نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

7 روز قبل - 73 بازدید

صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به مادران و کودکان در نورستان، کنر، لغمان و ننگرهار کمک می‌کند زندگی ایمنی داشته باشند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در سفری به این ولایت‌ها از نزدیک به زنان، کشاورزان و بازگشت‌کنندگان دیدن کرده و تاب‌آوری جوامع مورد حمایت را از نزدیک مشاهده کرده است. صندوق امانی ویژه‌ی افغانسان در ادامه تاکید کرده است که تاب‌آوری در جوامع محلی تحت پشتیبانی از نهاد در حال تقویت و ریشه‌دارشدن است. این نهاد افزوده است که خدمات اساسی را در کنر، نورستان، ننگرهار و لغمان به افرادی ارائه کرده است که از این پیش به آن دسترسی نداشتند. این در حالی است که بیشتر بخش زیادی از جمعیت افغانستان برای تأمین نیازهای خود با مشکل روبرو هستند و بر اساس آمار سازمان ملل متحد بیش از ۱۷ میلیون جمعیت افغانستان با ناامنی شدید غذایی مواجه‌اند. بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان از طریق تقویت تاب‌آوری جوامع محلی، از مهم‌ترین روی‌کردهای جامعه‌ی جهانی به ویژه سازمان ملل و اتحادیه‌ی اروپا در سال‌های اخیر بوده است.

ادامه مطلب


7 روز قبل - 76 بازدید

برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هیچ مادری نباید مجبور باشد با کودک بیمار خود در سرما یا گرما فصل‌ها منتظر دسترسی به خدمات درمانی در سراسر افغانستان باشد. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با پشتیبانی آژانس همکاری بین‌المللی جاپان، به شفاخانه‌ی چهارآسیاب در کابل یک انتظارخانه می‌سازد تا فضای امن‌تر و شایسته‌تری برای بیماران و همراهان آن فراهم شود. برنامه اسکان بشر ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر کار ساخت شش سالن انتظار در شفاخانه‌های افغانستان از سوی این نهاد در جریان است. این در حالی است که کم‌بود امکانات و انتظارخانه در شفاخانه‌های افغانستان به ویژه شفاخانه‌های دولتی یکی از چالش‌های جدی بیمارداران است. همچنان کم‌بود انتظارخانه در شفاخانه‌ها سبب شده که خیلی وقت‌ها بیمارداران در جریان درمان بیماران شان در پیاده‌روها و حویلی شفاخانه سرگردانی بکشند. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


7 روز قبل - 86 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران، می‌گوید که هر روزی که از آموزش دختران می‌گذرد، هرگز باز نمی‌گردد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران افغانستان، هنوز در انتظار یک صنف درسی، یک کتاب و آینده‌ی خود هستند. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که جهان نباید در برابر محرومیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران خاموش بماند. این نهاد خواستار فراهم‌سازی فرصت بازگشت دختران به مکتب شده است. در ادامه آمده است که یک هزار و ۷۷۰ روز از ممنوعیت دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش سپری شده است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 98 بازدید

وقتی مأموران پاکستانی نیمه‌های شب دروازه خانه را کوبیدند، عبدالرحمان نخست تصور کرد یکی از همسایه‌ها برای کمک آمده است. هوا سرد بود و سه کودک او در گوشه اتاق، زیر یک پتوی نازک، به هم چسبیده بودند. همسرش، زینب، تازه دختر کوچک‌شان را خوابانده بود و خودش نیز کنار او دراز کشیده بود. با بلند شدن دوباره صدای کوبیدن دروازه، عبدالرحمان از جا برخاست و با نگرانی به همسرش نگاه کرد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند، اما هر دو می‌دانستند که این روزها ممکن است هر صدایی پشت دروازه، خبر بدی با خود داشته باشد. عبدالرحمان نزدیک به بیست سال در پاکستان زندگی کرده بود. همان‌جا ازدواج کرده و دو فرزند بزرگ‌ترش نیز در پاکستان به دنیا آمده بودند. خانه‌ای کوچک در حاشیه شهر داشتند که سال‌ها با درآمد ناچیز عبدالرحمان از کارگری و باربری، کرایه آن را پرداخت کرده بودند. زندگی‌شان هیچ‌گاه آسان نبود، اما برای خانواده‌ای که همه دارایی‌اش به یک اتاق کوچک، چند ظرف آشپزخانه و وسایل ابتدایی زندگی خلاصه می‌شد، همان خانه معنای همه چیز را داشت. آن شب اما، صدای کوبیدن دروازه، آغاز پایان زندگی‌ای بود که عبدالرحمان سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده بود. وقتی دروازه را باز کرد، چند مأمور در بیرون ایستاده بودند. از عبدالرحمان اسناد اقامت خواستند. او با دست‌های لرزان چند برگه‌ای را که داشت نشان داد، اما مأموران گفتند باید همراه آنان برود. عبدالرحمان تلاش کرد توضیح بدهد که همسرش بیمار است، کودکانش کوچک‌اند و خانواده‌اش جایی برای رفتن ندارند، اما حرف‌هایش فایده‌ای نداشت. چند دقیقه بعد، زینب در حالی که دختر کوچک‌شان را در آغوش گرفته بود، کنار دروازه ایستاده بود و به شوهرش نگاه می‌کرد. پسر دوازده‌ساله‌شان نیز با چشمانی سرشار از ترس، پشت سر مادرش پنهان شده بود. عبدالرحمان آن شب به بازداشتگاه منتقل شد و چند روز بعد، خانواده‌اش نیز مجبور شدند خانه‌ای را که نزدیک به دو دهه در آن زندگی کرده بودند، ترک کنند. زینب می‌گوید سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش زمانی بود که مجبور شد در کمتر از چند ساعت تصمیم بگیرد کدام وسایل خانه را با خود ببرد و کدام را جا بگذارد. لباس‌های کودکان، چند پتوی کهنه، مقداری ظرف و یک قابلمه کوچک، تقریباً تمام چیزی بود که توانستند با خود ببرند. بسیاری از وسایلی که عبدالرحمان طی سال‌ها با زحمت خریده بود، در همان خانه باقی ماند. حتی عکس‌های قدیمی فرزندان‌شان را نیز نتوانستند با خود بردارند. زینب بعدها می‌گفت: «آدم وقتی خانه‌اش را ترک می‌کند، فکر می‌کند همه چیز را با خودش می‌برد؛ اما وقتی به مرز رسیدیم، فهمیدم ما فقط لباس‌هایی را که پوشیده بودیم با خود آوردیم. خانه‌مان، خاطرات‌مان و تمام سال‌هایی که آنجا زندگی کرده بودیم، پشت سرمان ماند.» خانواده پس از روزها سرگردانی، سرانجام به افغانستان بازگشتند. عبدالرحمان پیش از آن بارها به افغانستان آمده بود، اما این بار بازگشت او با سفرهای قبلی فرق داشت. او این بار نه برای دیدن اقوام و نه برای چند روز ماندن، بلکه با خانواده‌ای پنج‌نفره و بدون خانه و کار به کشوری برگشته بود که خودش نیز دیگر آن را به‌خوبی نمی‌شناخت. وقتی موتر حامل خانواده به نقطه‌ای در افغانستان رسید، عبدالرحمان مدت زیادی به اطراف نگاه کرد. پسر بزرگش از او پرسید: «پدر، حالا خانه ما کجاست؟» عبدالرحمان جواب نداشت. چند ساعت نخست پس از ورود، برای خانواده بیش از هر چیز با حس سردرگمی و بیگانگی سپری شد. کودکان با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کردند؛ به جاده‌هایی که برایشان ناآشنا بود، به مردمی که لهجه و چهره‌هایشان با آنچه سال‌ها دیده بودند تفاوت داشت و به آینده‌ای که هیچ تصویری از آن در ذهن نداشتند. عبدالرحمان تلاش می‌کرد آرامش خود را حفظ کند، اما در دلش سنگینی مسئولیتی را احساس می‌کرد که هر لحظه بیشتر می‌شد. او نه می‌دانست از کجا باید کار پیدا کند و نه می‌دانست شب‌های آینده را در کجا خواهند گذراند. زینب نیز در سکوت، دست دختر کوچک‌شان را محکم گرفته بود؛ گویی تنها چیزی که هنوز می‌توانست از آن محافظت کند، همان دستان کوچک کودک بود. بازگشت، آن‌گونه که سال‌ها تصور می‌کردند، به معنای رسیدن به نقطه‌ای امن نبود؛ بلکه آغاز رویارویی با واقعیتی بود که در آن باید همه چیز، از سرپناه و کار گرفته تا امید و احساس تعلق، دوباره از نو ساخته می‌شد. او سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود و در افغانستان خانه‌ای نداشت. پدر و مادرش سال‌ها پیش فوت کرده بودند و بیشتر نزدیکانش نیز به شهرهای دیگر یا کشورهای همسایه رفته بودند. تنها کسی که می‌توانستند به او پناه ببرند، برادر کوچک‌تر عبدالرحمان بود که خودش با خانواده‌ای پرجمعیت، در خانه‌ای کرایی زندگی می‌کرد. خانواده به خانه برادر عبدالرحمان رفتند؛ خانه‌ای کوچک که پیش از آمدن آنان نیز برای هشت نفر جا نداشت. با ورود پنج نفر دیگر، اتاق‌ها شلوغ‌تر شد و شب‌ها چند نفر مجبور بودند روی زمین بخوابند. کودکان عبدالرحمان در روزهای نخست هنوز تصور می‌کردند این وضعیت موقتی است و پدرشان به‌زودی خانه‌ای پیدا خواهد کرد. اما روزها گذشت و عبدالرحمان نتوانست کاری پیدا کند. او در پاکستان کارگر ساختمانی بود و گاهی نیز باربری می‌کرد. در افغانستان نیز به دنبال همان کارها رفت، اما هر روز با دست خالی به خانه برمی‌گشت. گاهی از صبح تا شام در بازارها و ساختمان‌های نیمه‌کاره می‌گشت، اما کاری پیدا نمی‌کرد. اگر هم کاری پیدا می‌شد، دستمزدی که دریافت می‌کرد آن‌قدر اندک بود که حتی هزینه رفت‌وآمد و غذای روزانه‌اش را به سختی تأمین می‌کرد. زینب نیز تلاش می‌کرد به خانواده کمک کند. او در پاکستان خیاطی آموخته بود و گاهی برای همسایه‌ها لباس می‌دوخت، اما در افغانستان نه چرخ خیاطی داشت و نه کسی را می‌شناخت که برایش کار بدهد. چند بار از برادر شوهرش خواست برایش چرخ خیاطی پیدا کند، اما خانواده آنان نیز با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. کودکان بیش از همه از این بازگشت آسیب دیده بودند. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان در پاکستان به مکتب می‌رفت. او در روزهای نخست بازگشت، بارها از پدرش پرسید که چه زمانی دوباره به مکتب خواهد رفت. عبدالرحمان هر بار وعده می‌داد که به‌زودی برایش مکتبی پیدا می‌کند، اما خودش می‌دانست که وضعیت مالی خانواده اجازه نمی‌دهد به این آسانی چنین کاری انجام دهد. دختر ده‌ساله خانواده نیز که تا صنف چهارم درس خوانده بود، دیگر به مکتب نمی‌رفت. دختر کوچک‌ترشان بیشتر روزها را در کنار مادرش می‌گذراند و با عروسکی کهنه بازی می‌کرد؛ عروسکی که از پاکستان با خود آورده بود و تنها یادگار ارزشمند زندگی گذشته‌اش به شمار می‌رفت. چند هفته بعد، عبدالرحمان تصمیم گرفت برای خانواده اتاقی جداگانه کرایه کند. او می‌گفت زندگی در خانه برادرش برای همه دشوار شده است. کودکان شب‌ها به دلیل شلوغی و سروصدا خواب آرامی نداشتند و زینب نیز از اینکه بار سنگینی بر دوش خانواده برادر شوهرش شده بودند، احساس شرمندگی می‌کرد. عبدالرحمان با پولی که از چند روز کارگری جمع کرده بود، اتاقی کوچک در حاشیه شهر کرایه کرد. اتاق تقریباً خالی بود؛ یک دروازه فلزی زنگ‌زده، پنجره‌ای کوچک و دیوارهایی که بخشی از گچ آنها فرو ریخته بود. همان شب، همه روی زمین خوابیدند. زینب پتو را روی کودکان کشید و خودش در تاریکی به سقف خیره ماند. ذهنش مدام به خانه‌ای برمی‌گشت که در پاکستان جا گذاشته بودند. خانه‌شان بزرگ نبود، اما هر وسیله‌ای جای خودش را داشت. کودکان اتاقی برای خوابیدن داشتند و پسر بزرگش هر صبح با یونیفورم مکتب از خانه بیرون می‌شد. اکنون اما همه چیز تغییر کرده بود و آینده، مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. مشکل تنها نداشتن خانه نبود. عبدالرحمان برای پیدا کردن کار نیز هر روز با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد. یک روز که از شدت ناامیدی دیرتر از همیشه به خانه برگشت، زینب متوجه شد حال او خوب نیست. عبدالرحمان چیزی نگفت و فقط کنار دیوار نشست. دختر کوچک‌شان از او خواست برایش نان بیاورد. عبدالرحمان دست در جیبش برد، اما پولی نداشت. آن شب، شام خانواده تنها نان خشک و چای بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 278 بازدید

سرطان یکی از چالش‌برانگیزترین معضلات سلامت در دنیای امروز است. تقریباً همه‌ی ما در اطراف خود فردی را می‌شناسیم که با این بیماری دشوار مواجه بوده است. با وجود پیشرفت‌های قابل توجه در روش‌های درمانی، همچنان «زمان تشخیص» نقشی تعیین‌کننده در بهبود، بقا و کیفیت زندگی بیماران دارد. در این میان، مفهوم «غربالگری سرطان» اهمیتی ویژه می‌یابد. غربالگری، فرآیندی نظام‌مند برای شناسایی سرطان یا مراحل پیش‌سرطانی در افرادی است که هنوز هیچ‌گونه علائم بالینی ندارند. به عبارتی دیگر، پیش از آنکه بیماری خود را آشکار کند، از طریق آزمایش‌های هدفمند، می‌توان آن را شناسایی و در مراحل اولیه درمان کرد—زمانی که احتمال درمان موفق بیشتر و هزینه‌های جسمی و مالی بسیار کمتر است. غربالگری چیست و چرا اهمیت دارد؟ هدف از غربالگری، کشف زودهنگام سرطان است—نه اینکه تمام موارد را بدون خطا تشخیص دهد، بلکه افزایش احتمال شناسایی بیماری در مراحل اولیه است. هرچه تشخیص زودتر انجام شود، درمان آسان‌تر، کم‌هزینه‌تر و اثربخش‌تر خواهد بود. بسیاری از سرطان‌ها سال‌ها پیش از بروز علائم، به‌آرامی رشد می‌کنند. اگر بتوان آن‌ها را در این مرحلهٔ خاموش و بی‌علامت شناسایی کرد، گامی مؤثر در حفظ جان و سلامت فرد برداشته می‌شود. آمارهای جهانی نشان می‌دهد در کشورهایی که برنامه‌های غربالگری منظم و نظام‌مند دارند، نرخ مرگ‌ومیر ناشی از برخی سرطان‌ها تا ۵۰٪ کاهش یافته است. این موفقیت نه به‌دلیل کشف داروهای جدید، بلکه حاصل افزایش آگاهی عمومی و انجام منظم تست‌های غربالگری است. کدام سرطان‌ها غربالگری دارند؟ در حال حاضر برای برخی از شایع‌ترین و قابل پیشگیری‌ترین انواع سرطان، دستورالعمل‌های علمی و مشخص غربالگری وجود دارد. از جمله: - سرطان پستان - سرطان دهانه رحم - سرطان روده بزرگ (کولورکتال) - سرطان ریه (در افراد در معرض خطر بالا) سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در میان زنان است. روش اصلی غربالگری آن، ماموگرافی است. توصیه می‌شود زنان از سن ۴۰ سالگی به بعد، هر یک تا دو سال یک‌بار این تست را انجام دهند. ماموگرافی قادر است توده‌هایی را شناسایی کند که هنوز حتی با لمس نیز قابل احساس نیستند؛ این یعنی تشخیص در مراحل اولیه و افزایش شانس درمان کامل پیش از گسترش بیماری. سرطان روده بزرگ (کولورکتال) این نوع سرطان اغلب از پولیپ‌های خوش‌خیم در روده آغاز می‌شود که به‌مرور ممکن است سرطانی شوند. غربالگری با روش‌هایی مانند کولونوسکوپی یا آزمایش خون مخفی در مدفوع انجام می‌شود. در افراد با خطر متوسط، غربالگری از سن ۵۰ سالگی شروع می‌شود؛ اما اگر سابقه خانوادگی سرطان روده وجود داشته باشد، غربالگری باید زودتر و با فاصله زمانی کوتاه‌تر انجام گیرد. در صورت نیاز، می‌توانم بخش‌های مربوط به دیگر سرطان‌های قابل غربالگری (دهانه رحم، ریه و...) را هم اضافه کنم. سرطان دهانه رحم یکی از موفق‌ترین نمونه‌های غربالگری در تاریخ پزشکی، مربوط به سرطان دهانه رحم در زنان است. آزمایش پاپ اسمیر و تست HPV می‌توانند سلول‌های غیرطبیعی را پیش از آنکه سرطانی شوند شناسایی کنند. انجام این تست‌ها از سن ۲۱ سالگی آغاز می‌شود و بسته به شرایط، هر ۳ تا ۵ سال یک‌بار تکرار می‌گردد. در نتیجه‌ی اجرای منظم این برنامه‌ها، نرخ مرگ‌ومیر ناشی از این سرطان در برخی کشورها تا بیش از ۷۰٪ کاهش یافته است. سرطان پروستات برای مردان، تست PSA (آزمایش خون مخصوص آنتی‌ژن پروستات) یکی از ابزارهای غربالگری سرطان پروستات محسوب می‌شود. اما تصمیم به انجام آن باید با مشورت پزشک گرفته شود و بر اساس سن، سابقه خانوادگی و علائم فردی تنظیم شود. زیرا در برخی موارد، تشخیص زودهنگام ممکن است منجر به درمان‌های غیرضروری و عوارض ناخواسته گردد. سرطان ریه در افرادی که سیگاری هستند یا سابقه‌ی مصرف طولانی‌مدت دخانیات دارند، غربالگری با تصویربرداری CT با دوز پایین توصیه می‌شود. این روش می‌تواند تومورهای کوچک و قابل درمان را قبل از گسترش به سایر نقاط بدن شناسایی کند و شانس درمان را افزایش دهد. چه کسانی باید غربالگری شوند؟ لزومی ندارد همه‌ی افراد با یک شدت یا از یک سن خاص تحت غربالگری قرار بگیرند. عواملی مانند سن، جنسیت، سبک زندگی و سابقه‌ی خانوادگی، نقش تعیین‌کننده‌ای در نیاز به غربالگری دارند. - اگر در اعضای درجه‌یک خانواده سابقه‌ی ابتلا به سرطان وجود داشته باشد، باید غربالگری از سن پایین‌تری آغاز شود. - افرادی که دچار چاقی، کم‌تحرکی، تغذیه‌ی نامناسب هستند یا دخانیات و الکل مصرف می‌کنند، در معرض خطر بالاتری قرار دارند و نیازمند بررسی‌های دقیق‌تری هستند. روش‌های غربالگری چگونه انجام می‌شوند؟ نوع روش غربالگری به نوع سرطان بستگی دارد و ممکن است شامل موارد زیر باشد: - آزمایش خون (مثل PSA برای سرطان پروستات) - تصویربرداری (مانند ماموگرافی یا CT با دوز پایین) - بررسی سلولی (مثل پاپ‌اسمیر برای سرطان دهانه رحم) بیشتر این روش‌ها ساده، کم‌هزینه و بدون درد هستند. امروزه بسیاری از مراکز درمانی، این خدمات را به شکل دوره‌ای و منظم ارائه می‌دهند. توصیه می‌شود هر فرد با کمک پزشک، یک برنامه شخصی غربالگری متناسب با سن، سابقه خانوادگی و وضعیت سلامت خود تنظیم کند. باورهای نادرست درباره غربالگری در جامعه، برخی باورهای غلط مانع از انجام به‌موقع غربالگری می‌شوند. برای مثال: - «اگر احساس بیماری ندارم، نیازی به آزمایش نیست.» این در حالی است که هدف غربالگری دقیقاً بررسی افراد بدون علامت است؛ یعنی شناسایی بیماری قبل از شروع علائم، زمانی که درمان بسیار مؤثرتر خواهد بود. برخی باورهای اشتباه درباره غربالگری همچنان مانع از مراجعه افراد برای بررسی‌های دوره‌ای می‌شود، مانند: - «انجام ماموگرافی یا کولونوسکوپی خطرناک است.» در حالی‌که این روش‌ها کاملاً ایمن هستند و فواید آن‌ها چندین برابر بیشتر از ریسک‌های جزئی‌شان است. - «تشخیص سرطان یعنی پایان زندگی.» برخلاف این تصور، اگر سرطان در مراحل اولیه تشخیص داده شود، در بسیاری از موارد قابل درمان کامل است و فرد می‌تواند به زندگی طبیعی خود ادامه دهد. اطلاع‌رسانی درست و فرهنگ‌سازی می‌تواند این ترس‌ها را کاهش داده و باعث شود افراد بیشتری به انجام غربالگری‌های منظم روی بیاورند. نقش پیشگیری و سبک زندگی سالم غربالگری تنها یکی از ارکان پیشگیری از سرطان است. در کنار آن، سبک زندگی سالم نقش بسیار مهمی در کاهش ریسک ابتلا دارد. موارد زیر به‌طور مستقیم با کاهش خطر سرطان مرتبط‌اند: - تغذیه سالم و متعادل - فعالیت بدنی منظم - ترک مصرف سیگار و دخانیات - کنترل وزن - مدیریت استرس فردی که علاوه بر رسیدگی به سلامت جسمی، آزمایش‌های دوره‌ای و غربالگری را نیز جدی می‌گیرد، گام‌های موثری در مسیر یک زندگی سالم‌تر و طولانی‌تر برمی‌دارد. غربالگری سرطان‌ها نه‌تنها یک اقدام پزشکی، بلکه سرمایه‌گذاری هوشمندانه برای آینده‌ی سلامت فرد و جامعه است. تشخیص زودهنگام به معنای درمان ساده‌تر، هزینه‌ی کمتر، کیفیت زندگی بهتر و امید بیشتر به بهبودی است. تجربه‌ی کشورهای موفق نشان می‌دهد که اجرای برنامه‌های منظم غربالگری به‌طور چشمگیری مرگ‌ومیر ناشی از سرطان را کاهش داده است. در کشور ما نیز، با گسترش خدمات غربالگری در مراکز درمانی، ارتقای آگاهی عمومی، و فرهنگ‌سازی صحیح می‌توان گام‌های موثری در مسیر پیشگیری، کاهش بار بیماری و نجات جان انسان‌ها برداشت. پیشگیری همیشه بهتر از درمان است—و غربالگری، یکی از کلیدی‌ترین راه‌های آن است.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 68 بازدید

صندوق جمعیت ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پی جاری‌شدن سیلاب‌های ناگهانی در شرق افغانستان، زنان و دختران بیش از دیگران آسیب دیده‌اند و هزاران نفر همچنان در وضعیت اضطراری به سر می‌برند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۴ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هزاران نفر در منطقه‌های سیل‌زده شرق افغانستان به کمک‌های فوری نیاز دارند و زنان و دختران آسیب‌پذیرترین گروه‌های این بحران هستند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که برای پاسخگویی به نیازهای آسیب‌دیدگان، خدمات اضطراری بهداشت باروری، تجهیزات ضروری و حمایت‌های روانی-اجتماعی را بسیج کرده تا خدمات حیاتی بهداشت مادران همچنان در دسترس زنان و خانواده‌های آسیب‌دیده باقی بماند. این در حالی است که شماری از ولایات افغانستان در هفته‌ی گذشته شاهد بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ناگهانی بوده است؛ رویدادهایی که هزاران خانواده را متأثر کرده و زیان‌های گسترده‌ای برجا گذاشته است. بر بنیاد آمار منتشرشده از سوی حکومت سرپرست، در نتیجه‌ی سیلاب‌های اخیر دست‌کم ۳۴ نفر جان باخته و ده‌ها تن دیگر زخمی شده‌اند. همزمان، نهادهای امدادرسان نسبت به نیاز فوری آسیب‌دیدگان به کمک‌های بشردوستانه، به‌ویژه خدمات صحی و حمایتی برای زنان و کودکان، هشدار داده‌اند. این نهادها خواستار توزیع کمک‌های فوری به نیازمندان در سیلاب‌های اخیر شدند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 112 بازدید

اتحادیه‌ اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از باشندگان بدخشان و به ویژه زنان و دختران حمایت می‌کند تا به خوداتکایی دست پیدا کنند و کیفیت زندگی‌شان بهبود یابد. این نهاد پس از چاشت امروز (یک‌شنبه، ۴ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فرصت‌های بیشتری را برای رشد جوانان و زنان در ولسوالی‌های بهارک و ارغنج‌جواه بدخشان فراهم می‌کند. اتحادیه‌ی اروپا در ادامه تاکید کرد: «گوش می‌دهیم، می‌آموزیم، مشارکت می‌کنیم و نتیجه می‌آفرینیم.» در سال‌های اخیر، اتحادیه‌ی اروپا بزرگ‌ترین تمویل‌کننده‌ی پروژه‌های انسان‌دوستانه و توسعه‌ای در افغانستان بوده است. بخشی از فعالیت‌های اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان، به بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان از طریق پشتیبانی از کسب‌وکارهای محلی به رهبری زنان متمرکز است. در حالی اتحادیه اروپا بر حمایت از زنان و دختران تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 97 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بدون بودجه‌ی فوری، میلیون‌ها نفر در افغانستان دسترسی به مراقبت‌های نجات‌بخش را از دست خواهند داد. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۴ اسد) با نشر پیامی حساب کاربری ایکس خود خواستار حمایت مالی از پروژه‌های بشردوستانه در افغانستان شده است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که به‌دلیل کاهش بودجه، برنامه‌های تغذیه‌ای برای ۵.۷ میلیون کودک و مادر در سال ۲۰۲۶ میلادی در معرض تهدید است. دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد افزوده است که هر کودکی شایسته‌ی فرصتی برای رشد سالم و قوی است. اوچا این هشدار را همزمان با «فصل اوج لاغری» در افغانستان، منتشر کرده است. این در حالی است که دو هفته پیش، یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد نیز هشدار داده بود که با نزدیک شدن به اوج فصل لاغری و ناامنی غذایی ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان در معرض خطر سوءتغذیه قرار می‌گیرند. نهادهای مرتبط به سازمان ملل متحد در سال جاری میلادی به‌صورت مکرر نسبت به کاهش بودجه و بدتر شدن وضعیت فقر و سلامتی شهروندان، به‌ویژه مادران و کودکان در افغانستان ابراز نگرانی می‌کنند. سازمان ملل می‌گوید امسال نزدیک به ۲۲ میلیون نفر در افغانستان نیاز به کمک‌های بشردوستانه دارند. این سازمان برای رسیدگی به این وضعیت، ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده، اما در نیمه‌ی نخست سال، فقط ۱۶ درصد این بودجه تأمین شده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 108 بازدید

یک بنیاد خیریه در هرات، با هزینه‌ی دو میلیون و ۴۰۰ هزار دالر، یک مکتب دخترانه با ظرفیت یک هزار دانش‌آموز ساخته است. مسوولان بنیاد خیریه می‌گویند که این مکتب در پنج طبقه و با امکانات آموزشی ساخته شده و ظرفیت پذیرش یک ‌هزار دانش‌آموز را دارد. در اعلامیه آمده است که آموزش در این مکتب تا پایان صنف ششم به‌صورت رایگان ارائه می‌شود و دانش‌آموزان آن از میان دختران خانواده‌های نیازمند انتخاب خواهند شد. مسوولان این بنیاد خیریه تاکید کرده است که هدف از اجرای این پروژه، فراهم‌کردن زمینه‌ی دسترسی بیشتر دختران به آموزش ابتدایی و کاهش بخشی از کم‌بود فضاهای آموزشی در هرات است. در سال‌های اخیر، شماری از بنیادهای خیریه و نهادهای امدادرسان در افغانستان به ساخت و تجهیز مکتب‌ها و دیگر زیرساخت‌های آموزشی و عمومی اقدام کرده‌اند. با این حال، کمبود ساختمان‌های آموزشی، به‌ویژه در مناطق روستایی، همچنان یکی از چالش‌های نظام آموزشی افغانستان به شمار می‌رود. همچنین نهادهای بین‌المللی تاکید کرده‌ است که کمبود زیرساخت‌های آموزشی نباید بهانه‌ای برای محروم‌کردن کودکان، به‌ویژه دختران، از آموزش باشد. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بارها خواستار دسترسی همه کودکان به آموزش شده و تاکید کرده که ادامه‌ی محرومیت دختران از آموزش، پیامدهای جدی برای آینده‌ی این کشور خواهد داشت. در حالی این بنیاد خیریه برای حدود یک هزار شاگرد دختر مکتب می‌سازد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 103 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان باید در مرکز پاسخ‌گویی به نیازهای سیلاب‌زدگان در سراسر افغانستان باقی بمانند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که باید اطمینان حاصل شود که در روند کمک‌رسانی به نیازهای دختران و زنان رسیدگی می‌شود. این در حالی است که در شش روز اخیر، بخش‌هایی از افغانستان گواه سرازیرشدن سیلاب‌های مرگ‌بار و ویران‌گر بود؛ شماری از شهروندان جان باختند و خانه‌های زیادی ویران شد. اداره‌ی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست افغانستان اعلام کرده که در اثر بارندگی‌های شدید، سرازیرشدن سیلاب و لغزش زمین در ۴۸ ساعت گذشته، ۱۰ تن جان باخته و شش تن زخمی‌ شده‌اند. تاج‌محمد همت، معاون سخنگوی این اداره، روز (شنبه، ۳ اسد) گفته بود که این آمار در کابل، کاپیسا، پنجشیر، پروان، خویت، پکتیا، پکتیکا، لوگر، میدان‌وردک، غزنی، ننگرهار، لغمان، کنر، زابل و بدخشان ثبت شده است. بر اساس آمار اداره‌ی مبارزه با حوادث، در سرازیرشدن سیلاب در دو شبانه‌روز اخیر، بیش از ۶۳۰ خانه‌ی رهایشی ویران شده و بیش از دو هزار و ۷۰۰ خانواده نیز متأثر شده‌اند. همچنین پیش از این، سازمان بین‌المللی مهاجرت و اوچا گفته بود که سیلاب‌زدگان در نورستان به خدمات فوری مانند سرپناه و مواد غذایی نیاز دارند. بر اساس آخرین آمار اداره‌ی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست، در سیلاب‌های هفته‌ی گذشته در نورستان، ۲۴ تن جان باخته و ۸۰ تن زخم برداشته‌اند. مسوولان دولتی نیز از مردم خواسته تا از سکونت یا فعالیت در مناطقی که در معرض خطر سیلاب قرار دارند یا اداره هواشناسی درباره آن‌ها هشدار داده است، خودداری کنند تا از تکرار چنین تلفات و خسارت‌هایی جلوگیری شود.

ادامه مطلب