نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

1 ماه قبل - 69 بازدید

نرگس آبیار، نویسنده، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی است. او با فیلم‌های پرمخاطب و جنجال‌برانگیز خود شناخته می‌شود و تاکنون برنده‌ی جوایز ارزنده‌ای مانند جایزه‌ی بهترین فیلم‌ساز زن سال ۲۰۱۶ از جشنواره‌ی جیپور هند شده است. کتاب «شیار ۱۴۳» و کتاب «به کی می‌گن قهرمان؟» ازجمله داستان‌ها و فیلم‌نامه‌های منتشرشده از او هستند. نرگس آبیار در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۵۰ در تهران به‌دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات اولیه، برای تحصیل در رشته‌ی ادبیات به دانشگاه رفت و فعالیت حرفه‌ای خود در حوزه‌ی داستان‌نویسی را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. او در این سال‌ها چندین کتاب برای کودکان و نوجوانان و آثاری برای بزرگسالان نوشت. کتاب «کوه روی شانه‌های درخت» نرگس آبیار که سال ۱۳۸۲ منتشر شد، برنده‌ی جایزه‌ی هشتمین جشنواره‌ی کتاب دفاع مقدّس شده است. در کنار نگارش آثار ادبی داستانی، نرگس آبیار نگارش چهار فیلم‌نامه‌ی بلند را هم در سابقه‌ی خود دارد. او از سال ۱۳۸۴ به کارگردانی فیلم‌های کوتاه و مستند علاقه‌مند شد. فیلم کوتاه «بن‌بست مهربان» که نخستین تجربه‌ی فیلم‌سازی نرگس آبیار بود، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم کوتاه داستانی از جشنواره‌ی ستایش شد و در بخش مسابقه‌ی چند جشنواره‌ی بین‌المللی نیز به نمایش درآمد. نرگس آبیار در کنار موفقیت در حوزه‌ی نویسندگی، جوایز ارزنده‌ای در حوزه‌ی کارگردانی را نیز از آن خود کرده است که از آن جمله می‌توان به جایزه‌ی بهترین کارگردانی از سی‌و‌هفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر برای فیلم «شبی که ماه کامل شد» اشاره کرد. نرگس آبیار تاکنون بیش از سی جلد کتاب منتشر کرده است. هر یک از این کتاب‌ها به شکلی، با موفقیت و استقبال خوبی روبه‌رو شده و توانسته‌اند جای خود را میان مخاطبان باز کنند. در ادامه چند مورد از بهترین کتاب‌های نرگس آبیار را به شما معرفی می‌کنیم: کتاب شیار ۱۴۳، یکی از مطرح‌ترین آثار نرگس آبیار است که در سال ۱۳۹۲ فیلمی براساس آن ساخته شد. این کتاب داستان دل‌تنگی‌های یک مادر است که پسرش به تازگی به جبهه رفته و او در نبود فرزند، روزهای سختی را می‌گذراند. نرگس آبیار ایده‌ی اصلی این کتاب را از خاطره‌ای با نام «شیار ۱۴۳» از کتاب «تفحص» حمید داودآبادی اقتباس کرده است. فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ که براساس این کتاب و به کارگردانی نرگس آبیار ساخته شد، در بیش از سی جشنواره‌ی بین‌المللی حضور یافت و شانزده جایزه دریافت کرد. کتاب به کی می‌گن قهرمان؟ یکی دیگر از آثار شناخته‌شده‌ی نرگس آبیار است. این کتاب، دهمین جلد از مجموعه‌ی قهرمانان انقلاب است و مخاطب اصلی آن نوجوانان و کودکان هستند. نرگس آبیار در این کتاب با شیوه‌ای خلاقانه و از زبان پدربزرگ شهید سید علی اندرزگو، به شرح ماجرای زندگی و تلاش‌های این شهید می‌پردازد. او در این کتاب زبانی طنزآمیز را انتخاب کرده و به بیان جزئیاتی از زندگی این شهید پرداخته که کمتر جایی می‌توان از آن‌ها باخبر شد. علاوه‌بر نوجوانان، علاقه‌مندان به کتاب‌های تاریخی و دفاع مقدس نیز می‌توانند از خواندن این داستان لذت ببرند. خانم آبیار در سال ۱۳۹۴ فیلم موفق نفس را ساخت فیلمی که در سال ۱۳۸۷ رمان آن را به نام نفس شروع کرد تا در نهایت سال ۱۳۹۱ به اتمام رسید، دوستانی که خواندند گفتند این را به فیلمنامه تبدیل کن چون خیلی شیرین است. کار راحتی نبود چون باید از یک قسمت‌هایی می‌گذشت، ولی می‌دانست که کار تازه‌ای خواهد بود و در نهایت انجام داد. همچنین وی برای فیلم شبی که ماه کامل شد در سال ۱۳۹۷، برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر گردید. نرگس آبیار با تجربه‌ی ساخت چند فیلم بلند سینمایی توانسته اعتباری برای خود در این عرصه  رقم زده و جوایز سینمایی بسیاری از فستیوال‌های داخل و خارج از کشور ایران را بگیرد. همچنین وی سال گذشته موفق به دریافت نشان زنان برتر و موفق جهان اسلام از سوی کمپنی بزرگ hum network limited در مراسم نشان زنان راهبر ۲۰۲۰ در پاکستان شد. فلم ابلق جدیدترین اثر وی، نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از سوی سی و نهمین جشنواره فیلم فجر گردید. گفتنی است بانو نرگس آبیار به عنوان یکی از داوران ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات در افغانستان حضور داشت و همچنین دوره‌های فیلمسازی برای علاقمندان افغانستانی به این عرصه را در کابل برگزار کرده است. اگرچه عناصر اصلی آثار نرگس آبیار مشترکند اما او با خلاقیت خود توانسته است هر یک از داستان‌هایش را به گونه‌ای متفاوت روایت کند. جنگ، یکی از عناصر اصلی‌ای‌ست که در آثار نرگس آبیار به آن پرداخته شده. آبیار می‌کوشد تا در آثارش نگاهی انسانی به جنگ داشته باشد و چهره‌ی مخرب و ویرانگر آن را به مخاطب نشان دهد. نرگس آبیار در آثار دفاع مقدس خود، نقش جنگ را بر زندگی مردم بی‌گناهی روایت می‌کند که هیچ نقشی در شکل‌گیری آن نداشته‌اند. یکی دیگر از عناصری که در اغلب آثار نرگس آبیار شاهد آن هستیم، موضوع زنان است. او در آثار خود به روایت داستان زنانی می‌پردازد که زندگی‌شان تحت تأثیر شرایطی ناخواسته دست‌خوش تغییراتی آسیب‌زا شده است. اما این زنان با وجود همه‌ی سختی‌ها توانسته‌اند مقابل ظلم بایستد و حق خود را طلب کنند و آن را بازپس بگیرند. با این حال این پیروزی کمکی به شهرت آن‌ها نکرده است. درواقع قهرمانان زن داستان‌های نرگس آبیار، انسان‌های کاملاً معمولی و حتی ناشناسی هستند که برای داشتن یک زندگی بهتر مبارزه می‌کنند. ازجمله موضوعات دیگری که در آثار نرگس آبیار شاهد آن هستیم، پدیده‌ی کودکی و تخیل است که اوج آن را در فیلم سینمایی «نفس» می‌بینیم. آبیار در تمام آثار خود تلاش می کند نگاهی به زیست کودکان در شرایط سخت داشته باشد و تخیل و جهان کودکانه‌ی آن‌ها را با تمام جزئیاتش به مخاطب نشان دهد. نویسنده: قدسیه امینی  

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 95 بازدید

اداره‌ی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست در ولایت قندوز درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پی فروریختن سقف یک خانه در مرکز این ولایت، چهار عضو یک خانواده به شمول سه زن و یک کودک جان باخته‌اند و یک نفر دیگر نیز زخمی شده است. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۳:۳۰ دقیقه‌ی بامداد امروز (سه‌شنبه، ۱۴ دلو) در ساحه‌ی «چهارتاق» از مربوطات مرکز ولایت قندوز رخ داده است. این اداره در ادامه تاکید کرده است که جان‌باختگان این رویداد شامل سه زن و یک کودک هستند. اداره‌ی مبارزه با حوادث طبیعی قندوز به علت فروریختن سقف این خانه اشاره نکرده است. این در حالی است که هفته گذشته نیز در پی فروریختن سقف یک خانه در ولایت ننگرهار، هفت عضو یک خانواده به شمول شش کودک و یک مادر جان خود را از دست داده بودند. قابل ذکر است که در گذشته نیز رویدادهای مشابهی به دلیل فرسودگی ساختمان‌ها در شماری از ولایت‌های کشور به وقوع پیوسته که در آن‌ها شماری از شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 104 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. اين نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۴ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که افغانستان سومین کشور جهان از نظر بالاترین میزان تلفات ناشی از مهمات انفجاری به‌شمار می‌رود. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هنوز هم ماین‌ها و سایر بقایای انفجاری جنگ به‌گونه گسترده در سراسر افغانستان وجود دارد. یوناما در ادامه افزوده است که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند و آن‌ها اغلب در نتیجه‌ی تماس با مهمات منفجرنشده هنگام بازی، زخمی یا جان خود را از دست می‌دهند. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش خواستار حمایت مالی از نهادهای غیردولتی در بخش ماین‌پاکی شده است. این می‌گوید که آگاهی و اقدام جمعی می‌تواند زندگی مردم را نجات دهد. باید گفت که مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. موسسه‌ی ‌ماین‌پاکی «هلو ترست» سال گذشته در گزارشی نوشت که هر ماه حدود ۵۰ نفر در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ کشته یا زخمی می‌شوند. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 140 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که عادله راز، سفیر پیشین افغانستان در این سازمان، از سوی آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، به عضویت هیأت مشورتی مستقل کارشناسان شاخص آسیب‌پذیری چندبعدی برای دوره ۲۰۲۶–۲۰۳۰ میلادی منصوب شده است این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این هیأت با هدف تقویت شاخص آسیب‌پذیری چندبعدی (MVI) و ارائه ارزیابی‌های مبتنی بر شواهد درباره آسیب‌پذیری ساختاری کشورهای در حال توسعه تشکیل شده است. در بخشی از اعلامیه‌ی سازمان ملل متحد آمده است که اعضای هیأت، به‌ صورت مستقل، نقش کلیدی در بررسی سه‌ساله شاخص، رصد پیشرفت کشورها و ارائه توصیه‌های سیاست‌گذاری خواهند داشت. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که اعضای این هیأت شامل ۱۵ کارشناس از کشورهای مختلف، با تخصص در توسعه اقتصادی، اجتماعی، محیط‌زیست و تاب‌آوری است و نمایند‌گان بخش دولتی، جامعه مدنی و دانشگاه‌ها نیز در آن حضور دارند. در ادامه آمده است که هیأت مشورتی MVI اولین نشست خود را در سال ۲۰۲۶ میلادی برگزار و آماده‌سازی برای اولین بررسی سه‌ساله شاخص در سال ۲۰۲۸ میلادی را آغاز خواهد کرد. در حالی عادله راز به عضو هیأت مشورتی شاخص آسیب‌پذیری چندبعدی سازمان ملل منصوب می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 96 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین  مورد اعلام کرده است که کودکان فراتر از نیازهای اساسی مانند غذا، آب و آموزش، برای ر‌وان سالم‌تر به بازی نیز نیاز دارند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازی نقش مهمی در تقویت یادگیری و حفاظت از سلامت روان و جسم آنان دارد. در ادامه آمده است که فراهم کردن فرصت‌های بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا فشارهای روانی را بهتر مدیریت کنند و مهارت‌های اجتماعی و شناختی خود را توسعه دهند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 82 بازدید

حسین ابراهیم طه، دیبرکل سازمان همکاری گفته است که توانمندسازی زنان ستون توسعه پایدار کشورها است و از دین برای حمایت از حقوق زنان استفاده شود. آقای ابراهیم طه این اظهارات را در نشست بین‌المللی گفتمان دینی و تاثیر آن بر حفظ حقوق زنان مسلمان که در قاهره، پایتخت مصر برگزار شده بود، مطرح کرده و گفته است که در این نشست بر ضرورت استفاده از دین «به‌شیوه‌ای عقلانی و روشنگرانه» برای تامین و تحکیم حقوق زنان تاکید شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که توانمندسازی زنان صرفا یک حق انسانی نیست، بلکه «ستون اساسی توسعه پایدار و ثبات جوامع اسلامی» است. دبیرکل سازمان همکاری اسلامی تدوین سیاست‌های تضمین‎‌کننده مشارکت فعال زنان در تمامی بخش‌ها را ضروری دانست و همچنان بر «تعهد راسخ» این سازمان برای حمایت از حقوق زنان تاکید کرد. همچنین برای دو روز برنامه‌ریزی شده، وزیران امور زنان کشورهای عضو، نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی و مقامات دولتی شرکت کرده‌اند. این در حالی است که شورای امنیت سازمان ملل در ماه قوس اعلام کرده بود که سیاست‌های حکومت سرپرست علیه زنان سالانه بیش از یک میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. تحقیقات درباره پیامدهای اقتصادی محرومیت زنان افغان از آموزش و کار، نشان می‌دهد که ممنوعیت دولتی، سالانه بیش از ۱.۴ میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان ضربه می‌زند. دست‌کم ۷۵ کشور اسلامی به شمول افغانستان، عضو سازمان همکاری اسلامی‌اند. افغانستان از آغاز تاسیس این سازمان در سال ۱۳۴۸ تا اکنون عضو آن است. این سازمان در قوس سال گذشته در نشستی اعلام کرد منع آموزش دختران توسط حکومت فعلی خلاف قطعنامه این نهاد است. این سازمان گفت زنان در افغانستان به‌طرز جدی شاهد نقض حقوق بنیادین خود در حوزه آموزش بوده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 108 بازدید

در یکی از پس‌کوچه‌های قدیمی شهر هرات، جایی که کوچه‌ها باریک‌اند و دیوارها بلند، زنی زندگی می‌کند که ده سال است نام خودش را کمتر به زبان آورده. این کوچه شبیه صدها کوچه‌ی دیگر است؛ دیوارهای گِلی، درهای آهنیِ رنگ‌باخته، صدای پای مردم، صدای کودکان، بوی نان تازه و گاهی بوی نمِ قالین. اما پشت یکی از همین درها، زندگی زنی جریان دارد که هر روزش شبیه روز قبل است؛ بی‌تفاوت، سنگین و پر از سکوت. او حدود ده سال پیش عروس شد. آن زمان هنوز باور داشت که ازدواج می‌تواند راه نجات باشد. از خانه‌ی پدر به خانه‌ی شوهر رفت، با همان تصور ساده‌ای که خیلی از دختران این سرزمین دارند: این‌که بعد از عروسی، زن صاحب خانه می‌شود، حرمت پیدا می‌کند و زندگی‌اش شکل تازه‌ای می‌گیرد. هیچ‌کس به او نگفت که بعضی خانه‌ها فقط چهاردیواری نیستند؛ زندان‌اند. از همان ماه‌های اول فهمید که جایگاهش در این خانه مشخص است: پایین‌تر از همه. مادرشوهرش زنی بود با زبان تند و نگاهی سنگین؛ زنی که عروس را نه به‌عنوان انسان، بلکه به‌عنوان نیروی کار می‌دید. خواهرشوهرها از همان روزهای نخست، رفت‌وآمدهایش را زیر نظر داشتند. هر خنده‌اش زیادی بود و هر سکوتش مشکوک. شوهرش، که باید پناهش می‌بود، اغلب خاموش بود؛ یا اگر حرفی می‌زد، بیشتر برای آرام نگه‌داشتن خانواده‌اش، نه برای دفاع از زن خودش. به‌تدریج، محدودیت‌ها شکل گرفت. اول گفتند: «فعلاً زیاد به خانه‌ی مادرت نرو.» بعد شد: «اصلاً ضرور نیست بروی.» بعدتر، بیرون رفتن بدون اجازه ممنوع شد. زن فهمید که آزادی‌اش آرام‌آرام از او گرفته می‌شود، بدون این‌که کسی نامش را ظلم بگذارد. خانه‌ی اقوامش حالا جایی دور شده بود؛ نه از نظر فاصله، بلکه از نظر دسترسی. مادرش بیمار شد، اما او نتوانست کنارش باشد. خواهرش زایمان کرد، اما فقط خبرش را شنید. هر بار که نام خانواده‌ی خودش را می‌آورد، با نگاه سرد یا حرفی تلخ روبه‌رو می‌شد. کم‌کم یاد گرفت کمتر حرف بزند، کمتر بخواهد و کمتر اعتراض کند. زندگی‌اش به داخل همان خانه خلاصه شد: حیاطی کوچک، اتاقی تاریک و دارِ قالینی که گوشه‌ی خانه بسته شده بود. قالین‌بافی کاری‌ست که در خیلی از خانه‌های هرات جریان دارد؛ کاری که زن‌ها از کودکی یاد می‌گیرند. اما برای او، قالین‌بافی فقط کار نبود؛ تنها راهی بود که اجازه داشت با آن نفس بکشد. هر روز صبح، پیش از آن‌که آفتاب کامل بالا بیاید، از خواب بیدار می‌شد. طفل‌ها هنوز خواب بودند. دست و رویش را با آب سرد می‌شست، چادر کهنه‌اش را سر می‌کرد و کنار دار قالین می‌نشست. ساعت‌ها همان‌جا می‌ماند؛ نخ‌ها را گره می‌زد و رنگ‌ها را مرتب می‌کرد، بدون این‌که بداند قالینی که می‌بافد، آخرش به کجا می‌رود و پولش به دست چه کسی می‌رسد. انگشتانش همیشه زخم بود. بعضی زخم‌ها کهنه شده بودند و بعضی تازه. گاهی خون لای نخ‌ها می‌رفت و کسی متوجه نمی‌شد. کمرش درد می‌کرد و گردنش خشک می‌شد، اما حق نداشت شکایت کند. اگر آهی می‌کشید، می‌گفتند: «زن هستی، عادت کن.» در این ده سال، سه طفل به دنیا آورد؛ دو دختر و یک پسر. هر بارداری برایش هم ترس بود و هم امید؛ ترس از این‌که اگر باز هم دختر شود، تحقیرها بیشتر شود، و امید به این‌که شاید طفل‌ها زندگی‌اش را کمی معنا بدهند. دختر بزرگش حالا مکتب نمی‌رود؛ نه به‌خاطر این‌که استعداد ندارد، بلکه چون خانواده‌ی شوهر اجازه نمی‌دهد. می‌گویند: «دختر است، آخرش شوهر می‌کند.» دختر دوم هنوز کوچک‌تر است، اما او هم بیشتر وقت‌ها کنار مادر می‌نشیند و قالین‌بافی را نگاه می‌کند. پسرش تنها کسی‌ست که کمی فرق دارد؛ چون پسر است. اما حتی همین پسر هم شاهد رنج مادرش بوده، بدون این‌که بتواند کاری بکند. شب‌ها، وقتی خانه آرام می‌شود، زن به پشت‌بام یا گوشه‌ی اتاق می‌رود. همان‌جا می‌نشیند، زانوهایش را بغل می‌گیرد و فکر می‌کند؛ فکر به زندگی‌ای که می‌توانست داشته باشد و نداشت، فکر به روزهایی که گذشت و هیچ‌وقت برنگشت. در این فکرها، مرگ مثل یک راه فرار آرام جلوه می‌کند؛ نه با خشونت، نه با ترس، فقط به‌عنوان پایان. او بارها با خودش گفته: «اگر نباشم، همه چیز تمام می‌شود.» اما بعد، صورت دخترها جلوی چشمش آمده؛ پسرش که صبح‌ها صدایش می‌زند: «مادر.» و همین صدا او را دوباره به این دنیا برگردانده است؛ نه از روی عشق به زندگی، بلکه از روی ترس از رها کردن طفل‌هایی که هیچ پناهی جز او ندارند. شوهرش گاهی می‌بیند که زنش ساکت‌تر از همیشه است، اما نمی‌پرسد چرا. شاید نمی‌خواهد بداند، شاید هم فکر می‌کند این سکوت طبیعی است. در این خانه، حرف زدن زن بیشتر دردسر می‌آورد تا راه‌حل. سال‌ها گذشته و زن حالا دیگر چیزی نمی‌خواهد؛ نه خوشبختی، نه آزادی کامل. فقط می‌خواهد «خلاص» شود. خودش دقیق نمی‌داند این خلاص شدن یعنی چه؛ شاید یعنی یک روز بیدار شود و ببیند این زندگی تمام شده، شاید یعنی بچه‌هایش بزرگ شوند و دیگر محتاج او نباشند، شاید یعنی مرگی آرام که صدایش در این خانه نپیچد. او یکی از هزاران زن افغانستان است؛ زنی که نه نامش در جایی ثبت شده و نه رنجش تیتر خبر شده. زندگی‌اش در پس‌کوچه‌ها جریان دارد، آرام و خاموش، مثل قالینی که سال‌ها طول می‌کشد تا بافته شود، اما هیچ‌کس به زحمت بافنده‌اش فکر نمی‌کند. این زن هنوز زنده است. هر روز صبح بیدار می‌شود، قالین می‌بافد، غذا می‌پزد، طفل‌ها را آرام می‌کند و شب، با خستگی می‌خوابد. هیچ‌کس نمی‌داند در دلش چه می‌گذرد. فقط خودش می‌داند که ده سال است دارد دوام می‌آورد؛ نه برای خودش، بلکه برای سه طفلی که اگر او نباشد، دنیا برای‌شان بی‌رحم‌تر می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 138 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گويند که اجساد سه زن که به صورت «بی‌رحمانه و مرموز» به قتل رسیده‌‌اند از ولسوالی اسپین بولدک این ولایت کشف شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این اجساد امروز (دوشنبه، ۱۳ دلو) از نزدیکی کوه «سارگو» از مربوطات در ناحیه‌ی ششم اسپین بولدک پیدا شده‌اند. منبع در ادامه تاکید کرده است که اجساد این سه زن داخل یک «بوجی» انداخته شده و سپس دفن شده بودند. منبع در ادامه افزوده است که بر اساس علائم، این سه زن مدت‌ها پیش به‌قتل رسیده بوده‌اند. همچنین تصاویری که از اجساد این سه زن در شبکه‌های اجتماعی نشر شده است، نشان می‌دهد که اجساد کاملا پوسیده و قابل شناسایی نیست. هویت زنان کشته‌شده و انگیزه‌ی قتل آنان تاکنون روشن نیست. در عین حال، اسدالله جمشید، سخنگوی پولیس ولایت قندهار با تایید این رویداد گفته است که جسد سه زن در کوه سارگو در ولسوالی سپین بولدک پیدا شده است که مدتی پیش به طور مرموزی کشته و دفن گردیده بودند. او می‌گوید که اجساد توسط نیروهای امنیتی به شفاخانه ولسوالی اسپین بولدک منتقل شده تا به اقارب شان تحویل داده شود. آقای جمشید افزود که نهادهای امنیتی و کشفی در مورد سه زن مقتول تحقیق می‌کنند و تلاش خواهند کرد تا عاملان را پیدا کرده و آنها را به نهادهای عدلی و قضایی تحویل دهند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 90 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که میلیون‌ها کودک در مناطق جنگ‌زده، بحران‌زده و متاثر از بلایای طبیعی با چالش‌های مواجه‌اند که خود ایجاد نکرده‌اند و توان کنترل آن‌ها را نیز ندارند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که خشونت، تهدید، قحطی و شرایط شدید آب و هوایی، زندگی این کودکان را تغییر داده و بسیاری از خدمات اساسی مانند آموزش و مراقبت‌های بهداشتی، ناکافی یا غیرقابل دسترس هستند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این نهاد می‌تواند با رساندن تجهیزات حیاتی، ایجاد فضاهای امن برای یادگیری و تأمین آب سالم، به کودکان و خانواده‌های نیازمند کمک کند. براساس گزارش یونیسف، تامین مالی همچنان چالش بزرگی است و در برنامه‌های تغذیه‌ای این نهاد، کسری بودجه ۷۲ درصدی در سال ۲۰۲۵ میلادی سبب شده که فعالیت‌های آنان در ۲۰ کشور از محدود شوند. این در حالی است که سازمان‌های امدادرسان همواره هشدار داده‌اند که بدون تامین منابع کافی، میلیون‌ها کودک در معرض خطر سلامت، آموزش و بقا خواهند بود و نیازمند اقدام فوری جامعه جهانی هستند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 106 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که یک زن در این ولایت توسط برادر شوهرش به شکل بسیار فجیع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این زن در ساحه «کمپونو» از مربوطات حوزه‌ی اول امنیتی شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار رخ داده است. منبع در مورد دلیل و انگیزه‌ی این قتل معلومات ارائه نکرده است. در همین حال، سید طیب حماد، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار نیز قتل این را تایید کرده است. آای حماد افزوده است که یک مرد به اتهام قتل همسر برادرش بازداشت شده است. به گفته‌ی وی، این زن بر اثر خشونت خانوادگی به قتل رسیده و فرد متهم پس از فرار، توسط نیروهای دولتی بازداشت شده است. همه‌روزه گزارش‌هایی از موارد قتل از ولایت‌های مختلف کشور منتشر می‌شود. این رویدادها در حالی رخ می‌دهد که حکومت فعلی مدعی‌اند امنیت سراسری را در کشور تأمین کرده‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب