نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

3 ساعت قبل - 35 بازدید

نهمین نشست وزیران امور زنان سازمان همکاری اسلامی (OIC) با تاکید بر حق آموزش و لغو محدودیت‌های حکومت سرپرس بر زنان و‌ دختران در افغانستان پایان یافته است. این نشست تحت عنوان «توانمندسازی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی؛ چالش‌ها و مسیر پیش‌رو» به تاریخ (۲۱ و ۲۲ سرطان) در اسلام‌آباد پاکستان برگزار شده بود. در اعلامیه آمده است که نهمین نشست وزیران امور زنان سازمان همکاری اسلامی با حضور نمایندگان ۷۵ کشور عضو این سازمان به مدت دو روز برگزار شده بود. اشتراک‌کنندگان این نشست در قطع‌نامه‌ی ۳۲ ماده‌ای و اعلامیه‌ی خود گفته‌اند که از محدودیت‌های حکومت فعلی بر آموزش دختران و فرصت‌های شغلی برای زنان در افغانستان ناامید و متاسف هستند. وزیران امور زنان سازمان همکاری اسلامی گفته‌اند که محدودیت‌ها علیه آموزش و اشتغال زنان در افغانستان ماهیت و تصویر اسلام را خدشه‌دار می‌کند. آن‌ها با ابراز نگرانی گفته‌اند: «ادامه اعمال محدودیت‌ها بر آموزش دختران و اشتغال زنان در افغانستان، با ارزش‌های اسلامیِ پاسدار کرامت، حقوق و ارتقای جایگاه زنان و دختران در تعارض است.» همچنین آن‌ها در بخشی از قطع‌نامه بر «ضرورت رفع موانع آموزشی و شغلی و تضمین مشارکت کامل، برابر و مؤثر همه زنان و دختران در زندگی عمومی افغانستان، مطابق با ارزش‌های اسلامی» تأکید کرده‌اند. اشتراک‌کنندگان این نشست از کشورهای عضو این سازمان خواسته‌ که فرصت‌های آموزش‌های حرفه‌ای و برنامه‌های توسعه مهارت‌های رهبری را برای زنان و دختران گسترش دهند. با آنکه افغانستان، عضو سازمان همکاری اسلامی است، اما نهمین نشست این سازمان بدون حضور نماینده‌ی افغانستان در پاکستان به پایان رسید. سازمان همکاری اسلامی از حکومت فعلی خواسته بود که یک زن را به نمایندگی از افغانستان به این نشست بفرستند، اما دولت به این درخواست پاسخی نداده است. طی پنج سال حاکمیت دوباره‌ی حکومت فعلی و وضع محدودیت‌های گسترده‌ بر زنان در کشور، بارها سازمان همکاری اسلامی از محدودیت‌ها علیه زنان انتقاد کرده و خواستار لغو آن شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 44 بازدید

رمان «دختری با صدای بلند» (The Girl with the Louding Voice) نخستین اثر داستانی ابی داری، نویسنده نیجریه‌ای‌تبار است که با انتشار این کتاب در سال ۲۰۲۰ به یکی از چهره‌های مورد توجه ادبیات معاصر تبدیل شد. این رمان از همان آغاز انتشار توانست نظر بسیاری از خوانندگان و منتقدان را به خود جلب کند، زیرا داستانی انسانی و تأثیرگذار درباره دختری جوان است که در میان فقر، سنت‌های محدودکننده، خشونت و بی‌عدالتی اجتماعی تلاش می‌کند هویت و آینده خود را پیدا کند. این اثر نه تنها روایت زندگی یک دختر نیجریه‌ای، بلکه بازتاب تجربه بسیاری از زنانی است که در سراسر جهان برای دستیابی به آموزش، آزادی، استقلال و حق انتخاب مبارزه می‌کنند. ابی داری نویسنده این اثر، در نیجریه متولد شد و بخش‌هایی از زندگی او با فرهنگ، زبان و فضای اجتماعی این کشور پیوند خورده است. او بعدها به بریتانیا مهاجرت کرد و فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه نویسندگی و تبلیغات ادامه داد. تجربه زندگی میان دو فرهنگ متفاوت، مشاهده مشکلات اجتماعی زنان و توجه به نقش آموزش در تغییر سرنوشت انسان‌ها، از عوامل مهمی بود که او را به سوی نوشتن این رمان هدایت کرد. داری در آثار خود تلاش می‌کند داستان کسانی را روایت کند که معمولاً در حاشیه جامعه قرار دارند؛ افرادی که شاید قدرت و امکانات زیادی ندارند، اما آرزوها، احساسات و حق انتخاب دارند. رمان «دختری با صدای بلند» داستان زندگی آدونی، دختر چهارده‌ساله‌ای از روستایی فقیر در نیجریه است. آدونی در کودکی مادرش را از دست می‌دهد؛ مادری که تنها حامی او و کسی بود که به آینده دخترش باور داشت. مادر آدونی همیشه آرزو داشت دخترش درس بخواند و زندگی متفاوتی نسبت به بسیاری از زنان اطراف خود داشته باشد. او می‌دانست که آموزش می‌تواند راهی برای رهایی از محدودیت‌ها باشد، اما پس از مرگ او، شرایط زندگی آدونی به سرعت تغییر می‌کند. پدر آدونی که با مشکلات اقتصادی روبه‌رو است، تصمیم می‌گیرد دخترش را به ازدواج اجباری مردی ثروتمند و بسیار بزرگ‌تر از او درآورد. در این ازدواج، خواسته‌ها و آرزوهای آدونی هیچ اهمیتی ندارد و او مجبور می‌شود در سن بسیار کم مسئولیت‌هایی را تحمل کند که برای یک کودک سنگین است. نویسنده از طریق این بخش از داستان، به موضوع ازدواج اجباری و پیامدهای روانی و اجتماعی آن می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه برخی دختران به دلیل فقر و شرایط خانوادگی از حق انتخاب درباره زندگی خود محروم می‌شوند. زندگی آدونی پس از ازدواج به مجموعه‌ای از تجربه‌های دردناک تبدیل می‌شود. او با خشونت، تنهایی و از دست دادن امید روبه‌رو می‌شود، اما در درون خود همچنان آرزوی داشتن آینده‌ای بهتر را حفظ می‌کند. سرنوشت او زمانی تغییر می‌کند که مجبور می‌شود خانه را ترک کند و به شهر لاگوس برود. با این حال، شهر نیز برای او سرزمین آسانی نیست. آدونی در آنجا به عنوان خدمتکار در خانه یک خانواده ثروتمند کار می‌کند و با مشکلات جدیدی مانند استثمار، تحقیر و نادیده گرفته شدن روبه‌رو می‌شود. با وجود تمام دشواری‌ها، نقطه قوت شخصیت آدونی این است که اجازه نمی‌دهد شرایط بیرونی کاملاً او را شکست دهد. او به تدریج یاد می‌گیرد که ارزش انسانی او به جایگاه اجتماعی یا میزان ثروتش وابسته نیست. آدونی تلاش می‌کند دوباره به آموزش بازگردد و از طریق یادگیری، راهی برای تغییر زندگی خود پیدا کند. مسیر رشد او در داستان، مسیر تبدیل شدن یک دختر خاموش و ترسیده به زنی است که می‌تواند برای حقوق خود سخن بگوید. عنوان کتاب «دختری با صدای بلند» معنای نمادین مهمی دارد. صدای بلند در اینجا فقط به معنای سخن گفتن نیست، بلکه نمادی از دیده شدن، شنیده شدن و داشتن حق حضور در جامعه است. آدونی در آغاز داستان دختری است که دیگران درباره زندگی او تصمیم می‌گیرند، اما در پایان یاد می‌گیرد که خودش صاحب داستان زندگی خویش باشد. صدای او نماینده زنانی است که سال‌ها فرصت بیان خواسته‌هایشان را نداشته‌اند. یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده در کتاب، اهمیت آموزش است. ابی داری نشان می‌دهد که مدرسه و سوادآموزی برای بسیاری از دختران تنها یک فرصت تحصیلی نیست، بلکه راهی برای رسیدن به استقلال و شناخت حقوق انسانی است. آدونی آموزش را وسیله‌ای برای تغییر سرنوشت خود می‌داند و باور دارد که دانش می‌تواند دیوارهایی را که جامعه در برابر او ساخته است، فرو بریزد. این نگاه به آموزش، یکی از پیام‌های اصلی و ماندگار کتاب است. موضوع دیگر، مبارزه زنان با ساختارهای نابرابر اجتماعی است. نویسنده تلاش نمی‌کند تنها یک داستان غم‌انگیز درباره رنج زنان بنویسد، بلکه بر قدرت درونی، مقاومت و توانایی آنان برای تغییر تأکید می‌کند. شخصیت آدونی اگرچه قربانی شرایط سخت است، اما در تمام داستان تلاش می‌کند هویت خود را حفظ کند و برای آینده‌ای بهتر قدم بردارد. از نظر سبک ادبی، «دختری با صدای بلند» رمانی اجتماعی، واقع‌گرا و شخصیت‌محور است. یکی از ویژگی‌های مهم این اثر، شیوه روایت آن است. داستان از زبان خود آدونی بیان می‌شود و نویسنده از زبان خاص او برای نشان دادن شخصیت، فرهنگ و تجربه‌هایش استفاده می‌کند. زبان آدونی در برخی بخش‌ها با انگلیسی معیار تفاوت دارد و همین موضوع باعث می‌شود خواننده احساس کند با یک شخصیت واقعی روبه‌رو است، نه یک شخصیت ساختگی. ابی داری در این رمان از زبانی ساده اما عمیق استفاده می‌کند. او تلاش نمی‌کند با پیچیدگی‌های ادبی، فاصله‌ای میان خواننده و شخصیت ایجاد کند، بلکه احساسات، ترس‌ها، امیدها و آرزوهای آدونی را به شکلی مستقیم منتقل می‌کند. همین سادگی باعث شده است که کتاب برای مخاطبان مختلف قابل درک باشد و پیام انسانی آن فراتر از مرزهای فرهنگی و جغرافیایی گسترش یابد. منتقدان ادبی، «دختری با صدای بلند» را به دلیل پرداختن صادقانه به مسائل اجتماعی و خلق شخصیت اصلی قدرتمند تحسین کرده‌اند. بسیاری از نقدها بر این نکته تأکید دارند که موفقیت کتاب تنها به موضوع مهم آن مربوط نیست، بلکه به توانایی نویسنده در تبدیل مشکلات اجتماعی به داستانی عاطفی و انسانی بازمی‌گردد. خوانندگان در طول داستان نه تنها با مشکلات آدونی، بلکه با احساسات، آرزوها و مبارزه درونی او همراه می‌شوند. برخی منتقدان، شخصیت آدونی را نمونه‌ای از امید و مقاومت در ادبیات معاصر دانسته‌اند. آنان معتقدند که نویسنده توانسته است بدون ساده‌سازی مشکلات، تصویری واقعی از زندگی دخترانی ارائه دهد که در شرایط دشوار تلاش می‌کنند آینده خود را بسازند. البته برخی نقدها نیز مطرح شده است؛ از جمله اینکه بعضی بخش‌های داستان بیش از حد بر رنج و سختی شخصیت اصلی تمرکز دارد یا برخی مسیرهای روایی برای خوانندگان آشنا به نظر می‌رسد. با این حال، بیشتر منتقدان ارزش انسانی و اجتماعی کتاب را برجسته دانسته‌اند. این رمان پس از انتشار با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و در میان آثار پرفروش قرار گرفت. همچنین نامزد جایزه زنان برای داستان (Women’s Prize for Fiction) در سال ۲۰۲۰ شد و در فهرست‌های مختلف معرفی کتاب‌های مهم سال قرار گرفت. موفقیت این اثر نشان داد که ادبیات می‌تواند پلی میان تجربه‌های فردی و مسائل جهانی ایجاد کند. جایگاه ادبی «دختری با صدای بلند» در ادبیات معاصر، بیشتر به دلیل پرداختن به موضوعاتی است که مرزهای جغرافیایی نمی‌شناسند. اگرچه داستان در نیجریه اتفاق می‌افتد، اما موضوعاتی مانند فقر، تبعیض، خشونت علیه زنان، اهمیت آموزش و جست‌وجوی هویت، مسائلی جهانی هستند. به همین دلیل، خوانندگان از فرهنگ‌های مختلف توانسته‌اند با شخصیت آدونی ارتباط برقرار کنند. این کتاب را می‌توان در کنار آثاری قرار داد که تجربه زنان و مبارزه آنان برای داشتن زندگی مستقل را روایت می‌کنند. تفاوت مهم آن در این است که ابی داری داستان خود را از نگاه دختری جوان و محروم روایت می‌کند؛ دختری که نه قدرت اجتماعی دارد و نه امکانات فراوان، اما با امید و اراده تلاش می‌کند مسیر زندگی خود را تغییر دهد. در نهایت، «دختری با صدای بلند» داستان شکست نیست، بلکه داستان دوباره برخاستن است. این رمان نشان می‌دهد که حتی در شرایطی که انسان احساس می‌کند صدایش شنیده نمی‌شود، امکان تغییر وجود دارد. آدونی نماد کسانی است که در سکوت زندگی کرده‌اند، اما سرانجام یاد می‌گیرند برای خود سخن بگویند. پیام اصلی کتاب این است که هر انسان، فارغ از شرایط تولد، جنسیت یا جایگاه اجتماعی، حق دارد رؤیا داشته باشد، آموزش ببیند و برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش کند. صدای آدونی در پایان داستان تنها صدای یک دختر نیست؛ صدای تمام کسانی است که خواهان دیده شدن و شنیده شدن هستند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 79 بازدید

برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که میلیون‌ها شهروند افغانستان هنوز به آب آشامیدنی سالم و قابل اعتماد دسترسی ندارند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۳ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با سرمایه‌گذاری در برنامه‌ریزی شهری و مدیریت پسامند، می‌تواند دسترسی به آب آشامیدنی سالم را گسترش داده و خدمات بهداشتی و خدمات عمومی را بهبود داد. برنامه اسکان بشر ملل متحد در ادامه تاکید کرد که با مدیریت پسامند و برنامه‌ریزی شهری، می‌توان آب را برای نسل‌های آینده حفظ کرد. افغانستان از نزدیک به یک دهه به این سو، با بحران خشک‌سالی روبرو است و دست‌رسی شهروندان این کشور به آب آشامیدنی سالم محدود شده است. بر اساس نگرانی قبلی، یونیسف کم‌بود آب فشار بیش‌تری را بر زنان و کودکان که مسئولیت تأمین آب را دارند وارد کرده است.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 53 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی بیش از ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزار زن و دختر افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۳ سرطان) با نشر گزارشی گفته است که محدودیت‌های شدید بر رفت‌وآمد، آموزش و اشتغال زنان و دختران، دسترسی آنان به خدمات حیاتی را به‌شدت کاهش داده است. گزارش نشان می‌دهد که زنان و دختران همچنان از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در بحران جاری افغانستان هستند و محدودیت‌های گسترده، وضعیت آنان را بیش از پیش بحرانی کرده است. اوچا تاکید کرد که این محدودیت‌ها نه‌تنها مانع بهره‌مندی زنان از خدمات اساسی شده، بلکه خطرات حفاظتی را افزایش داده و آسیب‌پذیری‌های موجود را عمیق‌تر کرده است. همچنین در کنار آن، سایر نهادهای امدادی بشردوستانه در سراسر افغانستان از وخامت شاخص‌های سلامت، افزایش ناامنی غذایی و کاهش دسترسی به خدماتی که توسط کارکنان زن ارائه می‌شود، خبر می‌دهند. اوچا افزوده است که بخش سلامت افغانستان تحت فشار شدید قرار دارد و همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ‌ومیر مادران در جهان را ثبت کرده است. براساس آمار سازمان ملل، در سال ۲۰۲۴ میلادی حدود ۶۳۸ مورد مرگ مادر به ازای هر ۱۰۰ هزار تولد زنده گزارش شده که بالاترین رقم در آسیا و هفتمین در سطح جهان محسوب می‌شود. اوچا می‌گوید که وضعیت نگران‌کننده نتیجه مجموعه‌ای از عوامل از جمله کمبود شدید کارکنان زن در بخش بهداشت، کاهش منابع مالی، دسترسی محدود به داروهای ضروری و کمبود خدمات عاجل بهداشت باروری و زنان است. طبق بررسی سازمان ملل، مشکلات به‌ویژه در مناطق روستایی و دورافتاده که دسترسی به خدمات درمانی محدودتر است، موجب افزایش مرگ‌های قابل پیشگیری در میان مادران و نوزادان شده است. سازمان ملل در گزارش خود نسبت به وخیم‌تر شدن اوضاع در آینده درباره تأمین نیروی انسانی زن در حوزه‌های سلامت و آموزش با ادامه محدودیت‌ها بر آموزش دختران هشدار داده است. اوچا هشدار می‌دهد که بدون افزایش فوری کمک‌های بشردوستانه و رفع محدودیت‌های موجود، این بحران می‌تواند پیامدهای جدی‌تر و طولانی‌مدت‌تری برای سلامت و زندگی میلیون‌ها زن و کودک افغان به همراه داشته باشد.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 67 بازدید

سازمان حقوق‌بشر فمنا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت آموزش دختران، بخشی از بیش از ۱۳۰ فرمان است که تقریباً همه جنبه‌های زندگی دختران و زنان را محدود کرده است. فمنا در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵، گفته است که افغانستان تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسط و عالی برای دختران و زنان در آن به طور کامل ممنوع است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که در سال روان ۱۲۰ هزار داوطلب در آزمون سراسری ورود به دانشگاه شرکت داشتند؛ اما برای چهارمین سال پی‌هم، دختران و زنان از شرکت در این آزمون محروم شدند. بر اساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، با ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر از آموزش باز مانده‌اند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 70 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برابری حقوق زنان به معنای کم‌ترشدن حقوق مردان نیست. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حقوق مانند پیتزا نیست که اگر سهم کسی بیشتر شد، سهم دیگری کم‌تر شود. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که همه افراد شایسته‌ی برخورداری از حقوق برابر هستند. این در حالی است که زنان در افغانستان در نزدیک به پنج سال گذشته، در دسترسی به حقوق اساسی خود با محدودیت‌های شدیدی روبرو هستند. دختران و زنان در افغانستان، در دسترسی به حق آموزش، کار و آزادی رفت‌وآمد و حق انتخاب، عملاً با محدودیت روبرو هستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 61 بازدید

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان اعلام کرد که در یک ماه اخیر، فضای رسانه‌ای افغانستان با فشارهای سازمان‌یافته و ساختارمند روبرو بوده است. در گزارش زیر نام «در سایه‌ی ترس و سانسور» منتشر شده وضعیت رسانه‌ها و دسترسی به اطلاعات در بازه‌ی زمانی ۱۰ جون تا ۱۰ جولای بررسی شده است. در گزارش آمده است که در یک ماه گذشته، امنیت فیزیکی خبرنگاران به طور مستقیم هدف قرار گرفته است و نهادهای حکومت سرپرست، به جای بهره‌گیری از مجراهای قانونی، از فشارهای اطلاعاتی و امنیتی برای تحمیل خواسته‌های خود بر خبرنگاران استفاده کرده‌اند. در گزارش آمده است که در این دوره، مواردی از بازداشت و زندانی‌شدن خبرنگاران، پس از پوشش رویدادهای خبری رسمی و همین طور لت‌وکوب خبرنگاران ثبت شده است. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان افزوده است که خبرنگاران در جریان بازداشت، تحت فشار شدید قرار گرفته و تهدید شده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است که سازوکار رسمی اطلاع‌رسانی حکومت فعلی، به جای تسهیل فعالیت رسانه‌ها، به عاملی برای ایجاد مانع در مسیر کار خبرنگاران تبدیل شده است. همچنین در گزارش آمده است که مداخله‌های وزارت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نیز بر فعالیت رسانه‌ها اثر گذاشته است؛ طوری که به رادیوها در باره‌ی دریافت تماس تلفنی و پخش صدای زنان هشدار داده شده است. در بخش دیگر گزارش آمده است که ممنوعیت استفاده از گوشی‌های هوشمند در برخی اداره‌ها موجب محدودشدن شدید دسترسی به اطلاعات و توقف مصاحبه‌های تصویری رسمی شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 87 بازدید

گاهی وقت‌ها وقتی دختر دو ساله‌اش در میان حویلی کوچک خانه می‌دود، دست‌هایش را باز می‌کند و بی‌هدف دور خودش می‌چرخد، فرشته بی‌اختیار لبخند می‌زند؛ اما این لبخند تنها چند لحظه دوام می‌آورد. خیلی زود نگاهش به جایی دور خیره می‌شود؛ به سال‌هایی که خودش نیز دختری پرجنب‌وجوش و سرشار از آرزو بود. در ذهنش بارها همان صحنه‌ها تکرار می‌شوند؛ روزهایی که پس از پایان درس‌های مکتب، با شتاب کتاب‌هایش را کنار می‌گذاشت، لباس سفید تکواندو را می‌پوشید و با شوق به باشگاهی می‌رفت که برایش تنها یک سالن ورزشی نبود، بلکه دنیایی بود که در آن احساس قدرت، آزادی و امید می‌کرد. هر بار که وارد تشک مسابقه می‌شد، باور داشت آینده‌اش می‌تواند با تلاش خودش ساخته شود. آن روزها تصور می‌کرد اگر سخت تمرین کند، روزی در مسابقات بزرگ شرکت خواهد کرد، مدال خواهد گرفت و ثابت خواهد ساخت که دختران افغانستان نیز می‌توانند قهرمان باشند. فرشته در خانواده‌ای معمولی بزرگ شده بود. پدرش کارگر بود و درآمد اندکی داشت، اما با وجود دشواری‌های زندگی، هیچ‌گاه مانع علاقه دخترش به ورزش نشد. مادرش نیز هرچند گاهی از آسیب دیدن او نگران می‌شد، اما وقتی شوق و شادی را در چشمان دخترش می‌دید، سکوت می‌کرد. فرشته شاگرد خوبی در مکتب بود و معلمانش همیشه از پشتکار و علاقه‌اش به درس تعریف می‌کردند. او میان کتاب و ورزش تعادل برقرار کرده بود و باور داشت می‌تواند هم تحصیل کند و هم ورزشکار موفقی شود. آینده برایش پر از تصویرهای روشن بود؛ دانشگاه، مسابقات ورزشی و زندگی‌ای که خودش برای آن تصمیم می‌گرفت. اما یک روز همه چیز ناگهان تغییر کرد. خبر بسته شدن مکتب‌ها برای دختران، مانند سایه‌ای سنگین بر زندگی او افتاد. روزی که آخرین بار از دروازه مکتب بیرون آمد، هرگز تصور نمی‌کرد آن خداحافظی شاید سال‌ها ادامه پیدا کند. چند روز بعد، تمرین‌های تکواندو نیز متوقف شد و باشگاهی که همیشه پر از صدای تشویق و هیجان بود، به سکوت فرو رفت. لباس سفید تکواندویش روی چوب‌لباسی ماند و هر روز که از کنار آن عبور می‌کرد، احساس می‌کرد بخشی از وجودش نیز همان‌جا بی‌حرکت مانده است. آن روزها برای فرشته تنها از دست دادن مکتب و ورزش نبود؛ گویی بخشی از هویت و آینده‌ای که برای خودش ساخته بود، از او گرفته شده بود. او ناگهان از دختری که هر روز برای رسیدن به هدف‌هایش برنامه داشت، به کسی تبدیل شد که بیشتر وقت‌ها باید منتظر تصمیم دیگران می‌ماند. گاهی کتاب‌های درسی‌اش را ورق می‌زد و به صفحه‌هایی نگاه می‌کرد که دیگر فرصت آموختن از آن‌ها را نداشت. دوستانش نیز هر کدام به سرنوشت‌های متفاوتی رفتند و فاصله میان آرزوهای گذشته و واقعیت امروز، برایش سنگین‌تر می‌شد. با این حال، در دلش هنوز امید کوچکی زنده بود؛ امیدی که به او می‌گفت شاید مسیر زندگی تغییر کرده باشد، اما علاقه‌اش به یادگیری و پیشرفت هنوز از بین نرفته است. خانه نیز دیگر مانند گذشته نبود. مشکلات اقتصادی هر روز بیشتر می‌شد و نگرانی آینده، ذهن همه اعضای خانواده را درگیر کرده بود. چند ماه پس از بسته شدن مکتب، صحبت از خواستگاری مردی شد که چند سال از او بزرگ‌تر بود. فرشته هنوز امیدوار بود شرایط تغییر کند و دوباره بتواند به مکتب برگردد، اما کسی از امیدهای او نمی‌پرسید. تصمیم‌ها یکی پس از دیگری گرفته شدند و او فقط نظاره‌گر سرنوشتی بود که دیگران برایش نوشته بودند. خیلی زود لباس عروسی جای لباس تکواندو را گرفت؛ تغییری که برای دیگران شاید عادی بود، اما برای فرشته به معنای پایان دنیایی بود که سال‌ها برای ساختنش تلاش کرده بود. امروز او نوزده سال دارد و مادر دختری دو ساله است. مسئولیت خانه و فرزند، تمام ساعت‌های روزش را پر کرده است، اما هیچ‌کدام از این مسئولیت‌ها نتوانسته‌اند علاقه او به یادگیری را از بین ببرند. اگرچه از ادامه تحصیل بازمانده است، اما هر بار که کتابی به دستش می‌رسد، با اشتیاق آن را می‌خواند. کتاب برای او تنها چند صفحه کاغذ نیست؛ پلی است میان زندگی امروز و آینده‌ای که هنوز به آن امید دارد. او داستان می‌خواند، کتاب‌های تربیت کودک را مطالعه می‌کند، درباره روان‌شناسی، اخلاق و تاریخ می‌آموزد تا هر روز چیزی تازه یاد بگیرد. باور دارد مادری که آگاه باشد، می‌تواند آینده بهتری برای فرزندانش بسازد. همسرش گاهی با تعجب می‌پرسد چرا این همه مطالعه می‌کند، در حالی که دیگر مکتبی وجود ندارد که به آن برگردد. فرشته در پاسخ فقط لبخند می‌زند و می‌گوید: «اگر نتوانستم شاگرد مکتب باشم، هنوز می‌توانم شاگرد زندگی باشم.» او نمی‌خواهد دخترش مادری داشته باشد که پاسخ پرسش‌هایش را نداند یا او را از یادگیری دور کند. آرزو دارد روزی فرزندانش به او افتخار کنند؛ نه به خاطر ثروت یا مقام، بلکه به خاطر دانشی که با سختی و امید به دست آورده است. هر بار که دختر کوچکش با ذوق می‌پرد یا دستانش را مانند ورزشکاران تکان می‌دهد، قلب فرشته تندتر می‌تپد. او ساعت‌ها به آینده دخترش فکر می‌کند. در ذهنش بارها تصویر روزی را می‌سازد که دست دخترش را بگیرد و او را به یک باشگاه ورزشی ببرد. برای او مهم نیست آن باشگاه تکواندو باشد یا رشته‌ای دیگر؛ مهم این است که دخترش فرصت انتخاب داشته باشد، فرصت تجربه کردن، یاد گرفتن و رسیدن به رؤیاهای خودش. فرشته نمی‌خواهد دخترش زندگی او را تکرار کند. نمی‌خواهد روزی او نیز با حسرت از آرزوهای ناتمامش سخن بگوید. گاهی شب‌ها، وقتی دخترش خوابیده است، صندوقچه کوچکی را باز می‌کند که هنوز لباس تکواندویش در آن نگهداری می‌شود. پارچه سفید لباس دیگر مانند گذشته درخشان نیست، اما برای او ارزشمندترین یادگار سال‌های نوجوانی است. لباس را روی زانوهایش می‌گذارد، با دست روی آرم باشگاه می‌کشد و خاطرات روزهایی را به یاد می‌آورد که صدای تشویق مربی، انگیزه ادامه راهش بود. اشک‌هایش آرام روی لباس می‌چکد، اما آن را دوباره با دقت تا می‌کند و در صندوق می‌گذارد؛ نه به این دلیل که گذشته را فراموش کرده، بلکه چون می‌خواهد آن را به عنوان یادآوری آرزوهایش حفظ کند. با وجود همه این حسرت‌ها، فرشته نمی‌گذارد ناامیدی وارد دلش شود. او باور دارد شاید نتوانسته باشد زندگی دلخواهش را تجربه کند، اما هنوز فرصت دارد آینده فرزندانش را بهتر بسازد. امروز بزرگ‌ترین آرزوی فرشته دیگر ایستادن روی سکوی قهرمانی نیست. او آرزو دارد روزی در کنار میدان مسابقه بنشیند، دخترش را در حالی که با اعتمادبه‌نفس وارد رقابت می‌شود تشویق کند و از دور با افتخار نگاهش کند. شاید آن روز هیچ‌کس نداند که اشک‌های شوق مادر، از سال‌ها حسرت و امید سرچشمه می‌گیرد، اما خود فرشته خواهد دانست که هر صفحه کتابی که خوانده، هر سختی‌ای که تحمل کرده و هر امیدی که در دلش زنده نگه داشته، بیهوده نبوده است. او باور دارد اگر بتواند فرزندانی آگاه، مهربان، بااخلاق و موفق به جامعه تقدیم کند، بخشی از آرزوهای ازدست‌رفته‌اش دوباره جان خواهند گرفت و زندگی‌اش، با همه تلخی‌ها، معنایی تازه پیدا خواهد کرد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 58 بازدید

نهمین نشست سازمان همکاری اسلامی درباره توانمندسازی زنان که به مدت دو روز در پاکستان برگزار شد، بدون حضور هیچ نماینده‌ای از افغانستان پایان یافت. در این نشست، سازمان همکاری اسلامی بر مشارکت زنان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی تاکید کرد و خواستار اجرای عملی تعهدات کشورهای عضو در زمینه توانمندسازی زنان شد. طارق علی بخیت، معاون دبیرکل سازمان همکاری اسلامی، گفت: «مسوولیت ما تنها به تصویب این قطعنامه محدود نمی‌شود، بلکه باید از طریق همکاری مستمر، تأمین منابع کافی و تعهد سیاسی پایدار، اجرای مؤثر آن را تضمین کنیم.» این نشست دو روزه از سوی سازمان همکاری اسلامی و وزارت حقوق بشر پاکستان برگزار شد. گسترش فرصت‌های آموزشی، تقویت ظرفیت‌ها و توانمندسازی زنان از محورهای اصلی گفتگوها بود. اعظم نذیر تار، وزیر قانون و حقوق بشر پاکستان، گفت کشورهایی که زنان را از روند ملت‌سازی و توسعه کنار می‌گذارند، نمی‌توانند به پیشرفت دست یابند. او افزود: «میلیون‌ها زن و دختر همچنان با موانعی روبرو هستند که فرصت‌های آنان را محدود و مشارکت کامل‌شان را در توسعه ملی کاهش می‌دهد. وظیفه ما تنها به رسمیت شناختن این واقعیت‌ها نیست، بلکه باید برای تغییر آن اقدام کنیم.» این نشست در حالی برگزار شد که زنان و دختران افغانستان پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، از حق آموزش، تحصیل و کار محروم شده‌اند. همچنین هیچ زنی در کابینه یا در میان مقام‌های ارشد دولتی حضور ندارد. شماری از عالمان دین نیز در این نشست بر نقش زنان در جامعه از دیدگاه اسلام تاکید کردند. در این نشست نزدیک به ۱۹۰ نماینده از ۵۷ کشور عضو سازمان همکاری اسلامی حضور داشتند و درباره گسترش دسترسی زنان به آموزش، خدمات بهداشتی، اشتغال، کارآفرینی، خدمات مالی، فناوری، فرصت‌های دیجیتال و تقویت همکاری میان کشورهای عضو گفتگو کردند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 53 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد، با ابراز نگرانی از افزایش جرم‌های خشونت‌آمیز در افغانستان گفته است که زنان، کودکان و دیگر افراد آسیب‌پذیر، بیش‌ترین قربانیان نبود حاکمیت قانون، فروپاشی نظام عدالت و گسترش فرهنگ معافیت از مجازات در این کشور هستند. آقای فایق امروز (دوشنبه، ۲۲ سرطان) در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که افزایش نگران‌کننده‌ی قتل‌های مرموز، تجاوز جنسی، آدم‌ربایی، اعدام‌های فراقضایی، ازدواج‌های اجباری و دیگر جرم‌های خشونت‌آمیز در افغانستان، پیامد مستقیم نبود حاکمیت قانون، تضعیف نظام عدالت و گسترش فرهنگ معافیت از مجازات است. وی در ادامه تاکید کرده است که امنیت واقعی تنها به معنای نبود جنگ یا درگیری مسلحانه نیست، بلکه زمانی تتمین می‌شود که شهروندان در سایه حاکمیت قانون، عدالت و پاسخ‌گویی، بدون هراس از قتل، تجاوز، آدم‌ربایی و خشونت زندگی کنند. سرپرست نمایندگی افغانستان افزوده است: «امروز بیش از هر زمان دیگری از چنین امنیتی محروم است و در این میان، زنان، کودکان و دیگر شهروندان آسیب‌پذیر، سنگین‌ترین بهای این وضعیت را می‌پردازند.» قابل ذکر است که پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در ۲۰۲۱ میلادی، محدودیت‌ها علیه زنان و دختران به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. همچنین  حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب