نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

1 هفته قبل - 54 بازدید

کتاب «هنر زن بودن» نوشته‌ی پریسا نصری از جمله آثاری است که در سال‌های اخیر، همچون نغمه‌ای آرام اما ماندگار، در فضای ادبیات انگیزشی و خودشناسی زنان طنین انداخته است. این کتاب را می‌توان روایتی دانست از سفری درونی؛ سفری که از دل پرسش‌های ساده آغاز می‌شود و به لایه‌های عمیق‌تری از هویت، احساس و آگاهی می‌رسد. نویسنده در این اثر، نه با زبانی خشک و آکادمیک، بلکه با لحنی صمیمی و نزدیک به تجربه‌های زیسته، مخاطب را به بازاندیشی در معنای زن بودن دعوت می‌کند؛ معنایی که گاه در هیاهوی نقش‌ها، مسئولیت‌ها و انتظارات اجتماعی، به فراموشی سپرده می‌شود. «هنر زن بودن» از همان سطرهای نخست، حال‌وهوایی تأمل‌برانگیز دارد. گویی نویسنده دست خواننده را می‌گیرد و او را به آینه‌ای روبه‌روی خویش می‌برد؛ آینه‌ای که در آن، نه‌تنها ظاهر، بلکه عمق وجود انسان بازتاب می‌یابد. در این میان، پرسش‌هایی آرام اما ماندگار شکل می‌گیرند: من که هستم؟ چه می‌خواهم؟ و جایگاه من در این جهان پرشتاب کجاست؟ کتاب، پاسخی قطعی و یک‌دست به این پرسش‌ها نمی‌دهد، بلکه راه را برای کشف پاسخ‌های شخصی هموار می‌سازد. در بطن این اثر، مفهوم هویت زنانه همچون رشته‌ای نامرئی اما پیوسته، تمامی بخش‌ها را به هم پیوند می‌دهد. نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد که زن بودن، نه صرفاً مجموعه‌ای از نقش‌های بیرونی، بلکه تجربه‌ای عمیق و چندلایه است که از درون آغاز می‌شود. این هویت، در نگاه او، آمیزه‌ای است از احساس، عقل، شهود و تجربه؛ ترکیبی که اگر به‌درستی شناخته و پرورش داده شود، می‌تواند به سرچشمه‌ای از آرامش و قدرت بدل گردد. در این میان، تأکید بر خودشناسی، همچون چراغی روشن در مسیر کتاب حضور دارد؛ چراغی که راه را از میان تاریکی‌های تردید و ناآگاهی روشن می‌کند. بخش قابل توجهی از کتاب به روابط عاطفی اختصاص یافته است؛ روابطی که گاه ساده به نظر می‌رسند، اما در واقع، پیچیده و چندوجهی‌اند. نویسنده با نگاهی واقع‌گرایانه، به تفاوت‌های روانی و احساسی میان زن و مرد اشاره می‌کند و می‌کوشد پلی از فهم و همدلی میان این دو جهان متفاوت ایجاد کند. در اینجا، کلمات نه به‌عنوان ابزار آموزش، بلکه همچون پلی برای نزدیکی دل‌ها به کار گرفته می‌شوند. توصیه‌ها، اگرچه ساده‌اند، اما در پسِ خود تجربه‌ای عمیق را حمل می‌کنند؛ تجربه‌ای که از دل زندگی برآمده و به زندگی بازمی‌گردد. از نظر سبک نگارش، «هنر زن بودن» در مرز میان نثر ادبی و نثر کاربردی حرکت می‌کند. جملات کوتاه، آهنگین و گاه شاعرانه‌اند و در عین حال، از سادگی و شفافیت فاصله نمی‌گیرند. این ویژگی باعث می‌شود که متن، هم دلنشین باشد و هم قابل فهم؛ هم اندیشه را درگیر کند و هم احساس را. نویسنده به‌خوبی توانسته است میان این دو ساحت، تعادلی ظریف برقرار کند؛ تعادلی که خواننده را خسته نمی‌کند، بلکه او را به ادامه‌ی مسیر ترغیب می‌سازد. برای درک بهتر این اثر، شناخت نویسنده آن نیز اهمیت دارد. پریسا نصری از جمله افرادی است که در حوزه‌ی آموزش مهارت‌های زندگی و توانمندسازی زنان فعالیت داشته و تلاش کرده است میان دانش روان‌شناسی و نیازهای واقعی جامعه پلی برقرار کند. هرچند اطلاعات دقیق و رسمی درباره سال تولد و محل تولد او به‌طور گسترده در دسترس نیست، اما آنچه از آثار و فعالیت‌هایش برمی‌آید، نشان می‌دهد که او در بستر فرهنگی جامعه ایرانی رشد یافته و همین زمینه فرهنگی، نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه و اندیشه‌هایش داشته است. دغدغه‌های مطرح‌شده در کتاب، به‌خوبی بازتاب‌دهنده‌ی تجربه‌ی زیسته‌ی زن ایرانی در مواجهه با چالش‌های معاصر است؛ چالش‌هایی که میان سنت و مدرنیته، میان خواستن و توانستن، و میان فردیت و نقش‌های اجتماعی شکل می‌گیرند. با این حال، «هنر زن بودن» همانند هر اثر دیگری، از نگاه‌های انتقادی نیز دور نمانده است. برخی از خوانندگان، این کتاب را اثری الهام‌بخش و امیدآفرین دانسته‌اند که توانسته است نگاه آن‌ها را به زندگی و روابطشان تغییر دهد. از دید این گروه، سادگی و صمیمیت متن، نقطه‌ی قوت اصلی آن است؛ چرا که امکان ارتباطی نزدیک و بی‌واسطه با خواننده را فراهم می‌کند. آنان معتقدند که کتاب، همچون دوستی مهربان، در کنار خواننده می‌نشیند و بی‌آنکه قضاوت کند، او را به تأمل و تغییر دعوت می‌کند. در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که کتاب در برخی بخش‌ها، از عمق کافی برخوردار نیست و بیشتر به بیان کلیات بسنده کرده است. به‌ویژه در بحث هویت زنانه، این نقد مطرح شده که اثر می‌توانست با نگاهی گسترده‌تر و تحلیلی‌تر، به ابعاد تاریخی، فرهنگی و اجتماعی این مفهوم بپردازد. همچنین برخی معتقدند که تمرکز پررنگ بر روابط عاطفی، باعث شده است که سایر ابعاد وجودی زن، مانند استقلال فردی، رشد حرفه‌ای و نقش اجتماعی، کمتر مورد توجه قرار گیرد. این نقدها، اگرچه قابل تأمل‌اند، اما از ارزش‌های کلی کتاب نمی‌کاهند، بلکه می‌توانند زمینه‌ای برای نگاه عمیق‌تر به موضوع فراهم کنند. در لایه‌ای عمیق‌تر، «هنر زن بودن» را می‌توان تلاشی برای آشتی دادن انسان با خویشتن دانست. در جهانی که سرعت، رقابت و فشارهای بیرونی، مجال اندیشیدن را از انسان می‌گیرند، این کتاب لحظه‌ای مکث را پیشنهاد می‌کند؛ مکثی برای دیدن، برای شنیدن و برای فهمیدن. در این مکث، انسان می‌تواند بار دیگر با خود روبه‌رو شود و آنچه را که در هیاهوی زندگی گم کرده است، باز یابد. از این منظر، کتاب نه‌تنها درباره‌ی زنان، بلکه درباره‌ی انسان است؛ انسانی که در جست‌وجوی معنا، آرامش و ارتباطی اصیل با خود و دیگران است. زن بودن، در اینجا، بهانه‌ای است برای ورود به این جست‌وجو؛ جست‌وجویی که می‌تواند هر خواننده‌ای را، فارغ از جنسیت، به تأمل وادارد. در پایان، می‌توان گفت که «هنر زن بودن» کتابی است که بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسش می‌آفریند؛ پرسش‌هایی که هر یک، دریچه‌ای تازه به سوی شناخت و آگاهی می‌گشایند. این اثر، با همه‌ی سادگی و کاستی‌های احتمالی‌اش، تلاشی است صادقانه برای روشن کردن چراغی در مسیر زندگی؛ چراغی که اگرچه کوچک است، اما می‌تواند راه را در تاریکی‌های تردید و ناآگاهی روشن سازد. در این مسیر، خواننده نه‌تنها با مفاهیم جدیدی آشنا می‌شود، بلکه به بازخوانی خویشتن نیز می‌پردازد؛ بازخوانی‌ای که شاید آغازگر تحولی آرام اما عمیق در زندگی او باشد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 60 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید که بیش از ۱۵.۳ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان از سوءتغذیه رنج می‌برند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۵ حمل) در گزارشی نوشته که افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشردوستانه جهان باقی مانده است. در گزارش یونیسف آمده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی تخمین زده می‌شود که حدود ۱۹.۹ میلیون نفر برابر با ۴۵ درصد جمعیت به کمک‌های بشردوستانه نیاز داشته باشند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های شدید در دسترسی به آموزش و خدمات صحی مواجه‌ هستند. براساس گزارش سال‌ها درگیری، شکنندگی اقتصادی، عدم سرمایه‌گذاری در خدمات اساسی و نقض حقوق بشر، افغانستان را در آستانه فروپاشی قرار داده است. یونیسف در ادامه افزوده است که شرایط نامساعد آب‌وهوایی، خشکسالی‌های مکرر و سیلاب‌های ناگهانی، تولیدات زراعتی را تحت تاثیر قرار داده و ناامنی غذایی را در افغانستان تشدید کرده و این شرایط باعث افزایش خطر مرگ‌ومیر، بیماری‌ها و اختلال در رشد کودکان شده است. این نهاد تصریح کرد که فقر در افغانستان همچنان گسترده است؛ حدود ۶۵ درصد از جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند و تقریباً از هر سه نفر، یک نفر با محرومیت‌های شدید چندبعدی مواجه است. یونیسف گفته است که در سال ۲۰۲۶، تخمین زده می‌شود که ۷.۱ میلیون کودک در افغانستان به کمک‌های آموزشی اضطراری نیاز دارند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 70 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲۱.۹ میلیون نفر، نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، به کمک‌های فوری نیاز دارند؛ در این میان، بیش از ۱۱.۶ میلیون کودک و زنان، به‌ویژه مادران باردار و شیرده، از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد در گزارش خود از وضعیت بشردوستانه افغانستان اعلام کرده است که یونیسف در بخش حمایت‌های اجتماعی، از ۵۲ هزار و ۹۳۴ خانواده‌ی دارای زنان باردار و شیرده از طریق برنامه‌ی «کمک نقدی مادر و کودک» در ولایت سمنگان حمایت کرده و در مجموع به بیش از ۳۵۴ هزار نفر خدمات ارائه کرده است. در گزارش آمده است که برای جلوگیری از سوءتغذیه، این نهاد به ۱۷۹ هزار و ۹۵۵ نفر سرپرست کودکان خردسال مشاوره تغذیه‌ای ارائه کرده و برای ۱۵۹ هزار و ۳۳۸ زن باردار مکمل‌های مغذی فراهم ساخته است. در بخشی از گزارش آمده است که علاوه بر آن، بیش از ۳۵۰ هزار کودک زیر پنج سال نیز مکمل‌های غذایی دریافت کرده‌اند. یونیسف تاکید کرد که در بخش دسترسی به آب آشامیدنی صحی نیز، حدود ۸۷ هزار و ۷۰۰ نفر از طریق ساخت و بازسازی سیستم‌های پای‌دار آب‌ریانی به آب سالم دسترسی پیدا کرده‌‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، با تاکید بر ادامه‌ی بحران انسانی در افغانستان، خواستار افزایش حمایت‌های بین‌المللی برای رسیدگی به نیازهای گسترده‌ی مردم، به‌ویژه کودکان، شده است. باید گفت که برنامه‌ی جهانی غذا گزارش داده که به دلیل فقر و بحران اقتصادی، بیش از چهار میلیون و ششصد هزار مادر و کودک در افغانستان با سوءتغذیه دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این نهاد هشدار داده که ناامنی غذایی در سطح بحرانی باقی مانده و احتمالاً روند سوءتغذیه در سال‌های آینده افزایش خواهد یافت. انتظار می‌رود که دست‌کم سه میلیون و پانصد هزار کودک زیر پنج سال و یک میلیون و ۲۰۰ هزار مادر باردار و شیرده به درمان‌های فوری و نجات‌بخش نیاز پیدا کنند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 92 بازدید

مراسم تشییع پیکر قربانیان حمله به غیرنظامیان شیعه در ولسوالی انجیل هرات با حضور هزاران نفر از باشندگان این ولایت هم از اهل مردم تسنن و تشیع برگزار شد. مراسم تشییع قربانیان امروز (سه‌شنبه، ۲۵ حمل) از مسجد جامع صادقیه در مرکز شهر هرات آغاز شد و سپس هشت نفر از قربانیان در زیارتگاه «سلطان آقا» به خاک سپرده شدند. براساس معلومات موجود، سه نفر دیگر از قربانیان این حمله که از باشندگان روستای «ده‌میری» ولسوالی انجیل ولایت هرات بودند، در این روستا به خاک سپرده شدند. این در حالی است که مهاجمان مسلح روز جمعه‌ غیرنظامیان را در نزدیکی یک زیارت به «سیدمحمد آقا سبزپوش» در روستای «ده‌میری» ولسوالی انجیل ولایت هرات هدف حمله قرار دادند. براساس آمار دفتر یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل متحد در این حمله ۱۱ نفر کشته و ۱۱ نفر دیگر زخمی شدند. ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات نیز گفته است که در این حمله ۱۱ نفر کشته‌ شده‌اند، اما شمار زخمیان را هشت نفر اعلام کرده است. قابل ذکر است که تا اکنون هیچ فرد یا گروهی مسوولیت این حمله را به عهده نگرفته است. باید گفت که شیعیان و هزاره‌ها در ولایت هرات در سال‌های اخیر بارها هدف حملات مسلحانه‌ی هدفمند قرار گرفته‌اند. در برخی موارد مسوولیت این حملات را داعش به عهده گرفته است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 85 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت بغلان می‌گوید که براثر تیراندازی در یک مسجد در ولسوالی خنجان این ولایت، سه نفر جان باخته و چهار نفر دیگر زخمی شده‌اند. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۶:۴۰ دقیقه‌ی شام دیروز (دوشنبه، ۲۴ حمله) در ساحه‌ی «چوکک» از مربوطات ولسوالی خنجان، در زمان ادای نماز مغرب در داخل مسجد رخ داده است. فرماندهی پولیس ولایت بغلان علت این تیراندازی را «جنجال ناموسی» میان دو خانواده دانسته است. براساس اعلامیه‌ی این فرماندهی، چندی قبل یکی از بستگان کشته‌شدگان که اکنون در بازداشت است، یک خانم شوهردار را فراری داده بود و شامگاه دیروز، پدر و برادران این زن هنگام نماز وارد مسجد شده و بر اقارب فردی که او را فراری داده بود، تیراندازی کردند. فرماندهی پولیس در بغلان گفته است که زخمیان ابتدا به شفاخانه ولسوالی خنجان و سپس به شفاخانه ولایتی بغلان منتقل شدند. پولیس بغلان در مورد هویت و وضعیت زخمیان جزئیات ارائه نکرده است. این فرماندهی گفته است که دو نفر از عاملان این تیراندازی را بازداشت کرده‌ است و یک نفر دیگر موفق به فرار شده است. قابل ذکر است که هر ازگاهی به دلیل خصومت‌های شخصی در سراسر کشور چنین اتفاق‌های رقم می‌خورد.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 78 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت کاپیسا می‌گویند که یک کودک در اثر انفجار ماین‌ به‌جامانده از جنگ در این ولایت، جان باخته است. عبدالفتاح فائز، سخنگوی فرماندهی پولیس کاپیسا با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد در منطقه‌ی «بدراب» از مربوطات ولسوالی تگاب کاپیسا هنگامی رخ داده که این کودک سرگرم بازی با ماین بوده است. او در این اعلامیه در مورد سن، هویت و جنسیت این کودکان معلومات ارائه نکرده است. اداره‌ی ملی آمادگی مبارزه با حوادث چند وقت پیش اعلام کرده بود که در سال پسین ۱۹۳ رویداد انفجار مهمات به‌جامانده از جنگ‌ در افغانستان رخ داده که در اثر آن، ۸۷ تن کشته و ۳۳۳ تن زخمی شده‌اند؛ رقمی که بیش از ۶۷  درصد آن را کودکان تشکیل می‌دهد. قابل ذکر است که انفجار مهمات و ماین‌های به‌جامانده از جنگ، بارها از شهروندان، به ویژه کودکان، در ولایت‌های مختلف افغانستان قربانی گرفته است. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 75 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیماری فلج اطفال درمان ندارد، اما از طریق واکسن قابل پیش‌گیری است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تا زمانی که ویروس پولیو در افغانستان در گردش باشد، هر کودک زیر پنج سال باید دو قطره واکسن دریافت کند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که برای جلوگیری از گسترش این بیماری، ضروری است که هیچ کودکی از روند واکسیناسیون باز نماند. همچنین یونیسف از «والدین، مراقبان و رهبران جامعه» خواسته است تا در این زمینه همکاری کنند و اطمینان حاصل شود که همه کودکان واکسن می‌شوند. این سازمان در ادامه افزوده است که همکاری خانواد‌ه‌ها و جامعه در کنار تیم‌های صحی می‌تواند به پایان دادن و ریشه‌کن کردن پولیو در افغانستان کمک کند. این اولین کارزار تطبیق واکسن پولیو در افغانستان در سال ۱۴۰۵ خورشیدی در حال تطبیق است و  و در آن ۱۲.۶ میلیون کودک زیر پنج سال واکسن می‌شوند. در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری فلج کودکان یا پولیو در آن محو نشده است. قابل ذکر است که در سال ۲۰۲۵ میلادی نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال در افغانستان ثبت شده بود، اما در سال جاری میلادی تا کنون از ثبت موارد جدید، گزارش نشده است. همچنین سازمان جهانی صحت هشدار داده است که تا زمان ریشه‌کنی کامل پولیو در سطح جهان، افغانستان همچنان در معرض خطر انتقال بین‌المللی ویروس است و همکاری با برنامه‌های جهانی و هماهنگی با پاکستان برای واکسینه کردن جمعیت در مناطق مرزی ضروری است. این نهاد نسبت به افزایش خطر ویروس‌های مشتق از واکسن (cVDPV) در برخی مناطق جهان هشدار داده و تاکید کرده است که واکسیناسیون گسترده و نظارت مستمر، تنها راه جلوگیری از شیوع بیش‌تر بیماری است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 103 بازدید

روایت اسراء از جایی آغاز نمی‌شود که معمولاً روایت‌ها شروع می‌شوند؛ نه از یک صبح روشن، نه از یک اتفاق بزرگ، و نه از لحظه‌ای که کسی تصمیمی قاطع می‌گیرد. روایت او از جایی آغاز می‌شود که بسیاری آن را پایان می‌دانند؛ از همان‌جا که دروازه‌ها بسته می‌شوند، صداها آهسته‌تر می‌گردند و زندگی، به‌جای پیش رفتن، در خود جمع می‌شود. در یکی از کوچه‌های خاکی و آرام شهر مزار شریف، جایی که دیوارها هنوز قصه‌های سال‌های دور را در خود نگه داشته‌اند، خانه‌ای است که در نگاه اول تفاوتی با دیگر خانه‌ها ندارد. اما اگر کمی نزدیک‌تر شوی، اگر لحظه‌ای در سکوت آن کوچه بایستی، صدایی را خواهی شنید؛ صدایی یکنواخت، پیوسته و خستگی‌ناپذیر: صدای چرخ خیاطی. این صدا، صدای نفس کشیدن اسراء است؛ صدای زنده ماندن او و ۱۸ دختر دیگر که در دل همین خانه، چیزی را می‌سازند که شاید در هیچ کتابی نوشته نشده باشد: امیدی که با دست دوخته می‌شود. اسراء دختری است که اگر او را در خیابان ببینی، شاید در نگاه اول هیچ‌چیز خاصی توجهت را جلب نکند؛ چهره‌ای ساده، لباس‌هایی معمولی و نگاهی که بیشتر از آن‌که به اطراف باشد، در درون خودش فرو رفته است. اما پشت همین ظاهر ساده، داستانی پیچیده نهفته است؛ داستانی از روزهایی که آرام‌آرام تغییر کردند، از رؤیاهایی که بی‌صدا شکستند، و از تصمیمی که در سکوت گرفته شد. او هم مانند هزاران دختر دیگر، زمانی کتاب در دست داشت؛ دفترهایش پر از نوشته بود و آینده، چیزی قابل تصور. اما روزی رسید که دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نبود. دروازه‌هایی که باید باز می‌ماندند، بسته شدند و آن‌چه باقی ماند، سکوت بود؛ سکوتی که نه‌فقط در کوچه‌ها، بلکه در دل‌ها نیز جا گرفت. روزهای نخست برای اسراء شبیه سرگردانی بی‌پایان بود. صبح‌ها بیدار می‌شد، اما جایی برای رفتن نداشت. کتاب‌هایش را نگاه می‌کرد، اما دیگر دلیلی برای گشودن‌شان نمی‌دید. گاهی کنار پنجره می‌نشست و به رفت‌وآمد مردم خیره می‌شد؛ گویی به‌دنبال چیزی می‌گشت که خودش هم نمی‌دانست چیست. در خانه، فشارها آرام‌آرام بیشتر می‌شد؛ نه لزوماً در قالب کلمات، بلکه در نگاه‌ها، سکوت‌ها و نگرانی‌هایی که بر چهره پدر و مادرش نشسته بود. اما پاسخ آن سؤال سنگین «حالا چه؟»، نه در یک لحظه، بلکه در روندی آهسته شکل گرفت. اسراء از کودکی با خیاطی بیگانه نبود. مادرش گاهی لباس‌ها را ترمیم می‌کرد و او کنار دستش می‌نشست و تماشا می‌کرد. آن زمان، این کار فقط مهارتی ساده بود؛ چیزی برای گذران وقت، نه برای ساختن آینده. اما حالا، همان مهارت کوچک به تنها تکیه‌گاه او تبدیل شده بود. او کار را از جایی آغاز کرد که تقریباً هیچ‌چیز نداشت؛ نه سرمایه، نه مشتری و نه حتی اطمینان. روزهای اول به تمرین گذشت؛ پارچه‌هایی که بارها دوخته و باز شدند، طرح‌هایی که تغییر کردند، و ساعت‌هایی که در سکوت، تنها با صدای چرخ خیاطی پر می‌شدند. در دل این مسیر، چیزی فراتر از یادگیری یک مهارت شکل گرفت؛ نوعی بازتعریف «توانستن». برای اسراء و دخترانی که بعدها به او پیوستند، خیاطی فقط یک کار دستی نبود، بلکه راهی بود برای بازپس‌گیری کنترلی که از زندگی‌شان گرفته شده بود. در شرایطی که بسیاری از انتخاب‌ها محدود شده بود، همین انتخاب کوچک، یعنی نشستن پشت چرخ خیاطی، معنایی بزرگ پیدا می‌کرد. این کارگاه کوچک، به‌مرور به فضایی تبدیل شد که در آن، زمان شکل دیگری پیدا می‌کرد. ساعت‌ها دیگر صرفاً نمی‌گذشتند، بلکه ساخته می‌شدند. هر کوک، هر برش پارچه و هر لباسی که کامل می‌شد، نوعی پیش‌روی در برابر ایستایی بود. حتی اشتباه‌ها هم معنا داشتند، چون نشانه‌ای از تلاش و تجربه بودند. از سوی دیگر، این فضا به پناهگاهی روانی نیز تبدیل شد. جایی که دختران می‌توانستند در کنار هم باشند، حرف بزنند، بخندند و برای لحظاتی سنگینی بیرون را فراموش کنند. در جامعه‌ای که گاهی صداها خاموش می‌شود، همین هم‌نشینی ساده، خود نوعی مقاومت است. کارگاه اسراء، اگرچه از بیرون فقط اتاقی پر از چرخ‌های خیاطی به نظر می‌رسد، اما در درون، شبکه‌ای از پیوندهای انسانی است؛ اعتماد، همکاری و امیدی که میان این دختران شکل گرفته است. شاید مهم‌ترین چیزی که در این میان ساخته می‌شود، لباس‌ها نباشند، بلکه احساسی است از مفید بودن و توانستن. احساسی که به‌سادگی دیده نمی‌شود، اما تأثیری عمیق دارد. کم‌کم، اولین سفارش‌ها رسیدند؛ ابتدا از همسایه‌ها، سپس از آشنایان. لباس‌های ساده، ترمیم‌ها و کارهای کوچک، اما همین‌ها اولین قدم‌ها بودند. با گذشت زمان، ارتباط با دنیای بیرون شکل گرفت؛ از طریق یک گوشی ساده، پیام‌های واتس‌اپ و صداهایی از آن‌سوی مرزها. مشتریان حالا فقط از داخل کشور نبودند. افغان‌های خارج از کشور سفارش می‌دادند؛ لباس‌های محفلی، لباس عروس و لباس‌هایی که باید خاص و دقیق می‌بودند. اما پشت این روند، پیچیدگی‌های زیادی وجود داشت؛ اندازه‌هایی که از راه دور ارسال می‌شد، پارچه‌هایی که بدون لمس انتخاب می‌شدند، و مهم‌تر از همه، اعتمادی که باید ساخته می‌شد. اسراء این را به‌خوبی فهمیده بود؛ هر لباس برای او فقط یک کار نبود، بلکه بخشی از اعتبارش بود. با افزایش سفارش‌ها، کار از توان یک نفر خارج شد. این‌جا بود که کارگاه شکل گرفت. دخترانی که مانند او در خانه مانده بودند، یکی‌یکی پیوستند. اکنون ۱۸ دختر در این خانه کار می‌کنند؛ هرکدام با داستانی متفاوت، اما با دردی مشترک. فضای کارگاه ترکیبی از کار و زندگی است؛ جایی که صدا، سکوت، خنده و خستگی در هم تنیده‌اند. اما یک چیز همواره ثابت است؛ حرکت. اسراء حالا فقط یک خیاط نیست؛ او مدیر، هماهنگ‌کننده و تصمیم‌گیرنده است. مسئولیتی سنگین، اما پذیرفته‌شده. لباس‌هایی که در این کارگاه دوخته می‌شوند، فقط پارچه و نخ نیستند؛ حاصل ساعت‌ها تمرکز و تلاش‌اند. از این خانه ساده به شهرها و کشورهایی دور فرستاده می‌شوند؛ به جاهایی که شاید این دختران هرگز نبینند، اما بخشی از شادی آن‌ها می‌شوند. در حالی که این‌جا زندگی با دشواری می‌گذرد، آن‌جا همین لباس‌ها در جشن‌ها پوشیده می‌شوند. اما شاید همین کافی باشد؛ این‌که چیزی از این‌جا به آن‌جا می‌رسد. در خانه، اسراء دیگر فقط یک دختر نیست؛ او ستون خانواده است. اما هنوز در دلش چیزی باقی مانده؛ حسی ناتمام، رؤیایی نیمه‌کاره. گاهی، در سکوت شب، شاید دوباره به همان سؤال فکر کند: «اگر همه‌چیز طور دیگری می‌بود چه؟» اما حالا، پاسخ این سؤال چندان مهم نیست. چرا که او، در دل همین واقعیت، چیزی ساخته است که کمتر کسی توانش را دارد. کارگاه اسراء فقط یک محل کار نیست؛ یک روایت است؛ روایتی از ایستادن، از ساختن، از ادامه دادن. در شهری که بسیاری از دروازه‌ها بسته شده‌اند، او دروازه‌ای کوچک گشوده است. نه بزرگ، نه پرزرق‌وبرق، بلکه واقعی. و در همان دروازه، نوری کم‌رنگ می‌تابد؛ نوری که بر دستان ۱۸ دختر می‌افتد؛ دستانی که هنوز می‌دوزند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 49 بازدید

همزمان با درگیری‌های نظامی میان نیروهای حکومت سرپرست و پاکستان، سازمان ملل متحد اعلام کرد که زنان و دختران بیش‌ترین آسیب را از این بحران متحمل شده‌ و با چالش‌های فزاینده‌ای در دسترسی به خدمات اساسی و تأمین نیازهای اولیه روبرو هستند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در این درگیری‌ها حدود ۹۰ هزار نفر آسیب‌دیده و بیش از ۵۲ درصد آنان زنان و دختران اند. یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که زنان در مقایسه با جمعیت عمومی، تاکید بیشتری بر نیاز به حفاظت، امنیت و کرامت دارند (۲۲ درصد در برابر ۱۳ درصد). در عین حال، سرپناه، خدمات صحی و مواد غذایی از مهم‌ترین اولویت‌های آنان عنوان شده است. بر بنیاد گزارش بخش زنان سازمان ملل متحد، با افزایش درگیری‌ها، دستر‌سی زنان به خدمات اساسی، به‌ویژه سرپناه و غذا به‌طور چشم‌گیری دشوارتر شده است. بسیاری از زنان همچنان از کاهش یا از دست‌دادن منابع درآمد و افزایش بی‌جاشدن به‌عنوان چالش‌های جدی یاد کرده‌اند. در گزارش آمده است که هشت درصد از خانواده‌های آسیب‌دیده خانواده‌هایی اند که سرپرست آن‌ها زنان هستند؛ خانواده‌هایی که در شرایط بحران، با فشارهای اقتصادی و اجتماعی بیش‌تری مواجه‌‌اند. قابل گفت که در بخشی از این گزارش به محدودیت‌های موجود در مشارکت زنان در روند ارزیابی‌های میدانی اشاره می‌کند که در برخی منطقه‌ها، حضور زنان در این ارزیابی‌ها بسیار محدود بوده و در موردهای، با وجود مجوز حکومت فعلی، نهادهای انسان‌دوستانه به دلیل کم‌بود منابع و مشکل‌های لجستیکی نتوانسته‌ زنان را به منطقه‌های آسیب‌دیده اعزام کنند. در کنار این، زنان گزارش داده‌اند که انجام مسوولیت‌های روزمره‌‌ی‌شان پس از تشدید درگیری‌های حکومت فعلی و پاکستان دشوارتر شده است. پیش از این نیز محدودیت‌های گسترده بر کار، آموزش و حضور اجتماعی زنان در افغانستان اعمال شده بود؛ وضعیتی که با درگیری‌های اخیر به‌یژه در ولایت‌های شرقی، زندگی زنان و دختران را با چالش‌های گسترده روبرو کرده است. درگیری‌های پسین، پس از آن آغاز شد که پاکستان در ماه حوت سال گذشته‌ی خورشیدی، بخش‌های از ننگرهار و پکتیکا را بم‌باران کرد؛ رویدادی که با پاسخ «انتقام‌جویانه‌»ی نیروهای دولتی روبرو شد. درگیری بدون وقفه ادامه یافته و بر بنیاد آخرین آماری که از سوی حکومت فعلی منتشر شد، در حمله‌های پاکستان 761 غیرنظامی کشته و 626 نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 97 بازدید

وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که فردی را که در ولسوالی قادس ولایت بادغیس ادعای «نبوت» کرده بود، بازداشت کرده است. این وزارت امروز (دوشنبه، ۲۴ حمل) با نشر اعلامیه‌‌ای در حساب کاربری ایکس خود از بازداشت این فرد خبر داده است. وزارت امر به معروف و نهی از منکر در ادامه تاکید کرده است که این فرد مدعی است که «الهام و ندای غیبی» شنیده و بر همین اساس ادعای پیامبری کرده است. در اعلامیه آمده است که وضعیت روانی و سلامتی او عادی است و هیچ‌گونه بیماری ندارد. همچنین سیف‌الاسلام خیبر، سخنگوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر در ادامه افزوده است که این فرد برای مجازات قانونی به نهادهای قضایی تحویل داده شده است. وزارت امر به معروف و نهی از منکر هویت این فرد را ذکر نکرده است، اما تلویزیون ملی افغانستان که اکنون تحت کنترل حکومت فعلی قرار دارد، گزارش داده است که این فرد «غیاث‌الدین» نام دارد. کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز نوشته‌اند که «غیاث‌الدین» با نشر یک ویدیو ادعای پیامبری کرده است، اما ممکن است به‌دلیل فشارهای اقتصادی و دشواری روزگار، به بیماری روانی دچار شده باشد.

ادامه مطلب