نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

10 ساعت قبل - 71 بازدید

روزی که سارا تصمیم گرفت کتاب‌هایش را از صندوق بیرون بیاورد، مدت زیادی فقط به آن‌ها نگاه کرد؛ بی‌آن‌که جرئت کند یکی‌شان را باز کند. گردوغبار روی جلدها نشسته بود و بعضی از ورق‌ها، در اثر ماندن طولانی‌مدت در جای بسته، زرد شده بودند. دستش را روی یکی از کتاب‌ها کشید و گرد آن را پاک کرد. چند لحظه بعد، کتاب را گشود؛ درست همان صفحه‌ای که سال‌ها پیش با خط خودش چند جمله را زیر آن خط کشیده بود. چشم‌هایش روی نوشته‌ها ماند، اما چیزی نگفت. مادرش که از کنار اتاق می‌گذشت، پرسید: «باز می‌خواهی درس بخوانی؟» سارا لبخند کم‌رنگی زد و گفت: «نه، فقط می‌خواستم ببینم هنوز یادم مانده یا نه.» اما خودش می‌دانست که موضوع فقط به یادآوردن درس‌ها مربوط نمی‌شود. او از این می‌ترسید که روزی برسد که حتی چیزهایی را که با شوق در مکتب آموخته بود، به خاطر نیاورد. سارا ۱۶ ساله است؛ دختری از کابل که تا چند سال پیش تصور می‌کرد آینده‌اش مسیری روشن و مشخص دارد. مکتب می‌رفت، برای امتحان‌ها آماده می‌شد، با دوستانش درباره نمره‌ها و درس‌های روز بعد حرف می‌زد و برای سال‌های آینده برنامه می‌ساخت. آن روزها، آینده برایش شاید دور بود، اما روشن به نظر می‌رسید. می‌خواست مکتب را تمام کند، وارد دانشگاه شود، حرفه‌ای بیاموزد و روزی کاری داشته باشد که بتواند با درآمدش به خانواده کمک کند. وقتی معلم از دانش‌آموزان می‌پرسید در آینده چه‌کاره خواهند شد، سارا بدون مکث پاسخ می‌داد. او می‌خواست کسی باشد که خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد. اما حالا، وقتی از او درباره آینده می‌پرسند، بیشتر سکوت می‌کند. از زمانی که دختران از ادامه آموزش در مکاتب بالاتر از صنف ششم محروم شدند، زندگی سارا نیز مانند هزاران دختر دیگر در افغانستان مسیر دیگری پیدا کرد. ابتدا فکر می‌کرد این وضعیت تنها چند هفته یا چند ماه طول خواهد کشید. حتی در روزهای نخست تعطیلی مکتب، کتاب‌هایش را مرتب در کیف می‌گذاشت. مادرش می‌گوید سارا هر صبح لباس‌هایش را آماده می‌کرد. منتظر بود کسی بگوید: «مکتب‌ها باز شدند.» اما آن جمله هرگز گفته نشد. صبح‌ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند. فصل‌ها تغییر کردند، سال‌ها گذشتند و دوستان سارا کم‌کم از او فاصله گرفتند. بعضی خانواده‌ها از افغانستان خارج شدند، برخی دختران به آموزش‌های آنلاین روی آوردند و برخی دیگر، مانند سارا، در خانه ماندند. در آغاز، هنوز امید داشت. هر خبر تازه‌ای درباره آموزش دختران برایش اهمیت داشت. اگر کسی می‌گفت احتمال بازشدن مکاتب وجود دارد، همان روز کتاب‌هایش را بیرون می‌آورد. اگر خبر دیگری منتشر می‌شد که این تصمیم دوباره به تأخیر افتاده است، کتاب‌ها را سر جایشان برمی‌گرداند. به گفته خودش، زندگی‌اش میان همین دو کار خلاصه شده بود؛ بیرون‌آوردن کتاب‌ها و دوباره گذاشتن آن‌ها در صندوق. رفته‌رفته اما امیدش کم‌رنگ‌تر شد. دیگر وقتی خبر تازه‌ای می‌شنید، مانند گذشته هیجان‌زده نمی‌شد. می‌گفت: «قبلاً فکر می‌کردم شاید فردا مکتب باز شود، حالا می‌گویم شاید سال آینده.» و بعد خودش می‌پرسید: «اگر سال آینده هم نشد، چه؟» این پرسش برای سارا از هر چیزی سنگین‌تر است. او اکنون بیشتر وقتش را در خانه سپری می‌کند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کند، گاهی از خواهر کوچک‌ترش مراقبت می‌کند و بعضی روزها تلاش می‌کند از طریق تلفن همراه، درس‌های مختلف را دنبال کند. اما شرایط اقتصادی خانواده اجازه نمی‌دهد همیشه به اینترنت دسترسی داشته باشد. گاهی برای خرید یک بسته اینترنت، باید میان آن و چند نیاز ضروری دیگر خانواده یکی را انتخاب کنند. در چنین شرایطی، آموزش آنلاین نیز نتوانسته جای خالی مکتب را برای سارا پر کند. او می‌گوید درس‌خواندن با تلفن همراه و اینترنت ضعیف، هیچ‌وقت شبیه نشستن در صنف نیست. در مکتب می‌توانست دستش را بالا ببرد، از معلم سؤال بپرسد، پاسخ هم‌صنفی‌هایش را بشنود و اشتباهاتش را اصلاح کند. حالا اگر چیزی را نفهمد، گاهی مجبور است ساعت‌ها منتظر بماند تا بتواند پاسخ آن را پیدا کند. اما چیزی که بیشتر از همه آزارش می‌دهد، از دست‌دادن ارتباط با دوستانش است. سارا می‌گوید زمانی هر روز چند ساعت را با هم‌صنفی‌هایش سپری می‌کردند؛ درباره درس‌ها حرف می‌زدند، می‌خندیدند، از امتحان‌ها می‌ترسیدند و برای روزهای آینده برنامه می‌ساختند. حالا بعضی از همان دوستانش را فقط از طریق تلفن می‌بیند. یکی در خارج از افغانستان درس می‌خواند. دیگری در یک کشور همسایه زندگی می‌کند. چند نفر دیگر نیز مانند سارا در خانه مانده‌اند. وقتی عکس دوستانش را با لباس دانشگاه می‌بیند، سارا می‌گوید برایشان خوشحال می‌شود، اما نمی‌تواند از یک سؤال فرار کند: «اگر من هم فرصت داشتم، حالا کجا بودم؟» برای این سؤال پاسخی ندارد. پدر سارا کارگر است و درآمدش برای خانواده‌ای با چند عضو، به سختی کافی است. در خانه، صحبت درباره هزینه‌های زندگی بیشتر از صحبت درباره آینده سارا شده است. کرایه خانه، مواد غذایی، لباس و هزینه‌های روزمره، همه بر دوش خانواده سنگینی می‌کنند. سارا گاهی فکر می‌کند اگر می‌توانست درس بخواند و بعد وارد دانشگاه شود، شاید روزی می‌توانست کاری پیدا کند و به خانواده‌اش کمک کند. اما اکنون خودش نیز برای آینده به خانواده وابسته است. یکی دیگر از نگرانی‌های سارا، ازدواج است. او می‌گوید در جامعه‌ای که دختر فرصت درس‌خواندن و کارکردن نداشته باشد، گاهی خانواده‌ها زودتر به فکر ازدواج او می‌افتند. سارا هنوز نمی‌خواهد ازدواج کند. می‌گوید پیش از هر تصمیمی، می‌خواهد خودش را بسازد. «من نمی‌گویم هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم. می‌گویم اول می‌خواهم درس بخوانم، چیزی یاد بگیرم و بعد خودم درباره زندگی‌ام تصمیم بگیرم.» برای او این خواسته بزرگی نیست. او تنها می‌خواهد فرصت داشته باشد. سمیه، یکی از دوستان سابق سارا، چندی پیش به او گفته بود شاید بهتر باشد یک مهارت فنی یاد بگیرد. سارا نیز تلاش کرده بود آموزش‌های خیاطی و برخی مهارت‌های دیگر را دنبال کند، اما خودش می‌گوید هیچ مهارتی نمی‌تواند جای خالی مکتب را برایش پر کند. «من می‌خواهم مهارت یاد بگیرم، اما دلم می‌خواهد هم‌زمان درس هم بخوانم.» سارا هنوز معلم سابقش را به یاد دارد. گاهی شماره او را در تلفن همراهش نگاه می‌کند و دلش می‌خواهد برایش پیام بفرستد، اما نمی‌داند چه بنویسد. یک بار فقط نوشته بود: «استاد، مکتب ما کی باز می‌شود؟» پیام را فرستاد، اما چند دقیقه بعد آن را پاک کرد. می‌گوید نمی‌خواست معلمش را هم ناراحت کند. در اتاق سارا گوشه کوچکی برای درس‌خواندن وجود دارد. روی میز، چند کتاب، دو قلم و یک دفتر قرار گرفته است. دفتر همان دفتری است که زمانی برای یادداشت درس‌هایش استفاده می‌کرد. صفحات آخر آن هنوز خالی مانده‌اند. وقتی درباره آن دفتر می‌پرسیم، می‌گوید: «می‌خواهم وقتی مکتب باز شد، از همین‌جا ادامه بدهم.» این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما برای دختری که سال‌ها از آموزش دور مانده، معنای بزرگی دارد. سارا هنوز باور دارد که داستان زندگی‌اش تمام نشده است. او نمی‌خواهد سال‌هایی که از آموزش دور بوده، پایان آرزوهایش باشد. هنوز درباره دانشگاه حرف می‌زند، هنوز به کاری که می‌خواهد در آینده انجام دهد فکر می‌کند و هنوز کتاب‌هایش را نگه داشته است. اما در کنار امید، ترس نیز وجود دارد. می‌ترسد زمان آن‌قدر بگذرد که دیگر نتواند به آسانی به درس برگردد. می‌ترسد دوستانش جلوتر بروند و خودش عقب بماند. می‌ترسد خانواده‌اش به دلیل مشکلات اقتصادی تصمیم دیگری برای آینده او بگیرند و بیشتر از همه، می‌ترسد روزی خودش نیز باور کند که رؤیاهایش دیگر امکان تحقق ندارند. برای همین، هرچند گاهی از درس‌خواندن خسته می‌شود، کتاب‌ها را کنار نمی‌گذارد. شب‌ها، وقتی خانه ساکت می‌شود، سارا گاهی چراغ اتاقش را روشن می‌کند و چند صفحه از کتاب‌های قدیمی را می‌خواند. نه امتحانی در پیش دارد، نه معلمی از او درس می‌خواهد و نه کسی نمره‌ای برایش ثبت می‌کند. فقط می‌خواند؛ تا فراموش نکند که زمانی دانش‌آموز بوده است. گاهی کنار کتابش می‌نشیند و آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن دوباره به مکتب رفته است. خودش را در صنف می‌بیند؛ در کنار دخترانی که مانند او سال‌ها منتظر مانده‌اند. صدای معلم را می‌شنود و دوباره همان حس قدیمی را تجربه می‌کند؛ حس تلاش برای رسیدن به یک هدف. بعد چشم‌هایش را باز می‌کند و دوباره اتاق کوچک خانه را می‌بیند. دروازه مکتب هنوز به روی او بسته است. با این حال، سارا می‌گوید اگر فردا به او بگویند مکاتب باز شده‌اند، برای رفتن حتی یک روز هم صبر نمی‌کند. «هرچقدر هم از درس‌ها دور شده باشم، دوباره شروع می‌کنم.» بعد کتابش را می‌بندد و آن را در همان صندوقی می‌گذارد که سال‌هاست بخشی از زندگی گذشته‌اش را در خود نگه داشته است. شاید برای دیگران، آن صندوق فقط یک صندوق قدیمی باشد؛ اما برای سارا، درون آن سال‌هایی قرار دارد که هنوز نمی‌خواهد از دست‌رفته حساب‌شان کند. او هنوز منتظر است. نه فقط برای بازشدن یک دروازه آهنی، بلکه برای بازشدن راهی که بتواند از طریق آن، دوباره آینده‌اش را خودش بسازد. تا آن روز، کتاب‌ها در صندوق می‌مانند، دفتر روی میز خاک می‌خورد و سارا هر بار که صدای دختران مکتب‌رو را از کوچه می‌شنود، برای چند لحظه به سوی پنجره می‌رود. به بیرون نگاه می‌کند. شاید چیزی نمی‌گوید، اما در نگاهش هنوز یک آرزوی ساده باقی مانده است؛ این‌که روزی دیگر لازم نباشد برای حق درس‌خواندن منتظر بماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 87 بازدید

خانواده نخستین محیطی است که انسان در آن چشم به جهان می‌گشاید، محبت را تجربه می‌کند، با ارزش‌های اخلاقی آشنا می‌شود و شیوه برقراری ارتباط با دیگران را می‌آموزد. شخصیت هر انسان در طول زندگی و تحت تأثیر عوامل گوناگون شکل می‌گیرد، اما خانواده به‌عنوان نخستین محیط تربیتی، نقش اساسی در پایه‌گذاری باورها، نگرش‌ها، رفتارها و ویژگی‌های شخصیتی فرزندان دارد. کودک از همان سال‌های نخست زندگی، با مشاهده رفتار والدین، شنیدن سخنان آنان و تجربه روابط عاطفی در محیط خانه، تصویری از خود، دیگران و جهان پیرامونش می‌سازد. نحوه برخورد والدین با اشتباهات کودک، شیوه حل اختلافات، میزان محبت و توجه به نیازهای او و حتی چگونگی رفتار بزرگ‌ترها با یکدیگر، همگی در شکل‌گیری شخصیت او تأثیرگذارند. خانواده‌ای که در آن محبت، احترام، امنیت روانی و گفت‌وگو وجود داشته باشد، می‌تواند زمینه رشد اعتمادبه‌نفس، استقلال، مسئولیت‌پذیری و مهارت‌های اجتماعی را در فرزندان فراهم کند. در مقابل، محیطی که با تحقیر، بی‌توجهی، ترس و تنش‌های مداوم همراه باشد، ممکن است رشد عاطفی و اجتماعی کودک را با دشواری‌هایی روبه‌رو سازد. از این رو، شناخت نقش خانواده در شکل‌گیری شخصیت فرزندان و آگاهی از شیوه‌های درست تربیتی، یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای پرورش نسلی سالم، آگاه و مسئولیت‌پذیر است. ۱. شخصیت چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟ شخصیت مجموعه‌ای از ویژگی‌های نسبتاً پایدار فکری، عاطفی و رفتاری انسان است که شیوه احساس کردن، اندیشیدن، تصمیم‌گیری و ارتباط با دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ویژگی‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس، صبوری، مسئولیت‌پذیری، همدلی، استقلال و نحوه مدیریت هیجان‌ها، بخشی از ویژگی‌های شخصیتی انسان به شمار می‌روند. شخصیت انسان حاصل تعامل عوامل مختلفی مانند ویژگی‌های زیستی و ژنتیکی، تجربه‌های زندگی، محیط اجتماعی، فرهنگ و شیوه تربیت است. بنابراین نمی‌توان شکل‌گیری شخصیت را تنها به خانواده یا یک عامل مشخص نسبت داد. با این حال، خانواده به دلیل ارتباط نزدیک و مداوم با کودک، فرصت گسترده‌ای برای تأثیرگذاری بر رشد او دارد. تجربه‌های نخستین کودک در محیط خانه، به‌ویژه در زمینه دلبستگی، اعتماد، احساس امنیت و یادگیری رفتارهای اجتماعی، می‌توانند در مسیر رشد شخصیت او نقش مهمی داشته باشند. نکته مهم این است که شخصیت انسان در دوران کودکی به‌طور کامل و تغییرناپذیر شکل نمی‌گیرد. فرزندان در طول نوجوانی و بزرگسالی نیز می‌توانند با کسب تجربه‌های تازه، یادگیری و ارتباط با محیط‌های مختلف، ویژگی‌های خود را پرورش دهند. ۲. محبت و امنیت عاطفی؛ پایه‌های شخصیت سالم یکی از اساسی‌ترین نیازهای هر کودک، دریافت محبت و احساس امنیت در محیط خانواده است. کودک زمانی می‌تواند با آرامش به کشف جهان پیرامون خود بپردازد که بداند در صورت مواجهه با مشکلات، افرادی هستند که از او حمایت می‌کنند و احساساتش را جدی می‌گیرند. محبت والدین تنها به معنای بوسیدن، در آغوش گرفتن یا بیان کلمات محبت‌آمیز نیست؛ بلکه توجه به نیازهای کودک، گوش دادن به حرف‌های او، احترام به احساساتش و حضور عاطفی در لحظات دشوار نیز بخش مهمی از محبت محسوب می‌شود. کودکی که در محیطی سرشار از محبت و امنیت رشد می‌کند، فرصت بیشتری برای پرورش اعتمادبه‌نفس، استقلال و روابط اجتماعی سالم خواهد داشت. چنین کودکی به‌تدریج می‌آموزد که ارزشمندی او وابسته به نمره، موفقیت یا رضایت همیشگی دیگران نیست. در مقابل، بی‌توجهی عاطفی، طرد شدن مداوم و تحقیر احساسات کودک ممکن است به شکل‌گیری احساس ناامنی، ترس از شکست یا دشواری در برقراری روابط صمیمانه منجر شود. البته محبت مؤثر به معنای برآورده کردن تمام خواسته‌های کودک نیست. والدین می‌توانند در کنار ابراز محبت، محدودیت‌های منطقی تعیین کنند و به فرزند خود بیاموزند که دوست‌داشتنی بودن با رعایت قوانین و پذیرش مسئولیت منافاتی ندارد. ۳. والدین؛ نخستین الگوهای رفتاری فرزندان کودکان بخش بزرگی از رفتارهای خود را از طریق مشاهده و الگوبرداری می‌آموزند. والدین نخستین افرادی هستند که کودک رفتار آنان را به‌طور مداوم مشاهده می‌کند و بسیاری از شیوه‌های ارتباطی، عادت‌ها و ارزش‌های اخلاقی را از آنان فرا می‌گیرد. اگر پدر و مادر در رفتار روزمره خود راست‌گو باشند، به دیگران احترام بگذارند و مسئولیت اشتباهاتشان را بپذیرند، کودک نیز این فرصت را می‌یابد که این رفتارها را در زندگی خود تمرین کند. در مقابل، اگر والدین از فرزند خود انتظار صداقت داشته باشند، اما خودشان در موقعیت‌های مختلف دروغ بگویند، ممکن است میان گفتار و رفتار آنان تناقضی ایجاد شود که یادگیری ارزش‌های اخلاقی را دشوارتر سازد. برای مثال، کودکی که می‌بیند پدر و مادر هنگام اختلاف نظر با آرامش گفت‌وگو می‌کنند، می‌آموزد که اختلاف داشتن لزوماً به معنای پرخاشگری یا قطع رابطه نیست. همچنین مشاهده کمک کردن والدین به دیگران می‌تواند زمینه رشد همدلی و نوع‌دوستی را در او فراهم کند. بنابراین، یکی از مؤثرترین روش‌های تربیت فرزند آن است که والدین، بیش از تأکید بر رفتارهای مطلوب، به الگوی عملی آن رفتارها تبدیل شوند. ۴. شیوه‌های تربیتی والدین و تأثیر آن‌ها بر شخصیت کودک روش تربیت فرزند می‌تواند بر احساس ارزشمندی، استقلال، نظم شخصی و توانایی تصمیم‌گیری او تأثیر بگذارد. در روان‌شناسی رشد، معمولاً از چند الگوی کلی برای توصیف شیوه‌های تربیتی والدین استفاده می‌شود. تربیت مقتدرانه با محبت، حمایت عاطفی، تعیین قوانین روشن و توجه به نیازهای متناسب با سن کودک همراه است. در این شیوه، والدین ضمن تعیین حد و مرزهای مشخص، به فرزند فرصت می‌دهند نظر خود را بیان کند و پیامدهای رفتارهایش را بیاموزد. تربیت مستبدانه بیشتر بر اطاعت بی‌چون‌وچرا، کنترل شدید و اجرای دستورات تأکید دارد و ممکن است فرصت گفت‌وگو و استقلال را محدود کند. تربیت سهل‌گیرانه معمولاً با محبت زیاد، اما محدودیت‌ها و قوانین اندک همراه است. در چنین شرایطی ممکن است کودک فرصت کمتری برای یادگیری نظم و پذیرش مسئولیت‌ها داشته باشد. تربیت غافلانه نیز با کمبود حمایت عاطفی و نظارت متناسب با نیازهای کودک همراه است و می‌تواند رشد عاطفی و اجتماعی او را با دشواری‌هایی مواجه سازد. این الگوها چارچوب‌هایی کلی هستند و نمی‌توان شخصیت یک کودک را تنها بر اساس یک شیوه تربیتی پیش‌بینی کرد. با این حال، ترکیب محبت، قوانین منطقی، گفت‌وگو و احترام به استقلال کودک می‌تواند زمینه رشد سالم او را تقویت کند. ۵. نقش گفت‌وگو و ارتباط مؤثر در خانواده ارتباط سالم میان والدین و فرزندان یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری احساس اعتماد و امنیت روانی است. کودکی که می‌تواند بدون ترس از تمسخر یا تحقیر درباره احساسات و مشکلات خود صحبت کند، فرصت بیشتری برای شناخت هیجان‌ها و یافتن راه‌حل‌های مناسب خواهد داشت. گفت‌وگوی مؤثر تنها به صحبت کردن محدود نمی‌شود؛ گوش دادن فعال، توجه به زبان بدن و درک احساسات کودک نیز اهمیت دارد. گاهی کودک بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشد، به فردی نیاز دارد که با حوصله به حرف‌هایش گوش دهد. برای نمونه، اگر کودک از شکست در یک امتحان ناراحت باشد، گفتن جمله‌هایی مانند «این‌قدر ناراحت نباش» یا «چرا مثل دیگران موفق نشدی؟» ممکن است احساس او را نادیده بگیرد. در مقابل، جمله‌ای مانند «می‌فهمم که از نتیجه امتحانت ناراحتی؛ بیا با هم بررسی کنیم چگونه می‌توانی بهتر آماده شوی» هم احساس او را به رسمیت می‌شناسد و هم مسیر حل مسئله را نشان می‌دهد. خانواده‌هایی که در آن‌ها گفت‌وگو جایگزین سرزنش می‌شود، می‌توانند به فرزندان خود کمک کنند مهارت بیان احساسات، حل تعارض و برقراری روابط سالم را بهتر بیاموزند. ۶. تأثیر اختلافات خانوادگی بر شخصیت فرزندان اختلاف نظر در زندگی خانوادگی امری طبیعی است، اما نحوه مدیریت آن اهمیت زیادی دارد. کودکانی که به‌طور مداوم در معرض مشاجره‌های شدید، تهدید، تحقیر یا خشونت قرار می‌گیرند، ممکن است احساس ناامنی، اضطراب یا نگرانی بیشتری را تجربه کنند. تنش‌های خانوادگی می‌توانند بر تمرکز، روابط اجتماعی و توانایی کودک در مدیریت هیجان‌ها تأثیر بگذارند. برخی کودکان در چنین شرایطی گوشه‌گیر می‌شوند و برخی دیگر ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه یا نافرمانی بیشتری نشان دهند. البته هر اختلاف خانوادگی لزوماً به شخصیت ناسالم منجر نمی‌شود. اگر والدین بتوانند اختلافات خود را با احترام حل کنند، از وارد کردن کودک به تعارض‌های بزرگسالان بپرهیزند و پس از تنش، احساس امنیت او را بازسازی کنند، حتی می‌توانند الگویی عملی از حل مسئله و مدیریت هیجان به فرزند خود ارائه دهند. حفظ احترام متقابل، پرهیز از خشونت و فراهم کردن محیطی امن برای کودکان، از مهم‌ترین مسئولیت‌های والدین در این زمینه است. ۷. تأثیر تشویق، انتقاد و مقایسه بر خودباوری کودک نحوه بازخورد دادن والدین به رفتار و عملکرد فرزندان می‌تواند بر تصویر ذهنی آن‌ها از توانایی‌ها و ارزشمندی خود تأثیر بگذارد. تشویق مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که والدین به تلاش، پشتکار، پیشرفت و راهبردهای مناسب کودک توجه کنند، نه آنکه تنها نتیجه نهایی را ارزشمند بدانند. برای مثال، به جای آنکه گفته شود «تو از همه باهوش‌تری»، می‌توان گفت: «برای حل این مسئله وقت گذاشتی و با تلاش خودت به نتیجه رسیدی.» چنین بازخوردی توجه کودک را به تلاش و یادگیری جلب می‌کند. در مقابل، مقایسه مداوم کودک با خواهر، برادر یا هم‌سالانش ممکن است احساس ناکافی بودن، رقابت ناسالم یا کاهش اعتمادبه‌نفس را در او تقویت کند. همچنین انتقاد از رفتار باید از تحقیر شخصیت کودک جدا باشد. گفتن «این رفتارت درست نبود» با گفتن «تو بچه بدی هستی» تفاوت اساسی دارد. در حالت نخست، کودک می‌آموزد که می‌تواند رفتار خود را اصلاح کند؛ اما در حالت دوم ممکن است احساس کند ارزش شخصی او زیر سؤال رفته است. ۸. آموزش مسئولیت‌پذیری و استقلال از دوران کودکی یکی از اهداف مهم تربیت خانوادگی، پرورش فرزندانی است که بتوانند در زندگی شخصی و اجتماعی خود تصمیم‌های آگاهانه بگیرند و مسئولیت رفتارهایشان را بپذیرند. مسئولیت‌پذیری باید متناسب با سن و توانایی کودک آموزش داده شود. برای مثال، کودکان خردسال می‌توانند اسباب‌بازی‌های خود را جمع کنند، دانش‌آموزان می‌توانند برای انجام تکالیف برنامه‌ریزی کنند و نوجوانان می‌توانند در برخی تصمیم‌های خانوادگی مشارکت داشته باشند. والدینی که همه کارهای فرزند خود را انجام می‌دهند، ممکن است ناخواسته فرصت تمرین استقلال را از او بگیرند. در مقابل، واگذاری مسئولیت‌های متناسب با سن، همراه با حمایت و راهنمایی، به کودک کمک می‌کند توانایی‌های خود را بشناسد و پیامدهای تصمیم‌هایش را درک کند. البته استقلال به معنای رها کردن کودک نیست، بلکه به معنای فراهم کردن فرصت رشد در کنار حمایت، نظارت و راهنمایی مناسب است. نتیجه‌گیری خانواده یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد شخصیت فرزندان است؛ محیطی که در آن کودک نخستین تجربه‌های خود از محبت، اعتماد، مسئولیت‌پذیری، احترام و ارتباط با دیگران را به دست می‌آورد. رفتار والدین، شیوه‌های تربیتی، فضای عاطفی خانه و کیفیت ارتباط میان اعضای خانواده، همگی می‌توانند مسیر رشد شخصیت کودک را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، شخصیت انسان پدیده‌ای پویا و چندبعدی است و در طول زندگی از عوامل گوناگونی تأثیر می‌پذیرد. بنابراین، خانواده با فراهم کردن محیطی امن، حمایتگر و آگاهانه می‌تواند زمینه رشد سالم فرزندان را تقویت کند، بی‌آنکه تمام مسئولیت شکل‌گیری شخصیت آنان را بر عهده داشته باشد. پرورش فرزندانی با اعتمادبه‌نفس، اخلاق‌مداری، استقلال و توانایی برقراری روابط سالم، بیش از هر چیز به حضور آگاهانه والدینی نیاز دارد که محبت را با مسئولیت‌پذیری، آزادی را با حد و مرزهای منطقی و آموزش را با رفتار عملی همراه می‌سازند. در نهایت، خانواده زمانی می‌تواند نقش سازنده خود را به‌خوبی ایفا کند که خانه را نه‌تنها مکانی برای زندگی، بلکه فضایی برای رشد، یادگیری، احترام و شکوفایی استعدادهای فرزندان بداند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 70 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود ۱.۳ میلیون کودک در افغانستان را تحت درمان سوءتغذیه قرار خواهد داد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که شمار زیادی از کودکان در سراسر افغانستان همچنان در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. یونیسف در ادامه تاکید کرد که کودکان مبتلا به سوءتغذیه پس از شناسایی و غربالگری، خدمات درمانی و غذای درمانی دریافت می‌کنند. در ادامه آمده است که ارایه مراقبت‌های لازم و غذای درمانی می‌تواند به بهبود وضعیت کودکان مبتلا به سوءتغذیه کمک کند. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیشتر نیز اعلام کرده بود که ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان از سوءتغذیه رنج می‌برند که از این میان، حدود یک میلیون کودک به سوءتغذیه شدید و تهدیدکننده مبتلا هستند. قابل ذکر است که سازمان ملل متحد پیش از این پیش‌بینی کرده بود که بیش از ۱۷ میلیون نفر از کل جمعیت افغانستان، امسال با «ناامنی غذایی حاد» روبه‌رو خواهند شد و این بحران به‌طور نامتناسبی بر زنان و کودکان تأثیر می‌گذارد. سازمان ملل برای رسیدگی به این وضعیت ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود، اما در نیمه‌ی نخست سال جاری میلادی، کم‌تر از ۲۰ درصد این بودجه تأمین شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 185 بازدید

مقام‌های محلی از ولایت هرات می‌گویند که سه برادر در ولسوالی گذره این ولایت در یک چاه آب براثر خفگی و کمبود آکسیجن جان باخته‌اند. قاری حذیفه، آمر آمادگی مبارزه با حوادث هرات گفته است که این رویداد عصر دیروز (چهارشنبه، ۸ میزان) در منطقه‌ی «نشین» از مربوطات ولسوالی گذره رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرد سه برادر هنگامی که مصروف کشاورزی بودند، برای برداشت آب وارد چاه شده و هر سه به‌دلیل کمبود اکسیجن و خفگی، جان‌های‌شان را از دست داده‌اند. آقای حذیفه عمق این چاه را حدود هشت تا ۱۰ متر اعلام کرده است. منابع محلی می‌گویند که در نخست یکی از این سه برادر به‌دلیل کمبود آکسیجن در چاه گیرمانده بوده و دو برادر دیگر نیز برای نجات او پایین شدند و سرانجام هر سه جان باخته‌اند. اجساد سه مرد نیمه‌شب گذشته از چاه بیرون کشیده شده‌اند. قابل ذکر است که حوادث مشابه در گذشته نیز رخ داده است. بی‌احتیاطی و عدم امکانات ایمنی هنگام پایین‌شدن به چاه از عوامل این رویدادها عنوان می‌شود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 147 بازدید

شبانه بسیج راسخ، فعال آموزش و بنیان‌گذار مکتب رهبری افغانستان (سوله) به عنوان یکی از رهبران تاثیرگذار جهان سال ۲۰۲۶ میلادی در بخش «مدافعان» این فهرست قرار گرفته است. خانم راسخ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «مجله تایم نام من را به‌عنوان یکی از اعضای TIME100 Next 2026 اعلام کرده است.» این فعال آموزش اهل افغانستان از قرارگرفتن نامش در فهرست ۱۰۰ چهره تأثیرگذار مجله‌ی تایم ابراز خوشحالی کرده و می‌گوید که این افتخار مربوط زنان افغانستان است. او تاکید کرد: «افتخار می‌کنم، سپاسگزارم و می‌دانم که اگرچه این افتخار به من تعلق دارد، اما از آن من نیست. این افتخار مربوط زنان افغانستان و امیدی است که آنان همچون آتشی در دستان‌شان با خود حمل می‌کنند.» شبانه راسخ افزوده است: «زنان و دختران افغانستان هرگز تسلیم نخواهند شد. روی خود را برنگردانید.» همچنین مجله‌ی تایم نیز در مطلبی نوشته است که شبانه بسیج‌ راسخ، در سال ۲۰۲۱ میلادی، زمانی که حکومت سرپرست دوباره به قدرت بازگشتند، تعهد خود به دانش‌آموزانش را به‌خوبی نشان داد. این مجله نوشته است که شبانه راسخ، پنج سال پیش سوابق تمامی دانش ‌آموزانش را برای محافظت از آن‌ها سوزاند تمامی آن‌ها را به کشور رواندا منتقل کرد. به گفته‌ی مجله‌ی تایم، مکتب زیر نظر شبانه راسخ، همراه با آکادمی آنلاینش، اکنون به بیش از ۴۳ هزار دانش‌آموز دارد. این مجله‌ گفته است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، رهبری شبانه راسخ باعث شده است که جایزه معتبر Elevate Prize را دریافت کند. تایم تصریح کرد که محافظت از حق هر دختر برای آموختن، رشد کردن و رهبری کردن نباید امری استثنایی باشد؛ بلکه باید عادی‌ترین چیز ممکن باشد. تا زمانی که چنین نباشد، این تلاش ادامه خواهد داشت. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 106 بازدید

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت سرپرست می‌گوید که در حملات هوایی پاکستان به ولایت‌های کنر و هلمند، ۹ غیرنظامی کشته و ۱۱ تن دیگر زخمی شدند. آقای مجاهد امروز (پنجشنبه، ۹ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که جنگنده‌های پاکستانی مناطق مسکونی در ولسوالی‌های شلتن و چوگام کنر و ولسوالی گرمسیر هلمند را هدف قرار داد‌ند. وی در ادامه این حملات را «تجاوز و جنایت» و نقض تمامی اصول پذیرفته‌شده خوانده و آن را محکوم کرده است. او در ادامه تاکید کرده است که در میان قربانیان زنان و کودکان نیز شامل هستند. همچنین دفتر والی هلمند اعلام کرد که در پی حمله هوایی به منطقه صفار در ولسوالی گرمسیر، حوالی ساعت ۳:۳۰ بامداد امروز دو خانه مسکونی تخریب شده و چهار غیرنظامی کشته و شش نفر دیگر زخمی شدند. مقام‌های محلی در ولایت کنر نیز گزارش دادند که در جریان بمباران ولسوالی شلتن، یک منزل مسکونی هدف قرار گرفته که بر اثر آن پنج غیرنظامی کشته و سه تن دیگر زخمی شدند. تا کنون مقام‌های پاکستانی درباره این ادعا اظهارنظر نکرده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 108 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در ارزیابی انجام‌شده از یک‌هزار و ۵۴۷ مهاجر افغانستانی دریافته است که ۶۹ درصد آنان در ۳۰ روز پیش از بررسی شاغل نبوده‌اند و ۵۴ درصد نیز نتوانسته‌اند نیازهای اساسی زندگی‌شان را تامین کنند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که از اواسط سپتامبر ۲۰۲۳ میلادی تا ۳۱ اگست ۲۰۲۶ میلادی، ۶ میلیون و ۴۷۳ هزار و ۹۷۸ شهروند افغانستان از ایران و پاکستان به کشور بازگشته‌اند. در گزارش آمده است که ۷۷ درصد بازگشت‌کنند‌گان در سرپناه‌های موقت زند‌گی می‌کردند و ۱۴ درصد آنان پس از بازگشت از محل سکونت‌شان اخراج شده‌اند. در گزارش آمده است که ۴۳ درصد بازگشت‌کنند‌گان یا اعضای خانواده‌های آنان اسناد لازم برای دسترسی به خدمات را نداشته‌اند. همچنین غذا با ۶۹ درصد، سرپناه با ۶۷ درصد و کمک نقدی چندمنظوره با ۶۴ درصد، از مهم‌ترین نیازهای بازگشت‌کنند‌گان بوده است. سازمان بین‌المللی مهاجرت تاکید کرده است که ۶۲ درصد بازگشت‌کنندگان دسترسی کافی به خدمات صحی و ۵۳ درصد آنان دسترسی کافی به آب آشامیدنی سالم نداشته‌اند. با این حال، ۷۵ درصد بازگشت‌کنندگان گفته‌اند که قصد ترک محل فعلی زنده‌گی‌شان را ندارند. در گزارش آمده است که این بررسی در اگست ۲۰۲۶ میلادی از میان یک‌هزار و ۵۴۷ بازگشت‌کننده، شامل یک‌هزار و ۲۶۷ خانواده و ۲۸۰ بازگشت‌کننده انفرادی، انجام شده است. پاسخ‌دهند‌گان افرادی بودند که بین اول جولای تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ به افغانستان بازگشته بودند. سازمان بین‌المللی مهاجرت می‌گوید یافته‌های این بررسی برای شناسایی موانع ادغام مجدد و هدفمند ساختن کمک‌های بشردوستانه و برنامه‌های توسعه‌ای برای بازگشت‌کنندگان و جوامع میزبان استفاده می‌شود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 229 بازدید

جلیله حیدر، وکیل مدافع و فعال حقوق‌ بشر هزاره اهل پاکستان برنده‌ جایزه‌ی «معیشت درست» یا «نوبل آلترناتیو» در سال ۲۰۲۶ میلادی شده است. «بنیاد جایزه معیشت درست» مستقر در استکهلم سویدن امروز (چهارشنبه، ۸ میزان) برندگان جایزه‌ی سال ۲۰۲۶ میلادی خود را اعلام کرده است. نهاد اهداکننده‌ی این جایزه گفته است جلیله حیدر از آسیب‌پذیرترین جوامع پاکستان در برابر سرکوب دولتی، هنجارهای پدرسالارانه و خشونت قومی حمایت کرده و در سال ۲۰۱۸ میلادی رهبری یک اعتصاب غذایی هفت‌روزه را در اعتراض به کشتار هدفمند هزاره‌ها بر عهده داشته است. در اعلامیه آمده است که این اقدام خانم حیدر ارتش پاکستان را وادار کرد که مستقیما با زنان هزاره مذاکره کند و در پی آن، حملات علیه این جامعه به‌طور پایدار کاهش یافت. این نهاد تاکید کرده است که جلیله حیدر با ترکیب فعالیت حقوقی، کنشگری خیابانی و توانمندسازی جامعه، برای هزاران نفری که توسط قدرتمندان هدف قرار گرفته و یا نادیده گرفته شده‌اند، عدالت را پی‌گیری کرده است؛ به‌ویژه برای اقلیت‌های جنسیتی، مذهبی و پناهندگان. همچنین در بخشی از اعلامیه آمده است که دفتر حقوقی خانم حیدر به آزادی رفت‌وآمد بیش از ۶۰۰ فعال سیاسی و مدافع حقوق‌ بشر کمک کرده است. «بنیاد جایزه معیشت درست» افزوده است که به‌طور عمومی جوایز امسال خود را به زنان و سازمان‌های تحت رهبری زنان داده است که با ریشه‌دارترین ساختارهای قدرت در جهان، از جمله حکومت اقتدارگرا، خشونت پدرسالارانه و توسعه‌ی کنترل‌نشده‌ی هوش مصنوعی، مبارزه کرده‌اند. جوایز برندگان امسال قرار است در اول سپتامبر در استکهلم سویدن به آنان اهدا شود. ارزش این جایزه دو میلیون کرون سویدن است و سالانه به فعالان و کنشگران در زمینه‌های حقوق‌ بشر، صحت، محیط زیست، آموزش و صلح از سراسر جهان اهدا می‌شود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 100 بازدید

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان در تازه‌ترین مورد توقف فعالیت خبرگزاری صدای افغان (آوا) و بازداشت شماری از کارکنان این رسانه از سوی حکومت سرپرست را محکوم کرده و خواستار آزادی آنان شده است. این سازمان امروز (چهار‌شنبه، ۸ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بازداشت خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای و محدودکردن فعالیت رسانه‌ها، دسترسی مردم به اطلاعات و آزادی بیان را محدود می‌کند. این سازمان از حکومت فعلی خواسته است که کارکنان بازداشت‌ شده خبرگزاری آوا را آزاد و درباره وضعیت و محل نگهداری آنان اطلاعات روشن ارایه کنند. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان تاکد کرد که توقف فعالیت یک خبرگزاری و بازداشت خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای تنها اقدامی علیه یک نهاد رسانه‌ای نیست؛ بلکه چنین اقداماتی نمونه دیگری از محدودیت‌های فزاینده علیه فعالیت آزاد رسانه‌ها، دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در افغانستان است. این سازمان از سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های مدافع آزادی بیان خواسته است وضعیت خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای بازداشت‌شده در افغانستان را پی‌گیری کنند. این در حالی است که وزارت عدلیه روز پنج‌شنبه هفته گذشته فعالیت دفتر آوا در غرب کابل را متوقف و شماری از کارکنان این رسانه را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند. تا کنون اطلاعات روشنی درباره سرنوشت، محل نگهداری و دلایل قانونی بازداشت این افراد ارایه نشده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 72 بازدید

برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که از کسب‌وکارهای تحت رهبری زنان و تقویت تاب‌آوری در برابر سیلاب‌ها در بغلان حمایت کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۸ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حمایت از کسب‌وکارهای زنان و افزایش آمادگی در برابر سیلاب‌ها، برای ایجاد معیشت امن‌تر در بغلان ضروری است. برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد از جاپان و صندوق امانی ویژه‌ی افغانستان به‌دلیل حمایت از این برنامه قدردانی کرده است. این کمک در حالی صورت می‌گیرد که زنان در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه کار و فعالیت‌های اقتصادی روبرو هستند و فرصت‌های درآمدزایی آنان کاهش یافته است. هم‌چنان سیلاب‌ها در بخش‌هایی از افغانستان به خانه‌ها، زمین‌های زراعتی و منابع درآمد مردم آسیب زده و خانواده‌های آسیب‌پذیر را با دشواری‌های بیشتر معیشتی روبرو کرده است. بغلان از ولایت‌هایی است که در سال‌های اخیر بارها شاهد سیلاب‌های شدید بوده است. قابل ذکر است که این رویدادها در کنار خسارت به خانه‌ها و زمین‌های زراعتی، زندگی و منابع درآمد خانواده‌های آسیب‌پذیر را نیز متاثر کرده‌ است.

ادامه مطلب