برچسب: رسانه گوهرشاد

14 ثانیه قبل - 4 بازدید

کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به دختران و زنانی که در اثر انفجار ماین‌ها دچار معلولیت شده کمک می‌کند دوباره سر پای خود بایستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با شریک‌سازی داستان دختری به نام یلدا که پای خود را در انفجار یک ماین زمینی از دست داده، گفته است که با فراهم‌سازی پای مصنوعی و خدمات توان‌بخشی به او کمک کرده که دوباره راه برود. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در ادامه تاکید کرده است که یلدا وقتی پایش را از دست داد هشت سال داشت و برای مدت‌ها به این باور بود که آینده‌اش به پایان رسیده است. به گفته‌ی این نهاد، امروز هر گامی که یلدا برمی‌دارد، نمادی از شجاعت و امید است. قابل ذکر است که انفجار ماین‌ها و مهمات‌ به‌جامانده از جنگ هنوز هم از شهروندان افغانستان به ویژه کودکان قربانی می‌گیرد. بر اساس آمار قبلی اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد ماهانه نزدیک به ۶۰ تن در افغانستان در اثر انفجار مهمات به‌جامانده از جنگ کشته یا دچار معلولیت می‌شوند که بیش‌تر شان کودکان هستند.

ادامه مطلب


54 دقیقه قبل - 6 بازدید

امروزه اینترنت به شریان حیاتی زندگی مدرن تبدیل شده است. از آموزش و کسب‌وکار گرفته تا سرگرمی و ارتباطات اجتماعی، همه ابعاد زندگی انسان به این شبکه جهانی گره خورده‌اند. با این حال، ورود بی‌رویه و بدون مدیریت فناوری به حریم خانه، چالش‌های جدی برای خانواده‌ها ایجاد کرده است. افت تحصیلی فرزندان، انزوای اجتماعی، اعتیاد دیجیتال و شکاف نسلی تنها بخشی از آسیب‌های استفاده نادرست از فضای مجازی هستند. ازاین‌رو، آموزش شیوه استفاده صحیح از اینترنت در محیط خانواده دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اساسی برای حفظ سلامت روان و تحکیم روابط عاطفی به شمار می‌رود. چرا مدیریت اینترنت در خانواده حیاتی است؟ برای ایجاد هرگونه تغییر در رفتار اعضای خانواده، نخست باید ضرورت آن را درک کنیم. اینترنت مانند چاقویی دولبه است؛ همان‌قدر که می‌تواند سودمند و کارآمد باشد، در صورت استفاده نادرست نیز می‌تواند آسیب‌زا باشد. ۱. حفظ سلامت روان و جسم استفاده افراطی از صفحه‌نمایش‌ها مانند تلفن همراه، تبلت و رایانه، ارتباط مستقیمی با اختلالات خواب، کاهش تحرک بدنی، چاقی، ضعف بینایی و دردهای عضلانی و مفصلی دارد. همچنین حضور بیش از حد در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی، اضطراب اجتماعی و کاهش اعتمادبه‌نفس، به‌ویژه در نوجوانان، شود. ۲. تقویت روابط عاطفی و گفت‌وگو وقتی اعضای خانواده کنار هم هستند، اما هرکدام در دنیای مجازی خود غرق شده‌اند، پدیده‌ای به نام «تنهایی جمعی» شکل می‌گیرد. کاهش گفت‌وگوهای روزانه میان والدین و فرزندان یا میان زوجین، به‌تدریج پیوندهای عاطفی را تضعیف کرده و احساس فاصله و دلسردی را افزایش می‌دهد. ۳. امنیت سایبری و حفاظت از حریم خصوصی کودکان و نوجوانان به دلیل تجربه کمتر، بیشتر در معرض خطرهایی مانند کلاهبرداری‌های اینترنتی، زورگویی مجازی و سوءاستفاده افراد سودجو قرار دارند. آموزش سواد رسانه‌ای به اعضای خانواده می‌تواند سپری مؤثر در برابر این تهدیدها باشد. اصول اولیه برای ایجاد تغییر در خانواده تغییر عادت‌های دیجیتال با اجبار، کنترل شدید یا قطع ناگهانی اینترنت امکان‌پذیر نیست. برای رسیدن به نتیجه مطلوب، رعایت چند اصل ضروری است. ۱. والدین، نخستین و مهم‌ترین الگو فرزندان بیش از آنکه به سخنان والدین گوش دهند، رفتار آنان را الگو قرار می‌دهند. پدری که ساعت‌های طولانی در شبکه‌های اجتماعی مشغول است یا مادری که هنگام صرف غذا تلفن همراه را کنار نمی‌گذارد، نمی‌تواند از فرزندش انتظار استفاده متعادل از اینترنت را داشته باشد. قانون نخست: والدین باید پیش از هر چیز، رفتار خود را اصلاح کنند. ۲. همدلی به جای کنترل افراطی جاسوسی، بررسی پنهانی تلفن همراه فرزندان و ایجاد فضای بی‌اعتمادی، تنها آنان را به پنهان‌کاری سوق می‌دهد. بهتر است والدین به جای نقش پلیس، نقش راهنما را ایفا کنند و درباره جذابیت‌ها، فرصت‌ها و خطرهای فضای مجازی با فرزندان خود گفت‌وگویی صمیمانه داشته باشند. ۳. افزایش سواد رسانه‌ای والدین والدین نمی‌توانند چیزی را که خود به‌خوبی نمی‌شناسند، مدیریت کنند. آشنایی با شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های رایج، فناوری‌های جدید و شیوه عملکرد الگوریتم‌ها، به آنان کمک می‌کند زبان مشترکی با فرزندان خود پیدا کنند. راهکارهای عملی برای استفاده درست از اینترنت در خانه مدیریت فضای مجازی نیازمند برنامه‌ای مشخص و قابل اجراست. ۱. تدوین «میثاق‌نامه دیجیتال خانواده» یکی از بهترین روش‌ها، برگزاری جلسه‌ای خانوادگی و تدوین قوانینی مشترک با مشارکت همه اعضاست. وقتی فرزندان در تنظیم قوانین نقش داشته باشند، بیشتر به آن‌ها پایبند خواهند بود. نمونه‌هایی از این قوانین عبارت‌اند از: ورود تلفن همراه و تبلت به اتاق خواب در شب و سر سفره یا میز غذا ممنوع باشد. یک ساعت پیش از خواب و دو ساعت نخست پس از بازگشت از مکتب، زمان بدون صفحه‌نمایش باشد. استفاده از اینترنت برای بازی یا شبکه‌های اجتماعی، پس از انجام تکالیف درسی و مسئولیت‌های خانه مجاز باشد. ۲. استفاده از ابزارهای مشترک برای کودکان زیر ۱۲ سال داشتن تلفن همراه یا تبلت شخصی توصیه نمی‌شود. بهتر است رایانه یا تبلت خانوادگی در فضای عمومی خانه قرار گیرد تا استفاده از آن تحت نظارت طبیعی والدین باشد. ۳. استفاده از ابزارهای نظارت هوشمند امروزه فناوری ابزارهای مناسبی برای مدیریت استفاده از اینترنت در اختیار خانواده‌ها قرار داده است. این برنامه‌ها امکان محدود کردن زمان استفاده از صفحه‌نمایش، مسدود کردن سایت‌های نامناسب، نظارت بر برنامه‌های نصب‌شده و مدیریت فعالیت‌های آنلاین را فراهم می‌کنند. ۴. ایجاد جایگزین‌های جذاب تنها گفتن «گوشی را کنار بگذار» کافی نیست. باید جایگزین‌های لذت‌بخش برای اوقات فراغت فراهم شود؛ مانند بازی‌های فکری، آشپزی خانوادگی، ورزش، پیاده‌روی، شرکت در کلاس‌های هنری یا تماشای یک فیلم و گفت‌وگو درباره آن. مدیریت اینترنت متناسب با سن فرزندان نیازها و توانایی‌های کودکان و نوجوانان در سنین مختلف متفاوت است؛ بنابراین نمی‌توان یک شیوه واحد را برای همه به کار برد. زیر دو سال: استفاده از صفحه‌نمایش توصیه نمی‌شود، مگر تماس تصویری کوتاه با اعضای خانواده. دو تا پنج سال: حداکثر یک ساعت در روز و همراه با والدین، با محتوای آموزشی و مناسب. شش تا دوازده سال: حدود یک تا یک‌ونیم ساعت در روز، همراه با آموزش امنیت سایبری و حفظ اطلاعات شخصی. سیزده سال به بالا: مدیریت توافقی و گفت‌وگومحور با تمرکز بر مسئولیت‌پذیری، حریم خصوصی، تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای. نکاتی برای برخورد با نوجوانان نوجوانان به استقلال اهمیت زیادی می‌دهند و محدودیت‌های سخت‌گیرانه معمولاً نتیجه معکوس دارد. بهتر است به جای ممنوعیت، درباره مفهوم «ردپای دیجیتال» با آنان گفت‌وگو کنید و توضیح دهید که هر عکس، نظر یا ویدئویی که امروز در فضای مجازی منتشر می‌کنند، ممکن است در آینده تحصیلی یا شغلی آنان تأثیرگذار باشد. آموزش تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای مهم‌ترین ابزار محافظت از فرزندان در فضای مجازی، ذهن آگاه و قدرت تحلیل آن‌هاست، نه صرفاً نرم‌افزارهای کنترلی. به فرزندان خود بیاموزید: زندگی افراد در شبکه‌های اجتماعی، تنها بخش زیبایی از واقعیت است و نباید آن را با زندگی واقعی خود مقایسه کنند. پیش از باور یا بازنشر هر خبر، منبع آن را بررسی کنند و از معتبر بودن آن مطمئن شوند. در فضای مجازی همان‌گونه رفتار کنند که در دنیای واقعی رفتار می‌کنند؛ اگر سخنی را رو در رو به کسی نمی‌گویند، نباید آن را در اینترنت نیز منتشر کنند. نتیجه‌گیری اینترنت دریایی گسترده از فرصت‌ها و تهدیدهاست. اینکه از ظرفیت‌های آن برای رشد و پیشرفت بهره ببریم یا گرفتار آسیب‌هایش شویم، تا حد زیادی به شیوه مدیریت آن در خانواده بستگی دارد. هدف از مدیریت اینترنت، محروم کردن اعضای خانواده از فناوری نیست، بلکه ایجاد تعادل میان زندگی دیجیتال و زندگی واقعی است. با تدوین قوانین مشترک، افزایش سواد رسانه‌ای، استفاده هوشمندانه از ابزارهای نظارتی و تقویت روابط عاطفی در محیط خانواده، می‌توان خانه را به فضایی امن و آرام تبدیل کرد؛ جایی که فناوری در خدمت رشد، آموزش و همدلی باشد، نه عاملی برای فاصله گرفتن اعضای خانواده از یکدیگر. در نهایت، باید به خاطر داشت که هیچ شبکه اجتماعی، صفحه‌نمایش یا فناوری پیشرفته‌ای نمی‌تواند جای گرمای یک آغوش، نگاه مهربان و گفت‌وگوی صمیمانه اعضای خانواده را بگیرد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 53 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت بنیاد گیتس، برای افزایش آگاهی عمومی، تقویت مشارکت مردم محل و حمایت از تامین واکسن پولیو برای همه اطفال تلاش می‌کند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دریافت دو قطره واکسن پولیو، کودکان را در برابر فلج دایمی ناشی از این بیماری محافظت می‌کند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که بیماری فلج اطفال (پولیو) درمان ندارد، اما با واکسیناسیون می‌توان از ابتلا به آن پیش‌گیری کرد. گفته می‌شود که هدف از این اقدامات، دسترسی همه کودکان به واکسن پولیو و محافظت آنان در برابر این بیماری است. همچنین نهاد «افغانستان عاری از پولیو» نیز پیشتر گفته بود که واکسن پولیو یک راهکار ایمن و موثر برای محافظت کودکان در برابر این بیماری است و از خانواده‌ها خواسته تا کودکان خود را واکسن کنند. افغانستان و پاکستان، تنها کشورهایی هستند که بیماری فلج کودکان هنوز به گونه‌ی کامل در آن‌ها ریشه‌کن نشده است. این در حالی است که براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی شش مورد انسانی و ۳۴ مورد محیطی بیماری پولیو یا فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی در افغانستان در ‏مجموع ۲۱ مورد مثبت انسانی پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن ثبت شده بود.‏ براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی در ‏پاکستان نیز سه مورد مثبت انسانی و ۹۰ مورد محیطی پولیو ثبت شده است. پولیو یک بیماری ویروسی مسری است که عمدتا کودکان زیر پنج ‏سال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری از طریق غذای آلوده، آب ‏یا تماس نزدیک منتقل می‌شود و می‌تواند باعث فلج دائمی یا مرگ ‏شود.‏ هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما واکسن‌های ایمن و مؤثر ‏می‌توانند از آن جلوگیری کنند. ‏توانند از آن جلوگیری کنند.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 75 بازدید

کمیته امور مالی و درآمد مجلس سنای پاکستان با تصویب مصوبه‌ای، اعمال حجاب اجباری برای کارمندان زن در بانک‌های اسلامی را منع کرد. رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که این تصمیم در پی شکایت‌های متعدد درباره دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه پوشش در برخی بانک‌ها، به‌ویژه موسسات مالی اسلامی اتخاذ شده است. در گزارش آمده است که این کمیته مجلس خواستار رعایت پوشش ملی متعارف برای همه کارکنان، فارغ از جنسیت آنها شده است. سناتورهای پاکستانی تاکید کرده‌اند که بانک‌ها و موسسات مالی نمی‌توانند به‌‌طور اجباری پوشیدن حجاب عربی و دیگر پوشش‌های غیرملی را بر کارمندان زن تحمیل کنند. سناتور زرقا سهروردی تیمور گفت که کارکنان زن در این بانک‌ها مجبور به پوشیدن حجاب عربی می‌شوند، در حالی‌که به گفته او هیچ اجباری برای کارکنان مرد وجود ندارد و آن‌ها در انتخاب پوشش خود آزاد هستند. سناتور شری رحمان با تاکید بر اینکه هیچ کارمندی نباید به پوشیدن لباس خاصی مجبور شود، گفت پوشش ملی پاکستان مانند شلوار و پیراهن که بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر پیشین نیز از آن استفاده می‌کرد، برای زنان کافی است. همچنین جمیل احمد، رییس بانک مرکزی پاکستان در این نشست گفت که سال گذشته نیز دستورالعمل‌های مشابهی صادر و به بانک‌ها ابلاغ شده بود. او متعهد شد شیوه‌نامه‌های به‌روزشده را برای جلوگیری از «اعمال فشارهای بی‌مورد» به تمام بانک‌ها و موسسات مالی اسلامی ارسال کند. این نشست به ریاست سناتور سلیم مندویوالا برگزار شد و کمیته امور مالی و درآمد از تمامی بانک‌ها خواست تا کارشیوه‌های خود درباره پوشش زنان را به مجلس سنا ارائه کنند. این کمیته تاکید کرد که هدف تنها رعایت پوشش متعارف ملی است و اصراری بر یک لباس خاص وجود ندارد. پاکستان به عنوان یک کشور اسلامی در همسایگی افغانستان در حالی حجاب اجباری را برای کارمندان بانک‌های اسلامی منع می‌کند که حکومت سرپرست زنان را به‌دلیل رعایت نکردن حجاب موردنظر خود همواره و پیوسته بازداشت می‌کند.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 54 بازدید

سازمان جهانی صحت هشدار داده است که محدودیت‌های شدید بر کارمندان زن، کمبود بی‌سابقه بودجه و فشارهای ناشی از بحران‌های هم‌زمان، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی را برای زنان و کودکان افغانستان با چالش‌های جدی مواجه کرده است. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با انتشار گزارش سالانه خود در مورد افغانستان گفته است که محدودیت‌های حکومت سرپرست بر سفر، آموزش و فعالیت کارمندان زن باعث اختلال شدید در ارائه خدمات بهداشتی در سطح جوامع، نظارت بر بیماری‌ها و پاسخگویی به شیوع آن‌ها شده است. در گزارش آمده است که کمبود شدید پزشکان و پرسنل زن، به ویژه در مناطق دوردست، کیفیت خدمات بهداشتی و دسترسی زنان و کودکان را به مراقبت‌های حیاتی به شدت تضعیف کرده است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که کاهش شدید تأمین مالی از دیگر چالش‌های اصلی بخش بهداشت در سال ۲۰۲۵ میلادی میلادی بوده است؛ طوری که طرح نیازمندی‌های بشردوستانه تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه مورد نیاز خود را دریافت کرد. در ادامه آمده است که کمبود بودجه منجر به تعطیلی ۲۷ مرکز خدمات اولیه بهداشتی شده است و دسترسی حدود ۲۹۴ هزار نفر را به خدمات درمانی محدود ساخت. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه بشردوستانه افغانستان تأمین شده است. در ادامه آمده است که در کنار محدودیت‌ها و کمبود بودجه، وقوع هم‌زمان زمین‌لرزه‌ها، خشکسالی، سیلاب‌ها، شیوع بیماری‌ها و بازگشت بیش از ۲.۷ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان، فشار فوق‌العاده‌ای بر سیستم ضعیف بهداشتی افغانستان وارد کرده است. این در حالی است که ارائه خدمات و نظارت بر وضعیت بهداشتی در مناطق دشوارگذر و دوردست، به ویژه در فصل زمستان، با موانع جدی روبرو بوده است. سازمان بهداشت جهانی تاکید کرده است که با وجود ادامه ارائه خدمات حیاتی در ۳۴ ولایت افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی، پایداری این خدمات مستلزم رفع محدودیت‌ها بر کارمندان زن و تأمین بودجه پایدار است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 63 بازدید

برنامه اسکان بشری سازمان ملل متحد (UN-Habitat) در افغانستان اعلام کرده است که از اواخر سال ۲۰۲۳ میلادی تا اکنون، حدود شش میلیون مهاجر به کشور بازگشته‌اند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با نشر گزارشی گفته است که بازگشت گسترده مهاجران، فشار شدیدی بر خدمات و زیرساخت‌هایی وارد کرده که از پیش نیز با کمبود منابع روبرو بوده‌اند. همچنین برنامه اسکان بشری سازمان ملل تاکید کرده است که نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان همچنان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. برناه اسکان بشری سازمان ملل متحد افزوده است که بازگشت‌کنند‌گان و جوامع میزبان با فقر، ناامنی غذایی، کمبود مسکن، دسترسی محدود به خدمات اساسی و خطرهای ناشی از تغییرات اقلیمی روبرو هستند. در این گزارش تاکید شده که کمک‌های کوتاه‌مدت بشردوستانه به‌تنهایی پاسخ‌گوی این بحران نیست و باید بر راه‌حل‌های پایدار، از جمله توسعه زیرساخت‌ها، ایجاد فرصت‌های شغلی، تقویت خدمات عمومی و افزایش ظرفیت جوامع محلی، تمرکز شود.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 66 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان سیلاب‌زده در نورستان خدمات صحی و حمایت‌های اجتماعی-روانی ارائه می‌شود. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که با شریک‌سازی روایت قمرگل، زن بارداری که همسرش را در سیلاب نورستان از دست داده، گفته است که به این مادر مراقبت‌های صحی و حمایت‌های روانی-اجتماعی ارائه کرده تا بتواند بحرانی که درگیر آن است را پشت سر بگذارد. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که قمرگل که باردار چهارمین فرزند خود است، پس از مرگ همسرش با آینده‌ای نامعلوم روبرو است. سازمان ملل افزوده است که این خدمات با همکاری شرکای این سازمان و با حمایت بریتانیا و اداره همکاری‌های توسعه بین‌المللی چین (CIDCA) ارایه می‌شود. بر اساس آمار اداره مبارزه با حوادث حکومت سرپرست، در سیلاب ۲۸ سرطان در نورستان، دست‌کم ۲۳ تن جان باخته و بیش از۱۰۰ تن زخم برداشتند و ده‌ها خانه‌ی رهایشی نیز ویران شد.

ادامه مطلب


24 ساعت قبل - 85 بازدید

وقتی مأموران پاکستانی نیمه‌های شب دروازه خانه را کوبیدند، عبدالرحمان نخست تصور کرد یکی از همسایه‌ها برای کمک آمده است. هوا سرد بود و سه کودک او در گوشه اتاق، زیر یک پتوی نازک، به هم چسبیده بودند. همسرش، زینب، تازه دختر کوچک‌شان را خوابانده بود و خودش نیز کنار او دراز کشیده بود. با بلند شدن دوباره صدای کوبیدن دروازه، عبدالرحمان از جا برخاست و با نگرانی به همسرش نگاه کرد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند، اما هر دو می‌دانستند که این روزها ممکن است هر صدایی پشت دروازه، خبر بدی با خود داشته باشد. عبدالرحمان نزدیک به بیست سال در پاکستان زندگی کرده بود. همان‌جا ازدواج کرده و دو فرزند بزرگ‌ترش نیز در پاکستان به دنیا آمده بودند. خانه‌ای کوچک در حاشیه شهر داشتند که سال‌ها با درآمد ناچیز عبدالرحمان از کارگری و باربری، کرایه آن را پرداخت کرده بودند. زندگی‌شان هیچ‌گاه آسان نبود، اما برای خانواده‌ای که همه دارایی‌اش به یک اتاق کوچک، چند ظرف آشپزخانه و وسایل ابتدایی زندگی خلاصه می‌شد، همان خانه معنای همه چیز را داشت. آن شب اما، صدای کوبیدن دروازه، آغاز پایان زندگی‌ای بود که عبدالرحمان سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده بود. وقتی دروازه را باز کرد، چند مأمور در بیرون ایستاده بودند. از عبدالرحمان اسناد اقامت خواستند. او با دست‌های لرزان چند برگه‌ای را که داشت نشان داد، اما مأموران گفتند باید همراه آنان برود. عبدالرحمان تلاش کرد توضیح بدهد که همسرش بیمار است، کودکانش کوچک‌اند و خانواده‌اش جایی برای رفتن ندارند، اما حرف‌هایش فایده‌ای نداشت. چند دقیقه بعد، زینب در حالی که دختر کوچک‌شان را در آغوش گرفته بود، کنار دروازه ایستاده بود و به شوهرش نگاه می‌کرد. پسر دوازده‌ساله‌شان نیز با چشمانی سرشار از ترس، پشت سر مادرش پنهان شده بود. عبدالرحمان آن شب به بازداشتگاه منتقل شد و چند روز بعد، خانواده‌اش نیز مجبور شدند خانه‌ای را که نزدیک به دو دهه در آن زندگی کرده بودند، ترک کنند. زینب می‌گوید سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش زمانی بود که مجبور شد در کمتر از چند ساعت تصمیم بگیرد کدام وسایل خانه را با خود ببرد و کدام را جا بگذارد. لباس‌های کودکان، چند پتوی کهنه، مقداری ظرف و یک قابلمه کوچک، تقریباً تمام چیزی بود که توانستند با خود ببرند. بسیاری از وسایلی که عبدالرحمان طی سال‌ها با زحمت خریده بود، در همان خانه باقی ماند. حتی عکس‌های قدیمی فرزندان‌شان را نیز نتوانستند با خود بردارند. زینب بعدها می‌گفت: «آدم وقتی خانه‌اش را ترک می‌کند، فکر می‌کند همه چیز را با خودش می‌برد؛ اما وقتی به مرز رسیدیم، فهمیدم ما فقط لباس‌هایی را که پوشیده بودیم با خود آوردیم. خانه‌مان، خاطرات‌مان و تمام سال‌هایی که آنجا زندگی کرده بودیم، پشت سرمان ماند.» خانواده پس از روزها سرگردانی، سرانجام به افغانستان بازگشتند. عبدالرحمان پیش از آن بارها به افغانستان آمده بود، اما این بار بازگشت او با سفرهای قبلی فرق داشت. او این بار نه برای دیدن اقوام و نه برای چند روز ماندن، بلکه با خانواده‌ای پنج‌نفره و بدون خانه و کار به کشوری برگشته بود که خودش نیز دیگر آن را به‌خوبی نمی‌شناخت. وقتی موتر حامل خانواده به نقطه‌ای در افغانستان رسید، عبدالرحمان مدت زیادی به اطراف نگاه کرد. پسر بزرگش از او پرسید: «پدر، حالا خانه ما کجاست؟» عبدالرحمان جواب نداشت. چند ساعت نخست پس از ورود، برای خانواده بیش از هر چیز با حس سردرگمی و بیگانگی سپری شد. کودکان با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کردند؛ به جاده‌هایی که برایشان ناآشنا بود، به مردمی که لهجه و چهره‌هایشان با آنچه سال‌ها دیده بودند تفاوت داشت و به آینده‌ای که هیچ تصویری از آن در ذهن نداشتند. عبدالرحمان تلاش می‌کرد آرامش خود را حفظ کند، اما در دلش سنگینی مسئولیتی را احساس می‌کرد که هر لحظه بیشتر می‌شد. او نه می‌دانست از کجا باید کار پیدا کند و نه می‌دانست شب‌های آینده را در کجا خواهند گذراند. زینب نیز در سکوت، دست دختر کوچک‌شان را محکم گرفته بود؛ گویی تنها چیزی که هنوز می‌توانست از آن محافظت کند، همان دستان کوچک کودک بود. بازگشت، آن‌گونه که سال‌ها تصور می‌کردند، به معنای رسیدن به نقطه‌ای امن نبود؛ بلکه آغاز رویارویی با واقعیتی بود که در آن باید همه چیز، از سرپناه و کار گرفته تا امید و احساس تعلق، دوباره از نو ساخته می‌شد. او سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود و در افغانستان خانه‌ای نداشت. پدر و مادرش سال‌ها پیش فوت کرده بودند و بیشتر نزدیکانش نیز به شهرهای دیگر یا کشورهای همسایه رفته بودند. تنها کسی که می‌توانستند به او پناه ببرند، برادر کوچک‌تر عبدالرحمان بود که خودش با خانواده‌ای پرجمعیت، در خانه‌ای کرایی زندگی می‌کرد. خانواده به خانه برادر عبدالرحمان رفتند؛ خانه‌ای کوچک که پیش از آمدن آنان نیز برای هشت نفر جا نداشت. با ورود پنج نفر دیگر، اتاق‌ها شلوغ‌تر شد و شب‌ها چند نفر مجبور بودند روی زمین بخوابند. کودکان عبدالرحمان در روزهای نخست هنوز تصور می‌کردند این وضعیت موقتی است و پدرشان به‌زودی خانه‌ای پیدا خواهد کرد. اما روزها گذشت و عبدالرحمان نتوانست کاری پیدا کند. او در پاکستان کارگر ساختمانی بود و گاهی نیز باربری می‌کرد. در افغانستان نیز به دنبال همان کارها رفت، اما هر روز با دست خالی به خانه برمی‌گشت. گاهی از صبح تا شام در بازارها و ساختمان‌های نیمه‌کاره می‌گشت، اما کاری پیدا نمی‌کرد. اگر هم کاری پیدا می‌شد، دستمزدی که دریافت می‌کرد آن‌قدر اندک بود که حتی هزینه رفت‌وآمد و غذای روزانه‌اش را به سختی تأمین می‌کرد. زینب نیز تلاش می‌کرد به خانواده کمک کند. او در پاکستان خیاطی آموخته بود و گاهی برای همسایه‌ها لباس می‌دوخت، اما در افغانستان نه چرخ خیاطی داشت و نه کسی را می‌شناخت که برایش کار بدهد. چند بار از برادر شوهرش خواست برایش چرخ خیاطی پیدا کند، اما خانواده آنان نیز با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. کودکان بیش از همه از این بازگشت آسیب دیده بودند. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان در پاکستان به مکتب می‌رفت. او در روزهای نخست بازگشت، بارها از پدرش پرسید که چه زمانی دوباره به مکتب خواهد رفت. عبدالرحمان هر بار وعده می‌داد که به‌زودی برایش مکتبی پیدا می‌کند، اما خودش می‌دانست که وضعیت مالی خانواده اجازه نمی‌دهد به این آسانی چنین کاری انجام دهد. دختر ده‌ساله خانواده نیز که تا صنف چهارم درس خوانده بود، دیگر به مکتب نمی‌رفت. دختر کوچک‌ترشان بیشتر روزها را در کنار مادرش می‌گذراند و با عروسکی کهنه بازی می‌کرد؛ عروسکی که از پاکستان با خود آورده بود و تنها یادگار ارزشمند زندگی گذشته‌اش به شمار می‌رفت. چند هفته بعد، عبدالرحمان تصمیم گرفت برای خانواده اتاقی جداگانه کرایه کند. او می‌گفت زندگی در خانه برادرش برای همه دشوار شده است. کودکان شب‌ها به دلیل شلوغی و سروصدا خواب آرامی نداشتند و زینب نیز از اینکه بار سنگینی بر دوش خانواده برادر شوهرش شده بودند، احساس شرمندگی می‌کرد. عبدالرحمان با پولی که از چند روز کارگری جمع کرده بود، اتاقی کوچک در حاشیه شهر کرایه کرد. اتاق تقریباً خالی بود؛ یک دروازه فلزی زنگ‌زده، پنجره‌ای کوچک و دیوارهایی که بخشی از گچ آنها فرو ریخته بود. همان شب، همه روی زمین خوابیدند. زینب پتو را روی کودکان کشید و خودش در تاریکی به سقف خیره ماند. ذهنش مدام به خانه‌ای برمی‌گشت که در پاکستان جا گذاشته بودند. خانه‌شان بزرگ نبود، اما هر وسیله‌ای جای خودش را داشت. کودکان اتاقی برای خوابیدن داشتند و پسر بزرگش هر صبح با یونیفورم مکتب از خانه بیرون می‌شد. اکنون اما همه چیز تغییر کرده بود و آینده، مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. مشکل تنها نداشتن خانه نبود. عبدالرحمان برای پیدا کردن کار نیز هر روز با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد. یک روز که از شدت ناامیدی دیرتر از همیشه به خانه برگشت، زینب متوجه شد حال او خوب نیست. عبدالرحمان چیزی نگفت و فقط کنار دیوار نشست. دختر کوچک‌شان از او خواست برایش نان بیاورد. عبدالرحمان دست در جیبش برد، اما پولی نداشت. آن شب، شام خانواده تنها نان خشک و چای بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 43 بازدید

صندوق امانی ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان (UN STFA) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی از ۲ هزار و ۶۵۶ زن افغان برای توسعه کسب‌وکارها و آغاز فعالیت‌های درآمدزا حمایت کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۷ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این حمایت‌ها برای زنان فرصت فراهم کرده تا با دریافت آموزش، امکانات و منابع لازم، فعالیت‌های اقتصادی خود را تقویت کنند. سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که برنامه‌های حمایتی سبب شده است شماری از زنان بتوانند کسب‌وکارهای کوچک خود را راه‌اندازی یا توسعه دهند و از طریق آن برای خود و خانواده‌های‌شان درآمد ایجاد کنند. این در حالی است که پس از سلطه حکومت سرپرست، زنان در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه کار و فعالیت‌های اقتصادی روبرو شده‌اند. با این حال، برخی نهادهای بین‌المللی از برنامه‌های حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و فعالیت‌های درآمدزای زنان برای کمک به معیشت خانواده‌ها پشتیبانی می‌کنند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 97 بازدید

سازمان پزشکان بدون مرز می‌گوید که یک زن مهاجر اهل افغانستان پس از هجوم پولیس پاکستان به خانه‌اش و بازداشت همسرش، به‌دلیل فشار روانی و ترس شدید، سقط جنین کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای از دولت پاکستان خواسته است تا روند اخراج اجباری مهاجران اهل افغانستان را متوقف و زمینه‌ی دسترسی آنان به خدمات صحی را فراهم کند. پزشکان بدون مرز تاکید کرده است که ترس از بازداشت و اخراج، بسیاری از مهاجران افغانستانی در پاکستان را از مراجعه به مرکز‌های صحی بازداشته و وضعیت صحی آنان را وخیم‌تر کرده است. این نهاد، روایت یک خانواده‌ی مهاجر افغانستان را منتشر کرده است که در آن، نجیب، مرد این خانواده، گفته است با وجود داشتن کارت شناسایی «پی‌اوآر»، پولیس پاکستان وارد خانه‌اش شده و او را بازداشت کرده است. نجیب به این نهاد گفته است: «همسرم سه‌ماهه باردار بود که پولیس مرا دست‌گیر کرد. وقتی آزاد شدم و روز بعد به خانه آمدم، او هنوز وحشت‌زده بود. به من گفت که به‌دلیل استرس و ترس، خون‌ریزی شدیدی داشته است.» به گفته‌ی او، پس از این رویداد، خانواده‌اش با وجود ترس از بازداشت دوباره، همسرش را به شفاخانه منتقل کردند؛ اما پزشکان نتوانستند از سقط جنین جلوگیری کنند. در اعلامیه آمده است که مهاجران افغانستانی در پاکستان میان ترس از بازداشت، از دست‌دادن درآمد و خطر اخراج اجباری گرفتار شده‌اند. این نهاد از دولت پاکستان خواسته است که بیماران و افراد نیازمند مراقبت‌های پزشکی نباید در مسیر رفت‌وآمد به شفاخانه‌ها بازداشت یا اخراج شوند. در بخشی دیگر این اعلامیه آمده بدون که فشارهای ناشی از اخراج اجباری، باعث از‌دست‌رفتن فرصت‌های کاری و درآمد مهاجران شده و به افزایش سوءتغذیه در میان کودکان این خانواده‌ها انجامیده است. بر اساس معلومات این نهاد، پس از فعال شدن یک مرکز صحی در کویته‌ی بلوچستان، مشخص شده است که ۷.۶ درصد زنان و کودکان مهاجر افغانستان به سوءتغذیه حاد شدید و ۲۵.۷ درصد آنان به سوءتغذیه حاد متوسط مبتلا هستند. پاکستان از سال ۲۰۲۳ میلادی روند اخراج گسترده‌ی مهاجران افغانستان را آغاز کرده و تاکنون بیش از ۲.۵ میلیون مهاجر را به کشور بازگردانده است.

ادامه مطلب