نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

3 ساعت قبل - 11 بازدید

فعالان حقوق زنان افغانستان می‌گویند که در کنفرانس «تعامل و اقدام‌های اعتمادساز در آسیا» در شهر باکو، پایتخت آذربایجان، درباره‌ی وضعیت زنان و دختران افغانستان به‌عنوان «آپارتاید جنسیتی» نیز پرداخته شده است. زرقا یفتلی، فعال حقوق بشر که در این نشست شرکت کرده بود، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خواستار پشتیبانی عملی کشورهای منطقه از زنان و دختران افغانستان، به‌ویژه در زمینه‌ی آموزش شده است. خانم یفتلی در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌های گسترده بر حقوق و آزادی‌های زنان در افغانستان، به‌گونه‌ای فزاینده از سوی نهادها و فعالان به‌عنوان «آپارتاید جنسیتی» توصیف می‌شود؛ وضعیتی که نیازمند واکنش جدی و هماهنگ در سطح منطقه است. همچنین وی در این نشست بر نقش آموزش به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین حقوق زنان و دختران تاکید کرده است. او افزوده است که در شرایط کنونی، آموزش آنلاین و ابزارهای دیجیتال به‌عنوان یکی از معدود راه‌های باقی‌مانده برای دسترسی دختران به یادگیری شده، راه‌هایی که با وجود محدودیت‌ها، امکان ارتباط با جهان و تداوم آموزش را تا حدی فراهم می‌کنند. قابل ذکر است که این نشست در ۱۴ اپریل ۲۰۲۶ با حضور مقام‌های ارشد کشورهای آسیایی در باکو، پایتخت آذربایجان، برگزار شده است. پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای بر زندگی زنان و دختران در افغانستان اعمال شده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. نهادهای حقوق‌بشری، بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها شده، اما برای پنجمین سال پیاپی مکتب‌ها در ولایت‌های سردسیر افغانستان بدون دختران آغاز شد و حکومت فعلی تا اکنون به درخواست دختران و جامعه‌ی جهانی پاسخ مثبت نداده است.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 61 بازدید

ملاله یوسفزی، فعال حقوق بشر و برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل اعلام کرد که با وجود محدودیت‌های گسترده بر آموزش دختران و زنان در افغانستان، بسیاری از آنان همچنان در خفا به یادگیری ادامه می‌دهند و از راه‌هایی چون گوش‌دادن به درس‌ها از طریق رادیو و تبادله پنهانی کتاب‌ها، تلاش می‌کنند از آموزش بازنمانند. خانم یوسفزی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دیدن تصویرهای دخترانی که پشت دروازه‌های بسته‌ی مکتب ایستاده‌اند، نشان‌دهنده‌ی واقعیتی است که در آن، محرومیت آموزشی به‌گونه‌ی بی‌پیشینه ادامه دارد. وی در ادامه تاکید کرده است که با این وجود، تلاش برای یادگیری نیز در میان دختران افغانستان متوقف نشده است. او اعلامیه‌اش افزوده است که این نوع آموزش‌های مخفی، هرچند با معیارهای آموزشی مورد انتظار فاصله دارد، اما بیان‌گر اراده‌ی دخترانی است که حتی در شرایط محدودکننده نیز از حق آموزش چشم‌پوشی نمی‌کنند. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. نهادهای حقوق‌بشری، بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها شده، اما برای پنجمین سال پیاپی مکتب‌ها در ولایت‌های سردسیر افغانستان بدون دختران آغاز شد و حکومت فعلی تا اکنون به درخواست دختران و جامعه‌ی جهانی پاسخ مثبت نداده است.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 56 بازدید

یافته‌های «انستیتوت مطالعات مالی» در بریتانیا نشان می‌دهد، در شرکت‌های تحت مدیریت زنان، احتمال اخراج مردانی که به آزار جنسی یا فیزیکی همکاران خود متهم شدند، بیشتر است. انستیتوت مطالعات مالی در بریتانیا با تحلیل و تفسیر چندین پژوهش بین‌المللی «قوی و معتبر»، خشونت‌ مبتنی بر جنسیت را در محیط‌های کاری بررسی کرده است. بر اساس یکی از مطالعات فنلندی که در این گزارش نقل شده، مردانی که مرتکب آزار علیه همکاران مرد می‌شوند، بیشتر از مردانی که همکار زن را آزار می‌دهند، اخراج می‌شوند. مطالعات نشان می‌دهد زنانی که در محل کار مورد آزار جنسی یا جسمی قرار می‌گیرند، با آسیب جدی به آینده شغلی خود از جمله از دست دادن شغل، کاهش ساعات کاری و کم شدن درآمد مواجه می‌شوند. مطالعه‌ای دیگر از فنلند بر اساس داده‌های پولیس نشان می‌دهد زنانی که تجاوز جنسی را گزارش می‌کنند، تا پنج سال پس از حادثه به طور میانگین ۱۷ درصد کاهش درآمد داشته‌اند؛ اما یافته‌ها بیان می‌کند در مناطقی که گزارش‌های آزارجنسی بیشتر به دادگاه کشیده شده، آسیب اقتصادی قربانیان کمتر بوده است. همچنین این انستیتوت به مطالعات اخیر در بریتانیا اشاره کرده که نشان می‌دهد بیکاری زنان خطر خشونت خانگی را افزایش می‌دهد. نویسندگان این مطالعات نتیجه‌گیری کرده‌اند: «وابستگی مالی آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد که شرایط اقتصادی چه تأثیری بر خشونت مبتنی بر جنسیت دارد.» این پژوهش داده‌هایی درباره تأثیر عملکرد پولیس بر نتایج برای قربانیان خشونت خانگی گردآوری کرده و نشان داده است که «بازداشت، اثر بازدارنده قوی بر مرتکبان دارد. مطالعه دیگری در منچستر نیز تأیید کرده است که پیگرد قانونی مجرمان، احتمال تکرار جرم را نزدیک به ۴۰ درصد کاهش می‌دهد. مگدالینا دومینگز، نویسنده همکار این تحقیق، گفته است: «جمع‌بندی این یافته‌ها نشان می‌دهد اقتصاددانان باید خشونت مبتنی بر جنسیت را جدی بگیرند. زنان هزینه‌های زیادی به دلیل آزار و خشونت می‌پردازند؛ اما واکنش محل کار، پولیس و دیگر نهادها می‌تواند مسیر بهبودی را تغییر دهد.» همچنین، کاترین هول، مشاور مستقل در امور آزارهای جنسی در بریتانیا، نیز تاکید کرده است که این یافته‌ها اهمیت توجه سیاست‌گذاران و شرکت‌ها به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عظیم خشونت مبتنی بر جنسیت را نشان می‌دهد و افزود: «مقابله با خشونت علیه زنان و دختران نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه از دید اقتصادی نیز ضروری است.»

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 71 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افزایش خطر خشونت مبتنی بر جنسیت در افغانستان همچنان بالا است. این نهاد امروز (شنبه، ۲۹ حمل) گزارشی از هفت تا ۱۷ ماه اپریل سال جاری میلادی را نشر کرده که در آن به خسارت‌های ناشی از باران و سیلاب‌های اخیر اشاره شده و گفته است که شرکای بخش حفاظت به بیش از دو هزار و ۲۰۰ تن خدمات روانی-اجتماعی و حمایت مرتبط با خشونت مبتنی بر جنسیت ارائه کرده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است: «در حالی که خطرات حفاظتی گسترده‌تر همچنان بالا است؛ از جمله افزایش خطر خشونت مبتنی بر جنسیت، کار کودکان و فشارهای روانی که تخمین زده می‌شود حدود ۱۴ هزار تن را تحت تأثیر قرار داده باشد.» دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل تاکید کرده است که شرکای بشردوستانه در پی بارند‌گی‌ها و سیلاب‌های اخیر که بیشتر مناطق کشور را تحت تأثیر قرار داده است، تلاش‌های فوری امدادرسانی را گسترش داده‌اند. در گزارش آمده است: « چند صد تن جان باخته یا زخمی شده‌اند، هزاران خانه آسیب دیده یا ویران شده‌اند، زیرساخت‌های حیاتی از جمله صدها کیلومتر جاده‌های مهم و چندین پل تخریب شده و بخش‌های وسیعی از زمین‌های زراعتی نیز آسیب دیده‌اند.» اوچا در ادامه افزوده است که بیش از ۷۳ هزار تن آسیب دیده‌اند و بیش از ۳۱ هزار تن نیازمند ارائه کمک‌های فوری شناسایی شده‌اند. این دفتر می‌گوید که نهادهای مختلف سازمان ملل به خانواده‌های آسیب‌دیده کمک کرده‌اند. همچنین برنامه جهانی غذا اعلام کرده که سیلاب‌های اخیر در افغانستان خسارات گسترده‌ای به خانه‌ها و زمین‌های زراعتی مردم وارد کرده است. این در حالی است که در هفته‌های اخیر اکثر ولایت‌‌های کشور شاهد باران‌های گسترده بوده است.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 83 بازدید

هاجر حسینی، نویسنده اهل افغانستان مقیم آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برنده جایزه ادبی «ویتنگ» این کشور شده است. این جایزه که ۵۰ هزار دالر آمریکایی ارزش دارد، برای مجموعه شعری‌ای به نام «دیس‌باوند» به او اهدا شده است. کتاب مجموعه شعری‌ای وی به نام «دیس‌باوند» حدود هشتاد صفحه دارد. هاجر حسینی، شاعر و مترجم افغانستانی مقیم آمریکا است. او بخشی از کودکی‌اش را در ایران به عنوان مهاجر گذرانده و در سال ۲۰۰۴ میلادی، زمانی که ۱۳ سال سن داشت، با خانواده‌اش به کابل برگشت. خانم حسینی که در سن ۲۴ سالگی به آمریکا مهاجر شده، علاوه بر سرودن شعر، ترجمه نیز انجام می‌دهد و شماری از کتاب‌هایش به چاپ رسیده‌اند. او در کنار نویسندگی، در یکی از دانشگاه‌های آمریکا تدریس می‌کند. جایزه «ویتنگ» (Whiting Award) یکی از جوایز معتبر ادبی در ایالات متحده است که سالانه به نویسندگان و شاعران جوان و مستعد اهدا می‌شود. امسال این جایزه به شمول هاجر حسینی، به ده نویسنده برتر داده شده است. این جایزه در سال ۲۰۲۰ نیز به یک نویسنده افغانستانی دیگر به نام آریا عابر داده شده بود.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 52 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از آغاز تهاجم اسرائیل تا اکنون بیش از ۳۸ هزار زن و دختر در غزه در پی حملات اسرائیل کشته و بیش از ۱۱ هزار زن نیز به دلیل جراحات دچار معلولیت دائمی شدند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بر مبنای این آمار، روزانه به‌طور میانگین ۴۷ زن و دختر در غزه کشته شدند. در این گزارش آمده است که با وجود اعلام آتش‌بس در اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی، کشتار زنان و دختران در ماه‌های اخیر همچنان ادامه داشته و تهدیدها علیه جان آنان برطرف نشده است. سازمان ملل در بخشی از گزارشش هشدار داده است که رقم واقعی قربانیان ممکن است بیشتر باشد، زیرا بسیاری از اجساد هنوز زیر آوار باقی مانده و فروپاشی سیستم‌های ثبت، روند مستندسازی تلفات را با دشواری مواجه کرده است. بر مبنای آمار این سازمان، نزدیک به یک میلیون زن و دختر نیز در غزه بی‌جا شده‌اند. مدیر منطقه‌ای بخش زنان سازمان ملل برای کشورهای عربی، گفته است: «تأثیر جنگ بر زنان و دختران ویرانگر بوده است. افزون بر تلفات گسترده، ساختار خانواده‌ها تغییر یافته و هزاران خانواده اکنون با سرپرستی زنان اداره می‌شوند. بسیاری با مشکلات اقتصادی و خطرات جدی روبرو هستند.» او افزوده است که رعایت کامل آتش‌بس، احترام به قوانین بین‌المللی، پاسخ‌گوسازی و حمایت ویژه از زنان و دختران و تداوم کمک‌های بشردوستانه ضروری است. وی تاکید کرد که حضور فعال زنان در روند بازسازی و صلح‌سازی باید تضمین شود. در این گزارش آمده است که شرایط انسانی در غزه همچنان بحرانی است و جامعه جهانی باید برای محافظت و حمایت از زنان و دختران اقدام فوری انجام دهد. آمار سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد بیش از ۵۰۰ هزار زن در غزه به خدمات ضروری از جمله مراقبت‌های قبل و بعد از زایمان و تداوی بیماری‌های مقاربتی دسترسی ندارند. ادامه این وضعیت نگرانی‌های جدی درباره سلامت و امنیت زنان و کودکان در غزه به دنبال داشته است. نهادهای ملل متحد خواستار توجه فوری جامعه جهانی به وضعیت اسفبار زنان و کودکان در این منطقه شده‌اند.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 74 بازدید

هیچ‌کس آن روز را به‌عنوان یک پایان به یاد نمی‌آورد، اما برای زهره، همان روزی که دروازه دانشگاه بسته شد، همه‌چیز آهسته‌آهسته رو به پایان رفت؛ بی‌آن‌که صدایی داشته باشد یا کسی برایش عزاداری کند. روزی که مثل همیشه چادرش را پوشید، کتاب‌هایش را در بکس کهنه‌اش گذاشت و از خانه بیرون شد، با همان عادت تکرارشونده‌ای که سال‌ها در وجودش ریشه دوانده بود. اما وقتی به دروازه رسید، با صفی از دختران روبه‌رو شد؛ دخترانی که نه وارد می‌شدند و نه بازمی‌گشتند، فقط ایستاده بودند. بعضی خاموش، بعضی گریان، و بعضی با نگاه‌هایی که هنوز امید را رها نکرده بود. دروازه بسته بود و هیچ‌کس پاسخ روشنی نمی‌داد. همان‌جا بود که زهره برای نخستین‌بار حس کرد چیزی فراتر از یک روز عادی در حال وقوع است؛ چیزی که قرار است مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. با این‌حال، هنوز باورش نمی‌کرد. هنوز با خود می‌اندیشید شاید فردا همه‌چیز درست شود، شاید این فقط یک توقف کوتاه باشد، نه آغاز پایانی طولانی. آن روز به خانه بازگشت، اما نه مثل همیشه. قدم‌هایش سنگین بود، نگاهش سرگردان و ذهنش آکنده از پرسش‌هایی بی‌پاسخ. مادرش وقتی چهره‌اش را دید، چیزی نپرسید؛ فقط فهمید که اتفاقی افتاده است، چرا که در این خانه، خبرهای بد نیازی به کلمات نداشتند و از چهره‌ها خوانده می‌شدند. پدرش آن روز نیز دیر آمد؛ خسته و خاموش. وقتی زهره آهسته گفت که دیگر اجازهٔ رفتن به دانشگاه نیست، او فقط سر به زیر انداخت؛ گویی چیزی در درونش فرو ریخته باشد، بی‌آن‌که صدایش را بلند کند. مردانی مانند او آموخته‌اند دردشان را در سکوت نگه دارند، به‌ویژه زمانی که می‌دانند کاری از دست‌شان برنمی‌آید. روزهای بعد، خانهٔ کوچک‌شان بیش از پیش تنگ شد؛ نه از نظر فضا، بلکه از نظر نفس کشیدن. زهره هنوز صبح‌ها زود بیدار می‌شد، اما دیگر جایی برای رفتن نداشت. گاهی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و خطوط را می‌خواند، اما ذهنش دیگر همراهی نمی‌کرد؛ انگار کلمات نیز از او فاصله گرفته باشند. خواهران کوچکش هنوز به مکتب می‌رفتند، اما ترسی که در نگاه‌شان پنهان نبود، هر روز همراه‌شان از خانه بیرون می‌رفت؛ ترسی از این‌که شاید فردا دیگر نتوانند بازگردند. این هراس، همچون سایه‌ای بر زندگی‌شان افتاده بود. برادران کوچکش هنوز آن‌قدر خرد بودند که معنای این اتفاق‌ها را نفهمند، اما گرسنگی را خوب می‌شناختند؛ و شب‌هایی که نان کم می‌آمد، صدای گریه‌شان در سکوت خانه می‌پیچید. پدر با تمام توان کار می‌کرد، اما کارش ثباتی نداشت؛ یک روز در ساختمان، روز دیگر در باربری، و بعضی روزها هیچ کاری پیدا نمی‌کرد و دست خالی بازمی‌گشت. در چهره‌اش، بیش از خستگی، شرمندگی دیده می‌شد؛ شرمندگی از این‌که نمی‌توانست آن‌چه را خانواده‌اش نیاز داشتند فراهم کند. مادر نیز گاه در خانه‌های مردم کار می‌کرد، لباس می‌شست، ظرف پاک می‌کرد، اما آن هم تنها کمکی اندک بود، نه راه‌حلی اساسی. در چنین شرایطی، زهره نمی‌توانست فقط بنشیند و تماشا کند، حتی اگر دلش می‌خواست. روزی که صحبت کار پشم‌پاکی پیش آمد، هوا گرم بود و گرد و خاک کوچه در هوا می‌چرخید. مادرش با صدایی که هم امید در آن موج می‌زد و هم نگرانی، گفت که همسایه‌شان خبر داده در کارگاهی، دخترها را برای پاک‌کردن پشم استخدام می‌کنند. کار سخت است، اما مزد دارد. همین جمله کافی بود تا سکوتی سنگین میان‌شان بنشیند. زهره چیزی نگفت؛ فقط به دستانش نگاه کرد، دستانی که هنوز نشانی از کار سخت نداشتند، اما از همان لحظه گویی می‌دانست دیگر هرگز مثل قبل نخواهند بود. کارگاه در حاشیهٔ شهر قرار داشت؛ جایی دور از هیاهوی بازار، در کوچه‌ای که بیشتر به انبار شباهت داشت تا محل کار انسان‌ها. وقتی وارد شد، نخستین چیزی که حس کرد، بوی سنگین و خفه‌کننده‌ای بود که نفس کشیدن را دشوار می‌کرد؛ بویی برخاسته از پشم‌های کهنه، گرد و خاک و رطوبت، که در فضای بستهٔ اتاق محبوس مانده بود. نور اندک بود و هوا سنگین. چند زن و دختر در گوشه‌ها نشسته بودند؛ سرها پایین، دست‌ها مشغول، و سرفه‌هایی که هر چند دقیقه سکوت را می‌شکست. هیچ‌کس به او لبخند نزد؛ نه از بی‌مهری، بلکه از فرسودگی، چرا که این‌جا جایی نبود که لبخند در آن دوام بیاورد. کار ساده توضیح داده شد: پشم‌ها را بگیر، باز کن، خاک و خار و زباله‌هایش را جدا کن و کنار بگذار. اما هیچ‌کس نگفت این کار تا چه اندازه نفس‌گیر است؛ چگونه پوست را می‌شکند و سینه را از گرد پر می‌کند. کسی نگفت که پس از چند ساعت، گلویت می‌سوزد، چشمانت می‌سوزد و دست‌هایت بی‌حس می‌شوند. زهره همان روز نخست فهمید که این فقط یک کار نیست؛ نوعی دوام آوردن است، جنگی خاموش با چیزی که هر لحظه تو را فرسوده‌تر می‌کند. روزها یکی پس از دیگری گذشتند و زهره آرام‌آرام تغییر کرد؛ نه ناگهانی، بلکه تدریجی، مانند چیزی که ذره‌ذره ساییده می‌شود. دستانش زخم شد، سپس سخت شد، و بعد زخم‌ها نیز عادی شدند. سرفه‌هایش بیشتر شد، اما دیگر به آن توجه نمی‌کرد؛ زیرا اگر به هر درد گوش می‌داد، نمی‌توانست کار کند، و اگر کار نمی‌کرد، خانه‌شان دوام نمی‌آورد. شب‌ها وقتی به خانه بازمی‌گشت، لباس‌هایش بوی پشم می‌داد؛ بویی که با شستن هم کاملاً از بین نمی‌رفت، گویی در وجودش رسوب کرده باشد. در خانه، وضعیت چندان تغییر نکرد؛ فقط اندکی پول بیشتر به دست می‌آمد، اما نه آن‌قدر که زندگی را آسان کند. پدر همچنان خسته‌تر از همیشه بازمی‌گشت، مادر همچنان نگران بود، و خواهران و برادرانش به او می‌نگریستند، گویی او اکنون ستون خانه شده است. دختری که زمانی خود نیازمند حمایت بود، حال باید تکیه‌گاه دیگران باشد. این دگرگونی بی‌صدا رخ داد، اما سنگینی‌اش هر روز بیشتر شد. گاهی در کارگاه، میان گرد و غبار، زهره به گذشته فکر می‌کرد؛ به روزهایی که در صنف می‌نشست، به صدای استاد، به خنده‌های آرام دختران، به دفترهایی که از نوشته پر بود، و به آینده‌ای که آن‌قدر روشن به نظر می‌رسید که گویی می‌شد آن را لمس کرد. اکنون اما آینده چیزی نبود که بتواند تصورش کند؛ تنها ادامه‌ای مبهم بود، آکنده از کار، خستگی، و شاید تصمیم‌هایی که در آن‌ها سهمی نداشته باشد. شبی، هنگامی که همه خواب بودند و سکوت خانه تنها با صدای نفس‌های آرام شکسته می‌شد، زهره آهسته برخاست. به سوی طاقچه رفت، یکی از کتاب‌هایش را برداشت، گرد و خاکش را زدود و گشود. اما کلمات برایش بیگانه شده بودند؛ نه از آن رو که آن‌ها را فراموش کرده باشد، بلکه چون فاصله‌ای میان او و آن زندگی افتاده بود که به‌سادگی پر نمی‌شد. اشک در چشمانش حلقه زد، اما فرو نریخت؛ او آموخته بود که حتی گریه نیز باید حساب‌شده باشد. در خانه‌ای که همه درد دارند، گریه هم گاه نوعی تجمل است. کتاب را بست. به دستانش نگاه کرد، به زخم‌ها، به خشکی پوست، به انگشتانی که دیگر نرم نبودند و در دلش چیزی گذشت؛ نه جمله‌ای کامل، نه فکری روشن، فقط حسی سنگین، شبیه این‌که زندگی‌اش از مسیری که خود برگزیده بود منحرف شده و به جایی رسیده است که تنها باید دوام بیاورد، بی‌آن‌که بداند تا کی و برای چه. صبح روز بعد، دوباره با سرفه بیدار شد، چادرش را پوشید و راهی همان کارگاه شد؛ جایی که روزها شبیه یکدیگر بودند و آینده معنایی نداشت. با این‌همه، در جایی عمیق از وجودش، چیزی هنوز خاموش نشده بود، چیزی کوچک، ضعیف، اما زنده که گاه در سکوت شب از او می‌پرسید: اگر آن دروازه بسته نمی‌شد، آیا تو هنوز همان زهره بودی؟ نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 64 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که تشدید جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران از ماه حوت سال گذشته، بحران انسانی افغانستان را عمیق‌تر و پیچیده‌تر ساخته است. سازمان‌های امدادرسان و منابع بین‌المللی هشدار داده‌اند که درگیری‌های گسترده در ایران و منطقه، وضعیت نیازمندان به کمک در افغانستان را وخیم‌تر کرده است. در گزارش دی‌نیو هیومنترین آمده است که موج جدید حملات هوایی و راکتی میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه تنها باعث بی‌ثباتی در منطقه شده، بلکه جریان کمک‌های بشردوستانه به افغانستان را نیز مختل ساخته است. بسیاری از سازمان‌های امدادی مجبور به کاهش عملیات یا توقف برخی پروژه‌ها شده‌اند. در نتیجه، دست‌کم ۲۴ میلیون شهروند افغانستان همچنان به کمک‌های فوری نیاز دارند. کارشناسان امور بشری می‌گویند با افزایش بی‌ثباتی و بسته‌شدن مرزها، شمار مهاجرین در مرزهای شرقی و غربی افغانستان افزایش یافته است. بسیاری از افغانستانی‌ها که برای یافتن کار یا امنیت به ایران مهاجرت کرده بودند، اکنون با بسته‌شدن مسیرها و تشدید جنگ، در وضعیت دشوار قرار گرفته‌اند و شماری از آنان مجبور به بازگشت یا سرگردانی در مناطق مرزی شده‌اند. سازمان ملل متحد و نهادهای امدادی تاکید کرده‌اند که ادامه درگیری‌ها در منطقه، دسترسی به مواد غذایی، خدمات صحی و حمایت‌های اساسی را برای آسیب‌پذیرترین قشرهای جامعه افغانستان دشوارتر ساخته است. توقف بخشی از کمک‌های جهانی به دلیل ناامنی و نگرانی‌های منطقه‌ای، آسیب جدی به روند کمک‌رسانی وارد کرده است. کارشناسان هشدار داده‌اند که بحران جاری نه تنها تهدیدی برای امنیت منطقه است، بلکه می‌تواند به گسترش فقر، ناامنی غذایی و شیوع امراض در افغانستان منجر شود. در حال حاضر، افغانستان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی جهان را تجربه می‌کند و ادامه جنگ در منطقه این بحران را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 94 بازدید

اعضای «جنبش زنان مقتدر افغانستان»، در تازه‌ترین مورد حمله بر غیرنظامیان شیعه در هرات را «نشان‌دهنده‌ی تداوم یک الگوی خطرناک از هدف‌گیری سیستماتیک گروه‌های مذهبی در افغانستان» عنوان کرده است. این جنبش با نشر اعلامیه‌ای این رویداد خونین را نقض آشکار حق حیات و امنیت انسانی توصیف کرده و گفته است که جامعه‌ی شیعیان افغانستان، به‌عنوان یکی از گروه‌های مذهبی، همواره در معرض تهدید، تبعیض و خشونت قرار داشته است. در اعلامیه آمده است که حملات مکرر بر مساجد، مراکز آموزشی و تجمعات مذهبی این گروه، بیانگر آسیب‌پذیری عمیق و نگران‌کننده آنان در برابر افراط‌گرایی و تروریزم است. اعضای جنبش زنان مقتدر افغانستان در ادامه تاکید کردند که این وضعیت نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله آزادی دین و باور و حق زندگی با عزت و امنیت است. جنبش زنان مقتدر افغانستان از جامعه‌ی جهانی، نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمان ملل متحد خواسته‌ که در برابر این جنایات خاموش نمانند و اقدامات جدی، فوری و مؤثر را روی دست گیرند. زنان معترض تاکید کرده‌اند: «سکوت و بی‌تفاوتی در برابر چنین فجایعی، زمینه را برای تکرار و گسترش خشونت‌ها فراهم می‌سازد.» آن‌ها با استناد به کنوانسیون‌ها و میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر، گفته‌اند که هدف قرار دادن گروه‌های مذهبی و کشتار آنان می‌تواند مصداق جنایت علیه بشریت و حتی نسل‌کشی تلقی گردد. این در حالی است که در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس بالای غیرنظامیان شیعه در ولسوالی انجیل هرات، دست‌کم ۱۱ تن به‌شمول زنان و کودکان کشته شده و ۱۱ تن دیگر زخمی شدند. با گذشت پنج روز از وقوع این رویداد مسلحانه‌ی مرگ‌بار تا هنوز هیچ فرد یا گروهی مسوولیت آن را بر عهده نگرفته است. این رویداد مرگ‌بار واکنش‌های بسیاری در پی داشته است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 81 بازدید

دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد (UN) در افغانستان اعلام کرده است که حکومت سرپرست از ماه سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی دسترسی کارکنان زن ملل متحد به دفاتر این نهاد در چندین مکان را محدود کرده است. این سازمان در گزارش سالانه‌ی خود گفته که محدودیت‌ها بر کارکنان زن در برخی مکان‌ها، ارائه کمک‌ها را مختل کرد و دسترسی زنان و دختران به خدمات را کاهش داده است. در ادامه آمده است که محدودیت‌ها باعث کاهش دسترسی به برنامه‌های پاسخگو به نیازهای زنان شده و خطرات را برای خانواده‌های زن‌سرپرست و زنان و دختران بازگشته از کشورهای همسایه افزایش داده است. سازمان ملل در ادامه گزارشش تاکید کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، افغانستان با مشکلاتی همچون کاهش کمک‌های بین‌المللی، بازگشت مهاجران، مشکلات مرزی با پاکستان، تغییرات اقلیمی و محدودیت‌ها بر حضور زنان در جامعه و کار روبرو بود. در ادامه آمده است که این مشکلات، فشار زیادی به خانواده‌ها، بازارها و خدمات اجتماعی وارد کرد. سازمان ملل متحد با اشاره به کاهش کمک‌های بین‌المللی به افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی، نوشته که حدود ۲۲.۹ میلیون نفر در این کشور، به کمک‌های بشردوستانه نیاز داشت. براساس گزارش سازمان ملل متحد، در پی رویداد‌های طبیعی بیش از ۸۲۰۰ خانه‌ی مسکونی در شرق افغانستان تخریب یا به شدت آسیب دید که منجر به آوارگی هزاران خانواده و اختلال در دسترسی به خدمات اساسی و بازارها شد. سازمان ملل در گزارش خود نوشت که در سال ۲۰۲۵ میلادی نیازهای بشردوستانه در افغانستان همچنان بالا بود. فقر، تغییرات اقلیمی، ماین‌ها و بازگشت مهاجران مشکلات را بیشتر کرد و محدودیت‌ها، رساندن کمک‌ها را دشوار ساخت.

ادامه مطلب