نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

4 هفته قبل - 104 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که فرمان‌ها و محدودیت‌های حکومت سرپرست، دسترسی زنان و دختران به خدمات اساسی و روند کمک‌رسانی بشردوستانه در افغانستان را به‌گونه جدی محدود کرده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از آگوست ۲۰۲۱ میلادی تا اکنون دست‌کم ۴۷۰ فرمان از سوی حکومت فعلی افغانستان صادر شده است که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر فعالیت‌های بشردوستانه در کشور تاثیر گذاشته است. در بخشی از گزارش دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل آمده است که ۷۹ فرمان به‌طور مشخص زنان و دختران را هدف قرار داده و آزادی‌های آن‌ها را در بخش‌های آموزش، اشتغال، مشارکت اقتصادی و حضور در زند‌گی عمومی محدود ساخته است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که این محدودیت‌ها شامل ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، الزام پوشش اسلامی و منع کار زنان در سازمان‌های غیردولتی و نهادهای بین‌المللی می‌شود. در گزارش آمده است که این محدودیت‌ها ساختار اجتماعی و اقتصادی افغانستان را دگرگون کرده و دسترسی زنان به معیشت و خدمات اساسی را به‌گونه چشم‌گیر کاهش داده است. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل هشدار داده که این محدودیت‌ها خطر خشونت مبتنی بر جنسیت و مشکلات روانی–اجتماعی را افزایش داده و روند کمک‌رسانی بشردوستانه را با چالش‌های جدی روبرو کرده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 186 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر کودک حق دارد در فضای امن «رویاپردازی، بازی و رشد» کند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فضاهای امن تحت حمایت یونیسف در افغانستان، علاوه بر محافظت از کودکان، خدمات ضروری حمایت روانی ـ اجتماعی را نیز فراهم می‌کنند. براساس گزارش‌های موجود، کودکان در افغانستان به‌دلیل فقر گسترده، بحران‌های انسانی، محدودیت‌های آموزشی و نبود دسترسی کافی به خدمات صحی، با چالش‌های جدی روبرو هستند و بسیاری از آن‌ها در محیط‌های پرخطر بزرگ می‌شوند. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش‌تر نیز گزارش داده بود که در سال ۲۰۲۶ میلادی بیش از ۱۱ میلیون کودک در افغانستان به کمک‌های انسانی نیاز خواهند داشت. براساس این گزارش، شرایط موجود باعث شده است که زنان، مادران باردار، کودکان، جوانان و گروه‌های محروم بیش از گذشته در معرض خطر قرار گیرند. برنامه جهانی غذا پیشتر اعلام کرد که افغانستان از منظر سوءتغذیه حاد کودکان در جایگاه چهارم در سطح جهان قرار دارد؛ در حال حاضر حدود ۵ میلیون مادر و کودک دچار سوءتغذیه‌اند و این بحران در حال گسترش است. همچنین آمارها حاکی از افزایش گرسنگی نسبت به سال گذشته است، طوری‌که امسال سه میلیون افغانستانی بیشتر در معرض گرسنگی حاد قرار گرفته‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 214 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که پنج عضو یک خانواده به شمول کودکان و زنان در ولسوالی اوبه این ولایت، در پی فروریختن سقف یک خانه جان باختند. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد شب گذشته (سه‌شنبه، ۹ جدی) در قریه‌ی کبکان ولسوالی اوبه رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این رویداد زمانی رخ داده است که تمام اعضای خانواده خواب بودند. منبع در ادامه افزوده است که در میان قربانیان چهار کودک و یک زن شامل هستند و همچنان یک مرد دیگر نیز زخمی شدند. براساس فهرستی که به دسترس رسانه گوهرشاد قرار گرفته است، قربانیان این رویداد چهار طفل با سنین سه، هفت، ۱۰ و ۱۲ سال و همچنان یک خانم بوده‌اند. منبع در مورد وضعیت زخمی این رویداد جزییات ارائه نکرده است. تا اکنون مسوولان محلی در ولایت هرات در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته‌اند. این در حالی است که جاری‌شدن سیلاب‌ها و باران‌های شدید در روزهای اخیر در هرات، به باشندگان محل زیان‌های هنگفت مالی وارد کرده است. قابل ذکر است که در گذشته نیز رویدادهای مشابهی به دلیل فرسودگی ساختمان‌ها در شماری از ولایت‌های کشور به وقوع پیوسته که در آن‌ها شماری از شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 134 بازدید

شادروان نجمه زارع در ۲۹ آذرماه ۱۳۶۱ در شهرستان کازرون واقع در استان فارس به دنیا آمد. شش ماه پس از تولد وی خانواده‌اش به‌ سبب ادامه‌ی تحصیلات حوزوی پدر در قم مسکن گزیدند. نجمه در خانواده‌ای فرهنگی و مذهبی بالیدن گرفت و از همان آغاز نشانه‌های شاعرانگی را در رفتار وی با دیگران می‌شد دید. او دوران دبستان را در مدرسه‌ی "اوسطی" قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس "نرجسیه" و "شهدای چهارمردان" پشت سر گذاشت. طی سال‌های ۷۹ تا ۸۱ در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت. در بهار ۱۳۸۴ با (عباس محمدی ـ شاعر) ازدواج کرد و سرانجام بر اثر یک اشتباه پزشکی در بیمارستان گلپایگانی قم بر اثر تزریق داروی بیهوشی به مرگ مغزی دچار شده و پس از ۵ روز اغما در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۴ دارفانی را وداع گفت. او که پرورش یافته‌ی انجمن شعر و قصه‌ی قم بود در ۲۰ کنگره‌ی سراسری شعر کشور به عنوان نفر برگزیده انتخاب و معرفی شده بود. ویژگی‌های غزل او از زبان دیگران  چنین است: "غزل وی از نگاه غزل‌سرایی که در منطقه‌ی مرکزی کشور رایج است، اثر می‌پذیرفت. غزل زارع با ویژگی‌های خاصش مثل: سپید خوانی ردیف یا چینش کلمات یا استفاده از دایره‌ی واژگانی که بیش‌تر می‌توان گفت فضایش به فضای شعر مدرن‌تر می‌خورد، در چارچوب شعر کلاسیک به بهترین وجه، خود را نشان می‌داد. زبان ویژه و دایره‌ی واژگانی مخصوص خود را داشت. اگر بیش‌تر زنده می‌ماند، به سبک خاص شخصی‌اش تبدیل می‌شد.. باید درباره‌ی خصوصیات اخلاقی و تاثیر آن در شعرش گفت. وی بسیار باوقار بود و محجوب و سنگین که این ویژگی‌ها به کلمات و شعرش هم منتقل شده بود. در شعرش عصیان می‌کرد، ولی شعر زارع ، هیچ وقت از دایره‌ی وقار خارج نمی‌شد."   (خبر به دورترین نقطه جهان برسد خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌ کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد چه می‌کنی، اگر او را که خواستی یک‌عمر به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد به آن‌که دوست تَرَش داشته‌، به آن برسد رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌ که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که‌... نه‌! نفرین نمی‌کنم، نکند به او، که عاشق او بوده‌ام، زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد)   نجمه زارعی یکی از نخبگان ادبیات استان قم در سه دهه اخیر است که توانست با جوایز متعدد و سبک نوین شعری خود، به محبوبیت فوق العاده ای در بین علاقه مندان ادبیات دست یافت. همه مردم دنیا شعر را روزنه امید و راه بیان احساسات می‌دانند و با آن انس دارند؛ اما این امر در بین مردم خودش عمیق‌تر بوده و شعر در متن زندگی‌شان جریان داشته است؛ زیرا در همه آیین‌های سنتی این سرزمین شعر و شعرخوانی جایگاهی ثابت و رفیع دارند به همین دلیل شاعران همواره مورد مهر مردم هستند. شاعران باهنر و استعداد فطری‌شان باجان بخشیدن به واژگان رنگ امید و عشق به زندگی آدم‌ها می‌دهند. در آسمان ادبیان، شاعران بزرگ و نامدار زیادی وجود دارند که الهامی برای تولد ستارگان جدید هستند؛ یکی از این ستارگان آسمان ادبیات، نجمه زارع، شاعر جوان قمی، بود که در جوانی شمع زندگی‌اش خاموش شد. ۳۱ شهریور، سالروز مرگ شاعر جوانی است که برای شعردوستان دهه گذشته یک نقطه عطف در ادبیات و هنر شعر در کشور و استان قم محسوب می شد. آنچه او را به ذهن جوانان هم نسلش پیوند جاودانه داد، نگاه شاعرانه و عمیق اش بین حوادث اجتماعی، دردهای ناگفته نسلی که عادت به برون داد درونیات روحی شان نداشتند، سخن های نوگرایانه و در زمان خود جسورانه، نگاه نقادانه به آنچه در اطرافش می گذشت و همچنین به کارگیری یک زبان و ادبیات جدید در سرایش شعر بود. زبانی که هم نسلان او آن را بسیار دوست داشتند. او در بیان عوالم احساسی، یک استاد چیره دست بود و آنچنان روحیات یک جوان ۲۰ ساله را به تصویر می کشید که همگان حس هم ذات پنداری با شعرش می کردند. حال چه آن حس را تجربه کرده بودند و چه نه. کار بزرگ دیگری که زارع در قم انجام داد، نشان دادن قدرت یک نسل و یک قشر مهم و تاثیرگذار در جامعه بود به نام دختر. او با توانایی خارق العاده اش در سرایش شعر در ابعاد مختلف مذهبی، اجتماعی و فرهنگی و زمینه های سنتی ادبی، به همه دختران قمی جرات و جسارت حضور در این عرصه ها را داد. دختری که سروده هایش مردان را بیشتر از دختران تحت تاثیر قرار داد. اما هر چه بود، مرگ غم انگیز و ناگهانی اش در روزهایی که خود را برای آغاز یک زندگی مشترک آماده می کرد، فضای فرهنگی قم و حتی کشور را تحت تاثیر قرارداد و کشور یکی از نوابغ واستعدادهای برجسته خود را از دست داد. نجمه زارع در دوران کوتاه زندگی خود با حدود ۳۰ عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش ۴ دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ثبت نمود.   (گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد هرچه کردم... هرچه... آه! انگار آرامم نکرد روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد درد دل با سایه و دیوار آرامم نکرد خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد سوختم آن‌گونه در تب، آه! از مادر بپرس دستمال تب بر نمدار آرامم نکرد ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد(   نجمه زارع، شاعر فقید معاصر، مجموعه اشعار غزل‌هایش با نام‌های «خبر به دورترین نقطه جهان برسد» و مجموعه دیگری با عنوان «عشق قابیل است» (که با نام «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود) را در کارنامه دارد، و همچنین کتاب «یک سرنوشت سه حرفی» نیز از او به جا مانده است؛ آثار او که عمدتاً در حوزه غزل و شعر سپید هستند، منتشر شده‌اند و با استقبال خوبی مواجه شده‌اند. مهم‌ترین کتاب‌های نجمه زارع: خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد: مجموعه‌ای از غزل‌های او که در سال ۱۳۹۶ منتشر شد و به چاپ‌های متعدد رسید. عشق قابیل است: که به عنوان «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود و یکی از آثار مهم او در غزل‌سرایی است. یک سرنوشت سه حرفی: که از دیگر آثار منتشر شده‌ی این شاعر است. (زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند اصلاً برای عشق سرم درد می‌کند زخمم بزن که لااقل این کار ساده را هر یار بی‌وفای جوانمرد می‌کند آنجا که رفته‌ای خودمانیم هیچ‌کس آنچه دلم برای تو می‌کرد می‌کند؟ در را نبسته‌ای که هوای اتاق را باد خزان حوصله دلسرد می‌کند فردا نمی‌شوی که نمی‌دانی عشق تو دارد چه‌کار با من شبگرد می‌کند خاکستر غروب تو هرروز در افق آتش‌پرست روح مرا زرد می‌کند عاشق بکش که مرگ مرا زنده می‌کند زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند( نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 111 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی، همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشردوستانه جهان خواهد بود. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۹ جدی) با نشر گزارشی گفته است که در سال آینده، حدود ۲۱.۹ میلیون تن، تقریباً ۴۵ درصد از جمعیت در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. در گزارش دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد آمده است که نیاز مالی برای پاسخ‌گویی به بحران انسانی افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی، ۱.۷۱ میلیارد دالر برآورد شده و هدف آن کمک‌رسانی به ۱۷.۵ میلیون تن اعلام شده است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که سال‌ها درگیری، شکنند‌گی اقتصادی، سرمایه‌گذاری ناکافی در خدمات اساسی و فرسایش سریع حقوق، بخش‌های بزرگی از جمعیت را با کاهش تاب‌آوری مواجه کرده است. در بخشی از گزارش اوچا آمده است که این فشارهای مزمن اکنون با بدتر شدن ناامنی غذایی، بازگشت‌های گسترده فرامرزی، خشک‌سالی ناشی از تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی مکرر و محرومیت سیستماتیک زنان و دختران از زند‌گی عمومی تشدید شده است. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد همچنان در بخشی از گزارشش از جامعه‌ی جهانی خواسته است با حمایت از جوامع آسیب‌پذیر، زند‌گی‌ها را در افغانستان نجات دهند. این در حالی است اوچا چندی پیش نیز اعلام کرده بود که در سال آینده بیش از ۱۷ میلیون تن در افغانستان با ناامنی شدید غذایی روبرو خواهند شد.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 164 بازدید

خالده ضیا، اولین نخست‌وزیر زن بنگلادش امروز (سه‌شنبه، ۹ جدی) بر اثر بیماری طولانی‌مدت در سن ۸۰ سالگی درگذشت. داکتران گفته‌اند خالده ضیا سیروز پیشرفته‌ی کبد، آرتروز، دیابت و مشکلات قفسه‌ی سینه و قلب داشته است و او در اوایل سال ۲۰۲۵ میلادی برای درمان به لندن رفت و چهار ماه در آن‌جا ماند و سپس به خانه بازگشت. خانم ضیا دو دوره در سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ و ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ میلادی به عنوان نخست‌وزیر بنگلادش کار کرد. کارنامه سیاسی خالده ضیا و شیخ حسینه، نخست‌وزیر پیشین بنگلادش رقابت تنگاتنگی را شاهد بود که به «نبرد بیگم‌ها» معروف شد. خانم ضیا سه سال پس از آن‌که همسرش ضیاءالرحمان، فرمانده نظامی و ریيس‌جمهور وقت بنگلادش در ۱۹۸۱ در یک کودتای نافرجام ترور شد، پا به عرصه سیاست گذاشت. او که پیشتر زنی خانه‌نشین و مشغول تربیت فرزندان بود، رهبری حزب ملی‌گرای بنگلادش را که همسرش بنیان گذاشته بود، بر عهده گرفت. خالده ضیا در سال ۱۹۹۱ میلادی در پی کسب حمایتی غافلگیرکننده از جماعت اسلامی، بزرگ‌ترین حزب اسلامی بنگلادش، در انتخابات پیروز و اولین نخست‌وزیر زن بنگلادش شد. خانم ضیا هرچند از سال ۲۰۰۶ میلادی از قدرت دور بوده و چند سال را در زندان و حبس خانگی گذرانده، اما او و حزب راست میانه بی‌ان‌پی همواره از حمایت گسترده‌ای برخوردار بوده‌اند. در انتخابات آینده بنگلادش که قرار است در ماه فبروری برگزار شود، گفته می‌شود که حزب ملی‌گرای بنگلادش بخت پیروزی را دارد. طارق رحمان، پسر خالده ضیا و رهبر بی‌ان‌پی، هفته گذشته پس از نزدیک به ۱۷ سال تبعید خودخواسته به بنگلادش بازگشت و به‌طور گسترده به‌عنوان نامزد قدرتمند نخست‌وزیری شناخته می‌شود. از آگوست پارسال که حکومت شیخ حسینه در پی اعتراضات مرگبار دانشجویی سقوط کرد،‌ بنگلادش از سوی حکومت موقت به رهبری محمد یونس، برنده جایزه صلح نوبل اداره می‌شود.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 108 بازدید

سازمان جهانی مهاجرت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال روان میلادی، چهار هزار و ۳۸۵ شغل جدید در افغانستان ایجاد شده که یک هزار و ۵۹۸ مورد آن به زنان اختصاص دارد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال روان میلادی همچنان به حفظ نُه هزار و ۸۹۹ شغل دیگر در افغانستان کمک کرده که از این میان، دو هزار و ۸۷۱ مورد مربوط به زنان بوده است. سازمان جهانی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که با فراهم‌سازی منابع مالی، تجهیزات و آموزش، از کسب‌وکارهای کوچک حمایت می‌کند تا فرصت‌های شغلی برای بی‌جاشدگان، بازگشت‌کنندگان، جوانان و زنان ایجاد شود. این سازمان در ادامه افزوده است که توان‌مندسازی اقتصادی زنان نقش کلیدی در بهبود معیشت خانواده‌ها و افزایش تاب‌آوری جوامع آسیب‌پذیر دارد و به همین دلیل، زنان در بسیاری از برنامه‌های اشتغال‌زایی این نهاد در اولویت قرار گرفته‌اند. این در حالی است که در بیش از چهار سال گذشته، دسترسی زنان به کار و فرصت‌های اقتصادی به‌شدت محدود شده و نهادهای بین‌المللی بارها نسبت به پیامدهای اجتماعی و انسانی این وضعیت هشدار داده‌اند. کارهای خصوصی از معدود بخش‌های باقی‌مانده برای کار زنان و دختران است. به گفته‌ی ملل متحد، کارهای خصوصی آخرین کانال کسب درآمد زنان در افغانستان است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 101 بازدید

منابع محلی از ولایت کاپیسا می‌گویند که برنامه‌ی جهانی غذای سازمان ملل متحد به‌دلیل کم‌بود بودجه، ۴۱ کارمند زن را در این ولایت اخراج کرده است. دست‌کم دو منبع با تایید این موضوع گفته‌‌اند: «این زنان در بخش‌های صحی به‌ویژه تغذیه‌ای مشغول به کار بودند. همه را اخراج کرده است. گفته است که بودجه نیست.» منبع در ادامه تاکید کرد که تمام کارمندان بخش تغذیه (TSFP) در مراکز صحی ولایت کاپیسا به‌طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی از کار برکنار شده‌اند. منبع در ادامه افزوده است که این تصمیم سبب ایجاد مشکلات اقتصادی برای کارمندان اخراج شده و نگرانی شدید در میان مردم محل شده است. همچنین یک منبع دیگر گفته است که خدمات تغذیه‌ به‌ویژه برای کودکان مبتلا به سوءتغذیه و زنان باردار و شیرده یک نیاز حیاتی است. منابع تصریح کردند که قطع این خدمات در مناطق محروم، می‌تواند پیامدهای خطرناک برای مردم مناطق مختلف به‌دنبال داشته باشد و دسترسی مردم به مراقبت‌های صحی ضروری را محدود کند. این در حالی‌ست که برنامه‌ی جهانی غذای سازمان ملل متحد بار‌ها از افزایش شمار مادران و کودکان ‌مبتلا به سوتغذی ابراز نگرانی کرده و گفته که ناامنی غذایی و سوءتغذیه در افغانستان با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال تشدید است. بربنیاد آمار سازمان ملل متحد، نزدیک به ۲۳ میلیون نفر در افغانستان نیازمند کمک‌های فوری غذایی استند. در سوی دیگر، نهادهای سازمان ملل متحد بارها هشدار داده که زنان و دختران به دلیل محدودیت‌های فرهنگی و طالبان، بیش‌ترین آسیب را از بحران انسانی تجربه می‌کنند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 179 بازدید

رسانه‌های پاکستانی درتازه‌ترین مورد گزارش داده‌اند که جسد حلق‌آویزشده‌ی یک زن اهل افغانستان و سه کودکش در شهر کراچی این کشور پیدا شده است. روزنامه دان پاکستان با نشر گزارشی گفته است که جسد این افراد روز (یک‌شنبه، ۷ جدی) از خانه‌ی‌شان در منطقه‌ی «سهراب گوت» از مربوطات شهر کراچی پیدا شده است. پولیس پاکستان گفته است این زن «فاطمه نجیب» نام داشت و احتمالا به‌دلیل اختلالات روانی و مشکلات خانوادگی، دختر سه‌ساله، پسر دوساله و دخترخوانده‌ی ۱۰ ساله‌اش را کشته و سپس به زندگی خود پایان داده است. پولیس در ادامه تاکید کرده است که نجیب‌الله، شوهر این زن که اهل پنجاب پاکستان است، زمانی که از کار برگشت، با جسد حلق‌آویزشده‌ی همسر و کودکانش مواجه شد. پولیس گفته است که فاطمه همسر دوم نجیب‌الله بود و یک دختر ۱۰ ساله از همسر اول خود داشت. همچنین عبدالجبار تخاری، سرقنسول حکومت سرپرست افغانستان در پاکستان، پیدا شدن جسدهای حلق‌آویزشده یک زن افغانستانی و سه کودک او در شهر کراچی را تایید کرده؛ اما درباره این رویداد جزییات بیشتری ارائه نکرده است. پولیس پنجاب دستور تحقیق فوری را در مورد این پرونده صادر کرده و گفته است که علت دقیق مرگ تا زمان روشن شدن نتایج کالبدشکافی اعلام نمی‌شود. این رویداد در حالی رخ می‌دهد که خانواده‌های مهاجر افغانستانی در پاکستان، به‌ویژه در مناطق حاشیه‌ای شهرهای بزرگ، با ناامنی، فشارهای اقتصادی، خشونت‌های خانگی و نبود حمایت‌های حقوقی مؤثر روبرو هستند؛ شرایطی که زنان و کودکان را بیش از دیگران آسیب‌پذیر ساخته است. فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که این حادثه یک مورد استثنایی نیست. در ماه‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از قتل و خشونت مرگ‌بار علیه مهاجران افغانستانی در شهرهای مختلف پاکستان منتشر شده است؛ رخدادهایی که زنگ خطر جدی درباره وضعیت امنیتی و حقوق بشری این جامعه به‌صدا درآورده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 169 بازدید

او هنوز به دنیا نیامده بود که سرنوشتش نوشته شد، اما هیچ‌کس هرگز زحمت نداد آن نوشته را برای خودش بخواند. در مزار شریف، جایی میان دیوارهای گلی و کوچه‌هایی که صدای پای دختران در آن همیشه محتاط بود، کودکی‌اش همچون شمعی نیم‌سوخته گذشت؛ نوری کم‌جان، عمری کوتاه، و بادی دائمی که تهدید می‌کرد هر لحظه خاموشش کند. او هنوز معنای «آینده» را درست نمی‌دانست که آینده‌اش را معامله کردند. هنوز فرق میان بازی و زندگی را نفهمیده بود که زندگی با تمام سنگینی‌اش روی شانه‌های نحیفش آوار شد. وقتی گفتند «باید عروس شوی»، نه گریه کرد، نه فریاد زد؛ چون از کودکی یاد گرفته بود که بعضی چیزها را نمی‌شود رد کرد، فقط می‌شود تحمل کرد. لباس عروسی برای تنش بزرگ بود، اما تقدیر بسیار بزرگ‌تر. دست‌هایی که او را به خانه‌ی شوهر بردند، دست‌های محافظ نبودند؛ دست‌هایی بودند که فقط تحویل می‌دادند، مثل باری که دیگر مسئولیتی بر دوش کسی نمی‌گذارد. خانه‌ی شوهر برایش خانه نشد؛ میدان آزمونی شد، جایی که هر اشتباه، چه واقعی و چه خیالی، بهایی داشت. در آن خانه، زن‌بودن یعنی نادیده‌گرفته‌شدن، و دخترک‌بودن جرمی نابخشودنی. نگاه‌ها تیز بودند، کلمات سنگین، و سکوت‌ها مرگبار. هر روز، بخشی از خودش را در گوشه‌ای از آن خانه جا می‌گذاشت؛ اول خنده‌اش، بعد اعتمادش، و بعد حتی تصورش از اینکه «من هم حق دارم». سال‌ها مثل سایه از رویش گذشتند، اما نه، آن‌ها سایه نبودند؛ سنگ بودند. بدنش زیر بار بارداری‌های پیاپی خم شد، اما روحش زیر بار تحقیرهای مداوم ترک برداشت. او مادر شد، نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار؛ و مادری‌اش، به‌جای آن‌که پناهی باشد، باری شد که اجازه نمی‌داد فروبریزد، حتی وقتی تمام وجودش خواهان شکستن بود. شب‌ها، وقتی کودکانش خواب بودند، او بیدار می‌ماند؛ نه برای رویا دیدن، بلکه برای فکر کردن. فکر به اینکه آیا زندگی همیشه همین‌قدر تنگ است؟ آیا زن بودن یعنی همیشه مقصر بودن؟ آیا جایی در این دنیا هست که دختری خسته را فقط به‌عنوان انسان ببیند؟ نه وسیله، نه بار، نه سکوت؟ وقتی به کابل آمدند، شهر بزرگ‌تر شد، اما فضای نفس کشیدنش کوچک‌تر. در کابل، خشونت لباس متمدن‌تری به تن داشت؛ کمتر فریاد، بیشتر فشار. کمتر ضربه‌ی آشکار، بیشتر خردشدن آرام. او در میان ازدحام شهر گم شد؛ زنی بی‌نام در دریایی از بی‌تفاوتی. ساختمان‌ها بالا می‌رفتند، اما امید او پایین‌تر می‌آمد. در بیست‌وپنج‌سالگی، چهار فرزند داشت و صورتی که سال‌ها زودتر از زمانش پیر شده بود؛ نه از سن، بلکه از فکر، نه از کار، بلکه از دردهای ناگفته. بدنش هنوز حرکت می‌کرد، اما روحش سال‌ها بود که زخمی راه می‌رفت. بارها به مرزی رسید که ادامه‌دادن شبیه ناممکن بود؛ مرزی که آدم نمی‌خواهد ناپدید شود، فقط آرزو دارد درد متوقف شود. اما هر بار، چیزی او را نگه می‌داشت: صدای نفس‌های کودک، نگاه ترسیده‌ی فرزندی که جهان را فقط از پشت شانه‌های مادرش می‌دید. او قهرمان نبود چون پیروز شده بود؛ قهرمان بود، چون باختنِ کامل را نپذیرفت. هر صبح که از خواب برمی‌خاست، تصمیمی نانوشته می‌گرفت: «امروز هم باید بگذرد.» نه برای خودش، بلکه برای چهار زندگی کوچک که ایستادنشان به ایستادن او وابسته بود. او یاد گرفت با قلبی ترک‌خورده دوست بدارد، با بدنی خسته کار کند، و با روحی زخمی دوام بیاورد. گاهی کنار پنجره می‌ایستاد و به کابل نگاه می‌کرد؛ به شهری که می‌توانست هزاران فرصت داشته باشد، اما برای او فقط هزاران سؤال داشت: آیا روزی کسی صدایش را خواهد شنید؟ آیا عدالت فقط کلمه‌ای در کتاب‌هاست؟ آیا دختران پس از او نیز مجبور خواهند بود همان مسیر تکراری و پررنج را طی کنند؟ او هنوز می‌ترسد، هنوز محتاط است، هنوز شب‌ها با کوچک‌ترین صدا از جا می‌پرد؛ اما چیزی در او هست که نشکسته: توان زنده‌ماندن در بدترین شرایط، توان مادر ماندن در جهانی که مادرها را فراموش می‌کند. داستان او، فقط داستان یک زن نیست؛ داستان نسلی‌ است که در کودکی پیر شد، دخترانی که انتخاب نداشتند، و زنانی که با وجود همه‌چیز، هنوز نفس می‌کشند. او هنوز ایستاده است. و همین، در دنیایی که بارها خواست او را بشکند، بزرگ‌ترین مقاومت است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب