نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

5 ماه قبل - 193 بازدید

بخش زنان سازمان ملل در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان پس از وقوع زمین‌لرزه با تهدیدهای بیش‌تری به‌ویژه خشونت جنسیتی و ازدواج زودهنگام روبرو هستند. اين نهاد با نشر یک نوار تصویری در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران بیشترین آسیب را از زمین‌لرزه‌ی شرق افغانستان دیده‌اند و بیش از نیم قربانیان و آسیب‌دیدگان زمين‌لرزه‌ی شرق افغانستان زنان و دختران هستند. سوزان فرگوسن، نماینده‌ی بخش زنان سازمان ملل در افغانستان با تاکید بر این‌که بیش از نیم قربانیان و آسیب‌دیدگان زمين‌لرزه‌ زنان و دختران هستند، تاکید کرده است که پس از وقوع زمین‌لرزه در شرق افغانستان خطرها بر زنان و دختران هم‌چنان رو به افزایش است. وی در ادامه افزوده است: «زنان و دختران پس از وقوع زمین‌لرزه با تهدیدهای بیش‌تری به‌ویژه خشونت جنسیتی و ازدواج کودکان روبرو اند.» سوزان فرگوسن در این نوار تصویری تصریح کرد با تخریب سیستم‌های آب، فاضلاب و کمبود سرویس‌های بهداشتی در سکونت‌گاه‌های غیررسمی، بسیاری از زنان و دختران مجبور می‌شوند برای تامین آب و نیازهای اولیه مسافت‌های طولانی را طی کنند. همچنین نماینده‌ی بخش زنان سازمان ملل با اشاره به این مشکلات گفته است که برخی از زنان سرپرست خانواده یا آنانی که از نوزادان، سالمندان یا حیوانات مراقبت می‌کنند، نمی‌دانند از کجا کمک بگیرند یا از جابه‌جایی برای یافتن کمک هراس دارند. او وضعیت زنان و دختران آسیب‌دیده از زمین‌لرزه را وخیم خوانده و خواستار پشتیبانی فوری و پایدار از آن‌ها شده است. در پی زمین‌لرزه‌ی مرگ‌بار در اوایل ماه جاری میلادی در شرق کشور، بیش از دو هزار تن که بیشتر آنان زنان و کودکان بودند، جان باخته و حدود دو هزار تن دیگر زخمی شدند. با این وجود، براساس آخرین آمار دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، در این زمین‌لرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باخته و سه هزار و ۶۳۱ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 262 بازدید

وزارت معارف حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۵۱ عنوان درسی را از چندین مضمون درسی صنف اول تا دوازدهم مکتب حذف کرده است. وزار معارف گفته است که این عنوان‌ها از مضمون‌های دری، پشتو، اجتماعیات و انگلیسی حذف شده و تدریس آن در مکتب منع شده است. در مکتوبی که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است، تاکید شده است که این درس‌ها برخلاف «آموزه‌های دینی، پالیسی امارت اسلامی و معیارهای آموزشی» بوده‌اند. در مکتوب آمده است که تدریس عنوان‌های درسی بیرق، روز معلم، مادر، حقوق زن در جامعه، حقوق بشر، بشردوستی، میله گل سرخ، مجسمه‌های بامیان، رسم و ترانه‌های مردمی، خلافت حضرت علی و چندین عنوان دیگر، از کتاب‌های درسی حذف شده‌اند. همچنین وزارت معارف در این مکتب افزوده است که مضامین ساینسی مکتب را نیز بررسی می‌کند تا اگر مواردی برخلاف «آموزه‌های دینی، پالیسی امارت اسلامی و معیارهای آموزشی» پیدا شد، آن‌ها را حذف کنند. قابل ذکر است که وزارت معارف حکومت سرپرست پیش از این نیز چندین بار از آوردن تغییرات، حذف و جایگزین کردن عنوان‌های درسی در مضامین دوره‌ی ابتدایی مکتب خبر داده بود. در حالی ۵۱ عنوان درسی از کتاب‌های مکتب حذف می‌شوند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 236 بازدید

در دل یکی از خشک‌ترین و دورافتاده‌ترین نقاط کشور، جایی میان کوه‌های خاموش خاکستری و زمین‌های ترک‌خورده از عطش، روستایی کوچک سال‌هاست که بی‌صدا و دور از چشم جهان، زندگی می‌کند. در این روستا نه خبری از برق پایدار است، نه اینترنتی که پنجره‌ای به بیرون بگشاید، و نه مدارسی که آینده‌ای روشن را نوید دهند. زندگی سال‌هاست که در میان خاک، فقر و سنت جریان دارد، و تنها صدای متفاوتی که گاه‌به‌گاه به گوش می‌رسد، زنگ مدرسه‌ای فرسوده است؛ مدرسه‌ای که آموزش در آن، تنها تا کلاس ششم ادامه دارد. در همین روستا، حدود بیست‌وچند سال پیش، دختری به دنیا آمد که نامش را ریحانه گذاشتند. پدرش کشاورزی خسته‌دل بود که جز چند هکتار زمین بایر و چند درخت نیم‌جان، سرمایه‌ای نداشت. مادرش زنی ساده اما پرتوان بود که با چرخ خیاطی سنگین روسی‌اش، لباس‌های کهنه‌ی خانواده را وصله می‌زد و با دلی قانع، به زندگی ادامه می‌داد. ریحانه در خانواده‌ای پرجمعیت و تهیدست بزرگ شد، جایی که هر تکه نان باید بین چند دهان تقسیم می‌شد، و هر لباسی، پیش از آن‌که به تن او برسد، از تن چند خواهر دیگر گذشته بود. ریحانه از همان کودکی باهوش بود. چشمانش همیشه دنبال چیزهایی می‌گشت که دیگران نمی‌دیدند. وقتی بچه‌ها توی خاک بازی می‌کردند، او می‌نشست و با برگ‌های خشک، الگوهایی برای لباس طراحی می‌کرد. ذهنش پر از تخیل بود، اما تخیلی دقیق و هدفمند. از همان سال‌های اول مدرسه، معلم‌ها فهمیدند که این دختر با بقیه فرق دارد. سریع یاد می‌گرفت، با دقت گوش می‌داد، و نکاتی را درک می‌کرد که دیگران به‌سادگی از کنارشان می‌گذشتند. اما در همان کلاس ششم، همه‌چیز تمام شد. نه معلمی ماند، نه مدرسه‌ای، و نه خانواده‌ای که حاضر باشد برای ادامه‌ی تحصیلِ ریحانه، قدمی به سوی شهر بردارد. ریحانه هیچ‌وقت نفهمید چرا. چرا باید کتاب‌هایش بسته شود، فقط چون دختر است؟ چرا نباید حق انتخاب داشته باشد؟ چرا باید پشت درهای بسته‌ی خانه، استعدادش خاموش شود، فقط چون مدرسه‌ای در کار نبود؟ پدرش گفته بود: «دختر باید پای سفره‌ی خودش بزرگ شه، نه در شهر غریبه.» و مادرش فقط سکوت کرده بود. اما برای ریحانه، همان سکوتِ مادر بلندترین فریاد دنیا بود. چیزی در درون ریحانه شکست، اما نه آن‌گونه که آدمی فروبریزد. او شکست، تا دوباره ساخته شود؛ مثل کوزه‌ای ترک‌خورده که تصمیم می‌گیرد از میان شکاف‌هایش نور عبور دهد. روزهای بسیاری را با اشک گذراند، شب‌هایی را با کتاب‌های قدیمی خواهرش تا سحر بیدار ماند، و در خلوت خود، به رؤیایی چنگ زد که شاید برای بسیاری از هم‌سن‌وسال‌هایش، مدت‌ها بود که مرده بود: رؤیای مفید بودن. مفید برای خودش، خانواده‌اش، و مهم‌تر از همه، برای دخترانی مثل خودش. روزی که برای اولین‌بار پشت چرخ خیاطی سنگین مادرش نشست، هیچ‌کس او را جدی نگرفت. نه پاهایش به پدال می‌رسید، نه دست‌های کوچکش بلد بودند نخ را درست از سوزن رد کنند. اما ریحانه دست نکشید. بارها پارچه‌ها را کج و ناصاف برید، بارها دوخت‌هایش پاره شد یا باز ماند، اما هر بار چیزی آموخت. شب‌ها کنار چراغ نفتی می‌نشست، برای خودش دفتری از الگوها درست می‌کرد و اسم لباس‌ها را با خودکار آبی تمرین می‌نوشت. شاید هر کسی جز او، در آن فضای خاکستری و بی‌امید، دل می‌داد و می‌رفت پی سرنوشت؛ اما ریحانه از آن روح‌هایی بود که آتش درونشان را هیچ تاریکی‌ای نمی‌تواند خاموش کند. سال‌ها گذشت و ریحانه توانست از دل همان اتاق تاریک و آن چرخ خیاطی خسته، مسیر تازه‌ای برای خودش بسازد. لباس‌هایی که می‌دوخت، کم‌کم به چشم آمدند؛ اول همسایه‌ها، بعد اقوام، و سپس زنانی از روستاهای دیگر برایش سفارش می‌دادند. با اولین پولی که پس‌انداز کرد، نه طلا خرید و نه لباس نو برای خودش. راهی بازار شهر شد و یک چرخ خیاطی دست‌دوم خرید. کمی بعد، چرخی دیگر و میز بزرگ‌تری به خانه آورد. کارگاهش را در یکی از اتاق‌های متروکه‌ی خانه‌ی پدری راه انداخت. دیوارهای گِلی را سفید کرد، پنجره‌ها را شست، پارچه‌ها را با دقت تا زد و چرخ‌ها را ردیف کنار هم چید. اما این کارگاه فقط برای خودش نبود. اولین کاری که کرد، این بود که چند دختر روستا را که ترک تحصیل کرده بودند، دور خودش جمع کرد؛ دخترانی که مثل خودش جایی برای رفتن نداشتند، دلشان می‌خواست مفید باشند، اما کسی به آن‌ها باور نداشت. ریحانه به آن‌ها خیاطی یاد داد، اما بیشتر از آن، برایشان «باور» دوخت. به آن‌ها یاد داد چطور قیچی به دست بگیرند، چطور الگو بخوانند، چطور مشتری جذب کنند، و از همه مهم‌تر، چطور به‌جای نشستن و منتظر ماندن برای معجزه، خودشان معجزه‌گر زندگی‌شان باشند. او همیشه می‌گفت: «اگه قرار بود صبر کنیم کسی نجات‌مان بدهد، باید تا ابد زیر خاک می‌ماندیم. حالا وقت‌ش است خودمان، خودمان رو از خاک دربیاریم.» کارگاه کوچک ریحانه، کم‌کم تبدیل شد به پناهگاهی برای دختران روستا. جایی که نه‌تنها مهارت یاد می‌گرفتند، بلکه از زندگی حرف می‌زدند، از آرزوها، از رؤیاهایی که هنوز زیر غبار نرفته بودند. بعضی‌ها لباس عروس دوختند، بعضی‌ها مانتو طراحی کردند، و یکی از شاگردهایش، با همان اینترنت محدود، فروش آنلاین را یاد گرفت. حالا محصولاتشان را به مشتریانی در شهرهای بزرگ می‌فروشند. با گذشت سال‌ها، کارگاه ریحانه دیگر فقط یک اتاق نبود. تبدیل شده بود به امید. امیدی که در کوچه‌های خاکی روستا می‌پیچید، در چشمان دخترانی دیده می‌شد که حالا درآمد دارند، در خانواده‌هایی که یاد گرفته‌اند دختر هم می‌تواند مستقل باشد، و در جامعه‌ای که کم‌کم می‌فهمد آموزش فقط به معنای مدرسه رفتن نیست؛ آموزش یعنی زنده نگه‌داشتن میل به رشد، حتی در سخت‌ترین شرایط. ریحانه هنوز همان دختر ساده و بی‌ادعاست. هنوز هر روز صبح، خودش چرخ‌ها را بررسی می‌کند، دفتر حساب را با همان خودکار آبی پر می‌کند، و با پارچه‌ها مثل جواهر رفتار می‌کند. اما حالا دیگر تنها نیست. حالا ده‌ها دختر هستند که از او آموخته‌اند چگونه نخ را از سوزن رد کنند—نه فقط برای دوختن لباس، بلکه برای دوختن زندگی. او همیشه می‌گوید: «من دانشگاه نرفتم، اما تمام زندگی، کلاس درس من بود. هیچ‌وقت اجازه ندادم بی‌تحصیلی‌ام بهانه‌ای برای عقب‌ماندنم باشد. چون یاد گرفتم دانستن فقط از مدرسه نمی‌آید. گاهی از دل همین خاک و فقر، می‌شود چیزهایی آموخت که در هیچ کتابی پیدا نمی‌شود.» اکنون ریحانه رؤیای بزرگ‌تری در سر دارد: ایجاد یک مرکز آموزشی در دل روستا؛ جایی که دختران نه‌فقط خیاطی، بلکه مهارت‌هایی مانند حسابداری، طراحی لباس، کار با نرم‌افزار، بازاریابی و حتی تولید محتوای دیجیتال بیاموزند. رؤیایی که شاید روزی، مسیر تازه‌ای برای هزاران «ریحانه‌ی دیگر» باز کند. ریحانه نه معلم رسمی است، نه استاد دانشگاه، و نه کارآفرینی با مدرک‌های پرزرق‌وبرق. اما در نگاه دخترانی که از او آموخته‌اند، او چراغی است که در تاریکی روشن مانده؛ نوری که از میان نخ‌ها، پارچه‌ها، و امیدهای دوخته‌شده عبور می‌کند و به قلب‌ها می‌تابد. و شاید این، کامل‌ترین شکل آموزش باشد؛ آموزشی که نه از پشت میز و تخته، بلکه از دل زندگی می‌جوشد و زخم را به زیستن بدل می‌کند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 329 بازدید

رزا اوتونبایوا، رییس یوناما و نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان اعلام کرده است که محرومیت دختران و زنان از آموزش، هزینه‌ای بلندمدت و سنگین برای افغانستان دارد. خانم اوتونبایوا در پایان ماموریت و آخرین گزارش خود به شورای امنیت سازمان ملل متحد گفته است که بسته‌ بودن مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم در افغانستان، یک نسل را در معرض خطر جدی نابودی قرار داده است. وی به محدودیت‌ آموزشی دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان اشاره کرده و گفته است که این محدودیت سبب نگرانی و ناامیدی عظیم در میان جامعه‌ی افغانستان شده است. رزا اوتونبایوا در ادامه تاکید کرده است که بر اساس نظرسنجی بخش زنان سازمان ملل، اکثریت شهروندان افغانستان مخالف ممنوعیت آموزش دختران هستند. همچنین او در بخشی از گزارشش افزوده است که بانک جهانی برآورد کرده است که محدودیت‌های حکومت فعلی علیه آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، سالانه ۱.۴ میلیارد دالر برای اقتصاد کشور هزینه دارد. وی تصریح کرد که افغانستان شاهد کاهش چشمگیر درگیری‌های گسترده و خشونت بوده، اما تا هنوز حضور گروه‌های افراطی، فقر بشری و اقتصادی و نگرانی‌های حقوق بشری همچنان پابرجاست. خانم اوتونبایوا می‌گوید که محدودیت‌های رو به افزایش علیه مردان، زنان، دختران و اقلیت‌ها توسط نیروهای امر به معروف حکومت سرپرست باعث نارضایتی فزاینده مردم شده است. در حالی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان از حقوق دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 332 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دست‌کم ۶۰ زن و دختر جوان در ماه می، از نقاط مختلف شهر کابل، به‌دلیل رعایت نکردن حجاب مورد نظر، از سوی نیروهای حکومت سرپرست بازداشت شده‌اند. آقای گوترش گفته است که اين گزارش بازه‌ی زمانی اول می تا ۳۱ جولای سال ۲۰۲۵ میلادی را شامل می‌شود و معلوماتی در مورد وضعیت این زنان و دختران ارائه نکرده است. او در ادامه افزوده است که حکومت فعلی طی این مدت ۴۷ مرد و ۱۶ زن را در شماری از ولایت‌ها و به اتهام‌های مختلف در ملاءعام شلاق زده‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است که حکومت فعلی علاوه بر محدودیت‌های دیگر علیه زنان، به بستن آرايشگاه‌های زنانه در کشور نیز ادامه داده است. او بستن آرايشگاه‌های زنانه را در راستای تشدید اقدامات برای اجرای قانون امر به معروف دانسته است. بر اساس گزارش، نیروهای حکومت سرپرست اجرای دستورات مربوط به پوشش زنان را نیز تشدید کرده و در هرات پوشیدن چادری را برای زنان اجباری کرده‌اند. همچنین آنتونیو گوترش در بخشی گزارشش گفته است که از ماه می به این‌سو در قندهار، داشتن یک محرم مرد همراه با کارت شناسایی رسمی، برای کارمندان صحی زن اجباری شده است. او افزوده است که فرآیند دریافت «کارت محرم» دست‌وپاگیر است و تا چند هفته طول می‌کشد. حکومت سرپرست در ماه سرطان سال جاری خورشیدی موج جدیدی از بازداشت زنان و دختران را از مناطق مختلف کابل به اتهام «بدحجابی» آغاز کردند. حکومت فعلی از جمله ده‌ها دختر را از منطقه‌ی دشت‌ برچی در غرب و شهر نو در مرکز کابل بازداشت کردند. همچنین نیروهای دولتی در اوایل سال ۲۰۲۴ میلادی نیز شماری از دختران جوان را به اتهام «بدحجابی» از دشت‌ برچی در غرب و خیرخانه در شمال کابل بازداشت کرده بودند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 418 بازدید

جیمز کاریوکی، معاون نمایندگی دایمی بریتانیا در سازمان ملل متحد اعلام کرده است که افغانستان بدون حضور زنان و دختران نمی‌تواند موفق شود و حکومت سرپرست باید محدودیت‌های وضع‌شده علیه زنان را فوراً لغو کنند. آقای کاریوکی این اظهارات را روز (چهارشنبه، ۲۵ سنبله) در نشست شورای امنیت سازمان ملل مطرح کرده و گزارش‌ها مبنی بر جلوگیری حکومت فعلی از ورود کارمندان زن به دفاتر سازمان ملل را نگران‌کننده خوانده و خواستار لغو آن شده است. همچنین نماینده بریتانیا در سازمان ملل متحد با ابراز تسلیت به قربانیان زلزله‌های اخیر، اعلام کرده که کشورش بیش از چهار میلیون دالر کمک تازه برای رسید‌گی به زلزله‌زدگان اختصاص داده و مجموع کمک‌های خود را به بیش از پنج میلیون دالر رسانده است. بریتانیا هشدار داده که خطر خشک‌سالی و افزایش سوءتغذیه در افغانستان جدی است و کمک‌های بیش‌تری باید فراهم شود تا مردم، به‌ویژه در مناطق دوردست، در زمستان با گرسنگی روبرو نشوند. در حالی جیمز کاریوکی بر رعایت حقوق زنان و دختران افغانستان تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 385 بازدید

زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، درتازه‌ترین مورد محدودیت حکومت سرپرست بر دسترسی به اینترنت فایبر نوری را «مضحک» و «غیرعاقلانه» خوانده است. آقای خلیل‌زاد ناوقت شب (چهارشنبه، ۲۶ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این تصمیم سرمایه‌گذاری و توسعه را در افغانستان تضعیف می‌کند. نماینده پیشین آمریکا در مورد صلح افغانستان، استدلال حکومت فعلی مبنی بر محدودیت اینترنت برای جلوگیری از منکرات را «پوچ و توهین‌آمیز» دانسته است. آقای خلیل‌زاد در ادامه تاکید کرده است: «اگر واقعاً نگرانی منکرات هستند، مانند بسیاری از کشورهای اسلامی، به آسانی می‌توان آن را فیلتر کرد. بسیاری از کشورهای جهان اسلام دقیقاً همین کار را انجام می‌دهند.» او در ادامه افزوده است: «این تصمیم اشتباهی است که امیدواریم به سرعت اصلاح شود.» وی تصریح کرد: «تصمیم ممنوعیت استفاده از اینترنت در ولایت بلخ، پوچ و غیرعاقلانه است. این تصمیم نه تنها به اقتصاد ولایت، بلکه به چشم‌انداز کلی کشور نیز آسیب می‌رساند.» این در حالی است که حکومت فعلی محدودیت بر دسترسی به خدمات اینترنتی از طریق فایبرنوری را از ولایت بلخ آغاز کردند و آن را به چند ولایت در شمال شرق، شرق و جنوب کشور نیز گسترش دادند. محدودیت بر دسترسی به اینترنت بر اساس دستور هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت فعلی و برای «جلوگیری از منکرات» صورت گرفته است. این نگرانی وجود دارد که این محدودیت به سراسر افغانستان گسترش یابد و منجر به قطع کامل دسترسی به اینترنت شود. افغانستان در حال حاضر از طریق فایبر نوری به پهنای باند وسیع اینترنت در پنج کشور همسایه متصل است. حکومت پیشین برای اجرای پروژه فایبر نوری ۱۵۰ میلیون دالر سرمایه‌گذاری کرده بود. باید گفت که با قطع اینترنت فایبر نوری، دسترسی به اینترنت پرسرعت در افغانستان بسیار محدود می‌شود. کاربران خانگی، دفاتر دولتی و شرکت‌ها دیگر نمی‌توانند از اینترنت سریع استفاده کنند و تنها اینترنت موبایل با سرعت پایین باقی می‌ماند. همچنین قطع فایبر نوری پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سنگینی خواهد داشت.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 276 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از دو میلیون دختر در افغانستان به‌دلیل ممنوعیت تحصیل بالاتر از سطح ابتدایی از رفتن به مکتب محروم هستند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۲۶ سنبله) با نشر گزارشی گفته است که حدود هفت میلیون کودک در افغانستان به دلیل ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های دیگر، در صنف‌های درسی حضور ندارند. سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش وضعیت نظام آموزشی افغانستان را نگران کننده خوانده و می‌گوید بحران آموزش دختران همچنان ادامه دارد. در گزارش آمده است که سازمان‌های ملل و شرکای آن، ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان را محکوم کرده و از جامعه‌ی جهانی خواسته‌اند تا برای تضمین حق تحصیل تمام دختران و زنان اقدام کند. محدودیت‌ها در برابر تحصیل دختران در حالی ادامه دارد که مکاتب و دانشگاه‌ها چهار سال است بسته‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 246 بازدید

ندامحمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد گفته است که در ‏دانشگاه برای دانشجویان مسائل ضروری دین تدریس ‏می‌شود و دانشگاه‌ها تنها مراکز تدریس علوم عصری ‏نیستند.‏ آقای ندیم این اظهارات را مراسم فراغت محصلان دانشگاه کابل مطرح کرده و گفته است: «دین ‏ضرورت ما و شما است. مسلمان هستیم و تا مرگ از این ‏نمی‌توانیم خود را خلاص کنیم و باید عمل و فکر و اخلاق ‏اسلامی خود را بفهمیم.» وزیر تحصیلات عالی فارغان را به ادامه تحصیل در مقاطع لیسانس و ماستر و فعالیت در حرفه خود تشویق کرد و گفت: «این فراغت پایان مسیر یادگیری نیست، بلکه آغاز یک مرحله جدید است.» همچنین ندامحمد ندیم به فارغان تاکید کرد که مسوولیت آن‌ها تنها نسبت به خود نیست، بلکه نسبت به خانواده، جامعه، کشور و سایر مسلمانان نیز مسوولیت دارند. در حال حاضر مراکز آموزشی افغانستان تنها برای پسران ‏باز است، دختران و زنان از آموزش و تحصیل محروم ‏هستند.‏ تمرکز حکومت سرپرست بر ساخت مدارس و آموزش دینی است. دولت ‏در چهار سال گذشته مدارس دینی بی‌شمار در کشور ساخته ‏و آموزش‌های دینی را به نصاب آموزشی دانشگاه‌ها و سایر ‏مراکز آموزشی نیز افزوده است.‏ قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 614 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت و تربیت فرزندان ایفا می‌کند. یکی از وظایف اساسی خانواده، آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان است که شامل توانایی‌های ارتباطی، مدیریت احساسات، حل مسئله، تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری می‌شود. این مهارت‌ها به کودکان کمک می‌کنند تا در مسیر زندگی با چالش‌های گوناگون مواجه شوند و تصمیم‌های درست‌تری اتخاذ کنند. در این مقاله، نقش خانواده در انتقال و تقویت مهارت‌های زندگی مورد بررسی قرار می‌گیرد. ۱. اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی در خانواده مهارت‌های زندگی به کودکان کمک می‌کنند تا در روابط اجتماعی موفق‌تر باشند، اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشند و توانایی مدیریت استرس و مشکلات زندگی را کسب کنند. خانواده به عنوان نخستین محیط آموزشی کودک، تأثیر مستقیمی بر یادگیری این مهارت‌ها دارد. والدینی که مهارت‌های زندگی را به فرزندان خود آموزش می‌دهند، آن‌ها را برای رویارویی با چالش‌های مختلف زندگی آماده می‌کنند. ۲. روش‌های آموزش مهارت‌های زندگی در خانواده ۲.۱. آموزش از طریق الگوهای رفتاری والدین به عنوان الگوی اصلی فرزندان، تأثیر بسزایی بر یادگیری مهارت‌های زندگی دارند. کودکان از رفتارهای والدین الگوبرداری می‌کنند و شیوه برخورد آن‌ها با مشکلات و موقعیت‌های اجتماعی را می‌آموزند. بنابراین، والدینی که خود دارای مهارت‌های زندگی قوی باشند، این مهارت‌ها را به طور ناخودآگاه به فرزندانشان منتقل می‌کنند. ۲.۲. تقویت مهارت‌های ارتباطی یکی از مهارت‌های اساسی زندگی، توانایی برقراری ارتباط مؤثر است. خانواده می‌تواند با تشویق کودکان به بیان احساسات، گوش دادن فعال و استفاده از جملات مؤدبانه، این مهارت را در آن‌ها تقویت کند. گفت‌وگوهای خانوادگی، تشویق به ابراز نظر و احترام به عقاید دیگران، نمونه‌هایی از روش‌های تقویت مهارت‌های ارتباطی هستند. ۲.۳. تشویق به حل مسئله و تصمیم‌گیری والدین می‌توانند با فراهم کردن فرصت‌هایی برای تصمیم‌گیری، فرزندان خود را در این مهارت توانمند سازند. دادن آزادی عمل به کودکان در انتخاب‌های ساده، مانند انتخاب لباس یا فعالیت‌های روزانه، به آن‌ها کمک می‌کند تا در آینده تصمیم‌گیری‌های مهم‌تری را با اطمینان بیشتری انجام دهند. همچنین، آموزش روش‌های حل مسئله و ارائه راهکارهای مختلف برای مشکلات، موجب تقویت قدرت تفکر تحلیلی در کودکان می‌شود. ۲.۴. مسئولیت‌پذیری و مدیریت زمان آموزش مسئولیت‌پذیری یکی از مهارت‌های کلیدی است که کودکان باید از سنین پایین بیاموزند. والدین می‌توانند با محول کردن وظایف مناسب به کودکان، مانند انجام کارهای خانه یا مدیریت تکالیف مدرسه، به آن‌ها بیاموزند که چگونه مسئولیت‌های خود را به درستی انجام دهند. همچنین، آموزش مدیریت زمان و برنامه‌ریزی، به کودکان کمک می‌کند تا فعالیت‌های خود را به نحو بهتری سازماندهی کنند. ۳. تأثیر سبک‌های فرزندپروری بر آموزش مهارت‌های زندگی شیوه تربیتی والدین نقش مهمی در یادگیری مهارت‌های زندگی کودکان دارد. والدینی که از شیوه‌های فرزندپروری مقتدرانه استفاده می‌کنند، به فرزندان خود فرصت می‌دهند تا مهارت‌های زندگی را در محیطی حمایتی و منظم بیاموزند. در مقابل، شیوه‌های تربیتی سخت‌گیرانه یا سهل‌گیرانه ممکن است موجب کاهش اعتمادبه‌نفس و وابستگی بیش از حد کودکان به والدین شوند. ۴. چالش‌های آموزش مهارت‌های زندگی در خانواده با وجود اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی، برخی چالش‌ها ممکن است در این مسیر وجود داشته باشند. تغییرات فرهنگی، گسترش فناوری و کاهش تعاملات خانوادگی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر آموزش مهارت‌های زندگی تأثیر منفی بگذارند. والدین باید با آگاهی از این چالش‌ها، راهکارهایی برای افزایش تعاملات خانوادگی و ایجاد محیطی مناسب برای یادگیری مهارت‌های زندگی ارائه دهند. آموزش مهارت‌های زندگی به فرزندان، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های خانواده است که تأثیر مستقیمی بر موفقیت و سلامت روانی آن‌ها دارد. والدین با ارائه الگوهای رفتاری مناسب، تشویق به برقراری ارتباط مؤثر، کمک به حل مسائل و تقویت مسئولیت‌پذیری، می‌توانند فرزندان خود را برای زندگی مستقل و موفق آماده کنند. ایجاد محیطی مثبت و حمایتی در خانواده، بهترین راه برای آموزش مهارت‌های زندگی و تضمین آینده‌ای روشن برای کودکان است.

ادامه مطلب