برچسب: زنان و دختران

4 روز قبل - 94 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان در تبعید، خواستار به‌رسمیت شناسی از سوی شورای بین‌المللی کریکت (ICC) شده است. رسانه ای‌بی‌سی نیوز با نشر گزارشی نوشته است که این درخواست به تازگی از سوی اعضای تیم‌ ملی زنان کریکت افغانستان مطرح شده است. بازیکانان تیم ملی کریکت زنان افغانستان از شورای بین‌المللی کریکت خواسته‌اند که از الگوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال ‌(فیفا) پیروی کرده و آن‌ها را به‌عنوان یک تیم ملی رسمی به رسمیت بشناسد. در گزارش ای‌بی‌سی نیوز آمده است که این درخواست پس از آن مطرح شده است که چندی پیش فیفا اعلام کرد که بازیکنان تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید را به رسمیت شناخته و این تیم‌ می‌تواند به نمایندگی از افغانستان به رقابت‌های بین‌المللی شرکت کنند. باید گفت که در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند. بسیاری از ورزشکاران زن که عضویت تیم‌های ملی کشور را داشتند به کشورهای دیگر پناهنده شده‌اند. بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان در تبعید در ماه‌های اخیر در اردوهای تمرینی شرکت کرده‌اند و قرار است در آستانه نشست شورای جهانی کریکت در شهر ادینبرو اسکاتلند نیز حضور داشته باشند. تا اکنون شورای جهانی کریکت به این درخواست اعضای تیم ملی کریکت زنان افغانستان پاسخی نداده است.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 73 بازدید

اختلالات هورمونی در زنان یکی از چالش‌های مهم سلامتی است که می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر خلق‌وخو، وزن، باروری، خواب و حتی زیبایی پوست و مو داشته باشد. از سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) گرفته تا اختلالات تیروئیدی و یائسگی زودرس، همگی ریشه در عدم تعادل ترشح هورمون‌ها دارند. آنچه در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، رویکرد تغذیه‌ای و رفتاری در درمان این اختلالات است؛ یعنی کمک به بازگرداندن نظم طبیعی بدن، بدون وابستگی مفرط به داروهای هورمونی. در گذشته، درمان اختلالات هورمونی عمدتاً بر پایه مصرف داروهای تنظیم‌کننده مانند قرص‌های ضدبارداری یا هورمون‌تراپی بود. هرچند این روش‌ها در بسیاری از موارد مؤثر هستند، اما استفاده طولانی‌مدت از آن‌ها می‌تواند با عوارضی مانند افزایش وزن، نوسانات خلقی و مشکلات کبدی همراه باشد. امروزه پزشکان و متخصصان تغذیه به درمان‌های ترکیبی و شخصی‌سازی‌شده توجه بیشتری دارند؛ یعنی استفاده هم‌زمان از تغییرات سبک زندگی، رژیم غذایی متعادل و تکنیک‌های مدیریت استرس برای بازگرداندن تعادل در عملکرد غدد و هورمون‌ها. تغذیه سالم یکی از مهم‌ترین پایه‌های تنظیم هورمون‌ها به شمار می‌رود. بدن انسان شبکه‌ای هوشمند است که با دریافت مواد غذایی مختلف، تنظیمات شیمیایی خود را تغییر می‌دهد. مواد مغذی نه تنها سوخت سلول‌ها هستند، بلکه پیام‌رسان‌های هورمونی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. مصرف زیاد شیرینی، نان سفید و مواد غذایی فرآوری‌شده باعث افزایش ناگهانی انسولین و در نتیجه برهم خوردن تعادل میان استروژن و تستوسترون می‌شود. در مقابل، رژیم‌های دارای شاخص گلیسمی پایین مانند جو دوسر، نان سبوس‌دار و میوه‌های کم‌قند می‌توانند به ثبات هورمونی کمک کنند. چربی‌های سالم نیز نقش مهمی در تولید هورمون‌های جنسی دارند. روغن زیتون، آووکادو، ماهی‌های چرب و مغزها از منابع مهم چربی‌های مفید محسوب می‌شوند و کمبود آن‌ها ممکن است چرخه قاعدگی را مختل کرده و سطح کورتیزول، یا همان هورمون استرس، را افزایش دهد. همچنین مواد معدنی مانند منیزیم، روی و سلنیوم در تنظیم عملکرد تیروئید و تخمدان نقش اساسی دارند و می‌توان آن‌ها را از طریق سبزیجات برگ‌سبز، تخم‌مرغ، جوانه گندم و آجیل دریافت کرد. تنظیم وعده‌های غذایی و رعایت ساعت مشخص برای غذا خوردن نیز اهمیت زیادی دارد. حذف وعده صبحانه یا بی‌نظمی در تغذیه می‌تواند ریتم طبیعی ترشح هورمون‌ها را مختل کند، زیرا بدن دارای ساعت زیستی مشخصی است که با نظم غذایی ارتباط مستقیم دارد. در کنار تغذیه، عوامل رفتاری و روانی نیز تأثیر عمیقی بر سلامت هورمونی دارند. استرس و فشارهای روانی باعث افزایش ترشح کورتیزول می‌شوند؛ هورمونی که می‌تواند عملکرد سایر هورمون‌ها از جمله استروژن و پروژسترون را مختل کند. به همین دلیل، تکنیک‌هایی مانند مدیتیشن، تنفس عمیق، یوگا و پیاده‌روی روزانه از راهکارهای مؤثر برای کاهش استرس و ایجاد تعادل در بدن شناخته می‌شوند. خواب منظم نیز یکی از ارکان مهم سلامت هورمونی است. کمبود خواب باعث افزایش هورمون گرلین، که محرک اشتها است، و کاهش لپتین، که احساس سیری را ایجاد می‌کند، می‌شود. در نتیجه احتمال افزایش وزن و تشدید اختلالات هورمونی بالا می‌رود. متخصصان توصیه می‌کنند زنان حداقل هفت تا هشت ساعت خواب شبانه منظم داشته باشند. فعالیت بدنی متعادل نیز می‌تواند به تنظیم هورمون‌ها کمک کند. ورزش‌هایی مانند پیاده‌روی، شنا و تمرینات ملایم قدرتی باعث بهبود عملکرد انسولین و هورمون‌های رشد می‌شوند، در حالی که تمرینات بسیار سنگین ممکن است نتیجه معکوس داشته و سطح کورتیزول را افزایش دهند. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که ترکیب تغذیه سالم، خواب کافی، مدیریت استرس و فعالیت بدنی در کنار درمان‌های دارویی سبک، نتایج بسیار مؤثرتری نسبت به مصرف دارو به تنهایی دارد. حتی در اختلالات مزمنی مانند PCOS، بسیاری از زنان با اصلاح سبک زندگی توانسته‌اند تخمک‌گذاری طبیعی خود را بازیابند. امروزه در درمان‌های نوین از فناوری‌هایی مانند آزمایش‌های دقیق هورمونی، تست‌های بزاقی و بررسی‌های ژنتیکی استفاده می‌شود تا برای هر فرد برنامه‌ای کاملاً شخصی و متناسب با شرایط جسمی و سبک زندگی او طراحی گردد. این رویکردها به جای سرکوب موقت علائم، تلاش می‌کنند تعادل طبیعی بدن را بازگردانند؛ تعادلی که پایه سلامت پایدار و کیفیت بهتر زندگی است. در نهایت، پرهیز از غذاهای صنعتی و پرقند، مصرف چربی‌های مفید و پروتئین‌های طبیعی، خواب کافی، مدیریت استرس و مراجعه به متخصص غدد یا متخصص تغذیه، از مهم‌ترین راهکارهای حفظ سلامت هورمونی و پیشگیری از تشدید این اختلالات به شمار می‌روند.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


5 روز قبل - 96 بازدید

نهاد فرانکو لویی اعلام کرده است که شمیم فروتن، شاعر و نویسنده اهل افغانستان، موفق به دریافت جایزه ادبی از هفدهمین دوره جشنواره ادبی بین‌المللی نهاد «فرانکو لویی» در ایتالیا شده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۰ ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این جشنواره هر سال در شهر «گروتامار» ایتالیا برگزار می‌شود، شاعران و نویسندگان از کشورهای مختلف در آن شرکت می‌کنند. در اعلامیه تاکید شده است که هدف از برگزاری این جشنواره، معرفی آثار برجسته در حوزه شعر و ادبیات معاصر میان کشورهای مختلف است. در اعلامیه آمده است که آثار ارسالی توسط هیأت داوران بین‌المللی در بخش‌های مختلف بررسی شده و شمیم فروتن، شاعر جوان از افغانستان موفق به دریافت جایزه ادبی شده است. جشنواره ادبی «فرانکو لویی» در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از بسترهای مهم برای تبادل فرهنگی و معرفی استعدادهای ادبی در سطح بین‌المللی شناخته شده است. قابل ذکر است که شمیم فروتن پیش از این خبرنگار روزنامه راه مدنیت و ۸صبح بود و پس از تسلط حکومت سرپرست به افغانستان به ایتالیا پناهنده شد. در حالی شمیم فروتن موفق به دریافت جایزه ادبی می‌شود که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 71 بازدید

رسانه‌های بریتانیایی گزارش داده‌اند که شهیره کریمی، رابعه نسیمی و پیمانه اسد سه زن اهل افغانستان و شهروند بریتانیا و از اعضای حزب کارگر این کشور در انتخابات شورای محلی بریتانیا پیروز شدند. در گزارش‌ها آمده است که انتخابات شوراهای محلی لندن روز (پنج‌شنبه و جمعه ۱۷ و ۱۸ ثور) برگزار شده بود. پیمانه اسد، زن افغانستانی- بریتانیایی از پیروزی در انتخاب شوراهای محلی لندن ابراز خرسندی کرده است. وی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «سخت‌ترین انتخابات زندگی‌ام بود. اما موفق شدم. برای سومین دوره، باردیگر به‌عنوان نماینده ناحیه «راکست» انتخاب شدم.» او در ادامه تاکید کرد: «این پیام برای کسانی‌ست که از من نفرت داشتند؛ همان‌هایی که به مردم می‌گفتند من مسلمان واقعی نیستم، مرا صهیونیست می‌خواندند، چون پدرم یک افغان پشتو زبانِ اهل جنوب است. مرا طالب خطاب می‌کردند و برای خاموش کردنم به خاطر صحبت درباره سیاست خارجی مرا تهدید به مرگ می‌کردند.» همچنین شهیره کریمی، دیگر زن افغانستانی- بریتانیایی و نامزد حزب کارگر، در ناحیه «پیت‌شنگر» به‌عنوان عضو شورای شهر «ایلینگ» انتخاب شده است. رابعه نسیمی، دیگر زن افغانستانی- بریتانیایی در انتخابات شورای محلی غرب لندن با کسب بیش از ۱۲۰۰ رأی به‌عنوان یکی از سه نامزد برنده اعلام شد. او در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «بسیار مفتخرم که به‌عنوان عضو شورای حزب کارگر برای شرق اکنون، در کنار استیفن دانلی و هیتش تیلور، انتخاب شدم. این کارزار طولانی و دشوار بود و من صمیمانه از همه کسانی که به من اعتماد کردند و رأی دادند، سپاسگزارم.» رابعه نسیمی در سال ۱۹۹۹ زمانی که پنج ساله بود، همراه با خانواده‌اش افغانستان را ترک و به بریتانیا مهاجر شده بودند. این زنان در حالی در کشور میزبان در این انتخابات به پیروزی می‌رسند که زنان و دختران در افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی شان منع شده‌اند. افغانستان تنها کشوری در جهان است که دختران نمی‌توانند بالاتر از صنف ششم به مکتب بروند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 97 بازدید

وزارت صحت عامه‌ی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۱ هزار و ۲۶۰ تن در سراسر کشور به بیماری تالاسمی مبتلا هستند و از این میان ۵ هزار و ۱۳۷ تن مرد و ۶ هزار و ۱۳۲ تن آنان زنان هستند. اين وزارت امروز (شنبه، ۱۹ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی بیماری تالاسمی این آمار را منتشر کرده است. در ادامه آمده است که در حال حاضر، بیش از یک هزار و ۵۰۰ بیمار تالاسمی در کابل ثبت شده‌ است. نیازگل نیازمند، آمر بانک ملی خون وزارت صحت عامه‌ تاکید کرده است که از این تعداد افراد مبتلا به بیماری تالاسمی، ۷۹۸ تن مرد و ۷۱۹ تن‌شان زن هستند. در اعلامیه آمده است که برای تداوی بهتر بیماران مبتلا به تالاسمی، مراکز ویژه‌ای در کشور ایجاد شده که هم‌اکنون صدها بیمار در این مراکز درمان می‌شوند. همچنین وزارت صحت اعامه از نهادهای بین‌المللی و تاجران خواسته‌اند که برای جلوگیری از گسترش بیماری تالاسمی در کشور با این گروه همکاری کنند. قابل ذکر است که تالاسمی یک بیماری خونی ارثی و جنتیکی است که در آن بدن شخص هموگلوبین کافی یا سالم تولید نمی‌کند. این اختلال باعث کاهش کرویات سرخ خون، کم‌خونی شدید و اختلال در انتقال اکسیجن می‌شود. نشانه‌های این بیماری، خستگی، ضعف، رنگ‌پریدگی، زردی پوست، تغییرات استخوانی و بزرگی طحال می‌باشد.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 82 بازدید

رابعه نسیمی، زن افغانستانی-بریتانیایی، به عنوان نماینده حزب کارگر بریتانیا در انتخابات شوراهای شهر در غرب لندن، با کسب بیشترین رأی برنده انتخابات شده است. در گزارش آمده است که خانم نسیمی از حوزه «ایست اکتون» نامزد حزب کارگر برای انتخابات شوراهای شهر شده بود و توانست با کسب هزار و ۲۰۷ رأی برنده شود. براساس اطلاعات موجود، رابعه نسیمی در سال ۱۹۹۹ میلادی، همراه با خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرد و در شهر لندن ساکن شد. او به‌عنوان یک فعال حقوق‌بشر و مهاجرت شناخته می‌شود و از دانشگاه کمبریج انگلستان، سند دکترا دارد. انتخابات محلی شوراهای شهر بریتانیا هفته‌ی گذشته در سراسر این کشور برگزار شد و در این انتخابات حزب کارگر در لندن توانسته است که اکثریت کرسی‌ها را به دست آورد، اما در بسیاری از حوزه‌های دیگر شکست خورده است. حزب «اصلاحات بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ در این انتخابات توانسته است پیروزی چشم‌گیر کسب کند و در اکثر حوزه‌های انتخاباتی پیروز شود. کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا شکست حزبش در انتخابات را پذیرفته و گفته است که این نتایج برای حزب کارگر دشوار است. براساس گزارش‌ رسانه‌ها، انتخابات هفته‌ی گذشته، بزرگترین انتخابات بریتانیا پس از انتخابات سراسری سال ۲۰۲۴ میلادی بود که در آن حزب کارگر به رهبری کی‌یر استارمر پیروز شد. در حالی رابعه نسیمی برنده انتخابات لندن می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 124 بازدید

منابع محلی از ولایت ولایت بدخشان می‌گویند که لیلما، همسر سلام مفتون، آوازخوان محلی، توسط تفنگ‌داران ناشناس در این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح امروز (پنج‌شنبه، ۱۷ ثور) در روستای صیاد از مربوطات ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که لیلما همسر سلام مفتون هنگام رفتن به کارگاه خیاطی‌اش، با سلاح شکاری توسط افراد ناشناس زخمی شده و در مسیر شفاخانه جان باخته است. همچنین احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان، این رویداد را تایید کرده و گفته است که تحقیقات در این زمینه جریان دارد. همچنین منابع گفته‌اند که لیلما پیرو مذهب اسماعیلیه بوده است. مسوولان صحی کلینیک اشکاشم مرگ او را تایید کرده‌اند اما تا کنون هیچ فرد یا گروهی مسوولیت این حمله را نپذیرفته و هدف این حمله همچنان روشن نیست. این رویداد در حالی صورت می‌گیرد که ‏ناامنی‌ها، قتل‌های هدفمند، دزدی‌های مسلحانه و ناپدید شدن افراد در روزهای اخیر، در شماری از ولایت‌های افغانستان افزایش یافته است. روز گذشته یک دختر ۱۲ ساله در ولسوالی راغستان به قتل رسید و چندی پیش نیز بدریه جلالی، زن بدخشانی در کابل ترور شده بود. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 61 بازدید

سفارت بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد از حکومت سرپرست خواسته است که ممنوعیت تحصیل زنان در رشته‌های طبی را لغو کنند. این سفارت با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی قابله‌ها نوشته است که از تلاش و فعالیت قابله‌ها در افغانستان حمایت می‌کند. همچنین سفارت بریتانیا ضمن تاکید بر اهمیت شغل قابلگی، تاکید کرده است که کار این قشر برای همه مردم افغانستان حیاتی است. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در گزارشی گفته است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی ممکن است حدود ۲۰ هزار معلم زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند زن بخش صحت از دست بروند. در این گزارش آمده است که کاهش شمار کارمندان زن در بخش صحی می‌تواند دسترسی زنان به خدمات درمانی، به‌ویژه در بخش صحت مادر و کودک را محدود کند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 112 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که جسد سر‌بُریده‌ی یک زن در مسیر جاده‌ی ابریشم، از مربوطات مرکز این شهر پیدا شده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این جسد صبح امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) در جاده‌ی ابریشم پیدا شده و باعث نگرانی گسترده در میان باشندگان منطقه شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که جسد توسط شماری از باشندگان این ساحه در کنار جاده مشاهده و آنان موضوع را به نیروهای امنیتی مربوطه اطلاع داده‌اند. منبع در مورد هویت و انیگزه‌ی قتل این زن جزییات ارائه نکرده است. مسوولان محلی در ولایت هرات تا اکنون در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته‌اند. پیشتر نیز یک زن جوان به شکل فجیع در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت زنان افزایش داده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 77 بازدید

کوچه از همان صبح زود بیدار می‌شد، اما نه با صدای خنده و رفت‌وآمدی که نشانه‌ی زندگی باشد، بلکه با صداهای خفه و محتاط؛ درهایی که آهسته باز و بسته می‌شدند، زن‌هایی که دبه‌های آب را با احتیاط می‌کشیدند و کودکانی که انگار از همان کودکی یاد گرفته بودند زیاد دیده نشوند. در یکی از همین پس‌کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی کابل، خانه‌ای بود که بیشتر به یک اتاق فرسوده شباهت داشت تا جایی برای زندگی؛ سقفش ترک برداشته بود، دیوارهایش نم‌کشیده و دروازه‌اش زنگ‌زده بود. در همان خانه، دختری زندگی می‌کرد که سرنوشتش پیش از آن‌که خودش بتواند برایش تصمیم بگیرد، رقم خورده بود؛ دختری به نام «شبانه»؛ قصه‌اش شبیه صدها روایت ناگفته‌ی دیگر در همین شهر، همین کوچه‌ها و همین سکوت‌ها بود. شبانه بیست سال داشت، اما چهره‌اش نشان می‌داد سال‌ها بیشتر از سنش زیسته است؛ نه زندگی به معنای رشد و تجربه، بلکه به معنای تحمل و کنار آمدن با چیزهایی که هیچ دختری در آن سن نباید با آن روبه‌رو شود. او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که فقر در آن مانند سایه‌ای دائمی حضور داشت. پدرش سال‌ها در کارهای شاقه کار کرده بود؛ از ساختمان‌سازی تا باربری در بازار، اما هیچ‌گاه نتوانسته بود زندگی را از لبه‌ی سقوط دور کند. قرض‌ها یکی پس از دیگری جمع شده بودند؛ برای درمان بیماری، برای زمستان‌های سرد، برای روزهایی که کار نبود و نان هم پیدا نمی‌شد. در چنین خانه‌ای، آرزوها معمولاً فرصت رشد پیدا نمی‌کنند، اما شبانه هنوز در دلش چیزی داشت؛ میل خاموشی برای بیرون رفتن از این وضعیت، برای درس خواندن، برای داشتن زندگی‌ای که در آن انتخاب معنا داشته باشد. اما در واقعیت‌های سختی که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان با آن روبه‌رو هستند، انتخاب اغلب به واژه‌ای بی‌معنا تبدیل می‌شود. وقتی قرض‌ها بالا می‌گیرد و راهی برای پرداخت باقی نمی‌ماند، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که بیشتر شبیه معامله‌اند تا انتخاب. برای پدر شبانه نیز همین اتفاق افتاد. او در برابر مردی قرار گرفت که نه با نیت ساختن زندگی مشترک، بلکه با حساب‌وکتاب دقیق آمده بود؛ مردی چهل‌وپنج‌ساله، دارای همسر و کودکی سه‌ساله، که پیشنهادی ساده اما ویرانگر داد: بخشش قرض‌ها در برابر ازدواج با شبانه. در آن شب، وقتی موضوع در خانه مطرح شد، سکوتی سنگین همه‌جا را گرفت. مادر اشک می‌ریخت اما صدایش درنمی‌آمد، پدر از نگاه کردن به چشمان دخترش فرار می‌کرد، و شبانه در گوشه‌ای نشسته بود؛ چشمانی که انگار در همان لحظه همه‌ی رویاهایش را بدرقه می‌کردند. هیچ‌کس از او نپرسید چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. در آن شرایط، رضایت او اهمیتی نداشت؛ مسئله زنده ماندن خانواده بود، نه آینده‌ی یک دختر. و شبانه، بی‌آن‌که چیزی بگوید، پذیرفت؛ یا شاید بهتر است گفت: وادار به پذیرش شد. مراسم، بیشتر شبیه گردهمایی‌ای بی‌روح بود تا عروسی. نه موسیقی‌ای، نه لبخندی از دل، نه نشانی از امید. لباس سفید بر تن شبانه، بیش از آن‌که آغاز باشد، شبیه نشانه‌ای از پایان بود. وقتی از خانه بیرون رفت، تنها یک‌بار پشت سرش نگاه کرد؛ نگاهی کوتاه اما پر از ناگفته‌ها. شاید در همان لحظه بخشی از وجودش برای همیشه در همان خانه جا ماند. خانه‌ی شوهرش در یکی از همان کوچه‌های تنگ کابل قرار داشت؛ جایی که دیوارها بلند بودند و نور به سختی به داخل می‌رسید. فضا سنگین بود، گویی سال‌ها خشونت و سکوت در دیوارها نفوذ کرده باشد. زن اول مرد هنوز در آن خانه زندگی می‌کرد؛ زنی که روزگاری شاید شبیه شبانه بوده، اما اکنون به حضوری خاموش تبدیل شده بود. نگاهش به شبانه نه خصومت داشت و نه مهربانی؛ فقط تهی بود، شبیه کسی که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارد. روزهای نخست برای شبانه با ترس و تلاش برای سازگاری گذشت. زودتر از همه بیدار می‌شد، خانه را تمیز می‌کرد، غذا آماده می‌ساخت و حتی نفس کشیدنش را هم کنترل می‌کرد تا مزاحم نباشد. اما در خانه‌ای که خشونت به بخشی از ساختار آن تبدیل شده، هیچ تلاشی کافی نیست. شوهرش مردی بود که خشم را بی‌مقدمه نشان می‌داد؛ صدایش ناگهان بالا می‌رفت و دست‌هایش بدون تردید فرود می‌آمدند. بهانه‌ها گاهی کوچک بودند و گاهی نامعلوم، اما نتیجه همیشه یکسان بود: لت‌وکوب، تحقیر و سکوت. در این میان، تنها روشنایی کوچک زندگی شبانه، کودک سه‌ساله‌ای بود که در همان خانه زندگی می‌کرد؛ پسری از زن اول مرد. او اغلب ساکت بود و در گوشه‌ای می‌نشست. شاید به شبانه نزدیک شد چون در میان آن همه سردی، تنها کسی که به او لبخند می‌زد همین دختر جوان بود. شبانه برایش قصه می‌گفت، برایش غذا می‌گذاشت و شب‌ها کنارش می‌نشست تا نترسد. در دلش حسی شبیه مادری شکل گرفته بود؛ حسی کوتاه اما واقعی، که تنها معنای قابل‌تحمل آن روزها بود. اما حتی این حس نیز نتوانست او را از واقعیت خانه محافظت کند. روز پنجم، همه‌چیز به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسید. روزی که مانند دیگر روزها آغاز شد، با کارهای تکراری و خستگی. اما وقتی مرد به خانه آمد، چیزی در نگاهش بود که ترس را در دل شبانه زنده کرد؛ خشمی سنگین‌تر از همیشه. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا فریادها آغاز شود. شبانه تلاش کرد توضیح بدهد، اما کلماتش در میان صداها گم شدند. مرد جلو آمد. فاصله کوتاه شد. دستش بالا رفت. ضربه‌ها یکی پس از دیگری فرود آمدند؛ بی‌وقفه و بی‌رحم. شبانه به دیوار رسید، راهی برای عقب‌نشینی نداشت. کودک در گوشه‌ای ایستاده بود، با چشمانی وحشت‌زده و ناتوان. آخرین ضربه به سر شبانه خورد. برخورد با دیوار، صدایی کوتاه داشت؛ صدایی که برای او پایان بود. روی زمین افتاد، بی‌حرکت. خون آرام از پیشانی‌اش جاری شد. او را با شتاب به شفاخانه رساندند، اما زمان بازنمی‌گشت. داکتران از آسیب شدید مغزی و خون‌ریزی داخلی گفتند؛ امیدی کم‌رنگ. شبانه به کُما رفت؛ میان بودن و نبودن. پنج روز گذشت. مادرش آمد و بی‌صدا گریه کرد. پدرش بیرون ایستاد و سکوت کرد. هیچ‌کس آن فاصله میان زندگی و مرگ را پر نکرد. در روز پنجم، نفس‌هایش آرام شد و سپس متوقف گشت؛ بی‌خداحافظی، بی‌کلمه‌ای، بی‌فرصتی برای ماندن. خبر مرگش به کوچه رسید. زن‌ها جمع شدند، آه کشیدند، گفتند «بیچاره»، و سپس زندگی ادامه یافت؛ همان‌طور که همیشه ادامه پیدا می‌کند. کودک سه‌ساله در همان خانه ماند؛ با همان دیوارها، همان سکوت و همان پدر. شاید در ذهنش تصویری مبهم از مهربانی شبانه باقی بماند. او در گورستانی ساده دفن شد؛ بدون حرفی از آرزوهایش، بدون روایتی از آینده‌ای که هرگز فرصت نداشت. و حقیقت تلخ این است که شبانه تنها یک نام نیست. در بسیاری از گوشه‌های این سرزمین، چنین روایت‌هایی در سکوت تکرار می‌شوند؛ زیر سایه فقر، قرض و ساختارهایی که انتخاب را از زنان می‌گیرند. شبانه رفت، اما سکوتی که از او باقی مانده، هنوز در همان کوچه جریان دارد؛ سکوتی پر از حرف‌هایی که هیچ‌گاه گفته نشدند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب