برچسب: محدودیت

8 ماه قبل - 292 بازدید

کریستالینا جورجیوا، رییس صندوق بین‌المللی پول (IMF) می‌گوید که کشورهای جهان فاقد زیربنای قانونی و اخلاقی لازم برای مقابله با پیشرفت سریع هوش مصنوعی هستند و از گروه‌های جامعه مدنی خواست تا «زنگ خطر» را به صدا درآورند. خانم جورجیوا این اظهارات را در سخنرانی‌اش در نخستین روز نشست سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در واشنگتن مطرح کرده و گفته است که انقلاب فناورانه ناشی از هوش مصنوعی عمدتاً در اختیار اقتصادهای پیشرفته است و امریکا بیش‌ترین سهم را دارد. وی در بخشی از صحبت‌هایش تاکید کرده است که برخی از کشورهای بازار نوظهور مانند چین نیز در این بخش ظرفیت دارند، اما کشورهای در حال توسعه به‌شدت عقب مانده‌اند و توانایی اندکی برای بهره‌برداری از این فناوری دارند. رییس صندوق بین‌المللی پول افزوده است که نگران گسترش شکاف میان کشورهای پیشرفته و فقیر در آماد‌گی برای استفاده از هوش مصنوعی است. او از نهادهای جامعه مدنی خواست تا «در کشورهای خود زنگ خطر» را به صدا درآورند، زیرا در این حوزه بی‌حرکت ماندن، به‌معنای عقب ماندن است. هوش مصنوعی (AI) به شبیه‌سازی هوش انسانی در ماشین‌ها اشاره دارد. هدف آن، ایجاد سیستم‌هایی است که بتوانند مانند انسان‌ها فکر کنند، یاد بگیرند، استدلال کنند، و مشکلات را حل کنند. در حقیقت، هوش مصنوعی ترکیبی از علوم کامپیوتر و داده‌های گسترده است که به ماشین‌ها امکان می‌دهد وظایفی را انجام دهند که معمولاً به هوش انسانی نیاز دارند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 306 بازدید

صبح هنوز روشن نشده بود که باد خاک‌آلودی از سمت «چهارراهی تایمنی» وزیدن گرفت. زن چادری‌پوشی کنار دیوار بازار چوب‌فروشی نشسته بود. چادر خاک‌گرفته‌اش را محکم چسبیده بود و ظرف پلاستیکی کوچکی را پیش رویش گذاشته بود. هر از گاهی سرش را بلند می‌کرد تا ببیند کسی چیزی در آن انداخته یا نه. چشمانش گود رفته، گونه‌هایش لاغر و لب‌های خشکیده‌اش به سختی تکان می‌خوردند. نامش زرگل بود، ۳۷ ساله، اما چهره‌اش پیرتر از ۵۰ نشان می‌داد. سال‌هاست که زرگل در کوچه‌های کابل گدایی می‌کند؛ در سایه‌ی دیوارها، زیر آفتاب و باران، با دلی پر از اندوه و دستی خالی. اما کمتر کسی می‌داند که روزگاری در همین شهر، زندگی ساده اما پرمحبتی داشت. زرگل در سیزده‌سالگی به عقد درآمد. عروسی‌اش با گریه گذشت، نه با خوشی. پدرش کارگر سرک‌سازی بود و از فقر نجاتی نمی‌دید. وقتی مردی از همان محل به نام عبدالقدوس خواستگاری‌اش را کرد، پدرش گفت: «خوشبخت می‌شی دخترم. مرد آرامی‌ست، کارگر است، خانه هم دارد.» و او خاموش ماند؛ چون در آن قریه، دختر حق انتخاب نداشت. عبدالقدوس مردی ساده‌دل بود؛ نه دولتی، نه سیاست‌مدار، فقط یک مزدور روزانه که با بیل و کلنگ نان درمی‌آورد. اما دل نرم و مهربانی داشت. همیشه می‌گفت: «زرگل، اگر دنیا پر از ظلم هم باشه، مه نمی‌گذارم تو گرسنه بمانی.» و زرگل با همین حرف‌ها دلگرم می‌شد. خانه‌شان کوچک بود، در حاشیه‌ی شهر کابل، در محله‌ی شیدایی؛ خاکی اما پر از عشق. سال‌ها با کار و تلاش گذشت. پنج طفل آوردند؛ سه پسر و دو دختر. عبدالقدوس از صبح تا شام در شهر کار می‌کرد؛ گاهی در ساختمان، گاهی در باربری. شب‌ها با دستان زخمی اما چهره‌ی خندان برمی‌گشت و می‌گفت: «ما فقیر استیم، اما باهم خوش استیم.» و زرگل باور داشت که خوشبختی یعنی همین؛ سقف خانه، سایه‌ی شوهر، و لبخند طفل. اما در این سرزمین، خوشی عمر درازی ندارد... یک روز تابستانی بود، جمعه. عبدالقدوس گفت می‌رود مسجد جامع کابل برای نماز و بعد، چند بسته برنج و روغن بگیرد؛ از آن‌هایی که مردم برای نیازمندان می‌سپارند. زرگل چادرش را برداشت و گفت: «زود بیا، برنج تمام شده، بچه‌ها گرسنه‌اند.» و او خندید: «زود می‌آیم، نگران نباش.» اما دیگر هیچ‌وقت برنگشت. چند ساعت بعد، صدای انفجار در تمام شهر پیچید. مسجد جامع کابل لرزید، دود از گنبد بالا رفت. مردم می‌دویدند، فریاد می‌زدند، خون در کوچه‌ها جاری بود. گروه داعش مسئولیت حمله را گرفت. در آن حمله، بیش از پنجاه نفر کشته شدند؛ بیشترشان مردم بی‌دفاع، کارگر، پیر، کودک... و عبدالقدوس یکی از آن‌ها بود؛ تکه‌تکه، بی‌نام، بی‌نشانه. وقتی زرگل خبر را شنید، دوید تا مسجد. در میان جمعیت دنبال شوهرش گشت، اما چیزی از او نمانده بود. فقط کسی تکه‌ای از پیراهن خاکی‌اش را در دستش گذاشت و گفت: «شاید این از شوهرت باشد.» زرگل آن را گرفت، بویید و همان‌جا بی‌هوش شد. از آن روز، زندگی‌اش فرو ریخت. کسی نبود نان بیاورد. کسی نبود به طفل‌ها بگوید: «صبور باشید، پدرتان می‌آید.» پنج طفل کوچک و زنی تنها. حکومت آمد و گفت: «شاهد نداریم که شوهرت شهید است، کمکی نمی‌شود.» زرگل فقط گفت: «شهید نه، مظلوم.» اما کسی گوش نداد. ماه‌ها با نان خشک و اشک زنده ماندند. زرگل اول تلاش کرد کار کند؛ در خانه‌های مردم، ظرف شست، خیاطی کرد، اما مزدش ناچیز بود. هر جا رفت، گفتند زن تنها را نمی‌گیرند. وقتی دیگر هیچ راهی نماند، دلش را سنگ کرد و کنار بازار نشست؛ همان‌جایی که حالا نشسته است. اولین روزی که دستش را دراز کرد، از شرم تمام بدنش لرزید. چادر را روی صورت کشید تا کسی نشناسد. اما وقتی پسر کوچکش گفت: «مادر، نان می‌خواهم»، چشم‌هایش تار شد. همان روز، اولین ده افغانی را گرفت. آن را بوسید و زیر لب گفت: «این نان اطفال من است، نه گدایی.» از آن روز تا امروز، سال‌ها گذشته. زرگل هنوز هر صبح با صدای اذان بیدار می‌شود، وضو می‌گیرد، دست‌های زخم‌خورده‌اش را می‌بوسد و زیر لب می‌گوید: «خدایا، فقط مرا زنده نگه دار تا بچه‌هایم زنده بمانند.» سپس چادر خاکی‌اش را به سر می‌کشد و راه بازار چوب‌فروشی را پیش می‌گیرد. همان گوشه‌ی دیوار، جایی که سال‌هاست نشسته، باز هم می‌نشیند. مردم از کنارش می‌گذرند؛ بعضی با نگاهی دلسوز، بعضی با نیشخند و تمسخر. گاهی جوان‌ها صدایش می‌زنند: — «بی‌بی، چرا هر روز می‌آیی؟» او چیزی نمی‌گوید. فقط سرش را پایین می‌اندازد. بعضی‌ها هم خنده‌کنان می‌گویند: — «نمی‌خواهی گدایی کنی؟ بیا خانه‌ی ما، کار می‌دیم!» و همین حرف‌ها مثل خنجر، دلش را می‌شکافند. آری، گاهی مردم از فقر سنگ‌دل‌تر اند. بچه‌های زرگل حالا کنار او بزرگ شده‌اند. پسرش، جمال، شانزده‌ساله است؛ روزها پلاستیک و کاغذ جمع می‌کند. دخترهایش، پری‌گل و مه‌تاب، کنار مادرشان می‌نشینند و دستان کوچک‌شان را دراز می‌کنند. مردم گاهی دلسوزی می‌کنند، نانی، پیسه‌ای می‌دهند؛ اما بیشتر، بی‌تفاوت می‌گذرند، انگار که انسانی آن‌جا نیست. در این سال‌ها، زرگل بارها آسیب دیده. یک‌بار مردی با نام «خیر» او را به خانه برد، به‌ظاهر برای کمک. اما در را که بست، چهره‌ی واقعی‌اش را نشان داد. زرگل با ترس گریخت. از آن روز به بعد، دیگر به هیچ وعده‌ای اعتماد نکرد. همیشه می‌گوید: «خیر دروغین از دشمن هم خطرناک‌تر است.» خانه‌ی‌شان حالا یک اتاق نیمه‌خرابه است، در کوچه‌ای خاکی. سقفش چکه می‌کند، دیوارهایش نم‌زده و زمینش همیشه گل‌آلود. شب‌ها که همه می‌خوابند، زرگل بیدار می‌ماند. دعا می‌خواند، و آرام، با اشک، زیر لب می‌گوید: — «عبدالقدوس... ببین! بچه‌هایت زنده‌اند، اما فقیر. من هنوز نفس می‌کشم، اما مرده‌ام از درون. اگر تو بودی، هیچ‌وقت نمی‌گذاشتی این‌طور خوار شویم...» گاهی پسرش، جمال، از شدت گرسنگی فریاد می‌زند: — «مادر، من نمی‌خواهم فردا گدایی کنم. مردم به ما می‌خندند!» و زرگل، با اشک در چشمانش، آرام می‌گوید: — «اگر کار بود جان مادر، قسم به خدا، کار می‌کردم. اما در این شهر، حتی مردها بی‌کارند، زن‌ها چه کنند؟» دخترهایش نیز از آزار کوچه‌ها در امان نیستند. چند بار که کنار مادرشان نشسته بودند، پسران جوان با خنده و تمسخر از کنارشان گذشتند. یکی از آن‌ها گفته بود: — «این دختر گداست یا عروس آینده؟» زرگل دلش خواست فریاد بزند، دفاع کند، اما می‌دانست اگر چیزی بگوید، مردم بیشتر می‌خندند. فقط چادرش را پایین کشید و خاموش ماند. با آمدن زمستان، سرمای کابل نفس‌گیر می‌شود. زرگل و اطفالش در اتاق نیمه‌خرابه‌شان می‌لرزند. بخاری ندارند؛ تنها چند تخته چوب نم‌زده که از زباله‌ها جمع می‌کنند. دود آن چوب‌ها فضای اتاق را پر می‌کند، بچه‌ها سرفه می‌کنند. زرگل، در حالی که پتو را دورشان می‌پیچد، آرام می‌گوید: — «سرفه بهتر از مردن از سردی است.» هر بار که از جلوی مسجد جامع می‌گذرد، دلش می‌لرزد. بوی خون، فریاد، دود آن روز هنوز در ذهنش مانده. هنوز، وقتی صدای انفجاری از دور می‌شنود، فوری دستانش را روی گوش اطفالش می‌گذارد. هنوز باور ندارد که عبدالقدوس دیگر نیست. در خیال، همیشه فکر می‌کند روزی از دروازه وارد می‌شود و با همان لبخند همیشگی می‌گوید: — «زرگل، خسته نباشی، امروز نان آوردم.» اما واقعیت تلخ‌تر از خیال است. نه حکومت، نه مؤسسه‌ای، نه حتی همسایه‌ای—هیچ‌کس یادش نکرد. نه کمکی، نه توجهی، نه کلمه‌ای برای تسلای دل. زرگل سال‌هاست که با فقر، درد، آزار و سکوت زندگی می‌کند. با این‌همه، زبان به شکایت نگشوده. همیشه می‌گوید: — «اگر شکایت کنم، به چی کسی؟ همه خودشان گرفتار اند...» آن شب، وقتی همه خوابیدند، زرگل چادر کهنه‌اش را زیر سر گذاشت، به سقف نم‌زده‌ی اتاق خیره شد و صدای باد را از لای سوراخ‌های دیوار شنید. زیر لب زمزمه کرد: «عبدالقدوس... کاش امروز را می‌دیدی. کاش می‌دیدی که دخترت دست دراز کرده. کاش می‌دیدی که من هنوز زنده‌ام، ولی بی‌جان... کاش، فقط کاش...» و اشک‌هایش آرام، بی‌صدا، از گوشه‌ی چشم فرو ریخت و بر خاک سرد چکید. در آن شب طولانی، تنها صدای گریه‌ی زنی بود که با باد قاطی می‌شد—در کوچه‌ای خاموش، در شهری که دیگر هیچ‌کس یادش نبود، زنی هنوز زنده بود. زنده، فقط برای نانی خشک، برای لبخند کودکانش، برای فردایی که شاید... هرگز نیاید. گاهی در دل شب، وقتی همه در خواب‌اند، زرگل آهسته از خانه بیرون می‌رود. به آسمان خیره می‌شود، ستاره‌ها را نگاه می‌کند، دست‌های پینه‌بسته‌اش را بلند می‌کند و با صدایی که فقط خدا می‌شنود، می‌گوید: «خدایا، اگر قرار است ما همین‌طور زنده بمانیم، مرا ببر، اما بچه‌هایم را نجات بده. نمی‌خواهم دخترانم روزی سرنوشت مرا تکرار کنند.» صبح روز بعد، دوباره به همان دیوار بازار چوب‌فروشی برمی‌گردد. چادر را روی سر می‌کشد، ظرف پلاستیکی کوچک را پیش پایش می‌گذارد و در دل با خدا راز می‌گوید. مردم بی‌تفاوت از کنارش می‌گذرند؛ برخی افغانی‌ای می‌اندازند، برخی نه. اما هیچ‌کس نمی‌بیند که زیر آن چادر خاک‌خورده، زنی نشسته که روزی خانه‌ای داشت، شوهری داشت، امیدی داشت—و حالا تنها چیزی که دارد، درد است. خورشید که پایین می‌رود و سایه‌ها کش می‌آیند، بازار آرام‌آرام خلوت می‌شود. زرگل سکه‌های اندکش را جمع می‌کند و با اطفالش به سوی خانه می‌رود. در مسیر، از خانه‌های روشن صدای خنده‌ی کودکان دیگر می‌آید. مه‌تاب، دختر کوچکش، با چشمانی خسته می‌پرسد: «مادر، ما هم روزی خانه‌ی روشن می‌گیریم؟» زرگل لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «اگر خدا خواست، مادرجان.» اما در دلش می‌داند این امید، بیشتر برای ادامه دادن است تا رسیدن. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 414 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر چهار دقیقه، چهار زن در سراسر جهان به سرطان پستان مبتلا می‌شوند. این سازمان به مناسبت «ماه آگاهی‌بخشی سرطان پستان» با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از هر چهار زن مبتلا به سرطان پستان، یک زن بر اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهد. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که تغییر سبک زندگی می‌تواند خطر ابتلا به این بیماری را کاهش دهد. اعلامیه اقدامات از جمله، عدم مصرف سیگرت، محدود کردن یا اجتناب از الکل و فعالیت بدنی منظم و ورزش روزانه برای جلوگیر از مبتلا شدند به بیماری سرطان پستان را پیشنهاد کرده است. اعلامیه در ادامه افزوده است که سازمان ملل متحد از کشور‌ها و مردم خواسته است با رعایت سبک زند‌گی سالم و انجام آزمایش یا معاینه برای تشخیص زودهنگام، سلامتی زنان را حفظ کرده و مرگ‌و‌میر ناشی از سرطان پستان را کاهش دهند. ماه اکتوبر از دهه ۱۹۸۰ میلادی در ایالات متحده به عنوان ماه آگاهی‌بخشی سرطان پستان آغاز شد. این آگاهی‌بخشی ابتدا توسط انجمن سرطان آمریکا برگزار شد، بعدها این طرح توسط سازمان جهانی صحت (WHO) و سایر نهادهای بین‌المللی پذیرفته شد و به سطح جهانی گسترش یافت. هدف از آن افزایش آگاهی، تشویق به انجام آزمایش یا معاینه برای تشخیص زودهنگام و کاهش مرگ‌ومیر زنان ناشی از سرطان پستان عنوان شده است. در حالی سازمان ملل متحد این گزارش را نشر می‌کند که سازمان جهانی صحت هشدار داده بود که افزایش بیماری‌های قلبی، دیابت، سرطان و مشکلات مزمن ریوی در میان زنان افغانستان نگران‌کننده است. این سازمان گفته بود که سرطان سینه و سرطان دهانه رحم از جمله سرطان‌های شایع در میان زنان افغانستان هستند و تنها بیماری‌های قلبی‌ و عروقی هر سال جان بیش از ۴۰ هزار نفر را در افغانستان می‌گیرد.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 421 بازدید

سوزان فرگوسن، نماینده ویژه بخش زنان سازمان ملل در افغانستان می‌گوید که این کشور یکی از بدترین مکان‌ها برای دختران و زنان است. خانم فرگوسن این اظهارات را به مناسبت روز جهانی دختر در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «ما {سازمان ملل} نباید به یک نسل کامل از دختران و دختران افغانستان پشت کنیم.» نماينده ویژه‌ی بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که دختران در افغانستان با وجود محدودیت‌ها، هنوز رویاهای بزرگ و عزم راسخی دارند. خانم فرگوسن در ادامه افزوده است که باید همچنان در کنار دختران افغانستان ایستاد و برای قدرتمندی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرد. وی گفته است: «بیایید به آنها نشان دهیم که جهان هنوز به حرف‌هایشان گوش می‌دهد و ما همچنان در کنار آنها خواهیم ایستاد.» در حالی نماینده‌ ویژه‌ی بخش زنان سازمان ملل متحد از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. قابل ذکر است که یازدهم اکتبر از سوی سازمان ملل متحد به اسم روز جهانی دختر نام‌گذاری شده و همه ساله از این روز در شماری از کشورها تجلیل می‌شود.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 241 بازدید

سفارت بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد به مناسبت روز جهانی دختر اعلام کرده است که بریتانیا حمایت خود را از دختران افغانستان که با چالش‌‏های جدی آموزش روبرو هستند اعلام می‌دارد. سفارت بریتانیا به مناسبت این روز با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: ‌‏«آموزش دختران سبب توانمندی آنان می‌شود، جوامع را نیرومند ‏می‌سازد و رشد اقتصادی را به همراه دارد.» ‏۱۱ اکتبر، برابر با ۱۹ میزان، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل ‏متحد به عنوان روز جهانی دختر نام گذاری شده است. سفارت بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که هیچ کشوری نمی تواند پیشرفت کند ‏اگر نیمی از جمعیت آن عقب بماند. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، دختران را از آموزش محروم ‏کرده‌اند. دولت حتا آموزش پزشکی را برای دختران، ‏در حالی ‏که افغانستان با کمبود داکتر زن مواجه است، ممنوع کرده ‏است.‏ براساس آمار یونسکو، ۱.۴ میلیون دختر بالاتر از صنف ششم در ‌‏افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند.‏ همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل اعلام کرد که تا پایان سال جاری میلادی شمار دخترانی که در افغانستان از آموزش محروم می‌شوند، به بیش از ۲.۲ میلیون نفر خواهد رسید. با این وجود کشورهای جهان و شهروندان افغانستان در این چهار سال بارها از ‌‏حکومت فعلی خواسته‌اند که به زنان و دختران اجازه‌ی آموزش دهند، اما ‏دولت تا اکنون این خواسته‌ها را نادیده گرفته است.‏ نظرسنجی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که ۹۲ درصد از ‌‏شهروندان افغانستان فکر می‌کنند که دختران باید بتوانند تحصیل ‌‏کنند.‏

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 336 بازدید

صندوق ملل متحد موسوم به «آموزش نمی‌تواند منتظر بماند» نسبت به ممنوعیت آموزش دختران و زنان افغانستان ابراز نگرانی شدید کرده و هشدار داده است که این اقدام می‌تواند پیامدهای بلندمدت و مخربی برای آینده کشور داشته باشد. این صندوق با نشر اعلامیه‌ای گفته است که میلیون‌ها دختر که از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، نه تنها فرصت‌های یادگیری خود را از دست می‌دهند، بلکه توسعه انسانی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان نیز به شدت آسیب می‌بیند. در اعلامیه آمده است که محرومیت دختران از آموزش، شکاف جنسیتی را عمیق‌تر کرده و توانمندی نسل آینده را محدود می‌کند. همچنین صندوق ملل متحد در بخشی از اعلامیه‌اش از جامعه‌ی جهانی خواست تا فشار خود را بر حکومت سرپرست افزایش دهد و با حمایت از برنامه‌های آموزشی جایگزین و امن، امکان ادامه یادگیری برای دختران افغانستان را فراهم کند. این برنامه‌ها شامل آموزش آنلاین، صنف‌های محلی امن و برنامه‌های آموزش مبتنی بر جامعه است که می‌تواند بخشی از خلای ناشی از ممنوعیت آموزش را جبران کند. در بیانیه این صندوق آمده است: «هر روزی که دختران از تحصیل باز می‌مانند، نه تنها آینده شخصی آنان در معرض خطر قرار می‌گیرد، بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی کل کشور نیز به تاخیر مواجه می‌شود.» آنان هشدار می‌دهند که از دست رفتن فرصت تحصیل برای میلیون‌ها دختر، می‌تواند هزینه‌های بلندمدت زیادی به اقتصاد افغانستان تحمیل کند. به گفته‌ی این صندوق واکنش‌های بین‌المللی نیز در پی این محدودیت‌ها ادامه دارد. کشورهای مختلف از جمله اعضای اتحادیه اروپا و ایالات متحده، ممنوعیت آموزش دختران را محکوم کرده و از حکومت فعلی خواسته‌اند حق آموزش برابر را برای همه کودکان تضمین کنند. این نهاد در ادامه افزوده است که آموزش دختران یک ضرورت انسانی و کلیدی برای صلح و توسعه پایدار در افغانستان است و جامعه‌ی جهانی نباید در برابر نقض گسترده حقوق آموزشی دختران سکوت کند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 261 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان در روز جهانی «سلامت روان» هشدار داده است که مشکلات روانی در افغانستان به ویژه در میان زنان به‌دلیل بلایای طبیعی، جنگ و بحران‌های ناشی از آن، بسیار گسترده است. آقای بنت در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خدمات صحی بسیار محدود است، به خصوص برای زنان و دخترانی که با سرکوب شدید روبرو هستند. وی در ادامه بر گسترش خدمات حمایت روانی از زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. بخش زنان سازمان ملل در ماه اپریل سال جاری در گزارشی اعلام کرد که زنان در افغانستان، غزه، اوکراین و گرجستان با اختلال پس از سانحه، تروما، اضطراب و افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی‌که دسترسی بسیار اندکی به مراقبت یا حمایت دارند. همچنین الیسون داویدیان، نماینده بخش زنان سازمان ملل برای افغانستان، هشدار داده بود که طی چهار سال محدودیت استقلال زنان و دختران را از بین برده است. وی در ادامه افزوده است که زنان از زندگی عمومی حذف شده‌اند. پیش از این، آژانس پناهندگان سازمان ملل در ماه میزان سال گذشته گزارش داد که قانون امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست فشارهای روانی بر زنان و دختران افغانستان را افزایش داده است. این سازمان هشدار داد که در پی محدودیت‌های اعمال‌شده به‌وسیله این قانون، بسیاری از زنان افغان ناامیدی، افسردگی و عصبانیت را تجربه کرده‌اند. مشاوران روانی سازمان ملل در سال گذشته تصریح کردند که بیماری‌های روانی در میان زنان افغانستان در یک سال گذشته ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش داشته است. باید گفت که در تقویم جهانی، دهم اکتوبر برابر با ۱۸ میزان تحت عنوان «روز جهانی سلامت روان» نام‌گذاری شده است. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، یک نفر از هر پنج فرد ساکن مناطق بحران‌زده، با مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه، دست و پنجه نرم می‌کند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 235 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ‏نظام آموزشی افغانستان با چالش‌های عظیمی روبرو است، اما ‏فرصت بازسازی همچنان باقی است. این نهاد امروز (شنبه، ۱۹ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رفع ممنوعیت آموزش سطح متوسطه دختران و سرمایه‌گذاری در ‏آموزش ابتدایی برای محافظت از پیشرفت و در دسترس نگه‌داشتن ‏آموزش برای هر دختر و هر پسر حیاتی است.‏ قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، زنان و دختران را از آموزش و ‏کار محروم کردند. حکومت فعلی حتی آموزش پزشکی را برای زنان و دختران، ‏در حالی که افغانستان با کمبود داکتر زن مواجه است، ممنوع کرده ‏است.‏ در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. براساس آمار یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، ۱.۴ میلیون دختر بالاتر از صنف ششم در ‏افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند.‏ همچنین کشورهای جهان و شهروندان افغانستان در این چهار سال بارها از حکومت فعلی خواسته‌اند که به زنان و دختران اجازه‌ی آموزش دهند، اما دولت تا اکنون این خواسته‌ها را نادیده گرفته است. باید گفت که نظرسنجی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که ۹۲ درصد از ‏شهروندان افغانستان فکر می‌کنند که دختران باید بتوانند تحصیل ‏کنند.‏

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 225 بازدید

سازمان جهانی صحت در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در نخستین مرحله‌ی کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان، ۸.۹ میلیون کودک در ۱۷ ولایت کشور واکسن دریافت کردند. اين نهاد با نشر گزارشی گفته است که تطبیق مرحله‌ای نخست کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان در افغانستان موفقانه بوده و در این دوره، حدود ۸.۹ میلیون کودک شش‌ماهه تا ده‌ساله در ۱۷ ولایت سردسیر کشور واکسن شده‌اند. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که در افغانستان، جایی که دسترسی به واکسیناسیون منظم محدود است و بسیاری از کودکان با مشکلاتی مانند سوءتغذیه روبرو هستند، ابتلا به سرخکان می‌تواند عوارض شدیدی چون سینه‌پهلو، کوری و حتی مرگ به دنبال داشته باشد. در ادامه آمده است که در سال ۲۰۲۴ میلادی بیش نه هزار و ۳۰۰ مورد سرخکان در سراسر کشور ثبت شد. تا ماه آگوست سال جاری میلادی، هشت هزار و ۵۰۰ مورد دیگر نیز به آن اضافه شد که حدود ۹۲ درصد مبتلایان کودکان زیر ده سال بودند. در بخشی از گزارش آمده است که پیش از آغاز کارزار سراسری تطبیق واکسن سرخکان، تنها ۵۵ درصد کودکان نخستین دوز اول و ۴۴ درصد دیگر دوز دوم این واکسن را دریافت کرده بودند، که این فاصله‌ی زمانی در پوشش واکسن سبب شد شمار زیادی از کودکان بدون محافظت بمانند و بیماری گسترش یابد. همچنین سازمان جهانی صحت به نقل از دکتر ادوین سنیزا سالوادور، نماینده‌ی این سازمان در افغانستان نوشته است که سرخکان یک بیماری‌ مرگ‌بار اما قابل پیشگیری است و در کشوری مانند افغانستان که شمار زیادی از کودکان آسیب‌پذیرند، واکسیناسیون حکم نجات زندگی را دارد. وی در ادامه افزوده است« «موفقیت در مرحله‌ی نخست این کمپاین سراسری، گام مهمی در راستای حفاظت از میلیون‌ها کودک در برابر بیماری، معلولیت و مرگ است.» گزارش به نقل از دکتر تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که هیچ کودکی در افغانستان نباید از بیماری‌ای بمیرد که روش پیشگیری آن معلوم است. وی در ادامه تاکید کرده است: «این کارزار سراسری دو مرحله‌ای طوری طراحی شده است که دست‌کم ۹۵ درصد کودکان شش‌ماهه تا ده‌ساله را پوشش داده و کودکانی که در مراحل قبلی واکسن دریافت نکرده‌اند را شناسایی و واکسن کند. قابل ذکر است که بیماری سرخکان یکی از مسری‌ترین بیماری‌ها و از دلایل عمده‌ی مرگ‌ومیرهای قابل پیشگیری با تطبیق واکسن در میان کودکان است.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 323 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) هشدار داده‌اند که نظام آموزشی افغانستان برای دختران و پسران در وضعیت بحرانی قرار دارد. این دو نهاد با نشر در گزارشی مشترک گفته‌اند که آینده میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران، در افغانستان در خطر است و بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن مکتب ابتدایی از آموزش محروم‌اند و ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند. در گزارش آمده است که سیاست‌های محدودکننده، کم‌بود سرمایه‌گذاری، کم‌بود آموزگاران به‌ویژه زنان و ضعف زیرساخت‌ها، کیفیت آموزش را به‌شدت تضعیف کرده است. در ادامه آمده است که نزدیک به نیمی از مکتب‌ها در سراسر افغانستان آب آشامیدنی، تشناب و سیستم گرمایشی مناسب ندارند و بیش از یک‌هزار مکتب نیز به‌دلیل جنگ و بلایای طبیعی بسته است. در گزارش مشترک یونیسف و یونسکو آمده است که ممنوعیت آموزش دختران در دوره متوسطه بیش از ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از مکتب محروم کرده و در کنار آن، ثبت‌نام پسران در آموزش عالی نیز ۴۰ درصد کاهش یافته است. این نهادها تاکید کرده است که آموزش، نماد امید، ثبات و کرامت برای کودکان افغانستان است، اما این امید برای میلیون‌ها کودک در حال از میان رفتن است. همچنین یونیسف و یونسکو در بخشی از گزارش مشترک‌شان از مقام‌های حکومت فعلی خواسته‌اند تا فوراً ممنوعیت آموزش دختران و زنان در دوره‌های متوسطه و عالی را لغو کنند. در این گزارش هشدار داده شده که اگر ممنوعیت آموزش دختران و زنان ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی چهار میلیون دختر دیگر از آموزش محروم خواهند شد و این وضعیت ممکن است تا سال ۲۰۶۶ حدود ۹.۶ میلیارد دالر زیان اقتصادی برای کشور در پی داشته باشد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره‌ بر افغانستان، نظام آموزشی کشور با بحران شدید روبرو شده است. دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب منع شده و در دسامبر ۲۰۲۲ میلادی، تحصیل زنان در دانشگاه‌ها را نیز ممنوع اعلام شد. نهادهای بین‌المللی هشدار داده‌اند که ادامه این روند، افغانستان را با نسلی «بی‌سواد» و بدون «مهارت» روبرو خواهد کرد.

ادامه مطلب