نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ساعت قبل - 14 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مشارکت زنان در نیروی کار افغانستان به شدت پایین است و تنها هفت درصد آن‌ها شاغل هستند؛ رقمی که در میان مردان به ۸۴ درصد می‌رسد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد) در گزارشی گفته است که پیش‌بینی می‌شود که تداوم محرومت اجتماعی و اقتصادی زنان از ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی در مجموع ۹۲۰ میلیون دالر امریکایی به اقتصاد افغانستان زیان وارد کرده است. در گزارش آمده است که در سال روان میلادی، بیش از ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزار زن و دختر در افغانستان به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند و ناامنی غذایی و کاهش دسترسی به خدماتی که توسط پزشکان زن ارائه می‌شود، بحران کنونی را عمیق‌تر کرده است. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر کم‌تر از یک زن از هر پنج زن که از ایران و پاکستان بازمی‌گردند، درآمد دارند. در بخشی از گزارش آمده است که محدودیت‌های حکومت سرپرست بر فعالیت زنان در سازمان‌های غیردولتی و کاهش کمک‌های بین‌المللی، ارائه‌ی کمک به زنان و دختران را دشوارتر کرده است. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 56 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که یک زن در شهر قندهار با همکاری یک مرد دیگر، شوهرش را با تبر کشته است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد شب گذشته (سه‌شنبه، ۲۰ اسد) در منطقه کوبی از مربوطات حوزه هفتم امنیتی شهر قندهار، رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن شوهرش را با تبر از ناحیه سر زده و به قتل رسانده است. همچنین سخنگوی فرماندهی پولیس قندهار این رویداد را تایید کرده و گفت که یک مرد ‏جوان در مرکز این ولایت به ضرب تبر به قتل رسیده است.‏ اسدالله جمشیدی گفته است که این رویداد بامداد امروز (چهارشنبه، ۲۱ ‏اسد) در منطقه‌ی کوبی در حوزه هفتم امنیتی شهر قندهار رخ ‏داده است.‏ او گفته است که در پیوند به این رویداد، همسر مقتول بازداشت شده و اعتراف کرده است که با همکاری فرد دیگری شوهرش را به قتل ‏رسانده است.‏ جمشیدی اضافه کرده است که فرد دیگر فرار کرده است.‏ منابع می‌گویند که مقتول روزخان نام داشته، باشنده‌ی ولسوالی ناوه ‏ولایت هلمند بوده و در ولایت قندهار زندگی می‌کرده است‎.‎ سخنگوی فرمانده پولیس قندهار درباره‌ی انگیزه‌ی قتل ‏چیزی نگفته است.‏

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 91 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جوانان در سراسر جهان با وجود زندگی در شرایط متفاوت، خواهان فرصت‌های بیشتری هستند تا بتوانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد) با نشر پیامی به مناسبت روز جهانی جوانان، گفته است که جوانان می‌خواهند با داشتن حق انتخاب به آرزوها و هدف‌های‌شان در زندگی دست پیدا کنند. این در حالی است که میلیون‌ها جوان به ویژه دختران و زنان در افغانستان با محدودیت در دسترسی به حقوق اساسی شان روبرو هستند. دختران و زنان در پنج سال گذشته، با محدودیت‌های شدید آموزشی، کاری و مشارکت در زندگی عمومی روبرو شدند و حق انتخاب از آن‌ها سلب شده است. همچنین جوانان افغانستان این روز را در شرایطی گرامی می‌دارند که