برچسب: محدودیت

7 ماه قبل - 305 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد اعلام کرده است که به دلیل محدودیت‌هایی که بر آموزش دختران و زنان در افغانستان وضع شده، میلیون‌ها دانش‌آموزش به ویژه دختران از آموزش باز مانده‌اند. این نهاد با نشر گزارشی خواستار سرمایه‌گذاری جسورانه و بلندمدت در بخش آموزش افغانستان شده و گفته است که آموزش، نه تنها راهی برای توان‌مندسازی زنان، بلکه اساس ثبات، کرامت و پیشرفت افغانستان است. در ادامه آمده است: «آموزش مترادف با امید است، امید به ثبات، عزت و فرصت.» یونسکو از جامعه‌ی جهانی خواسته‌اند تا با تعهدی پایدار از آموزش کودکان به‌ویژه دختران پشتیبانی کنند. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که نظام آموزشی افغانستان با بحران‌هایی بی‌سابقه روبرو است؛ سیاست‌های محدودکننده، کم‌بود مزمن بودجه و بحران‌های انسانی پیاپی باعث شده میلیون‌ها کودک به‌ویژه دختران از آموزش بازبمانند و نابرابری‌ها عمیق‌تر شود. این سازمان بین‌المللی در ادامه افزوده است که کیفیت و کارآمدی آموزش در کشور به‌طور چشم‌گیری کاهش یافته و اگر اقدام فوری صورت نگیرد، نسل آینده‌ی افغانستان از فرصت توسعه و خودکفایی محروم خواهد شد. در حالی یونسکو از آموزش زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 308 بازدید

سازمان ملل متحد اعلام کرده است که هر گونه قطعی اینترنت و شبکه‌های مخابرات در افغانستان، زند‌گی زنان و دختران را با مشکلات جدی مواجه کرده و دسترسی آنان به تحصیل و فرصت‌های کسب‌وکار را محدود می‌سازد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در زمانی، زنان و دختران از حضور در مکاتب و دانشگاه‌ها محروم شده‌اند، قطع اینترنت و شبکه‌های مخابراتی که یکی از ابزارهای مهم آموزش و اشتغال آنان می‌باشد، عملاً بسیاری از زنان و دختران را دوباره از آموزش، فعالیت‌های اقتصادی و  محروم خواهد کرد. سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که این مشکل در کنار پیامدهای زمین‌لرزه در شرق افغانستان، خشک‌سالی و بازگشت میلیون‌ها مهاجر، شرایط زند‌گی زنان و دختران را بسیار دشوار کرده است. در بخشی از گزارش آمده است که اینترنت و ابزارهای آنلاین برای بسیاری از زنان و دختران آخرین فرصت یادگیری، کسب درآمد و ارتباط با جامعه هستند و هرگونه اختلال در این فضا می‌تواند آموزش، کار و سلامت روان آنان را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین سازمان ملل متحد در ادامه هشدار داده است که فضای دیجیتال در افغانستان هنوز می‌تواند در هر لحظه مسدود شود و زنان و دختران همچنان در معرض آسیب‌های جدی قرار دارند. قابل ذکر است که پس از قطع ۴۸ ساعته‌ی اینترنت و شبکه‌های مخابراتی در جریان اوایل ماه جاری خورشیدی، دسترسی کاربران به شبکه‌های اجتماعی فیسبوک و انستاگرام را نیز محدود کردند. برخی فعالان مدنی از حکومت سرپرست خواسته‌اند تا دسترسی به اینترنت را به عنوان یک حق اساسی شهروندی تضمین کند و از ایجاد اختلال‌های ناگهانی خودداری شود. مسوولان حکومت فعلی تا اکنون درباره‌ی این قطعی و اتصال دوباره توضیحی ارائه نکرده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 203 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر زن و دختری حق دارد در هر مکانی احساس امنیت داشته باشد. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۷ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود گفته است که دولت‌ها باید در پیشگیری از خشونت مبتنی بر جنسیت سرمایه‌گذاری کنند. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که دولت‌ها باید قوانین را به‌ درستی اجرا کرده و به مصونیت از مجازات پایان دهند. قابل ذکر است که سازمان ملل متحد در حالی با نشر پیامی این اظهارات را مطرح کرده که زنان و دختران در افغانستان با سرکوب شدید مواجه‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 375 بازدید

مرکز خبرنگاران افغانستان (AFJC) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حکومت سرپرست نشرات رادیو و تلویزیون خصوصی شمشاد را متوقف کرده است. اين مرکز صبح امروز (شنبه، ۲۶ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که نشرات این رسانه از عصر روز گذشته به این‌سو «در پی دستور مستقیم» اداره‌ی استخبارات حکومت فعلی متوقف شده است. در اعلامیه آمده است: «تلویزیون شمشاد متهم شده است که جنگ اخیر میان حکومت فعلی و پاکستان و حمله‌های پاکستان به افغانستان را به‌درستی پوشش نداده و از موضع حکومت فعلی و اقدامات آن علیه پاکستان نیز دفاع نکرده است.» همچنین سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (AMSO) نیز با نشر اعلامیه‌ای از توقف نشرات این رسانه‌ی خصوصی خبر داده است. این سازمان در ادامه تاکید کرده است: «تیم تبلیغاتی حکومت فعلی با مسوولان رادیو و تلویزیون شمشاد تماس گرفته و گفته‌اند که این تصمیم از سوی قندهار گرفته شده است.» تا اکنون مسوولان این رسانه‌ی خصوصی و وزارت اطلاعات و فرهنگ در این زمینه اظهار نظر نکرده‌اند. این دو نهاد، از مسوولان حکومت فعلی خواسته که دستور توقف نشرات رادیو و تلویزیون شمشاد را لغو کرده و از این رسانه‌ها حمایت کند. حکومت فعلی طی بیش از چهار سال حاکمیت خود، محدودیت‌های گسترده بر کار رسانه‌ها و خبرنگاران وضع کرده است.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 274 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد خواستار اقدامات جسورانه برای برابری حقوق و توانمندسازی زنان و دختران روستایی در افغانستان شده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت روز جهانی زنان روستایی گفته است: «زنان و دختران روستایی، هر روز به جوامع غذا می‌دهند، از محیط زیست محافظت می‌کنند و توسعه پایدار را تقویت می‌کنند.» بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در مناطق روستایی نسل‌هاست که جنبش‌های جمعی را برای تغییر هدایت می‌کنند. در ادامه آمده است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۳۵۱ میلیون زن و دختر در جهان همچنان در فقر شدید زندگی خواهند کرد. براساس گزارش رسانه‌های مختلف زنان و دختران در مناطق روستایی کشور، علاوه بر تربیت فرزندان و انجام کارهای خانه، بخش قابل توجهی از نیروی کار کشاورزی را نیز تشکیل می‌دهند. با این وجود، حکومت سرپرست در سراسر کشور، محدودیت‌های علیه زنان و دختران وضع کرده است. اکنون دختران و زنان اجازه آموزش بالاتر از صنف‌ ششم، کار در اداره‌های داخلی و بین‌المللی و گشت‌گذار را ندارند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 362 بازدید

از کتاب تازه‌ای با عنوان «تا امر ثانی: حقایق ناگفته از مقاومت زنان افغانستان برای آزادی» اثر منیژه رامزی، آموزگار پیشین دانشگاه کابل و فعال حقوق بشر در مرکز نویسندگان ترکیه رونمایی شد. مراسم رونمایی این کتاب روز (دوشنبه، ۲۱ میزان) در مرکز نویسندگان ترکیه برگزار شد و در این اثر وضعیت زنان افغانستان پس از سقوط جمهوریت بررسی شده و بر دادخواهی، آگاهی‌رسانی و مبارزه برای حق آموزش و کار زنان تاکید شده است. منیژه رامزی، نویسنده‌ی این کتاب با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «کتاب تا امر ثانی به تمام زنانی تقدیم شده است که با وجود تهدید، فشار و تبعیض، هنوز برای حق آموزش، کار و آزادی در افغانستان می‌جنگند. آنان الهام‌بخش‌ترین چهره‌های مقاومت مدنی در دوران تاریکی کنونی‌اند.» در اعلامیه آمده است که این اثر که به همکاری «شبکه جهانی مبارزه با افراط‌گرایی» تهیه شده، در چهار محور اصلی به بررسی تاریخ مبارزات زنان، دستاوردهای بیست‌ساله، پیامدهای محرومیت از آموزش و کار پس از ۲۰۲۱ و تلاش زنان برای آینده افغانستان پرداخته است. پژوهش انجام‌شده در این کتاب نشان می‌دهد که پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ میلادی، بیش از ۲.۲ میلیون دختر از رفتن به مکتب و حدود ۱۰۰ هزار زن از تحصیلات عالی محروم شده‌اند. همچنین یافته‌های این کتاب افزایش فقر، ازدواج اجباری، خودکشی و مشکلات روانی را از پیامدهای مستقیم محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان دانسته است. در حالی این کتاب از وضعیت موجود انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 304 بازدید

منابع محلی از ولایت غور می‌گویند که جسد یک زن میان‌سال در مرکز ولسوالی لعل‌وسرجنگل این ولایت پیدا شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این زن باشنده روستای «حسین‌آباد» از مربوطات مرکز ولسوالی لعل‌وسرجنگل بوده و جسد آن صبح روز (دوشنبه، ۲۱ میزان) از «باغ سرکاری» پیدا شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن بی‌سرپرست بوده و شوهرش بهار سال جاری فوت شده بود. منبع افزوده است که تا اکنون مشخص نیست، این زن چگونه به قتل رسیده است. منبع تصریح کرد که این زن شش فرزند به شمول سه دختر نیز دارد. مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولسوالی لعل‌وسرجنگل غور نیز تا اکنون در این مورد چیزی نگفته‌اند. همچنین چندی پیش، یک زن جوان در ولسوالی خواجه‌سبزپوش ولایت فاریاب، به دلیل مقا‌ومت در برابر ازدواج اجباری، توسط برادرش تیرباران شد. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 277 بازدید

کریستالینا جورجیوا، رییس صندوق بین‌المللی پول (IMF) می‌گوید که کشورهای جهان فاقد زیربنای قانونی و اخلاقی لازم برای مقابله با پیشرفت سریع هوش مصنوعی هستند و از گروه‌های جامعه مدنی خواست تا «زنگ خطر» را به صدا درآورند. خانم جورجیوا این اظهارات را در سخنرانی‌اش در نخستین روز نشست سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در واشنگتن مطرح کرده و گفته است که انقلاب فناورانه ناشی از هوش مصنوعی عمدتاً در اختیار اقتصادهای پیشرفته است و امریکا بیش‌ترین سهم را دارد. وی در بخشی از صحبت‌هایش تاکید کرده است که برخی از کشورهای بازار نوظهور مانند چین نیز در این بخش ظرفیت دارند، اما کشورهای در حال توسعه به‌شدت عقب مانده‌اند و توانایی اندکی برای بهره‌برداری از این فناوری دارند. رییس صندوق بین‌المللی پول افزوده است که نگران گسترش شکاف میان کشورهای پیشرفته و فقیر در آماد‌گی برای استفاده از هوش مصنوعی است. او از نهادهای جامعه مدنی خواست تا «در کشورهای خود زنگ خطر» را به صدا درآورند، زیرا در این حوزه بی‌حرکت ماندن، به‌معنای عقب ماندن است. هوش مصنوعی (AI) به شبیه‌سازی هوش انسانی در ماشین‌ها اشاره دارد. هدف آن، ایجاد سیستم‌هایی است که بتوانند مانند انسان‌ها فکر کنند، یاد بگیرند، استدلال کنند، و مشکلات را حل کنند. در حقیقت، هوش مصنوعی ترکیبی از علوم کامپیوتر و داده‌های گسترده است که به ماشین‌ها امکان می‌دهد وظایفی را انجام دهند که معمولاً به هوش انسانی نیاز دارند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 284 بازدید

صبح هنوز روشن نشده بود که باد خاک‌آلودی از سمت «چهارراهی تایمنی» وزیدن گرفت. زن چادری‌پوشی کنار دیوار بازار چوب‌فروشی نشسته بود. چادر خاک‌گرفته‌اش را محکم چسبیده بود و ظرف پلاستیکی کوچکی را پیش رویش گذاشته بود. هر از گاهی سرش را بلند می‌کرد تا ببیند کسی چیزی در آن انداخته یا نه. چشمانش گود رفته، گونه‌هایش لاغر و لب‌های خشکیده‌اش به سختی تکان می‌خوردند. نامش زرگل بود، ۳۷ ساله، اما چهره‌اش پیرتر از ۵۰ نشان می‌داد. سال‌هاست که زرگل در کوچه‌های کابل گدایی می‌کند؛ در سایه‌ی دیوارها، زیر آفتاب و باران، با دلی پر از اندوه و دستی خالی. اما کمتر کسی می‌داند که روزگاری در همین شهر، زندگی ساده اما پرمحبتی داشت. زرگل در سیزده‌سالگی به عقد درآمد. عروسی‌اش با گریه گذشت، نه با خوشی. پدرش کارگر سرک‌سازی بود و از فقر نجاتی نمی‌دید. وقتی مردی از همان محل به نام عبدالقدوس خواستگاری‌اش را کرد، پدرش گفت: «خوشبخت می‌شی دخترم. مرد آرامی‌ست، کارگر است، خانه هم دارد.» و او خاموش ماند؛ چون در آن قریه، دختر حق انتخاب نداشت. عبدالقدوس مردی ساده‌دل بود؛ نه دولتی، نه سیاست‌مدار، فقط یک مزدور روزانه که با بیل و کلنگ نان درمی‌آورد. اما دل نرم و مهربانی داشت. همیشه می‌گفت: «زرگل، اگر دنیا پر از ظلم هم باشه، مه نمی‌گذارم تو گرسنه بمانی.» و زرگل با همین حرف‌ها دلگرم می‌شد. خانه‌شان کوچک بود، در حاشیه‌ی شهر کابل، در محله‌ی شیدایی؛ خاکی اما پر از عشق. سال‌ها با کار و تلاش گذشت. پنج طفل آوردند؛ سه پسر و دو دختر. عبدالقدوس از صبح تا شام در شهر کار می‌کرد؛ گاهی در ساختمان، گاهی در باربری. شب‌ها با دستان زخمی اما چهره‌ی خندان برمی‌گشت و می‌گفت: «ما فقیر استیم، اما باهم خوش استیم.» و زرگل باور داشت که خوشبختی یعنی همین؛ سقف خانه، سایه‌ی شوهر، و لبخند طفل. اما در این سرزمین، خوشی عمر درازی ندارد... یک روز تابستانی بود، جمعه. عبدالقدوس گفت می‌رود مسجد جامع کابل برای نماز و بعد، چند بسته برنج و روغن بگیرد؛ از آن‌هایی که مردم برای نیازمندان می‌سپارند. زرگل چادرش را برداشت و گفت: «زود بیا، برنج تمام شده، بچه‌ها گرسنه‌اند.» و او خندید: «زود می‌آیم، نگران نباش.» اما دیگر هیچ‌وقت برنگشت. چند ساعت بعد، صدای انفجار در تمام شهر پیچید. مسجد جامع کابل لرزید، دود از گنبد بالا رفت. مردم می‌دویدند، فریاد می‌زدند، خون در کوچه‌ها جاری بود. گروه داعش مسئولیت حمله را گرفت. در آن حمله، بیش از پنجاه نفر کشته شدند؛ بیشترشان مردم بی‌دفاع، کارگر، پیر، کودک... و عبدالقدوس یکی از آن‌ها بود؛ تکه‌تکه، بی‌نام، بی‌نشانه. وقتی زرگل خبر را شنید، دوید تا مسجد. در میان جمعیت دنبال شوهرش گشت، اما چیزی از او نمانده بود. فقط کسی تکه‌ای از پیراهن خاکی‌اش را در دستش گذاشت و گفت: «شاید این از شوهرت باشد.» زرگل آن را گرفت، بویید و همان‌جا بی‌هوش شد. از آن روز، زندگی‌اش فرو ریخت. کسی نبود نان بیاورد. کسی نبود به طفل‌ها بگوید: «صبور باشید، پدرتان می‌آید.» پنج طفل کوچک و زنی تنها. حکومت آمد و گفت: «شاهد نداریم که شوهرت شهید است، کمکی نمی‌شود.» زرگل فقط گفت: «شهید نه، مظلوم.» اما کسی گوش نداد. ماه‌ها با نان خشک و اشک زنده ماندند. زرگل اول تلاش کرد کار کند؛ در خانه‌های مردم، ظرف شست، خیاطی کرد، اما مزدش ناچیز بود. هر جا رفت، گفتند زن تنها را نمی‌گیرند. وقتی دیگر هیچ راهی نماند، دلش را سنگ کرد و کنار بازار نشست؛ همان‌جایی که حالا نشسته است. اولین روزی که دستش را دراز کرد، از شرم تمام بدنش لرزید. چادر را روی صورت کشید تا کسی نشناسد. اما وقتی پسر کوچکش گفت: «مادر، نان می‌خواهم»، چشم‌هایش تار شد. همان روز، اولین ده افغانی را گرفت. آن را بوسید و زیر لب گفت: «این نان اطفال من است، نه گدایی.» از آن روز تا امروز، سال‌ها گذشته. زرگل هنوز هر صبح با صدای اذان بیدار می‌شود، وضو می‌گیرد، دست‌های زخم‌خورده‌اش را می‌بوسد و زیر لب می‌گوید: «خدایا، فقط مرا زنده نگه دار تا بچه‌هایم زنده بمانند.» سپس چادر خاکی‌اش را به سر می‌کشد و راه بازار چوب‌فروشی را پیش می‌گیرد. همان گوشه‌ی دیوار، جایی که سال‌هاست نشسته، باز هم می‌نشیند. مردم از کنارش می‌گذرند؛ بعضی با نگاهی دلسوز، بعضی با نیشخند و تمسخر. گاهی جوان‌ها صدایش می‌زنند: — «بی‌بی، چرا هر روز می‌آیی؟» او چیزی نمی‌گوید. فقط سرش را پایین می‌اندازد. بعضی‌ها هم خنده‌کنان می‌گویند: — «نمی‌خواهی گدایی کنی؟ بیا خانه‌ی ما، کار می‌دیم!» و همین حرف‌ها مثل خنجر، دلش را می‌شکافند. آری، گاهی مردم از فقر سنگ‌دل‌تر اند. بچه‌های زرگل حالا کنار او بزرگ شده‌اند. پسرش، جمال، شانزده‌ساله است؛ روزها پلاستیک و کاغذ جمع می‌کند. دخترهایش، پری‌گل و مه‌تاب، کنار مادرشان می‌نشینند و دستان کوچک‌شان را دراز می‌کنند. مردم گاهی دلسوزی می‌کنند، نانی، پیسه‌ای می‌دهند؛ اما بیشتر، بی‌تفاوت می‌گذرند، انگار که انسانی آن‌جا نیست. در این سال‌ها، زرگل بارها آسیب دیده. یک‌بار مردی با نام «خیر» او را به خانه برد، به‌ظاهر برای کمک. اما در را که بست، چهره‌ی واقعی‌اش را نشان داد. زرگل با ترس گریخت. از آن روز به بعد، دیگر به هیچ وعده‌ای اعتماد نکرد. همیشه می‌گوید: «خیر دروغین از دشمن هم خطرناک‌تر است.» خانه‌ی‌شان حالا یک اتاق نیمه‌خرابه است، در کوچه‌ای خاکی. سقفش چکه می‌کند، دیوارهایش نم‌زده و زمینش همیشه گل‌آلود. شب‌ها که همه می‌خوابند، زرگل بیدار می‌ماند. دعا می‌خواند، و آرام، با اشک، زیر لب می‌گوید: — «عبدالقدوس... ببین! بچه‌هایت زنده‌اند، اما فقیر. من هنوز نفس می‌کشم، اما مرده‌ام از درون. اگر تو بودی، هیچ‌وقت نمی‌گذاشتی این‌طور خوار شویم...» گاهی پسرش، جمال، از شدت گرسنگی فریاد می‌زند: — «مادر، من نمی‌خواهم فردا گدایی کنم. مردم به ما می‌خندند!» و زرگل، با اشک در چشمانش، آرام می‌گوید: — «اگر کار بود جان مادر، قسم به خدا، کار می‌کردم. اما در این شهر، حتی مردها بی‌کارند، زن‌ها چه کنند؟» دخترهایش نیز از آزار کوچه‌ها در امان نیستند. چند بار که کنار مادرشان نشسته بودند، پسران جوان با خنده و تمسخر از کنارشان گذشتند. یکی از آن‌ها گفته بود: — «این دختر گداست یا عروس آینده؟» زرگل دلش خواست فریاد بزند، دفاع کند، اما می‌دانست اگر چیزی بگوید، مردم بیشتر می‌خندند. فقط چادرش را پایین کشید و خاموش ماند. با آمدن زمستان، سرمای کابل نفس‌گیر می‌شود. زرگل و اطفالش در اتاق نیمه‌خرابه‌شان می‌لرزند. بخاری ندارند؛ تنها چند تخته چوب نم‌زده که از زباله‌ها جمع می‌کنند. دود آن چوب‌ها فضای اتاق را پر می‌کند، بچه‌ها سرفه می‌کنند. زرگل، در حالی که پتو را دورشان می‌پیچد، آرام می‌گوید: — «سرفه بهتر از مردن از سردی است.» هر بار که از جلوی مسجد جامع می‌گذرد، دلش می‌لرزد. بوی خون، فریاد، دود آن روز هنوز در ذهنش مانده. هنوز، وقتی صدای انفجاری از دور می‌شنود، فوری دستانش را روی گوش اطفالش می‌گذارد. هنوز باور ندارد که عبدالقدوس دیگر نیست. در خیال، همیشه فکر می‌کند روزی از دروازه وارد می‌شود و با همان لبخند همیشگی می‌گوید: — «زرگل، خسته نباشی، امروز نان آوردم.» اما واقعیت تلخ‌تر از خیال است. نه حکومت، نه مؤسسه‌ای، نه حتی همسایه‌ای—هیچ‌کس یادش نکرد. نه کمکی، نه توجهی، نه کلمه‌ای برای تسلای دل. زرگل سال‌هاست که با فقر، درد، آزار و سکوت زندگی می‌کند. با این‌همه، زبان به شکایت نگشوده. همیشه می‌گوید: — «اگر شکایت کنم، به چی کسی؟ همه خودشان گرفتار اند...» آن شب، وقتی همه خوابیدند، زرگل چادر کهنه‌اش را زیر سر گذاشت، به سقف نم‌زده‌ی اتاق خیره شد و صدای باد را از لای سوراخ‌های دیوار شنید. زیر لب زمزمه کرد: «عبدالقدوس... کاش امروز را می‌دیدی. کاش می‌دیدی که دخترت دست دراز کرده. کاش می‌دیدی که من هنوز زنده‌ام، ولی بی‌جان... کاش، فقط کاش...» و اشک‌هایش آرام، بی‌صدا، از گوشه‌ی چشم فرو ریخت و بر خاک سرد چکید. در آن شب طولانی، تنها صدای گریه‌ی زنی بود که با باد قاطی می‌شد—در کوچه‌ای خاموش، در شهری که دیگر هیچ‌کس یادش نبود، زنی هنوز زنده بود. زنده، فقط برای نانی خشک، برای لبخند کودکانش، برای فردایی که شاید... هرگز نیاید. گاهی در دل شب، وقتی همه در خواب‌اند، زرگل آهسته از خانه بیرون می‌رود. به آسمان خیره می‌شود، ستاره‌ها را نگاه می‌کند، دست‌های پینه‌بسته‌اش را بلند می‌کند و با صدایی که فقط خدا می‌شنود، می‌گوید: «خدایا، اگر قرار است ما همین‌طور زنده بمانیم، مرا ببر، اما بچه‌هایم را نجات بده. نمی‌خواهم دخترانم روزی سرنوشت مرا تکرار کنند.» صبح روز بعد، دوباره به همان دیوار بازار چوب‌فروشی برمی‌گردد. چادر را روی سر می‌کشد، ظرف پلاستیکی کوچک را پیش پایش می‌گذارد و در دل با خدا راز می‌گوید. مردم بی‌تفاوت از کنارش می‌گذرند؛ برخی افغانی‌ای می‌اندازند، برخی نه. اما هیچ‌کس نمی‌بیند که زیر آن چادر خاک‌خورده، زنی نشسته که روزی خانه‌ای داشت، شوهری داشت، امیدی داشت—و حالا تنها چیزی که دارد، درد است. خورشید که پایین می‌رود و سایه‌ها کش می‌آیند، بازار آرام‌آرام خلوت می‌شود. زرگل سکه‌های اندکش را جمع می‌کند و با اطفالش به سوی خانه می‌رود. در مسیر، از خانه‌های روشن صدای خنده‌ی کودکان دیگر می‌آید. مه‌تاب، دختر کوچکش، با چشمانی خسته می‌پرسد: «مادر، ما هم روزی خانه‌ی روشن می‌گیریم؟» زرگل لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «اگر خدا خواست، مادرجان.» اما در دلش می‌داند این امید، بیشتر برای ادامه دادن است تا رسیدن. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 384 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر چهار دقیقه، چهار زن در سراسر جهان به سرطان پستان مبتلا می‌شوند. این سازمان به مناسبت «ماه آگاهی‌بخشی سرطان پستان» با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از هر چهار زن مبتلا به سرطان پستان، یک زن بر اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهد. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که تغییر سبک زندگی می‌تواند خطر ابتلا به این بیماری را کاهش دهد. اعلامیه اقدامات از جمله، عدم مصرف سیگرت، محدود کردن یا اجتناب از الکل و فعالیت بدنی منظم و ورزش روزانه برای جلوگیر از مبتلا شدند به بیماری سرطان پستان را پیشنهاد کرده است. اعلامیه در ادامه افزوده است که سازمان ملل متحد از کشور‌ها و مردم خواسته است با رعایت سبک زند‌گی سالم و انجام آزمایش یا معاینه برای تشخیص زودهنگام، سلامتی زنان را حفظ کرده و مرگ‌و‌میر ناشی از سرطان پستان را کاهش دهند. ماه اکتوبر از دهه ۱۹۸۰ میلادی در ایالات متحده به عنوان ماه آگاهی‌بخشی سرطان پستان آغاز شد. این آگاهی‌بخشی ابتدا توسط انجمن سرطان آمریکا برگزار شد، بعدها این طرح توسط سازمان جهانی صحت (WHO) و سایر نهادهای بین‌المللی پذیرفته شد و به سطح جهانی گسترش یافت. هدف از آن افزایش آگاهی، تشویق به انجام آزمایش یا معاینه برای تشخیص زودهنگام و کاهش مرگ‌ومیر زنان ناشی از سرطان پستان عنوان شده است. در حالی سازمان ملل متحد این گزارش را نشر می‌کند که سازمان جهانی صحت هشدار داده بود که افزایش بیماری‌های قلبی، دیابت، سرطان و مشکلات مزمن ریوی در میان زنان افغانستان نگران‌کننده است. این سازمان گفته بود که سرطان سینه و سرطان دهانه رحم از جمله سرطان‌های شایع در میان زنان افغانستان هستند و تنها بیماری‌های قلبی‌ و عروقی هر سال جان بیش از ۴۰ هزار نفر را در افغانستان می‌گیرد.

ادامه مطلب