برچسب: آموزش

2 ماه قبل - 128 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان بازگشته از پاکستان در گذرگاه مرکزی تورخم فضای دوست‌دار کودک ایجاد کرده است. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این فضا کودکان نقاشی می‌کشند، بازی می‌کنند و به یادگیری ادامه می‌دهند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این سهولت برای کودکان با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا ارائه می‌شود. فضاهای دوست‌دار کودک بخش از برنامه‌های پشتیبانی از کودکان از سوی یونیسف است که توسط اتحادیه‌ی تمویل می‌شود. در اعلامیه آمده است که در این فضا به کودکان آسیب‌پذیری از بازگشت و رویدادهای طبیعی در سراسر افغانستان خدمات ارائه می‌کند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 193 بازدید

وقتی صدای دروازه حویلی بلند می‌شود، «مریم» ناخودآگاه از کنار کلکین اتاقش دور می‌شود. نمی‌خواهد کسی ببیند که پشت کلکین ایستاده است. پدرش بارها به او گفته که بدون اجازه از اتاق بیرون نشود و با کسی که به خانه رفت‌وآمد ندارد، صحبت نکند. تلفن همراهی هم که زمانی تنها راه ارتباطش با دوستان و هم‌صنفی‌هایش بود، دیگر در اختیار او نیست. مریم می‌گوید پدرش بعد از اتفاقی که برای او افتاد، محدودیت‌ها را بیشتر کرد؛ رفت‌وآمد، صحبت با دوستان، استفاده از موبایل و حتی نشستن طولانی کنار کلکین برایش به موضوعی حساس تبدیل شده است. مریم ۲۲ ساله است و در کابل تا صنف دوازدهم درس خوانده است. هنوز چند کتاب و کتابچه از سال‌های مکتبش در گوشه اتاق نگه داشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر بار آنها را می‌بیند، روزهایی را به یاد می‌آورد که صبح‌ها یونیفورم مکتب می‌پوشید، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و همراه دختران دیگر راهی مکتب می‌شد. آن روزها برایش عادی بود که درباره آینده حرف بزند. می‌خواست بعد از فراغت از مکتب دانشگاه برود و در رشته‌ای که دوست داشت تحصیل کند، اما وقتی محدودیت‌ها بر آموزش دختران افزایش یافت، درهای دانشگاه نیز به روی او بسته شد. مریم می‌گوید آن زمان هنوز فکر می‌کرد شاید شرایط تغییر کند و بتواند درسش را ادامه دهد؛ اما چند سال گذشته و دفترچه‌های درسی‌اش همچنان در اتاق مانده‌اند. مشکل اصلی مریم اما تنها ناتمام ماندن درس‌هایش نبود. در خانواده‌ای که تصمیم‌های مهم زندگی بیشتر از سوی بزرگ‌ترها گرفته می‌شود، موضوع ازدواج به میان آمد. پدرش می‌خواست او را به مردی ۳۵ ساله شوهر بدهد. مریم این مرد را برای زندگی مشترک انتخاب نکرده بود و نمی‌خواست با او ازدواج کند. او به پسرخاله‌اش علاقه داشت و می‌خواست اگر قرار است ازدواج کند، با کسی باشد که خودش می‌شناسد و دوستش دارد. مریم می‌گوید چند بار تلاش کرد خواسته‌اش را به پدرش بگوید، اما پاسخ روشنی که می‌خواست نشنید. در فضای خانواده، حرف پدر تصمیم نهایی شمرده می‌شد و مخالفت یک دختر با تصمیمی که درباره ازدواجش گرفته شده بود، به آسانی پذیرفته نمی‌شد. ازدواج، تصمیمی است که سال‌ها از زندگی یک انسان را در بر می‌گیرد و وقتی بدون رضایت و انتخاب او تعیین شود، می‌تواند احساس بی‌اختیاری، ترس و فشار روانی را بیشتر کند. برای مریم نیز مسئله فقط انتخاب یک همسر نبود؛ او احساس می‌کرد اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش از او گرفته شده است. مریم می‌گوید هرچه صحبت‌ها درباره ازدواج بیشتر می‌شد، فشار روحی او نیز بیشتر می‌شد. او نمی‌خواست زندگی‌اش را با مردی آغاز کند که انتخاب خودش نبود، اما احساس می‌کرد راه دیگری نیز پیش رویش قرار ندارد. در روزهایی که موضوع ازدواج جدی‌تر شده بود، مریم به اندازه‌ای تحت فشار قرار گرفت که اقدام به خودکشی کرد. خانواده او را به داکتر رساندند و پس از درمان، جانش نجات یافت. مریم از آن روز با جزئیات زیادی صحبت نمی‌کند. تنها می‌گوید آن لحظه به این فکر می‌کرد که دیگر توان تحمل فشارهایی را که بر او وارد می‌شد، ندارد. او زنده ماند، اما به گفته خودش، بعد از برگشتن از شفاخانه زندگی برایش آسان‌تر نشد. برخلاف چیزی که مریم انتظار داشت، پس از بازگشت به خانه، پدرش محدودیت‌های بیشتری بر او اعمال کرد. پدر نگران بود که دخترش دوباره دست به کاری بزند و به همین دلیل رفت‌وآمد او را محدود کرد. اما مریم می‌گوید این محدودیت‌ها برای او به نوع دیگری از فشار تبدیل شده است. او حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند و اگر بخواهد از خانه بیرون برود، باید اجازه بگیرد. دوستان قدیمی‌اش را کمتر می‌بیند و ارتباطش با هم‌صنفی‌های سابق تقریباً قطع شده است. او می‌گوید: «بعد از مکتب دیگر زندگی‌ام همان زندگی قبلی نبود.» این دختر جوان در خانه نیز احساس آرامش نمی‌کند. می‌گوید برخوردهای خشن و تند پدر و دیگر اعضای خانواده در برخی مواقع او را بیشتر از قبل تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی یک بحث کوچک در خانه به مشاجره تبدیل می‌شود و او ترجیح می‌دهد سکوت کند تا وضعیت بدتر نشود. مریم می‌گوید در چنین لحظاتی به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و تا زمانی که فضای خانه آرام شود، بیرون نمی‌آید. در خانواده‌های زیادی در افغانستان، موضوع ازدواج دختران تنها یک تصمیم فردی نیست؛ خواست خانواده، نظر پدر، وضعیت اقتصادی، حرف مردم و مناسبات میان خانواده‌ها نیز در آن دخیل است. مریم هم در میان همین فشارها قرار گرفته است. او می‌گوید هیچ‌وقت نگفته بود که نمی‌خواهد ازدواج کند؛ تنها می‌خواست درباره کسی که قرار است با او سال‌های زندگی‌اش را بگذراند، خودش نیز حق انتخاب داشته باشد. وقتی از پسرخاله‌اش صحبت می‌کند، صدایش آرام‌تر می‌شود. می‌گوید او را از قبل می‌شناخت و تصور می‌کرد اگر روزی ازدواج کند، زندگی در کنار کسی که با او آشنایی دارد برایش قابل تحمل‌تر خواهد بود. اما این خواسته با تصمیم پدرش همخوانی نداشت. مریم می‌گوید حتی فرصت پیدا نکرد که خواسته‌اش را به شکل جدی و آرام با خانواده مطرح کند و درباره آینده‌اش گفت‌وگویی داشته باشد که نظر خودش نیز در آن اهمیت داشته باشد. حالا چند سال از فراغت او از مکتب گذشته است. دخترانی که با او یک‌جا صنف می‌خواندند، هرکدام راهی جداگانه پیدا کرده‌اند؛ بعضی ازدواج کرده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی نیز به کارهای مختلف روی آورده‌اند. مریم اما بیشتر روزها در خانه پدرش است. نه دانشگاهی در انتظارش است و نه کاری که بتواند از طریق آن درآمد داشته باشد. تلفن همراه ندارد تا با دوستانش صحبت کند و اجازه رفت‌وآمد آزادانه نیز ندارد. او گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل صندوق بیرون می‌کند، گرد آنها را می‌گیرد و چند صفحه می‌خواند. می‌گوید هنوز بعضی درس‌ها را به یاد دارد، اما بسیاری از چیزهایی که در مکتب آموخته بود، به مرور زمان از ذهنش دور شده است. بیشتر از فراموش شدن درس‌ها، از این ناراحت است که فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرده است. مریم می‌گوید اگر شرایط عادی می‌بود، احتمالاً حالا دانشجو یا شاغل بود. شاید در یک دفتر کار می‌کرد، شاید معلم می‌شد یا شاید در رشته‌ای که دوست داشت ادامه تحصیل می‌داد. اما هیچ‌کدام از این احتمال‌ها برایش به واقعیت تبدیل نشد. یک بار محدودیت‌های آموزشی، مسیر تحصیلش را متوقف کرد و بار دیگر تصمیم خانواده درباره ازدواج، اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی‌اش را از او گرفت. او اکنون بیشتر به آینده‌ای فکر می‌کند که در آن بتواند از خانه بیرون برود و دوباره چیزی یاد بگیرد. می‌گوید حتی اگر امکان رفتن به دانشگاه برایش فراهم نشود، حاضر است یک حرفه یاد بگیرد؛ خیاطی، کمپیوتر یا هر کاری که بتواند با آن درآمد داشته باشد. برای او داشتن درآمد تنها مسئله پول نیست. می‌گوید اگر بتواند خودش درآمد داشته باشد، شاید بتواند بخشی از تصمیم‌های زندگی‌اش را نیز خودش بگیرد. اما در حال حاضر حتی همین آرزو هم برایش دور به نظر می‌رسد. او باید برای بیرون رفتن اجازه بگیرد و استفاده از موبایل نیز برایش ممنوع است. می‌گوید گاهی ساعت‌ها کنار کلکین می‌نشیند و به صدای کوچه گوش می‌دهد؛ صدای موترها، کودکان، فروشندگان دوره‌گرد و دخترانی که از مکتب یا کورس برمی‌گردند. برای او این صداها یادآور زندگی‌ای است که زمانی خودش بخشی از آن بود. مریم نمی‌خواهد درباره مرگ زیاد صحبت کند. می‌گوید از زمانی که از آن اتفاق جان سالم به در برده، بیشتر از گذشته می‌فهمد که آنچه می‌خواست، در واقع پایان زندگی نبود؛ او فقط می‌خواست از شرایطی که توان تحملش را نداشت، نجات پیدا کند. حالا می‌خواهد فرصتی داشته باشد تا زندگی دیگری را تجربه کند؛ زندگی‌ای که در آن مجبور نباشد میان خواسته خانواده و خواسته خودش یکی را انتخاب کند. با این حال، آثار آن روز هنوز در زندگی او باقی مانده است. رابطه‌اش با خانواده مانند گذشته نیست. اعتماد میان آنها کم شده و مریم احساس می‌کند بعد از آن اتفاق، بیشتر به عنوان دختری که باید کنترل شود با او برخورد می‌شود تا دختری که باید حرفش شنیده شود. او می‌گوید وقتی خانواده با خشونت با او رفتار می‌کنند، دوباره همان احساس تنهایی گذشته به سراغش می‌آید. در یکی از عصرها، مریم کتابچه‌ای کهنه و تاخورده را از داخل الماری بیرون می‌آورد. روی صفحه اول نامش با خط خودش نوشته شده است. تاریخ مربوط به سال‌های مکتب است. چند صفحه را ورق می‌زند و بعد کتابچه را می‌بندد. می‌گوید آن زمان فکر می‌کرد بعد از صنف دوازدهم، بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش انتخاب رشته دانشگاه خواهد بود؛ اما حالا بزرگ‌ترین خواسته‌اش این است که بتواند از خانه بیرون برود و بدون ترس درباره آینده خودش حرف بزند. او هنوز ۲۲ ساله است؛ سنی که برای بسیاری از دختران و پسران، آغاز زندگی مستقل و ساختن آینده است. اما مریم در اتاقی نشسته که دیوارهایش پر از خاطرات مکتب است و دروازه‌اش به روی دنیایی باز می‌شود که خودش کمتر اجازه ورود به آن را دارد. مریم می‌گوید نمی‌داند در نهایت چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. نمی‌داند آیا روزی پدرش با خواسته‌هایش کنار خواهد آمد یا دوباره برای ازدواجش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌داند آیا می‌تواند تحصیلش را ادامه دهد یا نه. تنها چیزی که می‌داند این است که نمی‌خواهد دوباره همان روزهایی را تجربه کند که احساس می‌کرد هیچ راهی برای انتخاب ندارد. او می‌گوید: «من فقط می‌خواهم یک بار در زندگی خودم تصمیم بگیرم.» این جمله کوتاه، شاید تمام چیزی باشد که مریم در این سال‌ها خواسته است؛ نه زندگی تجملی، نه پول زیاد و نه حتی یک آینده خاص. فقط حق انتخاب. حق اینکه درباره درس خواندن، کار کردن، بیرون رفتن و مهم‌تر از همه، درباره کسی که قرار است شریک زندگی‌اش باشد، صدای خودش نیز شنیده شود. مریم از آن روزی که داکتران او را نجات دادند، دوباره زنده است؛ اما هنوز برای برگشتن به یک زندگی عادی تلاش می‌کند. زندگی او اکنون میان چهار دیوار خانه پدرش جریان دارد؛ جایی که هم پناه اوست و هم به گفته خودش، محل بسیاری از فشارهایی که تحمل می‌کند. پشت همان کلکینی که مریم از آن دور می‌شود، کابل همچنان شلوغ است. مردم به کارهای روزمره‌شان می‌رسند، کودکان در کوچه بازی می‌کنند و دخترانی از کنار خانه عبور می‌کنند. مریم اما هنوز منتظر روزی است که بتواند خودش دروازه خانه را باز کند، قدم به کوچه بگذارد و احساس کند آینده‌اش متعلق به خودش است. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 141 بازدید

سازمان ملل متحد در جینوا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۲۵۸ میلیون کودک و نوجوان در سراسر جهان به‌دلیل بحران‌ها و تغییرات اقلیمی با اختلال در آموزش روبرو هستند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سازمان آموزش نمی‌تواند منتظر بماند (ECW) خواستار تامین ۶۰۰ میلیون دالر امریکایی برای کمک به ۱۰ میلیون کودک آسیب‌دیده از بحران‌ها است تا بتوانند به یادگیری ادامه دهند. این کارزار با شعار «امید از اینجا شروع می‌شود» برای جلب حمایت از آموزش کودکان و نوجوانان آسیب‌دیده از بحران‌ها راه‌اندازی شده است. سازمان ملل متحد در جینوا در ادامه تاکید کرده است که این مبلغ برای کمک به ۱۰ میلیون کودک آسیب‌دیده از بحران‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ میلادی نیاز است. همچنین از پنج سال به این طرف، نظامی آموزشی افغانستان نیز با چالش‌های زیاد مواجه شده و دختران از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم شدند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 184 بازدید

ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد مدعی شده است که اسلام، دین و تمام زندگی بشریت در پرتو دانش پیشرفت می‌کند و یادگیری دانش برای انسان ضروری و یک امر حیاتی است، زیرا بدون دانش، انسان نمی‌تواند در این دنیا زندگی کند. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی امروز (چهارشنبه، ۱۱ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که ملا هبت‌الله در سمینار علما با حضور مسوولان مدارس ولسوالی‌های ولایت قندهار که در دفتر والی این ولایت برگزار شد، سخنرانی کرده است. در اعلامیه آمده است که رهبر حکومت فعلی تاکید کرده است که وسیله پیشرفت و زندگی خوب، دانش است. آخوندزاده تاکید کرده است: «همه پیامبران که از سوی خداوند متعال برای بشریت فرستاده شده‌اند، دانشی را که به بشر داده شده بود، منتقل کردند. همه پیامبران از سوی خداوند متعال برای این هدف فرستاده شدند تا بشر خداوند متعال را بشناسد و آنها را به پرستش او هدایت کند.» او تصریح کرد: «وقتی در مکه اسلام نبود، خشونت و ظلم وجود داشت. سپس خداوند پیامبر محمد (ص) را فرستاد. او برای اسلام، ایمان و برای اینکه مردم خدا را بشناسند، فداکاری‌های زیادی کرد.» وی افزوده است که خداوند علما را مقرر کرده است تا مردم را با اصول آشنا کنند، اخلاق آنان را اصلاح نمایند، فساد را از روی زمین از بین ببرند و جامعه را اصلاح کنند. ملا هبت‌الله آخوندزاده گفته است: «امروز علما کرام در جایگاه انبیا و صحابه قرار گرفته‌اند. علما باید برای اسلام و دین مبارزه کنند، علم را پنهان نگه ندارند و منکرات را از بین ببرند.» او گفته بیان علم مسوولیت علماست و از نظر شریعت، همه علمای مکلف هستند که از نظام فعلی پاسداری کنند. رهبر حکومت سرپرست در سخنانش از علما خواست علم را گسترش دهند و گفت: «هم نظام با شما علما ساخته می‌شود و هم خراب می‌شود.» آقای آخوندزاده خطاب به علما گفت: «علم را ترویج دهید، نظام به دست شما علما ساخته و ویران می‌شود. شما باید برای ساختن نسل آینده تلاش کنید. دانش‌آموزان شما رهبران و سردمداران نظام فردا هستند. ذهن و باورهای آنها را خوب تربیت کنید. اگر خوب تربیت شوند، جامعه به سمت خوبی حرکت خواهد کرد. علاقه دانش‌آموزان را به درس، کتاب و مطالعه افزایش دهید. به دانش‌آموزان آموزش خوب بدهید و اخلاق آنها را تقویت کنید.» رهبر حکومت فعلی درحالی بر گسترش علم و اهمیت آن در رفاه اجتماعی و زندگی انسان‌ها تاکید می‌کند که به دستور او دختران بالاتر از صنف ششم اجازه آموزش ندارند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 113 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از هر ۱۰ زن در افغانستان، ۷ زن با وضعیت نامساعد روحی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواستار حمایت نهادهای بین‌المللی از زنان و دختران افغانستان شده است. در اعلامیه آمده است که سال‌ها محرومیت از آموزش، اشتغال و عدم حضور در زندگی عمومی، آسیب عمیقی بر سلامت روان زنان و دختران افغانستان وارد کرده است. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌ها سبب شده است که از هر ۱۰ زن در افغانستان، ۷ زن با وضعیت نامساعد روحی زندگی کنند. سازمان ملل متحد خواستار حمایت از زنان و دختران افغانستان شده است. در اعلامیه آمده است: «ما باید در کنار آنان بایستیم و همچنان برای خدمات و حمایت‌هایی که به آن نیاز دارند، سرمایه‌گذاری کنیم.» براساس گزارش ملل متحد، نیمی‌‌ از زنان و دختران در افغانستان به دلیل محدودیت‌های شدید بر رفت‌وآمد و دسترسی به فضاهای عمومی، تنها یک یا دو بار در ماه از خانه بیرون می‌شوند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 107 بازدید

بخش انسانه‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوسیه در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای بسیاری از کودکان در افغانستان رفتن به مکتب و انجام تفریح در دسترس نیست. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۰ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در صنف‌های آموزشی مبتنی بر جامعه که از سوی یونیسف در افغانستان برگزار می‌شود، آموزش به خانه‌های کودکان نزدیک‌تر می‌شود و فرصت‌های برابر برای یادگیری و ساختن آینده را در اختیار دختران و پسران قرار می‌دهد. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این سازمان در صنف‌های آموزشی جامعه‌محور که از سوی اتحادیه اروپا تمویل می‌شود، تلاش می‌کند در بخش‌های دوردست افغانستان که مکتب‌های رسمی در دسترس نیست به کودکان خدمات آموزشی فراهم کند. کم‌بود مکتب یا فاصله‌ی زیاد مکتب از محل زندگی کودکان در بخش‌های دوردست افغانستان، سبب شده که دسترسی کودکان به خدمات آموزشی با دشواری‌های زیادی همراه باشد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 163 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که میلیون‌ها دختر و زن در افغانستان همچنان از فرصت آموزش، کار و انتخاب آینده خود محروم هستند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که «چوکی‌های خالی و میزهای خالی» واقعیت آموزش دختران در افغانستان است. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که دختران در افغانستان همچنان از دسترسی به فرصت‌های آموزشی محروم‌اند و این وضعیت، آینده آنان را با محدودیت‌های جدی روبرو کرده است. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 135 بازدید

نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع وزارت داخله ایران می‌گوید که شمار دانش‌آموزان خارجی در این کشور از حدود ۶۰۰ هزار به ۳۲۰ هزار نفر کاهش یافته است. آقای یاراحمدی گفته است که جمهوری اسلامی برای تمدید اقامت مهاجران شرایط سخت‌گیرانه‌تری وضع کرده است. وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران پیش از این اعلام کرده بود که حدود ۶۰۰ هزار دانش‌آموز اهل افغانستان در این کشور مشغول آموزش‌اند، اما نادر یاراحمدی از کاهش حدود ۲۸۰ هزار نفری این آمار خبر داده است. نادر یاراحمدی گفته است که در سال گذشته نزدیک به ۱.۸ میلیون مهاجر بدون مدرک از ایران اخراج شدند و جمعیت اتباع خارجی در این کشور نیز از ۶.۱ میلیون نفر به کمتر از پنج میلیون نفر کاهش یافته است. این گزارش در حالی منتشر می‌شود که نظام آموزشی افغانستان با محدودیت‌های گسترده روبرو است و بیش از دو میلیون دختر از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم‌اند. همچنین پیش از این گزارش‌های متعددی درباره ممنوعیت یا محدودیت ثبت‌نام دانش‌آموزان اهل افغانستان در مکاتب ایران از جمله در استان‌های فارس، کرمان و کهگیلویه و بویراحمد، منتشر شده بود. جمهوری اسلامی روند اخراج مهاجران بدون مدرک را از ماه‌ها پیش آغاز کرده و این روند همچنان ادامه دارد. شهروندان افغانستان مقیم ایران، بارها از بدرفتاری پولیس جمهوری اسلامی، محدودیت در دسترسی به خدمات، بازداشت و اخراج اجباری به افغانستان شکایت کرده‌اند. رئیس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی ایران گفت سیاست جمهوری اسلامی، قانونی‌سازی حضور مهاجران با تمرکز بر تامین نیروی کار است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 97 بازدید

همزمان با هزار و ۸۰۴مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه‌ی بالاتر از صنف ششم در افغانستان، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دادخواهی برای بازگشایی مکتب‌های دخترانه شد. دیدبان حقوق افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، بر حق آموزش دختران تاکید کرده و خواستار بازگشایی دروازه‌های مکتب به روی آنان شده است. این نهاد تاکید کرده است که با گذشت پنج سال از محرومیت دختران از آموزش، آنان همچنان خواهان بازگشت به صنف‌های درسی و دنبال‌کردن رویاها و هدف‌های‌شان هستند. دیدبان حقوق افغانستان در پیام خود به نقل از یک دانش‌آموز دختر نوشته است: «من یک دختر افغانستانی‌ام که هنوز آرزوی نشستن دوباره در صنف درسی را دارم. کتاب‌هایم منتظرم و رویاهایم زنده‌اند.» دید‌بان حقوق افغانستان در ادامه خواستار بازگشایی مکتب‌ها به روی دختران شده و تاکید کرده که آموزش حق دختران افغانستانی است که باید به آنان بازگردانده شود. محرومیت دختران از آموزش با واکنش گسترده نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی روبرو شده است. نهادهای مدافع حقوق بشر بارها از حکومت سرپرست خواسته‌اند محدودیت‌های آموزشی علیه دختران و زنان را لغو کنند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 138 بازدید

یک نهاد مدافع حقوق زنان در افغانستان، با انتقاد از وضعیت زنان و دختران اعلام کرده است که دختران در این کشور بیش از پنج سال است از آموزش، کار و آزادی‌های اساسی محروم شده‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان همچنان از آموزش محروم هستند و افغانستان تنها کشور جهان است که چنین ممنوعیت رسمی‌ای را بر آموزش دختران اجرا کرده است. در اعلامیه آمده است تا زمانی که وضعیت زنان و دختران در افغانستان تغییر نکند، شعار «حقوق زنان قابل مذاکره نیست» تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند. در ادامه آمده است که زنان و دختران در افغانستان شایسته‌ی احترام، آموزش و برخورداری از فرصت‌ها و امکانات برابر با زنان در دیگر کشورها هستند. این در حالی است که محدودیت‌ها بر آموزش، کار و آزادی‌های زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده است. نهادهای بین‌المللی و مدافعان حقوق زنان بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها و فراهم‌شدن زمینه آموزش و کار برای زنان و دختران شده‌اند. همچنین آمارهای سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد شهروندان افغانستان از آموزش دختران‌شان حمایت می‌کنند.

ادامه مطلب