نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

9 ساعت قبل - 16 بازدید

سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دوای جدید کاهش وزن متعلق به شرکت الی لیلی را با نام اورفورگلیپرون و برند تجاری فوندایو تایید کرده است. این دارو دومین داروی خوراکی کاهش وزن پس از تابلیت وِگووی شرکت نُوو نوردیسک است. این دو شرکت در تلاش‌اند با ارائه تابلیت به جای داروهای تزریقی، سهم بیشتری از بازار گرم کاهش چاقی به‌دست آورند. شرکت الی لیلی اعلام کرد این دارو از ۱۷ حمل به طور آنلاین قابل سفارش است و قیمت ماهانه آن برای کمترین دوز، ۱۴۹ دالر تعیین شده است. این دارو به زودی از طریق دواخانه‌ها نیز در دسترس خواهد بود. اورفورگلیپرون یک داروی خوراکی روزانه است که با تقلید از هورمون جی‌ال‌پی-۱ اشتها را سرکوب می‌کند. مهم‌ترین مزیت تابلیت لیلی نسبت به وِگووی، مصرف آسان آن است. این دارو بدون محدودیت زمانی و در هر ساعت از شبانه‌روز قابل استفاده است، در حالی که تابلیت وِگووی باید صبح وقت و ۳۰ دقیقه پیش از مصرف هر نوع غذا، آب یا داروی دیگر استفاده شود. پس از اعلام این خبر، سهام شرکت لیلی ۴ درصد رشد کرد و در مقابل، سهام نُوو نوردیسک در بازار آمریکا نزدیک به ۲ درصد کاهش یافت. تحلیل‌گران معتقدند تابلیت‌های خوراکی جایگزین کامل داروهای تزریقی نخواهند شد، اما تا سال ۲۰۳۰ میلادی می‌توانند حدود ۲۰ درصد بازار را به خود اختصاص دهند، به‌ویژه در میان بیمارانی که مصرف تابلیت را بر تزریق ترجیح می‌دهند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 23 بازدید

شب‌ها در خانه‌ی شکریه زودتر از هر جای دیگر تاریک می‌شود؛ نه فقط به‌خاطر خاموشی چراغ، بلکه به‌خاطر فکری که مثل دود در همه‌جا پخش است. اتاق کوچک‌شان بوی دوا و نم می‌دهد. پدرش در گوشه‌ای روی یک توشک نازک دراز کشیده؛ سرفه‌هایی که از سینه‌اش بیرون می‌آید خشک و بریده‌بریده است، طوری که هر بار شکریه حس می‌کند شاید این سرفه آخرین باشد. او همیشه قبل از خواب چند دقیقه کنار پدر می‌نشیند، دستش را روی سینه‌اش می‌گذارد؛ نه از سر محبت ساده، بلکه از ترس… ترس از این‌که یک‌وقت نفسش دیگر بالا نیاید. در همان حال، صدای آهسته‌ی مادر از حویلی می‌آید که هنوز ظرف می‌شوید؛ با دست‌هایی که پوستش از مواد شوینده ترک خورده، و زیر لب چیزی زمزمه می‌کند؛ شاید دعا، شاید درد. شکریه دختر کلان خانه است. این جمله در ظاهر ساده است، اما در زندگی او یعنی این‌که هیچ‌وقت فرصت نکرده فقط «دختر» باشد. یعنی از همان وقتی که مکتب بسته شد، انگار کسی نام او را از روی لیست شاگردان پاک کرد و به جایش نوشت: نان‌آور، مراقب، صبور. صبح‌ها قبل از همه بیدار می‌شود، چای را می‌جوشاند، نان خشک را با آب نرم می‌کند تا برای خوردن قابل شود، خواهرهای کوچکش را بیدار می‌کند، موهای‌شان را با دقت می‌بافد، به برادرش می‌گوید که از خانه دور نرود، و در همین میان، گاهی یک نگاه کوتاه به کتاب‌هایش می‌اندازد که گوشه‌ی اتاق خاک گرفته‌اند. کتاب‌هایی که هنوز بوی گذشته را می‌دهند؛ بوی روزهایی که دغدغه‌اش فقط امتحان و مشق بود، نه این‌که امشب نان دارند یا نه. وقتی از خانه بیرون می‌رود تا به کارخانه برسد، راهی را طی می‌کند که قبلاً با بکس مکتبش می‌رفت. حالا دست‌هایش خالی است، اما دلش سنگین‌تر از همیشه. در راه، دخترهای هم‌سنش را می‌بیند که بعضی هنوز امیدوارانه درباره‌ی مکتب حرف می‌زنند، اما او دیگر در آن حرف‌ها شریک نیست. او وارد دنیایی شده که در آن سن مهم نیست، نیاز مهم است. کارخانه در حاشیه‌ی شهر است؛ ساختمانی خاکستری با دیوارهای بلند و پنجره‌هایی که همیشه نیمه‌بازند، اما هیچ‌وقت هوای تازه وارد نمی‌شود. داخلش بوی مواد و عرق و خستگی درهم آمیخته، و صدای ماشین‌ها آن‌قدر بلند است که آدم گاهی صدای فکر خودش را هم نمی‌شنود. کار شکریه ساده به نظر می‌رسد، اما ساده نیست؛ ساعت‌ها ایستادن، بدون این‌که حق داشته باشد بنشیند، بدون این‌که بتواند با کسی راحت حرف بزند. دست‌هایش زود زخم شد، ناخن‌هایش شکست، و پاهایش هر شب آن‌قدر درد می‌کرد که گاهی نمی‌توانست درست راه برود. اما هیچ‌کدام از این‌ها به اندازه‌ی چیزی که بعداً شروع شد آزاردهنده نبود؛ نگاه‌هایی که اول فقط سنگین بودند، بعد آهسته‌آهسته معنی پیدا کردند. نگاه‌هایی که او را نه به‌عنوان یک کارگر، بلکه به‌عنوان چیزی دیگر می‌دیدند؛ چیزی که خودش از گفتن نامش هم شرم داشت. کارفرما مردی بود که خیلی زود فهمید شکریه چه کسی است. او فهمید این دختر انتخاب ندارد. فهمید پشت این چهره‌ی خاموش یک خانه است، یک پدر مریض، یک مادر خسته، چند کودک گرسنه. و همین فهمیدن او را خطرناک‌تر کرد. اول با مهربانی ساختگی شروع کرد؛ گاهی از کارش تعریف می‌کرد، گاهی می‌گفت: «تو با بقیه فرق داری.» شکریه اول این حرف‌ها را جدی نگرفت، فقط سرش را پایین می‌انداخت و کارش را ادامه می‌داد. اما کم‌کم فاصله‌ها کمتر شد، حرف‌ها آهسته‌تر شد و معنی‌ها واضح‌تر. یک روز که همه رفته بودند و او مانده بود تا کارش را تمام کند، مرد صدایش کرد. صدای ماشین‌ها هنوز در فضا بود، اما آن لحظه برای شکریه همه‌چیز ساکت شد. نزدیک رفت، بدون این‌که سرش را بالا کند. مرد با لحنی آرام اما سنگین گفت که می‌تواند کمکش کند، می‌تواند معاشش را زیاد کند، می‌تواند کارش را سبک‌تر کند… اما در عوض چیزی می‌خواست که گفتنش را مستقیم بلد نبود، یا شاید نمی‌خواست مستقیم بگوید. شکریه اول وانمود کرد نفهمیده؛ گفت که فقط می‌خواهد کار کند. اما مرد لبخند زد؛ لبخندی که بیشتر شبیه هشدار بود تا مهربانی. از آن روز به بعد فشار بیشتر شد. هر بار که او را تنها پیدا می‌کرد، حرف‌ها واضح‌تر می‌شد. شکریه دیگر مطمئن بود که چه می‌خواهد، اما نمی‌دانست چه کند. هر بار که به خانه برمی‌گشت، نگاه به پدرش می‌کرد که با سختی نفس می‌کشد، به مادرش که شب‌ها با پاهای ورم‌کرده می‌خوابد، به خواهرهایش که هنوز معصومانه درباره‌ی مکتب سؤال می‌کنند، و به برادرش که کفش ندارد. این‌ها فقط تصویر نبودند؛ این‌ها دلیل بودند. دلیل برای این‌که نتواند به‌سادگی بگوید: «کار را رها می‌کنم.» شبی که همه خواب بودند، شکریه بیدار ماند. صدای نفس‌های بریده‌ی پدرش، صدای سرفه‌ای که گاه‌گاهی می‌آمد، صدای باد که از لای درزهای دیوار می‌گذشت… همه‌ی این‌ها با فکرهایش قاطی شده بود. او به خودش فکر نمی‌کرد، یا شاید جرأتش را نداشت. فقط به این فکر می‌کرد که اگر کارش را از دست بدهد، فردا چه می‌شود؟ نان از کجا می‌آید؟ دوا از کجا؟ و اگر قبول کند… آن‌وقت چه چیزی از خودش باقی می‌ماند؟ این سؤال‌ها ساده نبودند و جواب‌شان هم آسان نبود. روز بعد، وقتی دوباره به کارخانه رفت، بدنش آن‌جا بود، اما ذهنش نه. کارفرما دوباره صدایش کرد. این‌بار دیگر صبر نداشت. مستقیم گفت: «یا قبول کن، یا دیگر نیا.» این جمله کوتاه بود، اما برای شکریه مثل حکم بود؛ نه فرصت فکر، نه راه سوم. فقط دو انتخاب که هر دو شبیه سقوط بودند. وقتی از کارخانه بیرون شد، هوا روشن بود، اما برای او همه‌چیز تیره به نظر می‌رسید. در راه، از کنار مکتبی گذشت که دروازه‌اش بسته بود. چند لحظه ایستاد. به دیوار نگاه کرد، به پنجره‌هایی که زمانی از آن‌ها صدای شاگردها می‌آمد. به یاد آورد روزی را که آخرین بار از آن دروازه بیرون شد، با این فکر که چند روز بعد دوباره برمی‌گردد. حالا اما می‌فهمید که آن «چند روز» شاید هیچ‌وقت تمام نشود. وقتی به خانه رسید، مادرش از کرایه‌ی عقب‌مانده گفت. پدرش دوباره سرفه کرد. خواهر کوچکش از مکتب پرسید. همه‌چیز همان بود، اما شکریه دیگر همان نبود. او دیگر فقط یک دختر نبود که از مکتب محروم شده؛ او دختری بود که در نقطه‌ای ایستاده که هیچ راهی در آن روشن نیست. آن شب، وقتی همه خوابیدند، شکریه آرام گریه کرد؛ نه با صدای بلند، نه با شکایت. فقط اشک‌هایی که بی‌صدا روی بالش می‌ریخت. او نمی‌دانست فردا چه تصمیمی می‌گیرد. نمی‌دانست تا کجا می‌تواند مقاومت کند. فقط یک چیز را می‌دانست: زندگی‌ای که باید می‌داشت از او گرفته شده، و حالا در جایی ایستاده که مجبور است برای چیزی بجنگد که حتی نباید مسئله‌اش می‌بود. و شاید دردناک‌ترین بخش همین باشد؛ این‌که شکریه هنوز در سنی است که باید درباره‌ی آرزوهایش فکر کند، نه دربارهٔ این‌که چگونه از خودش محافظت کند… در برابر دنیایی که هیچ رحمی ندارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 76 بازدید

مسوولان محلی حکومت سرپرست در لغمان می‌‌گویند که یک دختر ۱۱ ساله براثر رانش زمین در ولسوالی علی‌نگار این ولایت جان باخته است. خیرمحمد غازی، رییس اداره‌ی مبارزه با حوادث در لغمان گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۲:۰۰ پس‌ازچاشت روز (پنج‌شنبه، ۱۳ حمل) روستای «سنگردره میرگل» از مربوطات ولسوالی علی‌نگار رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که رانش کوه در پی بارندگی شدید رخ داده است و جان این کودک را گرفته است. پیش از این نیز مواردی از تلفات ناشی از رانش زمین و کوه از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 53 بازدید

بکتاش سیاووش، عضو پیشین پارلمان افغانستان، با برپایی خیمه‌ی اعتراضی در برابر پارلمان اروپا در شهر بروکسل پایتخت بلجیم، کارزاری را تحت عنوان «دفاع از حقوق زنان و دختران افغانستان» راه‌اندازی کرده است. آقای سیاووش دیروز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواستار به‌رسمیت‌ شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان شده است. او در ادامه تاکید کرده است: «نخستین روز خیمه تحصن در دفاع از حقوق زنان و دختران میهن، در مقابل پارلمان اتحادیه اروپا، با دیدارهای مردمی و اعلام حمایت مردم همراه شد.» این عضو پیشین مجلس نمایندگان کشور از اتحادیه‌ی اروپا خواسته که از حقوق بشر در افغانستان دفاع کرده و به «استانداردهای دوگانه» پایان دهد. وی تاکید کرده است: «اتحادیه‌ی اروپا باید به استانداردهای دوگانه پایان و سکوت را بشکند، زیرا سکوت در برابر این ظلم و سرکوب، سکوت بی‌طرفی نیست، بلکه همدستی با حکومت فعلی است.» همچنین آقای سیاووش با راه‌اندازی یک درخواست آنلاین، تا اکنون بیش‌از هزار امضا در دفاع از حقوق زنان جمع‌آوری کرده است. در متن این درخواست آمده که با گذشت بیش از یک هزار و ۶۵۵ روز از محرومیت دختران از آموزش، وضعیت حقوق بشر در این کشور به‌گونه‌ی بی‌سابقه‌ای بدتر شده و زنان و دختران به‌طور سیستماتیک از زندگی اجتماعی کنار گذاشته شده‌اند. در ادامه این کارزار آمده است که حکومت فعلی با صدور ده‌ها فرمان محدودکننده، عملاً نیمی از جمعیت افغانستان را از حقوق اساسی‌شان محروم کرده و با ایجاد یک ساختار «نهادینه‌شده‌ی سرکوب»، آپارتاید جنسیتی را به سیاست رسمی خود تبدیل کرده‌‌اند. در حالی این عضو پیشین پارلمان از حقوق زنان و دختران دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 65 بازدید

برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با ارائه‌ی بسته‌های مالی هدف‌مند، به زنان و دختران افغانستان کمک می‌کند کسب‌وکار خود را گسترش دهند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، داستانی از یک کسب‌وکار زنان زیر نام «نهالستان جسمین» را شریک کرده است که با دریافت ۱۰ هزار دالر کمک‌هزینه و هفت هزار و ۵۰۰ دالر قرض، توانسته رشد خوبی داشته باشد. این کسب‌وکار در ولایت بلخ، به تولید صنایع دستی تمرکز دارد و در آن، کشف، لباس و کیف و دیگر وسایل ساخته می‌شود. برنامه‌ توسعه‌ای ملل متحد با هم‌کاری مالی اتحادیه‌ی اروپا، برنامه‌ی توان‌مندسازی زنان را به راه انداخته و در آن از کسب‌وکارهای کوچک زنان حمایت می‌کند. در حالی سازمان ملل متحد بر کسب‌وکار زنان و دختران افغانستان تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 36 بازدید

خبرگزاری باختر تحت کنترول حکومت سرپرست اعلام کرده است که در حملات توپ‌خانه‌ای نیروهای پاکستان بر ولسوالی «سرکانو» در ولایت کنر، دو کودک کشته و شش کودک دیگر زخمی شدند. خبرگزاری باختر با نشر گزارشی گفته است که این رویداد عصر روز گذشته (چهارشنبه ۱۲ حمل) بر روستای «ناوه پاس» از مربوطات ولسوالی سرکانو انجام شده است. در گزارش آمده است که زخمی‌ها جهت درمان به شفاخانه ولایتی کنر منتقل شدند. در گزارش آمده است که در حملات نظامیان پاکستان در ولایت کنر، علاوه بر کشته شدن کودکان، خانه‌های غیرنظامیان نیز مورد حمله قرار گرفته است. همچنین حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی، چند روز پیش نیز اعلام کرده بود که در حملات راکتی پاکستان در ولایت کنر، یک تن کشته و ۱۶ تن دیگر زخمی شدند. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌های مرزی میان طالبان و پاکستان همچنان ادامه دارد و براساس آمار سازمان ملل، در این درگیری‌ها تا اکنون هزاران تن مجبور شدند خانه‌های خود را ترک کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 65 بازدید

گارد ساحلی ترکیه در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در حادثه غرق شدن یک قایق تندرو حامل مهاجران اهل افغانستان، در دریای اژه، ۱۹ نفر به‌شمول یک نوزاد جان باخته‌اند. خبرگزاری اسوشیتدپرس به نقل از گارد ساحلی ترکیه گزارش داده است که این رویداد روز چهارشنبه (۱۲ حمل ۱۴۰۵/ ۱ اپریل ۲۰۲۶) در نزدیکی شهر ساحلی بودروم، رخ داده است. در گزارش آمده است که این حادثه‌ی دریایی، زمانی اتفاق افتاد که سرنشینان قایق تلاش می‌کردند در آب‌های متلاطم از گارد ساحلی فرار کند. فرماندهی گارد ساحلی ترکیه تاکید کرده است که این قایق حامل ده‌ها مهاجر، هشدارهای پیهم برای توقف را نادیده گرفت و با سرعت زیاد اقدام به فرار کرد. این نهاد امنیتی افزوده است که ۲۱ نفر دیگر پس از اعزام تیم‌های امداد و نجات با پشتیبانی یک هلی‌کوپتر که از شهر نزدیک ازمیر اعزام شده‌ بود نجات یافتند. مقام‌ها ترکی گفته‌اند که ۱۸ جسد را از آب بیرون کشیدند و یک نفر پس از انتقال به شفاخانه جان باخت. باید گفت که هنوز مشخص نیست که هدف این قایق کجا بوده اما شهروندان اهل افغانستان از آب‌های ترکیه و یونان به‌عنوان مسیری برای رسیدن به اروپا استفاده می‌کنند. حوادث مشابهی قبل از این در آب‌های ترکیه و یونان از شهروندان افغانستان قربانی گرفته است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 74 بازدید

خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری، پایداری و پیشرفت جامعه دارد. از آغاز تاریخ بشر تا امروز، خانواده نخستین محیطی بوده است که انسان در آن رشد می‌کند، ارزش‌ها را می‌آموزد و هویت فردی و اجتماعی خود را شکل می‌دهد. به همین دلیل، بررسی نقش خانواده در جامعه نه تنها اهمیت علمی و اجتماعی دارد، بلکه برای درک بهتر روابط انسانی و بهبود کیفیت زندگی نیز ضروری است. نخستین و مهم‌ترین نقش خانواده، تربیت و پرورش نسل آینده است. کودک از لحظه تولد، نخستین تجربه‌های زندگی خود را در محیط خانواده کسب می‌کند. او در این محیط با مفاهیمی مانند محبت، احترام، همکاری و مسئولیت‌پذیری آشنا می‌شود. اگر خانواده بتواند این ارزش‌ها را به درستی منتقل کند، فردی سالم، متعادل و مفید برای جامعه تربیت خواهد شد. برعکس، اگر در خانواده مشکلاتی مانند خشونت، بی‌توجهی یا نبود ارتباط سالم وجود داشته باشد، احتمال بروز مشکلات رفتاری و اجتماعی در فرد افزایش می‌یابد. خانواده همچنین نقش مهمی در انتقال فرهنگ و سنت‌ها دارد. هر جامعه‌ای دارای مجموعه‌ای از باورها، آداب و رسوم و ارزش‌های فرهنگی است که نسل به نسل منتقل می‌شود. خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی، این فرهنگ را به کودکان می‌آموزد. به همین دلیل، خانواده را می‌توان پل ارتباطی میان گذشته و آینده یک جامعه دانست. از سوی دیگر، خانواده نقش اساسی در تأمین امنیت روانی و عاطفی افراد دارد. انسان‌ها نیازمند احساس تعلق، محبت و حمایت هستند و خانواده بهترین مکان برای تأمین این نیازهاست. وجود روابط عاطفی سالم در خانواده باعث می‌شود افراد احساس آرامش و اعتماد به نفس داشته باشند. این امنیت روانی به فرد کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌های زندگی قوی‌تر و مقاوم‌تر عمل کند. در مقابل، نبود این امنیت می‌تواند منجر به اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات روانی شود. یکی دیگر از نقش‌های مهم خانواده، اجتماعی کردن افراد است. اجتماعی شدن فرایندی است که طی آن فرد یاد می‌گیرد چگونه در جامعه زندگی کند، قوانین را رعایت کند و با دیگران تعامل داشته باشد. خانواده نخستین محیطی است که این فرایند در آن آغاز می‌شود. کودک در خانواده یاد می‌گیرد چگونه صحبت کند، چگونه احساسات خود را بیان کند و چگونه با دیگران رفتار کند. این مهارت‌ها پایه و اساس تعاملات اجتماعی در آینده را تشکیل می‌دهند. خانواده همچنین نقش اقتصادی مهمی دارد. در بسیاری از جوامع، خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی عمل می‌کند. اعضای خانواده با همکاری یکدیگر نیازهای مالی را تأمین می‌کنند و منابع را مدیریت می‌نمایند. علاوه بر این، خانواده می‌تواند نقش مهمی در آموزش مهارت‌های اقتصادی مانند پس‌انداز، مصرف صحیح و کار و تلاش به فرزندان داشته باشد. این مهارت‌ها برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی بسیار ضروری هستند. نقش خانواده در شکل‌گیری هویت فردی نیز بسیار قابل توجه است. هویت فردی شامل باورها، ارزش‌ها، اهداف و احساس فرد نسبت به خود است. خانواده با ایجاد محیطی مناسب می‌تواند به فرد کمک کند تا خود را بشناسد و توانایی‌هایش را کشف کند. تشویق، حمایت و راهنمایی والدین نقش مهمی در این زمینه دارد. اگر فرد در خانواده‌ای رشد کند که به او اعتماد و فرصت رشد داده شود، احتمال موفقیت و رضایت او در زندگی افزایش می‌یابد. از نظر اخلاقی نیز خانواده اهمیت زیادی دارد. بسیاری از اصول اخلاقی مانند صداقت، انصاف، احترام به دیگران و مسئولیت‌پذیری در محیط خانواده آموزش داده می‌شوند. این اصول نه تنها در زندگی فردی، بلکه در تعاملات اجتماعی نیز نقش مهمی دارند. جامعه‌ای که اعضای آن از نظر اخلاقی قوی باشند، از انسجام و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود. خانواده همچنین می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ایفا کند. بسیاری از مشکلات اجتماعی مانند اعتیاد، دزدی و خشونت ریشه در مشکلات خانوادگی دارند. خانواده‌ای که روابط سالم و حمایتگرانه داشته باشد می‌تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند. نظارت والدین، ایجاد ارتباط صمیمانه و توجه به نیازهای فرزندان از جمله عوامل مؤثر در این زمینه هستند. در دنیای امروز، با وجود تغییرات اجتماعی و فرهنگی، نقش خانواده همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است، هرچند شکل و ساختار آن در برخی موارد تغییر کرده است. عواملی مانند شهرنشینی، پیشرفت فناوری و تغییر سبک زندگی بر روابط خانوادگی تأثیر گذاشته‌اند. با این حال، نیاز انسان به خانواده و حمایت عاطفی آن همچنان پابرجاست. حتی در جوامع مدرن، خانواده به عنوان پناهگاهی برای آرامش و بازسازی روحی افراد شناخته می‌شود. یکی از چالش‌های مهم خانواده در دنیای امروز، حفظ ارتباطات عاطفی در میان مشغله‌های زندگی است. استفاده بیش از حد از فناوری، فشارهای اقتصادی و کمبود زمان می‌تواند روابط خانوادگی را تضعیف کند. بنابراین لازم است اعضای خانواده به اهمیت ارتباطات توجه بیشتری داشته باشند و برای تقویت روابط خود تلاش کنند. گفت‌وگوی صمیمانه، گذراندن وقت با یکدیگر و احترام متقابل از جمله راهکارهایی هستند که می‌توانند به بهبود روابط خانوادگی کمک کنند. در نهایت می‌توان گفت که خانواده ستون اصلی جامعه است. سلامت و پویایی هر جامعه‌ای تا حد زیادی به سلامت خانواده‌ها بستگی دارد. اگر خانواده‌ها قوی، سالم و حمایتگر باشند، جامعه نیز از ثبات بیشتری برخوردار خواهد شد. بنابراین توجه به تقویت نهاد خانواده و حمایت از آن باید یکی از اولویت‌های مهم در هر جامعه‌ای باشد. در جمع‌بندی، خانواده نه تنها محیطی برای رشد و پرورش فرد است، بلکه نقش اساسی در شکل‌گیری جامعه دارد. از تربیت نسل آینده گرفته تا انتقال فرهنگ، تأمین امنیت روانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، همگی نشان‌دهنده اهمیت بی‌بدیل خانواده هستند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری بر روی تقویت خانواده‌ها در واقع سرمایه‌گذاری بر آینده جامعه است. اگر بخواهیم جامعه‌ای سالم، پیشرفته و پایدار داشته باشیم، باید از خانواده‌ها شروع کنیم و به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشیم. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 64 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۸۰ درصد قربانیان انفجار ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. اين نهاد روز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که افغانستان از لحاظ تلفات ناشی از مواد انفجاری در سطح جهان در جایگاه سوم قرار دارد. یوناما در ادامه تاکید کرده است که در هر ماه نزدیک به ۵۰ تن در نتیجه‌ی انفجار مهمات و ماین‌های به‌جامانده از دوران جنگ در افغانستان کشته یا زخمی می‌شوند که حدود ۸۰ درصد آنان کودکان‌ هستند. در اعلامیه آمده است که تقریباً هر روز دست‌کم یک رویداد، رخ می‌دهد و احتمال زیادی وجود دارد که قربانی آن یک کودک باشد. دفتر سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان تاکید کرده است که نزدیک به ۹۰ درصد این رویدادها ناشی از انفجار مهمات منفجرناشده و سایر بقایای جنگی چهار دهه گذشته است. یوناما نوشته که در افغانستان بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر مربع زمین آلوده به مواد انفجاری شناسایی شده است. حدود ۹۰۰ مرکز آموزشی و بیش از ۲۰۰ مرکز صحی در فاصله یک کیلومتری این مناطق آلوده قرار دارند. این نهاد گفته است که کمبود بودجه بزرگ‌ترین مانع در برابر تلاش‌های ماین‌پاکی به‌شمار می‌رود. همچنین سازمان ملل متحد بارها خواستار تأمین مالی فوری به‌منظور پاکسازی افغانستان از تهدیدات ناشی از بقایای انفجاری جنگ شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 46 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد اعلام کرده است که در چهاچوب «برنامه‌ی توسعه و پشتیبانی از آموزگاران» به آموزگاران زن در هرات برنامه‌های آموزشی راه‌اندازی کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این برنامه‌های آموزشی، به آموزگاران کمک می‌کند فضای درسی‌شان در مکتب تغییر کند و دانش‌آموزان علاقه‌ی بیش‌تری به یادگیری نشان دهند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، به نقل از زرغونه، آموزگاری در هرات که برنامه‌ی آموزشی یونیسف را پشت سر گذاشته، نوشته است: «از همین حالا می‌توانم تفاوت را در علاقه‌ی کودکان و شیوه‌ی تدریس خودم ببینم.» یونیسف در ادامه تاکید کرده است که این برنامه با پشتیبانی مالی اداره‌ی توسعه‌ای بین‌المللی بریتانیا در هرات تطبیق می‌شود. در این برنامه توسعه و پشتیبانی از آموزگاران، ۳۰ آموزگار در هرات آموزش دیده و اکنون در برنامه‌ی دیگری زیر نامه ارتقای یادگیری و دست‌آورد، در مکتب‌های شهر هرات به دانش‌آموزان کمک می‌کنند، مهارت‌های پایه‌ای سواد و حساب خود را تقویت کنند. یونیسف نوشته است که در این برنامه‌ی سه‌ماهه، آموزش‌های فشرده در جریان تعطیلات تابستانی و زمستانی به دانش‌آموزان دختر و پسر ارائه می‌شود. در حالی این برنامه در هرات اجرا می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب