برچسب: رسانه گوهرشاد

2 هفته قبل - 72 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که قابله‌ها در مناطق دورافتاده‌ی افغانستان، با استفاده از نسخه‌ی فارسی برنامه‌ی «زایمان ایمن» توانسته‌‌اند که مراقبت‌های امن و مؤثرتری برای مادران و نوزادان فراهم کنند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که این برنامه در مرکزهای درمانی در دسترس قابله‌ها قرار دارد و شامل رهنمایی‌های درمانی، ویدیوهای آموزشی مرحله‌به‌مرحله و موضوع‌های تعاملی است. در گزارش آمده است که قابله‌ها با بهره‌گیری از این برنامه می‌توانند که در محیط‌هایی با امکانات کم، تصمیم‌های درمانی دقیق‌تر و سریع‌تر بگیرند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که مسوولان صحی می‌گویند برنامه‌ی «زایمان ایمن» افزون بر تقویت دانش و مهارت قابله‌ها، زمینه‌ی تبادل تجربه و افزایش اعتمادبه‌نفس حرفه‌ای آنان را نیز فراهم کرده است. این نهاد به نقل از آنان نوشته است که این ابزار در شرایط کم‌بود امکانات و دسترسی محدود به آموزش حضوری، نقش مهمی در پیش‌گیری از عوارض و نجات جان مادران و نوزادان ایفا می‌کند. برنامه‌ی «زایمان ایمن» یک ابزار آموزشی و درمانی الکترونیکی است که برای پشتیبانی از قابله‌ها و کارکنان صحی در جریان مراقبت‌های بارداری و زایمان طراحی شده است. این برنامه شامل رهنمایی‌های علمی درباره مدیریت عوارض شایع مانند خون‌ریزی پس از زایمان، فشار خون بلند در بارداری، احیای نوزاد و مراقبت از نوزادان نارس است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد هدف از راه‌اندازی این ابزار، تقویت مهارت‌های عملی قابله‌ها، بهبود تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی و کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان در مناطق دورافتاده عنوان شده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 120 بازدید

از همان شبی که برای نخستین بار به خانه‌ی شوهرش قدم گذاشت، چیزی در دلش فرو ریخت؛ احساسی که آن زمان نمی‌توانست نامش را بگذارد، اما بعدها فهمید ترس بوده است؛ ترسی که آهسته و بی‌صدا، مثل رطوبت، در دیوارهای زندگی‌اش نفوذ می‌کرد و هر روز گسترده‌تر می‌شد. او فقط هجده سال داشت؛ دختری که هنوز بوی نوجوانی می‌داد و رویاهای ساده‌ای در سر داشت؛ رویاهایی مثل ادامه‌ی مکتب، خندیدن با دوستان، یا حتی یک زندگی معمولی با شوهری که دوستش داشته باشد. اما در فرهنگ خانواده‌اش، ازدواج بیشتر یک تصمیم جمعی بود تا انتخاب شخصی. وقتی پدرش گفت «خواستگار خوب است، زندگی‌ات تأمین می‌شود»، او فقط سرش را پایین انداخت و قبول کرد، چون از کودکی یاد گرفته بود که دختر خوب مخالفت نمی‌کند. پنج سال گذشت، اما آن پنج سال برای او به اندازه‌ی یک عمر دردناک طول کشید. خانه‌ی شوهرش بزرگ بود، اما در آن خانه برای او جایی امن وجود نداشت. از همان روزهای اول، مادرشوهرش با نگاه‌های سنگین و کلمات نیش‌دار به او فهماند که حضورش مطلوب نیست. هر کاری که می‌کرد، ایرادی پیدا می‌شد؛ اگر غذا می‌پخت، می‌گفتند بدمزه است؛ اگر خانه را تمیز می‌کرد، می‌گفتند هنوز کثیف است؛ اگر سکوت می‌کرد، می‌گفتند بی‌ادب است. خواهرشوهرش که چند سالی از او بزرگ‌تر بود، رفتاری تحقیرآمیز داشت و مدام او را با دختران دیگر مقایسه می‌کرد. پدرشوهرش هم مردی خشن بود که باور داشت زن باید با ترس «آموزش» ببیند. شوهرش در آغاز چندان بدرفتار نبود، اما مشکل اینجا بود که او هیچ‌وقت از همسرش دفاع نکرد؛ سکوتش به اندازه‌ی خشونت دیگران دردناک بود. کم‌کم آن سکوت تبدیل به بی‌تفاوتی شد و بی‌تفاوتی به نوعی همراهی خاموش با ظلم تبدیل شد. اولین بار که لت‌وکوب شد، فقط چند هفته از عروسی‌اش گذشته بود. دلیلش چیزی ساده بود؛ نمک غذا کمی زیاد شده بود. مادرشوهرش سیلی محکمی به صورتش زد، آن‌قدر که گوشش سوت کشید و اشک بی‌اختیار از چشمانش جاری شد. خواهرشوهرش موهایش را کشید و گفت «باید یاد بگیری»، و پدرشوهرش فقط نگاه کرد و گفت «زن باید ادب شود». آن شب او در اتاق کوچکشان نشست و بی‌صدا گریه کرد، اما هنوز امید داشت؛ امیدی کودکانه که شاید اگر بیشتر تلاش کند، اگر مهربان‌تر باشد، اگر اشتباه نکند، همه‌چیز بهتر می‌شود. اما اشتباه او همین بود که فکر می‌کرد مشکل از خودش است. سال اول باردار شد و اولین کودک به دنیا آمد. مادر شدن برایش هم‌زمان شیرین و دردناک بود. وقتی نوزادش را در آغوش می‌گرفت، احساس می‌کرد زندگی هنوز ارزش ادامه دادن دارد، اما همان زمان فشارها بیشتر شد. می‌گفتند «فقط بچه آوردن بلد است»، «هیچ هنر دیگری ندارد». شب‌ها با بدن دردناک از کارهای خانه و زخم‌های تازه، کودک را شیر می‌داد و در سکوت اشک می‌ریخت تا کسی نشنود. دو سال بعد کودک دوم و سپس سوم به دنیا آمدند، اما به‌جای این‌که جایگاهش در خانواده بهتر شود، خشونت شدیدتر شد. حالا او نه‌تنها عروس «بی‌ارزش» بود، بلکه مادری بود که به‌زعم آن‌ها «بار اضافی» آورده است. خشونت فقط به توهین محدود نبود. بارها با دست و چوب زده شد. یک بار آن‌قدر او را هل دادند که به دیوار خورد و چند دقیقه نفسش بند آمد. یک بار ظرف فلزی به طرفش پرتاب شد و پیشانی‌اش شکافت. بدنش پر از کبودی‌هایی بود که یاد گرفته بود پنهان کند. اما درد واقعی در روحش بود؛ تحقیر مداوم، شنیدن جملاتی مثل «تو هیچ نیستی»، «کاش پسر ما با تو ازدواج نمی‌کرد»، «تو بدبختی آوردی». کم‌کم خودش هم این حرف‌ها را باور می‌کرد و اعتمادبه‌نفسش نابود می‌شد. سه ماه قبل از فرارش، خشونت‌ها به اوج رسید. آن روز بهانه فقط لباس‌هایی بود که به‌زعم آن‌ها خوب شسته نشده بود. دعوا شروع شد و خیلی زود به لت‌وکوب تبدیل شد. مادرشوهرش موهایش را کشید، خواهرشوهرش او را هل داد و پدرشوهرش با چوب به او ضربه زد. شوهرش باز هم فقط ایستاده بود. در آن لحظه، چیزی در وجودش شکست؛ نه از ترس، بلکه از خستگی عمیق. احساس کرد اگر بماند، یا خواهد مرد یا کاملاً نابود خواهد شد. همان شب، وقتی همه خواب بودند، به اتاق کودکان رفت، هر سه را بوسید، صورتشان را لمس کرد و با اشک‌های بی‌صدا خداحافظی کرد. سپس در تاریکی خانه را ترک کرد و به سمت خانه‌ی پدرش رفت. وقتی به خانه‌ی پدر رسید، تصور می‌کرد بالاخره پناهگاهی پیدا کرده است، اما خیلی زود فهمید اشتباه کرده است. مادرش ابتدا گریه کرد و او را در آغوش گرفت، اما پدرش عصبانی شد. به‌جای همدردی گفت «زن از خانه‌ی شوهر فرار نمی‌کند». چند روز بعد، خبر رسید که شوهرش او را طلاق داده است؛ به همین سادگی، بدون گفت‌وگو، بدون تلاش. این خبر مثل ضربه‌ای دیگر بر روحش فرود آمد؛ نه به این دلیل که شوهرش را دوست داشت، بلکه چون فهمید حالا کاملاً بی‌پناه شده است. زندگی در خانه‌ی پدر هم آرامش نداشت. سرزنش‌ها شروع شد؛ «آبروی ما را بردی»، «تحمل می‌کردی بهتر بود»، «حالا چه می‌کنی با سه بچه؟». برادرانش گاهی با عصبانیت حرف می‌زدند و حتی او را مقصر می‌دانستند. مادرش میان دلسوزی و ترس از حرف مردم گرفتار بود. او احساس می‌کرد در هیچ جایی پذیرفته نیست؛ نه خانه‌ی شوهر، نه خانه‌ی پدر. کودکانش هم نزد پدرشان مانده بودند و دلتنگی برای آن‌ها قلبش را می‌فشرد. شب‌ها صدای «مادر» گفتنشان را در ذهنش می‌شنید و گریه می‌کرد. در این میان، ناامیدی آن‌قدر عمیق شد که چند بار تلاش کرد به زندگی‌اش پایان بدهد. هر بار فکر می‌کرد دیگر راهی نمانده، دیگر امیدی وجود ندارد. اما هر بار زنده ماند؛ گاهی به‌طور اتفاقی، گاهی به‌خاطر رسیدن ناگهانی یکی از اعضای خانواده. بعد از آخرین بار، فقط گریه می‌کرد و می‌گفت «چرا نمی‌میرم؟» اما در عمق وجودش چیزی هنوز زنده بود؛ عشق به فرزندانش. همین عشق، هرچند ضعیف، مانع شد که کاملاً تسلیم شود. اکنون سه ماه گذشته است. او هنوز در خانه‌ی پدر زندگی می‌کند، هنوز با سرزنش و فشار روبه‌رو است، هنوز آینده‌اش نامعلوم است. اما گاهی جرقه‌ای کوچک از امید در دلش روشن می‌شود؛ شاید بتواند کاری پیدا کند، شاید بتواند دوباره فرزندانش را ببیند، شاید بتواند زندگی تازه‌ای بسازد. او هنوز زخمی است، هنوز شکسته است، اما زنده است. و گاهی در زندگی انسان، زنده ماندن خودِ بزرگ‌ترین مبارزه است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 111 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که چهار دانشجوی دختر افغانستانی به‌نام‌های فاطمه، فرشته، گیتا و زهرا، با حمایت نهاد‌های محلی وارد فرانسه شده و برای ادامه‌ی تحصیل به دانشگاه «لیل» این کشور راه یافته ‌اند. رضا جعفری، رییس نهاد گفتمان صلح افغانستان و بنیان‌گذار «حزب سبز افغانستان در تبعید»، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این دانش‌جویان با حمایت نهادهای محلی و خانواده‌های میزبان در شهرهای اسق، ارشی، سیسوآن و فلر-بورگ مورد استقبال قرار گرفته‌‌اند. آقای جعفری این لحظه را «تأثیرگذار» توصیف کرده و تاکید کرده است: «دیدن این دختران در جایگاه دانشجو‌های، هدف‌مند و با اراده به بازسازی آینده‌شان، مایه‌ی افتخار است.» همچنین رضا جعفری از همکاری سفارت‌های فرانسه در تهران و پاکستان و وزارت داخله‌ی فرانسه در تکمیل روند صدور ویزا قدردانی کرده و افزوده است که تلاش‌ها برای صدور ویزای سایر دانش‌جویان افغانستانی که هنوز در ایران یا پاکستان در وضعیت نامناسب به‌سر می‌برند، ادامه دارد. او در پایان نوشته است: «این دختران تنها یک خواست دارند؛ تحصیل، زندگی در آزادی و ساختن آینده‌شان. آموزش تهدید نیست، یک حق است.» قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 105 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو» درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محافظت از کودکان در برابر بیماری پولیو یا فلج اطفال مسوولیت دینی و انسانی است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۸ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پولیو بیماری‌ای است که کودکان مبتلا به آن را تا پایان عمر فلج می‌سازد. در بخشی از پیام نهاد افغانستان عاری از پولیو آمده است: «تمام جهان، به‌شمول کشورهای اسلامی، پولیو را توسط واکسن محو کرده‌اند؛ اما افغانستان و پاکستان هنوز با آن مبارزه می‌کنند.» همچنین پیش از این، گزارش‌هایی منتشر شده است که نشان می‌دهد شهروندان در برخی مناطق کشور به دلیل باورهای مذهبی و ناآگاهی، از واکسن کردن کودکان‌شان خودداری کرده‌اند. این در حالی است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال یا پولیو در افغانستان ثبت شده بود. از این میان، یک مورد در ارزگان، سه مورد در هلمند، یک مورد در بادغیس، یک مورد در نورستان، دو مورد در پکتیکا و یک مورد در فراه گزارش شده بود. باید گفت که در سال جاری میلادی تا اکنون گزارشی از ثبت موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان منتشر نشده است. در حال حاضر، افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان‌اند که بیماری فلج اطفال در آن‌ها به‌طور کامل ریشه‌کن نشده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 70 بازدید

ویگاه مقربی، فیلم‌ساز اهل افغانستان، نمایشگاه عکسی را با محوریت وضعیت زنان، دختران و کودکان افغانستانی در شهر استانبول، ترکیه برگزار کرده است. خانم مقربی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هدف از برگزاری این نمایشگاه، بازتاب واقعیت‌های زندگی در افغانستان، به‌ویژه وضعیت زنان و دختران، برای مخاطبان بین‌المللی است. او در ادامه تاکید کرده است که عکس‌های به‌نمایش‌گذاشته‌شده، زندگی زنان در روستاها و چگونگی کار و تلاش آنان در بیرون از خانه را به تصویر می‌کشد. این نمایشگاه در «مرکز طراحی استانبول» گشایش یافته و از ۱۴ تا ۲۱ فبروری ادامه دارد. قابل ذکر است که ویگاه مقربی پیش از این نیز دومین جشن‌واره‌ی فیلم کوتاه خود را در ترکیه برگزار کرده بود. هم‌زمان با این رویداد، نمایش‌گاه تلفیقی «روشن‌کردن سایه‌ها – زنان افغانستان» نیز در مرکز صلح نوبل در شهر اسلو گشایش یافته است؛ نمایشگاهی که به بازنمایی وضعیت زنان افغانستان می‌پردازد. برگزاری این برنامه‌ها در حالی صورت می‌گیرد که وضعیت حقوق بشری در افغانستان، به‌ویژه برای زنان رو به وخامت گذاشته است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 79 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران افغانستان با وجود محدودیت‌های گسترده، همچنان می‌خواهند کار کنند و تلاش دارند با ایجاد کسب‌وکار از خانواده‌های خود حمایت کنند. این سازمان روز (دوشنبه، ۲۷ دلو) با نشر گزارشی گفته است که بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد زنان و دختران در شرایط دشوار نیز خواهان حمایت برای ایجاد یا گسترش فعالیت‌های اقتصادی خود هستند. سازمان ملل در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که این خواسته‌ها با برنامه‌های این نهاد برای توانمندسازی اقتصادی زنان و ایجاد فرصت‌های برابر، همسو است و نشان می‌دهد مشارکت اقتصادی زنان همچنان ظرفیت بالایی برای رشد دارد. در گزارش آمده است که نمونه‌های موفق کارآفرینی زنان و دختران، بیانگر آن است که سرمایه‌گذاری و حمایت هدفمند می‌تواند دانش و مهارت‌های محلی را به فعالیت‌های اقتصادی پایدار تبدیل کند. همچنین برنامه توسعه سازمان ملل گفته است که ادامه این روند می‌تواند سبب افزایش اشتغال، تقویت معیشت خانواده‌ها و رشد اقتصادی در سطح جامعه شود. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 75 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سراسر افغانستان، خانواده‌ها همچنان با افزایش گرسنگی و نبود مواد غذایی کافی روبرو هستند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت مردم جاپان، کمک‌های غذایی نجات‌بخش به مردم آسیب‌پذیر ارائه می‌شود، درست در زمانی که بیش‌ترین نیاز را دارند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که بحران‌های پی‌درپی مانند زلزله، خشک‌سالی، مشکلات اقتصادی و بازگشت اجباری مهاجران از پاکستان و ایران، زندگی مردم افغانستان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. همچنین سازمان ملل پیش‌تر نیز گزارش داده بود که میزان نیازمندی‌ها در افغانستان به‌‌شدت افزایش یافته و حدود ۱۷.۴ میلیون تن در کشور با ناامنی غذایی روبرو هستند. قابل ذکر است که یونیسف نیز اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار داشته و نیاز فوری به حمایت‌های بشردوستانه دارند. سازمان ملل افزوده است که میزان نیازمندی‌ها در افغانستان به‌‌شدت افزایش یافته و بیش از ۱۷ میلیون تن در کشور با ناامنی غذایی روبه‌رو هستند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 115 بازدید

بلقیس سلیمانی، نویسنده، پژوهشگر، منتقد و تهیه‌کننده است که در سال‌های اخیر به یکی از موفق‌ترین نویسندگان زن مبدل شده است؛ او در نوشته‌هایش با دیدی نو به مسائل زنان پرداخته است. بلقیس سلیمانی در سال ۱۳۴۲ در رابر کرمان دیده به جهان گشود. او در خانواده‌ای پرجمعیت به دنیا آمد و چهار سال پس از تولدش شناسنامه‌دار شد! پدرش سواد مکتب‌خانه‌ای داشت؛ اما کودکی بلقیس با شاهنامه، دیوان حافظ و داستان‌های قدیمی سپری می‌شد و ازاین‌رو عشق به ادبیات و شعر در او ریشه دواند. او در نوجوانی کتاب‌خوانی را با عشق زیاد آغاز کرد، به‌طوری‌که دیگر هیچ کار دیگری جز کتاب‌خوانی انجام نمی‌داد! در همین سال‌های نوجوانی با اندیشه، کتاب‌ها و نوارهای دکتر شریعتی آشنا شد. پس از مدتی در رشته فلسفه وارد دانشگاه شد، در کلاس اساتید بزرگ دانشگاه حضور پیدا کرد و درس آموخت. دانشگاه برایش بهترین جایی بود که می‌شد در آن حضور داشت! او تمام سال‌های دانشجویی را کار کرد و در تهران ماندگار شد. در اواخر دهه شصت با مجتبی بشردوست، استاد زبان و ادبیات فارسی، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. پس از ازدواج به مدت سه سال به گیلان مهاجرت کردند و پس از آن باز به تهران بازگشتند. با بازگشت به تهران، سلیمانی با مطبوعات شروع به همکاری کرد و با نام‌های مستعار سپهر کیمیایی و کیمیا سپهری، که ترکیبی از نام فرزندانش است، در روزنامه‌ها و مجلات مختلفی قلم زد. در همین اثنا بود که آثار پژوهشی خود را منتشر نمود. پس از چاپ سه اثر، به‌طور کامل به داستان‌نویسی روی آورد و رمان‌هایش را منتشر نمود و بی‌وقفه نوشت. از بلقیس سلیمانی بیش از هشتاد مقاله و نقد تاکنون منتشر شده است، شش سال در رادیو فرهنگ مدیر گروه مطالعات فرهنگی بود، مدتی نیز رمان‌نویسی را در مدرسه رمان آموزش می‌داد و در جشنواره‌های مختلف ادبی داوری کرد. بلقیس سلیمانی همچنان در تهران ساکن است، می‌نویسد، نقد می‌کند و به پژوهش‌های خود ادامه می‌دهد. آثار بلقیس سلیمانی در سه دسته رمان، داستان کوتاه و پژوهش ادبی منتشر شده‌اند. عناوین آثار او عبارت‌اند از: کتاب خاله‌بازی کتاب به هادس خوش آمدید کتاب پسری که مرا دوست داشت کتاب سگ سالی کتاب بازی آخر بانو کتاب آن مادران این دختران کتاب پیاده کتاب من از گورانی‌ها می‌ترسم کتاب بی‌پایانی کتاب تخم شر کتاب روز خرگوش کتاب مارون کتاب شب طاهره کتاب نام کوچک من بلقیس کتاب مجموعه داستان بازی عروس و داماد کتاب هم‌نوا با مرغ سحر کتاب هنر و زیبایی از دیدگاه افلاطون کتاب بررسی وضعیت کمی و کیفی ادبیات داستانی دهه هفتاد از بلقیس سلیمانی بیش از هشتاد عنوان مقاله به ثبت رسیده است. او توانسته در سال ۸۵ جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان و در سال ۹۵ نشان درجه یک هنری را برای فعالیت‌های ادبی خود دریافت نماید. کتاب به هادس خوش آمدید: داستان درباره دختر کرمانی با اصل و نسبی به نام رودابه است که در زمان بمباران تهران دانشجوی تهران است. او به توصیه پدرش لطفعلی‌خان و نامزدش احسان، شب بمباران خوابگاه دانشجویی را به نیت امنیت بیش‌تر در برابر بمباران ترک می‌کند و به منزل یکی از اقوام احسان، یعنی یوسف‌خان، می‌رود. یوسف‌خان که در جوانی عاشق زلیخا، عمه رودابه بوده و با مخالفت‌ها عشقی بی‌سرانجام نصیبش شده بود، هنوز از این طایفه کینه به دل دارد و با ورود رودابه به منزلش، که اتفاقاً شباهت زیادی به عمه‌اش دارد، آتش کینه‌اش شعله‌ور می‌شود. او با تعرض شبانه به رودابه، این دختر را وارد جهنمی می‌کند که تا مدت‌ها درونش می‌سوزد و از همه عالم و آدم متنفر می‌شود. نام این رمان برگرفته از افسانه‌ای از یونان باستان می‌باشد. کتاب سگ سالی: کتاب سگ سالی داستان زندگی جوان روستایی است که برای ادامه تحصیل به تهران می‌آید و وارد مسیرهایی می‌شود که زندگی‌اش را دستخوش حوادث می‌کند. داستان از خرداد سال ۱۳۶۰ شروع می‌شود که شخصیت اصلی داستان وارد تهران شده و طرفدار گروهک سیاسی می‌شود، اما مدتی بعد از ترس دستگیری به روستای خود فرار می‌کند. اگرچه نقطه شروع ماجرا سال ۱۳۶۰ است، اما نویسنده بازه زمانی بیست‌وچندساله را در کتاب به تصویر می‌کشد. از شاخصه‌های بارز کتاب، وصف اوضاع سیاسی و اجتماعی طی سال‌های متمادی است. نویسنده در توصیف اوضاع جامعه از شخصیت‌های داستان بهره گرفته است که هرچه داستان جلوتر می‌رود با چالش بیشتری روبه‌رو می‌شود و شخصیت‌های جدیدی به داستان اضافه می‌شود. نویسنده به کمک هر یک از این شخصیت‌ها شرایط جامعه را بازگو می‌کند. پیاده: رمانی ناتورالیستی که از ابتدا تا انتها داستان انیس است؛ زن جوان ساده‌ای از اهالی گوران که یک سال و نیم است با کرامت ازدواج کرده و به تهران آمده است. روزی کرامت مردی به اسم هوشنگ را به خانه می‌آورد و می‌گوید قرار است مدتی مهمانشان باشد. انیس حس می‌کند حضور هوشنگ در خانه مشکوک است و وقتی مشغول زندگی می‌شود، شوهرش و دوست او که چند روزی میهمان آن‌ها بوده دستگیر می‌شوند و همین باعث می‌شود زن را تنها بگذارند. زن تنهای بی‌پول که توان بازگشت هم ندارد باید در تهران خاکستری و مرموز سال‌های شصت خودش و جنین داخل شکمش را سیر کند. گورانی‌ها هم طردش می‌کنند، چون بدگمان‌اند که بچه او مال شوهرش نباشد. تنها کسانی که انیس را می‌فهمند و کمکش می‌کنند زن هستند: زن صاحب‌خانه‌شان حاج‌خانم صفی، بعد زهراخانم صاحب‌خانه جدید، ملیحه دانشجوی گورانی که انیس را پیدا می‌کند و سعی می‌کند کمکش کند و زن‌هایی که در خانه افسرخانم سبزی پاک می‌کنند و با هم درد دل می‌کنند. راوی دانای کل محدود است و بلقیس سلیمانی به این وسیله نگاه دقیق و عمیقی به شخصیت زن دارد. زن در رمان پیاده شخصیت محوری دارد و در تقابل با مرد نیست بلکه همسو و هم‌جهت با اوست. سلیمانی قصد قهرمان‌پروری زن و دید فمینیستی نسبت به آن ندارد. انیس هرچند ناچار به تلاش برای زنده‌ماندن می‌شود اما عملاً در دایره‌ای بسته دست‌وپا می‌زند و نمی‌تواند از آن خارج شود؛ قدرت انتخاب ندارد و دائماً قربانی مناسبات اجتماعی و سیاسی می‌شود. حتی وقتی برای دومین‌بار ازدواج می‌کند نیز اتفاق بهتری برایش رقم نمی‌خورد. بازی عروس و داماد: این کتاب در ۱۰۰ صفحه و با دربرداشتن ۶۳ داستان کوتاهِ کوتاه نوشته شده است. پایان‌بندی داستان‌ها شوک‌آور و غیرمنتظره هستند. سوژه اصلی اکثر داستان‌ها مرگ است. گاه اما قتل و جنایت جای مرگ را می‌گیرد و در آمیختن با بهانه‌ای خانوادگی، اجتماعی یا سیاسی مفهومی روان‌شناسانه را تحویل می‌دهد و خشونتی غریب را تصویر می‌کند. بلقیس سلیمانی در این کتاب آن‌قدر به مرگ و شوخی‌های آن می‌پردازد که گاهی مخاطب را به این گمان می‌اندازد در زندگی‌اش چقدر با ابعاد آن برخورد داشته است: «ما می‌دانستیم و مادرمان هم می‌دانست که می‌دانیم که او پدر ۸۵ ساله‌مان را کشته است. همه ما منتظر چنین روزی بودیم، فقط نمی‌دانستیم کدام‌شان قاتل خواهد شد و کدام یک مقتول. اگر مادرمان موفق نشده بود، به‌طور حتم پدرمان موفق می‌شد. همه روی مادر را بوسیدیم و در آغوشش گریه کردیم و در چشم‌هایش خواندیم که: کاری نمی‌توانید بکنید. یک پزشک آشنا گواهی فوت پدر را صادر کرد و مراسم پدر به بهترین صورت ممکن برگزار شد. تکیه‌کلام مادر در مراسم پدر این بود: بی‌همدم شدم.» نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 94 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با کمک مالی اتحادیه‌ی اروپا، به زنان در افغانستان کمک می‌کند به خودکفایی اقتصادی برسند. بخش افغانستان این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۷ دلو) داستان زنی از بدخشان را در حساب کاربری ایکس خود شریک کرده که با وام‌گرفتن از سوی این نهاد، توانسته یک کارگاه خیاطی بسازد و به هفت زن دیگر نیز فرصت کار را فراهم کند. معصومه، زنی که این کمک را دریافت کرده به برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد گفته است: «قرض گرفتم، ماشین‌آلات خریدم و هفت کارمند دیگر استخدام کنم.» برنامه‌ توسعه‌ای ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که معصومه در کارگاه خیاطی برای زنانی که گرد او جمع شده‌اند، راهی به سوی خوداتکایی می‌دوزد. این نهاد افزوده که با بهبود دسترسی زنان به خدمات مالی و کمک به رشد کسب‌وکارهای تحت رهبری زنان در جوامع محلی، از توان‌مندسازی اقتصادی آن‌ها پشتیبانی می‌کند. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، ۸۸ درصد خانواده‌های دارای سرپرست زن به نیازهای اساسی شان دست‌رسی ندارند و تنها هفت درصد زنان در بیرون از خانه شاغل استند. برنامه‌ی توسعه‌ای ملل متحد گفت که در این شرایط دشوار، با تمرکز بر راه‌های حل عملی و جامعه‌محور معیشت خانواده‌ها را تقویت می‌کند. قابل ذکر است که افغانستان در سال‌های اخیر به‌طور مداوم با بحران ناامنی غذایی روبرو بوده است؛ بحرانی که زنان و کودکان بیش از سایر اقشار از آن آسیب دیده‌اند. بر بنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، ۷۵ درصد جمعیت افغانستان با ناامنی غذایی مواجه ‌اند و در سال جاری میلادی ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در این کشور به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 81 بازدید

مسوولان ایرانی می‌گویند که در پی تصادف دو موتر حامل شهروندان افغانستان در سیستان و بلوچستان این کشور، چهار نفر جان باخته و ۲۱ نفر دیگر زخمی شده‌اند. خبرگزاری ایرنا با نشر گزارشی به نقل از حسن شه‌بخش، معاون فنی و عملیات اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان نوشته است که این حادثه ساعت ۸:۲۰ دقیقه‌ی صبح امروز (دوشنبه، ۲۷ دلو) در محور سراوان-کلپورگان در فاصله‌ی پنج کیلومتری روستای کلپورگان ولسوالی سراوان رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در این حادثه دو عراده موتر وانت تویوتا حامل اتباع افغانستانی با یک‌دیگر برخورد کرده‌اند. معاون فنی و عملیات اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در ادامه تاکید کرده است که پس از گزارش حادثه، سه دستگاه آمبولانس به محل اعزام شدند و نیروهای اورژانس اقدامات اولیه‌ی درمانی و امدادی را برای مصدومان انجام دادند. آقای شه‌بخش در ادامه افزوده است که زخمیان پس از دریافت خدمات اولیه در محل، برای ادامه‌ی درمان به شفاخانه‌های رازی و ایران‌مهر سراوان منتقل شدند. او گفته است که وضعیت برخی از زخمیان وخیم گزارش شده است. قابل ذکر است که حوادث مشابه بارها از شهروندان افغانستان قربانی گرفته است. باید گفت که این مسیر خطرناک است که هرازگاهی به قیمت جان مهاجران تمام می‌شود. مهاجران بی‌شماری براثر تیراندازی مرزبانان ایرانی، ماین‌های کارگذاری‌شده و حادثه‌ی ترافیکی جان‌شان را از دست داده‌اند.

ادامه مطلب