نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

5 ماه قبل - 216 بازدید

اولین چیزی که عبدالرحمان هر صبح لمس می‌کند، نه نور است و نه صدا؛ سرماست. سرمایی که از زمین بالا می‌آید، از فرش نازک می‌گذرد، به استخوان‌هایش می‌رسد و همان‌جا می‌ماند. هنوز چشم‌هایش باز نشده، اما بدنش می‌فهمد که یک روز دیگر شروع شده؛ روزی شبیه دیروز، شبیه پریروز، شبیه تمام روزهایی که سال‌هاست نام‌شان فقط «گذشتن» است. چشم که باز می‌کند، سقف را می‌بیند؛ سقفی پر از لکه‌های نم، ترک‌های عمیق و خاطره‌های تلخ. هر ترک، یادگار یک زمستان است. هر لکه، نشانه‌ی شبی که باران باریده و او تا صبح بیدار مانده تا آب روی صورت دخترانش نچکد. در آن لحظه‌ها، بیشتر از خستگی، شرم خفه‌اش می‌کرد؛ شرم این‌که نتوانسته سقفی محکم‌تر برای خانواده‌اش بسازد. کنار او، چهار دخترش خوابیده‌اند. بدن‌های کوچک‌شان کنار هم جمع شده، مثل جوجه‌هایی که از ترس سرما به هم پناه برده‌اند. پتو آن‌قدر نازک است که بیشتر شبیه عذرخواهی است تا وسیله‌ی گرم‌کننده. عبدالرحمان آرام دستش را دراز می‌کند و گوشه‌ی پتو را بالا می‌کشد. نمی‌خواهد بیدار شوند. چون بیدارشدن یعنی سوال. و او برای سوال‌ها جوابی ندارد. روی طاقچه، نان خشک دیروز مانده؛ نانی که دیگر نه بوی نان می‌دهد و نه مزه‌ی زندگی. یک تکه‌اش را می‌شکند، آهسته می‌جود، انگار می‌ترسد صدای جویدن، دخترانش را بیدار کند. چای هست، اما قند نیست. قند مدت‌هاست از این خانه رفته، مثل خیلی چیزهای دیگر. عبدالرحمان کفش‌های کهنه‌اش را می‌پوشد؛ کفش‌هایی که خودش سال‌ها پیش دوخته بود، وقتی هنوز دست‌هایش امید داشتند، وقتی هنوز فکر می‌کرد اگر آدم کار بلد باشد، گرسنه نمی‌ماند. بند یکی از کفش‌ها پاره است. می‌خواهد آن را عوض کند، اما نخ نو ندارد. گره می‌زند و می‌گوید: «فعلاً بس است.» وقتی از خانه بیرون می‌شود، هوا هنوز نیمه‌تاریک است. کوچه‌های هرات ساکت‌اند، اما سکوت‌شان آرام نیست؛ سکوتی است خسته، مثل نفس‌های آدمی که سال‌ها دویده و جایی نرسیده. دیوارها خاک گرفته‌اند، درها کهنه‌اند، و آدم‌ها زودتر از آفتاب پیر شده‌اند. در سرک، مردانی را می‌بیند که مثل خودش راه می‌روند؛ نه با هدف، بلکه برای این‌که خانه نمانند. بعضی‌ها بیل به شانه دارند، بعضی‌ها فقط دست‌های خالی. هیچ‌کس از فردا حرف نمی‌زند. دکان عبدالرحمان در گوشه‌ی یک سرک قدیمی است؛ دکانی که اگر کسی چشمش را برگرداند، شاید اصلاً آن را نبیند. درِ فلزی‌اش زنگ زده، شیشه‌اش ترک دارد و روی دیوارش گرد سال‌ها نشسته. قفل را باز می‌کند؛ صدایی می‌دهد شبیه آه کشیدن. داخل دکان، بوی واکس کهنه، چرم پوسیده و رطوبت جمع شده است. این بو، بخشی از زندگی عبدالرحمان است. زمانی این بو برایش معنی کار می‌داد، معنی نان، معنی عزت. حالا فقط یادآور چیزی است که دیگر نیست. ابزارهایش را نگاه می‌کند: سوزن‌هایی که نوک‌شان کج شده، نخ‌هایی که چندبار گره خورده‌اند، قوطی واکسی که ته‌اش پیدا شده، برسی که موهایش ریخته. همه چیز پیر شده؛ مثل خودش، مثل این شهر. چهارپایه‌ی کوتاهش را بیرون می‌گذارد و می‌نشیند. نشستن او نشستن یک کارگر فعال نیست؛ نشستن کسی است که منتظر رحم بازار است. آفتاب کم‌کم بالا می‌آید. سایه‌ها کوتاه می‌شوند، اما مشتری نمی‌آید. ساعت‌ها می‌گذرد. مردم رد می‌شوند. کفش‌های‌شان خاکی است، رنگ‌رفته، اما کمتر کسی به دکان نگاه می‌کند. یکی از کنار دکان می‌ایستد، کفشش را با دست‌مالی که از جیبش درمی‌آورد پاک می‌کند و می‌رود. عبدالرحمان نگاهش می‌کند و چیزی در دلش فرو می‌ریزد. با صدای آهسته می‌گوید: «دیگر کسی کفش رنگ نمی‌کند…» قبلاً مردم کفش را مثل جان‌شان نگه می‌داشتند. کفش را می‌آوردند، می‌گفتند بندش را عوض کن، رنگش را تازه کن، کفش باید دوام کند. حالا یا کفش نو می‌خرند، یا اصلاً اهمیت نمی‌دهند. کفش‌دوزی شده کاری که کسی به آن احتیاج ندارد. اگر روزی خوش‌شانس باشد، شاید یک نفر بیاید و کفشش را بدهد برای رنگ‌کردن. نهایت ۱۵۰ یا ۲۰۰ افغانی. پولی که همان لحظه در ذهن عبدالرحمان خرج می‌شود، چندبار، با حساب دقیق: نان. شاید کمی آرد. شاید فردا هم نان باشد. اما وقتی حساب کرایه خانه می‌آید، همه‌چیز می‌ریزد. ۳۰۰۰ افغانی کرایه. خانه‌ای که فقط اسمش خانه است؛ یک اتاق نمور با دیوارهای ترک‌خورده. ۱۰۰۰ افغانی برق و آب. برقی که بیشتر وقت‌ها نیست، آبی که همیشه سرد است. مالک خانه هر ماه می‌آید. صدایش آرام است، اما حرفش سنگین: «اگر کرایه را ندهی، مجبورم بیرونت کنم.» عبدالرحمان نمی‌داند بیرون یعنی کجا. خیمه؟ سرک؟ مسجد؟ هیچ‌کدام خانه نیست. او چهار دختر دارد. وقتی از آن‌ها حرف می‌زند، صدایش آرام‌تر می‌شود، انگار می‌ترسد دردشان را بلند بگوید. دختر بزرگ‌تر به سن مکتب رسیده. کتاب می‌خواهد، لباس می‌خواهد، کفش می‌خواهد. عبدالرحمان فقط می‌تواند بگوید: «صبر کن.» عصر که می‌شود، دکان‌های اطراف بسته می‌شوند. عبدالرحمان هنوز نشسته، نه به امید مشتری، بلکه چون رفتن به خانه هم سخت است. خانه یعنی روبه‌رو شدن با نگاه‌ها، با سوال‌ها. بالاخره دکان را می‌بندد، قفل را می‌کشد. صدای قفل مثل پایان یک روز بی‌ثمر است. راه خانه را می‌گیرد، پاهایش درد می‌کند، فکرهایش بیشتر. وقتی وارد اتاق می‌شود، دخترها دورش جمع می‌شوند. یکی دستش را می‌گیرد، یکی کفشش را نگاه می‌کند. کوچک‌ترین‌شان می‌پرسد: «پدر، امروز نان آوردی؟» او لبخند کمرنگی می‌زند، نان را روی سفره می‌گذارد. نان خشک، چای بی‌قند، سکوت. زن‌اش چیزی نمی‌گوید؛ سکوت او سنگین‌تر از هر شکایت است. دختر کوچک نان را می‌جود، بعد آهسته می‌گوید: «سخت است…» این جمله مثل خنجر در دل عبدالرحمان می‌نشیند. بچه نباید این را بفهمد، بچه باید بازی کند، نه سختی را مزه کند. شب که می‌شود، همه می‌خوابند. عبدالرحمان بیدار می‌ماند، به سقف نگاه می‌کند، به لکه‌های نم، به آینده‌ای که هیچ شکلی ندارد. با خودش می‌گوید: «من از زندگی بیزار شده‌ام… نه چون مردن را می‌خواهم، چون زنده‌ماندن دیگر نفس ندارد.» اما باز هم فردا خواهد آمد، باز هم او بلند خواهد شد، باز هم چهارپایه را بیرون خواهد گذاشت، چون فقر حتی اجازه‌ی تسلیم‌شدن نمی‌دهد. عبدالرحمان کفش‌دوز است، اما قصه‌اش قصه‌ی هزاران مرد در هرات است؛ مردانی که هنوز زنده‌اند، اما زندگی هر روز کمی بیشتر از آن‌ها کم می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 157 بازدید

شماری از نویسند‌گان، شاعران و فرهنگیان اهل افغانستان درتازه‌ترین مورد نسبت به نام‌گذاری شبکه‌ی خبری «بی‌بی‌سی دری» اعتراض کردند. آنان امروز (جمعه، ۱۹ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که دست‌اندرکاران این شبکه‌ی خبری به‌گونه انحصاری از «دری» استفاده کرده و میان زبان فارسی و دری تفکیک قایل شده‌اند. این نویسندگان، شاعران و فرهنگیان اهل افغانستان در اعلامیه تاکید کرده‌اند که فارسی یا «فارسی دری» یک زبان واحد تاریخی، فرهنگی و تمدنی است. در بخشی از اعلامیه آمده است که تفکیک فارسی و دری محصول سیاست‌های «قومی و تبعیض‌آمیز» طی چند دهه اخیر در افغانستان بوده است. آنان در اعلامیه افزوده‌اند که برخی حلقات در افغانستان در چند سال اخیر این سیاست را تقویت کرده‌اند. این شاعران، فرهنگیان و نویسندگان تصریح کرده‌اند که در چنین شرایطی، انتخاب «بی‌بی‌سی دری»، «آگاهانه یا ناآگاهانه»، به‌عنوان همسویی با سیاست‌های برخی حلقات تلقی می‌شود. آنان خواهان بازنگری و تغییر نام «بی‌بی‌سی دری» شده‌اند. این در حالی است شبکه‌ی خبری «بی‌بی‌سی» چند ماه پیش بی‌بی‌بی دری برای مخصوصا شهروندان افغانستان ایجاد کرد و این روند با واکنش متعدد مواجه شد.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 192 بازدید

یونسکو و یونیسف در یک گزارش مشترک وضعیت نظام آموزشی در افغانستان را یکی از شدیدترین بحران‌های آموزش و یادگیری در جهان خواند و از نبود فرصت آموزش به دختران، کاهش سطح سواد کودکان در مکتب‌های ابتدائیه، نبود ساختمان مکتب‌ها، کمبود آموزگاران، به‌ویژه آموزگاران زن، نبود بودجه برای زیرساخت‌ها در نظام آموزشی و دیگر موارد اشاره شده است. در این گزارش سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) و صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) گفته‌اند که ۹۳ درصد کودکان تا پایان دوره ابتدایی قادر به خواندن و درک یک متن ساده و متناسب با سن خود نیستند. در «گزارش وضعیت آموزش افغانستان ۲۰۲۵» آمده است که دستاوردهای حدود دو دهه در زمینه دسترسی به آموزش، از سال ۲۰۲۱ میلادی به این‌سو به‌دلیل سیاست‌های محدودکننده، کمبود مزمن سرمایه‌گذاری، محدودیت‌های مالی ناشی از تحریم‌ها و هم‌زمانی بحران‌های انسانی، به‌طور چشمگیری از میان رفته است. در گزارش آمده است که این عوامل باعث شده میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران، از آموزش محروم شوند و کیفیت یادگیری در همه سطوح افت کند. بر بنیاد این گزارش، شمار دانش‌آموزان دوره ابتدایی در سال ۲۰۲۴ میلادی به حدود ۶ میلیون و ۷۷۰ هزار تن رسیده، اما رشد ثبت‌نام نسبت به سال پیش از آن متوقف شده است. از این تعداد، حدود ۳ میلیون و ۷۸۰ هزار تن پسر و نزدیک به ۲ میلیون و ۹۸۰ هزار تن دختر بوده‌اند. فقر، نیاز خانواده‌ها به کار کودکان و افت کیفیت آموزش، از عوامل اصلی کاهش مشارکت عنوان شده است. در گزارش آمده است که پس از اعلام ممنوعیت دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش در سال ۲۰۲۲ میلادی،‌ مشارکت دختران در این زمینه به صفر رسیده و تا پایان ۲۰۲۵ چنین بوده است. یونسکو و یونیسف برآورد می‌کنند که تا اکنون حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند و هر سال تحصیلی نزدیک به ۳۹۷ هزار دختر دیگر نیز از ادامه تحصیل بازمی‌مانند. همچنین بیش از ۲ میلیون و ۱۳۰ هزار کودک در سن آموزش ابتدایی هنوز از مکتب بازمانده‌اند که حدود ۶۰ درصد آن‌ها دختر هستند. ثبت‌نام در مقطع متوسطه به‌طور کلی کاهش یافته است. یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که شمار دانش‌آموزان این مقطع از اوج ۱ میلیون و ۴۲۰ هزار تن در سال ۲۰۲۱، به حدود ۱ میلیون و ۱۰ هزار تن در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است؛ کاهشی که هم ناشی از حذف کامل دختران و هم افت مشارکت پسران بوده است. در آموزش عالی، شکاف جنسیتی به‌شدت افزایش یافته است. در گزارش آمده که در سال ۲۰۲۴، شمار دانشجویان مرد ۱۸۸ هزار و ۹۵۷ تن و شمار دانشجویان زن تنها هزار و ۲۴۴ تن بوده است. در سال ۲۰۲۳، بیش از ۴۳ هزار مرد به‌عنوان دانشجوی جدید وارد دانشگاه‌ها شدند، در حالی که هیچ زنی اجازه ثبت‌نام نداشت. همچنین شمار استادان زن نیز از سال ۲۰۱۹ تاکنون حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است. گزارش می‌گوید پیامدهای یادگیری در افغانستان از بدترین‌ها در سطح جهان است. بیش از ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند. در گزارش آمده که این وضعیت افغانستان را بسیار پایین‌تر از میانگین جنوب آسیا قرار می‌دهد و آنچه «مکتب بدون یادگیری» توصیف شده را نشان می‌دهد. در گزارش آمده که کمبود معلمان آموزش‌دیده، به‌ویژه معلمان زن، ضعف نظام ارزیابی و کمبود مواد آموزشی، بحران را تشدید کرده است. بر بنیاد این گزارش، نزدیک به نیمی از مکتب‌ها ساختمان ایمن ندارند، حدود ۷۹ درصد فاقد برق‌اند و بسیاری به آب سالم، خدمات بهداشتی یا دیوار حفاظتی دسترسی ندارند. در گزارش آمده که این مسائل به‌ویژه حضور دختران را کاهش می‌دهد. همچنین بیش از هزار مکتب به‌دلیل جنگ، آسیب یا بلایای طبیعی همچنان بسته‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 152 بازدید

مرکز خبرنگاران افغانستان (AFJC) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نشر تصاویر زنده‌جان و مصاحبه‌ی تصویری در ولایت ارزگان نیز ممنوع شده است. اين مرکز امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این محدودیت از سوی ریاست امر به معروف و نهی از منکر در این ولایت وضع شده است و ولایت ارزگان بیست و چهارمین ولایتی ا‌ست که نشر تصاویر زنده‌جان در رسانه‌های آن به‌صورت جدی و رسمی ممنوع شده است. مرکز خبرنگاران افغانستان در ادامه نوشته که ریاست اطلاعات و فرهنگ ارزگان دیروز در جلسه‌ای به خبرنگاران محلی این ولایت دستور داده که رسانه‌ها باید از گرفتن تصویر و نشر آن خودداری کنند. قابل ذکر است که پیش از این، نشر تصاویر زنده‌جان در ولایت‌های قندهار، تخار، بادغیس، هلمند، ننگرهار، نورستان، فراه، نیمروز، بدخشان، بغلان، جوزجان، زابل، پروان، قندوز، بامیان، دایکندی، فاریاب، پنجشیر، لغمان، سرپل، بلخ، هرات و پکتیا، به‌صورت رسمی ممنوع شده بود. عبدالحی عمری، رییس اطلاعات و فرهنگ ارزگان گفته است: «اگر کسی از این قانون سرپیچی کند، قانون‌شکن تلقی می‌شود و با او برخورد قانونی خواهد شد.» مرکز خبرنگاران در ادامه تاکید کرده است که به دستور رییس اطلاعات و فرهنگ ارزگان، خبرنگاران این ولایت نباید تصویر بگیرند و یا مصاحبه تصویری انجام دهند. این مرکز گفته است که این دستور حکومت سرپرست، محدودیت‌های کاری برای رسانه‌ها را تشدید کرده و سبب توقف فعالیت و یا تغییر ماهیت ده‌ها تلویزیون و رادیو شده است. مرکز خبرنگاران افغانستان، اعمال ممنوعیت نشر تصاویر زنده‌جان در رسانه‌ها را محکوم کرده و گفته این محدودیت دسترسی مردم به اطلاعات را که پیش‌تر نیز بسیار محدود شده بود، دشوارتر می‌کند. این مرکز از حکومت فعلی خواسته است که با تجدیدنظر و لغو این دستور، فضای لازم برای فعالیت آزادانه و بدون ترس رسانه‌ها را فراهم کند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 188 بازدید

پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا درتازه‌ترین مورد از اتاقی که به‌نام «زنان و دختران افغانستان» در وزارت امور خارجه‌ی این کشور نام‌گذاری شده بود، رونمایی کرد. در این مراسم شماری از فعالان حقوق زن، از جمله فوزیه کوفی، عضو پیشین پارلمان افغانستان حضور داشتند و خوزه مانوئل آلبارس، وزیر امور خارجه‌ی اسپانیا گفت که به حمایت از زنان و دختران افغانستان ادامه می‌دهد. وی در ادامه تاکید کرده است که هدف از رونمایی از این لوحه‌ی یادبود، پاسداشت از زنان و دختران افغانستان است که برای حقوق و آزادی خود مبارزه می‌کنند. او در افزوده است که سیاست خارجی اسپانیا همچنان به حمایت و اعطای حق اظهارنظر به زنان افغانستان ادامه خواهد داد. زنان و دختران افغانستان طی چهار سال گذشته، با محدودیت‌های شدیدی روبرو هستند و از حق اساسی‌شان، از جمله آموزش و کار، محروم‌ اند. در این چهار سال، علی‌رغم انتقادهای جهانی از سیاست‌های حکومت سرپرست افغانستان علیه زنان، این دولت سیاست‌های محدودکننده‌ی خود را تشدید کرده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 237 بازدید

مسوولان محلی از ولایت کنر می‌گویند که انفجار گلوله در این ولایت جان یک زن را گرفته و یک زن و یک کودک دیگر را زخمی کرده است. ملا شفق، ولسوال حکومت سرپرست برای ولسوالی اسمار ولایت کنر امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد روز گذشته در روستای «اغذ باغ پیتاو» این ولسوالی رخ داده است. آقای شفق در ادامه تاکید کرده است که زخمیان این رویداد که شامل یک زن و یک کودک بودند، جهت تداوی به شفاخانه مرکزی کنر منتقل شده‌اند. ملا شفق وضعیت صحی یکی از زخمیان را وخیم توصیف کرده است. ولسوال ولسوالی اسمار در مورد سن و هویت زخمی‌ها و قربانی این رویداد چیزی نگفته است. این در حالی است که روز سه‌شنبه هفته‌ی جاری نیز در رویداد مشابه در نتیجه‌ی انفجار مواد منفجر ناشده باقیمانده از دوران جنگ در ولسوالی نورگل این ولایت، یک کودک جان باخته و ۶ تن دیگر به‌شمول زنان و کودکان زخمی شده‌ بودند. مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 193 بازدید

سازمان داکتران بدون مرز درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که اخراج گسترده پناه‌جویان اهل افغانستان از پاکستان، به‌ویژه در فصل زمستان، به یک بحران جدی انسانی برای کشور تبدیل شده و جان بسیاری از کودکان، زنان و خانواده‌ها را تهدید می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از پناه‌جویان اخراج‌شده در کمپ‌های موقت بدون سرپناه نگه‌داری می‌شوند و دسترسی آن‌ها به مراقبت‌های صحی، آب آشامیدنی و مواد غذایی بسیار محدود است. در ادامه آمده است که روند اخراج اجباری شامل مهاجران بدون مدرک، دارندگان کارت شهروندی افغانستان و دارند‌گان کارت ثبت‌نام موقت (POC) نیز می‌شود و با آغاز زمستان و سرمای شدید، شرایط برای پناه‌جویان سخت‌تر شده است. همچنین ژو وی‌بینگ، رییس ماموریت داکتران بدون مرز در پاکستان، گفته است که خانواده‌های اهل افغانستان بین زند‌گی در ترس از اخراج و بازگشت به افغانستان مانده‌اند و جامعه‌ی جهانی باید فوراً کمک‌های انسانی و حفاظتی ارائه کند. داکتران بدون مرز در ادامه تاکید کرده‌اند که بدون دسترسی به سرپناه، مراقبت‌های صحی و تغذیه کافی، زمستان برای پناه‌جویان افغانستانی به قاتلی خاموش تبدیل می‌شود و جان بسیاری از افراد آسیب‌پذیر را تهدید می‌کند. براساس ارزیابی سازمان پزشکان بدون مرز در قندهار نیز بازگشت‌کنندگان با شرایط دشوار در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند و دسترسی به آب آشامیدنی و امکانات بهداشتی تقریبا وجود ندارد. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در گزارشی هشدار داد افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشری جهان باقی خواهد ماند. اوچا می‌گوید در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۲ میلیون نفر معادل ۴۵ درصد جمعیت افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 234 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که در دو حادثه‌ی ترافیکی جداگانه در شاهراه هرات-اسلام‌قلعه، دست‌کم پنج نفر به شمول یک زن جان باخته و سه نفر دیگر زخمی شده‌اند. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که حادثه‌ی اول حوالی ساعت ۱۲:۰۰ چاشت امروز (چهارشنبه، ۱۷ جدی) براثر برخورد یک موتر نوع سراچه با یک موتر تیلر رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که در این حادثه سه نفر، به‌شمول یک زن جان باخته و دو نفر دیگر به‌شدت زخمی شده‌اند. منبع در ادامه افزوده است که جان‌باختگان و زخمیان این حادثه سرنشینان موتر سراچه هستند. همچنین یک منبع دیگر می‌گوید که حادثه‌ی دوم در این شاهراه نیز پس‌ازچاشت امروز رخ داده و در آن دو نفر جان باخته‌اند و یک نفر دیگر زخمی شده است. به گفته‌ی منابع، جان‌باختگان این حادثه کارمندان کمیته بین‌المللی نجات هستند. منبع تصریح کرد که زخمیان هر دو حادثه‌ی ترافیکی برای درمان به شفاخانه حوزوی هرات منتقل شده‌اند. مسوولان محلی حکومت سرپرست در هرات تا اکنون در مورد این حوادث اظهارنظر نکرده‌اند. شاهراه هرات-اسلام‌قلعه از مسیرهای پر تردد افغانستان به ویژه حوزه غرب است. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 235 بازدید

نقش پدر در تربیت کودک به‌طور چشمگیری مورد توجه قرار گرفته است. در گذشته، تربیت کودک عمدتاً بر عهده مادران بود؛ اما تحقیقات امروزی نشان می‌دهند که حضور و مشارکت فعال پدران در فرآیند تربیت و رشد کودک، تأثیرات شگرفی بر جنبه‌های مختلف زندگی او دارد. اگر بخواهیم به‌طور خلاصه اهمیت نقش پدر در تربیت کودک را بیان کنیم، می‌توان گفت: «نقش پدر در تربیت فرزندان از زمان قبل از تولد تا پس از زایمان بسیار مهم است و پدران همیشه نقش حیاتی و تأثیرگذار در تربیت کودک ایفا کرده‌اند.» در حقیقت، حضور پدر در مراحل مختلف زندگی کودک می‌تواند به بهبود عملکرد اجتماعی، تحصیلی و روانی او کمک کند. پدران نقش مهمی در رشد کودک دارند و می‌توانند بر شایستگی اجتماعی، عملکرد درسی و تنظیم احساسات کودک تأثیر بگذارند. جالب است بدانید اهمیت نقش پدر در تربیت کودک آن‌قدر زیاد است که کشورهایی مانند نروژ و سوئد در تلاش هستند تا با ارائه مرخصی برابر به پدر و مادر، آنان را به‌صورت مساوی در مراقبت از فرزند مشارکت دهند. از لحاظ تاریخی و در تحقیقات مختلف، مادران بیشتر از پدران در زمینه‌ی تربیت کودکان مورد توجه قرار گرفته‌اند. اغلب مادران به‌عنوان مراقب اصلی کودک شناخته می‌شدند و حتی امروزه نیز برخی افراد، مادران را مسئول اصلی تربیت کودک می‌دانند. این در حالی است که پدران معمولاً به‌عنوان یار کمکی برای مادر یا هم‌بازی کودک در نظر گرفته می‌شوند. با این حال، طبق تحقیقات جدید مشخص شده است که نقش پدر در تربیت فرزندان بسیار پررنگ و مؤثر است. برخی شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که اگر نقش پدر تنها به برآورده‌کردن نیازهای مادی محدود شود، این امر می‌تواند منجر به ایجاد فقدان محبت صمیمانه بین پدر و فرزند گردد. حتی در برخی موارد، این مسئله موجب رشد کمتر از حد مطلوب کودکان نیز خواهد شد. از سوی دیگر، کودکانی که پدران‌شان در مراقبت‌های روزانه مانند غذا دادن، حمام کردن، بازی کردن و… درگیر بوده‌اند، ویژگی‌های مثبتی دارند از جمله: - ریسک‌پذیری بیشتر - بهره‌ی هوشی بالاتر - اعتماد به نفس قوی‌تر - اجتماعی بودن و محبوبیت بیشتر - عملکرد بهتر در تحصیل - توانایی مدیریت احساسات خود این یافته‌ها تأکید می‌کنند که مشارکت فعال پدر در تربیت، برای رشد همه‌جانبه‌ی کودک ضروری است. این کودکان از مهارت‌های زبانی و شناختی بالاتری بهره‌مند هستند و با افزایش سن، ارتباطات اجتماعی قوی‌تری با همسالان خود برقرار می‌کنند. از سوی دیگر، تحقیقات نشان می‌دهند که ایجاد دلبستگی ایمن بین پدر و کودک، مزایای زیادی به همراه دارد که آثار آن تا بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد. مشارکت و نقش پدر در تربیت فرزندان: به همان اندازه که نقش مادر در زندگی و تربیت کودکان اهمیت دارد، نقش پدر نیز در این زمینه بسیار پررنگ و تأثیرگذار است. متأسفانه بسیاری از پدران تمایلی به درگیر شدن در امور تربیتی فرزندان ندارند و بر این باورند که این وظیفه تنها بر عهده مادر است. در چنین نگرشی، پدران نقش خود را صرفاً در تأمین معاش و فراهم کردن شرایط مادی برای همسر و فرزندان خلاصه می‌کنند. این فاصله عاطفی و عدم ارتباط مؤثر، گاه به جایی می‌رسد که کودک دچار مشکلات روحی می‌شود و به دلیل نبود رابطه نزدیک، از پدر خود می‌ترسد یا در حضور او احساس خجالت می‌کند. با این حال، خوشبختانه علم روان‌شناسی در سال‌های اخیر کمک کرده تا بسیاری از پدران به اهمیت نقش خود در تربیت فرزند پی ببرند. از این رو، امروزه پدران بیشتری در تلاش‌اند تا به‌عنوان بخشی جدی و مهم از روند تربیت کودک، نقش فعال‌تری ایفا کنند. نقش پدر پس از تولد کودک: مادر و نوزاد به‌مدت ۹ ماه با یکدیگر پیوندی نزدیک داشته‌اند، اما پس از تولد، فصل جدیدی از مراقبت و دلبستگی برای کودک آغاز می‌شود. اگرچه نوزاد به‌دلیل تغذیه با شیر مادر بیشتر در آغوش او قرار دارد، اما پدر نیز می‌تواند در زمان‌هایی که مادر استراحت می‌کند یا نوزاد شیر نمی‌خورد، نقش مؤثری ایفا کند. هنگامی که نوزاد را بغل می‌کنید، او را به‌آرامی تکان دهید و سعی کنید تماس پوستی مستقیم با او برقرار کنید. با کودک صحبت کنید، او را نوازش و بوسیده و به چشمانش نگاه کنید. این تماس‌های ساده، پایه‌های دلبستگی عمیق‌تری را شکل می‌دهند. همچنین مشارکت در کارهای مربوط به نوزاد مانند تعویض لباس، پوشک‌کردن، حمام‌دادن و دیگر فعالیت‌های مراقبتی، نقش پدر را در این دوره مهم پررنگ‌تر می‌سازد. تحقیقات نشان می‌دهند پدرانی که بلافاصله یا مدت کوتاهی پس از تولد با فرزند خود ارتباط برقرار می‌کنند، در آینده رابطه‌ای صمیمی‌تر و عمیق‌تر با کودک خواهند داشت. در حقیقت، ایجاد پیوند با نوزادتان آغاز مسیری است که تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. مارتین گرینبرگ در کتاب خود با نام تولد یک پدر می‌نویسد: «نه‌تنها نوزاد بخش بزرگی از زندگی پدر می‌شود، بلکه پدر نیز احساس می‌کند که به‌یک‌باره بزرگ‌تر شده است و احساس قوی‌تر و پخته‌تر بودن می‌کند. در عین حال، عزت‌نفس پدر نیز افزایش می‌یابد و بیشتر به هویت خود به‌عنوان یک پدر پی می‌برد.» گذراندن وقت مفید با کودک: یکی از نکات مهمی که پدران پرمشغلۀ امروزی کمتر به آن توجه می‌کنند، گذراندن *وقت مفید* با فرزندان است. اگر می‌خواهید نقش خود را به‌عنوان پدر در تربیت کودک به‌درستی ایفا کنید، لازم است زمان باکیفیتی را با او سپری کنید. در ادامه به بررسی شرایطی می‌پردازیم که به شما کمک می‌کند وقت مفید و ارزشمندی را با کودک خود بگذرانید: بین کار و ارتباط با خانواده تعادل برقرار کنید. اولین کاری که می‌توانید برای گذراندن وقت مفید با کودک انجام دهید، این است که مدام مشغول کار نباشید. درست است که تولد فرزند با افزایش هزینه‌ها همراه است، اما کودک بیش از مادیات، به حضور و توجه شما نیاز دارد. در صورت امکان، بخشی از وظایف کاری‌تان را در خانه انجام دهید و مدت زمان کمتری را در محل کار سپری کنید. اگر شرایط اجازه می‌دهد، گاهی کودک را با خود به محل کار ببرید تا هم در کنار شما باشد و هم با محیط‌ها و فضای جدید آشنا شود. زمان مشخص برای وقت‌گذراندن با کودک داشته باشید سعی کنید در طول روز، زمانی مشخص را به کودک خود اختصاص دهید و به آن پایبند بمانید. در این زمان با او بازی کنید، به پارک ببرید، یا در رویدادهای اجتماعی مانند جشن‌های محلی و کنسرت‌ها شرکت کنید. همچنین می‌توانید در روزهای بارانی یا برفی، فعالیت‌هایی ویژه‌ و خلاقانه برای خود و فرزندتان طراحی کنید تا لحظات شادی را با هم سپری کنید. فعالیت مشترک با کودک داشته باشید سعی کنید کودک را در فعالیت‌هایی که انجام می‌دهید و برای او ضرری ندارند، مشارکت دهید یا او را به تماشای کار خود دعوت کنید. این فعالیت‌ها می‌توانند شامل تعمیرات ساده در خانه مانند تعویض شیر آب، درست کردن حصار و موارد مشابه باشند. در این میان، می‌توانید نکات ایمنی مهم درباره کار با ابزار را نیز به او آموزش دهید. همچنین، زمانی که کودک مشغول بازی یا تماشای تلویزیون است، می‌توانید به او ملحق شوید. البته توجه داشته باشید که چارچوب بازی کودک را به هم نزنید و پیش از پیوستن به بازی، نظر او را جویا شوید. از سوی دیگر، می‌توانید در برخی روزها که وقت آزاد دارید، با کودک آشپزی کنید و وظایف ساده و کوچکی را به او بسپارید. این کار نه تنها باعث ایجاد پیوند عاطفی می‌شود، بلکه حس مسئولیت‌پذیری را نیز در کودک تقویت می‌کند. از کودک راجع به علاقه‌مندی‌هایش سوال کنید برای ایجاد وقت ارزشمند با کودک خود، باید به علاقه‌مندی‌های او نیز توجه کنید. از آنجایی که کودکان در حال رشد و تغییر هستند، خوب است هر چند وقت یک بار از آن‌ها بپرسید به چه فعالیت‌ها و تفریحاتی علاقه دارند. سپس از میان این علاقه‌مندی‌ها، گزینه‌هایی را که می‌توانید انجام دهید، انتخاب کنید. در نهایت با کمک کودک و با توجه به برنامه زمانی خود، یک برنامه مشخص برای انجام این فعالیت‌ها تهیه کنید. گفتنی است که می‌توانید با توجه به شرایط خود، علاقه‌مندی‌های کودک و سایر موارد وابسته به خانواده و سبک زندگی‌تان، به گذراندن وقت مفید با کودک بپردازید. بنابراین زیاد به خود سخت نگیرید و اولویت را روی فراهم کردن زمان لازم برای ایفای نقش خود به عنوان پدر بگذارید. پدر بودن یک مسئولیت بزرگ و در عین حال فرصتی بی‌نظیر برای خلق انسانی والا است. دست‌های پدر تنها نان‌آور نیستند، بلکه تکیه‌گاهی هستند که به کودک جرأت پرواز می‌دهند. تربیت موفق حاصل هماهنگی و رقص مشترک پدر و مادر در مسیر رشد کودک است؛ جایی که اقتدار پدر در کنار مهربانی مادر، شخصیتی متعادل و قدرتمند می‌سازد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 104 بازدید

آلیس مک‌دونالد، عضو پارلمان بریتانیا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اگر دولت این کشور به «بحران حقوق زنان، آپارتاید جنسیتی و تقلب در افغانستان» پشت کند، نه تنها به زنان این کشور «خیانت» کرده، بلکه این «خیانت» در برابر زنان در سراسر جهان است. خانم مک‌دونالد با نشر اعلامیه‌ای در پارلمان بریتانیا گفته است: «ما نمی‌توانیم آنان را رها کنیم. ما به‌عنوان حزبی که اکنون در دولت است و همواره در داخل و خارج از کشور از حقوق زنان دفاع کرده، باید نقش خود را ایفا کنیم. اگر به این بحران، به آپارتاید جنسیتی و به تقلب در افغانستان پشت کنیم، نه‌ تنها به افغانستانی افغان خیانت کرده‌ایم، بلکه به زنان در سراسر جهان نیز خیانت کرده‌ایم.» این عضو پارلمان بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که وضعیت زنان و دختران در افغانستان «ویران‌کننده» است، اما کشورش و جهان نباید تسلیم شود؛ چون زنان افغانستان «قطعاً» تسلیم نشده‌اند. وی به این باور است که زنان افغانستان مصمم و الهام‌بخش هستند و با وجود چالش‌هایی که با آن روبرو هستند، همچنان راه‌هایی برای اداره کسب‌وکارها و فعالیت در خط مقدم پیدا می‌کنند. همچنین آلیس مک‌دونالد بر بنیاد نقل قولی، تاکید کرده است: «بدون مقابله با سرکوب نظام‌مند زنان و دختران افغانستان، هرگز به برابری جهانی دست نخواهیم یافت. اهمیت این موضوع را نمی‌توان دست‌کم گرفت؛ نه فقط برای زنان افغان، بلکه برای حقوق و آزادی‌هایی که زنان در سراسر جهان با زحمت فراوان به دست آورده‌اند.» او افزوده است که این فقط یک مسئله‌ی اخلاقی نیست، بلکه یک مسئله‌ی امنیتی نیز هست؛ چون برابری جنسیتی برای دستیابی به صلح پایدار و ماندگار ضروری است. این عضو پارلمان بریتانیا تصریح کرد که بنابراین باید به ارزش‌های جهانی و بریتانیا پابند باید بود و آن‌ها را با افتخار به نمایش گذاشت تا نشانه‌ای از امید برای ستمدیدگان در سراسر جهان باشد و هر کاری از دست‌ این کشورها به‌ویژه بریتانیا بر می‌آید برای حمایت از حقوق زنان و دختران در افغانستان انجام دهند. در حالی این عضو پارلمان بریتانیا از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت سرپرست پس از برگشت به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ میلادی، به تدریج اکثر حقوق اساسی و انسانی زنان را سلب کرده و آنان را حتی از رفتن به مکتب‌های بالاتر از صنف ششم و دانشگاه‌ها نیز منع کرده‌اند.

ادامه مطلب