نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 هفته قبل - 60 بازدید

امروزه بسیاری از افراد احساس خستگی مداوم و کاهش انرژی ذهنی را تجربه می‌کنند. این خستگی تنها ناشی از کمبود خواب یا فعالیت جسمی نیست، بلکه فشار روانی و استرس‌های روزمره نقش مهمی در ایجاد آن دارند. خستگی ذهنی نوعی احساس فرسودگی، کاهش انگیزه و دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری است که، برخلاف خستگی جسمی، با خواب کامل همیشه برطرف نمی‌شود. افرادی که از خستگی ذهنی رنج می‌برند، اغلب کاهش تمرکز، ضعف حافظه‌ی کوتاه‌مدت، بی‌انرژی بودن، کاهش انگیزه برای انجام فعالیت‌های روزمره و افزایش حساسیت و تحریک‌پذیری را تجربه می‌کنند. فشار روانی یا استرس مزمن، مهم‌ترین عامل خستگی ذهنی در زندگی مدرن است. استرس زمانی ایجاد می‌شود که فرد با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که فراتر از توانایی‌های او برای مقابله هستند. این فشار می‌تواند ناشی از مسائل شغلی، تحصیلی، خانوادگی یا اقتصادی باشد. زمانی که بدن تحت استرس قرار می‌گیرد، هورمون‌هایی مانند کورتیزول و آدرنالین ترشح می‌شوند. در کوتاه‌مدت، این هورمون‌ها به افزایش انرژی و تمرکز کمک می‌کنند، اما اگر فشار روانی طولانی‌مدت باشد، باعث فرسودگی سیستم عصبی و کاهش توانایی ذهنی می‌شود. استرس مزمن همچنین موجب اختلال در خواب، کاهش انگیزه و افزایش اضطراب و افسردگی می‌شود که همگی به‌طور مستقیم بر توانایی پردازش اطلاعات و تمرکز تأثیر می‌گذارند و در نهایت خستگی ذهنی را تشدید می‌کنند. اغلب افراد فکر می‌کنند با خواب کافی می‌توانند خستگی ذهنی خود را رفع کنند، اما تجربه نشان می‌دهد که حتی پس از استراحت شبانه‌ی کامل، احساس فرسودگی و کاهش انرژی ادامه دارد. دلیل این امر آن است که خستگی ذهنی بیشتر ناشی از فشار روانی، افکار مزاحم و عدم تعادل بین زندگی و کار است. برای مثال، یک دانشجو پس از یک امتحان سخت ممکن است به اندازه‌ی کافی بخوابد، اما همچنان احساس کند انرژی ذهنی ندارد؛ زیرا ذهن او هنوز درگیر نگرانی‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و استرس‌های آینده است. بنابراین، صرفاً استراحت جسمی نمی‌تواند خستگی ذهنی را جبران کند. عوامل دیگری نیز می‌توانند خستگی ذهنی را تشدید کنند. استفاده‌ی مداوم از فناوری، مانند قرار گرفتن طولانی‌مدت در مقابل صفحه‌نمایش گوشی یا لپ‌تاپ، باعث کاهش تمرکز و افزایش خستگی ذهنی می‌شود. محیط کاری پرتنش و فشار برای انجام کارهای متعدد در زمان محدود، کمبود حمایت اجتماعی و عدم تعادل بین کار و زندگی شخصی نیز به‌شدت خستگی ذهنی را افزایش می‌دهند. سبک زندگی ناسالم، تغذیه‌ی نامناسب، کم‌تحرکی و مصرف بیش از حد کافئین و قند نیز بر کاهش انرژی ذهنی تأثیرگذار هستند. برای مقابله با خستگی ذهنی ناشی از فشار روانی، مدیریت استرس اولین قدم است. روش‌هایی مانند مدیتیشن و تمرین‌های تنفس به کاهش ترشح هورمون‌های استرس و بهبود آرامش ذهنی کمک می‌کنند. ورزش منظم، جریان خون و اکسیژن‌رسانی به مغز را افزایش می‌دهد و برنامه‌ریزی دقیق فعالیت‌ها و جلوگیری از انجام چند کار هم‌زمان، فشار ذهنی را کاهش می‌دهد. بهبود کیفیت خواب نیز نقش مهمی در کاهش خستگی ذهنی دارد؛ رعایت ساعت خواب منظم، کاهش مصرف کافئین و اجتناب از نور آبی قبل از خواب می‌تواند مؤثر باشد. ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی، از طریق تخصیص زمان مناسب برای فعالیت‌های تفریحی، ارتباط با خانواده و دوستان و پرداختن به سرگرمی‌ها، ذهن را از فشار روانی دور می‌کند و انرژی ذهنی را بازیابی می‌کند. علاوه بر این، تغذیه‌ی سالم و هیدراتاسیون مناسب، مصرف غذاهای حاوی ویتامین‌ها، مواد معدنی و آنتی‌اکسیدان‌ها، مانند میوه‌ها، سبزیجات و مغزها، باعث افزایش انرژی ذهنی و بهبود عملکرد شناختی می‌شود. خستگی ذهنی یک پدیده‌ی پیچیده است که تنها با استراحت جسمی قابل حل نیست. فشار روانی و استرس‌های مزمن، اصلی‌ترین دلایل کاهش انرژی ذهنی هستند و تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی فرد دارند. مدیریت استرس، ایجاد تعادل بین کار و زندگی، بهبود خواب و تغذیه‌ی سالم، ابزارهای مؤثری برای مقابله با این مشکل هستند. با توجه به سبک زندگی پرشتاب امروز، آگاهی از نقش فشار روانی و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه برای حفظ سلامت ذهنی ضروری است. شناخت عوامل خستگی ذهنی و اقدام عملی برای کاهش آن، نه‌تنها کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد، بلکه توانایی فرد را برای تصمیم‌گیری، تمرکز و عملکرد روزانه افزایش می‌دهد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 52 بازدید

منابع از میان مهاجران افغانستان در پاکستان درتازه‌ترین مورد گفته‌اند که «زرلشت بارکزی»، فعال حقوق زنان اهل افغانستان توسط پولیس پاکستان بازداشت و به کمپ منتقل شده است. دست‌کم دو منبع از میان مهاجران اهل افغانستان در پاکستان گفته‌اند که خانم بارکزی حوالی ساعت ۱:۰۰ دقیقه‌ی پس‌ازچاشت امروز (شنبه، ۲۷ جدی) به وقت افغانستان، در مسیر فیصل‌تاون-اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان بازداشت شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که زرلشت بارکزی می‌خواست دختر خردسالش را به داکتر ببرد، اما در مسیر راه توسط پولیس پاکستان بازداشت شد و به کمپ منتقل شده است. منبع در ادامه افزوده است که هنوز روشن نیست که پولیس پاکستان این زن اهل افغانستان را به چه دلیلی بازداشت کرده است. قابل کرده است که پاکستان پس از توقف روند تمدید ویزای پناه‌جویان افغانستان، بارها خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق زن را بازداشت و شماری از آنان را اخراج کرده است. قابل ذکر است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت، بسیاری از نظامیان حکومت پیشین، کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر که به کشورهای همسایه مهاجر شده‌‌اند تا هنوز موفق به دریافت ویزای کشورهای مهاجرپذیر نشده‌اند. بسیاری از این پناه‌جویان که توسط کشورهای میزبان به افغانستان بازگردانده شده‌اند. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است. پاکستان همه روزه مهاجران افغانستان را بازداشت و اخراج می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 42 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حدود ۹۰ درصد چرخ‌کاران و بافندگان صنعت قالین‌بافی در این کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند. این نهاد در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که با وجود سهم گسترده‌ی زنان و دختران در صنعت قالین‌بافی افغانستان، آنان در پایین‌ترین سطح زنجیره‌ی تولید قرار دارند و در برابر کار سنگین خود، دست‌مزد ناچیزی دریافت می‌کنند. سوسن فرگوسن، نماینده‌ی ویژه‌ی بخش زنان سازمان ملل متحد در افغانستان، تاکید کرده است که زنان و دختران باید در همه‌ی مرحله‌های تولید قالین از تولید پشم و ریسندگی گرفته تا بافت، تکمیل و توسعه‌ی کسب‌وکار- مورد حمایت قرار گیرند. یوناما در ادامه افزوده است که بخش زنان سازمان ملل متحد متعهد است با تقویت رهبری زنان، زمینه‌ای فراهم کند تا آنان از ارزش فرهنگی و اقتصادی بزرگی که خلق می‌کنند، بهره‌مند شوند. همچنین این نهاد تصریح کرد که صنعت قالین‌بافی افغانستان بیش از هر چیز، به ‌واسطه‌ی تلاش، مهارت و پایداری زنان زنده مانده است. قابل ذکر است که قالین‌بافی یکی از مهم‌ترین صنایع دستی و کالای صادراتی افغانستان به‌شمار می‌رود؛ صنعتی که زنان و دختران در همه مرحله‌های تولید آن نقش اساسی دارند. طی چهار سال اخیر با محدودیت‌های گسترده بر آموزش و اشتغال دختران، شمار زیادی از زنان ناچار شده‌اند برای تأمین معیشت به این بخش روی آورند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 118 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که رانندگان تکسی‌‌های شهری در این ولایت بعد از وضع محدودیت بر رفت‌وآمد سه‌چرخه‌ها در بخشی از نقاط شهر از انتقال زنان و دختران بدون چادر خودداری می‌کنند. دست‌کم سه منبع امروز (شنبه، ۲۷ جدی) به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که زنان و دختران و به ویژه زنان بدون چادر ساعت‌ها کنار ایستگاه‌‌ها منتظر می‌مانند، اما رانندگان تکسی‌های شهری با وجود خالی‌بودن تکسی، حاضر به انتقال آنان نیستند. منبع در ادامه تاکید کرده است که این وضعیت در روزهای اخیر به دلیل محدویت‌ها از سوی نیروهای امر به معروف و نهی از منکر، افزایش یافته و بسیاری از زنان و دختران در رفت‌وآمد روزانه با مشکل جدی روبرو شده‌اند. یک منبع دیگر در ادامه افزوده است :«نیروهای امر به معروف و نهی از منکر تکسی‌ها ایستاده کرده و چک می‌کنند و اگر زنان و دختران بدون چادر باشند‌‌، آنان را پیاده می‌کنند.» یک منبع دیگر تصریح کرد که تکسی‌های شهری به دلیل کم‌بود مسافر زن، از سوار کردن آنان در ست پشت‌سر نیز خودداری می‌کنند. همچنین شماری از زنان و دختران در هرات می‌گویند که برای انجام کارهای ضروری ناچار هستند مسافت‌های طولانی را پیاده طی کنند. زنان و دختران در هرات می‌گویند که پس از آن‌که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی فعالیت سه‌چرخه‌ها را ممنوع کردند، دسترسی زنان و دختران به وسایط نقلیه برای رفت‌وآمد به‌طور چشم‌گیری کاهش یافته است. منبع از نیروهای امر به معروف و نهی از منکر خواسته است که محدودیت‌ها را بر تکسی‌های شهری را کاهش داده و بر ارائه خدمات تلاش کنند. این در حالی است که پیش‌تر نیز نیروهای حکومتی به رانندگان تکسی‌ها در هرات هشدار داده بودند که زنان بدون حجاب را نباید انتفال دهند. این در حالی است که محتسبان امر به معروف و نهی از منکر در روزهای اخیر زنان را به‌دلیل نداشتن «چادرنماز» از موتر و تکسی‌ها پایین کرده و مانع رفت‌وآمد آنان شده بودند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 99 بازدید

جان ایلیف، رییس برنامه جهانی غذا در افغانستان از بحران رو به وخامت سوء‌تغذیه در کشور اظهار نگرانی کرد و می‌گوید : «شاهدیم که دختران برای ازدواج زودهنگام فروخته می‌شوند، فقط برای اینکه خانواده‌های‌شان بتوانند غذا تهیه کنند.» آقای ایلیف در صحبت با خبرگزاری فرانسه گفته است که بحران رو به وخامت سوءتغذیه تأثیرات وخیمی بر زنان و دختران افغانستان دارد که توسط جامعه‌ی جهانی نادیده گرفته شده‌اند. طبق آماری که وی ارائه کرده، در ۱۲ ماه آینده، پنج میلیون زن و کودک در افغانستان، دچار سوء تغذیه خواهند شد. او در ادامه تاکید کرده است که نزدیک به چهار میلیون کودک به درمان سوءتغذیه نیاز خواهند داشت. کمیته بین‌المللی نجات نیز پیشتر نسبت به تشدید بحران گرسنگی در افغانستان هشدار داد. این نهاد گفته بود که در پی کاهش بودجه ایالات متحده، میزان دسترسی به کمک‌های بشردوستانه در افغانستان تقریبا دو سوم کاهش یافته است. رییس برنامه جهانی غذا در افغانستان هم کاهش کمک‌ها به افغانستان را نگران‌کننده خواند. او هشدار داد که «اگر نتوانیم کودکان مبتلا به سوءتغذیه را درمان کنیم، خواهند مرد.» به گفته وی، کلینیک‌هایی که کودکان مبتلا به سوءتغذیه را درمان می‌کنند، در حال تعطیلی هستند.» جان ایلیف می‌گوید وقتی به خانواده‌ها گفته می‌شود برنامه جهانی غذا دیگر پولی برای درمان فرزند شما ندارد، «تکان‌دهنده» است. او گفت: «در مناطقی که ما به عنوان برنامه جهانی غذا کمک‌های خود را متوقف کرده‌ایم، شاهدیم که دختران برای ازدواج زودهنگام فروخته می‌شوند، فقط برای اینکه خانواده‌هایشان بتوانند غذا تهیه کنند. شاهدیم که کودکان از مکتب بیرون کشیده می‌شوند و به سر کار فرستاده می‌شوند.»

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 67 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های امور بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که افغانستان با بحران‌های همزمان خشکسالی، بازگشت گسترده مهاجران از ایران و پاکستان و کاهش کمک‌های مالی مواجه است. این دفتر با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کاهش بودجه‌ها سبب تعطیلی صدها مرکز خدمات صحی و تغذیه‌ای شده و دسترسی به مراقبت‌های حیاتی برای مردم این کشور محدود گردیده است. اندریکا راتوته، هماهنگ‌کننده دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه گفته است که این وضعیت فشار زیادی بر خانوارهای آسیب‌پذیر وارد کرده و نیاز فوری به اقدامات حمایتی وجود دارد. وی در بخشی از پیامی تاکید کرده است که سازمان ملل تلاش می‌کند با ارائه کمک‌های بشردوستانه، از وخیم‌تر شدن بحران در افغانستان جلوگیری کند. همچنین در این گزارش هشدار داده شده است که بدون تامین منابع مالی لازم، بسیاری از مردم به ویژه کودکان و زنان، با خطر کمبود مواد غذایی و خدمات صحی مواجه خواهند بود. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 65 بازدید

جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان در افغانستان برای تغذیه فرزندان خود «سلامت و تغذیه خود را فدا» می‌کنند. آقای آیلیف با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مادران افغانستانی، به ویژه سرپرست خانواده‌ها یا کسانی که مجبور به کارهای سخت روزانه‌ هستند، در شرایط دشوار، منابع و سلامت خود را برای تغذیه کودکان‌شان صرف می‌کنند. او در بخشی از پیامش هشدار داده است که چهار میلیون کودک در افغانستان امسال در معرض سوءتغذیه شدید قرار دارند و بدون رسید‌گی فوری، جان این کودکان به خطر می‌افتد. مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که مراکز درمان سوءتغذیه در کشور محدود است و بسیاری از خانواده‌ها مجبورند صدها کیلومتر مسیر طی کنند تا فرزندان‌شان درمان شوند. وی تصریح کرد که مشکلات اقتصادی، کم‌آبی و نبود دسترسی به مراقبت‌های صحی، فقر و گرسنگی را تشدید کرده است. آقای آیلیف در ادامه افزوده است که جامعه‌ی جهانی باید هر چه سریع‌تر برای تامین کمک‌های غذایی و درمانی اقدام کند تا از مرگ و آسیب‌های جبران‌ناپذیر کودکان جلوگیری شود. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 87 بازدید

صبح‌های هرات همیشه با گرد و خاک آغاز می‌شود؛ گردی که روی دیوارهای گِلی می‌نشیند، روی درخت‌های خسته و روی شانه‌های آدم‌هایی که بار زندگی را سال‌هاست بی‌صدا حمل می‌کنند. در یکی از همین خانه‌های قدیمی و خاموش، دختری دوازده‌ساله زندگی می‌کند؛ دختری که صدایش هنوز کودکانه است، اما چشم‌هایش دیگر چیزی از کودکی نمی‌دانند. نامش را «ریحانه» بگذاریم؛ نامی که خودش هم دیگر به آن دل‌خوش نیست، چون حس می‌کند آن ریحانه‌ی کوچکِ سابق، جایی میان مرز ایران و افغانستان جا مانده است. ریحانه تا یک سال پیش در حاشیه‌ی یکی از شهرهای ایران زندگی می‌کرد؛ نه در خانه‌ای امن، نه در محله‌ای آرام. پدرش کارگر ساختمانی بود، مادرش خانه‌دار و خود او دختری که رؤیای مکتب رفتن را در دل نگه می‌داشت، حتی وقتی می‌دانست «اتباع» بودن یعنی همیشه یک قدم عقب‌تر ایستادن. ریحانه مکتب نمی‌رفت، اما هر روز وقتی کودکان همسایه با کیف‌های رنگی از کوچه می‌گذشتند، تا دیر وقت به دفترچه‌ی کهنه‌ای نگاه می‌کرد که مادرش برایش خریده بود؛ دفترچه‌ای که هیچ‌وقت پر نشد. شبی که ردمرز شدند، هوا سرد بود؛ نه آن‌قدر سرد که آدم یخ بزند، اما آن‌قدر که استخوان کودک بلرزد. مأموران آمدند؛ با صدای بلند، با تندی و با کلماتی که ریحانه معنایشان را نمی‌فهمید، اما لحن‌شان را چرا. پدرش را جلوتر بردند، مادرش گریه می‌کرد و ریحانه دست خواهر کوچکش را گرفته بود و فقط می‌لرزید. هیچ‌کس برایشان توضیح نداد چه می‌شود، کجا می‌روند، چرا باید بروند. فقط گفتند: «وسایلتان را جمع کنید.» در راهِ انتقال، ریحانه بارها ترسید؛ ترس از جدا شدن، ترس از گم شدن، ترس از مردانی که با نگاه‌های خشن به آن‌ها خیره می‌شدند. در یکی از توقف‌ها، وقتی مادرش برای گرفتن آب پایین رفت، یکی از مأموران دست ریحانه را کشید و با صدایی که هنوز در گوشش زنگ می‌زند گفت: «ساکت باش.» او نمی‌داند آن لحظه دقیقاً چه شد؛ فقط می‌داند که قلبش آن‌قدر تند می‌زد که فکر می‌کرد می‌میرد. بعدش گریه کرد، اما بی‌صدا؛ چون یاد گرفته بود گریهٔ دختر، بعضی وقت‌ها خشم می‌آورد. در مرز، همه‌چیز شلوغ بود. زن‌ها، مردها، کودک‌ها؛ همه خسته، همه خاک‌آلود، همه با چشمانی که امید در آن کم‌رنگ شده بود. ریحانه در آن ازدحام چند بار زمین خورد. کسی دستش را نگرفت. وقتی دوباره ایستاد، زانویش خون می‌آمد، اما دردش را نگفت. او همان‌جا فهمید که اگر حرف نزند، کمتر آسیب می‌بیند؛ یا دست‌کم، این‌طور فکر می‌کرد. بعد از ردمرز، خانواده از هم پاشید. پدر مجبور شد برای کار به ولایت دیگری برود، مادر با دو کودک کوچک‌تر پیش اقوام دور رفت و ریحانه را به خانه‌ی یکی از فامیل‌ها در هرات سپردند. گفتند: «این‌جا امن است، این‌جا مراقبش هستند.» اما هیچ‌کس نپرسید خود ریحانه چه می‌خواهد، یا اصلاً آیا هنوز توانِ خواستن دارد یا نه. خانه‌ی فامیل، خانه‌ای است پر از آدم و کم از مهربانی. ریحانه در گوشه‌ای از اتاق می‌خوابد؛ جایی که شب‌ها صدای بحث و دعوا از دیوارهای نازکش عبور می‌کند. روزها باید کار کند: ظرف بشوید، خانه را جارو کند، از کودکان کوچک‌تر نگه‌داری کند. اگر اشتباه کند، اگر چیزی بریزد، اگر کمی کندتر حرکت کند، صدای تند می‌آید؛ گاهی هم دست. ریحانه می‌گوید بعضی وقت‌ها، وقتی خسته است یا دلش گرفته، بهانه می‌گیرند. می‌گویند: «از ایران آمده‌ای، نمک‌نشناس هستی.» یا می‌گویند: «اگر ما نبودیم، تو زیر آفتاب گدایی می‌کردی.» این جمله‌ها مثل سنگ در دلش می‌افتد. او احساس می‌کند بار اضافی است؛ چیزی که تحملش می‌کنند، نه انسانی که دوستش داشته باشند. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابند، ریحانه بیدار می‌ماند. سقف را نگاه می‌کند و صحنه‌های مرز دوباره زنده می‌شوند؛ صدای فریاد، نگاه‌های خشن، دست‌هایی که اجازه نمی‌دادند کودک بماند. گاهی از خواب می‌پرد، با نفس تند، با گلویی که می‌سوزد. کسی حالش را نمی‌پرسد. فقط می‌گویند: «خواب بد دیده‌ای، ساکت باش.» او دیگر از گفتن دردش می‌ترسد. وقتی یک‌بار به زن فامیل گفت که دلتنگ مادرش است، جواب شنید: «گریه نکن، ما هم مشکل داریم.» وقتی گفت که از کتک می‌ترسد، گفتند: «اگر خوب باشی، کسی کارت ندارد.» ریحانه کم‌کم یاد گرفت سکوت کند؛ سکوتی که سنگین‌تر از هر فریادی است. ریحانه دوازده‌ساله است، اما نمی‌داند بازی چیست. نمی‌داند مکتب یعنی چه، جز تصویری که هنوز در ذهنش مانده: کودکانی با لباس تمیز و کتاب‌هایی که بوی نو می‌دهند. او حالا بیشتر از سنش می‌فهمد؛ می‌فهمد که مرز فقط خط روی نقشه نیست، مرز جایی است که کودکی آدم تمام می‌شود. در کوچه‌های هرات، وقتی از کنار دخترانی می‌گذرد که با خنده راه می‌روند، سرش را پایین می‌اندازد. احساس می‌کند با آن‌ها فرق دارد؛ انگار چیزی از او گرفته شده که دیگر برنمی‌گردد. نه ایران او را خواست، نه افغانستان برایش آغوش باز کرد. میان دو دنیا مانده است؛ دنیایی که او را بزرگ‌تر از سنش دید، اما هیچ‌وقت به‌عنوان انسان نگاهش نکرد. ریحانه هنوز زنده است، نفس می‌کشد، راه می‌رود، کار می‌کند. اما درونش، دختری کوچک نشسته که از ترس می‌لرزد و جرأت ندارد صدایش را بلند کند. او نمی‌داند آینده‌اش چه می‌شود. فقط می‌داند که اگر کسی دستش را نگیرد، این سکوت، این خشونت، این غربت، او را آرام‌آرام خواهد شکست؛ بی‌آن‌که کسی بشنود. و این، قصه‌ی یک کودک است؛ کودکی که نه جنگ را انتخاب کرد، نه مهاجرت را، نه مرز را. اما همه‌ی این‌ها، زندگی‌اش را انتخاب کردند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 76 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت فاریاب درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که براثر انفجار یک سرگلوله‌ی راکت در ولسوالی قیصار این ولایت دو کودک جان باخته و یک زن و یک کودک دیگر زخمی شده‌اند. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۱:۰۰ پیش‌ازچاشت امروز (پنج‌شنبه، ۲۵ جدی) در مسیر روستاهای «طوی‌مست» و «بوری» از مربوطات ولسوالی قیصار رخ داده است. در اعلامیه آمده است که یکی از کودکان در محل انفجار جان باخت و دیگری در مسیر انتقال به شفاخانه، فوت کرده است. در بخشی از اعلامیه‌ای فرماندهی پولیس ولایت فاریاب آمده است که کودکان جان باخته، ۱۲ و ۱۳ ساله بودند. فرماندهی پولیس در مورد کودک و زن زخمی شده، جزییات ارائه نشده است. مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 55 بازدید

کمیته بین‌المللی نجات درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که ۴.۷ میلیون نفر در افغانستان در معرض خطر گرسنگی قرار دارند و با تداوم فصل زمستان و کمبود بودجه بشردوستانه خانواده‌های بیشتری به آستانه گرسنگی کشانده خواهند شد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که وخامت وحشتناک بحران انسانی جان میلیون‌ها افغان را تهدید می‌کند. لیزا اوون، مدیر کمیته بین‌المللی نجات در افغانستان تاکید کرده است که شرایط سخت زمستانی میلیون‌ها نفر را در معرض خطر قرار داده و برای نجات افغان‌ها از آستانه گرسنگی، افزایش فوری بودجه‌های بشردوستانه ضروری است. بر اساس ارزیابی این کمیته، عمق بحران گرسنگی در برخی ولایت‌ها‌ از جمله بامیان، کنر و هرات، نگران‌کننده است. کمیته بین‌المللی نجات تاکید کرده است که یافته‌‌ها نشان می‌دهد که اکثریت خانواده‌ها در این مناطق به غذای کافی روزانه دسترسی ندارند. طبق این ارزیابی، ۹۵ درصد خانواده‌ها در این ولایت‌ها با مصرف غذایی نامناسب مواجه‌اند و برای ادامه زندگی به راهکارهایی مانند قرض گرفتن و به تعویق انداختن مراقبت‌های پزشکی متوسل شده‌اند. همچنین پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۱.۲ میلیون زن باردار یا شیرده از سوءتغذیه حاد رنج ببرند. کمیته بین‌المللی نجات افزوده است که ۳.۷ میلیون کودک شش‌ماهه تا پنج‌ساله نیز با سوءتغذیه حاد مواجه‌اند. پیشتر برنامه جهانی غذا هشدار داده بود که در آستانه زمستان بیش از ۱۷ میلیون افغان با ناامنی شدید غذایی روبه‌رو هستند. کمیته بین‌المللی نجات گفته که در پی کاهش بودجه ایالات متحده، میزان دسترسی به کمک‌های بشردوستانه در افغانستان تقریبا دو سوم کاهش یافته است.

ادامه مطلب