برچسب: آموزش

1 هفته قبل - 115 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که میلیون‌ها دختر و زن در افغانستان همچنان از فرصت آموزش، کار و انتخاب آینده خود محروم هستند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که «چوکی‌های خالی و میزهای خالی» واقعیت آموزش دختران در افغانستان است. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که دختران در افغانستان همچنان از دسترسی به فرصت‌های آموزشی محروم‌اند و این وضعیت، آینده آنان را با محدودیت‌های جدی روبرو کرده است. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 90 بازدید

نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع وزارت داخله ایران می‌گوید که شمار دانش‌آموزان خارجی در این کشور از حدود ۶۰۰ هزار به ۳۲۰ هزار نفر کاهش یافته است. آقای یاراحمدی گفته است که جمهوری اسلامی برای تمدید اقامت مهاجران شرایط سخت‌گیرانه‌تری وضع کرده است. وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران پیش از این اعلام کرده بود که حدود ۶۰۰ هزار دانش‌آموز اهل افغانستان در این کشور مشغول آموزش‌اند، اما نادر یاراحمدی از کاهش حدود ۲۸۰ هزار نفری این آمار خبر داده است. نادر یاراحمدی گفته است که در سال گذشته نزدیک به ۱.۸ میلیون مهاجر بدون مدرک از ایران اخراج شدند و جمعیت اتباع خارجی در این کشور نیز از ۶.۱ میلیون نفر به کمتر از پنج میلیون نفر کاهش یافته است. این گزارش در حالی منتشر می‌شود که نظام آموزشی افغانستان با محدودیت‌های گسترده روبرو است و بیش از دو میلیون دختر از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم‌اند. همچنین پیش از این گزارش‌های متعددی درباره ممنوعیت یا محدودیت ثبت‌نام دانش‌آموزان اهل افغانستان در مکاتب ایران از جمله در استان‌های فارس، کرمان و کهگیلویه و بویراحمد، منتشر شده بود. جمهوری اسلامی روند اخراج مهاجران بدون مدرک را از ماه‌ها پیش آغاز کرده و این روند همچنان ادامه دارد. شهروندان افغانستان مقیم ایران، بارها از بدرفتاری پولیس جمهوری اسلامی، محدودیت در دسترسی به خدمات، بازداشت و اخراج اجباری به افغانستان شکایت کرده‌اند. رئیس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی ایران گفت سیاست جمهوری اسلامی، قانونی‌سازی حضور مهاجران با تمرکز بر تامین نیروی کار است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 57 بازدید

همزمان با هزار و ۸۰۴مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه‌ی بالاتر از صنف ششم در افغانستان، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دادخواهی برای بازگشایی مکتب‌های دخترانه شد. دیدبان حقوق افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، بر حق آموزش دختران تاکید کرده و خواستار بازگشایی دروازه‌های مکتب به روی آنان شده است. این نهاد تاکید کرده است که با گذشت پنج سال از محرومیت دختران از آموزش، آنان همچنان خواهان بازگشت به صنف‌های درسی و دنبال‌کردن رویاها و هدف‌های‌شان هستند. دیدبان حقوق افغانستان در پیام خود به نقل از یک دانش‌آموز دختر نوشته است: «من یک دختر افغانستانی‌ام که هنوز آرزوی نشستن دوباره در صنف درسی را دارم. کتاب‌هایم منتظرم و رویاهایم زنده‌اند.» دید‌بان حقوق افغانستان در ادامه خواستار بازگشایی مکتب‌ها به روی دختران شده و تاکید کرده که آموزش حق دختران افغانستانی است که باید به آنان بازگردانده شود. محرومیت دختران از آموزش با واکنش گسترده نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی روبرو شده است. نهادهای مدافع حقوق بشر بارها از حکومت سرپرست خواسته‌اند محدودیت‌های آموزشی علیه دختران و زنان را لغو کنند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 95 بازدید

یک نهاد مدافع حقوق زنان در افغانستان، با انتقاد از وضعیت زنان و دختران اعلام کرده است که دختران در این کشور بیش از پنج سال است از آموزش، کار و آزادی‌های اساسی محروم شده‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان همچنان از آموزش محروم هستند و افغانستان تنها کشور جهان است که چنین ممنوعیت رسمی‌ای را بر آموزش دختران اجرا کرده است. در اعلامیه آمده است تا زمانی که وضعیت زنان و دختران در افغانستان تغییر نکند، شعار «حقوق زنان قابل مذاکره نیست» تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند. در ادامه آمده است که زنان و دختران در افغانستان شایسته‌ی احترام، آموزش و برخورداری از فرصت‌ها و امکانات برابر با زنان در دیگر کشورها هستند. این در حالی است که محدودیت‌ها بر آموزش، کار و آزادی‌های زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده است. نهادهای بین‌المللی و مدافعان حقوق زنان بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها و فراهم‌شدن زمینه آموزش و کار برای زنان و دختران شده‌اند. همچنین آمارهای سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد شهروندان افغانستان از آموزش دختران‌شان حمایت می‌کنند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 77 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سیلاب‌های چند هفته قبل در نقاط شرقی افغانستان، دسترسی ۱۱ هزار و  ۶۲۲ دانش‌آموز را به آموزش مختل کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سیلاب‌ها در این نقاط، مجموعاً به ۳۳ مکتب آسیب زده است، از جمله تخریب دیوارهای پیرامونی، صنف‌های درسی و دیوارهای حایل. در اعلامیه آمده است که این گزارش سه روز پیش منتشر شده و به وضعیت سیلاب‌زد‌گان در مشرقی پرداخته است. یونیسف تاکید کرده است که جاری شدن سیلاب‌های ناگهانی در نقاط مرکزی و شرقی، در مجموع ۳۱۶ خانه را  تخریب کرده و بیش از دو هزار تن را متاثر کرده است. این در حالی است که این نهاد از خطرات جابه‌جایی ماین‌ها و مهمات منفجر ناشده در پی جاری شدن سیلاب‌ها نیز هشدار داده است. با این حال، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، تاکید کرده که در نقاط آسیب دیده از سیل، خدمات صحی و تامین آب آشامیدنی ادامه دارد.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 134 بازدید

سازمان ملل متحد از محدودیت‌های حکومت سرپرست علیه زنان و دختران انتقاد کرده و بار دیگر پنج سال محرومیت دختران افغانستان از حق آموزش را مانعی در برابر پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور خواند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود هشدار داد: «هر روز که دختران از رفتن به مکتب بازمی‌مانند و زنان از حضور در بازار کار محروم می‌شوند، پیشرفت اجتماعی و اقتصادی افغانستان نیز بیش از پیش به عقب رانده می‌شود.» این نهاد با استفاده از هشتگ «بگذارید دختران افغان آموزش ببینند» بار دیگر بر حق آموزش برای دختران و زنان در افغانستان تاکید کرده است. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و سپس محدودیت‌هایی را بر تحصیلات دانشگاهی و اشتغال زنان نیز وضع کردند. این سیاست‌ها با انتقاد گسترده سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری روبرو شده است. سازمان ملل پیش از این نیز هشدار داده بود که ادامه محرومیت دختران و زنان از آموزش و کار، پیامدهای بلندمدتی برای اقتصاد، توسعه و ثبات اجتماعی افغانستان خواهد داشت.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 59 بازدید

همزمان با گذشت یک هزار و ۷۹۶ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر از حکومت سرپرست خواسته است که زمینه‌ی آموزش بی‌قیدوشرط دختران را فراهم کند. این نهاد بامداد امروز (شنبه، ۳۱ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با وجود گذشت بیش از پنج سال از ممنوعیت آموزش دختران، رویاهای آنان برای آموختن همچنان زنده است. این نهاد تاکید کرده است که دختران، مانند هر شهروند دیگر، حق دارند بیاموزند، رشد کنند و آینده خود را بسازند. به گفته‌ی این نهاد، «آموزش حق دختران است، نه امتیاز.» این در حالی است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند. این محدودیت‌ها سپس به دیگر بخش‌های نظام آموزشی نیز گسترش یافت و حکومت در ۲۹ قوس ۱۴۰۱، دانشگاه‌ها را نیز به روی دختران بستند. تازه‌ترین داده‌های سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که در پنج سال گذشته، ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار دختر در افغانستان تنها از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شده‌اند؛ وضعیتی که به گفته این سازمان، پیامدهای عمیق و جبران‌ناپذیری برای آینده افغانستان خواهد داشت.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 120 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان در پنج سال گذشته از حق آموزش محروم شده‌ و ادامه‌ی این ممنوعیت، آنان را با خطرهای بیشتری مانند ازدواج اجباری در کودکی، بهره‌کشی و خشونت مبتنی بر جنسیت روبرو کرده است. این نهاد با نشر گزارشی از حکومت سرپرست خواسته است که محدودیت‌های آموزشی علیه دختران را لغو کنند تا آنان بتوانند به مکتب و دانشگاه بازگردند و به ظرفیت کامل خود دست یابند. یونیسف هشدار داده است که پیامدهای این ممنوعیت تنها به محرومیت از آموزش محدود نمی‌شود. به گفته‌ی یونیسف، دختران خارج از مکتب بیشتر در معرض کار اجباری، ازدواج در سنین کودکی، سوءاستفاده و خشونت مبتنی بر جنسیت قرار دارند. در گزارش آمده که ازدواج پیش از ۱۸سالگی سلامت جسمی و روانی دختران را تهدید می‌کند و خطر بارداری و عوارض هنگام زایمان را افزایش می‌دهد. کودکان مادران کم‌سن نیز، با خطر بیش‌تر مرگ‌ومیر پیش از پنج‌سالگی و کوتاه‌قدی ناشی از سوءتغذیه مواجه‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که محدودیت‌های آموزشی و کاری در افغانستان می‌تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای نیز داشته باشد. این نهاد پیش‌بینی کرده است که افغانستان تا ۲۰۳۰ میلادی ممکن است ۲۰ هزار آموزگار زن و ۵۴۰۰ کارمند زن در بخش بهداشت را از دست بدهد. هم‌چنان برآورد شده که محدودیت‌های کنونی سالانه ۸۴ میلیون دالر از تولید اقتصادی کشور بکاهد. یونیسف می‌گوید که در کنار تلاش برای بازگشایی مکتب‌های دخترانه، از آموزش مبتنی بر جامعه، آموزش‌های حرفه‌ای، آموزش ابتدایی و برنامه‌های آموزش دیجیتال در افغانستان حمایت می‌کند. در بخشی از گزارش آمده است که یونیسف در ۲۰۲۵ میلادی به بیش از چهار میلیون کودک در مکتب‌های دولتی، برنامه‌های آموزش مبتنی بر جامعه و محیط‌های اضطراری، مواد و تجهیزات آموزشی ارایه کرده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 203 بازدید

برادر کوچک‌ترش هنوز دلیل ترک مکتب را به‌درستی نمی‌فهمید. یک روز وقتی دختر خسته از کار به خانه برگشت، برادرش کتابچه‌اش را جلو او گذاشت و گفت: «خواهر، این را برایم بخوان.» دختر با وجود خستگی کنار او نشست، کتابچه را گرفت و شروع به خواندن کرد. کودک چند لحظه به صورت خواهرش نگاه کرد و بعد پرسید: «تو چرا دیگر مکتب نمی‌روی؟» دختر لبخند زد و گفت: «فعلاً کار دارم.» کودک که هنوز معنای سنگین این جمله را نمی‌دانست، دوباره پرسید: «پس کی دوباره می‌روی؟» این بار دختر جوابی نداشت. به چشمان برادرش نگاه کرد و سکوت کرد؛ شاید نمی‌خواست بگوید که خودش نیز دیگر نمی‌داند پاسخ این سؤال چیست. برای کودک، رفتن به مکتب چیزی طبیعی بود؛ صبح لباس پوشیدن، کتابچه را برداشتن و رفتن به صنف. اما برای خواهرش، مکتب حالا به آرزویی تبدیل شده بود که هر روز باید آن را با نیازهای خانه مقایسه می‌کرد. شب‌ها، وقتی کودکان خواب می‌شوند و خانه در سکوت فرو می‌رود، دختر گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از گوشه اتاق بیرون می‌آورد. روی جلد بعضی از آن‌ها هنوز نام خودش نوشته شده است و همین نام، خاطرات روزهایی را زنده می‌کند که بزرگ‌ترین دغدغه‌اش امتحان و تکلیف مکتب بود. دست روی جلد کتاب می‌کشد، چند صفحه را ورق می‌زند و برای چند دقیقه خودش را دوباره در همان صنف تصور می‌کند؛ میان دخترانی که آهسته با هم صحبت می‌کنند، معلمی که درس می‌دهد و تخته‌ای که پر از نوشته است. شاید برای چند لحظه فراموش کند که فردا باید دوباره لباس کار بپوشد، اما این خیال زیاد دوام نمی‌آورد. صدای سرفه پدر، گریه آرام یکی از کودکان یا فکر کار فردا او را دوباره به واقعیت برمی‌گرداند. کتاب را آرام می‌بندد و کنار می‌گذارد، زیرا می‌داند صبح باید زودتر از همه بیدار شود. مادرش بیش از همه می‌فهمد که دختر چه چیزی را از دست داده است. گاهی هنگام مرتب کردن لباس‌های خانه، لباس مکتب دختر را می‌بیند که مدت‌هاست پوشیده نشده است. آن را از صندوق بیرون می‌آورد، گردوغبارش را می‌تکاند و دوباره در جای خود می‌گذارد. هیچ‌وقت نمی‌گوید «کاش می‌توانستی دوباره مکتب بروی»، چون می‌داند این جمله ممکن است زخمی را که دختر تلاش می‌کند پنهان کند، تازه کند. فقط گاهی هنگام خواب دست بر سر دخترش می‌کشد و می‌گوید: «خدا خودش راهی پیدا کند.» دختر چشم‌هایش را می‌بندد و چیزی نمی‌گوید؛ شاید هر دو می‌دانند که در آن خانه، وقتی راه‌های دیگر یکی پس از دیگری بسته شده‌اند، دعا تنها چیزی است که هنوز می‌توانند بدون پرداخت پول به آن پناه ببرند. پدر اما بیشتر از همه خودش را سرزنش می‌کند. او هیچ‌وقت نمی‌خواست دخترش کار شاقه انجام دهد و همیشه تصور می‌کرد روزی دخترش با لباس مرتب و مدرک تحصیلی از خانه بیرون خواهد رفت و کاری پیدا خواهد کرد که هم برای خودش آینده بسازد و هم بتواند به خانواده کمک کند. حالا همان دختر در کنار او کار می‌کند و بخشی از هزینه‌های خانه را به دوش می‌کشد. گاهی هنگام شمارش پول روزانه، پدر سهم دخترش را نگاه می‌کند و آهسته می‌گوید: «این پول حق تو نبود.» دختر اما پاسخ می‌دهد: «پدر، فعلاً مهم این است که بچه‌ها چیزی برای خوردن داشته باشند.» پدر دیگر حرفی نمی‌زند و نگاهش را از دختر می‌دزدد، چون می‌داند دخترش در شرایطی قرار گرفته که به جای آن‌که از پدرش برای ساختن آینده خودش حمایت بخواهد، مجبور شده است برای ادامه زندگی امروز خانواده به کمک او بیاید. با این همه، دختر هنوز امیدش را کاملاً از دست نداده است. گاهی به مادرش می‌گوید اگر مکاتب باز شوند، دوباره درس خواهد خواند؛ حتی اگر مجبور باشد بعد از کار، شب‌ها درس بخواند و خستگی را تحمل کند. می‌گوید نمی‌خواهد کتاب‌هایش برای همیشه در گوشه خانه خاک بخورند و نمی‌خواهد سال‌های زندگی‌اش فقط با کار و نگرانی از هزینه‌های خانه تعریف شود. او می‌خواهد چیزی را که از او گرفته شده، دوباره پس بگیرد. اما خودش نیز می‌داند که هر روز کار کردن، خستگی، فشار اقتصادی و مسئولیت خانواده فاصله او را با آن آرزو بیشتر می‌کند. وقتی دستمزدش را می‌گیرد، دیگر نخست به این فکر نمی‌کند که چه کتابی بخرد یا برای درس‌هایش چه وسیله‌ای لازم دارد؛ ذهنش پیش از هر چیز به نان خانه، کرایه، نیازهای خواهر و برادرانش و هزینه‌های احتمالی درمان می‌رود. آرزوهای خودش همیشه جایی در انتهای این فهرست قرار می‌گیرند؛ فهرستی که هر روز با نیاز تازه‌ای طولانی‌تر می‌شود. او هنوز همان دختر مکتبی است که روزی می‌خواست آینده متفاوتی داشته باشد، اما زندگی مجبورش کرده است پیش از آن‌که جوانی‌اش را تجربه کند، طعم مسئولیت یک خانواده را بچشد. خواهر و دو برادر کوچکش هرگاه چیزی می‌خواهند، نخست به او نگاه می‌کنند، چون می‌دانند خواهر بزرگ‌ترشان شاید بتواند آن را فراهم کند. برای آن‌ها، او فقط خواهر نیست؛ کسی است که گاهی پول نان، لباس یا نیازهای کوچک‌شان را تأمین می‌کند. آن‌ها اما هنوز نمی‌دانند پشت لبخندهای خواهرشان، دختری ایستاده که خودش سال‌هاست منتظر یک چیز ساده است: دوباره نشستن پشت میز مکتب، باز کردن کتاب و شنیدن صدای معلمی که نام او را برای حضور و غیاب صدا می‌زند. شاید روزی که دروازه‌های مکتب باز شود، او یکی از نخستین دخترانی باشد که با کتاب در دست از آن دروازه عبور می‌کند. شاید آن روز لباس مکتبش دیگر اندازه‌اش نباشد و مجبور شود لباس تازه‌ای تهیه کند، شاید دست‌هایش از کار سخت زبر شده باشند و سال‌هایی که از آموزش دور مانده، جبران درس‌ها را برایش دشوار کند؛ اما اگر آن روز برسد، احتمالاً نخست به پدر و مادرش نگاه خواهد کرد و بعد به خواهر و برادران کوچکش؛ همان خانواده‌ای که برای زنده ماندنشان بخشی از کودکی و جوانی خودش را کنار گذاشت. شاید آن روز برای دیگران فقط باز شدن یک دروازه باشد، اما برای او معنای بازگشت به بخشی از زندگی خواهد داشت که ناخواسته از او گرفته شده است؛ بازگشت به صنفی که هنوز در ذهنش زنده است، به کتاب‌هایی که هنوز نامش روی آن‌ها نوشته شده و به آینده‌ای که با وجود سال‌ها انتظار، هنوز حاضر نیست به‌طور کامل از آن دست بکشد. تا آن روز، اما هر صبح همان داستان تکرار می‌شود. پدر برای کار بیرون می‌رود، مادر در خانه می‌ماند و از کودکان مراقبت می‌کند و دختر، پیش از همه از خواب بیدار می‌شود، چادرش را مرتب می‌کند، لباس کار می‌پوشد و از خانه بیرون می‌رود. ممکن است در مسیرش از کنار مکتبی عبور کند که زمانی دروازه آن برایش به معنای آینده بود؛ شاید چند ثانیه قدم‌هایش آهسته شود، شاید نگاهش به پنجره‌های صنف‌ها بیفتد و شاید در دلش آرزو کند صدای معلمی را بشنود که نام او را صدا می‌زند. اما بعد دوباره راهش را ادامه می‌دهد، چون در خانه چهار نفر دیگر منتظرند و زندگی به او اجازه نمی‌دهد زیاد در گذشته بماند. او هر روز کار می‌کند تا خانواده پنج‌نفره‌اش زنده بماند؛ پدر، مادر، خواهر و دو برادر کوچکش. با این حال، در میان تمام هزینه‌هایی که او و پدرش برای ادامه زندگی پرداخت می‌کنند، یک هزینه هرگز در هیچ حسابی نوشته نمی‌شود؛ هزینه‌ای که دختر برای این زندگی می‌پردازد، آینده و آرزوهای خودش است. او نان را به خانه می‌آورد، اما تکه‌ای از رؤیایش را پشت دروازه‌های بسته مکتب جا می‌گذارد؛ رؤیایی که هنوز در گوشه دلش زنده است و هر شب، وقتی کتاب‌های قدیمی‌اش را باز می‌کند، آرام به او یادآوری می‌کند که قرار نبود فقط نان‌آور خانه باشد؛ قرار بود دانش‌آموز باشد، درس بخواند، بزرگ شود و روزی خودش انتخاب کند که چه کسی می‌خواهد باشد. بخش اول روایت نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 100 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حدود ۸۰ درصد زنان جوان در افغانستان به دلیل محدودیت‌ها، از آموزش، اشتغال و آموزش‌های حرفه‌ای محروم هستند. اين نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواستار حمایت از آموزش و اشتغال زنان و دختران در افغانستان شده است. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که از هر ده نفر در افغانستان، ۹ نفر آنها از آموزش دختران حمایت می‌کنند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که زنان و دختران افغانستان می‌خواهند یاد بگیرند، کار کنند و حق انتخاب داشته باشند. در ادامه آمده است که آینده‌ی زنان و دختران باید در اختیار خودشان باشد. این در حالی است که حکومت فعلی طی پنج سال گذشته علاوه بر محدودیت‌ها بر زنان و دختران، آن‌ها را از آموزش نیز محروم کردند. قابل ذکر است که در حال حاضر دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش محروم هستند؛ دختران جوان نیز حق رفتن به دانشگاه‌ ندارند. همچنین هفته‌ی پیش یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل گفتع بود که طی پنج سال گذشته حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند.

ادامه مطلب