نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

4 ماه قبل - 272 بازدید

جنی نوردبرگ در مقطع کارشناسی در رشته‌ی حقوق و روزنامه‌نگاری مشغول و از دانشگاه استکهلم فارغ‌التحصیل شد. وی به دلیل علاقه به فضای مطبوعاتی، تحصیلات تکمیلی خود را در رشته‌ی روزنامه‌نگاری ادامه داد. جنی، خبرنگاری مشهور و جنجالی محسوب می‌شود و به خاطر نگارش کتاب دختران زیرزمینی کابل شهرت بسیاری به دست آورده است. کتاب دختران زیرزمینی کابل زندگی پنهان دختران افغانستان در پوشش پسرانه نوشته‌ی جنی نوردبرگ که افتخارات و جوایز بسیاری برای خالقش به ارمغان آورده است به زندگی زنان افغانستانی‌ای می‌پردازد که برای داشتن زندگی راحت‌تر مجبور هستند جنسیت خود را انکار کنند و مانند مردان لباس بپوشند و رفتار کنند. *جنی نوردبرگ* (Jenny Nordberg) روزنامه‌نگار و نویسنده سوئدی است که بیشتر برای کتاب مشهور خود، *«دختران زیرزمینی کابل»* شناخته می‌شود. او در سوئد به دنیا آمد و در خانواده‌ای اهل روزنامه‌نگاری بزرگ شد، جایی که علاقه‌اش به روایت داستان‌های واقعی و تحقیق میدانی از کودکی شکل گرفت. تحصیلات او شامل رشته‌های حقوق و روزنامه‌نگاری است. او ابتدا در دانشگاه استکهلم تحصیل کرد و سپس برای تکمیل مهارت‌های روزنامه‌نگاری‌اش، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک رفت و مدرک کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری را دریافت کرد. این تحصیلات به او کمک کرد تا مهارت‌های حرفه‌ای در تحقیق‌های عمیق و گزارش‌های مستند کسب کند. فعالیت حرفه‌ای جنی نوردبرگ از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد و او بیشتر روی مسائل حقوق بشر، زنان و کودکان در مناطق بحران‌زده تمرکز کرده است. او سال‌ها در افغانستان زندگی و کار کرده و گزارش‌های زیادی درباره وضعیت زنان و دختران افغان نوشته است. در کتاب «دختران زیرزمینی کابل»، نوردبرگ پدیده‌ای نادر اما مهم را به تصویر می‌کشد که در آن دختران جوان به شکل پسران تربیت می‌شوند تا در جامعه مردسالار افغانستان بتوانند آزادی‌ها و فرصت‌هایی را تجربه کنند که برای دختران واقعی بسیار محدود است. این کتاب حاصل سال‌ها تحقیق، مصاحبه و زندگی نزدیک با این خانواده‌ها و دختران است که صدای خاموش آن‌ها را به جهان معرفی کرد. او برای روزنامه سوئدی «Svenska Dagbladet» کار کرده و گزارش‌هایش در نشریاتی چون *Th New York Time* ،The Atlanta، The Guardian و غیره منتشر شده‌اند. کتاب دختران زیرزمینی کابل (The Underground Girls of Kabul) که به شرح چالش‌های این سبک زندگی می‌پردازد، شخصیت‌های زنده و قابل توجهی دارد که به کتاب جان می‌دهند. به عنوان مثال، آزیتا که خود نماینده‌ی مجلس محسوب می‌شود به ناچار بر دختر چهارم خود، نام مهران را می‌گذارد و مانند پسرها بزرگش می‌کند. زهرا نیز نوجوانی است که با مشکلات بلوغ دست و پنجه نرم می‌کند و حاضر نیست مانند دختران زندگی کند. شکریه بیست سال مانند مردان زندگی کرده است و اکنون سه فرزند دارد و ... . اگر دوست دارید روایت‌های واقعی از زندگی زنان در افغانستان بخوانید، اگر به مطالعات جامعه‌شناسی و حقوق زنان علاقه‌مندید، کتاب دختران زیرزمینی کابل یک گزینه‌ی عالی برای شما است. افتخارات کتاب دختران زیرزمینی کابل: - بهترین کتاب سال ۲۰۱۴ به انتخاب پابلیشرز ویکلی - نامزد بهترین کتاب ناداستان سال ۲۰۱۴ به انتخاب گودریدز - برنده جایزه کتاب آنتونی لوکاس در سال ۲۰۱۵ - یکی از بهترین کتاب‌های غیرداستانی بازفید در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب بیزینس اینسایدر در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب کلمبوس دیسپچ در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب هفته‌نامه‌ی ناشران در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب پاپ مترز در سال ۲۰۱۴ بخشی از کتاب دختران زیرزمینی کابل «برادرِ ما در اصل یک دختر است.» یکی از دوقلوها با نگاه مشتاقش سر تکان می‌دهد تا بر درستی حرف‌هایش دوباره تأکید کند، سپس به‌سمت خواهرش برمی‌گردد، او هم موافق است. بله، درست است. او هم این مطلب را تأیید می‌کند. آنها دوقلوهای همسان ده‌ساله‌ای هستند با موهای مشکی، چشم‌هایی شبیه سنجاب و مختصری کک‌ومَک روی صورت. لحظاتی قبل، هنگامی‌که منتظر مادرشان بودیم تا مکالمه‌اش در اتاق دیگر تمام شود، با آهنگ‌های آی‌پاد من رقصیدیم و هدفون را بین خودمان ردوبدل کردیم تا بهترین رقصمان را به هم نشان دهیم، اگرچه من موفق نشدم با چرخش ماهرانهٔ کمرهایشان هماهنگ شوم - بخش‌هایی از این رقص مشترک می‌توانست قابل‌تحسین باشد. در پیچ‌وخم ساختمان‌های سیمانی و راهروهای سرد و مثلِ یخِ آپارتمان‌های به سبک اتحاد جماهیر شوروی، هر صدایی منعکس می‌شود؛ خانه‌هایی که اکنون آشیانه‌ی خانواده‌هایی از طبقه‌ی متوسط مردم کابل شده‌اند. حالا روی مبلمان طلادوزی‌شده‌ای نشسته‌ایم که دوقلوها سرویس چای‌خوری را مقابل آن چیده‌اند؛ لیوان‌های شیشه‌ای و فلاسک چای در یک سینی با روکش نقره. مهمان‌خانه آراسته‌ترین اتاق تجملاتی در خانه‌های افغان‌هاست، البته برای نشان‌دادنِ ثروت و شخصیت اخلاقی صاحبش. نوارهای کاستِ آیات قرآن و گل‌های پارچه‌ای به رنگ زرد و قرمز روی میزی در کُنج اتاق دیده می‌شوند؛ تَرَکِ میز هم با چسب ترمیم شده است. خواهران دوقلو درحالی‌که پاهایشان را زیر مبل پنهان کرده‌اند، کمی از عدم واکنش من نسبت به حضور پُررنگشان دلخورند. دوقلوی شمار‌ه‌ی دو به جلو خم می‌شود و می‌گوید: «درست است، آن پسر، خواهر کوچک‌تر ماست.» به آنها لبخند می‌زنم، دوباره سر تکان می‌دهم و می‌گویم: «بله، قطعاً.» عکسِ قاب‌شده‌ی روی میز کناری عکس برادرشان است با یک پیراهن یقه‌هفت و کراوات به‌همراه پدر سبیلو و خندانشان. این تنها عکسِ در معرض دید در نشیمنِ خانه است. دختران بزرگ‌تر کم‌وبیش به زبان انگلیسی آشنا هستند و با اشتیاق صحبت می‌کنند. انگلیسی را از کتاب‌های درسی و شبکه‌های ماهواره‌ای که دیش آن در بالکن دیده می‌شود یاد گرفته‌اند. اینجا شاید تنها مانعِ ما زبان باشد. برای اینکه صمیمی‌تر و مهربان‌تر باشم می‌گویم: «بسیارخب بچه‌ها، فهمیدم؛ آن پسر، خواهرتان است. حالا بنفشه تو به من بگو که رنگ موردِعلاقه‌ات چیست؟» کمی عقب‌وجلو می‌رود، خجالت می‌کشد، سرخ‌وسفید می‌شود و سؤال را به خواهر دیگرش هم منتقل می‌کند تا بیشتر روی آن فکر کنند. دوقلوها ژاکت پشمی نارنجی و شلوارک سبزرنگی پوشیده‌اند. به‌نظر می‌رسد با این لباس‌ها همه‌کاری می‌کنند تا هم‌زمان سیمایی کاملاً دخترانه هم داشته باشند. هر دو دختر، کِش‌های پُرزرق‌وبرقی به موهایشان بسته‌اند و حرف که می‌زنند، مُدام سرشان را تکان می‌دهند؛ کِشِ سرشان فقط زمانی از حرکت می‌ایستد که آن دیگری شروع به حرف‌زدن می‌کند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 153 بازدید

موسسه مرسی کورپس (Mercy Corps) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در آستانه یک بحران سراسری آب قرار دارد و میلیون‌ها شهروند افغانستان که از ایران و پاکستان بازگردانده شده‌اند، بر منابع و سیستم‌های شکننده آبرسانی کشور فشار شدید وارد می‌کنند. این موسسه با نشر گزارشی گفته است که شهر کابل ممکن است تا سال ۲۰۳۰ میلادی کاملاً با کمبود آب روبرو شود، در حالی‌که ولایت‌های چون هرات و قندهار هم‌اکنون با کاهش شدید منابع آبی و پیامدهای انسانی گسترده مواجه‌اند. در بخشی از گزارش موسسه مرسی کورپس آمده است که از آغاز سال ۲۰۲۵ میلادی تا اکنون بیش از دو میلیون مهاجر، عمدتاً به‌طور اجباری از ایران و پاکستان، به کشور بازگشته‌اند و احتمال دارد این رقم تا پایان سال به نزدیک به شش میلیون تن برسد. بربنیاد یافته‌های این نهاد، بیش از ۷۵ درصد خانواده‌های بازگشت‌کننده گفته‌اند دسترسی به آب پاک دشوار است و ۴۵ درصد از آنان با بیماری‌های ناشی از آب ناسالم روبه‌رو هستند. موسسه مرسی کورپس در ادامه هشدار داده است که هزینه آب در شهرها به‌ویژه در قندهار بسیار بالا رفته و تنش بر سر منابع مشترک آبی در حال افزایش است. این نهاد خواستار اقدام فوری برای کمک به خانواده‌ها، تقویت شبکه‌های آبرسانی و جلوگیری از خشک شدن منابع زیرزمینی شده است. همچنین همزمان با هفته‌ی جهانی آب، دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان، درباره‌ی ‏بحران کمبود آب در افغانستان هشدار داده بود که این دفتر متعهد ‏به مقابله با این چالش است.‏ این دفتر در حساب کاربری ایکس خود نوشته ‏است: «با پایان هفته‌ی جهانی آب، افکار ما با مردم افغانستان است. ‏کمبود آب یک نگرانی حیاتی است، به‌ویژه در کابل، زیرا این مشکل ‏همه چیز را از مصونیت غذایی گرفته تا صحت عامه متأثر می‌سازد.»‏ قابل ذکر است که افغانستان چند سال است که با خشک‌سالی‌های پی‌هم دست‌وپنجه نرم می‌کند.‏ طبق این گزارش، استخراج آب در حال حاضر سالانه ۴۴ ‏میلیون متر مکعب بیشتر از میزان تغذیه طبیعی آب‌های ‏زیرزمینی است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 213 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) هشدار داده‌اند که نظام آموزشی افغانستان برای دختران و پسران در وضعیت بحرانی قرار دارد. این دو نهاد با نشر در گزارشی مشترک گفته‌اند که آینده میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران، در افغانستان در خطر است و بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن مکتب ابتدایی از آموزش محروم‌اند و ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند. در گزارش آمده است که سیاست‌های محدودکننده، کم‌بود سرمایه‌گذاری، کم‌بود آموزگاران به‌ویژه زنان و ضعف زیرساخت‌ها، کیفیت آموزش را به‌شدت تضعیف کرده است. در ادامه آمده است که نزدیک به نیمی از مکتب‌ها در سراسر افغانستان آب آشامیدنی، تشناب و سیستم گرمایشی مناسب ندارند و بیش از یک‌هزار مکتب نیز به‌دلیل جنگ و بلایای طبیعی بسته است. در گزارش مشترک یونیسف و یونسکو آمده است که ممنوعیت آموزش دختران در دوره متوسطه بیش از ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از مکتب محروم کرده و در کنار آن، ثبت‌نام پسران در آموزش عالی نیز ۴۰ درصد کاهش یافته است. این نهادها تاکید کرده است که آموزش، نماد امید، ثبات و کرامت برای کودکان افغانستان است، اما این امید برای میلیون‌ها کودک در حال از میان رفتن است. همچنین یونیسف و یونسکو در بخشی از گزارش مشترک‌شان از مقام‌های حکومت فعلی خواسته‌اند تا فوراً ممنوعیت آموزش دختران و زنان در دوره‌های متوسطه و عالی را لغو کنند. در این گزارش هشدار داده شده که اگر ممنوعیت آموزش دختران و زنان ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی چهار میلیون دختر دیگر از آموزش محروم خواهند شد و این وضعیت ممکن است تا سال ۲۰۶۶ حدود ۹.۶ میلیارد دالر زیان اقتصادی برای کشور در پی داشته باشد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره‌ بر افغانستان، نظام آموزشی کشور با بحران شدید روبرو شده است. دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب منع شده و در دسامبر ۲۰۲۲ میلادی، تحصیل زنان در دانشگاه‌ها را نیز ممنوع اعلام شد. نهادهای بین‌المللی هشدار داده‌اند که ادامه این روند، افغانستان را با نسلی «بی‌سواد» و بدون «مهارت» روبرو خواهد کرد.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 138 بازدید

شبکه خبری اسکای‌نیوز با نشر گزارشی گفته است که طی سه ماه گذشته، به‌طور میانگین هر ۷۲ ساعت یک کودک در شفاخانه ولایتی بدخشان جان باخته است و این آمار نسبت به مدت مشابه سال گذشته، افزایش ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد. اسکای‌نیوز با نشر گزارش گفته است که گزارش‌ها میدانی نشان می‌دهد، کودکان دچار سوءتغذیه شدید، بسیاری به‌صورت دو نفره در یک تخت بستری هستند و برخی تنها با دستگاه اکسیژن زنده مانده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است که بیش از ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار زن و کودک در افغانستان به درمان فوری سوءتغذیه نیاز دارند و ۹۰ درصد کودکان زیر پنج سال در فقر غذایی مطلق زندگی می‌کنند. به دلیل قطع شدن کمک‌های بشردوستانه بسیاری از مراکز صحی در مناطق محروم افغانستان بسته شده‌اند. برخی خانواده‌ها به اسکای‌نیوز گفته‌اند که ۱۳ ساعت راه طی کرده‌اند تا به بتوانند کودکان بیمار خود را به شفاخانه ولایتی بدخشان برسند. شماری از مادرانی که به شفاخانه ولایتی بدخشان مراجعه کرده‌اند گفته‌اند فرزندان قبلی‌شان را بر اثر سوءتغذیه از دست داده‌اند. در ادامه آمده است که کاهش چشم‌گیر کمک‌های بشردوستانه، به‌ویژه پس از قطع کمک‌های مالی ایالات متحده، در کنار محدودیت شدید حکومت فعلی علیه آموزش و اشتغال زنان، از دلایل اصلی تشدید این بحران عنوان شده است. بسیاری از مادران در مناطق محروم به دلیل ممنوعیت کار، توانایی تأمین غذای کافی برای فرزندان خود را ندارند. همچنین کارکنان درمانی و پروژه‌های محلی تحت حمایت صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل هشدار می‌دهند که بدون بازگشت کمک‌های بین‌المللی، شمار قربانیان افزایش خواهد یافت. داکتران در شفاخانه دولتی بدخشان هشدار داده‌اند که شمار مرگ‌ومیر کودکان در حال افزایش است. دنیل تیمه، سخنگوی یونیسف گفته است: «وضعیت تغذیه کودکان در افغانستان بسیار وخیم است. بیش از ۳.۵ میلیون کودک زیر پنج سال دچار سوءتغذیه حاد هستند، از جمله ۱.۴ میلیون تن که به‌طور تهدیدکننده‌ای لاغر هستند.» پیش از این، نهادهای سازمان ملل اعلام کرده بودند که بدخشان بیش‌ترین تعداد مبتلایان به سوءتغذیه را در میان ولایت‌های افغانستان دارد.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 301 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حذف سیستماتیک زنان و دختران افغانستان از زندگی عمومی به‌گونه‌ی وحشتناک و نظام‌مند جریان دارد. آقای گوترش امروز (چهارشنبه، ۱۶ میزان) این اظهارات خود را که دو روز پیش در شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرده بود، منتشر کرده است. دبیر کل سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که خشونت جنسی و مرگ‌ومیر مادران در افغانستان افزایش یافته است. وی در ادامه افزوده است که زنان و دختران افغانستان از فرصت‌های آموزشی، بهداشت و عدالت محروم شده‌اند. همچنین او در بخشی از صحبت‌هایش از نقش زنان و دختران در رهبری و صلح سخن گفته است. دبیر کل سازمان ملل متحد گفته است که خشونت‌های جنسی در سراسر جهان افزایش یافته است. در اظهارات او آمده است: «در سراسر جهان، شاهد روندهای نگران‌کننده‌ای در هزینه‌های نظامی، افزایش درگیری‌های مسلحانه و خشونت‌های فجیع علیه زنان و دختران هستیم.» همچنین آقای گوترش از وضعیت اسفناک زنان در فلسطین نیز ابراز نگرانی کرده است. با این حال، سیما باهوس، رییس بخش زنان ملل متحد، نیز گفته است که ۹۲ درصد شهروندان افغانستان خواستار دسترسی دختران به آموزش هستند. سیما باهوس تاکید کرد: «حتی در افغانستان، نظارت مداوم سازمان زنان سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که ۹۲ درصد افغان‌ها، چه مرد و چه زن، بر این باورند که دختران باید بتوانند به آموزش متوسطه دسترسی داشته باشند. همچنین چشمگیر است که اکثریت زنان افغان می‌گویند همچنان امیدوارند روزی به آرزوهای خود دست یابند.» وی افزوده است: «واقعیت این است که در سطح جهانی، رنج و آوارگی احتمالاً در برابر درگیری‌هایی به‌ ظاهر حل‌ناشدنی و بی‌ثباتیِ فزاینده افزایش خواهد یافت. این حقیقتی دردناک است که باید آماده باشیم وضعیت برای زنان و دختران پیش از آن‌که بهتر شود، بدتر گردد. این وضعیت همچنان با کاهش‌های کوته‌بینانه در تأمین مالی، که هم‌اکنون فرصت‌های آموزشی دختران افغان را تضعیف کرده است، تشدید خواهد شد.»

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 164 بازدید

بانک جهانی در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هیچ منطقه‌ای در جهان به اندازه‌ی خاورمیانه، شمال افریقا، افغانستان و پاکستان از رفع محدودیت‌های مشارکت زنان سود نخواهد برد و تحقق این امر می‌تواند مسیر رشد پایدار و عدالت اقتصادی در منطقه را هموار کند. این بانک با نشر گزارشی گفته است که چشم‌انداز اقتصادی منطقه خاورمیانه، شمال افریقا، افغانستان و پاکستان در سال ۲۰۲۵ میلادی رو به بهبود است. بر بنیاد این گزارش، پیش‌بینی می‌شود رشد اقتصادی این منطقه به ۲.۸ درصد در سال ۲۰۲۵ میلادی و به ۳.۳ درصد در سال ۲۰۲۶ میلادی برسد. همچنین بانک جهانی هشدار داده است که بی‌ثباتی‌های جهانی، درگیری‌های مداوم، تغییر در سیاست‌های تجاری و افزایش آوارگی‌ها می‌تواند روند بهبود اقتصادی منطقه را تهدید کند. در گزارش آمده است که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از توقف تدریجی کاهش داوطلبانه تولید نفت و رشد صنایع غیرنفتی خود بهره‌مند خواهند شد و همچنان کشورهای واردکننده‌ی نفت نیز با افزایش سرمایه‌گذاری‌های خصوصی، رشد هزینه‌های عمومی و رونق دوباره بخش‌های کشاورزی و گردشگری، بهبود اقتصادی را تجربه خواهند کرد. این گزارش با عنوان «مشاغل و زنان: استعدادهای بکر، رشد تحقق‌نیافته» منتشر شده و بر نقش کلیدی مشارکت زنان در توسعه‌ی اقتصادی منطقه تاکید دارد. بر اساس یافته‌های بانک جهانی، تنها حدود ۲۰ درصد از زنان در نیروی کار منطقه حضور دارند که پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در سطح جهان است. عثمان دیونه، معاون رییس بانک جهانی در امور خاورمیانه، شمال افریقا، افغانستان و پاکستان، گفته است: «من خواستار اقدامات جسورانه‌ام، نه گام‌های جزئی. برای شکوفایی کامل پتانسیل زنان در منطقه، باید موانع موجود بر سر راه مشارکت آنان به‌صورت جامع برطرف شود. یک بخش خصوصی پویا که شغل ایجاد کند و آرزوها را تغییر دهد، کلید پیشرفت واقعی است.» روبرتا گاتی، اقتصاددان ارشد منطقه، نیز تاکید کرده است: «افزایش مشارکت نیروی کار زنان می‌تواند به دستاوردهای اقتصادی چشمگیری منجر شود و رفع موانعی که از اشتغال زنان جلوگیری می‌کند، می‌تواند سرانه تولید ناخالص داخلی در کشورهایی چون مصر، اردن و پاکستان را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش دهد.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 696 بازدید

فرزندپروری شگفت‌انگیز و سالم، تربیتی است که هم مادران و هم پدران را درگیر مشارکت فعال در زندگی کودک می‌کند. اما وقتی صحبت از فرزندپروری به میان می‌آید، گاهی اوقات احساس می‌شود که پدرها در رتبه دوم قرار دارند. به تصویر کشیدن پدران در فرهنگ عامه، کلیشه پدران را به عنوان والدینی بی‌کفایت، از نظر عاطفی جدا شده، والدین ثانوی که تقریبا به اندازه مادران‌شان برای فرزندان‌شان مهم نیستند، ترویج می‌دهد. در نتیجه، پدران اغلب تحت فشار قرار می‌گیرند که وقتی صحبت از تربیت کودک می‌شود، در صندلی عقب بنشینند و ممکن است به دلیل مواردی مانند اعتراف به اینکه به تعویض پوشک کمک می‌کنند یا ابراز علاقه به گرفتن مرخصی پدری، مورد تمسخر قرار بگیرند. بنابراین در این مقاله به نقش پدر در تربیت کودک می‌پردازیم. از نظر علمی ثابت شده است، پدرانی که در سنین رشد کودک مشارکت فعال داشته‌اند، مشکلات رفتاری کمتری دارند و از نظر اجتماعی و تحصیلی افراد بهتری هستند. نقش پدر فقط به نان‌آور بودن خانه محدود نمی‌شود و مشارکت او بر رشد کلی کودک از جمله رشد فکری، رشد نقش جنسیتی و رشد روانی تاثیر می‌گذارد. او می‌تواند به اندازه مادر مهربان و دوست داشتنی باشد. بیشتر کودکانی که رابطه صمیمی و گرمی با پدران خود دارند، تمایل دارند بزرگ شوند تا به بزرگسالانی با اعتماد به نفس بیشتر تبدیل شوند. اهمیت نقش پدر در تربیت کودک مشارکت پدر در چند دهه گذشته به طور چشم‌گیری افزایش یافته است و به طور همزمان، نقش پدران در خانواده‌هایشان از تصور پدران به عنوان نان‌آوران دور به یک شناخت جامع‌تر مبنی بر اینکه آنها والدینی برابر هستند، تکامل یافته است. در زیر 4 نکته‌ای که باید در اهمیت پدران بدانید آورده شده است: الف: پدران درگیر، تاثیر مستقیمی بر فرزندان دارند. پدر درگیر با همه معیارهای سلامت کودک، از رشد شناختیو پیشرفت تحصیلی گرفته تا عزت نفس و رفتارهای اجتماعی مرتبط است. کودکانی که با پدر درگیر رشد می‌کنند 39 درصد بیشتر احتمال دارد که نمره A کسب کنند. 60 درصد کمتر احتمال دارد که از مدرسه اخراج شوند. همچنین دو برابر احتمال دارد که به دانشگاه بروند. ب: خانواده با حمایت از پدران تقویت می‌شوند. خدمات و برنامه‌ریزی‌هایی که با هدف افزایش مهارت‌های فرزندپروری مثبت پدران، نظم و انضباط مناسب، حمایت عاطفی و مدیریت استرس انجام می‌شوند، می‌توانند تاثیر مضاعف، کاهش خطر کودک‌آزاریو افزایش عوامل محافظتی داشته باشند. در نتیجه، نه تنها کودکان می‌توانند با کاهش خطر بدرفتاری مواجه شوند، بلکه می‌توانند از مشارکت مثبت پدر نیز بهره‌مند شوند. ج: سیاست‌ها و برنامه‌های ویژه برای پدران در حال افزایش است. سرمایه گذاری‌ها در ترویج تأثیر مثبت پدران بر فرزندان و خانواده‌های خود همچنان به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. چندین شهر و شهرستان نیز برنامه‌ریزی مبتکرانه‌ای برای پدر شدن ایجاد کرده‌اند. اکثر شهرها در حال حاضر نوعی تلاش برای هدف قرار دادن پدران در قالب طرح‌های دولتی، شبکه‌های حرفه‌ای و شاغل، همکاری های غیرانتفاعی و اجتماعی دارند. د: پدران از مشارکت خود در برنامه‌ها ارزش بسیار زیادی پیدا می‌کنند. پدران گزارش می‌دهند که می‌دانند چگونه با فرزندان خود و مادر(های) فرزندان‌شان ارتباط بهتری برقرار کنند و به دلیل مشارکت آنها احساس اعتماد به نفس و کارآمدی بیشتری به عنوان پدر دارند. پدرانی که در برنامه‌های پدری شرکت می‌کنند، ارزش زیادی در آنها پیدا می‌کنند. نقش پدر در تربیت فرزند دختر اولین مردی که وارد زندگی هر دختری می‌شود، پدر است که نماد مردانگی را برای دختر دارد. دختران هر مردی را که وارد زندگی‌شان می‌شود با پدر خود مقایسه می‌کنند. همچنین پدران نقش مهمی در عزت نفس دختران دارند. وقتی دختران اشتباهی مرتکب می‌شود، سریع کمکش نکنید و بگذارید تا خودش راه‌حلی پیدا کند. دختری که در خانواده با پدر مستبد به دنیا می‌آیند، خودش را یک قربانی می‌داند. بنابراین اگر مادری شجاع نداشته باشد، در برابر مردان با نیت بد، نمی‌تواند مقاومت کند. اگر پدر مستبدی هستید از خود بپرسید آیا بهتر نیست دخترتان در بعضی مسائل به تنهایی و مستقل تصمیم‌گیری کند؟ اگر این اجازه را به دختر خود بدهید او هم کم‌کم یاد می‌گیرد روی پای خودش بایستد. پدران مهربان و آرام همیشه مورد تحسین دختران هستند اما ممکن است از پدر سوء‌استفاده کنند. مثلا بگوید حالا که مامان با من مخافت می‌کنه، میرم از بابا اجازه می‌گیرم. احتمال اینکه دختران چنین پدرهایی یاد بگیرند با حیله‌گری زنانه از مردان به نفع خود استفاده کنند، وجود دارد. این پدران باید قوانین و محدودیت‌ها را برای دختر مشخص کنند و به او یاد بدهند که پدر و مادر برخلاف هم عمل نمی‌کنند. در صورتی که پدر عاطفه خود را به دختر نشان دهد، دختر بعدها بخاطر اعتمادی که به پدر خود دارد، از او در زمان تصمیم‌گیری‌ها مشورت می‌گیرد. اما عشق و ارتباط یک پدر واقعی با دخترش قابل شکستن نیست. با هر اتفاق و مشکلی دختر خود را تنها نمی‌گذارد. این پدر گاهی اوقات به دختر خود هم سخت‌گیری می‌کند زیرا وظایف پدری خود را به نحو احسن انجام می‌دهد. وقتی دختر حرفهای پدر خود را نمی‌پذیرد، پدر واقعی به او یاد می‌دهد که با اعضای خانواده و دیگران مشارکت داشته باشد. با نه گفتن به دختر البته با مهربانی و دلیل منطقی به او یاد می‌دهید که چطور به همسن و سالانش نه بگوید. هر قدمی که در این مسیر بردارید، ارزشمند است. نقش پدر در تربیت فرزند پسر پسرها احساسات را با مشاهده رفتار پدران خود می‌آموزند. آنها باید ببیند که شما 4 احساس اصلی خشم، ترس، غم و خوشحالی را بروز می‌دهید. پسران باید متوجه شوند که پدر هم احساسات دارد. اگر این احساسات بر پدران چیره شوند، پسر احساس امنیت خود را از دست می‌دهد. پسرها دوست دارند از لحاظ جسمی فعال باشند و مثلا با پدر خود کشتی بگیرند و به بازی‌های خشن بپردازند. آنها نمی‌توانند در برابر چنین میلی مقاومت کنند. اما برسی‌ها و مطالعات نشان می‌دهد که پسرها از این بازی‌ها یاد می‌گیرند که چگونه سرگرم باشند، چطور سر و صدا کنند و حتی عصبانی شوند. برای افراد مذکر که تستوسترون دارند این کار بسیار مهم است. اما حتما به پسر باید دهید که چه موقع متوقف شود. یک پسر تقریبا در سن 14 سالگی متوجه می‌شود که از مادر خود بزرگتر شده است و دیر یا زود به این فکر می‌افتد که او نمی‌تواند مرا مجبور به انجام کاری کند. وقتی این تفکر به مرحله عمل برسد، پسر سعی خواهد کرد با لاف‌زدن یا ترساندن بر مادرش غلبه کند. این زمان است که پدر باید وارد عمل شود و به پسر خود آموزش‌های لازم و مهم را بدهد. اینکه چگونه پسران جوان یاد می‌گیرند استقامت کنند و بر موانع زندگی غلبه کنند، بخش جدایی‌ناپذیر ورود به مردانگی است. پسرانی که هم در عادت روزمره و هم بحرانی پدران خود را تماشا می‌کنند، متوجه راهبردهای موفقی برای حل مشکلات مختلف زندگی می‌شوند. پدران از طریق مثال و تشویق به پسرانشان فضیلت استقامت را می‌آموزند. وقتی پسرش روی چیزی کار می‌کند، یک مشکل ریاضی سخت یا دوچرخه‌اش را درست می‌کند، ناامید می‌شود و می‌خواهد آن را رها کند، پدر بیشتر او را تشویق می‌کند که ادامه دهد. کمی وقت بگذارید، پشتیبان بگیرید و بفهمید که مشکل چیست، چگونه آن را حل کنید و آن را کامل ببینید. در این فرآیند، پسر در حال یادگیری مهارت‌ها، صبر و سرسختی است. #انتها

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 172 بازدید

نهاد «دادگاه مردمی افغانستان» درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جلسات محکمه مردمی برای زنان افغانستان امروز (چهارشنبه، ۱۶ میزان) تا ساعت دیگر در شهر مادرید اسپانیا برگزار می‌شود. شهرزاد اکبر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و از برگزارکنند‌گان این دادگاه در پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که امروز روز نخست دادگاه مردمی برای زنان افغانستان است. خانم اکبر در ادامه تاکید کرده است: «این یک گام نخستین است و ما برگزارکنند‌گان بیش از همه مدیون زنان شجاعی استیم که روایت‌های تلخ سرکوب را جهانی ساختند و‌ شجاعانه صدای حقیقت شدند.» در این نشست، دادستان‌ها، قربانیان و قضات درباره‌ جنایات و نقض‌های حقوق بشر علیه زنان و دختران افغانستان صحبت خواهند کرد. به‌گفته برگزار کننده‌گان، در طول سه روز، یک گروه مستقل از قاضیان به صحبت‌ها و شهادت‌های دختران و زنان افغانستان گوش می‌دهد و شواهد را بررسی می‌کند. این محکمه‌ی مردمی را چهار نهاد مدنی و حقوق‌‌ بشری «رواداری»، ‌‏«مؤسسه حقوق‌‌ بشر و دموکراسی افغانستان»، «نهاد پژوهش و ‏توسعه» و «مجمع مدافعان حقوق‌ بشر» برگزار می‌کنند.‏ هدف این بررسی، نشان دادن این است که سیاست‌ها و اقدامات حکومت سرپرست افغانستان چگونه می‌تواند مصداق «آزار و تعقیب جنسیتی» باشد، رفتاری که بر اساس قوانین بین‌المللی، جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 196 بازدید

ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت پنجشیر درتازه‌ترین مورد از ثبت حدود شش هزار کودک و زن باردار مبتلا به سوءتغذیه در این ولایت خبر داده است. اين ریاست روز (سه‌شنبه، ۱۵ میزان) با نشر خبرنامه‌ای گفته‌ است که طی شش ماه نخست سال جاری خورشیدی در ولایت پنجشیر ۵ هزار و ۹۲۵ کودک، زن و زن باردار به سوءتغذیه مبتلا شده‌اند. خبرنامه به نقل از داکتر حجت‌الله محمدی، رییس صحت عامه‌ی حکومت سرپرست در پنجشیر نوشته است که از این میان، ۴ هزار و ۲۴۴ کودک و یک هزار و ۶۸۱ زن باردار به سوءتغذیه مبتلا هستند. آقای محمدی در ادامه تاکید کرده است که کودکان به سوءتغذیه شدید و متوسط مبتلا شده‌اند. رییس صحت عامه‌ی ولایت پنجشیر در ادامه افزوده است که حدود ۳ هزار و ۶۳۹ کودک مبتلا به سوءتغذیه تداوی شده و بقیه‌ی آن‌ها در حال درمان می‌باشند و زنان باردار مبتلا به سوءتغذیه نیز تحت مراقبت‌های بهداشتی قرار دارند. با این وجود، چندی پیش سازمان جهانی غذای سازمان ملل در افغانستان اعلام کرده بود که حدود ۴.۷ میلیون زن و کودک در افغانستان مبتلا به سوءتغذیه هستند. برنامه جهانی غذا تاکید کرده بود که ۹.۵ میلیون نفر در افغانستان به‌شدت دچار ناامنی غذایی هستند. همچنین سازمان‌های بین‌المللی بارها هشدار داده‌اند که افغانستان با بحران سوءتغذیه‌ی فزاینده، دست و پنجه نرم می‌کند. نگرانی از مرگ‌ومیر کودکان و زنان به‌دلیل سوءتغذیه در حالی مطرح می‌شود که با روی‌کارآمدن مجدد حکومت سرپرست در افغانستان، بخشی از کادر صحی کشور را ترک کرده‌اند و این موضوع سکتور صحت را به چالش جدی مواجه کرده است. از سویی هم، حکومت فعلی با اعمال محدودیت بر روند آموزش و کار زنان و دختران باعث شده‌ است که جامعه‌ی جهانی سطح کمک‌های خود را به افغانستان کاهش دهد.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 176 بازدید

در قلب کابل، جایی در میان کوچه‌های تنگ، پر از خاک و خاطره، خانه‌ای گلی و کهنه ایستاده است. خانه‌ای که اگر دیوارهایش زبان داشتند، از نفس‌نفس‌های زنی روایت می‌کردند؛ زنی که سال‌ها با دستانش نان دوخته، علم آموخته، و امید برشته بود... و حالا تنها درد می‌دوزد. نامش فاطمه است. زنی ۳۸ ساله، با پیشانی‌ای پر از چین و چشمانی که سال‌هاست لبخند را به خاطر نمی‌آورند. هرچند خندیدن را از یاد نبرده، اما دیگر دلیلی برای خندیدن نمی‌یابد. روزگاری معلم بود، در یکی از مکاتب متوسطه‌ی کابل. صنف‌های هفتم و هشتم را تدریس می‌کرد، بیشتر ریاضی. هنوز هم خوب یادش مانده روزی را که شاگردی با دست بالا پرسید: «معلم صاحب، اگر یک زن وزیر شود، می‌تانه قانون را تغییر بده؟» او خندید و گفت: «زن اگر باسواد باشه، هر کاری می‌تانه.» آن روزها، امید مثل نور آفتاب از پنجره‌ی مکتب به داخل می‌تابید. شاگردان، همچون گل‌های بهاری بودند. مکتب، باغی بود زنده و پرشور. و فاطمه، باغبان دلسوز آن باغ. اما... روزی، بی‌هیچ هشدار، بی‌هیچ دلیل، و بی‌هیچ عدالتی، دروازه‌های مکتب بسته شد. تصمیمی که نه از دل مردم، که از جایی بالا و بی‌چهره آمده بود. فاطمه هنوز آن روز را خوب به یاد دارد؛ روزی که با چشمانی پر از اشک، از دروازه‌ی مکتب گذشت، در حالی که شاگردانش، مثل پرنده‌های بی‌لانه، به او می‌نگریستند و اشک می‌ریختند. یکی از آن‌ها گفت: «معلم صاحب... باز می‌آیی؟» و فاطمه، با لبخندی پر از تلخی و اندوه، تنها گفت: «ان‌شاءالله...» آن لبخند، بیش از هزار حرف، درد داشت. شوهرش، رحمت‌الله، سال‌ها پیش در یک پروژه‌ی ساختمانی کار می‌کرد؛ اما کم‌کم درد گرده‌اش بیشتر شد. حالا حتی توان بالا رفتن از سه پله را ندارد. نمی‌تواند چیزی بلند کند، نه زیر آفتاب بایستد، نه کار کند. روزهایش را در سکوت می‌گذراند، با نگاهی خاموش و سری خم‌شده. وقتی طفل کوچک‌شان با امید می‌گوید: «بابا، برای من خوراکی بخر!» رحمت‌الله به زمین خیره می‌شود، بی‌هیچ پاسخ. بعد، آهسته نگاهش را به آسمان می‌دوزد و آرام می‌گوید: (خدا بزرگ است). با بیکاری شوهرش و بسته شدن مکاتب، فاطمه ماند با چهار طفل—خُرد و بزرگ—و یک دنیا مسئولیت. معاش معلمی دیگر نمی‌رسید، و امید هم کم‌کم مثل گیاهی بی‌آب، خشک می‌شد. ناچار شد چرخ خیاطی کهنه‌ای را از زیر تخت بیرون بکشد؛ همان چرخی که روزگاری مادرش با آن لباس عروس دوخته بود. حالا اما، باید نان زندگی را بدوزد. دوباره شروع کرد به یادگیری: پارچه بریدن، دوختن، اندازه گرفتن... اما بازار دیگر مثل قبل نبود. مردم نان خشک می‌خریدند، نه لباس نو. تولیدی‌ها، لباس‌های آماده را با نرخ ارزان‌تر به بازار آورده‌اند. مشتری‌ها کم‌اند. گاهی چند روز می‌گذرد بی‌آن‌که حتی یک سفارش برسد. فاطمه آه می‌کشد و می‌گوید: «صدای این چرخ، مثل غژغژ دروازه‌ی بسته‌ی مکتب است. هر بار که پِدال می‌زنم، دلم تیر می‌کشه... انگار دارم بر دفترچه‌ی خاطراتم زخم می‌زنم.» او حالا خیاط است، اما نه از دل، از مجبوری. روزهایی هست که تا نیمه‌شب پای چرخ می‌نشیند، کوک می‌زند و نخ می‌کِشد. اما وقتی حساب و کتاب می‌کند، می‌بیند همان هم کفاف پول برق و آرد را به‌سختی می‌دهد. دختر بزرگش، لیلا، زمانی صنف هفتم بود. حالا در خانه نشسته و به مادر کمک می‌کند. می‌گوید: «مادر، منم می‌خواهم معلم شوم.» فاطمه لبش را می‌گزد، بغضش را قورت می‌دهد و آرام می‌گوید: «می شوی دخترم، می‌شوی... فقط هنوز زود است. باید صبر کنی.» اما خودش می‌داند، صبر هم وقتی زیاد شود، آدم را می‌سوزاند. او هر شب، وقتی اطفالش خوابیده‌اند، دفترچه‌های کهنه‌اش را از گوشه‌ی صندوق بیرون می‌آورد. گچ خشکی را که لای تاهای چادرش پنهان کرده، بیرون می‌کشد. آن را بو می‌کند، روی میز می‌گذارد، آرام می‌نویسد: "۲ + ۲ = ۴" و زیر لب می‌گوید: «آسان است، دخترکم... آسان. فقط باید بخوانی.» گاهی با خودش فکر می‌کند: چرا باید علم و معرفت از زن گرفته شود؟ مگر زن نیست که نسل را تربیت می‌کند؟ مگر زن نیست که وطن را می‌سازد؟ او نمی‌فهمد چرا دنیا چنین شده، اما یک چیز را خوب می‌داند: بدون علم، ما هیچ هستیم. بدون زن، وطن ناقص است. یکی از روزها، وقتی برای خرید نخ و پارچه به بازار می‌رفت، دختر کوچکش پرسید: «مادر، اگه باز هم مکتب باز شود، باز هم می‌روی درس می‌دهی؟» فاطمه ایستاد. به چشمان دخترک خیره شد، دستش را گرفت، زانو زد و گفت: «من تا وقتی نفس دارم، باز هم درس می‌دهم. حتی اگه فقط یک شاگرد داشته باشم. حتی اگر مکتب نباشد، خانه‌ام مکتب می‌شود.» اما دلش چیز دیگری می‌خواهد؛ این‌که روزی دوباره همان مانتوی خاکستری‌اش را بپوشد، همان دفترچه‌ها را به بغل بگیرد، صدای زنگ مکتب را بشنود و در میان هیاهوی شاگردان، کسی از ته دل صدا بزند: «معلم صاحب!» و برگردد به همان صنف، همان نیمکت‌ها، همان تخته‌ی سفید. او هنوز هم باور دارد: زن، اگر اجازه داشته باشد، کوه را هم تکان می‌دهد. فاطمه در دلش فقط یک دعا دارد. نه برای ثروت، نه برای شهرت— بلکه برای باز شدن دروازه‌های مکتب. تا هیچ دختری پشت چرخ خیاطی، رؤیاهایش را ندوزد. تا هیچ مادری مجبور نشود علم را با نان عوض کند. و تا هیچ چرخی، صدای گچ‌های سفید را در خود خاموش نکند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب