برچسب: آموزش

1 ماه قبل - 77 بازدید

روایت مهتاب از جایی شروع می‌شود که معمولاً هیچ‌کس آن‌جا را نمی‌بیند؛ نه از کوچه، نه از خانه، نه حتی از همان روزی که دروازه مکتب بسته شد. روایت او از درون سینه‌اش آغاز می‌شود؛ از همان‌جایی که درد مثل سنگی سنگین نشسته و هر نفس را برایش دشوار کرده است. شبی که این روایت در آن نفس می‌کشد، هوا سرد است و بوی دود چوب نیم‌سوخته در فضای خانه پیچیده. مهتاب در گوشه اتاق، زیر لحافی نازک که بیشتر شبیه پارچه‌ای کهنه است، به سقف خیره مانده؛ سقفی که ترک‌هایش مثل نقشه‌ای از زندگی شکسته‌اش روی هم افتاده‌اند. او نمی‌خوابد، چون خواب برای آدم‌هایی است که فردایی برای رسیدن دارند. مهتاب اما فردا را نه حس می‌کند و نه باور دارد؛ برای او روزها فقط تکرار درد هستند، بدون هیچ تغییری. اما در همان تاریکی، جایی میان نفس‌های بریده و سکوت اتاق، چیزی هنوز زنده است. زیر بسترش کتابی پنهان کرده؛ کتابی که دیگر اجازه ندارد آن را آشکارا بخواند. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب‌اند، آن را آرام بیرون می‌کشد، صفحه‌ای را باز می‌کند و با انگشت روی خطوطش می‌لغزد، انگار که با یک جهان گمشده تماس می‌گیرد. آن کتاب برای او فقط کاغذ نیست؛ آخرین نشانه‌ی دختری است که هنوز در درونش نفس می‌کشد. وقتی به گذشته فکر می‌کند، ذهنش ناخودآگاه به همان روز برمی‌گردد؛ روزی که هنوز خودش نمی‌دانست قرار است همه‌چیز تمام شود. صبح بود، مثل هر صبح دیگر. با شوقی که هنوز در وجودش زنده بود، یونیفورم مکتبش را پوشیده بود؛ همان لباس آبی‌رنگی که برایش فقط لباس نبود، بلکه نشانه‌ای از بودن، دیده شدن و شنیده شدن بود. مادرش آن روز هم چیزی نگفت، فقط نگاهش کرد؛ نگاهی که در آن چیزی شبیه نگرانی بود، اما مهتاب آن را نفهمید. وقتی از خانه بیرون شد، هوا خنک بود و کوچه‌ها آرام. دختران دیگری هم در راه بودند؛ بعضی خندان، بعضی خواب‌آلود. اما وقتی به دروازه مکتب رسیدند، همه‌چیز یک‌باره ایستاد. دروازه بسته بود. نه نگهبانی، نه صدایی، نه توضیحی. فقط یک دروازه بسته که انگار قرار بود بین گذشته و آینده خط بکشد. آن لحظه را هیچ‌وقت فراموش نکرد. یکی از دخترها گریه کرد، دیگری فقط به در خیره ماند، و مهتاب… مهتاب احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت، اما حتی اشک هم نداشت. انگار ذهنش هنوز نمی‌توانست باور کند که این پایان است. همان‌جا ایستاده بود، دستش را روی در گذاشته بود و زیر لب گفته بود: «فقط امروز است… فردا باز می‌شود…» اما فردا هیچ‌وقت نیامد. روزها گذشتند و مهتاب هر روز صبح بیدار می‌شد، حتی وقتی دیگر جایی برای رفتن نداشت. کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد، دفترش را باز می‌کرد، قلم را در دست می‌گرفت و بدون نوشتن، فقط به صفحه سفید نگاه می‌کرد؛ صفحه‌ای پر از کلماتی که هرگز نوشته نشدند. گاهی در خیال خود، خودش را در صنف درس تصور می‌کرد؛ داکتری که در آینده زندگی کسی را نجات می‌دهد. اما خیال‌ها هر بار پیش از کامل شدن، در سکوت خانه گم می‌شدند. کم‌کم صدای پدرش بلندتر شد، نگاه‌هایش سنگین‌تر، و حرف‌هایش کوتاه‌تر و تیزتر. «دیگر بس است»، جمله‌ای بود که بارها شنید؛ جمله‌ای که نه فقط مکتب، بلکه تمام راه‌های دیگر را هم به رویش بست. خانه‌ای که زمانی پناهش بود، به جایی تبدیل شد که در آن باید مراقب همه‌چیز می‌بود؛ نگاه‌ها، صداها، حتی نفس کشیدن. پدرش مردی بود که خستگی را با خشونت نشان می‌داد. برادرش نیز یاد گرفته بود که مرد بودن یعنی فریاد بلندتر و ضربه سخت‌تر. و مهتاب در میان آن‌ها، مثل سایه‌ای زندگی می‌کرد که باید بی‌صدا باشد تا دیده نشود. مادرش اما در این میان، زخمی خاموش‌تر داشت. شب‌ها وقتی همه خواب بودند، او را می‌دید که آهسته گریه می‌کند، دست روی صورتش می‌گذارد و ساکت می‌ماند. انگار بین درد دخترش و ترس خودش گیر کرده بود؛ نه توان دفاع داشت، نه توان سکوت بی‌درد. اولین باری که دست پدرش روی صورتش نشست، هنوز باور نمی‌کرد این همان خانه است. فقط پرسیده بود: «کی مکتب باز می‌شود؟» و پاسخ، سیلی‌ای بود که سکوت را به او یاد داد. بعد از آن، دیگر نپرسید. فهمید که سکوت، درد را کمتر می‌کند. زمان گذشت، اما نه مثل زمان دیگران. برای مهتاب هر روز کش می‌آمد؛ طولانی و بی‌انتها. کارهای خانه تمامی نداشت: آب آوردن، هیزم جمع کردن، نان پختن، شستن ظرف‌ها با آب سرد. و در میان همه این‌ها، گاهی که تنها می‌شد، کتابش را لمس می‌کرد؛ مثل کسی که آخرین امیدش را در آغوش گرفته باشد. اما سنگین‌ترین لحظه زمانی آمد که دیگر حتی امید هم در او کم‌رنگ شده بود. یک عصر، پدرش او را صدا زد. وقتی وارد اتاق شد، مردی را دید که نمی‌شناخت. نگاهی سرد و بی‌روح داشت. پدرش بدون مقدمه گفت: «این، نامزدت است.» همه‌چیز در یک لحظه متوقف شد. نه نفس‌ها، نه نگاه‌ها، نه زمان. مردها حرف می‌زدند و تصمیم می‌گرفتند، و مهتاب فقط احساس می‌کرد چیزی از وجودش گرفته می‌شود؛ بی‌آنکه پرسیده شود. نامزدی‌اش ساده بود، اما سنگین. هیچ‌کس نپرسید آیا او می‌خواهد یا نه. در همان روزها، آن دفتر سفید که زمانی پر از رؤیا بود، کم‌کم تبدیل شد به دفتر خاموشی. مهتاب گاهی فقط یک جمله در آن می‌نوشت و بعد پاک می‌کرد. انگار حتی کلمات هم دیگر جرأت ماندن نداشتند. نامزدش از همان ابتدا بی‌رحم و سرد بود. نگاهش بیشتر شبیه قضاوت بود تا محبت. اگر چیزی می‌گفت، یا نادیده گرفته می‌شد یا با تمسخر پاسخ می‌گرفت. یک‌بار که دستش را محکم گرفت، فقط گفت: «باید عادت کنی.» این جمله، مثل حکم بود. در خانه پدرش نیز وضعیت بهتر نشد. فشارها بیشتر شد. کوچک‌ترین اشتباه بهانه‌ای برای خشونت می‌شد. مادرش فقط نگاه می‌کرد؛ با چشمانی پر از اشک و سکوتی سنگین‌تر از هر فریاد. با آغاز سال تعلیمی جدید، درد مهتاب شکل دیگری گرفت. صبح‌ها صدای دختران از کوچه می‌آمد و قلبش تندتر می‌زد. پشت پنجره می‌ایستاد و آن‌ها را نگاه می‌کرد؛ لباس‌های تمیز، خنده‌های زنده، کیف‌های رنگی. دستش را روی شیشه می‌گذاشت و برای لحظه‌ای خودش را جای آن‌ها تصور می‌کرد. اما با باز کردن چشم‌ها، فقط تصویر خودش را می‌دید؛ دختری که دیگر شاگرد نبود. یک روز، دیگر نتوانست تحمل کند. کتابی را باز کرد و شروع به خواندن کرد. صدایش آهسته بود، اما کافی. برادرش وارد شد، کتاب را از دستش کشید و خشونت آغاز شد. مهتاب روی زمین افتاده بود، دست‌هایش را دور سرش گرفته بود و فقط سکوت می‌کرد؛ چون یاد گرفته بود فریاد، درد را بیشتر می‌کند. وقتی همه‌چیز تمام شد، اتاق دوباره ساکت بود. مهتاب به سقف نگاه کرد؛ همان سقفی که هر شب می‌دید. اما این‌بار اشک‌هایش آرام جاری شد؛ نه از درد، بلکه از سنگینی چیزی که دیگر نمی‌توانست نگه دارد. در ذهنش فقط یک سؤال مانده بود: «اگر من دختر نبودم… آیا زندگی‌ام فرق می‌کرد؟» هیچ‌کس پاسخی نداشت. اما در همان لحظه، نگاهش به کتاب پنهانش افتاد. آن را آرام لمس کرد و برای اولین بار بعد از مدت‌ها، در دلش چیزی شبیه مقاومت جوانه زد. نه امید کامل، نه تسلیم کامل؛ فقط یک ایستادگی خاموش. و حالا مهتاب در آستانه زندگی‌ای ایستاده که هرگز انتخابش نکرده است. شب‌ها به آسمان نگاه می‌کند، ستاره‌ها را می‌شمارد، اما دیگر آرزو نمی‌کند؛ چون یاد گرفته آرزوهای تکرارشده، به درد تبدیل می‌شوند. با این حال، در جایی عمیق در وجودش، جرقه‌ای هنوز زنده است؛ جرقه‌ای کوچک اما سرسخت. هر بار با دیدن کتابی، صدای زنگ مکتب، یا خنده دختری در کوچه روشن می‌شود. شاید همین جرقه، تنها چیزی است که او را هنوز زنده نگه داشته است… حتی اگر هیچ‌کس آن را نبیند. و شاید حقیقت مهتاب همین باشد: در جهانی که دروازه‌هایش بسته شده‌اند، هنوز قلبی هست که خاموش نشده است؛ و همین، آغازِ مقاومت است، حتی اگر کسی آن را نبیند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 136 بازدید

سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بحران حقوق بشر در افغانستان ادامه دارد، زنان و دختران به دلیل محدودیت‌ها همچنان از زندگی عمومی حذف می‌شوند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند و همچنان امتحانات فراغت در رشته‌های طبی برای دومین سال پیاپی در ماه نوامبر بدون حضور زنان برگزار شده است. در بخشی از گزارش آمده است: «زنانی که حجاب مورد نظر حکومت سرپرست را رعایت نمی‌کنند، از دسترسی داشتن به وسایل حمل‌ونقل عمومی و بازارها و خدمات عمومی محروم می‌شوند.» همچنین در ادامه آمده است که حکومت فعلی همچنان مانع ورود کارمندان زن ملل متحد به دفاتر و تأسیسات این سازمان در سراسر کشور شده‌اند. سازمان ملل گفته که کتاب‌های نوشته‌شده توسط زنان از قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها و کتابخانه‌ها، از جمله کتابخانه‌های دانشگاهی در برخی ولایت‌ها، بدون توجه به موضوع، محتوا یا ملیت نویسنده، جمع‌آوری شده‌اند. ولکر تورک، رییس حقوق بشر سازمان ملل گفته است: «حکومت فعلی عملاً حضور زنان و دختران در زندگی عمومی را جرم‌انگاری کرده‌اند. کشور بدون حضور زنان نمی‌تواند پیشرفت کند.» همچنین سازمان ملل افزوده است که حکومت فعلی پس از آگوست ۲۰۲۱ میلادی، دست‌کم ۱۲ تن را در افغانستان در ملاءعام اعدام کرده‌اند و همچنان مجازات‌های بدنی به‌طور هفتگی در محضر عام اجرا می‌شود. این نهاد شلاق زدن و اعدام افراد را نقض حق حیات خوانده است. براساس گزارش این نهاد، خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای همچنان به‌دلیل «محدودیت‌های نامتناسب بر محتوای تولیدی‌شان» با وبازداشت‌های خودسرانه و زندان‌ مواجه هستند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 159 بازدید

سازمان ملل متحد در جنیوا در واکنش به بسته‌ماندن مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، گفته است که هر دختری بدون استثنا شایسته‌‌ی امنیت، فرصت و امید آموزش است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۹ حمل) با انتشار پیامی از یک دختر افغانستان در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هر دختری شایسته امنیت، فرصت و امید آموزش است و آموزش نمی‌تواند به تعویق انداخته شود. در این پیام آمده است: «آموزش نمی‌تواند برای هیچ کودکی به تأخیر بیفتد.» دو روز پیش سال آموزشی ۱۴۰۵ در افغانستان آغاز شد؛ اما دختران بالاتر از صنف ششم هم‌چنان از رفتن به مکتب بازداشته شدند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان در ۱۴۰۰، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع قرار داد. در نزدیک به پنج سال گذشته، نهادهای بین‌المللی و کشورها، بارها خواستار بازگرداندن حق آموزش دختران در افغانستان شده‌اند. سازمان ملل متحد افزوده است که در ۲۷۳ میلیون کودک در سراسر جهان از آموزش بازمانده‌اند؛ رقمی که برای هفتمین سال پی‌هم افزایش یافته است. به گفته‌ی این نهاد، از ۲۰۱۵ میلادی به این‌ سو روند نگه‌داشتن کودکان در مکتب در سراسر جهان کند شده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 151 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین مورد خواستار بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم و پایان دادن به نقض حقوق بشر در افغانستان شده است. اين نهاد به مناسبت آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از چهار سال است که زنان و دختران در افغانستان از آموزش و تحصیل محروم هستند. در اعلامیه تاکید شده است که حکومت سرپرست افغانستان باید به سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود پایان داده و به دختران اجازه دهند به مکتب بازگردند. سازمان عفو بین‌الملل در ادامه افزوده است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ در افغانستان، این کشور در سراشیبی نقض حقوق بشر قرار گرفته است. این نهاد نوشته: «افغانستان همچنان کانون نقض حقوق بشر است. زنان از تمام جنبه‌های زندگی محروم شده‌اند، سوءاستفاده‌هایی مانند شکنجه و بدرفتاری، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدید شدن‌های اجباری، سانسور و موارد دیگر، با مصونیت مطلق ادامه دارد.» همچنین تارینا ودود، مدافع حقوق بشر گفته است: «برای من تعجب‌آور است که چگونه جامعه بین‌المللی هنوز انتظار دارد به حقوق بشر در افغانستان احترام گذاشته شود.» سازمان عفو بین‌الملل تصریح کرد در حالی که مردم افغانستان همچنان در این کابوس بی‌پایان گرفتار هستند، جامعه بین‌المللی هیچ اقدام معناداری انجام نداده است. این نهاد گفته: «سخنان تند این سرکوب‌ها و محدودیت‌ها را متوقف نمی‌کند؛ اقدامات قاطع این کار را خواهد کرد. دولت‌ها و جامعه‌ی جهانی باید برای پایان دادن به این چرخه سرکوب در افغانستان گام بردارند.» در حالی سازمان عفو بین‌الملل از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 128 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که بیشتر کودکانی که او در سراسر افغانستان ملاقات کرده، می‌خواهند پزشک شوند تا بتوانند به شهروندان خدمت کنند. آقای اویواله با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که صداهای کودکان افغانستان الها‌م‌بخش همه تلاش‌هایی است که یونیسف انجام می‌دهد تا اطمینان حاصل کند که آن‌ها بتوانند به رویاها و آرزوهای خود دست یابند. نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان، خواستار فرصت برابر برای همه کودکان در سراسر کشور شده است. این در حالی است که کودکان زیادی در بخش‌های دورافتاده‌ی افغانستان، از دسترسی به خدمات آموزشی رسمی محروم هستند. کم‌بود و نبود مکتب در محل زندگی و ناداری، از مهم‌ترین عامل‌های بازماندن کودکان از دسترسی به خدمات آموزشی گفته شده است. در حالی نماینده‌ی یونیسف خواستار حمایت از آموزش کودکان می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 113 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، خیانت ملی و جبران ناپذیر است. آقای فایق همزمان با آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «پنجمین سال است، برخلاف اصول انسانی، دساتیر اسلامی و احکام شریعت، دروازه‌های مراکز تحصیلات متوسطه و عالی را به‌روی دختران و زنان افغانستان بسته نگه داشته‌ شده است.» سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این سیاست‌ها فقر را تشدید کرده و وابستگی افغانستان به کشورهای همسایه و جامعه‌ی بین‌المللی را افزایش داده است. سال تعلیمی جدید در افغانستان دیروز رسماً آغاز شد، اما حکومت فعلی برای پنجمین سال متوالی به دختران بالاتر از صنف ششم اجازه رفتن به مکتب را ندادند. آغاز سال تعلیمی در کشور بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم، واکنش‌های زیادی در میان سازمان‌های بین‌المللی و چهره‌های سیاسی کشور در پی داشته است. داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان، همزمان با بازگشایی مکاتب [پسرانه] در افغانستان، در صفحه‌ی ایکس خود نوشته است: «پیام ساده است: هر دختری حق دارد به مکتب برود.» او بر حق آموزش دختران در افغانستان تاکید کرده و گفته «وقتی دختران یاد می‌گیرند، جوامع قوی‌تر می‌شوند و آینده برای همه روشن‌تر می‌شود.» سنجی ویجیسکرا، مدیر منطقه‌ای يونيسف نیز در صفحه‌ی ایکس خود نوشته که دختران زیادی در افغانستان منتظر بازگشایی دروازه‌های مکاتب هستند. ریچارد لیندسی، نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان نیز چند روز پیش در صفحه‌ی ایکس خود نوشته بود که «محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش، به آینده کشور آسیب می‌زند و جامعه افغانستان را عقب نگه می‌دارد.»

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 103 بازدید

شماری از زنان اهل افغانستان جنبش زنان فمینیست اسپانیا در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، در برابر پارلمان اروپا در بروکسل گردهمایی اعتراضی برگزار کردند. این گردهمایی اعتراضی روز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با شعار «زنان افغانستان را از اسارت آزاد کنید و به آپارتاید جنسیتی پایان دهید» برگزار شد و آنان خواستار اقدام فوری اتحادیه‌ی اروپا برای تأمین حقوق دختران و زنان در افغانستان به ویژه حق آموزش شدند. اشتراک‌کنندگان گردهمایی، گفته‌اند که زنان در افغانستان با نقض ساختارمند حقوق خود روبرو هستند و جامعه‌ی جهانی باید برای ازمیان‌برداشتن این وضعیت توجه جدی کرده و در برابر آپارتاید جنسیتی در افغانستان سکوت نکند. همچنین این معترضان زن، از اتحادیه‌ی اروپا خواسته‌اند که کمک‌ها به افغانستان را به رعایت حقوق زنان مشروط کرده و اقدام‌های عملی‌تری مانند پشتیبانی از نهادهای زنان، ایجاد مسیرهای امن برای پناه‌جویان و فراهم‌سازی فرصت‌های آموزشی را روی دست بگیرد. در جریان برنامه، خدیجه امین، مسوول برگزارکننده، قطع‌نامه‌ای را قرائت کرد و گلچهره یفتلی با اشاره به وضعیت آموزش در افغانستان گفته است: «نسل‌کشی آموزشی علیه دختران در حال وقوع است و پنج سال محرومیت از آموزش، به معنای نابودی یک نسل است.» این اقدام بخشی از کارزار #TodasABruselas (همه به بروکسل) بود که هدف آن رساندن صدای زنان و دختران افغانستان به جهان اعلام شده است. برگزارکننده‌گان از تمامی فعالان، رسانه‌ها و شهروندان دعوت کرده‌اند تا با پیوستن به این حرکت، صدای زنانی باشند که از حق سخن گفتن محروم مانده‌اند. این در حالی است که امروز سال نو آموزشی در ولایت‌های سردسیر افغانستان آغاز شد، اما دختران بالاتر از صنف ششم هم‌چنان از حق آموزش در مکتب محروم نگه‌داشته شدند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 177 بازدید

حکومت سرپرست سال جدید تعلیمی در افغانستان را برای پنجمین سال متوالی، بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم در کشور آغاز کرد. سال تعلیمی جدید امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) در مراسمی با حضور شماری از مقام‌های حکومت فعلی در کابل و شماری از ولایت‌های کشور به‌طور رسمی آغاز شد. امسال نیز همانند سال‌های گذشته، در شروع سال تعلیمی جدید هیچ اشاره‌ای به بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم نشده است. این پنجمین سال متوالی است که سال تعلیمی در افغانستان بدون حضور دختران بالاتر از صنف ششم آغاز می‌شود. وزارت معارف حکومت سرپرست گفته بود که نصاب مدارس و مكاتب را از صنف اول تا صنف ششم تغییر داده و چاپ آن در جريان مى‌باشد. حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب را تا «اطلاع ثانوی» ممنوع کرد. حکومت فعلی پس از آن آموزش زنان و دختران در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، از جمله انستیتوت‌های طبی را نیز ممنوع کرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، با ممنوعیت رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب از سوی حکومت فعلی، بیش از ۲.۲ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. سازمان ملل متحد، سازمان‌های حقوق‌‌ بشری بین‌المللی و شهروندان افغانستان بارها خواستار لغو ممنوعیت آموزش دختران شده‌اند، اما این دولت تا اکنون حاضر نشده‌ است که به دختران اجازه‌ی بازگشت به مکتب و دانشگاه را بدهد. آغاز سال تعلیمی در کشور بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم، واکنش‌های زیادی در میان سازمان‌های بین‌المللی و چهره‌های سیاسی کشور در پی داشته است. داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان، همزمان با بازگشایی مکاتب [پسرانه] در افغانستان، در صفحه‌ی ایکس خود نوشته است: «پیام ساده است: هر دختری حق دارد به مکتب برود.» او بر حق آموزش دختران در افغانستان تاکید کرده و گفته «وقتی دختران یاد می‌گیرند، جوامع قوی‌تر می‌شوند و آینده برای همه روشن‌تر می‌شود.» سنجی ویجیسکرا، مدیر منطقه‌ای يونيسف نیز در صفحه‌ی ایکس خود نوشته که دختران زیادی در افغانستان منتظر بازگشایی دروازه‌های مکاتب هستند. ریچارد لیندسی، نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان نیز چند روز پیش در صفحه‌ی ایکس خود نوشته بود که «محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش، به آینده کشور آسیب می‌زند و جامعه افغانستان را عقب نگه می‌دارد.»

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 112 بازدید

یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شمار کودکان بازمانده از آموزش در جهان رو به افزایش است. اين نهاد با نشر گزارشی گفته است که شمار کودکان و جوانانی که از آموزش محروم‌ هستند، برای هفتمین سال متوالی افزایش یافته و به ۲۷۳ میلیون تن رسیده است. در گزارش آمده است که این افزایش ناشی از رشد جمعیت، وجود بحران‌ها و کاهش بودجه‌ها در زمینه‌ی آموزش بوده است. در ادامه آمده است که در سراسر جهان از هر شش کودک که در سن مکتب هستند، یک نفر از آموزش محروم است و تنها دو نفر از هر سه شاگرد موفق به تکمیل دوره متوسطه می‌شوند. سازمان عملی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد از تداوم این وضعیت در بخشی از گزارشش ابراز نگرانی کرده و تاکید کرده است که هر سال شمار بیشتری از جوانان در سراسر جهان از آموزش محروم می‌شوند. یونسکو گفته است که این وضعیت به‌ویژه در خاورمیانه نگران‌کننده است؛ جایی که تنش‌های منطقه‌ای مداوم باعث بسته‌شدن بسیاری از مکاتب شده و میلیون‌ها کودک را از صنف‌های درسی دور نگه داشته و در معرض عقب‌ماندن بیشتر قرار داده است. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد افزوده است که شکاف‌های جنسیتی در آموزش ابتدایی و متوسطه در سراسر جهان به‌طور میانگین تا حد زیادی کاهش یافته است. یونسکو متعهد به حمایت از آموزش کودکان در سراسر جهان شده و می‌گوید که با وجود چالش‌های جهانی، آموزش همچنان باید در اولویت قرار بگیرد. این نهاد در حالی گزارش خود در مورد کودکان بازمانده از آموزش را منتشر می‌کند که پنج سال است دختران افغانستان به دلیل محدودیت‌ها از آموزش محروم هستند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 96 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر دختر در افغانستان حق دارد به مکتب برود. آقای اویوالی امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که وقتی دختران تحصیل می‌کنند، جامعه قوی‌تر شده و آینده برای همه روشن‌تر خواهد شد. او در ادامه تاکید کرده است که این پیام یونیسف ساده اما مهم می‌باشد و هدف آن زنده نگه داشتن امید برای دختران در سراسر افغانستان است. همچنین پیش از این نیز سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف برای آسیای جنوبی، اعلام کرده بود که زمان آن رسیده تا دروازه‌های مکاتب در افغانستان دوباره به روی دختران باز شود. او گفته بود که دختران در افغانستان مدت زیادی منتظر مانده‌اند و شروع دوباره مکاتب باید برای همه امید به همراه داشته باشد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «زمان آن است که درهای مکاتب دوباره باز شوند زیرا امید، کرامت و آینده با آموزش آغاز می‌شوند.» این در حالی است که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست در افغانستان، دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف شش بسته شده و از رفتن به مکتب تا امر ثانی محروم شدند. همچنین در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب