برچسب: زنان و دختران

6 ساعت قبل - 73 بازدید

ذکیه احمد، دختر کوهنورد، نخستین زن از افغانستان است که قله «اورست»، بلندترین قله جهان را فتح کرده است. مژگان مهتر ابراهیمی، خواهر ذکیه احمد، در حساب کاربری فیس‌بوک خود از رسیدن او به قله اورست خبر داده است. همچنین «اورست دات لایف» نیز گزارش داده که ذکیه احمد نخستین زن افغانستان است که اورست را فتح کرده است. در گزارش آمده است که ذکیه همراه با گروهی از کوهنوردان، از جمله کرستین هریلا از روسیه، در تاریخ ۲۱ می سال جاری میلادی قله اورست را فتح کرده است. اورست دات لایف در ادامه تاکید کرده است: «ذکیه احمد نخستین زن از افغانستان است که بر بام دنیا ایستاده است.» خواهر ذکیه احمد نیز در حساب فیس‌بوک نوشته است: «خواهرم با صعود به قله اورست به‌عنوان نخستین زن افغان، تاریخ‌ساز شد. سفر او فقط رسیدن به قله نبود؛ بلکه نمادی از شجاعت، استقامت و امید برای میلیون‌ها دختر و زنی است که جرئت دارند فراتر از محدودیت‌ها رؤیاپردازی کنند.» ذکیه احمد ریور، متولد دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی در روستای «جودری» ولسوالی جاغوری غزنی است و پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست برافغانستان، به استرالیا مهاجرت کرده است. اورست مرتفع‌ترین قله‌ی کره‌ی زمین است و صعود به آن آسان نیست. تاکنون کوهنوردان زیادی در مسیر صعود به این قله جان خود را از دست داده‌اند. ذکیه احمد پیش از فتح اورست، قله‌های «مون‌بلان» در فرانسه، «مِرا پیک» در نپال، «ناندا دوی» در هند و «نوشاخ» در ولسوالی واخان ولایت بدخشان افغانستان را نیز فتح کرده بود. قابل ذکر است که «نوشاخ» بلندترین قله افغانستان است. این قله در ولسوالی «واخان» ولایت بدخشان ۷ هزار و ۴۰۲ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. فتح اورست در حالی توسط ذکیه احمد رقم می‌خورد که حکومت فعلی ورزش زنان در افغانستان را ممنوع کرده‌اند.

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 77 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا، به توان‌مندسازی زنان و دختران در بامیان کمک می‌کند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳۱ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در هفته‌ی روان هیئتی از اتحادیه‌ی اروپا، بخش زنان ملل متحد، برنامه‌ی جهانی غذا، سازمان جهانی بهداشت و برخی نهادهای دیگر از پروژه‌های در حال اجرا در بامیان نیز دیدن کرده‌ است. برنامه توسعه‌ای ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر پروژه‌های در بخش توان‌مندسازی زنان، تقویت معیشت، خدمات بهداشتی، آبیاری و بازارهای محلی در بامیان زیر کار قرار دارد. اتحادیه‌ی اروپا در پروژه‌ی توان‌مندسازی زنان با تمرکز بر تقویت اقتصادهای محلی، می‌کوشد به توان‌مندسازی زنان در بخش‌های روستایی افغانستان کمک کرده و باعث رشد جوامع محلی نیز شود. در حالی سازمان ملل بر توان‌مندسازی زنان و دختران تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 104 بازدید

شبکه تحلیلگران افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سلامت زنان در افغانستان با بسته‌شدن مراکز صحی، کمبود کارمندان زن، محدودیت بر آموزش دختران و کاهش کمک‌های خارجی با بحران جدی روبرو شده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که دسترسی زنان، به‌ویژه زنان روستایی، به خدمات صحی در سال‌های اخیر دشوارتر شده و بسته‌شدن کلینیک‌ها، کمبود داکتران و قابله‌های زن و فشار اقتصادی بر خانواده‌ها باعث شده است که بسیاری از زنان نتوانند حتا هزینه رفتن به نزدیک‌ترین مرکز صحی را پرداخت کنند. شبکه تحلیلگران افغانستان در ادامه تاکید کرده است که این تصمیم، آینده صحت زنان در افغانستان را با تهدید جدی‌تری روبرو کرده است، زیرا با بسته‌شدن مکاتب متوسطه و دانشگاه‌ها به روی دختران، نسل تازه داکتران، قابله‌ها و کارمندان زن صحی دیگر تربیت نمی‌شود. در گزارش آمده است که از اوایل ۲۰۲۵ میلادی، آمریکا که در سال ۲۰۲۴ میلادی حدود ۴۰ درصد کمک‌ها به افغانستان را تامین می‌کرد، کمک‌های خود را به‌گونه ناگهانی قطع کرد. شبکه تحلیلگران افغانستان نوشته است که در نتیجه این قطع کمک‌ها، ۴۲۲ مرکز صحی در افغانستان بسته شدند. این شبکه نوشته است که شماری از کمک‌کنندگان دیگر نیز کمک‌های خود را کاهش داده‌اند. شبکه تحلیلگران افغانستان همچنان می‌گوید محدودیت‌های حکومت فعلی بر سفر زنان و الزام همراهی محرم در برخی مناطق برای ورود زنان به مراکز صحی دولتی، دسترسی زنان به درمان را دشوارتر کرده است. در گزارش آمده است که اگر مکاتب متوسطه دختران و آموزش زنان در بخش صحت دوباره باز نشود، آینده سلامت زنان افغانستان رو به افول خواهد رفت.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 64 بازدید

سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنبورداری برای زنان و مردان در افغانستان، به معنای کسب‌ درآمد از خانه است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۳۰ ثور) به مناسبت روز جهانی زنبور عسل با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و مردان با زنبورداری در خانه در دو فصل می‌توانند تا ۵۰ کیلوگرام عسل تولید کنند که ارزش آن، به ۴۰۰ دالر در سال می‌رسد. سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که کندوهای زنبور عسل، می‌توانند تغییر بزرگی ایجاد کنند؛ زیرا می‌توانند به عنوان پشتوانه‌ی اقتصادی عمل کنند. این نهاد تصریح کرد که ماندگاری طولانی عسل نیز به خانواده‌ها کمک این امکان را می‌دهد که آن را ذخیره کرده و به‌ تدریج به فروش برسانند. همه‌ساله از ۲۰ می زیر نام «روز جهانی زنبور عسل» در جهان به دلیل اهمیت زنبورها و دیگر گرده‌افشان‌ها گرامی داشته می‌شود. در حالی سازمان ملل زنان را بر زنبورداری تشویق می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 77 بازدید

نمایندگی بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران شایسته‌ی داشتن زندگی بدون ترس و خشونت هستند. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۳۰ ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است: «تا زمانی که زنان و دختران امنیت و آزادی نداشته باشند، صلح، امنیت و رفاه واقعی نیز به دست نخواهد آمد.» نمایندگی بریتانیا در افغانستان در بخشی از پیامش تاکید کرده است که این کشور در همکاری با شریکان خود در حال ایجاد ائتلاف بین‌المللی تازه‌ای برای پایان‌دادن به خشونت در برابر زنان و دختران است. در حالی بریتانیا از حقوق زنان و دختران دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 66 بازدید

اتحادیه‌ی اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در زمانی بحرانی، زنان همچنان در خط مقدم کمک‌رسانی به نیازمندان در افغانستان قرار دارند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پس از زمین‌لرزه‌ی شرق افغانستان در سال گذشته، کارمندان صحی زن در این مناطق به کار خود ادامه دادند، تا به خانواده‌های نیازمند، خدمات نجات‌بخش فراهم کنند. اتحادیه‌ی اروپا با شریک‌سازی فعالیت چهار کارمند صحی زن به نام‌های بسمینه، برشنا، خدیجه و عادله، در ادامه تاکید کرده است که شجاعت و حضور آن‌ها برای کمک‌رسانی، یادآور این حقیقت است که در خط مقدم هر بحران، چه کسانی ایستاده‌اند. این در حالی است که در زمین‌لرزه‌ی ۱۲ سنبله‌ی سال گذشته در کنر که بیش از ۱۰۰ هزار تن در آن متأثر شدند، هزاران خانواده به ویژه زنان با محدودیت دسترسی به خدمات اساسی به ویژه خدمات بهداشتی روبرو شدند. در اعلامیه آمده است که هنوز نیز، شمار زیادی از این خانواده در مکان‌های غیرمعیاری زیر خیمه‌ها و چادرها زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 87 بازدید

واژینوز باکتریایی (Bacterial Vaginosis یا BV) یکی از شایع‌ترین اختلالات واژینال در زنانِ سنین باروری است. بسیاری از افراد آن را با عفونت قارچی اشتباه می‌گیرند، در حالی‌که ماهیت این دو کاملاً متفاوت است. واژینوز باکتریایی در حقیقت به‌هم‌خوردن تعادل طبیعی باکتری‌های واژن است؛ تعادلی که نقش مهمی در سلامت عمومی و باروری زنان دارد. در این مقاله، به‌صورت علمی اما ساده بررسی می‌کنیم که واژینوز باکتریایی چیست، چرا ایجاد می‌شود و چه تأثیری بر باروری و بارداری دارد. واژینوز باکتریایی چیست؟ واژن به‌طور طبیعی محیطی زنده و پویا دارد که توسط باکتری‌های مفید، به‌ویژه گونه‌های لاکتوباسیلوس، محافظت می‌شود. این باکتری‌ها با تولید اسید لاکتیک، محیط واژن را اسیدی نگه می‌دارند و مانع رشد میکروب‌های مضر می‌شوند. در واژینوز باکتریایی، تعداد لاکتوباسیل‌ها کاهش می‌یابد و در مقابل، باکتری‌های بی‌هوازی مضر مانند Gardnerella vaginalis بیش از حد رشد می‌کنند. در نتیجه، pH واژن افزایش یافته و تعادل طبیعی میکروبی آن برهم می‌خورد. نکته مهم این است که BV یک بیماری مقاربتی کلاسیک محسوب نمی‌شود، هرچند فعالیت جنسی می‌تواند در بروز آن نقش داشته باشد. علائم شایع واژینوز باکتریایی برخی زنان هیچ علامتی ندارند، اما در صورت بروز علائم، موارد زیر شایع‌تر است: ترشحات رقیق خاکستری یا سفید بوی ناخوشایند شبیه بوی ماهی، به‌ویژه پس از رابطه جنسی سوزش خفیف هنگام ادرار خارش خفیف واژن شدت علائم در افراد مختلف متفاوت است و گاهی این اختلال به اشتباه به‌عنوان عفونت قارچی درمان می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند مشکل را تشدید کند. چرا واژینوز باکتریایی ایجاد می‌شود؟ عوامل مختلفی می‌توانند تعادل باکتریایی واژن را برهم بزنند، از جمله: شست‌وشوی داخلی واژن (دوش واژینال) داشتن شرکای جنسی متعدد مصرف برخی آنتی‌بیوتیک‌ها سیگار کشیدن تغییرات هورمونی به‌طور کلی، هر عاملی که جمعیت باکتری‌های مفید را کاهش دهد، می‌تواند زمینه را برای رشد بیش‌ازحد باکتری‌های مضر فراهم کند. تأثیر واژینوز باکتریایی بر سلامت باروری یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره BV، تأثیر آن بر باروری و سلامت بارداری است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این اختلال می‌تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. ۱. کاهش شانس بارداری طبیعی افزایش pH واژن می‌تواند بر حرکت و بقای اسپرم اثر منفی بگذارد. اسپرم برای حرکت مؤثر به محیطی متعادل نیاز دارد و تغییرات ناشی از BV ممکن است تحرک آن را کاهش داده و احتمال لقاح را کمتر کند. همچنین التهاب خفیف ناشی از این اختلال می‌تواند کیفیت مخاط دهانه رحم را تغییر دهد؛ مخاطی که نقش مهمی در عبور اسپرم دارد. ۲. افزایش خطر بیماری التهابی لگن (PID) در صورت درمان‌نشدن، باکتری‌ها ممکن است به رحم و لوله‌های فالوپ گسترش پیدا کنند و باعث بیماری التهابی لگن شوند. این بیماری می‌تواند: موجب انسداد لوله‌های فالوپ شود خطر بارداری خارج‌رحمی را افزایش دهد به ناباروری دائمی منجر شود به همین دلیل، تشخیص و درمان به‌موقع اهمیت زیادی دارد. ۳. تأثیر بر موفقیت درمان‌های کمک‌باروری برخی مطالعات نشان داده‌اند زنانی که تحت درمان‌هایی مانند IVF یا IUI قرار می‌گیرند و هم‌زمان دچار عدم تعادل میکروبی واژن هستند، ممکن است شانس موفقیت کمتری داشته باشند. محیط التهابی و تغییر در فلور واژینال می‌تواند بر لانه‌گزینی جنین اثر بگذارد. به همین دلیل، برخی متخصصان پیش از آغاز درمان ناباروری، وضعیت میکروبی واژن را بررسی می‌کنند. ۴. عوارض در دوران بارداری واژینوز باکتریایی در دوران بارداری با مشکلاتی مانند موارد زیر مرتبط دانسته شده است: زایمان زودرس پارگی زودرس کیسه آب وزن کم نوزاد هنگام تولد عفونت‌های پس از زایمان اگرچه همه زنان مبتلا دچار این مشکلات نمی‌شوند، اما احتمال بروز آن‌ها در مقایسه با زنان بدون BV بیشتر است. آیا واژینوز باکتریایی قابل درمان است؟ بله. درمان معمولاً با آنتی‌بیوتیک‌هایی مانند مترونیدازول یا کلیندامایسین انجام می‌شود که ممکن است به‌صورت خوراکی یا واژینال تجویز شوند. با این حال، عود BV نسبتاً شایع است و حدود ۳۰ درصد زنان طی چند ماه دوباره علائم را تجربه می‌کنند. به همین دلیل، پزشکان معمولاً توصیه می‌کنند: از دوش واژینال پرهیز شود مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک کاهش یابد در برخی موارد از پروبیوتیک‌های مخصوص واژینال استفاده شود هدف اصلی، بازگرداندن تعادل طبیعی باکتری‌های مفید است، نه فقط از بین بردن باکتری‌های مضر. نقش سبک زندگی در پیشگیری اگرچه همیشه نمی‌توان از BV پیشگیری کرد، اما برخی اقدامات می‌توانند خطر ابتلا را کاهش دهند: پرهیز از شست‌وشوی داخلی واژن استفاده از کاندوم در روابط جدید ترک سیگار رعایت بهداشت بدون افراط مراجعه به پزشک در صورت تغییر غیرطبیعی ترشحات بدن زنان دارای سیستم دفاعی پیچیده و حساسی است و گاهی حتی ساده‌ترین مداخلات می‌تواند تعادل طبیعی آن را برهم بزند. جمع‌بندی واژینوز باکتریایی اختلالی شایع اما اغلب نادیده‌گرفته‌شده است که می‌تواند فراتر از یک ترشح ساده باشد. این مشکل نه‌تنها کیفیت زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه در صورت درمان‌نشدن، ممکن است بر سلامت باروری، روند بارداری و حتی سلامت نوزاد اثر بگذارد. خبر خوب این است که با تشخیص به‌موقع، درمان مناسب و رعایت چند نکته ساده می‌توان خطرات آن را تا حد زیادی کاهش داد. آگاهی، نخستین گام در حفظ سلامت باروری است و هر تغییر غیرعادی در ترشحات یا بوی واژن، نیازمند بررسی پزشکی خواهد بود. سلامت باروری تنها به باردار شدن محدود نمی‌شود؛ بلکه به حفظ تعادل طبیعی بدن و مراقبت آگاهانه از آن وابسته است. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 روز قبل - 77 بازدید

گروه بین‌المللی بحران (ICG) اعلام کرده است که با وجود محدودیت‌های گسترده‌ علیه زنان و دختران در افغانستان، بسیاری از آن‌ها به راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و عمدتاً خانگی رو آورده‌اند. اين سازمان، گزارش خود تحت عنوان «خط زندگی ناپایدار؟ کسب‌وکار به رهبری زنان در افغانستان» را منتشر کرده و گفته است که بسیاری از زنان در افغانستان پس از ممنوعیت کار در ادارات دولتی، نهادهای بین‌المللی و داخلی، در کسب‌وکارهای خانگی، صنایع دستی و تولید مواد غذایی فعالیت می‌کنند. در بخشی از گزارش آمده است که بسیاری از این کسب‌وکارها توسط زنان از خانه مدیریت می‌شوند و محصولات آنها در نبود دسترسی گسترده به بازارهای رسمی، از طریق شبکه‌های اجتماعی و به‌صورت آنلاین به فروش می‌رسند. این نهاد تاکید کرد که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی، میزان جوازهای صادرشده برای کسب‌وکارهای زنان، چهار برابر شده است و بسیاری از این کسب‌وکارها بدون داشتن جواز رسمی فعالیت می‌کنند. گروه بین‌المللی بحران افزوده است که محدودیت‌ها بر رفت‌وآمد زنان، لزوم داشتن محرم شرعی هنگام رفتن به بازار و نمایشگاه‌ها و فضاهای عمومی، مانع گسترش این کسب‌وکارها شده است. در ادامه آمده است که شماری از زنان با استفاده از نمایشگاه‌های تجاری، بازارهای ویژه‌ی زنان و برنامه‌های محدود حمایتی نهادهای بین‌المللی توانسته‌اند دامنه فعالیت خود را گسترش دهند. براساس این گزارش، نبود دسترسی به سرمایه، ضعف نظام بانکی، محدودیت آموزش‌های حرفه‌ای و کاهش کمک‌های بین‌المللی، مانع رشد مشاغل و کسب‌وکارهای زنان در افغانستان شده است. همچنین این سازمان از نهادهای بین‌المللی و اهداکنندگان خواسته است که با کمک‌های نقدی و راه‌اندازی دوره‌‌های آموزشی برای زنان تجارت‌پیشه و دارای کسب‌وکار در افغانستان، از آن‌ها برای رونق کسب‌وکارشان حمایت کنند. طی بیش از چهار سال گذشته، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حقوق و آزادی‌های اساسی زنان و دختران در کشور وضع شده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 102 بازدید

بخش زنان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که صلح در حقیقت زنانی هستند که پشت میز تصمیم‌گیری حضور دارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت روز جهانی زندگی در صلح و همزیستی گفته است که صلح زمانی وجود دارد که زنان و دختران نقش‌های رهبری را بر عهده می‌گیرند و امنیت‌شان غیر قابل مذاکره است. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «صلح تنها به اندازه‌ی زنانی قدرت‌مند است که آن را به وجود می‌آورند.» این در حالی است که زنان و دختران در افغانستان، از ساختارهای تصمیم‌گیری کنار زده شدند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. با وجود فشارهای گسترده جهانی و درخواست‌های مکرر نهادهای بین‌المللی، حکومت فعلی تا اکنون در سیاست‌های خود تغییری ایجاد نکرده‌ است.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 82 بازدید

در یکی از کوچه‌های فرعی و خاک‌آلود دشت‌برچی کابل، جایی که دیوارهای خانه‌ها هنوز نشانه‌های سال‌ها انفجار، دود و فقر را بر خود داشتند، قهوه‌خانه‌ی کوچکی وجود داشت که از دور چندان متفاوت به نظر نمی‌رسید. تابلوی کوچکی با رنگ آبی کم‌رنگ بالای دروازه آویزان بود و روی آن نوشته شده بود: «خانه‌ی روشنایی». بسیاری از رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند؛ مردانی که با عجله برای یافتن کار روزانه راهی سرک‌های مزدوری می‌شدند، زنانی که بقچه‌های نان خشک در دست داشتند و کودکانی که در میان خاک و دود بازی می‌کردند. اما پشت همان دروازه‌ی ساده، دنیای کوچکی پنهان بود که بوی قهوه، چای سبز و کتاب‌های کهنه در آن با امید و اندوه درهم آمیخته بود. صاحب آن قهوه‌خانه، دختری بود به نام مروه؛ دختری بیست‌وسه ساله با چادری سیاه، چشمانی خسته و صدایی آرام که بیشتر شبیه آدم‌هایی بود که مدت زیادی درد را در سکوت حمل کرده‌اند. مروه روزگاری دانشجوی رشته‌ی جامعه‌شناسی در یکی از دانشگاه‌های خصوصی کابل بود؛ دختری که تمام رؤیاهایش را میان کتاب‌ها، صنف‌های درسی و آرزوهای ساده‌ی یک زندگی معمولی جستجو می‌کرد. او در خانواده‌ای متوسط و سنتی بزرگ شده بود. پدرش کارمند بازنشسته‌ی یکی از اداره‌های دولتی بود و سال‌ها عمرش را پشت میزهای خاک‌خورده‌ی اداره سپری کرده بود. مردی آرام با موهای سفید و دستانی که از سختی زندگی ترک برداشته بود. مادرش زن خانه‌داری بود که بیشتر عمرش را میان آشپزخانه، خیاطی لباس‌های کودکان و نگرانی برای آینده‌ی فرزندانش گذرانده بود. خانواده‌ی مروه از آن خانواده‌هایی بودند که با هزار سختی، اما با غرور، دخترشان را به دانشگاه فرستادند؛ چیزی که در بسیاری از خانواده‌های اطراف‌شان هنوز هم آسان پذیرفته نمی‌شد. روز قبولی مروه در دانشگاه، پدرش تا نیمه‌های شب بیدار مانده بود. او آن شب برای همسایه‌ها شیرینی برده و با افتخار گفته بود: «دخترم دانشگاه قبول شده.» در صدایش چیزی شبیه امید وجود داشت؛ امیدی که سال‌ها زیر فشار جنگ، فقر و ناامنی خاموش شده بود. مروه عاشق درس خواندن بود. از کودکی کتاب دوست داشت. وقتی هم‌سن‌وسال‌هایش در کوچه بازی می‌کردند، او کنار پنجره می‌نشست و کتاب‌های کهنه‌ای را که از بازار لیلامی خریده بود، می‌خواند. بیشتر از همه، به سرنوشت زنان علاقه داشت. وقتی وارد دانشگاه شد، رشته‌ی جامعه‌شناسی را با اشتیاق انتخاب کرد، چون می‌خواست بفهمد چرا زندگی زنان در افغانستان همیشه این‌قدر دشوار است؛ چرا دختران بسیاری پیش از آن‌که رؤیاهای‌شان را بشناسند، مجبور به ازدواج می‌شوند؛ چرا بعضی زنان حتی اجازه ندارند صدای خود را بلند کنند. در صنف درسی، همیشه در ردیف اول می‌نشست. استادانش می‌گفتند مروه بیش از آن‌که فقط یک دانشجو باشد، کسی است که درد جامعه را درک می‌کند. او ساعت‌ها درباره‌ی فقر، مهاجرت، خشونت خانوادگی و محرومیت زنان مطالعه می‌کرد و در دفترچه‌ای کوچک یادداشت می‌نوشت. یکی از آرزوهایش این بود که روزی پژوهشگری شود که درباره‌ی زندگی زنان افغان کتاب بنویسد. اما همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز صبح، کابل حال و هوای عجیبی داشت. هوا ابری بود و باد سردی در کوچه‌ها می‌پیچید. مروه طبق عادت هر روز کتاب‌هایش را در بکس گذاشت. مادرش برایش نان و چای آماده کرد و هنگام بیرون رفتن، آرام گفت: «زود برگرد دخترم.» وقتی به نزدیکی دانشگاه رسید، ازدحام غیرعادی دختران را دید. همه حیران و ساکت بودند. بعضی گریه می‌کردند، بعضی به تلفن‌های‌شان خیره شده بودند. دروازه‌ی دانشگاه بسته بود و چند مرد مسلح آنجا ایستاده بودند. یکی از کارمندان دانشگاه با صدای پایین گفت: «تا اطلاع بعدی، دخترها اجازه‌ی آمدن ندارند.» برای لحظه‌ای، مروه احساس کرد صدای اطرافش قطع شده است. انگار تمام شهر ناگهان در سکوت فرو رفت. او فقط به دروازه‌ی بسته نگاه می‌کرد؛ همان دروازه‌ای که هزاران بار با امید از آن گذشته بود. آن شب، خانه‌شان غرق سکوت بود. پدرش چیزی نمی‌گفت و فقط رادیوی کوچکش را خاموش و روشن می‌کرد. مادرش چند بار خواست دلداری‌اش بدهد، اما خودش نیز گریه می‌کرد. مروه تا نیمه‌های شب بیدار ماند. کتاب‌هایش را روی زمین چیده بود و یکی‌یکی ورق می‌زد. روی یکی از صفحه‌ها نوشته بود: «جامعه‌ای که زنانش را خاموش کند، خودش نیز خاموش خواهد شد.» ماه‌های بعد، زندگی مروه رنگ دیگری گرفت. کابل هر روز غمگین‌تر می‌شد. بسیاری از دخترانی که همراه او درس می‌خواندند، خانه‌نشین شدند. بعضی‌ها افسرده شدند، بعضی به اجبار نامزد شدند و بعضی حتی کتاب‌های‌شان را جمع کردند تا کمتر درد بکشند. مروه اما نمی‌توانست از کتاب فاصله بگیرد. هر صبح زود بیدار می‌شد، اتاقش را جارو می‌کرد، چای دم می‌کرد و چند ساعت مطالعه می‌کرد؛ انگار هنوز دانشجو بود. اما در دلش، ترس سنگینی وجود داشت. او می‌ترسید که آرام‌آرام امیدش را از دست بدهد. گاهی عصرها، پشت پنجره‌ی اتاقش می‌ایستاد و به کوچه نگاه می‌کرد. دختران همسایه یکی‌یکی کمتر دیده می‌شدند. بعضی خانواده‌ها دیگر اجازه نمی‌دادند دختران‌شان حتی برای خرید نان از خانه بیرون شوند. سکوت عجیبی روی زندگی مردم افتاده بود؛ سکوتی که از صدای انفجار هم سنگین‌تر به نظر می‌رسید. مروه احساس می‌کرد شهر، آرام‌آرام زنانش را می‌بلعد؛ زنانی که روزی با کتاب و قلم در جاده‌های کابل رفت‌وآمد می‌کردند و حالا پشت پنجره‌ها پنهان شده بودند. با این حال، او هنوز دفترچه‌ی یادداشتش را کنار نگذاشته بود. هر شب چیزهایی می‌نوشت؛ درباره‌ی دخترانی که رؤیاهای‌شان ناتمام مانده بود، درباره‌ی مادرانی که با نگرانی به آینده‌ی فرزندان‌شان نگاه می‌کردند و درباره‌ی شهری که امید را آهسته از دست می‌داد. گاهی با خودش فکر می‌کرد شاید هیچ‌کس این نوشته‌ها را نخواند، اما باز هم می‌نوشت؛ چون احساس می‌کرد اگر ننویسد، بخشی از وجودش خاموش خواهد شد. برادرش حامد، سال‌ها پیش به آلمان مهاجرت کرده بود. او در یکی از رستورانت‌های برلین کار می‌کرد و هر ماه بخشی از درآمدش را برای خانواده می‌فرستاد. حامد وقتی صدای غمگین خواهرش را از پشت تلفن شنید، برای لحظه‌ای خاموش ماند. بعد گفت: «اگر دانشگاه را از تو گرفتند، نگذار روحت را هم بگیرند.» چند هفته بعد، حامد مقداری پول فرستاد و پیشنهاد داد که مروه کاری را آغاز کند؛ جایی که دختران بتوانند جمع شوند، کتاب بخوانند و احساس زنده بودن کنند. پیدا کردن مکان آسان نبود. بیشتر صاحب‌خانه‌ها حاضر نبودند دکان‌شان را به دختران بدهند. بعضی‌ها با تمسخر می‌گفتند: «قهوه‌خانه برای دختر؟ اینجا اروپا نیست.» بعضی دیگر از دردسر می‌ترسیدند. اما سرانجام، در یکی از کوچه‌های دشت‌برچی، دکان کوچکی پیدا شد؛ جایی تاریک با دیوارهای ترک‌خورده و پنجره‌ای شکسته. مروه وقتی برای اولین بار آنجا را دید، نمی‌دانست باید خوشحال باشد یا ناامید. اما همان شب، وقتی با مادرش درباره‌اش حرف زد، مادرش آرام گفت: «هر روشنایی از یک جای کوچک شروع می‌شود.» آن‌ها با کمترین امکانات دکان را آماده کردند. پدرش خودش دیوارها را رنگ کرد. مادرش پرده‌های ساده دوخت. حامد از آلمان چند قفسه‌ی کتاب و دستگاه قهوه فرستاد. مروه نیز کتاب‌های شخصی‌اش را آورد؛ کتاب‌هایی درباره‌ی جامعه، تاریخ، ادبیات و زنان. وقتی قهوه‌خانه باز شد، در روزهای اول مشتری زیادی نداشت. بعضی فقط از سر کنجکاوی می‌آمدند. بعضی با تردید نگاه می‌کردند و زود می‌رفتند. اما کم‌کم دخترانی که مثل مروه از درس مانده بودند، آنجا را پیدا کردند. لیلا، دانشجوی طب، یکی از اولین کسانی بود که آمد. پدرش راننده‌ی تکسی بود و با هزار قرض او را به دانشگاه فرستاده بود. حالا لیلا بیشتر روزها در خانه گریه می‌کرد تا این‌که راهش به قهوه‌خانه افتاد. بعد سارا آمد؛ دختری که حقوق می‌خواند و آرزو داشت وکیل شود. مهتاب نیز به آن‌ها پیوست؛ دختری آرام که می‌خواست خبرنگار شود، اما حالا در خانه قالین‌بافی می‌کرد. این چهار دختر کم‌کم قهوه‌خانه را به پناهگاهی کوچک تبدیل کردند. صبح‌ها زود می‌آمدند، چای آماده می‌کردند، کتاب‌ها را مرتب می‌ساختند و تا شب آنجا می‌ماندند. گاهی دختران نوجوان برای مطالعه می‌آمدند. بعضی آهسته می‌پرسیدند: «می‌توانیم اینجا کتاب بخوانیم؟» و مروه همیشه لبخند می‌زد و می‌گفت: «اینجا برای همین ساخته شده.» روی یکی از دیوارها، با خط درشت نوشته شده بود: «هیچ تاریکی ابدی نیست.» زمستان که رسید، اوضاع سخت‌تر شد. برق بیشتر شب‌ها قطع می‌شد. بخاری کوچک به‌سختی اتاق را گرم می‌کرد. قیمت آرد و روغن بالا رفت و کرایه‌ی دکان عقب افتاد. گاهی فقط دو یا سه مشتری می‌آمدند. بعضی شب‌ها مروه تا خانه پیاده می‌رفت تا پول کرایه‌ی موتر را صرف خرید چای و شکر کند. اما با وجود همه‌ی سختی‌ها، قهوه‌خانه هنوز زنده بود. بعضی عصرها، دختران دور یک میز جمع می‌شدند و کتاب می‌خواندند. گاهی درباره‌ی آینده حرف می‌زدند؛ آینده‌ای که مبهم و دور به نظر می‌رسید. یک شب، مهتاب با صدای لرزان گفت: «اگر این وضعیت ده سال ادامه پیدا کند چی؟» سکوت سنگینی اتاق را پر کرد. صدای باد از پنجره‌ی نیمه‌شکسته می‌آمد. مروه برای لحظه‌ای چیزی نگفت. بعد آرام پاسخ داد: «حتی اگر ده سال هم طول بکشد، ما نباید ذهن‌مان را خاموش کنیم. روزی این محدودیت تمام می‌شود. تاریخ همیشه تغییر کرده.» بعد از آن شب، دختران تصمیم گرفتند هر هفته یکی از کتاب‌هایی را که دوست داشتند، برای دیگران معرفی کنند. گاهی شعر می‌خواندند، گاهی درباره‌ی زندگی زنان نویسنده حرف می‌زدند و گاهی فقط از ترس‌ها و آرزوهای‌شان می‌گفتند. همان گفت‌وگوهای ساده، به آن‌ها احساس زنده بودن می‌داد. قهوه‌خانه دیگر فقط جایی برای نوشیدن چای نبود؛ شبیه پناهگاهی شده بود که در آن، آدم‌ها می‌توانستند بدون ترس از خاموش شدن رؤیاهای‌شان حرف بزنند. گاهی خبرنگاران خارجی به قهوه‌خانه می‌آمدند. از دختران عکس می‌گرفتند و درباره‌ی زندگی‌شان می‌پرسیدند. اما بعد از رفتن آن‌ها، همه‌چیز دوباره به همان سکوت و نگرانی همیشگی برمی‌گشت. با این حال، «خانه‌ی روشنایی» کم‌کم میان دختران کابل شناخته شد. بعضی‌ها کتاب هدیه می‌آوردند. بعضی دختران مخفیانه زبان انگلیسی درس می‌دادند. گاهی حتی مادران نیز می‌آمدند و گوشه‌ای می‌نشستند؛ زنانی که خودشان هرگز فرصت درس خواندن نداشتند، اما حالا می‌خواستند دختران‌شان امیدشان را از دست ندهند. یک روز دختر نوجوانی وارد قهوه‌خانه شد و با خجالت گفت: «خواهر، من می‌خواهم داکتر شوم… فکر می‌کنید هنوز ممکن است؟» مروه برای لحظه‌ای به چشمان او نگاه کرد؛ چشمانی که هنوز پر از رؤیا بود. بعد لبخند تلخی زد و گفت: «تا وقتی آرزو داری، هنوز ممکن است.» آن شب، وقتی قهوه‌خانه بسته شد و همه رفتند، مروه کنار پنجره ایستاد. بیرون، کابل در تاریکی و دود فرو رفته بود. صدای دور موترها و سگ‌های ولگرد می‌آمد. او به آسمان نگاه کرد و برای لحظه‌ای، روزهای دانشگاه را به یاد آورد؛ روزهایی که با بکس پر از کتاب از خانه بیرون می‌شد و فکر می‌کرد آینده روشن است. او فهمیده بود که بعضی جنگ‌ها با اسلحه نیستند؛ بعضی جنگ‌ها در سکوت اتفاق می‌افتند، در دل آدم‌هایی که هر روز میان ناامیدی و امید دست‌وپا می‌زنند. «خانه‌ی روشنایی» شاید قهوه‌خانه‌ی کوچکی در یکی از کوچه‌های فراموش‌شده‌ی کابل بود، اما برای دخترانی که به آنجا می‌آمدند، معنایی بزرگ‌تر داشت. آنجا جایی بود که هنوز می‌شد رؤیا دید، هنوز می‌شد کتاب خواند و هنوز می‌شد باور کرد که تاریکی، آخرین سرنوشت این شهر نیست. اشک آرام از چشمانش پایین آمد، اما لبخند کوچکی بر لب داشت. زیرا حالا فهمیده بود که امید همیشه در جاهای بزرگ زنده نمی‌ماند. گاهی امید در یک قهوه‌خانه‌ی کوچک، میان بوی چای و کتاب، در دل چند دختر خسته اما مقاوم نفس می‌کشد. و مروه هنوز هر صبح، پیش از طلوع آفتاب، دروازه‌ی «خانه‌ی روشنایی» را باز می‌کرد؛ با این باور که روزی دختران افغانستان دوباره به دانشگاه برخواهند گشت، دوباره در صنف‌های درسی خواهند نشست و هیچ دختری مجبور نخواهد شد رؤیاهایش را پشت دروازه‌های بسته جا بگذارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب