سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که در این فصل، احتمال شیوع بیماری سرخکان افزایش یافته و از خانوادهها خواسته شده است تا برای جلوگیری از شیوع این بیماری، هرچه زودتر کودکان خود را واکسن کنند. این نهاد امروز (یکشنبه، ۲۱ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «در این فصل خطر بیماری سرخکان زیاد است. منتظر شیوع بیماری در خانواده نباشید. همین حالا در محل خود به مرکز صحی مراجعه و کودکان خود را واکسن کنید.» سازمان بهداشت جهانی تاکید کرده است که این واکسن برای همه کودکان زیر پنج سال بهگونه رایگان، تطبیق میشود. براساس آمار سازمان ملل، در دو ماه اول سال جاری میلادی بیش از ۱۰۰ نفر براثر بیماری سرخکان در افغانستان جان باختهاند. همچنین پزشکان بدون مرز نیز هشدار داده است که روزانه یک کودکان در افغانستان براثر این بیماری جان میدهد. طبق گزارش اخیر سازمان بهداشت جهانی در ماه فبروری امسال، هشت هزار و ۷۷۶ مورد مشکوک بیماری سرخکان در این کشور ثبت شده است. در ماه فبروری ۶۹ نفر بر اثر این بیماری جان باختهاند. این سازمان در گزارشی اعلام کرده بود که بیش از چهار هزار مورد مشکوک به سرخکان در ولایتهای هرات، بلخ و هلمند، ثبت شده است. مسوولان حکومت سرپرست با رد این گزارش اعلام کرد که کارزار سراسری واکسیناسیون سرخکان را راهاندازی میکند.
برچسب: افغانستان
عبدالولی حقانی، معین وزارت صحت عامه حکومت سرپرست میگوید که بیش از پنج هزار و ۳۰۰ کودک در کشور به بیماری تالاسمیا مبتلا هستند. آقای حقانی این اظهارات را در نشستی به مناسبت روز جهانی تالاسمیا در کابل مطرح کرده و گفته است که برای حمایت از بیماران مبتلا به این بیماری اقداماتی انجام شده است، از جمله ایجاد مراکز تشخیص در چندین ولایت کشور. تالاسمیا یک بیماری ارثی است که توانایی بدن در تولید هموگلوبین را مختل میکند. وی در ادامه تاکید کرد که بیماران تالاسمیا از اولویتهای وزارت صحت عامه است و این وزارت خدمات تشخیص، درمان، دوا و خونرسانی را بهگونه رایگان به کودکان مبتلا ارائه میکند. او در بخشی از صحبتهایش از مردم خواست تا با شرکت در کارزارهای اهدای خون، از بیماران تالاسمیا که نیاز مداوم به تزریق خون دارند، حمایت کنند. همچنین عبدالولی حقانی از نهادهای امدادرسان، از جمله کمیته بینالمللی صلیب سرخ، نیز خواست تا از تلاشها برای کمک به بیماران تالاسمیا پشتیبانی کنند. با آنکه آمار دقیق از شیوع تالاسمیا در افغانستان در دست نیست، اما یافتههای برخی مطالعات، تصویری کلی از گستردگی این بیماری ارائه میدهد. بر اساس دادههایی که در وبسایت «ریسرچ گیت» منتشر شده، حدود یک تا یکونیم میلیون تن در افغانستان حامل ژن بتا-تالاسمیا هستند؛ آماری که از نرخ شیوع ۳.۸ درصدی در میان ۳۶۹ بیمار سرپایی به دست آمده است. همچنین طبق همین دادهها، نرخ حاملگی آلفا-تالاسمیا در میان زنان باردار حدود ۱۴.۴ درصد و بتا-تالاسمیا نزدیک به ۳ درصد برآورد شده است. یک گزارش در ماه فبروری ۲۰۲۵ که در مجله هماتولوژی و علوم وابسته منتشر شد، نشان میدهد که تنها در ولایت ننگرهار، بیش از ۱۵۰۰ کودک مبتلا به تالاسمیا زندگی میکنند. همچنین، پژوهشی در جنوری ۲۰۲۴ میلادی که در مجله علوم طبی پایه افغانستان چاپ شده، نشان میدهد که ۱۷.۶ درصد کودکان مبتلا به کمخونی که در یک شفاخانه کابل مورد بررسی قرار گرفتند، به بتا-تالاسمیا مبتلا بودند. تالاسمیا یک بیماری جنتیکی است که توانایی بدن برای تولید هموگلوبین پروتئینی در گلبولهای قرمز که وظیفه انتقال اکسیجن را دارد، مختل میسازد. کودکانی که به نوع شدید این بیماری مبتلا هستند، معمولاً به تزریق خون مادامالعمر و مراقبتهای ویژه نیاز دارند. در صورت عدم درمان مناسب، تالاسمیا میتواند منجر به عوارض جدی از جمله آسیب اندامها و مرگ زودرس شود. این بیماری در مناطقی چون آسیای جنوبی، خاورمیانه و حوزه مدیترانه شیوع بیشتری دارد.
ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر حکومت سرپرست مقامهای ادارهی استخبارات دولت را به «ترحم بر مردم»، عدم بازداشت شهروندان با «شک و شبهه» و ظلمنکردن بر زندانیان توصیه کرده است. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی با نشر اعلامیهای گفته است که هبتالله آخوندزاده این توصیهها را در جریان سخنرانی خود در سمینار مشترک آموزشی و اصلاحی برای مقامهای استخبارات بیان کرده است. در خبرنامه آمده است که ملا هبتالله آخوندزاده به مسوولین استخبارات در خصوص ترحم بر مردم، رفتار خوب در جامعه، عدم توقیف مردم با شک و شبهه، ظلم نکردن بالای زندانیان، رازدار بودن و همچنان استقامت در شریعت توصیههای لازم کرد. قابل ذکر است که براساس شکایت شهروندان استخبارات حکومت فعلی بارها فعالان سیاسی، مدنی، استادان دانشگاه و خبرنگاران را بازداشت و ماهها زندانی کرده است. همچنین ملا هبتالله آخوندازده در بخشی از این سمینار استخبارات را ستون فقرات حکومت خوانده است. او گفته است: «استخبارات نظام اسلامی مکلفیت دارد تا تمام پلانهای پنهان و آشکار را خنثا سازد که دشمنان نظام اسلامی میخواهند آن را عملی کنند.» رهبر حکومت سرپرست افزوده است که «استخبارات باید برای هیچکسی اجازه ندهد که بهگونهی آشکار و پنهان به شعایر دینی و اسلامی توهین کند». وی همچنان از استخبارات خواسته است که باید مشترکا با سایر ادارات در راستای تطبیق شریعت و ذهنیتسازی مردم تلاش کنند.
فیفا یا شورای فدراسیون بینالمللی فوتبال درتازهترین مورد اعلام کرده است که با تشکیل تیم فوتبال زنان افغانستان متشکل از پناهندگان موافقت کرد. فیفا با نشر اعلامیهای گفته است که شورای فدراسیون بینالمللی فوتبال، استراتژی اقدام برای فوتبال زنان افغانستان را تصویب کرده است و در این طرح، تشکیل تیم فوتبال پناهندگان زنان افغانستان (AWRT) پیشبینی شده است. در اعلامیه آمده است که این نهاد مأموریت دارد تا تشکیل تیم فوتبال زنان افغانستان را سازماندهی و تسهیل کند و این تیم باید در اسرع وقت فعالیت خود را آغاز کند. اعلامیه به نقل از جیانی اینفانتینو، رییس فیفا نوشته است که شورای فدراسیون بینالمللی فوتبال متعهد است به هر دختری در سراسر جهان فرصت بازی فوتبال را بدهد. وی این اقدام را «تاریخی» توصیف کرده است. این در حالی است که اعضای تیم ملی فوتبال زنان افغانستان پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت از کشور خارج شدهاند و اکنون در کشورهای مختلفی چون استرالیا، بریتانیا، آلبانیا، پرتغال و ایالات متحده زندگی میکنند. پیشتر نهادهای حقوق بشری از فیفا خواسته بودند که زمینه بازگشت تیم فوتبال زنان افغانستان به رقابتهای بینالمللی را فراهم کند. همچنین شورای فیفا در نشست خود تصمیم گرفت که جام جهانی فوتبال زنان از سال ۲۰۳۱ با حضور ۴۸ تیم برگزار شود. در این قالب جدید، تیمها در دوازده گروه به مصاف هم میروند و تعداد بازیها از ۶۴ به ۱۰۴ مسابقه افزایش خواهد یافت. همچنین مدتزمان برگزاری این رقابتها یک هفته بیشتر از دورههای پیشین خواهد بود. فیفا هدف از این تغییر را توسعه و گسترش فوتبال زنان در سطح جهانی عنوان کرده است. فدراسیون فوتبال افغانستان (AFF) تحت کنترل حکومت سرپرست تا اکنون در این زمینه چیزی نگفته است.
اسمم مریم است. سی و پنج سال دارم، یا شاید هم بیشتر. راستش دقیق نمیدانم چند سالم است. شناسنامهام سال تولدم را اشتباه نوشته، و من هم هیچوقت وقتش را نداشتم که به عددهای روی کاغذ فکر کنم. آنچه میدانم، این است که زندگیام از همان روزی که پانزده سالم شد، دیگر زندگی نبود. در پانزدهسالگی، مرا شوهر دادند. نه با لباس سفید پر زرقوبرق، نه با مهمانی باشکوه. فقط یک شب ساده بود که مادرم موهایم را با روغن مالید، چادر سفیدی به سرم انداخت و گفت: «دخترم، خدا قدرت بده، زنتی شدی، خوشبخت میشوی.» من چیزی نگفتم. دلم پر بود، اما زبانم بسته. میترسیدم، ولی نه از شوهرم، از آیندهای که نمیشناختم. شوهرم سی ویک ساله بود. پدرم گفته بود: «آدم کارگر و با خداست، زندار نمیباشد، زن اولش مرده.» آن شب فقط صدای طبل و دایره بود و نگاه سنگین زنان فامیل که زیر لب پچپچ میکردند. فردای آن شب، من دیگر دختر نبودم. خانه شوهر، جای سرد و خاموشی بود. دیوارها گِلین و فرشهای کهنه. شوهرم زیاد حرف نمیزد. شبها بیکلام میخوابید، صبحها زود میرفت سر کار. من مانده بودم با تنهایی، با ترس، با سؤالهای که جوابی نداشتند. چند ماه نگذشته بود که فهمیدم باردارم. هنوز بدنم کودک بود، اما درونم کودکی دیگر رشد میکرد. در دل، بیشتر از آنکه مادر شدن را حس کنم، وحشت داشتم. زایمانم سخت بود. در خانه، با کمک زن همسایه زاییدم. نالههایم را دیوارها بلعیدند. هیچ داکتر، هیچ دوا، هیچکس نبود. فقط خودم بودم و خدا. وقتی نوزادم به دنیا آمد، در آغوشم گذاشتند. قلبم لرزید. این موجود کوچک از من بود، اما حس عجیبی داشتم. حس گمشدگی. هنوز نمیدانستم چه میکنم، هنوز یاد نگرفته بودم خودم کیام، اما حالا باید مادر میبودم. سالها گذشتند. پشتهم باردار شدم. شش بچه آوردم. هر بار که زاییدم، انگار بخشی از وجودم را جا گذاشتم. جسمم تحلیل رفت، روحم هم. شبهایی بود که از درد نمیخوابیدم، ولی صبح باید باز بیدار میشدم، غذا میپختم، بچهها را جمعوجور میکردم. شوهرم اوایل کار میکرد. کارگر ساختمان بود. گاهی هم در باغ مردم عرق میریخت. اما زندگی سختتر شد. یک روز از طبقه دوم ساختمان افتاد. از آن به بعد، دیگر هیچوقت آدم سابق نشد. نه که زخمش زیاد باشد، اما ضربهای که به سرش خورد، انگار ذهنش را عوض کرد. روزبهروز عصبیتر شد. گاهی فریاد میزد بیهیچ دلیلی، گاهی با مشت به دیوار میکوبید. بچهها میترسیدند. من هم. بعد کمکم دیگر ساکت شد. مینشست گوشهای و فقط به یک نقطه خیره میشد. حالا سالهاست که نه حرف میزند، نه کار میکند. فقط گاهی لبهایش تکان میخورند، انگار زیر لب دعا میخواند. گاهی شبها کابوس میبیند، از خواب میپرد، گریه میکند، مثل کودک. من آرامش میکنم، درحالیکه خودم به هزار تکه شکستهام. خرج خانه با کیست؟ با من. اما من کاری ندارم. مکتب نخواندهام. چیزی بلد نیستم. نه دوختن، نه حساب، نه خواندن درست. فقط بلد بودم جان بدهم، و همین را هم خوب انجام دادم. حالا نان خشک جمع میکنم. گاهی در خانههای مردم نظافت میکنم. در بدل یک لقمه نان، یا چند افغانی. بچههایم... چه بگویم؟ سه تا از آنها مکتب نمیروند. یا پول نداریم، یا کفش. بزرگترینشان، احمد، ده ساله است. صبحها با دلی پر از امید میرود زباله جمع میکند. آهن، نایلون، بوتل. هر چیزی که کسی دور انداخته. دستهایش زخمیست، اما لبخند میزند وقتی حتی ۲۰ افغانی پیدا کند. دخترم، زینب، هشت ساله است. عروسک ندارد. دوست دارد معلم شود، اما من نمیدانم آیا اصلاً تا آن وقت زنده میمانم؟ همیشه میترسم کسی بیاید خواستگاریاش، مثل من. نگذارم؟ چه کنم؟ او را با چه نگه دارم؟ با شکم گرسنهاش؟ با لباس پارهاش؟ ما هر شب با شکم نیمه خالی میخوابیم. گاهی برای شام فقط نان خشک است و آب جوش. اگر همسایه رحم کند و چیزی بدهد، آن روز جشن است. بچههایم یاد گرفتهاند که چیزی نخواهند. سکوت یاد گرفتهاند. شوهرم حالا بیشتر وقتها نمیداند کجاست. گاهی اسم مادر مردهاش را صدا میزند، گاهی پسر کوچکمان را «پدر» خطاب میکند. دلم برایش میسوزد. نه این که عاشقش بوده باشم، اما آدم بود. سختی کشیده بود، تا جایی که ذهنش برید. حالا انگار جنازهایست که نفس میکشد. من کیام؟ زنی که نه کودکی کرد، نه جوانی، نه حتی مادری درست. فقط باری شد بر دوش خودش. همیشه در حال دویدن، ولی هیچوقت به جایی نرسیده. گاهی شبها که همه خوابیدهاند، گوشهای مینشینم و فکر میکنم. به گذشته، به روزی که در حویلی خانهمان خاکبازی میکردم، به وقتی که دوست داشتم نقاش شوم. حالا دستهایم فقط زخم دارند. نه دفتر دارم، نه قلم. فقط دل. از خدا خواستم که بمیرم. چند بار. ولی بعد یادم آمد، اگر بمیرم، بچهها چه میشوند؟ چه کسی برایشان نان خشک خیس میکند؟ چه کسی وقتی تب دارند پیشانیشان را لمس میکند؟ من باید بمانم. برای آنها. حتی اگر خودم دیگر نباشم. من فقط زندهام. زندگی نکردهام. از پانزدهسالگی تا امروز، فقط زنده ماندهام. نویسنده: سارا کریمی
ورونیکا بوسکوویچ پوهر، کاردار نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان اعلام کرده است که حذف اقتصادی و اجتماعی زنان در حاکمیت حکومت سرپرست، بیش از ۹۲۰ میلیون دالر معادل ۵.۸ درصد تولید ناخالص داخلی بین سالهای (۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶) به اقتصاد افغانستان آسیب وارد میکند. خانم بوسکوویچ پوهر امروز (پنجشنبه، ۱۸ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، خواستار تدوین سیاستهای موثر برای توانمندسازی زنان افغانستانی شد. همچنین وی در یک پیام دیگر نوشته است: «اتحادیه اروپا هیچ سیاست تعرفهای و هیچ تحریمی علیه امور مالی افغانستان ندارد. اما کالاها به دلیل عدم رعایت (استانداردهای اتحادیه اروپا، مواد شیمیایی غیرقانونی) با رد بازار مواجه میشوند. سازگاری با بازارهای بینالمللی برای رفاه حیاتی است.» قابل ذکر است که حکومت فعلی محدودیتهای شدیدی علیه زنان وضع کرده است. حکومت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع و زنان را از رفتن به دانشگاه منع کرده است. حکومت سرپرست همچنان زنان را از کار در موسسات منع و بر رفت و آمدها محدودیت وضع کرده است. پیش از این هری آنتونی پاترینوس، رییس سیاستگذاری آموزشی در دانشگاه آرکانزاس، راجا بنتاوئه کتان، کارشناس آموزش بانک جهانی و رفیعالدین نجم، اقتصاددان دانشگاه امریکایی در پژوهشی هشدار دادند که محرومیت آموزشی زنان سالانه بیش از ۱.۴ میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان ضربه میزند. همچنین در ۱۰ ثور سال جاری نیز آژانس توسعه ملل متحد هشدار داد که محدودیتهای مداوم بر آموزش و اشتغال زنان، شکاف جنسیتی را گسترش داده و زنان را به فقر و محرومیت اجتماعی سوق داده است. همسو با آن، صندوق کودکان سازمان ملل نیز حدود دو سال قبل اعلام کرد که ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، دستکم ۵۰۰ میلیون دالر به اقتصاد افغانستان آسیب زده است.
مرکز آزادی بیان (FSH) درتازهترین مورد اعلام کرده است که سال ۲۰۲۴ میلادی یکی از خونبارترین سالها برای روزنامهنگاران در جهان بود و طی این سال، دستکم ۱۲۴ خبرنگار در ۱۸ کشور جان باختهاند. این مرکز با نشر اعلامیهای گفته است که به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، نشستی را به منظور بررسی وضعیت آزادی بیان و رسانهها در افغانستان و روزنامهنگاری در جوامع دموکراتیک در کانادا برگزار کرده است. در اعلامیه آمده است که این نشست با حضور مسوولان نهادهای حامی رسانههای کانادایی، استادان دانشگاه، دانشجویان و شماری از خبرنگاران کشور در شهر تورنتوی کانادا برگزار شده است. مرکز آزادی بیان در ادامه تاکید کرده است که در این نشست به فرصتهای موجود در جوامع دموکراتیک برای ژورنالیزم و محدودیتهای موجود در جوامع سرکوبگر پرداخته شد. در ادامه آمده است که اشتراککنندگان این نشست در مورد «تلاشهای خبرنگاران افغانستان برای حفظ ژورنالیزم، چالشها و محدودیتهای جدی علیه رسانهها و خبرنگاران» نیز گفتگو کردند. همچنین اعلامیه به نقل از باب ری، سفیر و نماینده دایمی کانادا در سازمان ملل که در این نشست شرکت کرده، نوشته است: «جهان با تهدید بزرگی روبرو است و رسانهها در بسیاری از کشورها به گونهای سیستماتیک هدف قرار میگیرند.» نماینده دایمی کانادا در سازمان ملل، از جامعهی جهانی خواسته که با اتحاد و همبستگی از این ارزشهای بنیادین دفاع کند. مرکز آزادی بیان نوشته که از ریچل پالفر، رییس سازمان روزنامهنگاری برای حقوق بشر (JHR)، بهخاطر نقش برجسته این نهاد در حمایت و تسهیل روند انتقال خبرنگاران افغانستان و ربابه محمدی، هنرمند اهل افغانستان، بهمنظور دفاع از حقوق زنان و دختران افغانستان تقدیر شده است. همچنین سازمان روزنامهنگاری برای حقوق بشر گفته که از زمان بازگشت حکومت فعلی به قدرت، تا اکنون بیش از ۲۴۰۰ خبرنگار و فعال حقوق بشر افغانستانی را به کانادا منتقل کرده است. مرکز آزادی بیان از دولت کانادا و نهادهای حامی رسانهها خواسته علاوه بر تقویت حمایت از خبرنگاران، زمینهی کاریابی و انتقال خبرنگاران افغانستان را از کشورهای پاکستان، ایران و ترکیه فراهم سازد.
مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی ایران درتازهترین مورد اعلام کرده است که برگه سرشماری و گذرنامه دستنویس برای ثبت نام دانشآموزان افغان در ایران اعتبار ندارند. این مرکز در اطلاعیهای از شرایط ثبت نام دانشآموزان خارجی در سال جدید تحصیلی در این کشور خبر داد و گفته است که تنها دارندگان کارت شناسایی دارای اعتبار، گذرنامه دارای پروانه اقامت یا گذرنامه دارای پروانه اقامت یا گذرنامه با روادید خانواری الکترونیکی و دفترچه اقامت (عادی، ویژه یا پناهندگی) میتوانند در مکتبهای ایران ثبتنام کنند. در ادامه اعلامیه آمده است که هرگونه مدارک دیگر، شامل برگه سرشماری و پاسپورت (گذرنامه) غیرالکترونیک و پاسپورت خانوار، برای ثبتنام معتبر نیستند. قابل ذکر است که پاسپورت خانوار سندی است که معمولا دولت افغانستان برای خانوادهها صادر میکند و در آن اطلاعات چند عضو خانواده مثل والدین و فرزندان بهطور مشترک درج میشود. این نوع پاسپورت برخلاف پاسپورتهای انفرادی رایج، سندی است که همه اعضای خانواده را تحت پوشش قرار میدهد و بیشتر برای اهداف ثبتنامی یا مهاجرتی استفاده میشود. براساس این بخشنامه، علاوه بر کودکان دارای برگه سرشماری که اخیرا از آموزش در مکتبهای ایران محروم شدهاند، کودکان افغانستانی دارای مدرک پاسپورت خانواری هم از چرخه آموزش حذف میشوند. این در حالی است که چندی پیش نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخله جمهوری اسلامی ایران از هماهنگی با وزارت آموزش و پرورش این کشور برای ایجاد بستر آموزش مجازی در افغانستان برای دانشآموزان مهاجر دارای برگه سرشماری خبر داد که باید تا پایان ماه سرطان سال جاری از ایران خارج شوند. وی گفته بود که در سال جدید تنها دانش آموزانی که دارای شناسه و مدرک اقامتی هستند، در مکاتب ایران ثبت نام خواهند شد.
برنامهی توسعه سازمان ملل متحد هشدار داده است که بهرغم رشد ناچیز اقتصادی در افغانستان، وضعیت معیشتی مردم همچنان بحرانی باقی مانده و نابرابریها، بهویژه برای زنان رو به افزایش است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که افغانستان در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ رشد ۲.۷ درصدی در تولید ناخالص داخلی را تجربه کرده؛ اما این احیای اقتصادی همچنان شکننده است و تأثیری در بهبود وضعیت زندگی اکثریت مردم نداشته است. در گزارش آمده است که ۷۵ درصد جمعیت افغانستان در سال گذشته میلادی با ناامنی معیشتی روبرو بودهاند؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۲۳ میلادی شش درصد افزایش یافته است. همچنین برنامهی توسعه سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که در این مدت، دسترسی به مسکن مناسب، خدمات درمانی و کالاهای اساسی کاهش یافته و همزمان، شوکهای اقتصادی و اقلیمی تشدید شدهاند. در بخشی از این گزارش آمده است که خانوادههای تحت سرپرستی زنان، جوامع روستایی و بیجاشدگان بیشترین کاهش را در درآمد و هزینههای خود گزارش دادهاند. این گزارش نشان میدهد که شکاف جنسیتی بیش از گذشته افزایش یافته و شمار بیشتری از زنان را به سوی فقر و انزوای اجتماعی سوق داده است. کانی ویگناراجا، معاون دبیرکل برنامهی توسعهی سازمان ملل در آسیا و اقیانوسیه، گفته است: «دادههای تازه نشان میدهند که مردم در افغانستان همچنان در مسیری نگرانکننده و دشوار حرکت میکنند.» سازمان ملل در بند دیگر این گزارش خواستار اقدام فوری جامعهی جهانی برای جلوگیری از تشدید بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و جنسیتی در افغانستان شده است. کارشناسان میگویند محدودیتهای گسترده علیه زنان، از جمله ممنوعیتها بر کار، تحصیل و مشارکت اجتماعی، از عوامل اصلی این آسیبپذیری بالا هستند. این در حالی است که پس از تسلط دوبارهی حکومت سرپرست بر کشور، فقر و بیکاری و در پی آن نیاز به کمکهای بشردوستانه بهشدت افزایش یافت است. همچنان شماری زیادی از نهادهای بینالمللی کمکرسان همواره از کاهش کمکها به دلیل کمبود بودجه هشدار دادند و در پی آن بحران بشری در کشور به وخامت گرایید.
برنامه جهانی غذا برای افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که برای رسیدگی به نیازمندان در شش ماه آینده به ۴۵۱ میلیون دالر نیاز دارد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۱۷ ثور) در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که نیمی از جمعیت افغانستان نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرد: «اگر افغانستان تنها ۱۰۰ تن جمعیت داشت، ۵۰ نفر از آنها به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتند.» در اعلامیه آمده است که افغانستان ۴۸ میلیون نفر جمعیت دارد و تقریباً یکسوم آنها با فقر و گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند. برنامه جهانی غذا در ادامه افزوده است که برای حمایت از آسیبپذیرترین خانوادهها در شش ماه آینده به ۴۵۱ میلیون دالر نیاز دارد. با قطع کمکهای بشردوستانه آمریکا به افغانستان، نهادهای امدادرسان با چالشهای مالی روبرو شدهاند. همچنین بر اساس آمار سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی ۲۲.۹ میلیون نفر در افغانستان نیاز به کمکهای بشردوستانه دارند و ۱۶.۸ میلیون نفر آنان برای دریافت کمک در اولویت قرار گرفتهاند. اوچا یا دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانهی سازمان ملل متحد برای کمک به این افراد ۲.۴۲ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده است. این در حالی است که کمکهای بشری به افغانستان به شدت کاهش و در کنار آن دهها موسسه بشری فعالیتش را در افغانستان متوقف کردهاند.