نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

7 ساعت قبل - 50 بازدید

فدراسیون بین‌المللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، از سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن، خواسته است که حق آموزش دختران افغانستان را در اولویت تعامل دیپلماتیک خود با حکومت سرپرست قرار دهند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵ افغانستان، از سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته است که برای پایان‌دادن به محرومیت ساختارمند دختران و زنان از آموزش در افغانستان، اقدام‌های هم‌آهنگ، مؤثر و نتیجه‌بخش را روی دست بگیرند. در اعلامیه آمده است که از برنامه‌های آموزشی جاگزین، بورسیه‌های تحصیلی و فرصت‌های آموزشی را از راه دور برای دختران افغانستان، باید حمایت شده و گسترش یابند. همچنین فدراسیون بین‌المللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، از سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته است که از مدافعان حقوق بشر، آموزگاران، استادان دانشگاه، خبرنگاران و فعالان حقوق زنان که به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز خود در معرض خطر قرار دارند، باید به شکل مؤثر حمایت کنند. این نهاد خواستار پی‌گیری دوام‌دار موضوع تبعیض جنسیتی و نقض گسترده‌ی حقوق آموزش دختران افغانستان در همه سازوکارهای بین‌المللی شده است. فدراسیون بین‌المللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، از حکومت فعلی نیز خواسته است که همه محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران و زنان را بدون قیدوشرط لغو کرده و زمینه‌ی دست‌رسی برابر همه شهروندان به آموزش در همه سطوح را فراهم سازند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 42 بازدید

زندگی همیشه مطابق برنامه‌ها و خواسته‌های ما پیش نمی‌رود. گاهی شرایطی به وجود می‌آید که احساس می‌کنیم کنترل امور از دستمان خارج شده است. بحران‌های اجتماعی، تنش‌های سیاسی، مشکلات اقتصادی، اخبار نگران‌کننده و آینده‌ای نامعلوم می‌توانند آرامش روانی انسان را تحت تأثیر قرار دهند. در چنین روزهایی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کند، هنر دوام آوردن است؛ هنری که به ما می‌آموزد چگونه در میان طوفان‌های زندگی تعادل خود را حفظ کنیم و با وجود دشواری‌ها مسیر خود را ادامه دهیم. دوام آوردن به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا تظاهر به خوب بودن نیست. بسیاری تصور می‌کنند افراد مقاوم کسانی هستند که هرگز نمی‌ترسند، غمگین نمی‌شوند یا دچار نگرانی نمی‌گردند، در حالی که واقعیت چنین نیست. انسان‌های تاب‌آور نیز ترس، اضطراب و ناامیدی را تجربه می‌کنند، اما اجازه نمی‌دهند این احساسات تمام زندگی آن‌ها را در اختیار بگیرد. آن‌ها دشواری‌ها را می‌پذیرند و در کنار پذیرش واقعیت، تلاش می‌کنند بهترین واکنش ممکن را انتخاب کنند. یکی از مهم‌ترین مهارت‌های دوام آوردن، مدیریت ذهن در برابر حجم زیاد اخبار و اطلاعات است. در روزهای پرتنش، خبرها با سرعت فراوان منتشر می‌شوند و بسیاری از آن‌ها می‌توانند نگرانی و اضطراب را افزایش دهند. پیگیری مداوم اخبار ممکن است ذهن را در حالت آماده‌باش دائمی قرار دهد. انسان برای حفظ آرامش روانی خود نیاز دارد زمان مشخصی را به دریافت اطلاعات اختصاص دهد و از منابع معتبر استفاده کند. گاهی فاصله گرفتن کوتاه از فضای پرتنش خبری، فرصتی برای بازسازی آرامش ذهن فراهم می‌کند. عامل دیگری که توان تحمل انسان را افزایش می‌دهد، حفظ نظم در زندگی روزمره است. زمانی که شرایط بیرونی بی‌ثبات می‌شود، داشتن برنامه‌ای ساده و منظم می‌تواند احساس امنیت و ثبات ایجاد کند. خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، مطالعه، انجام کارهای روزانه و رسیدگی به مسئولیت‌های شخصی به فرد کمک می‌کند احساس کند هنوز بخش‌هایی از زندگی در اختیار اوست. همین احساس کنترل، نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. ارتباط با دیگران نیز در روزهای دشوار اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. انسان در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری به حمایت عاطفی نیاز دارد. گفت‌وگو با خانواده، دوستان یا افرادی که به آن‌ها اعتماد داریم، می‌تواند بخشی از فشارهای روانی را کاهش دهد. گاهی تنها شنیده شدن و احساس درک شدن، می‌تواند بار سنگینی از نگرانی را از دوش انسان بردارد. در مقابل، انزوا و دوری از دیگران ممکن است احساس درماندگی و اضطراب را افزایش دهد. هنر دوام آوردن همچنین به معنای تمرکز بر چیزهایی است که در اختیار ما قرار دارند. بسیاری از اتفاقات بزرگ اجتماعی و جهانی خارج از کنترل فرد هستند، اما شیوه برخورد ما با آن‌ها همچنان انتخاب خود ماست. ما می‌توانیم تصمیم بگیریم چگونه از سلامت جسم و روان خود مراقبت کنیم، چگونه با دیگران رفتار کنیم و چگونه زمان و انرژی خود را مدیریت کنیم. هر اندازه تمرکز ما بر اقدامات قابل انجام بیشتر باشد، احساس توانمندی و آرامش بیشتری خواهیم داشت. در روزهای سخت، امید یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ تعادل روانی است. امید به معنای انکار مشکلات یا خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه نیست؛ بلکه یعنی باور داشته باشیم شرایط دشوار همیشگی نیست و امکان تغییر و بهبود وجود دارد. تاریخ زندگی انسان‌ها نشان داده است که جوامع و افراد بارها از بحران‌های بزرگ عبور کرده‌اند و توانسته‌اند دوباره زندگی خود را بسازند. مراقبت از سلامت جسم نیز بخش مهمی از توانایی دوام آوردن است. فشار روانی طولانی‌مدت می‌تواند بدن را خسته و فرسوده کند. خواب کافی، نوشیدن آب، تغذیه سالم و توجه به نیازهای جسمی، به ذهن نیز توان بیشتری برای مقابله با مشکلات می‌بخشد. زمانی که بدن سالم‌تر باشد، انسان قدرت بیشتری برای مدیریت فشارهای روحی خواهد داشت. یکی دیگر از نشانه‌های تاب‌آوری، توانایی یافتن معنا در میان دشواری‌هاست. بسیاری از افراد در سخت‌ترین دوره‌های زندگی خود، ارزش محبت، همدلی، روابط انسانی و حمایت متقابل را عمیق‌تر درک می‌کنند. بحران‌ها اگرچه دردناک هستند، اما گاهی فرصتی برای شناخت بهتر خود، رشد شخصی و تقویت پیوندهای انسانی فراهم می‌کنند. دوام آوردن مهارتی نیست که یک‌باره به دست آید؛ بلکه فرایندی است که در طول زندگی ساخته می‌شود. ممکن است روزهایی احساس قدرت و امید داشته باشیم و روزهایی دیگر خسته و ناامید شویم. این تغییرات بخشی طبیعی از تجربه انسانی است. مهم این است که در میان سختی‌ها متوقف نشویم و حتی با قدم‌های کوچک به حرکت ادامه دهیم. در نهایت، هنر دوام آوردن در روزهای پرتنش به ما یادآوری می‌کند که انسان توانایی سازگاری با دشوارترین شرایط را دارد. شاید نتوانیم همه مشکلات جهان را تغییر دهیم، اما می‌توانیم شیوه مواجهه خود با آن‌ها را انتخاب کنیم. حفظ آرامش نسبی، مراقبت از خود، تکیه بر روابط انسانی، مدیریت آگاهانه اطلاعات و زنده نگه داشتن امید، راه‌هایی هستند که به ما کمک می‌کنند از روزهای سخت عبور کنیم. همین انتخاب‌های کوچک، سرچشمه قدرت، رشد و تاب‌آوری انسان در برابر زندگی هستند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 41 بازدید

شبکه خبری بی‌بی‌سی گزارش داده است که شورای جهانی کریکت در آستانه تمدید بودجه تیم کریکت زنان افغانستان است. بی‌بی‌سی به نقل از منابع خود گزارش داده است که کارگروه ویژه مسوول رسیدگی به این پروژه در نشست سالانه خود در شهر ادینبورگ اسکاتلند تشکیل جلسه داده و ادامه حمایت مالی از این تیم را توصیه کرده است. طبق این گزارش قرار است عمران خواجه، معاون رییس شورای جهانی کریکت، در روزهای آینده این پیشنهاد را به‌طور رسمی در نشست هیئت مدیره این نهاد مطرح کند. براساس گزارش، این پیشنهاد از حمایت هیئت‌های کریکت انگلستان، استرالیا و هند برخوردار است و به همین دلیل انتظار می‌رود با مخالفت جدی اعضای هیئت مدیره روبرو نشود. همچنین این سه نهاد خواهان آن هستند که شورای جهانی کریکت سهم بیشتری در تأمین بودجه و منابع این برنامه بر عهده بگیرد و نقش فعال‌تری در پیشبرد آن ایفا کند. منابع به بی‌بی‌سی گفته‌اند که یکی از موضوعات مورد بحث، مدت زمان ادامه این حمایت مالی است. اگرچه هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده، اما احتمال دارد بودجه این تیم تا سال ۲۰۳۲ تمدید شود و بازیکنان از حمایت بلندمدت برخوردار شوند. با این حال، آینده ورزشی این تیم همچنان نامشخص است. به گزارش بی‌بی‌سی، هیئت مدیره شورای جهانی کریکت قرار است سندی را که از سوی کلر کانر، رییس کمیته کریکت زنان این نهاد تهیه شده، نیز بررسی کند. در این سند پیشنهاد شده است که تیم زنان افغانستان اجازه حضور در مسابقات رسمی بین‌المللی را به دست آورد. به گفته‌ی بی‌بی‌سی، این موضوع از حساس‌ترین پرونده‌های شورای جهانی کریکت به شمار می‌رود زیرا این نهاد از یک‌سو با مسوولان هیئت کریکت افغانستان که زیر اداره حکومت سرپرست فعالیت می‌کنند، در ارتباط است و از سوی دیگر، درباره پیامدهای احتمالی چنین تصمیمی بر آینده کریکت مردان افغانستان نیز نگرانی‌هایی وجود دارد. با وجود این، مطرح شدن موضوع حضور رسمی تیم زنان افغانستان در سطح هیئت مدیره، گامی مهم در جهت آغاز گفتگوهای بیشتر درباره آینده این تیم ارزیابی می‌شود. بازیکنان تیم پناهنده زنان افغانستان که اکنون در استرالیا مستقر هستند، در سال‌های اخیر بارها از شورای جهانی کریکت خواسته‌اند آنان را به‌عنوان یک تیم بین‌المللی به رسمیت بشناسد و حمایت مالی پایدار از آنان را تضمین کند. آنان ماه گذشته نیز خواستار دریافت «پاسخ روشن» درباره آینده خود از این نهاد شدند. این تیم پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در سال ۲۰۲۱، کشور را ترک کرد و اکنون اعضای آن در استرالیا زندگی و تمرین می‌کنند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 71 بازدید

نهمین نشست وزیران سازمان همکاری اسلامی در امور زنان، فردا (یک‌شنبه، ۲۱ سرطان) در پاکستان برگزار می‌شود. وزارت خارجه‌ی پاکستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این نشست برای دو روز در اسلام‌آباد ادامه خواهد داشت. وزارت حقوق بشر پاکستان نیز گفته است که ۱۹۰ نماینده از ۵۷ کشور عضو سازمان همکاری اسلامی در این نشست حضور خواهند داشت. در اعلامیه آمده است که هدف از برگزاری این نشست، «دفاع از حقوق، تقویت مشارکت سیاسی و اقتصادی و حمایت از توانمندسازی و حضور زنان در دنیای دیجیتال» گفته شده است. وزارت حقوق بشر پاکستان تاکید کرد که قرار است نمایندگان کشورهای اسلامی درباره‌ی «راهکارهای افزایش مشارکت سیاسی و حرفه‌ای زنان، گسترش دسترسی آنان به منابع اقتصادی و خدمات مالی، و کاهش شکاف جنسیتی در حوزه‌ فناوری» گفتگو کنند. در پیامی که وزارت حقوق بشر پاکستان در فیس‌بوک منتشر کرده، پرچم سه‌رنگ افغانستان نیز در میان کشورهای شرکت‌کننده دیده می‌شود. حکومت سرپرست تا هنوز در مورد اشتراک یا عدم اشتراک‌شان در این نشست ابراز نظر نکرده‌اند. سال گذشته نیز پاکستان میزبان یک نشست مشابه بود، اما سران حکومت در آن حضور نداشتند. نشست سال گذشته با عنوان «کنفرانس بین‌المللی آموزش دختران در جوامع مسلمان» برگزار شد و سازمان‌های یونیسف و یونسکو نیز در آن حضور داشتند. در این نشست بر ضرورت دسترسی زنان و دختران به حق آموزش تأکید شد.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 75 بازدید

مقام‌های محلی در ولایت پنجشیر می‌گویند که یک مرد، چهار کودک را با موتر زیر گرفته و هر چهار کودک جان باخته‌اند. سیف‌الدین لتون، سخنگوی والی پنجشیر می‌گوید که این رویداد دیروز (جمعه، ۱۹ سرطان) در ساحه‌ی ولسوالی حصه‌اول پنجشیر رخ داده است. وی تاکید کرد که یک موتر نوع کرولا به‌دلیل سرعت زیاد و بی‌احتیاطی چهار کودک را زیر گرفته و هر چهار کودک جان باخته‌اند. آقای لتون درباره‌ی سن کودکان جزییات نداده است، اما این کودکان خردسال بودند. سخنگوی والی پنجشیر افزوده است که راننده‌ی موتر بازداشت شده است. منابع محلی در پنجشیر نیز می‌گویند که این رویداد در منطقه‌ی عمرض ولسوالی حصه‌اول رخ داده و راننده‌ی موتر یک گردشگر است که برای تفریح به پنجشیر آمده بود. قابل ذکر است که حوادث ترافیکی سالانه در افغانستان جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی ‏برجای می‌گذارد‎. علت وقوع اکثر این حوادث، بی‌احتیاطی رانندگان و خرابی جاده عنوان می‌شود.‏

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 80 بازدید

بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان با حضور در محل برگزاری مسابقات تنیس ویمبلدون در بریتانیا، از نزدیک شاهد بازی‌های این تورنمنت بودند. مسوولان رقابت‌های ویمبلدون با استقبال از حضور ورزشکاران، حضور آنان را نشانه‌ای از استقامت، امید و ادامه مسیر ورزش زنان افغانستان توصیف کردند. بازیکنان تیم کریکت زنان افغانستان که برای انجام چند دیدار دوستانه به بریتانیا سفر کرده‌اند، در حاشیه این رقابت‌ها با شماری از مسوولان ورزشی و چهره‌های مرتبط با ورزش دیدار و گفتگو کردند. ویمبلدون یکی از چهار رقابت بزرگ گرنداسلم تنیس جهان به شمار می‌رود و از معتبرترین و قدیمی‌ترین تورنمنت‌های تاریخ این رشته است که هر سال در لندن برگزار می‌شود. حضور بازیکنان کریکت زنان افغانستان در چنین رویداد جهانی، فرصتی برای معرفی ورزشکاران این کشور و برجسته ساختن نقش ورزش در ایجاد انگیزه، ارتباطات بین‌المللی و حمایت از حضور زنان در عرصه‌های ورزشی به شمار می‌رود. قابل ذکر است که  در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 67 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد، رباب فاطمه، دیپلمات بنگله‌دیشی را به‌عنوان رییس جدید یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان و نماینده ویژه خود برای افغانستان تعیین کرد. سازمان ملل متحد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که رباب فاطمه جانشین رزا اوتونبایوا در این سمت خواهد شد. رباب فاطمه بیش از سه دهه تجربه در عرصه‌های دیپلماسی، حقوق بشر، توسعه و صلح‌سازی دارد و پیش از این به‌عنوان معاون دبیر کل سازمان ملل و نماینده عالی این سازمان برای کشورهای کمتر توسعه‌یافته فعالیت می‌کرد. همچنین وی در سال ۲۰۲۰ میلادی، ریاست هیات اجرایی یونیسف را بر عهده داشت و در سال ۲۰۲۲ میلادی به نخستین زنی تبدیل شد که ریاست کمیسیون صلح‌سازی سازمان ملل را بر عهده گرفت. رباب فاطمه از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ میلادی نماینده دایمی بنگله‌دیش در سازمان ملل متحد بود و پیش از آن نیز به‌عنوان سفیر کشورش در جاپان فعالیت کرده است. او در حالی رهبری یوناما را بر عهده می‌گیرد که افغانستان با بحران بشری، مشکلات اقتصادی، بازگشت مهاجران و چالش‌های مرتبط با تعامل با جامعه جهانی روبرو است. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


18 ساعت قبل - 70 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آغاز ۲۰۲۵ میلادی به این سو، دست‌کم یک میلیون زن و دختر در سراسر جهان در اثر درگیری‌ها و بحران‌ها، دسترسی خود به خدمات و پشتیبانی‌های حیاتی را از دست داده‌اند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که از هر ۱۰ سازمان زنان که در بحران‌های انسان‌دوستانه فعالیت می‌کنند، چهار سازمان پیش‌بینی می‌کنند که ۱۲ ماه آینده ناچار به تعطیلی شوند. در اعلامیه آمده است که اکنون نزدیک به ۱۲۰ میلیون زن و دختر در سراسر جهان به کمک‌های انسان‌دوستانه و حمایت نیاز دارند. سازمان ملل تاکید کرد که سازمان‌های محلی زنان که بهترین موقعیت را برای دسترسی و حمایت از زنان و دختران دارند، با کم‌بود شدید منابع مالی روبرو هستد؛ در حالی که بسیاری از این سازمان‌ها در مناطقی فعالیت می‌کنند که نهادهای بین‌المللی امکان حضور یا فعالیت در آن جا را ندارند. درگیری و بحران‌های انسان‌دوستانه در بخش‌های مختلف جهان از آسیا تا افریقا و اروپا هنوز هم ادامه دارد. در افغانستان نیز، در اثر درگیری‌های مرزی میان نیروهای دولتی با پاکستان و بحران‌های انسان‌دوستانه‌ی ناشی از زمین‌لرزه، ده‌ها هزار زن و دختر متأثر شده‌اند. بر اساس نگرانی قبلی سازمان‌های بین‌المللی به ویژه سازمان ملل متحد، درگیری و زمین‌لرزه‌ها سبب شده که دسترسی زنان به خدمات بهداشتی و کمک‌های انسان‌دوستانه محدود شود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 117 بازدید

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر آن روز آخر، وقتی از دروازه مکتب بیرون می‌آمدم، کسی به من می‌گفت که دیگر هیچ‌گاه به صنف درس بازنخواهم گشت، شاید چند دقیقه بیشتر در حیاط مکتب می‌ایستادم. شاید دیوارهای رنگ‌ورورفته، صدای خنده هم‌صنفی‌هایم و تخته سیاهی را که هر روز روبه‌رویش می‌نشستم، با دقت بیشتری نگاه می‌کردم. شاید کتاب‌هایم را محکم‌تر در آغوش می‌گرفتم و نمی‌گذاشتم آن روز به این زودی تمام شود. اما آن روز، مانند همه روزهای دیگر، با خیال این‌که فردا دوباره به مکتب برمی‌گردم، به خانه رفتم. هیچ‌کس به من نگفته بود که کودکی‌ام همان عصر، بی‌سروصدا از زندگی‌ام خداحافظی خواهد کرد. پدرم سال‌ها بود که زیر بار قرض زندگی می‌کرد. درآمد اندک او حتی برای تأمین نیازهای ابتدایی خانواده کافی نبود. چند سال خشکسالی، بیکاری و بیماری، زندگی ما را روزبه‌روز دشوارتر کرده بود. هر بار که طلبکار به خانه می‌آمد، سکوت سنگینی فضای خانه را فرا می‌گرفت. مادرم سرش را پایین می‌انداخت، خواهرهایم به اتاق دیگری می‌رفتند و من از پشت پرده به چهره مردی نگاه می‌کردم که با صدای بلند پولش را می‌خواست. آن روزها نمی‌دانستم که روزی خودم بخشی از همان بدهی خواهم شد. چند هفته بعد، پدرم مرا کنار خود نشاند. دست‌هایش می‌لرزید و نگاهش را از چشمانم می‌دزدید. گفت دیگر راهی برای پرداخت قرض باقی نمانده و خانواده در شرایط سختی قرار گرفته است. چند لحظه سکوت کرد، سپس آهسته گفت که باید با همان مرد ازدواج کنم؛ مردی که حدود سی سال داشت و دو برابر سن من بود. در آن لحظه احساس کردم همه صداهای اطرافم خاموش شده‌اند. فقط حرکت لب‌های پدرم را می‌دیدم، اما دیگر چیزی نمی‌شنیدم. پانزده سال بیشتر نداشتم. هنوز رؤیای معلم شدن را در سر داشتم و دفترچه‌ای داشتم که روی جلدش نوشته بودم: «آینده من». اما آینده‌ای که دیگران برایم تصمیم گرفته بودند، هیچ شباهتی به رؤیاهایم نداشت. هیچ‌کس از من نپرسید که آیا این ازدواج را می‌خواهم یا نه. فقط گفتند دختر باید به تصمیم خانواده احترام بگذارد. مادرم تمام شب گریه کرد، اما او هم توان ایستادگی در برابر این تصمیم را نداشت. صبح روز عروسی، وقتی لباس سفید را بر تنم کردند، احساس نمی‌کردم عروس هستم. احساس می‌کردم کودکی را با لباسی بزرگ‌تر از اندازه‌اش به جایی می‌برند که هیچ شناختی از آن ندارد. از همان روزهای نخست فهمیدم که خانه شوهرم برای من خانه نخواهد بود. او همیشه می‌گفت مرا در برابر بدهی پدرم گرفته است و باید بدون اعتراض هرچه می‌گوید انجام دهم. اگر غذا دیر آماده می‌شد، اگر چای مطابق میلش نبود یا اگر از خستگی چند دقیقه می‌نشستم، با فریاد و تحقیر روبه‌رو می‌شدم. مادرشوهرم نیز تقریباً هر روز مرا سرزنش می‌کرد و می‌گفت دختری که با قرض به این خانه آمده، نباید انتظار احترام داشته باشد. روزهایم شبیه هم شده بود. پیش از طلوع آفتاب بیدار می‌شدم، آب می‌آوردم، خانه را جارو می‌کردم، لباس می‌شستم، غذا می‌پختم و تا نیمه‌های شب کار می‌کردم. فرصتی برای استراحت یا حتی فکر کردن به خودم نداشتم. گاهی از شدت خستگی روی فرش می‌نشستم، اما هنوز چند دقیقه نمی‌گذشت که صدای تند مادرشوهرم بلند می‌شد و دوباره باید سرپا می‌ایستادم. بیشتر از همه، دلم برای مکتب تنگ می‌شد. هر وقت صدای زنگ مکتب محله را می‌شنیدم، ناخودآگاه به سوی پنجره می‌رفتم و دخترانی را نگاه می‌کردم که با لباس‌های مکتب از کنار خانه عبور می‌کردند. بعضی از آن‌ها هم‌سن من بودند. با خودم فکر می‌کردم اگر زندگی طور دیگری پیش می‌رفت، شاید حالا من هم در میان آن‌ها بودم؛ شاید برای امتحان آماده می‌شدم، شاید با دوستانم درباره آینده حرف می‌زدم یا شاید رؤیای دانشگاه را دنبال می‌کردم. اما اکنون تنها چیزی که از آن روزها برایم باقی مانده بود، چند کتاب قدیمی بود که در خانه پدرم جا مانده بودند. در این سه سال، رفت‌وآمدم تقریباً از بین رفت. اجازه نداشتم به خانه پدرم بروم. اگر مادرم می‌خواست مرا ببیند، باید اجازه می‌گرفت؛ اجازه‌ای که بیشتر وقت‌ها داده نمی‌شد. دوستانم نیز کم‌کم از من دور شدند، چون می‌دانستند حتی اگر بیایند، اجازه دیدنم را نخواهند داشت. احساس می‌کردم آرام‌آرام از دنیا حذف شده‌ام؛ انگار دیگر کسی مرا نمی‌بیند. هر بار که به پدرم فکر می‌کنم، احساسات متناقضی در وجودم شکل می‌گیرد. می‌دانم او هم قربانی فقر و درماندگی بود، اما نمی‌توانم فراموش کنم که زندگی من بدون رضایت خودم تغییر کرد. بارها از خودم پرسیده‌ام: آیا واقعاً هیچ راه دیگری وجود نداشت؟ آیا ارزش یک دختر می‌تواند به اندازه بدهی یک مرد تعیین شود؟ سه ماه پیش، پس از یکی از روزهای بسیار سخت که ساعت‌ها با خشونت، توهین و تحقیر روبه‌رو شده بودم، به جایی رسیدم که احساس کردم دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است. تصور می‌کردم تمام راه‌ها به رویم بسته شده و هیچ‌کس صدایم را نمی‌شنود. اما زنده ماندم. وقتی دوباره به هوش آمدم، انتظار داشتم کسی از رنجی که کشیده بودم بپرسد، اما بیشتر از آن‌که همدلی ببینم، سرزنش شنیدم. چند روز بعد، دوباره به همان خانه‌ای بازگردانده شدم که سرچشمه بسیاری از دردهایم بود. از آن زمان، زندگی‌ام محدودتر از گذشته شده است. تقریباً همیشه زیر نظر هستم. اجازه ندارم به خانه پدرم بروم، دوستانم را ببینم یا حتی برای چند دقیقه بدون همراه از خانه بیرون شوم. بیشتر روزها از پشت پنجره به کوچه نگاه می‌کنم؛ همان کوچه‌ای که برای دیگران فقط راه عبور است، اما برای من مرزی میان زندانی که در آن زندگی می‌کنم و دنیایی است که سال‌هاست از آن دور مانده‌ام. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب هستند، در سکوت با خودم حرف می‌زنم. از خودم می‌پرسم اگر هنوز مکتب می‌رفتم، امروز در کدام صنف بودم؟ شاید برای امتحان کانکور آماده می‌شدم، شاید رؤیای دانشگاه داشتم یا شاید روزی شغلی پیدا می‌کردم و به خانواده‌ام کمک می‌کردم. این فکرها هم مرا غمگین می‌کنند و هم یادم می‌آورند که هنوز بخشی از وجودم زنده است؛ بخشی که نمی‌خواهد امید را کاملاً از دست بدهد. امروز سه سال از آن ازدواج اجباری می‌گذرد. دیگر آن دختر پانزده‌ساله‌ای نیستم که با کیف مکتب در کوچه می‌دوید، اما هنوز در دل آرزو دارم روزی دوباره آزادانه نفس بکشم، خانواده‌ام را ببینم، کتابی را ورق بزنم و احساس کنم که زندگی فقط تحمل درد نیست. شاید آن روز دیر برسد، اما همین امید کوچک است که هر صبح مرا از خواب بیدار می‌کند. هنوز باور دارم هیچ دختری نباید به خاطر فقر، قرض یا تصمیم دیگران، از حق آموزش، امنیت و انتخاب آینده‌اش محروم شود. آرزو دارم روزی برسد که دختران افغانستان بتوانند بدون ترس درس بخوانند، آزادانه رفت‌وآمد کنند و زندگی‌شان را خودشان انتخاب کنند؛ روزی که هیچ پدری مجبور نشود دخترش را بهای پرداخت بدهی بداند و هیچ دختری احساس نکند ارزشش کمتر از آرزوهایی است که در دل دارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 88 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مادران و کودکان در منطقه «پنگانی» بدخشان به خدمات اساسی صحی در نزدیک محل زند‌گی‌شان دسترسی پیدا کرده‌اند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در بدخشان، دسترسی به خدمات صحی می‌تواند تفاوت میان مرگ و زند‌گی را رقم بزند. دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که حمایت‌های بشردوستانه این سازمان زمینه ارائه خدمات صحی ضروری برای مادران و کودکان در «پنگانی» را فراهم کرده است. این سازمان در ادامه افزوده است که خدمات صحی ارائه شده شامل زایمان مصون و درمان سوءتغذیه برای کودکان و مادران می‌باشد. اوچا تصریح کرد که نزدیک‌تر شدن خدمات صحی به مناطق دورافتاده، نقش مهمی در بهبود دسترسی مردم به مراقبت‌های درمانی دارد. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب