برچسب: محدودیت

2 هفته قبل - 77 بازدید

موسسه‌ی زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج‌تاون اعلام کرده است که افغانستان بار دیگر در میان ۱۸۱ کشور جهان از نظر وضعیت زنان در پایین‌ترین جایگاه قرار گرفته است و در مقابل دنمارک از نظر رفاه زنان در جایگاه نخست این رتبه‌بندی قرار دارد. در این گزارش آمده است که در میان ۱۰ کشوری که پایین‌ترین رتبه‌ها را دارند به‌شمول افغانستان، از هر پنج زن، یک زن خشونت از سوی شوهر خود را تجربه کرده است. در ادامه آمده است که بیش از نیمی از زنان در این کشورها گفته ‌اند که در جوامع خود احساس امنیت نمی‌کنند. این موسسه داده‌ها را در ۱۳ معیار مختلف، از جمله امنیت، عدالت، مشارکت و رفاه، بررسی کرده است. بر اساس این گزارش در کشورهایی مانند سودان جنوبی، جمهوری دموکراتیک کنگو، سوریه، جمهوری افریقای مرکزی و یمن که همه‌ی آن‌ها در رتبه‌های پایین جدول قرار دارند، وضعیت زنان هم‌چنان نگران‌کننده است، هرچند افغانستان در پایین‌ترین جایگاه قرار دارد. در بند دیگر این گزارش آمده است که تقریباً سه زن از هر چهار زن در این کشورها در نزدیکی درگیری‌های مسلحانه زندگی می‌کنند. داده‌های تازه نشان می‌دهد که حدود یک نفر از هر شش نفر در جهان در معرض درگیری قرار دارد. همچنین گزارش تاکید می‌کند که افزایش درگیری‌های مسلحانه با عقب‌گرد در حقوق زنان هم‌زمان شده است. قابل ذکره است که تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، بیش از ۶۷۶ میلیون زن در سراسر جهان در نزدیکی درگیری زندگی کرده‌اند؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۱۰ حدود ۷۴ درصد افزایش یافته و بالاترین میزان ثبت‌شده تاکنون به‌شمار می‌رود. شاخص جهانی زنان، صلح و امنیت افزوده که درگیری‌های مسلحانه تأثیر نامتناسبی بر زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر دارد و این وضعیت با افزایش خشونت و محدودیت‌های حقوقی در برابر زنان تشدید می‌شود. کشورهایی که در این شاخص پایین‌ترین رتبه‌ها را دارند، در شاخص‌های دیگر نیز عمل‌کرد ضعیفی نشان داده ‌اند. این موسسه گفته که این کشورها از جمله افغانستان، به‌طور میانگین پایین‌ترین درجه را در شاخص دسترسی به عدالت کسب کرده‌‌اند. همچنین میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشورها به‌طور متوسط ۲۲۶ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است که از میانگین جهانی بالاتر است. افزون بر آن، خشونت سیاسی هدف‌مند در برابر زنان در این کشورها سه برابر میانگین جهانی گزارش شده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 61 بازدید

صندوق امانی ویژه‌‍‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین اعلام کرده است که با پشتیبانی از زنان و دختران در افغانستان، صدا و روایت‌های آن‌ها را برجسته می‌کند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تاب‌آوری، اراده و رهبر زنان و دختران در افغانستان حتا در دشوارترین شرایط، الهام‌بخش پیشرفت است. صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در ادامه خواستار شنیدن صدای زنان، پشتیبانی از آن‌ها و بازتاب صداها و خواست‌های آن‌ها شده است. این در حالی است که زنان و دختران در افغانستان، با محدودیت‌های شدیدی روبرو هستند که امکان حضور معنادار آن‌ها در جامعه را از میان برده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 76 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که یلدا حکیم، خبرنگار افغانستانی-استرالیایی، برنده جایزه «مجری سال» شبکه اسکای‌نیوز از طرف انجمن سلطنتی تلویزیون بریتانیا شده است. شبکه اسکای‌نیوز با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که یلدا حکیم در مراسم دریافت این جایزه حضور نداشت و در حال حاضر در خاورمیانه گزارش‌های مختلف را پوشش می‌دهد. در ادامه آمده است که یلدا حکیم طی سال گذشته با رهبران برجسته جهان مصاحبه کرده است. یکی از مصاحبه‌های پرحاشیه یلدا حکیم با خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، انجام شد. خواجه آصف در آن مصاحبه درباره تأمین مالی و آموزش تروریست‌ها پرسیده شد و پاسخ داد که کشورش برای سه دهه «کار کثیف» را برای ایالات متحده آمریکا انجام داده است. در حالی یلدا حکیم برنده جایزه مجری سال می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 115 بازدید

مرکز خبرنگاران افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حکومت سرپرست دفتر «رادیو خوشحال» در ولایت غزنی را به دلیل تماس تلفنی دختران با این رادیو، مسدود کرده‌اند. این مرکز امروز (پنج‌شنبه، ۱۴ حوت) با نشر اعلامیه‌‌ای در حساب کاربری ایکس، بستن دفتر این رادیو را نقض حقوق بنیادی یک رسانه آزاد دانسته و محکوم کرده است. مرکز خبرنگاران افغانستان در ادامه به نقل از یک منبع نوشته است که رادیو خوشحال بیشتر برنامه‌های آموزشی پخش می‌کرد و برخی دختران برای پیش‌برد و فراگیری بهتر برنامه‌های آموزشی با این رادیو تماس تلفنی برقرار می‌کردند، اما این اقدام خشم مسوولان محلی را برانگیخته است. همچنین دفتر والی در غزنی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که رادیو خوشحال به‌دلیل «نقض ارزش‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی توسط کمیته‌ی فرهنگی ولایتی بسته شد و فعالیت آن به حالت تعلیق درآمده است.» این در حالی است که رادیو خوشحال در ابتدای سال ۱۴۰۳ خورشیدی در شهر غزنی راه‌اندازی شد. این رسانه خصوصی برنامه‌های سیاسی اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و دینی تهیه و نشر می‌کرد. نیروهای حکومت فعلی پیش از این دو مدیر مسوول این رادیو را به‌دلیل اظهارنظر در مورد وضعیت زندگی مردم و حکومت‌داری در شبکه‌های اجتماعی، بازداشت و زندانی کرده‌اند. مرکز خبرنگاران افغانستان در بخشی از اعلامیه‌اش از حکومت فعلی خواسته است که در تصمیم خود تجدیدنظر کنند و اجازه دهند که این رادیو فعالیت خود را از سر گیرد.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 142 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان درتازه‌ترین مورد از وضعیت مهاجران افغانستان در ایران به شدت ابراز نگرانی کرده است. آقای بنت امروز (پنج‌شنبه، ۱۴ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مهاجران افغانستان در ایران حمایت قانونی ندارند و همچنان از حمایت جامعه برخوردار نیستند. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است که در این میان، زنان و دختران بیش‌تر آسیب‌پذیر هستند. ریچارد بنت افزوده است که جنگ مشکلات را بدتر می‌کند. آقای بنت نیز به جمع کارشناسان سازمان ملل پیوسته است که حملات ایالات متحده آمریکا و اسراییل به ایران را محکوم کرده‌اند. کارشناسان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد حملات آمریکا-اسراییل به ایران را غیرقانونی و بی‌دلیل خوانده‌اند. این در حالی است که چندین میلیون مهاجر افغانستان در ایران زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 104 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در روستاهای دورافتاده افغانستان، دسترسی زنان، دختران و مادران باردار به خدمات صحی بسیار محدود است. این سازمان با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود گفته است که جاده‌های نامناسب، فاصله طولانی تا شفاخانه‌ها و نبود مراکز صحی نزدیک سبب شده که زنان باردار اغلب مجبور شوند زایمان را در خانه و بدون کمک متخصص تجربه کنند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش تاکید کرده است که تیم‌های صحی سیار در این مناطق فعالیت می‌کنند و مراقبت‌های پیش از زایمان، زایمان ایمن و مراقبت‌های پس از تولد را به زنان ارایه می‌دهند. در گزارش آمده است که خانواده‌ها آموزش می‌بینند تا روند بهبود مادر و مراقبت از نوزاد را آموخته و با اصول تغذیه، بهداشت و علایم هشداردهنده آشنا شوند. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه افزوده است که این خدمات سیار سبب کاهش خطرات زایمان و فراهم شدن امنیت و امید برای خانواده‌ها در مناطق دورافتاده شده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 72 بازدید

محبوبه ابراهیمی، شاعر، نویسنده و مستندساز معاصر افغانستان، یکی از چهره‌های برجسته نسل شاعران مهاجر این کشور است. او در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در شهر قندهار به دنیا آمد، شهری که سال‌های طولانی جنگ و ناآرامی را تجربه کرده و بی‌تردید بر شکل‌گیری نگاه انسانی، اجتماعی و ادبی او تأثیر عمیقی گذاشته است. زندگی محبوبه ابراهیمی با تجربه مهاجرت گره خورده و همین تجربه یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های الهام او در شعر و مستندسازی محسوب می‌شود. پس از مهاجرت، محبوبه ابراهیمی مدتی در مشهد و سپس در تهران ساکن شد. سال‌های مهاجرت برای او نه تنها جابه‌جایی جغرافیایی، بلکه دوره‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت فردی و ادبی بود. او در مصاحبه‌های خود گفته است: «من زمانی خودم را شناختم که در خانه و مدرسه با لهجه‌های متفاوت گپ می‌زدم. دید از بالا به پایین معلمان و صنف‌ها همیشه وجود داشت و صفت «افغانی» حکم دشنام داشت. به جبرانش تلاش می‌کردم متفاوت باشم، بهترین نمره‌ها را می‌گرفتم، تئاتر بازی می‌کردم و بهترین دکلمه را در شعر داشتم. ادبیات مرهم بود؛ راه فرار از همه آنچه که خوش نداشتم، اما روی زندگی‌ام سایه انداخته بود.» نخستین مجموعه شعر محبوبه ابراهیمی با عنوان «بادها خواهران من‌اند» در سال ۱۳۸۶ توسط انتشارات سوره مهر در تهران منتشر شد. این مجموعه شامل ۱۴ غزل، ۲ چهارپاره و ۱۰ شعر سپید است و نشان می‌دهد که شاعر در عین پایبندی به سنت‌های شعری فارسی، نگاه و زبانی معاصر دارد. مضامین اصلی این مجموعه شامل مهاجرت، جنگ، آوارگی، رنج‌های اجتماعی و به‌ویژه زندگی زنان افغانستان است. شعرهای ابراهیمی تجربه‌های فردی و جمعی را در هم می‌آمیزند و تصویری انسانی و صمیمی از واقعیت‌های جامعه افغانستان ارائه می‌دهند. از دیگر مجموعه‌های شعری محبوبه ابراهیمی می‌توان به «مجنون، لیلی و بچه‌ها» اشاره کرد. آثار او همواره میان تلخی و امید حرکت می‌کنند و نشان می‌دهند که شاعر در دل رنج‌ها به زندگی و ادامه دادن چشم دوخته است. شعرهای او علاوه بر انعکاس تجربه زیسته، صدای اعتراض و انتقاد اجتماعی نیز هستند و نگاه زنانه و انسانی او را به وضوح نشان می‌دهند. محبوبه ابراهیمی در اواسط دهه هشتاد خورشیدی به افغانستان بازگشت و با اندوخته‌های ادبی و هنری خود به فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای پرداخت. او به عنوان گرداننده برنامه‌های ادبی در تلویزیون تمدن فعالیت داشت و نقش مهمی در معرفی شعر و ادبیات معاصر افغانستان ایفا کرد. با ادامه ناآرامی‌ها و محدودیت‌های اجتماعی، او بار دیگر مهاجرت کرد و اکنون در سوئد زندگی می‌کند و به فعالیت‌های ادبی و هنری خود ادامه می‌دهد. فعالیت هنری محبوبه ابراهیمی تنها به شعر و نویسندگی محدود نمی‌شود؛ او در حوزه مستندسازی نیز فعالیت گسترده دارد. مستندهای او عمدتاً به زندگی مردم افغانستان، پیامدهای جنگ، تلاش برای بقا و حفظ کرامت انسانی می‌پردازند. او می‌گوید: «مردم، مبارزه و حق! مردم و حقیقت زندگی بعد از جنگ و واقعیت‌هایی که هست، زیبایی‌هایی که هنوز زنده‌اند و فرهنگ غنی و سالمی که هنوز در زندگی انسان افغانستانی جاری است. مستندهایم به شدت انسان‌گرایانه‌اند.» نخستین مستند او با عنوان «تحقیق کوچک» درباره وضعیت باغ‌وحش کابل در دوران جنگ‌های داخلی میان گروه‌های مجاهدین ساخته شد؛ جایی که جنگ از انسان‌ها و حیوانات موجوداتی خشن می‌سازد. این مستند موفق شد جایزه جشنواره فیلم‌های دانشجویی «تل‌آیو» در سال ۲۰۱۰ را کسب کند. دیگر آثار او شامل مستندهایی درباره حضور زنان در مشاغل سنتاً مردانه، چالش‌های کار برای هنرمندان مهاجر و زندگی روزمره مردم افغانستان است. در سوئد، او نیز مستندهایی درباره تجربه مهاجران افغان در جامعه جدید ساخته است. زبان شعری محبوبه ابراهیمی ساده، روان و تصویری است، اما در پس آن لایه‌های عمیق معنایی دیده می‌شود. او زندگی روزمره، رنج‌های انسانی و امید به آینده را با زبانی صمیمی بیان می‌کند و این ویژگی باعث شده شعرهای او هویتی مستقل و قابل تشخیص داشته باشند. زنان در شعر او نه شخصیت‌های حاشیه‌ای، بلکه روایت‌گران زندگی، رنج و امید هستند. زندگی روزمره زنان، محدودیت‌های اجتماعی و مسئولیت‌های سنگین آنان در آثار او بازتاب یافته و این نگاه زنانه به شعرهایش هویت ویژه‌ای بخشیده است. شعر محبوبه ابراهیمی همواره میان واقعیت تلخ و امید پنهان حرکت می‌کند؛ گویی شاعر تلاش دارد در دل ویرانی‌ها امکان زندگی و ادامه دادن را جست‌وجو کند. شعرهای او اغلب روایتگر سکوت‌هایی هستند که کمتر مجال بیان یافته‌اند؛ سکوت زنان، مهاجران و انسان‌هایی که در حاشیه تاریخ ایستاده‌اند. نگاه او به زندگی زنان افغانستانی، تجربه تلخ آوارگی و جنگ، و فریاد اعتراض به نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی را بازتاب می‌دهد. در آثارش، صبح، خانه، کودک، انتظار، مهاجرت و جنگ عناصر اصلی تصویرسازی هستند. او از زبان زنان خانه‌دار و تجربه‌های روزمره آنان سخن می‌گوید و دردها و رنج‌های جامعه‌اش را با صدای زنانه و انسانی به تصویر می‌کشد. نگاه او به زندگی و جامعه، همزمان انسانی، زنانه و اجتماعی است و همین ویژگی شعرهایش را از آثار دیگر شاعران معاصر متمایز می‌کند. نمونه‌ای از شعر محبوبه ابراهیمی حالا که کهکشانِ منی، ماهِ «مشتری»! ناهید و اشک و آینه دارم، نمی‌خری؟! امشب که گیسوانِ زمین فاش می‌شود بردار از سیاهیِ شب‌هایم روسری امشب بیا که بگذرد از سرنوشتِ ما شب‌های بی‌ستاره و شب‌های بی‌پری گفتی که از مساحت دلگیر خانه‌ها تا آسمان، پرنده و فانوس می‌بری برگرد! بارها به دلم قول داده‌ام از باغ چشم‌های خدا، گل می‌آوری نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 92 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاک‌آلود غرب کابل، جایی که دیوارهای گِلی به هم تکیه داده‌اند و پنجره‌ها اغلب با پرده‌های ضخیم پوشانده شده‌اند، زنی زندگی می‌کند که سال‌هاست صدایش از دیوار خانه‌اش بیرون نرفته است. نامش «مهتاب» است؛ سی‌ودوساله، مادر سه کودک، با چهره‌ای که اگر کسی دقیق نگاه کند، می‌تواند خطوطی از رنج‌های فروخورده را در آن ببیند؛ خطوطی که نه با گذر زمان کم‌رنگ شده‌اند و نه با اشک شسته شده‌اند. مهتاب روزی دختر پرشوری بود. در مکتب از شاگردان ممتاز به شمار می‌رفت، همیشه کتابی در دست داشت و معلم ادبیاتش به او می‌گفت صدایت برای خواندن شعر ساخته شده است. اما در هجده‌سالگی، وقتی هنوز آرزو داشت روزی خودش معلم شود، خانواده‌اش تصمیم گرفتند که «وقت عروسی‌اش رسیده است». مردی از فامیل دور که در ظاهر آرام و کم‌حرف بود، خواستگارش شد. گفتند خانه دارد، کار دارد، «مرد زندگی» است. مهتاب چیزی نگفت. در آن خانه، دخترها زیاد سؤال نمی‌پرسند؛ فقط سر خم می‌کنند. شب عروسی‌اش، زیر چراغ‌های رنگی و صدای موسیقی که در کوچه می‌پیچید، دلش بی‌دلیل می‌لرزید. مادرش در گوشش گفت: «صبر کن دخترم، زن باید صبر داشته باشد.» آن جمله سال‌ها بعد مثل پتکی بر سرش فرود آمد؛ چون فهمید صبری که از زن می‌خواهند، گاهی به قیمت جانش تمام می‌شود. شوهرش، نعمت، در آغاز رفتاری عادی داشت؛ نه مهربانی خاصی نشان می‌داد و نه خشونتی آشکار. اما خیلی زود نقاب‌ها کنار رفتند. نخستین بار که صدایش را بلند کرد، به‌خاطر این بود که مهتاب دیر در را باز کرده بود. نخستین بار که دستش را بالا برد، به‌خاطر این بود که چای کمی سرد شده بود. مهتاب با ناباوری به او نگاه می‌کرد؛ انگار مردی که روبه‌رویش ایستاده، همان مردی نیست که در مراسم خواستگاری با صدای آرام حرف می‌زد. خشونت در خانه‌شان آرام‌آرام عادی شد؛ مثل بخار نازکی که ابتدا دیده نمی‌شود اما کم‌کم همه‌جا را می‌گیرد. سیلی‌ها، هل‌دادن‌ها، کشیدن موها و فریادهایی که تا نیمه‌شب ادامه داشت. هر بار که مهتاب می‌گریست، نعمت می‌گفت: «تو مرا عصبانی می‌کنی.» گویی تقصیر از او بود؛ از نفس کشیدنش، از نگاه کردنش، از زنده بودنش. وقتی نخستین طفلش به دنیا آمد، مهتاب امید داشت که پدر شدن، دل نعمت را نرم کند. چند هفته‌ای بهتر شد، اما بعد همه‌چیز به حالت قبل برگشت؛ حتی بدتر. نعمت حالا بهانه‌های بیشتری داشت؛ خرج طفل، بی‌خوابی و فشار کار. خشمش را بر بدن مهتاب خالی می‌کرد و بعد با بی‌اعتنایی به خواب می‌رفت. مهتاب با بدنی کبود و قلبی شکسته، نیمه‌شب طفلش را در آغوش می‌گرفت و آرام زمزمه می‌کرد: «تو مثل من نخواهی شد.» سال‌ها گذشت. سه کودک در خانه قد کشیدند؛ در خانه‌ای که صدای خنده در آن کم بود و صدای فریاد زیاد. همسایه‌ها صداها را می‌شنیدند. دیوارها نازک بودند، اما در کوچه‌های شلوغ کابل هر خانه قصه‌ی خودش را دارد و کسی فرصت ندارد درِ خانه‌ی دیگران را بزند. اگر هم بزند، اغلب می‌گوید: «مسئله‌ی خانوادگی است.» مهتاب چند بار به خانه‌ی پدرش رفت؛ با صورتی کبود و دستی لرزان. مادرش گریه کرد، اما گفت: «دخترم، اگر برگردی، مردم چه می‌گویند؟ سه طفل داری. کجا می‌روی؟» پدرش خاموش بود و نگاهش از شرم پایین افتاده بود. مهتاب فهمید که بازگشتن راه نجات نیست. او میان دو زندان گیر کرده بود؛ زندان خانه‌ی شوهر و زندان قضاوت جامعه. خشونت فقط جسمی نبود؛ کلمات عمیق‌تر می‌بریدند. نعمت می‌گفت: «تو هیچ نیستی. اگر بروی، کسی تو را نمی‌خواهد.» این جمله‌ها مثل میخ در ذهن مهتاب فرو می‌رفت. کم‌کم باور کرد که شاید واقعاً هیچ نیست. اعتمادبه‌نفسش فروریخت. دیگر در آینه به خود نگاه نمی‌کرد. از مهمانی‌ها می‌ترسید، چون می‌دانست اگر اشتباهی کند، شبش به کتک ختم می‌شود. یک شب زمستانی، وقتی برف آرام روی بام‌ها می‌نشست، نعمت دیر به خانه آمد. بوی تند الکل می‌داد. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا طوفان شروع شود. آن شب مهتاب آن‌قدر لت‌وکوب شد که برای لحظه‌ای فکر کرد دیگر نفس نمی‌کشد. کودکانش گوشه‌ی اتاق می‌لرزیدند و گریه می‌کردند. وقتی همه‌چیز تمام شد و خانه در سکوتی سنگین فرو رفت، مهتاب روی زمین سرد افتاده بود و به سقف ترک‌خورده خیره شده بود. در دلش چیزی شکست؛ چیزی فراتر از استخوان یا پوست. در همان لحظه، فکر پایان‌دادن به زندگی مثل نوری تاریک در ذهنش جرقه زد؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر درماندگی. با خود گفت شاید اگر نباشد، همه‌چیز تمام شود؛ فریادها، تحقیرها و ترس‌ها. شاید کودکانش در خانه‌ای آرام‌تر بزرگ شوند. شاید دیگر هر شب با صدای شکستن ظرف یا ضربه‌ی در نلرزند. چند روز بعد، وقتی نعمت بیرون بود، مهتاب به بام خانه رفت. باد سردی می‌وزید و شهر زیر پایش گسترده بود؛ شهری که هزاران زن در آن بی‌صدا رنج می‌کشند. لبه‌ی بام کوتاه بود. فقط یک قدم کافی بود. قلبش تند می‌زد. به پایین نگاه کرد؛ فاصله آن‌قدرها هم زیاد نبود. فکر کرد شاید دردش کوتاه باشد، شاید سقوط پایان همه‌چیز باشد. اما ناگهان صدای خنده‌ی دختر کوچکش از داخل خانه آمد؛ خنده‌ای کوتاه و بی‌خبر از تصمیم مادر. مهتاب چشم‌هایش را بست. تصویر چهره‌ی کودکانش در ذهنش جان گرفت؛ دست‌های کوچکی که هر شب دور گردنش حلقه می‌شد. اشک روی گونه‌هایش جاری شد. پاهایش لرزید. عقب رفت و روی بام نشست. گریست؛ گریه‌ای که سال‌ها در گلویش مانده بود. او نمی‌خواست بمیرد؛ او می‌خواست این زندگیِ خشونت‌آمیز بمیرد. آن روز، وقتی از لبه‌ی بام فاصله گرفت، تصمیم گرفت اگر نمی‌تواند دنیا را عوض کند، حداقل سکوتش را بشکند. روزها طول کشید تا جرأت کند. یک‌بار با شماره‌ای که روی دیوار نانوایی دیده بود تماس گرفت؛ شماره‌ی یک مرکز حمایتی برای زنان. صدای زنی پشت خط گفت: «خواهر، تنها نیستی.» همین جمله‌ی ساده، مثل نوری باریک در تاریکی دلش تابید. راه آسان نبود. تهدیدها ادامه داشت. ترس هنوز در وجودش بود. اما مهتاب حالا می‌دانست که دردش نام دارد: خشونت؛ و خشونت تقدیر نیست. او آهسته‌آهسته شروع به جمع کردن مدارک، فکر کردن به راه‌های قانونی و جست‌وجوی حمایت کرد. هر قدم کوچک برایش شبیه صعود به کوهی بلند بود. شب‌ها هنوز سخت می‌گذرد. هنوز گاهی صدای فریاد در خانه می‌پیچد. هنوز زخم‌های قدیمی روی بدنش هست. اما در درونش چیزی تغییر کرده است. او دیگر آن زن خاموشی نیست که باور کرده «هیچ» است. او زنی است که از لبه‌ی مرگ برگشته؛ زنی که فهمیده بودنش ارزش دارد. و این روایت فقط روایت مهتاب نیست؛ روایت زنانی است که در کوچه‌های خاموش کابل، پشت درهای بسته، میان ماندن و رفتن، میان مرگ و زندگی، هر شب می‌جنگند. زنانی که شاید هنوز بر بام خانه ایستاده‌اند و به پایین نگاه می‌کنند، اما در دل‌شان جرقه‌ای کوچک از امید روشن است؛ جرقه‌ای که اگر کسی دستشان را بگیرد، می‌تواند به شعله‌ای برای نجات تبدیل شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 100 بازدید

امسو یا سازمان حمایت از رسانه‌ها درتازه‌ترین مورد درباره وضعیت خبرنگاران افغانستان در کشورهای ایران و پاکستان ابراز نگرانی کرده است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۱ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که حملات امریکا و اسراییل بر ایران و همچنان تنش‌ها میان حکومت سرپرست افغانستان و پاکستان، خبرنگاران را در شرایط دشوار قرار داده است. سازمان حمایت از رسانه‌ها در ادامه تاکید کرده است که طی دو روز گذشته، دو خبرنگار افغانستان در پاکستان بازداشت شده‌اند و قرار است به‌گونه اجباری به کشور بازگردانده شوند. در بخشی از اعلامیه آمده است: «بازگرداندن اجباری در حالی‌ که این افراد با تهدیدهای جدی امنیتی روبرو هستند، نقض آشکار حقوق بین‌الملل بشر و اصول حمایت از پناهندگان به‌شمار می‌رود.» سازمان امسو از پاکستان خواسته است که اخراج اجباری خبرنگاران افغانستان را متوقف کند. سازمان حمایت از رسانه‌ها در ادامه افزوده است که نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل باید اقدامات عملی برای اسکان مجدد خبرنگاران در کشورهای سوم روی دست گیرند. این در حالی است که ده‌ها خبرنگار پس از تسلط مجدد حکومت فعلی بر افغانستان، کشور را ترک کرده‌اند و در کشورهای همسایه در وضعیت نامعلوم به سر می‌برند. همچنین درتازه‌ترین مورد رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که  پولیس این کشور در پی تشدید تنش و درگیری با حکومت سرپرست در افغانستان، صدها مهاجر افغانستانی را بازداشت و زندگی کرده است. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 93 بازدید

جنبش زنان آزادی‌خواه درتازه‌ترین مورد به مناسب هشت مارچ/روز جهانی هم‌بستگی زنان، اعلام کرده است که حذف زنان و دختران، حذف آینده‌ی جامعه است. این جنبش امروز (یک‌شنبه، ۱۰ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هشتم مارچ بدون آزادی زنان و دختران در افغانستان، دیگر مفهومی ندارد. جنبش زنان آزادی‌خواه در ادامه تاکید کرده است که حق آموزش، حق کار و آزادی‌های فردی زنان و دختران، هیچ گاه قابل معامله نیست. همچنین این جنبش در ادامه تاکید کرده است که آزادی زنان در افغانستان، تضمین‌کننده‌ی پیشرفت عدالت و اثبات جایگاه ارزش‌های انسانی در جامعه است. این در حالی است که زنان و دختران در افغانستان، از بیشتر حقوق اساسی شان محروم شده و از زندگی عمومی حذف شده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب