برچسب: زنان و دختران

1 هفته قبل - 83 بازدید

بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۱.۵ میلیون نفر در افغانستان به بیماری سرطان مبتلا هستند؛ در حالی‌که سرطان سینه و رحم از شایع‌ترین انواع سرطان در میان زنان کشور به شمار می‌روند. شفیق شینواری، رییس بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان گفته است که بر اساس برآوردهای ملی و بین‌المللی، سرطان پستان و رحم در میان زنان و سرطان پروستات و روده‌ها در میان مردان، از شایع‌ترین انواع سرطان در افغانستان هستند. وی در ادامه تاکید کرده است که سالانه حدود ۵ هزار مورد جدید سرطان در افغانستان شناسایی می‌شود و عامل‌های مختلفی در افزایش موارد این بیماری نقش دارند. سرطان پستان و رحم از جمله بیماری‌هایی است که زنان در افغانستان با آن مواجه هستند. با وجود افزایش بیماری‌های سرطانی، دسترسی محدود به خدمات تشخیص و درمان، هزینه‌های بلند درمان و کم‌بود امکانات تخصصی صحی، می‌تواند روند تشخیص و درمان این بیماری‌ها را برای زنان دشوارتر کند. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 160 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ کمک‌های انسان‌دوستانه‌ سازمان ملل متحد اعلام کرد که به زنان و خانواده‌های در بخش‌های دوردست افغانستان خدمات صحی را فراهم می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با شریک‌سازی داستان یک قابله به نام سکینه در یک مرکز درمانی در دایکندی که از سوی این نهاد تمویل می‌شود، گفته است که او روزانه برای رسیدن به جوامع دورافتاده ساعت‌ها سفر می‌کند. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که تمویل از این نهاد، نجات جان انسان‌ها در افغانستان کمک می‌کند. این نهاد در ادامه افزوده است که یکی از مهم‌ترین موردها در ارائه‌ی خدمات صحی، تطبیق واکسین‌های ضروری کودکان پس از تولد است. اوچا از خانواده‌ها خواسته است که اطمینان حاصل کنند که کودکان‌شان پس از تولید واکسن‌های ضروری مانند واکسین ضد فلج کودکان، سل و زردی سیاه را دریافت کند. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 182 بازدید

در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های فقیرنشین کابل، هر صبح با صدای سرفه‌های مردی آغاز می‌شود که دیگر توان برخاستن از جای خود را ندارد. پیش از آن‌که آفتاب از پشت خانه‌های گلی و ساختمان‌های نیمه‌کاره سر بزند، همسرش از خواب بیدار می‌شود، کنار تشک او می‌نشیند و چند لحظه به صورت شوهرش نگاه می‌کند تا ببیند شب را چگونه سپری کرده است. مرد گاهی از شدت درد چشم‌هایش را می‌بندد و گاهی به دیوار خیره می‌شود. روی تشکی نازک در گوشه اتاق خوابیده و کنار سرش چند ورق دوا قرار دارد؛ دواهایی که گاهی به دلیل نداشتن پول، خریدن‌شان برای خانواده ممکن نیست. این خانواده سال‌ها با درآمد روزانه پدر زندگی کرده‌اند. او کارگر روزمزد بود و اگر صبح از خانه بیرون می‌شد و کاری پیدا می‌کرد، شب با چند صد افغانی به خانه برمی‌گشت. همان پول برای خرید آرد، روغن، نان و نیازهای ضروری کودکان مصرف می‌شد. درآمدش هیچ‌گاه زیاد نبود، اما تا زمانی که دست‌ها و پاهایش توان کار داشت، خانواده می‌توانست با سختی زندگی را پیش ببرد. بیماری همه چیز را تغییر داد. حالا همان مردی که سال‌ها برای پیدا کردن کار در کوچه‌ها و بازارهای کابل سرگردان می‌شد، بیشتر روز را در خانه می‌گذراند و حتی برای رفتن تا سر کوچه نیز گاهی به کمک همسرش نیاز دارد. همسرش می‌گوید در روزهای نخست بیماری شوهرش، تصور می‌کرد بیماری موقتی است و او پس از چند روز دوباره به سر کار خواهد رفت. برای درمانش از چند نفر قرض گرفتند و او را نزد داکتر بردند. برای آزمایش و دوا پول پرداخت کردند، اما درمان کامل نشد. هر بار که وضعیت مرد کمی بهتر می‌شد، خانواده امیدوار می‌شد که دوباره بتواند کار کند؛ اما چند هفته بعد بیماری شدت می‌گرفت. قرض‌ها بیشتر می‌شد و درآمد خانواده کمتر. اکنون زندگی آنان میان دو مشکل گرفتار مانده است؛ از یک سو پدر خانواده بیمار است و به درمان نیاز دارد و از سوی دیگر، خانواده برای خرید همان دوا نیز پول کافی ندارد. مادر خانواده می‌گوید گاهی میان خرید نان برای کودکان و خرید دوا برای شوهرش مجبور به انتخاب می‌شود. او می‌گوید هیچ مادری نمی‌خواهد فرزندش شب گرسنه بخوابد و هیچ همسری نمی‌خواهد شوهر بیمارش بدون دوا بماند؛ اما وقتی پولی در جیب نیست، انتخاب میان این دو به یکی از تلخ‌ترین بخش‌های زندگی‌اش تبدیل می‌شود. خانه‌ای که این خانواده در آن زندگی می‌کند، کوچک و ساده است. یک اتاق برای خواب و نشستن اعضای خانواده دارند و گوشه‌ای کوچک نیز برای پخت‌وپز اختصاص یافته است. وسایل خانه زیاد نیست؛ چند فرش کهنه، چند ظرف، یک بخاری و چند دست لباس که بیشترشان سال‌هاست استفاده می‌شوند. بخشی از وسایل خانه نیز در ماه‌های گذشته برای تأمین هزینه درمان پدر فروخته شده است. مادر می‌گوید ابتدا فکر نمی‌کردند کارشان به جایی برسد که وسایل ضروری خانه را بفروشند، اما وقتی بیماری طولانی شد، دیگر راه دیگری برایشان باقی نماند. کرایه خانه نیز به نگرانی دیگری تبدیل شده است. هر ماه که زمان پرداخت کرایه نزدیک می‌شود، اضطراب در خانه بیشتر می‌شود. صاحب خانه چند بار برای دریافت کرایه مراجعه کرده و خانواده هر بار از او فرصت بیشتری خواسته است. پدر خانواده از این وضعیت بیشتر از همه ناراحت می‌شود. او می‌گوید تا زمانی که سالم بود، اجازه نمی‌داد کرایه خانه عقب بیفتد. اگر پول کم می‌آمد، هر کاری که پیدا می‌شد انجام می‌داد. حالا اما خودش در خانه افتاده و نمی‌تواند حتی برای تأمین هزینه زندگی فرزندانش کاری انجام دهد. کودکان خانواده نیز تغییر زندگی‌شان را احساس کرده‌اند. آن‌ها دیگر مانند گذشته درخواست خرید لباس یا خوراکی نمی‌کنند. وقتی مادر به بازار می‌رود، کودکان می‌دانند که قرار نیست برایشان چیزی بیاورد. یکی از بچه‌ها کفش‌هایش را چندین بار با نخ دوخته و هنوز از همان استفاده می‌کند. کودک دیگری کتابچه‌های سال گذشته‌اش را نگه داشته تا اگر دوباره به آن‌ها نیاز شد، مجبور نباشد از مادر پول بخواهد. مادر برای تأمین بخشی از هزینه‌های خانه تلاش می‌کند. بعضی روزها برای همسایه‌ها لباس می‌شوید، خانه تمیز می‌کند یا نان می‌پزد. درآمدی که از این کارها به دست می‌آورد ثابت نیست. ممکن است یک روز چند صد افغانی درآمد داشته باشد و روز دیگر هیچ کاری پیدا نکند. وقتی از خانه بیرون می‌رود، همیشه نگران شوهر بیمار و کودکانش است؛ اما اگر بیرون نرود، غذایی برای خانه تهیه نمی‌شود. گاهی مادر از صبح تا شام چند خانه را برای پیدا کردن کار می‌گردد. وقتی به خانه برمی‌گردد، دست‌هایش از شستن لباس و ظرف درد می‌کند، اما هنوز کارهای خانه باقی مانده است. باید برای کودکان غذا آماده کند، به شوهرش دوا بدهد، آب بیاورد و خانه را مرتب کند. خودش می‌گوید در گذشته، وقتی شوهرش سالم بود، سختی‌های زندگی میان هر دو تقسیم می‌شد؛ اکنون تقریباً تمام بار خانواده بر دوش او افتاده است. سخت‌ترین لحظه برای این زن زمانی است که شوهرش از او می‌پرسد: «امروز دوا آوردی؟» او گاهی مجبور می‌شود بگوید: «فردا می‌خرم.» نه به این دلیل که نمی‌خواهد دوا بخرد، بلکه پول کافی ندارد. بعد، وقتی شوهرش ساکت می‌شود، او به گوشه دیگری از اتاق می‌رود تا کودکان اشک‌هایش را نبینند. در کابل، بیماری برای یک خانواده فقیر تنها یک مشکل صحی نیست. وقتی نان‌آور خانه بیمار می‌شود، درآمد قطع می‌شود و هم‌زمان هزینه‌های درمان افزایش می‌یابد. خانواده‌ای که پیش از آن نیز با درآمد اندک زندگی می‌کرده، خیلی زود مجبور می‌شود قرض بگیرد، وسایل خانه را بفروشد یا از خرید نیازهای دیگر صرف‌نظر کند. گزارش‌های بشری نیز نشان می‌دهد که میلیون‌ها نفر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ به خدمات صحی و کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و فقر و ضعف درآمد، دسترسی بسیاری از خانواده‌ها به نیازهای اساسی را دشوار کرده است. برای این خانواده، مشکل تنها بیماری پدر نیست؛ آینده کودکان نیز در میان این دشواری‌ها نامعلوم شده است. مادر می‌ترسد اگر وضعیت اقتصادی خانواده همین‌گونه ادامه پیدا کند، یکی از فرزندان مجبور شود مکتب را ترک کند و برای کمک به خانواده کار کند. او نمی‌خواهد کودکانش همان زندگی سختی را تجربه کنند که خودش و شوهرش تجربه کرده‌اند، اما فقر گاهی خانواده‌ها را مجبور می‌کند میان نیازهای امروز و آینده فرزندان یکی را انتخاب کنند. پدر خانواده بیشتر وقت‌ها ساکت است. وقتی کودکان وارد اتاق می‌شوند، تلاش می‌کند لبخند بزند و حال‌شان را بپرسد. گاهی از آن‌ها درباره مکتب سؤال می‌کند و می‌گوید درس بخوانند. اما وقتی کودکان از اتاق بیرون می‌روند، چهره‌اش دوباره تغییر می‌کند. او می‌داند بیماری‌اش نه تنها بدن خودش، بلکه تمام زندگی خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. یک روز، وقتی صاحب خانه برای گرفتن کرایه می‌آید، پدر تلاش می‌کند از جای خود بلند شود. چند لحظه دستش را به دیوار می‌گیرد، اما توان ایستادن ندارد. صاحب خانه به او نگاه می‌کند و چیزی نمی‌گوید. مادر با شرمندگی توضیح می‌دهد که هنوز پول آماده نشده است. مرد خانه دوباره روی تشک می‌نشیند و سرش را پایین می‌اندازد. برای کسی که سال‌ها با دسترنج خودش زندگی خانواده را اداره کرده، ناتوانی از پرداخت کرایه خانه شاید از خود بیماری نیز دردناک‌تر باشد. آن شب، شام خانواده ساده‌تر از همیشه است. مقداری نان و غذایی کم‌حجم روی سفره گذاشته می‌شود. کودکان آرام غذا می‌خورند. هیچ‌کس درباره کمبود غذا حرف نمی‌زند، چون همه می‌دانند مادر بیشتر از این چیزی در خانه ندارد. پدر سهم خود را کم می‌کند و می‌گوید اشتها ندارد تا شاید غذای بیشتری برای کودکان باقی بماند. مادر می‌داند که شوهرش گرسنه است، اما چیزی نمی‌گوید. در خانواده‌های فقیر، گاهی همین سکوت‌ها بخشی از زندگی روزمره می‌شود؛ پدر وانمود می‌کند سیر است، مادر می‌گوید خسته نیست و کودکان وانمود می‌کنند چیزی نمی‌خواهند. با این همه، هنوز امید کوچکی در این خانه باقی مانده است. امید مادر این است که شوهرش دوباره توان راه رفتن و کار کردن پیدا کند. پدر آرزو دارد یک بار دیگر صبح زود از خانه بیرون شود، در میان جمع کارگران روزمزد بایستد و منتظر کسی باشد که برای یک روز کاری او را استخدام کند. شاید کاری سخت باشد و شاید دستمزدش کم، اما برای او همان چند صد افغانی می‌تواند معنای بازگشت به زندگی داشته باشد. او می‌گوید اگر دوباره بتواند کار کند، نخستین کاری که خواهد کرد، پرداخت کرایه خانه و خریدن دواهایش است. بعد برای کودکانش نان و لباس خواهد خرید. حرف‌هایش ساده است، اما پشت همین آرزوهای کوچک، زندگی خانواده‌ای قرار دارد که بیماری پدر، فقر و بیکاری، آنان را تا مرز تحمل رسانده است. در پایان هر روز، وقتی کابل آرام‌تر می‌شود و صدای رفت‌وآمد موترها کمتر به گوش می‌رسد، اعضای این خانواده در همان اتاق کوچک جمع می‌شوند. کودکان می‌خوابند، مادر کنار شوهر بیمار خود می‌نشیند و پدر چشم‌هایش را می‌بندد. فردا برای آنان هنوز روشن نیست. نمی‌دانند پول دوا از کجا خواهد آمد، کرایه خانه چگونه پرداخت خواهد شد و سفره فردا چه خواهد داشت. اما صبح دوباره خواهد رسید و مادر دوباره پیش از همه بیدار خواهد شد. شاید برای پیدا کردن کار از خانه بیرون برود، شاید برای خریدن دوا از کسی قرض بگیرد و شاید تمام روز تنها به این فکر کند که چگونه خانواده‌اش را تا شب برساند. در کابل، برای این خانواده زندگی دیگر به برنامه‌های بزرگ و آرزوهای دور خلاصه نمی‌شود؛ زندگی آنان تلاش برای گذراندن امروز و رسیدن به فرداست؛ با پدری که بیمار است، مادری که از خستگی فرسوده شده و کودکانی که هنوز امیدوارند روزی خانه‌شان از صدای سرفه پدر خالی شود و دوباره صدای قدم‌های او را در کوچه بشنوند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 114 بازدید

همزمان با افزایش ناامنی غذایی و تشدید بحران انسانی در افغانستان، جمعیت هلال‌احمر افغانستان، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به ۲۰۰ زن نیازمند در ولایت پروان کمک نقدی توزیع شده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دو میلیون افغانی به ۲۰۰ زن نیازمند در ولسوالی سالنگ پروان، با حمایت کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ، توزیع شده است. جمعیت هلال احمر افغانستان تاکید کرده است که این کمک‌های نقدی به هدف تامین نیازهای اولیه خانواده‌های زیر سرپرستی زنان و کاهش پیامدهای ناامنی غذایی به این زنان ارایه شده است. این کمک‌ها در حالی به زنان نیازمند توزیع می‌شود که بر بنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تن در افغانستان به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند. همزمان، نهادهای سازمان ملل متحد بارها هشدار داده‌ که زنان و دختران، به‌ویژه خانواده‌های تحت سرپرستی زنان، به‌گونه‌ی نامتناسب از بحران انسانی در افغانستان متأثر شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 175 بازدید

مسوولان محلی در غزنی می‌گویند که در پی تزریق اشتباه پیچکاری، یک زن در ولسوالی اندر این ولایت جان باخته است. خالد سرحدی، سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی، امروز (شنبه، ۲۱ سنبله) گفته است که این رویداد شام روز گذشته در ولسوالی اندر رخ داده است. او در ادامه تاکید کرده است، این زن که بیمار بوده، تزریق پیچکاری را به یکی از زنان همسایه‌اش سپرده و این پیچکاری به‌گونه‌ی اشتباه تزریق شده است. او تصریح کرد که پس از وخیم‌شدن وضعیت این زن، او در مسیر انتقال به شفاخانه جان باخته است. سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی، علت مرگ او را تزریق اشتباه پیچکاری و ایجاد حساسیت در بدن بیمار عنوان کرده است. این رویداد در حالی رخ داده که بسیاری از شهروندان افغانستان، به‌ویژه در روستاهای دوردست، به خدمات و مراقبت‌های بهداشتی دسترسی ندارند. همچنین نظام بهداشت افغانستان با کمبود پزشکان، متخصصان و پرستاران زن نیز روبرو است؛ وضعیتی که بیش از همه بر ساکنان منطقه‌های روستایی تاثیر گذاشته است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 106 بازدید

یک انجمن در آلمان به مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد فعالیت خود، در مراسمی ویژه از زنان کارآفرین اهل افغانستان در این کشور تقدیر کرد. این انجمن با نشر اعلامه‌ای گفته است که این برنامه در تالار در شهر فرانکفورت، با حضور شماری از چهره‌های فرهنگی، کارآفرینان، سیاست‌مداران و خبرنگاران، برگزار شده و جوایزی را به زنان کارآفرین موفق اهدا کرد. در اعلامیه آمده است که در این مراسم از هفت زن کارآفرین موفق اهل افغانستان شرکت داشتند و طی پنج سال گذشته، شرکت‌ها و نهادهای مختلفی را در آلمان تاسیس کرده‌اند، تقدیر شد. در این برنامه، فخریه منزل، موسس نهاد غیر انتفاعی «BIN» برنده جایزه نخست و انتشارات «جوان آیه» که از سوی سه زن افغانستان تاسیس شده، جایزه افتخاری دو هزار یورویی را دریافت کرد. وانیا لمر، وصلت حسرت نظامی و اما توخی، سه زن اهل افغانستان هستند که با تاسیس این انتشارات، در راستای حفظ و زنده نگه‌داشتن زبان‌های رایج افغانستان فعالیت می‌کنند. همچنین در این برنامه، در مباحثی در باره ادغام زنان افغانستان در بازار کار آلمان، موانع موجود و نقش نوآوری و کارآفرینی در ایجاد فرصت‌های شغلی برای زنان، مطرح شده است. در حالی از این زنان کارآفرین تقدیر می‌شود که با سلطه دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، زنان در این کشور از آموزش، تحصیل، اشتغال و حضور در عرصه‌های عمومی منع شده‌اند

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 96 بازدید

یان ایگلند، دبیرکل شورای پناهندگان ناروی در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که قطع کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان، حکومت سرپرست را تنبیه نمی‌کند، بلکه برای زنان و دختران این کشور فاجعه‌بار است. آقای ایگلند این اظهارات را در جریان سفرش به افغانستان مطرح کرده و گفته است: «این ریاکاری است که برخی کشورها خواستار تأمین حقوق زنان افغانستان هستند ولی در عین حال کمک‌های بشردوستانه به مردم را قطع می‌کنند.» وی تاکید کرده است: «کشورهای خارجی حق دارند مانند ما، خواستار آموزش و کار برای دختران و زنان افغانستان باشند. اما این ریاکاری است وقتی کسی این درخواست را در سمیناری در پایتخت یک کشور اروپایی مطرح می‌کند و همزمان کمک‌های غذایی به دختران افغانستان و حتی کمک‌های آموزشی ابتدایی به دختران را قطع می‌کند.» او افزوده است: «کاهش بودجه برای دختران و زنان افغانستان فاجعه‌بار است. کسانی که معتقدند قطع کمک‌ها از مردم افغانستان برای تنبیه حکومت فعلی کار خوبی است، هیچ چیز از واقعیت‌های این‌جا را درک نکرده‌اند.» شورای پناهندگان ناروی گفته است که حدود ۴۰۰ نفر، از جمله زنان، را در افغانستان استخدام کرده است و به جوامع آسیب‌پذیر کمک‌های غذایی، آموزشی، سرپناه و حمایت ارائه می‌دهد. همچنین سازمان ملل متحد پیشتر اعلام کرد که تا ختم ماه اگست کمتر از ۳۰ درصد بودجه ۱.۷۱ میلیارد دالری درخواست‌شده برای رسیدگی به وضعیت افغانستان، تأمین شده است. طبق گزارش‌های سازمان ملل متحد، حدود ۱۷۵ مرکز ارائه دهنده‌ی خدمات مربوط به مبارزه با خشونت جنسیتی به دلیل کمبود بودجه در شش ماه اول سال جاری میلادی تعطیل شده‌اند که بر زندگی یک میلیون نفر تأثیر گذاشته است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 124 بازدید

جورج دبلیو بوش، رییس‌جمهور سابق امریکا از محرومیت دختران و زنان افغانستان از آموزش و کار اظهار تاسف کرد و گفت که متاسفانه، آنان فرصت‌ شکوفایی استعدادهایشان را از دست دادند. آقای بوش این اظهارات را در مراسمی به مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر در مرکز ریاست‌جمهوری خود در دالاس مطرح کرده و گفت که آن زنانی که تازه داشتند به توانایی‌های واقعی خود پی می‌بردند، دیگر فرصتی برای شکوفا کردن تمام استعدادهایشان ندارند. او تاکید کرد: «همه انسان‌ها می‌خواهند آزاد باشند و ما این موضوع را در افغانستان نیز دیدیم.» وی افزوده است که برخی افراد معتقد بودند شهروند افغانستان آزادی نمی‌خواهند یا تفاوت میان آزادی و استبداد را نمی‌دانند، اما البته که می‌دانند تفاوت چیست. بوش تصریح کرد: «دختران جوانی که برای نخستین‌بار در زندگی‌شان به مکتب می‌رفتند، تفاوت را می‌دانستند. زنانی که داکتر و استاد دانشگاه می‌شدند، تفاوت میان یک جامعه آزاد و یک جامعه استبدادی را می‌دانستند.» همچنین رییس‌جمهور پیشین امریکا در بخش دیگری از این مراسم، درباره حملات ۱۱ سپتامبر گفت تنها هشت ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری او، مسیر ریاست‌جمهوری‌اش را تغییر داد و او را به «رییس‌جمهور زمان جنگ» تبدیل کرد. او گفت که در آن روز در صنف درسی در فلوریدا حضور داشت و پس از برخورد هواپیمای دوم به برج تجارت جهانی برایش روشن شد که این رویداد یک جنایت عادی نیست و باید به‌عنوان جنگ با آن برخورد شود. او تاکید کرد از همان لحظه اولویت دولت، حفاظت از کشور و آماده‌سازی برای عملیات نظامی شد؛ تصمیمی که سه هفته بعد به آغاز حمله امریکا و متحدانش به افغانستان انجامید.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 134 بازدید

یان ایگلند، دبیرکل شورای پناهندگان ناروی در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که خانواده‌ها در این کشور با بحرانی ناشی از آوارگی، درگیری، شوک‌های اقلیمی و تبعیض جنسیتی روبرو هستند که ماه به ماه بدتر می‌شود. شورای پناهندگان ناروی امروز (چهارشنبه، ۱۸ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای از سفر یان ایگلند به افغانستان خبر داده است. دبیرکل شورای پناهندگان ناروی تاکید کرده است که پنج سال پس از تسلط حکومت سرپرست به افغانستان، این کشور از سوی جامعه‌ی بین‌المللی رها شده و «عواقب وحشتناکی» برای زنان و دختران داشته است. آقای ایگلند افزوده است که خانواده‌ها در افغانستان با بحرانی روبرو هستند که ماه به ماه بدتر می‌شود و ناشی از آوارگی، درگیری، شوک‌های اقلیمی و تبعیض جنسیتی است. وی تصریح کرد: «این پنجمین سفر من به افغانستان از زمان تسلط حکومت فعلی در افغانستان در سال ۲۰۲۱ است. هر بار شاهد بحران بشردوستانه‌ی عمیق‌تری بوده‌ام که برای زنان و دختران سخت‌تر است.» او تصریح کرد که مردم افغانستان طی پنج سال گذشته از کشورهای غربی که متعهد شده بودند هرگز این جامعه را فراموش نکنند، فقط «حمایت لفظی» دریافت کرده و در عمل «کاملا در سقوط آزاد رها» شده‌اند. یان ایگلند گفته است که این هفته او با مادرانی ملاقات کرده است که «چیزی برای دادن به فرزندان‌شان ندارند و از زمستان پیش رو می‌ترسند». وی تصریح کرد که سوءتغذیه‌ی نوزادان رو به افزایش است و جوامع در بدترین وضعیت قرار دارند و هیچ راه فراری ندارند. دبیرکل شورای پناهندگان ناروی می‌گوید سازمان‌های بشردوستانه در افغانستان «کم‌تر از یک‌سوم» بودجه‌ی مورد نیاز را در اختیار دارند و این امر آن‌ها را مجبور می‌کند تا در مورد این‌که به چه‌کسی می‌توان کمک کرد، تصمیمات غیرممکنی بگیرند. این در حالی است که ایران و پاکستان سال گذشته ۲.۹ میلیون و امسال تا هنوز بیش از یک میلیون مهاجر را به‌صورت اجباری به افغانستان بازگردانده‌اند. این در حالی است که سازمان ملل متحد می‌گوید در سال جاری میلادی ۲۲.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیازمند هستند. سازمان ملل برای رسیدگی به این وضعیت، ۱.۷۱ میلیارد دالر درخواست کرده بود. اما با گذشت هشت ماه نخست، هنوز یک‌سوم این بودجه تأمین نشده و تازه حدود ۲۹ درصد آن فراهم شده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 138 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در افغانستان (UNFPA) و آژانس همکاری بین‌المللی جاپان (JICA) در تازه‌ترین مورد اعلام کردند که درباره تقویت بخش قابلگی در افغانستان دیدار و گفتگو کردند. این صندوق امروز (چهارشنبه، ۱۸ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این دیدار، دو نهاد بر رسید‌گی به نیازهای صحی مادران و بهبود خدمات صحی باروری در سراسر کشور تاکید کردند. آنان حمایت از خدمات صحی باکیفیت برای زنان و دختران و تقویت ظرفیت‌های بخش قابلگی را از محورهای همکاری خود عنوان کردند. همچنین این دو نهاد بر بهبود دسترسی خانواده‌ها به خدمات صحی تاکید کردند. این گفتگو در حالی انجام شده است که دسترسی زنان و خانواده‌ها به خدمات صحی باکیفیت در افغانستان همچنان با چالش‌هایی روبرو است. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب