نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

10 ساعت قبل - 42 بازدید

عادت‌ها بخش مهمی از زندگی ما هستند و نقش تعیین‌کننده‌ای در رفتارها و کیفیت زندگی ما دارند. برخی از عادت‌ها مفید و سازنده‌اند، مانند ورزش منظم، مطالعه یا مدیریت زمان؛ اما بسیاری از ما با عادت‌های بد و مخرب دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. این عادت‌ها می‌توانند سلامت جسمی و روانی ما را تهدید کنند، روابط ما را تحت فشار قرار دهند و مانع رشد و پیشرفت شخصی شوند. درک نحوه شکل‌گیری این عادت‌ها و یادگیری راه‌های تغییر آن‌ها، کلید ساختن زندگی سالم‌تر و رضایت‌بخش‌تر است. عادت‌های بد اغلب از رفتارهای ساده و تکراری شکل می‌گیرند. مغز انسان به دنبال صرفه‌جویی در انرژی است و رفتارهای تکراری را به‌صورت خودکار انجام می‌دهد تا نیازی به تصمیم‌گیری مداوم نباشد. هنگامی که رفتاری به‌طور مکرر انجام می‌شود، مغز آن را ثبت و تقویت می‌کند و به‌مرور زمان، این رفتار به یک عادت تبدیل می‌شود. به‌عنوان مثال، اگر فردی هر روز پس از کار احساس خستگی کند و به‌جای ورزش به خوردن خوراکی‌های شیرین روی آورد، این رفتار پس از مدتی به عادت تبدیل می‌شود و حتی بدون فکر کردن انجام می‌گیرد. یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری عادت‌های بد، جستجوی پاداش سریع است. رفتارهای مخرب اغلب با احساس کوتاه‌مدت رضایت یا آرامش همراه‌اند، حتی اگر در بلندمدت برای ما زیان‌بار باشند. خوردن بیش‌ازحد شیرینی، پرخوری، استفاده بی‌رویه از شبکه‌های اجتماعی، پرخاشگری یا حتی فرار از مسئولیت‌ها، نمونه‌هایی از این پدیده هستند. ذهن ما به‌دنبال پاداش فوری است و به‌راحتی نمی‌تواند پیامدهای بلندمدت را در نظر بگیرد. این سازوکار در روان‌شناسی «تقویت مثبت کوتاه‌مدت» نامیده می‌شود و نقش مهمی در تثبیت عادت‌های مخرب دارد. عامل دیگری که در شکل‌گیری عادت‌های بد نقش دارد، محیط و الگوهای اجتماعی است. انسان موجودی اجتماعی است و رفتارهایش تا حد زیادی تحت تأثیر اطرافیان و فرهنگ پیرامون قرار دارد. اگر فردی در خانواده‌ای رشد کرده باشد که مصرف سیگار، تنبلی یا پرخوری در آن رایج بوده است، احتمال شکل‌گیری این عادت‌ها در او بیشتر خواهد بود. همچنین فشارهای اجتماعی و تبلیغات محیطی می‌توانند رفتارهای مخرب را تقویت کنند. ذهن ما به‌طور ناخودآگاه الگوبرداری می‌کند و رفتارهای رایج اطراف خود را طبیعی می‌پندارد. اضطراب، استرس و احساس ناکامی نیز زمینه مناسبی برای شکل‌گیری عادت‌های مخرب فراهم می‌کنند. بسیاری از افراد برای مقابله با فشارهای روانی به رفتارهایی روی می‌آورند که آرامش کوتاه‌مدت ایجاد می‌کنند، حتی اگر در بلندمدت آسیب‌زا باشند. مصرف غذاهای ناسالم، پرخوری، سیگار یا حتی پرحرفی و بحث‌های بی‌فایده، نمونه‌هایی از این رفتارها هستند. این رفتارها در واقع نوعی مکانیسم مقابله‌ای‌اند که ذهن در کوتاه‌مدت از آن‌ها بهره می‌برد، اما در بلندمدت باعث تثبیت عادت‌های ناسالم می‌شوند. تغییر عادت‌های بد نیازمند آگاهی و برنامه‌ریزی است. نخستین گام، شناخت دقیق رفتار مخرب و شناسایی محرک‌ها و پاداش‌های آن است. باید بدانیم چه زمانی و در چه شرایطی به این رفتار روی می‌آوریم و پس از آن چه احساسی را تجربه می‌کنیم. این آگاهی به ما کمک می‌کند چرخه عادت را بشناسیم و نقاط قابل مداخله را پیدا کنیم. گام بعدی، جایگزین کردن رفتار مخرب با یک رفتار سازنده است. تغییر عادت به معنای حذف کامل آن نیست، بلکه باید مسیری جایگزین ایجاد شود که همان نیاز ذهنی را پاسخ دهد، اما پیامدی مثبت داشته باشد. برای مثال، اگر فردی هنگام استرس به خوردن غذاهای ناسالم روی می‌آورد، می‌تواند آن را با پیاده‌روی، ورزش کوتاه یا تمرین‌های تنفسی جایگزین کند. مغز زمانی که با رفتار جایگزینِ دارای پاداش مشابه مواجه شود، به‌تدریج آن را می‌پذیرد و عادت قبلی تضعیف می‌شود. ایجاد تغییر پایدار نیازمند تکرار و صبر است. همان‌طور که یک عادت بد در طول زمان شکل می‌گیرد، تغییر آن نیز زمان‌بر است. مهم است که انتظار نتیجه فوری نداشته باشیم و شکست‌های موقتی را بخشی طبیعی از مسیر بدانیم. استفاده از یادآورها، ثبت پیشرفت و پاداش دادن به خود، از ابزارهای مؤثر در این مسیر هستند. همچنین، حمایت اجتماعی نقش مهمی در تغییر عادت‌ها دارد. دوستان، خانواده یا گروه‌های حمایتی می‌توانند انگیزه، تشویق و حس مسئولیت‌پذیری را افزایش دهند. وقتی بدانیم دیگران ما را در این مسیر همراهی می‌کنند یا درک‌مان می‌کنند، احتمال ادامه رفتارهای مثبت بیشتر می‌شود. از سوی دیگر، مدیریت محیط نیز بسیار مهم است؛ برای مثال، دور نگه داشتن خوراکی‌های ناسالم، محدود کردن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی یا در دسترس قرار دادن وسایل ورزشی، به شکل‌گیری عادت‌های خوب کمک می‌کند. سخن پایانی: در نهایت، مهم است که با خود مهربان باشیم. تغییر عادت‌های بد فرآیندی زمان‌بر است که به تمرین، صبر و تکرار نیاز دارد. سرزنش یا انتقاد شدید از خود، تنها فشار روانی را افزایش می‌دهد و می‌تواند ما را به عادت‌های قبلی بازگرداند. پذیرش ضعف‌ها، توجه به پیشرفت‌های کوچک و تمرکز بر رشد تدریجی، کلید موفقیت در این مسیر است. در مجموع، عادت‌های بد نتیجه تکرار، پاداش‌های کوتاه‌مدت، تأثیر محیط و واکنش به استرس هستند. تغییر آن‌ها نیازمند آگاهی، جایگزینی رفتارها، صبر، حمایت اجتماعی و مدیریت محیط است. با رعایت این اصول، می‌توانیم عادت‌های مثبت را جایگزین عادت‌های مخرب کنیم و زندگی سالم‌تر و رضایت‌بخش‌تری بسازیم. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 48 بازدید

منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان باید نقشی فعال و اثرگذار در جامعه داشته باشند. خانم باختری این اظهارات را در نشست که توسط صندوق ادغام اتریش برگزار شده بود، مطرح کرده و بر اهمیت توان‌مندسازی، مشارکت و نقش زنان در زندگی اجتماعی تاکید کرده و گفته است که حمایت بین‌المللی از زنان و دختران افغانستان در شرایط دشوار کنونی ضروری است. وی با اشاره به محدودیت‌هایی که زنان و دختران افغانستان با آن مواجه‌‌اند، تاکید کرد که آنان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان، از جمله آموزش، محروم شده‌ و وضعیت‌شان روزبه‌روز رو به وخامت است. همچنین سفیر افغانستان در اتریش، بر ضرورت همبستگی جهانی برای حمایت از زنان تاکید کرده است. منیژه باختری در ادامه تاکید کرده است: «ما متعهد به حمایت از زنان و دختران در افغانستان و ترویج شمولیت، تاب‌آوری و مشارکت آن‌ها در جامعه هستیم.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی نزدیک به پنج سال گذشته، زنان و دختران افغانستان با بیش از ۹۰ فرمان، از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم شده و به حاشیه رانده شده‌اند. خواست‌های جهانی برای لغو این محدودیت‌ها تاکنون بی‌نتیجه باقی مانده است. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 58 بازدید

موسسه ورلد ویژن در تازه‌ترین مورد، درباره فقر گسترده و گرسنگی ناشی از آن در افغانستان هشدار داده و می‌گوید که بسیاری از خانواده‌های افغانستان مجبورند برای تامین نیازهای فوری، مواد غذایی مغذی را که تولید می‌کنند، بفروشند. این موسسه با نشر گزارشی هشدار داده است که بسیاری از خانواده‌ها قدرت خرید خود را از دست داده‌اند. موسسه ورلد ویژن فروپاشی اقتصادی، شوک‌های اقلیمی و کمبود پول نقد را جز چالش‌های عمده فراروی خانواده‌ها در افغانستان یاد کرده است و گفته است که این چالش‌ها بیشترین آسیب را به خانواده‌ها وارد کرده است. بر مبنای این گزارش، چالش‌های فوق باعث افزایش کار کودکان، ترک مکتب و مواجهه کودکان با گرسنگی شده است؛ شرایطی که خطرات حفاظتی را نیز تشدید کرده است. در ادامه آمده است که افزون بر موارد فوق، خشک‌سالی‌های طولانی‌مدت، کمبود آب و تخریب محیط‌زیست در افغانستان به‌شدت بر زراعت و معیشت‌های روستایی تاثیر گذاشته و تولید غذا و درآمد خانواده‌ها را نیز به‌شدت کاهش داده است. موسسه ورلد ویژن در ادامه تاکید کرده است که بی‌جاشدن‌های ناشی از تغییرات اقلیمی افزایش چشمگیری داشته است و صدها هزار نفر مجبور به مهاجرت شده‌اند؛ امری که دسترسی به غذا، آب، خدمات صحی و محیط‌های باثبات مراقبتی را بیشتر مختل کرده است. این موسسه با اشاره به عدم آگاهی خانواده‌ها درباره غذاهای مغذی، از مکتب به عنوان یک بستر مهم برای افزایش آگاهی یاد کرده است. با این‌حال ورلد ویژن گفته است که محدودیت آموزش دختران فراتر از صنف ششم باعث شده است تا زمینه آگاهی آنان نیز محدود شود؛ چالشی که به طور کلی فقر و نابرابری‌های جنسیتی را بیش از پیش تشدید می‌کند.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 100 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین مورد خواستار بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم و پایان دادن به نقض حقوق بشر در افغانستان شده است. اين نهاد به مناسبت آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از چهار سال است که زنان و دختران در افغانستان از آموزش و تحصیل محروم هستند. در اعلامیه تاکید شده است که حکومت سرپرست افغانستان باید به سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود پایان داده و به دختران اجازه دهند به مکتب بازگردند. سازمان عفو بین‌الملل در ادامه افزوده است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ در افغانستان، این کشور در سراشیبی نقض حقوق بشر قرار گرفته است. این نهاد نوشته: «افغانستان همچنان کانون نقض حقوق بشر است. زنان از تمام جنبه‌های زندگی محروم شده‌اند، سوءاستفاده‌هایی مانند شکنجه و بدرفتاری، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدید شدن‌های اجباری، سانسور و موارد دیگر، با مصونیت مطلق ادامه دارد.» همچنین تارینا ودود، مدافع حقوق بشر گفته است: «برای من تعجب‌آور است که چگونه جامعه بین‌المللی هنوز انتظار دارد به حقوق بشر در افغانستان احترام گذاشته شود.» سازمان عفو بین‌الملل تصریح کرد در حالی که مردم افغانستان همچنان در این کابوس بی‌پایان گرفتار هستند، جامعه بین‌المللی هیچ اقدام معناداری انجام نداده است. این نهاد گفته: «سخنان تند این سرکوب‌ها و محدودیت‌ها را متوقف نمی‌کند؛ اقدامات قاطع این کار را خواهد کرد. دولت‌ها و جامعه‌ی جهانی باید برای پایان دادن به این چرخه سرکوب در افغانستان گام بردارند.» در حالی سازمان عفو بین‌الملل از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 72 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که بیشتر کودکانی که او در سراسر افغانستان ملاقات کرده، می‌خواهند پزشک شوند تا بتوانند به شهروندان خدمت کنند. آقای اویواله با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که صداهای کودکان افغانستان الها‌م‌بخش همه تلاش‌هایی است که یونیسف انجام می‌دهد تا اطمینان حاصل کند که آن‌ها بتوانند به رویاها و آرزوهای خود دست یابند. نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان، خواستار فرصت برابر برای همه کودکان در سراسر کشور شده است. این در حالی است که کودکان زیادی در بخش‌های دورافتاده‌ی افغانستان، از دسترسی به خدمات آموزشی رسمی محروم هستند. کم‌بود و نبود مکتب در محل زندگی و ناداری، از مهم‌ترین عامل‌های بازماندن کودکان از دسترسی به خدمات آموزشی گفته شده است. در حالی نماینده‌ی یونیسف خواستار حمایت از آموزش کودکان می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 105 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت غزنی اعلام کرده است که براثر انفجار ماین در ولسوالی خوگیانی این ولایت، دو کودک کشته و دو کودک دیگر زخمی شده‌اند. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که این انفجار دیروز (جمعه، ۷ حمل) در روستای «علی‌خان خیل» از مربوطات ولسوالی خوگیانی رخ داده است. در اعلامیه‌ی فرماندهی پولیس آمده است که کودکان زخمی برای درمان به شفاخانه ولایتی غزنی منتقل شده‌اند. فرماندهی پولیس غزنی علت دقیق وقوع این انفجار را توضیح نداده است، اما آن را به بی‌احتیاطی کودکان نسبت داده است. قابل ذکر است که انفجار مهمات و ماین‌های به‌جامانده از جنگ، بارها از شهروندان، به ویژه کودکان، در ولایت‌های مختلف افغانستان قربانی گرفته است. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 36 بازدید

اولین باری که عبدالحمید دستش را به سوی مردم دراز کرد، آسمان کابل صاف بود؛ نه بارانی در کار بود، نه برفی، نه حتی بادی که صورتش را پنهان کند. همه‌چیز بیش از حد روشن بود، بیش از حد واضح، آن‌قدر واضح که انگار تمام شهر ایستاده باشد تا او را تماشا کند. او کنار سرک ایستاده بود؛ همان‌جایی که سال‌ها نشسته و کفش‌های مردم را تعمیر کرده بود، همان‌جایی که همیشه خود را یک مرد کارگر می‌دانست، نه محتاج. اما آن روز فرق داشت. انگار چیزی در درونش فرو ریخته بود. چند لحظه فقط ایستاد و به دست‌هایش نگاه کرد، دست‌هایی که همیشه بوی چرم و نخ می‌دادند و حالا می‌لرزیدند. خواست برگردد، خواست روی چوکی‌اش بنشیند و وانمود کند همه‌چیز مثل قبل است، اما تصویر بچه‌هایش مثل سایه‌ای جلوی چشمانش آمد: شکم‌های خالی، نگاه‌های منتظر، و صدای سرفه‌های فاطمه که شبِ قبل تا سحر قطع نشده بود. همان‌جا لب‌هایش تکان خورد. صدایش شکست و گفت: «به خاطر خدا…» و در همان لحظه فهمید که دیگر آن آدم قبلی نیست. زندگی او هیچ‌وقت آسان نبود، اما زمانی قابل تحمل بود. از جوانی کفاشی را یاد گرفته بود؛ پدرش هم کفاش بود. هنوز به یاد داشت که در کودکی کنار پدر می‌نشست، سوزن را با دقت از سوراخ‌های چرم عبور می‌داد و پدرش می‌گفت: «کار اگر کم باشد، اما حلال باشد، آدم را سرپا نگه می‌دارد.» عبدالحمید با همین باور بزرگ شده بود. سال‌ها در همین کابل، زیر آفتاب و گرد و خاک، کفش‌های مردم را تعمیر کرده و با همان درآمد اندک، اما با عزت، زندگی‌اش را پیش برده بود. وقتی با فاطمه ازدواج کرد، چیز زیادی نداشت، اما دلش قرص بود که می‌تواند نان پیدا کند. آن روزها، حتی اگر شب‌ها خسته به خانه می‌آمد، با لبخند ساده فاطمه، خستگی از تنش بیرون می‌رفت. اما حالا همان خانه بود، همان زن، همان شهر و با این حال، هیچ‌چیز مثل قبل نبود. داشتن پنج طفل در کابل، برای مردی مثل عبدالحمید، یعنی هر روز جنگیدن با واقعیت. پسر بزرگش حالا دوازده‌ساله بود، اما در نگاهش چیزی از کودکی باقی نمانده بود. گاهی وقتی فکر می‌کرد پدرش نمی‌بیند، به دستانش خیره می‌شد؛ انگار می‌خواست بداند چه زمانی باید مثل پدرش کار کند. بچه‌های دیگر هم هر کدام به شکلی بار این زندگی را بر دوش می‌کشیدند‌، یکی کمتر می‌خورد، یکی چیزی نمی‌خواست، یکی شب‌ها بی‌صدا گریه می‌کرد. و آن دختر کوچک، دو ساله، هنوز نمی‌فهمید چرا مادرش همیشه خوابیده است و چرا پدرش گاهی به جای خندیدن، فقط نگاه می‌کند. فاطمه قصه خودش را داشت. بیماری‌اش با یک سرفه شروع شد، بعد ضعف آمد، بعد بی‌حالی، و حالا به جایی رسیده بود که بیشتر روزها را در بستر می‌گذراند. دوا می‌خواست، اما دوا پول می‌خواست. داکتر می‌خواست، اما داکتر پول می‌خواست. حتی یک سوپ ساده هم پول می‌خواست. عبدالحمید بارها با خودش حساب کرده بود که اگر فقط چند روز کار خوب داشته باشد، شاید بتواند دوا بخرد، اما آن «چند روز خوب» هیچ‌وقت نمی‌آمد. دکان کفاشی‌اش دیگر مثل قبل رونق نداشت. مردم یا پول نداشتند کفش‌هایشان را تعمیر کنند، یا اگر داشتند، ترجیح می‌دادند نو بخرند. او ساعت‌ها می‌نشست و به سرک و به پاهای مردم نگاه می‌کرد. هر کفشی که از برابرش می‌گذشت، برایش یک امید بود، یک «شاید»، اما بیشتر این شایدها بی‌نتیجه می‌ماند. گاهی فقط یک مشتری در تمام روز می‌آمد، گاهی هیچ‌کس. و وقتی هیچ‌کس نمی‌آمد، سکوت دکان آن‌قدر سنگین می‌شد که صدای نفس خودش را می‌شنید. بدترین لحظه‌ها زمانی بود که مجبور می‌شد از جایش بلند شود. این کار را هیچ‌وقت دوست نداشت و هنوز هم دوست نداشت. اما وقتی شکم بچه‌ها خالی باشد، وقتی زن مریض باشد، وقتی صاحب‌خانه در بزند و بگوید «کرایه را کی می‌دهی؟»، دیگر دوست داشتن یا نداشتن معنا ندارد. آهسته از دکان فاصله می‌گرفت، طوری که کسی او را نشناسد. در جایی می‌ایستاد که رفت‌وآمد بیشتر بود، چند لحظه سکوت می‌کرد، انگار خودش را قانع می‌کرد، و بعد آرام می‌گفت: «به خاطر خدا…» بعضی‌ها رد می‌شدند، بعضی‌ها نگاه می‌کردند، بعضی‌ها چیزی می‌دادند، اما هیچ‌کدام نمی‌دانستند این چند کلمه برای او چقدر سنگین است. وقتی به خانه برمی‌گشت، همیشه سعی می‌کرد چیزی در دست داشته باشد، هرچند کم. بچه‌ها دورش جمع می‌شدند و او لبخند می‌زد، اما آن لبخند واقعی نبود؛ بیشتر شبیه پرده‌ای بود که می‌خواست حقیقت را پنهان کند. وقتی می‌گفت «خورده‌ام»، دروغ می‌گفت. وقتی می‌گفت «فردا بهتر می‌شود»، خودش هم باور نداشت، اما مجبور بود بگوید، چون اگر او امید نداشته باشد، این خانه دیگر چیزی ندارد. شب‌ها، وقتی همه خوابیده بودند، عبدالحمید بیدار می‌ماند. خواب می‌آمد، اما فکرها نمی‌گذاشت. به سقف نگاه می‌کرد، به دیوارهای نم‌گرفته، به تاریکی، و در دلش حرف می‌زد؛ با خودش، با خدا، با گذشته‌اش. گاهی به یاد روزهایی می‌افتاد که فقط یک کفاش بود، نه مردی که میان کار و گدایی گیر مانده است. گاهی از خودش می‌پرسید: «کجا اشتباه کردم؟» اما پاسخی پیدا نمی‌کرد. یک شب، پسر بزرگش آرام کنارش نشست. چیزی نگفت، فقط نشست. بعد آهسته گفت: «پدر… من هم می‌توانم کار کنم…» این جمله ساده بود، اما برای عبدالحمید مثل زخمی تازه بود. به چشمانش نگاه کرد، به دستانش؛ دستانی که هنوز باید کودک می‌بود. دلش شکست، اما چیزی نگفت. فقط سر تکان داد و آرام گفت: «نه بچیم… هنوز وقتش نیست…» اما در دلش می‌دانست که شاید خیلی زود، این «وقت» برسد. زندگی عبدالحمید تکراری بی‌پایان از تلاش، ناامیدی، شرم و امیدهای کوچک است. هر روز خودش را جمع می‌کند، به همان دکان می‌رود، همان سوزن را برمی‌دارد، همان کفش‌ها را وصله می‌زند و در کنار آن، تکه‌های غرورش را هم. اما فرق این‌جاست: کفش‌ها شاید دوباره قابل استفاده شوند، اما غرور هر بار که بشکند، دیگر مثل قبل نمی‌شود. با این‌همه، او هنوز ایستاده است. نه به خاطر خودش، نه از سر علاقه به زندگی، بلکه فقط به خاطر آن پنج طفل و زنی که هنوز نفس می‌کشد. او هنوز هر صبح از خواب برمی‌خیزد، هنوز دکانش را باز می‌کند، و هنوز امیدوار است حتی اگر این امید، به نازکی یک نخ کفاشی باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 72 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، خیانت ملی و جبران ناپذیر است. آقای فایق همزمان با آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «پنجمین سال است، برخلاف اصول انسانی، دساتیر اسلامی و احکام شریعت، دروازه‌های مراکز تحصیلات متوسطه و عالی را به‌روی دختران و زنان افغانستان بسته نگه داشته‌ شده است.» سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این سیاست‌ها فقر را تشدید کرده و وابستگی افغانستان به کشورهای همسایه و جامعه‌ی بین‌المللی را افزایش داده است. سال تعلیمی جدید در افغانستان دیروز رسماً آغاز شد، اما حکومت فعلی برای پنجمین سال متوالی به دختران بالاتر از صنف ششم اجازه رفتن به مکتب را ندادند. آغاز سال تعلیمی در کشور بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم، واکنش‌های زیادی در میان سازمان‌های بین‌المللی و چهره‌های سیاسی کشور در پی داشته است. داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان، همزمان با بازگشایی مکاتب [پسرانه] در افغانستان، در صفحه‌ی ایکس خود نوشته است: «پیام ساده است: هر دختری حق دارد به مکتب برود.» او بر حق آموزش دختران در افغانستان تاکید کرده و گفته «وقتی دختران یاد می‌گیرند، جوامع قوی‌تر می‌شوند و آینده برای همه روشن‌تر می‌شود.» سنجی ویجیسکرا، مدیر منطقه‌ای يونيسف نیز در صفحه‌ی ایکس خود نوشته که دختران زیادی در افغانستان منتظر بازگشایی دروازه‌های مکاتب هستند. ریچارد لیندسی، نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان نیز چند روز پیش در صفحه‌ی ایکس خود نوشته بود که «محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش، به آینده کشور آسیب می‌زند و جامعه افغانستان را عقب نگه می‌دارد.»

ادامه مطلب


2 روز قبل - 63 بازدید

شماری از زنان اهل افغانستان جنبش زنان فمینیست اسپانیا در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، در برابر پارلمان اروپا در بروکسل گردهمایی اعتراضی برگزار کردند. این گردهمایی اعتراضی روز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با شعار «زنان افغانستان را از اسارت آزاد کنید و به آپارتاید جنسیتی پایان دهید» برگزار شد و آنان خواستار اقدام فوری اتحادیه‌ی اروپا برای تأمین حقوق دختران و زنان در افغانستان به ویژه حق آموزش شدند. اشتراک‌کنندگان گردهمایی، گفته‌اند که زنان در افغانستان با نقض ساختارمند حقوق خود روبرو هستند و جامعه‌ی جهانی باید برای ازمیان‌برداشتن این وضعیت توجه جدی کرده و در برابر آپارتاید جنسیتی در افغانستان سکوت نکند. همچنین این معترضان زن، از اتحادیه‌ی اروپا خواسته‌اند که کمک‌ها به افغانستان را به رعایت حقوق زنان مشروط کرده و اقدام‌های عملی‌تری مانند پشتیبانی از نهادهای زنان، ایجاد مسیرهای امن برای پناه‌جویان و فراهم‌سازی فرصت‌های آموزشی را روی دست بگیرد. در جریان برنامه، خدیجه امین، مسوول برگزارکننده، قطع‌نامه‌ای را قرائت کرد و گلچهره یفتلی با اشاره به وضعیت آموزش در افغانستان گفته است: «نسل‌کشی آموزشی علیه دختران در حال وقوع است و پنج سال محرومیت از آموزش، به معنای نابودی یک نسل است.» این اقدام بخشی از کارزار #TodasABruselas (همه به بروکسل) بود که هدف آن رساندن صدای زنان و دختران افغانستان به جهان اعلام شده است. برگزارکننده‌گان از تمامی فعالان، رسانه‌ها و شهروندان دعوت کرده‌اند تا با پیوستن به این حرکت، صدای زنانی باشند که از حق سخن گفتن محروم مانده‌اند. این در حالی است که امروز سال نو آموزشی در ولایت‌های سردسیر افغانستان آغاز شد، اما دختران بالاتر از صنف ششم هم‌چنان از حق آموزش در مکتب محروم نگه‌داشته شدند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 141 بازدید

حکومت سرپرست سال جدید تعلیمی در افغانستان را برای پنجمین سال متوالی، بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم در کشور آغاز کرد. سال تعلیمی جدید امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) در مراسمی با حضور شماری از مقام‌های حکومت فعلی در کابل و شماری از ولایت‌های کشور به‌طور رسمی آغاز شد. امسال نیز همانند سال‌های گذشته، در شروع سال تعلیمی جدید هیچ اشاره‌ای به بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم نشده است. این پنجمین سال متوالی است که سال تعلیمی در افغانستان بدون حضور دختران بالاتر از صنف ششم آغاز می‌شود. وزارت معارف حکومت سرپرست گفته بود که نصاب مدارس و مكاتب را از صنف اول تا صنف ششم تغییر داده و چاپ آن در جريان مى‌باشد. حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب را تا «اطلاع ثانوی» ممنوع کرد. حکومت فعلی پس از آن آموزش زنان و دختران در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، از جمله انستیتوت‌های طبی را نیز ممنوع کرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، با ممنوعیت رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب از سوی حکومت فعلی، بیش از ۲.۲ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. سازمان ملل متحد، سازمان‌های حقوق‌‌ بشری بین‌المللی و شهروندان افغانستان بارها خواستار لغو ممنوعیت آموزش دختران شده‌اند، اما این دولت تا اکنون حاضر نشده‌ است که به دختران اجازه‌ی بازگشت به مکتب و دانشگاه را بدهد. آغاز سال تعلیمی در کشور بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم، واکنش‌های زیادی در میان سازمان‌های بین‌المللی و چهره‌های سیاسی کشور در پی داشته است. داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان، همزمان با بازگشایی مکاتب [پسرانه] در افغانستان، در صفحه‌ی ایکس خود نوشته است: «پیام ساده است: هر دختری حق دارد به مکتب برود.» او بر حق آموزش دختران در افغانستان تاکید کرده و گفته «وقتی دختران یاد می‌گیرند، جوامع قوی‌تر می‌شوند و آینده برای همه روشن‌تر می‌شود.» سنجی ویجیسکرا، مدیر منطقه‌ای يونيسف نیز در صفحه‌ی ایکس خود نوشته که دختران زیادی در افغانستان منتظر بازگشایی دروازه‌های مکاتب هستند. ریچارد لیندسی، نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان نیز چند روز پیش در صفحه‌ی ایکس خود نوشته بود که «محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش، به آینده کشور آسیب می‌زند و جامعه افغانستان را عقب نگه می‌دارد.»

ادامه مطلب