برچسب: محدودیت

2 ماه قبل - 110 بازدید

رویا کریمی، زن ورزشکار رشته‌ی بدن‌سازی اهل افغانستان در رقابت جهانی «ویلنس نچرال»، موفق به کسب مقام سوم شده است. خانم کریمی با نشر پیامی در حساب کاربری اینستاگرامش از این موفقیت خبر داده و گفته است که اين رقابت جهانی در شهر سانتا سوزانا در نزدیکی شهر بارسلونا کشور اسپانیا برگزار شده بود و آن را به زنانی در افغانستان تقدیم کرده که از آزادی‌های ابتدایی محروم شدند. وی تاکید کرده است که این رقابت‌ها شامل IFBB Pro World Championships در شاخه‌هایی از جمله Body Fitness و Wellness Fitness بود و رویا کریمی در این رقابت جهانی در بخش حرفه‌ایِ زیبایی‌اندام (Pro) شرکت کرده بود و از میان حدود ۴۵ شرکت‌کننده به این مقام رسیده است. او در بخشی از این پیامش تاکید کرده است: «در صحنه‌ی جهانی من آزاد ایستاده‌ام؛ اما این پیروزی برتر سه را تقدیم می‌کنم به زنان افغانستانی که از آزادی محروم شده‌اند. تو قدرت من هستی و روح من در کنار هر زنی که در افغانستان بال‌هایش محدود است، ایستاده است. قدرتِ تو مرا به این‌جا کشاند. این پیروزی از آنِ توست.» رویا کریمی در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از چهره‌های موفق افغانستانی در رشته‌ی زیبایی‌اندام مطرح شده و با حضور در رقابت‌های معتبر اروپایی، چندین عنوان رده‌بالا در سطح آماتور و حرفه‌ای کسب کرده است. او پیش از حضور در رقابت «ویلنس نچرال» نیز در چند مسابقه‌ی بین‌المللی روی صحنه رفته و به‌دلیل پیش‌رفت چشم‌گیر، انضباط ورزشی و استمرار در تمرینات، به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی این رشته در میان ورزش‌کاران مهاجر تبدیل شده است. رویا کریمی در حالی روی صحنه جهانی درخشیده و موفق به کسب مدال‌ شده است که زنان و دختران در افغانستان علاوه بر محدودیت‌های گسترده، از ورزش نیز منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 141 بازدید

در کوچه‌های خاموش یکی از محله‌های قدیمی کابل، دختری زندگی می‌کند که نامش شاید در هیچ کتاب یا گزارش رسمی نوشته نشده باشد، اما در دل شش دختر دیگری، چون چراغی روشن می‌سوزد و امید را در تاریک‌ترین روزها زنده نگه می‌دارد. این دختر، سپیده، یکی از هزاران دختری‌ست که عمرش را در سایه‌ی محدودیت، منع، ترس و ناامیدی سپری کرده، اما هیچ‌گاه نخواست تسلیم شود. او تنها تا صنف دوازدهم درس خواند؛ درست در سالی که آرزوهایش برای رفتن به پوهنتون به اوج رسیده بود، زمانی که برای رشته‌های مورد علاقه‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد و در ذهنش آینده‌ای روشن می‌ساخت. اما با بسته شدن دانشگاه‌ها برای دختران، همه چیز در یک لحظه فروریخت. صبحی که با کتاب و قلم خوش‌رنگش از خانه بیرون رفت، هرگز باور نمی‌کرد آن روز، آخرین روز قدم زدنش در مسیر آموزش باشد. صدایی کوتاه و سرد، همه چیز را تمام کرد: «پوهنتون برای دخترها بسته شد.» همین جمله، مانند چاقویی که آرام و عمیق فرو می‌رود، سال‌ها زحمت، آرزو و امیدش را در خود دفن کرد. سپیده روزها را در سکوت می‌گذراند. اتاقی که روزی پر از کتاب، دفترچه و برنامه‌های درسی‌اش بود، به محلی تبدیل شده بود که هر روز در آن احساس شکست می‌کرد. مادرش شب‌ها به‌آرامی لباس گرمی روی شانه‌اش می‌انداخت و می‌گفت: «دخترم، شاید روزی باز شود.» اما این جمله، هرچند پر از مهربانی بود، هر روز برای سپیده زخمی تازه می‌ساخت؛ زخمی که از امیدهای بی‌سرانجام زاده می‌شد. بیرون از خانه، دختران دیگر نیز به همان سرنوشت گرفتار بودند؛ شانه‌های خمیده، چشمان بی‌نور، لبخندهایی که سال‌ها بود رنگ واقعی نداشت. در میان همه‌ی این دردها، چیزی در دل سپیده آرام نمی‌گرفت. او نمی‌توانست در خانه بنشیند و خود را خاموش کند. حس می‌کرد زندگی از او وظیفه‌ای بزرگ‌تر می‌خواهد؛ اینکه نه فقط برای خودش، بلکه برای دختران دیگر هم کاری بکند. یک روز، وقتی در حویلی ایستاده بود و دختر همسایه را دید که با چادر سفید و کهنه‌ای بر سر، آهسته به عقب بازمی‌گشت و مادرش زیر لب می‌گفت: «درس نیست، کار نیست... خدا به حال دخترها رحم کند»، دل سپیده لرزید. آن لحظه، چون جرقه‌ای، آتش سال‌ها خاموشی‌اش را شعله‌ور کرد. رو به مادرش کرد و گفت: «مادر، اگر درس ما را گرفتند، اگر کار را هم گرفتند، مگر دستان ما بی‌جان شده؟ کاری می‌کنم، حتی اگر خیلی کوچک باشد.» مادرش، با تمام نگرانی‌هایی که جامعه بر قلبش نهاده بود، آهسته لبخند زد و گفت: «تو از کودکی همین‌گونه بودی... اگر دنیا صد دروازه را به رویت می‌بست، یکی را خودت می‌ساختی.» سپیده خیاطی را از مادرش آموخته بود؛ نه به‌صورت حرفه‌ای، اما آن‌قدر که بتواند لباس ساده‌ای بدوزد. همان مهارت کوچک، تنهاترین امید او شد. از اندک پس‌اندازی که داشت، فقط توانست یک ماشین خیاطی دست‌دوم بخرد. ماشین قدیمی، زنگ‌زده بود و هر چند دقیقه یک‌بار نخ را پاره می‌کرد، اما برای سپیده، این ماشین دریچه‌ای به آینده بود. با پول کمی که از باقی‌مانده روزگار داشت، دو کیلو پارچه خرید؛ پارچه‌ای که در آن روزها برایش فقط پارچه نبود، بلکه «آغاز یک زندگی تازه» بود. او نخستین لباس‌ها را برای همسایه‌ها دوخت؛ ساده‌ترین لباس‌ها، اما با دقت و عشق. چند روز بعد، زنی از سر کوچه آمد و گفت: «دختر جان، شنیده‌ام دستت خوب است، یک چادر هم برای ما بدوز.» سپیده همان روز فهمید که شاید این کار، تنها راهی باشد که نه‌تنها او را از این خاموشی نجات می‌دهد، بلکه می‌تواند برای دختران دیگر نیز دری بگشاید. کم‌کم سفارش‌ها بیشتر شد. در میان تمام محدودیت‌ها، هنوز زنانی بودند که برای چند لباس، چادر یا پیراهن، به دستی ماهر نیاز داشتند. سپیده اما دلش نمی‌خواست تنها خودش از این راه نانی داشته باشد. هر بار که به چهره دختران بیکار محل نگاه می‌کرد، حس می‌کرد بخشی از درد آن‌ها در جان خودش هم فرو می‌رود. به چند دختر همسایه گفت که اگر مایل باشند، می‌توانند بیایند و در کنارش خیاطی یاد بگیرند. نخستین کسانی که آمدند، دو دختر از همسایه‌ها بودند؛ دخترانی که مثل سپیده در آخرین سال مکتب مانده و حسرت دوباره درس‌خواندن به دل‌شان مانده بود. با خجالت وارد شدند، گویی می‌ترسیدند مبادا این کارگاه کوچک هم روزی بسته شود یا برای‌شان دردسری به‌وجود آورد. سپیده به آن‌ها گفت: «اینجا نه کسی استاد است، نه کسی شاگرد. ما فقط دخترانی هستیم که نمی‌گذاریم زندگی ما را خاموش کند.» بعد از آن دو، دو دختر دیگر آمدند و سپس دو دختر دیگر. به این ترتیب، در مدت چند هفته، شش دختر در آن اتاق کوچک گرد آمدند؛ اتاقی که شاید برای مردان محل چیزی جز گوشه‌ای خاموش از خانه نبود، اما برای آن‌ها تبدیل شده بود به دانشگاهی که از آن محروم شده بودند، محیط کاری که بسته بودند، و خانه‌ای که در آن دوباره یاد گرفتند قلب‌شان بتپد. در کنار سپیده، آستین، پیراهن، چادر، لباس سنتی، و حتی دوخت‌های دست‌دوز کوچک را آموختند. هر لباسی که تمام می‌شد، گویی بخشی از غم دل‌شان هم کم می‌گردید؛ هر خطی که ماشین خیاطی می‌کشید، مانند خطی تازه از زندگی در روح‌شان نقش می‌بست. اما هیچ روزی نبود که ترس در اطراف‌شان نباشد. چند بار مردان محل آمدند و با کنجکاوی پرسیدند: «در این اتاق چه می‌کنید؟ چرا دخترها جمع می‌شوند؟» خانواده‌ها نگران بودند، مخصوصاً مادران. می‌گفتند: اگر کسی شکایت کند، اگر کسی بد بفهمد، ممکن است مشکل‌ساز شود. اما سپیده، همیشه با صدایی آرام و لبخندی خسته اما استوار، می‌گفت: «ما کار خلافی نمی‌کنیم. فقط می‌دوزیم… فقط زندگی را زنده نگه می‌داریم.» همین جمله، چون سدی، در برابر همه حرف‌ها و فشارها ایستادگی می‌کرد. ماه‌ها گذشت. روزی یکی از خانم‌هایی که به کارگاه می‌آمد، گفت عروسی دخترش نزدیک است و اگر ممکن باشد، لباس مهمان‌ها را در همین کارگاه بدوزند. دل سپیده لرزید؛ نه از ترس، بلکه از خوشحالی. این نخستین سفارش بزرگ‌شان بود. تمام شش دختر دست‌به‌کار شدند. شب‌ها تا دیر وقت می‌دوختند؛ خسته می‌شدند، دست‌های‌شان زخم می‌شد، اما در چشمان‌شان نوری بود که سال‌ها گم شده بود. وقتی آن سفارش بزرگ به پایان رسید، سپیده توانست از درآمد آن برای هر دختر سهمی بپردازد. یکی از دخترها همان روز اشک ریخت و گفت: «سال‌ها بود فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌توانم برای خانه نان ببرم… امروز حس کردم هنوز زنده‌ام.» سپیده همان شب نتوانست بخوابد؛ نه از خستگی، بلکه از خوشحالی. فکر می‌کرد اگر دنیا این‌همه دروازه را بر او بسته، باز هم توانسته در اتاق کوچک خانه‌اش پنجره‌ای باز کند؛ پنجره‌ای که از آن نور، نه تنها به زندگی خودش، بلکه به زندگی شش دختر دیگر هم تابیده است. او نمی‌دانست آیا روزی دانشگاه‌ها باز می‌شود یا نه، نمی‌دانست آیا روزی اجازه کار به دختران داده می‌شود یا نه. اما باور داشت که تا وقتی یک دختر نفس می‌کشد، آرزو می‌تواند دوباره زنده شود. باور داشت مهارت کوچک می‌تواند زندگی بزرگی بسازد، و دست‌هایی که اجازه قلم گرفتن ندارند، شاید بتوانند با نخ و پارچه دنیایی تازه شکل دهند. امروز کارگاه سپیده هنوز کوچک است؛ ماشینی کهنه در گوشه اتاق، چند طاقه پارچه کنار دیوار، و هفت دختر—او و شش شاگردش—که در سکوت اما با قلبی روشن کار می‌کنند. شاید جهان آنها را نمی‌بیند، شاید هیچ‌کس نام‌شان را در جایی نمی‌نویسد، اما حقیقت این است که در همان اتاق کوچک، زندگی دوباره جریان دارد. سپیده هر روز با دیدن دخترانی که با لبخند—هرچند کوچک و لرزان—کار می‌کنند، احساس می‌کند ارزش تمام دردها را داشته است. او ثابت کرد که اگر هزار راه بسته شود، یک دختر می‌تواند از یک نخ باریک هم پلی به فردا بسازد؛ پلی که روی آن شش دختر دیگر هم قدم می‌زنند… و شاید روزی هزار دختر.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 150 بازدید

هم‌زمان با فرارسیدن روز جهانی دانشجو، اتحاد فعالان حقوق بشر هشدار داده است که سیاست‌های محروم‌سازی زنان و دختران از آموزش، یکی از بی‌سابقه‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین حمله‌ها به حق تحصیل در جهان معاصر است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که محرومیت دختران از آموزش بخشی باعث نابودی آگاهی، هویت و ظرفیت فکری نسل آینده‌ی افغانستان می‌شود و این پروژه در چهارچوب حقوق بین‌الملل می‌تواند «مصداق نسل‌کشی فرهنگی، آپارتاید جنسیتی و جنایت علیه بشریت» دانسته شود. در ادامه آمده است که محدودیت‌های آموزشی بر زنان یک روند پراکنده و تصادفی نیست و این روند با حذف زنان از آموزش، باعث می‌شود نیمی از جامعه را از مشارکت اقتصادی، اجتماعی و فکری محروم سازند. در بخشی از اعلامیه آمده است که رفتارها علیه زنان و دختران مصداق روشن «نسل‌کشی فرهنگی» است. اتحاد فعالان حقوق بشر از جامعه‌ی جهانی، سازمان ملل، نهادهای بین‌المللی آموزشی و دانشگاه‌های جهان خواسته است که سرکوب زنان در افغانستان را «نسل‌کشی فرهنگی و آپارتاید جنسیتی» به رسمیت بشناسند. آنان تاکید می‌کنند که آینده‌ی افغانستان بدون آموزش زنان ممکن نیست و سکوت جهانی در برابر «سیستماتیک‌ترین سرکوب آموزشی عصر حاضر» زمینه را برای گسترش این بحران فراهم می‌کند. در حالی این انتقادات مطرح می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 133 بازدید

سازمان داکتران بدون مرز اعلام کرده است که محدودیت تازه‌ای که از ۵ نومبر در هرات وضع شده است، زنان شامل بیماران، مراقبان و کارمندان صحی را ملزم به پوشیدن چادری برای ورود به مراکز درمانی می‌کند، باعث کاهش چشمگیر مراجعه‌کنندگان به مراکز بهداشتی شده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که آمارها نشان می‌دهد که تنها در سه روز نخست اجرای این دستور، پذیرش بیماران در بخش اطفال شفاخانه منطقه‌ای هرات ۲۸ درصد کاهش یافته است. در بخشی از گزارش آمده است که این محدودیت محلی که به‌صورت ناگهانی در تمامی مراکز درمانی عمومی از جمله شفاخانه هرات اعمال شده و موانع تازه‌ای را بر سر راه زنان ایجاد کرده و زندگی روزمره آنان را بیشتر مختل کرده است. سارا شاتو، مدیر برنامه پزشکان بدون مرز تاکید کرده است: «با این تصمیم، ورود بیماران و مراقبان زن به بیمارستان تنها بر اساس نوع پوشش تعیین می‌شود نه نیاز طبی. هرگونه محدودیت بر زنان بیمار، به معنای تأخیر در دریافت خدمات و حتی محرومیت از درمان است. این موضوع برای مادران و کودکانی که همین حالا با چالش‌های جدی برای دسترسی به خدمات صحی مواجه‌اند، پیامدهای خطرناک خواهد داشت.» همچنین این سازمان از این موضوع ابراز نگرانی کرده که این محدودیت‌ها در دیگر نقاط ولایت نیز بر ارائه خدمات تأثیر گذاشته است. در گذرگاه مرزی اسلام‌قلعه با ایران، وضعیت مشابهی گزارش شده است. بنابر اطلاعات سازمان‌های بشردوستانه، از بیش از ۱۰۰ کارمند زن که پیش‌تر در این نقطه کار می‌کردند، اکنون تنها سه نفر یک قابله، یک پزشک و یک پرستار اجازه فعالیت دارند و آن هم به شرط پوشیدن چادری در تمام مدت کار. این در حالی است که بسیاری از زنانی که اخیراً از ایران اخراج شده‌اند، با وضعیت صحی شکننده وارد کشور می‌شوند و نیاز فوری به رسیدگی دارند. پزشکان بدون مرز هشدار داده است که «تأثیر مجموعی این محدودیت‌ها، چه در مراکز درمانی هرات و چه در گذرگاه اسلام‌قلعه، نگران‌کننده است.» قابل ذکر است که از سال ۲۰۲۱ میلادی، زنان در افغانستان به‌طور فزاینده‌ای از عرصه عمومی حذف شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 116 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل می‌گویند که فرخنده، دختر ۱۷ ساله‌ای که حدود یک‌ونیم ماه پیش با پسر یکی از چهره‌های بانفوذ محلی ولایت تخار ازدواج کرده بود، در شرایط مشکوک در کابل به قتل رسیده است. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که فرخنده ۴۵ روز پیش براساس توافق خانوادگی با عمادالله، پسر حاجی احسان‌الله مشهور حاجی ملنگ، ازدواج کرده بود. رسانه‌ها به نقل از نزدیکان فرخنده نوشته‌اند که او پس از ازدواج در محیطی از فشار و خشونت زندگی می‌کرد. در گزارش آمده است که دو شب پیش جسد این دختر در آپارتمانی در نزدیکی خانه مادر شوهرش در گلبهارسنتر شهر کابل پیدا شده است. در ادامه آمده است که خانواده فرخنده مرگ او را «غیرعادی» می‌دانند و می‌گویند زمانی که خواستند جسد را برای بررسی به طب عدلی منتقل کنند، از سوی فرزندان حاجی ملنگ مانع شده‌اند. در گزارش‌ها آمده است که جسد فرخنده بدون رضایت پدرش و بدون انجام هرگونه تحقیق، به‌سرعت دفن شده است. براساس معلومات موجود، حاجی‌ احسان‌الله سهم‌دار معدن طلای قریه‌ی سمتی در ولسوالی چاه‌آب تخار و شریک بشیر نورزی است. همچنان گزارش شده است که برادر فرخنده نیز در شرکت استخراج طلای حاجی احسان‌الله کار می‌کند. مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولایت کابل در مورد این قتل چیزی نگفته‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 79 بازدید

استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که رفع تمامی محدودیت‌ها بر زنان و دختران در افغانستان ضروری است. آقای دوجاریک این اظهارات را در یک نشست خبری، با اشاره به گزارش تازه‌ برنامه‌ توسعه‌ ملل متحد درباره‌ی وضعیت معیشتی شهروندان افغانستان مطرح کرده و گفته است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران در افغانستان مانع از کار زنان و تردد آنان در خارج از خانه می‌شود. وی در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌ها بر کار زنان اجرای عملیات‌ انسان‌دوستانه و بازسازی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. سخنگوی دبیرکل ملل متحد، در بخشی از سخنانش از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان انتقاد کرده و گفته است که این وضعیت «غیرقابل قبول» است. سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که بدون تضمین حقوق زنان و دختران، اقدام‌های انسان‌دوستانه و بازسازی در افغانستان به شکل کامل امکان‌پذیر نخواهد بود. گزارش برنامه‌ی توسعه‌ای ملل متحد، نشان می‌دهد که بازگشت میلیون‌ها نفر به مناطق بازگشتی افغانستان، تحت فشار اقتصادی شدید، شوک‌های آب‌وهوایی و زمین‌لرزه‌های اخیر انجام می‌شود و خانواده‌ها برای تأمین نیازهای روزانه‌ی خود ناچار به کاهش وعده‌های غذایی، فروش دارایی‌ها و گرفتن وام شده‌اند. همچنین بر بنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت بیش از ۸۰ فرمان به هدف محدودکردن زنان و دختران صادر و اجرا شده است. همچنان تلاش‌ها و خواست‌های جهانی مبنی بر لغو این محدودیت‌ها تا اکنون بی‌نتیجه بوده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 136 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که آزمون شورای طبی موسوم به «اگزیت اگزم» را برای برای ۹ هزار و ۳۷۷ فارغ رشته‌های پزشکی و ستوماتولوژی در کابل برگزار کرده؛ اما برای چهارمین سال پیاپی دختران از اشتراک در این آزمون محروم مانده‌اند. اداره‌ی ملی امتحانات با نشر اعلامیه‌ی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشه است که این آزمون روز گذشته (جمعه، ۲۳ عقرب) در دانشگاه‌های کابل و پل‌تخنیک در پایتخت برگزار شده است. مسوولان اداره‌ی ملی امتحانات در ادامه تاکید کرده است که فارغان رشته‌های پزشکی و ستوماتولوژی (طب دندان)، پیش از حضور در این آزمون دوره‌های آموزشی‌شان در دانشگاه‌ها و نیز دوره ستاژ خود را به پایان رسانده‌اند. در ادامه آمده است که در صورت موفقیت در آزمون ایگزیت، زمینه‌ی آموزش‌های تخصصی، کار عملی و خدمت برای آنان فراهم خواهد شد. در حالی این امتحان برگزار می‌شود که دختران فارغ‌شده از بخش‌های پزشکی در حالی از حضور در این آزمون محروم می‌ماند که نظام بهداشت افغانستان با کم‌بود جدی پزشکان زن روبرو است. بر بنیاد، آمارهای سازمان‌های بین‌المللی، افغانستان یکی از بالاترین نرخ مرگ‌ومیر زنان در هنگام زایمان را دارد. پس از قدرت‌گیری حکومت سرپرست، دختران از اشتراک در این آزمون محروم شده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. قابل ذکر است که آزمون «اگزیت اگزم» سالانه دوبار برای تثبیت سویه‌ی علمی و مسلکی پزشکان تازه‌فارغ‌شده برگزار می‌شود و برای پزشکان اجازه‌ی کار در بخش پزشکی داده می‌شود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 192 بازدید

رسانه‌های کانادایی اعلام کرده‌اند که سه داشنجوی دختر اهل افغانستان در قطر که پس از قطع کمک‌های آمریکا در معرض اخراج قرار گرفتند، برای ادامه تحصیل در دانشگاهی به شهر رجینای کانادا منتقل شدند. رسانه‌ای دولتی کانادایی سی‌بی‌سی با نشر گزارشی گفته است که آن‌ها نخستین گروه از ۲۵ تا ۳۰ نفر از دختران اهل افغانستان هستند که با دریافت بورسیه دانشگاه رجینا، به کانادا منتقل می‌شوند. در گزارش آمده است که دانشگاه رجینای کانادا با همکاری بنیاد «رهبران زن فردا» برای انتقال ۳۰ دختر دانشجوی افغانستان که پس از قطع کمک‌های مالی آمریکا در قطر گرفتار مانده‌اند، اقدام کرده است. این رسانه به نقل از سپوژمی هاشمی، یکی از این دانشجویان نوشته است: «هنگام رسیدن به فرودگاه رجینا نسیم خنک کانادا او را به یاد افغانستان که کشوری سردی است، انداخت.» وی در ادامه تاکید کرده است که اکنون احساس امنیت می‌کند و در جایی است که حقوق و آزادی‌ها رعایت می‌شود. نیلوفر نادری و تهمینه خالقی، دو تن دیگر از این دانشجویان هستند. این دانشجویان تحصیل خود را در دانشگاه آمریکایی کابل آغاز کرده بودند، اما پس از سقوط افغانستان در سال ۲۰۲۱ و ممنوعیت آموزش دختران، برای ادامه تحصیل به قطر رفتند. با توقف کمک‌های مالی آمریکا، برنامه‌ تحصیلی آنان نیز متوقف شد و خطر بازگرداندن شان به افغانستان وجود داشت. خانم هاشمی و دو دانشجوی دیگر در فرودگاه رجینا با استقبال فریبا رضایی، بنیان‌گذار بنیاد «رهبران زن فردا»، و کارکنان دانشگاه روبرو شدند. قرار است آن‌ها از ماه جنوری تحصیل خود را در دانشگاه رجینا از سر بگیرند. رضایی گفت که انتقال این دانشجویان به دلیل موانع اداری بسیار دشوار بود و افزود که تاکنون ۸۱۵ هزار دالر برای انتقال حدود ۳۰ دختر افغانستانی از قطر جمع‌آوری شده است. او در ادامه افزوده است: «کانادا آخرین امید این زنان است؛ دنیا آن‌ها را تنها گذاشته است.»

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 150 بازدید

تیم ملی والیبال زنان افغانستان در آخرین بازی خود در چارچوب رقابت‌‌های همبستگی کشورهای اسلامی ریاض ۲۰۲۵ میلادی، مغلوب تیم ملی والیبال زنان آذربایجان شد. در دیداری که روز (چهارشنبه، ۲۱ عقرب) در شهر ریاض عربستان برگزار شده بود، ملی‌پوشان والیبال زنان افغانستان، این دیدار را نیز مانند سه دیدار قبلی با نتیجه‌ی ۳- ۰ به تیم ملی والیبال زنان آذربایجان واگذار کرد. شاگردان محمد اسداللهی با مغلوب شدن در برابر تیم آذربایجان، در بین پنج تیم اشتراک‌کننده در بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی، در جایگاه پنجم ایستاد. در ادامه آمده است که اعضای این تیم با همکاری کمیته ملی المپیک و فدراسیون جهانی والیبال از ایران، استرالیا و کشورهای اروپایی به این مسابقات اعزام شده‌اند. هدایت تیم افغانستان در این رقابت‌ها بر عهده محمد اسداللهی، سرمربی ایرانی تیم مردان بزرگ‌سال افغانستان است. این تیم با همکاری کمیته ملی المپیک افغانستان و فدراسیون جهانی والیبال، از کشورهای ایران، استرالیا و اروپا به مسابقات اعزام شده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت تمام فعالیت‌های ورزشی را برای زنان در افغانستان ممنوع اعلام کرده و تیم‌های ورزشی زنان را به‌رسمیت نمی‌شناسند. بسیاری از تیم‌های ورزشی زنان افغانستان در بیرون از کشور تشکیل و در شماری از مسابقات شرکت می‌کنند. در ششمین دور رقابت‌های همبستگی کشورهای اسلامی ریاض ۲۰۲۵ میلادی، پنج تیم والیبال زنان از کشورهای ایران، افغانستان، ترکیه، آذربایجان و تاجیکستان اشتراک کرده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 172 بازدید

برنامه کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل با کمک مالی «ECHO-ASIA» از کارمندان صحی برای مدیریت سوءتغذیه کودکان حمایت می‌کند. این برنامه امروز (پنج‌شنبه، ۲۲ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کارمندان صحی از کودکان مبتلا به سوءتذیه در خانه‌ها پرستاری خواهند کرد. در ادامه آمده است که یونیسف کارمندان صحی را آموزش می‌دهد تا سوءتغذیه را به‌موقع از طریق مراقبت سرپایی مدیریت کنند و از بستری شدن‌های غیرضروری در بیمارستان جلوگیری شود. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیشتر از این گفته بود که ۷۰ «مرکز رشد کودک» در افغانستان ایجاد کرده است. این نهاد همچنان اعلام کرده بود که بیشتر خانواده‌ها در افغانستان، به‌ویژه در مناطق کوهستانی مانند بامیان، به غذاهای متنوع و مغذی دسترسی ندارند. این در حالی است که برنامه جهانی غذا دو روز قبل، نیز اعلام کرده بود که میزان سوء‌تغذیه در افغانستان، به‌ویژه در میان زنان و کودکان به‌گونه نگران‌کننده‌ای رو به افزایش است. برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب