نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

6 ساعت قبل - 49 بازدید

رزا اوتونبایوا، رییس پیشین یوناما از کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای خواسته است که همبستگی خود را با زنان و دختران افغانستان حفظ کنند و نسبت به وضعیت آنان بی‌تفاوت نباشند. خانم اوتونبایوا این اظهارات را در مجمع زنان سازمان همکاری شانگهای مطرح کرده و گفته است که زنان و دختران در افغانستان از آموزش، اشتغال و آزادی رفت‌و‌آمد آزادانه محروم شدند. مجمع زنان سازمان همکاری شانگهای نشستی را با حضور نمایندگان کشورهای عضو، مقام‌های بین‌المللی و شماری از کارشناسان امور زنان برگزار کرد و در این نشست، بر گسترش همکاری‌های زنان در حوزه‌های سیاست، اقتصاد، امنیت و توسعه اجتماعی تاکید شد. رزا اوتونبایوا نیز در این نشست شرکت کرده و درباره موضوعاتی چون نقش زنان در حل منازعات، امنیت انسانی، توسعه اقتصادی و وضعیت زنان افغانستان سخنرانی کرد. خانم اوتونبایوا در این نشست با اشاره به ماموریت خود در افغانستان در سال ۲۰۲۲ میلادی گفت که از نزدیک پیامدهای محدودیت‌های وضع‌شده علیه زنان و دختران را مشاهده کرده است. وی در ادامه تاکید کرد: «امروز در افغانستان، دختران پس از صنف ششم نمی‌توانند آموزش خود را ادامه دهند. زنان از اشتغال، رفتن به پارک‌ها و سالن‌های ورزشی و سفر بدون همراه محروم‌اند. این نشان می‌دهد که بازگشت به شیوه‌های محافظه‌کارانه بسیار سریع رخ می‌دهد.» سازمان همکاری شانگهای یک نهاد بین‌المللی و منطقه‌ای است که در سال ۲۰۰۱ پایه‌گذاری شد. این بلوک از ۱۰ عضو اصلی شامل بلاروس، هند، ایران، قزاقستان، قرغیزستان، چین، پاکستان، روسیه، تاجیکستان و اوزبیکستان تشکیل شده است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 68 بازدید

برنامه‌ توسعه سازمان ملل متحد همزمان با روز جهانی کسب‌وکارهای خرد، کوچک و متوسط، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کارآفرینان زن افغانستان، الگوی تاب‌آوری هستند. این سازمان امروز (شنبه، ۶ سرطان) با شریک‌سازی روایت برخی کارآفرینان زن افغانستان در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که آن‌ها با وجود همه‌ دشواری‌ها همچنان الگوی تاب‌آوری و استقامت هستند. مژگان محمدی، مادر پنج فرزند که مدیریت یک شرکت خیاطی در هرات را بر عهده دارد، به برنامه‌ توسعه‌ ملل متحد گفته است: «افتخار می‌کنم که این شرکت را ساختم.» برنامه توسعه‌ی ملل متحد، افزوده است که خانم محمدی همچنان مدیریت یک مرکز اجتماعی بازسازی‌شده توسط اتحادیه‌ی اروپا و این نهاد را در روستای «ده‌میرصاد» ولسوالی پشتون‌زرغون هرات به عهده دارد. پیشتر برنامه توسعه‌ای ملل متحد، گفته بود که به پشتیبانی از کسب‌وکارهای خرد، کوچک و متوسط در افغانستان ادامه می‌دهد. در حالی این نهاد بر حمایت از کارآفرینان زن در افغانستان تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 75 بازدید

دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به توانمندسازی شرکت‌های کوچک و متوسط و حمایت از توسعه اقتصادی پایدار و فراگیر در افغانستان متعهد است. این سازمان امروز (شنبه، ۶ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تلاش دارد فرصت‌های کاری را برای رشد اقتصاد مردم در افغانستان گسترش دهد. دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد تاکید کرد که شرکت‌های کوچک و متوسط نقش مهمی در ایجاد اشتغال دارند و حمایت از این بخش‌ها برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم ضروری است. در حالی سازمان ملل متحد بر حمایت از شرکت‌های کوچک و متوسط تاکید دارد که در افغانستان سطح بیکاری در سال‌های اخیر پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست، افزایش یافته و بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات جدی اقتصادی مواجه هستند. محدودیت‌های گسترده در بخش کار، فعالیت‌های و آموزش، به‌ویژه محدودیت‌های کاری بر زنان، نیز بر وضعیت اقتصادی خانواده‌ها تاثیر منفی گذاشته است. دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد تاکید کرده است که به تلاش‌های خود برای ایجاد یک اقتصاد پایدار و فراگیر در افغانستان ادامه خواهد داد. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 56 بازدید

دانشگاه نوتردام امریکا اعلام کرده است که برای گسترش فرصت‌های آموزشی برای زنان افغانستان تفاهم‌نامه همکاری با دانشگاه آنلاین زن امضا کرده است. این دانشگاه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هدف از این همکاری، گسترش فرصت‌های آموزشی از طریق پروژه‌های مشترک، کورس‌های آنلاین، برنامه‌های تحقیقاتی و تبادل منابع علمی گفته شده است. در اعلامیه آمده است که این تفاهم‌نامه همکاری به‌طور مجازی میان دانشکده امور جهانی کیوگ و دانشگاه آنلاین زن امضا شده است. دانشگاه آنلاین زن که در سال ۲۰۲۲ تاسیس شد، تا اکنون به بیش از ۲۰ هزار دانشجو در ۱۶ رشته آموزشی خدمات ارائه کرده و صدها صنف درسی آنلاین را هر هفته برگزار می‌کند. این نهاد آموزشی گفته است که برنامه‌های حمایتی آموزشی و مشاوره‌یی را برای دانشجویان فراهم ساخته است. مری گالاگر، رییس دانشکده کیوگ، گفت: «این همکاری برای تقویت فرصت‌های آموزشی در شرایطی صورت می‌گیرد که دسترسی زنان افغانستان به‌شدت محدود شده است.» وی در ادامه تاکید کرد: «ما می‌بینیم که دانشجویان اهل افغانستان با چه شیوه‌های شگفت‌انگیزی به دنبال آموزش هستند. این مقاومت چیزی است که نمی‌توان نادیده گرفت و باید تشویق شود.» در اعلامیه‌ی رسمی دانشگاه نوتردام آمده است که این همکاری پس از ماه‌ها گفتگو شکل گرفته است و شامل استادان و مسئولان نهادهای مختلف علمی و پژوهشی می‌شود. دانشگاه نوتردام در این اعلامیه تاکید کرده است: «این برنامه بخشی از تلاش‌های گسترده‌تر برای صلح و توسعه در افغانستان است که هدف آن حمایت از حقوق بشر و ایجاد صلح پایدار و فراگیر عنوان شده است.» این همکاری قرار است از فصل پاییز با ارائه کورس‌های جدید، از جمله یک کورس درباره رهبری در بحران آغاز شود.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 87 بازدید

سازمان داکتران بدون مرز در تازه‌ترین مورد اعلام کرده که شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد که برای درمان به مراکز تغذیه درمانی در جنوب افغانستان مراجعه می‌کنند، به‌گونه نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که کاهش کمک‌های بین‌المللی، خشکسالی‌های پی‌درپی و اختلال در تامین غذاهای درمانی، از عوامل اصلی تشدید بحران سوءتغذیه در افغانستان به شمار می‌روند. سازمان داکتران بدون مرز در بخشی از گزارشش افزوده است که از ماه جنوری تا اپریل ۲۰۲۶ میلادی، شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه شدید که در مراکز درمانی تحت حمایت داکتران بدون مرز در جنوب افغانستان بستری شده‌اند، در مقایسه با میانگین مدت مشابه سه سال گذشته، بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است. در گزارش آمده است که بیشتر این کودکان کمتر از یک سال سن دارند. همچنین آنا لیلیا باندا، هماهنگ‌کننده پزشکی داکتران بدون مرز در افغانستان، گفته است: «کودکان زمانی به ما می‌رسند که وضعیت‌شان بسیار وخیم شده و با مشکلات روبه‌رو هستند که می‌توانست از آن پیشگیری شود.» وی تصریح کرد این وضعیت نشان‌دهنده تشدید ناامنی غذایی و فروپاشی نظام شناسایی و درمان زودهنگام سوءتغذیه در کشور است. براساس این گزارش، کاهش چشم‌گیر کمک‌های بین‌المللی از اوایل سال ۲۰۲۵ میلادی به تعطیلی یا تعلیق ۴۴۵ مرکز صحی، از جمله ۲۰۳ تیم سیار صحی و تغذیه، انجامیده است. او گفت که این مراکز پیشتر نقش مهمی در شناسایی زودهنگام کودکان مبتلا به سوءتغذیه و ارائه خدمات درمانی ایفا می‌کردند. داکتران بدون مرز هشدار داده که خشکسالی‌های مکرر، کاهش تولید محصولات زراعتی و بسته‌شدن مرزها در پی تنش‌های منطقه‌ای، امنیت غذایی را بیش از پیش تضعیف کرده و دسترسی به غذاهای درمانی ویژه کودکان را با مشکل مواجه ساخته است. داکتران بدون مرز از کمک‌کنند‌گان مالی، مقام‌های صحی و نهادهای مسوول خواسته است که بودجه برنامه‌های تغذیه در افغانستان را هرچه سریع‌تر احیا کرده و جریان تامین غذاهای درمانی و تجهیزات پزشکی را تضمین کنند. این سازمان هشدار داده است که در صورت ادامه وضعیت کنونی، کودکان بیش‌تری از دسترسی به خدمات نجات‌بخش محروم خواهند شد.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 70 بازدید

مسوولان محلی از ولایت سمنگان می‌گویند که بر اثر فروریزی یک تپه‌ی خاکی در ولسوالی خرم سارباغ این ولایت سه کودک جان باخته‌اند. پیرجان مبارز، ولسوال ولسوالی خرم سارباغ این ولایت گفته است که این رویداد در روستای «تاتارچل» از مربوطات ولسوالی خرم سارباغ روی داده است. آقای مبارز در ادامه تاکید کرده است که این رویداد زمانی رخ داده که شماری از کودکان در یک ساحه تفریحی سرگرم بازی بودند که یک‌دفعه‌ی بخشی از تپه خاکی فرو ریخته و سه کودک را زیر توده‌های خاک مدفون کرده است. در ادامه آمده است که پس از این رخداد باشندگان محل با همکاری مسوولان محلی برای نجات کودکان به ساحه رفته و عملیات نجات این کودکان را آغاز کردند؛ اما کودکان قبل از نجات جان باخته بودند. ولسوال ولسوالی خرم سارباغ در ادامه افزوده است که قربانیان این رویداد کودکان ۱۵، ۱۳ و ۱۱ ساله‌ و از باشندگان روستای تاتارچل این ولسوالی بوده‌اند. قابل ذکر است که حوادث طبیعی از این دست هر از گاهی از کودکان و زنان کشور قربانی می‌گیرد.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 214 بازدید

امسو یا سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان اعلام کرده است که نیروهای حکومت سرپرست در کابل یک خبرنگار زن را هنگام پوشش رسانه‌ای مراسم عاشورا بازداشت کرده‌اند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این خبرنگار، همراه با همکارانش تا شام در یکی از حوزه‌های پولیس در بازداشت بود و با میانجی‌گری مسوولان رسانه و اعضای خانواده‌هایشان آزاد شدند. اعلامیه آمده است که امسو به دلیل ملاحظات امنیتی، درباره هویت این خبرنگار زن و شمار همکارانش که همراه او بازداشت شده بودند، جزئیاتی ارائه نکرده است. این نهاد گفته است که با این خبرنگار زن، به بهانه حضور یک «تصویربردار نامحرم»، برخوردی «نامناسب، تهدیدآمیز و ارعاب‌کننده» صورت گرفته است. همچنین امسو تاکید کرده است که خبرنگاران از پوشش رسانه‌ای مراسم مذهبی شیعیان منع شده‌اند. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان این محدودیت را غیرموجه و نقض آشکار آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات خوانده و محکوم کرده است. این در حالی که محدودیت‌های شدیدی بر مراسم عزاداری شیعیان وضع شده و ممنوعیت تصویربرداری و پوشش رسانه‌ای، از جمله این محدودیت‌ها است. علی‌رغم این محدودیت‌ها، مراسم عاشورا روز گذشته (جمعه، ۶ سرطان) با حضور گسترده و پرشور مردم در شماری از ولایت‌های افغانستان برگزار شد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 43 بازدید

مراسم عزاداری روز عاشورا امروز (جمعه، ۵ سرطان) در شماری از ولایت‌های افغانستان به صورت گسترده و با حضور پرشور زنان، مردان و کودکان با وجود محدودیت‌های وضع شده از سوی حکومت سرپرست در مساجد و تکیه‌خانه‌ها برگزار شد. در مناطق شیعه‌نشین هرات از جمله شهرک المهدی جبرئیل، شهرک اندیشه و منطقه بکرآباد، مردم مراسم عزاداری و سینه‌زنی برگزار کردند. در قندهار و کابل نیز شیعیان در مساجد و تکیه‌خانه‌ها مراسم عزاداری برگزار کردند. مراسم عزاداری محرم امسال نیز، مانند سال‌های گذشته، با محدودیت‌های حکومت سرپرست همراه بود. حکومت فعلی از اوایل صبح امروز خدمات مخابراتی را در پایتخت قطع کردند. شورای علمای شیعه افغانستان دیروز در بیانیه‌ای اعلام کرد که حکومت فعلی در روزهای اخیر برخی از مسوولان مساجد و تکایا را «به‌دلیل برافراشتن نمادهای عزاداری» بازداشت کرده‌اند. در بیانیه این شورا آمده است که حکومت سرپرست «برخلاف تفاهمات و فیصله‌های کمیته موظف امارتی محرم»، پرچم‌ها و نمادهای عزاداری را از برخی مساجد و حسینیه‌ها جمع‌آوری کرده‌اند. همچنین مردم از محدودیت‌های دولت انتقاد کرده و خواستار آزادی و احترام به مراسم‌هاس مذهبی شدند. پیام‌های عاشورایی سیاسیون در کنار آن، برخی از چهره‌های سیاسی نیز به مناسبت عاشورا پیام‌های تسلیت منتشر کردند. حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «امام حسین، طی یک حرکت اصلاحی معنادار، با انگشت نهادن بر انحرافات اجتماعی، بر آن شد تا جامعه را به اصلاح امور و تصحیح اعمال دعوت نماید و برای بیداری و برانگیختن احساس مسوولیت مردم در برابر کج‌روی‌ها تا پای جان ایستاد و حماسه تاریخی کربلا را به یادگار نهاد.» وی در ادامه تاکید کرد: «مردم افغانستان، همانند دیگر مسلمانان، از عاشورا و نهضت حسینی تجلیل به عمل آورده، دوستی اهل بیت رسول مکرم اسلام را عامل وحدت و برادری میان خود می‌دانند و از این فرصت برای اصلاح، روشنگری و تحکیم اتحاد و همدلی بهره می‌گیرند.» همچنین عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه حکومت پیشین نیز در پیام خود گفته است: «عاشورا یکی از روزهای بزرگ و پرمعنای تاریخ اسلام است که در آن ارزش‌های والای ایمان، تقوا، صبر، فداکاری و استقامت در برابر دشواری‌ها جلوه‌ای ماندگار یافته است.» او تصریح کرد: «این روز، مسلمانان را به تأمل در آموزه‌های دینی، تقویت روحیه همبستگی، رعایت عدالت و پایبندی به اصول انسانی و اسلامی فرا می‌خواند.» احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، در پیامی گفته است: «عاشورا به ما آموخت که ایستادن در برابر ظلم، نه تنها یک انتخاب، بلکه مسوولیت ایمانی، انسانی و تاریخی است.» قابل ذکر است که تا لحظه نشر این خبر، هیچ پیامی از سوی مقام‌ها و سخنگویان حکومت فعلی درباره عاشورا منتشر نشده بود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 48 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل به وضع محدودیت و سرکوب گسترده‌ی زنان و دختران در افغانستان واکنش نشان داده و می‌گوید که جهان نباید زنان افغانستان را فراموش کند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حقوق، کرامت و فرصت‌های زنان افغانستان باید همچنان در مرکز توجه جامعه‌ی جهانی قرار داشته باشد. سازمان عفو بین‌الملل در ادامه تاکید کرده است که حقوق دختران و زنان، حقوق بشر است؛ فرقی نمی‌کند که آن‌ها در کجای جهان باشند. این نهاد گفته است که زنان و دختران در افغانستان، از آموزش بیش از صنف ششم در مکتب و از تحصیل در دانشگاه، حضور در برنامه‌های تفریحی و سرگرمی تلویزیون، سخنرانی در محفل‌های عمومی، رفتن به پارک و ورزش‌کردن منع شده‌اند. در ادامه آمده است که زنان در افغانستان حق کارکردن در سازمان‌های غیردولتی را ندارند و همین گونه بدون همراه محرم مرد، نمی‌تواند بیش از ۷۲ کیلومتر سفر کنند. در حالی این نهاد از حقوق زنان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 85 بازدید

تابستان هرات همیشه بوی خاک داغ و بادهای سوزانی را دارد که از دشت‌های خشک اطراف شهر می‌وزند و بر دیوارهای گلی خانه‌ها می‌نشینند. در یکی از همین صبح‌های گرم، زمانی که بیشتر مردم هنوز در خواب بودند، نرگس آرام از روی فرش کهنه‌ای که همراه چهار خواهر و برادرش بر آن خوابیده بود، برخاست. هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود، اما او می‌دانست که باید عجله کند. مادرش در گوشه حویلی کوچک خانه آتش تنور را روشن می‌کرد و پدرش آماده می‌شد تا راهی کوره خشت‌پزی شود. نرگس تنها سیزده سال داشت، اما زندگی او را بسیار زودتر از سنش بزرگ کرده بود. روزگاری شاگرد صنف هفتم مکتب بود؛ دختری که هر روز با شوق کتاب‌هایش را در آغوش می‌گرفت و از کوچه‌های خاکی هرات به سوی مکتب می‌رفت. اما اکنون به جای کتاب و قلم، بیل و قالب خشت در دست داشت و روزهایش را در میان گردوغبار و گرمای سوزان کوره سپری می‌کرد. او بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود. پس از او چهار خواهر کوچک‌تر و یک برادر خردسال قرار داشتند؛ کودکی که نور چشم خانواده به شمار می‌رفت. خانه‌شان تنها دو اتاق کوچک داشت؛ اتاق‌هایی که زمستان‌ها سرد و تابستان‌ها طاقت‌فرسا می‌شدند. پدرش سال‌ها به عنوان کارگر روزمزد کار کرده بود و هر صبح برای یافتن کار از خانه بیرون می‌رفت. هرچند زندگی‌شان ساده بود، اما نرگس می‌توانست درس بخواند و به آینده‌ای بهتر بیندیشد. او همیشه از شاگردان ممتاز صنف بود و معلمانش از استعداد و علاقه‌اش به درس سخن می‌گفتند. به‌ویژه به مضمون زبان دری علاقه فراوان داشت. هرگاه انشایی می‌نوشت، معلمش با افتخار نوشته‌های او را برای دیگر شاگردان می‌خواند. نرگس در رؤیاهایش خود را معلمی می‌دید که به دختران دیگر درس می‌دهد؛ دخترانی که مانند خودش عاشق کتاب و آموختن هستند. اما زندگی همیشه مطابق آرزوهای انسان پیش نمی‌رود. با بسته شدن درهای مکتب به روی دختران، نرگس ابتدا باور نداشت که این وضعیت طولانی شود. هر روز لباس مکتبش را نگاه می‌کرد، کتاب‌هایش را مرتب می‌چید و منتظر خبری می‌ماند که اجازه بازگشت به صنف را بدهد. هفته‌ها و ماه‌ها گذشت، اما آن خبر هرگز نرسید. هم‌زمان، وضعیت اقتصادی خانواده نیز روزبه‌روز دشوارتر شد. قیمت مواد غذایی افزایش یافت، فرصت‌های کاری کمتر شد و درآمد اندک پدر دیگر پاسخگوی نیازهای خانواده نبود. شب‌هایی فرا می‌رسید که مادر با نگرانی سفره‌ای کوچک پهن می‌کرد و تلاش داشت غذای اندک را میان اعضای خانواده تقسیم کند. نرگس بارها دیده بود که مادرش سهم غذای خود را به کودکان می‌دهد و وانمود می‌کند که سیر است. همین صحنه‌ها قلب او را می‌فشرد و وادارش می‌کرد بیش از سنش به دشواری‌های زندگی بیندیشد. روزی که پدر از او خواست همراهش به کوره برود، یکی از تلخ‌ترین روزهای زندگی نرگس بود. آن شب سکوت سنگینی بر خانه حاکم بود. نور کم‌رنگ چراغ، سایه‌های لرزانی بر دیوارها انداخته بود و صدای نفس‌های کودکان در فضا می‌پیچید. پدر مدت زیادی سکوت کرد و سپس با آهی سنگین گفت: «دخترم، دیگر به تنهایی از پس این زندگی برنمی‌آیم.» نرگس چیزی نگفت. او از مدت‌ها پیش دشواری‌های پدر را درک کرده بود. مادر نیز اشک‌هایش را پنهان کرد و گفت: «اگر راه دیگری داشتیم، هرگز از تو چنین چیزی نمی‌خواستیم.» همان شب نرگس تصمیمش را گرفت. نمی‌خواست بار بیشتری بر دوش خانواده باشد. صبح روز بعد، پیش از طلوع آفتاب، همراه پدر راهی کوره شد. کوره خشت‌پزی در حاشیه شهر قرار داشت؛ جایی که زمین‌های وسیع خاکی و ردیف‌های بی‌پایان خشت‌های خام در کنار هم دیده می‌شدند. از همان لحظه ورود، نرگس احساس کرد پا به دنیایی متفاوت گذاشته است. کارگران با لباس‌های خاک‌آلود زیر آفتاب سوزان کار می‌کردند؛ برخی خاک را با آب مخلوط می‌کردند، برخی قالب‌ها را پر می‌کردند و گروهی دیگر خشت‌های خشک‌شده را جابه‌جا می‌کردند. بوی خاک خیس و دود کوره در هوا پیچیده بود. در نخستین روز، دستان ظریف نرگس پر از تاول شد. پاهایش درد می‌کرد و شانه‌هایش زیر وزن خشت‌ها می‌سوخت. اما او شکایتی نکرد. تنها به خواهران کوچک‌ترش فکر می‌کرد که در خانه منتظر بازگشت او بودند. روزها یکی پس از دیگری سپری شدند. نرگس پیش از طلوع خورشید بیدار می‌شد، همراه پدر راه طولانی کوره را طی می‌کرد و تا غروب زیر آفتاب کار می‌کرد. عصرها با بدنی خسته و لباس‌هایی پوشیده از خاک به خانه بازمی‌گشت. بسیاری از شب‌ها آن‌قدر خسته بود که هنگام غذا خوردن چشمانش بسته می‌شد. با این حال، چیزی که بیش از خستگی جسمی او را آزار می‌داد، دوری از مکتب بود. هر بار که از کنار ساختمان مکتب سابقش عبور می‌کرد، قلبش به درد می‌آمد. به پنجره‌های صنف‌ها نگاه می‌کرد و روزهایی را به یاد می‌آورد که پشت میز چوبی خود می‌نشست و با اشتیاق به سخنان معلم گوش می‌داد. گاهی صدای خنده شاگردان را می‌شنید و احساس می‌کرد بخشی از زندگی‌اش از او گرفته شده است. با وجود همه دشواری‌ها، نرگس اجازه نداد علاقه‌اش به آموختن خاموش شود. او هنوز کتاب‌های صنف هفتمش را نگه داشته بود. شب‌ها، زمانی که همه اعضای خانواده خواب بودند، چراغ کوچک خانه را روشن می‌کرد و کتاب‌هایش را ورق می‌زد. درس‌ها را دوباره می‌خواند و نکته‌هایی را که فراموش کرده بود، یادداشت می‌کرد. خواهران کوچک‌ترش اغلب دور او جمع می‌شدند و با کنجکاوی به کتاب‌ها نگاه می‌کردند. نرگس خواندن و نوشتن را به آنان می‌آموخت و گاهی داستان‌های کتاب‌های درسی را برایشان می‌خواند. در آن لحظه‌ها احساس می‌کرد بخشی از رؤیای معلم شدن هنوز در وجودش زنده است. روزی گرم از روزهای تابستان، هنگامی که خورشید بی‌رحمانه بر زمین می‌تابید، نرگس و پدرش در گوشه‌ای از کوره مشغول استراحت بودند. باد داغی می‌وزید و ذرات خاک را در هوا پراکنده می‌کرد. نگاه نرگس به دوردست دوخته شد؛ به شهری که در افق دیده می‌شد. ناگهان انشایی را به یاد آورد که سال‌ها پیش درباره آرزوهای آینده نوشته بود؛ انشایی که در آن از معلم شدن و خدمت به دختران سرزمینش سخن گفته بود. اشک در چشمانش حلقه زد. پدر که متوجه حال او شده بود، آرام پرسید: «باز هم به مکتب فکر می‌کنی؟» نرگس سر تکان داد. پدر لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: «شاید نتوانسته باشم زندگی‌ای را که آرزو داشتم برایت فراهم کنم، اما هنوز امیدم را از دست نداده‌ام. هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه خواهد شد.» همین جمله کوتاه برای نرگس ارزش بزرگی داشت. در میان تمام دشواری‌ها، همین امیدهای کوچک بود که او را سرپا نگه می‌داشت. ماه‌ها گذشت و نرگس همچنان در کوره کار کرد. دست‌هایش دیگر نرمی گذشته را نداشت و بر انگشتانش رد زخم و ترک دیده می‌شد. چهره‌اش زیر آفتاب تیره‌تر شده بود و نگاهش از سنش پخته‌تر به نظر می‌رسید. اما در درون او هنوز همان دختر صنف هفتم زندگی می‌کرد؛ دختری که عاشق کتاب بود و رؤیای آینده‌ای متفاوت را در سر داشت. شب‌ها روی پشت‌بام خانه می‌نشست و به آسمان پرستاره هرات نگاه می‌کرد. با خود می‌اندیشید شاید روزی دوباره فرصت درس خواندن پیدا کند؛ شاید روزی بتواند به صنف بازگردد، کتابی تازه در دست بگیرد و راه ناتمامش را ادامه دهد. او نمی‌دانست آن روز چه زمانی فرا خواهد رسید، اما یک چیز را به‌خوبی می‌دانست؛ اگر امیدش را از دست بدهد، همه چیز را باخته است. به همین دلیل هر صبح با وجود خستگی از خواب برمی‌خاست، به کوره می‌رفت و در دل، رؤیایی را زنده نگه می‌داشت که نه فقر، نه گرمای سوزان و نه هیچ دشواری دیگری نتوانسته بود آن را خاموش کند. نرگس در میان خاک و دود کوره زندگی می‌کرد، اما ذهنش همچنان در میان کتاب‌ها و صنف‌های مکتب پرواز داشت؛ و همین رؤیا به او توان می‌داد تا روزهای سخت را پشت سر بگذارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب