برچسب: آموزش

2 ماه قبل - 121 بازدید

یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شمار کودکان بازمانده از آموزش در جهان رو به افزایش است. اين نهاد با نشر گزارشی گفته است که شمار کودکان و جوانانی که از آموزش محروم‌ هستند، برای هفتمین سال متوالی افزایش یافته و به ۲۷۳ میلیون تن رسیده است. در گزارش آمده است که این افزایش ناشی از رشد جمعیت، وجود بحران‌ها و کاهش بودجه‌ها در زمینه‌ی آموزش بوده است. در ادامه آمده است که در سراسر جهان از هر شش کودک که در سن مکتب هستند، یک نفر از آموزش محروم است و تنها دو نفر از هر سه شاگرد موفق به تکمیل دوره متوسطه می‌شوند. سازمان عملی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد از تداوم این وضعیت در بخشی از گزارشش ابراز نگرانی کرده و تاکید کرده است که هر سال شمار بیشتری از جوانان در سراسر جهان از آموزش محروم می‌شوند. یونسکو گفته است که این وضعیت به‌ویژه در خاورمیانه نگران‌کننده است؛ جایی که تنش‌های منطقه‌ای مداوم باعث بسته‌شدن بسیاری از مکاتب شده و میلیون‌ها کودک را از صنف‌های درسی دور نگه داشته و در معرض عقب‌ماندن بیشتر قرار داده است. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد افزوده است که شکاف‌های جنسیتی در آموزش ابتدایی و متوسطه در سراسر جهان به‌طور میانگین تا حد زیادی کاهش یافته است. یونسکو متعهد به حمایت از آموزش کودکان در سراسر جهان شده و می‌گوید که با وجود چالش‌های جهانی، آموزش همچنان باید در اولویت قرار بگیرد. این نهاد در حالی گزارش خود در مورد کودکان بازمانده از آموزش را منتشر می‌کند که پنج سال است دختران افغانستان به دلیل محدودیت‌ها از آموزش محروم هستند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 110 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر دختر در افغانستان حق دارد به مکتب برود. آقای اویوالی امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که وقتی دختران تحصیل می‌کنند، جامعه قوی‌تر شده و آینده برای همه روشن‌تر خواهد شد. او در ادامه تاکید کرده است که این پیام یونیسف ساده اما مهم می‌باشد و هدف آن زنده نگه داشتن امید برای دختران در سراسر افغانستان است. همچنین پیش از این نیز سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف برای آسیای جنوبی، اعلام کرده بود که زمان آن رسیده تا دروازه‌های مکاتب در افغانستان دوباره به روی دختران باز شود. او گفته بود که دختران در افغانستان مدت زیادی منتظر مانده‌اند و شروع دوباره مکاتب باید برای همه امید به همراه داشته باشد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «زمان آن است که درهای مکاتب دوباره باز شوند زیرا امید، کرامت و آینده با آموزش آغاز می‌شوند.» این در حالی است که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست در افغانستان، دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف شش بسته شده و از رفتن به مکتب تا امر ثانی محروم شدند. همچنین در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 155 بازدید

سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای آسیای جنوبی، اعلام کرده است که زمان آن رسیده تا دروازه‌های مکاتب در سراسر افغانستان دوباره به روی دختران باز شود. آقای ویجسکرا امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران در افغانستان مدت زیادی منتظر مانده‌اند و شروع دوباره مکاتب باید برای همه امید به همراه داشته باشد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «زمان آن است که درهای مکاتب دوباره باز شوند زیرا امید، کرامت و آینده با آموزش آغاز می‌شوند.» همچنین یونیسف پیش از این گفته بود که آموزش پایه‌ای برای ساختن آینده کودکان است و بازگشایی مکاتب نه تنها حق آنان بلکه ضرورتی برای توسعه و پیشرفت جامعه به شمار می‌رود. در همین حال نهادهای بین‌المللی همواره هشدار داده‌اند که محرومیت طولانی مدت از آموزش می‌تواند پیامدهای بلندمدت برای سلامت، امنیت و فرصت‌های شغلی دختران داشته باشد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 167 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت آموزش و کار دختران و زنان، باعث تضعیف جامعه شده و زیان‌های جبران‌ناپذیری برای ثبات و پیشرفت افغانستان به هم‌راه خواهد داشت. آقای کرزی امروز (چهارشنبه، ۵ حمل) به مناسبت سال نو آموزشی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، خواستار بازگشایی مکتب و دانشگاه به روی دختران شده است. او در بخشی از پیامش از حکومت سرپرست خواسته است که زمینه‌ی کار و مشارکت فعال زنان در جامعه را فراهم کنند تا افغانستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرد. رئیس‌جمهور سابق افغانستان، آموزش و پرورش فرزندان کشور، دختران و پسران، را برای پیشرفت، قدرت، خوداتکایی و زندگی شرافتمندانه کشور حیاتی می‌داند. حامد کرزی در ادامه تاکید کرد که محرومیت دختران از تحصیل و ممنوعیت کار زنان، ملت ما را روز به روز آسیب‌پذیرتر و ضعیف‌تر می‌کند و ادامه این وضعیت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به ثبات و توسعه کشور وارد خواهد کرد. وی بار دیگر سال تحصیلی جدید را به همه دانش‌آموزان تبریک می‌گوید و از همه دانش‌آموزان می‌خواهد که به هر طریق ممکن به تحصیل علم بپردازند و به مدارج بالای علمی دست یابند. حکومت سرپرست در تابستان ۱۴۰۰، آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران ممنوع و یک سال بعد از آن، تحصیل دختران و زنان در دانشگاه و کار زنان در نهادهای بین‌المللی نیز منع قرار دادند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 146 بازدید

ایزابل روم، سفیر فرانسه در امور حقوق بشر در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کشورش هرگونه گفتگو با حکومت فعلی افغانستان را رد کرده و قوانین محدودکننده که حقوق اساسی و دسترسی زنان به فضاهای عمومی را هدف قرار داده، محکوم می‌کند. خانم روم با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران افغانستان باید در هر تصمیم‌گیری پشت میز حضور داشته باشند. وی در ادامه از ویوین تایتل‌بام، عضو سنای بلجیم برای سازماندهی نشستی در مجلس سنای این کشور در حمایت از زنان و دختران افغانستان، قدردانی کرد. همچنین پیشتر شماری از چهره‌های فعال افغانستانی طی نشست دو روزه‌ای در پارلمان اروپا و مجلس سنای بلجیم گردهم آمده‌اند. سفیر فرانسه در امور حقوق بشر در ادامه نوشته است: «زنان افغانستان قربانی نیستند. آن‌ها بازماندگان و مبارزان هستند. ما در کنارشان می‌ایستیم. آن‌ها باید در هر تصمیمی حضور داشته باشند.» ایزابل روم همچنین یادآوری کرده است که فرانسه همراه با پنج کشور دیگر از آغازگران صدور حکم بازداشت رهبران حکومت فعلی از سوی دادستان دیوان کیفری بین‌المللی بوده و از ایجاد سازوکار تحقیقاتی برای مستندسازی جنایات حمایت کرده است. در حالی سفیر فرانسه در امور حقوق بشر از حقوق زنان و دختران افغانستان حمایت می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 90 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی افغانستان آسیب می‌زند و باعث عقب‌ماندگی جوامع در این کشور می‌شود. آقای لیندسی امروز (دوشنبه، ۳ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: « با آغاز سال تحصیلی در افغانستان، میلیون‌ها دختر دوباره از حق یادگیری محروم می‌شوند.» نماینده ویژه بریتانیا در ادامه تاکید کرده است: «محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی‌ کشور آسیب می‌رساند و باعث عقب ماندگی جوامع افغا‌نستان می‌شود. آموزش باید برای همه در دسترس باشد.» قابل ذکر است که امسال پنجمین سال متوالی است که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب محروم کرده‌اند. همچنین حکومت فعلی دروازه‌‌های دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی را به روی زنان و دختران بسته‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 231 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان با ابراز نگرانی گفته است که در سال جدید، دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان همچنان از رفتن به مکتب محروم هستند. آقای بنت در پیام تبریکی نوروز در حساب کاربری ایکس خود بر لغو محدودیت‌های تحصیلی دختران تاکید کرده و گفته است که علاوه بر دختران دانش‌آموز، دختران دانش‌جو نیز قادر به حضور در دانشگاه نیستند. وی در ادامه تاکید کرده است: «من یادآوری می‌کنم که تنها در افغانستان این روز، شروع یک سال تحصیلی جدید دیگر است که در آن دختران بالای صنف ششم اجازه ادامه تحصیل در مکتب را نخواهند داشت.» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در ادامه افزوده است که این محدودیت‌ها غیرقابل قبول است و باید هر چه زودتر لغو شود. قابل ذکر است که نهادهای بین‌المللی همواره تاکید کردند که محرومیت دختران از آموزش نه تنها آینده آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی برای کل جامعه افغانستان به همراه دارد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 173 بازدید

نمایندگد اتحادیه‌ اروپا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد در پیام تبریکی سال نو خورشیدی به شهروندان افغانستان، گفته است که انتظار دارد دختران بتوانند به مکتب بازگردند. این اتحادیه‌ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «هم‌زمان با آغاز سال نو آموزشی، چشم به راه روزی هستیم که هر دختر دوباره به صنف درسی بازگردد.» قابل ذکر است سال ۱۴۰۵، پنجمین سالی است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان حق آموزش را از دست داده‌اند. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در تابستان سال ۱۴۰۰، حق آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران تعلیق کرده و هنوز روشن نیست که چه زمانی دختران می‌توانند حق آموزش را دوباره به دست بیاورند. در ابتدا حکومت فعلی گفته بود که روی طرحی اسلامی برای بازگشت دختران به مکتب کار می‌کنند و با نهایی‌شدن آن دختران می‌توانند به آموزش ادامه بدهند؛ اما با گذشت زمان دختران نه تنها نتوانستند به مکتب بازگردند، بل که دختران و زنان حق تحصیل در دانشگاه را نیز از دست دادند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 132 بازدید

صبح هنوز کامل از دل شب جدا نشده بود که شکریه از خواب پرید؛ نه به‌خاطر صدای اذان، نه به‌خاطر روشن شدن هوا، بلکه به‌خاطر سرفه‌های خشک و بریده‌بریده‌ی مادرش که مثل تیغ در سکوت اتاق می‌برید. اتاق کوچک و نم‌گرفته‌شان بوی دود، فقر و ناامیدی می‌داد. سقف ترک‌خورده با هر وزش باد صدا می‌کرد و دیوارهای گِلی، مثل شاهدان خاموش یک زندگی فروپاشیده، فقط ایستاده بودند و چیزی نمی‌گفتند. شکریه برای چند لحظه بی‌حرکت ماند، به سقف خیره شد و نفسش را آهسته بیرون داد؛ انگار می‌خواست برای چند ثانیه بیشتر، خودش را در همان مرز باریک میان خواب و بیداری نگه دارد، جایی که هنوز مجبور نبود به یاد بیاورد که زندگی‌اش چیست. اما سرفه‌های مادرش او را به واقعیت کشاند؛ واقعیتی که در آن، او نه یک کودک، بلکه ستون لرزان یک خانه‌ی فرو ریخته بود. او آرام از جا برخاست، چادر کهنه‌اش را برداشت و دور خود پیچید. پاهایش هنوز از دیروز درد می‌کرد، دست‌هایش زخم بود و زیر ناخن‌هایش سیاهی زباله‌ها مانده بود. کنار مادرش نشست، دستش را روی پیشانی او گذاشت. داغ بود. مادر با صدای خفه‌ای گفت: «نرو امروز… خسته‌ای…» اما شکریه فقط لبخند کم‌رنگی زد، همان لبخندی که بیشتر شبیه تحمل بود تا شادی، و گفت: «اگر نروم، نان از کجا بیارم؟» این جمله را آن‌قدر تکرار کرده بود که دیگر حتی خودش هم حس نمی‌کرد چقدر سنگین است. بعد از جا برخاست، کیسه‌ی بزرگ پلاستیکی را برداشت و بی‌آنکه صبحانه‌ای خورده باشد، از خانه بیرون رفت. هوای صبح کابل سرد و خاک‌آلود بود. کوچه‌ها نیمه‌خالی، اما پر از سکوتی بودند که بیشتر از هر سر و صدایی آزار می‌داد. شکریه قدم‌هایش را تند کرد تا به سرک اصلی برسد. در گوشه‌ای از جاده، رحیم، فرید و جاوید منتظرش بودند؛ سه پسری که مثل خودش، کودکی‌شان را نه در بازی و مکتب، بلکه در میان زباله‌ها جا گذاشته بودند. نگاه‌هایشان کوتاه بود، حرف‌هایشان کم؛ چون هر چهارشان خوب می‌دانستند که امروز هم مثل دیروز خواهد بود، و فردا هم مثل امروز. آن‌ها بی‌هیچ حرفی به سمت اولین زباله‌دانی رفتند. بوی تعفن از دور به مشام می‌رسید، اما برایشان عادی شده بود. شکریه کیسه را باز کرد و با دست‌های لاغر و سردش شروع به جستجو کرد. بطری‌های پلاستیکی، تکه‌های فلز، کارتن‌های خیس، قوطی‌های له‌شده… هر چیزی که دیگران دور انداخته بودند، برای او ارزش داشت. هر بار که دستش در میان زباله‌ها فرو می‌رفت، انگار بخشی از روحش هم در آن فرو می‌رفت. اما او مکث نمی‌کرد. یاد صاحب‌خانه، یاد سرفه‌های مادر، یاد شکم‌های گرسنه… همه او را مجبور می‌کردند ادامه دهد. خورشید بالا آمد، اما گرمایش به تن‌های خسته‌ی آن‌ها نمی‌رسید. سرک‌ها شلوغ شد، موترها رد شدند، مردم با لباس‌های تمیز و عجله‌های روزمره از کنارشان گذشتند، بی‌آنکه حتی نگاهی بیندازند. گاهی کسی با نفرت نگاه می‌کرد، گاهی کسی زیر لب چیزی می‌گفت، گاهی کودکی در موتر به آن‌ها اشاره می‌کرد و می‌خندید. شکریه سعی می‌کرد نگاهش را بالا نیاورد، چون هر بار که نگاه می‌کرد، چیزی در دلش فرو می‌ریخت؛ چیزی که نامش شاید «آرزو» بود. در یکی از سرک‌ها، کنار یک مکتب توقف کردند. زنگ تفریح بود. صدای خنده‌ی دختران، صدای دویدن، صدای زندگی… همه در هوا پیچیده بود. شکریه ناخودآگاه ایستاد. دستش در کیسه ثابت ماند. به دروازه‌ی مکتب نگاه کرد. دخترانی با لباس‌های پاک، با بکس‌های رنگی، با موهای شانه‌زده، در حویلی می‌دویدند. یکی از آن‌ها کتابی در دست داشت. شکریه به آن کتاب خیره شد، انگار که چیزی مقدس باشد. برای لحظه‌ای، خودش را جای او تصور کرد؛ با لبخندی واقعی، با دستانی تمیز، با دنیایی که بوی زباله نمی‌داد. اما صدای فرید او را به خود آورد: «چی شد؟ چرا ایستادی؟» شکریه سریع سرش را پایین انداخت و دوباره شروع به کار کرد، اما آن تصویر از ذهنش پاک نشد. ساعت‌ها گذشت. آفتاب تندتر شد، اما خستگی هم سنگین‌تر. پاهایشان دیگر رمق نداشت، اما کیسه‌ها هنوز نیمه‌خالی بود. در یکی از کوچه‌ها، چند مرد بزرگ‌تر به آن‌ها نزدیک شدند. نگاه‌هایشان خشن بود. یکی از آن‌ها جلو آمد و بدون مقدمه گفت: «این‌جا کار شما نیست. هرچه جمع کردید، بدهید.» جاوید خواست چیزی بگوید، اما قبل از اینکه حرفی بزند، مرد او را محکم هل داد. شکریه ترسید. قلبش به شدت می‌زد. رحیم آهسته گفت: «بدهید… دعوا نکنید…» آن‌ها بخشی از زباله‌هایی را که با زحمت جمع کرده بودند، دادند و عقب رفتند. شکریه حس کرد گلویش می‌سوزد، اما اشکش نیامد. انگار دیگر اشکی نمانده بود. وقتی ظهر شد، آن‌ها در سایه‌ی دیواری نشستند. شکریه نان خشک کوچکی را که از خانه آورده بود، بیرون کرد. آن را میان چهار نفر تقسیم کردند. هر لقمه مثل سنگ در گلو پایین می‌رفت، اما همین هم برایشان نعمت بود. فرید با صدایی خسته گفت: «فکر می‌کنید زندگی ما همیشه همین است؟» کسی جواب نداد. سکوتی سنگین میانشان افتاد. شکریه به دست‌هایش نگاه کرد؛ دست‌هایی که باید دفتر می‌گرفت، حالا زباله را می‌کاوید. در دلش گفت: «شاید همین است… شاید زندگی ما همین است.» عصر که شد، آن‌ها کیسه‌ها را به محل فروش بردند. مردی که همیشه از آن‌ها خرید می‌کرد، بدون نگاه کردن به صورتشان، زباله‌ها را وزن کرد و پول کمی در دستشان گذاشت. شکریه پول را گرفت، شمرد، و در گوشه‌ی چادرش پنهان کرد. می‌دانست که این پول هم برای همه چیز کافی نیست، اما باز هم باید بس باشد. وقتی به خانه برگشت، هوا تاریک شده بود. کوچه‌ها خاموش و سرد بودند. دروازه را آرام باز کرد. مادرش در گوشه‌ی اتاق دراز کشیده بود. سرفه‌هایش ضعیف‌تر، اما عمیق‌تر شده بود. شکریه کنار او نشست، پول را در دستش گذاشت. مادر نگاهش کرد، اشک در چشمانش حلقه زد و با صدایی که بیشتر شبیه زمزمه بود گفت: «تو طفل نیستی… تو مادر این خانه‌ای…» این جمله مثل باری سنگین روی شانه‌های شکریه نشست. او فقط سرش را پایین انداخت. آن شب، وقتی دراز کشید، بدنش درد می‌کرد، اما خواب به چشمانش نمی‌آمد. صدای دور شهر، صدای سگ‌ها، صدای باد… همه در گوشش می‌پیچید. چشمانش را بست و دوباره همان تصویر را دید: خودش در مکتب، با کتابی در دست، با لبخندی که واقعی بود. اما این‌بار، تصویر خیلی زود شکست. جای آن را صدای سرفه‌ی مادر گرفت. شکریه چشمانش را باز کرد. به سقف ترک‌خورده خیره شد. در دلش چیزی گفت، اما حتی خودش هم نشنید چه بود. شاید دعا بود، شاید آرزو، شاید فقط یک آه. و فردا… او دوباره بیدار می‌شد، دوباره کیسه را برمی‌داشت، دوباره در زباله‌ها دنبال نان می‌گشت. چون در زندگی او، فردا هیچ‌وقت متفاوت نبود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 171 بازدید

بخش زنان سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها علیه زنان و دختران در افغانستان نباید ساده‌سازی شود. این نهاد این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۲۷ حوت) در هفتادمین نشست کمیسیون وضعیت زنان سال ۲۰۲۶ مطرح کرده و گفته است که بیش‌ترین افراد متاثر از جنگ میان طالبان و پاکستان، کودکان و زنان هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که پیش از بمباران مرکز درمان اعتیاد در کابل توسط پاکستان، بیش‌ترین تلفات در میان غیرنظامیان شامل زنان و کودکان بوده است. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که پیش از حمله پاکستان به مرکز درمان اعتیاد، کشته شدن ۷۵ غیرنظامی و زخمی شدن حدود ۲۵۰ تن دیگر را مستندسازی کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌های اخراج‌شده از پاکستان اکنون در اثر درگیری‌ها چندین بار آواره شده‌اند. یوناما افزوده است که در پی درگیری‌ها و ناامنی در ایران، بسیاری از خانواده‌های افغانستان در حال بازگشت هستند که پیش‌بینی می‌شود تعداد آنان در روزهای آینده افزایش یابد. سازمان ملل گفته است که بیش از ۱۰ میلیون زن و دختر در افغانستان در سال جاری به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. همچنین سازمان ملل پیش‌تر در یک پژوهش تازه گفته بود که زنان در افغانستان چهار برابر کمتر از مردان به عدالت دسترسی دارند.

ادامه مطلب