برچسب: زنان و دختران

11 ساعت قبل - 68 بازدید

روزی که فهمید دیگر نمی‌تواند به دانشگاه برود، برای چند لحظه احساس کرد تمام راه‌هایی که به آینده‌اش ختم می‌شدند، یک‌باره بسته شده‌اند. کتاب‌ها و یادداشت‌های درسی‌اش هنوز در گوشه‌ی اتاق قرار داشتند و لباس‌هایی که برای رفتن به دانشگاه آماده کرده بود، همچنان در کمد آویزان بودند؛ اما دیگر خبری از رفتن به صنف، دیدن هم‌صنفی‌ها و خیال‌پردازی درباره‌ی روزی نبود که با گرفتن مدرک دانشگاهی بتواند زندگی متفاوتی برای خود بسازد. این دختر جوان که در کابل زندگی می‌کند، مانند هزاران دختر دیگر افغانستان، با آرزوی ادامه‌ی تحصیل وارد مسیر آموزش شده بود. او باور داشت که با درس خواندن می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خود و خانواده‌اش بسازد؛ اما پس از بسته شدن دروازه‌های دانشگاه به روی دختران، ناگهان خود را در برابر واقعیتی یافت که برای پذیرفتن آن آمادگی نداشت. روزها می‌گذشتند و او هر بار که به دوستانش فکر می‌کرد، از خود می‌پرسید با این همه آرزو و توانایی چه باید بکند. مدتی در خانه ماند. روزهایش بیشتر در سکوت می‌گذشت و گاهی با دیدن کتاب‌هایش احساس می‌کرد بخشی از زندگی‌اش را از دست داده است. او می‌دانست که به‌تنهایی نمی‌تواند شرایط را تغییر دهد؛ اما نمی‌خواست تمام عمر منتظر بماند تا شاید روزی فرصت‌های ازدست‌رفته دوباره به دست آیند. با خودش فکر کرد که اگر فعلاً نمی‌تواند به دانشگاه برود، دست‌کم باید راه دیگری برای یادگیری، کار کردن و مفید بودن پیدا کند. خیاطی یکی از مهارت‌هایی بود که از پیش به آن علاقه داشت. او با خود اندیشید که شاید بتواند همین مهارت را به فرصتی برای آغاز دوباره تبدیل کند. در آغاز، امکانات زیادی در اختیار نداشت. راه‌اندازی یک کارگاه خیاطی به سرمایه، ماشین خیاطی، وسایل کار و مکان مناسب نیاز داشت؛ چیزهایی که فراهم کردن همه‌ی آن‌ها برای یک دختر جوان آسان نبود. با این حال، تصمیم گرفت با امکاناتی که در دسترس داشت، کارش را آغاز کند و به‌تدریج آن را گسترش دهد. شروع کار چندان آسان نبود. تهیه‌ی وسایل، پیدا کردن مشتری و جلب اعتماد مردم، هرکدام دشواری‌های خود را داشتند. درآمد کارگاه در روزهای نخست ثابت نبود و گاهی سفارش‌ها آن‌قدر کم می‌شدند که نمی‌توانست با اطمینان برای روزهای بعد برنامه‌ریزی کند. با این همه، تلاش می‌کرد کیفیت کارش را حفظ کند، مهارت‌هایش را افزایش دهد و مشتریان بیشتری به دست آورد. برایش مهم بود که کارگاه تنها محلی برای کسب درآمد نباشد، بلکه جایی باشد که در آن بتواند دوباره احساس کند هنوز توانایی ساختن آینده‌ی خود را دارد. به‌تدریج، کارگاه کوچک او شکل گرفت و سفارش‌های بیشتری دریافت کرد. او که زمانی به دلیل محرومیت از دانشگاه در خانه مانده بود، حالا بخش زیادی از وقتش را با طراحی لباس، اندازه‌گیری، بریدن پارچه و دوختن لباس‌ها می‌گذراند. هر سفارشی که دریافت می‌کرد، برایش نشانه‌ای بود از این‌که تلاش‌هایش بی‌نتیجه نمانده است. اما چیزی که این دختر جوان را بیش از پیش به ادامه‌ی کار تشویق می‌کرد، تنها پیشرفت شخصی‌اش نبود. او می‌دید که زنان و دختران دیگری نیز در اطرافش با مشکلات مشابهی روبه‌رو هستند؛ زنانی که به دلیل محدودیت‌های اجتماعی، کمبود فرصت‌های شغلی یا مشکلات اقتصادی، امکان کار کردن و تأمین نیازهای خود را نداشتند. بعضی از آن‌ها برای کمک به خانواده‌هایشان به درآمد نیاز داشتند و برخی دیگر می‌خواستند در کنار انجام مسئولیت‌های خانوادگی، مهارتی بیاموزند و مستقل‌تر شوند. او تصمیم گرفت درهای کارگاهش را به روی زنان و دختران دیگری نیز باز کند. با گسترش فعالیت کارگاه، توانست حدود شش زن و دختر را در بخش‌های مختلف خیاطی مشغول به کار سازد. اکنون آن‌ها در کنار یکدیگر کار می‌کنند، سفارش‌ها را آماده می‌سازند و می‌کوشند از این راه، بخشی از نیازهای زندگی خود و خانواده‌هایشان را تأمین کنند. برای این دختر، دیدن زنانی که با امید بیشتری به کارگاه می‌آیند، معنای خاصی دارد. او می‌داند که درآمد خیاطی شاید نتواند تمام مشکلات اقتصادی یک خانواده را حل کند؛ اما همین درآمد، هرچند اندک، می‌تواند در پرداخت کرایه‌ی خانه، خرید مواد غذایی، تأمین نیازهای کودکان و پوشش هزینه‌های روزمره‌ی خانواده کمک‌کننده باشد. از سوی دیگر، کار کردن در کنار زنان دیگر به آن‌ها فرصت می‌دهد تا مهارت‌های تازه‌ای بیاموزند و احساس کنند که هنوز می‌توانند در زندگی خود تصمیم بگیرند و برای آینده‌شان تلاش کنند. البته اداره‌ی یک کارگاه کوچک در کابل، با توجه به مشکلات اقتصادی موجود، همیشه آسان نیست. هزینه‌ی تهیه‌ی پارچه و وسایل خیاطی، کمبود سفارش‌ها در بعضی روزها و ناپایداری درآمد، گاهی او را نگران می‌سازد. او باید هم به ادامه‌ی فعالیت کارگاه فکر کند و هم مراقب باشد زنانی که در آن کار می‌کنند، فرصت ادامه‌ی کار خود را از دست ندهند. گاهی مسئولیت این کار برایش سنگین می‌شود؛ به‌ویژه وقتی می‌داند که چند زن دیگر نیز برای تأمین نیازهای روزانه‌ی خود به همین کارگاه وابسته‌اند. با وجود این دشواری‌ها، او نمی‌خواهد تسلیم شود. باور دارد که اگر در برابر مشکلات عقب‌نشینی کند، نه‌تنها خودش، بلکه زنانی که به او اعتماد کرده‌اند نیز با فرصت‌های کمتری روبه‌رو خواهند شد. به همین دلیل، تلاش می‌کند سفارش‌های بیشتری به دست آورد، کارگاهش را گسترش دهد و در آینده زمینه‌ی آموزش خیاطی را برای دخترانی فراهم سازد که به دلیل محدودیت‌ها از آموزش رسمی محروم مانده‌اند. او هنوز هم به دانشگاه و ادامه‌ی تحصیل فکر می‌کند. خیاطی برایش جایگزین آرزوی درس خواندن نشده است؛ بلکه راهی است تا در شرایط دشوار کنونی، زندگی‌اش را متوقف نسازد. می‌گوید اگر روزی دروازه‌های دانشگاه دوباره به روی دختران باز شود، دوست دارد تحصیلاتش را ادامه دهد؛ زیرا باور دارد که کار و آموزش در تضاد با یکدیگر نیستند و یک دختر می‌تواند هم مهارت بیاموزد، هم کار کند و هم برای رسیدن به آرزوهای بزرگ‌تر تلاش داشته باشد. از نظر او، محرومیت از دانشگاه نباید به معنای محروم شدن از تمام فرصت‌های زندگی باشد. او نمی‌خواهد شرایطی که در آن قرار گرفته است، تمام هویت و آینده‌اش را تعیین کند. به همین دلیل، هر روز با این امید به کارگاه می‌رود که شاید تلاش امروز او بتواند فردای بهتری برای خودش و زنانی بسازد که در کنارش کار می‌کنند. این دختر جوان می‌گوید که هیچ‌کس نباید در برابر مشکلات زندگی به‌سادگی ناامید شود. به باور او، گاهی انسان نمی‌تواند مانع بسته شدن یک دروازه شود؛ اما می‌تواند به دنبال راه دیگری بگردد و از همان فرصت‌های کوچک برای ساختن آینده استفاده کند. او می‌خواهد دختران دیگر نیز بدانند که محرومیت از آموزش و کار نباید آن‌ها را از باور داشتن به توانایی‌های خود بازدارد. با این حال، او تأکید می‌کند که تلاش فردی نمی‌تواند جای حق آموزش و فرصت‌های برابر را بگیرد. ایجاد یک کارگاه خیاطی، هرچند برای او و شش زن و دختر دیگر فرصت کار فراهم کرده است، به این معنا نیست که دختران باید از حق تحصیل در دانشگاه چشم‌پوشی کنند. او همچنان امیدوار است روزی فرا برسد که هیچ دختری مجبور نباشد برای رهایی از ناامیدی ناشی از محرومیت آموزشی، راه دیگری برای ادامه‌ی زندگی پیدا کند. اکنون، در میان صدای ماشین‌های خیاطی و پارچه‌هایی که هر روز به لباس تبدیل می‌شوند، دختری کار می‌کند که زمانی فکر می‌کرد با بسته شدن دروازه‌های دانشگاه، آینده‌اش نیز متوقف شده است. او هنوز به آرزوی تحصیل می‌اندیشد؛ اما در کنار آن، برای خودش و شش زن و دختر دیگر فرصت کار و تلاش فراهم کرده است. این فرصت نشان می‌دهد که حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توان برای تغییر تلاش کرد. او می‌خواهد پیامش به دختران افغانستان روشن باشد: ناامیدی نباید پایان راه باشد. باید تلاش کرد، مهارت آموخت و از فرصت‌های موجود بهره گرفت؛ اما هیچ دختری نباید از حق آموزش و ساختن آینده‌ای که آرزویش را دارد، محروم بماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 89 بازدید

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، با حمایت اتحادیه اروپا، برای ۴۰ زن در ولایت بامیان زمینه آموزش ساخت کیف‌های چرمی و خامک‌دوزی با مهره را فراهم کرده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این برنامه با هدف تقویت مهارت‌های حرفه‌ای و ایجاد فرصت‌های درآمدزایی برای زنان اجرا می‌شود تا آنان بتوانند از طریق راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک، در تأمین هزینه‌های خانواده‌های‌شان سهم بگیرند. در اعلامیه آمده است شماری از زنان بازگشت‌کننده که در این برنامه اشتراک دارند، می‌گویند امیدوارند با فراگیری این مهارت‌ها زمینه کسب درآمد و تأمین نیازهای خانواده‌های‌شان را فراهم کنند. بر بنیاد گزارش‌ نهاد‌های بین‌المللی، محدودیت‌ها بر اشتغال زنان، فرصت‌های کاری آنان را کاهش داده است. با این حال، شماری از زنان از طریق کسب‌وکارهای کوچک و صنایع دستی برای تأمین نیازهای خانواده‌های‌شان تلاش می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

منابع از میان مهاجران در پاکستان می‌گویند که نیکبخت عارفی، فعال حقوق بشر و مسوول جنبش زنان «پنجره امید»، همراه با اعضای خانواده‌اش از سوی پولیس این کشور بازداشت شده است. منبع تاکید کرد که خانم عارفی روز گذشته (چهارشنبه، ۶ عقرب) همراه با خواهرش حوریه عارفی و دو عضو دیگر خانواده‌اش بازداشت است. منبع در ادامه تاکید کرد که او همراه با اعضای خانواده‌اش به حاجی‌کمپ منتقل شده است. با این وجود، جنبش زنان پنجره امید نیز بازداشت نیکبخت عارفی را تایید کرده است. تا کنون جزییات بیشتری از بازداشت این خانواده و وضعیت کنونی آنان منتشر نشده است. این بازداشت در حالی صورت می‌گیرد که روند بازداشت و اخراج پناه‌جویان افغانستان از پاکستان همچنان ادامه دارد. این وضعیت نگرانی‌ها درباره امنیت و سرنوشت پناه‌جویان افغانستان، به‌ویژه زنان، فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگارانی را که در پاکستان به‌سر می‌برند، افزایش داده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 89 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که روزانه دست‌کم ۲۵ زن و دختر در درگیری‌های مسلحانه در سراسر جهان کشته می‌شوند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۶ عقرب/ ۲۸ اکتوبر) با نشر در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سهم