نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ساعت قبل - 47 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که دو کودک در ولسوالی غنی‌خیل این ولایت، در پی سقوط به داخل یک ذخیره‌ی پر از آب، جان باخته‌اند. منابع گفته‌اند که این رویداد روز (جمعه، ۱۰ میزان) در منطقه‌ی «کانال ۲۹» از مربوطات ولسوالی غنی‌خیل این ولایت رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این دو کودک هنگام بازی کردن به داخل ذخیره‌ی پر از آب سقوط کرده و جان باختند. منبع تصریح کرد که این ذخیره‌ی آب داخل خانه بوده و از آب آن برای آشامیدن استفاده می‌کرده‌اند. منبع در ادامه افزوده است که قربانیان این رویداد باهم پسر کاکا بودند. سن این کودکان، سه و چهار ساله گفته شده است.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 85 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لغمان می‌گویند که در پی وقوع یک حادثه ترافیکی در شهر مهترلام، مرکز این ولایت دو کودک جان باخته‌اند. محمد یونس یوسفزی، سخنگوی فرماندهی پولیس لغمان گفته است که این رویداد امروز (شنبه، ۱۱ میزان) در منطقه «قرارگاه» از مربوطات حوزه دوم امنیتی شهر مهترلام رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرد که یک ریکشا هنگام عبور از جاده با دو کودک برخورد کرده و در نتیجه هر دو کودک جان باخته‌اند. سخنگوی فرماندهی پولیس افزوده است که هر دو کودک برادر و اعضای یک خانواده فقیر بودند. دیروز دست‌کم پنج نفر در بغلان و شاهراه کابل – جلال‌آباد در چند حادثه جداگانه جان باخته‌اند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی گفته شده است. خرابی جاده‌ها، نبود نشانه‌های ترافیکی در شاه‌راه‌ها، بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت بیش از حد از جمله عامل‌هایی عنوان می‌شوند که در وقوع رویدادهای ترافیکی در افغانستان نقش دارند.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 28 بازدید

نصیراحمد اندیشه، نماینده دایمی افغانستان در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو می‌گوید که حمایت از حقوق و صدای زنان و دختران افغانستان نباید به‌عنوان کمک یا خیرات تلقی شود، بلکه مسوولیتی مشترک و بخشی از عدالت است. آقای اندیشه گفته است که با وجود محدودیت‌ها بر حضور و فعالیت زنان و دختران در بخش‌های مختلف جامعه ادامه دارد، نهادهای حقوق بشری و ناظران بین‌المللی با مستندسازی وضعیت حقوق بشر و بازتاب صدای زنان افغانستان، نقش مهمی در آگاهی‌رسانی جهانی دارند. وی در تاکید کرده است که روایت مربوط به زنان افغانستان نباید تنها بر قربانی‌بودن آنان متمرکز باشد، بلکه مبارزات، ایستادگی و تلاش‌های آنان برای حفظ حقوق‌شان نیز باید برجسته شود. نماینده دایمی افغانستان در ژنو افزوده است که جامعه جهانی باید در کنار زنان و دختران افغانستان برای دفاع از حقوق اساسی آنان و فراهم‌سازی زمینه مشارکت‌شان در جامعه ایستادگی کند. اندیشه در نشست شصت‌وسوم شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز بر دفاع از حقوق مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران تاکید کرده و از جامعه جهانی خواسته بود این حمایت را نه تنها در سخن، بلکه در عمل دنبال کند. در حالی نصیراحمد اندیشه از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 78 بازدید

آنلین ون بوسویت، وزیر مهاجرت بلجیم در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۶۰ پناه‌جوی افغانستان که اکثریت آنان محکوم به قتل و تجاوز هستند و اکنون در زندان به‌سر می‌برند، نباید پس از ختم محکومیت‌ خود در خیابان‌های این کشور پرسه بزنند. خانم بوسویت این اظهارات را در نشست عمومی در پارلمان بلجیم مطرح کرده و گفته است که بروکسل پس از این شرایط ورود و اخراج مهاجران را به‌صورت جدی پیگیری می‌کند. او تاکید کرد: «هم‌اکنون حدود ۶۰ مرد اهل افغانستان با اقامت غیرقانونی وجود دارند که مشمول شرایط اخراج هستند. آنان در حال حاضر دوران محکومیت خود را در زندان‌های بلجیم سپری می‌کنند و به‌صورت غیرقانونی در کشور ما حضور دارند.» وی می‌گوید: «من نمی‌خواهم این افراد پس از پایان دوران محکومیت‌ خود همچنان در خیابان‌های بلجیم رها شوند و احتمالا دوباره باعث رنج و آزار مردم شوند؛ چرا که چنین وضعیتی غیرانسانی است.» همچنین وزیر مهاجرت بلجیم از شرکای خود در دولت ائتلافی خواست اطمینان حاصل کنند که هر زمان درباره‌ی ترتیبات ویژه و پذیرش قانونی افراد بیشتر بحث می‌کنند، در زمینه‌ی بازگرداندن افراد نیز پیشرفت‌هایی حاصل شود. او این بحث را در مجلسی بیان کرد که انتقادها از عدم همکاری دولت در استثنا قائل شدن برای ۱۳ دانشجوی اهل غزه بالا گرفته بود. برخی نمایندگان از دولت بلجیم خواسته بودند که برای ۱۳ دانشجوی اهل غزه که پذیرش دانشگاه‌های این کشور را دارند، استثنا قائل شود و بدون حضور آنان در یک نمایندگی سیاسی بلجیم، ویزا صادر کند. با این وجود وزیر مهاجرت بلجیم گفت اگر قرار باشد این کشور استثنا قائل شود، ابتدا باید برای دختران محروم از تحصیل در افغانستان استثنا قائل شود که از حق آموزش کاملا محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 89 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در هر دقیقه دست‌کم چهار زن مبتلا به سرطان سینه/پستان در سرتاسر جهان شناسایی می‌شوند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در برخی کشورها که شاخص توسعه انسانی پایین است، از هر ۴۸ زن یک نفر بر اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهند. سازمان بهداشت جهانی در آستانه روز جهانی مبارزه با سرطان پستان نوشت آمار ابتلا به این بیماری با توجه به شاخص توسعه انسانی، در هر کشور متفاوت است. این سازمان افزود در کشورهایی با شاخص توسعه انسانی «بسیار بالا» از هر ۱۲ زن یک نفر در طول عمر خود دچار سرطان پستان می‌شوند و از هر ۷۱ زن، یک نفر بر اثر این بیماری جان می‌بازند. در گزارش آمده است که برآوردها نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۴ میلادی، حدود ۲.۴ میلیون زن به سرطان پستان مبتلا بوده‌اند. در این سال بیش از ۶۹۴ هزار زن به‌دلیل ابتلا به این بیماری جان باخته‌اند. تحقیقات پزشکی نشان داده است که زنان ممکن است در هر سنی به این بیماری مبتلا شوند، اما ابتلا به سرطان پستان پس از میان‌سالی شایع‌تر است. در گزارش سازمان جهانی صحت آمده است که حدود ۸۰ درصد از موارد سرطان پستان در زنانی دیده شده که هیچ عامل دیگری جز جنسیت و سن ندارند. گزارش اما می‌افزاید که عواملی از جمله سن، چاقی، مصرف الکل، سابقه خانوادگی، قرار گرفتن در معرض پرتو، سابقه باروری امکان ابتلا به این بیماری را افزایش می‌دهند. این نوع سرطان، سلول‌های غیرطبیعی در پستان را به‌طور کنترول‌نشده‌ای رشد داده و تومور تشکیل می‌دهد. اگر این تومورها مهار نشوند، می‌توانند در سراسر بدن گسترش یافته و بیمار را به مرگ تهدید کنند. پزشکان می‌گویند بیماری سرطان پستان در مراحل نخست به‌آسانی قابل کنترول و درمان است. بربنیاد توصیه‌های پزشکی، زنان باید با توجه به سن خود در دوره‌های معین آزمایش‌های ضروری شناسایی سرطان پستان را انجام دهند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 115 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد اعلام کرد که زنان و دختران در افغانستان ۶۰ درصد افرادی را تشکیل می‌دهند که در پی تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه ممکن است با ناامنی غذایی مواجه شوند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که تا پایان سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۱۱.۷ میلیون زن و دختر دیگر در ۲۸ کشور، از جمله افغانستان، ممکن است با ناامنی غذایی مواجه شوند. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که حدود ۹۵ درصد زنان در افغانستان خارج از بازار کار هستند. در گزارش آمده است که حدود ۸۰ درصد زنان شاغل نیز در مشاغل آسیب‌پذیر فعالیت دارند. بخش زنان سازمان ملل افزوده است که افزایش هزینه‌های انرژی، کود، حمل‌ونقل و مواد غذایی در پی اختلال در مسیرهای تجاری می‌تواند فشار بیشتری بر خانواده‌ها و عملیات بشردوستانه وارد کند. این نهاد تاکید کرده است که برای کاهش پیامدهای ناامنی غذایی، دسترسی زنان به غذا و منابع معیشتی باید حفظ شود و در برنامه‌های پاسخ‌گویی، نیازها و تجربه‌های زنان و دختران بیشتر مورد توجه قرار گیرد. همچنین این نهاد خواستار کاهش تنش‌ها و رعایت قوانین بین‌المللی شده است. سازمان ملل متحد پیش از این پیش‌بینی کرده بود که بیش از ۱۷ میلیون نفر از کل جمعیت افغانستان، امسال با «ناامنی غذایی حاد» روبه‌رو خواهند شد و این بحران به‌طور نامتناسبی بر زنان و کودکان تأثیر می‌گذارد. سازمان ملل برای رسیدگی به این وضعیت ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود، اما در نیمه‌ی نخست سال جاری میلادی، کم‌تر از ۲۰ درصد این بودجه تأمین شده است.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 90 بازدید

یوناما یا نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرد که برای رسیدگی به نیازهای حدود ۲.۷ میلیون مهاجر که پیش‌بینی می‌شود بین ماه‌های اپریل تا دسامبر ۲۰۲۶ از ایران و پاکستان به کشور بازگردند، یک طرح پاسخ‌گویی به ارزش ۵۲۹ میلیون دالر راه‌اندازی کرده است. سازمان ملل از مقام‌های حکومت فعلی خواسته است از مهاجران بازگشته، خانواده‌های آنان و جوامع میزبان حمایت بیشتری کنند. این سازمان از جامعه جهانی خواسته است منابع مالی لازم برای ادامه فعالیت‌های بشردوستانه در افغانستان را تأمین کند. جورجت گانیون، سرپرست هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) در سفر به اسلام‌قلعه هرات بر ادامه حمایت از بازگشت‌کنندگان و جوامع میزبان تاکید کرد. یوناما گفت که گانیون در جریان این سفر، روند ارائه کمک‌های بشردوستانه به مهاجران بازگشته از ایران و پاکستان را بررسی کرده است. قابل ذکر است که اسلام‌قلعه یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های مرزی افغانستان با ایران است و بخش عمده‌ای از مهاجران اخراج‌شده یا بازگشته از ایران از این مسیر وارد کشور می‌شوند. سازمان ملل گفت که نهادهای وابسته به این سازمان و شرکای امدادرسان آن در مرز خدمات اولیه از جمله مراقبت‌های صحی، مشاوره، کمک‌های اضطراری، ثبت و ارجاع خانواده‌های آسیب‌پذیر را برای بازگشت‌کنندگان فراهم می‌کنند. همچنین اخیرا کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام کرد که کمک نقدی این سازمان به بازگشت کنندگان افغان از ۳۷۵ دالر به ۱۷۰ دالر برای هر نفر کاهش یافته است.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 67 بازدید

مدینه شریفی، ملی‌پوش جوجیتسوی افغانستان در وزن منفی ۶۳ کیلوگرام، در نخستین حضورش در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ مقابل دانیا عبید، ورزشکار فلسطینی، با ضربه فنی شکست خورد و از ادامه رقابت‌ها بازماند. مدینه شریفی ۲۳ ساله در برابر دانیا عبیده ۳۲ ساله به میدان رفت. دیدار بین مدینه و عبیده در مرحله یک‌شانزدهم نهایی رقابت‌های ناگویا آسیا برگزار شد. در گزارش آمده است که با شکست شریفی، پرونده حضور زنان ورزشکار افغانستان در بیستمین دوره بازی‌های آسیایی در جاپان نیز بسته شد. افغانستان در رقابت‌ها هفت نماینده زن افغانستان داشت و در پایان با یک مدال نقره به کار خود پایان دادند. مدال نقره در حال حاضر خوش‌رنگ‌ترین مدال کاروان افغانستان در این دوره از بازی‌ها به شمار می‌رود. فریبا هاشمی این مدال نقره را در رقابت‌های دوچرخه‌سواری جاده به دست آورد و به نخستین زن ورزشکار افغانستان تبدیل شد که در بازی‌های آسیایی روی سکوی دوم قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 117 بازدید

روزی که سارا تصمیم گرفت کتاب‌هایش را از صندوق بیرون بیاورد، مدت زیادی فقط به آن‌ها نگاه کرد؛ بی‌آن‌که جرئت کند یکی‌شان را باز کند. گردوغبار روی جلدها نشسته بود و بعضی از ورق‌ها، در اثر ماندن طولانی‌مدت در جای بسته، زرد شده بودند. دستش را روی یکی از کتاب‌ها کشید و گرد آن را پاک کرد. چند لحظه بعد، کتاب را گشود؛ درست همان صفحه‌ای که سال‌ها پیش با خط خودش چند جمله را زیر آن خط کشیده بود. چشم‌هایش روی نوشته‌ها ماند، اما چیزی نگفت. مادرش که از کنار اتاق می‌گذشت، پرسید: «باز می‌خواهی درس بخوانی؟» سارا لبخند کم‌رنگی زد و گفت: «نه، فقط می‌خواستم ببینم هنوز یادم مانده یا نه.» اما خودش می‌دانست که موضوع فقط به یادآوردن درس‌ها مربوط نمی‌شود. او از این می‌ترسید که روزی برسد که حتی چیزهایی را که با شوق در مکتب آموخته بود، به خاطر نیاورد. سارا ۱۶ ساله است؛ دختری از کابل که تا چند سال پیش تصور می‌کرد آینده‌اش مسیری روشن و مشخص دارد. مکتب می‌رفت، برای امتحان‌ها آماده می‌شد، با دوستانش درباره نمره‌ها و درس‌های روز بعد حرف می‌زد و برای سال‌های آینده برنامه می‌ساخت. آن روزها، آینده برایش شاید دور بود، اما روشن به نظر می‌رسید. می‌خواست مکتب را تمام کند، وارد دانشگاه شود، حرفه‌ای بیاموزد و روزی کاری داشته باشد که بتواند با درآمدش به خانواده کمک کند. وقتی معلم از دانش‌آموزان می‌پرسید در آینده چه‌کاره خواهند شد، سارا بدون مکث پاسخ می‌داد. او می‌خواست کسی باشد که خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد. اما حالا، وقتی از او درباره آینده می‌پرسند، بیشتر سکوت می‌کند. از زمانی که دختران از ادامه آموزش در مکاتب بالاتر از صنف ششم محروم شدند، زندگی سارا نیز مانند هزاران دختر دیگر در افغانستان مسیر دیگری پیدا کرد. ابتدا فکر می‌کرد این وضعیت تنها چند هفته یا چند ماه طول خواهد کشید. حتی در روزهای نخست تعطیلی مکتب، کتاب‌هایش را مرتب در کیف می‌گذاشت. مادرش می‌گوید سارا هر صبح لباس‌هایش را آماده می‌کرد. منتظر بود کسی بگوید: «مکتب‌ها باز شدند.» اما آن جمله هرگز گفته نشد. صبح‌ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند. فصل‌ها تغییر کردند، سال‌ها گذشتند و دوستان سارا کم‌کم از او فاصله گرفتند. بعضی خانواده‌ها از افغانستان خارج شدند، برخی دختران به آموزش‌های آنلاین روی آوردند و برخی دیگر، مانند سارا، در خانه ماندند. در آغاز، هنوز امید داشت. هر خبر تازه‌ای درباره آموزش دختران برایش اهمیت داشت. اگر کسی می‌گفت احتمال بازشدن مکاتب وجود دارد، همان روز کتاب‌هایش را بیرون می‌آورد. اگر خبر دیگری منتشر می‌شد که این تصمیم دوباره به تأخیر افتاده است، کتاب‌ها را سر جایشان برمی‌گرداند. به گفته خودش، زندگی‌اش میان همین دو کار خلاصه شده بود؛ بیرون‌آوردن کتاب‌ها و دوباره گذاشتن آن‌ها در صندوق. رفته‌رفته اما امیدش کم‌رنگ‌تر شد. دیگر وقتی خبر تازه‌ای می‌شنید، مانند گذشته هیجان‌زده نمی‌شد. می‌گفت: «قبلاً فکر می‌کردم شاید فردا مکتب باز شود، حالا می‌گویم شاید سال آینده.» و بعد خودش می‌پرسید: «اگر سال آینده هم نشد، چه؟» این پرسش برای سارا از هر چیزی سنگین‌تر است. او اکنون بیشتر وقتش را در خانه سپری می‌کند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کند، گاهی از خواهر کوچک‌ترش مراقبت می‌کند و بعضی روزها تلاش می‌کند از طریق تلفن همراه، درس‌های مختلف را دنبال کند. اما شرایط اقتصادی خانواده اجازه نمی‌دهد همیشه به اینترنت دسترسی داشته باشد. گاهی برای خرید یک بسته اینترنت، باید میان آن و چند نیاز ضروری دیگر خانواده یکی را انتخاب کنند. در چنین شرایطی، آموزش آنلاین نیز نتوانسته جای خالی مکتب را برای سارا پر کند. او می‌گوید درس‌خواندن با تلفن همراه و اینترنت ضعیف، هیچ‌وقت شبیه نشستن در صنف نیست. در مکتب می‌توانست دستش را بالا ببرد، از معلم سؤال بپرسد، پاسخ هم‌صنفی‌هایش را بشنود و اشتباهاتش را اصلاح کند. حالا اگر چیزی را نفهمد، گاهی مجبور است ساعت‌ها منتظر بماند تا بتواند پاسخ آن را پیدا کند. اما چیزی که بیشتر از همه آزارش می‌دهد، از دست‌دادن ارتباط با دوستانش است. سارا می‌گوید زمانی هر روز چند ساعت را با هم‌صنفی‌هایش سپری می‌کردند؛ درباره درس‌ها حرف می‌زدند، می‌خندیدند، از امتحان‌ها می‌ترسیدند و برای روزهای آینده برنامه می‌ساختند. حالا بعضی از همان دوستانش را فقط از طریق تلفن می‌بیند. یکی در خارج از افغانستان درس می‌خواند. دیگری در یک کشور همسایه زندگی می‌کند. چند نفر دیگر نیز مانند سارا در خانه مانده‌اند. وقتی عکس دوستانش را با لباس دانشگاه می‌بیند، سارا می‌گوید برایشان خوشحال می‌شود، اما نمی‌تواند از یک سؤال فرار کند: «اگر من هم فرصت داشتم، حالا کجا بودم؟» برای این سؤال پاسخی ندارد. پدر سارا کارگر است و درآمدش برای خانواده‌ای با چند عضو، به سختی کافی است. در خانه، صحبت درباره هزینه‌های زندگی بیشتر از صحبت درباره آینده سارا شده است. کرایه خانه، مواد غذایی، لباس و هزینه‌های روزمره، همه بر دوش خانواده سنگینی می‌کنند. سارا گاهی فکر می‌کند اگر می‌توانست درس بخواند و بعد وارد دانشگاه شود، شاید روزی می‌توانست کاری پیدا کند و به خانواده‌اش کمک کند. اما اکنون خودش نیز برای آینده به خانواده وابسته است. یکی دیگر از نگرانی‌های سارا، ازدواج است. او می‌گوید در جامعه‌ای که دختر فرصت درس‌خواندن و کارکردن نداشته باشد، گاهی خانواده‌ها زودتر به فکر ازدواج او می‌افتند. سارا هنوز نمی‌خواهد ازدواج کند. می‌گوید پیش از هر تصمیمی، می‌خواهد خودش را بسازد. «من نمی‌گویم هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم. می‌گویم اول می‌خواهم درس بخوانم، چیزی یاد بگیرم و بعد خودم درباره زندگی‌ام تصمیم بگیرم.» برای او این خواسته بزرگی نیست. او تنها می‌خواهد فرصت داشته باشد. سمیه، یکی از دوستان سابق سارا، چندی پیش به او گفته بود شاید بهتر باشد یک مهارت فنی یاد بگیرد. سارا نیز تلاش کرده بود آموزش‌های خیاطی و برخی مهارت‌های دیگر را دنبال کند، اما خودش می‌گوید هیچ مهارتی نمی‌تواند جای خالی مکتب را برایش پر کند. «من می‌خواهم مهارت یاد بگیرم، اما دلم می‌خواهد هم‌زمان درس هم بخوانم.» سارا هنوز معلم سابقش را به یاد دارد. گاهی شماره او را در تلفن همراهش نگاه می‌کند و دلش می‌خواهد برایش پیام بفرستد، اما نمی‌داند چه بنویسد. یک بار فقط نوشته بود: «استاد، مکتب ما کی باز می‌شود؟» پیام را فرستاد، اما چند دقیقه بعد آن را پاک کرد. می‌گوید نمی‌خواست معلمش را هم ناراحت کند. در اتاق سارا گوشه کوچکی برای درس‌خواندن وجود دارد. روی میز، چند کتاب، دو قلم و یک دفتر قرار گرفته است. دفتر همان دفتری است که زمانی برای یادداشت درس‌هایش استفاده می‌کرد. صفحات آخر آن هنوز خالی مانده‌اند. وقتی درباره آن دفتر می‌پرسیم، می‌گوید: «می‌خواهم وقتی مکتب باز شد، از همین‌جا ادامه بدهم.» این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما برای دختری که سال‌ها از آموزش دور مانده، معنای بزرگی دارد. سارا هنوز باور دارد که داستان زندگی‌اش تمام نشده است. او نمی‌خواهد سال‌هایی که از آموزش دور بوده، پایان آرزوهایش باشد. هنوز درباره دانشگاه حرف می‌زند، هنوز به کاری که می‌خواهد در آینده انجام دهد فکر می‌کند و هنوز کتاب‌هایش را نگه داشته است. اما در کنار امید، ترس نیز وجود دارد. می‌ترسد زمان آن‌قدر بگذرد که دیگر نتواند به آسانی به درس برگردد. می‌ترسد دوستانش جلوتر بروند و خودش عقب بماند. می‌ترسد خانواده‌اش به دلیل مشکلات اقتصادی تصمیم دیگری برای آینده او بگیرند و بیشتر از همه، می‌ترسد روزی خودش نیز باور کند که رؤیاهایش دیگر امکان تحقق ندارند. برای همین، هرچند گاهی از درس‌خواندن خسته می‌شود، کتاب‌ها را کنار نمی‌گذارد. شب‌ها، وقتی خانه ساکت می‌شود، سارا گاهی چراغ اتاقش را روشن می‌کند و چند صفحه از کتاب‌های قدیمی را می‌خواند. نه امتحانی در پیش دارد، نه معلمی از او درس می‌خواهد و نه کسی نمره‌ای برایش ثبت می‌کند. فقط می‌خواند؛ تا فراموش نکند که زمانی دانش‌آموز بوده است. گاهی کنار کتابش می‌نشیند و آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن دوباره به مکتب رفته است. خودش را در صنف می‌بیند؛ در کنار دخترانی که مانند او سال‌ها منتظر مانده‌اند. صدای معلم را می‌شنود و دوباره همان حس قدیمی را تجربه می‌کند؛ حس تلاش برای رسیدن به یک هدف. بعد چشم‌هایش را باز می‌کند و دوباره اتاق کوچک خانه را می‌بیند. دروازه مکتب هنوز به روی او بسته است. با این حال، سارا می‌گوید اگر فردا به او بگویند مکاتب باز شده‌اند، برای رفتن حتی یک روز هم صبر نمی‌کند. «هرچقدر هم از درس‌ها دور شده باشم، دوباره شروع می‌کنم.» بعد کتابش را می‌بندد و آن را در همان صندوقی می‌گذارد که سال‌هاست بخشی از زندگی گذشته‌اش را در خود نگه داشته است. شاید برای دیگران، آن صندوق فقط یک صندوق قدیمی باشد؛ اما برای سارا، درون آن سال‌هایی قرار دارد که هنوز نمی‌خواهد از دست‌رفته حساب‌شان کند. او هنوز منتظر است. نه فقط برای بازشدن یک دروازه آهنی، بلکه برای بازشدن راهی که بتواند از طریق آن، دوباره آینده‌اش را خودش بسازد. تا آن روز، کتاب‌ها در صندوق می‌مانند، دفتر روی میز خاک می‌خورد و سارا هر بار که صدای دختران مکتب‌رو را از کوچه می‌شنود، برای چند لحظه به سوی پنجره می‌رود. به بیرون نگاه می‌کند. شاید چیزی نمی‌گوید، اما در نگاهش هنوز یک آرزوی ساده باقی مانده است؛ این‌که روزی دیگر لازم نباشد برای حق درس‌خواندن منتظر بماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 94 بازدید

خانواده نخستین محیطی است که انسان در آن چشم به جهان می‌گشاید، محبت را تجربه می‌کند، با ارزش‌های اخلاقی آشنا می‌شود و شیوه برقراری ارتباط با دیگران را می‌آموزد. شخصیت هر انسان در طول زندگی و تحت تأثیر عوامل گوناگون شکل می‌گیرد، اما خانواده به‌عنوان نخستین محیط تربیتی، نقش اساسی در پایه‌گذاری باورها، نگرش‌ها، رفتارها و ویژگی‌های شخصیتی فرزندان دارد. کودک از همان سال‌های نخست زندگی، با مشاهده رفتار والدین، شنیدن سخنان آنان و تجربه روابط عاطفی در محیط خانه، تصویری از خود، دیگران و جهان پیرامونش می‌سازد. نحوه برخورد والدین با اشتباهات کودک، شیوه حل اختلافات، میزان محبت و توجه به نیازهای او و حتی چگونگی رفتار بزرگ‌ترها با یکدیگر، همگی در شکل‌گیری شخصیت او تأثیرگذارند. خانواده‌ای که در آن محبت، احترام، امنیت روانی و گفت‌وگو وجود داشته باشد، می‌تواند زمینه رشد اعتمادبه‌نفس، استقلال، مسئولیت‌پذیری و مهارت‌های اجتماعی را در فرزندان فراهم کند. در مقابل، محیطی که با تحقیر، بی‌توجهی، ترس و تنش‌های مداوم همراه باشد، ممکن است رشد عاطفی و اجتماعی کودک را با دشواری‌هایی روبه‌رو سازد. از این رو، شناخت نقش خانواده در شکل‌گیری شخصیت فرزندان و آگاهی از شیوه‌های درست تربیتی، یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای پرورش نسلی سالم، آگاه و مسئولیت‌پذیر است. ۱. شخصیت چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟ شخصیت مجموعه‌ای از ویژگی‌های نسبتاً پایدار فکری، عاطفی و رفتاری انسان است که شیوه احساس کردن، اندیشیدن، تصمیم‌گیری و ارتباط با دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ویژگی‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس، صبوری، مسئولیت‌پذیری، همدلی، استقلال و نحوه مدیریت هیجان‌ها، بخشی از ویژگی‌های شخصیتی انسان به شمار می‌روند. شخصیت انسان حاصل تعامل عوامل مختلفی مانند ویژگی‌های زیستی و ژنتیکی، تجربه‌های زندگی، محیط اجتماعی، فرهنگ و شیوه تربیت است. بنابراین نمی‌توان شکل‌گیری شخصیت را تنها به خانواده یا یک عامل مشخص نسبت داد. با این حال، خانواده به دلیل ارتباط نزدیک و مداوم با کودک، فرصت گسترده‌ای برای تأثیرگذاری بر رشد او دارد. تجربه‌های نخستین کودک در محیط خانه، به‌ویژه در زمینه دلبستگی، اعتماد، احساس امنیت و یادگیری رفتارهای اجتماعی، می‌توانند در مسیر رشد شخصیت او نقش مهمی داشته باشند. نکته مهم این است که شخصیت انسان در دوران کودکی به‌طور کامل و تغییرناپذیر شکل نمی‌گیرد. فرزندان در طول نوجوانی و بزرگسالی نیز می‌توانند با کسب تجربه‌های تازه، یادگیری و ارتباط با محیط‌های مختلف، ویژگی‌های خود را پرورش دهند. ۲. محبت و امنیت عاطفی؛ پایه‌های شخصیت سالم یکی از اساسی‌ترین نیازهای هر کودک، دریافت محبت و احساس امنیت در محیط خانواده است. کودک زمانی می‌تواند با آرامش به کشف جهان پیرامون خود بپردازد که بداند در صورت مواجهه با مشکلات، افرادی هستند که از او حمایت می‌کنند و احساساتش را جدی می‌گیرند. محبت والدین تنها به معنای بوسیدن، در آغوش گرفتن یا بیان کلمات محبت‌آمیز نیست؛ بلکه توجه به نیازهای کودک، گوش دادن به حرف‌های او، احترام به احساساتش و حضور عاطفی در لحظات دشوار نیز بخش مهمی از محبت محسوب می‌شود. کودکی که در محیطی سرشار از محبت و امنیت رشد می‌کند، فرصت بیشتری برای پرورش اعتمادبه‌نفس، استقلال و روابط اجتماعی سالم خواهد داشت. چنین کودکی به‌تدریج می‌آموزد که ارزشمندی او وابسته به نمره، موفقیت یا رضایت همیشگی دیگران نیست. در مقابل، بی‌توجهی عاطفی، طرد شدن مداوم و تحقیر احساسات کودک ممکن است به شکل‌گیری احساس ناامنی، ترس از شکست یا دشواری در برقراری روابط صمیمانه منجر شود. البته محبت مؤثر به معنای برآورده کردن تمام خواسته‌های کودک نیست. والدین می‌توانند در کنار ابراز محبت، محدودیت‌های منطقی تعیین کنند و به فرزند خود بیاموزند که دوست‌داشتنی بودن با رعایت قوانین و پذیرش مسئولیت منافاتی ندارد. ۳. والدین؛ نخستین الگوهای رفتاری فرزندان کودکان بخش بزرگی از رفتارهای خود را از طریق مشاهده و الگوبرداری می‌آموزند. والدین نخستین افرادی هستند که کودک رفتار آنان را به‌طور مداوم مشاهده می‌کند و بسیاری از شیوه‌های ارتباطی، عادت‌ها و ارزش‌های اخلاقی را از آنان فرا می‌گیرد. اگر پدر و مادر در رفتار روزمره خود راست‌گو باشند، به دیگران احترام بگذارند و مسئولیت اشتباهاتشان را بپذیرند، کودک نیز این فرصت را می‌یابد که این رفتارها را در زندگی خود تمرین کند. در مقابل، اگر والدین از فرزند خود انتظار صداقت داشته باشند، اما خودشان در موقعیت‌های مختلف دروغ بگویند، ممکن است میان گفتار و رفتار آنان تناقضی ایجاد شود که یادگیری ارزش‌های اخلاقی را دشوارتر سازد. برای مثال، کودکی که می‌بیند پدر و مادر هنگام اختلاف نظر با آرامش گفت‌وگو می‌کنند، می‌آموزد که اختلاف داشتن لزوماً به معنای پرخاشگری یا قطع رابطه نیست. همچنین مشاهده کمک کردن والدین به دیگران می‌تواند زمینه رشد همدلی و نوع‌دوستی را در او فراهم کند. بنابراین، یکی از مؤثرترین روش‌های تربیت فرزند آن است که والدین، بیش از تأکید بر رفتارهای مطلوب، به الگوی عملی آن رفتارها تبدیل شوند. ۴. شیوه‌های تربیتی والدین و تأثیر آن‌ها بر شخصیت کودک روش تربیت فرزند می‌تواند بر احساس ارزشمندی، استقلال، نظم شخصی و توانایی تصمیم‌گیری او تأثیر بگذارد. در روان‌شناسی رشد، معمولاً از چند الگوی کلی برای توصیف شیوه‌های تربیتی والدین استفاده می‌شود. تربیت مقتدرانه با محبت، حمایت عاطفی، تعیین قوانین روشن و توجه به نیازهای متناسب با سن کودک همراه است. در این شیوه، والدین ضمن تعیین حد و مرزهای مشخص، به فرزند فرصت می‌دهند نظر خود را بیان کند و پیامدهای رفتارهایش را بیاموزد. تربیت مستبدانه بیشتر بر اطاعت بی‌چون‌وچرا، کنترل شدید و اجرای دستورات تأکید دارد و ممکن است فرصت گفت‌وگو و استقلال را محدود کند. تربیت سهل‌گیرانه معمولاً با محبت زیاد، اما محدودیت‌ها و قوانین اندک همراه است. در چنین شرایطی ممکن است کودک فرصت کمتری برای یادگیری نظم و پذیرش مسئولیت‌ها داشته باشد. تربیت غافلانه نیز با کمبود حمایت عاطفی و نظارت متناسب با نیازهای کودک همراه است و می‌تواند رشد عاطفی و اجتماعی او را با دشواری‌هایی مواجه سازد. این الگوها چارچوب‌هایی کلی هستند و نمی‌توان شخصیت یک کودک را تنها بر اساس یک شیوه تربیتی پیش‌بینی کرد. با این حال، ترکیب محبت، قوانین منطقی، گفت‌وگو و احترام به استقلال کودک می‌تواند زمینه رشد سالم او را تقویت کند. ۵. نقش گفت‌وگو و ارتباط مؤثر در خانواده ارتباط سالم میان والدین و فرزندان یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری احساس اعتماد و امنیت روانی است. کودکی که می‌تواند بدون ترس از تمسخر یا تحقیر درباره احساسات و مشکلات خود صحبت کند، فرصت بیشتری برای شناخت هیجان‌ها و یافتن راه‌حل‌های مناسب خواهد داشت. گفت‌وگوی مؤثر تنها به صحبت کردن محدود نمی‌شود؛ گوش دادن فعال، توجه به زبان بدن و درک احساسات کودک نیز اهمیت دارد. گاهی کودک بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشد، به فردی نیاز دارد که با حوصله به حرف‌هایش گوش دهد. برای نمونه، اگر کودک از شکست در یک امتحان ناراحت باشد، گفتن جمله‌هایی مانند «این‌قدر ناراحت نباش» یا «چرا مثل دیگران موفق نشدی؟» ممکن است احساس او را نادیده بگیرد. در مقابل، جمله‌ای مانند «می‌فهمم که از نتیجه امتحانت ناراحتی؛ بیا با هم بررسی کنیم چگونه می‌توانی بهتر آماده شوی» هم احساس او را به رسمیت می‌شناسد و هم مسیر حل مسئله را نشان می‌دهد. خانواده‌هایی که در آن‌ها گفت‌وگو جایگزین سرزنش می‌شود، می‌توانند به فرزندان خود کمک کنند مهارت بیان احساسات، حل تعارض و برقراری روابط سالم را بهتر بیاموزند. ۶. تأثیر اختلافات خانوادگی بر شخصیت فرزندان اختلاف نظر در زندگی خانوادگی امری طبیعی است، اما نحوه مدیریت آن اهمیت زیادی دارد. کودکانی که به‌طور مداوم در معرض مشاجره‌های شدید، تهدید، تحقیر یا خشونت قرار می‌گیرند، ممکن است احساس ناامنی، اضطراب یا نگرانی بیشتری را تجربه کنند. تنش‌های خانوادگی می‌توانند بر تمرکز، روابط اجتماعی و توانایی کودک در مدیریت هیجان‌ها تأثیر بگذارند. برخی کودکان در چنین شرایطی گوشه‌گیر می‌شوند و برخی دیگر ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه یا نافرمانی بیشتری نشان دهند. البته هر اختلاف خانوادگی لزوماً به شخصیت ناسالم منجر نمی‌شود. اگر والدین بتوانند اختلافات خود را با احترام حل کنند، از وارد کردن کودک به تعارض‌های بزرگسالان بپرهیزند و پس از تنش، احساس امنیت او را بازسازی کنند، حتی می‌توانند الگویی عملی از حل مسئله و مدیریت هیجان به فرزند خود ارائه دهند. حفظ احترام متقابل، پرهیز از خشونت و فراهم کردن محیطی امن برای کودکان، از مهم‌ترین مسئولیت‌های والدین در این زمینه است. ۷. تأثیر تشویق، انتقاد و مقایسه بر خودباوری کودک نحوه بازخورد دادن والدین به رفتار و عملکرد فرزندان می‌تواند بر تصویر ذهنی آن‌ها از توانایی‌ها و ارزشمندی خود تأثیر بگذارد. تشویق مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که والدین به تلاش، پشتکار، پیشرفت و راهبردهای مناسب کودک توجه کنند، نه آنکه تنها نتیجه نهایی را ارزشمند بدانند. برای مثال، به جای آنکه گفته شود «تو از همه باهوش‌تری»، می‌توان گفت: «برای حل این مسئله وقت گذاشتی و با تلاش خودت به نتیجه رسیدی.» چنین بازخوردی توجه کودک را به تلاش و یادگیری جلب می‌کند. در مقابل، مقایسه مداوم کودک با خواهر، برادر یا هم‌سالانش ممکن است احساس ناکافی بودن، رقابت ناسالم یا کاهش اعتمادبه‌نفس را در او تقویت کند. همچنین انتقاد از رفتار باید از تحقیر شخصیت کودک جدا باشد. گفتن «این رفتارت درست نبود» با گفتن «تو بچه بدی هستی» تفاوت اساسی دارد. در حالت نخست، کودک می‌آموزد که می‌تواند رفتار خود را اصلاح کند؛ اما در حالت دوم ممکن است احساس کند ارزش شخصی او زیر سؤال رفته است. ۸. آموزش مسئولیت‌پذیری و استقلال از دوران کودکی یکی از اهداف مهم تربیت خانوادگی، پرورش فرزندانی است که بتوانند در زندگی شخصی و اجتماعی خود تصمیم‌های آگاهانه بگیرند و مسئولیت رفتارهایشان را بپذیرند. مسئولیت‌پذیری باید متناسب با سن و توانایی کودک آموزش داده شود. برای مثال، کودکان خردسال می‌توانند اسباب‌بازی‌های خود را جمع کنند، دانش‌آموزان می‌توانند برای انجام تکالیف برنامه‌ریزی کنند و نوجوانان می‌توانند در برخی تصمیم‌های خانوادگی مشارکت داشته باشند. والدینی که همه کارهای فرزند خود را انجام می‌دهند، ممکن است ناخواسته فرصت تمرین استقلال را از او بگیرند. در مقابل، واگذاری مسئولیت‌های متناسب با سن، همراه با حمایت و راهنمایی، به کودک کمک می‌کند توانایی‌های خود را بشناسد و پیامدهای تصمیم‌هایش را درک کند. البته استقلال به معنای رها کردن کودک نیست، بلکه به معنای فراهم کردن فرصت رشد در کنار حمایت، نظارت و راهنمایی مناسب است. نتیجه‌گیری خانواده یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد شخصیت فرزندان است؛ محیطی که در آن کودک نخستین تجربه‌های خود از محبت، اعتماد، مسئولیت‌پذیری، احترام و ارتباط با دیگران را به دست می‌آورد. رفتار والدین، شیوه‌های تربیتی، فضای عاطفی خانه و کیفیت ارتباط میان اعضای خانواده، همگی می‌توانند مسیر رشد شخصیت کودک را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، شخصیت انسان پدیده‌ای پویا و چندبعدی است و در طول زندگی از عوامل گوناگونی تأثیر می‌پذیرد. بنابراین، خانواده با فراهم کردن محیطی امن، حمایتگر و آگاهانه می‌تواند زمینه رشد سالم فرزندان را تقویت کند، بی‌آنکه تمام مسئولیت شکل‌گیری شخصیت آنان را بر عهده داشته باشد. پرورش فرزندانی با اعتمادبه‌نفس، اخلاق‌مداری، استقلال و توانایی برقراری روابط سالم، بیش از هر چیز به حضور آگاهانه والدینی نیاز دارد که محبت را با مسئولیت‌پذیری، آزادی را با حد و مرزهای منطقی و آموزش را با رفتار عملی همراه می‌سازند. در نهایت، خانواده زمانی می‌تواند نقش سازنده خود را به‌خوبی ایفا کند که خانه را نه‌تنها مکانی برای زندگی، بلکه فضایی برای رشد، یادگیری، احترام و شکوفایی استعدادهای فرزندان بداند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب