برچسب: رسانه گوهرشاد

1 هفته قبل - 158 بازدید

سپیده هنوز سر نزده بود. هوا بوی شب‌مانده می‌داد؛ بوی رطوبت، بوی خاک سرد، بوی زندگی‌هایی که زیر این آسمان خاموش شده‌اند. او روی پله‌ی سیمانی نشسته بود، پشت به دیوار، پاها جمع و دست‌ها در آستین‌های کهنه‌ای که دیگر گرم نمی‌کرد. چند بار نفس عمیق کشید، اما نفس‌ها به ته سینه‌اش نمی‌رسید. در آن سکوت سنگینِ پیش از صبح، فقط صدای قلب خودش را می‌شنید که نامنظم می‌زد؛ انگار حتی قلبش هم خسته شده بود از ادامه دادن. سی سال از عمرش گذشته بود، اما وقتی به عقب نگاه می‌کرد، چیزی شبیه زندگی نمی‌دید؛ فقط رشته‌ای از فرار، ترس، تحقیر و اشتباهاتی که هرکدام از قبلی سنگین‌تر بود. او در ایران به دنیا آمده بود؛ نه در شهری که اسمش در خاطره‌ها بماند، بلکه در حاشیه، جایی که افغان‌ها خانه می‌گرفتند چون جای دیگری راه‌شان نمی‌دادند. مادرش همیشه می‌گفت: «وقتی تو را زاییدم، هنوز اذان صبح نشده بود.» آن صبح، هیچ‌کس نمی‌دانست که این کودک، سال‌ها بعد، میان چند کشور سرگردان خواهد شد. تولدش ساده بود، بی‌سند، بی‌ثبت، بی‌جشن. فقط یک طفل دیگر که باید بزرگ می‌شد، بدون این‌که زیاد دیده شود. کودکی‌اش آرام نبود. از همان سال‌های اول، فرق را حس کرد؛ فرق در نگاه همسایه‌ها، فرق در لحن معلم، فرق در این‌که بعضی چیزها برای بعضی‌ها «حق» بود و برای او «خواهش». مکتب رفت، اما همیشه با ترس. هر بار که نام مأمور یا بازرسی می‌آمد، دلش می‌ریخت. مادرش شب‌ها لباس‌هایش را آماده می‌کرد و می‌گفت: «اگر چیزی شد، بدو بیا خانه.» کودک بود، اما مفهوم فرار را زود فهمید. خانه‌شان کوچک بود، اما غم‌هایش بزرگ. پدرش کارگر ساختمانی بود؛ مردی خاموش، کم‌حرف، با دست‌هایی که هیچ‌وقت صاف نمی‌شد. مادرش زن صبوری بود، اما صبر هم حدی دارد. دعواها بیشتر سر پول بود؛ پول کرایه، پول دوا، پول نان. او یاد گرفت خواسته‌هایش را قورت بدهد. یاد گرفت که اگر چیزی کم است، اول خودش کنار بکشد. نوجوانی‌اش خیلی زود تمام شد. وقتی هنوز هم‌سن‌وسال‌هایش بازی می‌کردند، او کار می‌کرد. خانه‌های مردم را پاک می‌کرد، ظرف می‌شست، بچه‌های دیگران را نگه می‌داشت. گاهی صاحب‌خانه‌ها تحقیرش می‌کردند، گاهی نادیده‌اش می‌گرفتند. شب‌ها که به خانه برمی‌گشت، پاهایش درد می‌کرد، اما دلش بیشتر. با این‌همه، هنوز ته دلش یک امید کوچک بود؛ این‌که شاید روزی همه‌چیز عوض شود. اما زندگی مهلت نداد. پدرش در یک حادثه‌ی کاری آسیب دید و دیگر نتوانست مثل قبل کار کند. فشار زندگی بیشتر شد. مکتب را کاملاً رها کرد. از همان‌جا فهمید که آینده‌اش شبیه مادرش خواهد بود؛ کار، خستگی و خاموشی. همین ترس، بذر تصمیم رفتن را در دلش کاشت. وقتی حرف ترکیه به میان آمد، اول باور نکرد. اما قصه‌ها زیاد بود؛ «فلانی رفت، کار پیدا کرد»، «فلانی زندگی‌اش جور شد». هیچ‌کس از شب‌های ترس، از زندان، از اعتیاد حرف نمی‌زد. پنج سال پیش، وقتی حدود بیست‌وپنج سال داشت، تصمیمش را گرفت. بدون خانواده، بدون پشتوانه. مادرش گریه کرد، پدرش خاموش ماند. او رفت، با دلی که هم سبک بود و هم سنگین. راه قاچاق، امتحان مرگ بود. شب‌های سرد، کوه‌های بی‌رحم، تشنگی، گرسنگی. قاچاقبرها فریاد می‌زدند، آدم‌ها می‌ترسیدند، بعضی می‌افتادند و دیگر بلند نمی‌شدند. در یکی از شب‌ها، زنی کنارشان زمین خورد و دیگر نتوانست ادامه بدهد. قاچاقبر گفت: «بگذاریدش.» او هنوز صدای آن زن را به یاد دارد. همان‌جا فهمید که انسان، در این مسیر، فقط یک عدد است. وقتی به ترکیه رسید، احساس پیروزی نکرد؛ احساس خالی بودن کرد. سه سال آن‌جا ماند. زندگی‌اش شد کارهای سخت، خانه‌های شلوغ، اتاق‌های تاریک. همیشه ترس از پولیس، همیشه اضطراب. زبان را درست نمی‌دانست و کسی حرف دلش را نمی‌فهمید. تنهایی، آهسته و پیوسته، او را شکست. اولین بار مواد را یکی از هم‌اتاقی‌ها به او داد و گفت: «فقط برای آرامش است.» همان شب، برای اولین‌بار بعد از مدت‌ها خوابش برد. از همان‌جا شروع شد؛ اول گه‌گاهی، بعد بیشتر، بعد هر روز. مواد برایش شد تکیه‌گاه؛ چیزی که درد را کم می‌کرد و فکر را خاموش می‌ساخت. نفهمید کی وقت وابسته شد، فقط یک روز دید بدونش نمی‌تواند. اعتیاد همه‌چیز را گرفت؛ کارش را از دست داد، پولش تمام شد، احترامش نابود شد. خودش را در آینه نمی‌شناخت. بدنش لاغر شد و چهره‌اش خسته. دوستانش یکی‌یکی دور شدند و تنها شد؛ تنهاتر از همیشه. تا این‌که پولیس گرفتش. سه ماه زندان. زندان برایش مثل سقوط آخر بود. شب‌ها بیدار می‌ماند و به مادرش، به خانه‌ی کوچک‌شان و به روزهایی که هنوز معتاد نشده بود فکر می‌کرد. قول می‌داد اگر آزاد شود، درست می‌شود. اما آزادی، آن‌طوری که فکر می‌کرد، نیامد. بعد از زندان، اخراج شد. پانزده ماه پیش به افغانستان رسید؛ کشوری که فقط نامش را داشت. وقتی پا به این خاک گذاشت، احساس کرد دوباره متولد شده، اما این‌بار بدون هیچ‌چیز؛ نه خانه، نه خانواده، نه پول. مدتی در خیابان‌ها ماند و بعضی شب‌ها گرسنه خوابید. اعتیاد حالا قوی‌تر از او بود. شش ماه به کمپ ترک اعتیاد رفت. روزهای اول بدنش می‌لرزید و شب‌ها از درد گریه می‌کرد. بعضی وقت‌ها می‌خواست فرار کند، اما می‌ماند و امیدوار بود. اما وقتی بیرون آمد، جامعه جایی برایش نداشت؛ کار نبود، حمایت نبود و دوباره لغزید. امروز زندگی‌اش در وضعیت بسیار خراب است و خودش این را می‌داند، اما هنوز حرف دارد و دلش می‌خواهد کسی اشتباه او را تکرار نکند. می‌گوید: «قاچاق نجات نیست، مواد آرامش نیست، تنهایی آدم را می‌شکند. اگر خانواده دارید، اگر کسی هست که نگران‌تان شود، همان بزرگ‌ترین نعمت است.» او خودش را مثال می‌زند؛ مثالی از اینکه یک تصمیم، یک فرار، چگونه می‌تواند یک زندگی را آرام‌آرام نابود کند. قصه‌ی او فقط قصه‌ی خودش نیست؛ قصه‌ی هزاران زنی است که میان مرزها گم شدند، میان فقر و اعتیاد شکستند و صدایشان هیچ‌وقت شنیده نشد. او هنوز زنده است، هنوز نفس می‌کشد و شاید همین، آخرین امید باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 75 بازدید

یک موسسه متعلق به دانشگاه جورج‌تاون آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در میان ۱۸۸ کشور جهان به عنوان بدترین کشور برای زنان است. یمن، جمهوری آفریقای مرکزی، سوریه، سودان، هائیتی و بروندی در جایگاه بعدی قرار دارند. دانشگاه جورج‌تاون با نشر گزارشی گفته است کخ در یکسال گذشته یکی از پنج زن در این کشورها در خانه مورد خشونت قرار گرفته‌اند. این گزارش که وضعیت زنان را بر اساس سه شاخص اصلی مشارکت، عدالت و امنیت بررسی کرده، نشان می‌دهد که زنان افغانستان در زمینه امنیت و دسترسی به عدالت در قعر جدول جهانی قرار دارند. در این رده‌بندی، کشورهای دنمارک، آیسلند، ناروی، سویدن و فنلند به عنوان برترین کشورهای جهان از نظر وضعیت زنان معرفی شده‌اند. همچنین در میان کشورهای اسلامی، زنان امارات متحده عربی شرایط بهتری نسبت به زنان در کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه، بریتانیا و اسپانیا دارند. در گزارش تاکید شده است که زنان و دختران در افغانستان همچنان از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. در این گزارش، افغانستان جز دولت‌های شکننده در جنوب آسیا توصیف شده است، منطقه‌ای که بدترین عملکرد را از نظر تامین حقوق زنان و دختران دارد. در گزارش دانشگاه جورج‌تاوت افزوده استچکه افغانستان در آخرین شاخص توسعه جنسیتی سازمان ملل متحد نیز پس از یمن، در انتهای جدول قرار گرفته بود. محدودیت‌های شدید برای حق کار و تحصیل، دسترسی زنان به کمک‌ها و خدمات را نیز مختل کرده است. بر اساس داده‌ها، از سال ۲۰۲۳ میلادی، خانواده‌های تحت مدیریت زنان ۴۰ درصد از درآمد خود را از دست داده‌اند. افزون بر این، خشونت جنسیتی تهدیدی جدی برای زنان است. بیش از ۵۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۴۹ سال گزارش داده‌اند که دستکم یک بار در زندگی خود با این نوع خشونت مواجه شده‌اند، رقمی که در برخی مناطق به ۹۲ درصد می‌رسد. همچنین، خیابان‌های افغانستان و چند کشور دیگر برای زنان مصون نیست. پس از سوریه و آفریقای جنوبی، زنان در خیابان‌های افغانستان کمترین احساس امنیت می‌کنند. گزارش دانشگاه جورج‌تاون را موسسه جورج‌تاون برای زنان، صلح و امنیت تهیه کرده که وضعیت زنان جهان را در سال ۲۰۲۵ میلادی بررسی کرده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 88 بازدید

ریچارد لیندسی، نمایندگی ویژه بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که این کشور متعهد به حمایت از مردم افغانستان است. آقای لیندسی با نشر پیامی به مناسبت سال جدید میلادی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این سال برای مردم افغانستان صلح، امنیت و امید آرزو می‌کند. او در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «بریتانیا در کنار شما ایستاده و به حمایت از آینده‌ای سرشار از ثبات، فرصت و عزت برای همه متعهد است.» ریچارد لیندسی که در آخر ماه جوزا به عنوان نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان تعیین شد، پیش از این نیز تاکید کرده بود که بریتانیا از مردم افغانستان حمایت می‌کند. آقای لیندسی تا اکنون یکبار به کابل سفر و با مقام‌های حکومت سرپرست دیدار و گفتگو کرده است. او پس از این سفر گفت که بحران افغانستان تنها از طریق گفتگوی فراگیر حل می‌شود. همچنین نماینده ویژه بریتانیا بارها در مورد محدودیت‌ها بر حقوق و آزادی‌های زنان و دختران ابراز نگرانی کرده و خواستار لغو آن شده است. در حالی این مقام بریتانیایی بر رعایت حقوق زنان و دختران افغانستان تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 94 بازدید

پژوهشگران اعلام کردند که برای بسیاری از افراد رخ داده، زمانی که بیمار بوده‌اند از دیگران شنیده‌اند که خوب به نظر نمی‌رسد یا خودشان در مقطعی از زندگی فکر کرده‌اند که فرد دیگری بیمار به نظر می‌آید. افراد اغلب از نشانه‌های غیرکلامیِ چهره، مانند افتادگی پلک‌ها و رنگ‌پریدگی لب‌ها، برای تشخیص بیماری در دیگران استفاده می‌کنند و اکنون مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد زنان نسبت به این نشانه‌های ظریف حساس‌تر از مردان هستند. در مطالعات پیشین، از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد نشانه‌های بیماری را در چهره دیگران ارزیابی کنند، اما برخی از این مطالعات از عکس‌های دست‌کاری‌شده یا افرادی استفاده کرده بودند که در تصاویر به‌طور مصنوعی بیمار نشان داده می‌شدند. در مطالعه جدید، اما گروه پژوهشی می‌خواست بررسی کند آیا افرادی که به‌طور طبیعی بیمار هستند، از سوی دیگران «بیمار به نظر می‌رسند» یا دارای حالت «بی‌حالی» تشخیص داده می‌شوند، و این‌که آیا این تشخیص بر اساس جنسیت تفاوت دارد یا خیر. پژوهشگران برای این منظور، ۲۸۰ دانشجوی کارشناسی را به خدمت گرفتند که ۱۴۰ نفر مرد و ۱۴۰ نفر زن بودند تا ۲۴ عکس را ارزیابی کنند. این عکس‌ها شامل ۱۲ چهره متفاوت در زمان بیماری و زمان سلامت بودند. ارزیابی‌ها بر اساس ۶ بُعد مرتبط با بیماری انجام شد، از جمله: ایمنی، سالم‌بودن، قابل‌نزدیک‌شدن بودن، هوشیاری، علاقه اجتماعی و مثبت‌بودن، با استفاده از مقیاس‌های ۹‌درجه‌ای. این ابعاد مختلف به پژوهشگران کمک کرد تا مواردی مانند این‌که آیا شرکت‌کنندگان احساس می‌کردند می‌توانند به فرد در عکس نزدیک شوند، یا این‌که آیا آن فرد شاد یا خسته به نظر می‌رسد، را بسنجند. پس از تحلیل ارزیابی‌های شرکت‌کنندگان، پژوهشگران دریافتند فرضیه آن‌ها درست بوده است؛ زنان به‌طور میانگین نسبت به نشانه‌های بیماری در چهره حساس‌تر بودند. این تفاوت کوچک بود، اما از نظر آماری معنادار بود و در سراسر مطالعه ثابت باقی ماند. ریشه‌های تکاملی احتمالی ادراک بیماری دو فرضیه غالب درباره این‌که چرا زنان ممکن است توانایی بیشتری در تشخیص بیماری داشته باشند، وجود دارد. فرضیه نخست با عنوان «فرضیه مراقب اصلی» شناخته می‌شود که مطرح می‌کند چون در طول تاریخ، زنان بیشتر مسوول مراقبت از نوزادان و کودکان خردسال بوده‌اند، در تشخیص بیماری تکامل یافته‌اند. از نظر تئوری، شناسایی نشانه‌های غیرکلامیِ بیماری به زنان کمک می‌کرد بیماری را در نوزادان و کودکان خردسال سریع‌تر تشخیص دهند. در نهایت، این توانایی شانس بقای فرزندان آن‌ها را افزایش می‌دهد. فرضیه دیگر «فرضیه اجتناب از آلودگی» است. این فرضیه بیان می‌کند که زنان در مقایسه با مردان، سطوح بالاتری از احساس انزجار را تجربه می‌کنند. نویسندگان مطالعه می‌نویسند که این تفاوت‌ها احتمالا ریشه در دوره‌های مکررِ تضعیف سیستم ایمنی در طول عمر باروری زنان دارد؛ دوره‌هایی که هم در دوران بارداری و هم در فاز لوتئال چرخه ماهانه و در آمادگی برای بارداری رخ می‌دهند. از این رو، زنان در مجموع ممکن است در طول تکامل، تحت فشار انتخابی بیشتری برای اجتناب از بیماری قرار گرفته باشند. پژوهشگران خاطرنشان می‌کنند که این مطالعه به دانشجویان کارشناسی محدود بوده است و ممکن است به جمعیت‌های گسترده‌تر قابل تعمیم نباشد. همچنین، شاخص‌های دیگری از بیماری، مانند صدا و وضعیت بدنی، در این پژوهش در نظر گرفته نشده‌اند. عکس‌های استفاده‌شده در مطالعه فقط شامل چهره‌های ثابت و برش‌خورده بودند. این نشانه‌های اضافی ممکن است ادراک بیماری را به میزان متفاوتی تحت تاثیر قرار دهند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 71 بازدید

مادر به‌عنوان معمار اصلی تربیت فرزند شناخته می‌شود. کودک از زمان پیش از تولد در شکم مادر زندگی می‌کند و پس از تولد نیز تا زمانی که مهارت‌های مختلف را یاد بگیرد، به مادر وابسته است. به همین دلیل، مادر نقش بسیار مهمی در تربیت و شکل‌گیری شخصیت کودک دارد. بسیاری از مهارت‌های تربیتی در ذات مادر نهادینه شده‌اند. اگر همه مادران وظایف تربیتی خود را به درستی انجام دهند، تربیت درست فرزند شکل می‌گیرد و جامعه‌ای سالم به وجود می‌آید. اما در صورت غفلت از انجام درست این وظایف، جامعه به فساد و تباهی کشیده خواهد شد. نقش مادر در تربیت فرزند از زمان شروع بارداری آغاز می‌شود و تا پایان دوران رشد و تکمیل تربیت کودک ادامه می‌یابد. مادر شدن مسئولیتی بسیار سنگین است که در قبال فرزند، همسر، جامعه و... ایجاد می‌کند. اهمیت تربیت درست و اصولی فرزند توسط مادر در خانواده خانواده اولین محیطی است که فرزند از تولد در آن قرار می‌گیرد. اگر کودک در این محیط به‌درستی تربیت شود و اصول مهم اخلاقی و رفتاری را آموزش ببیند، در جامعه نیز فردی سالم و مسئولیت‌پذیر خواهد بود. خانواده، هرچند نهاد اجتماعی کوچکی است، تأثیر بسیار زیادی بر جامعه دارد؛ زیرا کودک اولین بار نحوه رفتار و ارتباط با دیگران را در خانواده می‌آموزد. مادر بودن یکی از مهم‌ترین نقش‌هایی است که یک زن می‌تواند ایفا کند. مادران نقش بسیار مؤثری در زندگی فرزندان خود دارند؛ از آن‌ها مراقبت می‌کنند، دوست‌شان دارند و به آن‌ها آموزش می‌دهند. رشد و شکل‌گیری شخصیت کودک تا حد زیادی به نقش والدین و مراقبان در زندگی او بستگی دارد. چرا تربیت فرزند توسط مادر اهمیت دارد؟ مادر، اولین معلم کودک شواهد علمی نشان می‌دهد که کودکان حتی قبل از تولد چیزهای زیادی یاد می‌گیرند. آن‌ها موسیقی، بو، صداها و بسیاری از حس‌های دیگر را از طریق مادر از دنیای بیرون دریافت می‌کنند. علاوه بر این، مادران معمولاً زمان بیشتری را با نوزاد می‌گذرانند نسبت به ساعاتی که پدران با کودک هستند. به همین دلیل، مادر اولین معلم کودک است. الگو بودن مادر کودکان بیشتر از طریق مشاهده رفتار می‌آموزند تا از طریق شنیدن و صحبت کردن. این موضوع نقش مادر را در انتقال ارزش‌های اصلی، عادات و ویژگی‌های رفتاری از سنین پایین بسیار مهم می‌کند. کودک تمام رفتارهای مادر را زیر نظر دارد و برای خود و تعامل با دیگران، همان گونه رفتار می‌کند. مادر بهترین مشاور کودک مادران نزدیک‌ترین افراد به کودکان هستند. مادر همیشه در کنار کودک بوده و در هیچ شرایطی او را تنها نمی‌گذارد. در هر موقعیتی، مادر آرامش‌بخش‌ترین فرد است که در کنار فرزند حضور دارد و در جهت درست به او مشاوره می‌دهد. به عبارت دیگر، مادران به راحتی می‌توانند روحیه فرزند خود را بهبود بخشند و فرزندی شاد تربیت کنند. ارتباط غیرکلامی با فرزند مطالعات نشان می‌دهد مادران بیشتر از پدران توانایی برقراری ارتباط غیرکلامی با فرزند را دارند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که مادرتان با نگاه کردن به چهره شما به سرعت از حالت روحی و عاطفی‌تان باخبر شده باشد. مادر در هر شرایطی به سرعت متوجه احوال فرزند خود می‌شود و می‌تواند با او ارتباط برقرار کند. مادر، صمیمی‌ترین دوست کودک مادران اولین دوستان و معتمدانی هستند که از بدو تولد با آن‌ها آشنا می‌شویم. مادران نقش بزرگی در رشد مثبت کودک دارند. محققان همچنین ثابت کرده‌اند که رشد شخصیت و نگرش‌های کودک تا حد زیادی به مادر بستگی دارد. این موضوع نشان‌دهنده همبستگی آشکار با پرورش و حمایت عاطفی است که مادر از فرزند خود ارائه می‌دهد. نقش مادر در تربیت کودک چیست؟ ایجاد محیطی امن و محبت‌آمیز مادر پناهگاهی امن برای کودک است. شما به عنوان مادر با فراهم آوردن محیطی سرشار از محبت و آرامش به کودک احساس امنیت، دلبستگی ایمن و اعتماد به نفس می‌دهید. این احساسات پایه و اساس رشد سالم کودک را تشکیل می‌دهند. کمک به شکل‌دهی شخصیت مادر از طریق تعاملات روزمره و آموزش ارزش‌های اخلاقی نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودک دارد. احترام به دیگران، صداقت، مهربانی و مسئولیت‌پذیری تنها بخشی از ارزش‌هایی هستند که مادر به کودک منتقل می‌کند. به عنوان مثال، اگر مادری به کودک خود توضیح دهد که دروغ گفتن کار اشتباهی است و چرا نباید دروغ گفت، کودک به تدریج اهمیت صداقت را درک خواهد کرد. رشد عاطفی و اجتماعی مادر با حمایت عاطفی و ایجاد فرصت‌های تعامل اجتماعی به کودک کمک می‌کند تا احساسات خود را بشناسد و مهارت‌های ارتباطی لازم را کسب کند. این مهارت‌ها کلید موفقیت در روابط بین‌فردی و زندگی اجتماعی کودک هستند. به عنوان مثال، مادر می‌تواند به کودک بیاموزد که چگونه در مواقع اختلاف نظر، به جای دعوا، مشکل را با گفتگو حل کند. مراقبت از سلامت جسمی و روانی مادر با تأمین نیازهای تغذیه‌ای کودک، آموزش بهداشت فردی و تشویق به فعالیت بدنی، نقش مهمی در حفظ سلامت جسمی و روانی کودک خود دارد. بنابراین، تشویق به فعالیت بدنی و تنظیم آن را هرگز دست کم نگیرید. اگر کودکتان فعالیت بدنی مناسبی ندارد، حتماً راه‌های هیجان‌انگیز و جذاب برای افزایش تحرک او در نظر بگیرید. همچنین اگر کودک بدغذاست، به فکر اصلاح عادت‌های غذایی فرزند خود باشید. شخصیت الهام‌بخش کودکان به طور طبیعی از بزرگسالان، به‌ویژه مادران خود، تقلید می‌کنند. بنابراین رفتارها و نگرش‌های مادر به‌عنوان الگویی برای کودک عمل کرده و بر شکل‌گیری شخصیت او تأثیر می‌گذارد. کودکی که مدام شاهد رفتارهای مثبت و سازنده مادر خود باشد، به طور طبیعی تمایل به تقلید از او پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال، اگر مادر همیشه با مهربانی و احترام با دیگران برخورد کند، کودک نیز یاد می‌گیرد همین رفتار را در پیش گیرد. همچنین اگر مادری به کتاب‌خواندن علاقه داشته باشد و به طور مرتب کتاب بخواند، کودک نیز به احتمال زیاد به کتاب‌خواندن علاقه‌مند می‌شود. ابزار بی‌قید و شرط عشق و علاقه ابراز بی‌قید و شرط عشق و علاقه مادر و پدر به کودک، یکی از بزرگ‌ترین و مؤثرترین کارهایی است که والدین، به‌ویژه مادر، برای فرزند خود انجام می‌دهند. سایمون بارون کوهن در صفحه ۷۴ کتاب «شناخت شرارت بشر در همدلی و ریشه‌های خشونت» در برداشت خود از نظریه جان بالبی، روانشناس و روان‌پزشک مشهور کودکان، بیان می‌کند: «آنچه مراقب در سال‌های بحرانی رشد به کودک می‌دهد، گنج درون است. ایده‌ای که بر بینش فرویدی استوار است و می‌گوید گران‌بهاترین و ارزشمندترین هدیه‌ای که والدین می‌توانند به کودکان خردسال خود بدهند این است که آن‌ها را از احساسات خود لبریز کنند. این گنج درونی چیزی است که تمام عمر با یک فرد می‌ماند.» بنابراین، ابراز عشق مانند گنجی بزرگ همیشه در ذهن و قلب فرزند شما نقش می‌بندد و در مراحل سخت و بعدی زندگی به کمک او می‌آید. کمک به استقلال و خودباوری فرزند مادر می‌تواند با ایجاد موقعیت‌های مناسب، به مستقل شدن فرزندش کمک کند. یکی از راه‌های کلیدی برای تقویت استقلال کودک، سپردن مسئولیت‌های متناسب با سن و توانایی او است. این مسئولیت‌ها می‌توانند از کارهای ساده‌ای مانند مرتب کردن تختخواب شروع شده و به وظایف پیچیده‌تری مثل کمک در آشپزی ختم شوند. با سپردن این مسئولیت‌ها، کودک احساس ارزشمندی و توانمندی می‌کند و یاد می‌گیرد که به تنهایی از پس کارها برآید. توجه داشته باشید که تقویت استقلال کودک به معنای رها کردن او نیست؛ بلکه والدین باید همواره حامی و پشتیبان کودک باشند. با تشویق و حمایت از تلاش‌های کودک می‌توانید به او کمک کنید تا بر چالش‌ها غلبه کند. 5 اشتباه رایج مادران در تربیت فرزندان نقش مادر در تربیت فرزند بسیار مهم و تأثیرگذار است. در این مسیر، ممکن است مادران به دلایل مختلف مرتکب اشتباهاتی شوند که بر رشد و شخصیت کودک تأثیر منفی بگذارد. داشتن توقع بیش از حد از کودک بسیاری از مادران انتظار دارند فرزندانشان در همه زمینه‌ها کامل و بی‌نقص باشند. داشتن این توقع می‌تواند باعث ایجاد استرس و اضطراب در کودک شده و مانع تلاش او شود. برای مثال، مادری که از فرزندش انتظار دارد در همه امتحانات نمره ۲۰ بگیرد، ممکن است باعث شود کودک احساس کند هرگز به اندازه کافی خوب نیست. مقایسه کردن فرزند با دیگران مقایسه کودک با دیگران یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی است که مادران مرتکب می‌شوند. این کار می‌تواند باعث شود کودک احساس حقارت یا کمبود کند. برای مثال، مادری که دائماً فرزند خود را با خواهرزاده‌اش مقایسه می‌کند و می‌گوید: «چرا تو مثل پسر/دختر خاله‌ات نمی‌توانی نقاشی بکشی؟»، به اعتمادبه‌نفس کودک آسیب می‌زند. نداشتن قاطعیت لازم در تربیت قوانین تربیتی باید با قاطعیت دنبال شوند. البته این به معنای ایجاد محیطی خشن و سرد به جای خانواده‌ای صمیمی و گرم نیست. قاطعیت باید به شکل متعادل، بدون آسان‌گیری یا سخت‌گیری بیش از حد اعمال شود. مثلاً مادری که امروز به کودک اجازه می‌دهد تا دیر وقت بیدار بماند و فردا به او تذکر می‌دهد که باید زود بخوابد، باعث می‌شود کودک نتواند رفتار مناسبی از خود نشان دهد. استفاده از تنبیه بدنی تنبیه بدنی یکی از روش‌های نادرست و آسیب‌زننده در تربیت کودک است. این روش نه تنها باعث اصلاح رفتار کودک نمی‌شود، بلکه می‌تواند آسیب‌های روحی و روانی جبران‌ناپذیری به او وارد کند. مادری که به خاطر اشتباه کوچک فرزندش را کتک می‌زند، باعث ایجاد ترس و اضطراب در کودک می‌شود. نادیده گرفتن احساسات کودک نادیده گرفتن یا کم‌اهمیت جلوه دادن احساسات کودک می‌تواند باعث شود او احساس بی‌توجهی و تنهایی کند. برای مثال مادری که به فرزندش می‌گوید: «ناراحت شدن برای این موضوع احمقانه است»، باعث ایجاد حس انزوا در کودک می‌شود. به جای این کار، بهتر است به احساسات کودک توجه کنیم و راه‌حل‌های منطقی برای مشکلات او ارائه دهیم. کودکان از بدو تولد تا شکل‌گیری کامل شخصیت و تربیت، در کنار مادر هستند و رفتارهای مادر را الگو قرار می‌دهند. بنابراین مادر نقش بسیار مهمی در تربیت و رشد کودک دارد. مادر بر حالات روحی، روانی، جسمی و شخصیتی کودک تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، با توجه به اهمیت نقش مادر در تربیت صحیح فرزندان، بهتر است پیش از اقدام به فرزندآوری، در این زمینه مطالعه کرده و اطلاعات کاملی کسب شود. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 113 بازدید

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای بیش از ۶۰۰ هزار یتیم، معلول و بیوه، ماهانه دو هزار افغانی از سوی دولت پرداخت می‌شود. آقای مجاهد امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که وزارت امور شهدا و معلولین حکومت فعلی در سال گذشته حدود ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون افغانی برای زنان و کودکان بی‌سرپرست و افراد معلول اختصاص داده است. قابل ذکر است که تا اکنون آمار و اطلاعات دقیق شمار زنان سرپرست خانوار در افغانستان و کودکان تیم در دست نیست. بربنیاد آمار سازمان ملل متحد، تخمین می‌شود یک‌ونیم میلیون نفر در افغانستان با معلولیت شدید زندگی می‌کنند. یوناما گزارش داده است که از هر چهار شهروند افغانستان، یک نفر معلولیت خفیف دارد. همچنین سخنگوی حکومت فعلی در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که برای گداها نیز ماهانه دو هزار افغانی توزیع می‌شود. وی در ادامه افزوده است که تنها در یک سال اخیر ۱۰ هزار و ۶۶۴ گدا در سراسر کشور شناسایی شده‌اند. به‌دلیل وخامت بحران اقتصادی، حدود نیمی از جمعیت کشور با ناامنی غذایی مواجه هستند و نیاز به کمک دارند. دفتر سازمان ملل متحد در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان (اوچا) اعلام کرد که برای کمک‌رسانی به نیازمندان در این کشور در سال جدید میلادی، ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه نیاز است. اوچا گفته است که  در سال آینده، حدود ۲۱.۹ میلیون تن، تقریباً ۴۵ درصد از جمعیت در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 86 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که که مردم برای دسترسی به خدمات صحی در افغانستان همچنان یک چالش روبرو هستند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی)، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۵۰۸ هزار و ۴۳۱ مشاوره صحی برای بازگشت‌کنندگان، بیجاشدگان داخلی و خانواده‌های آسیب‌پذیر فراهم شده است. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که این حمایت‌ها شامل خدمات صحی عمومی، مشاوره‌های سلامت روان و کمک‌های روانی‌–اجتماعی بوده است. در ادامه آمده است که ۶۴ هزار و ۹۴۷ زن از خدمات صحی طی سال گذشته میلادی مستفید شده و بیش از ۹۱ هزار کودک از نظر سوءتغذیه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین سازمان بین‌المللی مهاجرت در بخشی از پیامش افزوده است که بیش از ۴۸ هزار تن نیز مشاوره‌های سلامت روان و حمایت روانی–اجتماعی دریافت کرده‌اند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. وضع این محدودیت تاثیر مستقیمی بر بخش ‏صحت کشور گذاشته است. این محدودیت، دسترسی به خدمات صحی را بیش از پیش محدود کرده و پیامدهای ناگواری برای سلامت عمومی به‌ویژه مادران و کودکان در پی خواهد داشت. سازمان‌های بین‌المللی همواره از کمبود کادر صحی زن در افغانستان هشدار داده‌ و گفته‌اند که این گروه با وضع محدودیت‌ها علیه تحصیل زنان در دانشگاه‌ها، سکتور صحت کشور را فلج کرده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 91 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد به مناسبت آغاز سال نو میلادی اعلام کرده است که امیدوار است سال ۲۰۲۶ میلادی برای همه کودکان افغانستان سال «امن، صلح‌آمیز و پر از امید» باشد. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال جدید باید فرصت‌های برای یادگیری، رشد و شکوفایی هر کودک فراهم شود و هیچ کودکی از حقوق اولیه خود محروم نماند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که هر کودک حق دارد در محیطی امن و سالم بزرگ شود و به آموزش، تغذیه و مراقبت‌های مناسب دسترسی داشته باشد. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که بیش از ۱۱ میلیون کودک در افغانستان، در سال ۲۰۲۶ میلادی نیازمند کمک‌های بشردوستانه خواهند بود. براساس این گزارش، شرایط موجود باعث شده است که زنان، مادران باردار، کودکان، جوانان و گروه‌های محروم بیش از گذشته در معرض خطر قرار گیرند. برنامه جهانی غذا پیشتر اعلام کرد که افغانستان از منظر سوءتغذیه حاد کودکان در جایگاه چهارم در سطح جهان قرار دارد؛ در حال حاضر حدود ۵ میلیون مادر و کودک دچار سوءتغذیه‌اند و این بحران در حال گسترش است. همچنین آمارها حاکی از افزایش گرسنگی نسبت به سال گذشته است، طوری‌که امسال سه میلیون افغانستانی بیشتر در معرض گرسنگی حاد قرار گرفته‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 92 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که فرمان‌ها و محدودیت‌های حکومت سرپرست، دسترسی زنان و دختران به خدمات اساسی و روند کمک‌رسانی بشردوستانه در افغانستان را به‌گونه جدی محدود کرده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از آگوست ۲۰۲۱ میلادی تا اکنون دست‌کم ۴۷۰ فرمان از سوی حکومت فعلی افغانستان صادر شده است که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر فعالیت‌های بشردوستانه در کشور تاثیر گذاشته است. در بخشی از گزارش دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل آمده است که ۷۹ فرمان به‌طور مشخص زنان و دختران را هدف قرار داده و آزادی‌های آن‌ها را در بخش‌های آموزش، اشتغال، مشارکت اقتصادی و حضور در زند‌گی عمومی محدود ساخته است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که این محدودیت‌ها شامل ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، الزام پوشش اسلامی و منع کار زنان در سازمان‌های غیردولتی و نهادهای بین‌المللی می‌شود. در گزارش آمده است که این محدودیت‌ها ساختار اجتماعی و اقتصادی افغانستان را دگرگون کرده و دسترسی زنان به معیشت و خدمات اساسی را به‌گونه چشم‌گیر کاهش داده است. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل هشدار داده که این محدودیت‌ها خطر خشونت مبتنی بر جنسیت و مشکلات روانی–اجتماعی را افزایش داده و روند کمک‌رسانی بشردوستانه را با چالش‌های جدی روبرو کرده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 170 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر کودک حق دارد در فضای امن «رویاپردازی، بازی و رشد» کند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فضاهای امن تحت حمایت یونیسف در افغانستان، علاوه بر محافظت از کودکان، خدمات ضروری حمایت روانی ـ اجتماعی را نیز فراهم می‌کنند. براساس گزارش‌های موجود، کودکان در افغانستان به‌دلیل فقر گسترده، بحران‌های انسانی، محدودیت‌های آموزشی و نبود دسترسی کافی به خدمات صحی، با چالش‌های جدی روبرو هستند و بسیاری از آن‌ها در محیط‌های پرخطر بزرگ می‌شوند. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش‌تر نیز گزارش داده بود که در سال ۲۰۲۶ میلادی بیش از ۱۱ میلیون کودک در افغانستان به کمک‌های انسانی نیاز خواهند داشت. براساس این گزارش، شرایط موجود باعث شده است که زنان، مادران باردار، کودکان، جوانان و گروه‌های محروم بیش از گذشته در معرض خطر قرار گیرند. برنامه جهانی غذا پیشتر اعلام کرد که افغانستان از منظر سوءتغذیه حاد کودکان در جایگاه چهارم در سطح جهان قرار دارد؛ در حال حاضر حدود ۵ میلیون مادر و کودک دچار سوءتغذیه‌اند و این بحران در حال گسترش است. همچنین آمارها حاکی از افزایش گرسنگی نسبت به سال گذشته است، طوری‌که امسال سه میلیون افغانستانی بیشتر در معرض گرسنگی حاد قرار گرفته‌اند.

ادامه مطلب