اوچا یا دفتر هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه سازمان ملل درتازهترین مورد هشدار داده است که در صورت عدم تامین مالی از سوی آمریکا، میلیونها تن در افغانستان از دریافت کمکها محروم خواهند شد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که کاهش کمکها باعث بسته شدن بیش از ۴۲۰ مرکز صحی در سراسر افغانستان شده است. همچنین اوچا در ادامه تاکید کرده است که ۲۹۸ مرکز تغذیه در افغانستان نیز مسدود شدهاند. در گزارش دفتر هماهنگکنند کمکهای بشردوستانه سازمان ملل افزوده است که کاهش کمکها باعث توقف پروژههای کمکرسانی به ارزش ۱۴۵ میلیون دالر شده است. براساس این گزارش، ۱۳ پروژه آب، بهداشت و نظافت نیز به دلیل کاهش بودجه به حالت تعلیق درآمدهاند. این سازمان در ادامه گفته است که تا پایان ماه مارچ ۲۰۲۵ میلادی، به ۷.۶ میلیون تن کمک شده، در حالیکه در زمان مشابه در سال گذشته این رقم ۹.۴ میلیون تن بوده است. وزارت امور خارجهی آمریکا کمکهای بشردوستانه به افغانستان را به دلیل دخالت حکومت سرپرست متوقف کرده است. قابل ذکر است که با قطع کمکهای بشردوستانه آمریکا به افغانستان، نهادهای امدادرسان با چالشهای مالی روبرو شدهاند. همچنین بر اساس آمار سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی ۲۲.۹ میلیون نفر در افغانستان نیاز به کمکهای بشردوستانه دارند و ۱۶.۸ میلیون نفر آنان برای دریافت کمک در اولویت قرار گرفتهاند. اوچا یا دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانهی سازمان ملل متحد برای کمک به این افراد ۲.۴۲ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده است. این در حالی است که کمکهای بشری به افغانستان به شدت کاهش و در کنار آن دهها موسسه بشری فعالیتش را در افغانستان متوقف کردهاند. همچنین برنامه جهانی غذا میگوید که در سال گذشته غذای اضطراری و پول نقد را برای نزدیک به ۱۲ میلیون نفر در افغانستان فراهم کرده است و کمک به زنان و دخترانی را که با «گرسنگی شدید» روبرو هستند در اولویت قرار داده است.
نویسنده: رسانهای گوهر شاد
دانشکده حقوق دانشگاه ملبورن اعلام کرده است که همراه با «موسسه آموزش و توسعه افغانستان» برنامهای را برای حمایت از آموزش دختران افغانستانی راهاندازی میکنند. این دانشکده و نهاد «مید» با نشر اعلامیهای مشترک گفتهاند که یک پروژه یکساله برای حمایت از دختران جوان در داخل و خارج از افغانستان راهاندازی میکنند. در اعلامیه آمده است: «محرومسازی از آموزش، مستقیماً بر زنانی جوان که هنوز در افغانستان زندگی میکنند و در آرزوی آغاز یا تکمیل تحصیلات در رشته حقوق هستند، تأثیر میگذارد.» دانشکده حقوق دانشگاه ملبورن افزوده است که این برنامه، توانایی زنان و دختران را در رشتههای حقوقی افزایش میدهد. در اعلامیه آمده است که غلام شاه عادل الیزایی، رییس پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی هرات و بنیانگذار نهاد «مید»، پیشینهای موفق در ارائه خدمات آموزش حقوقی دارد. دانشکده حقوق دانشگاه ملبورن میگوید که قرار است این پروژه از سوی غلام شاه عادل طراحی و اجرا شود. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، دختران و زنان را از مکتب و دانشگاه محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند. در این میان، فعالیتهایی چون صنایعدستی، خیاطی و کارهای محدود خانگی، از معدود گزینههای باقیمانده برای آنان به شمار میرود. یونیسف و شماری از نهادهای بینالمللی تلاش دارند از طریق همین فرصتهای محدود، راهی برای توانمندسازی زنان و دختران در افغانستان باز کنند.
مرکز خبرنگاران افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که حکومت سرپرست تا اکنون در ۱۹ ولایت نشر تصویر زندهجان در رسانهها را ممنوع کرده است و این ممنوعیت بهتازگی در ولایت لغمان نیز اجرا شده است. پاچاگل احمدی، رییس امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی در ولایت لغمان گفته است که رسانهها در این ولایت پس از این باید مطابق با قانون امر به معروف و نهی از منکر، از نشر عکس و تصویر زندهجان خودداری کنند. مرکز خبرنگاران افغانستان تاکید کرده است که در لغمان افزون بر رادیو و تلویزیون ملی، رادیوهای خصوصی رغون، سوله ارمان، حسین و زیار فعالیت دارند که با اعمال دستور تازه امر به معروف، با محدودیت مواجه شدهاند. این مرکز با ابراز نگرانی عمیق دربارهی ممنوعیت نشر تصاویر زندهجان افزوده است که اینگونه اقدامات محدودکننده برخلاف اصول قانون رسانههای همگانی و اصول آزادی بیان است. مرکز خبرنگاران افغانستان در اعلامیه از حکومت سرپرست خواسته است که دربارهی این ممنوعیت تجدید نظر کنند. حکومت فعلی بر اساس مفاد قانون امر به معروف و نهی از منکر خود، نشر تصاویر زندهجان را ممنوع میکنند. حکومت این قانون را بهصورت تدریجی اجرا میکنند و پس از آغاز اجرای آن، فعالیت چندین تلویزیون متوقف شده و شماری از تلویزیونها نیز به رادیو تبدیل شده است.
سازمان بینالمللی مهاجرت درتازهترین مورد اعلام کرده است که اخراج اجباری مهاجران افغانستان از ایران بهصورت چشمگیر افزایش یافته و این موضوع نگرانکننده است. این سازمان با نشر گزارشی، اخراج اجباری خانوادههای مهاجران افغاستانی را نگرانکننده خوانده و از کشورها خواسته است که بازگشت اجباری مهاجران را تعلیق کند. سازمان بینالمللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که در ماه می ۱۵ هزار و ۶۷۵ خانوادهی مهاجر از ایران به افغانستان بازگشتهاند که نسبت به ماه اپریل ۲.۳ برابر افزایش داشته است. در گزارش آمده است که تنها از ۲۵ می تا اول جون سال جاری میلادی، شش هزار و ۳۸۷ خانواده از ایران اخراج شدهاند که شامل ۲۴ هزار و ۲۷۵ نفر میشود. براساس گزارش سازمان ملل متحد، از جمله در ۲۹ می ۹۵۵ خانواده از ایران اخراج شدند. سازمان بینالمللی مهاجرت گفته است که در این مدت ۲۵ هزار و ۷۹۴ فرد مجرد نیز از ایران به افغانستان اخراج شدهاند. براساس گزارش سازمان بینالمللی مهاجرت، ایران بین جنوری و می سال جاری میلادی، ۴۵۰ هزار مهاجر افغانستانی را اخراج کرده که شامل ۳۰ هزار و ۲۶۶ خانواده نیز میشوند. سازمان بینالمللی مهاجرت در بخشی از گزارش افزوده است: «درخواست فوری خود را از همه کشورها تکرار میکند تا فوراً بازگشت اجباری افغانها را بدون توجه به وضعیت مهاجرت آنان تا زمانی که شرایط بازگشت امن، داوطلبانه و با عزت فراهم شود، متوقف کنند.» قابل ذکر است که جمهوری اسلامی ایران در سال جاری خورشیدی برگههای سرشماری مهاجران افغانستان را باطل کرد. براساس آمار مقامهای ایرانی بیش دو میلیون نفر دارای برگههای سرشماری هستند. همینطور بیش از دو میلیون مهاجر فاقد هرگونه برگهاند. طبق معلومات، دارندگان این برگهها پس از مراجعه به دفترهای موسوم به «دفتر کفالت»، برگه خروج از ایران دریافت میکنند و باید مطابق مهلت تعیینشده در این برگه، از ایران خارج شوند.
لیلی غزل، متولد ولایت بلخ است و تا سطح کارشناسی در دانشگاه بلخ تحصیل نموده است. او سالها به عنوان آموزگار و زن فعال در عرصهی حقوق بشر و اعادهی حقوق زنان کار نمود، در سال ۱۴۰۰ هجری خورشیدی به ترکیه مهاجر شد و تا حال در آن کشور زندگی میکند. لیلی غزل از آوان جوانی به شعر رو آورد و در دوسال پسین نام او به عنوان شاعر پرکار، توانا و مبارز بیشتر از پیش مطرح شده است. از بانو لیلی غزل در ماههای گذشته دو مجموعه شعر بنامهای «رقص در باروت» و «دستنبو» منتشر شده است که هردو مجموعه با استقبال گرمی روبرو شده اند. در دنیای شعر و ادبیات، نام لیلی غزل بهسرعت در حال بدل شدن به صدایی پرطنین برای زنان افغانستان است. او شاعری است که هنر خود را ابزاری برای بازتاب مشکلات و امیدهای زنان سرزمینش مبدل کرده است. لیلی خود را چنین معرفی میکند، لیلی غزل تنها بانوی معمولی است که عاشق زمزمههای ناخودآگاهِ شعر شد. شاید دیر شناخته شدنم نه به خاطر نادیده گرفته شدن، بلکه به این دلیل بود که شعرهایم مانند بارانِ آرامِ پاییزی نیاز داشتند تا کمکم به دلِ خاکِ ادبیات این سرزمین نفوذ کنند. چرا دیر؟ شاید چون شعر گفتن برای من همیشه مانند نجوایی خصوصی بود، نه فریادی برای شنیده شدن. ترجیح میدادم کلماتم آرام و بیادعا رشد کنند، مانند گلی که در گوشهای خلوت شکوفا میشود. جامعهی ادبی ما غنی و پربار است و طبیعی است که گاهی صداهای تازه زمان میبرد تا به گوش برسند. من هم صبور بودم و میدانستم اگر شعرهایم از سرِ صدق و خالصانه باشند، روزی راه خود را پیدا خواهند کرد. خوشحالم که امروز میتوانم با خوانندگانم گفتوگو کنم. برای من مهم نیست که چه زمانی شناخته شدم، مهم این است که اگر شعری توانسته باشد دل کسی را لمس کند، همان بهترین پاداش برای شاعر است. انتخاب رشته ادبیات برای لیلی، مثل بسیاری از انتخابهای زندگیاش، ترکیبی بود از علاقهی قلبی و تسلیم شدن در برابر شرایطی که مانند رودخانهای خروشان، مسیر خود را به او تحمیل میکرد. از همان روزها که با روزنامههایی که پدرش به خانه میآورد و حروف را میشناخت، آرزویش این بود که روزی صدای مردم سرزمینش باشد. میخواست مثل آن خبرنگاران شجاعی باشد که از حقایق مینویسند و سکوت را میشکنند. اما در بلخ آن سالها، حتی رویای خبرنگار شدن برای یک دختر هم گاهی بیش از اندازه بلندپروازانه به نظر میرسید. از کودکی آرزوی خبرنگاری و گردانندهگی بر سر داشت، اما نظر به شرایط و روزگار نابسامان آنروزها، ادبیات فارسی دری مثل پناهگاهی امن بود که خودش در این باب بیان میدارد: خانوادهام با این انتخاب موافق بودند؛ برایشان ادبیات هم قابل احترام بود، هم امن. شاید ناخودآگاه میدانستم که شعر هم میتواند همان رسانهای باشد که همیشه میخواستم. در آن سالهای پرالتهاب، دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه بلخ برای من تبدیل شد به کلاسهای شعر که مثل پنجرههایی به دنیاهای جدید بودند، استادانی که به ما آموختند چگونه میتوان با واژهها هم فریاد زد، هم نوازش کرد. فضایی که اگرچه رویای خبرنگاری من را محقق نکرد، اما ابزارهای دیگری به من داد. امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که شاید تقدیر این بود که من از راه ادبیات به هدفم برسم شعرهای من همان گزارشهای اجتماعیاند، اما با زبان تصویر و استعاره. هر غزل من حکایتی است از زندگی زنانی که صدایشان به رسانهها نمیرسد؛ شاعری برای من نوعی روزنامهنگاری عمیقتر شده است. شعر گفتن برای لیلی مانند نهالی بود که در تنهایی رشد کرد. لیلی در آن روزهای نخست، حتی جرئت نداشت نام «شعر» را بر تراوشات ذهنش بگذارد. حدود ده تا دوازده سال پیش، نخستین جرقههای شاعری در او زده شد. نوشتههای ابتداییاش بیشتر شبیه زمزمههای ناپخته بودند، اما با وجود ناپختگی، اشتیاق عجیبی برای ادامهدادن در لیلی بود. در این مسیر، دیوان حافظ و مولانا همدم شبهایش بودند، اشعار پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد چراغ راهش شدند و بیدل به او آموخت چگونه میتوان درد را به زیبایی بیان کرد. با وجود حضور در انجمنهای ادبیِ فعال در بلخ، ترجیح داد راهِ خود را بهتنهایی طی کند. هر شب، ساعتها به مطالعه و مقایسهی اشعار میپرداخت. بازنویسیهای مکرر، استادِ واقعیِ لیلی بودند. هر نقدی که دریافت میکرد، حاصل مطالعهی شخصی و تأملِ درونی بود. این انزوای عمدی به لیلی کمک کرد صدای اصیل خود را بیابد. گاهی، بهترین یادگیری، تجربهی مستقیم است. شعرِ واقعی زمانی متولد میشود که شاعر، شجاعتِ بودنِ خودش را داشته باشد. اشعار لیلی خطاب به همه کسانی است که به حقوق بشر، عدالت اجتماعی و زیباییهای زندگی اهمیت میدهند. از زنان و مردانی که به دنبال تغییرات مثبت اجتماعیاند، گرفته تا جوانانی که در جستجوی الهام و امید هستند. هدف او این است که به وسیله اشعارش به آنان نشان دهد که حتی در تاریکیهای عمیق، میتوان شعلهای از امید را زنده نگه داشت و به فردایی بهتر ایمان داشت. «رقص در باروت» اولین اثر لیلی می باشد که بیشتر بر مقاومت و ایستادگی در برابر سختیها تمرکز دارد، «دستنبو» که دومین مجموعهی اشعار اوست به جستجوی زیباییها در دل همین سختیها میپردازد. «دستنبو» نشانی از زیبایی، لطافت و عطری است که حتی در سختترین شرایط هم قابل درک و لمس است. «دستنبو» ابعاد انسانی و احساسی بیشتری را به نمایش میگذارد. واژه عشق در شعرهای لیلی نه فقط احساس، که سلاحی برای زیستن، فریادی برای دیدهشدن، و رسالتی برای بیان ناگفتنیهاست. عشق به سرزمین، به زبان فارسی، و به زنبودن، پاسخی است به سکوتی که بر او تحمیل شده است. وقتی مینویسد: «عشق را در شبِ تردید پرآوازه کنیم»، از حق بودن دفاع میکند، عشق در غزلهایش گاهی معشوقی انسانی است، گاهی میهن، و گاهی آزادی. اینها چنان در هم آمیختهاند که جداییشان ناممکن است: «چنانت دوست میدارم که آهویی بیابان را.» عاشقانههایش را نهتنها برای معشوق، بلکه برای آن دختر بلخی مینویسد که زیر چادر سیاه، شعرهایش را پنهانی میخواند. آثار لیلی غزل نه تنها بازتابدهندهی زندگی و تجربیات فردی اوست، بلکه بیانگر دیدگاههای اجتماعی و فرهنگی است که میتواند برای هر خوانندهای جذاب و آموزنده باشد. آشنایی با این شاعر و آثارش به ما یادآوری میکند که فرهنگ و هنر همواره میتوانند به ما کمک کنند تا دنیای پیرامون خود را بهتر درک کرده و به ارزشهای انسانی بیشتر توجه کنیم. نویسنده: قدسیه امینی
وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست میگوید که مأموران این وزارت در ولایت دایکندی برای «حفظ و ترویج ارزشهای اسلامی» در اصلاح موی سر مردان، با سلمانیها «نشست اصلاحی» برگزار کردهاند. این وزارت امروز (سهشنبه، ۱۳ جوزا) با نشر اعلامیهای گفته است که در سالهای اخیر، برخی از مدلهای وارداتی مو که ریشه در فرهنگ غربی دارند، در میان جوانان و نوجوانان رواج یافته که این امر میتواند در آینده موجب فاصلهگیری نسل جدید از ارزشهای اسلامی و هویت ملی شود.» در اعلامیه آمده است که عبدالمنان شهیدزاده، رییس امر به معروف و نهی از منکر در ولایت دایکندی در نشست با سلمانیها گفته است: «اصلاح موی سر بر خلاف شریعت اسلامی یکی از منکرات آشکار در دین مبین اسلام است و در از بین بردن آن همکاری سلمانیها مهم است.» این وزارت تاکید کرده است که سلمانیها در دایکندی تعهد کردهاند که فعالیت خود را طبق شریعت عیار میکنند. در اعلامیه آمده است: « با این حال مسوولین سلمانیها در این ولایت از تلاشهای محتسبین وزارت امر به معروف در اقامه معروفات و ازاله منکرات تقدیر کرده و تعهد کردند که فعالیت و وظایف خود را طبق شریعت اسلامی عیار میکنند.» حکومت فعلی در سایر ولایتها نیز دربارهی اصلاح مو و ریش مردان مقررات وضع کردهاند. حکومت سرپرست تراشیدن یا کوتاهکردن ریش مردان را نیز ممنوع کرده است. محدودیتها بر مردان نسبت به زنان کمتر است. حکومت فعلی آرایشگاههای زنانه، پارکهای تفریحی و ورزشی، حمامهای زنانه و کافهها را بهروی زنان بستهاند.
سازمان حمایت از خبرنگاران افغانستان اقدام اخیر حکومت سرپرست مبنی بر ممنوعیت حضور خبرنگاران زن بدون «محرم» در محل کارشان در ننگرهار را «زنستیزانه» خواند و آن را به شدت محکوم کرده است. این سازمان با نشر اعلامیهای گفته است که این تصمیم نقض آشکار حقوق اساسی زنان و همچنان ضربهای جدی به آزادی رسانهها و مشارکت زنان در اطلاعرسانی است. سازمان حمایت از خبرنگاران تاکید کرده است: «زنان خبرنگار با وجود تمامی چالشها و تهدیدها، همواره نقش برجستهای در انعکاس صدای مردم، بهویژه زنان و اقشار آسیبپذیر ایفا کردهاند.» «کمیته دادخواهی بانوان خبرنگار» سازمان حمایت از خبرنگاران، افزوده است که منع زنان از حضور بدون «محرم» در محل کارشان، زمینه حذف تدریجی آنان از صحنه رسانهای کشور را فراهم میکند. این سازمان از ملل متحد و نهادهای حامی رسانهها خواسته است در برابر سیاستهای «زنستیزانه» سکوت نکنند و برای حمایت از حضور آزاد، مؤثر و امن زنان در رسانهها اقدام کنند. سازمان حمایت از خبرنگاران افغانستان میگوید: «ما از مقامات میخواهیم تا به جای اعمال محدودیتهای خودسرانه و تبعیضآمیز، زمینه مشارکت برابر و محترمانه زنان را در تمامی عرصهها، به ویژه در رسانهها، فراهم سازند. ادامه این روند تنها موجب انزوای بیشتر افغانستان در سطح بینالمللی خواهد شد.» این در حالی است که منابع محلی میگویند که ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت ننگرهار گفته است که خبرنگاران زن نمیتوانند بدون محرم به محل کار خود بروند. ریاست اطلاعات و فرهنگ در ننگرهار علاوه بر ممنوعیت حضور زنان خبرنگار بدون محرم در محل کار، محدودیتهایی را برای حضور آنها در برنامههای زنده با مردان نیز وضع کرده است. حکومت سرپرست به تدریج محدودیتها بر رسانهها، خبرنگاران به ویژه خبرنگاران زن را افزایش داده است. در برخی ولایتها، نشر تصاویر زنده از رسانهها ممنوع شده که در نتیجه آن، شماری از تلویزیونهای محلی فعالیت خود را متوقف کردند.
خالد حنفی، سرپرست وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست درتازهترین مورد دستدرازی مأموران این وزارت به موبایل شخصی و جیب شهروندان را ممنوع کرده است. آقای حنفی اظهارات را در یک سمینار دربارهی چگونگی اجرای «احتساب» در ایام عید به مأموران امر به معروف مطرح کرده و گفته است: «دین مبارک اسلام اجازه نمیدهد که به حریم شخصی کسی تجاوز شود، بنابراین بدون اجازهی شخص دستدرازی به موبایل، جیب یا خانهای کسی جایز نیست.» وزیر امر به معروف به مأموران این وزارت تاکید کرده است: «آنان برای اجرای نظام اسلامی برگزیده شدهاند.» وزیر امر به معروف و نهی از منکر از این مأموران خود خواسته است: «به مسوولیتهای خود توجه کنید و امور خود را بهگونهای پیش ببرید که برای جامعه رهنما باشید.» قابل ذکر است که مأموران امر به معروف و نهی از منکر در حال حاضر بر پوشش، ظاهر و رفتار شهروندان نظارت میکنند. شهروندان همواره از برخورد این مأموران شکایت کرده و آنان را متهم به نقض حریم خصوصی و آزادهایشان میکنند. «قانون امر به معروف و نهی از منکر» حکومت سرپرست که در ماه اسد سال گذشته توشیح شد، محدودیتهای گستردهای بر زندگی عمومی و فردی شهروندان وضع کرده است. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان میگوید که در قانون امر به معروف و نهی از منکر با شهروندان افغانستان بهعنوان «افراد تحت سلطه» برخورد شده و نه شهروندانی با حقوق مشخص.
خالده پوپل، ملیپوش پیشین فوتبال زنان افغانستان در مراسم رسمی معرفی بهترین کتابهای ورزشی سال ۲۰۲۵ میلادی که در لندن برگزار شد با کتاب «خواهران زیبای من»، جایزه عنوان برترین کتاب ورزشی سال را کسب کرد. کتاب «خواهران زیبای من» روایت پرقدرتی از مبارزه، بقا و امید در دوران حکومت فعلی است و داستان زندگی خالده پوپل را از کاپیتانی تیم ملی فوتبال زنان افغانستان تا تبدیلشدن به مدافع جهانی حقوق زنان شرح میدهد. این کتاب موفق به دریافت جایزه «ویکی اورویس» برای نویسندگی ورزشی زنان نیز شده است. همچنین ملاله یوسفزی، برنده صلح نوبل، این اثر را «الهامبخش و بسیار مهم» توصیف کرده است. در این رویداد که با حضور چهرههای شناختهشدهای از دنیای ورزش و رسانه برگزار شد، سر کریس هوی نیز با کتاب زندگینامهاش «همه آنچه اهمیت دارد» برنده جایزه بهترین زندگینامه سال شد. همچنین جانی سکستون برای کتاب «وسواس» جایزه بهترین کتاب راگبی سال را از آن خود کرد. در ادامه رادی بلومفیلد، پیشکسوت نشر کتابهای ورزشی، با دریافت جایزه یک عمر دستاورد، مورد تجلیل قرار گرفت. باید گفت که این مراسم با حمایت برند چارلز ترویت و با حضور مهمانانی مانند دنی کر، استف هوتون، گییم بالاگه و دیگر چهرههای سرشناس برگزار شد. باید گفت که از زمان تسلط حکومت فعلی، قوانین سختگیرانهای علیه زنان وضع شده است؛ حضور زنان در ورزشگاهها ممنوع و فعالیت در بسیاری از رشتههای ورزشی زنان ممنوع شده است.
مطیعالحق خالص، رییس اداره حفاظت از محیط زیست حکومت سرپرست میگوید که تغییرات اقلیمی و وضعیت بد محیط زیست بیشترین آسیب را به زنان افغانستان وارد میکند. آقای خالص این اظهارات را در نشستی در کابل مطرح کرده و گفته است که نهادهای بینالمللی نباید زنان را در تهیه آمار و گزارشهای خود نادیده بگیرند و همچنان این نهادها نباید کمکهای خود را با مسائل سیاسی گره بزنند و باید به کمکهایشان ادامه دهند. وی تاکید کرده است: «مردم افغانستان بخشی از جامعه بشری جهانی هستند و درد این ملت، درد همه است و مشکلات این مردم، مشکلات همهاند.» این مقام حکومتی در حالی از آسیبهای وارده به زنان افغان سخن میگوید که حکومت فعلی با ممنوعیت کار زنان در نهادهای داخلی و بینالمللی، یکی از عوامل اصلی محدودیت و آسیب به زنان بهشمار میرود. پیش از این، سازمان ملل متحد در گزارشی اعلام کرده بود که محدودیتها و ممنوعیتها علیه حقوق زنان و دختران باعث شده است که کشورهای جهانی بهطور چشمگیری کمکهای مالی خود را کاهش دهند. دفتر هماهنگی کمکهای بشری سازمان ملل (اوچا) نیز میگوید که در ماه اپریل خشونت علیه کارکنان کمکرسان افزایش یافته است. طبق گزارش اوچا، در ماه اپریل هفت مورد شامل بازداشت حدود ۲۹ کارمند توسط نیروهای حکومت فعلی و دو مورد دیگر شامل تهدید و آزار لفظی ثبت شدهاند. این حوادث ظرفیت و توانمندی کارکنان سازمانهای بشردوستانه را برای فعالیتهای مؤثر و امن بهشدت محدود کرده است.