برچسب: محدودیت

5 روز قبل - 82 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women)در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زندگی زنان و دختران نیازمند تایید هیچ‌کس جز خود آنان نیست و به‌جای محدود کردن، باید صدای زنان شنیده شود. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۷ حمل/۶ اپریل) در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که جامعه از گفتن این‌که «زنان چگونه باید باشند» دست بردارد و به آنچه زنان و دختران می‌گویند، گوش دهد. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است: «دست بردارید از این که به زنان و دختران بگویید چگونه احساس کنند، چگونه لباس بپوشند، چگونه رفتار کنند و چگونه زنده‌گی خود را بگذرانند.» این در حالی است که در نزدیک به پنج سال گذشته، پس از تسلط دوباره حکومت فعلی در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر زند‌گی زنان و دختران وضع شده است. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 48 بازدید

شماری از دختران دانش‌آموز «انجمن ادبی سوزن طلایی» در اعتراض به مسدود بودن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم در کشور، صنف‌های آنلاین‌شان را پشت دروازه‌های بسته‌ی مکاتب برگزار کرده‌اند. اين دانش‌آموزان دختر با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این اقدام را به هدف اعتراض «به پنج سال بسته ماندن اجباری مکاتب و دانشگاه‌ها بر روی دختران بالاتر از صنف ششم» در شهرهای مختلف و پشت دروازه‌های بسته مکاتب برگزار کرده‌اند. در اعلامیه آمده است: «این اقدام، فریادی برای عدالت و برابری است؛ یادآور ایستادگی در جامعه افغانستان و جهان که در آن سال‌ها، دختران این سرزمین از ابتدایی‌ترین حق انسانی خود یعنی حق آموزش، محروم مانده‌اند.» این دانش‌آموزان در ادامه تاکید کرده‌اند این حرکت نه‌تنها یک اعتراض، بلکه تلاشی برای بیدارسازی وجدان جمعی است. دانش‌آموزان دختر بر حمایت شهروندان از «حق آموزش دختران» تاکید کرده و گفته‌اند که حمایت شهروندان می‌تواند این اعتراض را به یک خواست جمعی تبدیل کند. قابل ذکر است که انجمن ادبی سوزن طلایی، تحت نظر حمیرا قادری، نویسنده و فعال حقوق زنان در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی، فعالیت خود را آغاز کرد. بیشتر اعضا و دانش‌آموزان این انجمن ادبی دختران دانش‌آموز بازمانده‌ از آموزش هستند. این دانش‌آموزان دختر در حالی اقدام به این اعتراض کردند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 99 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران در افغانستان همچنان مانع جدی در برابر فعالیت‌های اقتصادی آنان به‌شمار می‌رود. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که زنان کارآفرین با چالش‌های گسترده‌ای در محیط کار و مدیریت کسب‌وکارهای خود روبرو هستند. از جمله، زنان در بسیاری موارد نمی‌توانند بدون همراهی یک محرم (سرپرست مرد) به محل‌های کاری یا نقاط فروش خود مراجعه کنند. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که این محدودیت‌ها نه‌تنها آزادی حرکت زنان را کاهش داده، بلکه روند رشد و توسعه‌ی کسب‌وکارهای آنان را نیز با مشکل روبرو کرده است. در ادامه آمده است که در برخی موارد، زنان مجبور می‌شوند در جریان فعالیت‌های تجاری، نقش غیرمستقیم داشته باشند یا حتی از حضور در محل کار خود صرف‌نظر کنند. همچنین این نهاد افزوده است که مقررات موجود مانع از آن شده که زنان در کنار مردان کار کنند؛ موضوعی که فرصت‌های شغلی برای زنان را به‌طور قابل توجهی محدود کرده است. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد تاکید کرده است که با وجود این چالش‌ها، زنان هم‌چنان تلاش می‌کنند تا در عرصه‌های اقتصادی حضور داشته باشند، اما ادامه‌ی این محدودیت‌ها می‌تواند تأثیرهای منفی بر رشد اقتصادی و معیشت خانواده‌ها در افغانستان داشته باشد. قابل ذکر است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، محدودیت‌های گسترده بر آنان وضع شده است. از جمله آزادی تحرک آنان به شدت محدود شده و زنان در فاصله‌ی بیش از ۷۲ کیلومتر حق سفر بدون محرم شرعی‌شان را ندارند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 54 بازدید

براساس معلومات گزارش‌ها، افغانستان در جدیدترین رتبه‌بندی کشورها از نظر شادی، بار دیگر در قعر جدول قرار گرفته و غمگین‌ترین کشور جهان شناخته شده است. این گزارش که روز (شنبه، ۱۵ حمل) توسط «ویژوال کاپیتالیست» منتشر شده، برعکس افغانستان، کشور فنلند در صدر جدول قرار گرفته و به‌عنوان شادترین کشور جهان معرفی شده است. کشورهای آیسلند و دنمارک به‌ترتیب در رده‌های دوم و سوم شادترین کشورهای جهان معرفی شده‌اند. کاستاریکا و سویدن همچنان در جایگاه‌های چهارم و پنجم قرار گرفته‌اند. در این رتبه‌بندی، افغانستان پس از سیرالئون و مولاوی در جایگاه ۱۴۷ قرار گرفته است. افغانستان در رتبه‌بندی سال قبل نیز غمگین‌ترین کشور جهان شناخته شده بود. قابل ذکر است که افغانستان پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست، با افزایش محدودیت‌های اجتماعی، کاهش آزادی‌های فردی، مشکلات اقتصادی و موج تازه مهاجرت روبه‌رو بوده و این عوامل سطح رضایت و امید به زنده‌گی در میان مردم را به‌شدت کاهش داده است. این در حالی است که افغانستان در چند سال اخیر همواره در پایین‌ترین رده‌های شاخص شادمانی جهانی قرار داشته و هیچ پیشرفتی در این زمینه مشاهده نشده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 127 بازدید

همزمان با یک‌هزار و ۶۵۹مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دختران بالاتر از صنف ششم در سراسر افغانستان، نهاد «دیدبان حقوق افغانستان» بار دیگر خواستار لغو این ممنوعیت شده است. این نهاد در با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش دختران همچنان ادامه دارد؛ ممنوعیتی که میلیون‌ها دختر افغانستان را از حق آموزش و دست‌یابی به رویاهای‌شان محروم کرده است. دیدبان حقوق افغانستان، با انتقاد از تداوم این وضعیت، خواستار دادخواهی برای آموزش دختران بالاتر از صنف ششم شده و در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «صدای خود را بلند کنید.» همچنین این نهاد در یک پیام دیگر گفته بود: «ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان هنوز هم ادامه دارد و افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران به‌گونهٔ سیستماتیک از آموزش محروم شده‌اند.» این در حالی است که با آغاز سال آموزشی ۱۴۰۵، دختران بالاتر از صنف ششم برای پنجمین سال پیاپی از ادامه‌ی آموزش محروم مانده‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 64 بازدید

شب‌ها در خانه‌ی شکریه زودتر از هر جای دیگر تاریک می‌شود؛ نه فقط به‌خاطر خاموشی چراغ، بلکه به‌خاطر فکری که مثل دود در همه‌جا پخش است. اتاق کوچک‌شان بوی دوا و نم می‌دهد. پدرش در گوشه‌ای روی یک توشک نازک دراز کشیده؛ سرفه‌هایی که از سینه‌اش بیرون می‌آید خشک و بریده‌بریده است، طوری که هر بار شکریه حس می‌کند شاید این سرفه آخرین باشد. او همیشه قبل از خواب چند دقیقه کنار پدر می‌نشیند، دستش را روی سینه‌اش می‌گذارد؛ نه از سر محبت ساده، بلکه از ترس… ترس از این‌که یک‌وقت نفسش دیگر بالا نیاید. در همان حال، صدای آهسته‌ی مادر از حویلی می‌آید که هنوز ظرف می‌شوید؛ با دست‌هایی که پوستش از مواد شوینده ترک خورده، و زیر لب چیزی زمزمه می‌کند؛ شاید دعا، شاید درد. شکریه دختر کلان خانه است. این جمله در ظاهر ساده است، اما در زندگی او یعنی این‌که هیچ‌وقت فرصت نکرده فقط «دختر» باشد. یعنی از همان وقتی که مکتب بسته شد، انگار کسی نام او را از روی لیست شاگردان پاک کرد و به جایش نوشت: نان‌آور، مراقب، صبور. صبح‌ها قبل از همه بیدار می‌شود، چای را می‌جوشاند، نان خشک را با آب نرم می‌کند تا برای خوردن قابل شود، خواهرهای کوچکش را بیدار می‌کند، موهای‌شان را با دقت می‌بافد، به برادرش می‌گوید که از خانه دور نرود، و در همین میان، گاهی یک نگاه کوتاه به کتاب‌هایش می‌اندازد که گوشه‌ی اتاق خاک گرفته‌اند. کتاب‌هایی که هنوز بوی گذشته را می‌دهند؛ بوی روزهایی که دغدغه‌اش فقط امتحان و مشق بود، نه این‌که امشب نان دارند یا نه. وقتی از خانه بیرون می‌رود تا به کارخانه برسد، راهی را طی می‌کند که قبلاً با بکس مکتبش می‌رفت. حالا دست‌هایش خالی است، اما دلش سنگین‌تر از همیشه. در راه، دخترهای هم‌سنش را می‌بیند که بعضی هنوز امیدوارانه درباره‌ی مکتب حرف می‌زنند، اما او دیگر در آن حرف‌ها شریک نیست. او وارد دنیایی شده که در آن سن مهم نیست، نیاز مهم است. کارخانه در حاشیه‌ی شهر است؛ ساختمانی خاکستری با دیوارهای بلند و پنجره‌هایی که همیشه نیمه‌بازند، اما هیچ‌وقت هوای تازه وارد نمی‌شود. داخلش بوی مواد و عرق و خستگی درهم آمیخته، و صدای ماشین‌ها آن‌قدر بلند است که آدم گاهی صدای فکر خودش را هم نمی‌شنود. کار شکریه ساده به نظر می‌رسد، اما ساده نیست؛ ساعت‌ها ایستادن، بدون این‌که حق داشته باشد بنشیند، بدون این‌که بتواند با کسی راحت حرف بزند. دست‌هایش زود زخم شد، ناخن‌هایش شکست، و پاهایش هر شب آن‌قدر درد می‌کرد که گاهی نمی‌توانست درست راه برود. اما هیچ‌کدام از این‌ها به اندازه‌ی چیزی که بعداً شروع شد آزاردهنده نبود؛ نگاه‌هایی که اول فقط سنگین بودند، بعد آهسته‌آهسته معنی پیدا کردند. نگاه‌هایی که او را نه به‌عنوان یک کارگر، بلکه به‌عنوان چیزی دیگر می‌دیدند؛ چیزی که خودش از گفتن نامش هم شرم داشت. کارفرما مردی بود که خیلی زود فهمید شکریه چه کسی است. او فهمید این دختر انتخاب ندارد. فهمید پشت این چهره‌ی خاموش یک خانه است، یک پدر مریض، یک مادر خسته، چند کودک گرسنه. و همین فهمیدن او را خطرناک‌تر کرد. اول با مهربانی ساختگی شروع کرد؛ گاهی از کارش تعریف می‌کرد، گاهی می‌گفت: «تو با بقیه فرق داری.» شکریه اول این حرف‌ها را جدی نگرفت، فقط سرش را پایین می‌انداخت و کارش را ادامه می‌داد. اما کم‌کم فاصله‌ها کمتر شد، حرف‌ها آهسته‌تر شد و معنی‌ها واضح‌تر. یک روز که همه رفته بودند و او مانده بود تا کارش را تمام کند، مرد صدایش کرد. صدای ماشین‌ها هنوز در فضا بود، اما آن لحظه برای شکریه همه‌چیز ساکت شد. نزدیک رفت، بدون این‌که سرش را بالا کند. مرد با لحنی آرام اما سنگین گفت که می‌تواند کمکش کند، می‌تواند معاشش را زیاد کند، می‌تواند کارش را سبک‌تر کند… اما در عوض چیزی می‌خواست که گفتنش را مستقیم بلد نبود، یا شاید نمی‌خواست مستقیم بگوید. شکریه اول وانمود کرد نفهمیده؛ گفت که فقط می‌خواهد کار کند. اما مرد لبخند زد؛ لبخندی که بیشتر شبیه هشدار بود تا مهربانی. از آن روز به بعد فشار بیشتر شد. هر بار که او را تنها پیدا می‌کرد، حرف‌ها واضح‌تر می‌شد. شکریه دیگر مطمئن بود که چه می‌خواهد، اما نمی‌دانست چه کند. هر بار که به خانه برمی‌گشت، نگاه به پدرش می‌کرد که با سختی نفس می‌کشد، به مادرش که شب‌ها با پاهای ورم‌کرده می‌خوابد، به خواهرهایش که هنوز معصومانه درباره‌ی مکتب سؤال می‌کنند، و به برادرش که کفش ندارد. این‌ها فقط تصویر نبودند؛ این‌ها دلیل بودند. دلیل برای این‌که نتواند به‌سادگی بگوید: «کار را رها می‌کنم.» شبی که همه خواب بودند، شکریه بیدار ماند. صدای نفس‌های بریده‌ی پدرش، صدای سرفه‌ای که گاه‌گاهی می‌آمد، صدای باد که از لای درزهای دیوار می‌گذشت… همه‌ی این‌ها با فکرهایش قاطی شده بود. او به خودش فکر نمی‌کرد، یا شاید جرأتش را نداشت. فقط به این فکر می‌کرد که اگر کارش را از دست بدهد، فردا چه می‌شود؟ نان از کجا می‌آید؟ دوا از کجا؟ و اگر قبول کند… آن‌وقت چه چیزی از خودش باقی می‌ماند؟ این سؤال‌ها ساده نبودند و جواب‌شان هم آسان نبود. روز بعد، وقتی دوباره به کارخانه رفت، بدنش آن‌جا بود، اما ذهنش نه. کارفرما دوباره صدایش کرد. این‌بار دیگر صبر نداشت. مستقیم گفت: «یا قبول کن، یا دیگر نیا.» این جمله کوتاه بود، اما برای شکریه مثل حکم بود؛ نه فرصت فکر، نه راه سوم. فقط دو انتخاب که هر دو شبیه سقوط بودند. وقتی از کارخانه بیرون شد، هوا روشن بود، اما برای او همه‌چیز تیره به نظر می‌رسید. در راه، از کنار مکتبی گذشت که دروازه‌اش بسته بود. چند لحظه ایستاد. به دیوار نگاه کرد، به پنجره‌هایی که زمانی از آن‌ها صدای شاگردها می‌آمد. به یاد آورد روزی را که آخرین بار از آن دروازه بیرون شد، با این فکر که چند روز بعد دوباره برمی‌گردد. حالا اما می‌فهمید که آن «چند روز» شاید هیچ‌وقت تمام نشود. وقتی به خانه رسید، مادرش از کرایه‌ی عقب‌مانده گفت. پدرش دوباره سرفه کرد. خواهر کوچکش از مکتب پرسید. همه‌چیز همان بود، اما شکریه دیگر همان نبود. او دیگر فقط یک دختر نبود که از مکتب محروم شده؛ او دختری بود که در نقطه‌ای ایستاده که هیچ راهی در آن روشن نیست. آن شب، وقتی همه خوابیدند، شکریه آرام گریه کرد؛ نه با صدای بلند، نه با شکایت. فقط اشک‌هایی که بی‌صدا روی بالش می‌ریخت. او نمی‌دانست فردا چه تصمیمی می‌گیرد. نمی‌دانست تا کجا می‌تواند مقاومت کند. فقط یک چیز را می‌دانست: زندگی‌ای که باید می‌داشت از او گرفته شده، و حالا در جایی ایستاده که مجبور است برای چیزی بجنگد که حتی نباید مسئله‌اش می‌بود. و شاید دردناک‌ترین بخش همین باشد؛ این‌که شکریه هنوز در سنی است که باید درباره‌ی آرزوهایش فکر کند، نه دربارهٔ این‌که چگونه از خودش محافظت کند… در برابر دنیایی که هیچ رحمی ندارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 69 بازدید

بکتاش سیاووش، عضو پیشین پارلمان افغانستان، با برپایی خیمه‌ی اعتراضی در برابر پارلمان اروپا در شهر بروکسل پایتخت بلجیم، کارزاری را تحت عنوان «دفاع از حقوق زنان و دختران افغانستان» راه‌اندازی کرده است. آقای سیاووش دیروز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواستار به‌رسمیت‌ شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان شده است. او در ادامه تاکید کرده است: «نخستین روز خیمه تحصن در دفاع از حقوق زنان و دختران میهن، در مقابل پارلمان اتحادیه اروپا، با دیدارهای مردمی و اعلام حمایت مردم همراه شد.» این عضو پیشین مجلس نمایندگان کشور از اتحادیه‌ی اروپا خواسته که از حقوق بشر در افغانستان دفاع کرده و به «استانداردهای دوگانه» پایان دهد. وی تاکید کرده است: «اتحادیه‌ی اروپا باید به استانداردهای دوگانه پایان و سکوت را بشکند، زیرا سکوت در برابر این ظلم و سرکوب، سکوت بی‌طرفی نیست، بلکه همدستی با حکومت فعلی است.» همچنین آقای سیاووش با راه‌اندازی یک درخواست آنلاین، تا اکنون بیش‌از هزار امضا در دفاع از حقوق زنان جمع‌آوری کرده است. در متن این درخواست آمده که با گذشت بیش از یک هزار و ۶۵۵ روز از محرومیت دختران از آموزش، وضعیت حقوق بشر در این کشور به‌گونه‌ی بی‌سابقه‌ای بدتر شده و زنان و دختران به‌طور سیستماتیک از زندگی اجتماعی کنار گذاشته شده‌اند. در ادامه این کارزار آمده است که حکومت فعلی با صدور ده‌ها فرمان محدودکننده، عملاً نیمی از جمعیت افغانستان را از حقوق اساسی‌شان محروم کرده و با ایجاد یک ساختار «نهادینه‌شده‌ی سرکوب»، آپارتاید جنسیتی را به سیاست رسمی خود تبدیل کرده‌‌اند. در حالی این عضو پیشین پارلمان از حقوق زنان و دختران دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 84 بازدید

برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با ارائه‌ی بسته‌های مالی هدف‌مند، به زنان و دختران افغانستان کمک می‌کند کسب‌وکار خود را گسترش دهند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، داستانی از یک کسب‌وکار زنان زیر نام «نهالستان جسمین» را شریک کرده است که با دریافت ۱۰ هزار دالر کمک‌هزینه و هفت هزار و ۵۰۰ دالر قرض، توانسته رشد خوبی داشته باشد. این کسب‌وکار در ولایت بلخ، به تولید صنایع دستی تمرکز دارد و در آن، کشف، لباس و کیف و دیگر وسایل ساخته می‌شود. برنامه‌ توسعه‌ای ملل متحد با هم‌کاری مالی اتحادیه‌ی اروپا، برنامه‌ی توان‌مندسازی زنان را به راه انداخته و در آن از کسب‌وکارهای کوچک زنان حمایت می‌کند. در حالی سازمان ملل متحد بر کسب‌وکار زنان و دختران افغانستان تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 57 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد اعلام کرده است که در چهاچوب «برنامه‌ی توسعه و پشتیبانی از آموزگاران» به آموزگاران زن در هرات برنامه‌های آموزشی راه‌اندازی کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این برنامه‌های آموزشی، به آموزگاران کمک می‌کند فضای درسی‌شان در مکتب تغییر کند و دانش‌آموزان علاقه‌ی بیش‌تری به یادگیری نشان دهند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، به نقل از زرغونه، آموزگاری در هرات که برنامه‌ی آموزشی یونیسف را پشت سر گذاشته، نوشته است: «از همین حالا می‌توانم تفاوت را در علاقه‌ی کودکان و شیوه‌ی تدریس خودم ببینم.» یونیسف در ادامه تاکید کرده است که این برنامه با پشتیبانی مالی اداره‌ی توسعه‌ای بین‌المللی بریتانیا در هرات تطبیق می‌شود. در این برنامه توسعه و پشتیبانی از آموزگاران، ۳۰ آموزگار در هرات آموزش دیده و اکنون در برنامه‌ی دیگری زیر نامه ارتقای یادگیری و دست‌آورد، در مکتب‌های شهر هرات به دانش‌آموزان کمک می‌کنند، مهارت‌های پایه‌ای سواد و حساب خود را تقویت کنند. یونیسف نوشته است که در این برنامه‌ی سه‌ماهه، آموزش‌های فشرده در جریان تعطیلات تابستانی و زمستانی به دانش‌آموزان دختر و پسر ارائه می‌شود. در حالی این برنامه در هرات اجرا می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 49 بازدید

کارشناسان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده‌اند که ادامه ممنوعیت ورود زنان و دختران افغانستان به دفاتر و کمپ‌های این سازمان، مانعی جدی بر سر راه ارائه خدمات حیاتی و نقض آشکار حقوق زنان است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که از سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، حکومت سرپرست زنان و دختران افغانستان، از جمله کارکنان سازمان ملل را از ورود به دفاتر این سازمان منع کرده است. کارشناسان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده‌اند: «ممانعت از ورود زنان به دفاتر سازمان ملل یک حمله مستقیم به حقوق زنان، از جمله حق آنان برای کار است.» آنان در ادامه افزوده‌اند که پیامدهای این ممنوعیت فوری و شدید است و کمک‌های حیاتی، به‌ویژه در پاسخ به بلایای طبیعی و عملیات بشردوستانه، تحت تأثیر قرار گرفته که زنان و دختران بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. این سازمان بر ضرورت یک واکنش متحد و اصولی بین‌المللی تاکید کرده و از همه نهاد‌ها، صندوق‌ها و برنامه‌های سازمان ملل که در افغانستان فعالیت می‌کنند خواسته است که موضعی مشترک را اتخاذ کنند. همچنین کارشناسان از دبیر کل سازمان ملل خواسته‌اند که فشار دیپلماتیک بر حکومت فعلی وارد کند تا این محدودیت‌ها را هر چه سریع‌تر لغو کنند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب