برچسب: محدودیت

3 ماه قبل - 178 بازدید

در بخش غربی شهر هرات، در یکی از کوچه‌های خاک‌آلود و تنگی که دیوارهای گِلی خانه‌هایش ترک برداشته بود و بوی دود و خاک همیشه در هوایش می‌پیچید، خانواده‌ای زندگی می‌کرد که سال‌ها زیر بار فقر و بدهکاری خم شده بودند. خانه‌شان دو اتاق کوچک داشت؛ سقف یکی از اتاق‌ها در زمستان چکه می‌کرد و در تابستان، گرمای خفه‌کننده‌اش نفس آدم را می‌برید. در همان خانه دختری زندگی می‌کرد به نام «مرسل»؛ دختری بیست‌وسه‌ساله با صورتی لاغر، چشمانی خسته و صدایی آرام که بیشتر وقت‌ها آهسته حرف می‌زد؛ انگار از کودکی آموخته بود در این دنیا زیاد دیده نشود. مرسل زمانی آرزو داشت معلم شود. تا صنف دوازدهم با شوق درس خوانده بود. کتاب‌هایش را هنوز در صندوق کهنه‌ای کنار رختخوابش نگه می‌داشت؛ کتاب‌هایی که گرد و خاک روی جلدشان نشسته بود. وقتی آموزش دختران محدود شد، او نیز مانند هزاران دختر دیگر در خانه ماند. روزهایش میان ظرف‌شستن، نان‌پختن و خیاطی برای همسایه‌ها سپری می‌شد. پدرش کارگر یک انبار مواد ساختمانی بود و هر روز با دستان ترک‌خورده و لباس‌های خاکی به خانه برمی‌گشت. او مردی خسته و عصبی بود؛ مردی که سال‌ها جنگ، بیکاری و قرض، مهربانی را از وجودش گرفته بود. مرسل بیشتر عصرها برای آوردن آب یا خرید نان از خانه بیرون می‌شد. همان‌جا بود که کم‌کم سهراب را دید؛ پسری بیست‌وپنج‌ساله که در دکان ترمیم موبایل کار می‌کرد. سهراب جوانی بلندقد و آرام بود. پدرش بیمار و خانواده‌اش فقیر بودند. او از نوجوانی کار کرده بود تا خرج خانه را بدهد. گاهی شب‌ها تا دیر وقت در دکان می‌ماند تا چند صد افغانی بیشتر درآمد داشته باشد. با این‌همه، برخلاف خستگی همیشگی زندگی، هنوز لبخند آرامی بر لب داشت. آشنایی‌شان خیلی ساده آغاز شد؛ اول فقط نگاه‌هایی کوتاه در کوچه، بعد سلام‌هایی آرام و بعدتر حرف‌هایی کوتاه کنار نانوایی یا سر چاه آب. در شهری که حتی حرف‌زدن دختر و پسر می‌توانست برای خانواده‌ها «ننگ» باشد، همین گفت‌وگوهای کوتاه برای‌شان پر از ترس بود. مرسل همیشه با عجله حرف می‌زد و دوروبرش را نگاه می‌کرد تا کسی نبیند. اما سهراب هر بار با احترام و آرامش با او رفتار می‌کرد. همین احترام، همین گوش‌دادن ساده، چیزی بود که مرسل کمتر در زندگی‌اش تجربه کرده بود. ماه‌ها گذشت و رابطه‌ای عمیق میان‌شان شکل گرفت؛ نه رابطه‌ای شبیه قصه‌های عاشقانه، بلکه پیوندی میان دو انسان خسته که در دل تاریکی زندگی، تنها در کنار هم اندکی آرامش پیدا کرده بودند. سهراب برایش از رؤیای داشتن دکان کوچکی می‌گفت؛ از این‌که شاید روزی بتوانند خانه‌ای اجاره کنند و زندگی ساده‌ای داشته باشند. مرسل نیز از رؤیاهای نیمه‌جانش حرف می‌زد؛ از این‌که هنوز دوست دارد درس بخواند، کتاب بخواند و روزی کودکان را آموزش دهد. اما در افغانستان، به‌ویژه در خانواده‌های فقیر و سنتی، عشق اغلب جایی برای زنده‌ماندن ندارد. وقتی پدر مرسل فهمید دختری که سال‌ها برایش کار کرده و رنج کشیده، دل به پسری فقیر داده است، خشمگین شد. بارها فریاد زد: «ما دختر ره مفت بزرگ نکردیم که بره به یک بی‌پول شوهر کنه.» در همان روزها، چند خانواده دیگر نیز برای خواستگاری مرسل آمده بودند؛ یکی از آنان مردی حدود چهل‌وپنج‌ساله بود که همسر اولش بیمار بود و دنبال زن دوم می‌گشت. آن مرد توان پرداخت پول زیادی داشت و همین موضوع پدر مرسل را وسوسه کرده بود. وقتی سهراب موضوع را با خانواده‌اش در میان گذاشت، مادرش ابتدا ترسید. او می‌دانست خانواده دختر فقیرند و احتمالاً مبلغ سنگینی درخواست خواهند کرد. اما وقتی اصرار و درماندگی پسرش را دید، راضی شد. چند هفته بعد، همراه چند بزرگ‌تر محل به خواستگاری رفتند. خانه مرسل آن روز ساکت و سنگین بود. چای آوردند، اما کسی لبخند نمی‌زد. بعد از چند دقیقه سکوت، پدر مرسل مستقیم گفت: «اگر پسرتان واقعاً مرد است و توان زن‌گرفتن دارد، چهار لک افغانی لگه می‌دهد؛ بدون مصرف عروسی و دیگر چیزها.» اتاق در سکوت فرو رفت. مادر سهراب سرش را پایین انداخت. پدر بیمار سهراب حتی توان حرف‌زدن نداشت. چهار لک افغانی برای آنان مبلغی خیالی بود. سهراب ماهانه تنها هشت تا ده هزار افغانی درآمد داشت؛ آن‌هم اگر کار خوب می‌شد. آنان به سختی خرج دوا و نان خانه را پیدا می‌کردند. اما عشق، مخصوصاً وقتی با ناامیدی همراه شود، آدم را به جنگی بی‌پایان می‌کشاند. سهراب تسلیم نشد. قرض خواست، شب‌ها اضافه‌کاری کرد و حتی تصمیم گرفت قاچاقی به ایران برود تا کار کند و پول جمع کند؛ اما رفتن خطرناک بود و پول قاچاقبر را هم نداشت. هر بار که خانواده‌اش دوباره برای صحبت می‌رفتند، پدر مرسل فقط یک جمله می‌گفت: «یا پول، یا دختر.» در این میان، فشار بر مرسل بیشتر می‌شد. برادرانش به او بدبین شده بودند. موبایلش را گرفتند، اجازه بیرون‌شدنش کمتر شد و حتی مادرش از ترس شوهرش جرئت نمی‌کرد از دخترش حمایت کند. مرسل شب‌ها آرام گریه می‌کرد. بارها به سهراب گفته بود: «ما در این وطن حتی حق انتخاب زندگی خود ره نداریم.» زمستان همان سال، اوضاع بدتر شد. پدر مرسل تصمیم گرفت او را به همان مرد میان‌سال نامزد کند؛ مردی که دو فرزند تقریباً هم‌سن مرسل داشت. وقتی مرسل اعتراض کرد، پدرش سیلی محکمی به صورتش زد و گفت: «دختر در این خانه اختیار ندارد.» آن شب مرسل تا صبح گریه کرد. فردای آن روز، پنهانی به سهراب خبر داد. سهراب وقتی حرف‌های او را شنید، برای نخستین‌بار کاملاً شکست. او می‌دانست اگر مرسل به آن خانه برود، زندگی‌اش نابود خواهد شد. چند روز بعد، تصمیمی گرفتند که بیشتر از سر ترس بود تا امید: فرار. شبی سرد، وقتی برق‌های محله قطع شده بود و کوچه در تاریکی فرو رفته بود، مرسل از پنجره کوچک اتاقش بیرون شد. تنها یک بکس کوچک همراه داشت؛ چند لباس، کتابچه یادداشتش و عکسی قدیمی از مادرش. سهراب منتظرش بود. آنان سوار موتر مسافربری شدند و شهر را ترک کردند. چند ماه نخست را در اتاقی نمناک در حاشیه کابل گذراندند. اتاق‌شان فقط یک فرش کهنه، یک بخاری دودزده و چند ظرف داشت. سهراب در نانوایی کار پیدا کرد و روزی دوازده ساعت کار می‌کرد. دست‌هایش از شدت گرمای تنور سوخته بود. مرسل در خانه لباس می‌شست و گاهی برای همسایه‌ها خامک‌دوزی می‌کرد تا خرج نان فراهم شود. با وجود تمام سختی‌ها، آنان هنوز کنار هم آرام بودند. شب‌ها وقتی صدای ژنراتورهای کوچه خاموش می‌شد و شهر در تاریکی فرو می‌رفت، کنار هم می‌نشستند و آهسته حرف می‌زدند. مرسل می‌گفت: «حداقل این‌جا کسی ما ره مجبور نمی‌کند.» اما ترس همیشه با آنان بود. هر بار صدای در بلند می‌شد، قلب‌شان می‌لرزید. آنان می‌دانستند خانواده‌ها دست‌بردار نخواهند شد. در جامعه‌ای که «آبرو» گاهی از جان انسان مهم‌تر شمرده می‌شود، فرار دختر با مرد، برای برخی خانواده‌ها لکه‌ای است که فقط با خشونت پاک می‌شود. خانواده‌های آنان نیز چنین فکر می‌کردند. ماه‌ها دنباله‌شان گشتند. سرانجام یکی از آشنایان سهراب آنان را در بازار شناخت و خبر داد. چند مرد، یک غروب، ناگهان به اتاق‌شان هجوم بردند. سهراب را با مشت و لگد زدند. مرسل جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد، اما کسی رحم نکرد. همسایه‌ها از پشت درها فقط نگاه می‌کردند. آنان را با زور به هرات بازگرداندند. بعد از بازگشت، زندگی‌شان به جهنم تبدیل شد. سهراب را در زیرزمین خانه پدرش زندانی کردند. او را متهم می‌کردند که آبروی خانواده را برده است. لت‌وکوبش می‌کردند و از او می‌خواستند قسم بخورد دیگر هرگز نام مرسل را نیاورد. مرسل نیز در خانه پدرش حبس بود. برادرانش او را دشنام می‌دادند و می‌گفتند باید کشته شود تا «عبرت» شود. مادرش هر شب پنهانی برایش غذا می‌آورد و گریه می‌کرد، اما توان دفاع نداشت. روزها گذشت و فشارها شدیدتر شد. مرسل دیگر امیدی نداشت. او می‌دانست خانواده‌اش هرگز اجازه نخواهند داد دوباره با سهراب زندگی کند. سهراب نیز زیر شکنجه و تحقیر روحی فروپاشیده بود. تنها راه ارتباطی‌شان کودکی از همسایه‌ها بود که گاهی پنهانی پیام ردوبدل می‌کرد. آخرین پیام مرسل کوتاه بود: «اگر زنده بمانیم، باز ما ره جدا می‌کنند.» و آخرین پاسخ سهراب این بود: «پس بگذار هیچ‌کس ما ره از هم جدا نکنه.» یک شب بارانی، وقتی بیشتر اعضای خانواده خواب بودند، سهراب به نوعی خود را از زیرزمین بیرون کرد. کسی دقیق نمی‌داند چگونه به خانه مرسل رسید. شاید یکی از نزدیکان از روی دلسوزی کمکش کرده بود. اما صبح فردا، همه‌چیز تمام شده بود. آنان را در انباری خانه پیدا کردند؛ طنابی از سقف آویزان بود و هر دو کنار هم بی‌جان مانده بودند. دستان‌شان هنوز در هم گره خورده بود؛ انگار در آخرین لحظه نیز از ترس جدایی، یکدیگر را رها نکرده بودند. آن روز کوچه پر از جمعیت شد. زنان آرام گریه می‌کردند و مردان زیر لب از «بی‌آبرویی» حرف می‌زدند. اما کمتر کسی از فقر، فشار اجتماعی، معامله‌کردن دختران یا سنت‌هایی سخن می‌گفت که دو جوان را تا مرز مرگ رسانده بود. مادر مرسل هنگام دفن دخترش فقط خاک را با دستانش چنگ می‌زد و می‌گفت: «دخترم فقط زندگی می‌خواست… فقط زندگی…» اما در آن شهر، در آن جامعه زخمی و خسته، گاهی حتی ساده‌ترین آرزوها هم بیش از حد بزرگ‌اند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 181 بازدید

مسوولان برگزارکننده جشنواره‌ی داستان کوتاه «اوسانه» در ولایت بلخ می‌گویند که در میان برندگان سیزدهمین دور از مسابقات داستان‌نویسی، دو زن داستان‌نویس نیز موفق به دریافت جایزه شدند. خانه داستان بلخ امروز (دو‌شنبه، ۲۱ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود، برندگان این دوره از مسابقه داستان‌نویسی را اعلام کرده و گفته است که این جشنواره، همه ساله به هدف رشد و تقویت استعدادهای داستان‌نویسان جوان کشور، از سوی خانه داستان بلخ برگزار می‌شود. در اعلامیه آمده است که شفیع بیریا، مدیر اجرایی این جشنواره، گفته است که در سیزدهمین دور جشنواره‌ی داستان کوتاه اوسانه، ۱۱۰ داستان کوتاه از نویسنده‌های جوان کشور را در سه مرحله ارزیابی کرده است. آقای بیریا در ادامه تاکید کرده است که داستان‌های برتر این جشنواره توسط شش داور در سه مرحله ارزیابی شده و در نهایت سه داستان برتر شناخته شده و دو داستان دیگر سزاوار تقدیر شناخته شده است. در اعلامیه آمده است که داوران، داستان‌ها را بر اساس سه معیار نثر داستان، ساختار داستان و شخصیت‌پردازی داوری کردند. بر اساس رای هیات داوران سیزدهمین دور جشنواره داستان کوتاه «اوسانه» زهره حسینی، با داستان کوتاه «آنچه در روستا ماند» در جایگاه نخست این دوره قرار گرفت. در ادامه آمده است که سارا کامگار با داستان کوتاه «کفش‌های بانمک» مقام دوم و علی‌آقا فیاض، با داستان کوتاه «تخت بدون نام» مقام سوم این جشنواره را کسب کرده است. هیات داوران این جشنواره، داستان کوتاه «لندی موش» به قلم محمدضیا جویا و داستان کوتاه «دل‌زده» به قلم آسیه دانشیار را لایق تقدیر شناختند. قابل ذکر است که خانه‌ داستان بلخ در سال ۱۳۸۷ خورشیدی با همکاری جمعی از فرهنگیان و داستان‌نویسان تاسیس شده و هر سال جشنواره «اوسانه» را برای شناسایی و تشویق استعدادهای برتر در حوزه داستان‌نویسی برگزار می‌کند. در حالی دو زن نویسنده، برنده این جایزه می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط مجدد بر افغانستان، آموزش زنان در مقاطع بالاتر از صنف ششم مکتب، دانشگاه‌ و حتا بخش‌های صحی را منع کرده‌اند. همچنین سازمان ملل متحد بارها هشدار داده است که ممنوعیت آموزش زنان و دختران در بلندمدت سلامت جامعه را با خطر مواجه می‌کند، زمینه‌ی افزایش ازدواج‌های اجباری و زیرسن و رشد افراطیت را فراهم می‌سازد.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 150 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان در تبعید، خواستار به‌رسمیت شناسی از سوی شورای بین‌المللی کریکت (ICC) شده است. رسانه ای‌بی‌سی نیوز با نشر گزارشی نوشته است که این درخواست به تازگی از سوی اعضای تیم‌ ملی زنان کریکت افغانستان مطرح شده است. بازیکانان تیم ملی کریکت زنان افغانستان از شورای بین‌المللی کریکت خواسته‌اند که از الگوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال ‌(فیفا) پیروی کرده و آن‌ها را به‌عنوان یک تیم ملی رسمی به رسمیت بشناسد. در گزارش ای‌بی‌سی نیوز آمده است که این درخواست پس از آن مطرح شده است که چندی پیش فیفا اعلام کرد که بازیکنان تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید را به رسمیت شناخته و این تیم‌ می‌تواند به نمایندگی از افغانستان به رقابت‌های بین‌المللی شرکت کنند. باید گفت که در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند. بسیاری از ورزشکاران زن که عضویت تیم‌های ملی کشور را داشتند به کشورهای دیگر پناهنده شده‌اند. بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان در تبعید در ماه‌های اخیر در اردوهای تمرینی شرکت کرده‌اند و قرار است در آستانه نشست شورای جهانی کریکت در شهر ادینبرو اسکاتلند نیز حضور داشته باشند. تا اکنون شورای جهانی کریکت به این درخواست اعضای تیم ملی کریکت زنان افغانستان پاسخی نداده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 121 بازدید

زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی پیشین آمریکا در امور صلح افغانستان خطاب به مسوولان تحکومت سرپرست گفته است که مادران تحصیل‌کرده فرزندان خردمند تربیه می‌کنند. آقای خلیل‌زاد این اظهارات را در پیامی به‌مناسبت روز مادر در ایالات متحده مطرح کرده و در حساب کاربری ایکس خود نوشه است که او و همسرش شریل، به مادران افغانستان می‌اندیشند. او از رهبران افغانستان حکومت فعلی خواست به این نکته توجه کنند که بر مبنای شواهد علمی، شکوفایی ملت‌ها و جوامع با سلامت و خرد مادران آن‌ها پیوند مستقیم دارد. وی در ادامه تاکید کرده است: «مادر تحصیل‌کرده نخستین و تأثیرگذارترین آموزگار کودک است؛ او قادر است بیماری‌ها را تشخیص دهد، تغذیه مناسب فراهم آورد و رشد حیاتی مغز در سال‌های اولیه زندگی را تقویت کند تا کودک به فردی توانمند و خردمند در جامعه تبدیل شود.» او در بخشی از پیامش به ضرورت منع کودک‌همسری نیز اشاره کرده است. زلمی خلیل‌زاد تصریح کرد: «برای آن‌که یک بارداری موفق باشد، لازم است دختر جوان پیش از نخستین بارداری خود به بلوغ کامل رسیده باشد تا هم سلامت خود و هم سلامت نوزادش تضمین گردد.» قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط مجدد بر افغانستان، آموزش زنان در مقاطع بالاتر از صنف ششم مکتب، دانشگاه‌ و حتا بخش‌های صحی را منع کرده‌اند. همچنین سازمان ملل متحد بارها هشدار داده است که ممنوعیت آموزش زنان و دختران در بلندمدت سلامت جامعه را با خطر مواجه می‌کند، زمینه‌ی افزایش ازدواج‌های اجباری و زیرسن و رشد افراطیت را فراهم می‌سازد.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 174 بازدید

نهاد فرانکو لویی اعلام کرده است که شمیم فروتن، شاعر و نویسنده اهل افغانستان، موفق به دریافت جایزه ادبی از هفدهمین دوره جشنواره ادبی بین‌المللی نهاد «فرانکو لویی» در ایتالیا شده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۰ ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این جشنواره هر سال در شهر «گروتامار» ایتالیا برگزار می‌شود، شاعران و نویسندگان از کشورهای مختلف در آن شرکت می‌کنند. در اعلامیه تاکید شده است که هدف از برگزاری این جشنواره، معرفی آثار برجسته در حوزه شعر و ادبیات معاصر میان کشورهای مختلف است. در اعلامیه آمده است که آثار ارسالی توسط هیأت داوران بین‌المللی در بخش‌های مختلف بررسی شده و شمیم فروتن، شاعر جوان از افغانستان موفق به دریافت جایزه ادبی شده است. جشنواره ادبی «فرانکو لویی» در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از بسترهای مهم برای تبادل فرهنگی و معرفی استعدادهای ادبی در سطح بین‌المللی شناخته شده است. قابل ذکر است که شمیم فروتن پیش از این خبرنگار روزنامه راه مدنیت و ۸صبح بود و پس از تسلط حکومت سرپرست به افغانستان به ایتالیا پناهنده شد. در حالی شمیم فروتن موفق به دریافت جایزه ادبی می‌شود که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 164 بازدید

تلویزیون خصوصی «طلوع نیوز» در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نیروهای حکومت سرپرست عمران دانش و منصور نیازی، خبرنگاران این رسانه را از شهر کابل بازداشت کرده‌اند. این رسانه امروز (یک‌شنبه، ۲۰ ثور) با نشر اعلامیه‌ای به نقل از مقام‌های حکومت فعلی نوشته است که جزئیات بازداشت این دو خبرنگار پس از «تکمیل مراحل قانونی» به اشتراک گذاشته می‌شود. تلویزیون خصوصی «طلوع‌نیوز» تا اکنون مشخص نکرده است که این دو خبرنگار چه زمانی و به چه دلیلی بازداشت شده‌اند. مسوولان حکومت سرپرست تا اکنون رسما درباره بازداشت این خبرنگاران اظهار نظر نکرده است. حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، بارها خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ها را بازداشت و زندانی کرده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 180 بازدید

فاطمه جعفری، ورزشکار بوکس اهل افغانستان در رقابت‌های بین‌المللی بوکس «صلح برای بلوچستان» پاکستان برای دومین بار کمربند قهرمانی را گرفت. خانم جعفری پس از انصراف حریف پاکستانی خود به این مقام دست یافت. وی با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که این دومین کمربند قهرمانی بوکس است که فاطمه جعفری در کویته، مرکز ایالت بلوچستان پاکستان کسب می‌کند. او که چندی پیش نیز در شهر کویته پاکستان کمربند قهرمانی کسب کرده بود، بار دیگر این افتخار را تکرار کرد. حریف فاطمه در مراسم وزن‌کشی و روز مسابقه در سالن حاضر شده بود، اما از ورود به رینگ مبارزه خودداری کرد و کمربند قهرمانی به خانم جعفری رسید. فاطمه جعفری در «آکادمی بوکس فجر» زیر نظر بسم‌الله ناصح، از مربیان بوکس افغانستان تمرین می‌کند. او تا کنون در سه مبارزه‌ی حرفه‌ای خود به پیروزی رسیده و دو کمربند قهرمانی به ‌دست آورده است. رقابت‌های «صلح برای بلوچستان» به همکاری نهادهای ورزشی و اداره‌ی محلی بلوچستان و اشتراک ورزشکان از پاکستان و کشورهای همسایه‌‎ی آن به هدف ترویج صلح، ورزش و وحدت در شهر کویته برگزار می‌شود. در حالی فاطمه جعفری قهرمان این دوره می‌شود که در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 202 بازدید

همزمان با هزار و ۶۹۱ مین روز بسته‌بودن مکتب‌های دخترانه‌ی بالاتر از صنف ششم در افغانستان، دید‌بان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دسترسی بی‌قیدوشرط دختران به آموزش شده و از جامعه‌ی جهانی خواسته که در برابر ادامه‌ی این ممنوعیت سکوت نکند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «بگذارید دختران بیاموزند؛ آموزش حق آنان است.» دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که با وجود گذشت نزدیک به پنج سال از محرومیت دختران از آموزش، آنان هنوز هم در آرزوی بازگشت به مکتب و دنبال‌کردن رویاهای‌شان به‌سر می‌برند. این نهاد با ابراز امیدواری نسبت به بازگشایی دوباره‌ی مکتب‌ها برای دختران، از جامعه‌ی جهانی خواسته تا زمان رفع این محدودیت‌ها، در برابر وضعیت موجود خاموش نماند. باید گفت که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. براساس تازه‌ترین داده‌های سازمان ملل متحد، بیش از ۹۰ درصد شهروندان افغانستان از آموزش دختران حمایت می‌کنند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 146 بازدید

رابعه نسیمی، زن افغانستانی-بریتانیایی، به عنوان نماینده حزب کارگر بریتانیا در انتخابات شوراهای شهر در غرب لندن، با کسب بیشترین رأی برنده انتخابات شده است. در گزارش آمده است که خانم نسیمی از حوزه «ایست اکتون» نامزد حزب کارگر برای انتخابات شوراهای شهر شده بود و توانست با کسب هزار و ۲۰۷ رأی برنده شود. براساس اطلاعات موجود، رابعه نسیمی در سال ۱۹۹۹ میلادی، همراه با خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرد و در شهر لندن ساکن شد. او به‌عنوان یک فعال حقوق‌بشر و مهاجرت شناخته می‌شود و از دانشگاه کمبریج انگلستان، سند دکترا دارد. انتخابات محلی شوراهای شهر بریتانیا هفته‌ی گذشته در سراسر این کشور برگزار شد و در این انتخابات حزب کارگر در لندن توانسته است که اکثریت کرسی‌ها را به دست آورد، اما در بسیاری از حوزه‌های دیگر شکست خورده است. حزب «اصلاحات بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ در این انتخابات توانسته است پیروزی چشم‌گیر کسب کند و در اکثر حوزه‌های انتخاباتی پیروز شود. کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا شکست حزبش در انتخابات را پذیرفته و گفته است که این نتایج برای حزب کارگر دشوار است. براساس گزارش‌ رسانه‌ها، انتخابات هفته‌ی گذشته، بزرگترین انتخابات بریتانیا پس از انتخابات سراسری سال ۲۰۲۴ میلادی بود که در آن حزب کارگر به رهبری کی‌یر استارمر پیروز شد. در حالی رابعه نسیمی برنده انتخابات لندن می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 151 بازدید

هانا نیومن، عضو پارلمان اروپا اعلام کرده است که اخراج‌ پناهندگان از اروپا به افغانستان،‌ «نه‌تنها یک شکست انسانی» بلکه یک اشتباه راهبردی می‌باشد. خانم نیومن با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، نسبت به اخراج‌ پناهندگان از اروپا به افغانستان واکنش نشان داده است. وی در ادامه تاکید کرده است: «اگر اروپا مردان جوان افغانستان را به فقر و ناامیدی بازگرداند، بسیاری از آن‌ها به شبکه‌ها و مدارس دینی» خواهند پیوست. عضو پارلمان اروپا در ادامه افزوده است که با بازگرداندن افراد به شرایط ناامیدکننده، حکومت سرپرست افغانستان تضعیف نمی‌شود، بلکه سبب تقویت ساختاری می‌شود که دولت را در قدرت نگه دارد. او هشدار داده که اخراج پناهندگان به افغانستان سبب تقویت «شبکه‌ها و ساختارهای افراطی» خواهد شد. در این حالی است که اخیراً گزارش‌هایی مبنی بر میزبانی اتحادیه‌ی اروپا از مقام‌های حکومت فعلی برای گفتگو درباره اخراج پناهندگان افغانستان به داخل کشور منتشر شده است. این اقدام اتحادیه‌ی اروپا نگرانی‌های نهادهای حقوق بشری را در پی داشته است.

ادامه مطلب