شماری از آنان پس از سال‌ها تحصیل و کسب مهارت، هنوز نتوانسته‌اند جایگاه مناسبی در جامعه و بازار کار پیدا کنند. شماری از آنان ناگزیر به کارهای شاقه، مشاغل غیرتخصصی یا مهاجرت به کشورهای دیگر شده‌اند. برای جوانان افغانستان، اما مساله تنها یافتن شغل نیست؛ آنان خواهان آموزش، کار شایسته، فرصت برابر و امکان ساختن آینده در کشور خود هستند. همه‌ساله از ۱۲ آگست زیر نام «روز جهانی جوانان» در جهان گرامی‌داشت می‌شود. این روز توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۹۹۹ به هدف جلب‌ توجه جهانی به چالش‌ها و حقوق جوانان و برجسته‌سازی نقش آن‌ها در توسعه نام‌گذاری شده است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 99 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که حدود ۶۲۷ هزار نفر از جمله زنان و کودکان در نُه ولسوالی دایکندی از خدمات بهداشتی مبتنی بر مشارکت جامعه بهره‌مند شده‌اند. تاج‌الدین اویواله، رییس یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ارائه‌ی این خدمات به ایجاد جوامع سالم‌تر، به‌ویژه برای کودکان، کمک کرده است. آقای اویواله در ادامه از وزارت امور خارجه‌ی بریتانیا برای حمایت از این برنامه‌ها قدردانی کرده است. افغانستان همچنان با چالش‌های جدی در زمینه‌ی دسترسی به آب سالم و خدمات بهداشتی روبرو است. در بسیاری از منطقه‌های روستایی و دورافتاده، دسترسی محدود به آب پاک، امکانات شست‌وشو و زیرساخت‌های بهداشتی، زندگی خانواده‌ها، به‌ویژه زنان و کودکان، را با مشکلات جدی مواجه کرده است. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 80 بازدید

مولوی عبدالکبیر، وزیر امور مهاجرین اعلام کرده است که در پنج سال گذشته، حدود هشت میلیون مهاجر افغانستانی از کشورهای همسایه به کشور خود برگشته‌اند. آقای عبدللکبیر گفته است که روند بازگشت مهاجران همچنان ادامه دارد. وزیر امور مهاجرین و عودت‌کنندگان در جریان سفرش به پکتیا از مسلمانان سراسر جهان خواست با افغانستانی‌های نیازمند همکاری و کمک کنند. همچنین عبدالکبیر مدعی شد که افغانستانی‌ها برای «حفظ دین و برپایی نظام اسلامی» مجبور به مهاجرت و پیوستن به «جهاد» شدند. او بازگشت مهاجران را نتیجه تحقق اهدافی خواند که به گفته او، «پایان اشغال» و برپایی نظام اسلامی از جمله آن بوده است. ایران و پاکستان که میزبان بیشترین شمار مهاجران افغان بوده‌اند، در دو سال گذشته روند اخراج افغانستانی‌ها را به‌طور گسترده ادامه داده‌اند. پاکستان پس از افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان و بالا گرفتن تنش با افغانستان، برنامه اخراج مهاجران اهل افغانستان را گسترش داد. همچنین ایران نیز شمار زیادی از مهاجران افغانستانی را اخراج کرده است. با این حال، به دلیل مشکلات اقتصادی و کمبود فرصت‌های کاری در افغانستان، شماری از مهاجران پس از بازگشت دوباره راهی ایران شده‌اند. باید گفت که سازمان ملل در اواخر ثور سال جاری اعلام کرد که از سال ۲۰۲۳ میلادی تاکنون نزدیک به شش میلیون نفر به افغانستان بازگشته‌اند. این سازمان پیش‌بینی کرده بود که تا پایان سال جاری میلادی حدود سه میلیون نفر دیگر نیز به افغانستان بازگردند. بازگشت گسترده مهاجران، به‌ویژه از پاکستان و ایران، در حالی ادامه دارد که نهادهای بین‌المللی درباره نقض حقوق‌بشر، فشار بر خدمات عمومی، اشتغال و روند ادغام دوباره بازگشت‌کنندگان در افغانستان ابراز نگرانی کرده‌اند.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 69 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ میلادی تاکنون حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که زنان و دختران نیز از سال ۲۰۲۲ میلادی از تحصیل در دانشگاه‌ها منع شده‌اند و همچنان با محدودیت‌های شدید در زمینه اشتغال و مشارکت در زندگی عمومی روبرو هستند. در گزارش آمده است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن دختران و زنان به‌طور رسمی از تحصیل در دوره متوسطه و آموزش عالی منع شده‌اند. یونسکو در ادامه هشدار داده است که این ممنوعیت «افغانستان را با خطر از دست دادن ظرفیت‌هایش برای دهه‌ها، افزایش فقر و آسیب‌های جبران‌ناپذیر» مواجه می‌کند. این سازمان برآورد کرده است که ممنوعیت تحصیل دختران و زنان می‌تواند تا سال ۲۰۶۶ میلادی باعث خروج ۶۰۰ هزار زن از بازار کار شود، مجموع زیان‌های درآمدی را به ۹.۶ میلیارد دالر برساند و خطر ازدواج زودهنگام را افزایش دهد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد تاکید کرده است که محدودیت تحصیل زنان در آموزش عالی همچنین کمبود آموزگاران زن را تشدید خواهد کرد. به گفته‌ی این نهاد، بیش از دو میلیون کودک در دوره‌ی ابتدایی به دلایلی غیر از ممنوعیت‌های اعمال‌شده علیه دختران و زنان، از مکتب بازمانده‌اند. یونسکو برآورد می‌کند که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۱۱ هزار آموزگار زن واجد شرایط مواجه خواهد شد. هودا جبریان، هماهنگ‌کننده‌ی برنامه‌ی یونسکو برای آموزش در شرایط اضطراری، در یک نشست خبری گفت: «بسیاری از آموزگاران کشور را ترک کرده‌اند و آن‌هایی که در نظام آموزشی باقی مانده بودند، از ادامه‌ی تدریس منع شده‌اند.» او افزود: «تصمیم برای منع زنان از تدریس به پسران، نه‌تنها شمار قابل‌توجهی از آموزگاران و مربیان واجد شرایط را از نظام آموزشی خارج کرده، بلکه باعث شده است پسران توسط آموزگاران مرد فاقد صلاحیت آموزش ببینند. در نتیجه، یا آموزگاران مرد فاقد صلاحیت داریم یا اصلاً آموزگاری نداریم.» این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش منع کردند و سپس دروازه‌های دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را بستند. با وجود انتقادهای گسترده جهانی از این اقدامات در پنج سال گذشته، حکومت فعلی از موضع خود عقب‌نشینی نکرده است.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 114 بازدید

وقتی زنگ ساعت در گوشه اتاق به صدا درآمد، مریم هنوز خواب بود؛ اما صدای مادرش که از حیاط می‌آمد، آرام‌آرام او را از خواب بیرون کشید. «مریم جان، بیدار شو، دیر می‌شود.» مریم چشم‌هایش را باز کرد، چند ثانیه به سقف اتاق خیره ماند و بعد با عجله از جا برخاست. صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود و هوای سرد از لای پنجره کوچک اتاق به داخل می‌آمد. چادر مکتبش را برداشت، لباس پوشید و کیف کوچکی را که از شب پیش آماده کرده بود، روی شانه انداخت. مادرش در آشپزخانه چای آماده می‌کرد و پدرش کنار دروازه نشسته بود و بند بوت‌هایش را می‌بست. وقتی پدر دخترش را دید، لبخند زد و پرسید: «امروز هم اول می‌رسی، دخترم؟» مریم با همان شوق همیشگی جواب داد: «امتحان داریم، پدر. اگر دیر برسم، معلم اجازه نمی‌دهد.» آن صبح برای مریم چیزی جز یک صبح عادی نبود؛ صبحی شبیه صدها صبح دیگری که با عجله از خانه بیرون شده، از کوچه گذشته و در کنار دختران دیگر به سوی مکتب رفته بود. او آن زمان نمی‌دانست روزی خواهد رسید که همین کیف، همین لباس و حتی صدای همان زنگ ساعت، برایش به خاطره‌ای دور تبدیل شود؛ خاطره‌ای که هر بار به یادش می‌آورد، احساس می‌کند بخشی از کودکی‌اش در همان دروازه مکتب جا مانده است. مریم از کودکی به درس علاقه داشت. خانواده‌اش امکانات زیادی نداشتند، اما پدر و مادرش همیشه تلاش کرده بودند او و خواهر کوچک‌ترش فرصت درس خواندن داشته باشند. پدرش کارگر روزمزد بود و درآمدش ثابت نبود؛ بعضی روزها صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد و بعضی روزها ساعت‌ها کنار سرک یا در بازار منتظر می‌ماند تا کسی برای کاری او را صدا کند. مادرش نیز در خانه برای زنان همسایه لباس می‌دوخت و با درآمد خیاطی بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد. زندگی برای این خانواده آسان نبود، اما پدر همیشه می‌گفت: «ما شاید نتوانیم برای شما خانه بزرگ یا زندگی راحت بسازیم، اما اگر بتوانیم شما را درس بدهیم، همین برای ما کافی است.» مریم این جمله را بارها شنیده بود و شاید به همین دلیل، درس خواندن برایش تنها یک وظیفه یا تکلیف مکتب نبود؛ او احساس می‌کرد با هر صفحه‌ای که می‌خواند، بخشی از زحمت پدر و مادرش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. از همان سال‌های نخست مکتب می‌گفت که می‌خواهد داکتر شود. وقتی کسی از او می‌پرسید چرا، پاسخ ساده‌ای داشت: «می‌خواهم مردم را درمان کنم.» شاید آن زمان نمی‌دانست برای رسیدن به این آرزو باید سال‌ها درس بخواند، امتحان بدهد و پس از فراغت وارد دانشگاه شود، اما برای مریم مهم نبود؛ او فقط آینده‌ای را تصور می‌کرد که در آن لباس سفید پوشیده و در یک شفاخانه مشغول کمک به بیماران است. سال‌های مکتب برای مریم با تمام دشواری‌هایش شیرین بود. گاهی پول خرید کتاب اضافی نداشت و مجبور می‌شد از کتاب‌های سال‌های گذشته خواهر یکی از دوستانش استفاده کند و گاهی نیز به دلیل نبود پول کافی، مدت‌ها منتظر می‌ماند تا پدرش بتواند برایش یک دفتر تازه بخرد. با این حال، هیچ‌کدام از این مشکلات علاقه‌اش به درس را کم نمی‌کرد. شب‌هایی که برق خانه قطع می‌شد، چراغ کوچک شارژی را کنار کتابش می‌گذاشت و تا جایی که می‌توانست مطالعه می‌کرد. مادرش چند بار از خواب بیدار می‌شد و می‌گفت: «دخترم، چشم‌هایت خراب می‌شود، بگذار صبح درس بخوانی.» مریم معمولاً لبخند می‌زد و جواب می‌داد: «صبح مکتب دارم، مادر، باید امشب بخوانم.» او از همان سال‌ها یاد گرفته بود اگر می‌خواهد چیزی به دست بیاورد، باید بیشتر از توانش تلاش کند. وقتی نمره خوبی می‌گرفت، پدرش خوشحال می‌شد و گاهی با وجود مشکلات مالی، برایش یک قلم یا دفترچه می‌خرید. مریم همان چیزهای کوچک را بزرگ‌ترین هدیه می‌دانست. یک بار که در امتحان نمره بسیار خوبی گرفته بود، پدرش هنگام شام گفت: «من می‌دانم تو یک روز به جایی می‌رسی.» مریم خندید و گفت: «اگر شما کمکم کنید، حتماً می‌رسم.» پدر جواب داد: «تا وقتی توان داشته باشم، کمکت می‌کنم.» آن جمله سال‌ها در ذهن مریم ماند؛ بی‌آن‌که او و پدرش بدانند روزی شرایطی خواهد رسید که تلاش پدر و اراده دختر، هر دو با مانعی روبه‌رو خواهند شد که عبور از آن آسان نیست. آخرین روزی که مریم به مکتب رفت، هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت. صبح زود بیدار شد، لباس پوشید، کتاب‌هایش را در کیف گذاشت و از خانه بیرون رفت. در مسیر با دوستانش درباره امتحان و برنامه‌های آینده صحبت کرد. یکی از دوستانش می‌گفت می‌خواهد مهندس شود و دیگری آرزو داشت معلم شود. مریم با خنده گفت که روزی داکتر خواهد شد و همه‌شان را رایگان معاینه خواهد کرد. دختران خندیدند و قرار گذاشتند پس از فراغت نیز با هم در تماس باشند. وقتی مریم وارد صنف شد، معلم درس را آغاز کرد. هیچ‌کس نمی‌دانست آن روز آخرین باری است که آنان در کنار هم پشت میزهای مکتب می‌نشینند. چند ساعت بعد، مریم مثل همیشه از مکتب به خانه برگشت، کیفش را در گوشه اتاق گذاشت و لباسش را عوض کرد. آن شب، خبرهایی که درباره ادامه ممنوعیت آموزش دختران منتشر می‌شد، نگرانی خانواده را بیشتر کرد. مریم ابتدا نمی‌خواست باور کند. تصور می‌کرد شاید این وضعیت موقتی باشد و چند روز یا چند هفته بعد همه چیز دوباره به حالت عادی برگردد. به مادرش گفت: «حتماً باز می‌شود. نمی‌شود که برای همیشه بسته بماند.» مادر چیزی نگفت و پدر نیز سکوت کرد. مریم آن شب کتاب‌هایش را کنار تخت گذاشت و با این فکر خوابید که فردا دوباره آن‌ها را در کیفش خواهد گذاشت. اما فردا آمد و مریم به مکتب نرفت. روز بعد هم نرفت و هفته بعد نیز دروازه مکتب بسته بود. ابتدا روزها را می‌شمرد، بعد هفته‌ها را و سرانجام فهمید ماه‌ها گذشته است. لباس مکتبش همچنان در کمد آویزان بود و کیفش همان‌طور گوشه اتاق مانده بود. هر بار که چشمش به آن می‌افتاد، چیزی در دلش سنگین می‌شد. با این حال، هنوز امیدوار بود. هر خبری را با دقت دنبال می‌کرد و هر بار که شایعه‌ای درباره بازشدن مکتب‌ها می‌شنید، قلبش تندتر می‌زد. چند بار حتی شب قبل از روزی که گفته شده بود ممکن است مکتب‌ها باز شوند، کیفش را آماده کرد؛ دفترها را مرتب کرد، قلم‌ها را تراشید و یونیفورمش را کنار تخت گذاشت. صبح زود بیدار شد، اما دوباره خبر رسید که مکتب‌ها باز نمی‌شوند. آن روز مریم لباسش را از کنار تخت برداشت و داخل کمد گذاشت. این بار دیگر گریه نکرد؛ فقط مدت زیادی به لباس نگاه کرد و بعد در کمد را بست. از آن پس، صبح‌هایی که قبلاً با عجله برای رفتن به مکتب آغاز می‌شد، شکل دیگری پیدا کرد. مریم به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، اتاق‌ها را مرتب می‌کرد و گاهی برای خرید از خانه بیرون می‌رفت، اما ذهنش جای دیگری بود. کتاب‌هایش هنوز در گوشه اتاق بودند و هر بار که از کنارشان عبور می‌کرد، احساس می‌کرد کسی از او می‌پرسد: «پس آینده‌ات چه شد؟» ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 57 بازدید

رسانه‌های بریتانیایی گزارش داده‌اند که یک مرد اهل افغانستان در اسکاتلند به جرم تجاوز جنسی به یک زن به هفت سال زندان محکوم شده است. در گزارش آمده است که عبدول نبی‌زاده متهم شده بود که در سال ۲۰۲۱ میلادی، هنگامی که یک زن ۱۹ ساله را از یک شب‌نشینی در ادینبورگ به خانه‌اش منتقل می‌کرد، در داخل موتر به او تجاوز کرده است. به گزارش بی‌بی‌سی، این مرد ۳۶ ساله که پیش از این به‌عنوان مترجم برای نیروهای نظامی بریتانیا، دانمارک و آمریکا در افغانستان کار کرده بود، اتهام‌ها را رد کرده و مدعی شده است که به دلیل انفجار یک وسیله انفجاری در نزدیکی‌اش، از اختلال استرس پس از سانحه رنج می‌برد. در گزارش آمده است که قاضی جان موریس کی‌سی هنگام صدور حکم به نبی‌زاده گفت که او مرتکب «خیانتی فجیع به اعتماد» شده است. نبی‌زاده ماه گذشته در دادگاه عالی، به اتفاق آرا مجرم شناخته شد. عبدول نبی‌زاده، پدر چهار فرزند که در منطقه پیلتون ادینبورگ زندگی می‌کرد، پس از ورود به بریتانیا در سال ۲۰۱۶ میلادی برای دریافت تابعیت این کشور درخواست داده بود. او در افغانستان خیاط بود، اما با نیروهای نظامی نیز همکاری می‌کرد و زبان مادری‌اش، فارسی، را به پشتو، اردو و عربی ترجمه می‌کرد. دادگاه شنید که زن قربانی پس از گذراندن شبی با دوستانش، در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی، در حالی که مست بود، در خیابان موریسون سوار موتر نبی‌زاده شده بود. این زن به دادگاه گفت که انتظار داشت نبی‌زاده او را به خانه برساند، اما او در طول مسیر به‌طور مداوم از وی می‌خواست با او رابطه جنسی داشته باشد. این زن گفت که بارها مخالفت کرده و به نبی‌زاده گفته بود که دوست‌پسر دارد. نبی‌زاده سپس این زن را به منطقه‌ای خلوت در جوپا، در نزدیکی پورتوبلو، منتقل کرده است. این زن به دادگاه گفت که نبی‌زاده تلفنش را گرفت و با او درگیر شد و سپس در داخل موتر به او تجاوز کرد. او گفته است که پس از آن از موتر فرار کرده و در میان بوته‌ها پنهان شده است. دادگاه شنید که این زن بعداً ماجرا را برای یکی از بستگانش تعریف کرده است. پیش از صدور حکم، دیوید تیلور، وکیل نبی‌زاده، به دادگاه گفت که موکلش به دلیل این محکومیت «در معرض خطر اخراج از کشور» قرار دارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 98 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان باردار در بخش‌های دوردست افغانستان خدمات صحی مورد نیاز را ارائه می‌کند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۰ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که به زنان در بخش‌های دورافتاده لغمان کمک کرده است که بارداری ایمن داشته باشند. صندوق جمعیت ملل متحد از زنی به نام گل‌مینه یاد کرده که نهمین بارداری خود را سپری می‌کند و به گفته‌ی این نهاد، او با دسترسی به قابله‌های ماهر این بار امن‌ترین بارداری خود را تجربه می‌کند. قابل ذکر است که محدودیت دسترسی به خدمات درمانی به ویژه برای زنان باردار در بخش‌های دوردست افغانستان یکی از چالش‌های تهدیدکننده‌ی سلامت زنان به شمار می‌رود. کمبود مرکزهای درمانی معیاری و پزشکان زن و قابله، از مهم‌ترین چالش‌های زنان باردار برای دست‌رسی به خدمات صحی معیاری و به‌موقع گفته شده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 90 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بامیان و دایکندی به دو ولایت عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شده‌اند. تاج‌الدین اویواله، رییس دفتر یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دایکندی امسال پس از بامیان به دومین ولایت عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شده است. آقای اویواله در ادامه تاکید کرده است که اکنون ۶۲۷ هزار نفر در نُه ولسوالی دایکندی به خدمات بهداشتی دسترسی دارند که جامعه‌ای سالم برای کودکان ایجاد می‌کند. قابل ذکر است که پیش از این بامیان به‌عنوان پاک‌ترین ولایت در سطح افغانستان شناخته شده بود. ولایت بامیان با بیش از نیم‌میلیون نفر جمعیت سال ۲۰۱۸ میلادی به نخستین منطقه‌ی عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شد.

ادامه مطلب