نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

3 ماه قبل - 169 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت سمنگان می‌گویند که در نتیجه‌ی وقوع یک حادثه‌ی ترافیکی در شاهراه سمنگان-بغلان، دو زن جان باخته و سه مرد زخمی شده‌اند. حشمت‌الله رحمانی، سخنگوی فرماندهی پولیس سمنگان گفته است که این حادثه امروز (شنبه، ۲۴ عقرب) در منطقه‌ی کوتل رباتک رخ داده است. آقای رحمانی در ادامه تاکید کرده است که یک عراده موتر نوع فلانکوچ با یک عراده موتر نوع پاسو تصادف کرده که در نتیجه دو زن جان باخته و سه مرد دیگر زخمی شده‌اند. او در ادامه افزوده است که زخمیان این حادثه برای درمان به شفاخانه‌ ولایتی بغلان منتقل شده و تحت مراقبت‌های صحی قرار دارند. از سوی دیگر، مسوولین مدیریت ترافیک فرماندهی پولیس ولایت سمنگان علت این تصادف را بی‌احتیاطی رانندگان عنوان کرده‌اند. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 168 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که آزمون شورای طبی موسوم به «اگزیت اگزم» را برای برای ۹ هزار و ۳۷۷ فارغ رشته‌های پزشکی و ستوماتولوژی در کابل برگزار کرده؛ اما برای چهارمین سال پیاپی دختران از اشتراک در این آزمون محروم مانده‌اند. اداره‌ی ملی امتحانات با نشر اعلامیه‌ی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشه است که این آزمون روز گذشته (جمعه، ۲۳ عقرب) در دانشگاه‌های کابل و پل‌تخنیک در پایتخت برگزار شده است. مسوولان اداره‌ی ملی امتحانات در ادامه تاکید کرده است که فارغان رشته‌های پزشکی و ستوماتولوژی (طب دندان)، پیش از حضور در این آزمون دوره‌های آموزشی‌شان در دانشگاه‌ها و نیز دوره ستاژ خود را به پایان رسانده‌اند. در ادامه آمده است که در صورت موفقیت در آزمون ایگزیت، زمینه‌ی آموزش‌های تخصصی، کار عملی و خدمت برای آنان فراهم خواهد شد. در حالی این امتحان برگزار می‌شود که دختران فارغ‌شده از بخش‌های پزشکی در حالی از حضور در این آزمون محروم می‌ماند که نظام بهداشت افغانستان با کم‌بود جدی پزشکان زن روبرو است. بر بنیاد، آمارهای سازمان‌های بین‌المللی، افغانستان یکی از بالاترین نرخ مرگ‌ومیر زنان در هنگام زایمان را دارد. پس از قدرت‌گیری حکومت سرپرست، دختران از اشتراک در این آزمون محروم شده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. قابل ذکر است که آزمون «اگزیت اگزم» سالانه دوبار برای تثبیت سویه‌ی علمی و مسلکی پزشکان تازه‌فارغ‌شده برگزار می‌شود و برای پزشکان اجازه‌ی کار در بخش پزشکی داده می‌شود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 162 بازدید

سازمان جهانی صحت اعلام کرده است که دیابت یکی از سریع‌ترین چالش‌های سلامت در عصر حاضر است و از هر شش زن باردار یک نفر از دیابت رنج می‌برد. این سازمان با نشر گزارش گفته است که بیش از ۸۰۰ میلیون نفر در جهان به دیابت مبتلایند و این بیماری یکی از علل اصلی بیماری قلبی، نارسایی کلیه، نابینایی و قطع عضو به‌شمار می‌رود. (۱۴ نوامبر) به عنوان روز جهانی دیابت نام‌گذاری شده است. سازمان جهانی صحت امسال دستورالعمل جهانی برای مدیریت دیابت در دوران بارداری را منتشر کرده است، بیماری که سالانه ۲۱ میلیون زن باردار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. سازمان بهداشت جهانی در بخشی از گزارشش هشدار داده است که اگر دیابت در زمان بارداری به‌طور موثر مدیریت نشود، خطر بروز تهدیداتی چون مرگ جنین و صدمات هنگام تولد را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. در ادامه آمده است که خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ و بیماری‌های قلبی در طول زندگی مادر و کودک نیز از دیگر پیامدهای احتمالی دیابت گفته شده است. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که بیشترین بار این بیماری در کشورهای با درآمد کم و متوسط است؛ کشورهايی که به مراقبت‌های تخصصی و منابع دسترسی محدود دارند. تدروس آدهانوم گبریسوس، رئیس سازمان جهانی بهداشت، گفت: «این نخستین بار است که ما یک دستورالعمل مراقبتی خاص برای مدیریت دیابت در دوران بارداری منتشر می‌کنیم. این دستورالعمل‌ها بر واقعیات زندگی و نیازهای سلامت زنان مبتنی است.»

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 163 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در میان ۱۰ کشور اول آسیب‌پذیرترین در برابر بحران اقلیمی قرار دارد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «با وجود این‌که افغانستان کم‌تر از یک درصد از کل گازهای گل‌خانه‌ای جهان را تولید می‌کند، اما با یکی از بالاترین هزینه‌های ناشی از تغییرات اقلیمی روبرو است.» برنامه توسعه سازمان ملل متحد نیز اعلام کرده بود که افغانستان یکی از کشورهای آسیب‌پذیر جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. این در حالی است که سی‌ومین اجلاس اعضای کنوانسیون تغییرات اقلیم سازمان ملل «کاپ ۳۰» با حضور بیش از ۱۹۰ کشور، ۱۹ عقرب در شهر بلم برازیل آغاز شد. دستور کار اجلاس کاپ ۳۰، شامل کاهش انتشار گازهای گل‌خانه‌ای، اصلاحات در کشاورزی و تأمین مالی اقدامات مقابله با گرمایش جهانی عنوان شده است. همچنین چند روز پیش، یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد گفته بود که تأثیر تغییرات اقلیمی بر افغانستان یک وضعیت اضطراری خاموش است و بیش از نیمی از منابع آب در ولایت‌های مستعد خشک‌سالی خشک شده‌اند. تاج‌الدین اویوال، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان گفته بود که از هر ۱۰ نفر، هشت نفر آب آلوده استفاده می‌کنند و افغانستان جزو کشورهایی است که بیشترین آسیب را از اثرات اقلیمی می‌بیند، در حالی که تقریبا هیچ سهمی در این بحران ندارد.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 193 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت بادغیس اعلام کرده است که انفجار یک ماین باقی‌مانده از جنگ در ولسوالی بالامرغاب این ولایت جان سه کودک را گرفته است. فرماندهی پولیس بادغیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این انفجار شام روز (پنج‌شنبه، ۲۲ عقرب) در منطقه‌ی «قروتو» از مربوطات ولسوالی بالامرغاب رخ داده است. در اعلامیه آمده است که سه کودک هنگام چراندن مواشی یک حلقه ماین را پیدا کرده و با آن بازی می‌کردند که انفجار رخ داده است. فرماندهی پولیس ولایت بادغیس تاکید کرده است که هر سه کودک بر اثر انفجار جان باخته‌اند. فرماندهی پولیس بادغیس در مورد سن و نسبت این کودکان جزییات ارائه نکرده است. این در حالی است که هفته‌ی گذشته نیز در منطقه‌ی «پنېرک» ولسوالی بالامرغاب، دو کودک دیگر در نتیجه‌ی انفجار مشابه جان باخته بودند. قابل ذکر است که به‌دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، بخشی از اراضی این کشور آلوده به ماین و مهمات جنگی است. براساس آمار حکومت سرپرست، حدود هزار و ۱۵۰ کیلومتر مربع از اراضی کشور به ماین و مواد منفجره‌ی باقی‌مانده از جنگ آلوده است. همچنین چند ماه پیش سازمان ماین‌پاکی هلو ترست در گزارشی نوشت که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها در افغانستان کودکان هستند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز اعلام کرد که تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، دست‌کم ۵۶۴ تن به‌شمول ۴۳۴ کودک در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مهمات منفجر نشده جان باختند. ماین و مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ همچنان یک تهدید جدی برای شهروندان کشور، به‌ویژه کودکان، به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 207 بازدید

گلی ترقی نویسنده‌ی مشهور ایرانی است که در فرانسه زندگی می‌کند. او در روایتگری و خاطره‌نویسی استاد است و در آثارش از مسائلی که دغدغه‌ی مردم است، به ویژه مهاجرت، صحبت می‌کند. کتاب‌های «دو دنیا» و «خاطره‌های پراکنده» از بهترین آثار گلی ترقی است. گلی ترقی در ۱۷ مهر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد. خانه‌ی آن‌ها در خیابان خوشبختی تهران قرار داشت و او در شمیران به مدرسه رفت. پدرش، لطف‌الله ترقی، مجله‌ی ترقی را منتشر می‌کرد. مادرش نیز داستان‌هایی عاشقانه و رمانتیک می‌نوشت که البته از دست فرزندانش دور نگاهشان می‌داشت. اما به‌هرحال، گلی آن‌ها را می‌خواند. به این ترتیب، گلی ترقی در خانواده‌ای بزرگ شد که اهل اندیشه بودند و اندیشه‌هایشان را با قلم به روی کاغذ می‌آوردند. او در سن نوجوانی به آمریکا مهاجرت کرد تا در رشته‌ی فلسفه تحصیل کند. اما زندگی در آمریکا را دوست نداشت، بنابراین به ایران بازگشت. گلی ترقی این بار در رشته‌ی شناخت اساطیر و نمادهای آغازین مشغول به تحصیل شد. در همان سال‌ها نیز با هژیر داریوش، کارگردان و فیلم‌ساز، آشنا شد و ازدواج کرد. ازدواج او با داریوش سبب شد تا پایش به محافل ادبی آن روزگار باز شود. رفت‌وآمد به خانه‌ی ابراهیم گلستان سبب شد تا با فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، صادق چوبک، پری صابری و هنرمندان دیگری آشنا شود. گلی ترقی در یکی از خاطراتش تعریف می‌کند که فروغ فرخزاد او را ترغیب کرد تا داستان‌هایش را منتشر کند. گلی ترقی اولین داستانش را به نام «میعاد» در نشریه‌ی دانشگاهی چاپ کرد. همین داستان که با تشویق‌های فروغ منتشر شده بود سبب شد تا فروغ به او بگوید: «نگفتم تو نویسنده‌ای؟» این حرف برای همیشه در ذهنش ماند. گلی ترقی از سال ۱۳۴۸ کتاب‌هایش را منتشر کرد و همان‌طور که خودش هم می‌گوید، سیر و روند پیشرفتش در نوشتن از داستان‌های اولیه‌اش تا حالا مشخص است. گلی ترقی در اوایل دهه‌ی پنجاه به فرانسه رفت و در حال حاضر در آنجا زندگی می‌کند و به ایران سفر می‌کند تا دوباره ایده‌هایی برای نوشتن داستان‌های جدید داشته باشد. گلی ترقی داستان‌های خود را در سبک رئالیسم می‌نویسد و سعی دارد حوادث روزمره و زندگی معمولی مردم را به تصویر بکشد. او با زبانی ساده و لحنی صمیمی از تجربه‌های زیسته‌ی خود کمک می‌گیرد تا کشمکش‌های درونی افراد مختلف را در داستان‌هایش روایت کند. بیشتر اوقات از جملات کوتاه برای بیان مقصود خود کمک می‌گیرد و از ادبیات عامیانه نیز در نوشته‌هایش استفاده می‌کند؛ مسئله‌ای که باعث شده است داستان‌هایش نثری روان داشته باشد و مخاطب را به دنبال خود بکشاند. او از دغدغه‌های زنان صحبت می‌کند و نسبت به اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز بی‌تفاوت نیست. در موضوع کار و آثار گلی ترقی قبل و بعد از مهاجرت تفاوت‌هایی اساسی دیده می‌شود. او قبل از مهاجرت در داستان‌های خود راوی ترس از گذشتن زمان، تنهایی، حسرت، خمودگی، مرگ و... بود و بعد از مهاجرت کم‌کم از آن دنیای تاریک فاصله گرفت و به نمایش تقابل سنت و مدرنیته، مشکلات مهاجران و سختی‌های دوری از وطن مشغول شد و کوشید حس نوستالژی را در درون خود زنده کند و به خاطرات خوش گذشته پناه ببرد. کتاب من هم چه‌گوارا هستم اولین کتاب گلی ترقی است که در سال ۱۳۴۸ منتشر شده است. این کتاب روایتگر داستان زندگی آقای حیدری است. مردی که گرفتار ناامیدی، دلزدگی و روزمرگی شده است. نویسنده با انتخاب زاویه‌ی دید سوم‌ شخص، از دغدغه‌ها و مسائل زندگی خودش صحبت کرده است. کتاب خواب زمستانی در سال ۱۳۵۴ منتشر شد. این کتاب داستان زندگی چند دوست است که در اوایل جوانی باهم عهد می‌بندند هرگز از هم جدا نشوند، اما بازی‌های روزگار نقشه‌ی دیگری برایشان چیده است. کتاب خاطره‌های پراکنده در سال ۱۳۷۳ انتشار یافت. این کتاب دربردارنده‌ی هشت داستان‌ کوتاه است. گلی ترقی در این داستان‌ها هم مانند آثار دیگرش، از احساس تعلق و تنهایی می‌گوید و خاطره‌بازی می‌کند. کتاب دو دنیا در سال ۱۳۸۱ چاپ شد. این کتاب را شاید بتوان ادامه‌ی کتاب خاطره‌های پراکنده دانست. در این کتاب نیز هفت داستان کوتاه داریم که از یکدیگر مستقل‌اند و در عین‌ حال، در کنار یکدیگر وحدت موضوعی و مفهومی دارند. مجموعه داستان جایی دیگر در سال 1379 منتشر شد. این کتاب 6 داستان کوتاه به نام‌های بازی ناتمام، اناربانو و پسرهایش، درخت گلابی، بزرگ‌بانوی روح من، سفر بزرگ امینه و جایی دیگر دارد که در عین استقلال، در مفاهیمی مانند تنهایی، انزوا و دوری از جامعه و ناامیدی اشتراک‌هایی دارند. در سال 1985 داستان بزرگ‌بانوی روح من از این مجموعه به‌عنوان بهترین داستان سال فرانسه انتخاب شده است. گلی ترقی در کتاب خود داستان‌های عجیب‌وغریبی تعریف نمی‌کند و شاید بسیاری از این داستان‌ها را در اطرافمان دیده یا شنیده باشیم. داستان زنی که در هواپیما دوست دوران دبیرستانش را می‌بیند و خاطرات گذشته برایش زنده می‌شود، خدمتکاری که در کشورهای مختلف کار می‌کند و مجبور است درآمد خود را برای همسرش بفرستد و یا پیرزنی بی‌سواد که می‌خواهد به دیدن پسرهایش در خارج از کشور برود و از یک مسافر دیگر کمک می‌خواهد و با او درددل می‌کند. هنر نویسنده درواقع استفاده از زبان شیوا و روان و خلق شخصیت‌هایی به‌یادماندنی است که می‌تواند مخاطب را تا انتهای داستان با خود همراه کند. از میان داستان‌ها و کتاب‌هایی که گلی ترقی تابه‌حال منتشر کرده است، بسیاری از آن‌ها افتخاراتی را از آن خود کرده‌اند: داستان‌های «گل‌های شیراز» و «آن سوی دیوار» که در کتاب دو دنیا منتشر شده‌اند، در سومین دوره‌ی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری، به عنوان داستان برگزیده شناخته شدند. داستان «بزرگ بانوی روح من» به زبان فرانسوی ترجمه شده است و در همان سال، به عنوان داستان برتر سال فرانسه، انتخاب شد. در سال ۱۳۸۰، سه داستان از کتاب «جایی دیگر» عنوان داستان‌های برجسته را از سوی هیئت داوران جایزه‌‌ی هوشنگ گلشیری از آن خود کردند. حسن میرعابدینی، داستان‌نویس و منتقد ادبی اهل ایران، آثار گلی ترقی را عرفانی می‌داند. او معتقد است: «این داستان‌ها خاطره نیستند، خاطراتی نیستند که روایت می‌شوند، بلکه داستان‌های خاطره‌ای هستند. راوی داستان‌ها، خود گلی ترقی نیست؛ بلکه نویسنده‌ای ذهنی است که نقش نویسنده را برعهده گرفته است. به این ترتیب است که او پشت نقاب شخصیت‌ها پنهان می‌شود.» او همچنین درباره‌ی قالب و سبک داستان‌نویسی گلی ترقی این‌طور گفته است: «او داستان‌هایش را در چارچوب معیارهای شناخته‌شده‌ی داستان‌های واقع‌گرا می‌نویسد؛ این داستان‌ها موضوع مهمی دارند، طرح و پیرنگی قوی دارند و شخصیت‌پردازی‌هایشان با دقت انجام شده است.» درتا سوآپا، نویسنده، مترجم و منتقد اهل لهستان، نقطه‌ی پررنگ و پراهمیت را در داستان‌های گلی ترقی حس زندگی می‌داند؛ برای او این جست‌وجوی به دنبال جواب برای سؤال‌هایی مربوط به معنا و مکان زندگی انسانی اهمیت دارد. اقتباس‌های سینمایی از آثار گلی ترقی فیلمنامه‌ی فیلم بیتا که هژیر داریوش در سال ۱۳۵۱ ساخت از گلی ترقی است. در این فیلم، هنرمندانی مانند فائقه آتشین، عزت‌الله انتظامی و مهین شهابی به ایفای نقش پرداختند. فیلمنامه‌ی فیلم درخت گلابی اثر داریوش مهرجویی اثری از گلی ترقی است. این فیلم در سال ۱۳۷۶ و بر اساس یکی از داستان‌های کتاب جایی دیگر ساخته شد. هنرمندانی مانند همایون ارشادی و گلشیفته فراهانی در این فیلم بازی کردند. قسمتی از کتاب جایی دیگر: «سرتان را درد آوردم. نگذاشتم بخوابید. خواستم ببینید بچه چه به روز آدم می‌آورد. ده سال است توی خواب و بیداری با این پسرها حرف می‌زنم. می‌ترسیدم نسیان بیاورم و پسرها را فراموش کنم. شوهرم گفت:"نسیان برکت است. رحمت است. کاش عشق این پسرها از دلمان می‌رفت. کاش سرمان را می‌گذاشتیم زمین و می‌مردیم." من قسم خوردم تا بچه‌هایم را نبینم، سرم را زمین نگذارم. نماز که می‌خواندم اسم پسرهایم را بلندبلند به زبان می‌آوردم. آنقدر گفتم تا صدایم به گوششان رسید. برایم بلیت دادند. از یزد آمدم تهران. رفتم منزل مهندس، برادر سهیلا خانم. آقای مهندس کمک کرد و من را آورد فرودگاه. گفتند:"سوئد بادمجان نیست." چند کیلو با خودم آورده‌ام. کاش شما هم می‌آمدید به سوئد. همین امشب می‌خواهم خورشت بادمجان درست کنم. بعد هم خورشت فسنجان. هر شب یک‌جور غذای ایرانی برای این پسرهای نامهربان درست می‌کنم تا هوای یزد به سرشان بزند. سوئد کدام جهنم‌دره‌ای‌ست؟ سهیلا خانم گفت:"آب توی دهان یخ می‌زند. اشک توی چشم مثل خرده‌شیشه می‌شود. آدم را درجا کور می‌کند." گفتم:"ای‌خدا، نکند بچه‌هام کور شده باشند؟ خدا می‌داند این مدت چی خورده‌اند؟" شوهرم گفت:"این‌ها گوشت خوک می‌خورند. واسه همین است که شکل زن‌ها شده‌اند."» نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 220 بازدید

رسانه‌های کانادایی اعلام کرده‌اند که سه داشنجوی دختر اهل افغانستان در قطر که پس از قطع کمک‌های آمریکا در معرض اخراج قرار گرفتند، برای ادامه تحصیل در دانشگاهی به شهر رجینای کانادا منتقل شدند. رسانه‌ای دولتی کانادایی سی‌بی‌سی با نشر گزارشی گفته است که آن‌ها نخستین گروه از ۲۵ تا ۳۰ نفر از دختران اهل افغانستان هستند که با دریافت بورسیه دانشگاه رجینا، به کانادا منتقل می‌شوند. در گزارش آمده است که دانشگاه رجینای کانادا با همکاری بنیاد «رهبران زن فردا» برای انتقال ۳۰ دختر دانشجوی افغانستان که پس از قطع کمک‌های مالی آمریکا در قطر گرفتار مانده‌اند، اقدام کرده است. این رسانه به نقل از سپوژمی هاشمی، یکی از این دانشجویان نوشته است: «هنگام رسیدن به فرودگاه رجینا نسیم خنک کانادا او را به یاد افغانستان که کشوری سردی است، انداخت.» وی در ادامه تاکید کرده است که اکنون احساس امنیت می‌کند و در جایی است که حقوق و آزادی‌ها رعایت می‌شود. نیلوفر نادری و تهمینه خالقی، دو تن دیگر از این دانشجویان هستند. این دانشجویان تحصیل خود را در دانشگاه آمریکایی کابل آغاز کرده بودند، اما پس از سقوط افغانستان در سال ۲۰۲۱ و ممنوعیت آموزش دختران، برای ادامه تحصیل به قطر رفتند. با توقف کمک‌های مالی آمریکا، برنامه‌ تحصیلی آنان نیز متوقف شد و خطر بازگرداندن شان به افغانستان وجود داشت. خانم هاشمی و دو دانشجوی دیگر در فرودگاه رجینا با استقبال فریبا رضایی، بنیان‌گذار بنیاد «رهبران زن فردا»، و کارکنان دانشگاه روبرو شدند. قرار است آن‌ها از ماه جنوری تحصیل خود را در دانشگاه رجینا از سر بگیرند. رضایی گفت که انتقال این دانشجویان به دلیل موانع اداری بسیار دشوار بود و افزود که تاکنون ۸۱۵ هزار دالر برای انتقال حدود ۳۰ دختر افغانستانی از قطر جمع‌آوری شده است. او در ادامه افزوده است: «کانادا آخرین امید این زنان است؛ دنیا آن‌ها را تنها گذاشته است.»

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 209 بازدید

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهند‌گان (UNHCR) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با آغاز فصل زمستان، منابع موجود در افغانستان در حال تمام شدن است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازگشت مهاجران اهل افغانستان از پاکستان همچنان ادامه دارد و روزانه حدود هفت هزار تن به کشور بازمی‌گردند. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که از ماه آگوست سال جاری میلادی تا اکنون، به سه صد و ۲۰ هزار بازگشت‌کننده کمک‌های اضطراری ارائه کرده است. در اعلامیه آمده است که از این میان، ۷۵ هزار تن در ماه نوامبر کمک دریافت کرده‌اند. این نهاد افزوده است که این کمک‌ها شامل پول نقد و حمایت‌های حفاظتی می‌شود. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهند‌گان تصریح کرد که حمایت‌های بیش‌تری برای بازگشت‌کنندگان نیاز است. قابل ذکر است که همزمان با فرارسیدن فصل زمستان، نهادهای بین‌المللی هشدار داده‌اند که در صورت عدم افزایش کمک‌های مالی و انسانی به بازگشت‌کنند‌گان، شرایط زند‌گی آنان در مرزها به شدت وخیم خواهد شد و ممکن است یک فاجعه انسانی گسترده رخ دهد. همچنین درتازه‌ترین مورد، داکتران بدون مرز (MSF) در افغانستان هشدار داده است که با نزدیک شدن فصل سخت زمستان خطر تازه‌ای در راه قربانیان زلزله است. اين نهاد گفته است که تا اکنون حدود هفت هزار و ۵۰۰ نفر را در کمپ‌های «پتان» و «اری‌ گمبه» در ولسوالی نورگل کنر، از طریق دو کلینیک و یک مرکز صحی سیار که خدمات صحی ابتدایی ارائه می‌دهند، درمان کرده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 193 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که در پی واژگونی دو موتر حامل مهاجران اهل افغانستان در زاهدان ایران، دست‌کم ۱۳ نفر جان باخته و هفت نفر دیگر زخمی شدند. رسانه‌ها با نشر گزارشی گفته‌اند، این حادثه روز (چهارشنبه، ۲۱ عقرب) در حالی در ولسوالی خاش زاهدان ایران رخ داده که این افراد می‌خواستند به‌صورت قاچاقی به ایران سفر کنند و موترهای حامل آنان براثر سرعت زیاد واژگون شده‌اند. همچنین در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، دیده می‌شود که تعدادی کشته و زخمی در کنار یک جاده افتاده‌اند. قابل ذکر است که ایران پس از اخراج گسترده‌ی مهاجران، روند صدور ویزای خود برای شهروندان افغانستان را متوقف کرده است. در پی توقف روند صدور ویزا، شماری از شهروندان افغانستان که خانواده‌های‌شان در ایران مانده‌اند، تلاش می‌کنند خود را از مسیرهای قاچاقی به آن کشور برسانند. همچنین پیشتر، مقام‌های محلی حکومت سرپرست در هرات و نیمروز نیز اعلام کرده‌اند که مانع سفر قاچاقی ده‌ها شهروند افغانستان به ایران شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 187 بازدید

در حاشیه‌ی شهری کوچک، جایی که بوی نم و رطوبت با خاک درآمیخته، گلخانه‌ای قدیمی برپاست. سقفش از پلاستیک‌های نیمه‌پاره پوشیده شده و قطرات باران از میان شکاف‌ها به‌آرامی فرو می‌چکد. در آن‌جا، دختری به نام ریحانه کار می‌کند؛ دختری که در سکوت گل‌ها، داستانی عمیق‌تر از زندگی نهفته دارد. ریحانه هر روز پیش از آن‌که خورشید از پشت کوه‌ها سر بزند، از خواب برمی‌خیزد. هوا هنوز تاریک است و سرمای سحر استخوان‌سوز. چادر کهنه‌اش را به دور شانه می‌پیچد، نان خشکی در بقچه می‌گذارد و راهی می‌شود. مسیر گلخانه طولانی‌ست و پاهایش اغلب تا زانو در گل فرو می‌رود، اما دلش لبریز از امید است. در گلخانه، با دستانی کوچک اما پرتوان، گل‌ها را می‌چیند، خاک را نرم می‌کند و شاخه‌های پژمرده را می‌برد. مزدش اندک است، آن‌قدر که گاهی حتی برای نان و چای هم بسنده نمی‌کند. با این حال، ریحانه هیچ‌گاه شکایتی ندارد، چون می‌داند همین اندک، امید خانواده‌اش به فرداست. خانه‌ی ریحانه در انتهای کوچه‌ای خاکی قرار دارد؛ اتاقی کوچک با دیوارهای نم‌زده و سقفی که هنگام باران چکه می‌کند. در آن خانه، چهار نفر زندگی می‌کنند: ریحانه، پدرش، مادرش و برادر خردسالش. پدر، زمانی کارگر ساختمانی بود، اما سال‌هاست که بیمار و زمین‌گیر شده. سرفه‌های خشک و پی‌درپی‌اش شب‌ها سکوت خانه را می‌شکند و گاه از شدت درد حتی توان برخاستن ندارد. مادر نیز بینایی‌اش ضعیف شده؛ روزها را در تاریکی نیمه‌روشنی می‌گذراند، و تنها صدای ریحانه است که به او دلگرمی می‌دهد. برادر کوچک‌تر، «امین»، هنوز کودک است؛ پر از رویا و ناآگاه از تلخی‌های زندگی. ریحانه با همان مزد اندکش، برای پدر دارو می‌خرد، نان بر سر سفره می‌آورد و اگر چیزی باقی بماند، مداد و دفتری کوچک برای امین تهیه می‌کند تا درس بخواند. همیشه با لبخند می‌گوید: «امین باید درس بخواند، نباید مثل من بین گل و خاک بزرگ شود.» اما زندگی همیشه مهربان نیست. چند سال پیش، زمانی که فقر از طاقت گذشت، پدر تصمیم گرفت ریحانه را به عقد مردی مسن از روستا درآورد؛ مردی پولدار، اما بی‌دل و بی‌رحم. ریحانه با شنیدن این خبر، اشک ریخت، اما سکوت نکرد. برای نخستین‌بار در برابر پدر ایستاد و با صدایی لرزان، اما مصمم گفت: «پدرجان، من هنوز رؤیا دارم. نمی‌خواهم خریده شوم و فروخته. بگذار کار کنم، بگذار با امید خودم زنده بمانم.» پدر، در برابر این حرف چیزی نگفت؛ شاید از درون می‌دانست که دخترش حق دارد. از همان روز، ریحانه بار زندگی را بر دوش کشید. او دیگر فقط دختر خانواده نبود؛ نان‌آور بود، پناه بود، تکیه‌گاه مادر و چراغ کم‌نور خانه. شب‌ها، وقتی خانه در سکوت فرو می‌رود، ریحانه کنار چراغی کم‌سو می‌نشیند، دفترچه‌ای کهنه را باز می‌کند و آرام می‌نویسد: «روزی می‌رسد که دیگر نگران نان نباشیم؛ پدر لبخند بزند، مادر دوباره نور را ببیند، و امین مدرسه‌اش را تمام کند.» اما صبح که می‌شود، ریحانه آرزوهایش را در دل پنهان می‌کند و دوباره به‌سوی گلخانه می‌رود؛ همان راه گل‌آلود، همان بوی خاک نم‌خورده، همان امید پنهان در جانش. گاهی میان گل‌های سرخ می‌ایستد و با نگاهی آرام به آن‌ها خیره می‌شود. با خود می‌گوید: «چقدر شبیه من‌اند؛ زیبا، اما پرخار. همیشه می‌درخشند، حتی وقتی زیر آفتاب و باد می‌سوزند.» ریحانه یاد گرفته است که زندگی، با همه‌ی تلخی‌هایش، ارزش جنگیدن دارد. او هرگز از سختی‌ها فرار نکرده؛ حتی وقتی دستانش تاول زده یا از خستگی بی‌هوش شده است. همیشه می‌گوید: «هرکس قهرمان خودش است، اگر تسلیم نشود.» پیرزن صاحب گلخانه گاهی با نگاهی مهربان به او می‌گوید: «دخترم، تو مثل گل‌های منی؛ اما گل من، تو از فولاد ساخته شده‌ای.» سال‌ها می‌گذرد و ریحانه همچنان همان است؛ ساده، خسته، اما با نوری عجیب در چشمانش. امین حالا بزرگ‌تر شده و به مدرسه می‌رود. پدر هنوز بیمار است، اما وقتی ریحانه را می‌بیند، لبخند می‌زند. مادر هم، با اینکه دیدش کم شده، می‌گوید: «من روشنایی را در وجود تو می‌بینم، دخترم.» ریحانه هرگز قهرمان تلویزیون‌ها یا کتاب‌ها نیست. کسی نامش را نمی‌داند. اما در میان گل‌های بی‌صدا، او قهرمانی خاموش است؛ زنی که با درد می‌جنگد و با امید زنده می‌ماند. شاید روزی کسی داستانش را بنویسد، شاید روزی درختی در گلخانه، به یاد او شکوفه دهد. اما تا آن روز، ریحانه هنوز با دستان زخم‌خورده‌اش گل می‌کارد، بی‌صدا لبخند می‌زند و در دل زمزمه می‌کند: «من شکست نمی‌خورم... چون هنوز ایمان دارم؛ روزی، گل زندگی‌ام خواهد شکفت.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب