برچسب: محدودیت

8 ماه قبل - 437 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که حکومت محلی برای سومین شب متوالی خدمات اینترنت ‏خانگی و دفتری را در این ولایت قطع کرده است. دست‌کم چهار منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که اینترنت ساعت ۹:۰۰ امشب ‏(چهارشنبه، ۲ میزان) قطع شده است. در حال حاضر باشندگان ولایت هرات تنها به اینترنت سیم‌کارت ‏موبایل همراه دسترسی دارند. حکومت سرپرست اینترنت فایبر نوری را در هرات و سایر ولایت‌ها قطع کرده است. از سه شب به این طرف، اینترنت خطوط تلفن ثابت (‏DSL‏) و اینترنت نقطه‌به‌نقطه (P‏۲‏P‏) ‏نیز در هرات شبانه قطع می‌شود.‏ شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی اینترنت در هرات به رسانه‌ها گفته‌اند که والی حکومت سرپرست در هرات دستور داده است که اینترنت محدود شود.‏ حکومت فعلی قطع اینترنت فایبر نوری را از مزار شریف آغاز کردند و ‏این محدودیت به سایر ولایت‌ها گسترش یافت.‏ ‏مقام‌های حکومت فعلی می‌گویند که ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت دستور قطع اینترنت ‌‏فایبر نوری را ‏صادر کرده و هدف آن «جلوگیری از منکرات» است. قابل ذکر است که افغانستان در حال حاضر از طریق فایبر نوری به پهنای باند وسیع اینترنت در پنج کشور همسایه متصل است. حکومت پیشین برای اجرای پروژه فایبر نوری ۱۵۰ میلیون دالر سرمایه‌گذاری کرده بود. باید گفت که با قطع اینترنت فایبر نوری، دسترسی به اینترنت پرسرعت در افغانستان بسیار محدود می‌شود. کاربران خانگی، دفاتر دولتی و شرکت‌ها دیگر نمی‌توانند از اینترنت سریع استفاده کنند و تنها اینترنت موبایل با سرعت پایین باقی می‌ماند. همچنین قطع فایبر نوری پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سنگینی خواهد داشت. با این تصمیم سرمایه‌گذاری خارجی کاهش خواهد یافت، ارتباط با بازارهای جهانی محدود می‌شود و مردم به ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان از آموزش و اطلاعات آنلاین محروم می‌شوند. انتقال داده با سرعت بسیار بالا، کیفیت پایدارتر نسبت به اینترنت موبایلی و ظرفیت زیاد برای انتقال حجم بالای اطلاعات از ویژگی‌های اینترنت فایبر نوری است.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 316 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بدون کارمندان زن نمی‌تواند به نیازمندان خدمات ارائه کند. یوناما امروز (پنج‌شنبه، ۲ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که این نهاد ناچار شده مراکز کمک‌ها و پرداخت پول نقد را به صورت موقت ببندد. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد به نقل از کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان (UNHCR) نوشته است که به صدها هزار تن که از کشورهای همسایه بازگشته‌اند، کمک کرده است. یوناما در ادامه افزوده است که ۵۱ درصد بازگشت‌کنندگان از کشورهای همسایه، زنان هستند و ۳۲ درصد خانواده‌ها توسط زنان سرپرستی می‌شوند. این در حالی است که حکومت فعلی چندی پیش به کارمندان زن سازمان ملل گفته بود که اجازه‌ی سفر به مناطق آسیب‌دیده از زمین‌لرزه برای کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگان را ندارند. همچنین رزا اوتونبایوا، رییس یوناما در افغانستان، پس از وضع این محدودیت‌، اعلام کرده بود که محدودیت‌ بر کارمندان زن سازمان ملل، روند کمک‌رسانی را با چالش مواجه ساخته است. در کنار آن، نماینده‌ی ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان تاکید کرده که حضور زنان در کمک‌رسانی به نیازمندان، به‌ویژه زنان و کودکانی که از زمین‌لرزه آسیب دیده‌اند، غیر قابل انکار است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 357 بازدید

سازمان نجات کودکان اعلام کرده است که پس از وقوع زلزله‌ی مرگ‌بار در شرق افغانستان و مسدودشدن مسیرهای شفاخانه‌ها، نوزادان در خیمه‌ها متولد می‌شوند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در مناطق زلزله‌زده حدود ۱۱ هزار زن در حال حاضر باردار هستند و تا ماه‌های آتی در بحبوحه فصل زمستان، در خیمه‌ها زایمان خواهند کرد که در آستانه فصل زمستان و نبود سرپناه، زاد و ولد سلامتی مادران و کودکان را با خطر مواجه خواهد کرد. در گزارش آمده است که از هر ۱۰ خانواده، ۹ خانواده در ولسوالی‌هایی که بیشترین آسیب را از زلزله‌های مرگبار در شرق افغانستان دیده‌اند، به خیمه‌ها نقل مکان کرده‌اند و حدود ۴۰ هزار کودک نیز در فضای باز زندگی می‌کنند. در بخشی از گزارش آمده است که ریزش سنگ‌های بزرگ پس از زلزله در شرق افغانستان از یکسو و بارش برف در فصل زمستان از سوی دیگر، نگرانی‌ مردم روستا را نسبت به تردد برانگیخته است. سازمان نجات کودکان در ادامه تاکید کرده است که در فصل زمستان ممکن است مسیرهای برخی از مناطق آسیب‌دیده برای هفته‌ها مسدود بماند. این سازمان هشدار داده است که علاوه بر موارد فوق، تهدید دائمی سقوط سنگ‌ها نیز وجود دارد و برخی روستاها هنوز تنها با پای پیاده قابل دسترسی هستند. در گزارش تخمین زده شده است که حدود نیم میلیون نفر که از زلزله‌های شرق افغانستان متاثر شده‌اند، نیازمند کمک هستند و بیش از ۸ هزار خانه تخریب یا آسیب دیده‌اند. همچنین گزارش به نقل از سمیرا سید رحمان، مدیر برنامه‌ها و حمایت‌های سازمان نجات کودکان در افغانستان، نوشته است: «هیچ نوزادی نباید نخستین نفس خود را در خیمه بکشد. هیچ کودکی نباید بدون کفش، لباس گرم یا سیستم گرمایشی باشد، در حالی که زمستان در راه است.» او هشدار داد که هوای سرد سلامت نوزادان و کودکان را به خطر انداخته، سیستم ایمنی بدن را تضعیف می‌کند و حساسیت به عفونت‌های حاد تنفسی را افزایش می‌دهد. این مقام سازمان نجات کودکان خواستار کمک مالی فوری برای حمایت از کودکان و زنان باردار شد. در پی زمین‌لرزه‌ی مرگ‌بار در اوایل ماه جاری میلادی در شرق کشور، بیش از دو هزار تن که بیشتر آنان زنان و کودکان بودند، جان باخته و حدود دو هزار تن دیگر زخمی شدند. با این وجود، براساس آخرین آمار دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، در این زمین‌لرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باخته و سه هزار و ۶۳۱ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 245 بازدید

فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تیم فوتبال زنان پناهجوی افغانستان برای نخستین‌بار در یک تورنمنت بین‌المللی در امارات به میدان می‌رود. فیفا با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این تیم در یک رقابت دوستانه چهارتیمی در دبی اشتراک خواهد کرد و این مسابقات زیر نام «FIFA Unites: Women’s Series» از تاریخ ١ تا ٧ عقرب در امارات برگزار می‌شود. در اعلامیه آمده است که قرار است تیم زنان پناهجوی افغانستان مقابل تیم‌های ملی زنان امارات، چاد و لیبیا به میدان برود. باید گفت که بعد از سال ۲۰۲۱ میلادی و زمانی که حکومت سرپرست ورزش زنان را ممنوع کرد، بسیاری از بازیکنان زن برای نجات جان‌شان مجبور به ترک کشور شدند. بیشتر بازیکنان تیم ملی زنان افغانستان اکنون در آسترالیا و کشورهای دیگر زندگی می‌کنند. فدراسیون بین‌المللی فوتبال در سال‌های اخیر چندین کمپ استعدادیابی را در کشورهای مختلف راه‌اندازی کرده و در نتیجه، ترکیب ۲۳ بازیکن برای تیم زنان پناهجوی افغانستان شکل گرفته است. جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا تاکید کرده است: «اطمینان از دسترسی تمام زنان به فوتبال یکی از اولویت‌های فیفا و بخش مهمی از آینده این ورزش است. این بازی‌ها تنها رقابت نیستند؛ بلکه نماد امید و پیشرفت برای زنان در سراسر جهان به‌شمار می‌روند.» فیفا در ادامه افزوده است که تمامی بازی‌های این رقابت‌ها به‌صورت زنده از پلتفرم اینترنتی این سازمان پخش خواهد شد قابل ذکر است که فوتبال مردان افغانستان همچنان به‌طور عادی ادامه دارد، این رقابت‌ها نخستین صحنه رسمی حضور دوباره زنان افغانستان در میدان فوتبال به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 226 بازدید

هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند کِی بود؛ چه لحظه‌ای، چه ساعتی، چه روزی که سحر فهمید قرار نیست زندگی‌اش آن‌طور که در خیال‌های نوجوانی‌اش ساخته بود، پیش برود. فقط می‌دانست که امید، بی‌صدا از چشم‌هایش گریخته و جایش را به اضطرابی بی‌نام و نشانی داده بود. اما خوب به خاطر داشت آن لحظه، جایی بعد از آخرین زنگ مدرسه، بعد از آخرین باری که پشت نیمکتش نشست و معلمش نگاهش کرد و گفت: «تو باید بمانی، تو می‌درخشی.» همان روز، با بغضی در گلو و دستانی که سردی دیوارهای راهرو را لمس می‌کردند، از درِ مدرسه بیرون آمد و دیگر هرگز بازنگشت. سحر دختری بود که در سکوت بزرگ شده بود. در خانه‌ای که دیوارهایش سال‌ها صدای فریادهایی را در خود فرو برده بودند؛ فریادهایی که هرگز به گوش همسایه‌ها نرسیدند. مادری که فقط نگاه می‌کرد، با چشمانی خسته، صورت‌ کبود، و دستانی که آن‌قدر ظرف شسته بودند که دیگر نه حسی در آن‌ها مانده بود و نه رمقی. پدری که محبت را نشانه‌ی ضعف می‌دانست، معتقد بود زن باید اطاعت کند و دختر تا وقتی در خانه است، سربار است، و وقتی شوهر می‌کند، «تمام شده» است. سحر هیچ‌وقت کودکی نکرد؛ اسباب‌بازی‌هایش قابلمه‌های پلاستیکی بودند و رؤیاهایش، خواب‌هایی نیمه‌کاره که حتی حرف زدن درباره‌شان هم در خانه ممنوع بود. در خانه‌ای که همه در گذشته گیر کرده بودند، فکر کردن به آینده، گناهی نابخشودنی بود و گفت‌وگو درباره آن، خط قرمز. سحر همیشه در کتاب‌هایش دنبال راهی برای فرار می‌گشت؛ میان جمله‌ها پنهان می‌شد، با شعرها می‌گریست، با قصه‌ها می‌خندید، اما هیچ‌وقت نتوانست حتی یک گام واقعی به سوی آن آزادی لطیف و نامرئی که در دلش جوانه زده بود، بردارد. در پانزده‌سالگی، همان روزی که هنوز گیسوانش بوی کودکی می‌داد و چشم‌هایش به‌دنبال نشانه‌هایی از عشق و لبخند در جهان بود، به اتاقی فراخوانده شد. پدرش، با صدایی خشن و قاطع، گفت: «سحر، خواستگار داری. مرد خوبیه. خانه داره، کار داره. سنش مهم نیست. وقتشه که زن خونه‌ی خودت باشی.» همه وجودش یخ زد. زبانش قفل شد، کلمات گره خوردند، بغضش ترکید اما اشکش نریخت. فقط به مادرش نگاه کرد؛ شاید اعتراضی کند، شاید چیزی بگوید، شاید فقط یک بار، برخلاف همیشه، او را ببیند. اما مادر، مثل تمام سال‌های پیش، با نگاهی خاموش و خسته، شبیه خاکستر، فقط سکوت کرد. مراسم عقد آن‌قدر سریع و بی‌احساس برگزار شد که سحر تا مدت‌ها نمی‌توانست باور کند از این به بعد قرار است همسر مردی باشد که نه او را می‌شناخت، نه درکش می‌کرد، و نه حتی یک بار با نگاهی از جنس مهر و احترام به او چشم دوخته بود. مردی عبوس، خاموش، و کنترل‌گر، که زن را نه هم‌دل و همراه، بلکه وسیله‌ی می‌دید برای تملک؛ باید ساکت می‌بود، کار می‌کرد، اطاعت می‌کرد، و اگر هم روزی محبت می‌دید، لطفی بود از سر بزرگواری، نه حقی از سر عشق. سحر در هفته‌های اول ازدواج، شب‌ها با چشم‌های باز به سقف اتاقی که بوی غربت می‌داد، خیره می‌ماند. زیر لب، بی‌صدا، برای خودش قصه می‌ساخت؛ قصه‌ی دختری که از خانه می‌گریزد، به شهر می‌رسد، در مدرسه‌ای ثبت‌نام می‌کند، درس می‌خواند، کار می‌کند، و روزی به خانه‌ای بازمی‌گردد که پدر، با افتخار، او را در آغوش می‌کشد و می‌گوید: «تو باعث افتخارمی.» اما این فقط یک رؤیای شبانه بود. واقعیت، چیز دیگری بود؛ در دنیای واقعی، هر روز خشونت تکرار می‌شد. شوهرش فریاد می‌کشید، تحقیر می‌کرد، توهین می‌کرد، و گاهی با دستان سنگینش به صورت سحر سیلی می‌زد. و او، فقط نگاه می‌کرد. نه از ترس، بلکه از فراموشیِ گریه. چون مدت‌ها بود گریه‌کردن را از یاد برده بود. در خانه‌ی شوهر، نه کتابی بود، نه موسیقی‌ای، نه گفتگویی که رنگ آرامش داشته باشد؛ فقط روزمرگی بود و ترس و تنهایی. تماس با خانواده تنها با نظارت ممکن بود، بیرون‌رفتن فقط به شرط همراهی، و حتی وقتی مادرش بیمار شد، با هزار خواهش و التماس فقط نیم‌ساعت اجازه یافت به بیمارستان برود. همان‌جا، شوهرش با چشمانی پر از خشم زمزمه کرد: «همین یک بار را به خاطر مادرت می‌بخشمت.» اما درد، آن شب به اوج رسید. شبی که بعد از دعوایی طولانی و سیلی‌ای که لبش را شکافت، سحر در تنهایی و تاریکی اتاق، روی زمین افتاده بود. دردِ جسمی تنها بخشی از رنجش بود؛ آنچه استخوان‌هایش را می‌لرزاند، صدای شکسته‌شده‌ی آینده‌اش بود که در دل سکوت سنگین خانه پژواک می‌یافت. آرام برخاست، به‌سوی کشوی کمد رفت، و قرص‌هایی را که مدت‌ها پیش پنهان کرده بود، یکی‌یکی در دهان گذاشت؛ بی‌صدا، بی‌اشک، بی‌تردید. در دل فقط گفت: «شاید خواب، بهتر از این زندگی‌یه.» اما مرگ هم نیامد. پرستاری مهربان در بیمارستان، آرام رویش خم شد، گونه‌اش را نوازش کرد و گفت: «عزیزم، چرا این کارو کردی؟» و سحر فقط به سقف خیره ماند؛ دیگر واژه‌ای نداشت، نه برای توضیح، نه برای اعتراض، نه حتی برای ناله. او را دوباره به همان خانه بازگرداندند؛ جایی که نه بخششی انتظارش را می‌کشید، نه مهربانی. فقط توبیخ بود و سرزنش، و تهدیدهایی که در گوشش زنگ می‌زد: «اگر یک بار دیگر این غلط را بکنی، می‌فرستمت خانه‌ی پدرت... پدری که تو را نمی خواهد..» و حالا، سحر فقط هفده سال دارد، اما چهره‌اش پرچین‌تر از زن‌های چهل‌ساله است. شب‌ها، وقتی خانه در سکوت خواب فرورفته، گاهی دفتر کهنه‌ای را که از مدرسه پنهانی آورده، از میان لباس‌های قدیمی بیرون می‌کشد، کنار آینه‌ی شکسته‌ای می‌نشیند، کلماتی بی‌صدا می‌نویسد و زیر لب با خودش زمزمه می‌کند: «اگه کسی این را خواند، بداند که  من می‌خواستم زندگی کنم... و نگذاشتند.» و بعد، دوباره آن دفتر را لای لباس‌های کهنه پنهان می‌کند، شبیه دختری که حتی از دیده‌شدن رؤیاهایش هم می‌ترسد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 369 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای افغانستان بار دیگر بر لزوم بازگشایی مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم از سوی حکومت سرپرست تاکید کرده است. شیما سن گوپتا، مدیر بخش محافظت از کودکان یونیسف امروز (سه‌شنبه، ۱ میزان) گفته است که آینده افغانستان به آموزش دختران و زنان وابسته است. وی در ادامه تاکید کرده است که آموزش تنها به معنای یادگیری نیست، بلکه نقش مهمی در محافظت از دختران در برابر ازدواج‌های زودهنگام نیز دارد. یونیسف در ادامه افزوده است: « چهار سال از زمانی که دختران افغانستان از کلاس‌های درس بالاتر از کلاس ششم محروم بودند، می‌گذرد. ​​یونیسف از مقامات بالفعل می‌خواهد که این ممنوعیت را لغو کنند و اجازه دهند هر دختری از صنف ششم فراتر آن آموزش ببیند.» صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش‌تر نیز بر بازگشایی مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم تاکید کرده بود. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 358 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد ادعا کرده است که با وجود محدودیت‌های حکومت سرپرست، زنان و دختران کارآفرین در حال گسترش تجارت خود هستند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۱ میزان) با نشر گزارشی گفته است که زنان و دختران کارآفرین در افغانستان در حال توسعه فعالیت‌های خود در بازارهای صادراتی جنوب آسیا و خلیج فارس‌ هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «با وجود محدودیت‌های روزافزون و بی‌ثباتی اقتصادی، کارآفرینان دختران و زن افغانستان با بهره‌گیری از فرصت‌های تجاری منطقه‌ای، با استقامت، چشم‌انداز و اراده، به رشد کسب‌وکارهای خود ادامه می‌دهند.» یک کارآفرین ۳۲ ساله از ولایت هرات به بخش زنان سازمان ملل متحد گفته است: «هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم که فرصتی پیدا کنم تا کسب‌وکارم را در یک کشور دیگر نمایندگی کنم. این فقط فروش محصولات نبود، بلکه اثبات این بود که زنان افغانستان قادر به شکوفایی هستند، در هر کجا.« در گزارش آمده است که این زن مدیریت شرکت صنایع غذایی «چاشنی» افغانستان را برعهده دارد؛ شرکتی که پس از تسلط حکومت سرپرست تاسیس شده و در زمینه تولید زعفران و ادویه‌های غذایی فعالیت می‌کند. این کارآفرین زن در ادامه افزوده است: «ما یک کیلوگرام زعفران با کیفیت بالا را از کشاورزان هرات به قیمت حداکثر ۹۷ هزار افغانی می‌خریم و آن را به حدود ۱۲۰ هزار افغانی می‌فروشیم.» همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش تصریح کرد که به دلیل کاهش فرصت‌های شغلی، بسیاری از دختران و زنان به دنبال راه‌های جایگزین برای تامین معیشت خود هستند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر کار و فعالیت زنان در بیرون از خانه وضع کرده و آن‌ها را تقریباً از زند‌گی اجتماعی محروم ساخته‌اند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 413 بازدید

زهرا حسین‌زاده، یا به گفته هم‌ولایتی‌هایش «جواهر»، در ولسوالی لعل و سرجنگل از توابع ولایت غور در بیست و یکم دلو سال ۱۳۵۸ دیده به جهان گشود. یک‌ساله بود که به‌دلیل جنگ داخلی در افغانستان، همراه خانواده‌اش مجبور به مهاجرت به ایران و زندگی در شهر مشهد گردید. وی در حال حاضر به‌عنوان مهاجر در شهر مشهد سکونت دارد. زهرا حسین‌زاده در رشته علوم تجربی دیپلم گرفت و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد فلسفه و کلام ادامه داد. از سال ۱۳۷۸ به طور جدی به ادبیات رو آورد و طبع خود را در قالب‌های مختلف ادبی آزمود. حسین‌زاده بیش از دو دهه است که شعر می‌نویسد و ادبیات را راهی برای به اشتراک گذاشتن احساسات خود به‌عنوان یک زن مهاجر انتخاب کرده است. او یکی از مدافعان حقوق زن و فعالان مدنی نیز به شمار می‌رود. آثار ادبی زهرا حسین‌زاده در مطبوعات ایران و افغانستان و در کتاب‌های مختلف به چاپ رسیده است. وی در مقالات خود اغلب به موضوعات مربوط به حقوق زنان پرداخته است. تاکنون دو مجموعه از اشعار او تحت عنوان‌های «نامه‌ای از لالۀ کوهی» و «پلنگ در پرانتز» منتشر شده است. همچنین مجموعه شعر «جان پدر، کجاستی؟...» که یادمان شهدای واقعه تروریستی دانشگاه کابل است، با تلاش زهرا حسین‌زاده گردآوری و روانه بازار شده است. گزیده اشعار سعادت‌ملوک تابش نیز در کتاب «خانه بغض کوچکی است» به انتخاب او به چاپ رسیده است. کتاب «دوپاره شمایل در پوست گوزن» عنوان جدیدترین اثر زهرا حسین‌زاده، از شاعران جوان افغانستان، است که در دست انتشار قرار دارد. در این مجموعه، گزیده‌ای از جدیدترین اشعار او در قالب‌های مختلف غزل، رباعی، دوبیتی و سپید گردآوری و منتشر خواهد شد. اگرچه حسین‌زاده در این مجموعه سروده‌هایی در قالب‌های مختلف ارائه کرده، اما عمده شهرت او در غزل‌سرایی است. غزلیات حسین‌زاده عموماً با زبانی ساده و به دور از تکلف سروده شده و موضوعات متنوعی را شامل می‌شود، به‌ویژه در زمینه‌های آیینی و مهاجرت. او در اشعار مهاجرت، همچون دیگر شاعران افغان، به بیان مشکلات و رنج‌هایی می‌پردازد که هم‌وطنانش طی سال‌های طولانی بی‌پناهی در کشورهای مختلف تجربه کرده‌اند. در برخی بخش‌های این اشعار، می‌توان شاعر را به عنوان شخصیت اصلی دید که از زبان دیگری به روایت این دردها می‌پردازد.   از جمله این اشعار، می‌توان به غزل زیر اشاره کرد:   «بیست سال است به دامان شما چنگ زده در دوراهی جهان دخترک جنگ‌زده   بیست سال است به دنبال خودم می‌گردم آی همسایه! کمک کن، نفسم زنگ زده   نذرتان باد دو چشمی که «هزاره» است، که شب قسمتش را به سیاهی خودش رنگ زده...» یکی از بخش‌های خواندنی کتاب جدید زهرا حسین‌زاده، شعرهای مقاومت و پایداری اوست که در قالب سپید سروده شده‌اند. در این بخش، شاعر دردهای هم‌وطنانش در افغانستان را به تصویر می‌کشد و بخشی از اشعارش به رزمندگانی اختصاص دارد که در راه آزادی و دفاع از میهن شهید شده‌اند. حسین‌زاده بیش از همه در غزل‌سرایی شناخته شده و عضو چند انجمن معتبر شاعران و نویسندگان در ایران از جمله مؤسسه «دُر دری» می‌باشد. او تاکنون در بیش از صد رقابت و جشنواره علمی، فرهنگی و هنری جوایز متعددی کسب کرده است. محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهش‌گر افغانستان، درباره زهرا حسین‌زاده چنین گفته است:  «ما، حسین‌زاده و هم‌نسلان او را حاصل یک رنسانس کوچک ادبی می‌دانیم که در گلشهر مشهد رخ داده و به این منطقه مهاجرنشین هویتی ادبی و هنری بخشیده است. از خیزش شگفت‌انگیز جوانان ما در این جزیره رنج، بیش از این نمی‌گویم و تنها می‌توانم بشارت دهم که کتابی به این زیبایی، تنها یکی از بارقه‌های این انفجار نور است. صبح دولت از این پس خواهد بود.» زهرا حسین ‌زاده برای کمک به جامعه مهاجر افغان در ایران، در حوزه‌های علمیه و مدارس خودگردان مهاجرین افغان به‌عنوان معلم فعالیت کرده است. با توجه به دستاوردهای چشمگیرش در عرصه ادبیات و شعرنویسی در ایران، برخی از شاعران و نویسندگان ایرانی و افغان به بررسی و نقد شخصیت و آثار او پرداخته‌اند. همچنین، او به‌عنوان داور در چندین رقابت ادبی نقش‌آفرینی کرده است. در نشستی ادبی که با حضور تعدادی از شاعران ایرانی و مقام معظم رهبری ایران برگزار شد، زهرا حسین‌زاده شعری درباره رنج مهاجرین افغان دکلمه کرد. در واکنش به این شعر، آیت‌الله خامنه‌ای از جنبش ادبی افغانستان تمجید و حمایت نمودند. ایشان در مسئولیت‌های مختلفی خدمت کرده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: - ریاست بنیاد رهبر شهید در مشهد در سال‌های ۷۴ تا ۷۶ - مدیریت مدرسه فاطمه‌الزهرا (س) در سال‌های ۷۵ تا ۷۶ - ریاست انجمن شاعران و نویسندگان جوان در دفتر هنر و ادبیات مقاومت افغانستان در سال‌های ۷۸ تا ۸۲ - عضویت در موسسه «دُر دری» و تحریریه مجله خط سوم از سال ۸۲ تاکنون - عضویت در تحریریه مجله حکایت و دیگر مجلات حسین‌زاده در بیش از صد مسابقه و جشنواره علمی، فرهنگی و هنری رتبه‌های برتر کسب کرده است که برخی از آن‌ها در حوزه ادبیات عبارتند از: - مقام اول شعر در دومین جشنواره ادبی قند پارسی - مقام سوم شعر در سومین جشنواره ادبی قند پارسی - مقام دوم شعر در چهارمین جشنواره ادبی قند پارسی - مقام اول شعر در پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی - مقام اول شعر در جشنواره فرهنگی – تبلیغی طوبی در اردیبهشت ۱۳۷۸ مقام‌ها و تقدیرهای ایشان به شرح زیر است: - مقام اول شعر در جشنواره فرهنگی – تبلیغی طوبی در اسفند ۱۳۸۸ - رتبه برتر شعر آزاد در چهارمین جشنواره شعر رضوی مشهد در آبان ۱۳۸۵ - رتبه برتر شعر آزاد در پنجمین جشنواره شعر رضوی مشهد در آبان ۱۳۸۶ - رتبه برتر شعر رضوی در ششمین جشنواره شعر رضوی مشهد در ۱۳۸۷ - رتبه برتر شعر رضوی در هفتمین جشنواره شعر رضوی مشهد در ۱۳۸۸ - رتبه برتر شعر رضوی در نهمین جشنواره شعر رضوی مشهد در ۱۳۹۰ - مقام اول شعر در نخستین کنگره سید جمال در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی - مقام اول شعر در جشنواره هنر متعالی در ۱۳۸۸ - تقدیر شده در هفتمین کنگره شعر و داستان بندرعباس در آذر ۱۳۸۶ - تقدیر شده در هفتمین جشنواره شب‌های شهریور - برنده جشنواره شعر عاشورایی حوزه در اسفند ۱۳۸۴ - مقام دوم شعر در همایش دانشجویی ادبیات عاشورایی در ۱۳۹۰ - مقام دوم داستان در چهارمین جشنواره نشریات تجربی در پاییز ۱۳۸۳ - برگزیده در شب شعر کوثر در تیرماه ۱۳۸۷ - مقام دوم شعر در مسابقات بزرگ شمیم رحمت - برنده خاطره‌نویسی در اولین جشنواره سراسری اعتکاف در ۱۳۹۱ - تقدیر شده در جایزه صلح سیمرغ در ۱۳۹۱ متن شعر زهرا حسین‌زاده : --- به چهار میخ ستم می‌کشد تو را بدنم‌ پرنده جان! نفست را رها کن از دهنم‌   دلت جدا نشد از من، اسیر هم شده‌ایم‌ برون شو از مژه‌هایم اگر بهانه منم‌   پرنده جان! غم نان حل نمی‌شود، بنویس‌ دوشنبه دوم دی ماه پسته می‌شکنم‌   رگان عاقلی‌ام را به تیغ‌ها بسپار دوباره ساعت... باید به کوه‌ها بزنم‌   عجب مسافر بن‌بست را خبرداری‌ ترک ترک شده این روزها سفال تنم‌   به هفت رود مقدس برو دعایم کن‌ گم است خانة بودا میان پیرهنم‌   درخت رابطه‌اش با بشر اساطیری است‌ هزار برگ سپیدار می‌شود کفنم‌ نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 294 بازدید

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (امسو) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۹۲ درصد خبرنگاران زن در کشور مجبور به تغییر یا سانسور در گزارش‌های خود شده‌اند. سازمان امسو امروز (دوشنبه، ۳۱ سنبله) با نشر گزارشی گفته است که ۸۰ درصد خبرنگاران در سال گذشته هیچ‌گونه حمایتی دریافت نکرده‌اند. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان در ادامه تاکید کرده است که نیمی از خبرنگاران در کشور امید خود را برای ادامه کار در سال آینده از دست داده‌اند. این سازمان با نشر گزارشی افزوده است که از میان خبرنگاران زن، تنها ۶.۹ درصد اجازه فعالیت در افغانستان را دارند. سازمان امسو تصریح کرد که ۵۵ درصد خبرنگاران تهدید شده‌اند و ۱۵ درصد دیگر، از طریق رسانه‌های‌شان تهدید دریافت کرده‌اند. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که ۵۵.۴ درصد از خبرنگاران شغل خود را از دست داده‌ و ۵۰.۵ درصد دیگر مجبور به سانسور گزارش‌های خود شده‌اند و افزون بر این، ۴۶ درصد از خبرنگاران زن اجازه مصاحبه با مردان را نداشته‌اند و ۲۳ درصد آنان گفته‌اند که مجبور به داشتن محرم هنگام کار بوده‌اند. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان می‌گوید که این آمار را از طریق یک سروی در میان خبرنگاران زن، در ماه‌های جولای و آگوست، جمع‌آوری کرده است. باید گفت که پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان، شمار زیادی از رسانه‌ها تعطیل شده و هزاران خبرنگار به‌ویژه زنان کار خود را از دست داده‌اند یا به دلیل‌های امنیتی مجبور به ترک کشورشان شده‌اند. حکومت سرپرست به تدریج محدودیت‌ها بر رسانه‌ها، خبرنگاران به ویژه خبرنگاران زن را افزایش داده است. در برخی ولایت‌ها، نشر تصاویر زنده از رسانه‌ها ممنوع شده که در نتیجه آن، شماری از تلویزیون‌های محلی فعالیت خود را متوقف کردند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 271 بازدید

دیدبان حقوق بشر، از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان ابراز نگرانی کرده و اعلام کرده است که این وضعیت «ظالمانه، مضر و غیرقانونی» است. این سازمان گفته است که با بسته شدن درِ مکتب بر روی دختران از ۱۲ ‌سالگی، حکومت سرپرست عملاً رؤیاها و فرصت‌های میلیون‌ها کودک را نابود کرده و آینده کشور را به چرخه‌ای عمیق‌تر از فقر و نابرابری سوق داده است. سحر فطرت، پژوهشگر بخش حقوق زنان دیدبان حقوق بشر، در ادامه تاکید کرده است که این ممنوعیت نه‌تنها دختران، بلکه کل جامعه افغانستان را درگیر بحران کرده و امکان ساختن یک جامعه سالم‌تر و عادلانه‌تر را از بین برده است. در بخشی از مقاله آمده: «بدون آموزش، دختران به ازدواج زودهنگام سوق داده می‌شوند، از فرصت‌های شغلی محروم می‌شوند و دیگر قادر به شکل‌دادن آینده‌ی‌شان نیستند. این ممنوعیت صدای دختران افغانستانی را خفه می‌کند، امیدهای آنان را می‌دزدد و تخیل و پتانسیل آنان را نیز خفه می‌کند.» در ادامه آمده است که با این اقدام نه تنها که رویاهای میلیون‌ها دختر را نابود شده است؛ بلکه جامعه‌ی افغانستان را در چرخه‌ای عمیق‌تر از نابرابری، فقر و ظلم ریشه‌دار گرفتار می‌کنند. سحر فطرت در ادامه از عمل‌کرد جامعه‌ی جهانی در برابر این وضعیت نیز، انتقاد کرده و گفته که جهان به اندازه‌ی کافی برای محافظت از آموزش دختران افغانستانی تلاش نکرده است. ناتوانی یا عدم تمایل دولت‌ها برای اقدام، این پیام را می‌فرستد که کودکان افغانستانی اهمیتی ندارند یا به نوعی درجه دو هستند. دید‌بان حقوق بشر، با اشاره به موضع‌گیری جهانی در برابر وضعیت زنان و دختران افغانستانی به‌ویژه در بخش آموزش، تاکید کرده است: «این سکوت در برابر چنین بی‌عدالتی فقط ستم‌گران را توان‌مند و نابرابری را عادی می‌کند.» سحر فطرت، در بخشی از این مقاله، نوشته که آموزش یک امتیاز نیست؛ بلکه حقی برای همه، از جمله دختران افغانستانی است. این واکنش‌ها، هم‌زمان با چهارمین سال بسته‌شدن مکتب‌های دخترانه در افغانستان مطرح شده است. حکومت سرپرست در آگوست ۲۰۲۱ میلادی، زمانی که قدرت را به دست گرفت، با صادرکردن فرمانی، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرد.

ادامه مطلب