برچسب: آموزش

3 هفته قبل - 151 بازدید

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر آن روز آخر، وقتی از دروازه مکتب بیرون می‌آمدم، کسی به من می‌گفت که دیگر هیچ‌گاه به صنف درس بازنخواهم گشت، شاید چند دقیقه بیشتر در حیاط مکتب می‌ایستادم. شاید دیوارهای رنگ‌ورورفته، صدای خنده هم‌صنفی‌هایم و تخته سیاهی را که هر روز روبه‌رویش می‌نشستم، با دقت بیشتری نگاه می‌کردم. شاید کتاب‌هایم را محکم‌تر در آغوش می‌گرفتم و نمی‌گذاشتم آن روز به این زودی تمام شود. اما آن روز، مانند همه روزهای دیگر، با خیال این‌که فردا دوباره به مکتب برمی‌گردم، به خانه رفتم. هیچ‌کس به من نگفته بود که کودکی‌ام همان عصر، بی‌سروصدا از زندگی‌ام خداحافظی خواهد کرد. پدرم سال‌ها بود که زیر بار قرض زندگی می‌کرد. درآمد اندک او حتی برای تأمین نیازهای ابتدایی خانواده کافی نبود. چند سال خشکسالی، بیکاری و بیماری، زندگی ما را روزبه‌روز دشوارتر کرده بود. هر بار که طلبکار به خانه می‌آمد، سکوت سنگینی فضای خانه را فرا می‌گرفت. مادرم سرش را پایین می‌انداخت، خواهرهایم به اتاق دیگری می‌رفتند و من از پشت پرده به چهره مردی نگاه می‌کردم که با صدای بلند پولش را می‌خواست. آن روزها نمی‌دانستم که روزی خودم بخشی از همان بدهی خواهم شد. چند هفته بعد، پدرم مرا کنار خود نشاند. دست‌هایش می‌لرزید و نگاهش را از چشمانم می‌دزدید. گفت دیگر راهی برای پرداخت قرض باقی نمانده و خانواده در شرایط سختی قرار گرفته است. چند لحظه سکوت کرد، سپس آهسته گفت که باید با همان مرد ازدواج کنم؛ مردی که حدود سی سال داشت و دو برابر سن من بود. در آن لحظه احساس کردم همه صداهای اطرافم خاموش شده‌اند. فقط حرکت لب‌های پدرم را می‌دیدم، اما دیگر چیزی نمی‌شنیدم. پانزده سال بیشتر نداشتم. هنوز رؤیای معلم شدن را در سر داشتم و دفترچه‌ای داشتم که روی جلدش نوشته بودم: «آینده من». اما آینده‌ای که دیگران برایم تصمیم گرفته بودند، هیچ شباهتی به رؤیاهایم نداشت. هیچ‌کس از من نپرسید که آیا این ازدواج را می‌خواهم یا نه. فقط گفتند دختر باید به تصمیم خانواده احترام بگذارد. مادرم تمام شب گریه کرد، اما او هم توان ایستادگی در برابر این تصمیم را نداشت. صبح روز عروسی، وقتی لباس سفید را بر تنم کردند، احساس نمی‌کردم عروس هستم. احساس می‌کردم کودکی را با لباسی بزرگ‌تر از اندازه‌اش به جایی می‌برند که هیچ شناختی از آن ندارد. از همان روزهای نخست فهمیدم که خانه شوهرم برای من خانه نخواهد بود. او همیشه می‌گفت مرا در برابر بدهی پدرم گرفته است و باید بدون اعتراض هرچه می‌گوید انجام دهم. اگر غذا دیر آماده می‌شد، اگر چای مطابق میلش نبود یا اگر از خستگی چند دقیقه می‌نشستم، با فریاد و تحقیر روبه‌رو می‌شدم. مادرشوهرم نیز تقریباً هر روز مرا سرزنش می‌کرد و می‌گفت دختری که با قرض به این خانه آمده، نباید انتظار احترام داشته باشد. روزهایم شبیه هم شده بود. پیش از طلوع آفتاب بیدار می‌شدم، آب می‌آوردم، خانه را جارو می‌کردم، لباس می‌شستم، غذا می‌پختم و تا نیمه‌های شب کار می‌کردم. فرصتی برای استراحت یا حتی فکر کردن به خودم نداشتم. گاهی از شدت خستگی روی فرش می‌نشستم، اما هنوز چند دقیقه نمی‌گذشت که صدای تند مادرشوهرم بلند می‌شد و دوباره باید سرپا می‌ایستادم. بیشتر از همه، دلم برای مکتب تنگ می‌شد. هر وقت صدای زنگ مکتب محله را می‌شنیدم، ناخودآگاه به سوی پنجره می‌رفتم و دخترانی را نگاه می‌کردم که با لباس‌های مکتب از کنار خانه عبور می‌کردند. بعضی از آن‌ها هم‌سن من بودند. با خودم فکر می‌کردم اگر زندگی طور دیگری پیش می‌رفت، شاید حالا من هم در میان آن‌ها بودم؛ شاید برای امتحان آماده می‌شدم، شاید با دوستانم درباره آینده حرف می‌زدم یا شاید رؤیای دانشگاه را دنبال می‌کردم. اما اکنون تنها چیزی که از آن روزها برایم باقی مانده بود، چند کتاب قدیمی بود که در خانه پدرم جا مانده بودند. در این سه سال، رفت‌وآمدم تقریباً از بین رفت. اجازه نداشتم به خانه پدرم بروم. اگر مادرم می‌خواست مرا ببیند، باید اجازه می‌گرفت؛ اجازه‌ای که بیشتر وقت‌ها داده نمی‌شد. دوستانم نیز کم‌کم از من دور شدند، چون می‌دانستند حتی اگر بیایند، اجازه دیدنم را نخواهند داشت. احساس می‌کردم آرام‌آرام از دنیا حذف شده‌ام؛ انگار دیگر کسی مرا نمی‌بیند. هر بار که به پدرم فکر می‌کنم، احساسات متناقضی در وجودم شکل می‌گیرد. می‌دانم او هم قربانی فقر و درماندگی بود، اما نمی‌توانم فراموش کنم که زندگی من بدون رضایت خودم تغییر کرد. بارها از خودم پرسیده‌ام: آیا واقعاً هیچ راه دیگری وجود نداشت؟ آیا ارزش یک دختر می‌تواند به اندازه بدهی یک مرد تعیین شود؟ سه ماه پیش، پس از یکی از روزهای بسیار سخت که ساعت‌ها با خشونت، توهین و تحقیر روبه‌رو شده بودم، به جایی رسیدم که احساس کردم دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است. تصور می‌کردم تمام راه‌ها به رویم بسته شده و هیچ‌کس صدایم را نمی‌شنود. اما زنده ماندم. وقتی دوباره به هوش آمدم، انتظار داشتم کسی از رنجی که کشیده بودم بپرسد، اما بیشتر از آن‌که همدلی ببینم، سرزنش شنیدم. چند روز بعد، دوباره به همان خانه‌ای بازگردانده شدم که سرچشمه بسیاری از دردهایم بود. از آن زمان، زندگی‌ام محدودتر از گذشته شده است. تقریباً همیشه زیر نظر هستم. اجازه ندارم به خانه پدرم بروم، دوستانم را ببینم یا حتی برای چند دقیقه بدون همراه از خانه بیرون شوم. بیشتر روزها از پشت پنجره به کوچه نگاه می‌کنم؛ همان کوچه‌ای که برای دیگران فقط راه عبور است، اما برای من مرزی میان زندانی که در آن زندگی می‌کنم و دنیایی است که سال‌هاست از آن دور مانده‌ام. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب هستند، در سکوت با خودم حرف می‌زنم. از خودم می‌پرسم اگر هنوز مکتب می‌رفتم، امروز در کدام صنف بودم؟ شاید برای امتحان کانکور آماده می‌شدم، شاید رؤیای دانشگاه داشتم یا شاید روزی شغلی پیدا می‌کردم و به خانواده‌ام کمک می‌کردم. این فکرها هم مرا غمگین می‌کنند و هم یادم می‌آورند که هنوز بخشی از وجودم زنده است؛ بخشی که نمی‌خواهد امید را کاملاً از دست بدهد. امروز سه سال از آن ازدواج اجباری می‌گذرد. دیگر آن دختر پانزده‌ساله‌ای نیستم که با کیف مکتب در کوچه می‌دوید، اما هنوز در دل آرزو دارم روزی دوباره آزادانه نفس بکشم، خانواده‌ام را ببینم، کتابی را ورق بزنم و احساس کنم که زندگی فقط تحمل درد نیست. شاید آن روز دیر برسد، اما همین امید کوچک است که هر صبح مرا از خواب بیدار می‌کند. هنوز باور دارم هیچ دختری نباید به خاطر فقر، قرض یا تصمیم دیگران، از حق آموزش، امنیت و انتخاب آینده‌اش محروم شود. آرزو دارم روزی برسد که دختران افغانستان بتوانند بدون ترس درس بخوانند، آزادانه رفت‌وآمد کنند و زندگی‌شان را خودشان انتخاب کنند؛ روزی که هیچ پدری مجبور نشود دخترش را بهای پرداخت بدهی بداند و هیچ دختری احساس نکند ارزشش کمتر از آرزوهایی است که در دل دارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 117 بازدید

جنبش فریاد زنان افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کانکور بدون حضور دختران، نمی‌تواند بازتاب‌دهنده‌ی عدالت آموزشی و برابری فرصت‌ها باشد. این جنبش امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ سرطان) با نشر اعلامیه‌ای در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵ در افغانستان، گفته است که دوام ممنوعیت حق آموزش و تحصیل دختران، نقض آشکار حق آموزش و تشدید تبعیض ساختاری در برابر دختران و زنان است. در اعلامیه آمده است که محروم‌کردن دختران از آموزش، تنها سلب یک  حق فردی نیست؛ بلکه ضربه‌ای سنگین بر رشد علمی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان است؛ زیرا جامعه‌ای که زنان آن از آموزش باز بمانند، از بخش بزرگی از توانایی، استعداد و ظرفیت انسانی خود محروم می‌ماند. جنبش فریاد زنان افغانستان در ادامه از نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های مدافع حقوق بشر و دولت‌ها، خواسته است که برای پایان‌دادن به محرومیت آموزشی دختران در افغانستان، اقدام‌های مسئولان و مؤثر را روی دست بگیرند و اجازه‌ ندهند که این بحران ادامه یابد. همچنین این جنبش افزوده است که دسترسی برابر به آموزش، از بنیادی‌ترین حقوق هر انسان است و تحقق عدالت و توسعه‌ی پایدار، بدون تضمین این حق امکان‌پذیر نخواهد بود. در حالی این جنبش خواهان آموزش برابر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 89 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در ماه می ۲۰۲۶ میلادی، نزدیک به ۴۳ هزار کودک در افغانستان، که ۶۰ درصد آنان را دختران تشکیل می‌دهند، از برنامه‌های آموزشی مبتنی بر جامعه بهره‌مند شدند. این نهاد در گزارش وضعیت بشردوستانه افغانستان برای دوره‌ی اول تا ۳۱ می ۲۰۲۶ میلادی گفته است که همراه با شرکای خود، به ۲۲۹ هزار و ۵۳ نفر خدمات حمایت از کودکان و رسیدگی به خشونت مبتنی بر جنسیت ارائه کرده است. در گزارش آمده است که این خدمات شامل حمایت‌های روانی و اجتماعی، مدیریت پرونده‌ها و پیوند دوباره‌ی اعضای خانواده بوده است. بر اساس این گزارش، بیش از سه هزار و ۵۰۰ مرکز ارائه خدمات تغذیه، ۲۵ هزار و ۷۳۸ کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید و متوسط را برای درمان پذیرش کرده‌اند. در بخش کمک‌های نقدی نیز یونیسف اعلام کرده است که ۲۰ هزار و ۸۲۱ خانواده در چهار ولایت کمک نقدی دریافت کرده‌اند که در مجموع ۱۳۲ هزار و ۱۰۳ نفر، از جمله ۸۴ هزار و ۹۸۸ کودک و یک‌هزار و ۱۱۴ فرد دارای معلولیت، از این کمک‌ها بهره‌مند شده‌اند. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تاکید کرد که در ماه می، از ارائه‌ی خدمات اساسی صحی در تمامی ۳۴ ولایت افغانستان از طریق دو هزار و ۳۹۳ مرکز صحی ثابت و ۱۶ مرکز سیار حمایت کرده و زمینه‌ی دست‌رسی بیش از ۶.۵ میلیون نفر به خدمات اساسی صحی را فراهم ساخته است. بر اساس برنامه‌‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۶، حدود ۲۲.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند که در میان آنان، نزدیک به ۱۲ میلیون کودک قرار دارند. سازمان ملل هشدار داد که بحران اقتصادی، ناامنی غذایی، سوءتغذیه و محدودیت‌های گسترده، به‌ویژه برای زنان و کودکان، هم‌چنان از عوامل اصلی تشدید نیازهای بشردوستانه در این کشور است. در همین حال، دختران در افغانستان همچنان از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم‌اند و محدودیت‌ها بر آموزش و اشتغال زنان ادامه دارد.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 148 بازدید

شورای پناهندگان ناروی اعلام کرده است که با حمایت اداره‌ی حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا، یک‌هزار و ۶۱۴ دانش‌آموز، از جمله ۸۹۷ دختر، در مناطق دورافتاده‌ی ولایت‌های هرات و بادغیس از فرصت‌های آموزشی برخوردار شده‌اند. این شورا با نشر پیامی گفته است که صنف درسی تنها مکانی برای آموزش نیست، بلکه فضایی است که دانش‌آموزان در آن رشد می‌کنند، اعتماد‌به‌نفس به دست می‌آورند و مهربانی و همدلی را در خود پرورش می‌دهند. شورای پناهندگان ناروی درباره‌ی نوع برنامه‌های آموزشی یا سطح صنف‌های تحت پوشش این پروژه، جزییات بیش‌تری ارائه نکرده است. این حمایت در حالی صورت می‌گیرد که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان برای پنجمین سال پیاپی از آموزش متوسطه و دانشگاهی محروم‌اند و محدودیت‌ها دسترسی میلیون‌ها دختر به آموزش را به‌شدت محدود کرده است. در چنین شرایطی، برنامه‌های آموزشی در سطح ابتدایی و در مناطق دورافتاده، همچنان یکی از معدود فرصت‌های آموزشی برای بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، به شمار می‌رود. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 126 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات، نتایج آزمون کانکور سال ۱۴۰۵ را که برای چهارمین سال متوالی بدون حضور دختران برگزار شده بود، امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) اعلام کرد. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که راشد، فرزند پهلوان از ولایت پروان با کسب ۳۶۰ نمره، اول‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طبی کابل راه یافته است. عبدالباقی حقانی، رییس اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید که راشد اولین نفر است که ۳۶۰ نمره در آزمون کانکور کسب کرده است. براساس اعلام اداره‌ی ملی امتحانات، انعام‌الله فرزند شیرزمان از ولایت کنر با کسب ۳۵۸.۰۹۳۷ نمره، دوم‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه کابل راه یافته است. به همین ترتیب، عبدالهادی فرزند عبدالرحمان از ولایت پکتیا با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۱ نمره، سوم‌نمره عمومی شده است و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته است. همچنین محمدایمن فرزند محمدبشیر از ولایت پکتیا نیز با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۰ نمره، چهارم‌نمره عمومی شده و بسم‌الله‌جان فرزند محمدعمر از ولایت میدان وردک با کسب ۳۵۶.۸۵۷۹ نمره، پنجم‌نمره عمومی شده است. در اعلامیه آمده است که این دو نفر نیز به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته‌اند. مراسم اعلام نتایج آزمون کانکور با حضور عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست برگزار شد. آقای حنفی در سخنرانی خود گفت که در کانکور امسال ۱۱۷ هزار داوطلب از مکاتب و مدارس کشور شرکت کرده بودند. او مدعی شد که تمام مراحل این آزمون به‌صورت منظم و شفاف سپری شده است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط دوباره بر افغانستان، تنها یک سال به دختران اجازه‌ی شرکت در آزمون سراسری کانکور را دادند و پس از آن شرکت آنان در این آزمون را ممنوع کردند. پیش از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان و ممنوعیت آموزش دختران، برای سه سال متوالی دختران اول‌نمره عمومی کانکور شده بودند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 111 بازدید

در حالی که از ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران نزدیک به پنج سال می‌گذرد، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار بازگشایی مکتب‌ به روی همه تمام دختران و زنان در افغانستان شد. این نهاد به نقل از یک دختر بازمانده از آموزش در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «من هنوز با امید به فردا نگاه می‌کنم. شاید دروازه‌ها‌ امروز بسته باشند؛ اما رؤیاها متوقف نمی‌شوند.» دیدبان حقوق افغانستان پیش از این نیز به شکل دوام‌دار خواستار فراهم‌شدن فرصت بازگشت همه دختران به صنف‌های درسی شده است. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در تابستان ۱۴۰۰، آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران ممنوع کردند و هنوز روشن نیست که چه زمانی دختران می‌توانند به مکتب بازگردند. باید گفت که حکومت پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 118 بازدید

در حالی که یک هزار و ۷۴۵ روز از بسته‌بودن مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم می‌گذرد، دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که امید بازگشت به صنف درسی هنوز در دختران افغانستان زنده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود از زبان یک دانش‌آموز دختر بازمانده از مکتب نوشته است: «رؤیای روزی را دارم که بتوانم دوباره کتاب‌هایم را باز کنم، به صنف درسی خود برگردم و آینده‌ام را ادامه دهم.» دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که آموزش یک امتیاز نیست؛ بلکه یک حق است. همچنین این نهاد با تأکید بر اهمیت آموزش دختران، خواستار فراهم‌سازی فرصت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. دیدبان حقوق افغانستان، پیش از این نیز به شکل پیوسته خواستار بازگشایی مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم شده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 106 بازدید

مقام‌های محلی ایالات پنجاب پاکستان می‌گویند که در پی فروریختن سقف یک آموزشگاه خصوصی در شهر لاهور، دست‌کم ۱۴ کودک جان باخته‌اند. عظما بخاری، وزیر اطلاعات ایالت پنجاب با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این حادثه روز گذشته (سه‌شنبه، ۹ سرطان) حوالی ساعت ۴:۳۰ دقیقه‌ی عصر به وقت محلی، در منطقه‌ی «کاهنا» در حومه‌ی شهر لاهور رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در این حادثه ۱۴ کودک جان باخته و پنج نفر دیگر زخمی شده‌اند. او تصریح کرد که این آموزشگاه خصوصی، ثبت‎ سیستم دولت نبوده، بلکه به‌صورت غیررسمی در داخل یک ساختمان مسکونی و زیر سقف مخروبه فعالیت داشته است. عظما بخاری در ادامه افزوده است که امدادگران کودکان بین هفت تا ۱۱ ساله و یک آموزگار زن ۳۰ ساله را از زیر آوار این مرکز خصوصی بیرون کشیده‌اند. خبرگزاری رویترز به نقل از مقام‌های محلی گزارش داده است که این آموزشگاه در ساعات خارج از رسمیات مکاتب، درس‌‎های جانبی را برای کودکان تدریس می‌کرد. طبق گزارش، پولیس برای بررسی علت وقوع رویداد و شناسایی مقصر سهل‌انگاری در قبال وضعیت ساختمان، دو نفر را بازداشت کرده است. همچنین حکومت محلی پنجاب دستور بررسی وضعیت کل آموزشگاه‌های ثبت‌نشده را صادر نموده است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 96 بازدید

نهاد توسعه‌ زنان افغانستان در تازه‌ترین مورد از جامعه‌ی جهانی خواسته است که با حمایت از برنامه‌های آموزش آنلاین، کمک‌های انسان‌دوستانه و بازتاب صدای زنان افغانستان، از زنان و دخترانی که زیر محدودیت‌ها قرار دارند، پشتیبانی کند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۸ سرطان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است، در شرایطی که بسیاری از دختران افغانستان از آموزش محروم شده‌اند، شماری از آنان به‌گونه‌ی مخفیانه به تحصیل از طریق برنامه‌های آموزشی آنلاین ادامه می‌دهند. در اعلامیه آمده است که زنان و دخترانی که آموزش‌های‌شان را به‌گونه‌ی آنلاین دنبال می‌کنند نیاز حمایت دارند. این نهاد از آغاز ابتکار تازه‌ای با نام «مراقبت خواهرانه» نیز خبر داده است؛ برنامه‌ای که با هدف حمایت از ۲۰ زن آسیب‌پذیر در داخل افغانستان راه‌اندازی شده است. قابل ذکر است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ میلادی، زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های گسترده‌ای در زمینه آموزش، اشتغال و حضور در عرصه‌های عمومی روبرو شده‌اند. در گزارش آمده است که در این مدت، شماری از نهادهای مدنی و خیریه تلاش کرده‌اند با راه‌اندازی برنامه‌های آموزش آنلاین، کمک‌های انسان‌دوستانه و کارزارهای جمع‌آوری کمک‌های مالی، از زنان و دختران آسیب‌دیده در افغانستان حمایت کنند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 128 بازدید

لوری بریستو، سفیر پیشین بریتانیا در افغانستان هشدار داده است که محرومیت زنان و دختران از آموزش پیامدهای بنیادی برای افغانستان خواهد داشت. آقای بریستو گفته است که لندن نباید حکومت سرپرست در افغانستان را به رسمیت بشناسد، اما در عین حال برای درک بهتر دیدگاه‌ها و رویکردهای باید با دولت افغانستان در ارتباط باشد. وی در ادامه تاکید کرده است که تعامل به معنای موافقت با سیاست‌های حکومت فعلی نیست. سفیر سابق بریتانیا در افغانستان گفت: «حکومت بریتانیا با بسیاری از کسانی که موافق آن‌ها نبود کار کرده است. برخی از آن‌ها دولت‌ها بوده‌اند و برخی دولت‌ها نبوده‌اند. ما با تمام کارهایی که حکومت فعلی به‌ویژه علیه زنان و دختران انجام می‌دهد، موافق نیستیم و باید توضیح بدهیم که این اقدامات چه پیامدهایی دارد.» همچنین این مقام سابق بریتانیایی با ابراز نگرانی نسبت به ممنوعیت آموزش زنان و دختران در افغانستان گفت حکومت فعلی با این اقدام نیمی از نیروی کار جامعه را از دسترسی به آموزش محروم کرده است. او با تاکید بر لغو محدودیت‌های جنسیتی و توانمندسازی زنان افغانستان افزوده است: «باید حکومت فعلی در افغانستان را متقاعد کنیم که اگر می‌خواهند کشور را اداره کنند، نمی‌توانند نیمی از جامعه را کنار بگذارند.» لوری بریستو در ماه می سال ۲۰۲۱ به جای آلیسون بلیک به‌عنوان سفیر بریتانیا در افغانستان منصوب شد و در ۲۹ آگوست همان سال، به بریتانیا بازگشت. در حالی سفیر پیشین بریتانیا این اظهارات را مطرح می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب