نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

4 ساعت قبل - 13 بازدید

سن ازدواج یکی از شاخصه های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می شود و در کشور های مختلف برای تغییر سن ازدواج نیز بودجه های متفاوتی در نظر گرفته شده است. در این راستا جوامع انسانی طی دو قرن اخیر شاهد تغییرات اساسی در سن ازدواج بوده اند و روند شکل گیری خانواده در سراسر جهان طولانی و با تاخیر شده است. اگر چه این مسائل مختص کشوری خاص نبوده و بیشتر کشورها به تعویق افتادن تشکیل خانواده را تجربه کرده اند اما همچنان باید آن را یک مساله جدی خصوصا از جنبه جمعیتی دانست زیرا تاخیر در ازدواج سبب تاخیر در باروری ودر نتیجه تغییر هرم سنی جمعیت به سمت سالمندی می شود. جامعه ای که می کوشد تا به لایه های مسائل اجتماعی نفوذ کند و تمامی طیف های انسانی اعم از سنی و جنسی با پایگاه های اجتماعی مختلف شهری، روستایی و غیره بپردازد با بحران کمتر اجتماعی رو به رو می شود یا توان برخورد مناسب با آن را دارد و مداخله در بحران را به هزینه کمتری تامین و رضایتمندی بیشتری را جذب می کند. ازدواج تشکیل زندگی مشترک در تمامی جوامع برای بقای نسل انسان و خانواده از ضروریات و مورد احترام و حتی از الویت های مهم محسوب می شود و می باید برنامه ریزی مناسبی برای ساز و کار های آن در نظر گرفت. افزایش آمار طلاق می تواند سن ازدواج را بالا ببرد. بیکاری جوانان تحصیلکرده و انتظار قرار گرفتن در شغل مناسب خود، نبود امنیت شغلی در هر حرفه ای، نبود قوانین مناسب تامین اجتماعی وکار، گرانی خانه و اجاره، کم ارزش شدن پول، بی ثباتی اقتصادی، توقعات غیر واقع بینانه خانواده ها از یکدیگر و از عروس و داماد آینده شان همه باعث بالا رفتن سن ازدواج گردیده است. نبود تعریف شفاف از عشق و دوستی که در آن قرار دارند برخی از جوانان در رابطه هایی که وارد می شوند دچار سرگردانی شده  دوستی های افراطی، روابط غیر سالم، مدعی بودن و طلبکار بودن از همه، نبود شناخت کافی از تفاوت های جنسیتی زن و مرد، وعده های غیر واقعی دادن برای ماندن در دوستی به هر بهایی، در اکنون بودن بدون داشتن چشم اندازی از این نوع دوستی ها، رها کردن غیر منتظره طرف مقابل، درگیر شدن با احساسات و عواطف شخصی بخشی از سال های جوانی آنان را درگیر می کند و فرسودگی روانی ایجاد کرده و مشت را نمونه خروار می بیند و نسبت به جنس مخالف بی اعتماد شده و بیزار می شود. شرایط اصلی بر اساس یافته های پژوهش تغییر نگاه ارزشی به ازدواج، محوددیت های اقتصادی، مشروعیت بخشی اجتماعی به تجرد، هراس ناشی از تجربه ناموفق دیگران در ازدواج و فرعی شدن ازدواج از جمله شرایط اصلی تاثیر گذار بر پدیده تجرد زنان و مردان هستند. تغییر نگاه ارزشی به ازدواج بیشتر افرادی که ازدواج آنها به تعویق افتاده است سنت های رایج ازدواج را به عنوان یک تکلیف(اجتماعی، خانوادگی یا شرعی) به چالش می کشند. به گونه یی که کنش های عینی و ذهنی معطوف به ازدواج را بدون کارکرد تعبیر می کنند. چنین نگرش هایی اغلب در تقابل با ارزش های رایج ازدواج قرار می گیرد و اقدام به ازدواج در این وضعیت پاسخ مثبتی را از جانب آنها دریافت نمی کند. هراس ناشی از تجربه ناموفق در ازدواج هراس ناشی از تجارب ناموفق زندگی زناشویی دیگران برای برخی از افراد مجرد در صورتبندی دلایلی که ازدواج آنها را منع کرده است تاثیر معنا دار داشته است. غالبا این افراد کسانی هستند که در شعاع تجربه خود شاهد مواردی بوده اند که ازدواج نکردن را برای انها به عنوان یک امر مطلوب تبدیل کرده است. آنها زندگی زناشویی در زمان حاضر را یک امر پر خطر می پندارند و  ازدواج را به مثابه فروپاشی زندگی عادی خود تلقی می کنند. فرعی شدن ازدواج به عنوان هدف تعویق ازدواج در میان برخی از جوانان مجرد به دلیل دست نیافتن به سایر اهدافی که در زندگی دارند تعریف شده است. ازدواج در میان برخی از افراد مجرد به دلیل دست نیافتن به سایر اهدافی که در زندگی دارند تعریف شده است. به نحوی که آنها ازدواج کردن را به عنوان یک هدف فرعی در زندگی می پندارند. برخی از این افراد ازدواج را یک امر شخصی تعریف می کنند. با این وصف گرایش به ازدواج در یک محدوده سنی برای آنها ارزش عملکردی خود را از دست می دهد و تصمیم به ازدواج تابع تحقق یک یا چند هدف دیگر می شود. مرجع قرارگرفتن رسانه های غیر بومی مرجع قرار گرفتن رسانه های غیر بومی از جمله شرایط مداخله گر است. به این صورت که می توان گفت رسانه های مختلف در ترسیم خطوط فکری تعدادی از افرادی که ازدواج آنها به تعویق افتاد تاثیر معنا داری داشته اند. تاثیر این مبادی انتقال اطلاعات در جزئیات تصمیم ها و بسیاری از رفتار های این افراد عینیت زیادی پیدا کرده است و خود این افراد نیز چنین تاثیراتی را به خوبی درک می کنند. ارزش گذاری و قضاوت بر سر بسیاری از مسائل حساس به واسطه این رسانه ها ممکن شده است و می توان  یکی از نتایج آن را معوق ماندن ازدواج این افراد دانست. شرایط زمینه ای مغایرت ازدواج با آرمان های فردی با وجود فراهم بودن مقدمات اولیه ازدواج برای بسیاری از افراد شرایطی که در آن قرار گرفته اند را در تضاد با آرمان ها و ایده ال های مقبول خود برای زندگی زناشویی در نظر می گیرند. از نظر این افراد ازدواج کردن تنها به توانایی اولیه محدود نیست و مشروط به آینده نگری هایی نیز هست که نه تنها از نظر اقتصادی بلکه با     شرایط مناسب روانی، اجتماعی، فرهنگی و .... افراد لزوما همراه است. خلا منابع مالی و نیاز های موجود فقدان کفایت مالی در دسترس از یک سوء تنوع نیاز های حاصل از چشم داشت های فردی و اجتماعی مربوط به فرهنگ و عرف زندگی مشترک در جامعه از سوی دیگر یکی از زمینه های اجتناب از ازدواج تعداد بسیاری از جوانان را فراهم ساخته است. پیامد ها گریز از مسئولیت افرادی که از زمان عرفی ازدواج آنها مدت بسیاری سپری شده است. در قبال جامعه مسئولیت کمتری را احساس می کنند. از آنجا که تاهل در بسیاری از تفاسیر در مجاورت مفاهیمی همچون تعهد قرار دارد در جامعه اثرات فراوانی بر جای می گذارد و در مقابل افراد مجرد عموما چنین طرز تلقی هایی ندارند. افرادی که ازدواج کردن را لزوما یک وظیفه اجتماعی در نظر نمی گیرند و اقدام به آن را به مثابه یک امر کاملا فردی فرو می کاهند قادر نخواهند بود تا با جریان هایی هماهنگ شوند که آرمان های جامعه را پوشش می دهند. تاخیر در ازدواج به منزله فردگرایی دموکراتیک مدرن تغییر در باورها، ارزش ها و مبادی فکری و عقیدتی افراد بسیاری از جوانب معنا دار رفتاری و تصمیم به انجام یک عمل را تحت تاثیر قرار می دهد. مصاحبه های این مطالعه بر اثرپذیری افراد مجرد از تغییرات واقع شده در دنیای مدرن دلالت می کند به گونه ای که اقدام ازدواج به منزله یک ضرورت اجتماعی نسبت به سابق فاقد برجستگی بوده و در بسیاری از مواقع ازدواج ذیل یک تکلیف و حتی یک نیاز فردی از شعاع اندیشه این خارج ذیل یک تکلیف و حتی یک نیاز فردی از شعاع اندیشه این افراد خارج می شود. در مجموع تاخیر سن ازدواج در میان جوانان تابع الگویی است که بیشترین مشورعیت خود را از پنداشت هایی که ماحصل مدرنیته است اتخاذ می کند. مدرنیزاسیون، انشقاق، گستگی و تضیف بین عوامل همبسته اجتماعی را به وجود حداکثر سود و منفعت فردی هستند. یعنی دغدغه های شخصی بر مصالح جمعی و قومی اولویت می یابد و تغییر در ایده افراد به سمت سکولاریته، مادی گرایه، فرد گرایی و انزوا طلبی حرکت می کند و مفهوم خانواده خانواده محوری به فرد محوری تبدیل می شود. همزمان با این تحولات نوعی انطباق پذیری در الگو های ازدواج و خانواده با شرایط جدید نیز اتفاق می افتد.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 43 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۴.۹ میلیون کودک در جهان در سال ۲۰۲۴ میلادی پیش از رسیدن به پنج سالگی جان خود را از دست داده‌اند که از این میان ۲.۳ میلیون نوزاد تازه متولد شده بوده‌اند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پیشرفت جهانی در کاهش مرگ کودکان کند شده است. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که بیماری‌های عفونی، مالاریا، اسهال، ذات‌الریه و سوءتغذیه از علل اصلی مرگ کودکان زیر پنج سال در جهان هستند. او در ادامه افزوده است که مرگ نوزادان نزدیک به نیمی از کل مرگ‌های زیر پنج سال را تشکیل می‌دهد و کودکان در مناطق درگیری و کشورهایی مانند چاد، جمهوری دموکراتیک کانگو، نایجر و نایجریا بیش‌ترین خطر را دارند. همچنین در ادامه کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف، گفته است: «هیچ کودکی نباید به‌خاطر بیماری‌هایی که قابل پیشگیری هستند، جان خود را از دست بدهد. اما کاهش بودجه و ضعف دسترسی به خدمات بهداشتی، خطر مرگ کودکان را افزایش داده است.» سازمان ملل تاکید کرده است که سرمایه‌گذاری در سلامت کودکان، واکسیناسیون، برنامه‌های تغذیه و مراقبت‌های ماهرانه هنگام تولد می‌تواند جان میلیون‌ها کودک را نجات دهد.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 43 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women) اعلام کرده است که با وجود محدودیت‌های گسترده و ناپایداری در سراسر افغانستان، به ارائه خدمات به زنان و دختران این کشور ادامه خواهد داد. سوزان فرگوسن، نماینده ویژه سازمان ملل در امور زنان افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این نهاد در بحرانی‌ترین وضعیت حقوق زنان در جهان فعالیت می‌کند و تلاش می‌کند صدها هزار زن و دختر در نیاز را تحت پوشش قرار دهد. خانم فرگوسن در ادامه تاکید کرده است: «با وجود محدودیت‌ها برای زنان و دختران و درگیری‌های جاری، صرف‌نظر از هر شرایطی، بخش زنان سازمان ملل در افغانستان باقی مانده و خدمات خود را ارائه می‌دهد.» او از جامعه بین‌المللی خواسته است تا به حمایت از زنان و دختران افغانستان ادامه دهد و از «عادی‌سازی» این وضعیت جلوگیری کند. براساس گزارش‌ها، پس از حملات اخیر، بیش از ۶۴ هزار تن در جریان تشدید درگیری‌ها با پاکستان آسیب دیده‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها زنان و دختران هستند. بسیاری از زنان در سال گذشته برای دومین یا سومین بار مجبور به فرار شده‌اند. بخش زنان سازمان ملل همچنان از کمبود بودجه جدی خبر داده و گفته است که نزدیک به ۵۰۰ میلیون دالر برای ادامه برنامه‌های خود در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی مورد نیاز است. این سازمان خواستار حمایت فوری جامعه‌ی جهانی برای پاسخ به نیازهای زنان افغانستان شده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 46 بازدید

بخش زنان سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها علیه زنان و دختران در افغانستان نباید ساده‌سازی شود. این نهاد این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۲۷ حوت) در هفتادمین نشست کمیسیون وضعیت زنان سال ۲۰۲۶ مطرح کرده و گفته است که بیش‌ترین افراد متاثر از جنگ میان طالبان و پاکستان، کودکان و زنان هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که پیش از بمباران مرکز درمان اعتیاد در کابل توسط پاکستان، بیش‌ترین تلفات در میان غیرنظامیان شامل زنان و کودکان بوده است. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که پیش از حمله پاکستان به مرکز درمان اعتیاد، کشته شدن ۷۵ غیرنظامی و زخمی شدن حدود ۲۵۰ تن دیگر را مستندسازی کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌های اخراج‌شده از پاکستان اکنون در اثر درگیری‌ها چندین بار آواره شده‌اند. یوناما افزوده است که در پی درگیری‌ها و ناامنی در ایران، بسیاری از خانواده‌های افغانستان در حال بازگشت هستند که پیش‌بینی می‌شود تعداد آنان در روزهای آینده افزایش یابد. سازمان ملل گفته است که بیش از ۱۰ میلیون زن و دختر در افغانستان در سال جاری به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. همچنین سازمان ملل پیش‌تر در یک پژوهش تازه گفته بود که زنان در افغانستان چهار برابر کمتر از مردان به عدالت دسترسی دارند.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 55 بازدید

گاهی زندگی یک دختر با صدای آرام ورق خوردن یک دفتر آغاز می‌شود، اما با صدای بسته شدن یک دروازه برای همیشه تغییر می‌کند. آن صبحی که داستان مینا شروع شد، هیچ‌چیز در ظاهر متفاوت نبود. آفتاب تازه از پشت کوه‌های خاکستری کابل بالا آمده بود و نور کمرنگش روی دیوارهای گلی خانه‌ها می‌نشست. کوچه‌ی باریک محله هنوز نیمه‌خواب بود؛ تنها صدای دور موترهایی که از سرک اصلی عبور می‌کردند و صدای جاروی زنی که خاک کوچه را جمع می‌کرد شنیده می‌شد. اما در یکی از خانه‌های کوچک همان کوچه، دختری شانزده‌ساله کنار چراغ کم‌نور نشسته بود و دفترش را ورق می‌زد؛ دفتری که هنوز بوی تازه‌ی کاغذ می‌داد و پر از خط‌های مرتب و رؤیاهای نوشته‌نشده بود. مینا با انگشتانش آرام روی صفحه‌ی دفتر کشید. آن صفحه هنوز نیمه‌خالی بود. شب قبل تصمیم گرفته بود امروز در آن بنویسد که می‌خواهد در آینده چه شود. معلمشان در صنف گفته بود: «هرکدامتان بنویسید که در آینده چه آرزویی دارید.» برای خیلی از شاگردان شاید این فقط یک تکلیف ساده بود، اما برای مینا چیزی بیشتر از یک تکلیف بود؛ این صفحه برای او نقشه‌ی زندگی‌اش بود. او همیشه می‌گفت می‌خواهد داکتر شود. نه فقط برای اینکه لباس سفید بپوشد یا در شفاخانه کار کند، بلکه برای اینکه مادرش دیگر مجبور نباشد برای هر درد کوچکی به کلینیک‌های دور و گران برود. مادرش بارها گفته بود که وقتی مینا داکتر شود، اولین مریضش خودش خواهد بود. هر بار که این حرف را می‌گفت، لبخند می‌زد، اما در نگاهش امیدی واقعی دیده می‌شد؛ امیدی که در خانه‌ی فقیرانه‌ی آنها مثل یک چراغ کوچک می‌سوخت. خانه‌ی مینا در یکی از محله‌های ساده‌ی غرب کابل قرار داشت. خانه‌ای که دو اتاق کوچک داشت، با دیوارهای گلی و سقفی که در زمستان‌ها گاهی چکه می‌کرد. حیاط خانه بزرگ نبود، اما در گوشه‌اش یک درخت زردآلو قدیمی ایستاده بود که در بهار شکوفه می‌داد و در تابستان سایه‌ی خنکی ایجاد می‌کرد. مینا بیشتر وقت‌هایش را زیر همان درخت درس می‌خواند. وقتی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و باد آرام شاخه‌ها را تکان می‌داد، احساس می‌کرد دنیا بزرگ‌تر از کوچه‌های خاکی محله است. آن صبح، مادرش در آشپزخانه‌ی کوچک خانه مشغول پختن نان بود. بوی نان تازه در خانه پیچیده بود. پدرش هنوز خواب بود؛ او کارگر ساختمانی بود و اغلب شب‌ها خسته و دیر به خانه می‌آمد. زندگی‌شان ساده و پر از سختی بود، اما در آن خانه یک چیز همیشه وجود داشت: باور به آینده‌ی مینا. مادرش همیشه می‌گفت: «دخترم، اگر درس بخوانی، زندگی‌ات مثل ما نمی‌شود.» این جمله بارها در گوش مینا تکرار شده بود. شاید به همین دلیل بود که او درس خواندن را فقط یک وظیفه نمی‌دانست؛ برایش مثل راهی بود برای عبور از تنگنای زندگی. وقتی آماده شد، بکس مکتبش را برداشت. بکس آبی‌رنگی که چند سال پیش پدرش از بازار خریده بود. بندهایش کمی کهنه شده بود، اما هنوز محکم بود. داخل آن کتاب‌های ریاضی، کیمیا، زیست‌شناسی و چند دفتر مرتب قرار داشت. مینا همیشه دفترهایش را با دقت نگه می‌داشت؛ حتی گوشه‌ی صفحاتشان تا نمی‌شد. او از خانه بیرون آمد. هوای صبح خنک بود و آفتاب تازه کوچه را روشن کرده بود. چند دختر دیگر هم از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند. آنها همیشه با هم تا مکتب می‌رفتند. راهشان طولانی نبود، اما همان مسیر کوتاه برایشان پر از حرف و خنده بود. درباره‌ی امتحان‌ها، درباره‌ی معلمان سخت‌گیر، و درباره‌ی آینده‌ای که در ذهنشان ساخته بودند. اما آن روز، چیزی در فضا متفاوت بود. دخترها کمتر حرف می‌زدند. بعضی آهسته با هم نجوا می‌کردند. مینا وقتی به چهره‌هایشان نگاه کرد، نگرانی را در چشم‌هایشان دید. یکی از دخترها آهسته گفت: «می‌گویند امروز شاید اجازه ندهند دخترها داخل شوند.» مینا ابتدا فکر کرد این هم یکی از همان شایعاتی است که گاهی در شهر می‌پیچد و بعد فراموش می‌شود. اما وقتی به دروازه‌ی مکتب رسیدند، همه چیز روشن شد. دروازه بسته بود. دخترها پشت آن ایستاده بودند. بعضی هنوز امیدوار بودند که شاید لحظه‌ای بعد باز شود. بعضی آرام گریه می‌کردند. بعضی در سکوت فقط به دروازه نگاه می‌کردند؛ انگار می‌خواستند باور کنند که این فقط یک اشتباه است. مینا چند قدم جلو رفت. دستش را روی دروازه‌ی فلزی گذاشت. فلز سرد بود. آن لحظه احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت؛ چیزی شبیه شکستن یک رویا. او به یاد آورد که شب قبل چقدر با شوق دفترش را باز کرده بود تا درباره‌ی آینده‌اش بنویسد. اما حالا آینده‌ای که تصور می‌کرد، ناگهان دور و مبهم شده بود. وقتی به خانه برگشت، قدم‌هایش سنگین بود. بکس هنوز روی شانه‌اش بود، اما انگار دیگر معنایی نداشت. مادرش وقتی چهره‌ی او را دید، فهمید که اتفاقی افتاده است. «چی شد دخترم؟» مینا آرام گفت: «مکتب بسته است… برای ما.» مادرش لحظه‌ای سکوت کرد. نگاهش به زمین افتاد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند. در آن سکوت کوتاه، هزاران حرف ناگفته وجود داشت. روزها گذشت. در ابتدا مینا هنوز هر صبح بیدار می‌شد و بکسش را نگاه می‌کرد، انگار انتظار داشت که دوباره به مکتب برگردد. اما کم‌کم فهمید که زندگی‌اش وارد فصل تازه‌ای شده است؛ فصلی که در آن کلاس درس، زنگ تفریح و صدای معلم دیگر وجود نداشت. او بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، ظرف می‌شست، حیاط را جارو می‌کرد و گاهی لباس می‌دوخت. اما در دلش همیشه خلأیی وجود داشت؛ خلأیی که هیچ کاری نمی‌توانست پر کند. گاهی بعدازظهرها زیر درخت زردآلو می‌نشست و کتاب‌هایش را باز می‌کرد. صفحات کتاب هنوز همان بودند، اما احساسش نسبت به آنها تغییر کرده بود. قبلاً هر صفحه برایش قدمی به سوی آینده بود؛ حالا بیشتر شبیه یادگاری از گذشته شده بود. دوستانش هم کم‌کم از او دور شدند. بعضی خانواده‌هایشان تصمیم گرفتند آنها را زودتر شوهر بدهند. بعضی به ولایت‌های دیگر رفتند. بعضی فقط در خانه ماندند، بی‌برنامه و بی‌آینده. اما مینا هنوز شب‌ها کتاب می‌خواند. وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و آرام درس می‌خواند. نه برای امتحان، نه برای نمره؛ فقط برای اینکه احساس کند هنوز بخشی از خودش زنده است. یک روز دختر کوچکی از همسایه‌ها به خانه‌شان آمد و گفت: «خواهر مینا، می‌توانی به من خواندن یاد بدهی؟» آن لحظه چیزی در دل مینا روشن شد. از آن روز، چند دختر کوچک عصرها به خانه‌شان می‌آمدند. روی قالین کهنه در حیاط می‌نشستند و مینا برایشان الفبا و حساب یاد می‌داد. وقتی آنها با صدای بلند حروف را تکرار می‌کردند، مینا احساس می‌کرد دوباره در صنف مکتب است. اما در دلش هنوز غمی عمیق باقی بود؛ غمی که هر بار با دیدن بکس مکتبش در گوشه‌ی اتاق زنده می‌شد. شب‌ها گاهی به پشت‌بام می‌رفت. از آنجا چراغ‌های شهر دیده می‌شد. کابل در شب آرام به نظر می‌رسید، اما او می‌دانست در دل این شهر هزاران دختر مثل او زندگی می‌کنند؛ دخترانی که دفترهایشان نیمه‌باز مانده است. او به آسمان نگاه می‌کرد و با خود فکر می‌کرد: «آیا روزی دوباره به مکتب برمی‌گردم؟» پاسخی نداشت. اما هنوز هر شب دفترش را باز می‌کرد؛ همان دفتری که صفحه‌ی اولش نیمه‌خالی مانده بود. گاهی به آن صفحه نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد روزی شاید دوباره بتواند در آن بنویسد: «آرزویم این است که داکتر شوم.» و شاید آن روز، دفترش دیگر نیمه‌باز نماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 49 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان تجربه‌هایی را که در بیرون از کشور به دست آورده‌اند، به اشتغال پایدار و کسب‌وکارهای موفق تبدیل می‌کنند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۶ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فعالیت‌های کارآفرینی زنان بازگشته در افغانستان، فراتر از یک فعالیت اقتصادی، نماد تاب‌آوری در عمل است. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران بازگشته سرگرم خیاطی، گل‌دوزی و شیرینی‌پزی هستند و با ایجاد کسب‌وکارهای پایدار در این بخش‌ها، خانواده‌های خود را حمایت می‌کنند و الهام‌بخش دیگران هستند. باید گفت که در بیشتر از دو سال گذشته که روند اخراج مهاجران از ایران و پاکستان شدت گرفته، بیش از چهار میلیون شهروند از این دو کشور بازگشته‌اند. هرچند شماری زیادی از بازگشت‌کنندگان زن، نتوانسته‌اند وارد بازار کار شوند، اما شمار محدودی که حرفه‌ای را بلد هستند و توانایی کارآفرینی دارند، توانسته‌اند وارد بازار کار شده و به ده‌ها زن دیگر نیز فرصت کار را فراهم کنند. قابل ذکر است که زنان در افغانستان، حق اشتراک در تصمیم‌گیری‌های بزرگ را از دست داده و از ساختار تصمیم‌گیری به حاشیه رانده شده‌اند. زنان در افغانستان حتی حق حضور در همه نهادهای دولتی را از دست داده و تنها به شکل محدود در سکتور آموزش، بهداشت و امنیتی حضور دارند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 58 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در فبروری سال میلادی، ۱۵۷ هزار و ۴۶ مورد ابتلا به سینه‌بغل و عفونت تنفسی در افغانستان ثبت شده که از این میان، ۳۱۳ تن جان باخته‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این بازه‌ی زمان، پنج هزار و ۹۶۸ مورد ابتلا به اسهال حاد ثبت شده که از این میان سه تن جان باخته‌اند که افزایش بیش از ۱۲ درصد را در مقایسه با ماه پیش آن نشان می‌دهد. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که ۱۷۳ مورد مشکوت تب دنگی نیز ثبت شده که افزایش بیش از ۳۵ درصد را در مقایسه با ماه قبل نشان می‌دهد و همین گونه، ۵۹۷ مورد ابتلا به ملاریا نیز در فبروری ثبت شده که در مقایسه با ماه قبل آن بیش از چهار درصد افزایش را نشان می‌دهد. سازمان جهانی صحت در ادامه افزوده است که در فبروری دو هزار و ۶۰۳ مورد ابتلا به سرخکان نیز ثبت شده که از این میان ۱۶ تن جان باخته‌اند که افزایش ۳۵درصدی را در مقایسه با ماه قبل آن نشان می‌دهد. در گزارش آمده است که در این ماه ۳۸ مورد تب کانگو نیز ثبت شده که دو تن در اثر این بیماری جان باخته‌اند. این در حالی است که سکتور صحت افغانستان به دلیل کاهش کمک‌های جامعه‌ی جهانی، به شدت زیر فشار قرار دارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 108 بازدید

سازمان بین‌المللی پناه‌جویان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان پناه‌جوی افغانستان در ایران در میان تشدید جنگ و تهدید بازگشت به افغانستان عملاً جایی برای رفتن ندارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بسیاری از این زنان که از محدودیت‌های حکومت سرپرست در افغانستان فرار کرده‌اند، اکنون در ایران با تهدید جنگ، تبعیض، خطر بازداشت یا اخراج و نبود کمک‌های بشردوستانه روبرو هستند. در گزارش آمده است که آمار رسمی از کمک‌رسانی به پناه‌جویان افغانستان در ایران در دسترس نیست و بسیاری از آن‌ها با سهمیه‌های اندک غذایی و افزایش شدید قیمت‌ها برای نیازهای اولیه زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سازمان بین‌المللی پناه‌جویان در ادامه تاکید کرده است که تماس با دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) بی‌پاسخ مانده و پناه‌جویان کمکی دریافت نمی‌کنند. همچنین گفته شده است که برخی زنان حتا برای فرار از وضعیت دشوار تلاش کرده‌اند از مسیرهای غیرقانونی وارد کشورهای دیگر شوند، اما با خطرات جدی از جمله سوءاستفاده قاچاقچیان روبه‌رو شده‌اند. نهاد بین‌المللی پناه‌جویان در بخشی از گزارشش از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا از بازگرداندن اجباری پناه‌جویان افغانستان در شرایط خطرناک جلوگیری کنند و مسیرهای امنی برای انتقال آن‌ها به کشورهای میزبان فراهم نماید. این نهاد هشدار داده است که اگر توجه به وضعیت پناه‌جویان افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران نشود، خطر گسترش سوءاستفاده، قاچاق و خشونت‌های جنسی بیش از پیش خواهد شد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 81 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد (UN-Habitat) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان، بیشتر از دیگران از مشکلات بیجاشدگی و تغییرات اقلیمی آسیب می‌بینند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از سال ۲۰۲۳ میلادی تا اکنون بین ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون نفر به‌گونه اجباری از کشورهای همسایه به افغانستان بازگردانده شده‌‌اند. در گزارش آمده است، بسیاری از افرادی که به صورت اجباری از کشورهای همسایه به افغانستان بازگردانده شده‌اند در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در این سکونت‌گاه‌ها در زمان وقوع تغییرات اقلیمی مانند سیلاب‌ها، خشک‌سالی‌ها و بیماری‌های ناشی از آن‌ها، فشار بیشتری را تحمل می‌کنند. همچنین برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد افزوده است که زنان در دوران تغییرات اقلیمی با خطرات بیشتری از جمله قرار گرفتن در معرض آزار و خشونت هنگام طی کردن مسیرهای طولانی برای تهیه‌ی آب مواجه‌اند. در گزارش آمده است که ناامنی در زمینه حقوق مسکن، زمین و ملکیت و تهدیدهای مداوم اخراج از محل سکونت، زندگی زنان در سکونت‌گاه‌های غیررسمی را دشوارتر کرده است. در ادامه آمده است که دسترسی به مسکن و زمین بنیادی‌ترین نیاز برای بیجاشدگان داخلی و بازگشت‌کنندگان از کشورهای همسایه است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 73 بازدید

حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت سرپرست اعلام کرده است که در حمله‌ی پاکستان بر مرکز درمان اعتیاد «امید» در کابل، دست‌کم ۴۰۰ نفر کشته و ۲۵۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند. آقای فطرت با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تیم‌های نجات در محل رویداد حضور دارند و احتمال افزایش تلفات وجود دارد. در گزارش‌ها آمده است که این مرکز حوالی ساعت ۹:۰۰ دیشب (دوشنبه، ۲۵ حوت) هدف حمله قرار گرفت. در ویدیوهای منتشرشده دیده می‌شود که در پی حمله به این مرکز، آتش‌سوزی گسترده رخ داده و ستونی از دود به آسمان بلند شده است. قابل ذکر است که حدود دو هزار فرد معتاد به مواد مخدر در این مرکز که در ساحه‌ی پل چرخی کابل قرار دارد، تحت درمان بودند. در پی حمله‌ی پاکستان، این مرکز کاملا تخریب و به ویرانه تبدیل شده است. پاکستان گفته است که اهداف نظامی و مرکزهای شبه‌نظامیان پاکستانی را در کابل و ننگرهار هدف قرار داده است.

ادامه مطلب