برچسب: محدودیت

2 ماه قبل - 121 بازدید

یافته‌های تازه شبکه «پژوهشی و دادخواهی زنان و کودکان» نشان می‌دهد که حدود ۹۵ درصد زنان به دلیل بی‌اعتمادی به نظام عدلی، از پیگیری قضایای حقوقی خود خودداری می‌کنند. شبکه پژوهشی و دادخواهی زنان و کودکان با نشر گزارشی گفته است که ، حدود ۶۵ درصد زنان تجربه‌هایی منفی از مراجعه به محاکم را گزارش داده‌اند. این یافته‌ها در جریان رونمایی از پژوهش مشترک شبکه «پژوهشی و دادخواهی زنان و کودکان» و دانشگاه تورنتو، تحت عنوان «دسترسی زنان به عدالت در افغانستان»، در شهر تورنتو ارائه شد. در این نشست بین‌المللی که با حضور کارشناسان حقوقی، فعالان مدنی، دانشگاهیان، دیپلومات‌ها و خبرنگاران برگزار شد، برگزارکنندگان هدف اصلی این پژوهش را برجسته‌سازی وضعیت دسترسی زنان به عدالت در افغانستان و جلب توجه جامعه جهانی به موانع ساختاری در این زمینه عنوان کردند. شبکه پژوهشی و دادخواهی زنان و کودکان در بخشی از گزارشش نوشته است که حذف متخصصان حقوقی زن از دستگاه عدلی افغانستان تأثیر جدی بر نتایج پرونده‌های قضایی داشته است. در گزارش شبکه پژوهشی و دادخواهی زنان و کودکان آمده است که نظام عدالت افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی بر کشور در آگست ۲۰۲۱ به‌طور بنیادی دگرگون شده و ساختارهای رسمی تا حد زیادی جای خود را به سازوکارهای غیررسمی داده‌اند. در گزارش آمده است که ۸۱ درصد پاسخ‌دهندگان این گزارش تحقیقی از تغییرات کامل یا تغییرات حداکثری در نظام عدلی افغانستان خبر داده‌اند. براساس یافته‌های این گزارش، حذف متخصصان حقوقی زن از دستگاه عدلی افغانستان تأثیر جدی بر نتایج قضایا داشته است. گزارش آورده است که زنان به‌صورت سیستماتیک از نظام عدالت در افغانستان حذف شده‌اند و پیامدهای آن سبب افزایش خشونت، آسیب‌های روانی و ناامیدی گسترده شده است. همچنین ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان گفته است: «پاسخ‌گویی بین‌المللی و اعمال فشار مستمر برای بهبود وضعیت حقوق بشر به‌ویژه حقوق زنان ضروری است.» این نشست با تاکید بر ضرورت اقدام هماهنگ و پایدار جامعه جهانی، تقویت سازوکارهای پاسخ‌گویی و حمایت از نهادهای مدنی به‌ویژه نهادهایی که توسط زنان رهبری می‌شوند، به پایان رسید.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 138 بازدید

مکتب آنلاین «درخت دانش» که زیر چتر برنامه «حق یادگیری افغانستان» فعالیت می‌کند، در فهرست ۵۰ مکتب برتر جایزه جهانی مکاتب سال ۲۰۲۶ میلادی قرار گرفته است. مکتب «درخت دانش» با نشر خبرنامه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این رقابت بین‌المللی از سوی بنیاد وارکی برای شناسایی نوآورانه‌ترین برنامه‌های آموزشی در جهان برگزار می‌شود. در اعلامیه آمده است که این مکتب از میان سه هزار نامزد از ۱۱۳ کشور جهان انتخاب شده و در بخش «غلبه بر چالش‌ها» در فهرست نهایی این جایزه قرار گرفته است. در ادامه آمده است که برنامه «حق یادگیری افغانستان» پس از آن ایجاد شد که در سال ۲۰۲۱ میلادی آموزش متوسطه دختران ممنوع شد. مکتب آنلاین درخت دانش تاکید کرد که در واکنش به این وضعیت، این مکتب ایجاد شد تا آموزش برای دختران و پسرانی که به مکاتب حضوری دسترسی ندارند، ادامه یابد. در اعلامیه آمده است که این مکتب در سال ۲۰۲۲ با ۲۵ دانش‌آموز دختر آغاز به فعالیت کرد، اما اکنون به بیش از ۷۰۰ دانش‌آموز رسیده است که حدود ۹۲ درصد آنان را دختران تشکیل می‌دهند. این دانش‌آموزان در ۱۱ ولایت افغانستان و همچنان در مراکز آموزشی در پاکستان و ترکیه آموزش می‌بینند. مکتب درخت دانش افزوده است که بیش از چهار هزار دانش‌آموز دیگر در فهرست انتظار قرار دارند. در این برنامه، آموزش به‌صورت آنلاین ارائه می‌شود و شامل برنامه‌های درسی ساختارمند، آموزگاران دارای صلاحیت، پشتیبانی روانی، مشاوره آموزشی و در برخی موارد مدارک معتبر بین‌المللی است. در اعلامیه آمده است که بیش از نیمی از آموزگاران این مکتب را زنان تشکیل می‌دهند و هدف آن فراهم‌سازی آموزش برابر برای دختران و پسران عنوان شده است. نتیجه نهایی این رقابت قرار است در مجمع جهانی آموزش در لندن اعلام شود. در حالی این مکتب » در میان ۵۰ مکتب برتر جایزه جهانی قرار می‌گیرد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 160 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاکی و کم‌رفت‌وآمد شهر هرات، جایی که دیوارهای کاه‌گلی هنوز رازهای بسیاری را در سینه پنهان کرده‌اند و شب‌ها زودتر از هر جای دیگر فرود می‌آیند، زنی زندگی می‌کند که سرگذشتش نه با فریاد، بلکه با سکوتی طولانی و فرساینده نوشته شده است. نامش را بگذاریم «شکیلا»؛ زنی که شش سال پیش، با دلی سرشار از امید و چشمانی روشن از رؤیا، قدم به خانه‌ای گذاشت که گمان می‌کرد قرار است پناهگاهش باشد؛ جایی برای محبت، صمیمیت و شاید روزی صدای خنده کودکی که به زندگی‌اش معنا ببخشد. آرزوهای شکیلا ساده بود؛ نه خانه‌ای بزرگ می‌خواست و نه زندگی‌ای تجملی. تنها می‌خواست دوست داشته شود و در کنار مردی که انتخاب کرده بود ـ یا برایش انتخاب شده بود ـ احساس امنیت کند. سال‌های نخست زندگی‌شان، هرچند خالی از دشواری نبود، اما برای شکیلا قابل تحمل و گاه دلگرم‌کننده بود. شوهرش در آن سه سال اول، مردی به نظر می‌رسید که می‌خواهد زندگی را بسازد. گاهی با دست خالی به خانه می‌آمد، اما با لبخند؛ گاهی خسته بود، اما برای او وقت می‌گذاشت. شب‌ها کنار هم می‌نشستند، چای می‌نوشیدند و از روزی که گذشته بود سخن می‌گفتند. شکیلا در همان لحظه‌های کوچک، آینده‌ای بزرگ برای خود می‌ساخت؛ آینده‌ای که در آن کودکی میانشان می‌دوید، او را «مادر» صدا می‌کرد و مردی که کنارش نشسته بود، با افتخار به آن زندگی نگاه می‌کرد. او با همین خیال‌ها روزها را می‌گذراند و شب‌ها با امید فردایی بهتر به خواب می‌رفت. اما زمان گذشت و آنچه باید می‌آمد، نیامد. سه سال از ازدواجشان گذشته بود و هنوز خانه‌شان صدای کودکی را نشنیده بود. در آغاز، شکیلا چندان به این موضوع نمی‌اندیشید. با خود می‌گفت هنوز وقت هست، خدا بزرگ است و هر چیز در زمان خودش رخ می‌دهد. اما جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرد، مجال نادیده گرفتن این مسئله را به او نمی‌داد. نگاه‌های مردم، حرف‌های فامیل و کنایه‌های زنان همسایه، همه چون سوزن‌هایی بودند که هر روز در قلبش فرو می‌رفتند. هر بار که به مهمانی می‌رفت، کسی پیدا می‌شد که با لبخندی مصنوعی بپرسد: «هنوز بچه‌دار نشدید؟» یا با لحنی ظاهراً دلسوزانه اما آکنده از سرزنش بگوید: «دکتر رفتی؟ شاید مشکلی داشته باشی.» شکیلا هر بار لبخندی می‌زد، سر به زیر می‌انداخت و چیزی نمی‌گفت، اما در درونش طوفانی برپا می‌شد. بارها از شوهرش خواست با هم نزد داکتر بروند تا دلیل این ماجرا روشن شود، اما مرد همیشه بهانه‌ای می‌آورد. گاهی می‌گفت: «لازم نیست»، گاهی می‌گفت: «خدا خودش می‌دهد» و گاهی با عصبانیت بحث را پایان می‌داد. شکیلا آن روزها این رفتار را به حساب غرور مردانه یا بی‌اعتنایی می‌گذاشت و بیشتر سکوت می‌کرد؛ زیرا از کودکی آموخته بود زن باید صبر کند، تحمل کند و زندگی را حفظ نماید. اما تغییرات به همین‌جا ختم نشد. از سال سوم به بعد، رفتار شوهرش آرام‌آرام تغییر کرد؛ نه ناگهانی، بلکه مانند چراغی که کم‌کم نورش را از دست می‌دهد. دیگر کمتر با او سخن می‌گفت، کمتر به چشمانش نگاه می‌کرد و لبخندهایی که زمانی مایه دلگرمی شکیلا بود، آرام‌آرام محو شد. شکیلا ابتدا این تغییر را جدی نگرفت. با خود می‌اندیشید شاید خسته است، شاید گرفتار مشکلات کاری شده، شاید فشار زندگی بر او سنگینی می‌کند. تلاش کرد مهربان‌تر باشد، بیشتر سکوت کند، کمتر سؤال بپرسد؛ شاید همه چیز دوباره مانند گذشته شود. اما نشد. سال چهارم، فاصله‌ای میانشان افتاد که دیگر نمی‌شد نادیده‌اش گرفت. آنان دیگر نه چون دو همسر، بلکه مانند دو غریبه زیر یک سقف زندگی می‌کردند. سخنانشان کوتاه و بی‌روح شده بود، نگاه‌ها خالی از احساس و شب‌ها سرد و طولانی. شکیلا گاهی در تاریکی شب، وقتی مرد خواب بود، به چهره‌اش خیره می‌شد و از خود می‌پرسید: «چه شد که این‌قدر تغییر کرد؟» اما پاسخی نمی‌یافت. در این میان، فشار نداشتن فرزند هر روز سنگین‌تر می‌شد. دیگر تنها یک سؤال ساده نبود؛ به اتهامی تبدیل شده بود که همه انگشت‌ها را به سوی او نشانه می‌رفت. حتی در خانواده شوهرش نگاه‌ها عوض شده بود. گاه سخنانی می‌شنید که مستقیم نبود، اما معنایش روشن بود: «زن اگر بچه نداشته باشد، چه ارزشی دارد؟» این جمله‌ها چون خوره به جانش افتاده بود. سال پنجم، شکیلا به نقطه‌ای رسید که دیگر نتوانست تحمل کند. روزی، پس از مهمانی‌ای که بار دیگر در آن آماج سؤال و کنایه قرار گرفته بود، به خانه آمد، در را بست و برای نخستین بار با صدای بلند گریست. آن شب، وقتی شوهرش بازگشت، با صدایی لرزان از شدت بغض گفت: «بیا برویم داکتر. هرچه هست، باید بفهمیم مشکل چیست.» این بار، برخلاف همیشه، مرد سکوت کرد؛ سکوتی که برای شکیلا عجیب بود. چند روز بعد، سرانجام پذیرفت. روز مراجعه به داکتر، یکی از سنگین‌ترین روزهای زندگی شکیلا بود. در اتاقی کوچک، با دیوارهای سفید و بوی دارو، نشسته بود و دست‌هایش را در هم گره کرده بود. قلبش تند می‌زد و ذهنش لبریز از ترس بود. وقتی نتایج آماده شد، داکتر با لحنی آرام آغاز به سخن کرد، اما جمله‌ای که بر زبان آورد، جهان شکیلا را در یک لحظه فرو ریخت: «مشکل از شما نیست... مشکل از همسرتان است.» برای چند ثانیه، همه چیز متوقف شد. صداها دور شدند، تصویرها تار گشتند و تنها یک سؤال در ذهنش شکل گرفت. به شوهرش نگاه کرد؛ انتظار داشت تعجب کند، شوکه شود، پرسشی بپرسد. اما چهره مرد بی‌تفاوت بود، گویی این سخن را پیش‌تر شنیده باشد. همین بی‌تفاوتی، بیش از خود خبر، شکیلا را لرزاند. وقتی از کلینیک بیرون آمدند، سکوتی سنگین میانشان حاکم بود. شکیلا دیگر نتوانست خود را نگه دارد. با صدایی لرزان پرسید: «تو از قبل می‌دانستی؟» مرد لحظه‌ای مکث کرد، سپس بی‌آنکه به او نگاه کند، گفت: «بعضی چیزها را لازم نیست همه بدانند.» این جمله، چون ضربه‌ای سهمگین، همه چیز را در وجود شکیلا خرد کرد. در همان لحظه فهمید که نه فقط با یک مشکل، بلکه با دروغی بزرگ زندگی کرده است. از آن روز به بعد، همه چیز بدتر شد. مردی که پیش‌تر تنها سرد شده بود، اکنون خشن شده بود. کوچک‌ترین بهانه‌ای کافی بود تا صدایش بلند شود، فریاد بزند و سکوت‌های طولانی‌اش را با خشم پر کند. گاهی وسایل را به زمین می‌کوبید، گاهی روزها با او سخن نمی‌گفت و گاهی با کلماتی که از هر ضربه‌ای دردناک‌تر بودند، شکیلا را تحقیر می‌کرد. عجیب آنکه هنوز هم او را مقصر جلوه می‌داد، گویی حقیقتی که روشن شده بود، هیچ اهمیتی ندارد. شکیلا دیگر نمی‌دانست چه باید بکند. حقیقت را می‌دانست، اما نمی‌توانست آن را فریاد بزند؛ زیرا در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرد، سخن زن هرگز به اندازه مرد باور نمی‌شد. اگر چیزی می‌گفت، شاید متهمش می‌کردند، شاید می‌گفتند دروغ می‌گوید، شاید سرزنش بیشتری نصیبش می‌شد. سال ششم، خانه‌ای که زمانی برایش لبریز از امید بود، به جایی بدل شد که هر دیوارش بوی غم می‌داد. دیگر هیچ صمیمیتی باقی نمانده بود. دو انسان در کنار هم زندگی می‌کردند، اما نه حرفی میانشان بود، نه احساسی، نه آینده‌ای. تنها روزها می‌گذشتند، یکی پس از دیگری، بی‌آنکه چیزی تغییر کند. شب‌ها، وقتی همه چیز ساکت می‌شد، شکیلا در گوشه‌ای از اتاق می‌نشست و به زندگی‌اش می‌اندیشید؛ به آن دختر شش سال پیش که چه ساده و امیدوار بود، به لبخندهایی که دیگر وجود نداشتند و به سال‌هایی که اگر حقیقت را می‌دانست، شاید می‌توانست جور دیگری زندگی کند. او نه فقط برای کودکی که هرگز به دنیا نیامد گریه می‌کرد، بلکه برای خودش، برای عمرش و برای اعتمادی که شکسته شده بود. اکنون در جایی ایستاده بود که نه رفتن برایش آسان بود و نه ماندن قابل تحمل. رفتن یعنی روبه‌رو شدن با جامعه، با حرف مردم، با خانواده‌ای که شاید حمایتش نکنند؛ و ماندن یعنی ادامه دادن به زندگی‌ای که هر روز بخشی از وجودش را خاموش‌تر می‌کرد. قصه شکیلا، قصه یک زن تنها نیست. قصه حقیقت‌هایی است که پنهان می‌شوند، قصه دروغ‌هایی که سال‌ها زندگی را شکل می‌دهند و قصه زنانی که در میان همه این‌ها، بی‌صدا می‌شکنند؛ بی‌آنکه کسی صدای شکستنشان را بشنود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 118 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که خبرنگاران زن با وضعیت دشوار و موانع کاملا تبعیض‌آمیز در افغانستان کار می‌کنند. آقای بنت امروز (جمعه، ۱۱ ثور) با نشر اعلامیه‌ای از سران حکومت سرپرست خواسته خبرنگاران را بدون قید و شرط از زندان آزاد کرده و اطمینان دهند که کارکنان رسانه‌ای می‌توانند حق آزادی بیان خود را اعمال کرده و بدون ترس به کار خود ادامه دهند. آقای بنت در ادامه تاکید کرده است که برای خبرنگاران زن، وضعیت حتی دشوارتر است، زیرا آن‌ها با موانع عمیقاً تبعیض‌آمیز ناشی از محدودیت‌های آزادی رفت‌وآمد زنان و نیز الزامات پوشش اجباری مواجه می‌شوند. همچنین در بخشی از اعلامیه تاکید شده است: «نگرانی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه زنان خبرنگار از سوی کارفرمایان خود به‌طور برابر با مردان مورد برخورد قرار نمی‌گیرند.» در اعلامیه‌ی آقای بنت آمده است که از زمان بازگشت حکومت فعلی در قدرت، آزادی مطبوعات در سراسر افغانستان به‌طور نگران‌کننده‌ای رو به افول گذاشته است. او گفته است که گزارش‌گری مستقل اکنون به‌شدت محدود شده و خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای در محیطی روزافزون محدودکننده فعالیت می‌کنند که در آن با انواع کنترل‌های اعمال‌شده مواجه‌اند. وی تصریح کرد: «با وجود این چالش‌ها، خبرنگاران افغان همچنان نقشی حیاتی در افشای نقض حقوق بشر و تضمین حق دسترسی مردم به اطلاعات ایفا می‌کنند، آن هم در شرایطی فوق‌العاده دشوار. من پایداری خبرنگاران افغان را چه در داخل کشور و چه آن‌هایی که از طریق مدل‌های ترکیبی یا در تبعید فعالیت می‌کنند و همچنان گزارش‌های ضروری ارائه می‌دهند، به رسمیت می‌شناسم.» آقای بنت گفته که رسانه‌ها به‌شدت از کاهش حمایت‌های مالی و فنی بین‌المللی آسیب دیده‌اند. در حالی که بیش از هر زمان دیگری به گزارش‌گری مستقل نیاز است، این کاهش‌ها توانایی خبرنگاران برای فعالیت ایمن، دسترسی به اطلاعات و حفظ گزارش‌گری مستمر میدانی، از جمله در زمینه نقض‌ها و سوءاستفاده‌های حقوق بشری را به‌شدت محدود کرده است. آقای بنت از نهادها و جامعه جهانی خواسته که به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، باید در همبستگی با خبرنگاران افغان بایستند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 119 بازدید

خبرنگاران بدون مرز با نشر تازه‌ترین شاخص آزادی رسانه در جهان گفته است که افغانستان در میان ۱۸۰ کشور جهان و با کسب ۱۹.۵۱ امتیاز در جایگاه ۱۷۵ قرار گرفته است. این رده‌بندی که امروز (پنج‌شنبه، ۱۰ ثور) نشر شده، ناروی، هالند و استونیا به ترتیب با کسب بیشترین امتیاز در جایگاه نخست تا سوم و افغانستان، عربستان سعودی، ایران، چین، کوریای شمالی و اریتره به ترتیب با کسب کم‌ترین امتیاز در قعر جدول قرار گرفته‌اند. در گزارش آمده است که از نزدیک به پنج سال گذشته در افغانستان «ناقوس مرگ آزادی مطبوعات و امنیت روزنامه‌نگاران، به‌ویژه روزنامه‌نگاران زن» در این کشور به صدا درآمد. این نهاد تاکید کرده است که اکنون رسانه‌ها ملزم به پخش اطلاعاتی هستند که توسط حکومت کنترل می‌شود، زیرا فضای رسانه‌ای اکنون عاری از کثرت‌گرایی و صداهای مخالف است و سرکوب روزنامه‌نگاران به‌طور پیوسته تشدید شده است. همچنین گزارشگران بدون مرز نوشته است که بازگشت حکومت فعلی به قدرت چشم‌انداز رسانه‌ها را نابود کرد و در عرض سه ماه، ۴۳ درصد از رسانه‌ها ناپدید شدند و دو-سوم از ۱۲ هزار روزنامه‌نگار در سال ۲۰۲۱، این حرفه را ترک کردند. این نهاد می‌گوید که از هر ده روزنامه‌نگار زن، هشت نفر مجبور به ترک کار خود شده‌اند و معدود روزنامه‌نگاران زنی که هنوز مشغول به کار هستند، تحت انواع محدودیت‌ها و آزارواذیت قرار دارند. افغانستان سال گذشته‌ی میلادی نیز در شاخص آزادی رسانه‌ها در جایگاه ۱۷۸ قرار داشت و امسال تنها اندکی در امتیاز آن تفاوت آمده است. بااین‌حال، پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی، جایگاه افغانستان در این رده‌بندی به‌شدت سقوط کرده است و وضعیت آزادی رسانه‌ها و خبرنگاران در آن بدتر شده است. افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلادی، در جایگاه ۱۲۲ جهان قرار داشت، اما سال بعد با ۳۴ پله سقوط به جایگاه ۱۵۶ رسید، در سال ۲۰۲۳ در جایگاه ۱۵۲ قرار گرفت، در سال ۲۰۲۴ در جایگاه ۱۷۸ قرار گرفت و در سال ۲۰۲۵ در جایگاه ۱۷۵ جهان از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفت.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 128 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد(UNFPA)  در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ارائه خدمات مشاوره روانی و حمایت‌های بشردوستانه می‌تواند به بهبود وضعیت روحی و اجتماعی زنان و دختران در افغانستان کمک کند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خانم‌های که مورد حمایت قرار گرفتند، نشان می‌دهد که چگونه خدمات مشاوره‌ای و برنامه‌های حمایتی در مراکز مراقبت از مادر و کودک، به زنان آسیب‌دیده در افغانستان کمک کرده است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که ارائه حمایت روانی اولیه، مشاوره فردی و ایجاد فضای امن، نقش مهمی در کاهش اضطراب، ترس و مشکلات روحی زنان داشته است. سازمان ملل افزوده است که برنامه‌های توانمندسازی روانی و اجتماعی شامل آموزش مهارت‌های مدیریت استرس، تقویت اعتمادبه‌نفس و روش‌های مراقبت از خود بوده است. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه تصریح کرد که ادامه چنین خدماتی می‌تواند به بهبود وضعیت سلامت روان و افزایش توانمندی زنان و دختران در شرایط دشوار کمک کند. در حالی سازمان ملل بر ارائه خدمات روانی به زنان و دختران افغانستان تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 172 بازدید

ملالی یوسفزی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل از جامعه‌ی جهانی خواسته تا حمایت و همبستگی بیشتری با زنان و دختران افغانستان نشان دهند و برای به‌رسمیت شناختن «آپارتاید جنسیتی» اقدام کنند. خانم یوسفزی این اظهارات را در دیدار با جان سوینی، نخست‌وزیر اسکاتلند مطرح کرده و گفته است که زنان و دختران افغانستان نزدیک به پنج سال است که با محدودیت‌های شدید روبرو هستند و بسیاری از کشورها نسبت به وضعیت آن‌ها «چشم‌پوشی» کرده‌اند. او با اشاره به ممنوعیت آموزش دختران و کار زنان افزوده است که زنان افغانستان به‌دلیل حضور در فضای عمومی یا تلاش برای تحصیل، مجازات می‌شوند. وی در این دیدار تاکید کرده است که وضعیت در افغانستان رو به وخامت است و نیاز به اقدام فوری جامعه جهانی دارد. او در بخشی صحبت‌هایش افزوده است که به‌رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در حقوق بین‌الملل می‌تواند زمینه پاسخگویی دولت را فراهم کند و کشورها را وادار به اقدام سازد. همچنین جان سوینی در این دیدار تعهد سپرد که از تلاش‌ها برای جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی حمایت کند. باید گفت که دو طرف در بیانیه‌ای مشترک، سیاست‌های دولت در قبال زنان را محکوم کرده و آن را محروم‌سازی سیستماتیک از حقوق اساسی عنوان کردند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده و بی‌پیشینه‌ای بر زندگی زنان و دختران در افغانستان وضع شده است. آموزش دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع اعلام شده، تصمیمی که با گذشت نزدیک به پنج سال همچنان پابرجا مانده و میلیون‌ها دختر از حق آموزش محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 131 بازدید

اندریکا راتواته، معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که یکی از «شدیدترین و پیچیده‌ترین» بحران‌های حفاظتی جهان در افغانستان در حال رخ دادن است. آقای راتواته که به تازگی ماموریتش در افغانستان پایان یافته است، در مقاله‌ای در نشریه موسوم به «کرونیکل» ملل متحد گفته است که در کنار دیگر بحران‌ها «محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت» که دسترسی زنان و دختران را به آموزش، اشتغال، مشارکت عمومی و خدمات اساسی به شدت محدود کرده، وضعیت بحرانی کشور را تشدید کرده است. وی تاکید کرده است که این محدودیت‌ها توان تاب‌آوری نیمی از جمعیت افغانستان را تضعیف کرده و به‌طور جدی ظرفیت بازیگران بشردوستانه را برای ارائه کمک‌های اصولی و فراگیر محدود ساخته است. او افزوده است: «ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، منع اشتغال زنان در بخش‌های کلیدی و محدودیت‌های مستمر بر کارکنان زن در حوزه کمک‌های بشردوستانه، همگی به افزایش خطرات حفاظتی انجامیده‌اند. در چنین محیط شکننده‌ای، تنش‌های ژئوپولیتیکی و بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز فشار مضاعفی وارد می‌کنند.» همچنین او در بخشی از مقاله‌اش گفته است که همزمان با این افغانستان یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران در تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند که طی دو سال گذشته، حدود ۵ میلیون تن از کشورهای همسایه بازگشته‌اند که معادل افزایش تقریباً ۱۰ درصدی جمعیت کشور است. معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد تصریح کرد که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۲.۸ میلیون شهروندان افغانستان بازگشته‌اند که بالاترین رقم سالانه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه پیشین ملل متحد در افغانستان در بخشی از مقاله‌اش می‌گوید که افغانستان همچنین با مجموعه‌ای از بلایای مرتبط با اقلیم مواجه است. سال‌ها خشکسالی منابع آب زیرزمینی را به تحلیل برده، کشت‌زارها را نابود کرده و نظام‌های کشاورزی را تضعیف کرده است؛ در حالی که سیلاب‌ها، رانش زمین و زمین‌لرزه‌های مکرر همچنان خانه‌ها، معیشت مردم و زیرساخت‌های حیاتی را ویران می‌کنند. وی افزوده است که این شوک‌های محیط‌زیستی با شکنندگی‌های اجتماعی-اقتصادی در هم تنیده‌اند و بیش از ۷۰ درصد خانوارها از کمبود مصرف غذایی کافی گزارش داده‌اند و بسیاری برای بقا به راهبردهای بحرانی همچون فروش دارایی‌های مولد، ازدواج زودهنگام یا کاهش دسترسی به خدمات سلامت و آموزش متوسل می‌شوند. در این مقاله گفته شده است که در مجموع، این عوامل، بحرانی چندلایه در حوزه حفاظت ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها تن را در معرض محرومیت شدید قرار می‌دهد. آقای راتواته از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی همچون معاون یوناما در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان فعالیت کرده است. سازمان ملل متحد روز گذشته گفت که برونو ژرژ لمرکی، مقام فرانسوی این نهاد، به‌عنوان معاون نماینده ویژه ملل متحد در افغانستان و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه جدید این سازمان گماشته شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 142 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان یکی از پایین‌ترین نرخ‌های سواد زنان را در جهان دارد. استیفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل به نقل از گزارش یونیسف، در یک کنفرانس خبری گفته است که ممکن است افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۲۰ هزار معلم زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند صحی را به دلیل محدودیت‌ها از دست بدهد. آقای دوجاریک در این نشست خبری تاکید کرده است که ممنوعیت آموزش و کار زنان همچنان ادامه دارد. یونیسف می‌گوید این محدودیت‌ها همین اکنون نیز سالانه حدود ۸۴ میلیون دالر زیان اقتصادی برای کشور به‌همراه دارد. همچنین سازمان ملل به درگیری میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان اشاره کرده و افزوده که حمله پاکستان بر کنر هفت کشته و ۷۹ زخمی، شامل ۱۳ زن و ۳۲ کودک، برجا گذاشته است. طبق گزارش، تا کنون بیش از ۱۰۰ هزار تن در نتیجه این درگیری‌ها بی‌جا شده‌اند. در حالی سازمان ملل متحد از محدودیت‌ها انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 108 بازدید

وزارت دفاع بریتانیا از پناه‌جویان افغانستانی که نامه‌ی پذیرش این کشور را دارند، خواست خودشان راهی برای خروج از افغانستان پیدا کنند. لوک پولارد، در نامه‌ای به پارلمان بریتانیا نوشته است که نزدیک به ۹ هزار افغانستانی واجد شرایط انتقال به بریتانیا و منتظر جابه‌جایی‌ هستند. آقای پولارد در کنار آن تاکید کرد که این افراد هیچ کمکی از سوی بریتانیا برای خروج از افغانستان دریافت نخواهند کرد. وزیر دفاع بریتانیا در ادامه افزوده است که این افراد «هر زمان که بتوانند، باید خود را به یک کشور ثالث برسانند» و در آن‌جا تا سال ۲۰۲۸ میلادی، کمک‌های مربوط به مسکن و ویزا دریافت خواهند کرد. وی تصریح کرد که برخی از افراد واجد شرایط، امسال خودشان به کشورهای ثالث مانند پاکستان رفته‌اند. او تصریح کرد: «پس از مشاهده شواهد بیشتر از جابه‌جایی‌های موفق شخصی، و پس از ارزیابی دوباره خطرات این گروه و عوامل دیگر، از جمله صرفه‌جویی برای مالیه‌دهندگان، تصمیم گرفته‌ایم به کمک‌ها در داخل افغانستان برای خروج پایان دهیم.» همچنین اداره حسابرسی ملی بریتانیا در ماه مارچ اعلام کرده بود اگر روند انتقال افغانستانی‌ها سرعت نگیرد، دولت نزدیک به سه سال دیگر زمان نیاز خواهد داشت تا همه افرادی را که پناه در بریتانیا به آنان وعده داده شده منتقل کند. برنامه‌های اسکان مجدد افغانستانی‌ها در ماه جولای سال گذشته به روی متقاضیان جدید بسته شد. اندکی بعد از آن فاش شد که وزارت دفاع بریتانیا مسوول یک نشت گسترده اطلاعاتی درباره مشخصات متقاضیان بوده است؛ رخدادی که به گفته این وزارتخانه، جان هزاران نفر را به خطر انداخت. این خانواده‌ها به دلیل همکاری سابق خود با نیروهای بریتانیایی در افغانستان، یا به دلیل افشای اطلاعات‌شان، واجد شرایط انتقال به بریتانیا شناخته شده‌اند. همچنین سارا دی یونگ، از بنیان‌گذاران ائتلاف «سُلحه» که به مترجمان نظامی پیشین افغانستان کمک می‌کند، گفت: «اعلام وزارت دفاع برای توقف حمایت در داخل افغانستان جهت خروج امن، برای افغان‌هایی که پیشنهاد انتقال دارند شوک کامل خواهد بود. این‌که برخی توانسته‌اند فرار کنند، به این معنا نیست که این گزینه برای همه در دسترس است.» وی در ادامه تاکید کرده است: «کسانی که نمی‌توانند برای گرفتن اسناد از مخفیگاه بیرون شوند و توان مالی پرداخت هزینه‌های بسیار بالای ویزا را ندارند، اکنون رها شده‌اند. این بیانیه همچنین مشکلات امنیتی جاری میان پاکستان و افغانستان را نادیده می‌گیرد؛ مسأله‌ای که جابه‌جایی مستقل را حتی دشوارتر می‌کند.»

ادامه مطلب