برچسب: زنان و دختران

20 ساعت قبل - 58 بازدید

واژینوز باکتریایی (Bacterial Vaginosis یا BV) یکی از شایع‌ترین اختلالات واژینال در زنانِ سنین باروری است. بسیاری از افراد آن را با عفونت قارچی اشتباه می‌گیرند، در حالی‌که ماهیت این دو کاملاً متفاوت است. واژینوز باکتریایی در حقیقت به‌هم‌خوردن تعادل طبیعی باکتری‌های واژن است؛ تعادلی که نقش مهمی در سلامت عمومی و باروری زنان دارد. در این مقاله، به‌صورت علمی اما ساده بررسی می‌کنیم که واژینوز باکتریایی چیست، چرا ایجاد می‌شود و چه تأثیری بر باروری و بارداری دارد. واژینوز باکتریایی چیست؟ واژن به‌طور طبیعی محیطی زنده و پویا دارد که توسط باکتری‌های مفید، به‌ویژه گونه‌های لاکتوباسیلوس، محافظت می‌شود. این باکتری‌ها با تولید اسید لاکتیک، محیط واژن را اسیدی نگه می‌دارند و مانع رشد میکروب‌های مضر می‌شوند. در واژینوز باکتریایی، تعداد لاکتوباسیل‌ها کاهش می‌یابد و در مقابل، باکتری‌های بی‌هوازی مضر مانند Gardnerella vaginalis بیش از حد رشد می‌کنند. در نتیجه، pH واژن افزایش یافته و تعادل طبیعی میکروبی آن برهم می‌خورد. نکته مهم این است که BV یک بیماری مقاربتی کلاسیک محسوب نمی‌شود، هرچند فعالیت جنسی می‌تواند در بروز آن نقش داشته باشد. علائم شایع واژینوز باکتریایی برخی زنان هیچ علامتی ندارند، اما در صورت بروز علائم، موارد زیر شایع‌تر است: ترشحات رقیق خاکستری یا سفید بوی ناخوشایند شبیه بوی ماهی، به‌ویژه پس از رابطه جنسی سوزش خفیف هنگام ادرار خارش خفیف واژن شدت علائم در افراد مختلف متفاوت است و گاهی این اختلال به اشتباه به‌عنوان عفونت قارچی درمان می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند مشکل را تشدید کند. چرا واژینوز باکتریایی ایجاد می‌شود؟ عوامل مختلفی می‌توانند تعادل باکتریایی واژن را برهم بزنند، از جمله: شست‌وشوی داخلی واژن (دوش واژینال) داشتن شرکای جنسی متعدد مصرف برخی آنتی‌بیوتیک‌ها سیگار کشیدن تغییرات هورمونی به‌طور کلی، هر عاملی که جمعیت باکتری‌های مفید را کاهش دهد، می‌تواند زمینه را برای رشد بیش‌ازحد باکتری‌های مضر فراهم کند. تأثیر واژینوز باکتریایی بر سلامت باروری یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره BV، تأثیر آن بر باروری و سلامت بارداری است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این اختلال می‌تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. ۱. کاهش شانس بارداری طبیعی افزایش pH واژن می‌تواند بر حرکت و بقای اسپرم اثر منفی بگذارد. اسپرم برای حرکت مؤثر به محیطی متعادل نیاز دارد و تغییرات ناشی از BV ممکن است تحرک آن را کاهش داده و احتمال لقاح را کمتر کند. همچنین التهاب خفیف ناشی از این اختلال می‌تواند کیفیت مخاط دهانه رحم را تغییر دهد؛ مخاطی که نقش مهمی در عبور اسپرم دارد. ۲. افزایش خطر بیماری التهابی لگن (PID) در صورت درمان‌نشدن، باکتری‌ها ممکن است به رحم و لوله‌های فالوپ گسترش پیدا کنند و باعث بیماری التهابی لگن شوند. این بیماری می‌تواند: موجب انسداد لوله‌های فالوپ شود خطر بارداری خارج‌رحمی را افزایش دهد به ناباروری دائمی منجر شود به همین دلیل، تشخیص و درمان به‌موقع اهمیت زیادی دارد. ۳. تأثیر بر موفقیت درمان‌های کمک‌باروری برخی مطالعات نشان داده‌اند زنانی که تحت درمان‌هایی مانند IVF یا IUI قرار می‌گیرند و هم‌زمان دچار عدم تعادل میکروبی واژن هستند، ممکن است شانس موفقیت کمتری داشته باشند. محیط التهابی و تغییر در فلور واژینال می‌تواند بر لانه‌گزینی جنین اثر بگذارد. به همین دلیل، برخی متخصصان پیش از آغاز درمان ناباروری، وضعیت میکروبی واژن را بررسی می‌کنند. ۴. عوارض در دوران بارداری واژینوز باکتریایی در دوران بارداری با مشکلاتی مانند موارد زیر مرتبط دانسته شده است: زایمان زودرس پارگی زودرس کیسه آب وزن کم نوزاد هنگام تولد عفونت‌های پس از زایمان اگرچه همه زنان مبتلا دچار این مشکلات نمی‌شوند، اما احتمال بروز آن‌ها در مقایسه با زنان بدون BV بیشتر است. آیا واژینوز باکتریایی قابل درمان است؟ بله. درمان معمولاً با آنتی‌بیوتیک‌هایی مانند مترونیدازول یا کلیندامایسین انجام می‌شود که ممکن است به‌صورت خوراکی یا واژینال تجویز شوند. با این حال، عود BV نسبتاً شایع است و حدود ۳۰ درصد زنان طی چند ماه دوباره علائم را تجربه می‌کنند. به همین دلیل، پزشکان معمولاً توصیه می‌کنند: از دوش واژینال پرهیز شود مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک کاهش یابد در برخی موارد از پروبیوتیک‌های مخصوص واژینال استفاده شود هدف اصلی، بازگرداندن تعادل طبیعی باکتری‌های مفید است، نه فقط از بین بردن باکتری‌های مضر. نقش سبک زندگی در پیشگیری اگرچه همیشه نمی‌توان از BV پیشگیری کرد، اما برخی اقدامات می‌توانند خطر ابتلا را کاهش دهند: پرهیز از شست‌وشوی داخلی واژن استفاده از کاندوم در روابط جدید ترک سیگار رعایت بهداشت بدون افراط مراجعه به پزشک در صورت تغییر غیرطبیعی ترشحات بدن زنان دارای سیستم دفاعی پیچیده و حساسی است و گاهی حتی ساده‌ترین مداخلات می‌تواند تعادل طبیعی آن را برهم بزند. جمع‌بندی واژینوز باکتریایی اختلالی شایع اما اغلب نادیده‌گرفته‌شده است که می‌تواند فراتر از یک ترشح ساده باشد. این مشکل نه‌تنها کیفیت زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه در صورت درمان‌نشدن، ممکن است بر سلامت باروری، روند بارداری و حتی سلامت نوزاد اثر بگذارد. خبر خوب این است که با تشخیص به‌موقع، درمان مناسب و رعایت چند نکته ساده می‌توان خطرات آن را تا حد زیادی کاهش داد. آگاهی، نخستین گام در حفظ سلامت باروری است و هر تغییر غیرعادی در ترشحات یا بوی واژن، نیازمند بررسی پزشکی خواهد بود. سلامت باروری تنها به باردار شدن محدود نمی‌شود؛ بلکه به حفظ تعادل طبیعی بدن و مراقبت آگاهانه از آن وابسته است. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 50 بازدید

گروه بین‌المللی بحران (ICG) اعلام کرده است که با وجود محدودیت‌های گسترده‌ علیه زنان و دختران در افغانستان، بسیاری از آن‌ها به راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و عمدتاً خانگی رو آورده‌اند. اين سازمان، گزارش خود تحت عنوان «خط زندگی ناپایدار؟ کسب‌وکار به رهبری زنان در افغانستان» را منتشر کرده و گفته است که بسیاری از زنان در افغانستان پس از ممنوعیت کار در ادارات دولتی، نهادهای بین‌المللی و داخلی، در کسب‌وکارهای خانگی، صنایع دستی و تولید مواد غذایی فعالیت می‌کنند. در بخشی از گزارش آمده است که بسیاری از این کسب‌وکارها توسط زنان از خانه مدیریت می‌شوند و محصولات آنها در نبود دسترسی گسترده به بازارهای رسمی، از طریق شبکه‌های اجتماعی و به‌صورت آنلاین به فروش می‌رسند. این نهاد تاکید کرد که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی، میزان جوازهای صادرشده برای کسب‌وکارهای زنان، چهار برابر شده است و بسیاری از این کسب‌وکارها بدون داشتن جواز رسمی فعالیت می‌کنند. گروه بین‌المللی بحران افزوده است که محدودیت‌ها بر رفت‌وآمد زنان، لزوم داشتن محرم شرعی هنگام رفتن به بازار و نمایشگاه‌ها و فضاهای عمومی، مانع گسترش این کسب‌وکارها شده است. در ادامه آمده است که شماری از زنان با استفاده از نمایشگاه‌های تجاری، بازارهای ویژه‌ی زنان و برنامه‌های محدود حمایتی نهادهای بین‌المللی توانسته‌اند دامنه فعالیت خود را گسترش دهند. براساس این گزارش، نبود دسترسی به سرمایه، ضعف نظام بانکی، محدودیت آموزش‌های حرفه‌ای و کاهش کمک‌های بین‌المللی، مانع رشد مشاغل و کسب‌وکارهای زنان در افغانستان شده است. همچنین این سازمان از نهادهای بین‌المللی و اهداکنندگان خواسته است که با کمک‌های نقدی و راه‌اندازی دوره‌‌های آموزشی برای زنان تجارت‌پیشه و دارای کسب‌وکار در افغانستان، از آن‌ها برای رونق کسب‌وکارشان حمایت کنند. طی بیش از چهار سال گذشته، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حقوق و آزادی‌های اساسی زنان و دختران در کشور وضع شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 100 بازدید

بخش زنان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که صلح در حقیقت زنانی هستند که پشت میز تصمیم‌گیری حضور دارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت روز جهانی زندگی در صلح و همزیستی گفته است که صلح زمانی وجود دارد که زنان و دختران نقش‌های رهبری را بر عهده می‌گیرند و امنیت‌شان غیر قابل مذاکره است. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «صلح تنها به اندازه‌ی زنانی قدرت‌مند است که آن را به وجود می‌آورند.» این در حالی است که زنان و دختران در افغانستان، از ساختارهای تصمیم‌گیری کنار زده شدند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. با وجود فشارهای گسترده جهانی و درخواست‌های مکرر نهادهای بین‌المللی، حکومت فعلی تا اکنون در سیاست‌های خود تغییری ایجاد نکرده‌ است.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 76 بازدید

در یکی از کوچه‌های فرعی و خاک‌آلود دشت‌برچی کابل، جایی که دیوارهای خانه‌ها هنوز نشانه‌های سال‌ها انفجار، دود و فقر را بر خود داشتند، قهوه‌خانه‌ی کوچکی وجود داشت که از دور چندان متفاوت به نظر نمی‌رسید. تابلوی کوچکی با رنگ آبی کم‌رنگ بالای دروازه آویزان بود و روی آن نوشته شده بود: «خانه‌ی روشنایی». بسیاری از رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند؛ مردانی که با عجله برای یافتن کار روزانه راهی سرک‌های مزدوری می‌شدند، زنانی که بقچه‌های نان خشک در دست داشتند و کودکانی که در میان خاک و دود بازی می‌کردند. اما پشت همان دروازه‌ی ساده، دنیای کوچکی پنهان بود که بوی قهوه، چای سبز و کتاب‌های کهنه در آن با امید و اندوه درهم آمیخته بود. صاحب آن قهوه‌خانه، دختری بود به نام مروه؛ دختری بیست‌وسه ساله با چادری سیاه، چشمانی خسته و صدایی آرام که بیشتر شبیه آدم‌هایی بود که مدت زیادی درد را در سکوت حمل کرده‌اند. مروه روزگاری دانشجوی رشته‌ی جامعه‌شناسی در یکی از دانشگاه‌های خصوصی کابل بود؛ دختری که تمام رؤیاهایش را میان کتاب‌ها، صنف‌های درسی و آرزوهای ساده‌ی یک زندگی معمولی جستجو می‌کرد. او در خانواده‌ای متوسط و سنتی بزرگ شده بود. پدرش کارمند بازنشسته‌ی یکی از اداره‌های دولتی بود و سال‌ها عمرش را پشت میزهای خاک‌خورده‌ی اداره سپری کرده بود. مردی آرام با موهای سفید و دستانی که از سختی زندگی ترک برداشته بود. مادرش زن خانه‌داری بود که بیشتر عمرش را میان آشپزخانه، خیاطی لباس‌های کودکان و نگرانی برای آینده‌ی فرزندانش گذرانده بود. خانواده‌ی مروه از آن خانواده‌هایی بودند که با هزار سختی، اما با غرور، دخترشان را به دانشگاه فرستادند؛ چیزی که در بسیاری از خانواده‌های اطراف‌شان هنوز هم آسان پذیرفته نمی‌شد. روز قبولی مروه در دانشگاه، پدرش تا نیمه‌های شب بیدار مانده بود. او آن شب برای همسایه‌ها شیرینی برده و با افتخار گفته بود: «دخترم دانشگاه قبول شده.» در صدایش چیزی شبیه امید وجود داشت؛ امیدی که سال‌ها زیر فشار جنگ، فقر و ناامنی خاموش شده بود. مروه عاشق درس خواندن بود. از کودکی کتاب دوست داشت. وقتی هم‌سن‌وسال‌هایش در کوچه بازی می‌کردند، او کنار پنجره می‌نشست و کتاب‌های کهنه‌ای را که از بازار لیلامی خریده بود، می‌خواند. بیشتر از همه، به سرنوشت زنان علاقه داشت. وقتی وارد دانشگاه شد، رشته‌ی جامعه‌شناسی را با اشتیاق انتخاب کرد، چون می‌خواست بفهمد چرا زندگی زنان در افغانستان همیشه این‌قدر دشوار است؛ چرا دختران بسیاری پیش از آن‌که رؤیاهای‌شان را بشناسند، مجبور به ازدواج می‌شوند؛ چرا بعضی زنان حتی اجازه ندارند صدای خود را بلند کنند. در صنف درسی، همیشه در ردیف اول می‌نشست. استادانش می‌گفتند مروه بیش از آن‌که فقط یک دانشجو باشد، کسی است که درد جامعه را درک می‌کند. او ساعت‌ها درباره‌ی فقر، مهاجرت، خشونت خانوادگی و محرومیت زنان مطالعه می‌کرد و در دفترچه‌ای کوچک یادداشت می‌نوشت. یکی از آرزوهایش این بود که روزی پژوهشگری شود که درباره‌ی زندگی زنان افغان کتاب بنویسد. اما همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز صبح، کابل حال و هوای عجیبی داشت. هوا ابری بود و باد سردی در کوچه‌ها می‌پیچید. مروه طبق عادت هر روز کتاب‌هایش را در بکس گذاشت. مادرش برایش نان و چای آماده کرد و هنگام بیرون رفتن، آرام گفت: «زود برگرد دخترم.» وقتی به نزدیکی دانشگاه رسید، ازدحام غیرعادی دختران را دید. همه حیران و ساکت بودند. بعضی گریه می‌کردند، بعضی به تلفن‌های‌شان خیره شده بودند. دروازه‌ی دانشگاه بسته بود و چند مرد مسلح آنجا ایستاده بودند. یکی از کارمندان دانشگاه با صدای پایین گفت: «تا اطلاع بعدی، دخترها اجازه‌ی آمدن ندارند.» برای لحظه‌ای، مروه احساس کرد صدای اطرافش قطع شده است. انگار تمام شهر ناگهان در سکوت فرو رفت. او فقط به دروازه‌ی بسته نگاه می‌کرد؛ همان دروازه‌ای که هزاران بار با امید از آن گذشته بود. آن شب، خانه‌شان غرق سکوت بود. پدرش چیزی نمی‌گفت و فقط رادیوی کوچکش را خاموش و روشن می‌کرد. مادرش چند بار خواست دلداری‌اش بدهد، اما خودش نیز گریه می‌کرد. مروه تا نیمه‌های شب بیدار ماند. کتاب‌هایش را روی زمین چیده بود و یکی‌یکی ورق می‌زد. روی یکی از صفحه‌ها نوشته بود: «جامعه‌ای که زنانش را خاموش کند، خودش نیز خاموش خواهد شد.» ماه‌های بعد، زندگی مروه رنگ دیگری گرفت. کابل هر روز غمگین‌تر می‌شد. بسیاری از دخترانی که همراه او درس می‌خواندند، خانه‌نشین شدند. بعضی‌ها افسرده شدند، بعضی به اجبار نامزد شدند و بعضی حتی کتاب‌های‌شان را جمع کردند تا کمتر درد بکشند. مروه اما نمی‌توانست از کتاب فاصله بگیرد. هر صبح زود بیدار می‌شد، اتاقش را جارو می‌کرد، چای دم می‌کرد و چند ساعت مطالعه می‌کرد؛ انگار هنوز دانشجو بود. اما در دلش، ترس سنگینی وجود داشت. او می‌ترسید که آرام‌آرام امیدش را از دست بدهد. گاهی عصرها، پشت پنجره‌ی اتاقش می‌ایستاد و به کوچه نگاه می‌کرد. دختران همسایه یکی‌یکی کمتر دیده می‌شدند. بعضی خانواده‌ها دیگر اجازه نمی‌دادند دختران‌شان حتی برای خرید نان از خانه بیرون شوند. سکوت عجیبی روی زندگی مردم افتاده بود؛ سکوتی که از صدای انفجار هم سنگین‌تر به نظر می‌رسید. مروه احساس می‌کرد شهر، آرام‌آرام زنانش را می‌بلعد؛ زنانی که روزی با کتاب و قلم در جاده‌های کابل رفت‌وآمد می‌کردند و حالا پشت پنجره‌ها پنهان شده بودند. با این حال، او هنوز دفترچه‌ی یادداشتش را کنار نگذاشته بود. هر شب چیزهایی می‌نوشت؛ درباره‌ی دخترانی که رؤیاهای‌شان ناتمام مانده بود، درباره‌ی مادرانی که با نگرانی به آینده‌ی فرزندان‌شان نگاه می‌کردند و درباره‌ی شهری که امید را آهسته از دست می‌داد. گاهی با خودش فکر می‌کرد شاید هیچ‌کس این نوشته‌ها را نخواند، اما باز هم می‌نوشت؛ چون احساس می‌کرد اگر ننویسد، بخشی از وجودش خاموش خواهد شد. برادرش حامد، سال‌ها پیش به آلمان مهاجرت کرده بود. او در یکی از رستورانت‌های برلین کار می‌کرد و هر ماه بخشی از درآمدش را برای خانواده می‌فرستاد. حامد وقتی صدای غمگین خواهرش را از پشت تلفن شنید، برای لحظه‌ای خاموش ماند. بعد گفت: «اگر دانشگاه را از تو گرفتند، نگذار روحت را هم بگیرند.» چند هفته بعد، حامد مقداری پول فرستاد و پیشنهاد داد که مروه کاری را آغاز کند؛ جایی که دختران بتوانند جمع شوند، کتاب بخوانند و احساس زنده بودن کنند. پیدا کردن مکان آسان نبود. بیشتر صاحب‌خانه‌ها حاضر نبودند دکان‌شان را به دختران بدهند. بعضی‌ها با تمسخر می‌گفتند: «قهوه‌خانه برای دختر؟ اینجا اروپا نیست.» بعضی دیگر از دردسر می‌ترسیدند. اما سرانجام، در یکی از کوچه‌های دشت‌برچی، دکان کوچکی پیدا شد؛ جایی تاریک با دیوارهای ترک‌خورده و پنجره‌ای شکسته. مروه وقتی برای اولین بار آنجا را دید، نمی‌دانست باید خوشحال باشد یا ناامید. اما همان شب، وقتی با مادرش درباره‌اش حرف زد، مادرش آرام گفت: «هر روشنایی از یک جای کوچک شروع می‌شود.» آن‌ها با کمترین امکانات دکان را آماده کردند. پدرش خودش دیوارها را رنگ کرد. مادرش پرده‌های ساده دوخت. حامد از آلمان چند قفسه‌ی کتاب و دستگاه قهوه فرستاد. مروه نیز کتاب‌های شخصی‌اش را آورد؛ کتاب‌هایی درباره‌ی جامعه، تاریخ، ادبیات و زنان. وقتی قهوه‌خانه باز شد، در روزهای اول مشتری زیادی نداشت. بعضی فقط از سر کنجکاوی می‌آمدند. بعضی با تردید نگاه می‌کردند و زود می‌رفتند. اما کم‌کم دخترانی که مثل مروه از درس مانده بودند، آنجا را پیدا کردند. لیلا، دانشجوی طب، یکی از اولین کسانی بود که آمد. پدرش راننده‌ی تکسی بود و با هزار قرض او را به دانشگاه فرستاده بود. حالا لیلا بیشتر روزها در خانه گریه می‌کرد تا این‌که راهش به قهوه‌خانه افتاد. بعد سارا آمد؛ دختری که حقوق می‌خواند و آرزو داشت وکیل شود. مهتاب نیز به آن‌ها پیوست؛ دختری آرام که می‌خواست خبرنگار شود، اما حالا در خانه قالین‌بافی می‌کرد. این چهار دختر کم‌کم قهوه‌خانه را به پناهگاهی کوچک تبدیل کردند. صبح‌ها زود می‌آمدند، چای آماده می‌کردند، کتاب‌ها را مرتب می‌ساختند و تا شب آنجا می‌ماندند. گاهی دختران نوجوان برای مطالعه می‌آمدند. بعضی آهسته می‌پرسیدند: «می‌توانیم اینجا کتاب بخوانیم؟» و مروه همیشه لبخند می‌زد و می‌گفت: «اینجا برای همین ساخته شده.» روی یکی از دیوارها، با خط درشت نوشته شده بود: «هیچ تاریکی ابدی نیست.» زمستان که رسید، اوضاع سخت‌تر شد. برق بیشتر شب‌ها قطع می‌شد. بخاری کوچک به‌سختی اتاق را گرم می‌کرد. قیمت آرد و روغن بالا رفت و کرایه‌ی دکان عقب افتاد. گاهی فقط دو یا سه مشتری می‌آمدند. بعضی شب‌ها مروه تا خانه پیاده می‌رفت تا پول کرایه‌ی موتر را صرف خرید چای و شکر کند. اما با وجود همه‌ی سختی‌ها، قهوه‌خانه هنوز زنده بود. بعضی عصرها، دختران دور یک میز جمع می‌شدند و کتاب می‌خواندند. گاهی درباره‌ی آینده حرف می‌زدند؛ آینده‌ای که مبهم و دور به نظر می‌رسید. یک شب، مهتاب با صدای لرزان گفت: «اگر این وضعیت ده سال ادامه پیدا کند چی؟» سکوت سنگینی اتاق را پر کرد. صدای باد از پنجره‌ی نیمه‌شکسته می‌آمد. مروه برای لحظه‌ای چیزی نگفت. بعد آرام پاسخ داد: «حتی اگر ده سال هم طول بکشد، ما نباید ذهن‌مان را خاموش کنیم. روزی این محدودیت تمام می‌شود. تاریخ همیشه تغییر کرده.» بعد از آن شب، دختران تصمیم گرفتند هر هفته یکی از کتاب‌هایی را که دوست داشتند، برای دیگران معرفی کنند. گاهی شعر می‌خواندند، گاهی درباره‌ی زندگی زنان نویسنده حرف می‌زدند و گاهی فقط از ترس‌ها و آرزوهای‌شان می‌گفتند. همان گفت‌وگوهای ساده، به آن‌ها احساس زنده بودن می‌داد. قهوه‌خانه دیگر فقط جایی برای نوشیدن چای نبود؛ شبیه پناهگاهی شده بود که در آن، آدم‌ها می‌توانستند بدون ترس از خاموش شدن رؤیاهای‌شان حرف بزنند. گاهی خبرنگاران خارجی به قهوه‌خانه می‌آمدند. از دختران عکس می‌گرفتند و درباره‌ی زندگی‌شان می‌پرسیدند. اما بعد از رفتن آن‌ها، همه‌چیز دوباره به همان سکوت و نگرانی همیشگی برمی‌گشت. با این حال، «خانه‌ی روشنایی» کم‌کم میان دختران کابل شناخته شد. بعضی‌ها کتاب هدیه می‌آوردند. بعضی دختران مخفیانه زبان انگلیسی درس می‌دادند. گاهی حتی مادران نیز می‌آمدند و گوشه‌ای می‌نشستند؛ زنانی که خودشان هرگز فرصت درس خواندن نداشتند، اما حالا می‌خواستند دختران‌شان امیدشان را از دست ندهند. یک روز دختر نوجوانی وارد قهوه‌خانه شد و با خجالت گفت: «خواهر، من می‌خواهم داکتر شوم… فکر می‌کنید هنوز ممکن است؟» مروه برای لحظه‌ای به چشمان او نگاه کرد؛ چشمانی که هنوز پر از رؤیا بود. بعد لبخند تلخی زد و گفت: «تا وقتی آرزو داری، هنوز ممکن است.» آن شب، وقتی قهوه‌خانه بسته شد و همه رفتند، مروه کنار پنجره ایستاد. بیرون، کابل در تاریکی و دود فرو رفته بود. صدای دور موترها و سگ‌های ولگرد می‌آمد. او به آسمان نگاه کرد و برای لحظه‌ای، روزهای دانشگاه را به یاد آورد؛ روزهایی که با بکس پر از کتاب از خانه بیرون می‌شد و فکر می‌کرد آینده روشن است. او فهمیده بود که بعضی جنگ‌ها با اسلحه نیستند؛ بعضی جنگ‌ها در سکوت اتفاق می‌افتند، در دل آدم‌هایی که هر روز میان ناامیدی و امید دست‌وپا می‌زنند. «خانه‌ی روشنایی» شاید قهوه‌خانه‌ی کوچکی در یکی از کوچه‌های فراموش‌شده‌ی کابل بود، اما برای دخترانی که به آنجا می‌آمدند، معنایی بزرگ‌تر داشت. آنجا جایی بود که هنوز می‌شد رؤیا دید، هنوز می‌شد کتاب خواند و هنوز می‌شد باور کرد که تاریکی، آخرین سرنوشت این شهر نیست. اشک آرام از چشمانش پایین آمد، اما لبخند کوچکی بر لب داشت. زیرا حالا فهمیده بود که امید همیشه در جاهای بزرگ زنده نمی‌ماند. گاهی امید در یک قهوه‌خانه‌ی کوچک، میان بوی چای و کتاب، در دل چند دختر خسته اما مقاوم نفس می‌کشد. و مروه هنوز هر صبح، پیش از طلوع آفتاب، دروازه‌ی «خانه‌ی روشنایی» را باز می‌کرد؛ با این باور که روزی دختران افغانستان دوباره به دانشگاه برخواهند گشت، دوباره در صنف‌های درسی خواهند نشست و هیچ دختری مجبور نخواهد شد رؤیاهایش را پشت دروازه‌های بسته جا بگذارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 74 بازدید

نمایشگاهی تحت عنوان «عیدبازار» برای فروش و بازاریابی به صنایع دستی و فرآورده‌های خوراکی زنان و دختران در هرات گشایش یافت. این نمایشگاه ۱۰روزه امروز (شنبه، ۲۶ ثور) از سوی اتاق تجارت و صنایع زنان با همکاری دفتر فرهنگی ترکیه در افغانستان (تیکا) گشایش یافته و برای ۹ روز دیگر نیز ادامه خواهد یافت. در این نمایشگاه، صنایع دستی زنان شامل پوشاک‌های محلی، گل‌دوزی، زیورآلات و کالاهای تزیینی و خوراکی‌های تولیدی آن‌ها به دید گذاشته شده‌اند. مسوولان برگزارکننده می‌گویند که این نمایشگاه فرصتی برای ارتقای مهارت‌های اقتصادی زنان و ایجاد ارتباط مستقیم میان تولیدکنندگان و مشتریان فراهم می‌کند و در ترویج تجارت زنان در بدخشان نقش مهمی دارد. همزمان با ممنوعیت کار زنان در بسیاری از بخش‌ها، شمار زیادی از آنان به کارهای خصوصی و صنایع‌دستی رو آورده‌اند. با این حال، کار زنان در این بخش نیز با مشکل‌های زیادی روبرو است. مسوولان برگزاری خواستار حمایت دولت و نهادهای بین‌المللی از زنان و دختران تجارت‌پیشه‌ شده‌اند. آنان می‌گویند که زنان و دختران نیازمند حمایت هستند و باید محدودیت‌های وضع شده از پیش‌روی زنان برداشته شود. همچنین شماری از فروشندگان در این نمایشگاه، از مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم شکایت دارند. در حالی این نمایشگاه برگزار می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 53 بازدید

یک سازمان بشردوستانه هالندی ابراز نگرانی کرده است که زنان و دختران در افغانستان، سودان، میانمار و نوار غزه بیشترین آسیب را از کاهش کمک‌های بشردوستانه متحمل می‌شوند. این سازمان با نشر گزارشی هشدار داده است که قطع یا کاهش این کمک‌ها دسترسی زنان به خدمات اساسی را تهدید می‌کند. اینگه کائور، مدیر سازمان امدادرسانی مراقبت یا «CARE» گفت: «زمانی که برنامه‌های کمک‌رسانی کاهش پیدا می‌کند زنان و دختران اولین کسانی هستند که دسترسی خود به خدمات درمانی، درآمد، حمایت و آموزش را از دست می‌دهند.» وی که به‌تازگی به افغانستان سفر کرده است، این اظهارات را در گفتگو با رسانه‌های هالندی مطرح کرده و گفته است که چند پروژه در این کشور از جمله کلینیک درمان سوءتغذیه کودکان و طرح آموزش دختران در مناطق دورافتاده به‌زودی بی‌بودجه می‌شوند. مدیر این سازمان می‌گوید در سفرش به افغانستان، کودکی هفت‌ماهه را دیده است که تنها ۳ کیلوگرم وزن داشته است. همچنین اینگه کائور از دیدار با یک دختر ۹ ساله روایت کرده که تازه خواندن را آغاز کرده و آرزو داشته است پزشک یا معلم شود. او در بخشی از صحبت‌هایش با ابراز نگرانی گفت: «فرصت‌های خوب برای کمک به دلیل قطع شدن بودجه در معرض توقف قرار گرفتند. این مسئله نه تنها بر کودکان امروز تاثیر می‌گذارد بلکه نسل آینده را تحت تاثیر قرار می‌دهد.» مدیر سازمان امدادرسانی CARE افزوده است که افغانستان از داشتن معلمان آینده محروم می‌شود، جمعیت همچنان در وضعیت محرومیت باقی می‌ماند و فرصت‌های اقتصادی کمتری قابل استفاده خواهد بود. او گفت: «با وجود اقدامات سرکوبگرانه، قابله‌ها هنوز به مناطق روستایی سفر می‌کنند و زنانی هستند که در مراکز درمانی کار می‌کنند، حتی اگر مجبور باشند با همراه مرد حرکت کنند.» این سازمان بشردوستانه تاکید کرده است که تداوم این وضعیت در درازمدت امکان‌پذیر نیست.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 165 بازدید

منابع محلی از ولایت جوزحان می‌گویند در حمله‌ی افراد مسلح ناشناس بر یک خانه در شهر شبرغان، مرکز این ولایت یک زن، سه دختر و یک پسرش به قتل رسیده و دو پسر دیگر این خانواده زخمی شده‌اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد شب گذشته‌ (پنج‌شنبه، ۲۴ ثور) در منطقه‌ی «پمپ‌خانه» از مربوطات بندر سرپل شهر شبرغان رخ داده است. منبع تاکید کرده است که افراد مسلح شب‌هنگام وارد یک خانه شده و با شلیک گلوله، مادر خانواده، سه دختر و یک پسرش را به قتل رسانده و دو پسر خردسال را زخمی کرده‌اند. بر اساس اطلاعات منابع، وضعیت زخمی‌های این رویداد نیز وخیم است. منابع می‌گویند پدر این خانواده کارگر عادی است و در یک تانک تیل به‌گونه‌ی شبانه‌روزی کار می‌کند. منبع در ادامه افزوده است که در هنگام وقوع این رویداد، پدر خانواده حضور نداشته و در محل کارش در تانک تیل بوده است. در عین حال، فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ی این رویداد را تایید کرده و از بازداشت دو تن به اتهام قتل خبر داده است. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۲:۰۰ پنج‌شنبه‌شب (۲۴ ثور) در مربوطات حوزه چهارم امنیتی شهر شبرغان رخ داده است. در اعلامیه آمده است که افراد مسلح پس از حمله به یک منزل مسکونی، پنج عضو یک خانواده را با ضرب گلوله‌ی کلاشنکوف به قتل رسانده و دو عضو دیگر این خانواده را زخمی کرده‌اند. قابل ذکر است که قتل‌های مرموز به ویژه قتل زنان در نقاط مختلف کشور افزایش یافته است. دیروز جسدهای دو زن از کابل و جسد یک زن از قندهار پیدا شدند که به گونه‌ی مرموزی به قتل رسیده بودند. در اکثریت موارد، هویت عاملان این رویدادها و انگیزه‌ی قتل‌های مرموز همگانی نمی‌شود.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 131 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل از پیدا شدن اجساد دو زن در این شهر خبر داده که به شکل فجیع شکنجه و به قتل رسیده‌اند. دست‌کم دو منبع امروز (پنج‌شنبه، ۲۴ ثور) گفته‌اند که این اجساد در ناحیه ۱۷ شهر کابل از دامنه کوه مسیر «سرک مارشال فهیم» توسط باشندگان محل پیدا شده است. منبع تاکید کرده است که قربانیان ۱۹ و ۳۵ سال سن دارند. منبع افزوده است که اجساد این قربانیان در حالی که با پارچه‌های سفید پوشانده شده و آلوده به خون بوده‌اند، توسط باشندگان محل کشف شده است جزییات بیشتر در این باره شریک نشده است. تا اکنون جزئیات بیشتری از هویت قربانیان یا انگیزه این قتل‌ها در دست نیست. این رویداد در پی افزایش موارد ناپدید شدن و قتل‌های مرموز در روزهای اخیر در سراسر کشور گزارش می‌شود. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 71 بازدید

نمایندگی اتحادیه اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مردم افغانستان با فقر، ناامنی غذایی، شوک‌های اقلیمی و بی‌جاشدگی گسترده روبرو هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۴ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود با تاکید بر حمایت‌ از مردم افغانستان، گفته است که لغو محدودیت‌ها علیه زنان و دختران در این کشور ضروری است. اتحادیه اروپا با اشاره به گزارش اخیر برنامه توسعه سازمان ملل درباره چالش‌های مردم افغانستان از وضعیت شهروندان این کشور ابراز نگرانی کرده است. در گزارش اخیر برنامه توسعه سازمان ملل آمده است که بازگشت بی‌سابقه پناه‌جویان، خشکسالی و کاهش کمک‌ها، افغانستان را به بحران کشانده است. در این گزارش تاکید شده است که حدود ۲۸ میلیون نفر در افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی در فقر زند‌گی کرده‌اند و بیش از ۸۰ درصد خانواده‌ها بدهکار هستند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. با وجود فشارهای گسترده جهانی و درخواست‌های مکرر نهادهای بین‌المللی، حکومت فعلی تا اکنون در سیاست‌های خود تغییری ایجاد نکرده‌ است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 104 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که نیروهای استخبارات حکومت سرپرست یک زن جوان را که تجربه کاری خبرنگاری داشته، از مرکز شهر بازداشت کرده‌اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این زن ۲۷ ساله، حبیبه صالحی نام دارد و به‌تازگی برای دیدار با فامیلش از ترکیه به هرات آمده بود و نیروهای دولت پس از بازداشت وی را به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند. منبع در ادامه تاکید کرده است که نیروهای دولت او را صبح دیروز (چهارشنبه، ۲۳ ثور) در منطقه «نمبر یک» از مربوطات مرکز شهر هرات بازداشت کردند. منبع می‌‎گوید که مسوولان حکومت به وابستگان این زن جوان هیچ پاسخی ارائه نکرده‌اند. به گفته‌ی منابع، حبیبه صالحی قبل از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، گرداننده یکی از برنامه‌های تلویزیون «دنیای نو» در هرات بوده است. همچنین شماری از رسانه‌ها گزارش داده‌اند که این زن جوان خبرنگار و فعال شبکه‌های اجتماعی بوده و با یکی از رسانه‌های ترکیه به‌عنوان خبرنگار فعالیت داشته است. تا اکنون مشخص نیست که این زن جوان به‌ چه دلیلی بازداشت و به کجا منتقل شده است. مسوولان محلی حکومت در هرات تا اکنون در این مورد چیزی نگفته‌اند.

ادامه مطلب