نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ساعت قبل - 74 بازدید

روزمری دی کارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور سیاسی و صلح گفته است که پیشرفت در زمینه‌ی حقوق زنان به پیشرفت و توسعه‌ی افغانستان کمک می‌کند. یوناما امروز (سه‌شنبه، ۱۴ میزان) از پایان سفر دی کارلو به افغانستان خبر داده و گفته است که او در دیدارهایش با مقام‌های حکومت سرپرست، نگرانی کشورهای عضو سازمان ملل در باره‌ی وضعیت زنان و‌ دختران به ویژه دسترسی به آموزش را در‌ میان گذاشته است. یوناما تاکید کرده است که معاون دبیرکل ملل متحد چالش‌‌های فراروی افغانستان، از جمله فشارهای اجتماعی و اقتصادی، تغییرات اقلیمی و حوادث طبیعی را برجسته کرده است‌. همچنین خانم دی کارلو، بر آمادگی سازمان ملل متحد برای کمک به بازگشت‌کنندکان تاکید کرده است. خانم دی کارلو در دیدارهای خود با نمایندگان جامعه‌ی مدنی و زنان رهبر، از سهم حیاتی آن‌ها در جوامع افغانستان قدردانی کرد. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 74 بازدید

«پرنده خارزار» یکی از مشهورترین رمان‌های کالین مک‌کالو، نویسنده استرالیایی، است که نخستین‌بار در سال ۱۹۷۷ منتشر شد. این رمان خیلی زود از مرزهای استرالیا فراتر رفت و به یکی از آثار پرفروش و شناخته‌شده ادبیات جهان تبدیل شد. داستان در سرزمین‌های پهناور استرالیا می‌گذرد و زندگی چند نسل از خانواده کلیری را دنبال می‌کند؛ خانواده‌ای که در طول سال‌ها با عشق، فقر، ثروت، مرگ، جدایی، مذهب، جاه‌طلبی و تصمیم‌های دشوار روبه‌رو می‌شوند. در مرکز این روایت، مگی کلیری قرار دارد؛ دختری که از کودکی وارد داستان می‌شود و خواننده در طول سال‌های زندگی، رشد، عشق، رنج و انتخاب‌های او را دنبال می‌کند. کالین مک‌کالو در سال ۱۹۳۷ در استرالیا به دنیا آمد. او پیش از آن‌که به عنوان نویسنده به شهرت برسد، در زمینه علوم و پزشکی فعالیت داشت و مدتی نیز در حوزه عصب‌شناسی کار می‌کرد. تجربه علمی او بعدها در زندگی حرفه‌ای‌اش نیز تأثیر گذاشت، اما علاقه او به ادبیات باعث شد مسیر نویسندگی را به صورت جدی دنبال کند. مک‌کالو در طول زندگی خود رمان‌های متعددی نوشت و در زمینه‌های مختلف ادبی تجربه کرد، اما هیچ‌یک از آثارش به اندازه «پرنده خارزار» شهرت جهانی پیدا نکرد. این رمان نه تنها نام او را در میان نویسندگان مطرح استرالیا ثبت کرد، بلکه به اثری تبدیل شد که نام نویسنده را برای چندین نسل از خوانندگان ماندگار ساخت. «پرنده خارزار» در اصل یک حماسه خانوادگی است؛ یعنی داستانی که زندگی یک خانواده را در طول سال‌های بسیار و گاهی چند نسل دنبال می‌کند. با این حال، درون این ساختار خانوادگی، عناصر رمان عاشقانه، اجتماعی، تاریخی و روان‌شناختی نیز دیده می‌شود. همین ترکیب سبب شده است کتاب برای خوانندگان مختلف جذاب باشد. کسی ممکن است آن را بیشتر یک داستان عاشقانه ببیند، دیگری زندگی مگی و زنان خانواده را برجسته بداند و خواننده‌ای دیگر، مسئله مذهب و قدرت را مهم‌ترین بخش کتاب تلقی کند. داستان با خانواده کلیری و مهاجرت آنان به سرزمین‌های استرالیا پیوند دارد. زندگی خانواده در محیطی وسیع و سخت جریان دارد؛ جایی که طبیعت، آب‌وهوا، کار و فاصله‌های طولانی، خود بخشی از دشواری زندگی هستند. نویسنده در توصیف این محیط تلاش کرده است فضای استرالیا را به شکلی زنده وارد داستان کند. زمین‌های گسترده، گرما، خشکی و زندگی در مزرعه تنها پس‌زمینه داستان نیستند، بلکه با سرنوشت شخصیت‌ها ارتباط پیدا می‌کنند. انسان‌های داستان مانند طبیعت اطرافشان، گاهی آرام و امیدوار و گاهی سخت و بی‌رحم‌اند. یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های کتاب مگی کلیری است. خواننده او را از دوران کودکی می‌شناسد و همراه با او وارد مراحل مختلف زندگی می‌شود. مگی در طول داستان از یک دختر جوان به زنی بالغ تبدیل می‌شود و در این مسیر با تجربه‌هایی روبه‌رو می‌شود که شخصیت او را تغییر می‌دهند. او در زندگی خود با عشق، خانواده، مادری، جدایی و انتخاب‌های دشوار روبه‌رو می‌شود و همین تحول تدریجی، شخصیت او را به یکی از مهم‌ترین بخش‌های رمان تبدیل می‌کند. رابطه مگی با رالف دو بریکاسار، کشیشی جوان و بلندپرواز، یکی از محورهای اصلی داستان است. رابطه این دو از ابتدا رابطه‌ای ساده نیست. میان آنان علاقه و کششی عمیق وجود دارد، اما رالف در میان عشق شخصی، باورهای مذهبی و جاه‌طلبی‌های خود گرفتار است. او نمی‌تواند به سادگی میان آن‌چه قلبش می‌خواهد و مسیری که برای زندگی خود انتخاب کرده است، یکی را برگزیند. همین تضاد، داستان را به سمت تصمیم‌ها و پیامدهای دردناکی می‌برد. با این حال، «پرنده خارزار» را نباید تنها داستان یک عشق دشوار دانست. عشق مگی و رالف در حقیقت بستری است برای طرح پرسش‌های بزرگ‌تر درباره زندگی. آیا دوست داشتن همیشه برای با هم بودن کافی است؟ آیا انسان می‌تواند برای رسیدن به آرزوی خود از باورها و مسئولیت‌هایش عبور کند؟ آیا انتخاب درست همیشه همان انتخابی است که انسان را خوشحال می‌کند؟ و اگر انسان سال‌ها برای رسیدن به چیزی تلاش کند، آیا سرانجام رسیدن به آن خواسته می‌تواند تمام رنج‌های گذشته را جبران کند؟ یکی از زیباترین بخش‌های رمان، عنوان آن است. «پرنده خارزار» از افسانه‌ای درباره پرنده‌ای الهام گرفته شده که در طول زندگی به دنبال خاری می‌گردد که بتواند در پایان عمر خود را به آن بسپارد. بر اساس این افسانه، پرنده هنگام مرگ زیباترین آواز خود را می‌خواند و این آواز تنها با پرداختن بهای جان او ممکن می‌شود. این تصویر به نمادی برای شخصیت‌های داستان تبدیل می‌شود؛ شخصیت‌هایی که برای عشق، آرزو یا هدف خود حاضرند رنج بکشند. خار در این معنا هم نشانه درد است و هم نشانه چیزی که انسان آن را آن‌قدر ارزشمند می‌داند که برای رسیدن به آن حاضر به پرداخت هزینه است. همین نماد باعث شده است عنوان کتاب با محتوای آن پیوند عمیقی داشته باشد. شخصیت‌های داستان بارها در موقعیتی قرار می‌گیرند که باید میان خواسته قلبی و واقعیت زندگی انتخاب کنند. بعضی از آن‌ها به دنبال چیزی می‌روند که می‌دانند ممکن است به آن‌ها آسیب بزند. بعضی دیگر از خواسته خود دست می‌کشند و تا پایان زندگی با حسرت آن انتخاب زندگی می‌کنند. بنابراین، «خار» فقط یک نماد عاشقانه نیست؛ بلکه می‌تواند نمادی از آرزوهای بزرگ انسان باشد؛ آرزوهایی که گاهی رسیدن به آن‌ها به اندازه نرسیدنشان دردناک است. از نظر ادبی، مک‌کالو در این رمان بیشتر بر داستان‌گویی گسترده و شخصیت‌پردازی تمرکز دارد. او شخصیت‌ها را در مدت کوتاهی معرفی نمی‌کند و کنار نمی‌گذارد، بلکه زندگی آنان را در طول سال‌ها دنبال می‌کند. به همین دلیل، خواننده فرصت پیدا می‌کند تغییر شخصیت‌ها را ببیند. کودکان بزرگ می‌شوند، والدین پیر می‌شوند، روابط خانوادگی تغییر می‌کنند و تصمیم‌های یک نسل بر زندگی نسل بعد اثر می‌گذارد. این ویژگی، کتاب را به یک روایت بزرگ خانوادگی تبدیل کرده است. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم اثر، توجه به شخصیت‌های زن است. مگی تنها زنی عاشق نیست؛ او انسانی است که در برابر شرایط زندگی تلاش می‌کند جایگاه و خواسته خود را پیدا کند. زنان دیگر داستان نیز هرکدام تجربه متفاوتی از زندگی دارند. به همین دلیل می‌توان کتاب را از زاویه زندگی زنان نیز بررسی کرد؛ زنانی که میان عشق، خانواده، مادری، سنت و خواسته‌های شخصی خود قرار می‌گیرند. مک‌کالو از طریق این شخصیت‌ها نشان می‌دهد که انتخاب‌های زنان همیشه در خلأ صورت نمی‌گیرد و شرایط اجتماعی، خانوادگی و مذهبی می‌تواند بر مسیر زندگی آنان تأثیر بگذارد. با وجود شهرت و محبوبیت بسیار زیاد، «پرنده خارزار» از نقدهای ادبی نیز دور نمانده است. بعضی منتقدان قدرت اصلی مک‌کالو را در توانایی او برای قصه‌گویی و ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب می‌دانند. شخصیت‌ها به گونه‌ای ساخته شده‌اند که خواننده نسبت به سرنوشت آنان کنجکاو می‌شود و می‌خواهد بداند در ادامه چه اتفاقی برایشان رخ خواهد داد. از سوی دیگر، برخی منتقدان طولانی بودن داستان، احساساتی شدن بعضی بخش‌ها و گاهی ساده بودن شیوه روایت را مورد انتقاد قرار داده‌اند. این اختلاف نظرها نشان می‌دهد که محبوبیت یک اثر همیشه به معنای بی‌نقص بودن آن نیست. ممکن است کتابی از نظر برخی منتقدان ضعف‌هایی داشته باشد، اما بتواند ارتباط عمیقی با خوانندگان برقرار کند. «پرنده خارزار» نمونه خوبی از همین مسئله است. ارزش آن تنها در تکنیک ادبی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در قدرت داستان‌گویی و توانایی آن برای درگیرکردن احساسات خواننده نیز قرار دارد. این رمان پس از انتشار با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید. موفقیت آن به حدی بود که خیلی زود توجه صنعت تلویزیون را نیز به خود جلب کرد. در سال ۱۹۸۳، «پرنده خارزار» به یک مینی‌سریال تلویزیونی تبدیل شد. به دلیل گستردگی داستان و روایت زندگی شخصیت‌ها در چندین دهه، ساخت یک فیلم سینمایی معمولی برای این اثر دشوار بود و قالب مینی‌سریال امکان بیشتری برای روایت جزئیات داستان فراهم می‌کرد. مینی‌سریال سال ۱۹۸۳ با حضور بازیگرانی مانند ریچارد چمبرلین، ریچل وارد و باربارا استانویک ساخته شد و به یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های تلویزیونی آن دوره تبدیل شد. این اثر تنها به دلیل شهرت کتاب مورد توجه قرار نگرفت، بلکه خود نیز به عنوان یک اثر تلویزیونی موفق شناخته شد. مینی‌سریال «پرنده خارزار» در جوایز گلدن گلوب موفقیت چشمگیری به دست آورد و در بخش‌های بازیگری و بهترین مینی‌سریال مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین در جوایز امی نامزد دریافت جوایز متعددی شد و چند جایزه را نیز به دست آورد. این موفقیت تلویزیونی باعث شد کتاب دوباره مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد و خوانندگان بیشتری به سراغ اثر اصلی بروند. در واقع، اقتباس تلویزیونی نقش مهمی در ماندگارشدن «پرنده خارزار» داشت. بسیاری از کسانی که ابتدا سریال را دیدند، بعدها به سراغ کتاب رفتند تا داستان را با جزئیات بیشتری بخوانند. از سوی دیگر، خوانندگانی که پیش از آن با رمان آشنا بودند، امکان دیدن شخصیت‌های مورد علاقه خود را روی صفحه تلویزیون پیدا کردند. همین ارتباط میان ادبیات و تلویزیون، به شهرت بیشتر اثر کمک کرد. یکی از دلایل ماندگاری «پرنده خارزار» این است که موضوعات آن محدود به یک دوره تاریخی یا یک جامعه خاص نیست. عشق، حسرت، خانواده، جدایی، جاه‌طلبی، ایمان و انتخاب، موضوعاتی هستند که در زندگی انسان‌ها در دوره‌های مختلف وجود داشته‌اند. خواننده ممکن است با همه تصمیم‌های شخصیت‌ها موافق نباشد، اما می‌تواند احساسات و کشمکش‌های آنان را درک کند. این کتاب همچنین درباره بهای انتخاب‌هاست. هیچ‌کدام از شخصیت‌ها نمی‌توانند بدون پیامد تصمیم بگیرند. گاهی یک انتخاب در جوانی، سال‌ها بعد نتیجه خود را نشان می‌دهد. گاهی انسان چیزی را به دست می‌آورد اما در مقابل، چیز دیگری را از دست می‌دهد. همین نگاه به زندگی باعث می‌شود رمان فقط یک داستان عاشقانه نباشد، بلکه روایتی درباره پیچیدگی زندگی انسان باشد. «پرنده خارزار» برای کسانی که به رمان‌های بلند، خانوادگی، احساسی و شخصیت‌محور علاقه دارند، انتخابی جذاب است. این کتاب ممکن است برای همه خوانندگان آسان و کوتاه نباشد و بعضی بخش‌های آن به دلیل طولانی بودن داستان نیاز به صبر داشته باشد، اما اگر خواننده فرصت بدهد تا شخصیت‌ها و فضای داستان به‌تدریج شکل بگیرند، می‌تواند با روایتی پر از عشق، رنج، امید و انتخاب همراه شود. کالین مک‌کالو با این اثر توانست داستانی خلق کند که پس از گذشت دهه‌ها هنوز نام آن برای بسیاری از دوست‌داران ادبیات آشناست. «پرنده خارزار» شاید از نگاه همه منتقدان اثری بی‌نقص نباشد، اما تأثیر آن بر مخاطبان و موفقیت جهانی‌اش قابل انکار نیست. این رمان نشان می‌دهد که گاهی یک داستان می‌تواند فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی حرکت کند و احساسات مشترک انسان‌ها را به تصویر بکشد. در نهایت، «پرنده خارزار» داستان آدم‌هایی است که دوست دارند، انتخاب می‌کنند، اشتباه می‌کنند، از دست می‌دهند و دوباره برای ادامه زندگی تلاش می‌کنند. شاید مهم‌ترین پرسشی که کتاب در ذهن خواننده باقی می‌گذارد این باشد که اگر انسان روزی مجبور شود میان چیزی که قلبش می‌خواهد و چیزی که زندگی از او می‌خواهد یکی را انتخاب کند، کدام را برمی‌گزیند؟ شاید پاسخ این پرسش برای هر انسان متفاوت باشد، اما همین پرسش است که «پرنده خارزار» را به داستانی ماندگار درباره عشق، انتخاب و بهای آرزوهای انسانی تبدیل کرده است. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 93 بازدید

الکساندر دی‌کرو، رییس برنامه توسعه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که پشت کردن جامعه جهانی به افغانستان می‌تواند در پنج تا ۱۰ سال آینده پیامدهایی سنگینی به دنبال داشته باشد. دی‌کرو این اظهارات را در گفتگو با «فارن پالیسی» مطرح کرده و گفته است که با وجود اختلاف‌نظرها با حکومت سرپرست، جامعه جهانی باید با افغانستان تعامل داشته باشد؛ زیرا این کشور با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اقلیمی و انسانی مواجه است. وی در ادامه تاکید کرده است که افغانستان با انقباض اقتصادی نزدیک به ۲۰ درصد، پیامدهای تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی، تنش با کشورهای همسایه و بازگشت نزدیک به پنج میلیون مهاجر از ایران و پاکستان در حدود یک‌ونیم سال گذشته مواجه شده است. او تصریح کرد که اگر در مدت کوتاه، به‌دلیل بازگشت مهاجران، جمعیت یک کشور ۱۲ تا ۱۵ درصد بیشتر شود، مدیریت این افزایش برای هیچ کشوری آسان نیست. رییس برنامه سازمان ملل متحد افزوده است که به همین دلیل، افغانستان برای روبه‌رو شدن با این فشار به حمایت جامعه جهانی نیاز دارد الکساندر دی‌کرو در ادامه تاکید کرده است که جامعه جهانی باید از حمایت خود از افغانستان به‌عنوان اهرمی برای پیشبرد حقوق زنان و دختران و گسترش فضای مدنی استفاده کند. این در حالی است که در افغانستان، گرسنگی به شکل شدیدی روی زندگی شهروندان تاثیر گذاشته است. برنامه‌ جهانی غذا با نشر آمارهای مدعی شده است که بیش از ۱۷ میلیون جمعیت این کشور با ناامنی شدید غذایی روبرو هستند.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 114 بازدید

ریاست امر به معروف و نهی از منکر ولایت هرات در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که خرید و فروش وسایل و بازی کاغذپران در این ولایت ممنوع است. عزیزالرحمان مهاجر، رییس امر به معروف هرات گفته است که این ممنوعیت براساس «درخواست‌های مکرر شهروندان» وضع شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که به محتسبان این اداره هدایت داده است تا از فروش کاغذپران و نخ آن در سطح شهر جلوگیری کنند. ریاست امر به معروف و نهی از منکر ولایت هرات افزوده است که تصمیم منع فروش کاغذپران و بازی آن در مکان‌های عمومی، پس از شکایت‌ها و درخواست‌های مکرر مردم اتخاذ شده است. او گفته است که بازی کاغذپردان و تار آن در برخی موارد سبب حوادث ترافیکی، آزارواذیت شهروندان و جراحت کودکان شده است. حکومت فعلی در دور اول حاکمیت خود بر افغانستان بین ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ نیز بازی با کاغذپران را ممنوع کرده بودند. حکومت سرپرست طی پنج سال اخیر شمار زیادی از سرگرمی‌ها، بازی‌های محلی و سنتی رایج در کشور را ممنوع کرده‌ است.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 95 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی امور کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد از اختصاص ۱۸ میلیون دالر برای کمک‌رسانی در افغانستان خبر داد. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۱۴ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این بودجه از صندوق مرکزی واکنش اضطراری سازمان ملل متحد (CERF) به افغانستان اختصاص داده شده است. در اعلامیه آمده است با توجه به این‌که ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و تنها حدود ۳۱ درصد از طرح بشردوستانه‌ی سال ۲۰۲۶ میلادی تأمین مالی شده است، این حمایت در زمان بسیار مهمی ارائه می‌شود. تام فچلر، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در امور بشردوستانه و هماهنگ‌کننده‌ی امداد اضطراری اعلام کرده است که اختصاص ۱۶۰ میلیون دالر از صندوق مرکزی واکنش اضطراری سازمان ملل متحد برای رسیدگی به ۱۲ بحران که با کمبود بودجه مواجه است، تصویب کرده است. او تاکید کرد که از این مبلغ، ۱۰ میلیون دالر برای اطمینان از این‌که افراد دارای معلولیت از کمک‌ها محروم نمانند، اختصاص یافته است. وی افزوده است: «قرار است به ۸۷ میلیون نفر کمک‌رسانی شود. وقت برای تلف کردن نداریم.» این مقام سازمان ملل تأکید کرده است که بحران‌هایی که بیش از همه در جهان نادیده گرفته می‌شوند، نباید به بحران‌های فراموش‌شده تبدیل شوند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 103 بازدید

الکساندر دی‌کرو، رییس برنامه توسعه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد گفته است که محرومیت دختران بالاتر از ۱۲ سال از آموزش در افغانستان «کاملاً غیرقابل قبول» می‌باشد. دی‌کرو این اظهارات را در گفتگو با سایت خبری «فارن پالیسی» مطرح کرده و گفته است که کنار گذاشتن نیمی از جمعیت از آموزش، از دیدگاه توسعه‌ای نیز سیاستی ضعیف است. وی در ادامه تاکید کرده است که افغانستان برای حل مشکلات گسترده خود به ظرفیت تمام جمعیت نیاز دارد. الکساندر دی‌کرو در ادامه افزوده است که محروم کردن دختران از آموزش به معنای استفاده نکردن از استعداد و توانایی نیمی از جمعیت این کشور است. رییس برنامه توسعه سازمان ملل متحد تصریح کرد که برنامه توسعه سازمان ملل در زمینه کارآفرینی زنان نیز فعالیت دارد و به ده‌ها هزار زن برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک کمک کرده است. او گفته است که این نهاد تقریباً هر روز درباره حقوق زنان و دختران با حکومت سرپرست در افغانستان گفتگو می‌کند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 83 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که بادشاه ساهی، شهروند ۲۱ ساله افغانستان و ساکن آرلینگتون در ایالت تگزاس امریکا، به‌دلیل تولید و نگهداری محتوای جنسی مربوط به کودکان، به ۳۵ سال زندان محکوم شده است. دادستانی امریکا برای حوزه شمالی تگزاس اعلام کرده است که ساهی در اول اپریل به اتهام‌های تولید و نگهداری محتوای جنسی مربوط به کودکان اعتراف کرده بود. براساس اسناد دادگاه، پولیس فورنی در ۲۸ فبروری ۲۰۲۵ میلادی او را به اتهام تجاوز جنسی به یک کودک بازداشت کرد. در بازرسی تلفن ساهی، تصاویر و ویدیوهای متعدد از کودکان و پیام‌های او با چند کودک دیگر پیدا شده است. طبق اسناد دادگاه، ساهی در دست‌کم یک مورد از طریق یک پلتفرم بازی آنلاین، یک کودک ۱۰ ساله در ایالت ایندیانا را وادار کرده بود که طبق دستور او ویدیوهای جنسی تولید و برایش ارسال کند. در اعلامیه آمده است بادشاه ساهی می‌دانسته که این کودک زیر سن قانونی است و با این وجود از او درخواست کرده برایش ویدیوهای جنسی بفرستد. دادستانی کل امریکا تاکید کرد که همچنان مشخص شده است او با یک دختر ۱۵ ساله در سن‌مارکوس تگزاس در ارتباط بوده و پس از رفتن به محل اقامت او، از تجاوز جنسی به این دختر فیلم‌برداری کرده است. آنتوان جونز، سرپرست ماموران ویژه اداره تحقیقات امنیت داخلی امریکا در دالاس، گفته است که ساهی در جریان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در سال ۲۰۲۱میلادی، بدون بررسی‌های لازم وارد امریکا شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 130 بازدید

وقتی صدای شکم کودکان بلندتر از صدای قاشق و بشقاب می‌شود، مادر دیگر نمی‌داند چگونه گرسنگی آنان را پنهان کند. در خانه‌ای کوچک و خاموش، در یکی از روستاهای اطراف کابل، این صدا برای یک خانواده هشت‌نفره به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ خانواده‌ای متشکل از پدر و مادر و چهار دختر و دو پسر که هر شب، پیش از خواب، به جای فکر کردن به فردای بهتر، نگران این هستند که آیا صبح چیزی برای خوردن خواهند داشت یا نه. مادر می‌گوید سخت‌ترین لحظه روز برایش زمانی است که کودکانش دور سفره می‌نشینند و او چیزی برای گذاشتن روی آن ندارد. گاهی چند تکه نان خشک را میان هشت نفر تقسیم می‌کند و برای آن‌که سهم کودکان بیشتر شود، خودش از خوردن صرف‌نظر می‌کند. وقتی بچه‌ها می‌پرسند: «مادر، تو نمی‌خوری؟» لبخند می‌زند و می‌گوید: «من گرسنه نیستم.» اما او گرسنه است. خانه این خانواده ساده است؛ دیوارهای فرسوده، وسایل اندک و آشپزخانه‌ای که در آن، مقدار کمی آرد و روغن باقی مانده است. زندگی در این خانه بیشتر با کمبود معنا می‌شود تا با داشته‌ها. مادر هر روز پیش از پختن نان، به ظرف آرد نگاه می‌کند و حساب می‌کند اگر امروز این مقدار مصرف شود، برای فردا چه باقی خواهد ماند. گاهی مجبور می‌شود نان را کوچک‌تر از روز قبل بپزد. گاهی آب غذا را بیشتر می‌کند تا یک قابلمه کوچک برای هشت نفر کافی باشد. و گاهی غذایی که باید برای یک خانواده هشت‌نفره باشد، تنها به چند لقمه برای هر نفر تبدیل می‌شود. پدر خانواده کار ثابت ندارد. صبح‌ها، پیش از آن‌که کودکان از خواب بیدار شوند، از خانه بیرون می‌شود و به امید پیدا کردن کار روزمزدی راهی می‌شود. او نمی‌داند آن روز کاری پیدا خواهد کرد یا نه. روزهایی که کار پیدا می‌کند، با دستمزدی اندک به خانه برمی‌گردد؛ پولی که حتی پیش از رسیدن به خانه، جای مصرفش مشخص شده است: مقداری آرد، کمی روغن، شاید چند کیلو برنج و اگر چیزی باقی بماند، برای یکی از نیازهای ضروری خانه. اما روزهایی هم هست که از صبح تا شام در جست‌وجوی کار می‌گردد و دست خالی به خانه برمی‌گردد. در چنین شب‌هایی، وارد شدن به خانه برای خودش از هر چیز دیگری سخت‌تر است. کودکان به استقبالش می‌آیند و شاید یکی از آنان بپرسد: «پدر، چیزی برای خوردن آوردی؟» پدر نمی‌داند چه بگوید. گاهی فقط سرش را پایین می‌اندازد و سکوت می‌کند. او می‌گوید تحمل گرسنگی خودش برایش آسان‌تر است، اما تحمل نگاه کودکانش دشوار است؛ کودکانی که هنوز آن‌قدر بزرگ نشده‌اند که بفهمند چرا در خانه دیگران سفره پر است، اما در خانه آنان، مادر برای تقسیم یک تکه نان میان چند نفر حساب می‌کند. چهار دختر خانواده هر کدام آرزوهایی دارند. یکی دوست دارد درس بخواند، دیگری می‌خواهد خیاط شود و دیگری آرزو دارد روزی زندگی متفاوتی داشته باشد. اما فقر باعث شده بسیاری از این آرزوها پیش از آن‌که فرصت جوانه زدن پیدا کنند، در همان ذهن کودکی باقی بمانند. دختر بزرگ‌تر خانواده بیشتر از همه شرایط خانه را درک می‌کند. وقتی می‌بیند مادر چیزی برای خوردن ندارد، تلاش می‌کند کمتر غذا بخورد تا سهم خواهرها و برادرهای کوچک‌ترش بیشتر شود. او می‌گوید دیگر مثل گذشته چیزی از پدر و مادرش نمی‌خواهد؛ نه لباس تازه، نه کفش نو و نه خوراکی. چون می‌داند هر خواسته‌ای که بر زبان بیاورد، ممکن است پدرش را بیشتر شرمنده کند. پسر کوچک‌تر خانواده اما هنوز کودک است و نمی‌تواند گرسنگی را مانند خواهر بزرگش پنهان کند. وقتی گرسنه می‌شود، به آشپزخانه می‌رود و در ظرف‌ها را نگاه می‌کند؛ شاید چیزی باقی مانده باشد. اگر چیزی پیدا نکند، نزد مادر می‌رود و می‌پرسد چه زمانی غذا آماده می‌شود. مادر گاهی به او می‌گوید: «کمی صبر کن.» اما خودش هم نمی‌داند برای چه چیزی باید صبر کند. شاید برای پیدا شدن کار پدر. شاید برای رسیدن کمک یک آشنا. و شاید فقط برای این‌که چند ساعت دیگر بگذرد. در این خانه، غذا دیگر تنها غذا نیست؛ موضوعی است که تمام زندگی خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. مادر باید تصمیم بگیرد امروز نان بیشتری بپزد یا آرد را برای فردا نگه دارد. پدر باید میان خرید مواد غذایی و پرداخت یکی از هزینه‌های ضروری خانه انتخاب کند. کودکان نیز کم‌کم یاد گرفته‌اند که اگر چیزی روی سفره نیست، نباید زیاد سؤال کنند. مادر می‌گوید گاهی وقتی کودکانش خواب هستند، کنارشان می‌نشیند و به چهره‌هایشان نگاه می‌کند. از خودش می‌پرسد چرا باید کودکانش چنین زندگی‌ای داشته باشند؛ چرا دخترانش به جای فکر کردن به آینده، نگران لباس و غذا باشند و چرا پسرانش باید از کودکی طعم سختی را بچشند. بیشترین دردش این است که نمی‌تواند خواسته‌های ساده فرزندانش را برآورده کند؛ خواسته‌هایی که شاید برای یک خانواده دیگر کوچک باشند، اما برای آنان به بزرگ‌ترین آرزوها تبدیل شده‌اند. یک لباس نو، یک جفت کفش، غذای کافی، یک وعده گوشت، میوه‌ای برای کودکان و حتی یک روز بدون نگرانی از خالی شدن سفره. پدر خانواده، با وجود خستگی، هر روز دوباره از خانه بیرون می‌شود. می‌گوید اگر امروز کار پیدا نکرده، شاید فردا پیدا کند. اگر امروز نتوانسته برای فرزندانش غذای کافی تهیه کند، شاید فردا وضعیت بهتر شود. همین امید کوچک است که هر صبح او را از جا بلند می‌کند. اما فقر به‌آرامی امید را هم خسته می‌کند. روزها می‌گذرند و خانواده همچنان با همان مشکل روبه‌رو است. گاهی غذایی در خانه هست و گاهی نیست. گاهی پدر کار پیدا می‌کند و گاهی نه. گاهی کودکان می‌خندند و گاهی گرسنگی و نگرانی، سکوت سنگینی بر خانه حاکم می‌کند. با این همه، مادر هنوز تلاش می‌کند خانه را گرم نگه دارد. اگر غذایی باشد، نخست کودکان را سیر می‌کند. اگر لباس سالمی باقی مانده باشد، آن را به کوچک‌ترها می‌دهد. اگر تنها چند تکه نان در خانه باشد، آن را میان شش کودک تقسیم می‌کند و خودش و همسرش سهم کمتری برمی‌دارند. او شاید نتواند فقر را از خانه بیرون کند، اما تلاش می‌کند کودکانش کمتر طعم آن را احساس کنند. شب هنگام، وقتی چراغ خانه کم‌نور است و کودکان یکی‌یکی به خواب می‌روند، پدر و مادر در سکوت کنار هم می‌نشینند. دیگر چیزی برای گفتن ندارند. هر دو می‌دانند که فردا دوباره همان راه تکرار خواهد شد؛ پدر به دنبال کار خواهد رفت و مادر در آشپزخانه به مقدار آرد باقی‌مانده نگاه خواهد کرد. شش کودک نیز صبح از خواب بیدار خواهند شد و شاید دوباره نخستین پرسش‌شان این باشد: «امروز برای صبحانه چه داریم؟» و مادر باز هم تلاش خواهد کرد لبخند بزند. شاید دردناک‌ترین بخش زندگی این خانواده همین باشد؛ این‌که گرسنگی دیگر یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه به بخشی از زندگی روزمره‌شان تبدیل شده است. آنان دیگر از خالی بودن سفره تعجب نمی‌کنند؛ فقط امیدوارند روز بعد، چیزی برای گذاشتن روی آن پیدا شود. در یکی از روستاهای اطراف کابل، خانواده‌ای هشت‌نفره شب‌هایش را با چنین امیدی به صبح می‌رساند؛ امیدی کوچک اما سرسخت؛ برای سفره‌ای که روزی پرتر باشد، برای کاری ثابت برای پدر، برای آرامشی که مادر سال‌هاست از آن دور مانده و برای آینده‌ای که در آن هیچ‌کدام از شش کودک مجبور نباشند گرسنگی را به عنوان بخشی از کودکی خود به یاد بیاورند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 109 بازدید

‏فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان می‌گوید که هیچ روند سیاسی در باره‌ی افغانستان بدون مشارکت معنادار زنان، نیروهای سیاسی و جامعه مدنی، مشروع و پایدار نخواهد بود. خانم کوفی خواستار ایجاد یک روند سیاسی فراگیر برای بازگشت نظام قانون اساسی، تشکیل حکومت مبتنی بر اراده‌ی مردم و احیای کامل حقوق و مشارکت زنان شده است. او در بخشی از پیامش از جامعه‌ی جهانی خواسته است که حمایت از یک روند سیاسی واقعی را در کنار تعاملات پروژه‌محور ادامه دهد. وی در ادامه تاکید کرده است که افغانستان تنها از مسیر یک روند فراگیر و ملی می‌تواند به شریک مشروع و پایدار منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود. ‏نشست «فرمت مسکو» یک سازوکار منطقه‌ای برای گفتگو و رأی‌زنی میان کشورهای منطقه و طرف‌های مرتبط در باره‌ی وضعیت سیاسی، امنیتی و آینده افغانستان است. ‏این نشست امروز، دوشنبه ۵ اکتبر ۲۰۲۶، در مسکو آغاز شده و قرار است پس از پایان گفتگوها، بیانیه مشترک صادر شود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 110 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد بر اهمیت نقش آموزگاران زن در آموزش و پرورش دختران افغانستان تاکید کرده است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۳ میزان) به مناسبت روز جهانی آموزگار با نشر پیامی گفته است که زنان افغانستان می‌توانند با ادامه تحصیل و ورود به حرفه آموزگاری، در تقویت دانش و مهارت‌های دختران جوان نقش داشته باشند. این نهاد از نقش آموزگاران در پرورش نسل‌های آینده قدردانی کرد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که آموزگاران افغانستان با «شور، دانش و تعهد» خود، زمینه پیشرفت و رشد نسل‌های آینده را فراهم می‌کنند. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پس از تسلط حکومت فعلی به قدرت، زنان و دختران با محدودیت‌های فزاینده در زمینه آموزش، تحصیل و اشتغال روبرو شده‌اند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب