برچسب: رسانه گوهرشاد

2 روز قبل - 76 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت بادغیس می‌گویند که براثر انفجار یک قبضه نارنجک به‌ جامانده از جنگ، یک کودک ۱۰ ساله جان باخته و یک کودک دیگر زخم برداشته است. صدیق‌الله صدیقی، سخنگوی این فرماندهی گفته است که این انفجار عصر دیروز (شنبه، ۱۸ دلو) در منطقه‌ی لودینان از مربوطات ولسوالی سنگ‌آتش رخ داده است. آقای صدیقی تاکید کرده است که انفجار این نارنجک زمانی رخ داده است که کودکان سرگرم بازی با نارنجک کهنه بودند. قابل ذکر است که چندین دهه جنگ باعث شده است که بخشی از اراضی افغانستان با ماین‌ها و مواد انفجاری آلوده باشد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید که افغانستان سومین کشور جهان از نظر بالاترین میزان تلفات ناشی از ماین و مهمات انفجاری به‌ جامانده از جنگ به‌ شمار می‌رود. این در حالی است که اداره‌ی مبارزه با حوادث طبیعی افغانستان گفته است که در یک سال اخیر ۸۷ نفر در کشور براثر انفجار ماین و مواد منفجره جان باخته‌اند و ۳۳ نفر دیگر زخمی شده‌اند. اکثریت قربانیان کودکان هستند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 34 بازدید

سمیرا اصغری، عضو افغانستانی کمیته بین‌المللی المپیک، اعلام کرده است که برای یک دوره هشت‌ساله دیگر، به‌عنوان عضو مستقل کمیته بین‌المللی المپیک (IOC) با کسب اکثریت آرا برگزیده شده است. خانم اصغری با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این انتخاب در جریان روز دوم صدوچهل‌وپنجمین نشست سالانه «آی‌او‌سی» در شهر میلان ایتالیا صورت گرفته است. سمیرا اصغری که پیشینه عضویت در تیم ملی بسکتبال بانوان افغانستان را در کارنامه دارد، پیش از این نیز عضو کمیته ملی المپیک افغانستان و شورای المپیک آسیا بوده است. براساس معلومات موجود، او از اکتوبر ۲۰۱۸ تا اکنون به‌عنوان عضو کمیته بین‌المللی المپیک فعالیت می‌کند. سمیرا اصغری پس از انتخاب دوباره‌اش برای یک دوره هشت‌ساله دیگر نوشته است: «این مسوولیت بزرگ را فرصتی ارزشمند برای خدمت به جامعه‌ی جهانی ورزش می‌دانم و امیدوارم با همکاری جامعه ورزشی افغانستان و همکاران بین‌المللی، در راستای حمایت و حفاظت از ورزشکاران جهان، به‌ویژه ورزشکاران افغانستان، گام‌های مؤثر و ماندگاری در مسیر توسعه، عدالت و پاسداشت ارزش‌های والای ورزش بردارم.» در حالی سمیرا اصغری به‌عنوان عضو کمیته بین‌المللی المپیک منصوب می‌شود که ورزش زنان و دختران در افغانستان منع شده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 104 بازدید

رابطه‌های عاطفی در آغاز معمولاً با احساس شور، صمیمیت و امید همراه هستند. دو نفر با اشتیاق به یکدیگر نزدیک می‌شوند و تصور می‌کنند این ارتباط قرار است منبع آرامش و حمایت باشد. اما با گذشت زمان، برخی رابطه‌ها به‌جای آن‌که نیروبخش باشند، به‌تدریج فرساینده می‌شوند و انرژی روانی طرفین را تحلیل می‌برند. در چنین رابطه‌هایی فرد احساس خستگی دائمی، سردرگمی، دل‌زدگی یا حتی از دست دادن خودِ واقعی‌اش را تجربه می‌کند. این فرسایش معمولاً ناگهانی نیست، بلکه آرام و تدریجی اتفاق می‌افتد و به همین دلیل تشخیص آن دشوار می‌شود. یکی از اصلی‌ترین دلایل فرساینده شدن رابطه‌ها، نبود تعادل عاطفی است. وقتی یک نفر بیشتر از دیگری محبت می‌کند، بیشتر می‌فهمد، بیشتر کوتاه می‌آید یا مسئولیت حفظ رابطه را به دوش می‌کشد، به‌مرور احساس نابرابری شکل می‌گیرد. این نابرابری ممکن است در ابتدا با عشق یا فداکاری توجیه شود، اما در بلندمدت به احساس خشم پنهان، دلخوری و خستگی عاطفی منجر می‌شود. رابطه‌ای که در آن تلاش‌ها یک‌طرفه باشد، دیر یا زود فرسوده‌کننده خواهد شد. عامل مهم دیگر، ارتباط ناسالم است. بسیاری از رابطه‌ها نه به دلیل نبود عشق، بلکه به خاطر ناتوانی در گفت‌وگوی سالم دچار فرسایش می‌شوند. زمانی که طرفین نمی‌توانند احساسات، نیازها و ناراحتی‌های خود را به‌صورت شفاف و محترمانه بیان کنند، سوءتفاهم‌ها انباشته می‌شوند. سکوت‌های طولانی، قهرهای مکرر، سرزنش، دفاعی شدن یا بی‌توجهی به حرف‌های یکدیگر، فضایی پرتنش ایجاد می‌کند که ذهن و روان را خسته می‌سازد. حل‌نشدن مداوم اختلاف‌ها، رابطه را به میدان جنگی خاموش تبدیل می‌کند. فرسایش رابطه اغلب ریشه در نادیده گرفتن مرزهای شخصی دارد. در برخی رابطه‌ها، یکی یا هر دو نفر به‌تدریج مرزهای فردی خود را از دست می‌دهند. کنترل‌گری، دخالت بیش از حد، توقعات غیرمنطقی یا وابستگی افراطی باعث می‌شود فرد احساس کند آزادی، هویت یا استقلالش در حال از بین رفتن است. حتی اگر این رفتارها از روی علاقه انجام شوند، نتیجه‌ی آن فشار روانی و احساس خفگی عاطفی خواهد بود که رابطه را فرساینده می‌کند. انتظارات نادرست و غیرواقعی نیز نقش پررنگی در این روند دارند. زمانی که افراد انتظار دارند طرف مقابل تمام نیازهای عاطفی، روانی و حتی هویتی آن‌ها را برآورده کند، فشار زیادی به رابطه وارد می‌شود. هیچ انسانی نمی‌تواند به‌تنهایی منبع کامل خوشبختی فرد دیگری باشد. وقتی این انتظارات برآورده نمی‌شوند، ناامیدی و سرخوردگی شکل می‌گیرد و رابطه به‌جای رشد، وارد چرخه‌ی فرسایش می‌شود. یکی دیگر از دلایل مهم، حل‌نشده ماندن زخم‌های گذشته است. تجربه‌های عاطفی قبلی، ترس از رهاشدگی، بی‌اعتمادی یا خاطرات دردناک اگر در فرد پردازش نشده باشند، به رابطه‌ی جدید منتقل می‌شوند. در این حالت، واکنش‌ها اغلب اغراق‌آمیز یا نامتناسب با موقعیت فعلی هستند. سوءظن، حساسیت بیش از حد یا نیاز شدید به تأیید، انرژی زیادی از رابطه می‌گیرد و باعث خستگی هر دو طرف می‌شود. رابطه زمانی فرساینده می‌شود که رشد فردی در آن متوقف گردد. اگر یکی از طرفین یا هر دو احساس کنند برای حفظ رابطه مجبورند خواسته‌ها، علایق، اهداف یا رؤیاهای خود را کنار بگذارند، به‌مرور احساس نارضایتی عمیق شکل می‌گیرد. رابطه‌ای که مانع رشد شخصی شود، حتی اگر ظاهراً آرام باشد، در درون فرسوده‌کننده است. انسان نیاز دارد در کنار رابطه، مسیر فردی خود را نیز ادامه دهد. نبود امنیت عاطفی نیز از عوامل مهم فرسایش است. وقتی فرد دائماً نگران واکنش طرف مقابل باشد، از بیان احساساتش بترسد یا احساس کند دوست‌داشتنی بودنش مشروط است، ذهن او هرگز آرام نمی‌گیرد. این حالتِ آماده‌باش دائمی، انرژی روانی زیادی مصرف می‌کند و رابطه را به منبع استرس تبدیل می‌سازد. عشق سالم باید احساس امنیت ایجاد کند، نه اضطراب مداوم. گاهی فرساینده شدن رابطه به دلیل ماندن طولانی‌مدت در شرایط ناسالم است. بسیاری از افراد به‌خاطر ترس از تنهایی، وابستگی عاطفی یا امید به تغییر، در رابطه‌ای می‌مانند که مدت‌هاست حالشان را بد کرده است. این ماندن، فرسایش را تشدید می‌کند و به‌تدریج فرد را از نظر روانی تهی می‌سازد. تحمل مداوم شرایط آزاردهنده، بدون تغییر واقعی، هزینه‌ی سنگینی برای سلامت روان دارد. سخن پایانی: در نهایت، رابطه‌ها زمانی فرساینده می‌شوند که به‌جای افزودن به کیفیت زندگی، از آن کم کنند. اگر رابطه باعث شود فرد احساس خستگی دائمی، تردید نسبت به خود، کاهش عزت‌نفس یا دور شدن از شادی‌های ساده‌ی زندگی کند، باید جدی به آن نگاه کرد. رابطه‌ی سالم قرار نیست بی‌دردسر باشد، اما نباید منبع فرسایش مداوم روح و روان شود. شناخت دلایل فرساینده شدن رابطه‌ها به ما کمک می‌کند آگاهانه‌تر انتخاب کنیم، مرزهای سالم‌تری بسازیم و در صورت لزوم برای تغییر یا پایان دادن به یک رابطه‌ی آسیب‌زا تصمیم بگیریم. رابطه‌ی عاطفی زمانی ارزشمند است که در کنار چالش‌ها، احساس رشد، آرامش و امنیت را نیز به همراه داشته باشد، نه این‌که ما را آرام‌آرام از درون خالی کند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 128 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت بدخشان اعلام کرده است که شمار جان‌باختگان حادثه‌‌ی سقوط یک موتر به دره در ولسوالی ارغنجخواه این ولایت به ۱۵ نفر رسیده است. جان باخته‌گان شامل شش کودک و پنج زن هستند. احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان گفته است که این حادثه چاشت امروز (شنبه، ۱۸ دلو) در ساحه‌ی «سمدر» از مربوطات ولسوالی ارغنجخواه براثر سقوط یک موتر نوع فلانکوچ به دره رخ داده بود. آقای کامگار در ادامه تاکید کرده است که جان‌باختگان شامل شش کودک، پنج زن و چهار مرد می‌شوند. این فرماندهی علت وقوع حادثه را خرابی بیش از حد جاده دانسته است. سرنشینان این موتر از شهر فیض‌آباد، مرکز بدخشان به سمت مرکز ولسوالی ارغنجخواه در حرکت بودند. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 106 بازدید

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ناظره رشیدی، خبرنگار محلی زن در قندوز پس از یک ماه از زندان حکومت سرپرست آزاد شده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که خانم رشیدی روز (چهارشنبه، ۱۵ دلو) از زندان آزاد شده است. ناظره رشیدی یک ماه پیش، همراه با چهار زن دیگر، توسط نیروهای حکومت فعلی بازداشت شده بود. فرماندهی پولیس قندوز در ۲۲ جدی اعلام کرده بود که بازداشت ناظره رشیدی ناشی از «ارتکاب جرایم جنایی» بوده و هیچ ارتباطی با فعالیت‌های رسانه‌ای او ندارد. در آن زمان یکی از نزدیکان این زن خبرنگار گفته بود که او به دلیل «فعالیت‌های رسانه‌ای» اش بازداشت شده است. فرماندهی پولیس در قندوز یک هفته بعد خبر بازداشت ناظره رشیدی، خبرنگار محلی زن را تایید کرده و مدعی شده بود که او و چهار زن دیگر به اتهام یک رویداد جنایی بازداشت شده‌اند. بازداشت این خبرنگار زن محلی واکنش‌های گسترده‌ای را در شبکه‌های اجتماعی در پی داشت. فعالان حقوق بشر، زنان معترض و نهادهای حامی خبرنگاران خواستار آزادی او از بند شده بودند. حکومت سرپرست طی بیش از چهار سال گذشته، علاوه بر وضع محدودیت‌ها بر فعالیت‌ رسانه‌ها، چندین خبرنگار، کارمند و فعال رسانه‌ای را بازداشت و زندانی کرده‌اند. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان از حکومت فعلی خواسته تا به حقوق اساسی خبرنگاران احترام بگذارد، امنیت خبرنگاران زن را تضمین کند و از بازداشت و اعمال فشار بر فعالان رسانه‌ای خودداری کند. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان پیشتر گفت که تنها حدود ۷ درصد خبرنگاران زن به‌طور آزاد اجازه فعالیت دارند و بیش از ۵۵ درصد آنان با تهدید مواجه‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 63 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۹۲.۵ درصد کودکان شش ماهه تا ۱۰ ساله در سراسر افغانستان تحت پوشش کمپین ملی واکسیناسیون پیش‌گیرانه سرخکان قرار گرفته‌اند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این اقدام با همکاری شرکای بین‌المللی آنان حاصل شده و نشان‌دهنده تلاش‌های مستمر برای حفاظت از سلامت کودکان در افغانستان است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که سرمایه‌گذاری پایدار در برنامه‌های واکسیناسیون، «تنها پیشرفت روی کاغذ نیست» و به‌طور مستقیم جان کودکان را نجات می‌دهد. این در حالی است که نهاد بین‌المللی همواره تاکید می‌کنند که واکسیناسیون منظم کودکان، به‌ویژه در مناطق دورافتاده و محروم، نقش کلیدی در کاهش مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‌های قابل پیشگیری با واکسن دارد. استمرار این برنامه‌ها و تقویت زیرساخت‌های بهداشتی، زمینه‌ساز ارتقای سلامت نسل آینده و کاهش خطر شیوع بیماری‌های واگیردار در افغانستان خواهد بود. مبنای آمار سازمان بهداشت جهانی، سال گذشته حدود ۱۱ میلیون نفر در سراسر جهان به سرخکان مبتلا شده و اکثر مرگ‌ومیرها در کودکان زیر پنج سال رخ داده است. این سازمان می‌گوید حدود ۸۰ درصد موارد ابتلا به سرخکان و مرگ‌ومیر ناشی از آن، در آفریقا و منطقه مدیترانه شرقی بوده است. شیوع‌های سرخکان همچنان به شدت افزایش یافته است؛ در سال ۲۰۲۴، حدود ۶۰ کشور شاهد شیوع گسترده این بیماری بوده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 208 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد، ختنه زنان و دختران را نقض آشکار حقوق جهانی بشر عنوان کرده و اعلام کرد که این عمل به حق زند‌گی، سلامت و تمامیت جسمی زنان و دختران آسیب می‌زند. آقای گوترش با نشر پیامی در حساب کاربری خود نوشته است که ختنه زنان و دختران تا اکنون به بیش از ۲۳۰ میلیون زن و دختر در جهان آسیب‌های ماندگار وارد کرده است. دبیر کل سازمان ملل با تاکید بر پایان دادن به این عمل، خواستار تجدید تعهد جهانی برای حفاظت از حقوق زنان و دختران شده است. او در ادامه افزوده است که آن‌ها باید بتوانند «به دور از خشونت و ترس» زند‌گی کنند. قابل ذکر است که ختنه زنان یکی از شدیدترین اشکال خشونت علیه زنان و دختران دانسته می‌شود که با وجود ممنوعیت‌های قانونی در بسیاری از کشورها، همچنان در برخی جوامع ادامه دارد.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 210 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت خوست اعلام کرده‌اند که بر اثر انفجار بالون گاز در مرکز این ولایت، سه زن جان باخته‌اند و یک مرد زخمی شده است. فرماندهی پولیس خوست با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد شام روز (پنج‌شنبه، ۱۶ دلو) در ساحه مسجد تپه، از مربوطات مرکز خوست رخ داده است. در خبرنامه آمده است که دو خواهر همراه با همسر برادران‌شان جان باخته‌اند و یک مرد از اعضای این خانواده زخمی شده است. فرماندهی پولیس در ادامه تاکید کرده است که دلیل وقوع این حادثه روشن نیست. همچنین چنین حوادثی اغلب به دلیل بی‌احتیاطی و استفاده از امکانات ناایمن رخ می‌دهد. این در حالی است که ماه گذشته نیز مسوولان محلی در ننگرهار اعلام کردند انفجار کپسول گاز در این ولایت جان دو زن را گرفته و دو کودک را زخمی کرده است. همچنین علاوه‌براین انفجار کپسول گاز در یک هتل در شهرستان بتی‌کوت ننگرهار سبب زخمی شدن ۱۴ تن شده بود. این حوادث در حالی رخ داده که همه‌ساله با شروع فصل سرما، استفاده غیرایمن و غیراستاندارد از وسایل گرمایشی مانند کپسول گاز، باعث وقوع چنین حوادثی در نقاط مختلف افغانستان می‌شود و تلفات جانی برجای می‌گذارد.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 85 بازدید

او وقتی کودک بود، هنوز نمی‌دانست که در افغانستان به دنیا آمدنِ دختر، خودش یک سرنوشت است؛ سرنوشتی که نه با تولد شروع می‌شود و نه با مرگ تمام، بلکه مثل سایه‌ای سنگین، از همان روز اول روی زندگی می‌افتد و قدم‌به‌قدم جلو می‌آید. در قریه‌ای بزرگ شد که خانه‌های گِلی‌اش بیشتر شبیه زخم‌های باز روی زمین بودند تا سرپناه. پدرش کارگر روزمزد بود، مادری داشت که جوانی‌اش زیر بار فقر و زایمان‌های پی‌درپی خم شده بود، و او دختری که از همان کودکی یاد گرفت زیاد نپرسد، زیاد نخواهد و زیاد دیده نشود. وقتی برای نخستین بار به مکتب رفت، هنوز قدش به نیمکت نمی‌رسید. پایش را روی آجر می‌گذاشت تا بتواند بنشیند. کتاب‌هایش بوی نو نمی‌داد؛ بیشترشان دست‌دوم بود، اما برای او حکم دروازه‌ای را داشت که به دنیایی دیگر باز می‌شد. استادش گاهی می‌گفت: «درس بخوانید که آینده‌تان روشن شود.» او این جمله را باور کرد؛ ساده، بی‌محافظه، با تمام دل. شب‌ها کنار چراغ تیل‌سوز می‌نشست، صدای باد از لای درز دیوارها می‌آمد و او کلمه‌ها را هجی می‌کرد؛ بی‌آن‌که بداند همین رؤیا روزی بزرگ‌ترین جرمش خواهد شد. سال‌ها گذشت. او بزرگ شد، اما هنوز کودک بود. وقتی به صنف‌های بالاتر رسید، فهمید مکتب فقط جای درس نیست؛ جای نفس‌کشیدن است. بیرون از آن دیوارها، دنیا از او فقط سکوت می‌خواست. در خانه، کار. در قریه، حیا. در جامعه، اطاعت. اما در مکتب می‌توانست سؤال بپرسد، جواب بدهد، حتی اشتباه کند. آینده‌ای که در ذهنش می‌ساخت ساده بود: می‌خواست معلم شود، تا دخترانی مثل خودش مجبور نباشند رؤیاهای‌شان را پنهان کنند. بعد، همه‌چیز تغییر کرد. تغییر نه با فریاد آمد و نه با اعلامیه‌ای که مردم بفهمند چه چیزی را از دست می‌دهند؛ تغییر آرام آمد، اما ویرانگر. گفتند مکاتب دخترانه بسته است. گفتند «فعلاً». همین کلمه، زندگی هزاران دختر را معلق کرد. او آن روز با کتاب‌هایش به خانه برگشت و منتظر ماند؛ فردا، هفته بعد، ماه بعد. اما دروازه‌ای که بسته شد، دیگر باز نشد. اولش خانواده گفتند: «عیب ندارد، صبر کن.» بعد گفتند: «شاید سال آینده.» بعد دیگر چیزی نگفتند. سکوت، جای امید را گرفت. پدرش که پیش‌تر به درس‌خواندنش افتخار می‌کرد، حالا با نگاه دیگری به او می‌دید؛ نگاه مردی که حساب نان را می‌کند. مادرش بیشتر آه می‌کشید و کمتر حرف می‌زد. خانه برای او تنگ‌تر شد، روزها طولانی‌تر و شب‌ها سنگین‌تر. او هنوز درس می‌خواند؛ پنهانی. کتاب‌ها را زیر رخت‌خواب پنهان می‌کرد. وقتی همه می‌خوابیدند، بیدار می‌ماند. اما ترس همیشه همراهش بود؛ ترس از این‌که کسی ببیند، کسی بفهمد، کسی بگوید: «دختر را چه به کتاب؟» و این ترس، کم‌کم شبیه واقعیت شد. یک شب، وقتی فکر می‌کرد خواب است، صدای صحبت پدرش را شنید. حرف از قرض بود، از نداشتن کار، از فشار زندگی. بعد نام او آمد؛ نامش، در کنار عدد و معامله. همان‌جا فهمید که دیگر موضوع درس نیست؛ موضوع زنده‌ماندن خانواده است، به قیمت نابودشدن او. خواستگار مردی بود که حتی نمی‌توانست با او حرف بزند. سنش بیشتر از دو برابر او بود. زن قبلی داشت، زندگی‌ای که از قبل شکل گرفته بود. اما پول داشت، و در این جامعه پول از رضایت مهم‌تر است. کسی از او نپرسید آماده است یا نه. فقط گفتند: «قسمتت همین است.» او خواست حرف بزند، اما کلمه‌ها در دهانش مردند. یاد گرفته بود سکوت، امن‌ترین راه است. از آن روز، نفس‌کشیدن برایش سخت شد. هر روز که می‌گذشت، بیشتر حس می‌کرد دارد از خودش دور می‌شود. دیگر اجازه نداشت به کتاب‌ها دست بزند. گفتند: «زن شوهردار درس نمی‌خواند.» هنوز شوهر نکرده بود، اما زن حساب شده بود. کتاب‌ها را جمع کردند؛ بعضی را پاره کردند، بعضی را سوزاندند. وقتی دود بالا رفت، انگار آینده‌اش هم سوخت. شب‌ها کابوس می‌دید. صبح‌ها با سردرد بیدار می‌شد. بدنش ضعیف شده بود، اما کسی اهمیت نمی‌داد. در این خانه، درد دختر چیز عادی است. روز عروسی نزدیک شد. لباس سفید آوردند. گفتند خوشحال باش. اما او فقط فکر می‌کرد این لباس شبیه کفن است؛ تمیز، سفید، اما نشانه پایان. روز عروسی، خانه شلوغ بود. زن‌ها می‌خندیدند، موسیقی می‌زدند. کسی گریه او را جدی نگرفت. گفتند: «طبیعی است، همه عروس‌ها گریه می‌کنند.» اما گریه او از ترس بود، نه از دلتنگی. وقتی از خانه پدری بیرون رفت، حس کرد چیزی در درونش شکست که دیگر درست نمی‌شود. خانه شوهر، دنیای دیگری بود؛ دنیایی که در آن او نه دختر بود و نه انسان مستقل؛ فقط «زن». هر حرکتش زیر نظر بود. هر اشتباهش حساب می‌شد. شب‌ها به سقف خیره می‌شد و به این فکر می‌کرد که اگر مکتب بسته نمی‌شد، اگر مجبور نمی‌شد، اگر فقط یک انتخاب داشت، زندگی‌اش چقدر می‌توانست متفاوت باشد. او حالا زنده است، اما زندگی نمی‌کند. نفس می‌کشد، اما آینده ندارد. داستان او، داستان هزاران دختر در افغانستان است؛ دخترانی که با بسته‌شدن مکاتب، فقط از آموزش محروم نشدند، بلکه به‌سوی ازدواج‌های اجباری، خشونت و خاموشی هل داده شدند. این روایت اغراق نیست؛ واقعیتِ روزمره کشوری است که در آن، رؤیاهای دختران یکی‌یکی دفن می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 روز قبل - 89 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که رشد اقتصادی پایدار در افغانستان با مشارکت کامل اقتصادی زنان و دختران و ایجاد فرصت‌های شغلی امکان‌پذیر است. این سازمان با نشر گزارشی تحت عنوان «نقشه‌برداری بخش خصوصی در افغانستان» گفته است که محیط کسب‌وکار در کشور با چالش‌های زیادی مواجه است. در بخشی از گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد آمده است که این چالش‌ها شامل دسترسی محدود به منابع مالی، کمبود انرژی، هزینه‌های بالای حمل‌ونقل و عدم قطعیت‌ قانونی می‌باشد، اما پتانسیل‌های فراوانی در بخش‌های کشاورزی، تولید، انرژی‌های تجدیدپذیر و فناوری اطلاعات وجود دارد. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که بدون تمرکز بر ایجاد شغل، حمایت از کسب‌وکارها، به ویژه آن‌های که توسط زنان و دختران اداره می‌شوند و ایجاد یک محیط قانونی شفاف و تسهیل‌کننده، تلاش‌ها برای بهبود اقتصادی کشور نتیجه نخواهد داد. همچنین این گزارش اولویت‌های از جمله «توسعه مالی دیجیتال و اسلامی»، تقویت مناطق اقتصادی ویژه، بهبود اتصال تجاری و احیای گفتگوی‌های خصوصی و دولتی را برای ایجاد یک اقتصاد مقاوم و فراگیر پیشنهاد کرده است. برنامه توسعه سازمان ملل در ادامه افزوده است که حمایت از رشد کسب‌وکارها و ایجاد فرصت‌های شغلی فراگیر، نه تنها به کاهش وابسته‌گی افغانستان به کمک‌های خارجی کمک می‌کند، بلکه زمینه‌ساز ساختن یک آینده خودکفا و پایدار برای کشور خواهد بود.

ادامه مطلب