برچسب: زنان و دختران

5 ساعت قبل - 56 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بسیاری‌ها هنوز در افغانستان به خدمات اولیه صحی دسترسی ندارند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت صندوق امانی افغانستان در سازمان ملل و نهاد «ECHO» در حال ارایه خدمات اولیه به آسیب‌پذیرترین افراد است. در پیام آمده است که حتا در ولسوالی پغمان کابل، بیماران ساعت‌ها راه را طی می‌کنند تا به تنها کلینیک در این منطقه برسند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل گفته است که افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۲۵ هزار معلم زن و کارمند صحی را از دست بدهد. باید گفت که حکومت سرپرست در برخی ولایت‌ها مانع دسترسی زنان بدون محرم به خدمات پزشکی شده‌اند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، گفته است که حکومت فعلی مانع دسترسی زنان به خدمات صحی شده و این حق را نقض کرده‌اند. در حالی اوچا این گزارش را از دسترسی به خدمات اولیه صحی ارائه می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 63 بازدید

گل‌چهره وقتی به دنیا آمد، کسی برایش جشن نگرفت. در خانه‌ای گِلی، در یکی از کوچه‌های دورافتاده‌ی تخار، تولد دختر بیشتر شبیه خبری عادی بود تا اتفاقی خوش. مادرش بعدها برایش گفته بود آن روز هوا سرد بود و باد از لای درزهای دیوار می‌وزید. او را در پارچه‌ای کهنه پیچیده بودند تا از سرما در امان بماند. اما شاید هیچ‌کس نمی‌دانست آن سرما، فقط سرمای هوا نبود؛ سرمایی بود که قرار بود تا آخر عمر در زندگی گل‌چهره باقی بماند. کودکی‌اش کوتاه بود؛ خیلی کوتاه‌تر از آن‌چه باید می‌بود. هنوز درست بازی کردن را یاد نگرفته بود، هنوز عروسک‌هایش را خوب نشناخته بود که کم‌کم فهمید در این دنیا، دختر بودن یعنی زود بزرگ شدن. وقتی دخترهای هم‌سنش در کوچه‌ها می‌دویدند، او کنار مادرش می‌نشست و به نخ و سوزن نگاه می‌کرد یا ظرف‌های خاک‌گرفته را می‌شست. اما در دلش چیزهای دیگری می‌گذشت. گاهی وقتی از دور صدای مکتب می‌آمد، صدای خنده‌ی دخترهایی که کتاب به بغل داشتند، دلش می‌خواست بداند در آن کتاب‌ها چه نوشته شده است. اما این خواستن‌ها جایی نداشت. در خانه‌ی آن‌ها، نان مهم‌تر از رؤیا بود. سال‌ها به همین شکل گذشت تا این‌که یک روز همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز، مادرش کمتر حرف می‌زد و پدرش با مردی غریبه در گوشه‌ی اتاق آهسته صحبت می‌کرد. گل‌چهره نمی‌فهمید چه می‌گویند، اما از نگاه‌هایشان ترسیده بود. شب که شد، مادرش آمد، کنارش نشست، دستش را گرفت و گفت: «دخترم، قسمتت همین بوده.» این جمله را بعدها بارها در زندگی‌اش شنید؛ جمله‌ای که همیشه به‌جای پاسخ، به‌جای انتخاب و به‌جای حق، به او داده می‌شد. پانزده‌ساله بود که عروس شد؛ نه با شادی، نه با موسیقی، نه با لبخندی واقعی. فقط چند زن آمدند، چادری سفید روی سرش انداختند و او را به خانه‌ای بردند که قرار بود «خانه‌اش» باشد. اما از همان لحظه‌ای که قدم به آن خانه گذاشت، فهمید این‌جا جایی برای او نیست. شوهرش مردی میان‌سال بود، با صورتی خسته و نگاهی که هیچ گرمایی در آن نبود. اما آن‌چه بیشتر گل‌چهره را ترساند، حضور زن دیگری در خانه بود؛ زن اول. زنی که سال‌ها در آن خانه زندگی کرده بود و حالا باید حضور یک دختر نوجوان را در کنار خود تحمل می‌کرد. نگاه‌های آن زن، پر از حرف‌های ناگفته بود؛ حرف‌هایی از خشم، تحقیر، حسادت و شاید هم درد. اما سخت‌تر از آن، فرزندان زن اول بودند. بعضی از آن‌ها از خود گل‌چهره بزرگ‌تر بودند. آن‌ها او را «مادر» صدا نمی‌کردند، حتی نامش را هم با احترام نمی‌گفتند. برایشان او فقط غریبه‌ای بود، مزاحمی که نباید در آن خانه می‌بود. روزهای اول، گل‌چهره سعی کرد همه‌چیز را تحمل کند. صبح زود بیدار می‌شد، کارهای خانه را انجام می‌داد، نان می‌پخت، آب می‌آورد و لباس می‌شست. کمتر حرف می‌زد و بیشتر سکوت می‌کرد. فکر می‌کرد اگر آرام باشد، اگر کاری نکند که کسی را ناراحت کند، شاید زندگی کمی نرم‌تر شود. اما زندگی در آن خانه به این سادگی‌ها تغییر نمی‌کرد. اولین بار که به او توهین شد، شوکه شد. کلمه‌ها مثل سنگ به سویش پرتاب می‌شدند: «بی‌ارزش»، «بی‌جا»، «دختر اضافی». این واژه‌ها کم‌کم به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شدند. بعد از آن، دست‌ها هم وارد شدند؛ سیلی‌هایی که ناگهانی فرود می‌آمدند، لگدهایی که از پشت می‌خورد، موهایی که کشیده می‌شدند. هر بار که درد می‌کشید، به خودش می‌گفت شاید این آخرین بار باشد. اما آخرینی در کار نبود. سال‌ها گذشت و گل‌چهره سه فرزند به دنیا آورد. وقتی نخستین کودکش را در آغوش گرفت، اشک ریخت؛ نه فقط از درد زایمان، بلکه از امید. امیدی که می‌گفت حالا شاید کسی او را جدی بگیرد، حالا شاید جایگاهش در خانه محکم‌تر شود. اما این امید هم، مثل بسیاری از امیدهای دیگرش، آرام‌آرام خاموش شد. زندگی‌اش تبدیل شده بود به چرخه‌ای تکراری از کار، توهین و خشونت. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او در گوشه‌ای می‌نشست، زخم‌هایش را لمس می‌کرد و بی‌صدا گریه می‌کرد. نمی‌خواست کسی صدایش را بشنود؛ شاید چون می‌دانست شنیده شدن هم چیزی را تغییر نمی‌دهد. گاهی به خانه‌ی پدرش فکر می‌کرد، اما آن‌جا هم پناهی نداشت. همان‌ها بودند که او را فرستاده بودند. اگر برمی‌گشت، شاید سرزنش می‌شد، شاید دوباره مجبورش می‌کردند به همان خانه بازگردد. پس ماند؛ با همه‌ی دردها و همه‌ی ترس‌ها. فرزندان زن اول هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، خشونت‌شان هم بیشتر می‌شد. انگار گل‌چهره برایشان نماد تمام ناعدالتی‌هایی بود که فکر می‌کردند در حق‌شان شده است. خشم‌شان را بر سر او خالی می‌کردند، بی‌آن‌که لحظه‌ای فکر کنند او خود قربانی است. روز آخر، هیچ نشانه‌ای نداشت که قرار است پایان باشد. صبح مثل همیشه آغاز شد. گل‌چهره بیدار شد، نان پخت، کودکانش را آماده کرد. شاید حتی لحظه‌ای لبخند زد، وقتی یکی از بچه‌هایش چیزی گفت. اما این لحظه‌های کوچک، خیلی زود در تاریکی گم شدند. نمی‌دانیم دقیقاً چه شد که آن روز خشونت به اوج رسید. شاید حرفی ساده، شاید سوءتفاهمی کوچک، شاید فقط انباشت سال‌ها خشم. اما آن‌چه رخ داد، چیزی فراتر از یک دعوای معمولی بود. آن‌ها به سراغش آمدند؛ با فریاد، با خشم، با دست‌هایی که دیگر هیچ کنترلی نداشتند. ضربه‌ها یکی پس از دیگری بر بدنش فرود آمدند. گل‌چهره سعی کرد خودش را جمع کند، سعی کرد از خود محافظت کند، اما توانش را نداشت. بدنش سال‌ها بود که زیر بار خشونت خم شده بود. هیچ‌کس جلوشان را نگرفت؛ نه شوهرش، نه کسی دیگر. انگار در آن لحظه، جان گل‌چهره ارزشی نداشت. وقتی افتاد، شاید هنوز زنده بود. شاید هنوز امید داشت کسی کمکش کند. اما کمکی نیامد. فقط سکوت بود و نفس‌هایی که آرام‌آرام قطع شدند. مرگش آرام نبود؛ نتیجه‌ی سال‌ها دردی بود که در یک لحظه جمع شد و پایان داد. بعد از آن، خانه دوباره ساکت شد؛ همان‌طور که همیشه بود. اما این‌بار سکوتش سنگین‌تر بود، چون دیگر گل‌چهره‌ای نبود که در آن گوشه نفس بکشد. سه کودکش حالا بدون مادر مانده‌اند. کودکانی که شاید هنوز معنای مرگ را نمی‌دانند، اما جای خالی مادر را حس می‌کنند. شاید شب‌ها به دنبالش بگردند، شاید صدایش کنند و پاسخی نگیرند. داستان گل‌چهره، داستانی است که در بسیاری از خانه‌ها تکرار می‌شود؛ نه همیشه با این پایان، اما با همان درد، همان سکوت و همان بی‌پناهی. او می‌توانست زندگی دیگری داشته باشد. می‌توانست درس بخواند، می‌توانست انتخاب کند، می‌توانست بخندد. اما هیچ‌کدام از این‌ها برایش ممکن نشد. در نهایت، آن‌چه از گل‌چهره باقی ماند، فقط نامی است و خاطره‌ای تلخ. نامی که شاید به‌زودی فراموش شود، اما داستانش ـ اگر کسی آن را بگوید ـ می‌تواند یادآور این باشد که هنوز، در گوشه‌هایی از این جهان، زنانی هستند که در سکوت رنج می‌کشند و در همان سکوت از بین می‌روند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


24 ساعت قبل - 44 بازدید

برنامه اسکان سازمان ملل متحد (UN-Habitat) اعلام کرده است که زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی افغانستان در برابر تغییرات اقلیمی آسیب‌پذیر هستند. اين نهاد امروز (دوشنبه، ۷ ثور) با نشر گزارشی گفته است که افغانستان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورهای جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. برنامه اسکان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که ساکنان سکونت‌گاه‌های غیررسمی که تعداد آنها در سراسر افغانستان از ۱۰۰۰ سایت فراتر می‌رود، به شدت آسیب‌پذیر هستند. برنامه اسکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که بسیاری از این سکونت‌گاه‌ها در مناطق شهری یا حومه‌ای پرخطر واقع شده‌اند و فاقد زیرساخت‌های حیاتی و مسکن بادوام هستند. این نهاد می‌گوید که زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی افغانستان به‌شدت در معرض خطرات اقلیمی قرار دارند. آن‌ها با محدودیت‌های شدید برای فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی روبرو هستند که آسیب‌پذیری در برابر بحران‌های اقلیمی را افزایش می‌دهد. برنامه اسکان سازمان ملل متحد در گزارش خود تاکید کرده بحران اقلیمی افغانستان در میانه بحران حمایت از جنسیت رخ می‌دهد که منجر به آسیب‌پذیری زنان می‌شود و عدم اقدام، آسیب‌پذیری‌های زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی را تشدید می‌کند. این نهاد افزوده است که نقش زنان هنگام‌ بحران‌های اقلیمی افزایش می‌یابد؛ این «زنانه شدن» بحران اقلیمی، نابرابری‌های جنسیتی را تشدید می‌کند. در گزارش آمده است که معیشت زنان توسط محدودیت‌های اعمال‌شده، محدود شده است. کار زنان به صنایع خانگی محدود شده‌ و آن‌ها برای تأمین هزینه‌های خود به مرد خانواده تکیه می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

منابع محلی از ولایت تخار می‌گویند که یک دختر ۱۵ساله در ولسوالی دشت‌قلعه پس از لت‌وکوب شدید از سوی خانواده شوهرش جان باخته است. یکی از اعضای خانواده‌اش به رسانه گوهرشاد گفته‌ است که این دختر، چند سال پیش به ازدواج مردی به عنوان همسر دوم درآمده بود، به‌دلیل مخالفت و فشارهای خانوادگی با تهدید و خشونت روبرو بوده است. منبع در ادامه تاکید کرد که او در حالی به شفاخانه منتقل شد که آثار شدید ضرب‌وشتم بر بدنش دیده می‌شد. به گفته‌ی منبع، شدت جراحات به‌حدی بوده که برخی اعضای داخلی بدنش آسیب جدی دیده و در مسیر انتقال به شفاخانه مرکزی تخار جان داده است. براساس اظهارات خانواده، این دختر از ازدواج خود سه فرزند داشت و در این مدت با مشکل‌های جدی در محیط خانواده روبرو بوده است. آنان مدعی‌ هستند که فرزندان همسرش از ازدواج قبلی، از عاملان اصلی این رویداد هستند. همچنین برادر این زن در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است: «خواهرم ۱۵ سال عمر داشت که از بخت بد او به شخصی از دوست پدرم از ولسوالی خواجه‌غار داده می‌شود. غلام سخی قبلاً زن داشت، خواهرم زن دوم وی می‌شود که در این مدت همیشه تحت فشار و خشونت قرار داشت.» تا اکنون مقام‌های محلی در تخار به‌گونه‌ی رسمی در این مورد اظهار نظر نکرده‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 172 بازدید

ثریا محمدی، فعال آموزش دختران و از بازماندگان حمله مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل، در میان بیش از یک هزار و ۵۰۰ نامزد از ۹۷ کشور موفق به کسب جایزه «زنان تغییرآفرین جهان» شده است. در اعلامیه آمده است که نتایج نهایی این برنامه در چارچوب نشست جهانی زنان تغییر‌آفرین(Women Changing the World Awards) در شهر پاریس فرانسه اعلام شده است. در اعلامیه آمده است که این جایزه به زنانی اهدا می‌شود که با وجود موانع ساختاری، از طریق رهبری، نوآوری، حقوق بشر و تأثیرگذاری اجتماعی، تغییرات معناداری در جوامع ایجاد می‌کنند. ثریا محمدی که از بازماندگان حمله مهیب انتحاری مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل در سال ۲۰۲۱ میلادی است، می‌گوید تجربه از دست دادن دوستانش در این حمله، نگاه او را به آموزش و عدالت اجتماعی دگرگون کرده است. این فعال آموزش در ادامه تاکید کرده است که فعالیت‌های او عمدتاً بر آموزش دختران، سوادآموزی و آگاهی‌دهی در زمینه حقوق زنان متمرکز بوده است. همچنین ثریا محمدی پیش از این، جایزه PACEY برای ابتکارات جوانان، حضور در «هفته بین‌المللی دعا برای صلح جهانی» به‌عنوان نماینده مسلمانان افغانستان، و دریافت جایزه صلح Wilson Hinkes برای فعالیت در زمینه آموزش دختران را کسب کرده بود. این فعال آموزش در حالی این جایزه را به دست آورده است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 85 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمی‌گردند، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از آن‌ها بدون هیچ چیز وارد کشور می‌شوند و با محدودیت در دسترسی به خدمات، آموزش، معیشت و حمایت روبرو هستند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که حمایت‌های بشردوستانه برای اطمینان از تامین نیازهای فوری آن‌ها حیاتی است. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل بارها هشدار داده‌اند که بازگشت‌کنندگان از ایران و پاکستان در افغانستان با محدودیت‌های وضع‌شده مواجه می‌شوند. براساس گزارش‌ها، زنان و دخترانی که به افغانستان برمی‌گردند، از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از دو میلیون مهاجر در سال ۲۰۲۵ میلادی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 87 بازدید

دفتر والی میدان‌وردک اعلام کرده است که براثر فروریختن سقف یک خانه در ولسوالی جغتو این ولایت دو زن جان باخته‌اند. در اعلامیه‌ی دفتر والی میدا‌ن‌وردک آمده است که این رویداد دیروز (چهارشنبه، ۲ ثور) در روستای «دهنه» از مربوطات ولسوالی جغتو رخ داده و قربانیان ۱۵ و ۲۲ ساله بودند. دفتر والی میدان‌وردک علت فروریختن سقف این خانه را بارندگی شدید گفته است. جزییات بیشتر از این رویداد گزارش نشده است. در سال جاری خورشیدی و در پی بارندگی‌های شدید در کشور، موارد متعددی از جان باختن افراد براثر فروریختن سقف خانه‌ها در ولایت‌های مختلف گزارش شده است. بر اساس آمار اداره مبارزه با حوادث، ماه پیش دست‌کم ۱۷۹ نفر در کشور براثر حوادث طبیعی، از جمله فروریختن سقف خانه‌ها جان باختند. همچنان صدها خانه تخریب و هزاران جریب زمین زراعتی از بین رفته‌اند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 70 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دسترسی به خدمات صحی در افغانستان برای بسیاری از مردم، به‌ویژه در مناطق دورافتاده، «یک راه نجات» است. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۲ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت صندوق بشردوستانه افغانستان و تامین مالی مشترک اتحادیه اروپا، در ولسوالی پغمان ولایت کابل خدمات صحی ارائه می‌شود. دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که با ارائه این خدمات، تلاش می‌کند تا دسترسی به مراقبت‌های صحی در مناطق دوردست و‌ روستایی بهبود یابد. در حالی اوچا از این موضوع خبر می‌دهد که کمبود خدمات صحی در برخی مناطق افغانستان، زند‌گی هزاران خانواده را با خطر جدی مواجه کرده و نیاز به ادامه حمایت‌های بشردوستانه را افزایش داده است. سازمان ملل همواره بر ادامه همکاری‌های بین‌المللی برای تقویت نظام صحی افغانستان و رساندن خدمات اولیه به مردم نیازمند تاکید کرده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 59 بازدید

شهرزاد اکبر، فعال حقوق بشر افغانستان می‌گوید که درگیری‌های میان نیروهای حکومتی و پاکستان، در کنار افزایش تلفات غیرنظامیان، فشارها بر زنانی را که با محدودیت‌های شدید رو‌برو هستند، بیشتر کرده است. او در ویدیویی که از سوی فمنا یا سازمان حامی جنبش‌های فیمنیستی نشر شده، گفته است که حذف زنان از عرصه‌ی عمومی، محرومیت دختران بالاتر از صنف ششم و محدودیت‌های گسترده بر رفت‌وآمد، پیش از این نیز زندگی زنان را با دشواری‌های جدی همراه کرده بود؛ اما تشدید ناامنی‌ها، بحران را عمیق‌تر ساخته است. وی در ادامه تاکید کرده است که این وضعیت دسترسی زنان به خدمات صحی و کمک‌های بشردوستانه را دشوارتر کرده، به‌ویژه برای خانواده‌هایی که سرپرست زن دارند. او می‌گوید که محدودیت بر کار زنان در نهادهای امدادرسان نیز روند کمک‌رسانی به زنان و کودکان را با مشکل روبرو کرده است. فعال حقوق بشر افغانستان در بخشی از سخنانش به داستان یک پزشک زن اشاره کرده که در درگیری‌ها میان نیروهای حکومتی و پاکستان جانش را از دست داد: «یک پزشک زن که همراه با پسر خردسالش از نورستان در حال سفر بود، هدف تیراندازی نیروهای مرزی پاکستان قرار گرفت و هر دو جان باختند. در کشوری مانند افغانستان به‌ویژه در منطقه‌های روستایی که پزشکان زن بسیار کم‌اند، از دست‌دادن چنین فردی، خسارتی دوچندان برای جامعه به‌ همراه دارد.» او تصریح کرد که این تنها یکی از صدها موردی است که ثبت و مستندسازی شده؛ مواردی نیز وجود دارد که در آن‌ها خانواده‌ها در نتیجه‌ی درگیری‌ها به‌گونه‌ی کامل از بین رفته ‌اند. این فعال حقوق بشر خواستار توجه‌ی جدی به پیامدهای چندلایه‌ی این درگیری‌ها شده و گفته که بدون در نظر گرفتن وضعیت ویژه‌ی زنان، پاسخ به بحران انسانی در افغانستان کامل نخواهد بود. در کنار این وضعیت، افغانستان تحت حاکمیت حکومت فعلی با محدودیت‌های گسترده بر زنان و دختران روبرو است؛ از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم تا محدودیت‌های شدید بر کار و رفت‌وآمد.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 91 بازدید

پارلمان ایرلند اعلام کرده است که کمیته مشترک امور خارجه و تجارت آن، برای بررسی وضعیت حقوق بشر در افغانستان و نحوه برخورد با زنان و دختران کشور، نشست برگزار می‌کند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در سایت خود گفته است: «وضعیت جاری در افغانستان با تمرکز ویژه بر حقوق بشر و نحوه برخورد با زنان و دختران محور اصلی این نشست است.» در اعلامیه آمده است که این نشست از ساعت ۳:۳۰ پس از چاشت به وقت محلی در اتاق کمیته ۲، در ساختمان «لینستر هاوس» برگزار می‌شود. پارلمان ایرلند گفته است که ریچارد بنت، گزارشگر ویژه ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان، حسن الف فیض از کمیته مدافعان حقوق بشر و محبوبه فیض از اعضای این کمیته پارلمان ایرلند، در این نشست حضور خواهند داشت. جان لاهارت، معاون کمیته مشترک امور خارجه و تجارت ایرلند و کاتائویرلیچ از اعضای آن، پیش از این نشست گفته‌اند: «وضعیت افغانستان همچنان مایه نگرانی عمیق جامعه بین‌المللی است. وضعیت حقوق بشر در افغانستان از آگوست ۲۰۲۱ میلادی به طور قابل توجهی بدتر شده است؛ با محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، از جمله ممنوعیت آموزش بالاتر از سطح ابتدایی، محدودیت‌های شدید در اشتغال و محدودیت‌های آزادی رفت و آمد و مشارکت در زندگی عمومی.» همچنین پارلمان ایرلند در ادامه افزوده است که در این نشست در مورد نحوه برخورد با اقلیت‌های قومی و مذهبی، از جمله جامعه هزاره، که با «تبعیض و آوارگی نظام‌مند» روبرو هستند، بحث خواهد شد. علاوه بر این، این نهاد قانون‌گذاری گفته است که کمیته گزارش‌های نقض گسترده‌تر حقوق بشر که بر جمعیت تأثیر می‌گذارد، از جمله بازداشت‌های خودسرانه، محدودیت‌های آزادی بیان و از بین بردن حمایت‌های قانونی، به‌ویژه موارد مربوط به خشونت مبتنی بر جنسیت را بررسی خواهد کرد. این نشست بخشی از بررسی مداوم کمیته از سیاست خارجی ایرلند و مشارکت آن در حمایت بین‌المللی از حقوق بشر است.

ادامه مطلب