برچسب: آموزش

3 هفته قبل - 141 بازدید

همزمان با گذشت حدود یک هزار و ۷۲۸ روز از بسته بودن برای دختران دختران از صنف ششم، دیدبان حقوق افغانستان خواستار فراهم‌سازی فرصت بازگشت دختران به مکتب شد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که نسلی هنوز پشت درهای بسته‌ی مکتب در انتظار است. دیدبان حقوق افغانستان پیش از این نیز، بارها خواستار بازگردندان حق آموزش دختران در افغانستان شده است. در نزدیک به پنج سال گذشته، نهادهای مدافع حقوق بشر و دولت‌ها همواره خواستار بازگشایی مکتب‌ها به روی دختران در افغانستان شده‌اند؛ اما حکومت سرپرست هنوز به این خواست‌ها پاسخی نداده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 109 بازدید

ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت سرپرست بر آموزش دین و عقیده برای مردم تاکید کرده و ‏گفته است که استحکام نظام اسلامی با آموزش دین تحقق ‏می‌یابد. ملا هبت‌الله آخوندزاده این اظهارات را در جلسه‌ی شورای وزیران حکومت فعلی در قندهار مطرح کرده و خطاب به مقامات گفته است: «کوشش کنید که به ‏مردم دین را بیاموزانید، مذاکره‌ی دین را کنید، تمام تان به ‏تقوا استوار بمانید، از تقوا نگذرید، شما به عزیمت عمل ‏می‌کنید و تواضع می‌نمایید، به مردم آگاهی دینی بدهید و از ‏تأثیر افکار بداخلاقی و نادرست حفاظت‌شان کنید.» حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی امروز (شنبه، ۲۳ جوزا) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که رهبر دولت در جلسه‌ی قندهار چند بار به آموزش ‏دین و عقده برای مردم تأکید کرده است.‏ او در بخشی از صحبت‌های خود گفته است: «مردم را از ‏دین، شریعت و نظام اسلامی آگاه سازید و خودتان را خوب ‏مراقبت کنید.»‏ همچنین ملا هبت‌الله آخوندزاده بار دیگر تاکید کرده است که مقام‌های حکومتی ‏«عقیده‌ی صحیح» را به مردم بیاموزانند. او گفته است: «علم دین ‏را به اطراف و اکناف کشور برسانید، علم دین را احیا ‏نمایید که به‌وسیله‌ی آن نظام اسلامی مستحکم می‌گردد. ‏کوشش کنید که علم را تا هر کجا برسانید و دین را زنده ‏نگهدارید.»‏ رهبر حکومت از مقام‌‌های این گروه خواسته‌ است که فرامین او ‏را خوب مطالعه کنند و در راستای عملی‌سازی و رسانیدن ‏آن به مردم تلاش کامل کنند.‏ همچنان او از مقام‌های حکومتی خواسته است که با اعمال‌شان ‏اسلام و دین را به مردم نشان دهند.‏ وی به وزیران گفته است: «مردم را از دین، شریعت و نظام اسلامی آگاه سازید و خود تانرا خوب مراقبت کنید، از افراد زیردست تان نیز مراقبت نمایید و باید تلاش نماییم تا با اعمال خویش اسلام و دین را به مردم بیان کنیم.»

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 89 بازدید

سازمان جهانی کار در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با وجود تلاش‌ها برای پایان کار کودکان، اما تا اکنون ۱۳۸ میلیون کودک در جهان همچنان درگیر کار هستند. گیلبرت هونگبو، رییس سازمان بین‌المللی کار به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان گفته است که صفر تنها سطح قابل قبول کار کودکان است. وی در ادامه تاکید کرده است:«با هم می‌توانیم پایان کارگری کودکان را رقم بزنیم، تا همه کودکان در مکتب یا در حال بازی باشند.» همچنین کارزاری را با شعار «کارت سرخ به کار کودکان: بازی جوان‌مردانه برای کودکان، کار مناسب برای بزرگسالان» آغاز کرده است. سازمان جهانی کار در ادامه خواهان اقدامات قوی‌تر در زمینه آموزش با کیفیت، حمایت اجتماعی، کار مناسب، قوانین و اجرای قوی‌تر و سایر اقداماتی که به علل ریشه‌ای کار کودکان می‌پردازد، شده است. این سازمان افزوده است: «با وجود پیشرفت، ۱۳۸ میلیون کودک در سراسر جهان در کار کودکان باقی مانده‌اند، از جمله نزدیک به ۵۴ میلیون نفر در کارهای خطرناک.» جنگ‌های طولانی، ناامنی و فقر هزاران کودک را در افغانستان وادار به کار شاقه کرده است. با این حال، آمار دقیقی از تعداد کودکانی که در افغانستان به کار شاقه مشغول هستند، در دست نیست. یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان به مناسبت این کار گفته است که کودکان به ویژه دختران محروم از آموزش بیشتر در معرض کارهای زیان‌بار قرار می‌گیرند و استثمار می‌شوند. در ادامه آمده است که کودکان در سراسر افغانستان در جاده‌ها، بازارها، مزارع، معادن و کارگاه‌ها به «کارهای دشوار و خطرناک» مشغول‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 222 بازدید

سرک هنوز خلوت بود. نه از شلوغی همیشگی خبری بود، نه از صدای بوق موترها. فقط چند دکان نیمه‌باز، یک نانوایی و چند مرد که زودتر از بقیه شهر بیدار شده بودند، دیده می‌شد. در گوشه‌ای از پیاده‌رو، دختری روی یک چهارپایه کوتاه نشسته بود. جلوی پایش جعبه چوبی کوچکی بود که در آن دو بوتل واکس، یک برس سیاه و یک پارچه کهنه دیده می‌شد. دختر سرش پایین بود و بند کفش‌های خودش را مرتب می‌کرد. نامش فاطمه است؛ هفده ساله. نه داستان خاصی دارد و نه زندگی متفاوتی نسبت به هزاران دختر دیگر این شهر. اگر کسی از کنارش رد شود، شاید فقط او را به‌عنوان «دختر کفش‌رنگ‌کن» ببیند. اما پشت این تصویر ساده، زندگی‌ای جریان دارد که با تصمیم‌های سخت و ناخواسته شکل گرفته است. فاطمه در خانواده‌ای شش‌نفره زندگی می‌کند: پدر، مادر، سه خواهر کوچک‌تر و خودش. خانه‌شان در حاشیه شهر است؛ جایی که کرایه کمتر است، اما فاصله تا مرکز زیاد. پدرش پیش از این راننده موتر بود، اما بعد از مدتی موترش را فروخت تا قرض‌هایش را بدهد. حالا کار ثابت ندارد؛ بعضی روزها بارکشی می‌کند و بعضی روزها بیکار می‌ماند. مادرش خانه‌دار است؛ زنی که تمام عمرش را در همین چهار دیواری گذرانده و حالا تنها دل‌خوشی‌اش زنده‌ماندن فرزندانش است. تا قبل از بسته‌شدن مکاتب، فاطمه شاگرد صنف دهم بود. هر روز مسیر طولانی خانه تا مکتب را پیاده می‌رفت. گاهی خسته می‌شد، اما شکایت نمی‌کرد. مکتب برایش فقط درس نبود؛ جایی بود که احساس می‌کرد دیده می‌شود و شنیده می‌شود. معلم ادبیاتش همیشه می‌گفت: «فاطمه، اگر بخواهی، می‌توانی خوب بنویسی.» همین یک جمله برایش کافی بود تا شب‌ها مشقش را با دقت انجام دهد. وقتی مکاتب بسته شد، فاطمه مثل خیلی‌ها اول منتظر ماند. گفتند موقت است و دوباره باز می‌شود. اما روزها گذشت و هیچ تغییری نیامد. اوایل، هنوز برنامه روزانه داشت: صبح بیدار می‌شد، کتاب می‌خواند و تمرین می‌نوشت. اما وقتی دید هیچ‌کس از آینده چیزی نمی‌داند، انگیزه‌اش کم‌کم از بین رفت. در همان روزها، وضعیت خانه هم بدتر شد. قرض‌ها بیشتر شد و مصرف دوا برای مادرش افزایش یافت. خواهرانش مکتب ابتدایی می‌رفتند و هرچند هزینه‌شان کم بود، اما صفر هم نبود. فاطمه احساس می‌کرد فقط مصرف است، نه کمک. این احساس آرام‌آرام سنگین شد. اولین بار فکر کار کردن از جایی آمد که انتظارش را نداشت. یک روز که برای خرید سبزی بیرون رفته بود، دید دختری هم‌سن خودش کنار سرک کفش رنگ می‌کند. دختر نه می‌خندید، نه حرف می‌زد؛ فقط کار می‌کرد. مردم می‌آمدند و می‌رفتند. فاطمه ایستاد و نگاه کرد، نه از روی کنجکاوی، بلکه از روی مقایسه. با خودش گفت: «او هم مثل من است. چرا او می‌تواند و من نه؟» چند روز بعد، موضوع را با پدرش در میان گذاشت. پدر اول مخالفت کرد و گفت: «این کار برای دختر خوب نیست.» اما وقتی فاطمه از وضعیت خانه، از قرض‌ها و از شرمندگی‌ای که هر شب می‌بیند، گفت، پدرش چیزی نگفت. سکوتش یعنی اجازه. روز اول، فاطمه هنوز مطمئن نبود. دلش می‌خواست کسی او را نشناسد. چادرش را محکم‌تر بست و جعبه واکس را از همان دختر قبلی قرض گرفت. کنار سرک نشست. دست‌هایش سرد بود؛ نه از هوا، بلکه از ترس. اولین مشتری چند دقیقه طول کشید تا بیاید؛ مردی میانسال که بدون نگاه‌کردن گفت: «سیاه کن.» فاطمه کفش را گرفت. دست‌هایش لرزید. واکس زیاد زد؛ کفش براق شد، اما نه تمیز. مرد پول داد و رفت؛ نه تشکر، نه اعتراض. آن روز فقط ۸۰ افغانی درآمد داشت. وقتی پول را به مادرش داد، مادر چیزی نگفت؛ فقط پول را گرفت و در گوشه‌ای گذاشت. اما شب، وقتی فکر می‌کرد فاطمه خواب است، آرام گفت: «خدا کند مجبور نبودی.» روزهای بعد بهتر شد. فاطمه یاد گرفت؛ یاد گرفت کجا بنشیند که مشتری بیشتر باشد، چه وقت حرف نزند و چه وقت فقط سرش پایین باشد. کم‌کم درآمدش به ۱۵۰ افغانی رسید و بعضی روزها، اگر شلوغ بود، به ۲۰۰ افغانی هم می‌رسید. این پول سهم بزرگی از مصارف خانه را پوره می‌کرد. فاطمه حالا برنامه مشخصی دارد: صبح‌ها زود می‌رود، قبل از شلوغی؛ ظهر برمی‌گردد و نان می‌خورد، دوباره عصر می‌رود. بعضی وقت‌ها خسته است، کمرش درد می‌کند و انگشتانش خشک می‌شود. اما وقتی می‌بیند خانه بدون قرض می‌چرخد، ادامه می‌دهد. دلتنگی برای مکتب هنوز هست، اما دیگر مثل قبل دردناک نیست. شاید چون عادت کرده یا چون زندگی اجازه نداد بیشتر فکر کند. با این حال، شب‌ها گاهی کتاب‌هایش را ورق می‌زند. بعضی درس‌ها را یادش رفته، بعضی را نه. هنوز می‌گوید: «اگر باز شود، برمی‌گردم.» اما این را آرام می‌گوید، طوری که اگر نشد، خودش هم نشنود. وقتی از فاطمه می‌پرسی چه پیامی برای دختران دیگر دارد، زیاد حرف نمی‌زند. بعد از مکثی طولانی می‌گوید: «امید را کسی به ما نمی‌دهد. خودمان باید نگهش داریم. حتی اگر کوچک باشد. حتی اگر فقط برای زنده‌ماندن باشد.» او کفش رنگ می‌کند؛ نه برای افتخار و نه برای داستان‌شدن، فقط برای این‌که خانه‌شان خاموش نماند. فاطمه قهرمان نیست، فقط دختری است که وقتی راه بسته شد، ایستاد و راه دیگری پیدا کرد؛ راهی که سخت است، اما واقعی است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 71 بازدید

همزمان با روز جهانی مبارزه با کار کودکان، دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید که کودکان به ویژه دختران محروم از آموزش بیشتر در معرض کارهای زیان‌بار قرار می‌گیرند و استثمار می‌شوند. یوناما با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کودکان در سراسر افغانستان در جاده‌ها، بازارها، مزارع، معادن و کارگاه‌ها به «کارهای دشوار و خطرناک» مشغول‌اند. امروز (جمعه، ۲۲ جوزا) مصادف با «روز جهانی مبارزه با کار کودکان» که از امسال با شعار «کارت سرخ به کار کودکان: بازی عادلانه برای کودکان، کار شایسته برای بزرگسالان» تجلیل می‌شود. این سازمان در بخشی از پیامش تاکید کرده است که کودکان باید «فرصت آموختن، بازی و رشد در محیط امن و سالم» را داشته باشند. دفتر نمایندگی سازمان ملل گفته است: «هنگامی که کودکان به‌ویژه دختران از آموزش محروم می‌شوند بیشتر در معرض کارهای زودهنگام، زیان‌بار و استثمار قرار می‌گیرند.» در ادامه آمده است که محدودیت‌های حکومت سرپرست علیه کار زنان، اغلب خانواده‌ها را وادار می‌سازد تا برای تأمین نیازهای اقتصادی خود به کار کودکان متکی شوند. یوناما افزوده است که کودکان شایسته‌ی فرصت‌های برابر برای بازی، دسترسی به آموزش و حفاظت در برابر استثمار، سوءاستفاده و آسیب هستند. قابل ذکر است که وضعیت کودکان در افغانستان همواره ناگوار گزارش می‌شود. براساس آمارهای نهادهای مرتبط به سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵ میلادی میلادی، بیش از ۲.۲ میلیون کودک دختر به دلیل محدودیت‌ها از آموزش محروم شده‌، بیش از یک میلیون کودک به دلیل گسترش فقر به کارهای شاقه روی آورده‌اند و بیش از ۳.۵ میلیون کودک زیر پنج سال به دلیل گرسنگی و ناامنی غذایی دچار سوءتغذیه هستند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 75 بازدید

نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد از حکومت سرپرست خواسته است که محدودیت دسترسی زنان و دختران افغانستان به آموزش و کار را لغو کنند و زمینه‌‎ی دسترسی آنان به خدمات صحی و مشارکت اجتماعی فراهم کنند. این مقام چینی این اظهارات در نشست شواری امنیت سازمان ملل متحد درباره‌ی وضعیت افغانستان صحبت می‌کرد، مطرح کرده و گفته است که حکومت فعلی برای پنجمین سال متوالی آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده‌اند که باعث شده است میلیون‌ها دختر از رفتن به مکتب محروم شوند. نماینده چین در سازمان ملل متحد محرومیت این دختران از آموزش را عمیقا نگران‌کننده خواند و خواستار حفاظت از حقوق اساسی مردم افغانستان شد. همچنین وی از حکومت فعلی خواست که ممنوعیت ورود کارمندان زن افغانستانی سازمان ملل متحد به دفاتر این سازمان را لغو کنند و گفت که این ممنوعیت بر فعالیت عادی نهادهای سازمان ملل متحد تأثیر گذاشته است. نماینده چین در عین حال خواستار تعامل جامعه‌ی جهانی با حکومت سرپرست، آزادی دارایی‌های مسدودشده افغانستان و ارائه‌ی کمک‌های بشردوستانه به افغانستان شد. در حالی نماینده چین خواستار دسترسی زنان و دختران به آموزش و اشتغال می‌شود که حکومت فعلی از حدود چهار سال به این‌سو آموزش دختران و زنان بالاتر از صنف ششم را منع کرده است. افغانستان تنها کشور در جهان است که آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران را منع کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 112 بازدید

همزمان با یک هزار و ۷۲۱ روز بازماندن دختران از آموزش‌های بالاتر از صنف ششم، دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دختران در این مدت رؤیاهای خود را بدون صنف درسی حمل کرده‌اند. این نهاد عصر امروز (شنبه، ۱۶ جوزا) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران افغانستان از یک هزار و ۷۲۱ روز به این سو رؤیاهای خود را بدون مدرک تحصیلی و فرصت‌هایی که آموزش می‌تواند فراهم کند، حمل کرده‌اند. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که دختران افغانستان اما با امیدواری و باور به آینده‌ای بهتر، در هر جا که توانسته‌اند به یادگیری ادامه داده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند. در نزدیک به پنج سال گذشته، جنبش‌های اعتراضی، نهادهای حقوق‌بشری و دولت‌ها بارها خواستار بازگرداندن حق آموزش دختران شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 175 بازدید

باران بهاری آرام و بی‌صدا بر بام‌های کابل می‌بارید. مروه کنار پنجره اتاقش نشسته بود و به صفحه لپ‌تاپ خیره شده بود. خطوط پیچیده‌ای از کد روی صفحه دیده می‌شد؛ کدهایی که برای یک شرکت در عراق می‌نوشت. چند دقیقه بعد، پروژه را ارسال کرد و پیام کوتاهی از مدیرش دریافت نمود: «کار عالی بود.» مروه لبخند زد؛ اما لبخندی که خیلی زود محو شد. نگاهش از صفحه لپ‌تاپ به سوی قفسه کوچکی در گوشه اتاق رفت. میان چند کتاب قدیمی، کارت کانکور و چند جزوه دانشگاهی هنوز نگهداری می‌شد؛ یادگار روزهایی که تصور می‌کرد آینده‌اش در تالارهای دانشگاه کابل رقم خواهد خورد، نه در اتاق کوچکی که سه سال تمام به صنف درسی، دفتر کار و دنیای او تبدیل شده بود. او ۲۱ سال داشت، اما احساس می‌کرد در این سه سال به اندازه یک دهه تجربه اندوخته است. روزهایی را پشت سر گذاشته بود که هر کدام می‌توانست زندگی یک انسان را تغییر دهد. گاهی وقتی به گذشته فکر می‌کرد، همه‌چیز مانند فیلمی طولانی از برابر چشمانش عبور می‌کرد؛ از روزهای پرشور آمادگی کانکور تا روزی که خبر بسته شدن دانشگاه‌ها را شنید و احساس کرد زمین زیر پایش خالی شده است. مروه در یکی از محله‌های متوسط کابل بزرگ شده بود. خانواده‌اش زندگی ساده‌ای داشتند. پدرش سال‌ها در بخش اداری یک شرکت خصوصی کار کرده بود و مادرش خانه‌دار بود. درآمد خانواده هیچ‌گاه زیاد نبود؛ اما آنچه در خانه آن‌ها ارزش داشت، اهمیت دادن به آموزش بود. پدر مروه همیشه می‌گفت: «ثروتی که کسی نتواند از تو بگیرد، علم است.» شاید همین جمله بود که از کودکی در ذهن مروه ریشه دواند. او برخلاف بسیاری از دختران هم‌سن‌وسال خود، علاقه عجیبی به فناوری داشت. زمانی که دیگران درباره لباس‌ها یا سرگرمی‌های روزمره صحبت می‌کردند، مروه دوست داشت بداند برنامه‌های داخل تلفن همراه چگونه ساخته می‌شوند و چرا یک وب‌سایت با فشردن یک دکمه باز می‌شود. این پرسش‌ها برای بسیاری عجیب به نظر می‌رسید، اما برای او آغاز یک علاقه عمیق بود. در دوران مکتب، او از شاگردان ممتاز صنف به شمار می‌رفت. بیشتر وقتش میان کتاب‌ها سپری می‌شد. هرگاه برق خانه قطع نمی‌شد، تا نیمه‌های شب مطالعه می‌کرد. مادرش بارها او را تشویق می‌کرد که کمی استراحت کند، اما مروه می‌دانست که رسیدن به رؤیاهایش بدون تلاش ممکن نیست. وقتی به صنف دوازدهم رسید، هدفش کاملاً روشن بود: قبولی در رشته کامپیوترساینس دانشگاه کابل. این دانشگاه برای او تنها یک مرکز آموزشی نبود، بلکه نماد آینده‌ای بود که سال‌ها در ذهن خود ساخته بود. او می‌خواست روزی برنامه‌نویسی حرفه‌ای شود، نرم‌افزار طراحی کند و برای حل مشکلات جامعه از فناوری بهره بگیرد. سال کانکور یکی از دشوارترین سال‌های زندگی‌اش بود. بسیاری از شب‌ها در حالی به خواب می‌رفت که کتاب روی سینه‌اش قرار داشت. گاهی از شدت خستگی چشمانش می‌سوخت، اما باز هم درس می‌خواند. پدرش که تلاش او را می‌دید، هرچند توان مالی چندانی نداشت، هر آنچه در توانش بود برای تهیه کتاب‌ها و پرداخت هزینه کورس‌های آموزشی انجام می‌داد. روز اعلام نتایج کانکور، خانه آن‌ها حال‌وهوای دیگری داشت. مروه از صبح چندین بار سایت نتایج را باز کرده بود. دست‌هایش می‌لرزید و قلبش به‌شدت می‌تپید. وقتی سرانجام نام خود را در میان پذیرفته‌شدگان رشته کامپیوترساینس دانشگاه کابل دید، برای چند لحظه نتوانست حرفی بزند. مادرش که متوجه اشک‌های دخترش شد، تصور کرد اتفاق بدی رخ داده است. اما مروه تنها صفحه تلفن را به او نشان داد. چند ثانیه بعد، صدای گریه و خنده هر دو در خانه پیچید. آن شب یکی از شادترین شب‌های زندگی خانواده بود. پدرش با افتخار به دوستان و خویشاوندان زنگ می‌زد و خبر قبولی دخترش را می‌داد. همسایه‌ها برای تبریک آمدند و همه از آینده روشن مروه سخن می‌گفتند. اما هیچ‌کس نمی‌دانست که این شادی چندان دوام نخواهد آورد. متن بسیار طولانی است و ویرایش کامل آن در یک پیام جا نمی‌شود. بخش نخست را به‌صورت حرفه‌ای ویرایش کردم. بخش‌های بعدی را نیز می‌توانم به همین سبک، کاملاً منسجم و آماده نشر ویرایش کنم. چند ماه بعد، زمانی که محدودیت‌های آموزشی برای دختران افزایش یافت و سرانجام دروازه‌های دانشگاه‌ها به روی آنان بسته شد، زندگی مروه وارد مرحله‌ای شد که هرگز تصورش را نمی‌کرد. او هنوز روز شنیدن آن خبر را به‌وضوح به یاد دارد. در خانه نشسته بود که خبر را از طریق شبکه‌های اجتماعی دید. ابتدا تصور کرد شایعه‌ای بیش نیست. چند بار خبر را خواند و سپس سایت‌های مختلف را بررسی کرد؛ اما هرچه بیشتر می‌خواند، واقعیت تلخ‌تر و سنگین‌تر به نظر می‌رسید. آن شب نتوانست بخوابد. تمام نقشه‌هایی که برای آینده خود کشیده بود، ناگهان در هاله‌ای از ابهام فرو رفت. روزهای بعد، هر بار که به کتاب‌های دانشگاهی‌اش نگاه می‌کرد، احساس سنگینی عجیبی در قلبش پدید می‌آمد. هفته‌ها گذشت. بسیاری از دختران هم‌سن‌وسال او دچار ناامیدی شده بودند. برخی دیگر درس نمی‌خواندند، بعضی در اندیشه مهاجرت بودند و گروهی نیز به اجبار مسیرهای دیگری را انتخاب کرده بودند. مروه نیز روزهای سختی را پشت سر گذاشت. گاهی ساعت‌ها در اتاقش می‌نشست و به آینده فکر می‌کرد. او برای رسیدن به دانشگاه سال‌ها تلاش کرده بود و اکنون نمی‌دانست باید چه کند. اما در میان همان روزهای دشوار، تصمیمی گرفت که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. او با خود گفت: «اگر امکان رفتن به دانشگاه را ندارم، نباید یادگیری را متوقف کنم.» این تصمیم ساده نبود. در افغانستان، یادگیری آنلاین با چالش‌های فراوانی همراه است؛ اینترنت گران و ضعیف است، برق به‌طور مداوم قطع می‌شود و بسیاری از منابع آموزشی به‌آسانی در دسترس نیست. با این حال، مروه از همان امکانات محدود نیز به بهترین شکل استفاده کرد. او ساعت‌های طولانی را صرف تماشای آموزش‌های رایگان کرد. هر روز برنامه‌ای مشخص برای خود تنظیم می‌کرد. صبح‌ها مطالعه می‌کرد، بعدازظهرها به انجام تمرین‌های برنامه‌نویسی می‌پرداخت و شب‌ها پروژه‌های آموزشی را تکمیل می‌کرد. در آغاز، همه‌چیز دشوار بود. بارها به بن‌بست می‌رسید. گاهی ساعت‌ها روی یک مشکل کار می‌کرد و راه‌حلی برای آن نمی‌یافت. روزهایی نیز بود که اینترنت به‌درستی کار نمی‌کرد و تمام برنامه‌هایش را بر هم می‌زد. اما او دست از تلاش نکشید. ماه‌ها به سال تبدیل شد و تلاش‌های او به‌تدریج نتیجه داد. مروه زبان‌های مختلف برنامه‌نویسی را آموخت، وب‌سایت طراحی کرد و نمونه‌کارهای متعددی ساخت. او کم‌کم اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کرد و دریافت که می‌تواند در بازار کار آنلاین نیز جایگاهی برای خود به دست آورد. در سال دوم، نخستین پروژه واقعی خود را دریافت کرد. مبلغ آن چندان زیاد نبود، اما برای او ارزش فراوانی داشت. آن پروژه ثابت کرد که مهارت‌هایش تنها در حد آموزش باقی نمانده و می‌تواند از آن‌ها درآمد نیز کسب کند. وقتی نخستین درآمدش را به خانه آورد، مادرش با چشمانی پر از اشک به او نگاه کرد. در شرایطی که مشکلات اقتصادی بسیاری از خانواده‌های افغانستان را تحت فشار قرار داده بود، همان درآمد اندک نیز اهمیت زیادی داشت. پس از آن، پروژه‌های بیشتری به او سپرده شد. هر پروژه تجربه‌ای تازه برایش به همراه داشت. گاهی مجبور می‌شد تا نیمه‌های شب بیدار بماند تا کارها را به‌موقع تحویل دهد؛ اما از این خستگی شکایتی نداشت، زیرا احساس می‌کرد دوباره در مسیر رؤیاهایش قرار گرفته است. نقطه عطف زندگی او زمانی فرا رسید که با یک شرکت فناوری در عراق آشنا شد. این شرکت به دنبال برنامه‌نویسی بود که بتواند به‌صورت دورکاری با آنان همکاری کند. مروه درخواست خود را ارسال کرد و پس از چند آزمون فنی و مصاحبه آنلاین، پذیرفته شد. آن روز یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی‌اش بود. اکنون او از کابل برای شرکتی در عراق کار می‌کرد؛ کاری که شاید چند سال پیش حتی تصور آن را نیز نمی‌کرد. درآمد ماهانه حدود ۲۵۰ دالر به او این امکان را داد تا بخشی از هزینه‌های خانواده را تأمین کند. پدرش دیگر مجبور نبود به‌تنهایی بار تمام مشکلات اقتصادی را بر دوش بکشد. خواهران کوچک‌ترش نیز با دیدن موفقیت او، انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا کردند. اما با وجود همه این موفقیت‌ها، در قلب مروه هنوز جای خالی بزرگی وجود داشت. او همچنان آرزو دارد روزی وارد دانشگاه شود. هنوز وقتی نام دانشگاه کابل را می‌شنود، احساس خاصی پیدا می‌کند. دفترچه یادداشت کانکورش را نگه داشته است و جزوه‌هایی را که برای آغاز درس‌های دانشگاه تهیه کرده بود، هنوز کنار نگذاشته است. او باور دارد که آموزش آنلاین توانسته بخشی از مسیرش را هموار کند، اما دانشگاه چیز دیگری است. حضور در صنف، گفت‌وگو با استادان، کار روی پروژه‌های علمی و یادگیری در یک محیط آکادمیک، تجربه‌ای است که همچنان در انتظار آن به سر می‌برد. بزرگ‌ترین آرزوی مروه، بازگشایی دوباره دانشگاه‌ها برای دختران است. او می‌خواهد تحصیلاتش را به‌صورت رسمی ادامه دهد و دانش خود را در سطحی بالاتر گسترش بخشد. در ذهنش برنامه‌های بزرگی برای آینده دارد. می‌خواهد روزی مرکزی آموزشی برای دختران افغان ایجاد کند؛ مرکزی که در آن دختران بتوانند مهارت‌های فناوری را بیاموزند و از این طریق به استقلال اقتصادی دست یابند. او بارها با دخترانی روبه‌رو شده است که به دلیل بسته بودن دانشگاه‌ها احساس ناامیدی می‌کنند. هر بار تلاش کرده است به آنان امید بدهد و یادآور شود که یادگیری متوقف نشده است. مروه می‌داند که مسیر پیش رویش هنوز طولانی است. می‌داند که چالش‌های فراوانی در انتظار او و هزاران دختر دیگر وجود دارد. اما تجربه سه سال گذشته به او آموخته است که حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توان راهی برای ادامه یافت. امروز، هر صبح پیش از آن‌که کار روزانه خود را آغاز کند، چند دقیقه‌ای به آینده می‌اندیشد؛ به روزی که دوباره دروازه‌های دانشگاه باز شوند، به روزی که بتواند به‌عنوان یک دانشجوی کامپیوترساینس وارد صنف شود و رؤیایی را که سال‌ها پیش آغاز کرده بود، ادامه دهد. تا آن روز، او در همان اتاق کوچک کابل به تلاش خود ادامه می‌دهد؛ اتاقی که در سه سال گذشته هم دانشگاهش بوده، هم دفتر کارش و هم پناهگاه امیدهایش. داستان مروه تنها داستان یک دختر نیست؛ بلکه روایت نسلی از دختران افغانستان است که با وجود محرومیت از آموزش رسمی، هنوز از آموختن دست نکشیده‌اند و همچنان برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند. آنان نشان داده‌اند که هیچ مانعی نمی‌تواند شعله امید و اشتیاق به یادگیری را به‌طور کامل خاموش کند؛ زیرا رؤیاهایی که با دانش و اراده گره خورده باشند، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز زنده می‌مانند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 110 بازدید

هیدر بار، معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان از دسترسی به خدمات درمانی، محافظت در برابر خشونت، مشارکت در زندگی عمومی، ورزش‌کردن و دسترسی به کمک‌های انسان‌دوستانه نیز محروم هستند. خانم بار امروز (شنبه، ۱۶ جوزا) در واکنش به افزایش اخراج مهاجران به شمول زنان به افغانستان، گفته است: «برای هر دولتی که زنان و دختران را به افغانستان بازمی‌گرداند، جایگاه ویژه‌ای در جهنم وجود دارد.» معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در افغانستان، از حق آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد، آزادی بیان و ابراز نظر محروم هستند. خانم بار در حالی از شرایط دشوار زنان ابراز می‌کند که روزانه، هزاران تن به شمول زنان از کشورهای همسایه به ویژه ایران و پاکستان به افغانستان بازگشت داده می‌شوند. زنان بازگشته به ویژه زنان خودسرپرست با چالش‌های زیادی در تأمین نیازهای اولیه، سرپناه و دست‌رسی به خدمات بهداشتی روبرو هستند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 143 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان از بنیاد آموزش برتر، نهاد قطری برای تسهیل بورسیه تحصیلی به دختران اهل افغانستان در دانشگاه‌های آمریکایی قدردانی کرد. آقای کرزی امروز (شنبه، ۱۶ جوزا) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواهان بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران شد و گفته است که زمینه آموزش برای آنها باید در داخل کشور فراهم شود. رییس‌جمهور پیشین افغانستان در ادامه تاکید کرده است که برای توسعه افغانستان، فراهم‌ کردن زمینه کار به کادرهای آموزش‌دیده ضروری است. او از فراغت ۷۴ دختر اهل افغانستان به همکاری بنیاد آموزش برتر و حمایت صندوق توسعه قطر ابراز خرسندی کرد. وی از تلاش‌ها و حمایت‌های همه نهادها برای تداوم آموزش دختران افغانستان قدردانی کرده است. باید گفت که بنیاد آموزش برتر روز پنجشنبه اعلام کرد که دست‌کم ۷۴ دختر اهل افغانستان به حمایت صندوق توسعه قطر از دانشگاه‌های آمریکایی فارغ شدند. این دختران که در پی ممنوعیت آموزشی از تحصیل باز مانده بودند، از طریق برنامه بورسیه‌های قطر از ۲۷ مرکز تحصیلات عالی در سراسر آمریکا فارغ شده‌اند. قطر به عنوان یک کشور اسلامی در حالی به دختران اهل افغانستان زمینه آموزش‌ در دانشگاه‌های معتبر را فراهم کرده است که حکومت فعلی از حدود چهار سال به این‌سو آموزش دختران و زنان بالاتر از صنف ششم را منع کرده است. افغانستان تنها کشور در جهان است که آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران را منع کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب