نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ساعت قبل - 35 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان یکی از پایین‌ترین نرخ‌های سواد زنان را در جهان دارد. استیفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل به نقل از گزارش یونیسف، در یک کنفرانس خبری گفته است که ممکن است افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۲۰ هزار معلم زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند صحی را به دلیل محدودیت‌ها از دست بدهد. آقای دوجاریک در این نشست خبری تاکید کرده است که ممنوعیت آموزش و کار زنان همچنان ادامه دارد. یونیسف می‌گوید این محدودیت‌ها همین اکنون نیز سالانه حدود ۸۴ میلیون دالر زیان اقتصادی برای کشور به‌همراه دارد. همچنین سازمان ملل به درگیری میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان اشاره کرده و افزوده که حمله پاکستان بر کنر هفت کشته و ۷۹ زخمی، شامل ۱۳ زن و ۳۲ کودک، برجا گذاشته است. طبق گزارش، تا کنون بیش از ۱۰۰ هزار تن در نتیجه این درگیری‌ها بی‌جا شده‌اند. در حالی سازمان ملل متحد از محدودیت‌ها انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 7 بازدید

خانواده به‌عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، نقش اساسی در شکل‌گیری شخصیت، ارزش‌ها و سلامت روانی افراد دارد. در میان عوامل مختلفی که به استحکام روابط خانوادگی کمک می‌کنند، تغذیه و به‌ویژه سفره مشترک جایگاه ویژه‌ای دارند. غذا خوردن صرفاً یک نیاز زیستی نیست، بلکه رفتاری فرهنگی و اجتماعی است که می‌تواند پیوندهای عاطفی را تقویت کند و زمینه تعامل و همدلی میان اعضای خانواده را فراهم سازد. در این مقاله، نقش تغذیه و صرف غذا به‌صورت مشترک در افزایش همبستگی خانوادگی بررسی می‌شود. تغذیه فراتر از نیاز جسمی تغذیه در نگاه نخست، فرآیندی برای تأمین انرژی و مواد مورد نیاز بدن است؛ اما در سطحی عمیق‌تر، دارای ابعاد فرهنگی، روانی و اجتماعی نیز می‌باشد. نوع غذا، شیوه تهیه، زمان مصرف و حتی نحوه نشستن بر سر سفره، همگی بازتابی از فرهنگ و سبک زندگی یک خانواده هستند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، غذا وسیله‌ای برای ابراز محبت و توجه است. مادری که برای خانواده غذا می‌پزد یا پدری که در خرید مواد غذایی مشارکت می‌کند، در واقع به‌صورت غیرمستقیم علاقه و مسئولیت‌پذیری خود را نشان می‌دهد. این تعاملات، حس تعلق و امنیت را در میان اعضای خانواده تقویت می‌کند. مفهوم سفره مشترک سفره مشترک به معنای گردهم آمدن اعضای خانواده در یک زمان مشخص برای صرف غذا است. این سنت که در بسیاری از جوامع، به‌ویژه جوامع شرقی، ریشه‌ای عمیق دارد، فرصتی ارزشمند برای ارتباط‌گیری و گفت‌وگو فراهم می‌کند. در دنیای مدرن امروز، با افزایش مشغله‌های کاری، استفاده بیش از حد از فناوری و تغییر سبک زندگی، این سنت در بسیاری از خانواده‌ها کمرنگ شده است. گاهی هر یک از اعضای خانواده در زمان‌های مختلف و به‌صورت جداگانه غذا می‌خورند که این امر می‌تواند به کاهش تعاملات خانوادگی منجر شود. نقش سفره مشترک در تقویت روابط عاطفی یکی از مهم‌ترین کارکردهای سفره مشترک، ایجاد فرصت برای گفت‌وگوی صمیمانه میان اعضای خانواده است. در طول روز، افراد ممکن است فرصت کافی برای صحبت با یکدیگر نداشته باشند، اما زمان صرف غذا می‌تواند به فضایی امن برای بیان احساسات، مشکلات و تجربیات روزانه تبدیل شود. این گفت‌وگوها به درک متقابل کمک می‌کنند و موجب می‌شوند اعضای خانواده نسبت به یکدیگر همدل‌تر و حساس‌تر شوند. کودکان به‌ویژه از این فضا بهره زیادی می‌برند، زیرا می‌توانند احساسات خود را بیان کنند و از حمایت عاطفی والدین برخوردار شوند. تأثیر سفره مشترک بر تربیت فرزندان سفره مشترک نقش مهمی در آموزش ارزش‌ها و مهارت‌های اجتماعی به کودکان دارد. در این فضا، کودکان می‌آموزند که به نوبت صحبت کنند، به دیگران احترام بگذارند و آداب اجتماعی را رعایت کنند. همچنین والدین می‌توانند از این فرصت برای انتقال مفاهیم اخلاقی و فرهنگی استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است کودکانی که به‌طور منظم همراه خانواده غذا می‌خورند، از نظر تحصیلی موفق‌تر هستند و کمتر در معرض رفتارهای پرخطر قرار می‌گیرند. این کودکان معمولاً اعتمادبه‌نفس بیشتری دارند و روابط اجتماعی سالم‌تری برقرار می‌کنند. تأثیر تغذیه سالم بر روابط خانوادگی تغذیه سالم نه‌تنها بر سلامت جسمانی تأثیر دارد، بلکه می‌تواند بر وضعیت روانی و روابط خانوادگی نیز اثرگذار باشد. مصرف غذاهای سالم و متعادل می‌تواند سطح انرژی و خلق‌وخو را بهبود بخشد که این امر به کاهش تنش‌ها و افزایش تعاملات مثبت در خانواده کمک می‌کند. از سوی دیگر، مشارکت اعضای خانواده در تهیه غذا نیز می‌تواند به تقویت همکاری و همدلی منجر شود. برای مثال، آشپزی مشترک میان والدین و فرزندان می‌تواند به فعالیتی لذت‌بخش و آموزشی تبدیل شود. چالش‌های معاصر با وجود اهمیت سفره مشترک، عوامل متعددی در دنیای امروز مانع تحقق آن می‌شوند. اشتغال طولانی‌مدت والدین، استفاده بیش از حد از تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی، و تغییر الگوهای زندگی از جمله این عوامل هستند. یکی از چالش‌های مهم، حضور فناوری هنگام غذا خوردن است. بسیاری از افراد در زمان صرف غذا مشغول استفاده از تلفن همراه یا تماشای تلویزیون هستند که این امر مانع از برقراری ارتباط مؤثر می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر اعضای خانواده در کنار یکدیگر باشند، تعامل واقعی شکل نمی‌گیرد. راهکارها برای احیای سنت سفره مشترک و بهره‌مندی از مزایای آن می‌توان اقداماتی ساده اما مؤثر انجام داد: تعیین زمان مشخص برای صرف غذا به‌صورت خانوادگی، حتی اگر فقط یک وعده در روز باشد. حذف یا محدود کردن استفاده از وسایل الکترونیکی هنگام غذا خوردن. مشارکت دادن همه اعضای خانواده در تهیه و آماده‌سازی غذا. ایجاد فضایی صمیمی و بدون تنش برای گفت‌وگو. توجه به کیفیت تغذیه و انتخاب غذاهای سالم. این اقدامات می‌توانند به‌تدریج فرهنگ سفره مشترک را در خانواده تقویت کنند و روابط میان اعضا را بهبود بخشند. ابعاد فرهنگی و اجتماعی سفره مشترک در بسیاری از فرهنگ‌ها نماد وحدت، همدلی و برابری است. در فرهنگ‌های سنتی، نشستن دور یک سفره نشان‌دهنده احترام متقابل و پذیرفتن یکدیگر است. این سنت می‌تواند پلی میان نسل‌ها باشد و ارزش‌های فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند. همچنین مهمان‌نوازی، که یکی از ویژگی‌های برجسته بسیاری از جوامع است، اغلب در قالب غذا و سفره مشترک تجلی می‌یابد. این امر نشان می‌دهد که غذا نقش مهمی در تقویت روابط اجتماعی فراتر از خانواده نیز دارد. نتیجه‌گیری تغذیه و سفره مشترک، فراتر از یک نیاز روزمره، ابزارهایی قدرتمند برای تقویت همبستگی خانوادگی هستند. در دنیای پرمشغله امروز، بازگشت به این سنت ساده می‌تواند تأثیرات عمیقی بر روابط عاطفی، تربیت فرزندان و سلامت روان اعضای خانواده داشته باشد. با ایجاد فرصت برای گردهم آمدن، گفت‌وگو و تعامل، سفره مشترک می‌تواند به کانونی برای محبت، درک متقابل و همدلی تبدیل شود. بنابراین توجه به این جنبه از زندگی خانوادگی، نه‌تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ و تقویت بنیان خانواده است.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 40 بازدید

وزارت دفاع بریتانیا از پناه‌جویان افغانستانی که نامه‌ی پذیرش این کشور را دارند، خواست خودشان راهی برای خروج از افغانستان پیدا کنند. لوک پولارد، در نامه‌ای به پارلمان بریتانیا نوشته است که نزدیک به ۹ هزار افغانستانی واجد شرایط انتقال به بریتانیا و منتظر جابه‌جایی‌ هستند. آقای پولارد در کنار آن تاکید کرد که این افراد هیچ کمکی از سوی بریتانیا برای خروج از افغانستان دریافت نخواهند کرد. وزیر دفاع بریتانیا در ادامه افزوده است که این افراد «هر زمان که بتوانند، باید خود را به یک کشور ثالث برسانند» و در آن‌جا تا سال ۲۰۲۸ میلادی، کمک‌های مربوط به مسکن و ویزا دریافت خواهند کرد. وی تصریح کرد که برخی از افراد واجد شرایط، امسال خودشان به کشورهای ثالث مانند پاکستان رفته‌اند. او تصریح کرد: «پس از مشاهده شواهد بیشتر از جابه‌جایی‌های موفق شخصی، و پس از ارزیابی دوباره خطرات این گروه و عوامل دیگر، از جمله صرفه‌جویی برای مالیه‌دهندگان، تصمیم گرفته‌ایم به کمک‌ها در داخل افغانستان برای خروج پایان دهیم.» همچنین اداره حسابرسی ملی بریتانیا در ماه مارچ اعلام کرده بود اگر روند انتقال افغانستانی‌ها سرعت نگیرد، دولت نزدیک به سه سال دیگر زمان نیاز خواهد داشت تا همه افرادی را که پناه در بریتانیا به آنان وعده داده شده منتقل کند. برنامه‌های اسکان مجدد افغانستانی‌ها در ماه جولای سال گذشته به روی متقاضیان جدید بسته شد. اندکی بعد از آن فاش شد که وزارت دفاع بریتانیا مسوول یک نشت گسترده اطلاعاتی درباره مشخصات متقاضیان بوده است؛ رخدادی که به گفته این وزارتخانه، جان هزاران نفر را به خطر انداخت. این خانواده‌ها به دلیل همکاری سابق خود با نیروهای بریتانیایی در افغانستان، یا به دلیل افشای اطلاعات‌شان، واجد شرایط انتقال به بریتانیا شناخته شده‌اند. همچنین سارا دی یونگ، از بنیان‌گذاران ائتلاف «سُلحه» که به مترجمان نظامی پیشین افغانستان کمک می‌کند، گفت: «اعلام وزارت دفاع برای توقف حمایت در داخل افغانستان جهت خروج امن، برای افغان‌هایی که پیشنهاد انتقال دارند شوک کامل خواهد بود. این‌که برخی توانسته‌اند فرار کنند، به این معنا نیست که این گزینه برای همه در دسترس است.» وی در ادامه تاکید کرده است: «کسانی که نمی‌توانند برای گرفتن اسناد از مخفیگاه بیرون شوند و توان مالی پرداخت هزینه‌های بسیار بالای ویزا را ندارند، اکنون رها شده‌اند. این بیانیه همچنین مشکلات امنیتی جاری میان پاکستان و افغانستان را نادیده می‌گیرد؛ مسأله‌ای که جابه‌جایی مستقل را حتی دشوارتر می‌کند.»

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 34 بازدید

نمایند‌گی اتحادیه اروپا در افغانستان به حمله نظامی پاکستان بر ولایت کنر و دانشگاه «سیدجمال‌الدین افغان»، واکنش نشان داده و گفته است که مراکز آموزشی نباید هدف حملات قرار گیرند. اتحادیه اروپا امروز (چهارشنبه، ۹ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که قوانین بین‌المللی باید مورد احترام قرار گیرد و از غیرنظامیان حفاظت شود. این در حالی است که پاکستان دو روز پیش حملات توپخانه‌ای بر شهر اسعدآباد، مرکز کنر، و همچنان ولسوالی‌های دانگام و شیلتن انجام داد که گفته می‌شود در آن حدود هفت تن کشته و ۷۵ تن دیگر زخمی شدند. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان نیز روز گذشته گفته بود که مراکز آموزشی نباید هدف حمله قرار گیرند. این نهاد تاکید کرده است که در این حملات ده‌ها تن کشته و زخمی شده‌اند. براساس معلومات مسوولان محلی حکومت سرپرست، دانشگاه سیدجمال‌الدین افغان در شهر اسعدآباد، مرکز ولایت کنر مورد حمله قرار گرفته و شماری از دانشجویان زخمی شده‌اند. همچنان در این حملات خسارات سنگین بر دانشگاه و دیگر موارد وارد شده است.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 30 بازدید

سفارت بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که ادامه محدودیت‌ها آینده همه مردم افغانستان را به خطر می‌اندازد. این سفارت در واکنش به گزارش تازه یونیسف درباره کاهش شمار معلمان و کارمندان صحی زن در افغانستان، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اطلاعات ارائه شده از سوی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل نگران‌کننده بوده و نشان می‌دهد که سیاست‌های محدودکننده چه آسیب‌های بلندمدتی در افغانستان ایجاد کرده است. سفارت بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌ها در برابر آموزش دختران و کار زنان، آینده همه مردم افغانستان را به خطر می‌اندازد و این اقدامات محدود‌کننده باید هر چه زودتر لغو شود. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل روز گذشته (سه‌شنبه، ۸ ثور) هشدار داده بود که ادامه محدودیت‌ها بر آموزش دختران و کار زنان در افغانستان می‌تواند کشور را تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۲۵ هزار معلم و کارمند زن در بخش صحت روبرو کند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 33 بازدید

فیفا یا فدراسیون جهانی فوتبال در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به تیم فوتبال زنان پناه‌جوی افغانستان اجازه داده است تا در رقابت‌های بین‌المللی تحت نظارت این نهاد شرکت کند. فیفا با نشر اعلامیه گفته است که این تصمیم، در نشست شورای فیفا در شهر ونکوور کانادا اتخاذ شده و براساس آن، تیم «زنان افغان متحد» (Afghan Women United) به‌عنوان یک تیم واجد شرایط به‌رسمیت شناخته شده است. در گزارش‌ها آمده است، این تیم که متشکل از بازیکنان پناه‌جوی افغانستانی است، پس از ترک افغانستان در پی محدودیت‌ها، در کشورهای مختلف از جمله استرالیا، امریکا و اروپا به فعالیت خود ادامه داده‌اند. همچنین اعلامیه به نقل از جیانی اینفانتینو، رییس فیفا نوشته است که این تصمیم به هدف فراهم‌سازی فرصت برای تیم‌هایی اتخاذ شده که امکان ثبت تیم ملی رسمی در رقابت‌های فیفا را ندارند. قابل ذکر است که تیم زنان افغانستان نمی‌تواند در رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۷ برازیل شرکت کند، اما امکان حضور در رقابت‌های انتخابی المپیک ۲۰۲۸ لاس‌آنجلس را خواهد داشت. نخستین گام برای به‌رسمیت شناختن این تیم در سال گذشته برداشته شد؛ زمانی که آن‌ها در یک تورنمنت در مراکش به میدان رفتند. تیم فوتبال زنان افغانستان آخرین بار در سال ۲۰۱۸ میلادی به‌صورت رسمی بازی کرده بود. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، ورزش زنان در کشور ممنوع شد و بسیاری از بازیکنان، کشور را ترک کردند.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 40 بازدید

کتاب جنس دوم اثر سیمون دوبووار، از آن دست آثاری‌ست که تنها در قفسه کتابخانه‌ها نمی‌ماند، بلکه وارد ذهن و زمانه می‌شود. این کتاب یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین نوشته‌های فلسفی و اجتماعی قرن بیستم است؛ اثری که نه‌تنها در قلمرو مطالعات زنان، بلکه در فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و ادبیات نیز جایگاهی استوار و ماندگار یافته است. نخستین‌بار در سال ۱۹۴۹ در فرانسه منتشر شد و خیلی زود به کتابی بحث‌برانگیز، پرفروش و جریان‌ساز بدل گشت. دوبووار در این اثر می‌کوشد به پرسشی بنیادین پاسخ دهد: چرا زن در طول تاریخ به «دیگری» فروکاسته شده و چگونه ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی، او را در موقعیتی فرودست نگاه داشته‌اند؟ جمله مشهور او که می‌گوید: «زن، زن زاده نمی‌شود، بلکه زن می‌شود» نه فقط یک عبارت، بلکه خلاصه جهان‌بینی اوست؛ جمله‌ای که در تاریخ اندیشه طنین انداخته است. سیمون دوبووار در سال ۱۹۰۸ در فرانسه زاده شد و در سال ۱۹۸۶ چشم از جهان فروبست. او فیلسوف، نویسنده، روشنفکر و کنشگر اجتماعی بود و بیش از هر چیز به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته مکتب اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود. نام او در کنار ژان پل سارتر بارها در تاریخ فلسفه تکرار شده، اما دوبووار هرگز در سایه هیچ نامی نایستاد. او صدایی مستقل، اندیشه‌ای جسور و قلمی نافذ داشت. در کنار رمان‌نویسی، خاطره‌نگاری و نوشتن مقالات اجتماعی، همواره دغدغه آزادی انسان، مسئولیت فردی و عدالت را با خود حمل می‌کرد. اگرچه آثار متعددی نوشت، اما جنس دوم همان کتابی‌ست که نام او را جاودانه ساخت. محور اصلی این کتاب، واکاوی جایگاه زن در تاریخ و جامعه است. دوبووار می‌پرسد چرا در بیشتر جوامع، مرد معیار اصلی انسان بودن شمرده شده و زن در نسبت با مرد تعریف شده است؟ چرا مرد «سوژه» است و زن «دیگری»؟ او با دقتی فلسفی و نگاهی موشکافانه نشان می‌دهد که فرودستی زنان نه تقدیری طبیعی است و نه نتیجه تفاوت‌های زیستی؛ بلکه حاصل قرن‌ها ساختار فرهنگی، اقتصادی، دینی و اجتماعی است. به بیان دیگر، تفاوت میان زن و مرد آن‌گاه به نابرابری بدل می‌شود که جامعه آن را به ابزار سلطه تبدیل کند. جنس دوم اثری گسترده و پژوهشی است و معمولاً در دو جلد منتشر می‌شود. در جلد نخست، دوبووار به واقعیت‌ها و اسطوره‌ها می‌پردازد. او سراغ زیست‌شناسی، روان‌کاوی، تاریخ و روایت‌های فرهنگی می‌رود و نظریه‌هایی را که فرودستی زنان را امری طبیعی جلوه می‌دهند، به نقد می‌کشد. همچنین تصویر زن را در دین، اسطوره، ادبیات و تخیل مردانه بررسی می‌کند؛ زنانی که گاه فرشته‌اند، گاه اغواگر، گاه مادر مقدس و گاه موجودی رازآلود، اما کمتر انسانی مستقل. در جلد دوم، نگاه او به تجربه زیسته زنان معطوف می‌شود؛ از کودکی و نوجوانی گرفته تا عشق، ازدواج، مادری، کار، پیری و استقلال. او نشان می‌دهد چگونه جامعه از نخستین سال‌های زندگی، نقش‌هایی از پیش‌نوشته‌شده را به دختران می‌آموزد و آنان را برای پذیرش محدودیت‌ها آماده می‌سازد. این بخش از کتاب، از زنده‌ترین و ملموس‌ترین قسمت‌های آن است؛ جایی که فلسفه با زندگی روزمره دست می‌دهد. سبک نوشتار دوبووار در این اثر، آمیزه‌ای‌ست از اندیشه و ادبیات. او تنها نظریه‌پرداز نیست؛ روایت‌گر نیز هست. با مثال‌هایی از تاریخ، زندگی روزمره، ادبیات و تجربه انسانی، استدلال‌های خود را جان می‌بخشد. نثر کتاب جدی، دقیق و متفکرانه است، اما در بخش‌هایی نیز رنگی شاعرانه و تأثیرگذار می‌گیرد. دوبووار توانایی کم‌نظیری در پیوند دادن مفاهیم فلسفی با رنج‌ها و واقعیت‌های ملموس زندگی دارد. از همین رو، کتاب هم برای مخاطب دانشگاهی خواندنی است و هم برای خواننده‌ای که در جست‌وجوی فهم عمیق‌تر جهان پیرامون خویش است. مهم‌ترین ایده کتاب آن است که زن بودن، سرنوشتی از پیش نوشته‌شده نیست. جامعه از طریق آموزش، خانواده، فرهنگ، زبان و قانون، «زن بودن» را تعریف می‌کند و به دختران می‌آموزد چگونه رفتار کنند، چه آرزوهایی داشته باشند و کدام مرزها را طبیعی بپندارند. دوبووار این ساختار را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد بسیاری از آن‌چه طبیعی می‌نماید، در حقیقت تاریخی و ساخته‌شده است. ایده محوری دیگر، مفهوم زن به‌عنوان «دیگری» است. در طول تاریخ، مرد معیار انسان کامل معرفی شده و زن موجودی فرعی، وابسته و تعریف‌شده در نسبت با او دانسته شده است. دوبووار این نگاه را یکی از ریشه‌های اصلی نابرابری می‌داند. او می‌نویسد زن نه به‌سبب ذات خویش، بلکه به‌سبب نگاهی که بر او تحمیل شده، به حاشیه رانده شده است. از نظر او، انسان زمانی به حقیقت وجود خویش نزدیک می‌شود که امکان انتخاب داشته باشد. زنان نیز باید از استقلال اقتصادی، حق تصمیم‌گیری و مشارکت اجتماعی برخوردار باشند تا بتوانند زندگی اصیل‌تری بسازند. در همین چارچوب، دوبووار در بخش‌هایی از کتاب، ازدواج سنتی را نیز نقد می‌کند؛ نهادی که در بسیاری موارد، زن را در مدار وابستگی و محدودیت نگه می‌دارد، به‌ویژه هنگامی که از استقلال مالی محروم باشد. جنس دوم یکی از پایه‌های فکری موج دوم فمینیسم در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به شمار می‌رود. بسیاری از فعالان حقوق زنان در اروپا و آمریکا از این کتاب الهام گرفتند. مباحثی چون حق کار، حق انتخاب، استقلال اقتصادی، حقوق باروری و نقد نقش‌های جنسیتی، با تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم این اثر گسترش یافتند. این کتاب همچنین راه را برای شکل‌گیری رشته‌هایی چون مطالعات زنان، مطالعات جنسیت و نقد فمینیستی ادبیات هموار کرد. هنوز هم در دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود و از متون کلاسیک علوم انسانی است. با همه عظمتش، این کتاب از نقد نیز دور نمانده است. برخی منتقدان معتقدند دوبووار بیشتر تجربه زنان طبقه متوسط اروپایی را بازتاب داده و به تفاوت‌های نژادی، طبقاتی و فرهنگی کمتر پرداخته است. برخی دیگر می‌گویند او در بخش‌هایی از کتاب، مادری و خانه‌داری را بیش از اندازه محدودکننده توصیف کرده و تجربه مثبت بسیاری از زنان را نادیده گرفته است. گروهی نیز حجم کتاب و پیچیدگی مباحث آن را برای مخاطب عمومی دشوار می‌دانند. افزون بر این، بعضی تحلیل‌ها متعلق به فضای اجتماعی دهه ۱۹۴۰ است و امروز نیازمند بازخوانی و بازتفسیر به نظر می‌رسد. با این‌همه، حتی منتقدان نیز معمولاً اهمیت تاریخی و فکری آن را انکار نمی‌کنند. با گذشت دهه‌ها از انتشار، جنس دوم همچنان زنده و خواندنی است، زیرا پرسش‌هایی که طرح می‌کند هنوز بی‌پاسخ نمانده‌اند: چگونه جامعه نقش‌های جنسیتی را می‌سازد؟ چرا فرصت‌ها میان زنان و مردان برابر نیست؟ آزادی فردی در برابر سنت چه جایگاهی دارد؟ چگونه می‌توان انسان را ورای قالب‌های تحمیلی دید؟ این پرسش‌ها هنوز در بسیاری از جوامع جاری‌اند و به همین دلیل کتاب همچنان تازه می‌نماید. این اثر به ده‌ها زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن در جهان به فروش رسیده است. در زبان فارسی نیز ترجمه‌های گوناگونی از آن منتشر شده و همواره مورد توجه دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان فلسفه، جامعه‌شناسی و مسائل زنان بوده است. جنس دوم برای کسانی مناسب است که به حقوق زنان، فلسفه، جامعه‌شناسی، تاریخ فرهنگی، نقد ادبی و ریشه‌های نابرابری اجتماعی علاقه دارند. اگر کسی تنها در پی رمانی سرگرم‌کننده باشد، شاید این کتاب انتخاب نخست او نباشد؛ اما برای خواننده‌ای که می‌خواهد عمیق‌تر بیندیشد و جهان را از زاویه‌ای تازه ببیند، اثری گران‌سنگ است. در نهایت، جنس دوم فقط کتابی درباره زنان نیست؛ کتابی درباره انسان، آزادی و سازوکار قدرت است. سیمون دوبووار با نگاهی جسور، قلمی روشن و ذهنی کاوشگر نشان می‌دهد چگونه نابرابری‌ها ساخته می‌شوند و چگونه می‌توان آن‌ها را به پرسش گرفت. این اثر، هم سندی تاریخی از مبارزات فکری قرن بیستم است و هم متنی زنده برای گفت‌وگوهای امروز. به همین دلیل، هنوز نیز یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین کتاب‌های جهان به شمار می‌رود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 42 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل می‌گویند یک زن در این شهر، با «نواسه مامایش» دعوای حقوقی داشته، در مرکز این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) گفته‌اند که این رویداد در منطقه خیرخانه کابل از مرکز شهر کابل رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن «بدریه» نام داشته و او باشنده اصلی ولایت بدخشان بوده است. منبع در ادامه افزوده است که این زن هنگام رفتن به سمت محکمه مورد تیراندازی قرار گرفته و به قتل رسیده است. همچنین رسانه‌های محلی گزارش داده‌اند که جسد این زن به طب عدلی انتقال داده شده است. در گزارش رسانه‌ها آمده است که نیروهای امنیتی حکومت سرپرست، وکیل مدافع این زن را بازداشت کرده‌اند. منابع خاطرنشان می‌کنند که این زن با شوهر سابق خود نیز دعوای حقوقی داشته و از وی جدا شده بود. این در حالی است که روز گذشته چهار عضو یک خانواده توسط افراد ناشناس در مرکز لوگر به قتل رسیدند. قابل ذکر است که قتل‌های مرموز و سرقت‌های مسلحانه در روزهای اخیر افزایش یافته است.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 107 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که ممنوعیت آموزش و کار زنان و دختران توسط حکومت سرپرست، سالانه ۵.۳ میلیارد افغانی، معادل ۸۴ میلیون دالر آمریکایی، به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که این مقدار، معادل ۰.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افغانستان در سال ۲۰۲۳ میلادی است. در گزارش آمده است که این ضررها به مرور زمان انباشته می‌شوند و مسیر رشد آینده‌ی کشور را کاهش داده و چشم‌انداز بهبود پایدار را تضعیف می‌کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد گفته است فراتر از ضررهای کلان اقتصادی، فوری‌ترین خطر، فرسایش سیستم‌های آموزشی و صحی در افغانستان است. این نهاد افزوده است که بدون ورود زنان و دختران جوان به نیروی کار ماهر، این بخش‌ها با کمبود فزاینده‌ی نیروی کار در آینده مواجه خواهند شد که مستقیما بر دسترسی زنان و کودکان به خدمات تأثیر خواهد گذاشت. یونیسف گفته است که وخامت وضعیت ناشی از این کار، بر سلامت مادران و کودکان تأثیر می‌گذارد و هزینه‌های بین‌نسلی را به همراه خواهد داشت که بسیار فراتر از بحران فعلی است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که از سال ۲۰۲۴ میلادی تا اکنون ۳.۸ میلیون دختر هفت تا ۱۸ ساله در افغانستان از دسترسی به مکتب محروم مانده‌اند که شامل ۲.۶ میلیون دختر نوجوان می‌شود. یونیسف گفته است که در پنج سال گذشته، دست‌کم یک میلیون دختر مستقیما تحت تأثیر محدودیت‌های وضع‌شده از سوی طالبان بر آموزش متوسطه قرار گرفته‌اند. این نهاد هشدار داده است که اگر این محدودیت‌ها ادامه یابد، دختران محروم از آموزش در افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی از دو میلیون نفر فراتر خواهد رفت. حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را تا اطلاع ثانوی ممنوع کردند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 82 بازدید

وزارت عدلیه‌ی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هبت‌الله آخوندزاده، رهبر دولت «قانون مبلغین» را توشیح کرده است و این قانون در جریده رسمی شماره «۱۴۸۳» نشر شده است. این وزارت امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این قانون شامل یک مقدمه، سه باب، دو فصل و ۱۷ ماده است و وزارت امر به معروف و نهی از منکر مسوولیت تطبیق آن را به عهده دارد. در ماده ششم این قانون که شرایط و صفات «مبلغ» توضیح داده شده است، آمده است: «مبلغ باید مسلمان و حنفی‌مذهب باشد، مکلف (عاقل و بالغ) باشد و به چیزی که به آن دعوت می‌کند، علم داشته باشد.» همچنین در ماده دهم این قانون نیز آمده است که داعی یا مبلغ مکلف است که هنگام دعوت «ضوابط» ذیل را رعایت کند: «دعوت مطابق مذهب حنفی، اجتناب از بیان مسائل اختلافی فروعی، خودداری از بردن اشخاص نابالغ و زنان با خود در وقت دعوت، اداره نمودن مبلغین به رهبری علما.» براساس این قانون حکومت فعلی، پیروان سایر مذاهب اسلامی در افغانستان، از جمله شیعیان، برای تبلیغ، واجد شرایط دانسته نشده است. حکومت سرپرست در این قانون مبلغین را مکلف کرده‌اند: «در زمینه‌ی بیان فضیلت علم، آموزش ایمان و عقیده اهل سنت و جماعت، آموزش تمام عبادات، بیان فضیلت جهاد و ذکات، آموزش حقوق والدین، اولاد، همسایه، شوهر و خانم و حقوق عام زنان، بیان اطاعت امیر، فرضیت حجاب، اخلاق نیک، آداب مسجد و سایر مسایل مهم دعوت انجام دهند.» حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، تمام قوانین و مقررات افغانستان را براساس فقه حنفی تنظیم کرده و این مذهب را به‌عنوان مذهب رسمی افغانستان اعلام کرده‌اند. همچنین حکومت سرپرست رسیمت مذهب شیعه را در افغانستان لغو کرده‌ است و در موارد مختلف، پیروان این مذهب را مکلف به رعایت قوانین و مقررات خود مطابق فقه حنفی دانسته‌ است.

ادامه مطلب