نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

43 دقیقه قبل - 35 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که این سازمان و شرکایش به چهار میلیون کودک در افغانستان مواد آموزشی توزیع نموده است. تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان امروز (چهارشنبه، ۱۶ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس از ارائه‌ی این کمک‌ها خبر داد و گفته است که به بازسازی ۲۳۲ مکتب نیز کمک کرده است. او در ادامه تاکید کرده است که این اقدامات فضاهای بهتری برای آموزش و رشد کودکان در سراسر افغانستان ایجاد کرده است. آقای اویواله افزوده است: «هر کودک شایسته‌ی مکان امن برای یادگیری و ابزارهایی برای ساختن آینده‌ی خود است». یونیسف در حالی از ارائه‌ی این کمک‌های آموزشی خبر می‌دهد که حدود دو میلیون کودک دختر به‌دلیل محدودیت‌های حکومت سرپرست، از رفتن به مکتب بازمانده‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 47 بازدید

مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولایت ننگرهار می‌‌گویند که براثر فروریختن یک دیوار در ولسوالی «چپرهار» این ولایت، یک کودک جان باخته است و دو کودک دیگر زخمی شدند. قریشی بدلون، آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ ننگرهار گفته است که این رویداد روز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) در منطقه‌ی «گلدره» از مربوطات ولسوالی چپرهار رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که این کودکان در حالی بازی بودند که دیوار بر روی آنان فروریخت. آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ ننگرهار در مورد علت فروریختن این دیوار توضیح نداده است. در سال جاری خورشیدی و در پی بارندگی‌های شدید در کشور، موارد متعددی از جان باختن افراد براثر فروریختن سقف خانه‌ها در ولایت‌های مختلف گزارش شده است. بر اساس آمار اداره مبارزه با حوادث، ماه پیش دست‌کم ۱۷۹ نفر در کشور براثر حوادث طبیعی، از جمله فروریختن سقف خانه‌ها جان باختند. همچنان صدها خانه تخریب و هزاران جریب زمین زراعتی از بین رفته‌اند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 61 بازدید

سازمان جهانی صحت (WHO) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر ساعت یک مادر در افغانستان به‌دلیل عوارض قابل پیشگیری در زمان بارداری و زایمان جان خود را از دست می‌دهد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، نوشته است که با حمایت بانک توسعه اسلامی (IsDB) برنامه‌ای برای گسترش خدمات صحی زنان و کودکان در سراسر افغانستان آغاز کرده است. در ادامه آمده است که این خدمات شامل آموزش صدها کارمند صحی، بهبود دسترسی زنان به مراقبت‌های باکیفیت صحی و ایجاد خدمات تخصصی برای درمان عوارض زایمان است. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که فشار خون بالا، عفونت‌های شدید و مشکلات هنگام زایمان از مهم‌ترین دلایل مرگ مادران در افغانستان است. این سازمان افزوده است که بیشتر این موارد با مراقبت‌های صحی مناسب و به‌موقع قابل پیشگیری هستند. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 70 بازدید

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد می‌گوید که کودکان پناه‌جوی اهل افغانستان در پاکستان به دلیل نداشتن مدرک هویت و ترس از اخراج، در محرومیت زندگی می‌کنند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که ۷۷ درصد از کودکان شامل نظرسنجی از دسترسی به آموزش محروم مانده‌اند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و مرکز مهاجرت مختلط در گزارش جدید خود تحت عنوان «زندگی در سایه‌ها» منتشر شد نیازهای حمایتی کودکان و نوجوانان افغان در پاکستان را بررسی کردند. در این گزارش آمده است که پناه‌جویان افغانستان به‌ویژه کودکان و جوانان در پاکستان، با بحران‌های جدی حفاظتی و محرومیت از خدمات اولیه روبرو هستند. این گزارش نشان می‌دهد که فقدان مدارک قانونی و ترس مداوم از بازداشت و اخراج، این قشر آسیب‌پذیر را مجبور به زندگی مخفیانه در سایه‌ها کرده است. بر اساس داده‌های این گزارش، محرومیت از آموزش یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کودکان افغانستانی در پاکستان است که حدود ۷۷ درصد از کودکان شامل نظرسنجی‌ هیچ‌گونه دسترسی به آموزش یا آموزش‌های حرفه‌ای ندارند. در گزارش مهم‌ترین دلایل این محرومیت، مشکلات مالی، نداشتن مدارک هویت و نیاز به کار، عنوان شده است. نزدیک به نیمی از این کودکان از دسترسی به خدمات درمانی و بهداشتی نیز محروم مانده‌اند که این موضوع آسیب‌پذیری آن‌ها را تشدید می‌کند. همچنین وضعیت برای کودکان بدون همراه بسیار وخیم‌تر گزارش شده است. آمارها نشان می‌دهد که ۷۳ درصد از کودکان بدون همراه برای تامین هزینه‌های زندگی مجبور به کار هستند، در حالی که این رقم برای کودکان دارای سرپرست ۳۳ درصد است. دختران بدون همراه نیز به شدت تحت تاثیر قرار دارند و ۸۲ درصد از آن‌ها به کار روی آورده‌اند. علاوه بر این، بخش قابل‌توجهی از این کودکان در شرایط اسکان نامناسب زندگی می‌کنند. سازمان ملل متحد تاکید کرده است که فشارهای ناشی از مهاجرت، فقر و ترس از اخراج تاثیرات مخربی بر سلامت روان کودکان افغانستان گذاشته است. طبق این نظرسنجی، ۷۰ درصد از کودکان اعلام کرده‌اند که احساس افسردگی می‌کنند و ۴۴ درصد از آن‌ها دچار اضطراب هستند.

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 99 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که جسد سر‌بُریده‌ی یک زن در مسیر جاده‌ی ابریشم، از مربوطات مرکز این شهر پیدا شده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این جسد صبح امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) در جاده‌ی ابریشم پیدا شده و باعث نگرانی گسترده در میان باشندگان منطقه شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که جسد توسط شماری از باشندگان این ساحه در کنار جاده مشاهده و آنان موضوع را به نیروهای امنیتی مربوطه اطلاع داده‌اند. منبع در مورد هویت و انیگزه‌ی قتل این زن جزییات ارائه نکرده است. مسوولان محلی در ولایت هرات تا اکنون در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته‌اند. پیشتر نیز یک زن جوان به شکل فجیع در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت زنان افزایش داده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 76 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به یک مکتب دخترانه در کنر انرژی خورشیدی فراهم کرده است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که نصب سیستم انرژی خورشیدی در این مکتب به ۵۰۰ دانش‌آموز دختر کمک کرده صنف‌های روشن‌تری داشته باشند. برنامه‌ی توسعه‌ ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که دانش‌آموزان این مکتب اکنون به پنکه، آب و یک لابراتوار علوم دسترسی دارند. محدودیت دسترسی به سهولت‌های آموزشی و نبود مکان‌های معیاری، یکی از چالش‌های جدی سر راه آموزش در افغانستان به ویژه برای دختران است. بیشتر مکتب‌ها در افغانستان، فاقد سیستم گرمایشی و سرمایشی است و در ماه‌های گرم و سرد سال دانش‌آموزان با مشکلات زیادی روبرو می‌شوند. در حالی انرژی خورشیدی برای یک مکتب دخترانه فراهم می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 95 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد اعلام کرده است که حمایت از قابله‌ها موثرترین راه برای نجات جان مادران و نوزادان‌شان در افغانستان است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) به مناسبت روز جهانی قابله گفته است که این حمایت می‌تواند دسترسی به مراقبت‌های پزشکی پیش از زایمان، زایمان ایمن و پس از زایمان را گسترش دهد. این نهاد در گزارش ماه جوزا سال گذشته خورشیدی خود هشدار داده بود که به دنبال کاهش شدید بودجه‌های بین‌المللی، سلامت مادران و دسترسی میلیون‌ها شهروند افغانستان به خدمات حیاتی بهداشتی در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این نهاد گفت که حدود ۶.۳ میلیون تن در افغانستان که اکثریت آنان زنان و دختران هستند دیگر به مراقبت‌های صحی ضروری دسترسی نخواهند داشت. صندوق جمعیت ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که صدها مرکز صحی در مناطق دورافتاده و کلینیک‌های سیار در سراسر افغانستان به دلیل کمبود بودجه، ناچار به تعطیلی شده‌اند. روز جهانی قابله‌ها توسط سازمان بهداشت جهانی و کنفدراسیون بین‌المللی قابله‌ها برای تجلیل از نقش حیاتی این کارمندان پزشکی در سلامت مادران و نوزادان، کاهش مرگ‌ومیر و آموزش‌های بهداشتی گرامی داشته می‌شود. هدف از این روز افزایش آگاهی درباره نقش حیاتی قابله‌ها در سلامت جامعه، کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان، و تجلیل از زحمات آنان، عنوان شده است. بر اساس گزارش‌ها، محدودیت دسترسی به مراقبت‌های اولیه‌ی صحی به دلیل کم‌بود قابله‌های ماهر در بخش‌های دوردست افغانستان، هنوز تهدیدی برای سلامت مادران و نوزادان است. همچنین از ۲۰۲۴ میلادی به این سو، تحصیل دختران و زنان در رشته‌ی قابلگی را نیز ممنوع شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 57 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد می‌گوید که در حال حاضر ۸۵ درصد از جرایم علیه خبرنگاران بدون بررسی و مجازات باقی می‌مانند. آقای گوترش با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود هشدار داده است که در سال‌های اخیر کشتن هدفمند و عامدانه خبرنگاران در سراسر جهان افزایش یافته است. وی در ادامه تاکید کرده است که تمام آزادی‌ها وابسته به آزادی رسانه‌هاست و بدون آزادی رسانه‌ها، صلح، توسعه پایدار و حقوق بشر در جوامع نهادینه نمی‌شود. دبیرکل سازمان ملل متحد بدون پیگرد باقی ماندن جرایم علیه خبرنگاران را سطح «غیرقابل قبول» مصئونیت توصیف کرد و افزوده است که فشارهای اقتصادی، فناوری‌های جدید و سانسور آزادی رسانه‌ها را تحت «فشار بی‌سابقه‌» قرار داده‌ است. آنتونیو گوترش تصریح کرد که تصور بسیاری بر این است که نخستین قربانی جنگ حقیقت است، اما، نخستین قربانیان جنگ خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای هستند که زندگی خود را به خطر می‌اندازند تا حقیقت را گزارش کنند. همچنین آقای گوترش علاوه کرد: «نه‌تنها در جنگ، بلکه در هر جای جهان که قدرتمندان از بررسی و نظارت بیم دارند، خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای با خطر سانسور، تهدید، آزار و اذیت و حتا مرگ روبرو هستند.» او افزود زمانی که مسائل عمومی تحریف شود، انسجام اجتماعی تضعیف می‌شود. اما زمانی که روزنامه‌نگاری تضعیف شود، بحران‌ها بسیار عمیق‌تر می‌شوند. او تاکید و تکرار کرد که تمام آزادی‌ها وابسته به آزادی مطبوعات است. این مقام ملل متحد از کشورها خواست از حقوق خبرنگاران حفاظت کنند و جهانی بسازند که در آن حقیقت و حقیقت‌گویان در امنیت باشند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 75 بازدید

شماری از شهروندان افغانستان مقیم تاجیکستان می‌گویند پس از بازداشت یک شهروند افغانستانی به اتهام قتل یک زن در شهر خجند، حدود ۲۵۰ خانواده افغانستانی به کمپی در دوشنبه منتقل شده‌اند و با خطر اخراج روبرو هستند. وزارت داخله تاجیکستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که یک شهروند ۲۲ ساله اهل افغانستان، به اتهام قتل وحیدووا عزیزه دونیاربیکوونا، زن ۲۷ ساله تاجیکستانی بازداشت شده است. در اعلامیه آمده است که این شهروند افغانستانی به‌گونه غیرقانونی در روستای دهنموی ولسوالی جبار رسولوف زندگی می‌کرد و این زن را با چاقوی آشپزخانه به قتل رسانده است. وزارت داخله تاجیکستان در ادامه تاکید کرده است که برای او پرونده جنایی باز شده و اکنون در بازداشت موقت به سر می‌برد. با این وجود، شماری از افغانستان که در شهرهای خجند و دوشنبه زندگی می‌کنند به رسانه‌ها گفته‌اند که پس از این رویداد، اداره خجند حدود ۲۵۰ خانواده افغانستانی را به یک کمپ در دوشنبه منتقل کرده است. در گزارش آمده است که احتمال دارد افغانستانی‌های بازداشت شده به کشور اخراج شوند. در حالی این شهروندان در خطر اخراج اجباری قرار دارند که پاکستان و ایران از دهه‌ها به این‌سو میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی است. اکنون روزانه هزاران نفر از طریق گذرگاه‌های مرزی مشترک با پاکستان و ایران، به افغانستان بازگردانده می‌شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 60 بازدید

کوچه از همان صبح زود بیدار می‌شد، اما نه با صدای خنده و رفت‌وآمدی که نشانه‌ی زندگی باشد، بلکه با صداهای خفه و محتاط؛ درهایی که آهسته باز و بسته می‌شدند، زن‌هایی که دبه‌های آب را با احتیاط می‌کشیدند و کودکانی که انگار از همان کودکی یاد گرفته بودند زیاد دیده نشوند. در یکی از همین پس‌کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی کابل، خانه‌ای بود که بیشتر به یک اتاق فرسوده شباهت داشت تا جایی برای زندگی؛ سقفش ترک برداشته بود، دیوارهایش نم‌کشیده و دروازه‌اش زنگ‌زده بود. در همان خانه، دختری زندگی می‌کرد که سرنوشتش پیش از آن‌که خودش بتواند برایش تصمیم بگیرد، رقم خورده بود؛ دختری به نام «شبانه»؛ قصه‌اش شبیه صدها روایت ناگفته‌ی دیگر در همین شهر، همین کوچه‌ها و همین سکوت‌ها بود. شبانه بیست سال داشت، اما چهره‌اش نشان می‌داد سال‌ها بیشتر از سنش زیسته است؛ نه زندگی به معنای رشد و تجربه، بلکه به معنای تحمل و کنار آمدن با چیزهایی که هیچ دختری در آن سن نباید با آن روبه‌رو شود. او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که فقر در آن مانند سایه‌ای دائمی حضور داشت. پدرش سال‌ها در کارهای شاقه کار کرده بود؛ از ساختمان‌سازی تا باربری در بازار، اما هیچ‌گاه نتوانسته بود زندگی را از لبه‌ی سقوط دور کند. قرض‌ها یکی پس از دیگری جمع شده بودند؛ برای درمان بیماری، برای زمستان‌های سرد، برای روزهایی که کار نبود و نان هم پیدا نمی‌شد. در چنین خانه‌ای، آرزوها معمولاً فرصت رشد پیدا نمی‌کنند، اما شبانه هنوز در دلش چیزی داشت؛ میل خاموشی برای بیرون رفتن از این وضعیت، برای درس خواندن، برای داشتن زندگی‌ای که در آن انتخاب معنا داشته باشد. اما در واقعیت‌های سختی که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان با آن روبه‌رو هستند، انتخاب اغلب به واژه‌ای بی‌معنا تبدیل می‌شود. وقتی قرض‌ها بالا می‌گیرد و راهی برای پرداخت باقی نمی‌ماند، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که بیشتر شبیه معامله‌اند تا انتخاب. برای پدر شبانه نیز همین اتفاق افتاد. او در برابر مردی قرار گرفت که نه با نیت ساختن زندگی مشترک، بلکه با حساب‌وکتاب دقیق آمده بود؛ مردی چهل‌وپنج‌ساله، دارای همسر و کودکی سه‌ساله، که پیشنهادی ساده اما ویرانگر داد: بخشش قرض‌ها در برابر ازدواج با شبانه. در آن شب، وقتی موضوع در خانه مطرح شد، سکوتی سنگین همه‌جا را گرفت. مادر اشک می‌ریخت اما صدایش درنمی‌آمد، پدر از نگاه کردن به چشمان دخترش فرار می‌کرد، و شبانه در گوشه‌ای نشسته بود؛ چشمانی که انگار در همان لحظه همه‌ی رویاهایش را بدرقه می‌کردند. هیچ‌کس از او نپرسید چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. در آن شرایط، رضایت او اهمیتی نداشت؛ مسئله زنده ماندن خانواده بود، نه آینده‌ی یک دختر. و شبانه، بی‌آن‌که چیزی بگوید، پذیرفت؛ یا شاید بهتر است گفت: وادار به پذیرش شد. مراسم، بیشتر شبیه گردهمایی‌ای بی‌روح بود تا عروسی. نه موسیقی‌ای، نه لبخندی از دل، نه نشانی از امید. لباس سفید بر تن شبانه، بیش از آن‌که آغاز باشد، شبیه نشانه‌ای از پایان بود. وقتی از خانه بیرون رفت، تنها یک‌بار پشت سرش نگاه کرد؛ نگاهی کوتاه اما پر از ناگفته‌ها. شاید در همان لحظه بخشی از وجودش برای همیشه در همان خانه جا ماند. خانه‌ی شوهرش در یکی از همان کوچه‌های تنگ کابل قرار داشت؛ جایی که دیوارها بلند بودند و نور به سختی به داخل می‌رسید. فضا سنگین بود، گویی سال‌ها خشونت و سکوت در دیوارها نفوذ کرده باشد. زن اول مرد هنوز در آن خانه زندگی می‌کرد؛ زنی که روزگاری شاید شبیه شبانه بوده، اما اکنون به حضوری خاموش تبدیل شده بود. نگاهش به شبانه نه خصومت داشت و نه مهربانی؛ فقط تهی بود، شبیه کسی که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارد. روزهای نخست برای شبانه با ترس و تلاش برای سازگاری گذشت. زودتر از همه بیدار می‌شد، خانه را تمیز می‌کرد، غذا آماده می‌ساخت و حتی نفس کشیدنش را هم کنترل می‌کرد تا مزاحم نباشد. اما در خانه‌ای که خشونت به بخشی از ساختار آن تبدیل شده، هیچ تلاشی کافی نیست. شوهرش مردی بود که خشم را بی‌مقدمه نشان می‌داد؛ صدایش ناگهان بالا می‌رفت و دست‌هایش بدون تردید فرود می‌آمدند. بهانه‌ها گاهی کوچک بودند و گاهی نامعلوم، اما نتیجه همیشه یکسان بود: لت‌وکوب، تحقیر و سکوت. در این میان، تنها روشنایی کوچک زندگی شبانه، کودک سه‌ساله‌ای بود که در همان خانه زندگی می‌کرد؛ پسری از زن اول مرد. او اغلب ساکت بود و در گوشه‌ای می‌نشست. شاید به شبانه نزدیک شد چون در میان آن همه سردی، تنها کسی که به او لبخند می‌زد همین دختر جوان بود. شبانه برایش قصه می‌گفت، برایش غذا می‌گذاشت و شب‌ها کنارش می‌نشست تا نترسد. در دلش حسی شبیه مادری شکل گرفته بود؛ حسی کوتاه اما واقعی، که تنها معنای قابل‌تحمل آن روزها بود. اما حتی این حس نیز نتوانست او را از واقعیت خانه محافظت کند. روز پنجم، همه‌چیز به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسید. روزی که مانند دیگر روزها آغاز شد، با کارهای تکراری و خستگی. اما وقتی مرد به خانه آمد، چیزی در نگاهش بود که ترس را در دل شبانه زنده کرد؛ خشمی سنگین‌تر از همیشه. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا فریادها آغاز شود. شبانه تلاش کرد توضیح بدهد، اما کلماتش در میان صداها گم شدند. مرد جلو آمد. فاصله کوتاه شد. دستش بالا رفت. ضربه‌ها یکی پس از دیگری فرود آمدند؛ بی‌وقفه و بی‌رحم. شبانه به دیوار رسید، راهی برای عقب‌نشینی نداشت. کودک در گوشه‌ای ایستاده بود، با چشمانی وحشت‌زده و ناتوان. آخرین ضربه به سر شبانه خورد. برخورد با دیوار، صدایی کوتاه داشت؛ صدایی که برای او پایان بود. روی زمین افتاد، بی‌حرکت. خون آرام از پیشانی‌اش جاری شد. او را با شتاب به شفاخانه رساندند، اما زمان بازنمی‌گشت. داکتران از آسیب شدید مغزی و خون‌ریزی داخلی گفتند؛ امیدی کم‌رنگ. شبانه به کُما رفت؛ میان بودن و نبودن. پنج روز گذشت. مادرش آمد و بی‌صدا گریه کرد. پدرش بیرون ایستاد و سکوت کرد. هیچ‌کس آن فاصله میان زندگی و مرگ را پر نکرد. در روز پنجم، نفس‌هایش آرام شد و سپس متوقف گشت؛ بی‌خداحافظی، بی‌کلمه‌ای، بی‌فرصتی برای ماندن. خبر مرگش به کوچه رسید. زن‌ها جمع شدند، آه کشیدند، گفتند «بیچاره»، و سپس زندگی ادامه یافت؛ همان‌طور که همیشه ادامه پیدا می‌کند. کودک سه‌ساله در همان خانه ماند؛ با همان دیوارها، همان سکوت و همان پدر. شاید در ذهنش تصویری مبهم از مهربانی شبانه باقی بماند. او در گورستانی ساده دفن شد؛ بدون حرفی از آرزوهایش، بدون روایتی از آینده‌ای که هرگز فرصت نداشت. و حقیقت تلخ این است که شبانه تنها یک نام نیست. در بسیاری از گوشه‌های این سرزمین، چنین روایت‌هایی در سکوت تکرار می‌شوند؛ زیر سایه فقر، قرض و ساختارهایی که انتخاب را از زنان می‌گیرند. شبانه رفت، اما سکوتی که از او باقی مانده، هنوز در همان کوچه جریان دارد؛ سکوتی پر از حرف‌هایی که هیچ‌گاه گفته نشدند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب