برچسب: رسانه گوهرشاد

1 ماه قبل - 107 بازدید

تدروس آدهانوم گبریسوس، رییس سازمان جهانی بهداشت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با فرارسیدن فصل زمستان، نیازهای بهداشتی در افغانستان افزایش یافته است. آقای تدروس با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سازمان صحی جهان از اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی تا اکنون ۲۲۳ تُن دارو و ملزومات پزشکی ضروری را به ۱۹۳ مرکز بهداشتی در ۲۵ ولایت رسانده است. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است که این کمک‌ها خدمات بهداشتی را برای ۲۰۰ هزار تن در مناطق دشوارگذر و برفی فراهم کرده است. رییس سازمان جهانی بهداشت در ادامه افزوده است: «این داروها و ملزومات نجات‌بخش در درمان عفونت‌های تنفسی، سرخکان، سوءتغذیه شدید کودکان و دیگر موارد بهداشتی فوری مورد استفاده قرار خواهند گرفت.» همچنین پیش از این، تام فلیچر، معاون دبیر کل سازمان ملل، گفته بود که ۱.۷ میلیون کودک در فصل زمستان در افغانستان با تهدید مرگ ناشی از سوءتغذیه مواجه هستند. او همچنان نسبت به کاهش کمک‌ها و افزایش نیازهای بشری در افغانستان هشدار داده بود. قابل ذکر است که افغانستان یکی از کشورهایی‌ است که بیش‌ترین آمار مرگ‌ومیر مادران و کودکان را دارد. براساس گزارش‌های موجود سازمان جهانی بهداشت، در این کشور در هر دو ساعت، یک زن به دلیل عوارض قابل پیش‌گیری بارداری یا زایمان جان خود را از دست می‌دهد. هم‌چنان، از هر ۱۰۰۰ کودک، بیش از ۵۰ کودک پیش از رسیدن به سن پنج سالگی جان می‌دهند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 87 بازدید

اضطراب یک واکنش طبیعی بدن به فشار و تهدید است و در سطح معقول، می‌تواند فرد را هوشیار و آمادهٔ مقابله با مشکلات کند. با این حال، بسیاری از افراد اضطراب مزمن یا پنهان را تجربه می‌کنند بدون اینکه خودشان متوجه باشند. این نوع اضطراب اغلب به‌صورت غیرمستقیم و از طریق نشانه‌هایی ظاهر می‌شود که به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند. شناخت این علائم می‌تواند به پیشگیری از اثرات منفی اضطراب بر سلامت روان و جسم کمک کند و فرد را قادر سازد اقدامات لازم برای مدیریت آن را انجام دهد. اضطراب پنهان معمولاً با احساس نگرانی مزمن، بی‌قراری و افکار منفی همراه است. برخلاف اضطراب آشکار که با علائم شدید مانند حملهٔ پانیک، تپش قلب یا تعریق شدید مشخص می‌شود، اضطراب پنهان بیشتر در قالب تغییرات ظریف در رفتار و بدن ظاهر می‌شود. یکی از رایج‌ترین نشانه‌ها، خستگی مداوم و احساس بی‌انرژی بودن است. افراد مبتلا به اضطراب پنهان حتی پس از خواب کافی، همچنان احساس خستگی و کاهش انرژی می‌کنند. این خستگی ذهنی و جسمی ناشی از فشار روانی مزمن است که ذهن و بدن را خسته کرده و مانع از عملکرد بهینه‌ی روزانه می‌شود. نشانه‌‌ی دیگر اضطراب پنهان، اختلالات خواب است. بسیاری از افراد نمی‌توانند خواب عمیق و آرامی داشته باشند، دچار بیداری مکرر در طول شب می‌شوند یا پیش از خواب، افکار مزاحم و نگرانی‌های بی‌پایان ذهن آن‌ها را درگیر می‌کند. این مشکل خواب به‌مرور زمان انرژی روزانه را کاهش می‌دهد و باعث افزایش اضطراب می‌شود؛ یک چرخهٔ معیوب که به‌سختی متوجه آن می‌شویم. علاوه بر خستگی و اختلالات خواب، تغییرات در رفتار غذایی و وزن نیز از نشانه‌های پنهان اضطراب هستند. برخی افراد به‌دلیل اضطراب، بیش از حد غذا می‌خورند یا برعکس، اشتهای خود را از دست می‌دهند. این تغییرات می‌تواند باعث افزایش یا کاهش وزن غیرمنتظره شود و سلامت جسمی را به خطر بیندازد. حتی اگر این تغییرات جزئی به نظر برسند، باید به‌عنوان یک زنگ هشدار برای بررسی وضعیت روانی فرد در نظر گرفته شوند. کاهش تمرکز و حافظه کوتاه‌مدت نیز از دیگر علائم شایع اضطراب پنهان است. فردی که تحت فشار روانی مزمن قرار دارد، ممکن است در انجام وظایف روزمره دچار مشکل شود، جزئیات را فراموش کند یا در تصمیم‌گیری دچار تردید شود. این مشکل اغلب به اشتباه به عنوان تنبلی یا بی‌توجهی تلقی می‌شود، در حالی که ریشه‌ی آن اضطراب پنهان و فشار روانی مداوم است. از لحاظ جسمانی، اضطراب پنهان می‌تواند به شکل علائم فیزیکی نامشخص بروز کند. سردردهای مکرر، دردهای عضلانی، تنش در شانه‌ها و گردن، ناراحتی‌های گوارشی و تپش قلب گهگاهی، همگی می‌توانند ناشی از اضطراب باشند. بسیاری از افراد این علائم را به مشکلات جسمانی موقت نسبت می‌دهند و از ارتباط آن‌ها با استرس و اضطراب بی‌خبر هستند. نشانه‌های رفتاری نیز اهمیت دارند. افرادی که اضطراب پنهان دارند، ممکن است از موقعیت‌های اجتماعی یا فعالیت‌های جدید اجتناب کنند. آن‌ها به‌تدریج تعاملات اجتماعی خود را محدود می‌سازند یا از پذیرش مسئولیت‌های تازه فرار می‌کنند تا سطح استرس خود را کنترل کنند. این رفتارها در بلندمدت می‌تواند به انزوا، کاهش اعتماد به‌نفس و افت کیفیت زندگی منجر شود. حساسیت بیش از حد و واکنش‌های هیجانی غیرمنتظره نیز از دیگر علائم پنهان اضطراب به شمار می‌روند. فرد ممکن است نسبت به انتقاد، تعویق امور یا حتی مشکلات کوچک، واکنش‌هایی تند و غیرمنتظره نشان دهد. این واکنش‌ها گرچه برای اطرافیان غیرمنطقی به نظر می‌رسند، اما اغلب ناشی از فشار روانی مزمن و اضطرابی هستند که در درون فرد انباشته شده و راهی برای تخلیه می‌جویند. راهکارهای مؤثر برای مقابله با اضطراب پنهان، معمولاً شامل روش‌های غیر دارویی و تغییر سبک زندگی است. تمرین‌های تنفس و مدیتیشن می‌توانند ذهن را آرام کرده و سطح هورمون‌های استرس را کاهش دهند. حتی چند دقیقه تمرین روزانه تأثیر چشمگیری در کاهش اضطراب دارد. ورزش منظم نیز با افزایش ترشح اندورفین، خلق‌وخو را بهبود می‌بخشد و تنش‌های فیزیکی ناشی از اضطراب را کاهش می‌دهد. تغذیه سالم و خواب منظم نیز نقش حیاتی دارند. مصرف غذاهای غنی از ویتامین‌ها و مواد معدنی، پرهیز از قند و کافئین، و داشتن برنامه‌ خواب منظم، می‌تواند به کاهش علائم اضطراب کمک کند. همچنین، ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی، اختصاص دادن زمان به تفریح، روابط اجتماعی مثبت، و انجام فعالیت‌هایی که فرد از آن‌ها لذت می‌برد، همگی در بهبود وضعیت روانی مؤثرند. نوشتن افکار و نگرانی‌ها در یک دفترچه یادداشت نیز روش خوبی برای مدیریت ذهن و کاهش استرس است. این کار کمک می‌کند تا فرد احساسات خود را بهتر درک کرده و راهکارهای مؤثرتری برای مواجهه با آن‌ها پیدا کند. تغییر نگرش و تقویت مهارت‌های مدیریت هیجان نیز اهمیت زیادی دارد. یادگیری تکنیک‌های مدیریت استرس، تمرین شکرگزاری و بازسازی شناختی می‌تواند فرد را در برابر فشارهای روانی مقاوم‌تر کرده و از شدت گرفتن اضطراب پنهان جلوگیری کند. حمایت اجتماعی و گفتگو با دوستان، خانواده یا مشاوران نیز نقش مؤثری در کاهش اضطراب دارد و به فرد احساس امنیت، همدلی و آرامش می‌دهد. اضطراب پنهان ممکن است به دلیل ناشناخته ماندن نشانه‌ها نادیده گرفته شود، اما تأثیر آن بر زندگی روزمره بسیار جدی است. شناخت علائمی مانند خستگی مداوم، اختلالات خواب، تغییر اشتها، کاهش تمرکز، علائم فیزیکی نامشخص و واکنش‌های هیجانی شدید، نخستین گام در مسیر مدیریت اضطراب است. با استفاده از روش‌های طبیعی، پایدار و مبتنی بر آگاهی، می‌توان اضطراب پنهان را کاهش داد و کیفیت زندگی را به شکل قابل‌توجهی بهبود بخشید. مدیریت اضطراب پنهان یک فرآیند مستمر است که نیازمند توجه و تمرین روزانه می‌باشد. با به‌کارگیری روش‌های غیردارویی مانند تمرین تنفس، مدیتیشن، ورزش منظم، تغذیه سالم، خواب کافی، ایجاد تعادل بین کار و زندگی، حفظ روابط اجتماعی مثبت و تقویت مهارت‌های مدیریت هیجان، می‌توان اثرات منفی اضطراب پنهان را کاهش داد و سلامت روان و جسم را حفظ کرد. آگاهی از نشانه‌های اضطراب پنهان و اقدام به‌موقع، نه‌تنها از تشدید آن جلوگیری می‌کند، بلکه توانایی فرد را برای مقابله با فشارهای روزمره و تصمیم‌گیری بهتر افزایش می‌دهد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 68 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی صدها میلیون زن و دختر همچنان در فقر شدید زندگی خواهند کرد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در صورت عدم بهتر شدن اوضاع، حدود ۳۵۱ میلیون زن و دختر تا سال ۲۰۳۰ میلادی در فقر شدید خواهند ماند و جهان از رسیدن به هدف برابری جنسیتی باز می‌ماند. در بخشی از گزارش بخش زنان سازمان ملل متحد آمده است که این وضعیت نتیجه کمبود سرمایه‌گذاری و بی‌توجهی ساختاری به حقوق زنان می‌باشد، اما با سرمایه‌گذاری و اقدامات لازم، بهبود اوضاع همچنان ممکن خواهد بود. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که با سرمایه‌گذاری در کاهش «شکاف دیجیتال جنسیتی»، بیش از ۳۴۳ میلیون زن و دختر می‌توانند بهره‌مند شده و ۳۰ میلیون تن از فقر بیرون شوند. این سازمان در ادامه افزوده است که برابری جنسیتی اساس صلح، توسعه و حقوق بشر است و باید به اولویت جدی جهانی تبدیل شود. در حالی این سازمان از وضعیت زنان جهان انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 80 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت اهداکنندگان، فضاهای امن برای آموزش، آموزش معلمان و امکانات دیگر در افغانستان فراهم می‌کند تا کودکان بتوانند حتی در شرایط اضطراری به یادگیری ادامه دهند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود بر اهمیت حمایت و فراهم‌سازی زمینه آموزش در افغانستان تاکید کرده است. سازمان ملل پیش‌تر اعلام کرده بود که محدودیت‌های شدید بر آموزش، کار و حضور اجتماعی همچنان بر زندگی میلیون‌ها زن و دختر در افغانستان سایه افکنده و فرصت‌های آنان برای مشارکت در جامعه را کاهش داده است. علاوه بر این، حوادث طبیعی مانند زمین‌لرزه‌ها در برخی ولایت‌ها سبب تخریب مکاتب و اختلال در روند آموزش شده است. برنامه اسکان بشر سازمان ملل گزارش داده که مکتب «قوش‌آسیاب» در هرات که در پی زمین‌لرزه تخریب شده بود، بازسازی شده و اکنون برای ۸۰۰ دانش‌آموز آماده آموزش است. این مکتب در حالی باسازی می‌شود که در بیش از چهارسال گذشته، دختران بالاتر از صنف شش به‌دلیل وضع محدودیت‌ها، از رفتن به مکتب محروم شدند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 155 بازدید

اولین چیزی که عبدالرحمان هر صبح لمس می‌کند، نه نور است و نه صدا؛ سرماست. سرمایی که از زمین بالا می‌آید، از فرش نازک می‌گذرد، به استخوان‌هایش می‌رسد و همان‌جا می‌ماند. هنوز چشم‌هایش باز نشده، اما بدنش می‌فهمد که یک روز دیگر شروع شده؛ روزی شبیه دیروز، شبیه پریروز، شبیه تمام روزهایی که سال‌هاست نام‌شان فقط «گذشتن» است. چشم که باز می‌کند، سقف را می‌بیند؛ سقفی پر از لکه‌های نم، ترک‌های عمیق و خاطره‌های تلخ. هر ترک، یادگار یک زمستان است. هر لکه، نشانه‌ی شبی که باران باریده و او تا صبح بیدار مانده تا آب روی صورت دخترانش نچکد. در آن لحظه‌ها، بیشتر از خستگی، شرم خفه‌اش می‌کرد؛ شرم این‌که نتوانسته سقفی محکم‌تر برای خانواده‌اش بسازد. کنار او، چهار دخترش خوابیده‌اند. بدن‌های کوچک‌شان کنار هم جمع شده، مثل جوجه‌هایی که از ترس سرما به هم پناه برده‌اند. پتو آن‌قدر نازک است که بیشتر شبیه عذرخواهی است تا وسیله‌ی گرم‌کننده. عبدالرحمان آرام دستش را دراز می‌کند و گوشه‌ی پتو را بالا می‌کشد. نمی‌خواهد بیدار شوند. چون بیدارشدن یعنی سوال. و او برای سوال‌ها جوابی ندارد. روی طاقچه، نان خشک دیروز مانده؛ نانی که دیگر نه بوی نان می‌دهد و نه مزه‌ی زندگی. یک تکه‌اش را می‌شکند، آهسته می‌جود، انگار می‌ترسد صدای جویدن، دخترانش را بیدار کند. چای هست، اما قند نیست. قند مدت‌هاست از این خانه رفته، مثل خیلی چیزهای دیگر. عبدالرحمان کفش‌های کهنه‌اش را می‌پوشد؛ کفش‌هایی که خودش سال‌ها پیش دوخته بود، وقتی هنوز دست‌هایش امید داشتند، وقتی هنوز فکر می‌کرد اگر آدم کار بلد باشد، گرسنه نمی‌ماند. بند یکی از کفش‌ها پاره است. می‌خواهد آن را عوض کند، اما نخ نو ندارد. گره می‌زند و می‌گوید: «فعلاً بس است.» وقتی از خانه بیرون می‌شود، هوا هنوز نیمه‌تاریک است. کوچه‌های هرات ساکت‌اند، اما سکوت‌شان آرام نیست؛ سکوتی است خسته، مثل نفس‌های آدمی که سال‌ها دویده و جایی نرسیده. دیوارها خاک گرفته‌اند، درها کهنه‌اند، و آدم‌ها زودتر از آفتاب پیر شده‌اند. در سرک، مردانی را می‌بیند که مثل خودش راه می‌روند؛ نه با هدف، بلکه برای این‌که خانه نمانند. بعضی‌ها بیل به شانه دارند، بعضی‌ها فقط دست‌های خالی. هیچ‌کس از فردا حرف نمی‌زند. دکان عبدالرحمان در گوشه‌ی یک سرک قدیمی است؛ دکانی که اگر کسی چشمش را برگرداند، شاید اصلاً آن را نبیند. درِ فلزی‌اش زنگ زده، شیشه‌اش ترک دارد و روی دیوارش گرد سال‌ها نشسته. قفل را باز می‌کند؛ صدایی می‌دهد شبیه آه کشیدن. داخل دکان، بوی واکس کهنه، چرم پوسیده و رطوبت جمع شده است. این بو، بخشی از زندگی عبدالرحمان است. زمانی این بو برایش معنی کار می‌داد، معنی نان، معنی عزت. حالا فقط یادآور چیزی است که دیگر نیست. ابزارهایش را نگاه می‌کند: سوزن‌هایی که نوک‌شان کج شده، نخ‌هایی که چندبار گره خورده‌اند، قوطی واکسی که ته‌اش پیدا شده، برسی که موهایش ریخته. همه چیز پیر شده؛ مثل خودش، مثل این شهر. چهارپایه‌ی کوتاهش را بیرون می‌گذارد و می‌نشیند. نشستن او نشستن یک کارگر فعال نیست؛ نشستن کسی است که منتظر رحم بازار است. آفتاب کم‌کم بالا می‌آید. سایه‌ها کوتاه می‌شوند، اما مشتری نمی‌آید. ساعت‌ها می‌گذرد. مردم رد می‌شوند. کفش‌های‌شان خاکی است، رنگ‌رفته، اما کمتر کسی به دکان نگاه می‌کند. یکی از کنار دکان می‌ایستد، کفشش را با دست‌مالی که از جیبش درمی‌آورد پاک می‌کند و می‌رود. عبدالرحمان نگاهش می‌کند و چیزی در دلش فرو می‌ریزد. با صدای آهسته می‌گوید: «دیگر کسی کفش رنگ نمی‌کند…» قبلاً مردم کفش را مثل جان‌شان نگه می‌داشتند. کفش را می‌آوردند، می‌گفتند بندش را عوض کن، رنگش را تازه کن، کفش باید دوام کند. حالا یا کفش نو می‌خرند، یا اصلاً اهمیت نمی‌دهند. کفش‌دوزی شده کاری که کسی به آن احتیاج ندارد. اگر روزی خوش‌شانس باشد، شاید یک نفر بیاید و کفشش را بدهد برای رنگ‌کردن. نهایت ۱۵۰ یا ۲۰۰ افغانی. پولی که همان لحظه در ذهن عبدالرحمان خرج می‌شود، چندبار، با حساب دقیق: نان. شاید کمی آرد. شاید فردا هم نان باشد. اما وقتی حساب کرایه خانه می‌آید، همه‌چیز می‌ریزد. ۳۰۰۰ افغانی کرایه. خانه‌ای که فقط اسمش خانه است؛ یک اتاق نمور با دیوارهای ترک‌خورده. ۱۰۰۰ افغانی برق و آب. برقی که بیشتر وقت‌ها نیست، آبی که همیشه سرد است. مالک خانه هر ماه می‌آید. صدایش آرام است، اما حرفش سنگین: «اگر کرایه را ندهی، مجبورم بیرونت کنم.» عبدالرحمان نمی‌داند بیرون یعنی کجا. خیمه؟ سرک؟ مسجد؟ هیچ‌کدام خانه نیست. او چهار دختر دارد. وقتی از آن‌ها حرف می‌زند، صدایش آرام‌تر می‌شود، انگار می‌ترسد دردشان را بلند بگوید. دختر بزرگ‌تر به سن مکتب رسیده. کتاب می‌خواهد، لباس می‌خواهد، کفش می‌خواهد. عبدالرحمان فقط می‌تواند بگوید: «صبر کن.» عصر که می‌شود، دکان‌های اطراف بسته می‌شوند. عبدالرحمان هنوز نشسته، نه به امید مشتری، بلکه چون رفتن به خانه هم سخت است. خانه یعنی روبه‌رو شدن با نگاه‌ها، با سوال‌ها. بالاخره دکان را می‌بندد، قفل را می‌کشد. صدای قفل مثل پایان یک روز بی‌ثمر است. راه خانه را می‌گیرد، پاهایش درد می‌کند، فکرهایش بیشتر. وقتی وارد اتاق می‌شود، دخترها دورش جمع می‌شوند. یکی دستش را می‌گیرد، یکی کفشش را نگاه می‌کند. کوچک‌ترین‌شان می‌پرسد: «پدر، امروز نان آوردی؟» او لبخند کمرنگی می‌زند، نان را روی سفره می‌گذارد. نان خشک، چای بی‌قند، سکوت. زن‌اش چیزی نمی‌گوید؛ سکوت او سنگین‌تر از هر شکایت است. دختر کوچک نان را می‌جود، بعد آهسته می‌گوید: «سخت است…» این جمله مثل خنجر در دل عبدالرحمان می‌نشیند. بچه نباید این را بفهمد، بچه باید بازی کند، نه سختی را مزه کند. شب که می‌شود، همه می‌خوابند. عبدالرحمان بیدار می‌ماند، به سقف نگاه می‌کند، به لکه‌های نم، به آینده‌ای که هیچ شکلی ندارد. با خودش می‌گوید: «من از زندگی بیزار شده‌ام… نه چون مردن را می‌خواهم، چون زنده‌ماندن دیگر نفس ندارد.» اما باز هم فردا خواهد آمد، باز هم او بلند خواهد شد، باز هم چهارپایه را بیرون خواهد گذاشت، چون فقر حتی اجازه‌ی تسلیم‌شدن نمی‌دهد. عبدالرحمان کفش‌دوز است، اما قصه‌اش قصه‌ی هزاران مرد در هرات است؛ مردانی که هنوز زنده‌اند، اما زندگی هر روز کمی بیشتر از آن‌ها کم می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 72 بازدید

شماری از نویسند‌گان، شاعران و فرهنگیان اهل افغانستان درتازه‌ترین مورد نسبت به نام‌گذاری شبکه‌ی خبری «بی‌بی‌سی دری» اعتراض کردند. آنان امروز (جمعه، ۱۹ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که دست‌اندرکاران این شبکه‌ی خبری به‌گونه انحصاری از «دری» استفاده کرده و میان زبان فارسی و دری تفکیک قایل شده‌اند. این نویسندگان، شاعران و فرهنگیان اهل افغانستان در اعلامیه تاکید کرده‌اند که فارسی یا «فارسی دری» یک زبان واحد تاریخی، فرهنگی و تمدنی است. در بخشی از اعلامیه آمده است که تفکیک فارسی و دری محصول سیاست‌های «قومی و تبعیض‌آمیز» طی چند دهه اخیر در افغانستان بوده است. آنان در اعلامیه افزوده‌اند که برخی حلقات در افغانستان در چند سال اخیر این سیاست را تقویت کرده‌اند. این شاعران، فرهنگیان و نویسندگان تصریح کرده‌اند که در چنین شرایطی، انتخاب «بی‌بی‌سی دری»، «آگاهانه یا ناآگاهانه»، به‌عنوان همسویی با سیاست‌های برخی حلقات تلقی می‌شود. آنان خواهان بازنگری و تغییر نام «بی‌بی‌سی دری» شده‌اند. این در حالی است شبکه‌ی خبری «بی‌بی‌سی» چند ماه پیش بی‌بی‌بی دری برای مخصوصا شهروندان افغانستان ایجاد کرد و این روند با واکنش متعدد مواجه شد.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 114 بازدید

یونسکو و یونیسف در یک گزارش مشترک وضعیت نظام آموزشی در افغانستان را یکی از شدیدترین بحران‌های آموزش و یادگیری در جهان خواند و از نبود فرصت آموزش به دختران، کاهش سطح سواد کودکان در مکتب‌های ابتدائیه، نبود ساختمان مکتب‌ها، کمبود آموزگاران، به‌ویژه آموزگاران زن، نبود بودجه برای زیرساخت‌ها در نظام آموزشی و دیگر موارد اشاره شده است. در این گزارش سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) و صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) گفته‌اند که ۹۳ درصد کودکان تا پایان دوره ابتدایی قادر به خواندن و درک یک متن ساده و متناسب با سن خود نیستند. در «گزارش وضعیت آموزش افغانستان ۲۰۲۵» آمده است که دستاوردهای حدود دو دهه در زمینه دسترسی به آموزش، از سال ۲۰۲۱ میلادی به این‌سو به‌دلیل سیاست‌های محدودکننده، کمبود مزمن سرمایه‌گذاری، محدودیت‌های مالی ناشی از تحریم‌ها و هم‌زمانی بحران‌های انسانی، به‌طور چشمگیری از میان رفته است. در گزارش آمده است که این عوامل باعث شده میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران، از آموزش محروم شوند و کیفیت یادگیری در همه سطوح افت کند. بر بنیاد این گزارش، شمار دانش‌آموزان دوره ابتدایی در سال ۲۰۲۴ میلادی به حدود ۶ میلیون و ۷۷۰ هزار تن رسیده، اما رشد ثبت‌نام نسبت به سال پیش از آن متوقف شده است. از این تعداد، حدود ۳ میلیون و ۷۸۰ هزار تن پسر و نزدیک به ۲ میلیون و ۹۸۰ هزار تن دختر بوده‌اند. فقر، نیاز خانواده‌ها به کار کودکان و افت کیفیت آموزش، از عوامل اصلی کاهش مشارکت عنوان شده است. در گزارش آمده است که پس از اعلام ممنوعیت دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش در سال ۲۰۲۲ میلادی،‌ مشارکت دختران در این زمینه به صفر رسیده و تا پایان ۲۰۲۵ چنین بوده است. یونسکو و یونیسف برآورد می‌کنند که تا اکنون حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند و هر سال تحصیلی نزدیک به ۳۹۷ هزار دختر دیگر نیز از ادامه تحصیل بازمی‌مانند. همچنین بیش از ۲ میلیون و ۱۳۰ هزار کودک در سن آموزش ابتدایی هنوز از مکتب بازمانده‌اند که حدود ۶۰ درصد آن‌ها دختر هستند. ثبت‌نام در مقطع متوسطه به‌طور کلی کاهش یافته است. یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که شمار دانش‌آموزان این مقطع از اوج ۱ میلیون و ۴۲۰ هزار تن در سال ۲۰۲۱، به حدود ۱ میلیون و ۱۰ هزار تن در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است؛ کاهشی که هم ناشی از حذف کامل دختران و هم افت مشارکت پسران بوده است. در آموزش عالی، شکاف جنسیتی به‌شدت افزایش یافته است. در گزارش آمده که در سال ۲۰۲۴، شمار دانشجویان مرد ۱۸۸ هزار و ۹۵۷ تن و شمار دانشجویان زن تنها هزار و ۲۴۴ تن بوده است. در سال ۲۰۲۳، بیش از ۴۳ هزار مرد به‌عنوان دانشجوی جدید وارد دانشگاه‌ها شدند، در حالی که هیچ زنی اجازه ثبت‌نام نداشت. همچنین شمار استادان زن نیز از سال ۲۰۱۹ تاکنون حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است. گزارش می‌گوید پیامدهای یادگیری در افغانستان از بدترین‌ها در سطح جهان است. بیش از ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند. در گزارش آمده که این وضعیت افغانستان را بسیار پایین‌تر از میانگین جنوب آسیا قرار می‌دهد و آنچه «مکتب بدون یادگیری» توصیف شده را نشان می‌دهد. در گزارش آمده که کمبود معلمان آموزش‌دیده، به‌ویژه معلمان زن، ضعف نظام ارزیابی و کمبود مواد آموزشی، بحران را تشدید کرده است. بر بنیاد این گزارش، نزدیک به نیمی از مکتب‌ها ساختمان ایمن ندارند، حدود ۷۹ درصد فاقد برق‌اند و بسیاری به آب سالم، خدمات بهداشتی یا دیوار حفاظتی دسترسی ندارند. در گزارش آمده که این مسائل به‌ویژه حضور دختران را کاهش می‌دهد. همچنین بیش از هزار مکتب به‌دلیل جنگ، آسیب یا بلایای طبیعی همچنان بسته‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 106 بازدید

پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا درتازه‌ترین مورد از اتاقی که به‌نام «زنان و دختران افغانستان» در وزارت امور خارجه‌ی این کشور نام‌گذاری شده بود، رونمایی کرد. در این مراسم شماری از فعالان حقوق زن، از جمله فوزیه کوفی، عضو پیشین پارلمان افغانستان حضور داشتند و خوزه مانوئل آلبارس، وزیر امور خارجه‌ی اسپانیا گفت که به حمایت از زنان و دختران افغانستان ادامه می‌دهد. وی در ادامه تاکید کرده است که هدف از رونمایی از این لوحه‌ی یادبود، پاسداشت از زنان و دختران افغانستان است که برای حقوق و آزادی خود مبارزه می‌کنند. او در افزوده است که سیاست خارجی اسپانیا همچنان به حمایت و اعطای حق اظهارنظر به زنان افغانستان ادامه خواهد داد. زنان و دختران افغانستان طی چهار سال گذشته، با محدودیت‌های شدیدی روبرو هستند و از حق اساسی‌شان، از جمله آموزش و کار، محروم‌ اند. در این چهار سال، علی‌رغم انتقادهای جهانی از سیاست‌های حکومت سرپرست افغانستان علیه زنان، این دولت سیاست‌های محدودکننده‌ی خود را تشدید کرده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 137 بازدید

مسوولان محلی از ولایت کنر می‌گویند که انفجار گلوله در این ولایت جان یک زن را گرفته و یک زن و یک کودک دیگر را زخمی کرده است. ملا شفق، ولسوال حکومت سرپرست برای ولسوالی اسمار ولایت کنر امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد روز گذشته در روستای «اغذ باغ پیتاو» این ولسوالی رخ داده است. آقای شفق در ادامه تاکید کرده است که زخمیان این رویداد که شامل یک زن و یک کودک بودند، جهت تداوی به شفاخانه مرکزی کنر منتقل شده‌اند. ملا شفق وضعیت صحی یکی از زخمیان را وخیم توصیف کرده است. ولسوال ولسوالی اسمار در مورد سن و هویت زخمی‌ها و قربانی این رویداد چیزی نگفته است. این در حالی است که روز سه‌شنبه هفته‌ی جاری نیز در رویداد مشابه در نتیجه‌ی انفجار مواد منفجر ناشده باقیمانده از دوران جنگ در ولسوالی نورگل این ولایت، یک کودک جان باخته و ۶ تن دیگر به‌شمول زنان و کودکان زخمی شده‌ بودند. مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 122 بازدید

سازمان داکتران بدون مرز درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که اخراج گسترده پناه‌جویان اهل افغانستان از پاکستان، به‌ویژه در فصل زمستان، به یک بحران جدی انسانی برای کشور تبدیل شده و جان بسیاری از کودکان، زنان و خانواده‌ها را تهدید می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از پناه‌جویان اخراج‌شده در کمپ‌های موقت بدون سرپناه نگه‌داری می‌شوند و دسترسی آن‌ها به مراقبت‌های صحی، آب آشامیدنی و مواد غذایی بسیار محدود است. در ادامه آمده است که روند اخراج اجباری شامل مهاجران بدون مدرک، دارندگان کارت شهروندی افغانستان و دارند‌گان کارت ثبت‌نام موقت (POC) نیز می‌شود و با آغاز زمستان و سرمای شدید، شرایط برای پناه‌جویان سخت‌تر شده است. همچنین ژو وی‌بینگ، رییس ماموریت داکتران بدون مرز در پاکستان، گفته است که خانواده‌های اهل افغانستان بین زند‌گی در ترس از اخراج و بازگشت به افغانستان مانده‌اند و جامعه‌ی جهانی باید فوراً کمک‌های انسانی و حفاظتی ارائه کند. داکتران بدون مرز در ادامه تاکید کرده‌اند که بدون دسترسی به سرپناه، مراقبت‌های صحی و تغذیه کافی، زمستان برای پناه‌جویان افغانستانی به قاتلی خاموش تبدیل می‌شود و جان بسیاری از افراد آسیب‌پذیر را تهدید می‌کند. براساس ارزیابی سازمان پزشکان بدون مرز در قندهار نیز بازگشت‌کنندگان با شرایط دشوار در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند و دسترسی به آب آشامیدنی و امکانات بهداشتی تقریبا وجود ندارد. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در گزارشی هشدار داد افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشری جهان باقی خواهد ماند. اوچا می‌گوید در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۲ میلیون نفر معادل ۴۵ درصد جمعیت افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب