نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

7 ساعت قبل - 53 بازدید

رسانه‌های بریتانیایی گزارش داده‌اند که یک مرد اهل افغانستان در اسکاتلند به جرم تجاوز جنسی به یک زن به هفت سال زندان محکوم شده است. در گزارش آمده است که عبدول نبی‌زاده متهم شده بود که در سال ۲۰۲۱ میلادی، هنگامی که یک زن ۱۹ ساله را از یک شب‌نشینی در ادینبورگ به خانه‌اش منتقل می‌کرد، در داخل موتر به او تجاوز کرده است. به گزارش بی‌بی‌سی، این مرد ۳۶ ساله که پیش از این به‌عنوان مترجم برای نیروهای نظامی بریتانیا، دانمارک و آمریکا در افغانستان کار کرده بود، اتهام‌ها را رد کرده و مدعی شده است که به دلیل انفجار یک وسیله انفجاری در نزدیکی‌اش، از اختلال استرس پس از سانحه رنج می‌برد. در گزارش آمده است که قاضی جان موریس کی‌سی هنگام صدور حکم به نبی‌زاده گفت که او مرتکب «خیانتی فجیع به اعتماد» شده است. نبی‌زاده ماه گذشته در دادگاه عالی، به اتفاق آرا مجرم شناخته شد. عبدول نبی‌زاده، پدر چهار فرزند که در منطقه پیلتون ادینبورگ زندگی می‌کرد، پس از ورود به بریتانیا در سال ۲۰۱۶ میلادی برای دریافت تابعیت این کشور درخواست داده بود. او در افغانستان خیاط بود، اما با نیروهای نظامی نیز همکاری می‌کرد و زبان مادری‌اش، فارسی، را به پشتو، اردو و عربی ترجمه می‌کرد. دادگاه شنید که زن قربانی پس از گذراندن شبی با دوستانش، در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی، در حالی که مست بود، در خیابان موریسون سوار موتر نبی‌زاده شده بود. این زن به دادگاه گفت که انتظار داشت نبی‌زاده او را به خانه برساند، اما او در طول مسیر به‌طور مداوم از وی می‌خواست با او رابطه جنسی داشته باشد. این زن گفت که بارها مخالفت کرده و به نبی‌زاده گفته بود که دوست‌پسر دارد. نبی‌زاده سپس این زن را به منطقه‌ای خلوت در جوپا، در نزدیکی پورتوبلو، منتقل کرده است. این زن به دادگاه گفت که نبی‌زاده تلفنش را گرفت و با او درگیر شد و سپس در داخل موتر به او تجاوز کرد. او گفته است که پس از آن از موتر فرار کرده و در میان بوته‌ها پنهان شده است. دادگاه شنید که این زن بعداً ماجرا را برای یکی از بستگانش تعریف کرده است. پیش از صدور حکم، دیوید تیلور، وکیل نبی‌زاده، به دادگاه گفت که موکلش به دلیل این محکومیت «در معرض خطر اخراج از کشور» قرار دارد.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 92 بازدید

وقتی زنگ ساعت در گوشه اتاق به صدا درآمد، مریم هنوز خواب بود؛ اما صدای مادرش که از حیاط می‌آمد، آرام‌آرام او را از خواب بیرون کشید. «مریم جان، بیدار شو، دیر می‌شود.» مریم چشم‌هایش را باز کرد، چند ثانیه به سقف اتاق خیره ماند و بعد با عجله از جا برخاست. صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود و هوای سرد از لای پنجره کوچک اتاق به داخل می‌آمد. چادر مکتبش را برداشت، لباس پوشید و کیف کوچکی را که از شب پیش آماده کرده بود، روی شانه انداخت. مادرش در آشپزخانه چای آماده می‌کرد و پدرش کنار دروازه نشسته بود و بند بوت‌هایش را می‌بست. وقتی پدر دخترش را دید، لبخند زد و پرسید: «امروز هم اول می‌رسی، دخترم؟» مریم با همان شوق همیشگی جواب داد: «امتحان داریم، پدر. اگر دیر برسم، معلم اجازه نمی‌دهد.» آن صبح برای مریم چیزی جز یک صبح عادی نبود؛ صبحی شبیه صدها صبح دیگری که با عجله از خانه بیرون شده، از کوچه گذشته و در کنار دختران دیگر به سوی مکتب رفته بود. او آن زمان نمی‌دانست روزی خواهد رسید که همین کیف، همین لباس و حتی صدای همان زنگ ساعت، برایش به خاطره‌ای دور تبدیل شود؛ خاطره‌ای که هر بار به یادش می‌آورد، احساس می‌کند بخشی از کودکی‌اش در همان دروازه مکتب جا مانده است. مریم از کودکی به درس علاقه داشت. خانواده‌اش امکانات زیادی نداشتند، اما پدر و مادرش همیشه تلاش کرده بودند او و خواهر کوچک‌ترش فرصت درس خواندن داشته باشند. پدرش کارگر روزمزد بود و درآمدش ثابت نبود؛ بعضی روزها صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد و بعضی روزها ساعت‌ها کنار سرک یا در بازار منتظر می‌ماند تا کسی برای کاری او را صدا کند. مادرش نیز در خانه برای زنان همسایه لباس می‌دوخت و با درآمد خیاطی بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد. زندگی برای این خانواده آسان نبود، اما پدر همیشه می‌گفت: «ما شاید نتوانیم برای شما خانه بزرگ یا زندگی راحت بسازیم، اما اگر بتوانیم شما را درس بدهیم، همین برای ما کافی است.» مریم این جمله را بارها شنیده بود و شاید به همین دلیل، درس خواندن برایش تنها یک وظیفه یا تکلیف مکتب نبود؛ او احساس می‌کرد با هر صفحه‌ای که می‌خواند، بخشی از زحمت پدر و مادرش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. از همان سال‌های نخست مکتب می‌گفت که می‌خواهد داکتر شود. وقتی کسی از او می‌پرسید چرا، پاسخ ساده‌ای داشت: «می‌خواهم مردم را درمان کنم.» شاید آن زمان نمی‌دانست برای رسیدن به این آرزو باید سال‌ها درس بخواند، امتحان بدهد و پس از فراغت وارد دانشگاه شود، اما برای مریم مهم نبود؛ او فقط آینده‌ای را تصور می‌کرد که در آن لباس سفید پوشیده و در یک شفاخانه مشغول کمک به بیماران است. سال‌های مکتب برای مریم با تمام دشواری‌هایش شیرین بود. گاهی پول خرید کتاب اضافی نداشت و مجبور می‌شد از کتاب‌های سال‌های گذشته خواهر یکی از دوستانش استفاده کند و گاهی نیز به دلیل نبود پول کافی، مدت‌ها منتظر می‌ماند تا پدرش بتواند برایش یک دفتر تازه بخرد. با این حال، هیچ‌کدام از این مشکلات علاقه‌اش به درس را کم نمی‌کرد. شب‌هایی که برق خانه قطع می‌شد، چراغ کوچک شارژی را کنار کتابش می‌گذاشت و تا جایی که می‌توانست مطالعه می‌کرد. مادرش چند بار از خواب بیدار می‌شد و می‌گفت: «دخترم، چشم‌هایت خراب می‌شود، بگذار صبح درس بخوانی.» مریم معمولاً لبخند می‌زد و جواب می‌داد: «صبح مکتب دارم، مادر، باید امشب بخوانم.» او از همان سال‌ها یاد گرفته بود اگر می‌خواهد چیزی به دست بیاورد، باید بیشتر از توانش تلاش کند. وقتی نمره خوبی می‌گرفت، پدرش خوشحال می‌شد و گاهی با وجود مشکلات مالی، برایش یک قلم یا دفترچه می‌خرید. مریم همان چیزهای کوچک را بزرگ‌ترین هدیه می‌دانست. یک بار که در امتحان نمره بسیار خوبی گرفته بود، پدرش هنگام شام گفت: «من می‌دانم تو یک روز به جایی می‌رسی.» مریم خندید و گفت: «اگر شما کمکم کنید، حتماً می‌رسم.» پدر جواب داد: «تا وقتی توان داشته باشم، کمکت می‌کنم.» آن جمله سال‌ها در ذهن مریم ماند؛ بی‌آن‌که او و پدرش بدانند روزی شرایطی خواهد رسید که تلاش پدر و اراده دختر، هر دو با مانعی روبه‌رو خواهند شد که عبور از آن آسان نیست. آخرین روزی که مریم به مکتب رفت، هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت. صبح زود بیدار شد، لباس پوشید، کتاب‌هایش را در کیف گذاشت و از خانه بیرون رفت. در مسیر با دوستانش درباره امتحان و برنامه‌های آینده صحبت کرد. یکی از دوستانش می‌گفت می‌خواهد مهندس شود و دیگری آرزو داشت معلم شود. مریم با خنده گفت که روزی داکتر خواهد شد و همه‌شان را رایگان معاینه خواهد کرد. دختران خندیدند و قرار گذاشتند پس از فراغت نیز با هم در تماس باشند. وقتی مریم وارد صنف شد، معلم درس را آغاز کرد. هیچ‌کس نمی‌دانست آن روز آخرین باری است که آنان در کنار هم پشت میزهای مکتب می‌نشینند. چند ساعت بعد، مریم مثل همیشه از مکتب به خانه برگشت، کیفش را در گوشه اتاق گذاشت و لباسش را عوض کرد. آن شب، خبرهایی که درباره ادامه ممنوعیت آموزش دختران منتشر می‌شد، نگرانی خانواده را بیشتر کرد. مریم ابتدا نمی‌خواست باور کند. تصور می‌کرد شاید این وضعیت موقتی باشد و چند روز یا چند هفته بعد همه چیز دوباره به حالت عادی برگردد. به مادرش گفت: «حتماً باز می‌شود. نمی‌شود که برای همیشه بسته بماند.» مادر چیزی نگفت و پدر نیز سکوت کرد. مریم آن شب کتاب‌هایش را کنار تخت گذاشت و با این فکر خوابید که فردا دوباره آن‌ها را در کیفش خواهد گذاشت. اما فردا آمد و مریم به مکتب نرفت. روز بعد هم نرفت و هفته بعد نیز دروازه مکتب بسته بود. ابتدا روزها را می‌شمرد، بعد هفته‌ها را و سرانجام فهمید ماه‌ها گذشته است. لباس مکتبش همچنان در کمد آویزان بود و کیفش همان‌طور گوشه اتاق مانده بود. هر بار که چشمش به آن می‌افتاد، چیزی در دلش سنگین می‌شد. با این حال، هنوز امیدوار بود. هر خبری را با دقت دنبال می‌کرد و هر بار که شایعه‌ای درباره بازشدن مکتب‌ها می‌شنید، قلبش تندتر می‌زد. چند بار حتی شب قبل از روزی که گفته شده بود ممکن است مکتب‌ها باز شوند، کیفش را آماده کرد؛ دفترها را مرتب کرد، قلم‌ها را تراشید و یونیفورمش را کنار تخت گذاشت. صبح زود بیدار شد، اما دوباره خبر رسید که مکتب‌ها باز نمی‌شوند. آن روز مریم لباسش را از کنار تخت برداشت و داخل کمد گذاشت. این بار دیگر گریه نکرد؛ فقط مدت زیادی به لباس نگاه کرد و بعد در کمد را بست. از آن پس، صبح‌هایی که قبلاً با عجله برای رفتن به مکتب آغاز می‌شد، شکل دیگری پیدا کرد. مریم به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، اتاق‌ها را مرتب می‌کرد و گاهی برای خرید از خانه بیرون می‌رفت، اما ذهنش جای دیگری بود. کتاب‌هایش هنوز در گوشه اتاق بودند و هر بار که از کنارشان عبور می‌کرد، احساس می‌کرد کسی از او می‌پرسد: «پس آینده‌ات چه شد؟» ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 94 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان باردار در بخش‌های دوردست افغانستان خدمات صحی مورد نیاز را ارائه می‌کند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۰ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که به زنان در بخش‌های دورافتاده لغمان کمک کرده است که بارداری ایمن داشته باشند. صندوق جمعیت ملل متحد از زنی به نام گل‌مینه یاد کرده که نهمین بارداری خود را سپری می‌کند و به گفته‌ی این نهاد، او با دسترسی به قابله‌های ماهر این بار امن‌ترین بارداری خود را تجربه می‌کند. قابل ذکر است که محدودیت دسترسی به خدمات درمانی به ویژه برای زنان باردار در بخش‌های دوردست افغانستان یکی از چالش‌های تهدیدکننده‌ی سلامت زنان به شمار می‌رود. کمبود مرکزهای درمانی معیاری و پزشکان زن و قابله، از مهم‌ترین چالش‌های زنان باردار برای دست‌رسی به خدمات صحی معیاری و به‌موقع گفته شده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 72 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بامیان و دایکندی به دو ولایت عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شده‌اند. تاج‌الدین اویواله، رییس دفتر یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دایکندی امسال پس از بامیان به دومین ولایت عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شده است. آقای اویواله در ادامه تاکید کرده است که اکنون ۶۲۷ هزار نفر در نُه ولسوالی دایکندی به خدمات بهداشتی دسترسی دارند که جامعه‌ای سالم برای کودکان ایجاد می‌کند. قابل ذکر است که پیش از این بامیان به‌عنوان پاک‌ترین ولایت در سطح افغانستان شناخته شده بود. ولایت بامیان با بیش از نیم‌میلیون نفر جمعیت سال ۲۰۱۸ میلادی به نخستین منطقه‌ی عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شد.

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 77 بازدید

سازمان حقوق بشر هانا با اشاره به ادامه طرح اخراج مهاجران غیرمجاز در ایران، درباره خطر بازداشت و نقض حقوق بشری، به‌ویژه زنان و کودکان اهل افغانستان پس از بازگشت به افغانستان، ابراز نگرانی کرده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که اجرای این طرح می‌تواند کودکان را با خطرهایی مانند جدایی از خانواده، ترک تحصیل، بی‌هویتی، استثمار و بازگشت به محیطی ناامن مواجه کند. همچنین هانا هشدار داده است که زنان و دختران افغانستانی، با توجه به شرایط امنیتی و جنسیتی، سابقه فعالیت‌های اجتماعی یا سیاسی و نبود شبکه حمایتی، ممکن است پس از بازگشت با خطر نقض حقوق اساسی‌شان مواجه شوند. این سازمان تاکید کرده است که صرف اطلاق عنوان «اتباع غیرمجاز» نمی‌تواند جایگزین ارزیابی فردی وضعیت و نیاز هر شخص به حمایت شود. هانا افزوده است ادامه اخراج‌ها بدون تضمین‌های موثر حقوقی و حمایتی، خطر تشدید نقض حقوق مهاجران و پناهجویان افغانستانی، به‌ویژه زنان و کودکان زیر ۱۸ سال، را به‌طور جدی افزایش می‌دهد. این در حالی است که وزارت داخله ایران روز گذشته اعلام کرد از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، حدود دو میلیون مهاجر افغانستانی غیرمجاز یا فاقد مدرک اقامت را اخراج کرده و این روند همچنان ادامه دارد.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 47 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت غزنی می‌گویند که یک زن و شوهرش در نتیجه غرق شدن در حوض آب در ولسوالی جاغوری این ولایت، جان باختند. دفتر رسانه‌های فرماندهی پولیس غزنی روز (دوشنبه، ۱۹ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد در روستای الغزار از مربوطات ساحه «حوتقول» ولسوالی جاغوری رخ داده است. در اعلامیه آمده است که این رویداد زمانی رخ داده که یک مرد هنگام شنا در حوض غرق شده و زمانی که خانمش تلاش کرده تا شوهرش را از غرق شدن نجات دهد، وی نیز در آب غرق شده و جان باخته است. این در حالی است که دو روز قبل نیز، سه جوان در ولایت دایکندی هنگام آب بازی در آب غرق شده و جان باختند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 56 بازدید

در تاریخ ادبیات، گاه نویسندگانی ظهور می‌کنند که نه به دلیل سال‌ها تجربه، بلکه به واسطه قدرت شگفت‌انگیز نخستین اثر خود، توجه جهان را به دست می‌آورند. لیلا ماتلی از همین گروه نویسندگان است؛ نویسنده‌ای جوان که در همان آغاز راه توانست با زبانی شاعرانه، نگاهی انسانی و روایتی جسورانه، جایگاه خود را در ادبیات معاصر آمریکا تثبیت کند. او از جمله نویسندگانی است که ادبیات را نه وسیله‌ای برای سرگرمی، بلکه ابزاری برای روایت زندگی انسان‌هایی می‌داند که معمولاً در حاشیه جامعه قرار دارند و کمتر صدایشان شنیده می‌شود. آثار او نشان می‌دهد که ادبیات هنوز می‌تواند آینه‌ای برای بازتاب دردها، امیدها و آرزوهای انسان معاصر باشد. لیلا ماتلی در سال ۲۰۰۲ در شهر اوکلند، ایالت کالیفرنیا، به دنیا آمد. او در خانواده‌ای رشد کرد که هنر و ادبیات بخشی از زندگی روزمره آن بود. پدرش نمایشنامه‌نویس بود و همین فضای فرهنگی، علاقه او را به کتاب و نوشتن از همان سال‌های کودکی شکل داد. ماتلی از نوجوانی به شعر علاقه‌مند شد و با مطالعه گسترده آثار نویسندگان و شاعران آمریکایی، به تدریج زبان و نگاه ادبی خود را پرورش داد. استعداد او خیلی زود آشکار شد و در شانزده‌سالگی عنوان «شاعر جوان شهر اوکلند» را به دست آورد؛ افتخاری که نامش را در محافل ادبی مطرح کرد و زمینه انتشار شعرهایش را در رسانه‌های معتبر فراهم ساخت. پس از پایان دوره دبیرستان وارد کالج اسمیت شد، اما با گسترش فعالیت‌های ادبی و تمرکز بر نویسندگی، تحصیل دانشگاهی را نیمه‌تمام گذاشت. او بعدها توضیح داد که نوشتن برایش تنها یک علاقه نبود، بلکه ضرورتی درونی به شمار می‌رفت. پیش از انتشار نخستین رمان خود، دو رمان دیگر نیز نوشته بود که هرگز منتشر نشدند. این تجربه‌ها به او کمک کردند تا صدای شخصی خود را پیدا کند و با آمادگی بیشتری وارد دنیای حرفه‌ای ادبیات شود. نخستین رمان او، «شب‌گردی» (Nightcrawling)، در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و نقطه عطف زندگی حرفه‌ای او به شمار می‌رود. این رمان از یک پرونده واقعی فساد پلیس در شهر اوکلند الهام گرفته است، اما نویسنده با تکیه بر تخیل و قدرت روایت، اثری خلق کرده که فراتر از یک روایت مستند یا اجتماعی است. داستان زندگی دختر نوجوانی را دنبال می‌کند که برای حفظ خانواده خود ناچار به تصمیم‌هایی دشوار می‌شود. ماتلی در این اثر، فقر، تبعیض، خشونت و نابرابری را نه از دریچه آمار و گزارش، بلکه از خلال زندگی شخصیت‌هایی ملموس و باورپذیر به تصویر می‌کشد. همین نگاه انسانی باعث شد «شب‌گردی» از همان آغاز با استقبال گسترده خوانندگان و منتقدان روبه‌رو شود و به یکی از مهم‌ترین رمان‌های سال انتشار خود تبدیل گردد. پس از این موفقیت، ماتلی مجموعه شعر woke up no light را منتشر کرد؛ مجموعه‌ای که بار دیگر ریشه شاعرانه زبان او را آشکار ساخت. شعرهای این کتاب به موضوعاتی مانند هویت، زنانگی، عشق، خشونت، نژاد و خاطره می‌پردازند و نشان می‌دهند که نگاه شاعرانه، مهم‌ترین عنصر در شکل‌گیری جهان ادبی اوست. دومین رمانش، The Girls Who Grew Big، نیز با تمرکز بر زندگی دختران نوجوان و مسئولیت‌های زودهنگام آنان، ادامه همان دغدغه‌های انسانی و اجتماعی را دنبال می‌کند و نشان می‌دهد که نویسنده همچنان به روایت زندگی انسان‌های کمتر دیده‌شده علاقه‌مند است. یکی از دلایل توجه گسترده محافل ادبی به آثار لیلا ماتلی، توانایی او در پیوند دادن تجربه‌های فردی با مسائل اجتماعی است. او برخلاف بسیاری از نویسندگان جوان که بیشتر بر حادثه و کشش داستان تکیه می‌کنند، شخصیت را در مرکز روایت قرار می‌دهد و دگرگونی درونی انسان را مهم‌تر از رخدادهای بیرونی می‌داند. در آثار او، هر شخصیت گذشته، ترس‌ها و آرزوهای خود را دارد و همین امر سبب می‌شود که خواننده با آنان همدلی کند، نه اینکه تنها شاهد سرگذشتشان باشد. منتقدان معتقدند ماتلی با وجود جوانی، شناختی دقیق از ساختار رمان، ریتم روایت و شیوه شخصیت‌پردازی دارد و می‌تواند میان زبان شاعرانه و واقع‌گرایی اجتماعی تعادلی کم‌نظیر ایجاد کند. این ویژگی آثار او را هم برای خوانندگان عادی و هم برای پژوهشگران و منتقدان ادبی جذاب ساخته است. آنچه بیش از هر چیز لیلا ماتلی را از بسیاری نویسندگان هم‌نسلش متمایز می‌کند، سبک نویسندگی اوست. زبان آثارش آمیزه‌ای از شعر و داستان است؛ جمله‌هایی آهنگین، تصویرهایی زنده و توصیف‌هایی که تنها برای زیبایی به کار نرفته‌اند، بلکه در خدمت شخصیت‌پردازی و پیشبرد روایت قرار دارند. او از جزئیات ساده زندگی روزمره، فضایی می‌آفریند که خواننده را به درون جهان شخصیت‌ها می‌برد. در آثار او، خیابان، باران، سکوت، نور و حتی رنگ‌ها، کارکردی فراتر از توصیف پیدا می‌کنند و به نمادهایی برای بیان احساسات و تجربه‌های انسانی تبدیل می‌شوند. بسیاری از منتقدان، نثر او را «شاعرانه اما مهار‌شده» توصیف کرده‌اند؛ زبانی که احساس را برمی‌انگیزد، اما هرگز از انسجام روایی فاصله نمی‌گیرد. از منظر ادبی، رمان‌های ماتلی را می‌توان در سنت رئالیسم اجتماعی آمریکا جای داد، اما او این سنت را با حساسیت‌های نسل جدید درهم می‌آمیزد. اگر نویسندگانی چون تونی موریسون و جسمن وارد تجربه تاریخی و هویت جمعی را در مرکز آثار خود قرار می‌دهند، ماتلی بیش از هر چیز بر تجربه زیسته نسل جوان تمرکز می‌کند؛ نسلی که با بحران هویت، نابرابری اقتصادی، خشونت ساختاری و تنهایی دست‌وپنجه نرم می‌کند. او از این موضوعات برای شعار دادن استفاده نمی‌کند، بلکه آن‌ها را در تار و پود زندگی شخصیت‌هایش می‌تند و اجازه می‌دهد خواننده خود به نتیجه برسد. همین پرهیز از داوری مستقیم، آثار او را از بسیاری رمان‌های اجتماعی معاصر متمایز کرده است. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم آثار ماتلی، شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه است. شخصیت‌های او نه قهرمانانی بی‌نقص هستند و نه انسان‌هایی کاملاً شکست‌خورده. آنان اشتباه می‌کنند، رنج می‌کشند، امیدوار می‌شوند و دوباره از نو آغاز می‌کنند. نویسنده به جای آن‌که درباره آنان داوری کند، تلاش می‌کند شرایطی را نشان دهد که زندگی‌شان را شکل داده است. همین نگاه همدلانه باعث شده است خوانندگان با شخصیت‌های او ارتباطی عمیق برقرار کنند و داستان‌هایش را نه صرفاً روایت‌هایی اجتماعی، بلکه تجربه‌هایی انسانی بدانند. منتقدان ادبی، آثار لیلا ماتلی را به دلیل زبان شاعرانه، روایت تأثیرگذار و پرداخت دقیق شخصیت‌ها ستوده‌اند. بسیاری معتقدند که او با نخستین رمان خود نشان داد ادبیات آمریکا همچنان توانایی کشف صداهای تازه را دارد. در مقابل، برخی نیز بر این باورند که در بخش‌هایی از آثارش، موضوعات اجتماعی گاه بر ریتم داستان غلبه می‌کنند؛ با این حال، حتی این منتقدان نیز استعداد چشمگیر او را انکار نکرده‌اند و آینده‌ای درخشان برای او پیش‌بینی می‌کنند. موفقیت‌های ادبی ماتلی نیز چشمگیر بوده است. رمان «شب‌گردی» به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز راه یافت، به عنوان کتاب برگزیده باشگاه کتاب اپرا وینفری انتخاب شد و در سال ۲۰۲۲ به فهرست بلند جایزه معتبر بوکر راه پیدا کرد؛ افتخاری که او را به جوان‌ترین نویسنده راه‌یافته به این فهرست در تاریخ جایزه تبدیل کرد. او همچنین جایزه California Book Award را دریافت کرد و آثارش نامزد جوایز مهم دیگری از جمله PEN/Hemingway Award شدند. این موفقیت‌ها نشان داد که ماتلی تنها یک پدیده زودگذر نیست، بلکه نویسنده‌ای است که توانسته جایگاه خود را در ادبیات معاصر تثبیت کند. امروز لیلا ماتلی از مهم‌ترین صداهای نسل جدید ادبیات آمریکا به شمار می‌رود. او با تلفیق زبان شاعرانه و روایت واقع‌گرایانه، مرز میان شعر و داستان را کمرنگ کرده و به ادبیات، چهره‌ای انسانی‌تر بخشیده است. آثار او یادآور این حقیقت‌اند که ادبیات بزرگ، پیش از هر چیز، هنر دیدن انسان و روایت زندگی اوست. اگرچه کارنامه ادبی ماتلی هنوز در آغاز راه قرار دارد، اما کیفیت آثار منتشرشده، استقبال گسترده منتقدان و موفقیت‌های بین‌المللی او نشان می‌دهد که نامش در سال‌های آینده نیز در میان تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات معاصر جهان باقی خواهد ماند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 94 بازدید

وزارت داخله ایران در تازه‌ترین مورد از ادامه روند اخراج مهاجران بدون مدرک اقامتی خبر داده است. علی زینی‌وند، سخنگوی وزارت داخله ایران امروز (دوشنبه، ۱۹ اسد) گفته است که از حمل ۱۴۰۴ تا اکنون حدود دو میلیون افغانستانی غیر مجاز از ایران خارج شده‌اند. سخنگوی وزارت داخله ایران در ادامه تاکید کرده است که اجرای طرح اخراج مهاجران افغانستانی با هدف مدیریت و تنظیم حضور اتباع خارجی در ایران با سرعت ادامه دارد. او افزوده است که بیش از ۲۰۰ هزار تن از ابتدای سال روان تا کنون به‌گونه داوطلبانه و با مراجعه به مراکز مربوط، ایران را ترک کرده‌اند. به گفته‌ی سخنگوی وزارت داخله ایران، این اقدام به معنای اخراج تمامی افغانستانی‌ها نیست و افغانستانی‌های دارای مدرک اقامتی باید بخشی از هزینه‌های خدماتی را پرداخت کنند. همچنین زینی‌وند درباره لایحه تشکیل «سازمان ملی مهاجرت» در مجلس ایران گفته است که بررسی این لایحه در مراحل پایانی قرار دارد و به‌زودی نهایی خواهد شد. قابل ذکر است که از پنج سال به این طرف، شمار زیادی از جوانان به دلیل فقر، بیکاری و نبود فرصت‌های شغلی به کشورهای همسایه، به‌ویژه ایران و پاکستان، مهاجرت کرده‌اند. در سال‌های اخیر، با تشدید روند اخراج مهاجران، شمار زیادی از آنان به افغانستان بازگشته‌اند. بر اساس گزارش سازمان‌های بین‌المللی، بیش از شش میلیون مهاجر افغانستانی از اواخر سال ۲۰۲۳ تا اکنون به کشور بازگشته‌اند که ۷۳ درصد آنان بیکار هستند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 87 بازدید

یان ایگلند، شورای پناهندگان ناروی (NRC) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان با بحران‌های عمیق بشری، اقتصادی و اقلیمی روبرو است و کشورهای عضو ناتو وعده‌های خود برای حمایت از مردم این کشور را فراموش کرده‌اند. آقای ایگلند امروز (دوشنبه، ۱۹ اسد) با نشر گزارشی گفته است که کشورهای عضو ناتو وعده‌های خود به دختران و پسران اهل افغانستان را فراموش کرده و از غیرنظامیان افغانستان روی‌گردان شده‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است: «ما در مواجهه با نیازهای روزافزون و کاهش حقوق دختران و زنان در سراسر افغانستان، بیش از پیش تنها مانده‌ایم.» براساس گزارش شورای پناهندگان ناروی، بیش از شش میلیون مهاجر اهل افغانستان از کشورهای همسایه از اواخر سال ۲۰۲۳ میلادی به افغانستان بازگشته‌اند. به گفته‌ی این نهاد، ۷۳ درصد بازگشت‌کننده‌گان بیکار هستند و فرصت‌های محدودی برای تامین معیشت دارند. بحران‌های اقلیمی، تنش‌های منطقه‌ای و محدودیت‌های فزاینده علیه زنان و دختران نیز فشار بر مردم افغانستان را افزایش داده است. شورای پناهند‌گان ناروی می‌گوید که با وجود افزایش نیازهای بشری، بودجه کمک‌های بشردوستانه کاهش یافته است. به گفته‌ی این نهاد، در سال جاری تاکنون تنها ۴۵۰ میلیون دالر برای پاسخ بشردوستانه افغانستان تامین شده که معادل ۲۶ درصد از ۱.۷ میلیارد دالر مورد نیاز است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 93 بازدید

خورشید محمدی، بوکسور زن افغانستان، چهارمین پیروزی خود در رقابت‌های بوکس در استرالیا به دست آورد؛ هرچند این برد بدون برگزاری مبارزه ثبت شد. خانم محمدی آماده حضور در رینگ بود؛ اما حریف او از استرالیا پیش از آغاز مسابقه از حضور در این دیدار انصراف داد. طبق برنامه، خورشید محمدی باید در وزن ۶۰ کیلوگرام رقابت‌های «Gladiators Fight & Sparring»، در شهر مورابین ملبورن مقابل حریفش به میدان می‌رفت؛ اما این مسابقه به دلیل حاضر نشدن حریف استرالیایی در رینگ مسابقه، برگزار نشد. این دیدار قرار بود در سه راوند سه دقیقه‌ای برگزار شود. خورشید محمدی پیش از این دیدار چهار مبارزه انجام داده بود که حاصل آن سه پیروزی و یک شکست بود و با انصراف حریف، چهارمین برد او نیز در کارنامه‌اش ثبت شد.

ادامه مطلب