برچسب: زنان و دختران

2 هفته قبل - 52 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان درتازه‌ترین مورد در کارزاری برای بازگشایی مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم اعلام کرده است که عدالت از دروازه‌های مکتب آغاز می‌شود. این نهاد روز (سه‌شنبه، ۵ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هزار و ۶۲۰ روز از بسته‌شدن مکاتب و آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران می‌گذرد؛ روزهایی که به معنای هزاران رؤیای دفن‌شده و آینده‌ای است که از یک نسل گرفته شده است. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که سکوت در برابر ممنوعیت آموزش دختران و زنان به معنای پذیرش بی‌عدالتی است. همچنین این نهاد در بخشی از اعلامیه‌اش، خواستار پشتیبانی همگانی از حق آموزش دختران و رفع ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. در حالی این نهاد خواهان بازگشایی مکاتب در افغانستان می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 67 بازدید

فیلم «آخرین سفیر» که زندگی منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش را روایت می‌کند در مکتبی در اتریش به نمایش گذاشته شده است. خانم باختری با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مکتب «schulschiff»، دومین مکتبی در اتریش است که فیلم آخرین سفیر در آن به نمایش گذاشته می‌شود. سفیر افغانستان در اتریش در ادامه تاکید کرده است که پس از نمایش فیلم، با دانش‌آموزان مکتب گفتگو کرده و در باره‌ی جایگاه عدالت و حقوق بشر در نظم جهانی و وضعیت دختران  زنان در افغانستان صحبت کرده است. منیژه باختری در ادامه افزوده است که این دیدار در راستای دادخواهی برای حقوق بشر و بحث روی محرومیت دختران و زنان از حق آموزش در افغانستان صورت گرفته است. فیلم آخرین سفیر، زندگی منیژه باختری را روایت می‌کند؛ تنها سفیر زن از دوره‌ی جمهوری که هنوز امور سفارت افغانستان در اتریش را به نمایندگی از شهروندان افغانستان به پیش می‌برد. در حالی این فیلم در مکتبی در اتریش به نمایش گذاشته می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 57 بازدید

کوچه‌های خاکی و تنگِ حاشیه شهر هرات در زمستان بوی دود چوب و زغال می‌داد؛ بویی که با سوز سرد هوا مخلوط می‌شد و تا عمق سینه می‌نشست. در یکی از همین کوچه‌ها، خانه‌ای گِلی با دروازه آهنی زنگ‌زده وجود داشت که از بیرون مثل صدها خانه دیگر به نظر می‌رسید، اما پشت آن دیوارها، زندگی دختری جریان داشت که هر روز کمی بیشتر از درون می‌شکست. نامش شکیلا بود؛ دختری هجده‌ساله با چهره‌ای ظریف و چشم‌هایی که همیشه انگار چیزی را پنهان می‌کرد — ترس، خستگی و غمی که هیچ‌وقت فرصت بیان پیدا نکرده بود. شکیلا تا چند سال پیش زندگی متفاوتی داشت. او دانش‌آموز مکتب بود و از شاگردان خوب صنفش محسوب می‌شد. معلمش همیشه می‌گفت اگر ادامه بدهد، می‌تواند روزی داکتر شود. خودش هم همین آرزو را داشت. وقتی کتاب بیولوژی را باز می‌کرد، انگار وارد دنیایی می‌شد که در آن همه‌چیز قابل فهم بود؛ بدن انسان، بیماری‌ها، درمان‌ها — همه‌چیز منطقی‌تر از زندگی خودش به نظر می‌رسید. اما با تغییر شرایط اجتماعی و بسته‌شدن فرصت‌های آموزشی برای دختران، مکتب‌رفتن او متوقف شد. همان روزی که فهمید دیگر اجازه رفتن ندارد، ساعت‌ها گریه کرد، اما آن گریه‌ها فقط آغاز یک سقوط آرام بود. پدرش مردی کارگر بود که سال‌ها در ایران کار کرده و بعد از اخراج اجباری برگشته بود. بیکاری، فقر و حس شکست در وجودش جمع شده بود و این فشارها اغلب به خشونت تبدیل می‌شد. او باور داشت که دختر باید مطیع باشد و هرچه خانواده تصمیم بگیرد، همان سرنوشت اوست. مادر شکیلا زنی خاموش و ترسیده بود؛ خودش قربانی سال‌ها خشونت و تحقیر، و دیگر توان ایستادن در برابر شوهر را نداشت. در چنین فضایی، شکیلا کم‌کم احساس کرد که نه صدایش شنیده می‌شود و نه خواسته‌هایش اهمیتی دارد. خشونت‌ها ابتدا لفظی بود؛ توهین، تحقیر و سرزنش‌های مداوم. اما بعد جسمی شد. کوچک‌ترین مخالفت یا حتی سکوت او می‌توانست باعث سیلی یا ضربه شود. چند بار آن‌قدر لت‌وکوب شد که مجبور شد روزها در خانه بماند تا کبودی‌های صورتش محو شود. هیچ‌کس بیرون از خانه چیزی نمی‌دانست یا اگر می‌دانست، دخالت نمی‌کرد. در بسیاری از خانواده‌ها، چنین رفتارهایی «مسئله داخلی» محسوب می‌شود و دختر جایی برای پناه بردن ندارد. نقطه اوج فشار زمانی بود که پدر تصمیم گرفت او را به مردی حدود چهل‌ساله بدهد؛ مردی که همسر داشت اما می‌خواست زن دوم بگیرد. در مقابل، پولی به خانواده پرداخت می‌کرد که می‌توانست بخشی از مشکلات مالی را حل کند. برای پدر، این معامله منطقی بود؛ برای شکیلا، کابوس. او بارها مخالفت کرد. گریه کرد. گفت حاضر است کار کند، خیاطی یاد بگیرد یا هر کاری انجام دهد، اما ازدواج نکند. اما مخالفتش فقط خشونت بیشتری به همراه داشت. یک شب، بعد از بحث شدید، پدرش او را آن‌قدر زد که نفسش بند آمد. همان شب، وقتی در گوشه اتاق نشسته بود و بدنش درد می‌کرد، حس کرد دیگر هیچ راهی ندارد. آینده‌ای که پیش رویش بود، تاریک و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید: ازدواج اجباری، خشونت بیشتر و زندگی‌ای که هیچ کنترلی بر آن ندارد. در روزهای بعد، شکیلا تغییر کرد. کمتر حرف می‌زد، کمتر غذا می‌خورد و بیشتر وقتش را تنها می‌گذراند. گاهی ساعت‌ها به یک نقطه خیره می‌شد. درونش ترکیبی از ترس، ناامیدی و خشم شکل گرفته بود. او احساس می‌کرد زندانی است — زندانی بدون کلید. شبی که اقدام به خودکشی کرد، خانه ساکت بود. همه خواب بودند. او آرام به آشپزخانه رفت. در گوشه‌ای، بوتل مایع سمی که برای کشتن حشرات استفاده می‌شد، قرار داشت. دستش می‌لرزید. چند دقیقه فقط به آن نگاه کرد. در ذهنش صحنه‌های آینده مرور می‌شد: عروسی اجباری، خانه مردی غریبه، تحقیر و ادامه همان چرخه خشونت. بعد فکر دیگری آمد: «اگر بمیرم، همه‌چیز تمام می‌شود.» او بوتل را برداشت و نوشید. لحظات بعد، بدنش واکنش نشان داد؛ سوزش، سرگیجه و ضعف شدید. ترس ناگهانی در وجودش دوید — نه ترس از مرگ، بلکه ترس از درد. زمین خورد و صدای افتادنش مادرش را بیدار کرد. وقتی مادرش او را دید، فریاد کشید. همسایه‌ها آمدند و با عجله او را به شفاخانه رساندند. داکتران ساعت‌ها تلاش کردند تا جانش را نجات دهند. او زنده ماند. وقتی هوشیاری‌اش برگشت، احساس سنگینی عجیبی داشت. گلویش می‌سوخت و بدنش بی‌رمق بود. مادرش کنار تخت گریه می‌کرد. اولین جمله‌ای که شکیلا گفت، آرام و شکسته بود: «چرا نجاتم دادید؟» این جمله خلاصه عمق ناامیدی او بود. اما داستان به همین‌جا ختم نشد. بعد از برگشت به خانه، او با سرزنش و خشم بیشتری مواجه شد. پدرش می‌گفت آبروی خانواده را برده است. هیچ‌کس درباره دلیل کارش صحبت نمی‌کرد؛ فقط درباره شرم و بدنامی حرف می‌زدند. این همان واقعیتی است که بسیاری از دختران در افغانستان تجربه می‌کنند: درد اصلی دیده نمی‌شود، فقط پیامد اجتماعی اهمیت پیدا می‌کند. با این حال، در درون شکیلا چیزی تغییر کرده بود. او مرگ را لمس کرده و برگشته بود. در روزهای بعد، آرام‌آرام فهمید که هنوز زنده است — و زنده‌بودن، هرچند دردناک، هنوز امکان تغییر را در خود دارد. یک روز به مادرش گفت: «من نمی‌خواهم بمیرم… اما نمی‌خواهم این‌گونه هم زندگی کنم.» این جمله ساده، نقطه عطفی در زندگی او شد. مادرش که سال‌ها سکوت کرده بود، برای اولین بار گریه‌کنان گفت: «من هم نمی‌خواستم این‌گونه زندگی کنم.» آن لحظه، میان مادر و دختر نوعی همدلی شکل گرفت؛ دو زن در دو نسل، هر دو قربانی خشونت، اما هر دو هنوز زنده. سرنوشت شکیلا هنوز نامعلوم است. او هنوز با همان چالش‌ها روبه‌روست، هنوز ترس دارد، هنوز آینده‌اش قطعی نیست. اما اقدام ناموفقش فقط یک حادثه نبود؛ فریادی بود از عمق رنج، فشاری که سال‌ها جمع شده بود. فریادی که اگر شنیده نشود، ممکن است برای بسیاری دیگر به پایان‌های تلخ‌تری منجر شود. داستان او، داستان یک فرد نیست؛ بازتاب واقعیتی است که در گوشه‌های مختلف جامعه وجود دارد — جایی که خشونت خانوادگی، فقر، محدودیت‌های اجتماعی و نبود حمایت روانی دست به دست هم می‌دهند و دختران جوان را تا مرز نابودی پیش می‌برند. و شاید مهم‌ترین حقیقت این باشد: بسیاری از این دختران نمی‌خواهند بمیرند؛ آن‌ها فقط می‌خواهند دردشان تمام شود. نویسنده:  سارا کریمی  

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 95 بازدید

همزمان با گذشت هزار و 619 روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دختران بالاتر از صنف ششم، دید‌بان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار لغو فوری ممنوعیت آموزش دختران و زنان و بازگشایی مکتب‌ها سراسر افغانستان شد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری خود نوشته است که ادامه‌ی این وضعیت، به معنای «دزدیده‌شدن» آینده‌ی دختران و زنان در افغانستان است. دید‌بان حقوق افغانستان با به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم گفت: «بگذارید دختران بیاموزند. بگذارید به مکتب برگردند.» قابل ذکر است که مسوولان حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را تا «امر ثانی» ممنوع اعلام کردند و وعده دادند که با فراهم‌شدن شرایط، زمینه‌ی بازگشت آنان به مکتب فراهم خواهد شد. با این حال، در نزدیک به پنج سال گذشته نه‌تنها این محدودیت لغو نشده، بلکه دامنه‌ی آن به بخش‌های دیگر آموزشی نیز گسترش یافته است. حکومت فعلی در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 74 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان و دختران افغانستان در بخش‌های مختلف کمک می‌کند تا کسب‌وکارهای خود را گسترش دهند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۴ حوت) با شریک‌سازی داستان دختری به نام فریحه که از برنامه‌ی «گروه پس‌انداز بانوان مبتکر» که توسط اتحادیه‌ی اروپا تمویل می‌شود، پول دریافت کرده و در حساب کاربری ایکس خود نوشته که او با این کمک توانسته کارگاه خیاطی‌اش را گسترش بدهد. اتحادیه‌ی اروپا در ادامه تاکید کرده است که فریحه در ابتدا یک ماشین خیاطی داشت و حالا چهار ماشین دارد و ۱۶ زن دیگر در کارگاه او کار می‌کنند. نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا در بخشی از داستانش نوشته است که این زنان در حال گسترش کسب‌وکارهای‌ شان، ایجاد فرصت‌های شغلی و پشتیبانی از جامعه هستند. قابل ذکر است که اتحادیه‌ی اروپا و برنامه‌ توسعه‌ای ملل متحد، در چهارچوب برنامه‌ی توان‌مندسازی اقتصادی زنان، تلاش دارند که با حمایت از کسب‌وکارهای کوچک محلی زنان برای رسیدن آن‌ها به خودکفایی کمک کند. در حالی اتحادیه اروپا از کسب‌وکار زنان افغانستان حمایت می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 62 بازدید

غده تیروئید، این غده کوچک در جلوی گردن ما، نقش حیاتی در تنظیم سوخت‌وساز بدن، ضربان قلب، دمای بدن و حتی خلق‌وخو ایفا می‌کند. هنگامی که این غده بیش از حد فعال شده و هورمون‌های بیشتری نسبت به نیاز بدن ترشح می‌کند، وضعیتی به نام هیپرتیروئیدی یا پرکاری تیروئید رخ می‌دهد. این اختلال به‌ویژه در زنان که به دلایل هورمونی و ژنتیکی بیشتر مستعد مشکلات تیروئیدی هستند، شیوع بالاتری دارد. پرکاری تیروئید اگر به‌درستی تشخیص داده و مدیریت نشود، می‌تواند کیفیت زندگی فرد را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله، به بررسی جامع این وضعیت در زنان، از علائم پنهان تا روش‌های درمانی نوین، می‌پردازیم. چرا زنان بیشتر در معرض پرکاری تیروئید هستند؟ آمارها نشان می‌دهد که زنان تقریباً ۵ تا ۸ برابر بیشتر از مردان دچار اختلالات تیروئیدی می‌شوند. اگرچه مکانیسم دقیق این تفاوت کاملاً مشخص نیست، اما دو عامل اصلی نقش کلیدی ایفا می‌کنند: عوامل هورمونی: نوسانات هورمونی در دوران قاعدگی، بارداری و به‌ویژه یائسگی می‌تواند بر عملکرد تیروئید تأثیر بگذارد. بیماری‌های خودایمنی: شایع‌ترین علت پرکاری تیروئید، بیماری گروِیوز (Graves’ Disease) است که یک اختلال خودایمنی محسوب می‌شود. در این حالت، سیستم ایمنی بدن به‌اشتباه به گیرنده‌های هورمون محرک تیروئید (TSH) حمله کرده و آن‌ها را تحریک می‌کند تا هورمون بیشتری تولید کنند. این بیماری‌ها اغلب در زنان شایع‌تر هستند. تظاهرات بالینی: علائم پرکاری تیروئید را بشناسید علائم پرکاری تیروئید می‌تواند بسیار متنوع باشد و اغلب به‌تدریج ظاهر می‌شوند که همین امر تشخیص زودهنگام را دشوار می‌سازد. این علائم به دلیل افزایش متابولیسم کلی بدن رخ می‌دهند: تغییرات جسمی و حرکتی: تپش قلب سریع و نامنظم، تعریق بیش از حد، عدم تحمل گرما (حتی در هوای سرد)، لرزش دست‌ها (ترمور ظریف). تغییرات عصبی و روانی: اضطراب، تحریک‌پذیری، بی‌قراری، دشواری در تمرکز و گاهی اوقات حملات پانیک. تغییرات وزنی و گوارشی: کاهش وزن سریع علی‌رغم اشتهای زیاد، افزایش تعداد دفعات اجابت مزاج یا اسهال. تغییرات پوستی و مویی: نازک شدن و ریزش مو، پوست گرم و مرطوب. علائم خاص در زنان: اختلال در چرخه قاعدگی (قاعدگی سبک یا قطع آن) و گاهی اوقات مشکلات باروری. در موارد پیشرفته، ممکن است علائمی مانند بیرون‌زدگی چشم‌ها (به‌ویژه در بیماری گروِیوز) و تورم در جلوی گردن (گواتر) نیز مشاهده شود. ریشه‌های بیماری: دلایل اصلی پرکاری تیروئید اگرچه بیماری گروِیوز شایع‌ترین علت است، دلایل دیگری نیز می‌توانند منجر به افزایش ترشح هورمون‌های تیروئیدی شوند: بیماری گروِیوز (Graves’ Disease): شایع‌ترین علت که یک بیماری خودایمنی است. ندول‌های سمی تیروئید (Toxic Nodules): تشکیل گره‌های خوش‌خیم در غده تیروئید که به‌طور مستقل و بدون نیاز به تحریک TSH شروع به تولید هورمون می‌کنند. تیروئیدیت (التهاب تیروئید): در مراحل اولیه التهاب، ممکن است هورمون‌های ذخیره‌شده به‌طور ناگهانی در خون آزاد شوند که حالتی موقتی ایجاد می‌کند. مصرف بیش از حد ید: مصرف بیش از حد مکمل‌های حاوی ید یا داروهایی که ید زیادی دارند، می‌تواند تیروئید را تحریک کند. تشخیص: چگونه پرکاری تیروئید تأیید می‌شود؟ تشخیص دقیق نیازمند ترکیبی از ارزیابی بالینی و آزمایش‌های آزمایشگاهی است. پزشک معمولاً با شرح حال و معاینه فیزیکی (بررسی نبض، دمای بدن، وضعیت چشم‌ها و لمس غده تیروئید) شروع می‌کند. آزمایش‌های کلیدی عبارت‌اند از: آزمایش TSH (هورمون محرک تیروئید): در پرکاری تیروئید، سطح TSH بسیار پایین است، زیرا بدن تلاش می‌کند با کاهش این هورمون، ترشح هورمون‌های T3 و T4 را متوقف کند. آزمایش‌های T3 و T4 آزاد: این هورمون‌ها در پرکاری تیروئید به‌طور قابل‌توجهی بالا هستند. تست‌های تکمیلی: در صورت مشاهده ناهنجاری، ممکن است تست‌های آنتی‌بادی (برای تأیید بیماری گروِیوز) و اسکن تیروئید برای بررسی میزان جذب ید (جهت تشخیص ندول‌ها) تجویز شود. مدیریت سبک زندگی و نکات ضروری برای زنان در کنار درمان پزشکی، تغییراتی در سبک زندگی می‌تواند به مدیریت علائم کمک کند: تغذیه: مصرف غذاهای غنی از سلنیوم و ویتامین D توصیه می‌شود. همچنین کاهش مصرف غذاهای حاوی ید بالا (مانند مصرف بیش از حد نمک یددار یا برخی مکمل‌ها) ممکن است تحت نظر پزشک لازم باشد. مدیریت استرس: از آنجا که استرس می‌تواند بر سیستم غدد درون‌ریز تأثیر بگذارد، تکنیک‌های آرام‌سازی، مدیتیشن و یوگا برای کنترل اضطراب ناشی از بیماری بسیار مفید هستند. پیگیری منظم: زنان مبتلا به پرکاری تیروئید، به‌ویژه آن‌هایی که بیماری گروِیوز دارند، باید به‌طور منظم آزمایش‌های دوره‌ای (معمولاً هر ۶ تا ۱۲ هفته در ابتدا) را انجام دهند تا دوز داروها تنظیم شود و از افت شدید هورمون‌ها (کم‌کاری) پیشگیری گردد. نتیجه‌گیری پرکاری تیروئید یک وضعیت پزشکی قابل‌مدیریت است، اما نیاز به آگاهی و تعهد بیمار دارد. زنان باید علائم هشداردهنده را جدی بگیرند و در صورت مشاهده هرگونه تغییر ناگهانی در وزن، خلق‌وخو یا ضربان قلب، سریعاً به پزشک مراجعه کنند. با تشخیص زودهنگام و انتخاب روش درمانی مناسب، می‌توان عملکرد تیروئید را به حالت طبیعی بازگرداند و از یک زندگی سالم و پرانرژی لذت برد. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 75 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با همکاری دولت جاپان از زنان مهاجر افغانستانی که از کشورهای ایران و پاکستان بازگشته‌اند، حمایت می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۳ حوت) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۸۲۶ هزار و ۶۶۶ دالر برای حمایت از زنان بازگشته اختصاص یافته است. بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که این ابتکار تلاش می‌کند زند‌گی زنان بازگشته را در افغانستان دوباره احیا کند. در اعلامیه آمده است که این خدمات در شرق و جنوب افغانستان برای زنان و دختران ارائه خواهد شد. سازمان ملل در ادامه افزوده است: «این پروژه از طریق ایجاد فضاهای امن ویژه زنان، کمک‌های معیشتی و خدمات حمایتی و حفاظتی ارائه خواهد کرد و به حفظ کرامت، تأمین امنیت و بهبود پایدار آنان کمک می‌کند.» همچنین نهادهای بین‌المللی گزارش داده‌اند که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، بیش از ۲.۵ میلیون شهروند افغانستان از ایران و پاکستان بازگشته‌اند که ۴۲ درصد آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. همچنین زنان و دخترانی که از ایران و پاکستان اخراج می‌شوند، در افغانستان با محدودیت‌های تحصیلی، کار و آزادی‌های فردی مواجه هستند. در کنار آن، اشتغال برای مردان نیز به شدت کاهش یافته و مردم افغانستان با بحران غذایی مواجه هستند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 84 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که عدالت اجتماعی وابسته به حقوق زنان و دختران، آزادی رسانه‌ها و حفاظت از حقوق اقلیت‌ها است. آقای لیندسی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی نوشته است که در روز جهانی عدالت اجتماعی در کنار مردم افغانستان می‌ایستد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «عدالت اجتماعی به حفاظت از حقوق زنان و دختران، پاسداری از آزادی رسانه‌ها و اطمینان از این‌ که آسیب‌پذیرترین افراد نادیده گرفته نشوند، وابسته است.» براساس اعلامیه‌های سازمان‌های بین‌المللی، در سال ۲۰۲۶ میلادی، روز جهانی عدالت اجتماعی با موضوع «تعهد مجدد به توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی» گرامی داشته می‌شود. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که عدالت اجتماعی بدون مشارکت زنان امکان‌پذیر نیست. در حالی نماینده بریتانیا برای افغانستان از عدالت اجتماعی برای همه دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 69 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی بر اهمیت آموزش دختران و نقش گسترده زنان و دختران در تصمیم‌گیری تاکید کرده است. یوناما با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که هیچ کشوری نمی‌تواند به عدالت اجتماعی دست یابد، در حالی که نیمی از جمعیت آن از آموزش متوسطه محروم باشند. دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که صلح پایدار زمانی حاصل می‌شود که زنان، جوانان، اقوام و افراد دارای معلولیت در تصمیم گیری‌ها سهیم باشند. یوناما در بخشی از پیامش افزوده است که هر شهروند افغانستانی حق دارد بدون تبعیض و با عزت کار نموده و درآمد کسب کند. در حالی یوناما بر آموزش زنان و دختران تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 76 بازدید

رسانه‌های هالندی گزارش داده‌اند که فروغ کریمی، نویسنده افغانی‌الاصل هالندی، برنده «جایزه کتاب‌فروشان هالند» در سال ۲۰۲۶ میلادی شده است. برگزارکنندگان این جایزه با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که رمان «در چشمانم ابرها را حمل می‌کنم» اثر فروغ کریمی، از سوی هیاتی متشکل از کتاب‌فروشان به‌عنوان اثر برگزیده سال انتخاب شده است. هیات داوران، این رمان را اثری «فوری، دلخراش و با ساختاری سنجیده» توصیف کرده و گفته‌اند که فروغ کریمی با این اثر به پناهند‌گان صدا بخشیده و روایت‌گر توانمندی است. قابل ذکر است که رمان «در چشمانم ابرها را حمل می‌کنم» سومین اثر داستانی کریمی است. در گزارش آمده است که داستان درباره روان‌پزشکی به‌نام ویدا است که در ۱۵ سالگی از کابل به هالند پناه برده و در آن‌جا زندگی تازه‌ای ساخته است. براساس معلومات موجود، جایزه کتاب‌فروشان هالند هر سال به یک کتاب اصیل هالندی‌زبان اهدا می‌شود که به باور کتاب‌فروشان شایسته مخاطبان گسترده‌تری است. این جایزه افزون بر یک کارزار تبلیغاتی و نسخه ویژه، امسال برای نخستین‌بار شامل پنج هزار یورو پول نقد نیز می‌شود. باید گفت که فروغ کریمی در سال ۱۹۷۱ میلادی در کابل به دنیا آمده است. او در سال ۱۹۹۶ میلادی و در ۲۵ سالگی، به‌دلیل جنگ افغانستان را ترک کرده و به هالند پناهنده شده بود. در حالی فروغ کریمی، برنده جایزه کتاب‌فروشان هالند در سال ۲۰۲۶ می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب