برچسب: زنان و دختران

9 ساعت قبل - 53 بازدید

شماری از زنان اهل افغانستان جنبش زنان فمینیست اسپانیا در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، در برابر پارلمان اروپا در بروکسل گردهمایی اعتراضی برگزار کردند. این گردهمایی اعتراضی روز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با شعار «زنان افغانستان را از اسارت آزاد کنید و به آپارتاید جنسیتی پایان دهید» برگزار شد و آنان خواستار اقدام فوری اتحادیه‌ی اروپا برای تأمین حقوق دختران و زنان در افغانستان به ویژه حق آموزش شدند. اشتراک‌کنندگان گردهمایی، گفته‌اند که زنان در افغانستان با نقض ساختارمند حقوق خود روبرو هستند و جامعه‌ی جهانی باید برای ازمیان‌برداشتن این وضعیت توجه جدی کرده و در برابر آپارتاید جنسیتی در افغانستان سکوت نکند. همچنین این معترضان زن، از اتحادیه‌ی اروپا خواسته‌اند که کمک‌ها به افغانستان را به رعایت حقوق زنان مشروط کرده و اقدام‌های عملی‌تری مانند پشتیبانی از نهادهای زنان، ایجاد مسیرهای امن برای پناه‌جویان و فراهم‌سازی فرصت‌های آموزشی را روی دست بگیرد. در جریان برنامه، خدیجه امین، مسوول برگزارکننده، قطع‌نامه‌ای را قرائت کرد و گلچهره یفتلی با اشاره به وضعیت آموزش در افغانستان گفته است: «نسل‌کشی آموزشی علیه دختران در حال وقوع است و پنج سال محرومیت از آموزش، به معنای نابودی یک نسل است.» این اقدام بخشی از کارزار #TodasABruselas (همه به بروکسل) بود که هدف آن رساندن صدای زنان و دختران افغانستان به جهان اعلام شده است. برگزارکننده‌گان از تمامی فعالان، رسانه‌ها و شهروندان دعوت کرده‌اند تا با پیوستن به این حرکت، صدای زنانی باشند که از حق سخن گفتن محروم مانده‌اند. این در حالی است که امروز سال نو آموزشی در ولایت‌های سردسیر افغانستان آغاز شد، اما دختران بالاتر از صنف ششم هم‌چنان از حق آموزش در مکتب محروم نگه‌داشته شدند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 47 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شهرنشینی سریع در افغانستان که ناشی از آوارگی داخلی، بازگشت‌های اجباری و تشدید بحران اقتصادی است، نابرابری‌های جنسیتی را در سکونت‌گاه‌های غیررسمی و حاشیه‌‌های شهر در سراسر افغانستان افزایش می‌دهد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۵ حمل) با نشر پیامی نوشته است که از طریق نظرسنجی‌هایی در جوامع با حضور جمعیت‌های زیاد به‌حاشیه‌رانده‌شده، دریافته است که ظرفیت بالقوه‌ی شهرها برای ایجاد فرصت‌های بهتر نه تنها شکاف‌های زیان‌بار جنسیتی را کاهش نداده بل که آن‌ها را بیشتر نیز کرده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که با حاکمیت حکومت سرپرست، تقریباً همه مسیرهای سنتی برای تأمین امنیت، کرامت و توان‌مندسازی زنان و دختران در افغانستان از میان برداشته شده است. برنامه‌ی اسکان بشر ملل متحد، این مسیرها را آموزش رسمی، آزادی‌ رفت‌وآمد در فضا‌های عمومی، کار و مشارکت عمومی و رهبری مدنی عنوان کرده است. همچنین برنامه‌ی اسکان بشر ملل متحد گفته است که برای زنان و دخترانی که در سکونت‌گاه‌های غیررسمی شهری زندگی می‌کنند، این محدودیت‌ها با مجموعه‌ای از آسیب‌پذیری‌های خاص از جمله نبود امنیت در مسکن و حقوق زمین، ناامنی فضاهای عمومی، دست‌رسی محدود به خدمات آب، بهداشت و کاهش فرصت‌های معیشتی، نابرابری را تشدید می‌کند. باید گفت که داده‌های برنامه‌ی اسکان بشر، بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در شهرهای هرات، جلا‌ل‌آباد، کابل، کندرها و ننگرهار به دست آمده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 69 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هرچند سال جاری پیش از این نیز برای زنان در افغانستان دشوار بوده، اما با تشدید درگیری‌ها با پاکستان، شرایط برای آنان «بدتر» شده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که تعداد زیادی از جان‌باختگان غیرنظامی در این درگیری‌ها تا اکنون زنان و کودکان بوده‌اند. در اعلامیه آمده است که بیش از ۶۴ هزار تن در مناطق شرقی کشور آسیب‌دیده اند که بیش از نیمی از آنان زنان و دختران هستند. در گزارش آمده است که بسیاری از زنان چندنی بار در یک سال به دلیل درگیری‌ها و زمین‌لرزه، مجبور به ترک خانه‌های‌شان شده‌اند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که جامعه‌ی جهانی نباید وضعیت زنان در افغانستان را «عادی» تلقی کند و ادامه حمایت و توجه جهانی برای تغییر وضعیت آنان ضروری است. همچنین در گزارش سرپناه، خدمات صحی، آب آشامیدنی، مواجه بودند با خطر خشونت و سوءاستفاده در مسیر آوارگی، دسترسی به خدمات و کار و همچنین نگرانی‌های حقوقی، از چالش‌های کلیدی زنان در افغانستان عنوان شده‌اند. این نهاد گفته است که قانون جزایی باعث کاهش برابری حقوقی زنان و حتی مجازشدن برخی اشکال خشونت خانگی شده است و تنها ۱۴ درصد زنان به خدمات اساسی عدالت دسترسی دارند؛ در حالی که ۵۳ درصد مردان در کشور به این خدمات دسترسی دارند. بخش زنان ملل متحد افزوده است که بیش از ۱۰.۷ میلیون زن و دختر در کشور نیاز به کمک‌های بشردوستانه دارند. این نهاد تاکید کرده است که افزایش قیمت‌ها زندگی را برای خانواده‌ها، مخصوصاً خانواده‌های که از سوی زنان سرپرستی می‌شوند، سخت‌تر کرده است. بخش زنان ملل متحد می‌افزاید که در عین حال برنامه کمک‌رسانی به زنان در کشور با کمبود شدید بودجه (حدود ۵۰ درصد) روبه‌رو است.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 21 بازدید

ادوین سینیزا، نماینده سازمان صحی جهان  (WHO)، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیماری توبرکلوز همچنان یک تهدید جدی صحی در افغانستان است و سالانه هزاران تن به آن مبتلا می‌شوند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۴ حمل) با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از موارد توبرکلوز بدون تشخیص باقی می‌مانند و نیاز فوری به اقدام جمعی وجود دارد. همچنین وی در ادامه تاکید کرده است: «پایان دادن به توبرکلوز تنها یک آرزو نیست، بلکه هدفی قابل دستیابی است.» ادوین سینیزا در ادامه افزوده است که به مناسبت روز جهانی توبرکلوز، سازمان صحی جهان خواستار اقدام جمعی برای گسترش تشخیص زودهنگام این بیماری است. وی تصریح کرد که برای جلوگیری از این بیماری باید دسترسی به تداوی بهبود پیدا کند و اطمینان حاصل شود که هیچ‌کس نادیده گرفته نمی‌شود. سازمان صحی جهان پیش‌تر نیز توبرکلوز را یک بیماری تهدیدکننده در سطح جهان خوانده و خواستار اقدامات جدی برای جلوگیری از این بیماری شده بود.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 85 بازدید

