نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ساعت قبل - 46 بازدید

مراسم یادبود قربانیان نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان در دوران عبدالرحمن خان، به ابتکار مرکز خدمات بشردوستانه هزاره‌های کانادا (CHHS) در پارلمان این کشور برگزار شد. این مرکز با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در این مراسم صدها تن، از جمله اعضای پارلمان و سناتورهای کانادا، نماینده‌گان احزاب سیاسی، نویسندگان و فعالان اجتماعی و مدنی شرکت کردند. در اعلامیه آمده است که شماری از نمایندگان پارلمان و سناتورهای کانادا در این مراسم از تلاش‌ها برای به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان حمایت کردند. همچنین در بخشب از اعلامیه آمده است که در حاشیه این مراسم، یک انیمیشن مستند تاریخی درباره کشتار و سرکوب هزاره‌ها و نمایشگاهی از آثار فرهنگی و تاریخی این قوم، از جمله «سراج‌التواریخ»، برگزار شد. شرکت‌کنندگان در این نشست خواستار به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌ها و ثبت ۲۵ سپتامبر به‌عنوان روز یادبود قربانیان این رویداد در تقویم کانادا شدند.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 89 بازدید

وقتی آفتاب آرام‌آرام بر دیوارهای خاکستری کابل می‌تابد و شهر از خواب بیدار می‌شود، مروه دیگر در خانه نیست. دختر ده‌ساله‌ای که باید در این ساعت برای رفتن به مکتب آماده شود، کیف و کتابی بر دوش ندارد. او از خانه بیرون می‌شود تا در میان ازدحام مردم، موترهای عبوری و دکان‌های شلوغ، چند افغانی برای خانواده‌اش جمع کند. دست کوچکش را جلو می‌برد و با صدایی که گاهی در هیاهوی شهر گم می‌شود، از رهگذران کمک می‌خواهد. مروه، دختری از کابل است که زندگی برایش خیلی زودتر از سنش جدی شده است. او هنوز کودک است؛ اما روزهایش مانند بسیاری از کودکان با بازی، مکتب، کتاب و نشستن در کنار هم‌صنفانش نمی‌گذرد. بخش بزرگی از روز را در خیابان سپری می‌کند و تلاش دارد از رهگذرانی که از کنارش می‌گذرند، پولی به دست آورد. گاهی کسی چند افغانی در دستش می‌گذارد و گاهی چندین نفر بدون آن‌که حتی نگاهش کنند، از کنارش عبور می‌کنند. مروه برای هر کسی که پولی به دستش می‌دهد، تشکر می‌کند. شاید مبلغی که دریافت می‌کند برای خانواده‌ای ناچیز باشد، اما برای او همان چند افغانی می‌تواند بخشی از نان شب باشد. او پول‌ها را با دقت در گوشه‌ای از لباسش نگه می‌دارد و تا پایان روز مراقب است چیزی از آن گم نشود. برای دختری در این سن، چنین مراقبتی از پول و چنین نگرانی‌ای درباره مخارج خانه، مسئولیتی سنگین است؛ مسئولیتی که نباید بر شانه‌های یک کودک قرار می‌گرفت. مروه زمانی به مکتب می‌رفت. هنوز خاطره روزهایی را که کتابچه‌هایش را در بغل می‌گرفت و همراه دیگر دختران راهی مکتب می‌شد، فراموش نکرده است. می‌گوید درس خواندن را دوست داشت و از نشستن در صنف، نوشتن روی تخته و یاد گرفتن چیزهای تازه خوشش می‌آمد. اما مشکلات زندگی و شرایط دشوار خانواده باعث شد مکتب را ترک کند و به جای آن، راه خیابان را در پیش بگیرد. وقتی از مکتب صحبت می‌کند، لحنش تغییر می‌کند. صدایش آرام‌تر می‌شود و گاهی برای چند لحظه سکوت می‌کند. انگار در ذهنش هنوز تصویری از همان روزها باقی مانده است؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش انجام دادن تکلیف خانه، آماده کردن کتابچه‌ها و رسیدن به مکتب بود، نه پیدا کردن پول برای خانواده. شاید برای یک کودک، فاصله میان مکتب و خیابان فقط چند قدم باشد، اما برای مروه این فاصله، فاصله میان دو زندگی است؛ زندگی‌ای که می‌توانست با کتاب و آموزش ادامه پیدا کند و زندگی‌ای که اکنون با انتظار، خستگی و درخواست کمک از رهگذران می‌گذرد. در خانه مروه نیز شرایط آسان نیست. او پدرش را مردی می‌داند که رفتار مناسبی با خانواده ندارد. به گفته او، برخوردهای پدرش یکی از عواملی بوده که زندگی در خانه را برای اعضای خانواده دشوار کرده است. مروه درباره جزئیات مشکلات خانه زیاد صحبت نمی‌کند. هر بار که درباره پدرش از او پرسیده می‌شود، ابتدا اطرافش را نگاه می‌کند و بعد با احتیاط چند کلمه می‌گوید. سکوت او در چنین لحظه‌هایی بیشتر از حرف‌هایش معنا دارد. شاید نمی‌خواهد درباره خانه صحبت کند، شاید از بازگو کردن مشکلاتش می‌ترسد و شاید هنوز واژه‌هایی برای توضیح همه آنچه بر او گذشته، پیدا نکرده است. او فقط ده سال دارد و نباید مجبور باشد مشکلات بزرگسالان را به تنهایی توضیح دهد یا تحمل کند. برای یک کودک ده‌ساله، خانه باید معنای امنیت داشته باشد؛ جایی که پس از یک روز مکتب بتواند با خیال راحت به آن برگردد، استراحت کند و کنار خانواده باشد. اما برای مروه، خانه همیشه چنین احساسی ندارد. مشکلات خانوادگی، فشار اقتصادی و رفتار نامناسب پدر، زندگی او را دشوار کرده است. به همین دلیل، خیابان به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده است. مروه معمولاً صبح از خانه بیرون می‌شود و تا زمانی که هوا رو به تاریکی می‌رود، در نقاط مختلف شهر می‌ایستد. گاهی نزدیک بازارها و گاهی در کنار جاده‌های مزدحم دیده می‌شود. میان مردم حرکت می‌کند، به موترها نزدیک می‌شود و از کسانی که پیاده هستند درخواست کمک می‌کند. در این میان، برخورد مردم با او یکسان نیست. برخی با مهربانی چند افغانی می‌دهند، برخی بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنند و بعضی نیز با ناراحتی از او می‌خواهند مزاحم‌شان نشود. مروه به این برخوردها عادت کرده است؛ هرچند شاید هیچ کودکی نباید به بی‌توجهی، رد شدن و تحقیر عادت کند. او یاد گرفته است که نه گفتن مردم را بشنود، دوباره دستش را جلو ببرد و چند قدم دیگر راه برود. برای او، پایان یک درخواست، پایان تلاش نیست؛ چون می‌داند باید تا آخر روز پولی جمع کند و با دست خالی به خانه برنگردد. گاهی در میان جمعیت، دخترانی را می‌بیند که لباس مکتب پوشیده‌اند. آن‌ها با کیف‌هایشان از کنار او عبور می‌کنند و درباره درس، هم‌صنفی‌ها و امتحان‌هایشان صحبت می‌کنند. مروه چند لحظه به آن‌ها نگاه می‌کند و بعد دوباره دستش را به سوی رهگذری دراز می‌کند. شاید در همان لحظه با خودش فکر کند که اگر شرایط زندگی‌اش متفاوت بود، خودش نیز یکی از همان دختران بود؛ دختری با کیف مکتب، کتابچه‌های نو و برنامه‌ای برای فردای خود. مروه هنوز کتابچه‌های قدیمی‌اش را نگه داشته است. بعضی از آن‌ها در گوشه‌ای از خانه مانده‌اند و دیگر کسی از آن‌ها استفاده نمی‌کند. او گاهی آن‌ها را ورق می‌زند و به نوشته‌های گذشته‌اش نگاه می‌کند. خطوطی که با دست کوچک خودش نوشته، برایش یادگاری از زمانی است که هنوز مکتب بخشی از زندگی‌اش بود. شاید وقتی کتابچه‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند، برای چند دقیقه خودش را دوباره در صنف تصور می‌کند؛ صدای معلم، تخته سیاه، هم‌صنفان و زنگ مکتب. اما صدای اعضای خانواده یا فکر روزی که باید در خیابان سپری کند، او را به زندگی امروز برمی‌گرداند. پول جمع کردن برای او آسان نیست. گاهی ساعت‌ها می‌ایستد و پول بسیار کمی به دست می‌آورد. در روزهایی که مردم کمتر کمک می‌کنند، خستگی و نگرانی بیشتری با خود به خانه می‌برد. پاهایش خسته می‌شوند، گرسنه می‌شود و گاهی شاید دلش بخواهد فقط گوشه‌ای بنشیند؛ اما می‌داند که نمی‌تواند ساعت‌های زیادی را بدون تلاش سپری کند. در خیابان، او تنها با فقر روبه‌رو نیست. رفت‌وآمد موترها، ازدحام، برخوردهای تند برخی مردم و قرار گرفتن یک کودک در محیطی که برای او ساخته نشده است، خطرهای دیگری نیز به همراه دارد. با این حال، نیاز اقتصادی خانواده چنان بر زندگی او سایه انداخته که فرصت چندانی برای انتخاب باقی نگذاشته است. وقتی از مروه پرسیده می‌شود اگر فرصت داشته باشد چه کاری انجام خواهد داد، پاسخ او ساده است. نمی‌گوید خانه بزرگ می‌خواهد، لباس گران‌قیمت می‌خواهد یا چیز دیگری که برای بسیاری از کودکان جذاب باشد. تنها می‌گوید: «می‌خواهم دوباره مکتب بروم.» همین آرزوی ساده، شاید بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مروه هنوز کودک است. او هنوز دوست دارد بنویسد، بخواند و روزی کاری داشته باشد که مجبور نباشد تمام روز در خیابان بایستد. هنوز برای آینده‌اش تصویری دارد؛ تصویری ساده اما روشن. می‌خواهد درس بخواند، چیزی یاد بگیرد و روزی بتواند زندگی خود را با کاری که دوست دارد بسازد. اما فعلاً زندگی او با صبح‌های خیابانی و شب‌های خسته‌کننده گره خورده است. هر روز که از خانه بیرون می‌شود، بخشی از کودکی‌اش را پشت سر می‌گذارد و وارد دنیایی می‌شود که برای یک کودک ده‌ساله جای امنی نیست. خیابان برای مروه فقط محل درخواست کمک نیست؛ جایی است که او هر روز با فقر، بی‌توجهی و خطرهای مختلف روبه‌رو می‌شود. او در سنی قرار دارد که باید از سوی خانواده و جامعه حمایت شود، آموزش ببیند، بازی کند و فرصت رشد داشته باشد؛ اما به دلیل شرایط دشوار زندگی، مجبور شده است بخشی از بار خانواده را به دوش بکشد. کابل برای او شهری پر از آدم است، اما در میان این همه آدم، مروه گاهی احساس می‌کند کسی صدایش را نمی‌شنود. مردم می‌آیند و می‌روند، موترها از کنار او عبور می‌کنند، دکان‌ها باز و بسته می‌شوند و روز تمام می‌شود؛ اما زندگی او تقریباً همان‌گونه باقی می‌ماند. با نزدیک شدن شام، مروه پول‌های جمع‌شده را دوباره می‌شمارد. دست‌های کوچکش خسته‌اند و چهره‌اش نشان می‌دهد که یک روز طولانی را پشت سر گذاشته است. شاید پولی که در دست دارد برای بسیاری مبلغ بزرگی نباشد، اما او می‌داند که حاصل ساعت‌ها ایستادن و درخواست کردن است. بعد به سوی خانه حرکت می‌کند؛ خانه‌ای که مشکلاتش هنوز تمام نشده و فردا دوباره او را به خیابان خواهد فرستاد. در مسیر برگشت، شاید دوباره از کنار کودکانی بگذرد که با خانواده‌هایشان در رفت‌وآمدند، یا دخترانی را ببیند که کتاب‌های مکتب را در بغل گرفته‌اند. شاید برای لحظه‌ای به کتابچه‌های قدیمی خودش فکر کند و آرزوی بازگشت به روزهایی را داشته باشد که مکتب برایش یک امر عادی بود، نه یک آرزوی دور. مروه ده سال دارد، اما بخشی از کودکی‌اش را پیش از آن‌که فرصت زندگی کردنش را پیدا کند، از دست داده است. با این حال، هنوز یک آرزو در دلش باقی مانده؛ آرزویی که هر بار از مکتب می‌گوید، دوباره زنده می‌شود: این‌که روزی به جای ایستادن در کنار سرک و درخواست چند افغانی، دوباره کیفش را بردارد، وارد صنف شود و پشت یک چوکی مکتب بنشیند. آرزوی مروه بزرگ نیست. او چیزی فراتر از حق طبیعی یک کودک نمی‌خواهد؛ فرصتی برای آموختن، بازی کردن و ساختن آینده‌ای متفاوت. برای مروه، بازگشت به مکتب شاید یک آرزوی بزرگ به نظر برسد؛ اما در واقع، چیزی است که هر کودک ده‌ساله باید بتواند به‌سادگی از آن برخوردار باشد. شاید روزی برسد که دست کوچک او نه برای درخواست چند افغانی، بلکه برای گرفتن قلم و نوشتن نخستین جمله یک درس تازه بالا برود. آن روز، شاید بخشی از کودکی‌ای که در خیابان جا گذاشته است، دوباره به او بازگردد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 96 بازدید

سفارت اسپانیا در بریتانیا، در تازه‌ترین مورد بر حمایت از حقوق زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. این سفارت امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری باید از حقوق آنان پشتیبانی و برای آن دادخواهی شود. سفارت اسپانیا در بریتانیا در ادامه تاکید کرد: «اکنون بیش از هر زمان دیگری، باید برای حقوق زنان و دختران افغانستان مبارزه کنیم.» این سفارت تصریح کرد که در جهانی مملو از چالش‌ها، نباید زنان و دختران افغانستان به فراموشی سپرده شوند. در این پیام آمده است: «آن‌ها باید الهام‌بخش همهٔ ما باشند تا برای ساختن جهانی بهتر تلاش کنیم.» زنان و دختران از پنج سال به این طرف، با محدودیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی آموزش، کار و حضور در عرصه‌های اجتماعی و عمومی روبرو هستند. قابل ذکر است که این محدودیت‌ها بارها از سوی نهادهای بین‌المللی و شماری از کشورها بارها مورد انتقاد قرار گرفته است.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 96 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لغمان می‌گویند که در پی یک رویداد ترافیکی در ولسوالی قرغه‌ی این ولایت، یک زن جان باخته و ۲۷ تن دیگر به شمول زنان و کودکان زخمی شدند. حبیب‌الله مبارز، مدیر ترافیک در لغمان گفته است که این رویداد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) در مربوطات ولسوالی قرغه‌ی این ولایت رخ داده است. وی در تاکید کرد که در پی واژگون‌شدن یک موتر باربری، یک زن جان باخته و ۲۷ تن دیگر، از جمله زنان و کودکان، زخمی شده‌ و برای درمان به شفاخانه‌های محلی انتقال یافته‌اند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی گفته شده است. خرابی جاده‌ها، نبود نشانه‌های ترافیکی در شاه‌راه‌ها، بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت بیش از حد از جمله عامل‌هایی عنوان می‌شوند که در وقوع رویدادهای ترافیکی در افغانستان نقش دارند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 78 بازدید

همزمان با گذشت یک ‌هزار و ۸۳۵ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم در سراسر افغانستان، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دادخواهی همگانی برای بازگشت دختران به مکتب شده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی از پدر یک دانش‌آموز، گفت که دختران حق آموزش و یادگیری دارند و این حق باید به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران، اشاره کرده و تاکید کرد که برای بازگشایی فوری مکتب‌های دخترانه باید صدا بلند شود و از حق آموزش آنان دفاع صورت گیرد. در اعلامیه آمده است که دختران شایسته‌ی بازگشت به مکتب، دسترسی به کتاب و آموزش و برخورداری از فرصت مشارکت در ساختن آینده خود و کشورشان هستند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند. همچنین در این مدت، نهادهای حقوق‌بشری بارها خواستار لغو محدودیت‌های آموزشی علیه دختران شده‌اند؛ اما این درخواست‌ها تا اکنون پذیرفته نشده است.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 125 بازدید

شبانه محمود، وزیر داخله بریتانیا در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که قرار است مسیر قانونی تازه‌ای برای اسکان پناهندگان باز شود که زنان و دختران افغانستانی و فلسطینی را در اولویت قرار دهد. روزنامه گاردین با نشر گزارشی نوشته است که این اقدام وزارت داخله بریتانیا پس از بسته شدن طرح اسکان مجدد پناه‌جویان افغانستان در سال گذشته، صورت می‌گیرد. براساس گزارش، این اقدام بریتانیا، طرحی را از حالت تعلیق خارج می‌کند که آسیب‌پذیرترین پناهند‌گان را در مسیر سریع اسکان مجدد دایمی قرار می‌داد. همچنین وزارت داخله بریتاینا پیش‌بینی کرده است که حدود یک‌چهارم از افراد پذیرفته ‌شده در این طرح را زنان و دختران افغانستانی و پناهجویان فلسطینی تشکیل خواهند داد. این در حالی است که پذیرش موارد جدید در این طرح دو سال پیش متوقف شده بود و تا آن زمان، تنها تعداد بسیار کمی از آن استفاده می‌کردند. با این حال، وزیر داخله بریتانیا اعلام خواهد کرد که این طرح بلافاصله بازگشایی می‌شود و اولویت با افراد دارای معلولیت و زنان و دخترانی خواهد بود که آسیب‌پذیر تشخیص داده شده‌اند. شبانه محمود قرار است این برنامه را بخشی از تلاش حکومت جدید برای ایجاد توازن میان کنترول مهاجرت و حمایت از آسیب‌پذیرترین پناهجویان معرفی کند. همچنین کارشناسان مهاجرت و نهادهای حامی پناهجویان از ایجاد مسیر جدید قانونی استقبال کرده‌اند، اما می‌گویند شمار افراد پذیرفته‌شده آن‌قدر کم خواهد بود که تأثیر چشمگیری بر عبور پناهجویان از کانال مانش نخواهد داشت. مادلین سامپشن، از دانشگاه آکسفورد، گفت که این برنامه بیشتر بر یک اصل انسانی استوار است؛ این‌که بریتانیا باید سهم خود را در حمایت از آسیب‌پذیرترین پناهجویان ادا کند. این برنامه احتمالاً با انتقاد احزاب راست‌گرا، از جمله حزب اصلاح بریتانیا، نیز روبه‌رو خواهد شد. یکی از محورهای احتمالی انتقاد، هزینه‌های رفاهی و بررسی‌های امنیتی پناهجویان خواهد بود. فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، از برنامه تازه بریتانیا استقبال کرده است. او گفته است پس از چهار سال دادخواهی، کارزار و نامه‌نگاری، درخواست‌ها برای حمایت از زنان افغانستان در معرض خطر سرانجام با پاسخ روبه‌رو شده است.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 69 بازدید

مرکز فرهنگی هزاره‌ها در مونیخ آلمان، در برنامه‌ای از ۲۵ سپتمبر، سال‌روز نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان در مونیخ آلمان یادبود کرد. در این برنامه شماری از شخصیت‌های فرهنگی، دانشگاهی، فعالان مدنی، مسوولان نهادهای دولتی آلمان، نمایندگان انجمن‌های جامعه دیاسپورا در آلمان حضور داشتند. هدف از برگزاری این برنامه، گرامی‌داشت یاد قربانیان خشونت‌های تاریخی و نسل‌کشی هزاره‌ها، جلب توجه به ضرورت دادخواهی و عدالت و تاکید بر همبستگی میان گروه‌های مختلف جامعه افغانستان عنوان شده است. برگزارکننده این برنامه، خواستار به‌رسمیت‌شناسی نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان شده است. مبارز راشدی، یکی از سخنرانان، بر ضرورت پذیرش مسوولیت تاریخی و توجه به حقوق همه گروه‌های قومی و اجتماعی تاکید کرده و گفته که تحقق همبسته‌گی پایدار نیازمند مواجهه صادقانه با رنج‌ها و بی‌عدالتی‌های گذشته است. در همین حال، در بخشی از این مراسم، پژوهشی در باره هویت، احساس تعلق و ادغام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دیاسپورای هزاره در آلمان، ارایه شده است. در بخشی از این پژوهش گفته شده است که هویت مهاجران هزاره در آلمان هویتی یک‌بعدی و ثابت نیست، بلکه از مولفه‌هایی چون تعلق قومی، دینی و فرهنگی، تجربه مهاجرت، تحصیلات و شرایط اجتماعی تاثیر می‌پذیرد. در این مراسم، فیلم مستندی با عنوان «زنگ تفریح»، ساخته سمیع عطایی، به نمایش گذاشته شد که به حمله انتحاری ۲۴ اسد سال ۱۳۹۷ خورشیدی بر مرکز آموزشی موعود در غرب کابل پرداخته است. گفتنی است در پایان این مراسم، قطع‌نامه مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ خوانده و همچنین موسیقی زنده و شعرخوانی اجرا شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 117 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که یک عروس و مامای داماد در پی تیراندازی پس از یک درگیری لفظی در یک مراسم عروسی در ولسوالی دند این ولایت کشته شدند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد ناوقت روز گذشته (شنبه، ۴ میزان) در منطقه‌ی عمارت ولسوالی دند ولایت قندهار رخ داده است. منبع تاکید کرد که درگیری و مشاجره بر سر انتقال عروس با موتر همراه یکدیگر بین بسته‌گان عروس و داماد آغاز شد. منبع افزوده است که پس از درگیری لفظی، مامای داماد به سوی عروس تیراندازی کرده و سپس به خودش شلیک کرده است. منابع گفته‌اند که عروس «کافیه» نام داشت و ۲۲ ساله بود. منبع تصریح کرد که مامای داماد نیز عبدالواحد نام داشته و حدود ۳۰ ساله بوده که پس از انتقال به شفاخانه میرویس جان باخته است. مقام‌های محلی در قندهار نیز این رویداد را تأیید کرده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 68 بازدید

پژوهشگران استرالیایی در پژوهش جدید دریافته‌اند که ورزش می‌تواند در کاهش دردهای حاد و مزمن مؤثر باشد و حتی در برخی موارد اثری مشابه داروهای مسکن داشته باشد. پژوهشگران می‌گویند که یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد، تمرینات سبک و کوتاه‌مدت در کاهش درد، مؤثرتر از فعالیت‌های ورزشی طولانی و سنگین هستند. در پژوهش آمده است که وقتی بدن انسان دچار درد می‌شود، تمایل به مصرف دارو برای تسکین آن افزایش می‌یابد؛ اما پژوهشگران دانشگاه آدلاید در استرالیا دریافته‌اند که ورزش نیز می‌تواند راه مؤثری برای کاهش درد باشد. در ادامه آمده است که البته منظور پژوهشگران این نیست که هنگام ابتلا به سردرد شدید یا کمردرد، فرد به دویدن یا دوچرخه‌سواری بپردازد. بر اساس این مطالعه، انواع مختلف ورزش با کاهش درد ارتباط دارند؛ اما برخلاف تصور رایج، برای بهره‌مندی از این اثر نیازی به تمرینات سنگین یا طولانی‌مدت نیست. برنامه‌های ورزشی کوتاه‌مدت و با شدت کمتر، از جمله تمرینات هوازی شامل پیاده‌روی، شنا، رقص وغیره و تمرینان مقاومتی و حرکات ملایمی مانند یوگا می‌توانند به کاهش قابل‌توجه دردهای حاد و مزمن کمک کنند. این پژوهش که جامع‌ترین مطالعه در نوع خود توصیف شده، نتایج ۱۵۷ مطالعه پیشین را بررسی کرده است. پژوهشگران در این بررسی، داده‌های بیش از ۲۷۰۰ آزمایش و حدود ۲۲۲ هزار شرکت‌کننده را تحلیل کرده‌اند. همچنین بن سینگ، پژوهشگر ارشد این مطالعه، گفت: «هنگامی که ورزش می‌کنیم، بدن ما مواد شیمیایی از جمله اندورفین و سروتونین ترشح می‌کند که می‌توانند به کاهش شدت احساس درد و افزایش تحمل درد کمک کنند.» یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که برنامه‌های ورزشی کمتر از ۱۲۰ دقیقه در هفته نیز می‌توانند مؤثر باشند. پژوهشگران می‌گویند برنامه‌های ورزشی ۱۵۰ دقیقه‌ای یا بیشتر در هفته ممکن است برای افرادی که با درد مزمن زندگی می‌کنند، دشوار و دست‌نیافتنی به نظر برسد. پژوهشگران تاکید کردند که ورزش با کاهش التهاب، تنظیم واکنش مغز به درد و بهبود خلق‌وخو می‌تواند به کاهش دردهای اسکلتی‌عضلانی و عصبی، سردرد، کمردرد، آرتروز، آرتریت روماتوئید و دردهای مرتبط با سرطان کمک کند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 71 بازدید

سازمان جهانی صحت اعلام کرد که در ماه آگست سال جاری میلادی، دست‌کم ۱۷۰ نفر بر اثر عفونت حاد تنفسی (پنومونی) در سراسر افغانستان جان باختند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در این ماه در مجموع ۶۴ هزار و ۵۰۶ نفر در افغانستان به بیماری‌های تنفسی مبتلا شدند. سازمان جهانی صحت در گزارش ماهانه خود از وضعیت صحی در افغانستان نوشت که در این مدت از طریق ۴۱ مرکز در ۹ ولایت برای بیماران مراقبت‌های اولیه بهداشتی ارائه کرده است. بربنیاد گزارش، در این ماه دست‌کم چهار نفر به اثر اسهال حاد، و هفت نفر به اثر سرخکان در افغانستان جان باخته‌اند. در ادامه آمده است که در ماه آگست در مجموع بیش از ۱۸ هزار نفر به اسهال حاد، هزار و ۴۲۳ نفر به سرخکان و ۱۶۸ تن مبتلا به کرونا در افغانستان شناسایی شدند. در این بازه زمانی ۲۷۹ نفر مشکوک به تب دنگی تشخیص شده‌اند. سازمان جهانی صحت تاکید کرد که به منظور تداوم تلاش‌ها و تقویت تاب‌آوری نظام صحی افغانستان، دست‌کم ۲۱۲ بسته تجهیزات پزشکی را در این ماه به مراکز صحی توزیع کرده است. همچنین این سازمان در ادامه افزوده است که در این بازه زمانی همچنین برای ۷۵۰ کارمند صحی در سراسر افغانستان در بخش‌های مختلف آموزش‌های تخصصی ارائه کرده است.

ادامه مطلب