زنان و دختران از تلفات غیرنظامیان در مقایسه با سال ۲۰۲۱ میلادی دو برابر شده است. این سازمان در اعلامیه‌اش تاکید کرده است که زنان و دختران بهای جنگ را می‌پردازند، اما همچنان تا حد زیادی از روند صلح‌سازی کنار گذاشته می‌شوند. سازمان ملل در ادامه افزوده است که افزایش سهم زنان و دختران از تلفات غیرنظامیان، نشان‌دهنده پیامدهای سنگین درگیری‌های مسلحانه بر زند‌گی آنان است. همچنین این سازمان بر ضرورت مشارکت زنان در روندهای صلح تاکید کرده است زیرا با وجود تحمل پیامدهای جنگ، زنان همچنان از نقش‌آفرینی در تلاش‌ها برای برقراری صلح محروم می‌مانند. بخش زنان سازمان ملل نیز گزارش داده بود که حدود ۷۵۰ میلیون زن و دختر اکنون در فاصله ۵۰ کیلومتری مناطق فعال درگیری زند‌گی می‌کنند، رقمی که در مقایسه با سال ۲۰۲۴ حدود ۴۰ میلیون تن افزایش یافته و از سال ۱۹۹۰ تا کنون بی‌سابقه است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 82 بازدید

رزماری دی‌کارلو، معاون سیاسی دبیرکل سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد بر نقش زنان در رهبری، دادخواهی و صلح‌سازی تاکید کرده است. خانم دی‌کارلو با نشر اعلامیه‌ای گفته است که تلاش‌های زنان و دختران در افغانستان و دیگر کشورهای درگیر بحران باید با اقدامات عملی همراه شود تا تغییرات ملموس در زندگی آنان به‌وجود آید. او تاکید کرد که زنان از افغانستان تا سوریه و فراتر از آن، با وجود شرایط دشوار، همچنان برای دفاع از حقوق خود، مشارکت در روندهای صلح و ایجاد جوامع باثبات‌تر تلاش می‌کنند. وی افزوده است که عزم و اراده‌ی زنان باید با اقدام‌های مشخص و مؤثر همراه باشد. معاون سیاسی دبیرکل سازمان ملل تصریح کرد که تطبیق دستورکار «زنان، صلح و امنیت» تنها به اعلام حمایت محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم برداشتن گام‌های عملی برای بهبود وضعیت زنان و ایجاد تغییرات واقعی در زندگی آنان است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه آموزش، اشتغال و مشارکت در زندگی عمومی روبرو هستند. سازمان ملل متحد بارها بر ضرورت حفاظت از حقوق زنان و دختران افغانستان و فراهم‌سازی زمینه مشارکت معنادار آنان در روندهای سیاسی و صلح تاکید کرده است. همچنین دی‌کارلو در سفر اخیر خود به افغانستان نیز با نمایندگان جامعه مدنی، فعالان زن و کارمندان زن سازمان ملل دیدار کرد و نگرانی‌ها درباره محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران، به‌ویژه دسترسی دختران به آموزش، را با مسوولان حکومت سرپرست در میان گذاشته بود.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 88 بازدید

سیما باهوس، مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حضور زنان و دختران در محور روند صلح‌سازی، به دوام بیشتر توافق‌نامه‌های صلح و تقویت تاب‌آوری جوامع کمک می‌کند. خانم باهوس امروز (سه‌شنبه، ۵ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رهبری زنان و امنیت آنان، هر دو برای تامین امنیت ملی و بین‌المللی ضروری‌ هستند. او در بخشی از پیامش بر سرمایه‌گذاری در بخش زنان، صلح و امنیت تاکید کرد. وی افزوده است که این سرمایه‌گذاری برای تامین امنیت مردم و حفاظت از حقوق آنان ضروری است. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که نایارادزایی گومبونزواندا، معاون مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل متحد، نیز از ادامه محرومیت دختران افغانستان از آموزش ابراز نگرانی کرده است. او هشدار داده است که افغانستان با شدیدترین بحران حقوق زنان در جهان روبرو است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 107 بازدید

نایارادزایی گومبونزواندا، معاون مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل هشدار داده است که افغانستان با شدیدترین بحران حقوق زنان در جهان مواجه است. خانم گومبونزواندا این اظهارات در نشستی درباره زنان، صلح و امنیت برگزار شده بود، مطرح کرده و نسبت به محرومیت‌های اعمال ‌شده علیه زنان و دختران در افغانستان ابراز نگرانی کرد. او تاکید کرد: «افغانستان که امروز با شدیدترین بحران حقوق زنان در جهان روبرو است، دختران از آموزشی محروم می‌شوند که می‌تواند زندگی آنان را دگرگون کند.» او همچنین هشدار داد که جنگ‌ها بیش از گذشته برای زنان و دختران «مرگ‌بار» شده‌اند و جهان در برابر افزایش تلفات غیرنظامیان و رنج زنان و دختران نباید بی‌تفاوت بماند. این مقام ملل متحد گفت که سال گذشته بیش از ۳۷ هزار غیرنظامی در درگیری‌های مسلحانه کشته شدند که یک‌چهارم آنان زنان و دختران بودند. به گفته او، بیش از ۷۵۰ میلیون زن و دختر در فاصله ۵۰ کیلومتری مناطق درگیر منازعات فعال زندگی می‌کنند و روزانه دست‌کم ۲۵ زن و دختر کشته می‌شوند. معاون مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل گفت که جنگ دسترسی زنان به خدمات صحی و مراقبت‌های دوران بارداری و زایمان را نیز با خطر جدی روبرو کرده است. او با اشاره به وضعیت غزه گفت که تخریب شفاخانه‌ها و مراکز زایمان و اختلال در دسترسی به نیازمندی‌های اساسی، با کاهش ۴۱ درصدی تولد نوزادان زنده و افزایش ۳۰۰ درصدی سقط جنین همراه بوده است. همچنین خانم گومبونزواندا از افزایش خشونت‌های جنسی مرتبط با منازعات ابراز نگرانی کرد و گفت که سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵ میلادی، تعداد ۹ هزار و ۷۸۸ مورد از این خشونت‌ها را تایید کرده است. این مقام سازمان ملل خواستار مشارکت زنان در تمامی مذاکرات صلح در جایگاه تصمیم‌گیرندگان و تامین منابع مالی برای سازمان‌های زنان شد. در افغانستان زنان و دختران از حق آموزش، اشتغال، مشارکت در زندگی عمومی و بسیاری از حقوق اساسی خود محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 86 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که روزانه دست‌کم ۲۵ زن و دختر در درگیری‌های مسلحانه در سراسر جهان کشته می‌شوند. این سازمان با نشر گزارشی درباره زنان، صلح و امنیت گفته است که شمار زنان و دختران کشته ‌شده در درگیری‌های مسلحانه از سال ۲۰۲۱ میلادی دو برابر شده است. در گزارش آمدهد است که در سال گذشته‌ی میلادی بیش از ۳۷ هزار غیرنظامی در درگیری‌ها کشته شدند. زنان و دختران یک‌چهارم قربانیان این رویدادها را تشکیل می‌دادند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که اکنون حدود ۷۵۰ میلیون زن و دختر در فاصله ۵۰ کیلومتری مناطق درگیر جنگ زندگی می‌کنند. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۲۴ میلادی، ۴۰ میلیون نفر افزایش یافته است. همچنین سیما باهوس، مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل متحد، گفته است که اکنون شمار بیشتری از زنان و دختران نسبت به هر زمان دیگری در چند دهه گذشته در دام جنگ گرفتار شدند. سازمان ملل نوشته است برای زنان و دخترانی که در دام جنگ گرفتار شده‌اند، تهدیدها تنها به بمباران محدود نمی‌شود. موارد خشونت جنسی مرتبط با درگیری‌ها بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ تقریباً چهار برابر افزایش یافته است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که جنگ زنان را بیشتر به فقر سوق می‌دهد و بار کارهای مراقبتی بدون دستمزد را بر دوش آنان سنگین‌تر می‌کند. به گفته‌ی سازمان ملل، حدود ۱۷۰ میلیون زن و دختر همزمان در مناطق درگیر جنگ و فقر شدید زندگی می‌کنند. این شمار نزدیک به ۴۰ درصد از مجموع زنان و دخترانی را تشکیل می‌دهد که در سراسر جهان در فقر شدید به‌سر می‌برند. ملل متحد نوشته در کشورهای آسیب‌دیده از درگیری، زنان و دختران پنج برابر بیشتر از مردان و پسران وقت خود را صرف کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد می‌کنند. سازمان ملل متحد خواستار رعایت قوانین بین‌المللی و پایان دادن به مصونیت از مجازات شده است.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 123 بازدید

دوازده سال پیش، زمانی که به خانه‌ی شوهر رفت، شاید تصور می‌کرد زندگی تازه‌ای را آغاز کرده است؛ زندگی‌ای که در آن می‌توانست در کنار همسرش روزهای آرامی بسازد، فرزندانش را بزرگ کند و مانند هر زن دیگری برای آینده‌ی خانواده‌اش امید داشته باشد. اما سال‌ها گذشت و آنچه برای این زن حدوداً سی‌ساله باقی ماند، نه آرامش و امنیت، بلکه خشونتی بود که به گفته‌ی او، از همان آغاز زندگی مشترک از سوی شوهر و مادرشوهرش تجربه می‌کرد. او در خانه‌ای زندگی می‌کرد که باید پناهگاهش می‌بود، اما به‌تدریج به مکانی تبدیل شد که تحمل روزهایش برایش دشوارتر می‌شد. خانواده‌ی پدری‌اش نیز حمایت چندانی از او نمی‌کردند و همین وضعیت، راه رهایی از شرایط دشوار را برایش محدودتر ساخته بود. دوازده سال زمان کوتاهی نیست. در این مدت، یک دختر می‌تواند بزرگ شود، به جوانی برسد و صاحب فرزند شود؛ اما برای این زن، سال‌های زندگی مشترک با رنج‌هایی همراه بود که سرانجام او را به نقطه‌ای رساند که دیگر توان تحمل شرایطش را نداشت. او مادر دو دختر و یک پسر است؛ سه کودکی که در جریان این سال‌ها بخش مهمی از زندگی‌اش شدند و اکنون سرنوشت‌شان با وضعیت مادرشان گره خورده است. با وجود مسئولیت مادری، فشارهای زندگی و خشونتی که تجربه می‌کرد، ظاهراً نتوانسته بود راهی مطمئن برای رهایی از این وضعیت پیدا کند. وقتی زنی در زندگی مشترک با خشونت روبه‌رو می‌شود، همیشه این امکان را ندارد که به‌سادگی خانه را ترک کند و زندگی مستقلی برای خود بسازد. مسئولیت فرزندان، وابستگی اقتصادی، نگرانی از آینده و نبود حمایت خانوادگی می‌توانند تصمیم‌گیری را برای او دشوار کنند. گاهی زن به امید تغییر رفتار همسرش به زندگی ادامه می‌دهد؛ گاهی برای جلوگیری از فروپاشی خانواده سکوت می‌کند و گاهی نیز از ترس این‌که پس از بازگشت به خانه‌ی پدر با سرزنش یا بی‌مهری روبه‌رو شود، دردهایش را پنهان نگه می‌دارد. درباره‌ی تمام جزئیات زندگی این زن اطلاعاتی در دست نیست، اما آنچه از وضعیت او روشن است، این است که طی سال‌های طولانی با خشونت خانوادگی مواجه بوده و از حمایت کافی خانواده‌ی پدری‌اش نیز برخوردار نبوده است. برای او، خانه‌ی پدر نیز نتوانسته بود به پناهگاهی مطمئن تبدیل شود. در شرایطی که زنی از سوی شوهر و مادرشوهرش خشونت را تجربه می‌کند، حمایت خانواده‌ی خودش می‌تواند نقشی اساسی در حفاظت از او داشته باشد. شنیدن حرف‌هایش، جدی گرفتن شکایت‌هایش و فراهم کردن زمینه‌ی زندگی امن می‌تواند به او کمک کند تا پیش از آن‌که شرایط به مرحله‌ای خطرناک برسد، راه دیگری برای ادامه‌ی زندگی پیدا کند. اما وقتی زنی احساس کند که در خانه‌ی شوهر آرامش ندارد و در خانه‌ی پدر نیز کسی نیست که به‌طور جدی از او حمایت کند، ممکن است خود را میان دو راه دشوار گرفتار ببیند: ماندن در محیطی آزاردهنده یا رفتن به جایی که نمی‌داند آیا پذیرفته خواهد شد یا نه. حدود ده روز پیش، فشارهای زندگی این زن به مرحله‌ای خطرناک رسید. او که سال‌ها با خشونت خانوادگی روبه‌رو بوده است، تصمیم گرفت با نوشیدن تیزاب به زندگی خود پایان دهد. این اقدام نشان‌دهنده‌ی بحرانی جدی در وضعیت او بود؛ لحظه‌ای که به نظر می‌رسید رنج‌های انباشته‌شده، او را به جایی رسانده‌اند که دیگر راهی برای رهایی نمی‌دید. او تیزاب نوشید، اما جانش را از دست نداد. زنده ماند، هرچند پیامدهای این اقدام بسیار سنگین بود و اکنون در یکی از شفاخانه‌های دولتی کابل بستری است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، تیزاب به بخش‌های مهم بدن او آسیب رسانده و لب‌ها و معده‌اش به‌شدت صدمه دیده‌اند. وضعیت او چنان دشوار است که ادامه‌ی درمان و مراقبت‌های پزشکی برایش اهمیت حیاتی دارد. آنچه در این میان دردناک است، این است که زنی که سال‌ها در جست‌وجوی آرامش بوده، اکنون برای زنده ماندن و بهبود آسیب‌هایش به مراقبت‌های درمانی نیاز دارد. اقدامی که در اوج ناامیدی انجام داده بود، به‌جای پایان دادن به رنج‌هایش، او را با آسیب‌های شدید جسمی روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، نباید رنج این زن را تنها به اقدامی که حدود ده روز پیش انجام داده است، محدود کرد. پرسش مهم‌تر این است که چه شرایطی در زندگی او وجود داشت که به چنین نقطه‌ای رسید؟ چرا خشونتی که به گفته‌ی او از سال‌های نخست ازدواج ادامه داشته، نتوانسته بود به‌موقع متوقف شود؟ چرا او احساس می‌کرد که از سوی خانواده‌ی پدری‌اش نیز حمایت کافی ندارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها به بررسی دقیق وضعیت زندگی او نیاز دارد، اما همین اطلاعات نشان می‌دهد که خشونت خانوادگی را نمی‌توان موضوعی ساده یا اختلافی عادی میان اعضای خانواده دانست. خشونت در زندگی مشترک ممکن است شکل‌های گوناگونی داشته باشد؛ از تحقیر و تهدید گرفته تا آزار جسمی و محدود کردن آزادی فرد. تداوم چنین شرایطی می‌تواند سلامت روانی و احساس امنیت زن را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. وقتی این وضعیت سال‌ها ادامه پیدا کند و فرد راهی برای دریافت کمک نداشته باشد، فشارها ممکن است به‌تدریج انباشته شوند و احساس درماندگی را در او افزایش دهند. به همین دلیل، رسیدگی به خشونت خانوادگی نباید تا زمانی به تعویق بیفتد که قربانی با آسیب جدی جسمی یا بحرانی روانی روبه‌رو شود. شنیدن صدای قربانیان، جدی گرفتن نشانه‌های خشونت و فراهم کردن راه‌های دسترسی به حمایت می‌تواند در جلوگیری از پیامدهای جبران‌ناپذیر نقش مهمی داشته باشد. اکنون این زن در شفاخانه بستری است و به درمان، مراقبت و حمایت نیاز دارد. آسیب‌های ناشی از نوشیدن تیزاب ممکن است به درمان تخصصی و طولانی‌مدت نیاز داشته باشند و پیامدهای آن‌ها می‌توانند زندگی روزمره‌ی او را برای مدت زیادی تحت تأثیر قرار دهند. در کنار درمان جسمی، رسیدگی به وضعیت روانی او نیز اهمیت دارد؛ زیرا او پس از سال‌ها تجربه‌ی خشونت و اقدامی که جانش را به خطر انداخته است، به حمایت حرفه‌ای و محیطی امن نیازمند است. تأمین امنیت او باید بخشی جدایی‌ناپذیر از روند کمک‌رسانی باشد تا پس از درمان دوباره در معرض همان شرایط آزاردهنده قرار نگیرد. سه فرزند این زن نیز در این میان نباید فراموش شوند. دو دختر و یک پسر او اکنون با بستری بودن مادرشان روبه‌رو هستند؛ مادری که سال‌ها بخشی از زندگی روزمره‌ی آن‌ها بوده است. کودکان در چنین شرایطی ممکن است با ترس، سردرگمی و نگرانی درباره‌ی آینده مواجه شوند. آنان نیز به مراقبت و حمایت نیاز دارند تا از پیامدهای این رویداد آسیب کمتری ببینند. کمک به مادر و حمایت از فرزندانش باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا سلامت و امنیت کودکان نیز به شرایط خانوادگی و وضعیت مراقبت از آنان وابسته است. این رویداد همچنین یادآور اهمیت حمایت خانواده‌ها از زنانی است که خشونت را تجربه می‌کنند. زنی که به دلیل آزار از خانه‌ی شوهر بیرون می‌آید، نباید با سرزنش، تحقیر یا بی‌توجهی روبه‌رو شود. او بیش از هر چیز به شنیده شدن، امنیت و فرصتی برای تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده‌ی خود نیاز دارد. حمایت خانواده‌ی پدری، دسترسی به خدمات اجتماعی و روانی و پیگیری قانونی خشونت می‌توانند در جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی نقش مهمی داشته باشند. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که زن در لحظه‌های دشوار تنها گذاشته نشود و برای یافتن راهی امن، فرصت و امکانات لازم را در اختیار داشته باشد. او اکنون زنده است، اما زنده ماندنش به معنای پایان رنج‌هایش نیست. زخم‌های جسمی او نیازمند درمان‌اند و سال‌های خشونت نیز نباید نادیده گرفته شوند. آنچه این زن به آن نیاز دارد، تنها بهبود جسمی نیست؛ او باید بتواند در محیطی امن زندگی کند، از حمایت برخوردار باشد و بدون ترس برای آینده‌ی خود و فرزندانش تصمیم بگیرد. بهبود وضعیت او زمانی امکان‌پذیرتر خواهد بود که در کنار مراقبت‌های پزشکی، عوامل خشونت نیز جدی گرفته شوند و برای حفاظت از او در برابر آسیب‌های بیشتر اقدام شود. دوازده سال پس از آغاز زندگی مشترکش، این زن اکنون بر بستر شفاخانه‌ای در کابل افتاده است؛ مادری که روزگاری برای ساختن زندگی تلاش می‌کرد، اما پس از سال‌ها تجربه‌ی خشونت، به مرحله‌ای از ناامیدی رسید که جان خود را در معرض خطر قرار داد. او از مرگ نجات یافته است، اما پرسش‌های بسیاری درباره‌ی امنیت، آینده و حمایت از او و فرزندانش همچنان باقی مانده‌اند. پاسخ به این پرسش‌ها تنها به بررسی گذشته‌ی او محدود نمی‌شود، بلکه به این بستگی دارد که اکنون چه کسانی برای درمان، امنیت و بازگشت امید به زندگی او و فرزندانش گام برمی‌دارند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 102 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که یک مرد در ولسوالی اسپین‌بولدک این ولایت ابتدا همسرش را با شلیک گلوله کشته و سپس با شلیک گلوله به خودش، خودکشی کرده است. دست‌کم دو منبع گفتند که این رویداد امروز (دوشنبه، ۴ عقرب) در منطقه‌ی منار چوک از مربوطات ولسوالی اسپین‌بولدک رخ داده است. منبع تاکید کرد که مرد کشته‌ شده اورنگ نام داشت، ۳۰ ساله بود. به گفته‌ی منبع اورنگ اصالتاً باشنده‌ی ولایت سرپل بود؛ اما مدت زیادی می‌شد که در قندهار زندگی می‌کرد. تاکنون علت اصلی این رویداد روشن نیست و جزئیات بیشتری نیز در این باره منتشر نشده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب