برچسب: جامعه

2 هفته قبل - 73 بازدید

در میان نویسندگان زن معاصر ایران، نام فتانه حاج سیدجوادی بیش از هر چیز با رمان مشهور «بامداد خمار» گره خورده است؛ اثری که در میانه دهه هفتاد خورشیدی به یکی از پدیده‌های کم‌نظیر صنعت نشر تبدیل شد و میلیون‌ها خواننده را به خود جذب کرد. اگرچه پیش از او نیز زنان نویسنده بسیاری در عرصه داستان‌نویسی فعالیت می‌کردند، اما کمتر نویسنده‌ای توانسته بود اثری خلق کند که هم مخاطبان عام را شیفته خود سازد و هم بحث‌های فراوانی در میان منتقدان ادبی برانگیزد. «بامداد خمار» نه تنها یک رمان عاشقانه، بلکه روایتی از تقابل سنت و تجدد، اختلاف طبقاتی، جایگاه زن در جامعه و پیامدهای تصمیم‌های احساسی است. موفقیت چشمگیر این اثر باعث شد نام فتانه حاج سیدجوادی برای همیشه در تاریخ ادبیات داستانی معاصر ایران ثبت شود.، فتانه حاج سیدجوادی در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در استان فارس متولد شد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در خانواده‌ای فرهنگی سپری کرد و از همان سال‌های نخست به مطالعه کتاب و ادبیات علاقه نشان داد. علاقه فراوان به خواندن رمان‌های فارسی و آثار نویسندگان بزرگ جهان، زمینه شکل‌گیری ذوق داستان‌نویسی او را فراهم کرد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی ادامه تحصیل داد و با ادبیات کلاسیک و مدرن جهان بیشتر آشنا شد. این آشنایی بعدها در شیوه روایت، شخصیت‌پردازی و ساختار داستان‌های او تأثیر محسوسی گذاشت. پس از ازدواج، مدتی در شهر اصفهان زندگی کرد. در این دوران، علاوه بر مطالعه گسترده، تجربه‌های اجتماعی و خانوادگی خود را به تدریج در قالب یادداشت‌ها و طرح‌های داستانی ثبت می‌کرد. هرچند او سال‌ها به صورت جدی به انتشار آثارش نپرداخت، اما همواره نوشتن را ادامه داد و تجربه‌های زندگی، روابط خانوادگی، تفاوت‌های فرهنگی و مسائل زنان را به عنوان مهم‌ترین منابع الهام خود برگزید. همین نگاه واقع‌گرایانه سبب شد شخصیت‌های آثارش برای خوانندگان باورپذیر و نزدیک به زندگی واقعی باشند. آغاز حرفه‌ای نویسندگی فتانه حاج سیدجوادی با انتشار رمان «بامداد خمار» در سال ۱۳۷۴ رقم خورد. کمتر کسی تصور می‌کرد نویسنده‌ای که نخستین رمان خود را منتشر کرده است، بتواند چنین موج گسترده‌ای در بازار کتاب ایجاد کند. «بامداد خمار» در مدت کوتاهی به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های ایران تبدیل شد و بارها تجدید چاپ شد. استقبال خوانندگان از این اثر تا سال‌ها ادامه یافت و هنوز نیز یکی از شناخته‌شده‌ترین رمان‌های فارسی به شمار می‌رود. داستان «بامداد خمار» از زبان زنی به نام محبوبه روایت می‌شود که در خانواده‌ای مرفه و سنتی رشد کرده است. او برخلاف خواست خانواده، دل به عشق جوانی نجار به نام رحیم می‌بندد و با وجود مخالفت شدید اطرافیان، با او ازدواج می‌کند. محبوبه تصور می‌کند عشق برای ساختن یک زندگی مشترک کافی است، اما پس از ازدواج با واقعیت‌های دشوار زندگی، تفاوت‌های فرهنگی، مشکلات اقتصادی و اختلاف‌های شخصیتی روبه‌رو می‌شود. نویسنده با روایت زندگی این زوج، نشان می‌دهد که عشق بدون شناخت کافی و تفاوت‌های عمیق طبقاتی، همیشه به خوشبختی منجر نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رمان، شخصیت‌پردازی دقیق و ملموس آن است. شخصیت‌های داستان نه کاملاً خوب هستند و نه کاملاً بد، بلکه هر یک مجموعه‌ای از ویژگی‌های انسانی، ضعف‌ها، آرزوها و اشتباهات را در خود دارند. محبوبه دختری احساساتی، جسور و آرمان‌گراست، در حالی که رحیم شخصیتی سخت‌کوش اما سنتی و گاه خشن دارد. این پیچیدگی شخصیت‌ها باعث شده است خوانندگان بتوانند با آنان همدلی کنند و داستان را واقعی‌تر بپندارند. زبان ساده و روان از دیگر عوامل موفقیت آثار فتانه حاج سیدجوادی است. او برخلاف بسیاری از نویسندگان که از زبان پیچیده و نمادین استفاده می‌کنند، تلاش کرده است روایت را به گونه‌ای بنویسد که برای طیف گسترده‌ای از خوانندگان قابل فهم باشد. همین ویژگی سبب شد حتی کسانی که عادت چندانی به مطالعه نداشتند نیز جذب داستان شوند و کتاب را تا پایان دنبال کنند. درون‌مایه اصلی آثار فتانه حاج سیدجوادی، بررسی روابط انسانی، عشق، خانواده، جایگاه زنان، شکاف طبقاتی و پیامدهای انتخاب‌های سرنوشت‌ساز است. او تلاش می‌کند نشان دهد که بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی، اگر تنها بر پایه احساسات گرفته شوند، ممکن است نتایجی متفاوت از انتظار به همراه داشته باشند. به همین دلیل، داستان‌های او علاوه بر جنبه سرگرم‌کننده، حامل نوعی پیام اجتماعی و اخلاقی نیز هستند. پس از موفقیت خیره‌کننده «بامداد خمار»، فتانه حاج سیدجوادی رمان «در خلوت خواب» را منتشر کرد. هرچند این کتاب نیز با استقبال مناسبی روبه‌رو شد، اما موفقیت بی‌سابقه «بامداد خمار» را تکرار نکرد. با این حال، این اثر نیز نشان داد که نویسنده همچنان به دغدغه‌های اجتماعی، روان‌شناختی و خانوادگی علاقه‌مند است و تلاش می‌کند روابط انسانی را با نگاهی دقیق و واقع‌گرایانه روایت کند. فتانه حاج سیدجوادی برخلاف بسیاری از نویسندگان هم‌دوره خود، آثار پرشماری منتشر نکرده است، اما همان تعداد محدود آثار نیز برای تثبیت جایگاه او در ادبیات داستانی ایران کافی بود. او نشان داد که گاهی یک اثر موفق می‌تواند تأثیری ماندگارتر از ده‌ها کتاب داشته باشد؛ به‌ویژه زمانی که آن اثر بتواند با احساسات، تجربه‌ها و دغدغه‌های بخش بزرگی از جامعه ارتباط برقرار کند. موفقیت گسترده «بامداد خمار» از همان سال‌های نخست انتشار، واکنش‌های متفاوتی را در میان منتقدان و پژوهشگران ادبی برانگیخت. گروهی از منتقدان، این رمان را اثری دانستند که توانسته است مخاطبان بسیاری را با کتاب و کتاب‌خوانی آشتی دهد و نشان دهد که ادبیات داستانی هنوز می‌تواند برای طیف وسیعی از جامعه جذاب باشد. آنان معتقد بودند که فتانه حاج سیدجوادی با بهره‌گیری از زبانی روان، روایت پرکشش و شخصیت‌هایی ملموس، اثری آفریده است که خواننده را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. به باور این گروه، مهم‌ترین موفقیت نویسنده در آن است که توانسته مسائل اجتماعی، اختلاف‌های طبقاتی، محدودیت‌های فرهنگی و چالش‌های زندگی مشترک را در قالب داستانی جذاب و قابل فهم بیان کند. در مقابل، برخی از منتقدان ادبی دیدگاه متفاوتی داشتند. آنان بر این باور بودند که «بامداد خمار» بیش از آنکه اثری نوآورانه در عرصه ادبیات باشد، رمانی عامه‌پسند است که بر احساسات مخاطب تکیه دارد. این گروه معتقد بودند شخصیت‌ها در برخی بخش‌های داستان بیش از اندازه تحت تأثیر پیام اخلاقی نویسنده قرار گرفته‌اند و پایان‌بندی رمان نیز خواننده را به این نتیجه هدایت می‌کند که فاصله‌های طبقاتی و فرهنگی مانعی جدی برای شکل‌گیری یک زندگی موفق هستند. با این حال، حتی بسیاری از همین منتقدان نیز اذعان کرده‌اند که نمی‌توان تأثیر اجتماعی و فرهنگی این رمان را نادیده گرفت، زیرا کمتر کتابی در ادبیات معاصر ایران توانسته است چنین دامنه گسترده‌ای از مخاطبان را جذب کند. یکی از ویژگی‌های برجسته سبک نوشتاری فتانه حاج سیدجوادی، سادگی و روانی زبان است. او از واژه‌های دشوار، جمله‌های پیچیده و ساختارهای سنگین ادبی پرهیز می‌کند و روایت خود را با زبانی صمیمی و طبیعی پیش می‌برد. همین ویژگی سبب شده است که آثار او برای طیف گسترده‌ای از خوانندگان، از نوجوانان گرفته تا بزرگسالان، قابل درک و جذاب باشد. در نوشته‌های او، گفت‌وگوها طبیعی و نزدیک به زبان روزمره‌اند و شخصیت‌ها به گونه‌ای سخن می‌گویند که برای خواننده باورپذیر باشند. از دیگر ویژگی‌های قلم او، توجه دقیق به جزئیات زندگی روزمره است. نویسنده با توصیف فضای خانه، روابط خانوادگی، آداب و رسوم، شیوه زندگی طبقات مختلف اجتماعی و احساسات شخصیت‌ها، فضایی واقعی و ملموس می‌آفریند. خواننده هنگام مطالعه آثار او احساس می‌کند با انسان‌هایی واقعی روبه‌رو است که می‌توانند در هر خانواده یا جامعه‌ای حضور داشته باشند. این واقع‌گرایی یکی از مهم‌ترین عوامل محبوبیت آثار او به شمار می‌رود. فتانه حاج سیدجوادی بیش از آنکه به دلیل دریافت جوایز ادبی شناخته شود، به واسطه استقبال کم‌نظیر خوانندگان شهرت یافته است. «بامداد خمار» طی سال‌های متمادی بارها تجدید چاپ شد و در شمار پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر ایران قرار گرفت. این استقبال گسترده، خود نوعی موفقیت بزرگ برای نویسنده به شمار می‌آید و نشان می‌دهد که اثر او توانسته است با نسل‌های مختلف خوانندگان ارتباط برقرار کند. تأثیر «بامداد خمار» تنها به بازار کتاب محدود نماند. این رمان سال‌ها موضوع بحث در محافل فرهنگی، دانشگاهی و رسانه‌ای بود. بسیاری از خوانندگان درباره شخصیت‌های داستان، تصمیم‌های محبوبه و رحیم، نقش خانواده، عشق، تفاوت‌های طبقاتی و مسئولیت فرد در انتخاب همسر به گفت‌وگو پرداختند. کمتر رمانی در ادبیات معاصر ایران توانسته است تا این اندازه وارد گفت‌وگوهای اجتماعی شود و دیدگاه‌های موافق و مخالف را برانگیزد. فتانه حاج سیدجوادی را باید نویسنده‌ای دانست که با تعداد اندکی اثر، اما با نفوذی ماندگار، جایگاه خود را در ادبیات معاصر ایران تثبیت کرده است. او با روایت زندگی انسان‌های معمولی، پرداختن به عشق، خانواده، سنت، طبقه اجتماعی و پیامد انتخاب‌های فردی، داستان‌هایی خلق کرده که همچنان برای خوانندگان جذاب و قابل تأمل هستند. اگرچه درباره ارزش ادبی آثارش دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، اما کمتر کسی تردید دارد که «بامداد خمار» یکی از اثرگذارترین و پرفروش‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات معاصر ایران است؛ رمانی که نه‌تنها نام نویسنده‌اش را ماندگار کرد، بلکه نقش مهمی در گسترش فرهنگ رمان‌خوانی و معرفی نویسندگان زن به مخاطبان گسترده ایفا کرد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 95 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، همزمان با ۲۴ جوزا، روز مادر در افغانستان، از نقش و تلاش‌های مادران در عرصه‌های آموزش، سلامت و مراقبت از خانواده‌ها قدردانی کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۴ جوزا) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این نهاد در روز مادر و تمامی روزهای سال در کنار مادران افغانستانی می‌ایستد؛ زنانی که به‌عنوان آموزگار، قابله، پرستار، مشاور تغذیه و امور اجتماعی، کارکنان صحی جامعه‌محور و یا مراقبان خانواده در خانه، نقش مهمی در زندگی کودکان و جوامع محلی ایفا می‌کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، مادران در افغانستان را «قهرمانان» جامعه خوانده و از تلاش‌های آنان در پرورش نسل آینده و ارائه‌ی خدمات حیاتی به خانواده‌ها قدردانی کرده است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است مادران، چه در محیط کار و چه در خانه، نقش اساسی در سلامت، آموزش و رفاه کودکان دارند و حمایت از آنان برای آینده‌ی افغانستان اهمیت ویژه‌ای دارد. این در حالی است که24 جوزا در افغانستان به عنوان روز مادر گرامی داشته می‌شود. این روز فرصتی برای قدردانی از نقش مادران در خانواده و جامعه است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 125 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد، بر سرمایه‌گذاری برای کمک به جوامع جهت خودکفایی و تاب‌آوری تاکید کرده است. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ جوزا) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، تصاویری از خانواده‌هایی که خواستار شغل و فرصت‌های کاری هستند منتشر کرده است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که این خانواده‌ها یک درخواست ساده دارند و آن هم شغل است. همچنین دفتر هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل در ادامه افزوده است: «از درگاه خانه‌ای در بامیان، خانواده‌ها درخواستی ساده را به اشتراک می‌گذارند: شغل. ما آماده کار هستیم، فقط به فرصت‌ها نیاز داریم.» این نهاد تصریح کرد، در حالی که نیازهای بشردوستانه در افغانستان ادامه دارد، سرمایه‌گذاری در امور معیشتی‌ برای کمک به جوامع جهت بازیافتن خوداتکایی و تاب‌آوری ضروری است. این در حالی است که به تازگی، جورجیت گانیون، سرپرست یوناما، در گزارشی به شورای امنیت سازمان ملل گفته است افغانستان همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشردوستانه جهان است و در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱٫۹ میلیون تن، به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. همچنین چند وقت پیش برنامه جهانی غذا با نشر گزارشی گفته بود که سال گذشته بیش از ۱۲.۴ میلیون تن در افغانستان، کمک‌های تغذیه‌ای دریافت کردند، اما کاهش منابع مالی سبب شده شمار زیادی از خانواده‌های نیازمند از فهرست کمک‌ها کنار گذاشته شوند. برنامه جهانی غذا در ادامه هشدار داده است که توقف یا کاهش بیشتر کمک‌ها می‌تواند کودکان و مادران بیشتری را به مرحله سوءتغذیه حاد بکشاند و خانواده‌ها را در برابر شوک‌های اقتصادی و اقلیمی آسیب‌پذیر بسازد. در گزارش آمده است که در بسیاری از مناطق افغانستان، خانواده‌ها برای تامین غذای روزانه با دشواری شدید روبرو هستند و بسیاری از آنان منبع درآمدی ندارند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 149 بازدید

بخش زنان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که صلح در حقیقت زنانی هستند که پشت میز تصمیم‌گیری حضور دارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت روز جهانی زندگی در صلح و همزیستی گفته است که صلح زمانی وجود دارد که زنان و دختران نقش‌های رهبری را بر عهده می‌گیرند و امنیت‌شان غیر قابل مذاکره است. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «صلح تنها به اندازه‌ی زنانی قدرت‌مند است که آن را به وجود می‌آورند.» این در حالی است که زنان و دختران در افغانستان، از ساختارهای تصمیم‌گیری کنار زده شدند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. با وجود فشارهای گسترده جهانی و درخواست‌های مکرر نهادهای بین‌المللی، حکومت فعلی تا اکنون در سیاست‌های خود تغییری ایجاد نکرده‌ است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 285 بازدید

خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری، پایداری و پیشرفت جامعه دارد. از آغاز تاریخ بشر تا امروز، خانواده نخستین محیطی بوده است که انسان در آن رشد می‌کند، ارزش‌ها را می‌آموزد و هویت فردی و اجتماعی خود را شکل می‌دهد. به همین دلیل، بررسی نقش خانواده در جامعه نه تنها اهمیت علمی و اجتماعی دارد، بلکه برای درک بهتر روابط انسانی و بهبود کیفیت زندگی نیز ضروری است. نخستین و مهم‌ترین نقش خانواده، تربیت و پرورش نسل آینده است. کودک از لحظه تولد، نخستین تجربه‌های زندگی خود را در محیط خانواده کسب می‌کند. او در این محیط با مفاهیمی مانند محبت، احترام، همکاری و مسئولیت‌پذیری آشنا می‌شود. اگر خانواده بتواند این ارزش‌ها را به درستی منتقل کند، فردی سالم، متعادل و مفید برای جامعه تربیت خواهد شد. برعکس، اگر در خانواده مشکلاتی مانند خشونت، بی‌توجهی یا نبود ارتباط سالم وجود داشته باشد، احتمال بروز مشکلات رفتاری و اجتماعی در فرد افزایش می‌یابد. خانواده همچنین نقش مهمی در انتقال فرهنگ و سنت‌ها دارد. هر جامعه‌ای دارای مجموعه‌ای از باورها، آداب و رسوم و ارزش‌های فرهنگی است که نسل به نسل منتقل می‌شود. خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی، این فرهنگ را به کودکان می‌آموزد. به همین دلیل، خانواده را می‌توان پل ارتباطی میان گذشته و آینده یک جامعه دانست. از سوی دیگر، خانواده نقش اساسی در تأمین امنیت روانی و عاطفی افراد دارد. انسان‌ها نیازمند احساس تعلق، محبت و حمایت هستند و خانواده بهترین مکان برای تأمین این نیازهاست. وجود روابط عاطفی سالم در خانواده باعث می‌شود افراد احساس آرامش و اعتماد به نفس داشته باشند. این امنیت روانی به فرد کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌های زندگی قوی‌تر و مقاوم‌تر عمل کند. در مقابل، نبود این امنیت می‌تواند منجر به اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات روانی شود. یکی دیگر از نقش‌های مهم خانواده، اجتماعی کردن افراد است. اجتماعی شدن فرایندی است که طی آن فرد یاد می‌گیرد چگونه در جامعه زندگی کند، قوانین را رعایت کند و با دیگران تعامل داشته باشد. خانواده نخستین محیطی است که این فرایند در آن آغاز می‌شود. کودک در خانواده یاد می‌گیرد چگونه صحبت کند، چگونه احساسات خود را بیان کند و چگونه با دیگران رفتار کند. این مهارت‌ها پایه و اساس تعاملات اجتماعی در آینده را تشکیل می‌دهند. خانواده همچنین نقش اقتصادی مهمی دارد. در بسیاری از جوامع، خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی عمل می‌کند. اعضای خانواده با همکاری یکدیگر نیازهای مالی را تأمین می‌کنند و منابع را مدیریت می‌نمایند. علاوه بر این، خانواده می‌تواند نقش مهمی در آموزش مهارت‌های اقتصادی مانند پس‌انداز، مصرف صحیح و کار و تلاش به فرزندان داشته باشد. این مهارت‌ها برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی بسیار ضروری هستند. نقش خانواده در شکل‌گیری هویت فردی نیز بسیار قابل توجه است. هویت فردی شامل باورها، ارزش‌ها، اهداف و احساس فرد نسبت به خود است. خانواده با ایجاد محیطی مناسب می‌تواند به فرد کمک کند تا خود را بشناسد و توانایی‌هایش را کشف کند. تشویق، حمایت و راهنمایی والدین نقش مهمی در این زمینه دارد. اگر فرد در خانواده‌ای رشد کند که به او اعتماد و فرصت رشد داده شود، احتمال موفقیت و رضایت او در زندگی افزایش می‌یابد. از نظر اخلاقی نیز خانواده اهمیت زیادی دارد. بسیاری از اصول اخلاقی مانند صداقت، انصاف، احترام به دیگران و مسئولیت‌پذیری در محیط خانواده آموزش داده می‌شوند. این اصول نه تنها در زندگی فردی، بلکه در تعاملات اجتماعی نیز نقش مهمی دارند. جامعه‌ای که اعضای آن از نظر اخلاقی قوی باشند، از انسجام و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود. خانواده همچنین می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ایفا کند. بسیاری از مشکلات اجتماعی مانند اعتیاد، دزدی و خشونت ریشه در مشکلات خانوادگی دارند. خانواده‌ای که روابط سالم و حمایتگرانه داشته باشد می‌تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند. نظارت والدین، ایجاد ارتباط صمیمانه و توجه به نیازهای فرزندان از جمله عوامل مؤثر در این زمینه هستند. در دنیای امروز، با وجود تغییرات اجتماعی و فرهنگی، نقش خانواده همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است، هرچند شکل و ساختار آن در برخی موارد تغییر کرده است. عواملی مانند شهرنشینی، پیشرفت فناوری و تغییر سبک زندگی بر روابط خانوادگی تأثیر گذاشته‌اند. با این حال، نیاز انسان به خانواده و حمایت عاطفی آن همچنان پابرجاست. حتی در جوامع مدرن، خانواده به عنوان پناهگاهی برای آرامش و بازسازی روحی افراد شناخته می‌شود. یکی از چالش‌های مهم خانواده در دنیای امروز، حفظ ارتباطات عاطفی در میان مشغله‌های زندگی است. استفاده بیش از حد از فناوری، فشارهای اقتصادی و کمبود زمان می‌تواند روابط خانوادگی را تضعیف کند. بنابراین لازم است اعضای خانواده به اهمیت ارتباطات توجه بیشتری داشته باشند و برای تقویت روابط خود تلاش کنند. گفت‌وگوی صمیمانه، گذراندن وقت با یکدیگر و احترام متقابل از جمله راهکارهایی هستند که می‌توانند به بهبود روابط خانوادگی کمک کنند. در نهایت می‌توان گفت که خانواده ستون اصلی جامعه است. سلامت و پویایی هر جامعه‌ای تا حد زیادی به سلامت خانواده‌ها بستگی دارد. اگر خانواده‌ها قوی، سالم و حمایتگر باشند، جامعه نیز از ثبات بیشتری برخوردار خواهد شد. بنابراین توجه به تقویت نهاد خانواده و حمایت از آن باید یکی از اولویت‌های مهم در هر جامعه‌ای باشد. در جمع‌بندی، خانواده نه تنها محیطی برای رشد و پرورش فرد است، بلکه نقش اساسی در شکل‌گیری جامعه دارد. از تربیت نسل آینده گرفته تا انتقال فرهنگ، تأمین امنیت روانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، همگی نشان‌دهنده اهمیت بی‌بدیل خانواده هستند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری بر روی تقویت خانواده‌ها در واقع سرمایه‌گذاری بر آینده جامعه است. اگر بخواهیم جامعه‌ای سالم، پیشرفته و پایدار داشته باشیم، باید از خانواده‌ها شروع کنیم و به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشیم. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 192 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان درتازه‌ترین مورد گفته است که رشد و توسعه‌ی جامعه‌ی بشری در ابعاد مختلف، مستلزم نقش‌آفرینی زنان و دختران است و این در صورتی ممکن است که زنان و دختران به علم دسترسی داشته باشند. آقای کرزی این اظهارات را به‌مناسبت روز جهانی زنان و دختران در علم با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، مطرح کرده و از نقش زنان و دختران افغانستان در زندگی اجتماعی قدردانی کرده است. آقای کرزی به زنان و دختران کشور در ادامه توصیه کرده است که برای دسترسی به علم و آموزش و مشارکت در رشد و توسعه‌ی کشور، از هر راه ممکن تلاش کنند. این در حالی است که هزار و ۶۰۸ روز می‌شود که حکومت سرپرست دختران در افغانستان را از رفتن به مکتب‌های متوسطه و لیسه منع کرده‌اند. همچنان حکومت فعلی دروازه‌ی دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بسته و کار آنان را ممنوع کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 281 بازدید

مادر به‌عنوان معمار اصلی تربیت فرزند شناخته می‌شود. کودک از زمان پیش از تولد در شکم مادر زندگی می‌کند و پس از تولد نیز تا زمانی که مهارت‌های مختلف را یاد بگیرد، به مادر وابسته است. به همین دلیل، مادر نقش بسیار مهمی در تربیت و شکل‌گیری شخصیت کودک دارد. بسیاری از مهارت‌های تربیتی در ذات مادر نهادینه شده‌اند. اگر همه مادران وظایف تربیتی خود را به درستی انجام دهند، تربیت درست فرزند شکل می‌گیرد و جامعه‌ای سالم به وجود می‌آید. اما در صورت غفلت از انجام درست این وظایف، جامعه به فساد و تباهی کشیده خواهد شد. نقش مادر در تربیت فرزند از زمان شروع بارداری آغاز می‌شود و تا پایان دوران رشد و تکمیل تربیت کودک ادامه می‌یابد. مادر شدن مسئولیتی بسیار سنگین است که در قبال فرزند، همسر، جامعه و... ایجاد می‌کند. اهمیت تربیت درست و اصولی فرزند توسط مادر در خانواده خانواده اولین محیطی است که فرزند از تولد در آن قرار می‌گیرد. اگر کودک در این محیط به‌درستی تربیت شود و اصول مهم اخلاقی و رفتاری را آموزش ببیند، در جامعه نیز فردی سالم و مسئولیت‌پذیر خواهد بود. خانواده، هرچند نهاد اجتماعی کوچکی است، تأثیر بسیار زیادی بر جامعه دارد؛ زیرا کودک اولین بار نحوه رفتار و ارتباط با دیگران را در خانواده می‌آموزد. مادر بودن یکی از مهم‌ترین نقش‌هایی است که یک زن می‌تواند ایفا کند. مادران نقش بسیار مؤثری در زندگی فرزندان خود دارند؛ از آن‌ها مراقبت می‌کنند، دوست‌شان دارند و به آن‌ها آموزش می‌دهند. رشد و شکل‌گیری شخصیت کودک تا حد زیادی به نقش والدین و مراقبان در زندگی او بستگی دارد. چرا تربیت فرزند توسط مادر اهمیت دارد؟ مادر، اولین معلم کودک شواهد علمی نشان می‌دهد که کودکان حتی قبل از تولد چیزهای زیادی یاد می‌گیرند. آن‌ها موسیقی، بو، صداها و بسیاری از حس‌های دیگر را از طریق مادر از دنیای بیرون دریافت می‌کنند. علاوه بر این، مادران معمولاً زمان بیشتری را با نوزاد می‌گذرانند نسبت به ساعاتی که پدران با کودک هستند. به همین دلیل، مادر اولین معلم کودک است. الگو بودن مادر کودکان بیشتر از طریق مشاهده رفتار می‌آموزند تا از طریق شنیدن و صحبت کردن. این موضوع نقش مادر را در انتقال ارزش‌های اصلی، عادات و ویژگی‌های رفتاری از سنین پایین بسیار مهم می‌کند. کودک تمام رفتارهای مادر را زیر نظر دارد و برای خود و تعامل با دیگران، همان گونه رفتار می‌کند. مادر بهترین مشاور کودک مادران نزدیک‌ترین افراد به کودکان هستند. مادر همیشه در کنار کودک بوده و در هیچ شرایطی او را تنها نمی‌گذارد. در هر موقعیتی، مادر آرامش‌بخش‌ترین فرد است که در کنار فرزند حضور دارد و در جهت درست به او مشاوره می‌دهد. به عبارت دیگر، مادران به راحتی می‌توانند روحیه فرزند خود را بهبود بخشند و فرزندی شاد تربیت کنند. ارتباط غیرکلامی با فرزند مطالعات نشان می‌دهد مادران بیشتر از پدران توانایی برقراری ارتباط غیرکلامی با فرزند را دارند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که مادرتان با نگاه کردن به چهره شما به سرعت از حالت روحی و عاطفی‌تان باخبر شده باشد. مادر در هر شرایطی به سرعت متوجه احوال فرزند خود می‌شود و می‌تواند با او ارتباط برقرار کند. مادر، صمیمی‌ترین دوست کودک مادران اولین دوستان و معتمدانی هستند که از بدو تولد با آن‌ها آشنا می‌شویم. مادران نقش بزرگی در رشد مثبت کودک دارند. محققان همچنین ثابت کرده‌اند که رشد شخصیت و نگرش‌های کودک تا حد زیادی به مادر بستگی دارد. این موضوع نشان‌دهنده همبستگی آشکار با پرورش و حمایت عاطفی است که مادر از فرزند خود ارائه می‌دهد. نقش مادر در تربیت کودک چیست؟ ایجاد محیطی امن و محبت‌آمیز مادر پناهگاهی امن برای کودک است. شما به عنوان مادر با فراهم آوردن محیطی سرشار از محبت و آرامش به کودک احساس امنیت، دلبستگی ایمن و اعتماد به نفس می‌دهید. این احساسات پایه و اساس رشد سالم کودک را تشکیل می‌دهند. کمک به شکل‌دهی شخصیت مادر از طریق تعاملات روزمره و آموزش ارزش‌های اخلاقی نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودک دارد. احترام به دیگران، صداقت، مهربانی و مسئولیت‌پذیری تنها بخشی از ارزش‌هایی هستند که مادر به کودک منتقل می‌کند. به عنوان مثال، اگر مادری به کودک خود توضیح دهد که دروغ گفتن کار اشتباهی است و چرا نباید دروغ گفت، کودک به تدریج اهمیت صداقت را درک خواهد کرد. رشد عاطفی و اجتماعی مادر با حمایت عاطفی و ایجاد فرصت‌های تعامل اجتماعی به کودک کمک می‌کند تا احساسات خود را بشناسد و مهارت‌های ارتباطی لازم را کسب کند. این مهارت‌ها کلید موفقیت در روابط بین‌فردی و زندگی اجتماعی کودک هستند. به عنوان مثال، مادر می‌تواند به کودک بیاموزد که چگونه در مواقع اختلاف نظر، به جای دعوا، مشکل را با گفتگو حل کند. مراقبت از سلامت جسمی و روانی مادر با تأمین نیازهای تغذیه‌ای کودک، آموزش بهداشت فردی و تشویق به فعالیت بدنی، نقش مهمی در حفظ سلامت جسمی و روانی کودک خود دارد. بنابراین، تشویق به فعالیت بدنی و تنظیم آن را هرگز دست کم نگیرید. اگر کودکتان فعالیت بدنی مناسبی ندارد، حتماً راه‌های هیجان‌انگیز و جذاب برای افزایش تحرک او در نظر بگیرید. همچنین اگر کودک بدغذاست، به فکر اصلاح عادت‌های غذایی فرزند خود باشید. شخصیت الهام‌بخش کودکان به طور طبیعی از بزرگسالان، به‌ویژه مادران خود، تقلید می‌کنند. بنابراین رفتارها و نگرش‌های مادر به‌عنوان الگویی برای کودک عمل کرده و بر شکل‌گیری شخصیت او تأثیر می‌گذارد. کودکی که مدام شاهد رفتارهای مثبت و سازنده مادر خود باشد، به طور طبیعی تمایل به تقلید از او پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال، اگر مادر همیشه با مهربانی و احترام با دیگران برخورد کند، کودک نیز یاد می‌گیرد همین رفتار را در پیش گیرد. همچنین اگر مادری به کتاب‌خواندن علاقه داشته باشد و به طور مرتب کتاب بخواند، کودک نیز به احتمال زیاد به کتاب‌خواندن علاقه‌مند می‌شود. ابزار بی‌قید و شرط عشق و علاقه ابراز بی‌قید و شرط عشق و علاقه مادر و پدر به کودک، یکی از بزرگ‌ترین و مؤثرترین کارهایی است که والدین، به‌ویژه مادر، برای فرزند خود انجام می‌دهند. سایمون بارون کوهن در صفحه ۷۴ کتاب «شناخت شرارت بشر در همدلی و ریشه‌های خشونت» در برداشت خود از نظریه جان بالبی، روانشناس و روان‌پزشک مشهور کودکان، بیان می‌کند: «آنچه مراقب در سال‌های بحرانی رشد به کودک می‌دهد، گنج درون است. ایده‌ای که بر بینش فرویدی استوار است و می‌گوید گران‌بهاترین و ارزشمندترین هدیه‌ای که والدین می‌توانند به کودکان خردسال خود بدهند این است که آن‌ها را از احساسات خود لبریز کنند. این گنج درونی چیزی است که تمام عمر با یک فرد می‌ماند.» بنابراین، ابراز عشق مانند گنجی بزرگ همیشه در ذهن و قلب فرزند شما نقش می‌بندد و در مراحل سخت و بعدی زندگی به کمک او می‌آید. کمک به استقلال و خودباوری فرزند مادر می‌تواند با ایجاد موقعیت‌های مناسب، به مستقل شدن فرزندش کمک کند. یکی از راه‌های کلیدی برای تقویت استقلال کودک، سپردن مسئولیت‌های متناسب با سن و توانایی او است. این مسئولیت‌ها می‌توانند از کارهای ساده‌ای مانند مرتب کردن تختخواب شروع شده و به وظایف پیچیده‌تری مثل کمک در آشپزی ختم شوند. با سپردن این مسئولیت‌ها، کودک احساس ارزشمندی و توانمندی می‌کند و یاد می‌گیرد که به تنهایی از پس کارها برآید. توجه داشته باشید که تقویت استقلال کودک به معنای رها کردن او نیست؛ بلکه والدین باید همواره حامی و پشتیبان کودک باشند. با تشویق و حمایت از تلاش‌های کودک می‌توانید به او کمک کنید تا بر چالش‌ها غلبه کند. 5 اشتباه رایج مادران در تربیت فرزندان نقش مادر در تربیت فرزند بسیار مهم و تأثیرگذار است. در این مسیر، ممکن است مادران به دلایل مختلف مرتکب اشتباهاتی شوند که بر رشد و شخصیت کودک تأثیر منفی بگذارد. داشتن توقع بیش از حد از کودک بسیاری از مادران انتظار دارند فرزندانشان در همه زمینه‌ها کامل و بی‌نقص باشند. داشتن این توقع می‌تواند باعث ایجاد استرس و اضطراب در کودک شده و مانع تلاش او شود. برای مثال، مادری که از فرزندش انتظار دارد در همه امتحانات نمره ۲۰ بگیرد، ممکن است باعث شود کودک احساس کند هرگز به اندازه کافی خوب نیست. مقایسه کردن فرزند با دیگران مقایسه کودک با دیگران یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی است که مادران مرتکب می‌شوند. این کار می‌تواند باعث شود کودک احساس حقارت یا کمبود کند. برای مثال، مادری که دائماً فرزند خود را با خواهرزاده‌اش مقایسه می‌کند و می‌گوید: «چرا تو مثل پسر/دختر خاله‌ات نمی‌توانی نقاشی بکشی؟»، به اعتمادبه‌نفس کودک آسیب می‌زند. نداشتن قاطعیت لازم در تربیت قوانین تربیتی باید با قاطعیت دنبال شوند. البته این به معنای ایجاد محیطی خشن و سرد به جای خانواده‌ای صمیمی و گرم نیست. قاطعیت باید به شکل متعادل، بدون آسان‌گیری یا سخت‌گیری بیش از حد اعمال شود. مثلاً مادری که امروز به کودک اجازه می‌دهد تا دیر وقت بیدار بماند و فردا به او تذکر می‌دهد که باید زود بخوابد، باعث می‌شود کودک نتواند رفتار مناسبی از خود نشان دهد. استفاده از تنبیه بدنی تنبیه بدنی یکی از روش‌های نادرست و آسیب‌زننده در تربیت کودک است. این روش نه تنها باعث اصلاح رفتار کودک نمی‌شود، بلکه می‌تواند آسیب‌های روحی و روانی جبران‌ناپذیری به او وارد کند. مادری که به خاطر اشتباه کوچک فرزندش را کتک می‌زند، باعث ایجاد ترس و اضطراب در کودک می‌شود. نادیده گرفتن احساسات کودک نادیده گرفتن یا کم‌اهمیت جلوه دادن احساسات کودک می‌تواند باعث شود او احساس بی‌توجهی و تنهایی کند. برای مثال مادری که به فرزندش می‌گوید: «ناراحت شدن برای این موضوع احمقانه است»، باعث ایجاد حس انزوا در کودک می‌شود. به جای این کار، بهتر است به احساسات کودک توجه کنیم و راه‌حل‌های منطقی برای مشکلات او ارائه دهیم. کودکان از بدو تولد تا شکل‌گیری کامل شخصیت و تربیت، در کنار مادر هستند و رفتارهای مادر را الگو قرار می‌دهند. بنابراین مادر نقش بسیار مهمی در تربیت و رشد کودک دارد. مادر بر حالات روحی، روانی، جسمی و شخصیتی کودک تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، با توجه به اهمیت نقش مادر در تربیت صحیح فرزندان، بهتر است پیش از اقدام به فرزندآوری، در این زمینه مطالعه کرده و اطلاعات کاملی کسب شود. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 302 بازدید

خانواده، به‌عنوان کوچک‌ترین واحد اجتماعی، نقش بسیار مؤثری در سلامت و بهزیستی اعضای خود دارد. داشتن خانواده‌ای سالم نه‌تنها بر سلامت جسمی و روانی افراد تأثیر می‌گذارد، بلکه روابط اجتماعی و کیفیت زندگی در جامعه را نیز ارتقا می‌بخشد. خانواده سالم، خانواده‌ای است که در آن ارتباطات مؤثر، احترام متقابل و حمایت بی‌قید و شرط میان اعضا برقرار است. برای رسیدن به چنین فضایی، باید از پیوندهای خانوادگی مانند یک اثر هنری مراقبت کرد؛ چرا که هر یک از اعضای خانواده، فردی منحصربه‌فرد و ارزشمند است. این نوع نگاه، به افراد احساس آزادی و ارزشمندی می‌بخشد، درحالی‌که هم‌زمان، ریشه‌های مشترک خانوادگی نیز حفظ می‌شود. بدیهی است که چالش‌ها و اختلاف‌نظرها در هر خانواده‌ای وجود دارد. اما خبر خوب این است که با بهره‌گیری از راهکارهایی ساده و مؤثر، می‌توان به ایجاد فضایی سالم، پویا و حمایتگر در خانواده کمک کرد. این‌که چگونه با اعضای خانواده‌مان ارتباط برقرار کنیم، چگونه به شخصیت آن‌ها احترام بگذاریم و چگونه برای ارتقای سطح رفاه خانواده زمان و انرژی صرف کنیم، از مسائل مهم و انکارناپذیر در ایجاد یک خانواده سالم است. از دیدگاه ویرجینیا ساتیر، روان‌شناس برجسته خانواده، احساس ارزشمندی تنها در فضایی رشد می‌کند که در آن تفاوت‌های فردی مورد توجه و قدردانی قرار گیرد، اشتباهات قابل تحمل باشند، مسیرهای ارتباطی باز بمانند و قوانین با انعطاف‌پذیری همراه باشند. راهبردهایی برای داشتن خانواده‌ای شاد و سالم: بسیاری از افراد تحت تأثیر الگوهای رفتاری‌ای قرار می‌گیرند که به‌صورت ناخودآگاه موجب کاهش هماهنگی و کیفیت ارتباط با محیط اطراف می‌شود. با این حال، برای حفظ پویایی و سلامت خانواده در بلندمدت، لازم است مهارت‌هایی مشخص و عملی به‌کار گرفته شوند. ۱. مشکلات و آسیب‌های روحی و روانی خود را بشناسید و آن‌ها را التیام بخشید بسیاری از زنان و مردان بدون توجه به زخم‌های عاطفی یا آسیب‌های روحی گذشته، وارد زندگی خانوادگی می‌شوند. این مسئله می‌تواند در درازمدت به شمشیری دو لبه تبدیل شود، چرا که چنین آسیب‌هایی مستقیماً بر نحوه ارتباط، رفتار و روابط ما با عزیزترین افراد زندگی‌مان اثر می‌گذارند. برای بهبود کیفیت روابط خانوادگی، بهترین نقطه شروع «خود فرد» است. شناخت و درمان این آسیب‌ها نه تنها به سلامت روانی شخص کمک می‌کند، بلکه فضای خانواده را نیز مثبت و سالم‌تر می‌سازد. همان‌طور که زخم‌های درونی می‌توانند روابط را تضعیف کنند، التیام آن‌ها نیز می‌تواند پیوندها را عمیق‌تر و با‌دوام‌تر نماید.  ۲. ارتباط مؤثر  ویرجینیا ساتیر، یکی از بنیان‌گذاران علم خانواده‌درمانی، ستون اصلی یک خانواده سالم را «ارتباط مؤثر» می‌داند. از نگاه او، هر عضو خانواده باید مهارت گفت‌وگو، گوش دادن فعال، و انتقال صحیح پیام را بیاموزد تا پویایی سالم میان اعضا شکل بگیرد. مطالعه‌ای انجام‌شده در دانشگاه سارگودا (پاکستان) نیز نشان می‌دهد که ارتباط خوب در خانواده، نقش مهمی در رضایت و رشد روانی نوجوانان دارد. حتی اگر تأثیرات منفی محیط بیرونی بر فرد زیاد باشد، یک الگوی ارتباطی سالم درون خانواده می‌تواند از سلامت روان و رشد مثبت اعضا محافظت کند. برای بهبود این مهارت، موارد زیر توصیه می‌شود: - با قاطعیت و در عین حال با احترام صحبت کنید. - شنونده‌ی فعالی باشید. - به صحبت‌های دیگران با علاقه‌ی واقعی توجه نشان دهید. - درک متقابل را هدف اصلی ارتباط قرار دهید.  ۳. احترام، مدارا و تاب‌آوری  برای داشتن یک خانواده سالم، پرهیز از خودکامگی ضروری‌ست. هیچ‌یک از اعضای خانواده نباید نقش دیکتاتور را ایفا کند. هر عضو، شخصیت و نیازهای منحصربه‌فردی دارد و باید در فضای خانواده مورد پذیرش و احترام قرار گیرد. تحمل عقاید، مدارا با تفاوت‌ها و احترام به سلیقه‌ها و اهداف سایر اعضا، محیطی امن ایجاد می‌کند که در آن همه می‌توانند بدون ترس، خودِ واقعی‌شان را ابراز کنند. در چنین فضایی احساسات سرکوب نمی‌شوند و زمینه برای رشد روانی سالم فراهم می‌شود. ارتباطات قوی نیز در گرو شنیدن فعال و ابراز صادقانه احساسات است. هر عضو خانواده باید این حس را داشته باشد که می‌تواند بدون ترس از قضاوت، با دیگران صحبت کند. همین فضا، اساس اعتماد، امنیت و پایداری خانوادگی است. ۴. با یکدیگر وقت بگذرانید و برای هم وقت بگذارید  خانواده فقط گروهی از افراد نیست که زیر یک سقف زندگی می‌کنند؛ بلکه سیستمی‌ست که در آن احساسات، تجربیات و لحظات با یکدیگر به اشتراک گذاشته می‌شود. این اشتراک‌گذاری، پیوندها را تقویت کرده، آن‌ها را غنی می‌سازد و در نهایت به شادی و پایداری آن هسته کوچک اجتماعی منجر می‌گردد. گذراندن زمان با یکدیگر به معنای حضور ذهنی و توجه واقعی به کسانی‌ست که با آن‌ها زندگی می‌کنید. همین تعاملات روزمره، خاطراتی می‌سازند که در حافظه عاطفی اعضای خانواده ماندگار می‌شود. دکتر آلیس چی دیوی و بئاتریس پائولوجی در مقاله‌ای در مجله روابط خانوادگی تأکید کرده‌اند که زمان مشترک و تعاملات معنادار، نقشی کلیدی در بهبود روابط خانوادگی دارند. به بیان ساده، هرچه اعضای خانواده بیشتر با یکدیگر وقت بگذرانند، پیوندشان عمیق‌تر و پایدارتر خواهد بود. ۵. اعتبار عاطفی  مارشا لینهان، خالق رفتاردرمانی دیالکتیکی، اعتبار عاطفی را "بهترین آسپرین" برای روابط انسانی می‌داند. به این معنا که تنها درک شدن، شنیده شدن و پذیرفته شدن توسط دیگران، به‌ویژه در خانواده، می‌تواند بسیاری از تنش‌ها و دردهای روانی را تسکین دهد. وقتی یکی از اعضای خانواده احساس کند که مورد احترام است و احساساتش نادیده گرفته نمی‌شود، زمینه‌ای برای شکل‌گیری ارتباط مثبت، مؤثر و دوسویه ایجاد می‌شود. این اعتبار بخشیدن به تجربه‌های عاطفی، نه‌تنها تنش‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه اعتماد، امنیت روانی و صمیمیت را در فضای خانواده تقویت می‌کند. ارتباط عاطفی قوی بین اعضا، یکی از ارکان اصلی خانواده سالم است. این پیوند می‌تواند از راه گفت‌وگوهای صمیمانه، زمان‌گذرانی مشترک و حتی حمایت ساده در زمان دشواری‌ها شکل بگیرد. زمانی که یکی از اعضای خانواده با مشکلی روبرو می‌شود، شنیدن فعال، درک همدلانه و کمک به یافتن راه‌حل، به معنای واقعی پشتیبانی عاطفی و پایه‌گذار روابط سالم است. ۶. همدلی و یکدلی  توانایی همدلی با واقعیت‌های دیگران، شما را نه‌تنها به فردی مهربان، بلکه به شخصی ماهر در روابط انسانی تبدیل می‌کند. همدلی یعنی دیدن دنیا از چشم دیگران، تجربه کردن احساسات‌شان، و درک موقعیت‌شان بدون قضاوت. این مهارت در خانواده نقشی کلیدی دارد؛ زیرا همدلی موجب درک متقابل می‌شود، درک متقابل صمیمیت را افزایش می‌دهد، و صمیمیت پیوندهای خانوادگی را تقویت می‌کند. نتیجه نهایی آن، شکل‌گیری فضای امن عاطفی است که در آن همه اعضا احساس می‌کنند دیده و شنیده می‌شوند. همدلی، پایه‌گذار دوستی‌های عمیق درون خانواده، تقویت‌کننده احساس رضایت و عامل مؤثر در ایجاد محیطی سالم و با نشاط برای رشد روانی و اجتماعی همه اعضاست.  ۷. مهارت حل مشکلات و تعارضات را کسب کنید  اگر تصور می‌کنید خانواده‌های شاد هرگز دچار اختلاف نمی‌شوند، سخت در اشتباه هستید. واقعیت این است که تعارض، بخشی طبیعی از هر رابطه انسانی‌ست؛ اما آنچه خانواده‌های سالم را متمایز می‌کند، نحوه برخورد آنها با این تعارضات است. اعضای خانواده باید با همکاری، مسئولیت‌پذیری و احترام، در حل مشکلات نقش فعال داشته باشند. برای تقویت این مهارت، توجه به موارد زیر ضروری‌ست: - بهبود ارتباطات برای درک متقابل - شناسایی دقیق و به‌موقع مشکلات - پرهیز از سرزنش و تمرکز بر حل مسئله - آگاهی از نقاط قوت و ضعف فردی - یافتن راه‌حل‌های گروهی با مشارکت همه اعضا - بررسی مزایا و معایب گزینه‌ها - داشتن انعطاف‌پذیری در اجرای تغییرات مثبت برای رفاه خانواده حل تعارض مؤثر، به خانواده کمک می‌کند تا قوی‌تر، صمیمی‌تر و پایدارتر شود.  ۸. بدانید چگونه از خانواده خود مراقبت کنید  حمایت، ستون حفظ سلامت و پویایی خانواده است و به غنی‌تر شدن روابط کمک می‌کند. هر فرد در مقاطعی از زندگی با سختی‌هایی روبه‌رو می‌شود و داشتن خانواده‌ای که بدون قضاوت و با مهربانی کنارشان باشد، آرامش واقعی می‌بخشد. به یاد داشته باشید که حمایت به معنای ناجی‌گری یا حل همه مشکلات دیگران نیست، بلکه یعنی توانایی کمک کردن به شیوه‌ای غیرتهاجمی و محترمانه، و دادن آنچه واقعاً نیاز دارند، نه آنچه ما فکر می‌کنیم کم دارند. این نوع حمایت، پیوندهای عاطفی را مستحکم و خانواده را سالم نگه می‌دارد.  ۹. قوانین داخلی  داشتن خانواده سالم نیازمند تعریف هنجارها، دستورالعمل‌ها و قوانین داخلی مشخص است. این قوانین می‌توانند مواردی ساده مانند زمان غذا خوردن یا تعیین رفتارهای مجاز و غیرمجاز را شامل شوند. حد و مرزهای تعیین‌شده به‌عنوان نقاط مرجع برای همه اعضا عمل می‌کنند و به همزیستی سالم کمک می‌کنند. اما نکته مهم این است که این قوانین باید به‌طور جمعی و با توافق همه اعضای خانواده تعیین و پذیرفته شوند تا اثرگذاری و ثبات لازم را داشته باشند. شاید شما در محیط خانوادگی ناسالمی بزرگ شده‌اید، اما زندگی به شما فرصت می‌دهد که خانواده‌ای جدید بسازید؛ خانواده‌ای که خودتان انتخاب می‌کنید. سعی کنید همیشه بهترین نسخه از خودتان را به خانواده‌تان هدیه دهید. مطمئن شوید ابتدا زخم‌های درون‌تان را التیام داده‌اید تا بتوانید الگویی مثبت و سالم برای فرزندان‌تان باشید. شادی خانواده، آگاهانه و هر روز ساخته می‌شود؛ با قدردانی از ساده‌ترین چیزها، مراقبت از مهم‌ترین‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز و احترام به یکدیگر. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


2 سال قبل - 408 بازدید

اختلال بدشکلی بدن یاBDD ( Body Dysmorphic Disorder)  نوعی اختلال روانی است که فرد در آن به شدت نگران نقصی خیالی یا بسیار کوچک در بدن خود می‌شود و دائما به آن فکر می‌کند. این نقص معمولا خیالی است و یا اگر هم بصورت فیزیکی واقعا وجود داشته باشد، افراد مبتلا آن را بسیار بزرگنمایی خواهند کرد به طوری که مبدل به نوعی وسواس و ناراحتی می‌شود. در دنیا، زنان همیشه به دلیل معیارهای تعریف شده از سوی جامعه، سعی داشته اند تا ظاهر خودشان را در بهترین حالت حفظ کنند و اغلب این حفظ آراستگی ظاهری برای‌شان فشارهای روانی و جسمی زیادی نیز به همراه داشته و وقت زیادی از آنان می‌گیرد. با این وجود زنان به این باوراند که ایده آل بودن‌شان به لحاظ ظاهری و آراستگی کامل‌شان نوعی باید و اجبار در زندگی‌شان می‌باشد و برای دستیابی به آن تلاش‌های فراوانی انجام می‌دهند. جراحی‌های زیبایی، ویرایش تصاویر، دنیای مد و تعیین ملاک‌هایی که صورت می‌گیرد، تلقین جامعه، باورهای کلیشه‌ای به جسم و ظاهر زنان و همه‌ی این‌ها مواردی هستند که باعث شده اند زنان به شدت در مورد ظاهر خود دچار درگیری باشند و در جستجوی عیوب و ایرادات و رفع آن‌ها باشند. این باورها گاهی باعث بروز اختلال‌هایی همچون وسواس و یا بدشکلی بدن در زنان می‌تواند شود که البته این اختلال مختص زنان نبوده و نمی‌باشد؛ صرفا بنا به دلایل ذکر شده زنان در معرض ابتلای بیشتر به آن قرار دارند. تا به حال برای‌تان پیش آمده که زمان زیادی را جلوی آینه به وارسی جزئیات بدنی خود صرف کنید؟ آیا افکار آزار دهنده و ناشی از نارضایتی به سراغ‌تان می‌آید؟ آیا این افکار تاثیر منفی بر جوانب مختلف زندگی‌تان گذاشته است؟ همه‌ی ما در زندگی‌مان روزهایی را از سرمی‌گذارنیم که ممکن است نسبت به جنبه‌های خاصی از ظاهر خود احساس ناامنی داشته باشیم یا فکر کنیم به اندازه‌ی کافی خوب نیستیم. اما اگر می‌بینید که وقت زیادی را صرف وسواس، پنهان کردن، یا اصلاح نقصی در خود می‌کنید، ممکن است به اختلال (BDD) مبتلا شده باشید. اختلال بدشکلی بدن یا (BDD) اختلالی نسبتا شایع است و اختلالی است که شامل مشغله‌های فکری ناراحت کننده و مختل کننده است. این وضعیت مردان و زنان را در هر سنی می‌تواند درگیر کند. گرچه بیشتر موارد از همان دوران بلوغ شروع می‌شود. اگر مبتلا به اختلال بدشکلی بدن هستید ممکن است احساس کنید که بین تصور شما از بدن و آنچه که دیگران می‌گویند شکاف غیرقابل عبوری وجود دارد. اگر چه برخی جنبه‌های ظاهری خود را زشت یا بد می‌دانید و یا احساس غیرطبیعی بودن نسبت به آن دارید. اما واقعیت این است که دیگران شما را آنگونه نمی‌بینند. در حالی که ممکن است افرادی که این را به شما می‌گویند، کاملا بنظرتان افراد معتمدی باشند اما نمی‌توانید این حرف‌های‌شان را باور کنید و از استرس و اضطراب نسبت به بدن‌تان فرار کنید. بدشکلی بدن یک اختلال روانشناسی است که می‌تواند با راهکارهای درمانی بهبود پیدا کند اما نخستین قدم شناسایی درست علائم آن می‌باشد. ویژگی افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در این اختلال هربخشی از صورت یا بدن‌تان می‌تواند شما را به بازی «من نقص دارم.» بکشاند و باورهای شما را نسبت به خود واقعی‌تان به چالش بکشد، اما با توجه به آمارها، بیشترین مواردی که مردم با آن درگیر هستند موارد زیر می‌باشد: ویژگی‌های صورت و جزئیات آن (اندازه‌ی لب، بینی، چشم‌ها و...) حساس بودن به پوست (رنگ پوست، جوش یا آکنه، خال و...) اندازه‌ی عضلات بدن اندازه و شکل دستگاه تناسلی و پستان‌ها مو ( موهای بدن و صورت) ممکن است این حس را داشته باشید که نسبت به نواقصی (نواقص فرضی خودتان) هیچ کاری از دست‌تان برنمی‌آید تا برطرف‌شان کنید و احساس بهتری داشته باشید؛ گاهی فکر می‌کنید یک عمل جراحی شاید بتواند مشکلات را حل کند یا به طرز معجزه آسایی ظاهرتان دگرگون شود اما بدانید با به کار گیری تکنیک‌هایی از جمله؛ کنار آمدن با خودتان، تماشای خودتان از بیرون و تغییر زاویه‌ی دیدتان و با مشاهده‌ی کلی‌تری از خودتان می‌توانید به نتایج بهتری دست یابید. اینکه به صورت کلی با جوش‌های صورت‌مان یا اندازه‌ی پاهای‌مان مشکل داشته باشیم، موضوع نگران کننده‌ای نیست؛ اما اگر این مسائل بصورت یک پریشانی قابل توجه در زندگی روزمره‌ تاثیر بگذارد، نشان می‌دهد که با مشکل بزرگتری روبرو هستیم. موارد زیر را در خودتان بررسی کنید: بصورت افراطی و مکرر از آینه استفاده می‌کنید و یا از آن دوری می‌کنید؟ نگاه به آینه برای‌تان حالت اجبار دارد؟ یا آن سر قضیه قرار دارید و از آینه‌ها دوری می‌کنید تا از رویارویی با نقص‌های احتمالی‌تان سر باز زنید؟ خودتان را در انزوا قرار می‌دهید تا دیگران از نقص‌های بدنی‌تان مطلع نشوند؟ از رفتن به مکان‌های اجتماعی به خاطر ترس از دیده شدن اجتناب می‌کنید؟ برای انجام امور، ساعات خلوت و مکان‌های خلوت را ترجیح می‌دهید؟ وقت و انرژی زیادی را صرف پوشاندن نقص‌های درک شده از سوی خودتان صرف می‌کنید؟ لباس و آرایش‌های خاصی را برای پوشاندن ناحیه‌ی مورد نظرتان استفاده می‌کنید؟ وقتی در عکس‌های دسته جمعی قرار می‌گیرید زمان زیادی را صرف آماده شدن می‌کنید تا جا بمانید و حضور نداشته باشید؟ آیا عکس‌های‌تان را مدام ویرایش می‌کنید و باز هم احساس نارضایتی دارید؟ برای رفع نقص درک شده توسط خودتان گاهی بیش از یکبار تحت عمل جراحی قرار گرفته اید؟ البته باید توجه داشته باشیم که موارد ذکر شده صرفا با موضوع اختلال (BDD) مدنظر قرار داده شوند زیرا اگر احتمالات دیگری را در نظر بگیریم ممکن است رفتار معقولی باشند به عنوان مثال  اگر فردی برای انجام امورش ساعات خلوتی از روز را انتخاب می‌کند ممکن است به دلیل داشتن تمرکز بیشتر باشد و نمی‌توان صرف در نظرداشت همین مورد به او برچسب ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را زد. در بخش دوم این مقاله به توضیح دلایل ابتلا به اختلال بدشکلی بدن و معرفی راهکارهای درمانی آن خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 سال قبل - 747 بازدید

هیچ کسی نمی‌تواند لذت نشستن پای حرف‌های کودکان شیرین زبان را انکار کند. هنگامی که آن‌ها با شیرین‌ترین حالت ممکن کلمات را کنار هم می‌چینند و شما از شنیدن هر واژه از زبان آن‌ها قند در دل‌تان آب می‌شود و کیف می‌کنید. حالا اگر شما پدر، مادر و یکی از بستگان آن کودک باشید، حتما به خودتان و تربیت‌تان افتخار هم می‌کنید. اما نکته همینجاست که دایره‌ی واژگان کودکان همیشه زیبا و شیرین نیست، گاهی بسیار زشت و زننده می‌شود و موجب خجالت خانواده‌اش می‌شود. فحش‌ و کلمات رکیکی که کودکان در میان جمع و یا حتی در مقابل خودتان به زبان می‌آورند، ممکن شما را حتی شوکه کند. اما باید بدانید که فحاشی و استفاده از واژگان بد، یک امر کاملا آموزشی بوده و آن‌ها از افراد و محیط اطراف‌شان یاد گرفته‌اند. شاید حتی ندانند این کلمه را کجا شنیده اند و یا چه معنایی می‌دهد. پس شما نمی‌توانید با اصرار از او بخواهید به شما بگوید که این کلمه را از چه کسی یاد گرفته است. همچنین نمی‌توانید کودک را از قرار گرفتن در معرض بی‌ادبی و بد دهنی دور کنید. زیرا او در آینده از خانه وارد جامعه بزرگتری به نام مکتب خواهد شد. باید بدانید که کودکان خردسال دائما با رفتار و کلمات خود به والدین یادآوری می‌کنند که از آن‌ها الگو برداری خواهند کرد. آن‌ها الگوبرداری از دیگران را به روش‌های زیادی انجام می‌دهند. افکار، اعمال و به ویژه کلمات جدید را به راحتی تقلید می‌کنند. تقلید و الگوبرداری بخش بزرگی از رشد و پرورش کودکان است. کودک بعد از آنکه دعوای خواهر و برادر بزرگتر خود را دید. یا شاهد بحث‌های والدین بود، تصمیم می‌گیرد رفتارهای آنان را امتحان کند. او گاهی احساس می‌کند که با بد دهنی کردن می‌تواند توجه دیگران را جلب کند. کودکان بزرگتر با مکتب رفتن، الگوهای جدیدی را یاد می‌گیرند. آن‌ها یاد می‌گیرند از همکلاسی‌های خود تقلید کنند. به همین دلیل بچه‌ها وقتی از مکتب برمی‌گردند، احساس می‌کنید تغییرات زیادی را داشته اند. واکنش والدین به فحاشی کودک متفاوت است؛ شماری از والدین شروع به تنبیه می‌کنند و تلاش می‌کنند حافظه‌ی کودک‌شان را به کلی از آن فحش پاک کنند. شمار دیگری از والدین متاسفانه در مقابل فحاشی کودک‌شان، می‌خندند و به کودک این پیام را انتقال می‌دهند که حرکت بسیار جالبی انجام داده و اینگونه او نیز بیشتر به حرف‌های رکیک روی می‌آورد. تاکید ما همواره این بوده که خانواده و محیط خانه، نخستین فضای آموزشی کودک را تشکیل می‌دهد. لذا در صورتی که یکی از والدین و یا سایر خواهر و برادرها در صورتی که عادت به فحش دادن و بیان حرف‌های رکیک داشته باشند، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که کودکان از این حرف‌ها استفاده نکنند. بیشتر والدین به‌شدت از فحش‌دادن فرزندشان خجالت می‌کشند، اما اغلب نمی‌دانند چگونه جلوی آن‌ها را بگیرند. متاسفانه، راهکارهای عادی مانند فریادزدن یا تنبیه به‌خاطر فحش‌دادن، می‌تواند ناخواسته باعث فحش‌دادن بیشتر کودک شود. اگر فرزند شما شروع به فحش‌دادن کرده است، چندین تکنیک انضباطی وجود دارد که می‌توانید برای متوقف‌کردن این رفتار بد او، استفاده کنید. بیش‌ازحد واکنش نشان ندهید: کودکان خیلی از اوقات به‌منظور جلب توجه، فحش می‌دهند. سکوت بیش‌ازحد، فریادزدن، خندیدن یا هر رفتاری که نوعی واکنش شدید تلقی می‌شود، می‌تواند منجر به تقویت رفتار فحش‌دادن در بچه‌ها شود. در طی اولین بارها در مواجه با کودکی که فحش می‌دهد، سعی کنید طوری رفتار کنید که انگار یک کلمه کاملا بی‌ضرر گفته است. اگر سر کودکی که فحش می‌دهد، فریاد بزنید، عصبانی شوید یا حتی بخندید، ناخواسته احتمال فحش‌دادنش در آینده را بیشتر می‌کنید. دقیقا مانند رفتاری که باید در برابر کودکی که کتک می‌زند، انجام دهیم. این راهکار به‌ویژه برای کودکان نوپا خوب کار می‌کند. درست زمانی که با تلفظ اشتباه یک کلمه، فحش‌ها را کشف می‌کنند! در چنین موقعیت‌هایی با خیال راحت تلفظ کلمه‌ای را که می‌خواستند بیان کنند، درست مثل هر کلمه دیگری، تصحیح کنید، بدون این که واکنش زیادی نشان دهید. اگر فرزند شما بزرگ‌تر است (مخصوصا در سنین مکتب: ۷ سال یا بیشتر)، به احتمال زیاد او مفهوم کامل فحش‌دادن را می‌داند و لازم است با روشی متفاوت از این راهکار با او برخورد شود. مهم است که در رفتار با کودکی که فحش می‌دهد، توضیح دهید چرا ناسزاگفتن کار اشتباهی است. این کار بهتر است در شرایط آرام‌تر اتفاق بیفتد. مثلا بگویید «یادت می‌آید اون روز وقتی برادرت عروسکت رو گرفت چی گفتی؟ می‌توانیم درباره‌اش صحبت کنیم؟ می‌دانی که گفتن این کلمه در خونه ما ممنوعه! چون که…..» در این قسمت می‌توانید متناسب با سن کودکان، درباره دلایل نامناسب‌بودن فحش‌دادن صحبت کنید. بعضی اوقات، بچه‌ها فحش می‌دهند زیرا می‌خواهند احساساتی را ابراز کنند و واژگان لازم برای این کار را ندارند. ما می‌توانیم با کودکی که فحش می‌دهد، درباره فحش‌دادن صحبت کنیم و راه‌حل‌های جایگزین را به او آموزش دهیم. برای مثال اگر فرزندتان به دلایلی ناراحت یا عصبانی است، ابتدا با او همدردی کنید و سپس راهکار ارائه دهید. برای نمونه بگویید: «آخ آخ حتما خیلی عصبانی شدی. شاید اگه حست و حرفات را روی کاغذ بنویسی حالت یکم بهتر شه.» همچنین آموزش کنترل خشم به کودکان می‌تواند رفتارهای جایگزین بیشتری را برای مدیریت عصبانیت‌شان به آن‌ها معرفی کند. بهتر است در پایان، قوانینی را که چه نوع کلمات، لحن و بیانی در فضاهایی مثل خانه و مکتب قابل قبول است و چه چیزی غیرقابل قبول است، تعیین کنید و آن‌ها را در موقعیت‌های مختلف با هم مرور کنید. تمرین کلمات جایگزین و جملات مودبانه به‌جای کلمات توهین‌آمیز نیز می‌تواند کمک شایانی به جلوگیری از فحش‌دادن کودکان کند. برای جلوگیری از فحش‌دادن کودکان، خودتان فحش ندهید. اگر شما در موقعیت‌هایی مثل رانندگی، جر و بحث‌‌های خانوادگی، تماشای فوتبال و… فحش بدهید، احتمالا فرزندتان نیز این کار را تکرار خواهد کرد. این که به فرزندتان بگویید: «این کلمات مخصوص ما بزرگ‌ترهاست. بنابراین من می‌تونم چنین حرف‌هایی بزنم اما تو حق نداری به زبون بیاری»، برای حل مشکل کافی نیست. بچه‌ها می‌خواهند مثل بزرگ‌ترها باشند و از کارهای شما تقلید می‌کنند. دقت کنید اولین خط دفاعی در برابر فحش‌دادن کودکان باید تغییر زبان و لحن خود شما باشد. اگر کنترل خشم خوبی را به فرزندتان نشان دهید و بدون فحش‌دادن، احساسات خود را ابراز کنید، فرزند شما نیز یاد می‌گیرد که چگونه این کار را انجام دهد. پیامد منفی برای فحاشی کودکان در نظر بگیرید: اگر شما قاعده‌ای درباره فحش‌دادن در خانواده خود وضع کرده‌اید و فحاشی فرزندتان ادامه دارد، ممکن است نیاز به ارائه پیامد منفی باشد. ایده «ظرف حرف‌های زشت» یک راهکار تربیتی برای مقابله با فحش‌دادن کودکان است. به این صورت که هر کسی در خانه پس از هر بار فحش‌دادن باید مقدار معینی پول (که ارزش آن نه خیلی کم باشد که برای کودک بی‌ارزش باشد و نه خیلی زیاد باشد که خارج از توان او باشد) را در ظرف بیندازد. مطمئن شوید که همه بزرگسالان خانه نیز به این قانون پایبند هستند و تاوان شکستن آن را می‌پردازند.

ادامه مطلب