برچسب: رسانه گوهرشاد

3 هفته قبل - 72 بازدید

سازمان جهانی صحت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیماری عفونت حاد تنفسی (ذات‌الریه) در افغانستان در ماه دسامبر ۲۴.۶ درصد افزایش یافته و جان ۳۵۲ تن را گرفته است. این سازمان در گزارش ماهانه‌ی خود درباره‌ی وضعیت صحی در افغانستان گفته است که ر طول ماه دسامبر، در مجموع ۱۸۳ هزار و ۳۰۲ مورد ابتلا به عفونت حاد تنفسی/ذات‌الریه و ۳۵۲ مورد مرگ‌ومیر مرتبط با آن گزارش شده است. سازمان جهانی صحت در بخشی از گزارش ماهانه خود تاکید کرده است که موارد گزارش‌شده افزایش ۲۴.۶ درصدی را در مقایسه با ماه قبل نشان می‌دهد. براساس آمار این سازمان، در ماه نوامبر ۱۴۷ هزار و ۱۳۸ مورد ابتلا به بیماری عفونت حاد تنفسی و ۲۴۸ مورد مرگ‌ومیر ناشی از آن گزارش شده بود. همچنین در ادامه آمده است که در طول ماه دسامبر، دو هزار و ۹۵ مورد مشکوک جدید به سرخک گزارش شد که منجر به ۱۰ مورد مرگ شد. این نشان‌دهنده‌ی کاهش ۱.۵ درصدی تعداد موارد در مقایسه با ماه قبل است. در طول ماه دسامبر، نیز یک هزار و ۲۲۸ مورد مشکوک جدید به مالاریا نیز گزارش شده است که هیچ مورد مرگی در آن ثبت نشد. این نشان‌دهنده‌ی کاهش ۷۴.۴ درصدی تعداد موارد در مقایسه با ماه قبل است. سازمان جهانی صحت در ادامه افزوده است که در طول ماه دسامبر، ۳۴۰ مورد جدید تب دنگی گزارش شد که هیچ مورد مرگی در آن ثبت نشد. این نشان‌دهنده‌ی کاهش ۸۵.۶ درصدی تعداد موارد در مقایسه با ماه قبل (دو هزار و ۳۵۷) است. همچنین براساس آمار سازمان جهانی صحت، تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی، در مجموع ۴۴۵ مرکز درمانی به‌دلیل محدودیت‌های بودجه به حالت تعلیق درآمده یا بسته شده‌اند. این سازمان تصریح کرد که انتظار می‌رود این اختلال تقریبا ۳.۰۸ میلیون نفر را در ۳۰ ولایت تحت تأثیر قرار دهد. باید گفت که کاهش کمک‌ها، بخش صحت افغانستان را به‌شدت متأثر کرده است. اوچا یا دفتر سازمان ملل متحد در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه می‌گوید که تخمین زده می‌شود در سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود ۱۴.۴ میلیون نفر نیاز به کمک صحی داشته باشند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 74 بازدید

برنامه جهانی غذا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سراسر افغانستان، ۳.۷ میلیون کودک و ۱.۲ میلیون زن از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند. این برنامه امروز (سه‌شنبه، ۲۱ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در یک کلینیک تحت حمایت‌اش در کابل، افزایش سوءتغذیه هر روز کودکان بیشتری را به این کلینیک می‌کشاند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که با افزایش نیازها، این سازمان بین‌المللی به ارائه‌ی حمایت‌های تغذیه‌ای نجات‌بخش ادامه می‌دهد و به مادران و کودکان کمک می‌کند تا به درمان‌های فوری مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. در ادامه آمده است که پیش‌بینی می‌شود در سال جاری میلادی، ۱۷.۴ میلیون نفر با ناامنی غذایی حاد مواجه شوند، از جمله ۴.۷ میلیون نفر با وضعیت اضطراری (فاز چهارم) دست‌وپنجه نرم خواهند کرد. در حالی که بحران عمیق‌تر می‌شود، کمک‌های بشردوستانه به افغانستان در حال کاهش است. باید گفت که نهادهای امدادرسان همواره هشدار دادند که بدون حمایت و رسیده‌گی فوری، وضعیت تغذیه‌ای کودکان و زنان در افغانستان می‌تواند بدتر شود و پیامدهای طولانی‌مدت برای سلامت و رشد آنان را به همراه داشته باشد. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل همچنان اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار دارند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 66 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دختران و زنان در سراسر جهان هر روز در عرصه‌های مختلف در حال به چالش کشاندن کلیشه‌های جنسیتی و نشان دادن توانایی‌های خودشان به جهانیان هستند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۱ دلو/۱۰ فبروری) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران در مکاتب، ورزش، نوآوری، مشاغل و حوزه‌های مختلف با به چالش کشیدن دیدگاه‌های سنتی، ثابت می‌کنند که هیچ محدودیتی برای مشارکت و موفقیت آنان در هیچ بخشی وجود ندارد. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «باشد که همیشه به یاد داشته باشیم آنان توانمندند و جهانی بسازیم که فرصت‌های برابر در اختیارشان قرار دهد.» همچنین پیش از این نیز سازمان ملل گفته بود که ایجاد دسترسی برابر به آموزش، حمایت از مشارکت دختران در فناوری و نوآوری و مقابله با تبعیض، از گام‌های اساسی برای توانمندسازی نسل آینده به شمار می‌رود. در حالی سازمان ملل متحد می‌گوید که دختران در بخش‌های مختلف کلیشه‌ها را به چالش می‌کشند، شرایط دختران در افغانستان بسیار نگران کننده گزارش شده و آنان از ابتدایی‌ترین حقوق خود از جمله حق تحصیل، کار، ورزش و حضور فعال در اجتماع منع شده‌اند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 98 بازدید

اولین چیزی که از آن صبح به یادش مانده، صدای بسته‌شدن در بود. درِ چوبی خانه با تقی آرام اما سنگین بسته شد؛ طوری که انگار چیزی را برای همیشه قطع کرد. هوا هنوز تاریک بود و کابل در خواب نیمه‌جانش نفس می‌کشید. او روی فرش کهنه‌ی اتاق نشسته بود، چادرش را دور خودش پیچیده و به دست‌هایش نگاه می‌کرد؛ دست‌هایی که هنوز کودکانه بودند، هنوز نشانی از زندگی زنی را نداشتند که قرار بود از آن روز به بعد باشد. او در ولسوالی پغمان کابل بزرگ شده بود؛ جایی که صبح‌ها با صدای پرنده‌ها آغاز می‌شد و عصرها با بوی نان تازه. پغمان برایش فقط یک محل زندگی نبود؛ آخرین جایی بود که خودش را صاحب آینده می‌دانست. تا وقتی مکتب باز بود، هر روز با شوق از خانه بیرون می‌رفت، روپوش آبی‌اش را صاف می‌کرد و در دلش خیال می‌بافت؛ خیال این‌که یک روز درسش را تمام کند، کاری داشته باشد و دیگر بارِ سنگین فقر روی شانه‌های پدرش نباشد. اما مکتب بسته شد؛ ناگهانی، بی‌خبر، بی‌توضیح. یک روز رفت و دیگر اجازه‌ی رفتن نداشت. روپوشش تا مدت‌ها کنار دیوار آویزان ماند؛ مثل یادآوری خاموش از چیزی که از او گرفته شده بود. او هنوز امید داشت. با خودش می‌گفت: «شاید دوباره باز شود»، «شاید فقط موقت باشد». اما روزها گذشت، ماه‌ها گذشت و امید، آرام‌آرام مثل چراغی بی‌نفت خاموش شد. در همان روزها، فقر بیشتر خودش را نشان داد. پدرش دیگر کمتر کار پیدا می‌کرد. بدهی‌ها روی هم جمع می‌شدند. شب‌ها حرف قرض در خانه می‌چرخید، بی‌آن‌که نامی از او برده شود. اما او حس می‌کرد چیزی در حال نزدیک‌شدن است؛ چیزی سرد، چیزی سنگین. تا این‌که یک شب، وقتی چراغ تیل کم‌نور بود و مادرش بی‌صدا گریه می‌کرد، فهمید آینده‌اش معامله شده است. نه کسی نظرش را پرسید، نه کسی توضیح داد. فقط گفتند «مجبوریم». گفتند «راه دیگری نیست». گفتند «تو دختر فهمیده‌ای». او هفده‌ساله بود که عقد شد؛ نه از روی رضایت، نه از روی آمادگی. لباس عروسی‌اش بیشتر شبیه لباس عزاداری بود. وقتی اسمش را پرسیدند و «بله» گفت، صدایش از جایی آمد که خودش هم نمی‌شناخت. همان لحظه، پغمان برایش تمام شد. چند روز بعد، او را از کابل بیرون بردند؛ از کوچه‌هایی که بلد بود، از دیوارهایی که صدای خنده‌اش را شنیده بودند. راه بلخ طولانی بود، اما برای او هر کیلومترش مثل کندن یک لایه از وجودش بود. در موتر، بی‌حرکت نشسته بود؛ نه گریه کرد، نه حرف زد. انگار گریه‌اش را همان‌جا، در پغمان جا گذاشته بود. خانه‌ی خانواده‌ی شوهر در بلخ بزرگ بود، اما دل‌گیر. آدم‌ها زیاد بودند، اما هیچ‌کدام به او نزدیک نبودند. از همان روز اول فهمید این‌جا جای اشتباه‌کردن ندارد. هر حرکتش زیر نظر بود، هر سکوتش معنا داشت. او دیگر دختر نبود؛ وظیفه بود. روزها شبیه هم می‌گذشتند. صبح زود بیدار می‌شد، کار می‌کرد، خاموش می‌ماند. کسی از دلش نمی‌پرسید. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او به سقف خیره می‌شد و به پغمان فکر می‌کرد؛ به مکتب، به معلمی که گفته بود «تو باهوشی»، به دوستی که قرار بود با هم آینده بسازند. شوهرش مردی بود که فاصله را بلد بود؛ نه مهربانی بلد بود، نه پرسش. حضورش مثل سایه بود؛ همیشه بود، اما گرما نداشت. برای او، این ازدواج پایان یک بدهی بود؛ برای دختر، آغاز یک زندان بی‌دیوار. گاهی در حویلی، وقتی تنها می‌شد، زیر لب درس‌هایی را که یادش مانده بود مرور می‌کرد. بعضی کلمه‌ها را دیگر به یاد نمی‌آورد. حافظه‌اش هم، مثل خودش، خسته شده بود. دلش می‌خواست بنویسد، اما کاغذ نداشت. دلش می‌خواست حرف بزند، اما گوشی نبود. او در بلخ زندگی می‌کرد، اما جانش در پغمان مانده بود. فاصله‌ی میان این دو، فاصله‌ی یک زندگی تا زندگی دیگر نبود؛ فاصله‌ی دختر بودن تا زنِ مجبور بودن بود. و این قصه فقط قصه‌ی او نیست؛ قصه‌ی نسلی است که مکتب را از آن گرفتند، بعد آینده را، بعد اختیار را. دخترانی که از یک ولسوالی به ولایت دیگر برده می‌شوند؛ نه برای زندگی، بلکه برای خاموش‌ماندن. او هنوز زنده است، نفس می‌کشد، راه می‌رود. اما در جایی عمیق‌تر، همان صبحی که درِ خانه‌ی پغمان بسته شد، او تمام شد. با این‌همه، چیزی در او هنوز کاملاً نمرده بود؛ جرقه‌ای کم‌نور که گاهی بی‌اجازه سر برمی‌آورد. نه امیدی بزرگ، نه رؤیایی روشن، فقط آگاهیِ تلخی از این‌که آنچه بر او گذشته، ناعادلانه بوده است. شب‌هایی بود که به خودش می‌گفت اگر روزی دختری داشته باشد، نخواهد گذاشت همان راه را برود؛ حتی اگر نتواند کاری کند، دست‌کم در دلش تکرار می‌کرد که این سرنوشت «طبیعی» نیست. این فکر، هرچند بی‌صدا، نوعی مقاومت بود. او یاد گرفته بود چگونه زنده بماند، نه چگونه زندگی کند. یاد گرفته بود کمتر دیده شود، کمتر خواسته داشته باشد، کمتر خودش باشد. اما خاطره‌ی آن صبح در پغمان، صدای بسته‌شدن در، و روپوش آبیِ آویزان کنار دیوار، مثل زخمی کهنه هرگز رهایش نکرد. آن خاطره، شاهدی بود بر این‌که زمانی، پیش از بلخ، پیش از عقد، پیش از وظیفه‌شدن، دختری وجود داشت با حقِ انتخاب. و شاید همین یادآوری است که قصه را هنوز تمام نمی‌کند؛ چون تا وقتی کسی به یاد می‌آورد که چه بوده و چه می‌توانست باشد، فروپاشی هرچند عمیق، مطلق نیست. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 59 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که یک زن جوان در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت، کارگاه تولید مواد غذایی به شمول ترشی، مربا و کچاپ تولید می‌کند را به هدف فراهم‌سازی زمینه‌ی کار برای زنان و دختران بازمانده از تحصیل، راه‌اندازی کرده است. منبع از این زن به نام شبنم ساپی، ۲۲ ساله‌ یاد کرده و گفته است که این کارگاه را در خانه‌اش در شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار راه‌اندازی کرده است. شبنم ساپی در صحبت با رسانه‌های محلی گفته است که این کارگاه را به هدف ارزش‌گذاری به تولیدات داخلی، صنایع دستی و فراهم‌سازی زمینه‌ی کار و اشتغال برای زنان و دختران نیازمند ایجاد کرده است. وی گفته است که در حال حاضر در کارگاه‌اش ده زن و دختر جوان در کنار او مشغول به کار هستند. او از حکومت سرپرست خواسته است که در زمینه بازاریابی داخلی و خارجی با او همکاری کنند تا بتوانند تولیدات خود را گسترش دهد و زنان بیشتری را به کار استخدام کند. در حالی این زن جوان این کارگاه تولیدی را ایجاد کرده که حکومت فعلی طی بیش از چهار سال گذشته با وضع محدودیت‌ها علیه زنان و دختران، آن‌ها را از کار کردن در ادارات دولتی، موسسات داخلی و خارجی و بخش خصوصی منع کرده‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 79 بازدید

برنامه جهانی غذا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که در سال ۲۰۲۵ میلادی برای ۸۸۰ هزار کودک در سراسر افغانستان از طریق برنامه تغذیه مکاتب این سازمان، وعده‌های غذایی ارائه کرده است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۲۰ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ارائه وعده‌های غذایی، بخشی از تلاش‌های آنان برای حمایت از آموزش و تشویق خانواده‌ها به فرستادن کودکان‌شان به مکتب است. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که وعده‌های غذایی با ترکیب ویتامین‌ها و مواد معدنی تقویت شده، نقش مهمی در یادگیری کودکان داشته و به آنان کمک می‌کند تا با تمرکز بیش‌تر بیاموزند. همچنین پیش از این نیز برنامه جهانی غذا گفته بود که وعده‌های غذایی مکاتب برای بسیاری از کودکان در افغانستان نجات‌بخش و حیاتی می‌باشد. این در حالی است که یونیسف همچنان اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار دارند. در کنار آن، سازمان ملل متحد افزوده است که میزان نیازمندی‌ها در افغانستان به‌‌شدت افزایش یافته و بیش از ۱۷ میلیون تن در کشور با ناامنی غذایی روبرو هستند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 93 بازدید

وزارت کار و امور اجتماعی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۸ کودک ردمرزی و «نادار» از ایران و پاکستان را به خانواده‌های‌شان تسلیم کرده است. این وزارت امروز (دوشنبه، ۲۰ دلو) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کودکان با قید ضمانت به خانواده‌های‌شان ملحق شده‌اند. وزارت کار و امور اجتماعی حکومت فعلی این اقدام را به عنوان حمایت از کودکان بیان کرده است. مسوول سازمان بین‌المللی کار (ILO) در افغانستان، چند وقت پیش به مناسبت «روز جهانی مبارزه با کار کودکان»، اعلام کرده بودند که با تحولات سیاسی در افغانستان گمان می‌رود شمار کودکان کار در این کشور افزایش یافته باشد. این سازمان گفته بود که فقر و بی‌کاری خانواده‌ها به ویژه پس از تحولات پسین در افغانستان، آنان را متکی به درآمد ناچیز کودکان شان کرده است. در اعلامیه آمده بود که «عوامل عمده‌ی کار کودکان، فقر و بی‌کاری است؛ زیرا منبعی برای تأمین عواید خانواده‌ها نیست. احصائیه‌ی اخیر که داریم، از ۲۰۲۱ است که ۱.۰۶ میلیون کودک کار در افغانستان داریم. حدس ما این است که پس از تحولات و محدودیت‌ها این رقم ممکن افزایش یافته باشد.»

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 260 بازدید

دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل (UNFPA) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر روز بیش از ۷۰۰ زن و در هر دو دقیقه یک زن در جهان به‌دلیل عوامل قابل پیشگیریِ مرتبط با بارداری و ولادت جان خود را از دست می‌دهد. اين نهاد با نشر اعلامیه‌ای‌ در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «روزی که یک زن ولادت می‌کند، روزی است که بیشترین احتمال مرگ او وجود دارد.» در بخشی از اعلامیه‌ی دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل آمده است که روزانه بین ۲۰ تا ۳۰ زن دیگر دچار آسیب‌های ولادی، عفونت‌ها یا ناتوانی‌ها می‌شوند. بیشتر این مرگ‌ها و آسیب‌ها کاملا قابل پیشگیری‌ اند. این دفتر تاکید کرده است: «ایمن‌تر ساختن مادران [ر برابر این مشکلات] یک ضرورت حقوق بشری است.» در اعلامیه آمده است که دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل با دولت‌ها، متخصصان صحی و جامعه‌ی مدنی همکاری می‌کند تا کارمندان صحی را آموزش داده، دسترسی به دواهای ضروری و خدمات سلامت باروری را بهبود ببخشد. دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل تاکید کرده که در پی «تقویت نظام‌های سلامتی و ترویج استانداردهای بین‌المللی سلامت مادران است.» صندوق جمعیت سازمان ملل افزوده است که این سازمان در بیش از ۱۵۰ کشور فعالیت می‌کنند و حدود ۸۰ درصد جمعیت جهان را پوشش می‌دهند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 106 بازدید

چرا کم‌خونی یک مسئله زنانه است؟ کم‌خونی، وضعیتی که در آن تعداد گلبول‌های قرمز سالم یا میزان هموگلوبین در خون کمتر از حد طبیعی است، یک مشکل سلامت جهانی به شمار می‌رود. با این حال، زنان در افغانستان به دلیل مجموعه‌ای از عوامل فیزیولوژیک، اجتماعی و اقتصادی، به‌طور خاص آسیب‌پذیرتر هستند. کم‌خونی فقر آهن (Iron Deficiency Anemia – IDA) شایع‌ترین نوع کم‌خونی در کشور ماست و تأثیرات عمیقی بر سطح انرژی، توانایی کار، سلامت روانی و مهم‌تر از همه، سلامت مادران و کودکان می‌گذارد. درک این پدیده نیازمند بررسی آن در مراحل مختلف زندگی یک زن است. کم‌خونی در طول مراحل مختلف زندگی کمبود آهن یک چالش ثابت نیست، بلکه شدت و علل آن با ورود زنان به مراحل مختلف زندگی تغییر می‌کند: ۱. دوران کودکی و نوجوانی: آغاز ذخیره‌سازی ناکافی دختران در دوران کودکی معمولاً با کمبودهای تغذیه‌ای روبه‌رو هستند که ناشی از اولویت‌بندی ضعیف‌تر مواد غذاییِ غنی از آهن برای آن‌ها در مقایسه با پسران است. با شروع بلوغ و آغاز قاعدگی، بدن زنان با نوعی «مصرف ماهانه» آهن مواجه می‌شود. اگر رژیم غذایی نتواند این میزان از دست‌رفته را جبران کند، بدن به‌تدریج شروع به تخلیه ذخایر آهن خود می‌کند. این دوره، زمینه‌ساز بروز کم‌خونی‌های شدیدتر در سال‌های بعدی زندگی است. ۲. سنین باروری و بارداری بارداری اوج چالش‌های مرتبط با کم‌خونی است. نیاز بدن به آهن، به دلیل افزایش حجم خون مادر و نیاز جنین به ساخت گلبول‌های قرمز و ایجاد ذخایر آهن برای شش ماه نخست زندگی، چندین برابر می‌شود. در افغانستان، جایی که بارداری‌های مکرر شایع است و مراقبت‌های دوران بارداری ممکن است محدود باشد، کم‌خونی شدید در بارداری به‌وفور دیده می‌شود. عواقب کم‌خونی در بارداری عبارت‌اند از: افزایش خطر زایمان زودرس. افزایش خطر خونریزی شدید پس از زایمان که یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر مادران است. تأخیر در رشد جنین و تولد نوزاد با وزن کم. ۳. دوران پس از زایمان و شیردهی: جبران یا ادامه فقر پس از زایمان، زن با از دست دادن مقدار قابل توجهی خون روبه‌رو می‌شود. اگر ذخایر آهن بدن از پیش پایین باشد، این دوره می‌تواند به خستگی مفرط و افسردگی پس از زایمان منجر شود. افزون بر این، در دوران شیردهی نیز نیاز به آهن برای تولید شیر مغذی همچنان بالا باقی می‌ماند. ۴. میانسالی و یائسگی: کم‌خونی‌های پنهان پس از یائسگی، خطر کم‌خونی ناشی از خونریزی‌های ماهانه کاهش می‌یابد، اما کم‌خونی همچنان یک تهدید بالقوه است. در این سنین، کم‌خونی اغلب به دلیل خونریزی‌های غیرطبیعی رحم، مانند فیبروم یا پولیپ، یا مشکلات گوارشی نظیر زخم‌ها و گاستریت مزمن رخ می‌دهد که موجب از دست رفتن آهسته اما مداوم خون می‌شوند. عوامل ریشه‌ای در بستر اجتماعی ـ فرهنگی افغانستان درک علل کم‌خونی تنها بر پایه زیست‌شناسی کافی نیست؛ عوامل اجتماعی و فرهنگی در افغانستان نقشی تعیین‌کننده دارند: محدودیت دسترسی به غذاهای غنی از آهن: فقر اقتصادی و اولویت‌بندی نابرابر غذا در خانواده‌ها اغلب به مصرف رژیم‌های غذایی مبتنی بر کربوهیدرات، مانند نان و آرد، و کمبود گوشت قرمز، حبوبات و سبزیجات برگ‌سبز می‌انجامد. بهداشت و جذب ضعیف: آلودگی آب و شیوع عفونت‌های انگلی، مانند کرم‌های روده‌ای، می‌تواند جذب مواد مغذی از جمله آهن را مختل کند. آموزش و آگاهی: سطح پایین آگاهی درباره اهمیت مصرف مکمل‌های آهن و نشانه‌های هشداردهنده کم‌خونی باعث می‌شود بسیاری از زنان تا مراحل پیشرفته بیماری به دنبال درمان نروند. راهکارهای مؤثر: از مکمل تا آموزش مقابله با کم‌خونی در زنان افغان نیازمند رویکردی چندلایه است: مکمل‌یاری و غنی‌سازی: توزیع منظم مکمل‌های آهن و اسید فولیک، به‌ویژه در دوران بارداری و در مدارس دخترانه، اقدامی حیاتی است. همچنین، غنی‌سازی آرد و نمک با آهن در سطح ملی می‌تواند تأثیر گسترده و پایداری بر سلامت جامعه داشته باشد. تغذیه مبتنی بر فرهنگ: ترویج غذاهای محلیِ غنی از آهن و آموزش روش‌های بهبود جذب آهن، مانند مصرف هم‌زمان غذا با منابع ویتامین C نظیر مرکبات یا آب‌لیمو. غربالگری فعال: ایجاد برنامه‌های ساده و در دسترس برای اندازه‌گیری سطح هموگلوبین در مراکز مراقبت‌های اولیه، به‌ویژه در مناطق روستایی، تا کم‌خونی در مراحل اولیه شناسایی شود. توانمندسازی زنان: آموزش زنان درباره حقوقشان در دسترسی به منابع غذایی و خدمات بهداشتی، به‌منظور شکستن چرخه فقر تغذیه‌ای. نتیجه‌گیری کم‌خونی فقر آهن یک «چالش خاموش» است که توان بالقوه نیمی از جمعیت کشور را تضعیف می‌کند. از دوران نوجوانی تا سالمندی، این وضعیت زندگی زنان افغان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اتخاذ راهبردهای هدفمند برای بهبود جذب آهن، افزایش مصرف غذاهای غنی از این عنصر و گسترش دسترسی به مکمل‌ها، کلید ارتقای سلامت عمومی، کاهش مرگ‌ومیر مادران و تضمین آینده‌ای پرانرژی‌تر برای زنان افغانستان است. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 119 بازدید

دفتر والی حکومت سرپرست در کابل درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هشت عضو یک خانواده در نتیجه گازگرفتگی در شهر کابل جان باخته‌اند. حافظ بشارت، سخنگوی ولایت کابل گفته است که این رویداد (پنج‌شنبه‌شب، ۱۶ دلو) در گذر هفتم از مربوطات ناحیه ۲۱ شهر کابل رخ داده است. آقای بشارت در ادامه تاکید کرده است که قربانیان در داخل خانه مسکونی‌شان جان باخته‌اند. سخنگوی والی ولایت کابل در ادامه افزوده است که در میان جان‌باخته‌گان زنان و کودکان نیز شامل‌ هستند و بررسی‌ها برای روشن شدن علت دقیق این رویداد ادامه دارد. این در حالی است که با سرد شدن هوا، همه‌ساله رویدادهای مشابه ناشی از استفاده وسایل گرمایشی غیراستاندارد در کابل گزارش می‌شود. باید گفت که در فصل سرما در افغانستان خانواده‌ها از گاز و زغال‌سنگ جهت گرمایش خانه‌ها استفاده می‌کنند که هرازگاهی باعث حوادث مرگ‌بار گازگرفتگی و زغال‌گرفتگی می‌شود. پیش از این از ولایت‌های دیگر کشور نیز مرگ افراد براثر گازگرفتگی گزارش شده است. بی‌احتیاطی و عدم امکانات معیاری از عوامل این حادثه دانسته می‌شود. علائم گازگرفتگی مسمومیت با منوکسیدکربن می‌تواند طیف وسیعی از علائم را شامل شود که در بیماری های مختلفی دیده می‌شود، متاسفانه بسیاری از این علائم شبیه به علائم سرماخوردگی است و اکثر افراد فکر می‌کنند به دلیل سردی هوا دچار سرماخوردگی شده‌اند و سعی در خوابیدن می‌کنند. سردرد، ضعف جسمانی، سرگیجه و بی قراری، تهوع و استفراغ، خمیازه کشیدن بیش ازحد، کاهش دید، حالت خواب آلودگی شدید، کسلی، خستگی و کاهش قدرت عضلانی و … از جمله مهم‌ترین این علائم است.

ادامه مطلب