سازمان بین‌المللی کار(ILO) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمایت اجتماعی از سلامت، نقش کلیدی در دسترسی موثر زنان و دختران به خدمات صحی با کیفیت و همچنان تأمین امنیت درآمد آنان در دوران بیماری و دوران بارداری دارد. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۴ مارچ) با نشر گزارشی گفته است که سیاست‌های حمایت اجتماعی و سلامت باید بر برابری جنسیتی تمرکز کنند تا حقوق زنان محافظت شده و نتایج واقعی برای زنان و دختران در سراسر جهان حاصل شود. در بخشی از گزارش سازمان بین‌المللی متحد آمده است که حتی در کشورهای که قوانین دسترسی برابر زنان و مردان به خدمات صحی را تضمین می‌کنند، نابرابری‌های بازار کار سبب می‌شود زنان از مزایای اجتماعی و خدمات سلامت به‌طور برابر بهره‌مند نشوند. در ادامه آمده است که اغلب زنان در مشاغل غیررسمی مشغول‌ هستند و دستمزد کمتری دریافت می‌کنند که این عوامل دسترسی موثر آنان به حمایت اجتماعی از سلامت را محدود می‌کند. سازمان بین‌المللی کار در ادامه افزوده است که سیاست‌های حمایت اجتماعی باید زنان را در تمام مراحل زندگی، از دوران بارداری تا پیری، حمایت کنند و با هم‌راستا کردن این سیاست‌ها با امنیت درآمد و مراقبت‌های صحی، کرامت و رفاه آنان را تضمین کنند. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 87 بازدید

ایزابل روم، سفیر فرانسه در امور حقوق بشر در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کشورش هرگونه گفتگو با حکومت فعلی افغانستان را رد کرده و قوانین محدودکننده که حقوق اساسی و دسترسی زنان به فضاهای عمومی را هدف قرار داده، محکوم می‌کند. خانم روم با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران افغانستان باید در هر تصمیم‌گیری پشت میز حضور داشته باشند. وی در ادامه از ویوین تایتل‌بام، عضو سنای بلجیم برای سازماندهی نشستی در مجلس سنای این کشور در حمایت از زنان و دختران افغانستان، قدردانی کرد. همچنین پیشتر شماری از چهره‌های فعال افغانستانی طی نشست دو روزه‌ای در پارلمان اروپا و مجلس سنای بلجیم گردهم آمده‌اند. سفیر فرانسه در امور حقوق بشر در ادامه نوشته است: «زنان افغانستان قربانی نیستند. آن‌ها بازماندگان و مبارزان هستند. ما در کنارشان می‌ایستیم. آن‌ها باید در هر تصمیمی حضور داشته باشند.» ایزابل روم همچنین یادآوری کرده است که فرانسه همراه با پنج کشور دیگر از آغازگران صدور حکم بازداشت رهبران حکومت فعلی از سوی دادستان دیوان کیفری بین‌المللی بوده و از ایجاد سازوکار تحقیقاتی برای مستندسازی جنایات حمایت کرده است. در حالی سفیر فرانسه در امور حقوق بشر از حقوق زنان و دختران افغانستان حمایت می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 49 بازدید

آن شب، هوا در کابل به‌طرز عجیبی سنگین بود؛ نه بادی می‌وزید و نه صدایی از کوچه‌های تنگ و خاکی به گوش می‌رسید. فقط سکوت بود—سکوتی که گاهی از هر فریادی بلندتر است. در یکی از همان خانه‌های گِلی، خانه‌ای که دیوارهایش ترک خورده و پنجره‌هایش سال‌هاست رنگ آفتاب را درست ندیده‌اند، دختری نشسته بود که تمام عمرش را در میان همین دیوارها نفس کشیده بود؛ دختری به نام «شگوفه». او مثل بسیاری از دختران این شهر، نه قهرمان بود و نه کسی که داستانش جایی ثبت شود. فقط دختری بود که آهسته آهسته، در میان بی‌توجهی، تبعیض و خشونت، خاموش شد. شگوفه از همان کودکی فهمیده بود که در این خانه، چیزی کم دارد؛ چیزی که هیچ‌وقت نتوانست نامش را دقیق بداند، اما حسش می‌کرد. وقتی برادرش به دنیا آمد، خانه پر از شادی شد؛ پدرش برای اولین‌بار خندید، مادرش شیرینی پخش کرد، و همسایه‌ها تبریک گفتند. اما او، که چند سال قبل‌تر به دنیا آمده بود، هیچ‌وقت چنین روزی را به یاد نداشت. مادرش گاهی زیر لب می‌گفت: «قسمت ما همین بود»، و پدرش هر بار که عصبانی می‌شد، می‌گفت: «اگر تو پسر می‌بودی، امروز زندگی‌ام فرق می‌کرد.» این جمله، مثل میخی در ذهن شگوفه فرو رفته بود—میخی که هر سال عمیق‌تر می‌شد. خانه‌شان پر از قانون‌های نانوشته بود؛ قانون‌هایی که فقط برای او وجود داشت. او باید زودتر بیدار می‌شد، آب می‌آورد، نان می‌پخت، ظرف می‌شست و در عین حال، همیشه ساکت می‌ماند. اگر خسته می‌شد، کسی نمی‌پرسید چرا. اگر مریض می‌شد، کسی داکتر نمی‌بردش. اما اگر کوچک‌ترین اشتباهی می‌کرد، تنبیهش حتمی بود. برادرش می‌توانست آزادانه بیرون برود، بازی کند، بخندد و حتی درس نخواند؛ اما شگوفه اگر چند دقیقه دیرتر به خانه می‌رسید، با چشمان پر از خشم پدرش روبه‌رو می‌شد. با این‌همه، او هنوز امید داشت. وقتی به مکتب می‌رفت، دنیایش کمی تغییر می‌کرد. در صنف، وقتی معلم از آینده حرف می‌زد، شگوفه خودش را در جایی دورتر می‌دید—جایی که دیگر کسی او را با برادرش مقایسه نمی‌کند، جایی که می‌تواند خودش باشد. اما این رؤیا هم دوام نیاورد. یک روز، بدون هیچ مقدمه‌ای، پدرش گفت: «دیگر مکتب نمی‌روی.» دلیلش ساده بود: «دختر زیاد درس بخواند، سرکش می‌شود.» آن روز، شگوفه چیزی نگفت. فقط به زمین نگاه کرد و آرام سر تکان داد. اما در درونش، چیزی خاموش شد—چیزی که دیگر هیچ‌وقت روشن نشد. از آن روز به بعد، روزهایش شبیه هم شد؛ روزهایی که در آن، زمان فقط می‌گذشت، بدون اینکه چیزی تغییر کند. خشونت در خانه بیشتر شد. گاهی به خاطر سوختن نان، گاهی به خاطر دیر شستن لباس‌ها، و گاهی بدون هیچ دلیلی. پدرش دیگر حتی نیاز به بهانه هم نداشت. مادرش هم، که خودش سال‌ها زیر همین فشار زندگی کرده بود، به‌جای حمایت، سکوت می‌کرد یا حتی گاهی به جمع سرزنش‌کنندگان می‌پیوست. شگوفه دیگر نه اعتراض می‌کرد و نه گریه؛ فقط تحمل می‌کرد. تحملی که آرام‌آرام او را از درون خالی می‌کرد. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، شگوفه بیدار می‌ماند. به سقف ترک‌خورده خیره می‌شد و در ذهنش زندگی دیگری را تصور می‌کرد. زندگی‌ای که در آن، او ارزش داشت. اما هر بار که چشم‌هایش را می‌بست، صدای پدرش را می‌شنید، یا صحنه‌ای از تحقیرهای روزانه در ذهنش تکرار می‌شد. کم‌کم، این شب‌های بیداری بیشتر شد و روزهایش سنگین‌تر. دیگر حتی برای خودش هم حرفی نداشت. فقط سکوت بود—سکوتی که به‌مرور تبدیل به تصمیم شد. چند هفته قبل از آن شب، شگوفه شروع به نوشتن کرد. نه برای این‌که کسی بخواند، بلکه برای این‌که خودش بتواند آن‌چه را که سال‌ها در دلش مانده بود، بیرون بریزد. او هر شب، بعد از خاموش شدن چراغ‌ها، دفترچه‌ای کهنه را از زیر تشکش بیرون می‌آورد و می‌نوشت. از روزهایی که گرسنه خوابیده بود، از دفعاتی که بدون دلیل لت‌وکوب شده بود، از لحظه‌هایی که فقط یک کلمه محبت می‌خواست و هیچ‌وقت نشنید. او حتی از چیزهای کوچک هم نوشت؛ مثل آرزوی داشتن یک لباس نو، یا یک روز بدون ترس. اما مهم‌تر از همه، او درباره «تفاوت» نوشت. تفاوتی که بین او و برادرش بود. تفاوتی که نه به خاطر رفتارشان، بلکه فقط به خاطر جنسیتشان ایجاد شده بود. او نوشت که چگونه هر روز با این تفاوت زندگی کرده، چگونه هر بار که برادرش تشویق می‌شد، او تحقیر می‌شد، و چگونه این مقایسه‌ها، آرام‌آرام او را به این باور رسانده که هیچ ارزشی ندارد. آن شب، آخرین شب بود. شگوفه آرام از جا برخاست. خانه در سکوت کامل فرو رفته بود. صدای نفس‌های سنگین پدرش از اتاق کناری می‌آمد، و مادرش مثل همیشه بی‌حرکت خوابیده بود. او به اطراف نگاه کرد؛ به دیوارهایی که شاهد تمام دردهایش بودند، به گوشه‌ای که بارها در آن گریه کرده بود، و به دری که هیچ‌وقت برایش راه نجاتی باز نکرده بود. سپس نشست و آخرین نامه‌اش را نوشت. او این‌بار مستقیم خطاب کرد: «پدرم… من تمام عمرم تلاش کردم دختری باشم که تو می‌خواهی. ساکت بودم، کار کردم، هیچ‌وقت جواب ندادم. اما هیچ‌وقت کافی نبود. چون مشکل من کارهایم نبود—مشکل این بود که من دختر بودم. و این چیزی بود که نمی‌توانستم تغییرش بدهم.» دستش می‌لرزید، اما ادامه داد: «مادرم… من همیشه منتظر بودم که تو یک‌بار بگویی که حق با من است. یک‌بار بگویی که من هم انسانم. اما تو هم مثل دیگران، مرا ندیدی. شاید تو هم قربانی بودی، اما من هم بودم…» و در آخر نوشت: «من دیگر نمی‌توانم این زندگی را تحمل کنم. نه به خاطر یک روز یا یک اتفاق، بلکه به خاطر تمام سال‌هایی که هیچ‌کس مرا نخواست. اگر رفتنم باعث شود که شما برای لحظه‌ای فکر کنید، شاید این اولین باری باشد که من واقعاً دیده می‌شوم.» وقتی نوشتنش تمام شد، نفس عمیقی کشید. برای اولین‌بار، احساس کرد که سبک شده—نه به خاطر امید، بلکه به خاطر پایان. صبح که شد، خانه دیگر همان خانه نبود. فریادها، گریه‌ها و آشفتگی، جای سکوت شب را گرفت. اما شگوفه دیگر آنجا نبود که بشنود. دفترچه‌اش، تنها چیزی بود که از او باقی مانده بود—دفترچه‌ای پر از حقیقت‌هایی که سال‌ها نادیده گرفته شده بود. پدرش آن را خواند، و برای اولین‌بار، کلماتش را فهمید. مادرش گریه کرد، اما نه مثل قبل—این‌بار گریه‌اش از جایی عمیق‌تر می‌آمد. برادرش، ساکت گوشه‌ای نشسته بود، با ذهنی پر از سوال‌هایی که هیچ‌کس پاسخی برایش نداشت. اما حقیقت این بود که هیچ‌کدام از این‌ها دیگر مهم نبود. چون شگوفه، سال‌ها قبل از آن شب، در همان خانه، در همان سکوت، آرام‌آرام از بین رفته بود… و آن شب، فقط پایان چیزی بود که مدت‌ها پیش شروع شده بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 روز قبل - 52 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی افغانستان آسیب می‌زند و باعث عقب‌ماندگی جوامع در این کشور می‌شود. آقای لیندسی امروز (دوشنبه، ۳ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: « با آغاز سال تحصیلی در افغانستان، میلیون‌ها دختر دوباره از حق یادگیری محروم می‌شوند.» نماینده ویژه بریتانیا در ادامه تاکید کرده است: «محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی‌ کشور آسیب می‌رساند و باعث عقب ماندگی جوامع افغا‌نستان می‌شود. آموزش باید برای همه در دسترس باشد.» قابل ذکر است که امسال پنجمین سال متوالی است که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب محروم کرده‌اند. همچنین حکومت فعلی دروازه‌‌های دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی را به روی زنان و دختران بسته‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 37 بازدید

همه ما در طول روز با خودمان حرف می‌زنیم. این صدا همیشه بلند و واضح نیست، اما به‌طور مداوم در ذهن ما جریان دارد؛ از لحظه‌ای که بیدار می‌شویم تا زمانی که به خواب می‌رویم. این گفتگوهای درونی می‌توانند حمایتی، دلگرم‌کننده و واقع‌بینانه باشند یا برعکس، انتقادی، تحقیرکننده و منفی. آنچه بسیاری از ما به آن توجه نداریم، این است که کیفیت این گفتگوهای درونی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری اعتماد به نفس و حتی رفتار بیرونی ما دارد. در واقع، خیلی وقت‌ها آنچه ما را محدود می‌کند، شرایط بیرونی نیست، بلکه صدایی است که در درونمان مدام ما را قضاوت می‌کند. گفتگوهای درونی منفی معمولاً به شکل جملات آشنایی ظاهر می‌شوند؛ جملاتی مثل «من به درد این کار نمی‌خورم»، «همیشه خراب می‌کنم»، «دیگران از من بهترند»، «اگر تلاش کنم هم فایده‌ای ندارد» یا «حتماً مسخره‌ام می‌کنند». این صدا ممکن است آن‌قدر عادی و همیشگی باشد که ما آن را بخشی از واقعیت بدانیم، نه صرفاً یک فکر. در حالی که این افکار الزاماً حقیقت نیستند، بلکه تفسیر ذهن ما از تجربه‌ها هستند. اما چون مدام تکرار می‌شوند، کم‌کم شبیه یک حقیقت قطعی به نظر می‌رسند. ریشه بسیاری از گفتگوهای درونی منفی به گذشته ما برمی‌گردد. تجربه‌های کودکی، شیوه برخورد والدین، معلمان و اطرافیان، و حتی فضای فرهنگی و اجتماعی، همگی در شکل‌گیری این صدا نقش دارند. کودکی که مدام با انتقاد، مقایسه یا سرزنش روبه‌رو بوده است، ممکن است در بزرگسالی همان لحن را در ذهن خود ادامه دهد. حتی اگر آن افراد دیگر حضور نداشته باشند، صدایشان در ذهن ما باقی می‌ماند و به صدای درونی ما تبدیل می‌شود. به این ترتیب، ما ناخواسته همان رفتاری را با خودمان می‌کنیم که قبلاً دیگران با ما کرده‌اند. تاثیر مستقیم این گفتگوهای منفی، کاهش اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس یعنی باور به توانایی‌ها و ارزشمندی خود. وقتی ذهن ما دائماً پیام‌های منفی ارسال می‌کند، طبیعی است که این باور تضعیف شود. فردی که مدام به خودش می‌گوید «من کافی نیستم»، به‌تدریج این جمله را باور می‌کند، حتی اگر شواهد بیرونی خلاف آن را نشان دهند. در این حالت، موفقیت‌ها کوچک شمرده می‌شوند و شکست‌ها بزرگ و تعیین‌کننده به نظر می‌رسند. یک اشتباه ساده می‌تواند به نشانه‌ای از «بی‌عرضگی» تعبیر شود، نه صرفاً یک تجربه انسانی. این کاهش اعتماد به نفس فقط در ذهن باقی نمی‌ماند، بلکه به رفتار بیرونی ما نیز منتقل می‌شود. کسی که در درون خود را ناتوان می‌بیند، احتمالاً کمتر ریسک می‌کند، کمتر نظر می‌دهد و از موقعیت‌هایی که نیاز به دیده شدن دارد، دوری می‌کند. ممکن است در جمع ساکت بماند، از درخواست کردن بترسد یا به فرصت‌های جدید «نه» بگوید؛ نه به این دلیل که نمی‌خواهد، بلکه چون فکر می‌کند «از پسش برنمی‌آیم». به این ترتیب، گفتگوهای درونی منفی به یک پیشگویی خودتحقق‌بخش تبدیل می‌شوند؛ ما چون فکر می‌کنیم نمی‌توانیم، اقدام نمی‌کنیم و چون اقدام نمی‌کنیم، واقعاً به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. از طرف دیگر، این افکار منفی می‌توانند باعث رفتارهای دفاعی یا اجتنابی شوند. برخی افراد برای پنهان کردن احساس بی‌ارزشی درونی، ممکن است بیش از حد کامل‌گرا شوند، دائماً خود را تحت فشار قرار دهند یا برعکس، به تعویق انداختن و فرار از مسئولیت را انتخاب کنند. هر دو حالت ریشه در همان صدای درونی دارند که مدام هشدار می‌دهد: «اگر خراب کنی، تأیید نمی‌شوی». در روابط نیز این موضوع تاثیرگذار است. فردی که در درون احساس ناامنی می‌کند، ممکن است بیش از حد وابسته شود، از طرد شدن بترسد یا حتی رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد تا از خود محافظت کند. نکته مهم این است که گفتگوهای درونی منفی معمولاً اغراق‌آمیز و مطلق‌گرا هستند. آن‌ها از کلماتی مثل «همیشه»، «هیچ‌وقت» و «همه» استفاده می‌کنند و پیچیدگی واقعیت را نادیده می‌گیرند. ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد تهدیدها را بزرگ‌تر ببیند، اما وقتی این الگو اصلاح نشود، به منبع دائمی استرس و کاهش عزت نفس تبدیل می‌شود. بسیاری از ما تصور می‌کنیم اگر با خودمان سخت‌گیر باشیم، پیشرفت می‌کنیم، در حالی که تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد خودگویی حمایتی و واقع‌بینانه بسیار موثرتر از سرزنش مداوم است. سخن پایانی: تغییر این گفتگوهای درونی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، اما ممکن است. اولین قدم، آگاه شدن از آن‌هاست؛ اینکه متوجه شویم چه زمانی و با چه لحنی با خودمان حرف می‌زنیم. قدم بعدی، به چالش کشیدن این افکار است؛ پرسیدن این سوال ساده که «آیا این فکر واقعاً حقیقت دارد یا فقط یک عادت ذهنی است؟». به‌تدریج می‌توان لحن این صدا را تعدیل کرد؛ نه لزوماً با جملات اغراق‌آمیز مثبت، بلکه با جملاتی واقع‌بینانه و مهربانانه‌تر. مثلاً به‌جای «من افتضاحم»، بگوییم «این کار سخت بود و من در حال یاد گرفتن هستم». در نهایت، گفتگوهای درونی ما مانند عینکی هستند که از پشت آن‌ها دنیا و خودمان را می‌بینیم. اگر این عینک تیره و مخدوش باشد، حتی واقعیت‌های روشن هم تار دیده می‌شوند. با اصلاح تدریجی این گفتگوها، نه‌تنها اعتماد به نفس ما تقویت می‌شود، بلکه رفتار بیرونی‌مان نیز تغییر می‌کند. ما جسورتر، آرام‌تر و صادق‌تر عمل می‌کنیم، چون دیگر بزرگ‌ترین منتقد زندگی‌مان، درون خودمان نیست. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 85 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) اعلام کرده است که ارائه خدمات اساسی و حمایت روانی‌ـ‌اجتماعی برای زنان و دختران در افغانستان نقش مؤثری در کاهش آسیب‌پذیری آنان داشته و به بهبود وضعیت روحی و توانمندسازی‌ آنان کمک می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از زنان و دختران در افغانستان به‌دلیل تجربه‌های دشوار زند‌گی، خشونت و فشارهای اقتصادی، با مشکلات عمیق روحی و اجتماعی روبرو هستند و نیاز به حمایت گسترده دارند. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که خدمات مشاوره در مراکز سازمان ملل، فضای امنی را برای زنان ایجاد کرده تا بتوانند تجربه‌های سخت گذشته را بازگو کرده و توان عاطفی خود را بازسازی کنند. این نهاد در ادامه افزوده است که جلسات منظم مشاوره به زنان کمک کرده تا اعتمادبه‌نفس خود را بازیابند و در نقش‌های خانوادگی و اجتماعی با توان بیش‌تری عمل کنند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تصریح کرده است که فراهم‌سازی فرصت‌های حمایتی و خدمات روانی‌ـ‌اجتماعی برای زنانی که با آسیب و بحران روبرو هستند، از نیازهای اساسی جامعه محسوب می‌شود. سازمان ملل گفته است که این کمک‌ها با پشتیبانی «اداره عملیات حفاظت ملکی و کمک‌های بشردوستانه کمیسیون اروپا» فراهم شده و هدف آن توانمندسازی زنان در شرایط دشوار است. در حالی سازمان ملل بر ارائه خدمات روانی-اجتماعی برای زنان و دختران تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب