نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

6 ساعت قبل - 13 بازدید

ادوین سینیزا، نماینده سازمان صحی جهان  (WHO)، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیماری توبرکلوز همچنان یک تهدید جدی صحی در افغانستان است و سالانه هزاران تن به آن مبتلا می‌شوند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۴ حمل) با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از موارد توبرکلوز بدون تشخیص باقی می‌مانند و نیاز فوری به اقدام جمعی وجود دارد. همچنین وی در ادامه تاکید کرده است: «پایان دادن به توبرکلوز تنها یک آرزو نیست، بلکه هدفی قابل دستیابی است.» ادوین سینیزا در ادامه افزوده است که به مناسبت روز جهانی توبرکلوز، سازمان صحی جهان خواستار اقدام جمعی برای گسترش تشخیص زودهنگام این بیماری است. وی تصریح کرد که برای جلوگیری از این بیماری باید دسترسی به تداوی بهبود پیدا کند و اطمینان حاصل شود که هیچ‌کس نادیده گرفته نمی‌شود. سازمان صحی جهان پیش‌تر نیز توبرکلوز را یک بیماری تهدیدکننده در سطح جهان خوانده و خواستار اقدامات جدی برای جلوگیری از این بیماری شده بود.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 56 بازدید

سازمان بین‌المللی کار(ILO) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمایت اجتماعی از سلامت، نقش کلیدی در دسترسی موثر زنان و دختران به خدمات صحی با کیفیت و همچنان تأمین امنیت درآمد آنان در دوران بیماری و دوران بارداری دارد. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۴ مارچ) با نشر گزارشی گفته است که سیاست‌های حمایت اجتماعی و سلامت باید بر برابری جنسیتی تمرکز کنند تا حقوق زنان محافظت شده و نتایج واقعی برای زنان و دختران در سراسر جهان حاصل شود. در بخشی از گزارش سازمان بین‌المللی متحد آمده است که حتی در کشورهای که قوانین دسترسی برابر زنان و مردان به خدمات صحی را تضمین می‌کنند، نابرابری‌های بازار کار سبب می‌شود زنان از مزایای اجتماعی و خدمات سلامت به‌طور برابر بهره‌مند نشوند. در ادامه آمده است که اغلب زنان در مشاغل غیررسمی مشغول‌ هستند و دستمزد کمتری دریافت می‌کنند که این عوامل دسترسی موثر آنان به حمایت اجتماعی از سلامت را محدود می‌کند. سازمان بین‌المللی کار در ادامه افزوده است که سیاست‌های حمایت اجتماعی باید زنان را در تمام مراحل زندگی، از دوران بارداری تا پیری، حمایت کنند و با هم‌راستا کردن این سیاست‌ها با امنیت درآمد و مراقبت‌های صحی، کرامت و رفاه آنان را تضمین کنند. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 62 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آغاز جنگ در خاورمیانه، تا اکنون بیش از دو هزار ۱۰۰ کودک کشته و زخمی شده‌اند. یونیسف امروز (سه‌شنبه، ۴ حمل/۲۴ مارچ) با نشر گزارشی گفته است که در جریان این درگیری‌ها، ۲۰۶ کودک در ایران، ۱۱۸ کودک در لبنان، چهار کودک در اسرائیل و یک کودک در کویت کشته شده‌اند. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که به‌طور متوسط از آغاز جنگ، هر روز حدود ۸۷ کودک کشته یا زخمی شده‌اند و احتمال دارد با ادامه خشونت‌ها آمار تلفات نیز افزایش یابند. یونیسف با اشاره به وضعیت ایران، گفته است که حدود ۳.۲ میلیون تن در این کشور آواره شده‌اند که نزدیک به ۸۶۴ هزار تن از آنان کودک هستند. براساس گزارش، در لبنان نیز بیش از یک میلیون تن آواره شده‌اند و حدود ۳۷۰ هزار کودک، نزدیک به یک‌سوم کل آواره‌گان، در شرایط دشوار در مکان‌های عمومی از جمله مکاتب پناه گرفته‌اند.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 73 بازدید

ایزابل روم، سفیر فرانسه در امور حقوق بشر در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کشورش هرگونه گفتگو با حکومت فعلی افغانستان را رد کرده و قوانین محدودکننده که حقوق اساسی و دسترسی زنان به فضاهای عمومی را هدف قرار داده، محکوم می‌کند. خانم روم با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران افغانستان باید در هر تصمیم‌گیری پشت میز حضور داشته باشند. وی در ادامه از ویوین تایتل‌بام، عضو سنای بلجیم برای سازماندهی نشستی در مجلس سنای این کشور در حمایت از زنان و دختران افغانستان، قدردانی کرد. همچنین پیشتر شماری از چهره‌های فعال افغانستانی طی نشست دو روزه‌ای در پارلمان اروپا و مجلس سنای بلجیم گردهم آمده‌اند. سفیر فرانسه در امور حقوق بشر در ادامه نوشته است: «زنان افغانستان قربانی نیستند. آن‌ها بازماندگان و مبارزان هستند. ما در کنارشان می‌ایستیم. آن‌ها باید در هر تصمیمی حضور داشته باشند.» ایزابل روم همچنین یادآوری کرده است که فرانسه همراه با پنج کشور دیگر از آغازگران صدور حکم بازداشت رهبران حکومت فعلی از سوی دادستان دیوان کیفری بین‌المللی بوده و از ایجاد سازوکار تحقیقاتی برای مستندسازی جنایات حمایت کرده است. در حالی سفیر فرانسه در امور حقوق بشر از حقوق زنان و دختران افغانستان حمایت می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 39 بازدید

آرانیا جوهار از برجسته‌ترین چهره‌های نسل جدید شاعران در هند و جهان معاصر است که با استفاده از «اسلم پویتری» یا شعر اجرايی، توانسته جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان، به‌ویژه جوانان، به دست آورد. او نه‌تنها یک شاعر، بلکه یک صدای اجتماعی، فعال فرهنگی و نماینده‌ی نسلی است که می‌خواهد بی‌پرده درباره دردها، فشارها و امیدهایش سخن بگوید. در دنیایی که شعر کلاسیک گاه از زندگی روزمره فاصله گرفته، آرانیا توانسته شعر را دوباره به متن زندگی برگرداند. آرانیا در سال ۱۹۹۸ در بمبئی، یکی از پویاترین و چندفرهنگی‌ترین شهرهای هند، متولد شد. رشد در چنین فضایی باعث شد از همان ابتدا با تنوع دیدگاه‌ها، فرهنگ‌ها و تضادهای اجتماعی آشنا شود. این تجربه زیسته، بعدها در شعرهایش به‌خوبی بازتاب یافت. او از دوران نوجوانی به نوشتن روی آورد و خیلی زود دریافت که شعر می‌تواند زبان بیان چیزهایی باشد که گفتن‌شان در قالب‌های معمول دشوار است. نخستین اجرای عمومی‌اش در حدود دوازده‌سالگی، نقطه عطفی در مسیر هنری او بود؛ جایی که فهمید کلمات وقتی با صدا و احساس همراه شوند، قدرتی چندبرابر پیدا می‌کنند. از نظر شخصیتی، آرانیا ترکیبی از جسارت و آسیب‌پذیری است. او بی‌پروا درباره موضوعاتی سخن می‌گوید که در بسیاری از جوامع، به‌ویژه برای زنان، هنوز تابو محسوب می‌شوند. در عین حال، صداقت او در بیان تجربه‌های شخصی—از فشارهای اجتماعی گرفته تا مسائل مربوط به سلامت روان—باعث شده مخاطبانش احساس نزدیکی عمیقی با او داشته باشند. او نه در جایگاه یک «شاعر دور از دسترس»، بلکه به‌عنوان یک انسان واقعی با دغدغه‌های ملموس ظاهر می‌شود. همین ویژگی، یکی از دلایل اصلی محبوبیت اوست. سبک شعری آرانیا جوهار را باید در چارچوب اسلم پویتری یا شعر اجرايی درک کرد. در این سبک، شعر صرفاً مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست، بلکه یک «اجرا» است؛ ترکیبی از صدا، بدن، ریتم و احساس. آرانیا به‌خوبی از این عناصر استفاده می‌کند تا مخاطب را نه‌تنها به شنیدن، بلکه به «حس کردن» شعر دعوت کند. مکث‌های حساب‌شده، تغییر لحن، تاکید بر برخی واژه‌ها و حتی زبان بدن او، همگی در انتقال معنا نقش دارند. به همین دلیل، بسیاری از آثارش زمانی بیشترین تاثیر را دارند که به‌صورت ویدیویی یا روی صحنه دیده شوند. از نظر زبانی، او به سادگی و شفافیت وفادار است. واژه‌های پیچیده و ساختارهای سنگین در شعر او جایی ندارند. این سادگی، البته به معنای سطحی بودن نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای دسترسی‌پذیر کردن شعر است. او می‌خواهد پیامش برای همه قابل فهم باشد، نه فقط برای مخاطبان خاص ادبی. این رویکرد باعث شده آثارش در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت منتشر شوند و میلیون‌ها نفر با آن‌ها ارتباط برقرار کنند. درون‌مایه‌های شعری آرانیا عمیقاً اجتماعی و انسانی هستند. او درباره نابرابری‌های جنسیتی، کلیشه‌های فرهنگی، فشارهایی که بر بدن و هویت زنان وارد می‌شود، و همچنین درباره اضطراب، تنهایی و جست‌وجوی خودِ واقعی می‌نویسد. یکی از شناخته‌شده‌ترین آثارش با عنوان «راهنمای یک دختر قهوه‌ای برای جنسیت»، به‌خوبی نشان‌دهنده این دغدغه‌هاست. در این اثر، او تجربه‌ی زیسته‌ی یک دختر در جامعه‌ای پر از قضاوت را به تصویر می‌کشد؛ تجربه‌ای که برای بسیاری از مخاطبان، آشنا و ملموس است. از نظر ساختاری، شعرهای او اغلب حالتی روایی دارند. او داستان می‌گوید، اما نه به شیوه کلاسیک، بلکه با زبانی فشرده و احساسی. هر شعر، قطعه‌ای از یک زندگی واقعی است؛ گاهی یک خاطره، گاهی یک اعتراض، و گاهی یک اعتراف. این روایت‌محور بودن، باعث می‌شود مخاطب به‌راحتی با شعر ارتباط برقرار کند و خود را در آن ببیند. در حوزه انتشار آثار، آرانیا مسیر متفاوتی را نسبت به شاعران سنتی انتخاب کرده است. او به‌جای تمرکز بر کتاب‌های چاپی، از پلتفرم‌های دیجیتال برای ارائه آثارش بهره می‌برد. ویدیوهای او در اینترنت میلیون‌ها بار دیده شده‌اند و همین امر باعث شده مخاطبانش محدود به یک منطقه جغرافیایی خاص نباشند. او همچنین در رویدادهای بین‌المللی، از جمله برنامه‌های سخنرانی، حضور داشته و با هنرمندان دیگر همکاری کرده است. این حضور فعال در فضاهای مختلف، نشان‌دهنده آن است که او شعر را در تعامل با دیگر اشکال هنری و رسانه‌ای می‌بیند. در زمینه دستاوردها، اگرچه آرانیا جوهار کمتر در چارچوب جوایز ادبی سنتی تعریف می‌شود، اما تاثیرگذاری او را نمی‌توان نادیده گرفت. او توانسته با مخاطبان گسترده‌ای ارتباط برقرار کند، الهام‌بخش بسیاری از جوانان باشد و به‌عنوان صدایی معتبر در مسائل اجتماعی شناخته شود. در واقع، موفقیت او بیشتر در «تاثیر» خلاصه می‌شود تا در «تقدیر رسمی». با این حال، آثار او از نگاه منتقدان دور نمانده است. یکی از نقدهای رایج، سادگی بیش از حد زبان و ساختار شعرهای اوست. برخی بر این باورند که شعرهایش از نظر تکنیکی به پای آثار کلاسیک یا حتی برخی شاعران مدرن نمی‌رسند. همچنین گفته می‌شود که در برخی موارد، پیام اجتماعی آن‌قدر پررنگ است که جنبه‌های هنری اثر را کم‌رنگ می‌کند. از سوی دیگر، وابستگی شدید شعرهای او به اجرا نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ به این معنا که اگر همان متن بدون اجرا خوانده شود، ممکن است تاثیرگذاری‌اش کاهش یابد. اما در برابر این نقدها، باید به این نکته توجه کرد که آرانیا جوهار اساساً در حال بازتعریف مفهوم شعر است. او به نسلی تعلق دارد که با اینترنت، ویدیو و ارتباطات سریع رشد کرده و طبیعی است که فرم‌های هنری‌اش نیز با این تغییرات هماهنگ باشد. اگر شعر کلاسیک بر صفحه کاغذ تعریف می‌شود، شعر آرانیا بر صحنه و در فضای دیجیتال معنا پیدا می‌کند. از منظر فرهنگی، او نماینده نوعی «ادبیات زنده» است؛ ادبیاتی که در لحظه شکل می‌گیرد، اجرا می‌شود و بلافاصله با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. این نوع ادبیات، شاید از نظر برخی فاقد پیچیدگی‌های سنتی باشد، اما در عوض، از نظر تاثیرگذاری و گستره مخاطب، بسیار قدرتمند است. در نهایت، آرانیا جوهار را می‌توان پلی میان هنر و زندگی دانست؛ کسی که شعر را از قالب‌های محدود بیرون آورده و آن را به زبان روزمره مردم نزدیک کرده است. او با صدایی صادق و پرانرژی، توانسته روایتگر بخشی از واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی معاصر باشد. شعر او، بیش از آنکه به دنبال زیبایی صرف باشد، در پی «گفتن» است—گفتنی که گاه دردناک، گاه امیدبخش و همیشه واقعی است.  نمونه‌ای از حال‌وهوای شعر آرانیا جوهار (بازنویسی آزاد به سبک او) به من گفتند آرام‌تر حرف بزن دخترها صدایشان باید شبیه دعا باشد نه شبیه اعتراض به من گفتند لبخند بزن حتی وقتی دنیا روی شانه‌هایت سنگینی می‌کند اما من یاد گرفتم صدایم را از میان ترس‌هایم بیرون بکشم یاد گرفتم که هر واژه می‌تواند دیواری را فرو بریزد و حالا اگر بلند حرف می‌زنم برای این است که سال‌ها کسی صدایم را نشنیده بود نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 48 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی افغانستان آسیب می‌زند و باعث عقب‌ماندگی جوامع در این کشور می‌شود. آقای لیندسی امروز (دوشنبه، ۳ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: « با آغاز سال تحصیلی در افغانستان، میلیون‌ها دختر دوباره از حق یادگیری محروم می‌شوند.» نماینده ویژه بریتانیا در ادامه تاکید کرده است: «محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی‌ کشور آسیب می‌رساند و باعث عقب ماندگی جوامع افغا‌نستان می‌شود. آموزش باید برای همه در دسترس باشد.» قابل ذکر است که امسال پنجمین سال متوالی است که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب محروم کرده‌اند. همچنین حکومت فعلی دروازه‌‌های دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی را به روی زنان و دختران بسته‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 58 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک‌سوم مکاتب کشور فاقد آب آشامیدنی سالم و نیمی از مکاتب دارای سرویس بهداشتی ناکافی هستند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۳ حمل) با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کمبود آب سالم و امکانات صحی در مکاتب افغانستان سبب ترک تحصیل کودکان، به‌ویژه دختران می‌شود. در بخشی از گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد آمده است که بیش از ۶۰ درصد مکاتب فاقد سرویس بهداشتی جداگانه برای دختران هستند و این مشکلات مانع حضور منظم کودکان در صنف‌ها و افزایش آمار ترک تحصیل شده است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که به همراه بانک جهانی در حال کمک به بهبود دسترسی به آب، بهداشت و خدمات صحی در مکاتب افغانستان هستند. این سازمان گفته است که تا اکنون نُه مکتب در ولایت لوگر از امکانات جدید بهره‌مند شده‌اند که این تغییرات مستقیماً بر بیش از دو هزار ۳۰۰ کودک و ۴۷ معلم تأثیر گذاشته و سبب می‌شود کودکان بیشتری به مکتب بازگردند و ثبت‌نام کنند. یونیسف پیشتر نیز گفته بود که دسترسی به آب سالم نه تنها سلامت کودکان را بهبود می‌بخشد، بلکه حضور آنان در مکتب را افزایش می‌دهد و شرایط تحصیل را بهتر می‌کند. این حالی است که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان به‌دلیل نبود دسترسی به آب سالم، مجبور هستند برای تأمین آب، خود یا کودکان شان ساعت‌ها پیاده‌روی کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 156 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان با ابراز نگرانی گفته است که در سال جدید، دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان همچنان از رفتن به مکتب محروم هستند. آقای بنت در پیام تبریکی نوروز در حساب کاربری ایکس خود بر لغو محدودیت‌های تحصیلی دختران تاکید کرده و گفته است که علاوه بر دختران دانش‌آموز، دختران دانش‌جو نیز قادر به حضور در دانشگاه نیستند. وی در ادامه تاکید کرده است: «من یادآوری می‌کنم که تنها در افغانستان این روز، شروع یک سال تحصیلی جدید دیگر است که در آن دختران بالای صنف ششم اجازه ادامه تحصیل در مکتب را نخواهند داشت.» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در ادامه افزوده است که این محدودیت‌ها غیرقابل قبول است و باید هر چه زودتر لغو شود. قابل ذکر است که نهادهای بین‌المللی همواره تاکید کردند که محرومیت دختران از آموزش نه تنها آینده آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی برای کل جامعه افغانستان به همراه دارد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 40 بازدید

نمایندگد اتحادیه‌ اروپا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد در پیام تبریکی سال نو خورشیدی به شهروندان افغانستان، گفته است که انتظار دارد دختران بتوانند به مکتب بازگردند. این اتحادیه‌ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «هم‌زمان با آغاز سال نو آموزشی، چشم به راه روزی هستیم که هر دختر دوباره به صنف درسی بازگردد.» قابل ذکر است سال ۱۴۰۵، پنجمین سالی است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان حق آموزش را از دست داده‌اند. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در تابستان سال ۱۴۰۰، حق آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران تعلیق کرده و هنوز روشن نیست که چه زمانی دختران می‌توانند حق آموزش را دوباره به دست بیاورند. در ابتدا حکومت فعلی گفته بود که روی طرحی اسلامی برای بازگشت دختران به مکتب کار می‌کنند و با نهایی‌شدن آن دختران می‌توانند به آموزش ادامه بدهند؛ اما با گذشت زمان دختران نه تنها نتوانستند به مکتب بازگردند، بل که دختران و زنان حق تحصیل در دانشگاه را نیز از دست دادند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 32 بازدید

همه ما در طول روز با خودمان حرف می‌زنیم. این صدا همیشه بلند و واضح نیست، اما به‌طور مداوم در ذهن ما جریان دارد؛ از لحظه‌ای که بیدار می‌شویم تا زمانی که به خواب می‌رویم. این گفتگوهای درونی می‌توانند حمایتی، دلگرم‌کننده و واقع‌بینانه باشند یا برعکس، انتقادی، تحقیرکننده و منفی. آنچه بسیاری از ما به آن توجه نداریم، این است که کیفیت این گفتگوهای درونی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری اعتماد به نفس و حتی رفتار بیرونی ما دارد. در واقع، خیلی وقت‌ها آنچه ما را محدود می‌کند، شرایط بیرونی نیست، بلکه صدایی است که در درونمان مدام ما را قضاوت می‌کند. گفتگوهای درونی منفی معمولاً به شکل جملات آشنایی ظاهر می‌شوند؛ جملاتی مثل «من به درد این کار نمی‌خورم»، «همیشه خراب می‌کنم»، «دیگران از من بهترند»، «اگر تلاش کنم هم فایده‌ای ندارد» یا «حتماً مسخره‌ام می‌کنند». این صدا ممکن است آن‌قدر عادی و همیشگی باشد که ما آن را بخشی از واقعیت بدانیم، نه صرفاً یک فکر. در حالی که این افکار الزاماً حقیقت نیستند، بلکه تفسیر ذهن ما از تجربه‌ها هستند. اما چون مدام تکرار می‌شوند، کم‌کم شبیه یک حقیقت قطعی به نظر می‌رسند. ریشه بسیاری از گفتگوهای درونی منفی به گذشته ما برمی‌گردد. تجربه‌های کودکی، شیوه برخورد والدین، معلمان و اطرافیان، و حتی فضای فرهنگی و اجتماعی، همگی در شکل‌گیری این صدا نقش دارند. کودکی که مدام با انتقاد، مقایسه یا سرزنش روبه‌رو بوده است، ممکن است در بزرگسالی همان لحن را در ذهن خود ادامه دهد. حتی اگر آن افراد دیگر حضور نداشته باشند، صدایشان در ذهن ما باقی می‌ماند و به صدای درونی ما تبدیل می‌شود. به این ترتیب، ما ناخواسته همان رفتاری را با خودمان می‌کنیم که قبلاً دیگران با ما کرده‌اند. تاثیر مستقیم این گفتگوهای منفی، کاهش اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس یعنی باور به توانایی‌ها و ارزشمندی خود. وقتی ذهن ما دائماً پیام‌های منفی ارسال می‌کند، طبیعی است که این باور تضعیف شود. فردی که مدام به خودش می‌گوید «من کافی نیستم»، به‌تدریج این جمله را باور می‌کند، حتی اگر شواهد بیرونی خلاف آن را نشان دهند. در این حالت، موفقیت‌ها کوچک شمرده می‌شوند و شکست‌ها بزرگ و تعیین‌کننده به نظر می‌رسند. یک اشتباه ساده می‌تواند به نشانه‌ای از «بی‌عرضگی» تعبیر شود، نه صرفاً یک تجربه انسانی. این کاهش اعتماد به نفس فقط در ذهن باقی نمی‌ماند، بلکه به رفتار بیرونی ما نیز منتقل می‌شود. کسی که در درون خود را ناتوان می‌بیند، احتمالاً کمتر ریسک می‌کند، کمتر نظر می‌دهد و از موقعیت‌هایی که نیاز به دیده شدن دارد، دوری می‌کند. ممکن است در جمع ساکت بماند، از درخواست کردن بترسد یا به فرصت‌های جدید «نه» بگوید؛ نه به این دلیل که نمی‌خواهد، بلکه چون فکر می‌کند «از پسش برنمی‌آیم». به این ترتیب، گفتگوهای درونی منفی به یک پیشگویی خودتحقق‌بخش تبدیل می‌شوند؛ ما چون فکر می‌کنیم نمی‌توانیم، اقدام نمی‌کنیم و چون اقدام نمی‌کنیم، واقعاً به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. از طرف دیگر، این افکار منفی می‌توانند باعث رفتارهای دفاعی یا اجتنابی شوند. برخی افراد برای پنهان کردن احساس بی‌ارزشی درونی، ممکن است بیش از حد کامل‌گرا شوند، دائماً خود را تحت فشار قرار دهند یا برعکس، به تعویق انداختن و فرار از مسئولیت را انتخاب کنند. هر دو حالت ریشه در همان صدای درونی دارند که مدام هشدار می‌دهد: «اگر خراب کنی، تأیید نمی‌شوی». در روابط نیز این موضوع تاثیرگذار است. فردی که در درون احساس ناامنی می‌کند، ممکن است بیش از حد وابسته شود، از طرد شدن بترسد یا حتی رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد تا از خود محافظت کند. نکته مهم این است که گفتگوهای درونی منفی معمولاً اغراق‌آمیز و مطلق‌گرا هستند. آن‌ها از کلماتی مثل «همیشه»، «هیچ‌وقت» و «همه» استفاده می‌کنند و پیچیدگی واقعیت را نادیده می‌گیرند. ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد تهدیدها را بزرگ‌تر ببیند، اما وقتی این الگو اصلاح نشود، به منبع دائمی استرس و کاهش عزت نفس تبدیل می‌شود. بسیاری از ما تصور می‌کنیم اگر با خودمان سخت‌گیر باشیم، پیشرفت می‌کنیم، در حالی که تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد خودگویی حمایتی و واقع‌بینانه بسیار موثرتر از سرزنش مداوم است. سخن پایانی: تغییر این گفتگوهای درونی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، اما ممکن است. اولین قدم، آگاه شدن از آن‌هاست؛ اینکه متوجه شویم چه زمانی و با چه لحنی با خودمان حرف می‌زنیم. قدم بعدی، به چالش کشیدن این افکار است؛ پرسیدن این سوال ساده که «آیا این فکر واقعاً حقیقت دارد یا فقط یک عادت ذهنی است؟». به‌تدریج می‌توان لحن این صدا را تعدیل کرد؛ نه لزوماً با جملات اغراق‌آمیز مثبت، بلکه با جملاتی واقع‌بینانه و مهربانانه‌تر. مثلاً به‌جای «من افتضاحم»، بگوییم «این کار سخت بود و من در حال یاد گرفتن هستم». در نهایت، گفتگوهای درونی ما مانند عینکی هستند که از پشت آن‌ها دنیا و خودمان را می‌بینیم. اگر این عینک تیره و مخدوش باشد، حتی واقعیت‌های روشن هم تار دیده می‌شوند. با اصلاح تدریجی این گفتگوها، نه‌تنها اعتماد به نفس ما تقویت می‌شود، بلکه رفتار بیرونی‌مان نیز تغییر می‌کند. ما جسورتر، آرام‌تر و صادق‌تر عمل می‌کنیم، چون دیگر بزرگ‌ترین منتقد زندگی‌مان، درون خودمان نیست. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب