نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

59 دقیقه قبل - 8 بازدید

همزمان با یک‌هزار و ۶۵۹مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دختران بالاتر از صنف ششم در سراسر افغانستان، نهاد «دیدبان حقوق افغانستان» بار دیگر خواستار لغو این ممنوعیت شده است. این نهاد در با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش دختران همچنان ادامه دارد؛ ممنوعیتی که میلیون‌ها دختر افغانستان را از حق آموزش و دست‌یابی به رویاهای‌شان محروم کرده است. دیدبان حقوق افغانستان، با انتقاد از تداوم این وضعیت، خواستار دادخواهی برای آموزش دختران بالاتر از صنف ششم شده و در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «صدای خود را بلند کنید.» همچنین این نهاد در یک پیام دیگر گفته بود: «ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان هنوز هم ادامه دارد و افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران به‌گونهٔ سیستماتیک از آموزش محروم شده‌اند.» این در حالی است که با آغاز سال آموزشی ۱۴۰۵، دختران بالاتر از صنف ششم برای پنجمین سال پیاپی از ادامه‌ی آموزش محروم مانده‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 38 بازدید

سازمان بین‌المللی حمایت از کودکان (Save the Children) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به‌طور میانگین هر روز یک کودک در افغانستان بر اثر مواد انفجاری کشته یا زخمی می‌شود. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در فاصله بین ماه جنوری ۲۰۲۵ تا جنوری ۲۰۲۶ میلادی، ۳۳۸ کودک در اثر مهمات انفجاری، از جمله بقایای جنگ مانند ماین‌ها و سایر مواد انفجاری، کشته یا معلول شده‌اند. در گزارش آمده است که کودکان در این مدت نزدیک به ۷۰ درصد از مجموع قربانیان مواد انفجاری را تشکیل می‌دهند. سازمان بین‌المللی حمایت از کودکان در ادامه تاکید کرده است که افغانستان در سطح جهان بالاترین میزان تلفات کودکان ناشی از مواد انفجاری را دارد و از سال ۱۹۹۹ تا اکنون، ۴۳ درصد از مجموع کودکان کشته یا زخمی‌شده در جهان به این کشور مربوط می‌شود. در گزارش آمده است که بیش از ۲.۷ میلیون تن در افغانستان در فاصله یک کیلومتری از بقایای انفجاری جنگ زند‌گی می‌کنند و نزدیک به پنج هزار ساحه آلوده هنوز پاک‌سازی نشده است. همچنین سیف د چلدرن گفته است که بیش‌تر این مواد در چراگاه‌ها موقعیت دارند؛ مناطقی که محل زندگی کوچ‌نشینان، به‌ویژه کوچی‌ها است. به گفته این سازمان، بسیاری از کوچی‌ها هر سال صدها کیلومتر را با مواشی و شترهای‌شان برای یافتن آب و چراگاه طی می‌کنند و به خدمات اساسی مانند صحت، آموزش و حفاظت دسترسی محدود دارند. این نهاد برای آگاهی‌دهی به کودکان در مناطق دورافتاده، برنامه‌های آموزشی سیار را راه‌اندازی کرده است. همچنین بوجار هوژا، رییس سازمان بین‌المللی حمایت از کودکان در افغانستان، گفته است که بقایای جنگ هنوز هم در سراسر کشور پراکنده است و کودکان را در محل بازی و کار در معرض خطر قرار می‌دهد.

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 58 بازدید

تلویزیون ملی که تحت کنترول حکومت سرپرست قرار دارد، اعلام کرده است که در پی زمین‌لرزه شدید در ولسوالی بگرامی ولایت کابل دستکم هشت نفر جان باخته‌اند. در گزارش تلویزیون ملی آمده است که زمین‌لرزه شامگاه روز (جمعه، ۱۴ حمل) رخ و یک خانه مسکونی در منطقه گوسفند‌دره از مربوطات ولسوالی بگرامی به صورت کامل تخریب شده است. در اعلامیه آمده است که در این زمین‌لرزه دست‌کم هشت عضو یک خانواده جان باخته و یک کودک دیگر زخمی شده است. همچنین حافظ بشارت، سخنگوی مقام ولایت کابل، گفته است که قربانیان این رویداد همه اعضای یک خانواده بوده‌اند و در میان جان‌باختگان پدر، مادر، چهار دختر و دو پسر شامل هستند. همزمان، شرافت زمان، سخنگوی وزارت صحت نیز اعلام کرد که مسوولان صحی در مرکز و ولایات در حالت آماده‌باش کامل قرار دارند. او از شهروندان کشور خواست تا در صورت نیاز به شماره رایگان ۱۰۲ تماس بگیرند. بر بنیاد معلومات ارائه‌شده، این زلزله با قدرت ۵.۹ ریشتر، حوالی ساعت ساعت ۸:۴۲ شب به وقت کابل منطقه هندوکش افغانستان را تکان داده است. مرکز تحقیقات علوم زمین آلمان اعلام کرده که این زلزله در عمق حدود ۱۷۷ کیلومتری زمین رخ داده است. لرزش‌های این زلزله در بخش‌های مختلف منطقه، از جمله کابل، اسلام‌آباد پایتخت پاکستان و دهلی‌نو پایتخت هند نیز احساس شده است. مقام‌ها تا اکنون درباره میزان خسارات احتمالی دیگر یا تلفات بیشتر معلومات تازه‌ای منتشر نکرده‌اند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 50 بازدید

شب‌ها در خانه‌ی شکریه زودتر از هر جای دیگر تاریک می‌شود؛ نه فقط به‌خاطر خاموشی چراغ، بلکه به‌خاطر فکری که مثل دود در همه‌جا پخش است. اتاق کوچک‌شان بوی دوا و نم می‌دهد. پدرش در گوشه‌ای روی یک توشک نازک دراز کشیده؛ سرفه‌هایی که از سینه‌اش بیرون می‌آید خشک و بریده‌بریده است، طوری که هر بار شکریه حس می‌کند شاید این سرفه آخرین باشد. او همیشه قبل از خواب چند دقیقه کنار پدر می‌نشیند، دستش را روی سینه‌اش می‌گذارد؛ نه از سر محبت ساده، بلکه از ترس… ترس از این‌که یک‌وقت نفسش دیگر بالا نیاید. در همان حال، صدای آهسته‌ی مادر از حویلی می‌آید که هنوز ظرف می‌شوید؛ با دست‌هایی که پوستش از مواد شوینده ترک خورده، و زیر لب چیزی زمزمه می‌کند؛ شاید دعا، شاید درد. شکریه دختر کلان خانه است. این جمله در ظاهر ساده است، اما در زندگی او یعنی این‌که هیچ‌وقت فرصت نکرده فقط «دختر» باشد. یعنی از همان وقتی که مکتب بسته شد، انگار کسی نام او را از روی لیست شاگردان پاک کرد و به جایش نوشت: نان‌آور، مراقب، صبور. صبح‌ها قبل از همه بیدار می‌شود، چای را می‌جوشاند، نان خشک را با آب نرم می‌کند تا برای خوردن قابل شود، خواهرهای کوچکش را بیدار می‌کند، موهای‌شان را با دقت می‌بافد، به برادرش می‌گوید که از خانه دور نرود، و در همین میان، گاهی یک نگاه کوتاه به کتاب‌هایش می‌اندازد که گوشه‌ی اتاق خاک گرفته‌اند. کتاب‌هایی که هنوز بوی گذشته را می‌دهند؛ بوی روزهایی که دغدغه‌اش فقط امتحان و مشق بود، نه این‌که امشب نان دارند یا نه. وقتی از خانه بیرون می‌رود تا به کارخانه برسد، راهی را طی می‌کند که قبلاً با بکس مکتبش می‌رفت. حالا دست‌هایش خالی است، اما دلش سنگین‌تر از همیشه. در راه، دخترهای هم‌سنش را می‌بیند که بعضی هنوز امیدوارانه درباره‌ی مکتب حرف می‌زنند، اما او دیگر در آن حرف‌ها شریک نیست. او وارد دنیایی شده که در آن سن مهم نیست، نیاز مهم است. کارخانه در حاشیه‌ی شهر است؛ ساختمانی خاکستری با دیوارهای بلند و پنجره‌هایی که همیشه نیمه‌بازند، اما هیچ‌وقت هوای تازه وارد نمی‌شود. داخلش بوی مواد و عرق و خستگی درهم آمیخته، و صدای ماشین‌ها آن‌قدر بلند است که آدم گاهی صدای فکر خودش را هم نمی‌شنود. کار شکریه ساده به نظر می‌رسد، اما ساده نیست؛ ساعت‌ها ایستادن، بدون این‌که حق داشته باشد بنشیند، بدون این‌که بتواند با کسی راحت حرف بزند. دست‌هایش زود زخم شد، ناخن‌هایش شکست، و پاهایش هر شب آن‌قدر درد می‌کرد که گاهی نمی‌توانست درست راه برود. اما هیچ‌کدام از این‌ها به اندازه‌ی چیزی که بعداً شروع شد آزاردهنده نبود؛ نگاه‌هایی که اول فقط سنگین بودند، بعد آهسته‌آهسته معنی پیدا کردند. نگاه‌هایی که او را نه به‌عنوان یک کارگر، بلکه به‌عنوان چیزی دیگر می‌دیدند؛ چیزی که خودش از گفتن نامش هم شرم داشت. کارفرما مردی بود که خیلی زود فهمید شکریه چه کسی است. او فهمید این دختر انتخاب ندارد. فهمید پشت این چهره‌ی خاموش یک خانه است، یک پدر مریض، یک مادر خسته، چند کودک گرسنه. و همین فهمیدن او را خطرناک‌تر کرد. اول با مهربانی ساختگی شروع کرد؛ گاهی از کارش تعریف می‌کرد، گاهی می‌گفت: «تو با بقیه فرق داری.» شکریه اول این حرف‌ها را جدی نگرفت، فقط سرش را پایین می‌انداخت و کارش را ادامه می‌داد. اما کم‌کم فاصله‌ها کمتر شد، حرف‌ها آهسته‌تر شد و معنی‌ها واضح‌تر. یک روز که همه رفته بودند و او مانده بود تا کارش را تمام کند، مرد صدایش کرد. صدای ماشین‌ها هنوز در فضا بود، اما آن لحظه برای شکریه همه‌چیز ساکت شد. نزدیک رفت، بدون این‌که سرش را بالا کند. مرد با لحنی آرام اما سنگین گفت که می‌تواند کمکش کند، می‌تواند معاشش را زیاد کند، می‌تواند کارش را سبک‌تر کند… اما در عوض چیزی می‌خواست که گفتنش را مستقیم بلد نبود، یا شاید نمی‌خواست مستقیم بگوید. شکریه اول وانمود کرد نفهمیده؛ گفت که فقط می‌خواهد کار کند. اما مرد لبخند زد؛ لبخندی که بیشتر شبیه هشدار بود تا مهربانی. از آن روز به بعد فشار بیشتر شد. هر بار که او را تنها پیدا می‌کرد، حرف‌ها واضح‌تر می‌شد. شکریه دیگر مطمئن بود که چه می‌خواهد، اما نمی‌دانست چه کند. هر بار که به خانه برمی‌گشت، نگاه به پدرش می‌کرد که با سختی نفس می‌کشد، به مادرش که شب‌ها با پاهای ورم‌کرده می‌خوابد، به خواهرهایش که هنوز معصومانه درباره‌ی مکتب سؤال می‌کنند، و به برادرش که کفش ندارد. این‌ها فقط تصویر نبودند؛ این‌ها دلیل بودند. دلیل برای این‌که نتواند به‌سادگی بگوید: «کار را رها می‌کنم.» شبی که همه خواب بودند، شکریه بیدار ماند. صدای نفس‌های بریده‌ی پدرش، صدای سرفه‌ای که گاه‌گاهی می‌آمد، صدای باد که از لای درزهای دیوار می‌گذشت… همه‌ی این‌ها با فکرهایش قاطی شده بود. او به خودش فکر نمی‌کرد، یا شاید جرأتش را نداشت. فقط به این فکر می‌کرد که اگر کارش را از دست بدهد، فردا چه می‌شود؟ نان از کجا می‌آید؟ دوا از کجا؟ و اگر قبول کند… آن‌وقت چه چیزی از خودش باقی می‌ماند؟ این سؤال‌ها ساده نبودند و جواب‌شان هم آسان نبود. روز بعد، وقتی دوباره به کارخانه رفت، بدنش آن‌جا بود، اما ذهنش نه. کارفرما دوباره صدایش کرد. این‌بار دیگر صبر نداشت. مستقیم گفت: «یا قبول کن، یا دیگر نیا.» این جمله کوتاه بود، اما برای شکریه مثل حکم بود؛ نه فرصت فکر، نه راه سوم. فقط دو انتخاب که هر دو شبیه سقوط بودند. وقتی از کارخانه بیرون شد، هوا روشن بود، اما برای او همه‌چیز تیره به نظر می‌رسید. در راه، از کنار مکتبی گذشت که دروازه‌اش بسته بود. چند لحظه ایستاد. به دیوار نگاه کرد، به پنجره‌هایی که زمانی از آن‌ها صدای شاگردها می‌آمد. به یاد آورد روزی را که آخرین بار از آن دروازه بیرون شد، با این فکر که چند روز بعد دوباره برمی‌گردد. حالا اما می‌فهمید که آن «چند روز» شاید هیچ‌وقت تمام نشود. وقتی به خانه رسید، مادرش از کرایه‌ی عقب‌مانده گفت. پدرش دوباره سرفه کرد. خواهر کوچکش از مکتب پرسید. همه‌چیز همان بود، اما شکریه دیگر همان نبود. او دیگر فقط یک دختر نبود که از مکتب محروم شده؛ او دختری بود که در نقطه‌ای ایستاده که هیچ راهی در آن روشن نیست. آن شب، وقتی همه خوابیدند، شکریه آرام گریه کرد؛ نه با صدای بلند، نه با شکایت. فقط اشک‌هایی که بی‌صدا روی بالش می‌ریخت. او نمی‌دانست فردا چه تصمیمی می‌گیرد. نمی‌دانست تا کجا می‌تواند مقاومت کند. فقط یک چیز را می‌دانست: زندگی‌ای که باید می‌داشت از او گرفته شده، و حالا در جایی ایستاده که مجبور است برای چیزی بجنگد که حتی نباید مسئله‌اش می‌بود. و شاید دردناک‌ترین بخش همین باشد؛ این‌که شکریه هنوز در سنی است که باید درباره‌ی آرزوهایش فکر کند، نه دربارهٔ این‌که چگونه از خودش محافظت کند… در برابر دنیایی که هیچ رحمی ندارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 25 بازدید

سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دوای جدید کاهش وزن متعلق به شرکت الی لیلی را با نام اورفورگلیپرون و برند تجاری فوندایو تایید کرده است. این دارو دومین داروی خوراکی کاهش وزن پس از تابلیت وِگووی شرکت نُوو نوردیسک است. این دو شرکت در تلاش‌اند با ارائه تابلیت به جای داروهای تزریقی، سهم بیشتری از بازار گرم کاهش چاقی به‌دست آورند. شرکت الی لیلی اعلام کرد این دارو از ۱۷ حمل به طور آنلاین قابل سفارش است و قیمت ماهانه آن برای کمترین دوز، ۱۴۹ دالر تعیین شده است. این دارو به زودی از طریق دواخانه‌ها نیز در دسترس خواهد بود. اورفورگلیپرون یک داروی خوراکی روزانه است که با تقلید از هورمون جی‌ال‌پی-۱ اشتها را سرکوب می‌کند. مهم‌ترین مزیت تابلیت لیلی نسبت به وِگووی، مصرف آسان آن است. این دارو بدون محدودیت زمانی و در هر ساعت از شبانه‌روز قابل استفاده است، در حالی که تابلیت وِگووی باید صبح وقت و ۳۰ دقیقه پیش از مصرف هر نوع غذا، آب یا داروی دیگر استفاده شود. پس از اعلام این خبر، سهام شرکت لیلی ۴ درصد رشد کرد و در مقابل، سهام نُوو نوردیسک در بازار آمریکا نزدیک به ۲ درصد کاهش یافت. تحلیل‌گران معتقدند تابلیت‌های خوراکی جایگزین کامل داروهای تزریقی نخواهند شد، اما تا سال ۲۰۳۰ میلادی می‌توانند حدود ۲۰ درصد بازار را به خود اختصاص دهند، به‌ویژه در میان بیمارانی که مصرف تابلیت را بر تزریق ترجیح می‌دهند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 80 بازدید

مسوولان محلی حکومت سرپرست در لغمان می‌‌گویند که یک دختر ۱۱ ساله براثر رانش زمین در ولسوالی علی‌نگار این ولایت جان باخته است. خیرمحمد غازی، رییس اداره‌ی مبارزه با حوادث در لغمان گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۲:۰۰ پس‌ازچاشت روز (پنج‌شنبه، ۱۳ حمل) روستای «سنگردره میرگل» از مربوطات ولسوالی علی‌نگار رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که رانش کوه در پی بارندگی شدید رخ داده است و جان این کودک را گرفته است. پیش از این نیز مواردی از تلفات ناشی از رانش زمین و کوه از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 60 بازدید

بکتاش سیاووش، عضو پیشین پارلمان افغانستان، با برپایی خیمه‌ی اعتراضی در برابر پارلمان اروپا در شهر بروکسل پایتخت بلجیم، کارزاری را تحت عنوان «دفاع از حقوق زنان و دختران افغانستان» راه‌اندازی کرده است. آقای سیاووش دیروز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواستار به‌رسمیت‌ شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان شده است. او در ادامه تاکید کرده است: «نخستین روز خیمه تحصن در دفاع از حقوق زنان و دختران میهن، در مقابل پارلمان اتحادیه اروپا، با دیدارهای مردمی و اعلام حمایت مردم همراه شد.» این عضو پیشین مجلس نمایندگان کشور از اتحادیه‌ی اروپا خواسته که از حقوق بشر در افغانستان دفاع کرده و به «استانداردهای دوگانه» پایان دهد. وی تاکید کرده است: «اتحادیه‌ی اروپا باید به استانداردهای دوگانه پایان و سکوت را بشکند، زیرا سکوت در برابر این ظلم و سرکوب، سکوت بی‌طرفی نیست، بلکه همدستی با حکومت فعلی است.» همچنین آقای سیاووش با راه‌اندازی یک درخواست آنلاین، تا اکنون بیش‌از هزار امضا در دفاع از حقوق زنان جمع‌آوری کرده است. در متن این درخواست آمده که با گذشت بیش از یک هزار و ۶۵۵ روز از محرومیت دختران از آموزش، وضعیت حقوق بشر در این کشور به‌گونه‌ی بی‌سابقه‌ای بدتر شده و زنان و دختران به‌طور سیستماتیک از زندگی اجتماعی کنار گذاشته شده‌اند. در ادامه این کارزار آمده است که حکومت فعلی با صدور ده‌ها فرمان محدودکننده، عملاً نیمی از جمعیت افغانستان را از حقوق اساسی‌شان محروم کرده و با ایجاد یک ساختار «نهادینه‌شده‌ی سرکوب»، آپارتاید جنسیتی را به سیاست رسمی خود تبدیل کرده‌‌اند. در حالی این عضو پیشین پارلمان از حقوق زنان و دختران دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 67 بازدید

برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با ارائه‌ی بسته‌های مالی هدف‌مند، به زنان و دختران افغانستان کمک می‌کند کسب‌وکار خود را گسترش دهند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، داستانی از یک کسب‌وکار زنان زیر نام «نهالستان جسمین» را شریک کرده است که با دریافت ۱۰ هزار دالر کمک‌هزینه و هفت هزار و ۵۰۰ دالر قرض، توانسته رشد خوبی داشته باشد. این کسب‌وکار در ولایت بلخ، به تولید صنایع دستی تمرکز دارد و در آن، کشف، لباس و کیف و دیگر وسایل ساخته می‌شود. برنامه‌ توسعه‌ای ملل متحد با هم‌کاری مالی اتحادیه‌ی اروپا، برنامه‌ی توان‌مندسازی زنان را به راه انداخته و در آن از کسب‌وکارهای کوچک زنان حمایت می‌کند. در حالی سازمان ملل متحد بر کسب‌وکار زنان و دختران افغانستان تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 41 بازدید

خبرگزاری باختر تحت کنترول حکومت سرپرست اعلام کرده است که در حملات توپ‌خانه‌ای نیروهای پاکستان بر ولسوالی «سرکانو» در ولایت کنر، دو کودک کشته و شش کودک دیگر زخمی شدند. خبرگزاری باختر با نشر گزارشی گفته است که این رویداد عصر روز گذشته (چهارشنبه ۱۲ حمل) بر روستای «ناوه پاس» از مربوطات ولسوالی سرکانو انجام شده است. در گزارش آمده است که زخمی‌ها جهت درمان به شفاخانه ولایتی کنر منتقل شدند. در گزارش آمده است که در حملات نظامیان پاکستان در ولایت کنر، علاوه بر کشته شدن کودکان، خانه‌های غیرنظامیان نیز مورد حمله قرار گرفته است. همچنین حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی، چند روز پیش نیز اعلام کرده بود که در حملات راکتی پاکستان در ولایت کنر، یک تن کشته و ۱۶ تن دیگر زخمی شدند. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌های مرزی میان طالبان و پاکستان همچنان ادامه دارد و براساس آمار سازمان ملل، در این درگیری‌ها تا اکنون هزاران تن مجبور شدند خانه‌های خود را ترک کنند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 68 بازدید

گارد ساحلی ترکیه در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در حادثه غرق شدن یک قایق تندرو حامل مهاجران اهل افغانستان، در دریای اژه، ۱۹ نفر به‌شمول یک نوزاد جان باخته‌اند. خبرگزاری اسوشیتدپرس به نقل از گارد ساحلی ترکیه گزارش داده است که این رویداد روز چهارشنبه (۱۲ حمل ۱۴۰۵/ ۱ اپریل ۲۰۲۶) در نزدیکی شهر ساحلی بودروم، رخ داده است. در گزارش آمده است که این حادثه‌ی دریایی، زمانی اتفاق افتاد که سرنشینان قایق تلاش می‌کردند در آب‌های متلاطم از گارد ساحلی فرار کند. فرماندهی گارد ساحلی ترکیه تاکید کرده است که این قایق حامل ده‌ها مهاجر، هشدارهای پیهم برای توقف را نادیده گرفت و با سرعت زیاد اقدام به فرار کرد. این نهاد امنیتی افزوده است که ۲۱ نفر دیگر پس از اعزام تیم‌های امداد و نجات با پشتیبانی یک هلی‌کوپتر که از شهر نزدیک ازمیر اعزام شده‌ بود نجات یافتند. مقام‌ها ترکی گفته‌اند که ۱۸ جسد را از آب بیرون کشیدند و یک نفر پس از انتقال به شفاخانه جان باخت. باید گفت که هنوز مشخص نیست که هدف این قایق کجا بوده اما شهروندان اهل افغانستان از آب‌های ترکیه و یونان به‌عنوان مسیری برای رسیدن به اروپا استفاده می‌کنند. حوادث مشابهی قبل از این در آب‌های ترکیه و یونان از شهروندان افغانستان قربانی گرفته است.

ادامه مطلب