برچسب: مهاجران

4 ماه قبل - 178 بازدید

هوای کابل در آن صبح خاک‌آلود، هنوز کاملاً روشن نشده بود که «حاجی رحمانی» از خواب نیم‌بندش بیدار شد؛ نه به این خاطر که استراحت کرده بود، بلکه به این دلیل که دیگر خواب برایش معنا نداشت. سقف کوتاه و ترک‌خورده اتاق، درست بالای سرش، مثل باری سنگین روی سینه‌اش افتاده بود و هر بار که چشم باز می‌کرد، احساس می‌کرد در این اتاق نه نفس می‌تواند بکشد و نه امیدی برای فردا دارد. در گوشه دیگر اتاق، پنج کودک با هم در یک بستر کهنه و نازک خوابیده بودند؛ پاهای‌شان درهم پیچیده، صورت‌های‌شان لاغر و رنگ‌پریده و نفس‌های‌شان آرام اما سنگین، انگار حتی خواب هم نتوانسته بود خستگی‌شان را کم کند. زن خانه، «زینب»، کنار دیوار نشسته بود، بیدار، با چشمانی که سرخ شده بود؛ معلوم نبود از بی‌خوابی یا از گریه‌های پنهانی شبانه. این خانه، اگر می‌شد نامش را خانه گذاشت، تنها یک اتاق نمور در یکی از پس‌کوچه‌های خاکی کابل بود که ماهانه هفت هزار افغانی کرایه داشت؛ رقمی که برای صاحب‌خانه شاید عادی بود، اما برای این خانواده مثل طنابی بود که هر روز بیشتر دور گلوی‌شان تنگ می‌شد. سال‌ها پیش، وقتی این خانواده به پاکستان رفته بودند، امید داشتند که فقط برای مدتی کوتاه بمانند، اما آن «مدت کوتاه» تبدیل به سال‌هایی طولانی شد؛ سال‌هایی که در آن، با همه سختی‌ها، حداقل یک نظم شکننده وجود داشت. حاجی رحمانی در آنجا کارگر ساختمان بود؛ صبح‌ها کار می‌کرد، عصرها خسته اما با دست خالی برنمی‌گشت. بچه‌ها گاهی به مکتب می‌رفتند، یا دست‌کم در کوچه بازی می‌کردند بدون اینکه سایه سنگین گرسنگی همیشه بالای سرشان باشد. اما هیچ‌وقت «خانه» نبودند. همیشه یک حس موقتی بودن، یک نگاه تحقیرآمیز از سوی دیگران، و یک ترس از اخراج، مثل سایه دنبال‌شان می‌آمد. وقتی مجبور شدند برگردند، در ذهن‌شان این بود که بازگشت یعنی پایان آن تحقیر، یعنی دوباره صاحب خاک خود شدن. اما حالا، در کابل، می‌دیدند که فقر، حتی از غربت هم بی‌رحم‌تر است. روزهای اول، حاجی رحمانی با همان عادت قدیمی، صبح زود به چهارراه‌هایی می‌رفت که کارگران روزمزد جمع می‌شدند. مردان زیادی مثل خودش، با دست‌های پینه‌بسته، چشم‌های خسته و لباس‌های خاک‌آلود، در کنار هم می‌ایستادند و منتظر می‌ماندند. بعضی‌ها شوخی می‌کردند، بعضی‌ها خاموش بودند، اما در نگاه همه‌شان یک سوال مشترک بود: «امروز نان پیدا می‌شود یا نه؟» موترهایی که گاهی می‌آمدند، مثل یک امید کوتاه بودند؛ چند نفر را انتخاب می‌کردند و می‌بردند، و بقیه فقط نگاه می‌کردند. بیشتر روزها، نوبت به حاجی رحمانی نمی‌رسید. او تا ظهر، تا عصر، گاهی تا نزدیک غروب می‌ایستاد، اما وقتی هیچ‌کس او را صدا نمی‌زد، آرام آرام راه خانه را پیش می‌گرفت؛ با قدم‌هایی سنگین‌تر از همیشه. برگشتن به خانه سخت‌ترین بخش روز بود. نه به خاطر راه طولانی، بلکه به خاطر نگاه‌هایی که منتظرش بودند. بچه‌ها وقتی صدای در را می‌شنیدند، اول با امید به طرفش می‌دویدند، اما وقتی دست خالی‌اش را می‌دیدند، آهسته عقب می‌رفتند. زینب چیزی نمی‌گفت، اما سکوتش از هر سرزنشی دردناک‌تر بود. شب‌ها، وقتی چراغ کم‌نور اتاق روشن بود، همه دور یک سفره ساده می‌نشستند؛ اگر چیزی برای خوردن بود. بیشتر شب‌ها، نان خشک و چای، گاهی هم فقط آب گرم. صدای جویدن نان خشک در آن سکوت، مثل صدای شکستن چیزی در درون آدم بود. کرایه خانه مثل یک کابوس دائمی در زندگی‌شان حضور داشت. صاحب‌خانه مردی بود که هرچند وقت یک‌بار می‌آمد، در را محکم می‌کوبید و با صدایی که سعی می‌کرد آرام باشد اما تهدید در آن پنهان بود، می‌گفت: «کرایه را آماده کنید.» حاجی رحمانی هر بار سرش را پایین می‌انداخت و وعده می‌داد. وعده‌هایی که خودش هم می‌دانست چقدر سست است. چند بار زینب پیشنهاد داد که شاید باید به جای ارزان‌تر بروند، اما ارزان‌تر از اینجا دیگر چیزی نبود؛ یا اگر بود، حتی قابل زندگی هم نبود. یک روز، وقتی حاجی رحمانی از چهارراه ناامید برگشته بود، کنار سرک مردی را دید که کفش رنگ می‌کرد. مردی با یک صندوق چوبی کهنه، چند برس، و چند قوطی رنگ که کنار پیاده‌رو نشسته بود و با دقت کفش‌های مشتری را برق می‌انداخت. مردم می‌آمدند، می‌نشستند، چند دقیقه صبر می‌کردند و بعد با کفش‌های براق و چند افغانی کمتر، می‌رفتند. حاجی رحمانی مدتی طولانی به آن مرد نگاه کرد. در دلش چیزی میان شرم و نیاز درگیر شد. سال‌ها کارگری کرده بود، کارهای سخت، کارهایی که بدن را می‌شکست، اما این کار… این کار برایش نوعی شکست به نظر می‌رسید. اما وقتی به یاد صورت‌های گرسنه بچه‌هایش افتاد، آن حس شرم آرام آرام جای خود را به یک تصمیم تلخ داد. فردای آن روز، با پولی که از یک همسایه قرض گرفت، یک صندوق دست‌دوم خرید، چند برس و قوطی رنگ. وقتی اولین بار کنار سرک نشست، احساس کرد تمام شهر به او نگاه می‌کند. انگار هر رهگذری او را می‌شناسد و می‌داند که او روزی کارگر ساختمان بوده و حالا به اینجا رسیده است. دست‌هایش می‌لرزید، نه از سرما، بلکه از سنگینی این تغییر. اما وقتی اولین مشتری آمد و کفشش را جلویش گذاشت، او بی‌صدا کارش را شروع کرد. وقتی کار تمام شد و چند افغانی در دستش گذاشته شد، حاجی رحمانی برای اولین بار در آن روز، نفس عمیقی کشید. پول کم بود، اما واقعی بود؛ چیزی که می‌توانست به خانه ببرد. از آن روز به بعد، زندگی‌اش به کنار همان سرک گره خورد. صبح‌ها زود می‌آمد، صندوقش را می‌گذاشت، و تا شام کار می‌کرد. بعضی روزها مشتری زیاد بود، بعضی روزها تقریباً هیچ. گرد و خاک، دود موترها، صدای بوق‌ها، و نگاه‌های بی‌تفاوت مردم، بخشی از روزمره‌اش شده بود. گاهی کودکان دیگر به او نگاه می‌کردند، گاهی رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند. او یاد گرفته بود که نگاه‌ها را نبیند، فقط برس را بردارد و کارش را بکند. در خانه، وضعیت تغییری نکرده بود، فقط شکلش عوض شده بود. حالا حداقل گاهی چیزی بیشتر از نان خشک وجود داشت، اما هنوز هم کم بود. زینب سعی می‌کرد با همان پول اندک، غذا درست کند؛ گاهی کمی برنج، گاهی شوربا. اما بچه‌ها همیشه سیر نمی‌شدند. لباس‌های‌شان کهنه‌تر می‌شد، کفش‌های‌شان پاره‌تر. زمستان که نزدیک شد، نگرانی تازه‌ای به همه چیز اضافه شد؛ سرما. دختر بزرگ خانواده، مریم، بیش از همه تغییر کرده بود. او قبلاً در پاکستان درس می‌خواند و آرزوهای بزرگی داشت. حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، کمک مادرش می‌کرد، و گاهی به بیرون نگاه می‌کرد؛ به کوچه، به دخترانی که از کنارشان می‌گذشتند. در چشمانش چیزی بود که شبیه خاموش شدن یک چراغ بود. یک شب، وقتی همه خواب بودند، آهسته به پدرش گفت: «پدر، من هم می‌توانم کار کنم.» این جمله برای حاجی رحمانی مثل خنجری در قلبش بود. نمی‌خواست دخترش چنین چیزی بگوید، اما می‌دانست که این حرف از سر ناچاری است، نه از سر انتخاب. روزها پشت سر هم می‌گذشت، و زندگی برای این خانواده به یک چرخه تکراری تبدیل شده بود؛ بیدار شدن با نگرانی، گذراندن روز با تلاش، و خوابیدن با خستگی و ناامیدی. هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتاد، اما همین «هیچ» خودش بزرگ‌ترین درد بود. نه پیشرفتی، نه امیدی، فقط ادامه دادن. یک روز بارانی، وقتی خیابان‌ها گل‌آلود شده بود و مشتری‌ها کمتر، حاجی رحمانی زیر یک سایه‌بان کوچک نشسته بود و به قطرات باران که روی زمین می‌افتادند نگاه می‌کرد. آب از کناره‌های جاده جاری شده بود و کفش‌های مردم خیس و گل‌آلود شده بود. کفش‌ها بیشتر به رنگ نیاز داشتند، اما کسی نمی‌ایستاد. همه عجله داشتند که خودشان را به جایی برسانند. حاجی رحمانی دستانش را به هم مالید تا گرم شود و زیر لب گفت: «این هم وطن ماست… اما چرا این‌قدر سخت است؟» هیچ‌کس جواب نداد. فقط صدای باران بود و بوق موترها. شب که به خانه برگشت، دید بچه‌ها دور یک چراغ کوچک نشسته‌اند. زینب چیزی برای خوردن آماده کرده بود، اما کم بود. همه ساکت بودند. آن شب، حتی صدای جویدن هم کمتر بود. انگار همه فهمیده بودند که چیزی در حال شکستن است؛ نه در بیرون، بلکه در درون‌شان. این داستان، فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان هزاران خانواده‌ای است که از پاکستان، ایران یا جاهای دیگر برگشته‌اند و حالا در شهری زندگی می‌کنند که برایشان هم آشناست و هم غریبه. خانواده‌هایی که میان امید و ناامیدی گیر مانده‌اند، میان گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته است. و در میان این همه، مردی نشسته در کنار سرک، با صندوقی کهنه و برس‌هایی که هر روز فرسوده‌تر می‌شوند، تلاش می‌کند زندگی را نگه دارد؛ نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر شش نفر دیگر که به او نگاه می‌کنند. او شاید قهرمان نباشد، شاید کسی نامش را نداند، اما هر روز، در سکوت، در میان گرد و خاک، می‌جنگد؛ جنگی که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما برای او، از هر جنگ دیگری واقعی‌تر است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 159 بازدید

دید‌بان حقوق‌ بشر از افزایش اخراج مهاجران افغانستان از پاکستان ابراز نگرانی کرد و از پاکستان خواسته است فوراً بازگشت اجباری پناهندگان افغانستانی را متوقف کند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که پاکستان پس از درگیری‌های مرزی با حکومت سرپرست، بازداشت‌های خودسرانه و بازگشت اجباری پناهندگان افغانستانی را به شدت افزایش داده‌ است. فرشته عباسی، پژوهشگر افغانستان در دیده‌بان حقوق‌بشر تاکید کرده است: «پاکستان باید علیه اقدامات توهین‌آمیز پولیس اقدام کند و فورا بازگشت اجباری پناهندگان افغان را متوقف کند.» در گزارش آمده است که پولیس پاکستان هزاران پناهنده آسیب‌پذیر افغانستانی، از جمله کودکان را با موانع جدی در زمینه مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و سایر خدمات ضروری روبرو کرده است. فرشته عباسی در ادامه افزوده است که مقامات پاکستان در حال گسترش ترس در بین پناهندگان افغانستانی است. دید‌بان حقوق بشر می‌گوید پناهندگان افغانستانی با رفتار خشن و توهین‌آمیز پولیس پاکستان مواجه‌اند. گفته شده پولیس پاکستان، حتی افغان‌هایی را که ویزای معتبر دارند بازداشت کرده است. طبق اطلاعات ارائه شده، دولت پاکستان از سال ۲۰۲۳ میلادی تمدید کارت‌های PoR و سایر اسناد اقامتی پناه‌جویان افغانستانی را نیز متوقف کرده است. طبق ارقام این گزارش، تنها در سال ۲۰۲۶ میلادی، بیش از ۱۴۶ هزار افغانستانی از پاکستان اخراج شده‌اند. دیدبان حقوق بشر بر اساس مصاحبه‌هایی که با شماری از مهاجران در پاکستان انجام داده، گفت پولیس پاکستان، افغانستانی‌ها را در حین خرید، رفتن به مکتب و جستجوی کار روزانه بازداشت، و تلفن‌ و پول نقد آنها را مصادره می‌کند. همچنین این سازمان می‌گوید پولیس پاکستان در ازای آزادی مهاجران افغان رشوه می‌خواهد که آنان توانایی پرداختش را ندارند. دید‌بان حقوق بشر می‌گوید بسیاری از آنها، روزنامه‌نگاران، مدافعان حقوق بشر و فعالانی هستند که به دلیل سوابق خود و یا انتقاد از حکومت فعلی، در صورت بازگشت به افغانستان در معرض خطر جدی هستند. گفته شده در میان کسانی که بازداشت و به زور بازگردانده شده‌اند، روزنامه‌نگارانی هستند که پس از تحولات از افغانستان گریختند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 132 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد اعلام کرد که از هر پنج زن مهاجر بازگشته به افغانستان کمتر از یک زن می‌تواند درآمد داشته باشد که در مجموع تنها ۱۷ درصد از کل زنان مهاجر بازگشته به کشور را تشکیل می‌دهند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که این امر می‌تواند افزایش بدهی ناامنی غذایی در میان خانواده‌های بازگشته به‌ویژه آنانی که از سوی زنان سرپرستی می‌شوند را تشدید کند. گزارش نشان می‌دهد باوجود این‌که بسیاری از زنان در کشورهای دیگر کار کرده‌اند و مهارت‌هایی کسب کرده‌اند، پس از ورود به افغانستان با فروپاشی تقریباً کامل فرصت‌های شغلی مواجه می‌شوند. نزدیک به ۴۰ درصد این زنان گفته‌اند که مهارت‌هایی دارند اما قادر به استفاده از آن‌ها نیستند، از جمله مهارت‌های حرفه‌ای، فنی و دیجیتال. یافته‌های بخش زنان سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که بیش از سه-چهارم زنانی که در ایران کار می‌کردند و تقریباً دو-سوم زنانی که در پاکستان کار می‌کردند، پس از بازگشت به افغانستان بیکار هستند. این نهاد گفته است که این بررسی بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده از ۷۰۰ زن بازگشته و ذینفعان محلی، از جمله نظرسنجی تلفنی، مصاحبه‌های عمیق، بحث‌های گروهی متمرکز و کارگاه‌های آموزشی در ولایت‌های هرات، ننگرهار و کابل انجام شده است. همچنین گزارش «پس از بازگشت: بازسازی معیشت زنان افغان» بخش زنان ملل متحد نشان می‌دهد که موانع اصلی شامل محدودیت‌های اشتغال و تحرک زنان در افغانستان، دسترسی محدود به سرمایه و ابزار و فرصت‌های ضعیف بازار است. بیش از سه-چهارم زنان بازگشته هیچ ابزار یا سرمایه‌ای برای کسب درآمد ندارند. این در حالی است که از سال ۲۰۲۳ میلادی به این‌سو، بیش از ۵.۵ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند که فشار بی‌سابقه‌ای را بر اقتصادهای محلی که از قبل شکننده بوده‌اند، وارد می‌کند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 182 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار می‌گویند که در پی یک حادثه‌ی ترافیکی این ولایت یک نفر جان باخته و ۳۵ نفر دیگر زخمی شدند. سید طیب حماد، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۲:۰۰ نیمه‌شب گذشته (چهارشنبه، ۱۹ حمل) در منطقه‌ی «شیخ مصری» از مربوطات ولسوالی سره‌رود، در جاده حلقوی رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که یک موتر تریلر حامل مهاجران بازگشته از پاکستان به‌دلیل بروز مشکل تخنیکی دچار حادثه شده است. سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار در ادامه افزوده است که این موتر تریلر به علت نامعلومی از جاده منحرف و واژگون شده است که در نتیجه‌ی این رویداد، یک نفر جان باخته و ۳۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند. آقای حماد افزوده است که زخمیان به شفاخانه ولایتی ننگرهار منتقل شده‌اند. همچنین در اعلامیه‌ی فرماندهی پولیس ننگرهار وضعیت زخمی‌ها رضایت‌بخش گزارش شده است. پیش از این نیز در ننگرهار، موتر حامل مهاجران بازگشته از پاکستان در ولسوالی مومندره واژگون شده بود که در پی آن، شمار زیادی کشته و زخمی شده بودند. این در حالی است که سال گذشته نیز موتر حامل مهاجران افغانستان در هرات در پی یک رویداد ترافیکی آتش گرفت که بیش از ۷۰ تن جان باختند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 177 بازدید

گارد ساحلی ترکیه در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در حادثه غرق شدن یک قایق تندرو حامل مهاجران اهل افغانستان، در دریای اژه، ۱۹ نفر به‌شمول یک نوزاد جان باخته‌اند. خبرگزاری اسوشیتدپرس به نقل از گارد ساحلی ترکیه گزارش داده است که این رویداد روز چهارشنبه (۱۲ حمل ۱۴۰۵/ ۱ اپریل ۲۰۲۶) در نزدیکی شهر ساحلی بودروم، رخ داده است. در گزارش آمده است که این حادثه‌ی دریایی، زمانی اتفاق افتاد که سرنشینان قایق تلاش می‌کردند در آب‌های متلاطم از گارد ساحلی فرار کند. فرماندهی گارد ساحلی ترکیه تاکید کرده است که این قایق حامل ده‌ها مهاجر، هشدارهای پیهم برای توقف را نادیده گرفت و با سرعت زیاد اقدام به فرار کرد. این نهاد امنیتی افزوده است که ۲۱ نفر دیگر پس از اعزام تیم‌های امداد و نجات با پشتیبانی یک هلی‌کوپتر که از شهر نزدیک ازمیر اعزام شده‌ بود نجات یافتند. مقام‌ها ترکی گفته‌اند که ۱۸ جسد را از آب بیرون کشیدند و یک نفر پس از انتقال به شفاخانه جان باخت. باید گفت که هنوز مشخص نیست که هدف این قایق کجا بوده اما شهروندان اهل افغانستان از آب‌های ترکیه و یونان به‌عنوان مسیری برای رسیدن به اروپا استفاده می‌کنند. حوادث مشابهی قبل از این در آب‌های ترکیه و یونان از شهروندان افغانستان قربانی گرفته است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 126 بازدید

آمریکا در تازه‌ترین مورد و با وجود اینکه‌، بیش از هزار پناه‌جوی افغانستان و خانواده‌های شان در تنها کمپ پناه‌جویان در قطر در حال انتظار برای انتقال به آمریکا هستند، این کشور در نظر دارد امروز این کمپ را ببندد. ای‌بی‌سی‌نیوز، روز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل/۳۱ مارچ) گزارش داده که وزارت خارجه‌ی آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ گفته است که باید تا پایان مارچ آن جا را ترک کنند. بیش از هزار همکار افغانستانی آمریکا و خانواده‌های شان پس از فروپاشی جمهوری به این کمپ منتقل شده بودند و در انتظار رفتن به آمریکا قرار داشتند. وزار خارجه آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ دستور داده که یا به کشور سوم بروند یا به افغانستان بازگردند. ای‌بی‌سی‌نیوز، به نقل از وزارت خارجه آمریکا نوشته است که در بحبوحه‌ی جنگ در خاورمیانه، این کمپ در معرض تهدید حمله‌های موشکی و پهپادی قرار دارد و ادامه‌ی فعالیت آن، دیگر مناسب نیست.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 230 بازدید

خبرگزاری تسنیم در تازه‌ترین مورد گزارش داده است که یک شهروند افغانستان به اسم «کوثر عادلی» در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در شهر تهران کشته شده است. در گزارش خبرگزاری تسنیم آمده است که این شهروند افغانستان در حملات بامداد روز (دوشنبه، ۳ حمل) آمریکا و اسرائیل «به مناطق مسکونی در منطقه‌ی خیرآباد ورامین» کشته شده است. خبرگزاری تسنیم جزئیات بیشتری در این مورد منتشر نکرده است. این اولین‌بار است که کشته‌شدن یک شهروند افغانستان در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گزارش می‌شود، اما آمار واقعی تلفات مهاجران افغانستانی در این جنگ مشخص نیست. در جنگ ۱۲ روزه سال پیش میان ایران و اسرائیل نیز شماری از مهاجران افغانستان کشته و زخمی شده بودند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 180 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شهرنشینی سریع در افغانستان که ناشی از آوارگی داخلی، بازگشت‌های اجباری و تشدید بحران اقتصادی است، نابرابری‌های جنسیتی را در سکونت‌گاه‌های غیررسمی و حاشیه‌‌های شهر در سراسر افغانستان افزایش می‌دهد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۵ حمل) با نشر پیامی نوشته است که از طریق نظرسنجی‌هایی در جوامع با حضور جمعیت‌های زیاد به‌حاشیه‌رانده‌شده، دریافته است که ظرفیت بالقوه‌ی شهرها برای ایجاد فرصت‌های بهتر نه تنها شکاف‌های زیان‌بار جنسیتی را کاهش نداده بل که آن‌ها را بیشتر نیز کرده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که با حاکمیت حکومت سرپرست، تقریباً همه مسیرهای سنتی برای تأمین امنیت، کرامت و توان‌مندسازی زنان و دختران در افغانستان از میان برداشته شده است. برنامه‌ی اسکان بشر ملل متحد، این مسیرها را آموزش رسمی، آزادی‌ رفت‌وآمد در فضا‌های عمومی، کار و مشارکت عمومی و رهبری مدنی عنوان کرده است. همچنین برنامه‌ی اسکان بشر ملل متحد گفته است که برای زنان و دخترانی که در سکونت‌گاه‌های غیررسمی شهری زندگی می‌کنند، این محدودیت‌ها با مجموعه‌ای از آسیب‌پذیری‌های خاص از جمله نبود امنیت در مسکن و حقوق زمین، ناامنی فضاهای عمومی، دست‌رسی محدود به خدمات آب، بهداشت و کاهش فرصت‌های معیشتی، نابرابری را تشدید می‌کند. باید گفت که داده‌های برنامه‌ی اسکان بشر، بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در شهرهای هرات، جلا‌ل‌آباد، کابل، کندرها و ننگرهار به دست آمده است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 216 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد (UN-Habitat) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان، بیشتر از دیگران از مشکلات بیجاشدگی و تغییرات اقلیمی آسیب می‌بینند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از سال ۲۰۲۳ میلادی تا اکنون بین ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون نفر به‌گونه اجباری از کشورهای همسایه به افغانستان بازگردانده شده‌‌اند. در گزارش آمده است، بسیاری از افرادی که به صورت اجباری از کشورهای همسایه به افغانستان بازگردانده شده‌اند در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در این سکونت‌گاه‌ها در زمان وقوع تغییرات اقلیمی مانند سیلاب‌ها، خشک‌سالی‌ها و بیماری‌های ناشی از آن‌ها، فشار بیشتری را تحمل می‌کنند. همچنین برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد افزوده است که زنان در دوران تغییرات اقلیمی با خطرات بیشتری از جمله قرار گرفتن در معرض آزار و خشونت هنگام طی کردن مسیرهای طولانی برای تهیه‌ی آب مواجه‌اند. در گزارش آمده است که ناامنی در زمینه حقوق مسکن، زمین و ملکیت و تهدیدهای مداوم اخراج از محل سکونت، زندگی زنان در سکونت‌گاه‌های غیررسمی را دشوارتر کرده است. در ادامه آمده است که دسترسی به مسکن و زمین بنیادی‌ترین نیاز برای بیجاشدگان داخلی و بازگشت‌کنندگان از کشورهای همسایه است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 141 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت اعلام کرده است که زنان سرپرست خانوار از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در میان بازگشت‌کنندگان به افغانستان هستند و پس از بازگشت، با چالش‌های جدی از جمله کم‌بود سرپناه، نبود فرصت‌های کاری و خطر‌های حفاظتی روبرو می‌شوند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از این زنان هم‌راه با فرزندان‌شان در حالی به کشور بازمی‌گردند که شبکه‌های حمایتی محدودی دارند و اغلب در شرایط دشوار و بی‌ثبات زندگی می‌کنند. در گزارش آمده است که برخی از خانواده‌های بازگشته ناچار هستند در چادرهای موقت زندگی کنند و در برابر سرما، باران و ناامنی آسیب‌پذیر هستند. بر اساس آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت، در سال ۲۰۲۵ زنان و دختران ۲۷ درصد از مهاجران افغانستانی بازگشته از ایران و همچنان ۴۷ درصد از افرادی را تشکیل داده‌اند که از طریق مرکز‌های پذیرش این سازمان از پاکستان به افغانستان بازگشته ‌اند. این نهاد افزوده است که بسیاری از این افراد با نیازهای حمایتی بیش‌تر و بدون منابع پای‌دار معیشتی وارد کشور می‌شوند. همچنین این نهاد تاکید کرده است که بی‌جاشدن و بازگشت اجباری می‌تواند خطراتی مانند بی‌خانمانی، بهره‌کشی و آسیب‌های بیش‌تر را برای زنان و دختران افزایش دهد، به‌ویژه برای زنانی که بدون سرپرست مرد مسوولیت خانواده را بر عهده دارند. سازمان بین‌المللی مهاجرت گفته است که برای کاهش این خطرات، از طریق مراکز ترانزیتی و برنامه‌های حمایتی، وضعیت بازگشت‌کنندگان آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شود و برای آنان خدمات حمایتی، پیوستن به برنامه‌های کمک‌رسانی و پی‌گیری‌های لازم فراهم می‌گردد. به گفته‌ی این نهاد، ادامه‌ی حمایت از زنان بازگشته برای کاهش خطر‌های فوری و کمک به ثبات زندگی آنان و خانواده‌های‌شان ضروری است. این در حالی است که در پی تشدید محدودیت‌ها، بسیاری از زنان و دختران، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نظامیان پیشین و دیگر قشرهای آسیب‌پذیر مجبور به ترک افغانستان شدند. شمار زیادی از آنان به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند؛ اما این کشورها در سال‌های پسین روند اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است.

ادامه مطلب