نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

8 ساعت قبل - 41 بازدید

هیچ‌کس آن روز را به‌عنوان یک پایان به یاد نمی‌آورد، اما برای زهره، همان روزی که دروازه دانشگاه بسته شد، همه‌چیز آهسته‌آهسته رو به پایان رفت؛ بی‌آن‌که صدایی داشته باشد یا کسی برایش عزاداری کند. روزی که مثل همیشه چادرش را پوشید، کتاب‌هایش را در بکس کهنه‌اش گذاشت و از خانه بیرون شد، با همان عادت تکرارشونده‌ای که سال‌ها در وجودش ریشه دوانده بود. اما وقتی به دروازه رسید، با صفی از دختران روبه‌رو شد؛ دخترانی که نه وارد می‌شدند و نه بازمی‌گشتند، فقط ایستاده بودند. بعضی خاموش، بعضی گریان، و بعضی با نگاه‌هایی که هنوز امید را رها نکرده بود. دروازه بسته بود و هیچ‌کس پاسخ روشنی نمی‌داد. همان‌جا بود که زهره برای نخستین‌بار حس کرد چیزی فراتر از یک روز عادی در حال وقوع است؛ چیزی که قرار است مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. با این‌حال، هنوز باورش نمی‌کرد. هنوز با خود می‌اندیشید شاید فردا همه‌چیز درست شود، شاید این فقط یک توقف کوتاه باشد، نه آغاز پایانی طولانی. آن روز به خانه بازگشت، اما نه مثل همیشه. قدم‌هایش سنگین بود، نگاهش سرگردان و ذهنش آکنده از پرسش‌هایی بی‌پاسخ. مادرش وقتی چهره‌اش را دید، چیزی نپرسید؛ فقط فهمید که اتفاقی افتاده است، چرا که در این خانه، خبرهای بد نیازی به کلمات نداشتند و از چهره‌ها خوانده می‌شدند. پدرش آن روز نیز دیر آمد؛ خسته و خاموش. وقتی زهره آهسته گفت که دیگر اجازهٔ رفتن به دانشگاه نیست، او فقط سر به زیر انداخت؛ گویی چیزی در درونش فرو ریخته باشد، بی‌آن‌که صدایش را بلند کند. مردانی مانند او آموخته‌اند دردشان را در سکوت نگه دارند، به‌ویژه زمانی که می‌دانند کاری از دست‌شان برنمی‌آید. روزهای بعد، خانهٔ کوچک‌شان بیش از پیش تنگ شد؛ نه از نظر فضا، بلکه از نظر نفس کشیدن. زهره هنوز صبح‌ها زود بیدار می‌شد، اما دیگر جایی برای رفتن نداشت. گاهی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و خطوط را می‌خواند، اما ذهنش دیگر همراهی نمی‌کرد؛ انگار کلمات نیز از او فاصله گرفته باشند. خواهران کوچکش هنوز به مکتب می‌رفتند، اما ترسی که در نگاه‌شان پنهان نبود، هر روز همراه‌شان از خانه بیرون می‌رفت؛ ترسی از این‌که شاید فردا دیگر نتوانند بازگردند. این هراس، همچون سایه‌ای بر زندگی‌شان افتاده بود. برادران کوچکش هنوز آن‌قدر خرد بودند که معنای این اتفاق‌ها را نفهمند، اما گرسنگی را خوب می‌شناختند؛ و شب‌هایی که نان کم می‌آمد، صدای گریه‌شان در سکوت خانه می‌پیچید. پدر با تمام توان کار می‌کرد، اما کارش ثباتی نداشت؛ یک روز در ساختمان، روز دیگر در باربری، و بعضی روزها هیچ کاری پیدا نمی‌کرد و دست خالی بازمی‌گشت. در چهره‌اش، بیش از خستگی، شرمندگی دیده می‌شد؛ شرمندگی از این‌که نمی‌توانست آن‌چه را خانواده‌اش نیاز داشتند فراهم کند. مادر نیز گاه در خانه‌های مردم کار می‌کرد، لباس می‌شست، ظرف پاک می‌کرد، اما آن هم تنها کمکی اندک بود، نه راه‌حلی اساسی. در چنین شرایطی، زهره نمی‌توانست فقط بنشیند و تماشا کند، حتی اگر دلش می‌خواست. روزی که صحبت کار پشم‌پاکی پیش آمد، هوا گرم بود و گرد و خاک کوچه در هوا می‌چرخید. مادرش با صدایی که هم امید در آن موج می‌زد و هم نگرانی، گفت که همسایه‌شان خبر داده در کارگاهی، دخترها را برای پاک‌کردن پشم استخدام می‌کنند. کار سخت است، اما مزد دارد. همین جمله کافی بود تا سکوتی سنگین میان‌شان بنشیند. زهره چیزی نگفت؛ فقط به دستانش نگاه کرد، دستانی که هنوز نشانی از کار سخت نداشتند، اما از همان لحظه گویی می‌دانست دیگر هرگز مثل قبل نخواهند بود. کارگاه در حاشیهٔ شهر قرار داشت؛ جایی دور از هیاهوی بازار، در کوچه‌ای که بیشتر به انبار شباهت داشت تا محل کار انسان‌ها. وقتی وارد شد، نخستین چیزی که حس کرد، بوی سنگین و خفه‌کننده‌ای بود که نفس کشیدن را دشوار می‌کرد؛ بویی برخاسته از پشم‌های کهنه، گرد و خاک و رطوبت، که در فضای بستهٔ اتاق محبوس مانده بود. نور اندک بود و هوا سنگین. چند زن و دختر در گوشه‌ها نشسته بودند؛ سرها پایین، دست‌ها مشغول، و سرفه‌هایی که هر چند دقیقه سکوت را می‌شکست. هیچ‌کس به او لبخند نزد؛ نه از بی‌مهری، بلکه از فرسودگی، چرا که این‌جا جایی نبود که لبخند در آن دوام بیاورد. کار ساده توضیح داده شد: پشم‌ها را بگیر، باز کن، خاک و خار و زباله‌هایش را جدا کن و کنار بگذار. اما هیچ‌کس نگفت این کار تا چه اندازه نفس‌گیر است؛ چگونه پوست را می‌شکند و سینه را از گرد پر می‌کند. کسی نگفت که پس از چند ساعت، گلویت می‌سوزد، چشمانت می‌سوزد و دست‌هایت بی‌حس می‌شوند. زهره همان روز نخست فهمید که این فقط یک کار نیست؛ نوعی دوام آوردن است، جنگی خاموش با چیزی که هر لحظه تو را فرسوده‌تر می‌کند. روزها یکی پس از دیگری گذشتند و زهره آرام‌آرام تغییر کرد؛ نه ناگهانی، بلکه تدریجی، مانند چیزی که ذره‌ذره ساییده می‌شود. دستانش زخم شد، سپس سخت شد، و بعد زخم‌ها نیز عادی شدند. سرفه‌هایش بیشتر شد، اما دیگر به آن توجه نمی‌کرد؛ زیرا اگر به هر درد گوش می‌داد، نمی‌توانست کار کند، و اگر کار نمی‌کرد، خانه‌شان دوام نمی‌آورد. شب‌ها وقتی به خانه بازمی‌گشت، لباس‌هایش بوی پشم می‌داد؛ بویی که با شستن هم کاملاً از بین نمی‌رفت، گویی در وجودش رسوب کرده باشد. در خانه، وضعیت چندان تغییر نکرد؛ فقط اندکی پول بیشتر به دست می‌آمد، اما نه آن‌قدر که زندگی را آسان کند. پدر همچنان خسته‌تر از همیشه بازمی‌گشت، مادر همچنان نگران بود، و خواهران و برادرانش به او می‌نگریستند، گویی او اکنون ستون خانه شده است. دختری که زمانی خود نیازمند حمایت بود، حال باید تکیه‌گاه دیگران باشد. این دگرگونی بی‌صدا رخ داد، اما سنگینی‌اش هر روز بیشتر شد. گاهی در کارگاه، میان گرد و غبار، زهره به گذشته فکر می‌کرد؛ به روزهایی که در صنف می‌نشست، به صدای استاد، به خنده‌های آرام دختران، به دفترهایی که از نوشته پر بود، و به آینده‌ای که آن‌قدر روشن به نظر می‌رسید که گویی می‌شد آن را لمس کرد. اکنون اما آینده چیزی نبود که بتواند تصورش کند؛ تنها ادامه‌ای مبهم بود، آکنده از کار، خستگی، و شاید تصمیم‌هایی که در آن‌ها سهمی نداشته باشد. شبی، هنگامی که همه خواب بودند و سکوت خانه تنها با صدای نفس‌های آرام شکسته می‌شد، زهره آهسته برخاست. به سوی طاقچه رفت، یکی از کتاب‌هایش را برداشت، گرد و خاکش را زدود و گشود. اما کلمات برایش بیگانه شده بودند؛ نه از آن رو که آن‌ها را فراموش کرده باشد، بلکه چون فاصله‌ای میان او و آن زندگی افتاده بود که به‌سادگی پر نمی‌شد. اشک در چشمانش حلقه زد، اما فرو نریخت؛ او آموخته بود که حتی گریه نیز باید حساب‌شده باشد. در خانه‌ای که همه درد دارند، گریه هم گاه نوعی تجمل است. کتاب را بست. به دستانش نگاه کرد، به زخم‌ها، به خشکی پوست، به انگشتانی که دیگر نرم نبودند و در دلش چیزی گذشت؛ نه جمله‌ای کامل، نه فکری روشن، فقط حسی سنگین، شبیه این‌که زندگی‌اش از مسیری که خود برگزیده بود منحرف شده و به جایی رسیده است که تنها باید دوام بیاورد، بی‌آن‌که بداند تا کی و برای چه. صبح روز بعد، دوباره با سرفه بیدار شد، چادرش را پوشید و راهی همان کارگاه شد؛ جایی که روزها شبیه یکدیگر بودند و آینده معنایی نداشت. با این‌همه، در جایی عمیق از وجودش، چیزی هنوز خاموش نشده بود، چیزی کوچک، ضعیف، اما زنده که گاه در سکوت شب از او می‌پرسید: اگر آن دروازه بسته نمی‌شد، آیا تو هنوز همان زهره بودی؟ نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 57 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که تشدید جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران از ماه حوت سال گذشته، بحران انسانی افغانستان را عمیق‌تر و پیچیده‌تر ساخته است. سازمان‌های امدادرسان و منابع بین‌المللی هشدار داده‌اند که درگیری‌های گسترده در ایران و منطقه، وضعیت نیازمندان به کمک در افغانستان را وخیم‌تر کرده است. در گزارش دی‌نیو هیومنترین آمده است که موج جدید حملات هوایی و راکتی میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه تنها باعث بی‌ثباتی در منطقه شده، بلکه جریان کمک‌های بشردوستانه به افغانستان را نیز مختل ساخته است. بسیاری از سازمان‌های امدادی مجبور به کاهش عملیات یا توقف برخی پروژه‌ها شده‌اند. در نتیجه، دست‌کم ۲۴ میلیون شهروند افغانستان همچنان به کمک‌های فوری نیاز دارند. کارشناسان امور بشری می‌گویند با افزایش بی‌ثباتی و بسته‌شدن مرزها، شمار مهاجرین در مرزهای شرقی و غربی افغانستان افزایش یافته است. بسیاری از افغانستانی‌ها که برای یافتن کار یا امنیت به ایران مهاجرت کرده بودند، اکنون با بسته‌شدن مسیرها و تشدید جنگ، در وضعیت دشوار قرار گرفته‌اند و شماری از آنان مجبور به بازگشت یا سرگردانی در مناطق مرزی شده‌اند. سازمان ملل متحد و نهادهای امدادی تاکید کرده‌اند که ادامه درگیری‌ها در منطقه، دسترسی به مواد غذایی، خدمات صحی و حمایت‌های اساسی را برای آسیب‌پذیرترین قشرهای جامعه افغانستان دشوارتر ساخته است. توقف بخشی از کمک‌های جهانی به دلیل ناامنی و نگرانی‌های منطقه‌ای، آسیب جدی به روند کمک‌رسانی وارد کرده است. کارشناسان هشدار داده‌اند که بحران جاری نه تنها تهدیدی برای امنیت منطقه است، بلکه می‌تواند به گسترش فقر، ناامنی غذایی و شیوع امراض در افغانستان منجر شود. در حال حاضر، افغانستان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی جهان را تجربه می‌کند و ادامه جنگ در منطقه این بحران را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 87 بازدید

اعضای «جنبش زنان مقتدر افغانستان»، در تازه‌ترین مورد حمله بر غیرنظامیان شیعه در هرات را «نشان‌دهنده‌ی تداوم یک الگوی خطرناک از هدف‌گیری سیستماتیک گروه‌های مذهبی در افغانستان» عنوان کرده است. این جنبش با نشر اعلامیه‌ای این رویداد خونین را نقض آشکار حق حیات و امنیت انسانی توصیف کرده و گفته است که جامعه‌ی شیعیان افغانستان، به‌عنوان یکی از گروه‌های مذهبی، همواره در معرض تهدید، تبعیض و خشونت قرار داشته است. در اعلامیه آمده است که حملات مکرر بر مساجد، مراکز آموزشی و تجمعات مذهبی این گروه، بیانگر آسیب‌پذیری عمیق و نگران‌کننده آنان در برابر افراط‌گرایی و تروریزم است. اعضای جنبش زنان مقتدر افغانستان در ادامه تاکید کردند که این وضعیت نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله آزادی دین و باور و حق زندگی با عزت و امنیت است. جنبش زنان مقتدر افغانستان از جامعه‌ی جهانی، نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمان ملل متحد خواسته‌ که در برابر این جنایات خاموش نمانند و اقدامات جدی، فوری و مؤثر را روی دست گیرند. زنان معترض تاکید کرده‌اند: «سکوت و بی‌تفاوتی در برابر چنین فجایعی، زمینه را برای تکرار و گسترش خشونت‌ها فراهم می‌سازد.» آن‌ها با استناد به کنوانسیون‌ها و میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر، گفته‌اند که هدف قرار دادن گروه‌های مذهبی و کشتار آنان می‌تواند مصداق جنایت علیه بشریت و حتی نسل‌کشی تلقی گردد. این در حالی است که در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس بالای غیرنظامیان شیعه در ولسوالی انجیل هرات، دست‌کم ۱۱ تن به‌شمول زنان و کودکان کشته شده و ۱۱ تن دیگر زخمی شدند. با گذشت پنج روز از وقوع این رویداد مسلحانه‌ی مرگ‌بار تا هنوز هیچ فرد یا گروهی مسوولیت آن را بر عهده نگرفته است. این رویداد مرگ‌بار واکنش‌های بسیاری در پی داشته است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 75 بازدید

دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد (UN) در افغانستان اعلام کرده است که حکومت سرپرست از ماه سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی دسترسی کارکنان زن ملل متحد به دفاتر این نهاد در چندین مکان را محدود کرده است. این سازمان در گزارش سالانه‌ی خود گفته که محدودیت‌ها بر کارکنان زن در برخی مکان‌ها، ارائه کمک‌ها را مختل کرد و دسترسی زنان و دختران به خدمات را کاهش داده است. در ادامه آمده است که محدودیت‌ها باعث کاهش دسترسی به برنامه‌های پاسخگو به نیازهای زنان شده و خطرات را برای خانواده‌های زن‌سرپرست و زنان و دختران بازگشته از کشورهای همسایه افزایش داده است. سازمان ملل در ادامه گزارشش تاکید کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، افغانستان با مشکلاتی همچون کاهش کمک‌های بین‌المللی، بازگشت مهاجران، مشکلات مرزی با پاکستان، تغییرات اقلیمی و محدودیت‌ها بر حضور زنان در جامعه و کار روبرو بود. در ادامه آمده است که این مشکلات، فشار زیادی به خانواده‌ها، بازارها و خدمات اجتماعی وارد کرد. سازمان ملل متحد با اشاره به کاهش کمک‌های بین‌المللی به افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی، نوشته که حدود ۲۲.۹ میلیون نفر در این کشور، به کمک‌های بشردوستانه نیاز داشت. براساس گزارش سازمان ملل متحد، در پی رویداد‌های طبیعی بیش از ۸۲۰۰ خانه‌ی مسکونی در شرق افغانستان تخریب یا به شدت آسیب دید که منجر به آوارگی هزاران خانواده و اختلال در دسترسی به خدمات اساسی و بازارها شد. سازمان ملل در گزارش خود نوشت که در سال ۲۰۲۵ میلادی نیازهای بشردوستانه در افغانستان همچنان بالا بود. فقر، تغییرات اقلیمی، ماین‌ها و بازگشت مهاجران مشکلات را بیشتر کرد و محدودیت‌ها، رساندن کمک‌ها را دشوار ساخت.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 78 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل و شبکه «جنسیت، صلح و امنیت» (GAPS)  اعلام کردند که بریتانیا به رغم وضعیت دشوار زنان و دختران در افغانستان، درخواست پناهندگی زنان پناه‌جوی افغانستانی را در بیشتر موارد رد کرده است. این سازمان‌ها با نشر گزارش مشترک گفته‌اند که این رویکرد «بی‌رحمانه» بوده و با تعهدات این کشور در زمینه حفظ حقوق زنان در تضاد است. این دو نهاد تاکید کردند که شمار زنان افغانستانی که از سوی بریتانیا اجازه پناهند‌گی دریافت می‌کنند، در حال کاهش است؛ در حالی که آن‌ها از یکی از شدیدترین نظام‌های سرکوب جنسیتی در جهان فرار می‌کنند. در این گزارش آمده است که پذیرش پناهند‌گی افغانستانی‌ها در بریتانیا از ۹۶ درصد به ۳۴ درصد کاهش یافته و تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، صدها زن افغانستانی از دریافت پناهندگی محروم شدند. سازمان عفو بین‌الملل گفته که سیاست‌های جدید پناهند‌گی در بریتانیا با هدف «کنترل مهاجرت» در عمل به محدود شدن دسترسی افراد نیازمند حمایت بین‌المللی منجر شده است. در بخشی از این گزارش آمده است که زنان در افغانستان با محدودیت‌های گسترده از جمله منع آموزش، کار و آزادی رفت‌وآمد مواجه‌ هستند و بسیاری از آن‌ها در وضعیت «حذف سیستماتیک» قرار دارند. همچنین این سازمان هشدار داده است که کاهش حمایت از پناه‌جویان، به‌ویژه زنان و دختران، با تعهدات بریتانیا در چارچوب حقوق بشر و برنامه «زنان، صلح و امنیت» سازمان ملل در تضاد است. در حالی سازمان عفو بین‌الملل از این روند انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 87 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت زابل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جسد یک دختر نُه‌ساله که در ولسوالی ارغنداب این ولایت در آب غرق شده بود، پس از دو روز از ولایت قندهار پیدا شده است. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این دختر دو روز پیش (سه‌شنبه، ۲۵ حمل) در ولسوالی ارغنداب زابل غرق شده بود. فرماندهی پولیس ولایت زابل در ادامه تاکید کرده است که جسد این دختر دیروز از ولسوالی «شاه‌ ولیکوت» قندهار پیدا شده است. قابل ذکر است که در روزهای اخیر به دلیل بالا آمدن آب رودخانه‌ها، موارد متعددی از غرق‌شدن افراد در آب و جان باختن آنان گزارش شده است. در چند روز اخیر دست‌کم دو مورد دیگر از غرق‌شدن افراد در ولایت‌های کنر و ننگرهار نیز گزارش شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 70 بازدید

پنجمین دور جشنواره انتخاب برترین‌های فوتبال افغانستان (سال ٢٠٢٥) از سوی رسانه «فوتبال سی» در هرات برگزار شد. در گزارش آمده است که در این مراسم، برترین بازیکنان در بخش‌های مختلف معرفی شدند. در مهم‌ترین بخش این برنامه، علی‌رضا پناهی، ملی‌پوش فوتبال، موفق به کسب توپ طلای بهترین بازیکن سال افغانستان شد. علی‌رضا پناهی، بازیکن باشگاه ابومسلم فراه و تیم ملی فوتبال افغانستان، در میان سه نامزد نهایی شامل فرهاد علی‌زاده، فرزاد عطایی و خودش، به عنوان بهترین بازیکن سال انتخاب شد. این فوتبالیست ملی‌پوش در فصل اخیر هم در رقابت‌های باشگاهی و هم در بازی‌های ملی، از چهره‌های درخشان فوتبال افغانستان بوده است. رسانه «فوتبال سی» هر سال با یک روند شفاف و بر اساس رأی مربیان، کاپیتان‌ها و خبرنگاران ورزشی، برترین‌های فوتبال افغانستان را انتخاب می‌کند. این رسانه در سال‌های گذشته نیز جزئیات آرای رأی‌دهندگان را به‌گونه شفاف منتشر کرده است. برندگان پنجمین دور جوایز «فوتبال سی» قرار زیر است. بهترین باشگاه سال افغانستان: ابومسلم فراه جایزه بازی جوانمردانه: باشگاه صرافان هرات بهترین مربی سال: یوسف مهندس‌زاده (باشگاه سرخ‌پوشان خوافی هرات) بهترین درواز‌بان سال: فیصل حمیدی جایزه بازیکن پا طلایی: فرهاد علی‌زاده پدیده سال فوتبال افغانستان: یاسر صافی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 48 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که انسان در آن متولد می‌شود، رشد می‌کند و شخصیت او شکل می‌گیرد. این محیط کوچک اما بسیار تأثیرگذار، پایه و اساس زندگی فردی و اجتماعی هر انسان را می‌سازد. در میان همه عواملی که می‌توانند خانواده را به محیطی سالم، پایدار و موفق تبدیل کنند، محبت و احترام جایگاهی اساسی و غیرقابل‌انکار دارند. این دو عنصر مانند ستون‌هایی هستند که اگر در یک خانواده محکم و استوار باشند، روابط میان اعضا نیز مستحکم و پایدار خواهد بود. محبت در خانواده به معنای ابراز عشق، علاقه، توجه و دلسوزی نسبت به یکدیگر است. این محبت می‌تواند به شکل‌های گوناگون بروز پیدا کند؛ از یک لبخند ساده و یک کلمه دلگرم‌کننده گرفته تا حمایت در شرایط دشوار و همراهی در لحظات مهم زندگی. وقتی فردی در خانواده احساس کند که مورد محبت قرار دارد، احساس ارزشمندی و امنیت در وجود او شکل می‌گیرد. این احساس، پایه‌ای برای رشد سالم شخصیت و افزایش اعتمادبه‌نفس او خواهد بود. کودکانی که در محیطی سرشار از محبت بزرگ می‌شوند، معمولاً افرادی شادتر، آرام‌تر و موفق‌تر هستند. آن‌ها یاد می‌گیرند که چگونه با دیگران ارتباطی سالم برقرار کنند. چنین کودکانی در آینده نیز قادر خواهند بود روابط عاطفی قوی‌تری با دیگران برقرار کنند و در جامعه نقش مثبتی ایفا کنند. در مقابل، کودکانی که از محبت کافی برخوردار نیستند، ممکن است دچار مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، کمبود اعتمادبه‌نفس و حتی رفتارهای پرخاشگرانه شوند. احترام نیز یکی دیگر از ارکان اساسی خانواده سالم است. احترام به معنای پذیرفتن ارزش و شخصیت دیگران و توجه به احساسات، نظرات و حقوق آن‌هاست. در خانواده‌ای که احترام متقابل وجود دارد، اعضا با یکدیگر با ادب و مهربانی رفتار می‌کنند و از تحقیر، سرزنش و بی‌احترامی پرهیز می‌نمایند. این نوع رفتار باعث می‌شود که فضای خانواده به محیطی امن و آرام برای بیان افکار و احساسات تبدیل شود. در چنین فضایی، اعضای خانواده بدون ترس از قضاوت یا تمسخر، نظرات خود را مطرح می‌کنند و در صورت بروز مشکل، به‌جای پنهان‌کاری یا پرخاشگری، به گفت‌وگو و همکاری روی می‌آورند. این امر باعث تقویت روابط خانوادگی و افزایش صمیمیت میان اعضا می‌شود. احترام متقابل همچنین به افراد می‌آموزد که حتی در شرایط اختلاف‌نظر نیز می‌توانند با حفظ ادب و آرامش، مسائل را حل کنند. محبت و احترام ارتباطی تنگاتنگ با سلامت روانی افراد دارند. انسان‌ها به‌طور طبیعی نیازمند عشق و توجه هستند و این نیاز بیش از هر جای دیگری در خانواده باید برآورده شود. وقتی فردی در خانه خود احساس آرامش و پذیرش داشته باشد، فشارها و مشکلات بیرونی کمتر بر او تأثیر می‌گذارند. در واقع، خانواده‌ای که بر پایه محبت و احترام بنا شده باشد، مانند پناهگاهی امن عمل می‌کند که افراد می‌توانند در آن به آرامش برسند و انرژی لازم برای ادامه زندگی را به‌دست آورند. یکی از مهم‌ترین تأثیرات محبت و احترام در تربیت فرزندان مشاهده می‌شود. والدین نخستین الگوهای رفتاری کودکان هستند و فرزندان از طریق مشاهده رفتار آن‌ها، شیوه تعامل با دیگران را می‌آموزند. اگر والدین در برخورد با یکدیگر و با فرزندان خود مهربان و محترمانه رفتار کنند، این الگوها در ذهن کودک تثبیت می‌شود و او نیز در آینده همین رفتار را تکرار خواهد کرد. برای مثال، کودکی که می‌بیند پدر و مادرش با آرامش با یکدیگر صحبت می‌کنند، به نظرات هم گوش می‌دهند و در زمان اختلاف با احترام برخورد می‌کنند، یاد می‌گیرد که خشونت و بی‌احترامی راه‌حل مشکلات نیست. در مقابل، اگر کودکی در محیطی پر از تنش، دعوا و بی‌احترامی رشد کند، احتمال زیادی وجود دارد که این رفتارها را در روابط آینده خود تکرار کند. محبت در خانواده تنها به گفتن «دوستت دارم» محدود نمی‌شود، بلکه در رفتارهای روزمره نیز باید دیده شود. اختصاص دادن زمان برای بودن در کنار خانواده، گوش دادن به صحبت‌های یکدیگر، توجه به نیازها و احساسات دیگران و کمک کردن در کارها، همگی نشانه‌های محبت هستند. حتی کارهای کوچک مانند پرسیدن حال یکدیگر یا تشویق کردن اعضای خانواده می‌تواند تأثیر بزرگی در ایجاد احساس صمیمیت داشته باشد. از سوی دیگر، احترام نیز باید در تمام جنبه‌های زندگی خانوادگی رعایت شود. نحوه صحبت کردن، لحن صدا، انتخاب کلمات و حتی زبان بدن، همگی می‌توانند نشان‌دهنده میزان احترام افراد به یکدیگر باشند. رعایت ادب در گفتار، پرهیز از توهین و تمسخر و توجه به حریم شخصی دیگران از جمله نشانه‌های مهم احترام در خانواده هستند. در دنیای امروز، خانواده‌ها با چالش‌های متعددی روبه‌رو هستند. پیشرفت فناوری، استفاده گسترده از تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی، مشغله‌های کاری و فشارهای اقتصادی باعث شده است که زمان کمتری برای ارتباط مستقیم میان اعضای خانواده باقی بماند. این موضوع می‌تواند به کاهش محبت و توجه میان اعضا منجر شود. در چنین شرایطی، لازم است که خانواده‌ها آگاهانه برای حفظ و تقویت روابط خود تلاش کنند. برای مثال، تعیین زمان‌هایی برای دورهمی خانوادگی، صرف غذا در کنار یکدیگر بدون استفاده از تلفن همراه و انجام فعالیت‌های مشترک می‌تواند به افزایش صمیمیت و محبت در خانواده کمک کند. همچنین والدین باید تلاش کنند تا با فرزندان خود ارتباطی صمیمی برقرار کرده و به مشکلات و دغدغه‌های آن‌ها گوش دهند. محبت و احترام همچنین نقش مهمی در ایجاد حس مسئولیت‌پذیری در اعضای خانواده دارند. وقتی افراد احساس کنند که مورد توجه و احترام قرار دارند، انگیزه بیشتری برای مشارکت در امور خانواده پیدا می‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا وظایف خود را به‌درستی انجام دهند و در ایجاد محیطی بهتر برای زندگی مشترک سهیم باشند. علاوه بر این، محبت و احترام می‌توانند از بروز بسیاری از اختلافات و مشکلات خانوادگی جلوگیری کنند. بسیاری از دعواها و تنش‌ها زمانی به‌وجود می‌آیند که افراد احساس می‌کنند نادیده گرفته شده‌اند یا به آن‌ها بی‌احترامی شده است. در مقابل، اگر فضای خانواده بر پایه درک متقابل و احترام باشد، حتی در صورت بروز اختلاف، اعضا می‌توانند با گفت‌وگو و همفکری راه‌حل مناسبی پیدا کنند. نکته مهم این است که محبت و احترام باید دوطرفه باشند. همه اعضای خانواده، از والدین گرفته تا فرزندان، باید در این زمینه تلاش کنند. اگر تنها یک نفر به این اصول پایبند باشد، تعادل خانواده به هم می‌خورد. بنابراین، آموزش این ارزش‌ها به فرزندان و تمرین آن‌ها در زندگی روزمره از اهمیت زیادی برخوردار است. در کنار این موارد، باید به نقش فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی نیز اشاره کرد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، احترام به بزرگ‌ترها و محبت به اعضای خانواده از ارزش‌های اساسی به شمار می‌روند. حفظ این ارزش‌ها و انتقال آن‌ها به نسل‌های آینده می‌تواند به تقویت بنیان خانواده و جامعه کمک کند. در نهایت می‌توان گفت که محبت و احترام دو عامل کلیدی برای داشتن خانواده‌ای سالم، شاد و موفق هستند. این دو عنصر نه‌تنها باعث ایجاد آرامش و صمیمیت در خانواده می‌شوند، بلکه تأثیر عمیقی بر شخصیت و آینده افراد دارند. خانواده‌ای که در آن محبت و احترام حاکم باشد، محیطی امن و دلپذیر برای رشد و شکوفایی اعضای خود فراهم می‌کند. چنین خانواده‌ای می‌تواند در برابر مشکلات و چالش‌های زندگی مقاوم‌تر باشد و اعضای آن با همکاری و همدلی بر سختی‌ها غلبه کنند. در مقابل، نبود محبت و احترام می‌تواند روابط خانوادگی را تضعیف کرده و زمینه‌ساز بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی شود. بنابراین لازم است که همه ما به اهمیت این دو ارزش اساسی توجه کنیم و در زندگی روزمره خود آن‌ها را به کار ببریم. با تقویت محبت و احترام در خانواده، می‌توانیم نه‌تنها زندگی بهتری برای خود و عزیزانمان فراهم کنیم، بلکه گامی مؤثر در جهت ساختن جامعه‌ای سالم‌تر و انسانی‌تر برداریم. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 83 بازدید

فریدون فرزاد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جایزه بین‌المللی «ارشمیدس» روسیه به دلیل طراحی یک سیستم هوش مصنوعی که میزان عفونت زخم‌های بیماران دیابتی را تشخیص می‌دهد، به او اهدا شده است. آقای فرزاد گفته است که این سیستم از طریق موبایل و براساس تصویری که از زخم بیماران دیابتی گرفته می‌شود، میزان عفونت را مشخص می‌کند. او در ادامه تاکید کرده است که بیماران می‌توانند پیش از مراجعه به داکتر، با استفاده از موبایل خود از وضعیت زخم مطلع شوند. وی گفت: «طرحم ، سیستم هوشمند پیش‌بینی عفونت زخم مبتنی بر یادگیری ماشین است که می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد و به بهبود سلامت جامعه کمک کند.» فریدون فرزاد دانشجوی مقطع دوکتورا در بخش هوش مصنوعی است. او به دلیل مشکلات ویزا نتوانست در مراسم اهدای جایزه در مسکو شرکت کند و برنامه را به‌صورت آنلاین دنبال کرد. جشنواره و نمایشگاه بین‌المللی اختراعات و نوآوری «ارشمیدس» (Archimedes) در مسکو، یکی از بزرگترین و معتبرترین رویدادهای علمی جهان است که از سال ۱۹۹۸ با حمایت دولت روسیه و سازمان‌های بین‌المللی برای معرفی اختراعات، طرح‌های صنعتی و فناوری‌های نوین برگزار می‌شود. این جشنواره عرصه‌ای برای رقابت پژوهشگران و مخترعان جهانی در زمینه‌های مختلف فنی و مهندسی است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 111 بازدید

سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد، گزارش سالانه خود درباره وضعیت این کشور در سال ۲۰۲۵ میلادی را منتشر کرد. سازمان ملل این گزارش را امروز (چهارشنبه، ۲۶ حمل) تحت عنوان «حمایت ملل متحد در پاسخ به نیازمندی‌های بنیادین بشری مردم افغانستان» منتشر کرده و براساس آن، کاهش سطح برخی کمک‌ها، بازگشت گسترده مهاجران و رویدادهای اقلیمی در سال گذشته، فشارهای سنگینی بر خانواده‌ها، بازارها و خدمات اساسی وارد کرده است. این گزارش که از سوی نهادهای مختلف سازمان ملل در افغانستان تهیه شده آمده است که با وجود کاهش کمک‌های جهانی در سال ۲۰۲۵ میلادی، ارائه خدمات اساسی و تقویت مسیرهای بهبود برای مردم افغانستان ادامه داشته‌ است. در گزارش آمده است که در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۷ میلادی، بودجه برنامه‌های مرتبط با نیازهای اساسی انسانی در افغانستان برای سومین سال پیاپی افزایش یافته و در سال ۲۰۲۵ میلادی به ۱.۷ میلیارد دالر رسیده‌ است. اندریکا راتواته، هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان گفت که در سال گذشته میلادی میلیون‌ها شهروند افغانستان به خدمات اساسی و فرصت‌های اقتصادی دسترسی پیدا کرده‌اند. در گزارش آمده است که بیش از ۳۴ میلیون نفر شامل ۴۳ درصد مردان و ۵۷ درصد زنان از خدمات درمانی بهره‌مند شدند و بیش از ۴.۶ میلیون کودک با حمایت سازمان ملل به آموزش دسترسی پیدا کرده‌اند. سازمان ملل افزوده است که ۵۸ درصد این دانش‌آموزان پسر و ۴۲ درصد آن‌ها دختر بوده‌اند. به گفته سازمان ملل در این مدت همچنین حدود ۴۵ هزار شغل بلندمدت ایجاد شده است. سازمان ملل درحالی از ارائه خدمات و دسترسی مردم به کمک‌های بشردوستانه گزارش می‌دهد که نزدیک به نیمی از مردم افغانستان زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب