برچسب: زنان و دختران

2 هفته قبل - 78 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women)در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بسیاری زنان و دختران در جهان همچنان از برابری حقوقی محروم‌ هستند و این نابرابری پیامدهای جدی بر زند‌گی افراد و جوامع دارد. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۴ حوت/۱۵ مارچ) با نشر گزارشی گفته است که زنان تنها ۶۴ درصد حقوق قانونی مردان را دارند و در بسیاری کشورها زنان با چالش‌های حقوقی زیادی مواجه هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که وقتی عدالت اجرا نمی‌شود، زنان بیش‌ترین آسیب را می‌بینند از جمله عدم شناسایی «تجاوز» به عنوان جرم، ازدواج اجباری دختران و دریافت دستمزد کمتر در برابر کاری که انجام می‌دهند. همچنین این سازمان در ادامه تاکید کرده است که حاکمیت قانون در معرض تهدید قرار دارد و فضای دموکراتیک روزبه‌روز محدودتر می‌شود. بخش زنان سازمان ملل در ادامه افزوده است که این وضعیت سبب شده که حقوق زنان و دختران به‌صورت آشکار در حال عقب‌نشینی باشد. سازمان ملل همچنان گفته است که وقتی قوانین بی‌طرف باشند و نظام‌های عدالت برای همه زنان و دختران عمل کنند، کل جامعه گام‌های واقعی به سوی پیشرفت برمی‌دارد. در حالی بخش زنان سازمان ملل از دسترسی محدود زنان به حقوق برابر انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 54 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت اعلام کرده است که زنان سرپرست خانوار از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در میان بازگشت‌کنندگان به افغانستان هستند و پس از بازگشت، با چالش‌های جدی از جمله کم‌بود سرپناه، نبود فرصت‌های کاری و خطر‌های حفاظتی روبرو می‌شوند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از این زنان هم‌راه با فرزندان‌شان در حالی به کشور بازمی‌گردند که شبکه‌های حمایتی محدودی دارند و اغلب در شرایط دشوار و بی‌ثبات زندگی می‌کنند. در گزارش آمده است که برخی از خانواده‌های بازگشته ناچار هستند در چادرهای موقت زندگی کنند و در برابر سرما، باران و ناامنی آسیب‌پذیر هستند. بر اساس آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت، در سال ۲۰۲۵ زنان و دختران ۲۷ درصد از مهاجران افغانستانی بازگشته از ایران و همچنان ۴۷ درصد از افرادی را تشکیل داده‌اند که از طریق مرکز‌های پذیرش این سازمان از پاکستان به افغانستان بازگشته ‌اند. این نهاد افزوده است که بسیاری از این افراد با نیازهای حمایتی بیش‌تر و بدون منابع پای‌دار معیشتی وارد کشور می‌شوند. همچنین این نهاد تاکید کرده است که بی‌جاشدن و بازگشت اجباری می‌تواند خطراتی مانند بی‌خانمانی، بهره‌کشی و آسیب‌های بیش‌تر را برای زنان و دختران افزایش دهد، به‌ویژه برای زنانی که بدون سرپرست مرد مسوولیت خانواده را بر عهده دارند. سازمان بین‌المللی مهاجرت گفته است که برای کاهش این خطرات، از طریق مراکز ترانزیتی و برنامه‌های حمایتی، وضعیت بازگشت‌کنندگان آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شود و برای آنان خدمات حمایتی، پیوستن به برنامه‌های کمک‌رسانی و پی‌گیری‌های لازم فراهم می‌گردد. به گفته‌ی این نهاد، ادامه‌ی حمایت از زنان بازگشته برای کاهش خطر‌های فوری و کمک به ثبات زندگی آنان و خانواده‌های‌شان ضروری است. این در حالی است که در پی تشدید محدودیت‌ها، بسیاری از زنان و دختران، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نظامیان پیشین و دیگر قشرهای آسیب‌پذیر مجبور به ترک افغانستان شدند. شمار زیادی از آنان به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند؛ اما این کشورها در سال‌های پسین روند اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 38 بازدید

همزمان با گذشت بیش از یک هزار و ۶۳۸ روز از بازماندن دختران از آموزش‌های بالاتر از صنف ششم، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار بازگرداندن حق آموزش دختران و زنان در سراسر کشور شده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که میلیون‌ها دختر در سراسر افغانستان هنوز از حقوق اساسی آموزش محروم هستند. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که سکوت نمی‌تواند بی‌عدالتی ممنوعیت آموزش دختران و زنان افغانستان را پنهان کند. در حال نهاد دیدبان حقوق بشر افغانستان از بسته بودن مکاتب انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در بیش‌تر از چهار سال گذشته، نهادهای مدافع حقوق بشر، سازمان ملل و دولت‌ها بارها خواستار لغو ممنوعیت حق آموزش دختران در افغانستان شده‌اند؛ اما این خواست‌ها همیشه از سوی حکومت فعلی دست رد خورده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 51 بازدید

کتاب «زن‌بودن، زن‌ماندن» اثر شهلا فرید، استاد دانشگاه و فعال حقوق زن اهل افغانستان به تازگی به چاپ رسیده است. ناصر هوتکی، ویراستار این کتاب با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که «زن‌بودن، زن‌ماندن»، روایت‌هایی دست‌اول از زیست و مقاومت زنان افغانستان است و یکی از اثرگذارترین و درد‌ناک‌ترین کتاب‌هایی است که در چند سال اخیر با آن روبرو شده است. آقای هوتکی در ادامه تاکید کرده است که در این اثر پیشینه‌ی ستم ساختارمند بر زنان افغانستان روایت شده و همین گونه، زن‌ستیزی نهادهای قضایی و حقوقی افغانستان معرفی شده و ستم‌هایی که زیر پوشش دین و عرف بر زنان افغانستان تحمیل شده، با امانت‌داری بازتاب یافته است. در ادامه آمده است که «زن‌بودن، زن‌ماندن» از سوی انتشارات پرنیان منتشر شده است. شهلا فرید، در دوره‌ی جمهوری در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل مضمون‌های حقوقی را تدریس می‌کرد و بعد از بازگشت حکومت سرپرست به کابل، افغانستان را ترک کرد. در حالی این کتاب منتشر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 70 بازدید

انالنا بربوک، رییس مجمع عمومی سازمان ملل با سه ورزشکار و فعال حقوق زنان افغانستانی درباره وضعیت حقوق بشر و کارزار به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان گفتگو کرده و گفت که او همیشه صدای حمایت از زنان افغانستان بوده و در هر مقامی از خواسته‌های شان پشتیبانی خواهد کرد. ذکیه خدادادی، برنده مدال مسابقات پاراالمپیک به رسانه‌ها گفته است که در دیدار با رییس مجمع عمومی سازمان ملل، خواستار حمایت وی از کمپین به رسمیت شناخته‌شدن آپارتاید جنسیتی در افغانستان شده است. انالنا بربوک تاکید کرد که در هر مقامی از مبارزه و تلاش‌های زنان افغانستان حمایت خواهد کرد. همچنین در این دیدار، فریبا رضایی، اولین زنی که به نمایندگی از افغانستان در بازی‌های المپیک شرکت کرد، ذکیه خدادادی، برنده مدال تکواندو در مسابقات پاراالمپیک و ناجیه حنیفی، از مدیران سازمان حق آموزش دختران افغانستان حضور داشتند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 55 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاکی غرب کابل، جایی که دیوارهای بلند گِلی خانه‌ها مثل دیوارهای خاموش رازهای زیادی را در خود نگه داشته‌اند، دختری زندگی می‌کرد که نامش زینب بود. خانه‌ی آن‌ها شبیه بسیاری از خانه‌های دیگر محل بود؛ یک حویلی کوچک با دروازه‌ی آهنی زنگ‌زده، چند اتاق که دور یک حیاط جمع شده بودند و یک درخت توت که سال‌ها پیش پدر زینب آن را کاشته بود. اما اگر کسی از بیرون به آن خانه نگاه می‌کرد، هرگز نمی‌فهمید که پشت دیوارهای گِلی چه روزها و شب‌های سنگینی می‌گذرد. زندگی زینب در ظاهر ساده بود، اما در حقیقت سرشار از دردهایی بود که هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌دید. او دختری نوزده‌ساله بود با چشمانی تیره و صورتی که همیشه نوعی اندوه خاموش در آن دیده می‌شد. وقتی کوچک‌تر بود، همسایه‌ها می‌گفتند: «این دختر خیلی آرام است.» اما هیچ‌کس نمی‌دانست که آن آرامی نتیجه‌ی سال‌ها ترس و سکوت است. زینب تا چند سال پیش شاگرد مکتب بود. او از همان دخترهایی بود که همیشه دفترچه‌هایش مرتب بود، کتاب‌هایش را با دقت در بغل می‌گرفت و هر صبح زودتر از بسیاری از هم‌صنفی‌هایش به مکتب می‌رسید. مکتب برای او فقط جایی برای درس خواندن نبود؛ جایی بود که می‌توانست چند ساعت از فضای سنگین خانه دور باشد، جایی که صدای خنده‌ی دختران دیگر در دهلیزها می‌پیچید و معلم‌ها گاهی از آینده‌ای بهتر حرف می‌زدند. اما آن روز که اعلام شد دختران دیگر اجازه‌ی ادامه‌ی مکتب ندارند، زینب احساس کرد دروازه‌ای که به دنیای روشن‌تری باز می‌شد ناگهان بسته شده است. آن روز وقتی با دوستانش از مکتب بیرون آمد، هیچ‌کس حرف نمی‌زد. فقط صدای قدم‌هایشان روی خاک کوچه شنیده می‌شد و بعضی از دخترها آرام گریه می‌کردند. زینب وقتی به خانه رسید، کتاب‌هایش را در گوشه‌ای گذاشت، اما تا مدت‌ها نتوانست به آن‌ها دست بزند؛ انگار آن کتاب‌ها یادآور رؤیایی بودند که حالا دیگر وجود نداشت. از آن زمان به بعد، زندگی او به‌تدریج محدودتر شد. بیشتر روزها را در خانه می‌گذراند، به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، لباس می‌شست، نان می‌پخت و گاهی از پنجره‌ی کوچک اتاقشان به کوچه نگاه می‌کرد. در آن کوچه بچه‌ها بازی می‌کردند و مردها گاهی از کار برمی‌گشتند، اما برای زینب آن کوچه بیشتر شبیه مرزی بود که اجازه‌ی عبور از آن را نداشت. پدرش مردی بود که سال‌ها در بازار کارگری کرده بود و زندگی سخت او را خسته و عصبی کرده بود. وقتی به خانه می‌آمد، اغلب سکوت می‌کرد، اما گاهی کوچک‌ترین موضوعی کافی بود تا خشمش فوران کند. برادر بزرگ زینب نیز کم‌کم همان رفتار را یاد گرفته بود؛ او همیشه می‌گفت دختر باید در خانه بماند و اگر زینب گاهی می‌خواست به خانه‌ی اقوام برود یا کمی بیرون هوا بخورد، با مخالفت شدید او روبه‌رو می‌شد. مادر زینب زنی بود که بیشتر عمرش را در سکوت گذرانده بود. او همیشه تلاش می‌کرد میان پدر و بچه‌ها آرامش ایجاد کند، اما خودش هم بارها قربانی همان خشونتی بود که در خانه جریان داشت. وقتی زینب از درد دل می‌گفت، مادرش آهی می‌کشید و فقط می‌گفت: «دخترم، زندگی همین است. زن باید صبر داشته باشد.» این جمله برای زینب مثل دیواری بود که هیچ راهی برای عبور از آن وجود نداشت. او کم‌کم احساس می‌کرد صدایش در خانه شنیده نمی‌شود و آرزوهایش برای هیچ‌کس اهمیتی ندارد. روزها می‌گذشتند و او بیشتر در خود فرو می‌رفت. شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، گاهی دفترچه‌ای را که در صندوقچه‌اش پنهان کرده بود بیرون می‌آورد و جملاتی پراکنده درباره‌ی احساساتی که نمی‌توانست با کسی در میان بگذارد، می‌نوشت. خشونت در خانه فقط به فریاد و توهین محدود نمی‌شد. گاهی وقتی پدر یا برادرش عصبانی می‌شدند، دستشان هم بالا می‌رفت. آن لحظه‌ها برای زینب از همه سخت‌تر بود؛ نه فقط به خاطر درد جسمی، بلکه به خاطر احساسی که در دلش می‌نشست، احساسی از بی‌ارزشی و تحقیر. بعد از هر بار دعوا، خانه دوباره در سکوت فرو می‌رفت، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اما زینب می‌دانست که هر بار چیزی در دلش می‌شکند. زمستان آن سال سردتر از همیشه بود. برف سنگینی روی بام‌های کابل نشسته بود و کوچه‌ها لغزنده و خاموش بودند. یک شب که هوا به‌شدت سرد بود، دعوای بزرگی در خانه‌ی آن‌ها رخ داد. پدر زینب به خاطر مسئله‌ای کوچک عصبانی شده بود و فریاد می‌زد. برادرش هم به او پیوسته بود و هر دو با صدای بلند حرف می‌زدند. زینب در گوشه‌ی اتاق نشسته بود و احساس می‌کرد نفس کشیدن برایش سخت شده است. آن لحظه‌ها انگار همه‌ی سال‌های درد و تحقیر در ذهنش جمع شده بود. او احساس می‌کرد دیگر جایی برای فرار ندارد؛ نه مکتبی هست، نه کاری که بتواند انجام دهد و نه کسی که درد دلش را بشنود. وقتی دعوا تمام شد و همه به اتاق‌هایشان رفتند، خانه در سکوت فرو رفت، اما در دل زینب طوفانی برپا بود. آن شب تا دیر وقت بیدار ماند، به سقف نگاه می‌کرد و به زندگی‌اش فکر می‌کرد. احساس می‌کرد آینده برایش تاریک و بسته است. فکرهایی در ذهنش می‌چرخید که تا آن روز اجازه ورود به آن‌ها را نداده بود، اما حالا مثل سایه‌ای سنگین او را دنبال می‌کردند. وقتی همه خواب بودند، آرام از اتاق بیرون آمد و به آشپزخانه رفت. در قفسه‌ی کوچک کنار دیوار، بطری کوچکی بود که برای از بین بردن حشرات استفاده می‌شد. دستش می‌لرزید وقتی آن را برداشت. برای لحظه‌ای مکث کرد و به حیاط تاریک نگاه کرد؛ برف آرام روی زمین می‌نشست و همه‌چیز در سکوت فرو رفته بود. در آن لحظه زینب احساس کرد زندگی برایش به بن‌بست رسیده است. بطری را باز کرد و بوی تند آن در هوا پیچید. اشک در چشمانش جمع شده بود. زیر لب چیزی شبیه دعا گفت و بعد جرعه‌ای از آن نوشید. چند لحظه بعد بدنش شروع به لرزیدن کرد و درد شدیدی در شکمش پیچید. بطری از دستش افتاد و صدای برخورد آن با زمین سکوت خانه را شکست. مادرش که از خواب بیدار شده بود، به آشپزخانه آمد و وقتی زینب را روی زمین دید، فریاد زد. پدر و برادرانش با عجله آمدند و او را به شفاخانه رساندند. ساعت‌ها در شفاخانه گذشت. پزشکان تلاش کردند تا سم را از بدنش خارج کنند. مادرش در گوشه‌ای نشسته بود و بی‌صدا گریه می‌کرد و پدرش با چهره‌ای که برای نخستین‌بار در آن نشانی از ترس دیده می‌شد، در راهرو قدم می‌زد. بالاخره پس از تلاش طولانی، پزشکان گفتند زینب زنده خواهد ماند. وقتی او چشم‌هایش را باز کرد، نور سفید چراغ‌های شفاخانه را دید و برای لحظه‌ای نمی‌دانست کجاست. گلویش خشک بود و بدنش هنوز درد می‌کرد، اما او نفس می‌کشید؛ زنده بود. آن شب وقتی دوباره به خانه برگشتند، سکوتی سنگین حاکم بود. هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت. زینب روی بسترش دراز کشید و به سقف نگاه کرد. او هنوز نمی‌دانست آینده‌اش چگونه خواهد بود، اما می‌دانست که از لبه‌ی مرگ برگشته است. در دلش احساسی عجیب وجود داشت؛ ترکیبی از درد، خستگی و شاید جرقه‌ای کوچک از امید. شاید زندگی هنوز راهی برای ادامه داشته باشد، حتی اگر آن راه دشوار و طولانی باشد. زینب آن شب در سکوت فکر می‌کرد که اگر روزی دوباره فرصت پیدا کند، شاید بتواند داستان زندگی‌اش را جایی بنویسد؛ داستان دختری که در میان تاریکی‌ها تا مرز نابودی رفت، اما هنوز زنده ماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 98 بازدید

مسوولان حکومت سرپرست می‌گویند که چهار عضو یک خانواده، از جمله دو کودک، در پی حملات توپخانه‌ای پاکستان بر ولایت خوست کشته و سه کودک دیگر به شدت زخمی شده‌اند. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که سربازان پاکستانی به ولسوالی علی‌شیر-تریزیو ولایت خوست حملات توپخانه‌ای انجام دادند. در اعلامیه آمده است که در این حمله یک مرد، یک زن و همچنان یک کودک پسر و یک دختر کشته شده‌اند. آقای فطرت در ادامه تاکید کرده است که این حمله به خیمه‌های کوچی‌ها برخورد کرده است. معاون سخنگوی حکومت سرپرست در ادامه افزوده است که در این حمله سه کودک دیگر زخمی شده‌اند. همچنین مسوولان حکومتی افزوده‌اند که سربازان پاکستان به برخی ولسوالی‌های ولایت کنر نیز حمله کرده‌اند. قابل ذکر است که سازمان ملل شمار تلفات غیرنظامیان در پی حملات پاکستان را بیش از ۵۰ تن اعلام کرده است. اما مسوولان حکومت فعلی شمار تلفات غیرنظامیان را بیش از ۱۰۰ تن می‌دانند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 117 بازدید

صندوق ویژه اعتماد افغانستان در سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ میلادی تا اکنون بیش از چهار میلیون زن را در کشور پشتیبانی کرده است. این صندوق امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این تعداد زنان و دختران از طریق برنامه‌های پشتیبانی‌شده از سوی این صندوق حمایت شده‌اند. صندوق ویژه اعتماد افغانستان در سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است زنان و دختران را که به جامعه خود کمک می‌کنند، پشتیبانی و از آنان حمایت می‌کند. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل پس از سال ۲۰۲۱ میلادی و در پی وضع محدودیت‌های حکومت سرپرست، توجه بیش‌تری به زنان نشان داده‌اند. این در حالی است که دولت زنان و دختران افغانستان را از آموزش، کار و آزادی‌های فردی محروم کرده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 117 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا در امور افغانستان، بار دیگر بر حمایت کشورش از زنان و دختران افغانستانی تاکید کرده و خواستار تامین حقوق اساسی آنان شده است. آقای لیندسی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بریتانیا همچنان در کنار زنان و دختران در افغانستان ایستاده است و از تلاش‌ها برای ایجاد یک کشور صلح‌آمیز و فراگیر برای آنان حمایت می‌کند. او در ادامه تاکید کرده است: «ما همچنان متعهد به افغانستانی هستیم که در آن زنان بتوانند به‌طور کامل در جامعه حضور داشته باشند.» نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان، با اشاره به سخن‌های جکی اسمیت، معاون امور زنان و برابری در حکومت بریتانیا، تاکید کرده که لندن نیز از افزایش محدودیت‌ها و سرکوب زنان افغانستان عمیقاً نگران است. قابل ذکر است که بانو اسمیت روز دوشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره‌ی وضعیت افغانستان سخنرانی کرد. او در این نشست ضمن ابراز نگرانی جدی از وضعیت زنان افغانستانی گفت که اصول‌نامه‌ی جزایی دادگاه‌های افغانستان عملاً «خشونت خانگی در برابر زنان را مشروعیت داده است». همچنین در این نشست، مقام‌های بریتانیایی تاکید کردند که حمایت از حقوق زنان و دختران، یکی از محورهای اصلی سیاست این کشور در برابر افغانستان باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 110 بازدید

فرماندهی پولیس در ولایت فراه اعلام کرده است که یک زن در ولسوالی گلستان این ولایت توسط همسرش به قتل رسیده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زن روز (دوشنبه‌، ۱۸ حوت) توسط همسرش با استفاده از سلاح «کلاشینکوف» به شکل بسیار فجیع قتل رسیده است. این فرماندهی در مورد علت قتل این زن چیزی نگفته است. اما بیشتر این رویدادها در نتیجه‌ی خشونت‌های خانگی رخ می‌دهد. فرماندهی پولیس در فراه گفته است که همسر این زن را در پیوند به قتل او بازداشت کرده است. این فرماندهی افزوده است که بررسی‌های بیشتر برای روشن شدن این رویداد آغاز شده است. ده روز پیش نیز یک مرد در مرکز این ولایت، مادر و برادرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و دو عضو دیگر خانواده‌اش را زخمی کرده بود. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب