نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

3 ساعت قبل - 48 بازدید

تلویزیون خصوصی تمدن در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با اولویت دادن به فعالیت در فضای مجازی، فعالیت خود را از سر می‌گیرد. این رسانه (شنبه‌شب، ۱۴ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است: «با وجود آن‌که از نظر فنی و اجرایی امکان ادامه نشرات ماهواره‌ای و فعالیت گسترده در صفحات مجازی خود را داشت، تا امروز بنا بر اصرار، پادرمیانی و توصیه‌ی علما، بزرگان، متنفذین و شخصیت‌های خیرخواه از ادامه‌‌ی نشرات خودداری کرده و خویشتن‌داری پیشه نموده بود.» در اعلامیه آمده است که هدف آن فراهم‌شدن زمینه‌ی حل مسالمت‌آمیز و آرام مشکلات بوده است. تلویزیون تمدن در ادامه تاکید کرده است: «پس از آنکه وزارت عدلیه‌ی حکومت سرپرست به اعمال فشار و استفاده از زور رو آورده و وارد حوزه علمیه خاتم‌النبیین شده و طلاب و استادان این مرکز علمی و دینی را مورد آزار، اذیت، برخورد نامناسب و بازداشت قرار داده‌اند، ادامه سکوت و خویشتن‌داری دیگر توجیهی ندارد.» این رسانه گفته است که «بر همین اساس، نشرات تلویزیون اسلامی تمدن، با اولویت فعالیت گسترده در فضای مجازی، از سر گرفته خواهد شد.» این در حالی است که نیروهای وزارت عدلیه‌ی حکومت فعلی به ساختمان حوزه علمیه خاتم‌النبیین در کابل هجوم بردند. تلویزیون تمدن در ادامه افزوده است: «از این پس، در راستای روشنگری افکار عمومی و دفاع از حقیقت، تمام اسناد، مدارک، مکاتبات، تعهدات، مذاکرات و مراسلات انجام‌شده با وزارت عدلیه و نیز جزئیات روندی را که به وضعیت کنونی انجامیده است، به‌صورت مستند در اختیار مردم قرار خواهد داد؛ تا افکار عمومی خود قضاوت کنند که چه کسی مسیر تفاهم و قانون را پیموده و چه کسی به تعهدات، حرمت‌ها و اصول مورد ادعا پشت کرده است.» حوزه علمیه خاتم‌النبیین، دانشگاه خاتم‌النبیین و تلویزیون تمدن، یک مجموعه‌ی مرتبط به هم هستند که توسط آیت‌الله محمدآصف محسنی، از عالمان دینی برجسته‌ی شیعیان ایجاد و پایه‌گذاری شده است.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 63 بازدید

وقتی صدای دروازه حویلی بلند می‌شود، «مریم» ناخودآگاه از کنار کلکین اتاقش دور می‌شود. نمی‌خواهد کسی ببیند که پشت کلکین ایستاده است. پدرش بارها به او گفته که بدون اجازه از اتاق بیرون نشود و با کسی که به خانه رفت‌وآمد ندارد، صحبت نکند. تلفن همراهی هم که زمانی تنها راه ارتباطش با دوستان و هم‌صنفی‌هایش بود، دیگر در اختیار او نیست. مریم می‌گوید پدرش بعد از اتفاقی که برای او افتاد، محدودیت‌ها را بیشتر کرد؛ رفت‌وآمد، صحبت با دوستان، استفاده از موبایل و حتی نشستن طولانی کنار کلکین برایش به موضوعی حساس تبدیل شده است. مریم ۲۲ ساله است و در کابل تا صنف دوازدهم درس خوانده است. هنوز چند کتاب و کتابچه از سال‌های مکتبش در گوشه اتاق نگه داشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر بار آنها را می‌بیند، روزهایی را به یاد می‌آورد که صبح‌ها یونیفورم مکتب می‌پوشید، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و همراه دختران دیگر راهی مکتب می‌شد. آن روزها برایش عادی بود که درباره آینده حرف بزند. می‌خواست بعد از فراغت از مکتب دانشگاه برود و در رشته‌ای که دوست داشت تحصیل کند، اما وقتی محدودیت‌ها بر آموزش دختران افزایش یافت، درهای دانشگاه نیز به روی او بسته شد. مریم می‌گوید آن زمان هنوز فکر می‌کرد شاید شرایط تغییر کند و بتواند درسش را ادامه دهد؛ اما چند سال گذشته و دفترچه‌های درسی‌اش همچنان در اتاق مانده‌اند. مشکل اصلی مریم اما تنها ناتمام ماندن درس‌هایش نبود. در خانواده‌ای که تصمیم‌های مهم زندگی بیشتر از سوی بزرگ‌ترها گرفته می‌شود، موضوع ازدواج به میان آمد. پدرش می‌خواست او را به مردی ۳۵ ساله شوهر بدهد. مریم این مرد را برای زندگی مشترک انتخاب نکرده بود و نمی‌خواست با او ازدواج کند. او به پسرخاله‌اش علاقه داشت و می‌خواست اگر قرار است ازدواج کند، با کسی باشد که خودش می‌شناسد و دوستش دارد. مریم می‌گوید چند بار تلاش کرد خواسته‌اش را به پدرش بگوید، اما پاسخ روشنی که می‌خواست نشنید. در فضای خانواده، حرف پدر تصمیم نهایی شمرده می‌شد و مخالفت یک دختر با تصمیمی که درباره ازدواجش گرفته شده بود، به آسانی پذیرفته نمی‌شد. ازدواج، تصمیمی است که سال‌ها از زندگی یک انسان را در بر می‌گیرد و وقتی بدون رضایت و انتخاب او تعیین شود، می‌تواند احساس بی‌اختیاری، ترس و فشار روانی را بیشتر کند. برای مریم نیز مسئله فقط انتخاب یک همسر نبود؛ او احساس می‌کرد اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش از او گرفته شده است. مریم می‌گوید هرچه صحبت‌ها درباره ازدواج بیشتر می‌شد، فشار روحی او نیز بیشتر می‌شد. او نمی‌خواست زندگی‌اش را با مردی آغاز کند که انتخاب خودش نبود، اما احساس می‌کرد راه دیگری نیز پیش رویش قرار ندارد. در روزهایی که موضوع ازدواج جدی‌تر شده بود، مریم به اندازه‌ای تحت فشار قرار گرفت که اقدام به خودکشی کرد. خانواده او را به داکتر رساندند و پس از درمان، جانش نجات یافت. مریم از آن روز با جزئیات زیادی صحبت نمی‌کند. تنها می‌گوید آن لحظه به این فکر می‌کرد که دیگر توان تحمل فشارهایی را که بر او وارد می‌شد، ندارد. او زنده ماند، اما به گفته خودش، بعد از برگشتن از شفاخانه زندگی برایش آسان‌تر نشد. برخلاف چیزی که مریم انتظار داشت، پس از بازگشت به خانه، پدرش محدودیت‌های بیشتری بر او اعمال کرد. پدر نگران بود که دخترش دوباره دست به کاری بزند و به همین دلیل رفت‌وآمد او را محدود کرد. اما مریم می‌گوید این محدودیت‌ها برای او به نوع دیگری از فشار تبدیل شده است. او حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند و اگر بخواهد از خانه بیرون برود، باید اجازه بگیرد. دوستان قدیمی‌اش را کمتر می‌بیند و ارتباطش با هم‌صنفی‌های سابق تقریباً قطع شده است. او می‌گوید: «بعد از مکتب دیگر زندگی‌ام همان زندگی قبلی نبود.» این دختر جوان در خانه نیز احساس آرامش نمی‌کند. می‌گوید برخوردهای خشن و تند پدر و دیگر اعضای خانواده در برخی مواقع او را بیشتر از قبل تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی یک بحث کوچک در خانه به مشاجره تبدیل می‌شود و او ترجیح می‌دهد سکوت کند تا وضعیت بدتر نشود. مریم می‌گوید در چنین لحظاتی به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و تا زمانی که فضای خانه آرام شود، بیرون نمی‌آید. در خانواده‌های زیادی در افغانستان، موضوع ازدواج دختران تنها یک تصمیم فردی نیست؛ خواست خانواده، نظر پدر، وضعیت اقتصادی، حرف مردم و مناسبات میان خانواده‌ها نیز در آن دخیل است. مریم هم در میان همین فشارها قرار گرفته است. او می‌گوید هیچ‌وقت نگفته بود که نمی‌خواهد ازدواج کند؛ تنها می‌خواست درباره کسی که قرار است با او سال‌های زندگی‌اش را بگذراند، خودش نیز حق انتخاب داشته باشد. وقتی از پسرخاله‌اش صحبت می‌کند، صدایش آرام‌تر می‌شود. می‌گوید او را از قبل می‌شناخت و تصور می‌کرد اگر روزی ازدواج کند، زندگی در کنار کسی که با او آشنایی دارد برایش قابل تحمل‌تر خواهد بود. اما این خواسته با تصمیم پدرش همخوانی نداشت. مریم می‌گوید حتی فرصت پیدا نکرد که خواسته‌اش را به شکل جدی و آرام با خانواده مطرح کند و درباره آینده‌اش گفت‌وگویی داشته باشد که نظر خودش نیز در آن اهمیت داشته باشد. حالا چند سال از فراغت او از مکتب گذشته است. دخترانی که با او یک‌جا صنف می‌خواندند، هرکدام راهی جداگانه پیدا کرده‌اند؛ بعضی ازدواج کرده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی نیز به کارهای مختلف روی آورده‌اند. مریم اما بیشتر روزها در خانه پدرش است. نه دانشگاهی در انتظارش است و نه کاری که بتواند از طریق آن درآمد داشته باشد. تلفن همراه ندارد تا با دوستانش صحبت کند و اجازه رفت‌وآمد آزادانه نیز ندارد. او گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل صندوق بیرون می‌کند، گرد آنها را می‌گیرد و چند صفحه می‌خواند. می‌گوید هنوز بعضی درس‌ها را به یاد دارد، اما بسیاری از چیزهایی که در مکتب آموخته بود، به مرور زمان از ذهنش دور شده است. بیشتر از فراموش شدن درس‌ها، از این ناراحت است که فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرده است. مریم می‌گوید اگر شرایط عادی می‌بود، احتمالاً حالا دانشجو یا شاغل بود. شاید در یک دفتر کار می‌کرد، شاید معلم می‌شد یا شاید در رشته‌ای که دوست داشت ادامه تحصیل می‌داد. اما هیچ‌کدام از این احتمال‌ها برایش به واقعیت تبدیل نشد. یک بار محدودیت‌های آموزشی، مسیر تحصیلش را متوقف کرد و بار دیگر تصمیم خانواده درباره ازدواج، اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی‌اش را از او گرفت. او اکنون بیشتر به آینده‌ای فکر می‌کند که در آن بتواند از خانه بیرون برود و دوباره چیزی یاد بگیرد. می‌گوید حتی اگر امکان رفتن به دانشگاه برایش فراهم نشود، حاضر است یک حرفه یاد بگیرد؛ خیاطی، کمپیوتر یا هر کاری که بتواند با آن درآمد داشته باشد. برای او داشتن درآمد تنها مسئله پول نیست. می‌گوید اگر بتواند خودش درآمد داشته باشد، شاید بتواند بخشی از تصمیم‌های زندگی‌اش را نیز خودش بگیرد. اما در حال حاضر حتی همین آرزو هم برایش دور به نظر می‌رسد. او باید برای بیرون رفتن اجازه بگیرد و استفاده از موبایل نیز برایش ممنوع است. می‌گوید گاهی ساعت‌ها کنار کلکین می‌نشیند و به صدای کوچه گوش می‌دهد؛ صدای موترها، کودکان، فروشندگان دوره‌گرد و دخترانی که از مکتب یا کورس برمی‌گردند. برای او این صداها یادآور زندگی‌ای است که زمانی خودش بخشی از آن بود. مریم نمی‌خواهد درباره مرگ زیاد صحبت کند. می‌گوید از زمانی که از آن اتفاق جان سالم به در برده، بیشتر از گذشته می‌فهمد که آنچه می‌خواست، در واقع پایان زندگی نبود؛ او فقط می‌خواست از شرایطی که توان تحملش را نداشت، نجات پیدا کند. حالا می‌خواهد فرصتی داشته باشد تا زندگی دیگری را تجربه کند؛ زندگی‌ای که در آن مجبور نباشد میان خواسته خانواده و خواسته خودش یکی را انتخاب کند. با این حال، آثار آن روز هنوز در زندگی او باقی مانده است. رابطه‌اش با خانواده مانند گذشته نیست. اعتماد میان آنها کم شده و مریم احساس می‌کند بعد از آن اتفاق، بیشتر به عنوان دختری که باید کنترل شود با او برخورد می‌شود تا دختری که باید حرفش شنیده شود. او می‌گوید وقتی خانواده با خشونت با او رفتار می‌کنند، دوباره همان احساس تنهایی گذشته به سراغش می‌آید. در یکی از عصرها، مریم کتابچه‌ای کهنه و تاخورده را از داخل الماری بیرون می‌آورد. روی صفحه اول نامش با خط خودش نوشته شده است. تاریخ مربوط به سال‌های مکتب است. چند صفحه را ورق می‌زند و بعد کتابچه را می‌بندد. می‌گوید آن زمان فکر می‌کرد بعد از صنف دوازدهم، بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش انتخاب رشته دانشگاه خواهد بود؛ اما حالا بزرگ‌ترین خواسته‌اش این است که بتواند از خانه بیرون برود و بدون ترس درباره آینده خودش حرف بزند. او هنوز ۲۲ ساله است؛ سنی که برای بسیاری از دختران و پسران، آغاز زندگی مستقل و ساختن آینده است. اما مریم در اتاقی نشسته که دیوارهایش پر از خاطرات مکتب است و دروازه‌اش به روی دنیایی باز می‌شود که خودش کمتر اجازه ورود به آن را دارد. مریم می‌گوید نمی‌داند در نهایت چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. نمی‌داند آیا روزی پدرش با خواسته‌هایش کنار خواهد آمد یا دوباره برای ازدواجش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌داند آیا می‌تواند تحصیلش را ادامه دهد یا نه. تنها چیزی که می‌داند این است که نمی‌خواهد دوباره همان روزهایی را تجربه کند که احساس می‌کرد هیچ راهی برای انتخاب ندارد. او می‌گوید: «من فقط می‌خواهم یک بار در زندگی خودم تصمیم بگیرم.» این جمله کوتاه، شاید تمام چیزی باشد که مریم در این سال‌ها خواسته است؛ نه زندگی تجملی، نه پول زیاد و نه حتی یک آینده خاص. فقط حق انتخاب. حق اینکه درباره درس خواندن، کار کردن، بیرون رفتن و مهم‌تر از همه، درباره کسی که قرار است شریک زندگی‌اش باشد، صدای خودش نیز شنیده شود. مریم از آن روزی که داکتران او را نجات دادند، دوباره زنده است؛ اما هنوز برای برگشتن به یک زندگی عادی تلاش می‌کند. زندگی او اکنون میان چهار دیوار خانه پدرش جریان دارد؛ جایی که هم پناه اوست و هم به گفته خودش، محل بسیاری از فشارهایی که تحمل می‌کند. پشت همان کلکینی که مریم از آن دور می‌شود، کابل همچنان شلوغ است. مردم به کارهای روزمره‌شان می‌رسند، کودکان در کوچه بازی می‌کنند و دخترانی از کنار خانه عبور می‌کنند. مریم اما هنوز منتظر روزی است که بتواند خودش دروازه خانه را باز کند، قدم به کوچه بگذارد و احساس کند آینده‌اش متعلق به خودش است. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 57 بازدید

لاورنس سمس، نماینده ایرلند در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو می‌گوید که تحقق عدالت و پاسخگو کردن ناقضان حقوق بشر در افغانستان، بدون شنیدن صدای قربانیان و همکاری جامعه مدنی و نهادهای بین‌المللی ممکن نیست. آقای سمس گفته است که مشارکت معنادار زنان و دختران افغانستان، در روندهای صلح و سیاست، پیش‌شرط‌ دستیابی به صلح پایدار می‌باشد. او از مبارزات زنان و دختران افغانستان قدردانی کرده و تاکید کرد که فعالیت‌های کنش‌گران مدنی به کار و جهت‌گیری گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان کمک می‌کند. وی در ادامه تاکید کرد: «بار سنگین دادخواهی و مبارزه بر دوش جامعه مدنی، قربانیان و بازماندگان نقض حقوق بشر قرار دارد؛ آن هم در زمانی که آنان احساس می‌کنند از سوی نهادهای مسوول حمایت نمی‌شوند.» همچنین این مقام ایرلندی بر ضرورت یافتن راه‌های روشن و موثر برای دادخواهی به نفع زنان، دختران و دیگر شهروندان افغانستان تاکید کرد. او گفت که باید زمینه‌ای فراهم شود تا صدای قربانیان و آسیب‌دیدگان به گوش بیشترین شمار از مسوولانی برسد که توانایی اقدام و ایجاد تغییر را دارند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 68 بازدید

مسوولان سازمان داکتران بدون مرز در قندهار در تازه‌ترین مورد اعلام کردند که شمار افراد ‏مبتلا به سوءتغذیه در این ولایت، در مقایسه با سال گذشته‌ی میلادی، حدود ۳۰ درصد ‏افزایش یافته است‎.‎ ضیاءالرحمان، مسوول مرکز صحی داکتران بدون مرز در قندهار به رسانه‌ها گفته است که از ماه جنوری تا ماه آگست سال جاری میلادی، ۱۲ هزار و ۵۳۰ ‏کودک مبتلا به سوءتغذیه به مرکز درمانی این سازمان در این ولایت مراجعه کردند. وی در ادامه تاکید کرد که از میان این کودکان، سه هزار و ۴۵۰ کودک به سوءتغذیه ‏شدید مبتلا بوده‌اند. همچنین سازمان داکتران بدون مرز در ادامه از بستری بسته‌شدن یک هزار و ۲۹۱ کودک دیگر به‌دلیل مشکلات ‏صحی خبر داده است. فقر، ناامنی غذایی، تغذیه نامناسب و دسترسی محدود به خدمات صحی، ‏از جمله عواملی اند که موارد سوءتغذیه در کشور را افزایش ‏داده‌اند‎.‎ براساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان به‌دلیل نداشتن دسترسی به غذای مغذی و آب پاک، از ‏سوءتغذیه حاد رنج می‌برند‎.‎ این در حالی است که کمک‌های بشردوستانه به افغانستان ‏کاهش یافته است.‏ براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی ‌‏۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان نیاز به کمک‌های ‏بشردوستانه دارد و برای رسیدگی به آسیب‌پذیرترین آنان ‏نیاز به ۱.۷ میلیارد دالر بودجه نیاز است، اما تا کنون تنها ‌‏۱۴ درصد این بودجه تأمین شده است‎.‎ فقر گسترده، نبود فضاهای مناسب صحی برای کودکان و همچنین نبود یا کمبود آب آشامیدنی صحی از عوامل ابتلای کودکان به سو‌ء‌تغذیه در افغانستان دانسته می‌شود.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 65 بازدید

ذکیه خدادادی، پاراتکواندوکار اهل افغانستان، برنده‌ی مدال برنز رقابت‌های «گرندپری» جهانی پاراتکواندو سال ۲۰۲۶ میلادی در کوریای جنوبی شده است. خانم خدادادی در حساب کاربری اینستاگرام خود نوشه است که این رقابت‌ها دیروز (جمعه، ۱۳ سنبله) در شهر «موجو»ی کوریای جنوبی برگزار شده بود و او مدال برنز رقابت‌های «گرندپری» جهانی پاراتکواندو ۲۰۲۶ را کسب کرده است. ذکیه خدادادی در ادامه تاکید کرد که وی در وزن منفی ۴۷ کیلوگرم در این رقابت‌ها به میدان رفته بود. او با یک پیروزی و یک شکست در نیمه‌نهایی با یک ورزشکار دیگر از ترکیه، بر سکوی سوم این رقابت‌ها ایستاد و به مدال برنز دست یافت. این در حالی است که زکیه خدادادی چند ماه پیش برای دومین بار قهرمان رقابت‌های پاراتکواندو‌ی اروپا ۲۰۲۶ میلادی شده و مدال طلای این رقابت‌ها را بر گردن آویخت. خدادادی بهار سال گذشته‌ برنده مدال برنز مسابقات آزاد پاراتکواندوی اوپن (Rio Open G2 2025) کشور برازیل شده بود. او نخستین زن ورزشکار اهل افغانستان است که در بازی‌های پارالمپیک توکیو ۲۰۲۰ شرکت و لقب زن شجاع این رقابت ورزشی را از آن خود کرد. همچنین این ورزشکار به‌دلیل حمایت از حقوق زنان در افغانستان، به‌ویژه حق آموزش و ورزش دختران، برنده‌ی رده رهبری نوظهور جایزه‌ی روز جهانی زن ۲۰۲۵ میلادی کمیته بین‌المللی پارالمپیک شده بود. در حالی ذکیه خدادادی از کسب این مدال خبر می‌دهد که زنان و دختران در افغانستان از هر نوع ورزش محروم هستند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 68 بازدید

سازمان ملل متحد در جینوا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۲۵۸ میلیون کودک و نوجوان در سراسر جهان به‌دلیل بحران‌ها و تغییرات اقلیمی با اختلال در آموزش روبرو هستند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سازمان آموزش نمی‌تواند منتظر بماند (ECW) خواستار تامین ۶۰۰ میلیون دالر امریکایی برای کمک به ۱۰ میلیون کودک آسیب‌دیده از بحران‌ها است تا بتوانند به یادگیری ادامه دهند. این کارزار با شعار «امید از اینجا شروع می‌شود» برای جلب حمایت از آموزش کودکان و نوجوانان آسیب‌دیده از بحران‌ها راه‌اندازی شده است. سازمان ملل متحد در جینوا در ادامه تاکید کرده است که این مبلغ برای کمک به ۱۰ میلیون کودک آسیب‌دیده از بحران‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ میلادی نیاز است. همچنین از پنج سال به این طرف، نظامی آموزشی افغانستان نیز با چالش‌های زیاد مواجه شده و دختران از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم شدند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 59 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای حقوق بشر در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جامعه‌ی جهانی به مسوولیت خود در قبال زنان و دختران افغانستان به درستی عمل نکرده است. آقای بنت در صحبت‌هایش از کشورها خواسته است به حمایت‌های لفظی در قبال زنان و دختران افغانستان بسنده نکنند و اقدامات عملی بیشتری برای حمایت از زنان انجام دهند. وی در ادامه تاکید کرده است که تلاش‌ها برای جرم‌انگاری «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان جریان دارد. او در ادامه افزوده است: «هرچند این رویکرد تاکنون در چارچوب قوانین بین‌المللی جرم‌انگاری نشده است، اما ابزارهای دیگری برای پاسخگوکردن وجود دارد.» او افزود که جامعه جهانی باید تحت فشار قرار گیرد تا از این سازوکارها به‌صورت عملی استفاده کند و صدای زنان افغانستان را بشنود. آقای بنت از جامعه‌ی جهانی خواست فراتر از حمایت گفتاری، حمایت عملی خود از زنان و دختران افغانستان را افزایش دهد؛ از جمله با فراهم‌کردن بورس‌های تحصیلی، صدور ویزا و حمایت از سازمان‌هایی که منابع و خدمات در اختیار زنان قرار می‌دهند. همچنین وی خواستار ادامه حمایت از برنامه‌های بشردوستانه در افغانستان شد و گفت این کشور با بحران گسترده انسانی، از جمله فقر و سوءتغذیه، روبرو است و جامعه جهانی باید برای رسیدگی به بحران انسانی و حقوق بشری اقدامات بیشتری انجام دهد. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 112 بازدید

مسوولان محلی در ولایت خوست می‌گویند که نیروهای پولیس، مردی را بازداشت کردند که همسر و دختر شش‌ماهه‌اش را به قتل رسانده بود. مستغفر گربز، سخنگوی والی خوست گفته است، این فرد که (پنج‌شنبه‌شب) هفته‌ی گذشته حدود ساعت ۱۱ شب، در خانه‌اش با استفاده از کلاشینکوف، همسر ۲۲ ساله و دختر شش‌ماهه‌اش را به قتل رسانده و پس از این رویداد از محل فرار کرده بود. وی در ادامه تاکید کرده است که فرد بازداشت‌شده در اظهارات ابتدایی خود به قتل همسر و دخترش اعتراف کرده است. سخنگوی والی خوست درباره‌ی انگیزه‌ی قتل چیزی نگفته است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 54 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین محیطی است که انسان در آن رشد می‌کند. کودک بسیاری از مهارت‌های زندگی، شیوه برقراری ارتباط، نحوه برخورد با مشکلات، احترام به دیگران و حتی چگونگی ابراز احساسات را ابتدا در خانواده می‌آموزد. به همین دلیل، داشتن خانواده‌ای سالم، آرام، صمیمی و موفق تأثیر بسیار زیادی بر رشد فردی و اجتماعی اعضای آن دارد. خانواده شاد به این معنا نیست که اعضای آن هرگز با یکدیگر اختلاف نظر، ناراحتی یا مشکلی ندارند. هیچ خانواده‌ای همیشه بدون مشکل نیست. تفاوت خانواده‌های موفق در این است که اعضای آن یاد می‌گیرند مشکلات خود را با گفت‌وگو، احترام، همکاری و محبت حل کنند. روابط گرم و حمایتگرانه خانوادگی می‌تواند در برابر بسیاری از فشارهای زندگی نقش محافظتی داشته باشد و به سلامت روانی و جسمی اعضای خانواده کمک کند. بنابراین، ساختن یک خانواده شاد یک اتفاق تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه رفتارها و انتخاب‌های روزانه اعضای خانواده است. ۱. محبت و ابراز علاقه یکی از مهم‌ترین پایه‌های خانواده شاد، محبت است. اعضای خانواده باید بدانند که برای یکدیگر ارزشمند هستند. محبت تنها با خرید هدیه یا انجام کارهای بزرگ نشان داده نمی‌شود. گاهی یک جمله ساده مانند «دوستت دارم»، «به تو افتخار می‌کنم» یا «من کنارت هستم» می‌تواند تأثیر بسیار زیادی داشته باشد. کودکان، به‌ویژه، به احساس امنیت و پذیرش نیاز دارند. والدینی که با گرمی، محبت و توجه با فرزندان خود رفتار می‌کنند، زمینه مناسبی برای رشد عاطفی و اجتماعی آنان فراهم می‌کنند. پژوهش‌های روان‌شناختی نیز بر نقش رابطه گرم و حمایتگر والد و کودک در رشد سالم تأکید دارند. محبت باید بدون شرط باشد و تنها به موفقیت‌های فرد وابسته نباشد. کودک نباید تصور کند که فقط زمانی دوست‌داشتنی است که نمره خوبی بگیرد یا خواسته والدین را انجام دهد. ۲. گفت‌وگوی صمیمانه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات خانواده‌ها، کمبود گفت‌وگوی واقعی است. ممکن است اعضای یک خانواده ساعت‌ها کنار یکدیگر باشند، اما درباره احساسات، نگرانی‌ها و مشکلاتشان صحبت نکنند. خانواده موفق فضایی ایجاد می‌کند که در آن هر عضو بتواند بدون ترس از تحقیر یا سرزنش صحبت کند. والدین باید به حرف‌های فرزندان گوش بدهند و تنها به دنبال نصیحت کردن نباشند. گوش دادن واقعی یعنی هنگام صحبت کردن طرف مقابل، تلفن همراه را کنار بگذاریم، حرف‌های او را قطع نکنیم و تلاش کنیم احساسش را درک کنیم. گفت‌وگو و پرسش‌هایی که نشان‌دهنده گوش دادن واقعی هستند، می‌توانند به ایجاد و تقویت ارتباطات خانوادگی کمک کنند. ۳. احترام متقابل احترام باید میان همه اعضای خانواده وجود داشته باشد؛ از پدر و مادر گرفته تا کودکان و نوجوانان. احترام به معنای موافقت همیشگی نیست. ممکن است دو نفر دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما همچنان می‌توانند با ادب و آرامش با یکدیگر صحبت کنند. داد زدن، توهین، تحقیر، تهدید و تمسخر باعث ایجاد ترس و فاصله عاطفی می‌شود. در مقابل، استفاده از کلمات محترمانه و بیان آرام خواسته‌ها باعث می‌شود اعضای خانواده احساس امنیت بیشتری داشته باشند. ۴. وقت گذاشتن برای یکدیگر زندگی امروزی بسیار پرمشغله است. مکتب، کار، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی و مسئولیت‌های مختلف ممکن است باعث شوند اعضای خانواده زمان کمی را با یکدیگر سپری کنند. برای داشتن خانواده‌ای شاد، باید زمانی مشخص برای با هم بودن در نظر گرفت. این زمان می‌تواند هنگام غذا خوردن، پیاده‌روی، بازی، تماشای یک برنامه مناسب یا حتی گفت‌وگویی ساده در خانه باشد. حتی زمانی کوتاه، اگر با کیفیت و بدون حواس‌پرتی سپری شود، می‌تواند ارزشمند باشد. ۵. داشتن وعده‌های غذایی خانوادگی غذا خوردن در کنار یکدیگر فقط برای رفع گرسنگی نیست؛ بلکه می‌تواند فرصتی برای گفت‌وگو و تقویت ارتباط خانوادگی باشد. اگر اعضای خانواده بتوانند حتی چند وعده در هفته را بدون تلفن همراه و حواس‌پرتی در کنار یکدیگر بگذرانند، فرصت بیشتری برای صحبت درباره اتفاق‌های روزانه خواهند داشت. گفت‌وگو در زمان وعده‌های غذایی خانوادگی با برخی شاخص‌های بهتر سلامت و ارتباط عاطفی مرتبط دانسته شده است. ۶. حل اختلافات با گفت‌وگو اختلاف نظر در هر خانواده‌ای طبیعی است. مشکل اصلی خود اختلاف نیست، بلکه نحوه برخورد با آن است. هنگام عصبانیت بهتر است ابتدا آرام شویم و سپس درباره مشکل صحبت کنیم. استفاده از جمله‌ای مانند «من از این موضوع ناراحت شدم» بهتر از جمله‌هایی مانند «تو همیشه همین کار را می‌کنی» است. اعضای خانواده باید به جای پیدا کردن مقصر، به دنبال پیدا کردن راه‌حل باشند. ۷. عذرخواهی و بخشش هیچ‌کس همیشه درست عمل نمی‌کند. پدر، مادر، فرزند و سایر اعضای خانواده ممکن است اشتباه کنند. یک خانواده سالم یاد می‌گیرد که اشتباه را بپذیرد، عذرخواهی کند و در صورت امکان آن را جبران کند. والدینی که خودشان هنگام اشتباه عذرخواهی می‌کنند، به کودکان می‌آموزند که عذرخواهی نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه مسئولیت‌پذیری است. ۸. تشویق به جای سرزنش دائمی یکی از روش‌های مؤثر در تربیت مثبت، توجه به رفتارهای خوب کودکان است. وقتی کودک کار درستی انجام می‌دهد، بهتر است والدین آن را ببینند و تشویق کنند. برای مثال، به جای اینکه فقط بگوییم «چرا اتاقت را مرتب نمی‌کنی؟»، می‌توانیم وقتی کودک اتاقش را مرتب کرد، بگوییم: «خیلی خوب شد که خودت اتاقت را مرتب کردی.» توجه و تقویت رفتارهای مطلوب می‌تواند به شکل‌گیری و تداوم رفتارهای مثبت کمک کند. ۹. تعیین قوانین روشن خانواده شاد به معنای خانواده بدون قانون نیست. وجود قوانین روشن به کودکان کمک می‌کند بدانند چه انتظاری از آنها وجود دارد. قوانین باید متناسب با سن افراد، قابل فهم و تا حد امکان ثابت باشند. همچنین بهتر است دلیل برخی قوانین برای کودکان توضیح داده شود. رابطه والدین و فرزندان، زمانی که همراه با گرمی، ارتباط باز، محدودیت‌های مناسب و توضیح دلیل قوانین باشد، می‌تواند زمینه‌ساز پیامدهای مثبت‌تری برای کودکان و نوجوانان شود. ۱۰. پرهیز از خشونت خشونت جسمی و کلامی جایگاهی در خانواده موفق ندارد. تنبیه بدنی، توهین، تهدید و تحقیر ممکن است باعث ترس شود، اما به ایجاد رابطه‌ای سالم کمک نمی‌کند. والدین باید روش‌های آرام و غیرخشونت‌آمیز برای مدیریت رفتار کودکان را بیاموزند. مدیریت خشم، انضباط غیرخشونت‌آمیز و ارتباط آرام از اصول مهم فرزندپروری سالم هستند. ۱۱. همکاری در کارهای خانه خانه متعلق به همه اعضای خانواده است؛ بنابراین مسئولیت‌های آن نیز می‌تواند میان اعضا تقسیم شود. کودکان می‌توانند متناسب با سن خود در مرتب کردن اتاق، جمع کردن وسایل، کمک در آشپزخانه یا انجام کارهای ساده دیگر مشارکت کنند. این کار علاوه بر کاهش فشار بر والدین، حس مسئولیت‌پذیری و همکاری را در کودکان تقویت می‌کند. ۱۲. حمایت از اهداف و استعدادهای فرزندان هر کودک استعداد، علایق و شخصیت متفاوتی دارد. ممکن است یک کودک به ورزش علاقه داشته باشد و دیگری به نقاشی، مطالعه، علوم یا موسیقی. والدین نباید همه کودکان را با یک معیار بسنجند. بهتر است استعدادهای هر فرزند را بشناسند و برای رشد آنها فرصت فراهم کنند. هدف والدین نباید ساختن نسخه‌ای از خودشان باشد؛ بلکه باید کمک کنند فرزندشان بهترین نسخه خودش باشد. ۱۳. مقایسه نکردن فرزندان جمله‌هایی مانند «ببین برادرت چقدر بهتر است» یا «دوستت از تو موفق‌تر است» می‌تواند باعث کاهش اعتمادبه‌نفس و ایجاد رقابت ناسالم شود. بهتر است هر کودک با گذشته خودش مقایسه شود؛ برای مثال گفته شود: «امسال نسبت به سال گذشته پیشرفت زیادی کردی.» هر فرزند باید احساس کند ارزش او مستقل از موفقیت دیگران است. ۱۴. مدیریت درست مشکلات مالی مسائل اقتصادی می‌تواند یکی از عوامل ایجاد فشار در خانواده باشد. خانواده موفق تلاش می‌کند درباره مسائل مالی با برنامه‌ریزی و آرامش صحبت کند. تنظیم بودجه، اولویت‌بندی نیازها، جلوگیری از هزینه‌های غیرضروری و پس‌انداز می‌تواند به کاهش فشار مالی کمک کند. البته نباید مشکلات مالی بزرگسالان به شکلی اضطراب‌آور بر دوش کودکان گذاشته شود. کودکان باید متناسب با سن خود با مفهوم مسئولیت مالی آشنا شوند، نه اینکه بار نگرانی‌های بزرگسالان را تحمل کنند. ۱۵. توجه به سلامت جسمی و روانی خانواده موفق به سلامت جسم و روان اعضای خود اهمیت می‌دهد. خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، استراحت و داشتن زمان مناسب برای تفریح، همگی اهمیت دارند. همچنین باید به احساسات اعضای خانواده توجه شود. اگر فردی برای مدت طولانی غمگین، منزوی، مضطرب یا بی‌انگیزه باشد، بهتر است با محبت با او صحبت شود و در صورت نیاز از متخصص کمک گرفته شود. ۱۶. استفاده درست از تلفن همراه و فناوری تلفن همراه و اینترنت بخش مهمی از زندگی امروز هستند، اما استفاده بیش از حد از آنها می‌تواند زمان گفت‌وگوی خانوادگی را کاهش دهد. خانواده می‌تواند زمان‌هایی را بدون تلفن همراه تعیین کند؛ برای مثال هنگام غذا خوردن یا گفت‌وگوی خانوادگی. مهم‌تر از همه این است که والدین خودشان نیز الگوی مناسبی باشند. نمی‌توان از کودک خواست تلفن همراهش را کنار بگذارد، در حالی که والدین دائماً مشغول گوشی هستند. ۱۷. ایجاد سنت‌ها و خاطرات خانوادگی خانواده‌هایی که سنت‌ها و فعالیت‌های مشترک دارند، فرصت بیشتری برای ایجاد خاطرات مثبت پیدا می‌کنند. این سنت‌ها می‌تواند بسیار ساده باشد؛ مانند یک شام خانوادگی در آخر هفته، جشن تولد، گردش ماهانه، بازی خانوادگی یا حتی یک شب گفت‌وگو. چنین فعالیت‌هایی به اعضای خانواده احساس تعلق می‌دهد و پیوند میان آنها را محکم‌تر می‌کند. ۱۸. حمایت از یکدیگر در زمان سختی خانواده واقعی فقط در زمان شادی کنار یکدیگر نیست. ارزش خانواده در زمان بیماری، شکست، مشکلات مالی، ناراحتی و ناکامی بیشتر آشکار می‌شود. وقتی یکی از اعضای خانواده شکست می‌خورد، به جای سرزنش باید به او کمک کرد تا دوباره بلند شود. وجود روابط نزدیک و حمایتگر می‌تواند به افراد کمک کند فشارهای دشوار زندگی را بهتر تحمل کنند. ۱۹. حفظ رابطه سالم میان والدین رابطه میان پدر و مادر نیز تأثیر زیادی بر فضای خانه دارد. والدین باید برای گفت‌وگو، حل اختلافات و وقت گذراندن با یکدیگر فرصت داشته باشند. اختلاف میان زوجین طبیعی است، اما بهتر است بحث‌های شدید و تنش‌زا در برابر کودکان انجام نشود. وقتی کودکان احترام، همکاری و محبت میان والدین را مشاهده می‌کنند، الگوی مناسبی برای روابط آینده خود می‌آموزند. ۲۰. داشتن ارزش‌ها و هدف مشترک هر خانواده می‌تواند درباره ارزش‌های مهم خود به توافق برسد؛ ارزش‌هایی مانند صداقت، احترام، مسئولیت‌پذیری، مهربانی، کمک به دیگران و تلاش. وقتی اعضای خانواده بدانند چه ارزش‌هایی برای آنها مهم است، تصمیم‌گیری آسان‌تر می‌شود. هدف مشترک نیز می‌تواند خانواده را به یک تیم تبدیل کند؛ تیمی که اعضای آن به جای رقابت با یکدیگر، برای موفقیت همه تلاش می‌کنند. ۲۱. قدردانی کردن قدردانی یکی از ساده‌ترین راه‌های ایجاد فضای مثبت در خانه است. گفتن جمله‌هایی مانند «ممنون که کمک کردی»، «از زحماتت تشکر می‌کنم» یا «خوشحالم که کنارم هستی» هزینه‌ای ندارد، اما می‌تواند احساس ارزشمندی ایجاد کند. بهتر است اعضای خانواده عادت کنند خوبی‌های یکدیگر را ببینند و آنها را به زبان بیاورند. ۲۲. پذیرش تفاوت‌ها اعضای خانواده، حتی با وجود رابطه نزدیک، شخصیت و نیازهای متفاوتی دارند. ممکن است یک نفر اجتماعی و دیگری آرام باشد؛ یکی به ورزش علاقه داشته باشد و دیگری مطالعه را دوست داشته باشد. پذیرش این تفاوت‌ها باعث می‌شود افراد مجبور نباشند برای پذیرفته شدن، شخصیت واقعی خود را پنهان کنند. ۲۳. کمک گرفتن هنگام مشکلات جدی گاهی مشکلات خانوادگی آن‌قدر پیچیده می‌شوند که اعضای خانواده به‌تنهایی نمی‌توانند آنها را حل کنند. در چنین شرایطی، مراجعه به مشاور خانواده یا متخصص سلامت روان می‌تواند تصمیمی عاقلانه باشد. کمک گرفتن نشانه شکست خانواده نیست؛ بلکه نشان می‌دهد اعضای آن برای بهتر شدن رابطه خود اهمیت قائل هستند. نتیجه‌گیری ایجاد یک خانواده شاد و موفق نیازمند یک کار بزرگ و ناگهانی نیست. خانواده سالم از مجموعه‌ای از رفتارهای کوچک و مداوم ساخته می‌شود: محبت کردن، گوش دادن، احترام گذاشتن، وقت گذاشتن، تشویق کردن، عذرخواهی کردن، همکاری، حل آرام اختلافات و حمایت از یکدیگر. هیچ خانواده‌ای کامل نیست. خانواده موفق خانواده‌ای نیست که هیچ مشکلی نداشته باشد؛ بلکه خانواده‌ای است که اعضای آن هنگام روبه‌رو شدن با مشکل، یکدیگر را دشمن نمی‌بینند، بلکه در کنار هم برای حل مسئله تلاش می‌کنند. کودکانی که در محیطی گرم، امن و حمایتگر رشد می‌کنند، فرصت بیشتری برای پرورش مهارت‌های عاطفی، اجتماعی و رفتاری خود دارند. در نهایت، می‌توان گفت خانواده مانند یک باغ است. اگر اعضای آن هر روز با محبت، احترام و توجه از آن مراقبت کنند، به‌تدریج محیطی زیبا و آرام شکل می‌گیرد؛ اما اگر ارتباط، محبت و توجه کنار گذاشته شود، حتی بهترین خانواده نیز ممکن است با مشکلات جدی روبه‌رو شود. بنابراین، برای داشتن خانواده‌ای شاد و موفق، لازم نیست ثروتمند یا بی‌مشکل باشیم. کافی است یکدیگر را دوست داشته باشیم، حرف‌های هم را بشنویم، در سختی‌ها کنار هم بمانیم و هر روز برای بهتر شدن رابطه‌هایمان تلاش کنیم. خانواده شاد خانواده‌ای نیست که همیشه می‌خندد؛ خانواده‌ای است که حتی هنگام گریه و سختی، اعضایش می‌دانند تنها نیستند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 75 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت نورستان می‌گویند که یک دختر ۱۷ ساله در ولسوالی نورگرام این ولایت به ضرب گلوله‌ی «تفنگ ساچمه‌ای» به قتل رسیده است. حسن ثاقب، سخنگوی فرماندهی پولیس نورستان گفته است که این رویداد روز (چهارشنبه، ۱۱ سنبله) در روستای «پری‌سو» از مربوطات ولسوالی نورگرام رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که علت قتل این دختر هنوز روشن نیست، اما پدرش و دو نفر دیگر به ظن دست‌داشتن در این قتل بازداشت شدند. او در ادامه تاکید کرده است که این افراد در حال حاضر تحت بازجویی هستند و پس از پایان تحقیقات، به نهادهای عدلی و قضایی این گروه سپرده خواهند شد. همچنین دستکم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این دختر نوجوان به اتهام داشتن تماس تلفنی با یک مرد نامحرم، از سوی اعضای خانواده‌اش کشته شده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب