نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

3 ماه قبل - 147 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های امور بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که افغانستان با بحران‌های همزمان خشکسالی، بازگشت گسترده مهاجران از ایران و پاکستان و کاهش کمک‌های مالی مواجه است. این دفتر با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کاهش بودجه‌ها سبب تعطیلی صدها مرکز خدمات صحی و تغذیه‌ای شده و دسترسی به مراقبت‌های حیاتی برای مردم این کشور محدود گردیده است. اندریکا راتوته، هماهنگ‌کننده دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه گفته است که این وضعیت فشار زیادی بر خانوارهای آسیب‌پذیر وارد کرده و نیاز فوری به اقدامات حمایتی وجود دارد. وی در بخشی از پیامی تاکید کرده است که سازمان ملل تلاش می‌کند با ارائه کمک‌های بشردوستانه، از وخیم‌تر شدن بحران در افغانستان جلوگیری کند. همچنین در این گزارش هشدار داده شده است که بدون تامین منابع مالی لازم، بسیاری از مردم به ویژه کودکان و زنان، با خطر کمبود مواد غذایی و خدمات صحی مواجه خواهند بود. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 138 بازدید

جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان در افغانستان برای تغذیه فرزندان خود «سلامت و تغذیه خود را فدا» می‌کنند. آقای آیلیف با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مادران افغانستانی، به ویژه سرپرست خانواده‌ها یا کسانی که مجبور به کارهای سخت روزانه‌ هستند، در شرایط دشوار، منابع و سلامت خود را برای تغذیه کودکان‌شان صرف می‌کنند. او در بخشی از پیامش هشدار داده است که چهار میلیون کودک در افغانستان امسال در معرض سوءتغذیه شدید قرار دارند و بدون رسید‌گی فوری، جان این کودکان به خطر می‌افتد. مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که مراکز درمان سوءتغذیه در کشور محدود است و بسیاری از خانواده‌ها مجبورند صدها کیلومتر مسیر طی کنند تا فرزندان‌شان درمان شوند. وی تصریح کرد که مشکلات اقتصادی، کم‌آبی و نبود دسترسی به مراقبت‌های صحی، فقر و گرسنگی را تشدید کرده است. آقای آیلیف در ادامه افزوده است که جامعه‌ی جهانی باید هر چه سریع‌تر برای تامین کمک‌های غذایی و درمانی اقدام کند تا از مرگ و آسیب‌های جبران‌ناپذیر کودکان جلوگیری شود. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 160 بازدید

صبح‌های هرات همیشه با گرد و خاک آغاز می‌شود؛ گردی که روی دیوارهای گِلی می‌نشیند، روی درخت‌های خسته و روی شانه‌های آدم‌هایی که بار زندگی را سال‌هاست بی‌صدا حمل می‌کنند. در یکی از همین خانه‌های قدیمی و خاموش، دختری دوازده‌ساله زندگی می‌کند؛ دختری که صدایش هنوز کودکانه است، اما چشم‌هایش دیگر چیزی از کودکی نمی‌دانند. نامش را «ریحانه» بگذاریم؛ نامی که خودش هم دیگر به آن دل‌خوش نیست، چون حس می‌کند آن ریحانه‌ی کوچکِ سابق، جایی میان مرز ایران و افغانستان جا مانده است. ریحانه تا یک سال پیش در حاشیه‌ی یکی از شهرهای ایران زندگی می‌کرد؛ نه در خانه‌ای امن، نه در محله‌ای آرام. پدرش کارگر ساختمانی بود، مادرش خانه‌دار و خود او دختری که رؤیای مکتب رفتن را در دل نگه می‌داشت، حتی وقتی می‌دانست «اتباع» بودن یعنی همیشه یک قدم عقب‌تر ایستادن. ریحانه مکتب نمی‌رفت، اما هر روز وقتی کودکان همسایه با کیف‌های رنگی از کوچه می‌گذشتند، تا دیر وقت به دفترچه‌ی کهنه‌ای نگاه می‌کرد که مادرش برایش خریده بود؛ دفترچه‌ای که هیچ‌وقت پر نشد. شبی که ردمرز شدند، هوا سرد بود؛ نه آن‌قدر سرد که آدم یخ بزند، اما آن‌قدر که استخوان کودک بلرزد. مأموران آمدند؛ با صدای بلند، با تندی و با کلماتی که ریحانه معنایشان را نمی‌فهمید، اما لحن‌شان را چرا. پدرش را جلوتر بردند، مادرش گریه می‌کرد و ریحانه دست خواهر کوچکش را گرفته بود و فقط می‌لرزید. هیچ‌کس برایشان توضیح نداد چه می‌شود، کجا می‌روند، چرا باید بروند. فقط گفتند: «وسایلتان را جمع کنید.» در راهِ انتقال، ریحانه بارها ترسید؛ ترس از جدا شدن، ترس از گم شدن، ترس از مردانی که با نگاه‌های خشن به آن‌ها خیره می‌شدند. در یکی از توقف‌ها، وقتی مادرش برای گرفتن آب پایین رفت، یکی از مأموران دست ریحانه را کشید و با صدایی که هنوز در گوشش زنگ می‌زند گفت: «ساکت باش.» او نمی‌داند آن لحظه دقیقاً چه شد؛ فقط می‌داند که قلبش آن‌قدر تند می‌زد که فکر می‌کرد می‌میرد. بعدش گریه کرد، اما بی‌صدا؛ چون یاد گرفته بود گریهٔ دختر، بعضی وقت‌ها خشم می‌آورد. در مرز، همه‌چیز شلوغ بود. زن‌ها، مردها، کودک‌ها؛ همه خسته، همه خاک‌آلود، همه با چشمانی که امید در آن کم‌رنگ شده بود. ریحانه در آن ازدحام چند بار زمین خورد. کسی دستش را نگرفت. وقتی دوباره ایستاد، زانویش خون می‌آمد، اما دردش را نگفت. او همان‌جا فهمید که اگر حرف نزند، کمتر آسیب می‌بیند؛ یا دست‌کم، این‌طور فکر می‌کرد. بعد از ردمرز، خانواده از هم پاشید. پدر مجبور شد برای کار به ولایت دیگری برود، مادر با دو کودک کوچک‌تر پیش اقوام دور رفت و ریحانه را به خانه‌ی یکی از فامیل‌ها در هرات سپردند. گفتند: «این‌جا امن است، این‌جا مراقبش هستند.» اما هیچ‌کس نپرسید خود ریحانه چه می‌خواهد، یا اصلاً آیا هنوز توانِ خواستن دارد یا نه. خانه‌ی فامیل، خانه‌ای است پر از آدم و کم از مهربانی. ریحانه در گوشه‌ای از اتاق می‌خوابد؛ جایی که شب‌ها صدای بحث و دعوا از دیوارهای نازکش عبور می‌کند. روزها باید کار کند: ظرف بشوید، خانه را جارو کند، از کودکان کوچک‌تر نگه‌داری کند. اگر اشتباه کند، اگر چیزی بریزد، اگر کمی کندتر حرکت کند، صدای تند می‌آید؛ گاهی هم دست. ریحانه می‌گوید بعضی وقت‌ها، وقتی خسته است یا دلش گرفته، بهانه می‌گیرند. می‌گویند: «از ایران آمده‌ای، نمک‌نشناس هستی.» یا می‌گویند: «اگر ما نبودیم، تو زیر آفتاب گدایی می‌کردی.» این جمله‌ها مثل سنگ در دلش می‌افتد. او احساس می‌کند بار اضافی است؛ چیزی که تحملش می‌کنند، نه انسانی که دوستش داشته باشند. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابند، ریحانه بیدار می‌ماند. سقف را نگاه می‌کند و صحنه‌های مرز دوباره زنده می‌شوند؛ صدای فریاد، نگاه‌های خشن، دست‌هایی که اجازه نمی‌دادند کودک بماند. گاهی از خواب می‌پرد، با نفس تند، با گلویی که می‌سوزد. کسی حالش را نمی‌پرسد. فقط می‌گویند: «خواب بد دیده‌ای، ساکت باش.» او دیگر از گفتن دردش می‌ترسد. وقتی یک‌بار به زن فامیل گفت که دلتنگ مادرش است، جواب شنید: «گریه نکن، ما هم مشکل داریم.» وقتی گفت که از کتک می‌ترسد، گفتند: «اگر خوب باشی، کسی کارت ندارد.» ریحانه کم‌کم یاد گرفت سکوت کند؛ سکوتی که سنگین‌تر از هر فریادی است. ریحانه دوازده‌ساله است، اما نمی‌داند بازی چیست. نمی‌داند مکتب یعنی چه، جز تصویری که هنوز در ذهنش مانده: کودکانی با لباس تمیز و کتاب‌هایی که بوی نو می‌دهند. او حالا بیشتر از سنش می‌فهمد؛ می‌فهمد که مرز فقط خط روی نقشه نیست، مرز جایی است که کودکی آدم تمام می‌شود. در کوچه‌های هرات، وقتی از کنار دخترانی می‌گذرد که با خنده راه می‌روند، سرش را پایین می‌اندازد. احساس می‌کند با آن‌ها فرق دارد؛ انگار چیزی از او گرفته شده که دیگر برنمی‌گردد. نه ایران او را خواست، نه افغانستان برایش آغوش باز کرد. میان دو دنیا مانده است؛ دنیایی که او را بزرگ‌تر از سنش دید، اما هیچ‌وقت به‌عنوان انسان نگاهش نکرد. ریحانه هنوز زنده است، نفس می‌کشد، راه می‌رود، کار می‌کند. اما درونش، دختری کوچک نشسته که از ترس می‌لرزد و جرأت ندارد صدایش را بلند کند. او نمی‌داند آینده‌اش چه می‌شود. فقط می‌داند که اگر کسی دستش را نگیرد، این سکوت، این خشونت، این غربت، او را آرام‌آرام خواهد شکست؛ بی‌آن‌که کسی بشنود. و این، قصه‌ی یک کودک است؛ کودکی که نه جنگ را انتخاب کرد، نه مهاجرت را، نه مرز را. اما همه‌ی این‌ها، زندگی‌اش را انتخاب کردند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 202 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت فاریاب درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که براثر انفجار یک سرگلوله‌ی راکت در ولسوالی قیصار این ولایت دو کودک جان باخته و یک زن و یک کودک دیگر زخمی شده‌اند. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۱:۰۰ پیش‌ازچاشت امروز (پنج‌شنبه، ۲۵ جدی) در مسیر روستاهای «طوی‌مست» و «بوری» از مربوطات ولسوالی قیصار رخ داده است. در اعلامیه آمده است که یکی از کودکان در محل انفجار جان باخت و دیگری در مسیر انتقال به شفاخانه، فوت کرده است. در بخشی از اعلامیه‌ای فرماندهی پولیس ولایت فاریاب آمده است که کودکان جان باخته، ۱۲ و ۱۳ ساله بودند. فرماندهی پولیس در مورد کودک و زن زخمی شده، جزییات ارائه نشده است. مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 137 بازدید

کمیته بین‌المللی نجات درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که ۴.۷ میلیون نفر در افغانستان در معرض خطر گرسنگی قرار دارند و با تداوم فصل زمستان و کمبود بودجه بشردوستانه خانواده‌های بیشتری به آستانه گرسنگی کشانده خواهند شد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که وخامت وحشتناک بحران انسانی جان میلیون‌ها افغان را تهدید می‌کند. لیزا اوون، مدیر کمیته بین‌المللی نجات در افغانستان تاکید کرده است که شرایط سخت زمستانی میلیون‌ها نفر را در معرض خطر قرار داده و برای نجات افغان‌ها از آستانه گرسنگی، افزایش فوری بودجه‌های بشردوستانه ضروری است. بر اساس ارزیابی این کمیته، عمق بحران گرسنگی در برخی ولایت‌ها‌ از جمله بامیان، کنر و هرات، نگران‌کننده است. کمیته بین‌المللی نجات تاکید کرده است که یافته‌‌ها نشان می‌دهد که اکثریت خانواده‌ها در این مناطق به غذای کافی روزانه دسترسی ندارند. طبق این ارزیابی، ۹۵ درصد خانواده‌ها در این ولایت‌ها با مصرف غذایی نامناسب مواجه‌اند و برای ادامه زندگی به راهکارهایی مانند قرض گرفتن و به تعویق انداختن مراقبت‌های پزشکی متوسل شده‌اند. همچنین پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۱.۲ میلیون زن باردار یا شیرده از سوءتغذیه حاد رنج ببرند. کمیته بین‌المللی نجات افزوده است که ۳.۷ میلیون کودک شش‌ماهه تا پنج‌ساله نیز با سوءتغذیه حاد مواجه‌اند. پیشتر برنامه جهانی غذا هشدار داده بود که در آستانه زمستان بیش از ۱۷ میلیون افغان با ناامنی شدید غذایی روبه‌رو هستند. کمیته بین‌المللی نجات گفته که در پی کاهش بودجه ایالات متحده، میزان دسترسی به کمک‌های بشردوستانه در افغانستان تقریبا دو سوم کاهش یافته است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 119 بازدید

دادگاه عالی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هفت تن، از جمله یک زن را به اتهام‌های روابط خارج از ازدواج، «لواطت» و سرقت در ولایت هرات شلاق زده است. این دادگاه امروز (پنج‌شنبه، ۲۵ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این افراد در ولسوالی‌های ادرسکن، پشتون‌زرغون و شیندند مجازات شده‌اند. در اعلامیه آمده است که این افراد هر کدام به یک سال زندان و بیش از ۳۰ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. این در حالی است که دادگاه عالی حکومت فعلی روز گذشته نیز چهار تن را در ولایت غزنی شلاق زده بودند. حکومت سرپرست طی ۱۰ ماه گذشته بیش از ۸۰۰ تن را در دادگاه‌ها خود شلاق کرده است. نهادهای بین‌المللی حقوق‌‌ بشری اعدام و مجازات بدنی علنی افراد متهم را خلاف قوانین بین‌المللی و کرامت انسانی می‌دانند و خواستار توقف آن هستند. پیشتر ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان‌ ملل برای افغانستان، اجرای حکم شلاق را ناقض قوانین بین‌المللی دانست و افزوده است: «این مجازات‌های شدید در سال ۲۰۲۵ میلادی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته‌اند و باید فورا متوقف شوند.»

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 164 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سه میلیون دالر کمک تازه از سوی دولت جاپان دریافت کرده تا خدمات صحی اساسی و حمایت‌های روانی–اجتماعی را برای مردم محروم و آسیب‌دیده به‌ویژه زنان در مناطق دورافتاده‌ی افغانستان گسترش دهد. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۵ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کمک بخشی از بسته‌ی ۱۹٫۵ میلیون دالری کمک‌های جاپان به افغانستان است و برای اجرای پروژه‌ای اختصاص یافته که خدمات صحی مادران، نوزادان، کودکان و نوجوانان، به‌هم‌راه حمایت‌های روانی، را تقویت می‌کند. در ادامه آمده است که این برنامه از طریق «خانه‌های صحی خانواده» اجرا می‌شود؛ مرکز‌های صحی کوچک و جامعه‌محور که توسط قابله‌ها اداره می‌شود و در مناطقی فعالیت دارند که در نزدیکی آن‌ها هیچ مرکز صحی دیگری وجود ندارد. این نهاد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که با این کمک از ۶۰ خانه‌ی صحی خانواده در ولایت‌های دایکندی، فاریاب، خوست، کنر و پکتیکا حمایت می‌شود. صندوق جمعیت سازمان ملل افزوده است که هدف این پروژه پر‌کردن کم‌بودهای جدی نظام صحی افغانستان، کاهش مرگ‌ومیر قابل پیش‌گیری مادران و نوزادان و بهبود سلامت زنان، دختران و جوانان است. در ادامه آمده است که خدمات روانی–اجتماعی نیز بخش مهم این برنامه را تشکیل می‌دهد. براساس این گزارش، این کمک قرار است ۲۱۰ هزار نفر، از جمله زنان، دختران نوجوان، مادران باردار و شیرده و کودکان زیر پنج سال را در پنج ولایت تحت پوشش قرار دهد. بی‌جاشدگان داخلی، بازگشت‌کنندگان از پاکستان و ایران و هم‌چنان جوامع میزبان محروم در مناطق آسیب‌دیده از حوادث طبیعی نیز شامل این برنامه‌اند. در بخشی از این گزارش آمده است که در چارچوب این برنامه، دست‌کم ۸۴۰ فرد دارای معلولیت نیز تحت پوشش قرار می‌گیرند تا دست‌رسی برابر به خدمات اساسی صحی برای آنان فراهم شود. همچنین صندوق جمعیت سازمان ملل گفته است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲۱٫۹ میلیون نفر، معادل ۴۵ درصد جمعیت افغانستان، به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت که از این میان، ۱۴٫۴ میلیون نفر به خدمات صحی نیازمند ‌اند. این نهاد افزوده است که دولت جاپان از سال‌ها به این‌سو یکی از شریکای اصلی‌اش در افغانستان بوده و از سال ۲۰۲۱ تا اکنون، با اختصاص ۵٫۱ میلیون دالر کمک، زمینه‌ی دست‌رسی بیش از ۱٫۱ میلیون نفر که ۷۷ درصد آنان زنان و دختران بوده‌اند به خدمات صحی را فراهم کرده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 131 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران افغانستانی در مرکز یک بحران سیستماتیک حقوقی قرار دارند؛ بحرانـی که در نتیجه‌ی ممنوعیت آموزش، محدودیت‌های گسترده بر کار زنان و قوانین سخت‌گیرانه‌، خطر‌های جدی حفاظتی را برای آنان افزایش داده و آینده‌ی نسل‌های بعدی را تهدید می‌کند. این نهاد در گزارشی با ابراز نگرانی از تشدید بحران انسانی در افغانستان گفته است که برای سال ۲۰۲۶ میلادی به ۹۴۹.۱ میلیون دالر آمریکایی بودجه نیاز دارد تا بتواند نیازهای بشردوستانه و اساسی ۱۲ میلیون نفر، از جمله ۶.۵ میلیون کودک را در این کشور تأمین کند. در گزارش آمده است: «بحرانی که زنان و کودکان بیش‌ترین آسیب را از آن متحمل می‌شوند.» یونیسف در ادامه تاکید کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان، از جمله ۱۱.۶ میلیون کودک، به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. در ادامه آمده است که تداوم درگیری‌ها، بلایای طبیعی، شوک‌های اقلیمی، اقتصاد شکننده و دست‌رسی محدود به خدمات اولیه، روند بهبود پس از دهه‌ها جنگ را با مانع جدی روبرو کرده است. در بخشی از این گزارش آمده است که بحران حفاظت در کشور رو به وخامت است و زنان در سن باروری، کودکان، جوانان و گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده با خطرات فزاینده‌ای چون سوءاستفاده، محرومیت و فقر شدید مواجه‌اند. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد به سرمایه‌گذاری اندک در بخش آب و بهداشت اشاره کرده و گفته است که این وضعیت، هم‌راه با تغییرات اقلیمی، نیازهای بشردوستانه را افزایش داده و تاب‌آوری جوامع، به‌ویژه زنان و کودکان، را به‌شدت تضعیف کرده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که تأمین این بودجه برای ارایه کمک‌های نجات‌بخش، خدمات اساسی و تقویت تاب‌آوری درازمدت جوامع ضروری است و بدون آن، آینده‌ی میلیون‌ها کودک و زن در افغانستان با خطر جدی روبرو خواهد بود. بر اساس یافته‌های برنامه‌ی جهانی غذا، زنان سرپرست خانوار در افغانستان بیش از دیگران از بحران انسانی متاثر شده‌اند. دوسوم آنان حتا توان خرید ابتدایی‌ترین مواد خوراکی را ندارند و وابسته به کمک‌های بشردوستانه‌اند. باید گفت که برنامه‌ی جهانی غذا گزارش داده که به دلیل فقر و بحران اقتصادی، بیش از چهار میلیون و ششصد هزار مادر و کودک در افغانستان با سوءتغذیه دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این نهاد هشدار داده که ناامنی غذایی در سطح بحرانی باقی مانده و احتمالاً روند سوءتغذیه در سال‌های آینده افزایش خواهد یافت.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 154 بازدید

سانگه صدیقی، فعال حقوق بشر درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از سوی یک حزب سیاسی، نامزد شورای شهرداری زوترمیر در هالند معرفی شده است. خانم صدیقی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هدفش نقش و مشارکت معنادار زنان در حوزه‌های تصمیم‌گیری است. این شهر در جنوب هالند موقعیت دارد و جمعیت آن بیش از ۱۱۹ هزار نفر است. وی تاکید کرده است که شورای شهرداری در هالند نهاد تصمیم‌گیر در امور محلی است که مسوول تصویب سیاست‌ها و مقررات شهری، تایید بودجه، نظارت بر عملکرد شهرداری و برنامه‌ریزی استراتژیک شهری است و نمایندگی از شهروندان را در تصمیم‌گیری‌های محلی بر عهده دارد. انتخابات شورای شهرداری در شهر زوترمیر هالند به تاریخ (۲۷ حوت/۱۸ مارچ) برگزار می‌شود. خانم صدیقی که ۱۷ سال پیش از افغانستان به هالند مهاجرت کرده است، هم‌اکنون در وزارت مالیه هالند کار می‌کند. او از سوی حزب دموکرات‌های ۶۶ (D66) نامزد انتخابات شورای شهر شده است. دموکرات‌های ۶۶ بزرگ‌ترین حزب سیاسی هالند به‌شمار می‌رود که در انتخابات پارلمانی پیروز شده و قرار است به‌زودی کابینه خود را معرفی کند. خانم صدیقی می‌گوید تعهد او به سیاست، به‌ویژه در زمینه نقش و مشارکت معنادار زنان در میزهای تصمیم‌گیری، انتخابی جدی و آگاهانه است. او باور دارد که زنان با تکیه بر تجربه‌های زیسته، حس مسئولیت‌پذیری و پیوند عمیق با جامعه می‌توانند سیاست را انسانی‌تر، عادلانه‌تر و پاسخ‌گوتر سازند. وی تصریح کرد که این نامزدی تنها یک گام شخصی نیست، بلکه تلاشی برای تقویت صدای زنان، افراد دارای پیشینه مهاجرت و همه شهروندانی است که خواهان جامعه‌ای عادلانه، باز و فراگیر بر پایه فرصت‌های برابر هستند. در حالی سانگه صدیقی نامزد انتخابات شورای شهرداری می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 183 بازدید

هیچ پیوندی نزدیک‌تر از پیوند بین والدین و فرزندان نیست. دو پیوند زیست‌شناختی و روان‌شناختی میان والدین و فرزندان برای رشد جسمی و روانی کودک ضروری است. نقش والدین فراتر از تصوری است که در رسانه‌های اجتماعی یا مجله‌ها می‌بینیم. کودکان از انزوای اجتماعی، مشکلات اقتصادی، طلاق، بیماری، پریشانی و ناراحتی والدین‌شان تأثیر می‌پذیرند و ممکن است در برابر ابتلا به اختلالات و بیماری‌های روانی آسیب‌پذیر شوند. امروزه بسیاری از کودکان تحت مراقبت والدینی هستند که درجاتی از اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب خفیف و شدید، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی مزمن و شدید را تجربه می‌کنند. همچنین تعداد خانواده‌هایی که در آن‌ها والدین سوءمصرف مواد مخدر دارند، در حال افزایش است. بنابر تحقیقات آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا، بیماری‌های روانی والدین خطر ابتلای کودک به اختلالات روانی را نسبت به همسالان خود افزایش می‌دهد و زمانی که هر دو والد دچار بیماری روان‌پزشکی باشند، احتمال اینکه کودک به یکی از اختلالات روانی مبتلا شود، بسیار زیاد است. از نگاه سازمان بهداشت جهانی، عدم ابتلا به یکی از اختلالات روان‌پزشکی نشان‌دهنده‌ی سلامت روان نیست. سلامت روان بخش جدایی‌ناپذیر سلامتی در انسان است و طیف وسیعی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، بیولوژیکی و محیطی می‌توانند تعیین‌کننده‌ی سلامت روان در انسان باشند. سلامت روان چیزی بیش از فقدان اختلالات یا ناتوانی‌های روانی است. سلامت روان حالتی است که در آن فرد به توانایی‌های خود پی می‌برد، می‌تواند با استرس‌های عادی زندگی کنار بیاید و به نحو مؤثری در جامعه زندگی و فعالیت کند. سلامت روان، توانایی ما در شیوه‌ی تفکر، بروز احساسات، تعامل با دیگران و لذت بردن از زندگی است. عوامل تعیین‌کننده سلامت روان عوامل فردی و اجتماعی در تضعیف یا محافظت از سلامت روان ما در طول زندگی نقش دارند. عوامل محافظتی به انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری ما در برابر چالش‌های زندگی کمک می‌کنند. این عوامل شامل مهارت‌ها و ویژگی‌های اجتماعی و عاطفی فردی، همچنین تعاملات اجتماعی مثبت و کسب آموزش‌های مناسب در این زمینه است. در مقابل، برخی عوامل روان‌شناختی و بیولوژیکی فردی مانند ضعف در مهارت‌های عاطفی، مصرف مواد و اختلالات ژنتیکی می‌توانند افراد را در برابر چالش‌های زندگی آسیب‌پذیر کنند. شرایط نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و محیطی مانند فقر، خشونت و نابرابری‌های اجتماعی، ابتلای افراد به بیماری‌های روان‌پزشکی را افزایش می‌دهند. این عوامل خطر، در تمام مراحل زندگی سلامت روان انسان را تهدید می‌کنند و اگر در دوره‌های حساس رشد، به‌ویژه در اوایل کودکی وجود داشته باشند، سلامت روان کودک آسیب بیشتری می‌بیند. برای نمونه، تنبیه بدنی والدین یکی از عوامل مهم در تضعیف سلامت روان کودک است. برنامه‌های ارتقای سلامت روان و پیشگیری از اختلالات روان‌پزشکی شامل همه حوزه‌ها مانند آموزش، کار، عدالت، حمل‌ونقل، محیط زیست، مسکن و رفاه می‌شود. در این میان، ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از اولویت‌های مهم سازمان بهداشت جهانی است و روابط مثبت والدین با فرزندان از مهم‌ترین عوامل ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان به شمار می‌رود. ارتباط مثبت بین والدین و فرزندان برای ارتقای سلامت فرزندان مهم است از لحظه تولد کودک، والدین و مراقبان دیگر مانند پدربزرگ و مادربزرگ نقش مهمی در یادگیری، رشد جسمی، روانی و شناختی او دارند. در ادامه، به بررسی راهکارها و مداخلاتی می‌پردازیم که به شما در ارتقای سلامت روان فرزندانتان کمک می‌کند. برقراری و ایجاد رابطه مستحکم بین والد و فرزند  برای استحکام و برقراری ارتباط مؤثر با فرزندتان، نکات زیر را به یاد داشته باشید: - شنونده خوبی باشید و به صحبت‌های او گوش دهید. - فرزندتان را تشویق کنید و به او نشان دهید که با اشتراک‌گذاری افکار و احساساتش با شما مشکلی به وجود نخواهد آمد. - هنگام گوش دادن به فرزندتان، تمام حواس خود را به او بدهید. با او تماس چشمی داشته باشید، برای تشویق او به ادامه صحبت، سر خود را به نشانه تأیید تکان دهید یا با پاسخ‌های مثبت و کوتاه، او را به ادامه حرف زدن ترغیب کنید. - به او نشان دهید که با اشتیاق به صحبت‌هایش گوش می‌دهید. - هرگز او را قضاوت نکنید. به فرزندتان اعتماد کنید و صبور باشید. هنگام گفت‌وگو با فرزندتان، از انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه یا انجام امور خانه و اداری خودداری کنید. صادق باشید و محیطی فراهم کنید که فرزندتان احساس امنیت کند و بداند که از او حمایت می‌کنید. با او درباره علایقش صحبت کنید؛ در مورد موسیقی، برنامه تلویزیونی یا شخصیتی که دوست دارد، با او گفت‌وگو کنید. اجازه دهید فرزندتان از همراهی با شما مانند یک دوست خوب لذت ببرد و این رابطه مثبت را پرورش دهید. می‌توانید این ارتباط را هنگام پیاده‌روی، تماشای فیلم، تعریف داستان، آشپزی، ورزش، کوهنوردی یا انجام یک فعالیت هنری تقویت کنید. فرزندتان را برای کارهایی که به‌خوبی انجام داده تحسین کنید و هرگز در زمان عصبانیت یا ناراحتی او با وی بحث نکنید. گفت‌وگو را به زمانی موکول کنید که هر دو آرام هستید. اگر دلخوری یا ناراحتی بین شما و فرزندتان به‌وجود آمد، کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چگونه می‌توانید با هم آن را حل کنید. اگر فرزندتان با چالشی در زندگی روبه‌رو شد، مهم است که نشان دهید او را دوست دارید، از او حمایت می‌کنید و در زمان‌های سخت همیشه کنار او هستید. نکته‌ی کلیدی در ارتباط مثبت والدین با فرزندان، پذیرش فرزندان با تمام نقاط ضعف و قوت آن‌هاست. به فرزندتان اطمینان دهید که هرگز تنها نیست. به او بگویید که هر زمان نیاز به کمک داشته باشد یا بخواهد احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد، در کنارش خواهید بود. به او یادآوری کنید که حتی بزرگ‌ترها هم گاهی با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که نمی‌توانند به‌تنهایی آن‌ها را حل کنند. سعی کنید زمان و فضای مناسبی در اختیارش قرار دهید تا اگر نیاز به تنهایی داشت، احساس آرامش کند. به او بگویید که نگرانی، استرس یا ناراحتی، احساسی طبیعی است. توضیح دهید که صحبت کردن درباره احساسات و افکار ممکن است در ابتدا سخت باشد، اما اگر با شما صحبت کند، می‌توانید کمکش کنید. اگر فرزندتان تمایلی به صحبت با شما نداشت، افراد مورد اعتمادی مانند یک دوست نزدیک خانواده، معلم یا مشاور متخصص را به او معرفی کنید. با فرزندان‌تان یکسان رفتار کنید  بدون توجه به جنسیت، کودکان را به‌طور برابر آموزش دهید. آن‌ها را دوست بدارید و ازشان مراقبت کنید. الگوی مثبتی برای فرزندانتان باشید. کلیشه‌های جنسیتی را به چالش بکشید؛ برای نمونه، پدران می‌توانند آشپزی و نظافت را انجام دهند و مادران نیز می‌توانند بیرون از خانه کار کنند. با پسر نوجوان خود صحبت کنید و به او بگویید احساساتش را بروز دهد. او را تشویق کنید تا احساساتی مانند عشق، خشم، شادی، غم و اندوه را بدون ترس از قضاوت شدن ابراز کند. از موارد زیر پرهیز کنید:  از هرگونه خشونت، مانند فریاد زدن و کتک زدن کودک، خودداری کنید. خشونت و استرس می‌تواند به رشد کودک آسیب بزند و موجب بروز مشکلات بلندمدت در آینده شود. مشاجره‌های مکرر میان والدین و اطرافیان برای کودکان استرس‌زا است. آن‌ها ممکن است احساس ناتوانی کنند و تصور کنند که فراموش شده‌اند. فراموش نکنید که کودکان برای رشد سالم، نیازمند توجه، عشق و مراقبت مداوم هستند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب