نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

6 ساعت قبل - 75 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان هشدار داده است که محدودیت‌ها بر رفت‌وآمد و دسترسی به خدمات ‏مراقبت‌های صحی، پیامدهای جدی، به‌ویژه برای کودکان به همراه ‏دارد.‏ آقای بنت امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر گزارشی به نقل از یک زن در هلمند گفته است که او ‏دخترش را به‌خاطر نداشتن محرم از دست داده است.‏ در گزارش بنت به نقل از یک زن در هلمند آمده است: «دخترم تمام ‏شب مریض بود. شوهرم در خانه نبود تا مرا تا شفاخانه همراهی کند. ‏زمانی که توانستیم او را به شفاخانه برسانیم، دیگر خیلی دیر شده ‏بود. دخترم را به‌خاطر نداشتن محرم از دست دادم.»‏ گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته است که افغانستان ‏همچنان با بحران دیرینه در حوزه‌ی صحت کودکان و نوجوانان روبرو است، بحرانی که ریشه در سوءتغذیه مزمن، شکنندگی نظام ‏صحی و دسترسی ناکافی به خدمات صحی و وقایوی دارد.‏ وی در ادامه تاکید کرده است که کاهش اخیر منابع مالی، کاهش کمک‌های بشردوستانه و ‏محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت که بر فعالیت‌های سازمان‌های ‏بشردوستانه تأثیر گذاشته‌اند، این چالش را بیش از پیش تشدید ‏کرده‌اند.‏ گزارشگر سازمان ملل گفته است که محدودیت‌های شدید بر ‏تحصیلات طبی، از جمله آموزش‌های قابلگی و پرستاری برای ‏زنان و دختران موجب تضعیف منابع انسانی حیاتی می‌شود و در ‏کنار محدودیت‌ها بر آزادی رفت‌وآمد، دسترسی به خدمات ‏مراقبت‌های صحی را بیش از پیش کاهش می‌دهد.‏ این در حالی است که دختران از تحصیل، از جمله در بخش آموزش ‏طبی محروم هستند. با این وجود افغانستان با کمبود داکتران زن مواجه‌اند. ‏هم‌اکنون در برخی از مناطق داکتر متخصص زن وجود ندارد.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 63 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اکنون در برخی ولایت‌های افغانستان مکتب‌ها پس از رخصتی‌های تابستانی دوباره باز می‌شوند، اما میلیون‌ها دختر همچنان از آینده‌ی خود محروم هستند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از پنج سال است حق آموزش از دختران بالاتر از صنف ششم گرفته شده است. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هیچ کشور بدون حضور معنادار دختران و زنان پیشرفت نمی‌کند. همچنین این سازمان افزوده است که دختران در افغانستان سزاوار صنف‌های درسی هستند، نه موانع و محدودیت‌ها. در حالی سازمان ملل از محروم ماندن دختران از مکتب ابراز نگرانی می‌کنند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 48 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان بازگشته از پاکستان در گذرگاه مرکزی تورخم فضای دوست‌دار کودک ایجاد کرده است. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این فضا کودکان نقاشی می‌کشند، بازی می‌کنند و به یادگیری ادامه می‌دهند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این سهولت برای کودکان با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا ارائه می‌شود. فضاهای دوست‌دار کودک بخش از برنامه‌های پشتیبانی از کودکان از سوی یونیسف است که توسط اتحادیه‌ی تمویل می‌شود. در اعلامیه آمده است که در این فضا به کودکان آسیب‌پذیری از بازگشت و رویدادهای طبیعی در سراسر افغانستان خدمات ارائه می‌کند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 55 بازدید

همزمان با گذشت یک سال از زلزله‌ی مرگ‌بار در شرق افغانستان، برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد اعلام کرده است که روند بازسازی در روستای «سوتان» ننگرهار ادامه دارد و زنان نیز در این روند سهم گرفته‌اند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در پروژه‌های بازسازی و حفاظت از زمین‌های کشاورزی در روستای سوتان در ولسوالی دره‌ی نور ننگرهار، برای ۷۱۹ کارگر محلی، از جمله ۱۸۸ زن، بیش از ۱۱ هزار روز کاری فراهم شده است. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این پروژه‌ها شامل ساخت خانه‌های مقاوم در برابر زلزله، بازسازی منابع آب و ایجاد تأسیسات برای کاهش خطر سیلاب و رانش زمین بوده است. این در حالی است که زلزله ۳۱ آگوست ۲۰۲۵ میلادی در ولایت‌های کنر، ننگرهار و لغمان هزار و ۹۹۲ کشته و سه هزار و ۶۳۱ زخمی برجا گذاشت و بیش از هشت هزار و ۲۰۰ خانه را تخریب یا آسیب‌دید.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 52 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با ترکیب انرژی خورشیدی و آبی در شمال افغانستان، به بیش ۱۲ هزار تن در هشت روستا دسترسی به برق مطمئن را فراهم کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که همچنان به ۴۰۰ خانواده نیز سیستم برق خورشیدی را ایجاد کرده است. در اعلامیه آمده است که در حال حاضر نزدیک به هفتاد درصد جمعیت افغانستان به شبکه‌ی عمومی برق‌رسانی وصل نیستند و باقی شهروندان این کشور نیز با محدودیت دسترسی به برق همه‌وقت روبرو هستند. بر اساس آمار که شرکت برق‌رسانی افغانستان (برشنا) قبلاً همگانی کرده بود، افغانستان تنها در هشت ماه سال برق نرمال دارد و در دیگر ماه‌های سال به ویژه در تابستان و زمستان که میزان تقاضا افزایش پیدا می‌کند پرچوی‌ها نیز هم‌زمان افزایش می‌یابد. قابل ذکر است که افغانستان بخش عمده برق مورد نیاز خود را از اوزبیکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و ایران وارد می‌کند. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت بارها وعده افزایش تولید داخلی برق را داده‌ است اما تا اکنون پیشرفت چشمگیری در این زمینه مشاهده نشده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 73 بازدید

وقتی صدای دروازه حویلی بلند می‌شود، «مریم» ناخودآگاه از کنار کلکین اتاقش دور می‌شود. نمی‌خواهد کسی ببیند که پشت کلکین ایستاده است. پدرش بارها به او گفته که بدون اجازه از اتاق بیرون نشود و با کسی که به خانه رفت‌وآمد ندارد، صحبت نکند. تلفن همراهی هم که زمانی تنها راه ارتباطش با دوستان و هم‌صنفی‌هایش بود، دیگر در اختیار او نیست. مریم می‌گوید پدرش بعد از اتفاقی که برای او افتاد، محدودیت‌ها را بیشتر کرد؛ رفت‌وآمد، صحبت با دوستان، استفاده از موبایل و حتی نشستن طولانی کنار کلکین برایش به موضوعی حساس تبدیل شده است. مریم ۲۲ ساله است و در کابل تا صنف دوازدهم درس خوانده است. هنوز چند کتاب و کتابچه از سال‌های مکتبش در گوشه اتاق نگه داشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر بار آنها را می‌بیند، روزهایی را به یاد می‌آورد که صبح‌ها یونیفورم مکتب می‌پوشید، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و همراه دختران دیگر راهی مکتب می‌شد. آن روزها برایش عادی بود که درباره آینده حرف بزند. می‌خواست بعد از فراغت از مکتب دانشگاه برود و در رشته‌ای که دوست داشت تحصیل کند، اما وقتی محدودیت‌ها بر آموزش دختران افزایش یافت، درهای دانشگاه نیز به روی او بسته شد. مریم می‌گوید آن زمان هنوز فکر می‌کرد شاید شرایط تغییر کند و بتواند درسش را ادامه دهد؛ اما چند سال گذشته و دفترچه‌های درسی‌اش همچنان در اتاق مانده‌اند. مشکل اصلی مریم اما تنها ناتمام ماندن درس‌هایش نبود. در خانواده‌ای که تصمیم‌های مهم زندگی بیشتر از سوی بزرگ‌ترها گرفته می‌شود، موضوع ازدواج به میان آمد. پدرش می‌خواست او را به مردی ۳۵ ساله شوهر بدهد. مریم این مرد را برای زندگی مشترک انتخاب نکرده بود و نمی‌خواست با او ازدواج کند. او به پسرخاله‌اش علاقه داشت و می‌خواست اگر قرار است ازدواج کند، با کسی باشد که خودش می‌شناسد و دوستش دارد. مریم می‌گوید چند بار تلاش کرد خواسته‌اش را به پدرش بگوید، اما پاسخ روشنی که می‌خواست نشنید. در فضای خانواده، حرف پدر تصمیم نهایی شمرده می‌شد و مخالفت یک دختر با تصمیمی که درباره ازدواجش گرفته شده بود، به آسانی پذیرفته نمی‌شد. ازدواج، تصمیمی است که سال‌ها از زندگی یک انسان را در بر می‌گیرد و وقتی بدون رضایت و انتخاب او تعیین شود، می‌تواند احساس بی‌اختیاری، ترس و فشار روانی را بیشتر کند. برای مریم نیز مسئله فقط انتخاب یک همسر نبود؛ او احساس می‌کرد اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش از او گرفته شده است. مریم می‌گوید هرچه صحبت‌ها درباره ازدواج بیشتر می‌شد، فشار روحی او نیز بیشتر می‌شد. او نمی‌خواست زندگی‌اش را با مردی آغاز کند که انتخاب خودش نبود، اما احساس می‌کرد راه دیگری نیز پیش رویش قرار ندارد. در روزهایی که موضوع ازدواج جدی‌تر شده بود، مریم به اندازه‌ای تحت فشار قرار گرفت که اقدام به خودکشی کرد. خانواده او را به داکتر رساندند و پس از درمان، جانش نجات یافت. مریم از آن روز با جزئیات زیادی صحبت نمی‌کند. تنها می‌گوید آن لحظه به این فکر می‌کرد که دیگر توان تحمل فشارهایی را که بر او وارد می‌شد، ندارد. او زنده ماند، اما به گفته خودش، بعد از برگشتن از شفاخانه زندگی برایش آسان‌تر نشد. برخلاف چیزی که مریم انتظار داشت، پس از بازگشت به خانه، پدرش محدودیت‌های بیشتری بر او اعمال کرد. پدر نگران بود که دخترش دوباره دست به کاری بزند و به همین دلیل رفت‌وآمد او را محدود کرد. اما مریم می‌گوید این محدودیت‌ها برای او به نوع دیگری از فشار تبدیل شده است. او حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند و اگر بخواهد از خانه بیرون برود، باید اجازه بگیرد. دوستان قدیمی‌اش را کمتر می‌بیند و ارتباطش با هم‌صنفی‌های سابق تقریباً قطع شده است. او می‌گوید: «بعد از مکتب دیگر زندگی‌ام همان زندگی قبلی نبود.» این دختر جوان در خانه نیز احساس آرامش نمی‌کند. می‌گوید برخوردهای خشن و تند پدر و دیگر اعضای خانواده در برخی مواقع او را بیشتر از قبل تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی یک بحث کوچک در خانه به مشاجره تبدیل می‌شود و او ترجیح می‌دهد سکوت کند تا وضعیت بدتر نشود. مریم می‌گوید در چنین لحظاتی به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و تا زمانی که فضای خانه آرام شود، بیرون نمی‌آید. در خانواده‌های زیادی در افغانستان، موضوع ازدواج دختران تنها یک تصمیم فردی نیست؛ خواست خانواده، نظر پدر، وضعیت اقتصادی، حرف مردم و مناسبات میان خانواده‌ها نیز در آن دخیل است. مریم هم در میان همین فشارها قرار گرفته است. او می‌گوید هیچ‌وقت نگفته بود که نمی‌خواهد ازدواج کند؛ تنها می‌خواست درباره کسی که قرار است با او سال‌های زندگی‌اش را بگذراند، خودش نیز حق انتخاب داشته باشد. وقتی از پسرخاله‌اش صحبت می‌کند، صدایش آرام‌تر می‌شود. می‌گوید او را از قبل می‌شناخت و تصور می‌کرد اگر روزی ازدواج کند، زندگی در کنار کسی که با او آشنایی دارد برایش قابل تحمل‌تر خواهد بود. اما این خواسته با تصمیم پدرش همخوانی نداشت. مریم می‌گوید حتی فرصت پیدا نکرد که خواسته‌اش را به شکل جدی و آرام با خانواده مطرح کند و درباره آینده‌اش گفت‌وگویی داشته باشد که نظر خودش نیز در آن اهمیت داشته باشد. حالا چند سال از فراغت او از مکتب گذشته است. دخترانی که با او یک‌جا صنف می‌خواندند، هرکدام راهی جداگانه پیدا کرده‌اند؛ بعضی ازدواج کرده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی نیز به کارهای مختلف روی آورده‌اند. مریم اما بیشتر روزها در خانه پدرش است. نه دانشگاهی در انتظارش است و نه کاری که بتواند از طریق آن درآمد داشته باشد. تلفن همراه ندارد تا با دوستانش صحبت کند و اجازه رفت‌وآمد آزادانه نیز ندارد. او گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل صندوق بیرون می‌کند، گرد آنها را می‌گیرد و چند صفحه می‌خواند. می‌گوید هنوز بعضی درس‌ها را به یاد دارد، اما بسیاری از چیزهایی که در مکتب آموخته بود، به مرور زمان از ذهنش دور شده است. بیشتر از فراموش شدن درس‌ها، از این ناراحت است که فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرده است. مریم می‌گوید اگر شرایط عادی می‌بود، احتمالاً حالا دانشجو یا شاغل بود. شاید در یک دفتر کار می‌کرد، شاید معلم می‌شد یا شاید در رشته‌ای که دوست داشت ادامه تحصیل می‌داد. اما هیچ‌کدام از این احتمال‌ها برایش به واقعیت تبدیل نشد. یک بار محدودیت‌های آموزشی، مسیر تحصیلش را متوقف کرد و بار دیگر تصمیم خانواده درباره ازدواج، اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی‌اش را از او گرفت. او اکنون بیشتر به آینده‌ای فکر می‌کند که در آن بتواند از خانه بیرون برود و دوباره چیزی یاد بگیرد. می‌گوید حتی اگر امکان رفتن به دانشگاه برایش فراهم نشود، حاضر است یک حرفه یاد بگیرد؛ خیاطی، کمپیوتر یا هر کاری که بتواند با آن درآمد داشته باشد. برای او داشتن درآمد تنها مسئله پول نیست. می‌گوید اگر بتواند خودش درآمد داشته باشد، شاید بتواند بخشی از تصمیم‌های زندگی‌اش را نیز خودش بگیرد. اما در حال حاضر حتی همین آرزو هم برایش دور به نظر می‌رسد. او باید برای بیرون رفتن اجازه بگیرد و استفاده از موبایل نیز برایش ممنوع است. می‌گوید گاهی ساعت‌ها کنار کلکین می‌نشیند و به صدای کوچه گوش می‌دهد؛ صدای موترها، کودکان، فروشندگان دوره‌گرد و دخترانی که از مکتب یا کورس برمی‌گردند. برای او این صداها یادآور زندگی‌ای است که زمانی خودش بخشی از آن بود. مریم نمی‌خواهد درباره مرگ زیاد صحبت کند. می‌گوید از زمانی که از آن اتفاق جان سالم به در برده، بیشتر از گذشته می‌فهمد که آنچه می‌خواست، در واقع پایان زندگی نبود؛ او فقط می‌خواست از شرایطی که توان تحملش را نداشت، نجات پیدا کند. حالا می‌خواهد فرصتی داشته باشد تا زندگی دیگری را تجربه کند؛ زندگی‌ای که در آن مجبور نباشد میان خواسته خانواده و خواسته خودش یکی را انتخاب کند. با این حال، آثار آن روز هنوز در زندگی او باقی مانده است. رابطه‌اش با خانواده مانند گذشته نیست. اعتماد میان آنها کم شده و مریم احساس می‌کند بعد از آن اتفاق، بیشتر به عنوان دختری که باید کنترل شود با او برخورد می‌شود تا دختری که باید حرفش شنیده شود. او می‌گوید وقتی خانواده با خشونت با او رفتار می‌کنند، دوباره همان احساس تنهایی گذشته به سراغش می‌آید. در یکی از عصرها، مریم کتابچه‌ای کهنه و تاخورده را از داخل الماری بیرون می‌آورد. روی صفحه اول نامش با خط خودش نوشته شده است. تاریخ مربوط به سال‌های مکتب است. چند صفحه را ورق می‌زند و بعد کتابچه را می‌بندد. می‌گوید آن زمان فکر می‌کرد بعد از صنف دوازدهم، بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش انتخاب رشته دانشگاه خواهد بود؛ اما حالا بزرگ‌ترین خواسته‌اش این است که بتواند از خانه بیرون برود و بدون ترس درباره آینده خودش حرف بزند. او هنوز ۲۲ ساله است؛ سنی که برای بسیاری از دختران و پسران، آغاز زندگی مستقل و ساختن آینده است. اما مریم در اتاقی نشسته که دیوارهایش پر از خاطرات مکتب است و دروازه‌اش به روی دنیایی باز می‌شود که خودش کمتر اجازه ورود به آن را دارد. مریم می‌گوید نمی‌داند در نهایت چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. نمی‌داند آیا روزی پدرش با خواسته‌هایش کنار خواهد آمد یا دوباره برای ازدواجش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌داند آیا می‌تواند تحصیلش را ادامه دهد یا نه. تنها چیزی که می‌داند این است که نمی‌خواهد دوباره همان روزهایی را تجربه کند که احساس می‌کرد هیچ راهی برای انتخاب ندارد. او می‌گوید: «من فقط می‌خواهم یک بار در زندگی خودم تصمیم بگیرم.» این جمله کوتاه، شاید تمام چیزی باشد که مریم در این سال‌ها خواسته است؛ نه زندگی تجملی، نه پول زیاد و نه حتی یک آینده خاص. فقط حق انتخاب. حق اینکه درباره درس خواندن، کار کردن، بیرون رفتن و مهم‌تر از همه، درباره کسی که قرار است شریک زندگی‌اش باشد، صدای خودش نیز شنیده شود. مریم از آن روزی که داکتران او را نجات دادند، دوباره زنده است؛ اما هنوز برای برگشتن به یک زندگی عادی تلاش می‌کند. زندگی او اکنون میان چهار دیوار خانه پدرش جریان دارد؛ جایی که هم پناه اوست و هم به گفته خودش، محل بسیاری از فشارهایی که تحمل می‌کند. پشت همان کلکینی که مریم از آن دور می‌شود، کابل همچنان شلوغ است. مردم به کارهای روزمره‌شان می‌رسند، کودکان در کوچه بازی می‌کنند و دخترانی از کنار خانه عبور می‌کنند. مریم اما هنوز منتظر روزی است که بتواند خودش دروازه خانه را باز کند، قدم به کوچه بگذارد و احساس کند آینده‌اش متعلق به خودش است. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

تلویزیون خصوصی تمدن در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با اولویت دادن به فعالیت در فضای مجازی، فعالیت خود را از سر می‌گیرد. این رسانه (شنبه‌شب، ۱۴ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است: «با وجود آن‌که از نظر فنی و اجرایی امکان ادامه نشرات ماهواره‌ای و فعالیت گسترده در صفحات مجازی خود را داشت، تا امروز بنا بر اصرار، پادرمیانی و توصیه‌ی علما، بزرگان، متنفذین و شخصیت‌های خیرخواه از ادامه‌‌ی نشرات خودداری کرده و خویشتن‌داری پیشه نموده بود.» در اعلامیه آمده است که هدف آن فراهم‌شدن زمینه‌ی حل مسالمت‌آمیز و آرام مشکلات بوده است. تلویزیون تمدن در ادامه تاکید کرده است: «پس از آنکه وزارت عدلیه‌ی حکومت سرپرست به اعمال فشار و استفاده از زور رو آورده و وارد حوزه علمیه خاتم‌النبیین شده و طلاب و استادان این مرکز علمی و دینی را مورد آزار، اذیت، برخورد نامناسب و بازداشت قرار داده‌اند، ادامه سکوت و خویشتن‌داری دیگر توجیهی ندارد.» این رسانه گفته است که «بر همین اساس، نشرات تلویزیون اسلامی تمدن، با اولویت فعالیت گسترده در فضای مجازی، از سر گرفته خواهد شد.» این در حالی است که نیروهای وزارت عدلیه‌ی حکومت فعلی به ساختمان حوزه علمیه خاتم‌النبیین در کابل هجوم بردند. تلویزیون تمدن در ادامه افزوده است: «از این پس، در راستای روشنگری افکار عمومی و دفاع از حقیقت، تمام اسناد، مدارک، مکاتبات، تعهدات، مذاکرات و مراسلات انجام‌شده با وزارت عدلیه و نیز جزئیات روندی را که به وضعیت کنونی انجامیده است، به‌صورت مستند در اختیار مردم قرار خواهد داد؛ تا افکار عمومی خود قضاوت کنند که چه کسی مسیر تفاهم و قانون را پیموده و چه کسی به تعهدات، حرمت‌ها و اصول مورد ادعا پشت کرده است.» حوزه علمیه خاتم‌النبیین، دانشگاه خاتم‌النبیین و تلویزیون تمدن، یک مجموعه‌ی مرتبط به هم هستند که توسط آیت‌الله محمدآصف محسنی، از عالمان دینی برجسته‌ی شیعیان ایجاد و پایه‌گذاری شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 62 بازدید

لاورنس سمس، نماینده ایرلند در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو می‌گوید که تحقق عدالت و پاسخگو کردن ناقضان حقوق بشر در افغانستان، بدون شنیدن صدای قربانیان و همکاری جامعه مدنی و نهادهای بین‌المللی ممکن نیست. آقای سمس گفته است که مشارکت معنادار زنان و دختران افغانستان، در روندهای صلح و سیاست، پیش‌شرط‌ دستیابی به صلح پایدار می‌باشد. او از مبارزات زنان و دختران افغانستان قدردانی کرده و تاکید کرد که فعالیت‌های کنش‌گران مدنی به کار و جهت‌گیری گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان کمک می‌کند. وی در ادامه تاکید کرد: «بار سنگین دادخواهی و مبارزه بر دوش جامعه مدنی، قربانیان و بازماندگان نقض حقوق بشر قرار دارد؛ آن هم در زمانی که آنان احساس می‌کنند از سوی نهادهای مسوول حمایت نمی‌شوند.» همچنین این مقام ایرلندی بر ضرورت یافتن راه‌های روشن و موثر برای دادخواهی به نفع زنان، دختران و دیگر شهروندان افغانستان تاکید کرد. او گفت که باید زمینه‌ای فراهم شود تا صدای قربانیان و آسیب‌دیدگان به گوش بیشترین شمار از مسوولانی برسد که توانایی اقدام و ایجاد تغییر را دارند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 79 بازدید

مسوولان سازمان داکتران بدون مرز در قندهار در تازه‌ترین مورد اعلام کردند که شمار افراد ‏مبتلا به سوءتغذیه در این ولایت، در مقایسه با سال گذشته‌ی میلادی، حدود ۳۰ درصد ‏افزایش یافته است‎.‎ ضیاءالرحمان، مسوول مرکز صحی داکتران بدون مرز در قندهار به رسانه‌ها گفته است که از ماه جنوری تا ماه آگست سال جاری میلادی، ۱۲ هزار و ۵۳۰ ‏کودک مبتلا به سوءتغذیه به مرکز درمانی این سازمان در این ولایت مراجعه کردند. وی در ادامه تاکید کرد که از میان این کودکان، سه هزار و ۴۵۰ کودک به سوءتغذیه ‏شدید مبتلا بوده‌اند. همچنین سازمان داکتران بدون مرز در ادامه از بستری بسته‌شدن یک هزار و ۲۹۱ کودک دیگر به‌دلیل مشکلات ‏صحی خبر داده است. فقر، ناامنی غذایی، تغذیه نامناسب و دسترسی محدود به خدمات صحی، ‏از جمله عواملی اند که موارد سوءتغذیه در کشور را افزایش ‏داده‌اند‎.‎ براساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان به‌دلیل نداشتن دسترسی به غذای مغذی و آب پاک، از ‏سوءتغذیه حاد رنج می‌برند‎.‎ این در حالی است که کمک‌های بشردوستانه به افغانستان ‏کاهش یافته است.‏ براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی ‌‏۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان نیاز به کمک‌های ‏بشردوستانه دارد و برای رسیدگی به آسیب‌پذیرترین آنان ‏نیاز به ۱.۷ میلیارد دالر بودجه نیاز است، اما تا کنون تنها ‌‏۱۴ درصد این بودجه تأمین شده است‎.‎ فقر گسترده، نبود فضاهای مناسب صحی برای کودکان و همچنین نبود یا کمبود آب آشامیدنی صحی از عوامل ابتلای کودکان به سو‌ء‌تغذیه در افغانستان دانسته می‌شود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 69 بازدید

ذکیه خدادادی، پاراتکواندوکار اهل افغانستان، برنده‌ی مدال برنز رقابت‌های «گرندپری» جهانی پاراتکواندو سال ۲۰۲۶ میلادی در کوریای جنوبی شده است. خانم خدادادی در حساب کاربری اینستاگرام خود نوشه است که این رقابت‌ها دیروز (جمعه، ۱۳ سنبله) در شهر «موجو»ی کوریای جنوبی برگزار شده بود و او مدال برنز رقابت‌های «گرندپری» جهانی پاراتکواندو ۲۰۲۶ را کسب کرده است. ذکیه خدادادی در ادامه تاکید کرد که وی در وزن منفی ۴۷ کیلوگرم در این رقابت‌ها به میدان رفته بود. او با یک پیروزی و یک شکست در نیمه‌نهایی با یک ورزشکار دیگر از ترکیه، بر سکوی سوم این رقابت‌ها ایستاد و به مدال برنز دست یافت. این در حالی است که زکیه خدادادی چند ماه پیش برای دومین بار قهرمان رقابت‌های پاراتکواندو‌ی اروپا ۲۰۲۶ میلادی شده و مدال طلای این رقابت‌ها را بر گردن آویخت. خدادادی بهار سال گذشته‌ برنده مدال برنز مسابقات آزاد پاراتکواندوی اوپن (Rio Open G2 2025) کشور برازیل شده بود. او نخستین زن ورزشکار اهل افغانستان است که در بازی‌های پارالمپیک توکیو ۲۰۲۰ شرکت و لقب زن شجاع این رقابت ورزشی را از آن خود کرد. همچنین این ورزشکار به‌دلیل حمایت از حقوق زنان در افغانستان، به‌ویژه حق آموزش و ورزش دختران، برنده‌ی رده رهبری نوظهور جایزه‌ی روز جهانی زن ۲۰۲۵ میلادی کمیته بین‌المللی پارالمپیک شده بود. در حالی ذکیه خدادادی از کسب این مدال خبر می‌دهد که زنان و دختران در افغانستان از هر نوع ورزش محروم هستند.

ادامه مطلب