برچسب: رسانه گوهرشاد

1 هفته قبل - 70 بازدید

ریاست اطلاعات و فرهنگ در ننگرهار درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در ‏حملات هوایی پاکستان در ولسوالی بهسود، این ولایت، ۱۷ نفر از جمله ۱۱ کودک ‏کشته و پنج نفر دیگر زخمی شده‌اند. قریشی بدلون، آمر اطلاعات اداره‌ی اطلاعات و فرهنگ ننگرهار ‏گفته است که حوالی ساعت ۱۲:۰۰ دیشب (شنبه، ۲ حوت) هواپیماهای ‏ارتش پاکستان ولسوالی‌های خوگیانی، غنی‌خیل و بهسود را بمباران ‏کردند. وی با نشر اعلامیه‌ای تاکید کرده است که یک خانه‌ی غیرنظامی در منطقه‌ی «گردی‌کچ» از مربوطات ولسوالی ‏بهسود هدف قرار گرفته که منجر به کشته‌ شدن ۱۷ نفر از جمله ۱۱ ‏کودک شدند. او گفت در این حمله پنج نفر دیگر زخمی شدند. همچنین منابع در پکتیکا گفته‌اند که جت‌های پاکستانی نیمه‌شب ‏گذشته در منطقه‌ی ‏مرغه ولسوالی برمل نیز حملات هوایی ‏انجام داده‌اند. منبع می‌گویند که این حملات یک مدرسه‌ی دینی را هدف ‏قرار داده است. ‏تلفات حملات در پکتیکا روشن نیست. وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان اعلام کرده است که در ‏پاسخ به ‏حملات انتحاری اخیر در پاکستان، حملاتی مبتنی بر ‏اطلاعات را علیه ‏هفت اردوگاه و مخفیگاه طالبان ‏پاکستانی و وابستگان آن در امتداد مرز ‏پاکستان و ‏افغانستان انجام داده است. با این وجود، وزارت دفاع حکومت سرپرست در افغانستان اما گفته است در این ‏حملات، خانه‌های مسکونی و ‏یک مدرسه‌ی دینی در ‏ننگرهار و پکتیکا هدف قرار گرفته و ده‌ها ‏غیرنظامی، ‏از جمله زنان و کودکان کشته شده‌اند. این وزارت گفته است که حملات به اهداف ‏غیرنظامی و مراکز مذهبی، ‏گواه روشنی بر ‏شکست‌های اطلاعاتی و امنیتی ارتش پاکستان است. این در حالی است که چند ماه قبل نیز پاکستان به کابل و بخش‌های مرزی افغانستان حملات ‏هوایی انجام داد.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 63 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با همکاری دولت جاپان از زنان مهاجر افغانستانی که از کشورهای ایران و پاکستان بازگشته‌اند، حمایت می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۳ حوت) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۸۲۶ هزار و ۶۶۶ دالر برای حمایت از زنان بازگشته اختصاص یافته است. بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که این ابتکار تلاش می‌کند زند‌گی زنان بازگشته را در افغانستان دوباره احیا کند. در اعلامیه آمده است که این خدمات در شرق و جنوب افغانستان برای زنان و دختران ارائه خواهد شد. سازمان ملل در ادامه افزوده است: «این پروژه از طریق ایجاد فضاهای امن ویژه زنان، کمک‌های معیشتی و خدمات حمایتی و حفاظتی ارائه خواهد کرد و به حفظ کرامت، تأمین امنیت و بهبود پایدار آنان کمک می‌کند.» همچنین نهادهای بین‌المللی گزارش داده‌اند که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، بیش از ۲.۵ میلیون شهروند افغانستان از ایران و پاکستان بازگشته‌اند که ۴۲ درصد آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. همچنین زنان و دخترانی که از ایران و پاکستان اخراج می‌شوند، در افغانستان با محدودیت‌های تحصیلی، کار و آزادی‌های فردی مواجه هستند. در کنار آن، اشتغال برای مردان نیز به شدت کاهش یافته و مردم افغانستان با بحران غذایی مواجه هستند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 57 بازدید

نه گفتن در ظاهر کاری ساده است؛ یک کلمه کوتاه که می‌تواند مرز ما را با دیگران مشخص کند. اما در عمل، برای بسیاری از ما گفتن «نه» یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. خیلی وقت‌ها خودمان را در موقعیت‌هایی می‌بینیم که با وجود خستگی، نداشتن زمان، نداشتن علاقه یا حتی آسیب دیدن، باز هم موافقت می‌کنیم. بعد از آن، احساس ناراحتی، عصبانیت از خود یا فرسودگی سراغمان می‌آید و با خود می‌گوییم: «کاش نه گفته بودم». اما چرا این «کاش» این‌قدر تکرار می‌شود؟ چرا نه گفتن تا این اندازه ترسناک است؟ ریشه ترس از نه گفتن اغلب به دوران کودکی و شیوه تربیت ما برمی‌گردد. بسیاری از ما در خانواده‌ها و فرهنگ‌هایی بزرگ شده‌ایم که کودک «خوب» کسی بوده که حرف‌شنو، مطیع و سازگار است. کودکی که مخالفت نمی‌کند، خواسته‌هایش را عقب می‌اندازد و دیگران را راضی نگه می‌دارد، تشویق می‌شود. در مقابل، کودکی که نه می‌گوید، اعتراض می‌کند یا خواسته‌ای متفاوت دارد، ممکن است با برچسب‌هایی مثل لجباز، خودخواه یا بی‌ادب روبه‌رو شود. این تجربه‌ها به‌تدریج در ذهن ما این باور را شکل می‌دهد که برای دوست‌داشتنی بودن باید دیگران را راضی نگه داریم، حتی به قیمت نادیده گرفتن خودمان. یکی دیگر از دلایل مهم ترس از نه گفتن، ترس از طرد شدن است. انسان موجودی اجتماعی است و نیاز عمیقی به تعلق داشتن و پذیرفته شدن دارد. مغز ما طوری طراحی شده که طرد اجتماعی را به‌عنوان یک تهدید جدی تجربه می‌کند. وقتی می‌خواهیم به کسی نه بگوییم، در ناخودآگاهمان این ترس فعال می‌شود که شاید رابطه‌مان آسیب ببیند، طرف مقابل ناراحت شود، ما را دوست نداشته باشد یا کنار بگذارد. به‌ویژه در روابط نزدیک، مثل خانواده، دوستی یا محیط کار، این ترس می‌تواند بسیار قوی باشد. گاهی ترجیح می‌دهیم خودمان اذیت شویم تا مبادا دیگری ناراحت شود. عزت نفس پایین هم نقش پررنگی در این موضوع دارد. افرادی که ارزش خود را وابسته به تأیید دیگران می‌دانند، بیشتر از نه گفتن می‌ترسند. برای این افراد، موافقت کردن راهی است برای حفظ تصویر خوب از خودشان. آن‌ها ممکن است فکر کنند اگر نه بگویند، آدم بدی به نظر می‌رسند یا ارزششان کمتر می‌شود. در واقع، نه گفتن برایشان مساوی است با خودخواه بودن، در حالی که این یک باور اشتباه است. این افراد اغلب مرزهای شخصی ضعیفی دارند و نمی‌دانند تا کجا مسئول احساسات و خواسته‌های دیگران هستند. از سوی دیگر، فرهنگ نیز تأثیر زیادی دارد. در بسیاری از جوامع، از جمله جامعه ما، فداکاری، از خودگذشتگی و کوتاه آمدن ارزش محسوب می‌شود. به‌خصوص از برخی نقش‌ها، مثل زنان یا فرزندان، انتظار می‌رود که بیشتر سازگار باشند و کمتر مخالفت کنند. این فشارهای فرهنگی باعث می‌شود نه گفتن با احساس گناه همراه شود. انگار اگر نه بگوییم، داریم قانونی نانوشته را می‌شکنیم و همین احساس گناه ما را وادار به عقب‌نشینی می‌کند. ترس از تعارض هم عامل مهم دیگری است. نه گفتن ممکن است به بحث، دلخوری یا تنش منجر شود و بسیاری از ما از تعارض می‌ترسیم. شاید در گذشته تجربه‌های ناخوشایندی از دعوا یا اختلاف داشته‌ایم و یاد گرفته‌ایم که برای حفظ آرامش ظاهری، خواسته‌های خودمان را قورت بدهیم. اما این آرامش ظاهری معمولاً به قیمت نارضایتی درونی به دست می‌آید. احساساتی مثل خشم فروخورده، دلخوری و فرسودگی به‌تدریج جمع می‌شوند و حتی ممکن است به شکل اضطراب یا افسردگی بروز کنند. نکته مهم این است که نه گفتن به معنای بی‌احترامی یا قطع رابطه نیست. در واقع، نه گفتن سالم می‌تواند به روابط شفاف‌تر و صادقانه‌تر کمک کند. وقتی ما همیشه بله می‌گوییم، دیگران تصویر واقعی از توان، علاقه و مرزهای ما ندارند. اما وقتی با احترام و صداقت نه می‌گوییم، به دیگران فرصت می‌دهیم ما را همان‌طور که هستیم بشناسند. این کار البته نیاز به تمرین دارد، چون مغز ما به الگوهای قدیمی عادت کرده است. یاد گرفتن نه گفتن در اصل بخشی از بلوغ روانی است؛ یعنی پذیرفتن این واقعیت که نمی‌توانیم همه را راضی نگه داریم و مسئول احساسات همه نیستیم. هر کسی مسئول مدیریت احساسات خودش است. اگر کسی از نه گفتن ما ناراحت می‌شود، این لزوماً به این معنا نیست که ما کار اشتباهی کرده‌ایم. گاهی ناراحتی دیگران نتیجه برخورد با یک مرز جدید است، مرزی که قبلاً وجود نداشته یا دیده نشده است. در نهایت، ترس از نه گفتن ترسی انسانی و قابل فهم است، اما قابل تغییر هم هست. با آگاه شدن از ریشه‌های این ترس، توجه به نیازها و احساسات خودمان و تمرین تدریجی نه گفتن در موقعیت‌های کوچک، می‌توانیم قدم‌به‌قدم این مهارت را یاد بگیریم. نه گفتن یعنی به خودمان احترام بگذاریم، انرژی و زمانمان را حفظ کنیم و روابطی بسازیم که بر پایه صداقت باشد، نه اجبار. وقتی یاد بگیریم گاهی نه بگوییم، در واقع داریم به زندگی‌مان بله می‌گوییم. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 46 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی زبان مادری گفته است ‏که با ناپدیدشدن روزافزون زبان‌ها، تنوع زبانی به‌طور فزاینده‌ای در معرض تهدید جدی قرار ‏گرفته است.‏ این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به اهمیت تنوع فرهنگی و زبانی برای جوامع پایدار اعتقاد دارد و در ‏چارچوب مأموریت خود، تلاش می‌کند تا تفاوت‌های فرهنگ‌ها و زبان‌هایی را که باعث ‏تقویت تحمل و احترام به دیگران می‌شوند، حفظ کند.‏ ۲۱ فبروری مصادف با روز جهانی زبان مادری است.‏ این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ میلادی تصویب شد و از سال ۲۰۰۰ میلادی در ‏سراسر جهان گرامی داشته می‌شود.‏ یونسکو در بخشی از پیامش تاکید کرده است که در سطح جهان، ۴۰ درصد از جمعیت به زبانی که صحبت ‏می‌کنند یا می‌فهمند، به آموزش دسترسی ندارند.‏ همچنین یونسکو در ادامه افزوده است که پیشرفت‌هایی در آموزش چندزبانه با درک فزاینده از اهمیت ‏آن، به‌ویژه در آموزش ابتدایی، در حال انجام است.‏ اعلامیه به نقل از خالد العنانی، مدیرکل یونسکو نوشته است: «در این روز جهانی زبان مادری، یونسکو با ‏قرار دادن جوانان در قلب راه‌حل‌های مربوطه، خواستار سرمایه‌گذاری در انتقال زبان است؛ ‏زیرا تنوع زبانی ستون صلح، کرامت و شمول است و هیچ صدایی نباید از داستان بشریت ما ‏غایب باشد.» قابل ذکر است که افغانستان هم یکی از کشورهای چندزبانه و چندفرهنگی است.‏

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 47 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که افغانستان با بحران شدید سوءتغذیه کودکان روبرو است و کاهش کمک‌های بین‌المللی سبب شده میلیون‌ها کودک و خانواده‌های‌شان بدون دسترسی به غذا و درمان باقی بمانند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از چهار میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه حاد، سه کودک از هر چهار کودک اکنون به دلیل محدودیت بودجه از دریافت کمک محروم می‌شوند. اعلامیه به نقل از جان ایلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان نوشته است که این بالاترین میزان افزایش سوءتغذیه در تاریخ کشور می‌باشد و زندگی میلیون‌ها کودک در خطر است. وی در ادامه تاکید کرده است که کاهش بودجه‌ها سبب شده تا سازمان جهانی غذا نتواند نیازهای حدود ۱۷.۴ میلیون تن از مردم را پوشش دهد و حتا کمک‌هایی که به دست عده‌ای می‌رسد، کمتر از نیاز واقعی است. براساس گزارش‌های موجود، این بحران غذایی در پی قطع کمک‌های مستقیم آمریکا و کاهش بودجه سایر نهادهای بشردوستانه تشدید شده است. مدیر برنامه جهانی غذا برای افغانستان تصریخ کرد که زنان و مادران شیرده، بیش از همه آسیب دیده‌اند و تماس‌های ناشی از ناامیدی و حتا فکر خودکشی در میان آن‌ها افزایش یافته است. او در ادامه گفته است که بسیاری از خانواده‌ها همچنان در مناطق دورافتاده افغانستان با کمبود شدید غذا مواجه‌ هستند و بسیاری از کودکان به مراکز درمان سوءتغذیه دسترسی ندارند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 78 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که عدالت اجتماعی وابسته به حقوق زنان و دختران، آزادی رسانه‌ها و حفاظت از حقوق اقلیت‌ها است. آقای لیندسی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی نوشته است که در روز جهانی عدالت اجتماعی در کنار مردم افغانستان می‌ایستد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «عدالت اجتماعی به حفاظت از حقوق زنان و دختران، پاسداری از آزادی رسانه‌ها و اطمینان از این‌ که آسیب‌پذیرترین افراد نادیده گرفته نشوند، وابسته است.» براساس اعلامیه‌های سازمان‌های بین‌المللی، در سال ۲۰۲۶ میلادی، روز جهانی عدالت اجتماعی با موضوع «تعهد مجدد به توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی» گرامی داشته می‌شود. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که عدالت اجتماعی بدون مشارکت زنان امکان‌پذیر نیست. در حالی نماینده بریتانیا برای افغانستان از عدالت اجتماعی برای همه دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 63 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی بر اهمیت آموزش دختران و نقش گسترده زنان و دختران در تصمیم‌گیری تاکید کرده است. یوناما با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که هیچ کشوری نمی‌تواند به عدالت اجتماعی دست یابد، در حالی که نیمی از جمعیت آن از آموزش متوسطه محروم باشند. دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که صلح پایدار زمانی حاصل می‌شود که زنان، جوانان، اقوام و افراد دارای معلولیت در تصمیم گیری‌ها سهیم باشند. یوناما در بخشی از پیامش افزوده است که هر شهروند افغانستانی حق دارد بدون تبعیض و با عزت کار نموده و درآمد کسب کند. در حالی یوناما بر آموزش زنان و دختران تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 67 بازدید

رسانه‌های هالندی گزارش داده‌اند که فروغ کریمی، نویسنده افغانی‌الاصل هالندی، برنده «جایزه کتاب‌فروشان هالند» در سال ۲۰۲۶ میلادی شده است. برگزارکنندگان این جایزه با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که رمان «در چشمانم ابرها را حمل می‌کنم» اثر فروغ کریمی، از سوی هیاتی متشکل از کتاب‌فروشان به‌عنوان اثر برگزیده سال انتخاب شده است. هیات داوران، این رمان را اثری «فوری، دلخراش و با ساختاری سنجیده» توصیف کرده و گفته‌اند که فروغ کریمی با این اثر به پناهند‌گان صدا بخشیده و روایت‌گر توانمندی است. قابل ذکر است که رمان «در چشمانم ابرها را حمل می‌کنم» سومین اثر داستانی کریمی است. در گزارش آمده است که داستان درباره روان‌پزشکی به‌نام ویدا است که در ۱۵ سالگی از کابل به هالند پناه برده و در آن‌جا زندگی تازه‌ای ساخته است. براساس معلومات موجود، جایزه کتاب‌فروشان هالند هر سال به یک کتاب اصیل هالندی‌زبان اهدا می‌شود که به باور کتاب‌فروشان شایسته مخاطبان گسترده‌تری است. این جایزه افزون بر یک کارزار تبلیغاتی و نسخه ویژه، امسال برای نخستین‌بار شامل پنج هزار یورو پول نقد نیز می‌شود. باید گفت که فروغ کریمی در سال ۱۹۷۱ میلادی در کابل به دنیا آمده است. او در سال ۱۹۹۶ میلادی و در ۲۵ سالگی، به‌دلیل جنگ افغانستان را ترک کرده و به هالند پناهنده شده بود. در حالی فروغ کریمی، برنده جایزه کتاب‌فروشان هالند در سال ۲۰۲۶ می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 71 بازدید

صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود که او از خواب بیدار شد. هوای سرد از لای درزهای پنجره گِلی اتاق به داخل می‌آمد و روی صورتش می‌نشست. چند لحظه همان‌طور دراز کشید و به سقف خیره ماند؛ سقفی که ترک‌هایش را از حفظ بود، چون ماه‌ها می‌شد که بیشتر وقتش را در همین اتاق می‌گذراند. زمانی نه‌چندان دور، صبح‌ها برایش معنای دیگری داشت — عجله برای رسیدن به مکتب، صدای خنده هم‌صنفی‌ها، بوی کتاب‌های نو، و امیدی که در دلش جوانه می‌زد. اما حالا صبح‌ها فقط آغاز یک روز دیگر دست‌فروشی در سرک‌های شلوغ کابل بود. او هیچ‌وقت آن روز لعنتی را فراموش نمی‌کند؛ روزی که دروازه مکتب بسته شد و گفتند دختران دیگر اجازه آموزش ندارند. اول باور نکرد. فکر کرد شاید چند روزه باشد، شاید یک شایعه باشد، شاید دوباره باز شود. اما روزها تبدیل به هفته شد، هفته‌ها به ماه، و ماه‌ها به سکوتی سنگین که روی زندگی‌اش افتاد. بکس مکتبش گوشه اتاق ماند؛ پر از کتاب‌هایی که هنوز بوی آرزو می‌دادند. گاهی آن را باز می‌کرد، دفترهایش را ورق می‌زد، و انگشتش را روی نوشته‌های خودش می‌کشید، انگار می‌خواست مطمئن شود آن دختر درس‌خوان هنوز وجود دارد. اما فقر به کسی فرصت غم خوردن طولانی نمی‌دهد. پدرش کارگر روزمزد بود؛ روزهایی کار پیدا می‌کرد و روزهایی نه. مادرش بیمار و ضعیف بود. برادران کوچکش گرسنه می‌خوابیدند. وقتی اجاره خانه عقب افتاد و صاحب‌خانه تهدید کرد بیرون‌شان می‌کند، سکوت سنگینی بر خانواده حاکم شد. همان شب پدر با صدایی شکسته گفت: «دخترم… اگر بتوانی کمی کمک کنی…» او چیزی نگفت، فقط سر تکان داد. در دلش حس عجیبی بود — ترکیبی از ترس، شرم و احساس مسئولیت. فردای آن روز، زندگی‌اش برای همیشه تغییر کرد. اولین بار که کنار جاده ایستاد، احساس کرد همه مردم به او خیره شده‌اند. دستمالی در دست داشت که رویش چند بسته کلپ، دستبند پلاستیکی و دستمال کاغذی گذاشته بود. مادرش گفته بود: «همین‌ها را بفروش، شاید کسی بخرد.» اما نزدیک شدن به موترها، گفتن «بخرید» به مردمی که او را نمی‌شناختند، برایش سخت‌تر از هر امتحان مکتب بود. قلبش تند می‌زد و صدایش می‌لرزید. چند بار خواست برگردد خانه، اما تصویر برادر کوچکش که شب قبل گرسنه خوابیده بود، جلوی چشمش آمد و ماند. روزها یکی پس از دیگری گذشتند. او کم‌کم یاد گرفت چگونه در میان موترها حرکت کند، چگونه وقتی چراغ سرخ می‌شود سریع نزدیک شود و چگونه وقتی چراغ سبز می‌شود عقب برود تا زیر موتر نماند. اما چیزی که هیچ‌وقت عادت نکرد، نگاه‌های مردم بود. بعضی‌ها بی‌تفاوت بودند، بعضی‌ها با ترحم نگاه می‌کردند، و بعضی‌ها حرف‌های تلخ می‌زدند. یک مرد یک‌بار با تمسخر گفت: «به‌جای گدایی برو کار کن.» او چیزی نگفت، فقط لب‌هایش را گاز گرفت تا گریه نکند. نمی‌دانست چگونه توضیح دهد که همین ایستادن در سرک برایش هزار برابر سخت‌تر از نشستن در صنف مکتب است. زمستان که رسید، رنج واقعی شروع شد. سرما استخوان‌سوز بود. دست‌هایش ترک خورد و خون آمد. کفش‌هایش سوراخ شده بود و برف آب‌شده داخلش می‌رفت. اما مجبور بود بایستد. گاهی تمام روز فقط صد افغانی درمی‌آورد. وقتی شب به خانه برمی‌گشت، پاهایش بی‌حس بود، اما لبخند می‌زد تا مادرش ناراحت نشود. پول را در دست پدر می‌گذاشت و وانمود می‌کرد که خسته نیست. بزرگ‌ترین دردش اما جسمی نبود؛ روحی بود. هر بار که دخترانی را می‌دید که یونیفورم مکتب پوشیده‌اند، قلبش فشرده می‌شد. حس می‌کرد چیزی از او دزدیده شده — نه فقط درس، بلکه آینده. شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و کتاب‌های قدیمی‌اش را می‌خواند. بعضی درس‌ها را فراموش کرده بود و این موضوع بیشتر آزارش می‌داد. با خودش می‌گفت: «اگر همین‌طور بگذرد، شاید دیگر هیچ‌وقت نتوانم ادامه بدهم…» در جاده خطر هم کم نبود. مردانی بودند که نگاه‌های بد می‌کردند. رانندگانی که شوخی‌های زشت می‌گفتند. یک روز مردی دستش را گرفت و گفت: «بیا، بیشتر پول می‌دهم.» او با وحشت دستش را کشید و دوید. آن‌قدر دوید تا نفسش برید. آن شب تا دیر وقت لرزید و گریه کرد. مادرش فهمید، اما چیزی نگفت؛ فقط او را در آغوش گرفت. سکوت آن آغوش، پر از درد مشترک بود. با وجود همه این‌ها، در دلش هنوز امید کوچکی زنده بود. گاهی وقتی آسمان صاف می‌شد و آفتاب روی شهر می‌تابید، تصور می‌کرد روزی دوباره مکتب باز می‌شود. خودش را می‌دید که کتاب به دست دارد، در صنف نشسته و معلم از او سوال می‌پرسد. آن تصویر برایش مثل نفس کشیدن بود — چیزی که بدون آن نمی‌توانست ادامه دهد. یک عصر، دختر کوچکی که همراه مادرش از موتر پیاده شده بود، به او نزدیک شد و پرسید: «خواهر، تو چرا مکتب نمی‌روی؟» او چند ثانیه سکوت کرد. گلویش خشک شد. بعد آرام گفت: «نمی‌شود.» اما وقتی دختر دور شد، اشک‌هایش جاری شد. چون در دلش می‌دانست جواب واقعی این بود: «اجازه ندارم… اما هنوز می‌خواهم.» روزها همچنان می‌گذرد. او هنوز کنار جاده می‌ایستد، هنوز اجناس ارزان می‌فروشد و هنوز با سرما و خستگی می‌جنگد. اما در درونش چیزی زنده مانده — رؤیایی که هیچ‌کس نتوانسته کاملاً خاموش کند. شب‌ها قبل از خواب، وقتی به سقف ترک‌خورده خیره می‌شود، آرام با خودش می‌گوید: «من هنوز شاگرد هستم… حتی اگر مکتب نداشته باشم.» و شاید همین جمله ساده، تنها چیزی است که او را هر صبح دوباره بیدار می‌کند؛ نه فقط برای نان، بلکه برای امیدی که هنوز، با وجود همه غم‌ها، در قلبش نفس می‌کشد. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 61 بازدید

کارشناسان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد خواستار اقدام فوری برای حفاظت از زنان در زندان‌ها و کاهش جرم‌انگاری‌ها علیه آنان شده و گفته‌اند هم‌اکنون بیش از ۷۴۰ هزار زن و دختر در جهان در بازداشت به‌سر می‌برند و شمار زنان زندانی از سال ۲۰۰۰ میلادی تا اکنون ۶۰ درصد افزایش یافته است. کارشناسان سازمان ملل در آستانه هفتادمین اجلاس کمیسیون مقام زن در بیانیه‌ای از کشورهای عضو خواسته‌اند تا اقداماتی را برای تقویت حمایت از زنان و دختران در نظام‌های کیفری انجام دهند. آنها هشدار دادند که دسترسی به عدالت، امنیت و کرامت برای زنانی که از آزادی محروم شده‌اند به‌شدت ناکافی است. به گفته‌ی سازمان ملل متحد، هم‌اکنون حدود هفت درصد از جمعیت زندانیان جهان را زنان تشکیل می‌دهند. در این بیانیه آمده است که جمعیت زنان و دختران زندانی از سال ۲۰۰۰ میلادی تا اکنون با رشدی چشمگیر روبرو بوده و سرعت افزایش آن تقریبا سه برابر مردان است. همچنین طبق این آمار، حدود ۱۹ هزار کودک نیز همراه با مادران خود در زندان‌ها زندگی می‌کنند. کارشناسان سازمان ملل تاکید کردند: «بیشتر زنان به دلیل جرایم غیرخشونت‌آمیز مرتبط با فقر، ناتوانی در پرداخت جریمه یا وثیقه و سیاست‌های تنبیهی مرتبط با مواد مخدر بازداشت می‌شوند.» آنان تصریح کردند که زنان در بازداشت با خطراتی از جمله خشونت به‌ویژه خشونت جنسی و مبتنی بر جنسیت، کمبود خدمات بهداشتی، ازدحام جمعیت و سایر شرایطی که ممکن است مصداق بدرفتاری یا شکنجه باشد، مواجه‌اند. کارشناسان سازمان ملل متحد خواستار بررسی تاثیر قوانین کیفری بر زنان و دختران، و تامین بودجه پایدار برای سازمان‌های جامعه‌محور تحت رهبری زنان شدند و تاکید کردند که کشورها‌ باید امنیت زنان در زندان‌ها و سایر مراکز بازداشت را تضمین کنند.

ادامه مطلب