ روز از بسته‌شدن مکاتب و آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران می‌گذرد؛ روزهایی که به معنای هزاران رؤیای دفن‌شده و آینده‌ای است که از یک نسل گرفته شده است. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که سکوت در برابر ممنوعیت آموزش دختران و زنان به معنای پذیرش بی‌عدالتی است. همچنین این نهاد در بخشی از اعلامیه‌اش، خواستار پشتیبانی همگانی از حق آموزش دختران و رفع ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. در حالی این نهاد خواهان بازگشایی مکاتب در افغانستان می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب