برچسب: رسانه گوهرشاد

1 ماه قبل - 92 بازدید

مشکلات اقتصادی در خانواده تأثیری همه‌جانبه بر سلامت روحی و جسمی اعضای خانواده می‌گذارد و هرچه مدت‌زمان استرس‌های مالی بیشتر شود، آثار مخرب‌تری نیز به جا خواهد گذاشت. مشکلات اقتصادی تأثیر بسزایی بر سطح رفاه و ارتباط میان اعضای خانواده دارد. از آنجا که تأمین کوچک‌ترین نیازهای فردی، حفظ سلامت و حتی ساده‌ترین تفریحات نیز به هزینه نیاز دارد، فشار اقتصادی می‌تواند در تمام ابعاد زندگی اثرگذار باشد. شاید تصور کنید که می‌توان بدون هزینه در طبیعت یا پارک قدم زد، اما حتی برای همین قدم زدن نیز به خرید کفش، لباس، کلاه یا حتی کرم ضدآفتاب برای محافظت از پوست نیاز است. بنابراین بدون پول، حتی لذت بردن از قدم زدن در طبیعت نیز دشوار می‌شود. فشارهای اقتصادی ابعاد مختلف زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و حتی در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار روانی زیادی بر خانواده وارد کند. ادامه یافتن این فشارها در بلندمدت ممکن است به فروپاشی خانواده یا طلاق عاطفی منجر شود. با وجود آنکه بهترین روش برای مقابله با فشارهای اقتصادی، همکاری همه اعضای خانواده برای افزایش درآمد است، اما می‌توان با استفاده از راهکارهایی که در ادامه این مقاله به آن‌ها پرداخته می‌شود، در کاهش فشارهای روانی ناشی از مشکلات اقتصادی نیز مؤثر بود. تأثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده پیامدهای مشکلات اقتصادی در خانواده بسیار شدید و گسترده است و می‌تواند در تمام ابعاد زندگی نمایان شود و خانواده را از نظر روحی و جسمی تضعیف کند. مهم‌ترین تأثیرات مشکلات اقتصادی بر خانواده عبارت‌اند از: کاهش سلامت روان نخستین تأثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده، افزایش فشار روانی است. مخارج و هزینه‌هایی که به دلیل مشکلات مالی امکان تأمین آن‌ها وجود ندارد، یا ناتوانی در پرداخت اقساط، می‌تواند حجم زیادی از فشار روانی را در خانواده ایجاد کند. ناتوانی در تأمین خواسته‌ها و نیازهای اعضای خانواده ممکن است به ناکامی و سرخوردگی منجر شود و سرپرست خانواده را در شرایط نامطلوبی قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که احساس ناتوانی و ناکارآمدی داشته باشد و خود را برای ایجاد این وضعیت سرزنش کند. افکار منفی مانند ناکامی و سرخوردگی در کنار فشار روانی می‌تواند سلامت روان اعضای خانواده را تهدید کرده و زمینه بروز بیماری‌هایی مانند اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی را فراهم سازد. کاهش سلامت جسمی یکی از مهم‌ترین بخش‌های مخارج خانواده، تأمین هزینه‌های مربوط به سلامت است؛ از جمله خرید مواد غذایی سالم و مناسب که نیازهای بدن به مواد معدنی و ویتامین‌ها را تأمین کند، انجام معاینات دوره‌ای، مراجعه به دندان‌پزشک و درمان بیماری‌های مختلف. همه این موارد نیازمند توان مالی است. مشکلات مالی در نخستین گام مانع از تهیه مواد غذایی مناسب می‌شود و این موضوع می‌تواند سلامت بدن را کاهش داده، سیستم ایمنی را تضعیف کرده و به تخریب استخوان‌ها و دندان‌ها منجر شود. از سوی دیگر، کمبودهای تغذیه‌ای احتمال بروز بیماری‌های جسمی و حتی روانی را افزایش می‌دهد. این مسئله نیاز به درمان و دارو را بیشتر می‌کند و هزینه‌های درمانی نیز فشار مالی خانواده را افزایش می‌دهد. در نتیجه، فرد دوباره در معرض سرخوردگی، فشار روانی و مشکلات جدید سلامت قرار می‌گیرد. تضعیف ارتباط با فرزندان فشارهای روانی ناشی از مشکلات اقتصادی می‌تواند باعث بدخلقی و بدرفتاری والدین با یکدیگر و با فرزندانشان شود. همچنین ممکن است والدین انرژی و فرصت کافی برای گذراندن وقت با فرزندان و انجام فعالیت‌های تفریحی نداشته باشند. بخش زیادی از انرژی روانی والدینی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند صرف تلاش برای حل این مشکلات و تأمین معاش می‌شود. در نتیجه، زمان و انرژی کافی برای گفت‌وگو و تعامل با فرزندان باقی نمی‌ماند. این موضوع می‌تواند بر کیفیت رابطه با فرزندان و همچنین بر رشد اجتماعی و اخلاقی آن‌ها تأثیر منفی بگذارد و تربیت کودکان را با چالش‌های جدی روبه‌رو کند. از بین رفتن کانون خانواده ناتوانی در تأمین معاش خانواده گاهی باعث می‌شود زوجین به این نتیجه برسند که نمی‌توانند در کنار یکدیگر به زندگی ادامه دهند و در نهایت تصمیم به جدایی بگیرند. پیامدهای ثانویه مشکلات اقتصادی می‌تواند زمینه احساس شکست و ناکامی را در زنان ایجاد کند و آن‌ها تصور کنند که می‌توانستند ازدواج بهتری داشته باشند. از سوی دیگر، برخی مردان ممکن است مشکلات مالی را ناشی از ضعف مدیریت مالی همسر بدانند. این برداشت‌ها می‌تواند اختلافات خانوادگی را تشدید کند. علاوه بر این، استرس ناشی از مشکلات مالی ظرفیت روانی افراد را کاهش داده و زمینه بروز پرخاشگری را فراهم می‌کند که در نهایت به افزایش ناسازگاری در روابط خانوادگی می‌انجامد. در چنین خانواده‌هایی معمولاً صبر و تحمل اعضا کاهش می‌یابد و افراد در برابر مشکلات واکنش‌های سریع و تندتری نشان می‌دهند. اعتیاد احتمال گرایش به اعتیاد در مردانی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند بیشتر است. برخی مردان برای کاهش استرس و فشار روانی ناشی از مشکلات مالی به سیگار، مواد مخدر یا الکل پناه می‌برند. اما وابستگی به این مواد نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه باعث ایجاد مشکلات مالی و خانوادگی بیشتری نیز می‌شود. راهکارهایی برای رهایی از مشکلات اقتصادی برای رهایی از مشکلات اقتصادی لازم است تصمیم‌های جدی گرفته شود و مسیرهای تازه‌ای برای بهبود وضعیت زندگی در نظر گرفته شود تا احتمال گرفتار شدن در مشکلات مالی کاهش یابد. ازدواج در زمان مناسب تشکیل خانواده و ازدواج نیازمند فراهم بودن برخی پیش‌شرط‌هاست که مهم‌ترین آن‌ها داشتن شرایط مالی مناسب، منبع درآمد ثابت و توانایی اداره زندگی است. مشکلات اقتصادی می‌تواند تأثیر منفی جدی بر روابط خانوادگی و رابطه میان زن و شوهر بگذارد. اگر پیش از رسیدن به ثبات مالی ازدواج صورت گیرد، ممکن است پس از شروع زندگی مشترک مشخص شود که تأمین بسیاری از مخارج دشوار است. همچنین نمی‌توان همیشه بر کمک مالی والدین حساب کرد. وابستگی مداوم به حمایت مالی خانواده ممکن است زمینه دخالت آن‌ها در زندگی مشترک را فراهم کند و مشکلات تازه‌ای به وجود آورد. برنامه‌ریزی برای تولد فرزندان اعضای خانواده باید همواره حامی یکدیگر باشند تا خانواده بتواند به کارکرد مطلوب برسد. در مواجهه با مشکلات مالی، اعضای خانواده باید با همکاری یکدیگر برای حل این مشکل تلاش کنند. علاوه بر تلاش برای یافتن شغل و افزایش درآمد، لازم است هزینه‌های غیرضروری و تجمل‌گرایی برای مدتی کنار گذاشته شود تا منابع مالی خانواده به شکل بهتری مدیریت گردد. مدیریت بحران مالی در شرایطی که خانواده با بحران مالی روبه‌رو است، تصمیم‌گیری‌های عجولانه و احساسی می‌تواند مشکلات را بیشتر کند. در چنین شرایطی، خانواده نیازمند همفکری، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های منطقی است تا نیازهای اساسی تأمین شود. همچنین استفاده از مشاوره‌های اقتصادی و آموزش مهارت‌های مدیریت بحران، مدیریت احساسات و راهکارهای روان‌شناختی می‌تواند به عبور از این شرایط کمک کند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 68 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که وقتی گرسنگی مسیر کودکان به سمت آموزش را مسدود می‌کند، «همه ما بازنده‌ هستیم.» آقای گوترش با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که وعده‌های غذایی مکتب «راه نجات‌بخش» برای کودکان است و یادگیری، کرامت و فرصت‌های آموزشی را تقویت می‌کند. دبیر کل سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که دسترسی کودکان به غذای مغذی در مکاتب یک سرمایه‌گذاری ضروری‌ است که نباید نادیده گرفته شود. این در حالی است که در کشورهای بحران‌زده از جمله افغانستان، سوریه و سودان کودکان با کمبود غذای مغذی و سوءتغذیه حاد روبرو هستند. همچنین پیش از این نیز برنامه جهانی غذا در رابطه به تغذیه کودکان گفته بود که وعده‌های غذایی مکاتب برای بسیاری از کودکان در افغانستان می‌تواند نجات‌بخش و حیاتی باشد. در همین حال یونیسف نیز اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار دارند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 69 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاکی غرب کابل، جایی که دیوارهای بلند گِلی خانه‌ها مثل دیوارهای خاموش رازهای زیادی را در خود نگه داشته‌اند، دختری زندگی می‌کرد که نامش زینب بود. خانه‌ی آن‌ها شبیه بسیاری از خانه‌های دیگر محل بود؛ یک حویلی کوچک با دروازه‌ی آهنی زنگ‌زده، چند اتاق که دور یک حیاط جمع شده بودند و یک درخت توت که سال‌ها پیش پدر زینب آن را کاشته بود. اما اگر کسی از بیرون به آن خانه نگاه می‌کرد، هرگز نمی‌فهمید که پشت دیوارهای گِلی چه روزها و شب‌های سنگینی می‌گذرد. زندگی زینب در ظاهر ساده بود، اما در حقیقت سرشار از دردهایی بود که هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌دید. او دختری نوزده‌ساله بود با چشمانی تیره و صورتی که همیشه نوعی اندوه خاموش در آن دیده می‌شد. وقتی کوچک‌تر بود، همسایه‌ها می‌گفتند: «این دختر خیلی آرام است.» اما هیچ‌کس نمی‌دانست که آن آرامی نتیجه‌ی سال‌ها ترس و سکوت است. زینب تا چند سال پیش شاگرد مکتب بود. او از همان دخترهایی بود که همیشه دفترچه‌هایش مرتب بود، کتاب‌هایش را با دقت در بغل می‌گرفت و هر صبح زودتر از بسیاری از هم‌صنفی‌هایش به مکتب می‌رسید. مکتب برای او فقط جایی برای درس خواندن نبود؛ جایی بود که می‌توانست چند ساعت از فضای سنگین خانه دور باشد، جایی که صدای خنده‌ی دختران دیگر در دهلیزها می‌پیچید و معلم‌ها گاهی از آینده‌ای بهتر حرف می‌زدند. اما آن روز که اعلام شد دختران دیگر اجازه‌ی ادامه‌ی مکتب ندارند، زینب احساس کرد دروازه‌ای که به دنیای روشن‌تری باز می‌شد ناگهان بسته شده است. آن روز وقتی با دوستانش از مکتب بیرون آمد، هیچ‌کس حرف نمی‌زد. فقط صدای قدم‌هایشان روی خاک کوچه شنیده می‌شد و بعضی از دخترها آرام گریه می‌کردند. زینب وقتی به خانه رسید، کتاب‌هایش را در گوشه‌ای گذاشت، اما تا مدت‌ها نتوانست به آن‌ها دست بزند؛ انگار آن کتاب‌ها یادآور رؤیایی بودند که حالا دیگر وجود نداشت. از آن زمان به بعد، زندگی او به‌تدریج محدودتر شد. بیشتر روزها را در خانه می‌گذراند، به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، لباس می‌شست، نان می‌پخت و گاهی از پنجره‌ی کوچک اتاقشان به کوچه نگاه می‌کرد. در آن کوچه بچه‌ها بازی می‌کردند و مردها گاهی از کار برمی‌گشتند، اما برای زینب آن کوچه بیشتر شبیه مرزی بود که اجازه‌ی عبور از آن را نداشت. پدرش مردی بود که سال‌ها در بازار کارگری کرده بود و زندگی سخت او را خسته و عصبی کرده بود. وقتی به خانه می‌آمد، اغلب سکوت می‌کرد، اما گاهی کوچک‌ترین موضوعی کافی بود تا خشمش فوران کند. برادر بزرگ زینب نیز کم‌کم همان رفتار را یاد گرفته بود؛ او همیشه می‌گفت دختر باید در خانه بماند و اگر زینب گاهی می‌خواست به خانه‌ی اقوام برود یا کمی بیرون هوا بخورد، با مخالفت شدید او روبه‌رو می‌شد. مادر زینب زنی بود که بیشتر عمرش را در سکوت گذرانده بود. او همیشه تلاش می‌کرد میان پدر و بچه‌ها آرامش ایجاد کند، اما خودش هم بارها قربانی همان خشونتی بود که در خانه جریان داشت. وقتی زینب از درد دل می‌گفت، مادرش آهی می‌کشید و فقط می‌گفت: «دخترم، زندگی همین است. زن باید صبر داشته باشد.» این جمله برای زینب مثل دیواری بود که هیچ راهی برای عبور از آن وجود نداشت. او کم‌کم احساس می‌کرد صدایش در خانه شنیده نمی‌شود و آرزوهایش برای هیچ‌کس اهمیتی ندارد. روزها می‌گذشتند و او بیشتر در خود فرو می‌رفت. شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، گاهی دفترچه‌ای را که در صندوقچه‌اش پنهان کرده بود بیرون می‌آورد و جملاتی پراکنده درباره‌ی احساساتی که نمی‌توانست با کسی در میان بگذارد، می‌نوشت. خشونت در خانه فقط به فریاد و توهین محدود نمی‌شد. گاهی وقتی پدر یا برادرش عصبانی می‌شدند، دستشان هم بالا می‌رفت. آن لحظه‌ها برای زینب از همه سخت‌تر بود؛ نه فقط به خاطر درد جسمی، بلکه به خاطر احساسی که در دلش می‌نشست، احساسی از بی‌ارزشی و تحقیر. بعد از هر بار دعوا، خانه دوباره در سکوت فرو می‌رفت، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اما زینب می‌دانست که هر بار چیزی در دلش می‌شکند. زمستان آن سال سردتر از همیشه بود. برف سنگینی روی بام‌های کابل نشسته بود و کوچه‌ها لغزنده و خاموش بودند. یک شب که هوا به‌شدت سرد بود، دعوای بزرگی در خانه‌ی آن‌ها رخ داد. پدر زینب به خاطر مسئله‌ای کوچک عصبانی شده بود و فریاد می‌زد. برادرش هم به او پیوسته بود و هر دو با صدای بلند حرف می‌زدند. زینب در گوشه‌ی اتاق نشسته بود و احساس می‌کرد نفس کشیدن برایش سخت شده است. آن لحظه‌ها انگار همه‌ی سال‌های درد و تحقیر در ذهنش جمع شده بود. او احساس می‌کرد دیگر جایی برای فرار ندارد؛ نه مکتبی هست، نه کاری که بتواند انجام دهد و نه کسی که درد دلش را بشنود. وقتی دعوا تمام شد و همه به اتاق‌هایشان رفتند، خانه در سکوت فرو رفت، اما در دل زینب طوفانی برپا بود. آن شب تا دیر وقت بیدار ماند، به سقف نگاه می‌کرد و به زندگی‌اش فکر می‌کرد. احساس می‌کرد آینده برایش تاریک و بسته است. فکرهایی در ذهنش می‌چرخید که تا آن روز اجازه ورود به آن‌ها را نداده بود، اما حالا مثل سایه‌ای سنگین او را دنبال می‌کردند. وقتی همه خواب بودند، آرام از اتاق بیرون آمد و به آشپزخانه رفت. در قفسه‌ی کوچک کنار دیوار، بطری کوچکی بود که برای از بین بردن حشرات استفاده می‌شد. دستش می‌لرزید وقتی آن را برداشت. برای لحظه‌ای مکث کرد و به حیاط تاریک نگاه کرد؛ برف آرام روی زمین می‌نشست و همه‌چیز در سکوت فرو رفته بود. در آن لحظه زینب احساس کرد زندگی برایش به بن‌بست رسیده است. بطری را باز کرد و بوی تند آن در هوا پیچید. اشک در چشمانش جمع شده بود. زیر لب چیزی شبیه دعا گفت و بعد جرعه‌ای از آن نوشید. چند لحظه بعد بدنش شروع به لرزیدن کرد و درد شدیدی در شکمش پیچید. بطری از دستش افتاد و صدای برخورد آن با زمین سکوت خانه را شکست. مادرش که از خواب بیدار شده بود، به آشپزخانه آمد و وقتی زینب را روی زمین دید، فریاد زد. پدر و برادرانش با عجله آمدند و او را به شفاخانه رساندند. ساعت‌ها در شفاخانه گذشت. پزشکان تلاش کردند تا سم را از بدنش خارج کنند. مادرش در گوشه‌ای نشسته بود و بی‌صدا گریه می‌کرد و پدرش با چهره‌ای که برای نخستین‌بار در آن نشانی از ترس دیده می‌شد، در راهرو قدم می‌زد. بالاخره پس از تلاش طولانی، پزشکان گفتند زینب زنده خواهد ماند. وقتی او چشم‌هایش را باز کرد، نور سفید چراغ‌های شفاخانه را دید و برای لحظه‌ای نمی‌دانست کجاست. گلویش خشک بود و بدنش هنوز درد می‌کرد، اما او نفس می‌کشید؛ زنده بود. آن شب وقتی دوباره به خانه برگشتند، سکوتی سنگین حاکم بود. هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت. زینب روی بسترش دراز کشید و به سقف نگاه کرد. او هنوز نمی‌دانست آینده‌اش چگونه خواهد بود، اما می‌دانست که از لبه‌ی مرگ برگشته است. در دلش احساسی عجیب وجود داشت؛ ترکیبی از درد، خستگی و شاید جرقه‌ای کوچک از امید. شاید زندگی هنوز راهی برای ادامه داشته باشد، حتی اگر آن راه دشوار و طولانی باشد. زینب آن شب در سکوت فکر می‌کرد که اگر روزی دوباره فرصت پیدا کند، شاید بتواند داستان زندگی‌اش را جایی بنویسد؛ داستان دختری که در میان تاریکی‌ها تا مرز نابودی رفت، اما هنوز زنده ماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 106 بازدید

مسوولان حکومت سرپرست می‌گویند که چهار عضو یک خانواده، از جمله دو کودک، در پی حملات توپخانه‌ای پاکستان بر ولایت خوست کشته و سه کودک دیگر به شدت زخمی شده‌اند. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که سربازان پاکستانی به ولسوالی علی‌شیر-تریزیو ولایت خوست حملات توپخانه‌ای انجام دادند. در اعلامیه آمده است که در این حمله یک مرد، یک زن و همچنان یک کودک پسر و یک دختر کشته شده‌اند. آقای فطرت در ادامه تاکید کرده است که این حمله به خیمه‌های کوچی‌ها برخورد کرده است. معاون سخنگوی حکومت سرپرست در ادامه افزوده است که در این حمله سه کودک دیگر زخمی شده‌اند. همچنین مسوولان حکومتی افزوده‌اند که سربازان پاکستان به برخی ولسوالی‌های ولایت کنر نیز حمله کرده‌اند. قابل ذکر است که سازمان ملل شمار تلفات غیرنظامیان در پی حملات پاکستان را بیش از ۵۰ تن اعلام کرده است. اما مسوولان حکومت فعلی شمار تلفات غیرنظامیان را بیش از ۱۰۰ تن می‌دانند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 129 بازدید

صندوق ویژه اعتماد افغانستان در سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ میلادی تا اکنون بیش از چهار میلیون زن را در کشور پشتیبانی کرده است. این صندوق امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این تعداد زنان و دختران از طریق برنامه‌های پشتیبانی‌شده از سوی این صندوق حمایت شده‌اند. صندوق ویژه اعتماد افغانستان در سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است زنان و دختران را که به جامعه خود کمک می‌کنند، پشتیبانی و از آنان حمایت می‌کند. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل پس از سال ۲۰۲۱ میلادی و در پی وضع محدودیت‌های حکومت سرپرست، توجه بیش‌تری به زنان نشان داده‌اند. این در حالی است که دولت زنان و دختران افغانستان را از آموزش، کار و آزادی‌های فردی محروم کرده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 128 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا در امور افغانستان، بار دیگر بر حمایت کشورش از زنان و دختران افغانستانی تاکید کرده و خواستار تامین حقوق اساسی آنان شده است. آقای لیندسی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بریتانیا همچنان در کنار زنان و دختران در افغانستان ایستاده است و از تلاش‌ها برای ایجاد یک کشور صلح‌آمیز و فراگیر برای آنان حمایت می‌کند. او در ادامه تاکید کرده است: «ما همچنان متعهد به افغانستانی هستیم که در آن زنان بتوانند به‌طور کامل در جامعه حضور داشته باشند.» نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان، با اشاره به سخن‌های جکی اسمیت، معاون امور زنان و برابری در حکومت بریتانیا، تاکید کرده که لندن نیز از افزایش محدودیت‌ها و سرکوب زنان افغانستان عمیقاً نگران است. قابل ذکر است که بانو اسمیت روز دوشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره‌ی وضعیت افغانستان سخنرانی کرد. او در این نشست ضمن ابراز نگرانی جدی از وضعیت زنان افغانستانی گفت که اصول‌نامه‌ی جزایی دادگاه‌های افغانستان عملاً «خشونت خانگی در برابر زنان را مشروعیت داده است». همچنین در این نشست، مقام‌های بریتانیایی تاکید کردند که حمایت از حقوق زنان و دختران، یکی از محورهای اصلی سیاست این کشور در برابر افغانستان باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 125 بازدید

فرماندهی پولیس در ولایت فراه اعلام کرده است که یک زن در ولسوالی گلستان این ولایت توسط همسرش به قتل رسیده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زن روز (دوشنبه‌، ۱۸ حوت) توسط همسرش با استفاده از سلاح «کلاشینکوف» به شکل بسیار فجیع قتل رسیده است. این فرماندهی در مورد علت قتل این زن چیزی نگفته است. اما بیشتر این رویدادها در نتیجه‌ی خشونت‌های خانگی رخ می‌دهد. فرماندهی پولیس در فراه گفته است که همسر این زن را در پیوند به قتل او بازداشت کرده است. این فرماندهی افزوده است که بررسی‌های بیشتر برای روشن شدن این رویداد آغاز شده است. ده روز پیش نیز یک مرد در مرکز این ولایت، مادر و برادرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و دو عضو دیگر خانواده‌اش را زخمی کرده بود. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 132 بازدید

منابع محلی از ولایت بادغیس می‌گویند که یک زن ۲۵ ساله در ولسوالی بالامرغاب این ولایت خودکشی کرده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این زن دو شب پیش در روستای «موری‌چاق» از مربوطات ولسوالی بالامرغاب ولایت بادغیس به زندگی خود پایان داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن در پی خشونت خانوادگی دست به خودکشی زده است. منابع جزییات بیشتر درباره نحوه‌ی اقدام ارائه نکرده‌اند. تاکنون مسوولان محلی در ولایت بادغیس در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند. باید گفت که میزان خودکشی زنان و دختران در سراسر افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. بیماری‌های روانی، عدم دسترسی به خدمات صحی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی خودکشی‌ها در بین زنان و جوانان بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند. همچنین نهادهای حقوق بشری هشدار می‌دهند که وضع محدودیت‌های گسترده علیه زنان، آنان را در معرض خطر خودکشی و خشونت‌های خانوادگی قرار داده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 126 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان، با اشاره به تحولات ایران و حمله آمریکا و اسرائیل بر این کشور، از وضعیت کودکان بازگشته از ایران به شدت ابراز نگرانی کرده است. تاج‌الدین ایواله، نماینده یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که درگیری‌ها در ایران خطرات فوری برای کودکان در مرزها ایجاد کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌ها با کودکان، در سفر غیرمنتظره به کشور بازمی‌گردند و نمی‌دانند با چه سرنوشتی روبرو خواهند شد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که با افزایش تعداد بازگشته‌ها، خطرات بیشتری کودکان را تهدید خواهد کرد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود سه میلیون مهاجر از کشورهای همسایه بازگردانده شدند که ۶۰ درصد آن‌ها خانواده‌های با کودک بودند. نماینده یونیسف گفته است: «امروز مستقیماً از افرادی که از مرز وارد شده‌اند، شنیدم که سفرهایی تقریباً غیرممکن را توصیف می‌کنند، پر از عدم اطمینان درباره آنچه در پیش است. بسیاری از آن‌ها نیاز فوری به حمایت صحی دارند و به وضوح گیج و سردرگم هستند و به دنبال اطلاعات ابتدایی درباره کارهایی که باید انجام دهند، می‌گردند.» در اعلامیه آمده است که در اوج بازگشت‌ها در سال گذشته، یونیسف از بیش از هشت هزار کودک بدون همراه و جدا شده از ایران و پاکستان حمایت کرده است. همچنین یونیسف از درگیری نظامی میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان در ولایت‌های مرزی ابراز نگرانی کرده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 110 بازدید

سازمان نجات کودکان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در جریان درگیری‌های مسلحانه مرزی میان نیروهای حکومت سرپرست و پاکستان، حدود ۶۸ هزار کودک در شرق افغانستان مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند و صدها مرکز آموزشی نیز تعطیل شده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در نتیجه درگیری‌ها، بیش از ۱۳۴ هزار نفر به دلیل اختلال در برنامه‌های صحی، تغذیه، حفاظت از کودک و آموزش تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. در گزارش آمده است که بیش از ۸ هزار کودک که پیش از این تحت حمایت سازمان نجات کودکان و شرکایش بودند، در حال حاضر امکان حضور در مکتب را ندارند و به حمایت فوری روانی و اجتماعی نیاز دارند. همچنین در گزارش تاکید شده است که برخی از مراکز مراقبت از کودکان نیز به‌طور موقت تعطیل شده‌اند. طبق گزارش سازمان ملل متحد، از آغاز این درگیری‌ها، دست‌کم ۵۶ نفر کشته و بیش از ۱۲۰ نفر زخمی شده‌اند که اکثریت آن‌ها زنان و کودکان هستند. در گزارش‌ها آمده است که بسیاری از خانواده‌ها، از جمله کسانی که پیش از این در زلزله مرگبار تابستان سال گذشته در ولایت‌های کنر و ننگرهار آواره شده بودند، اکنون مجبور به جابه‌جایی دوم شده‌اند. این در حالیست که هنوز حدود ۴۹ هزار نفر از اثر آن زمین‌لرزه آواره هستند. ارشاد ملک، از مدیران سازمان نجات کودکان گفت: «ده‌ها هزار کودک همه چیزهایی را که به آن‌ها ثبات و امنیت می‌داد، از دست داده‌اند. آن‌ها از خانه‌های شان رانده شده، از آموزش و خدمات صحی محروم بی‌بهره شده‌اند. این درگیری‌ها عواقب ویرانگری برای کودکان و خانواده‌های شان داشته است. تنها راه واقعی برای حفاظت از جان کودکان، توقف خشونت است.» او در ادامه افزوده است: «ما فوراً از تمام طرف‌ها می‌خواهیم که تنش‌ها را کاهش دهند، غیرنظامیان به‌ویژه کودکان را محافظت کنند و برای برقراری آتش‌بس قطعی، خصومت‌ها را کنار بگذارند.»

ادامه مطلب