برچسب: دختران

5 ماه قبل - 224 بازدید

سازمان‌های یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل و یونسکو اعلام کرده‌اند که حکومت سرپرست افغانستان پس از بازگشت به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ میلادی تا‌ اکنون ‏حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از آموزش محروم کرده است. این سازمان‌ها با نشر گزارشی مشترک در مورد وضعیت آموزش در ‏افغانستان گفته‌اند که سالانه ۳۹۷ هزار کودک در هر سال تحصیلی از ادامه‌ی ‏آموزش باز می‌مانند. در گزارش یونیسف و یونسکو آمده است که تا سال ۲۰۲۴ میلادی، بیش از ۲.۱۳ ‏میلیون کودک در سن مکتب ابتدایی از مکتب محروم بودند که ۶۰ درصد آنان ‏دختر هستند.‏ همچنین در بخشی از گزارش آمده است که بخش آموزش افغانستان تحت فشار شدید ناشی ‏از شوک‌های بشردوستانه‌ی هم‌زمان است. ‏ در ادامه آمده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، تخمین زده می‌شود که ۸.۹ میلیون کودک، از جمله ۸۸۸ هزار ‏نفر دارای معلولیت، به پشتیبانی آموزشی اضطراری نیاز خواهند داشت.‏ در عین حال حدود ۲.۷ میلیون نفر از ایران و پاکستان از سال ۲۰۲۳ به این‌طرف اخراج شده‌اند که ۴۰ درصد آنان کودک هستند.‏ در گزارش آمده است که بسیاری از کودکان بازگشته ،به‌ویژه دختران بالای ۱۲ سال، به‌دلیل کمبود ‏زیرساخت‌ها و ممنوعیت‌های موجود، برای جذب در مکاتب با مشکل مواجه ‏هستند.‏ در گزارش یونیسف و یونسکو آمده است که بازگشت مهاجران فشار بیشتری را ‏بر سیستم آموزشی افغانستان وارد می‌کند و بر تعداد کودکان و نوجوانان خارج ‏از مکتب می‌افزاید.‏ همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 254 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که چالش‌ها در مکاتب ابتدایی افغانستان همچنان پابرجا هستند و بسیاری از پسران به دلیل فقر ترک تحصیل می‌کنند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است: «آخرین تحلیل ما پیشرفت اندکی را در آموزش ابتدایی افغانستان نشان می‌دهد، اما چالش‌ها همچنان پابرجا هستند. بسیاری از پسران به دلیل فقر ترک تحصیل می‌کنند و وضعیت دختران نیز شکننده است.» در بخشی از اعلامیه‌ آمده است که ۲.۱۳ میلیون کودک در افغانستان هنوز به مکتب نمی‌روند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که سرمایه‌گذاری مداوم در آموزش افغانستان بسیار مهم است. همچنین یونیسف در گزارشی مشترک با یونسکو اعلام کرد که بررسی‌های آن‌ها نشان می‌دهد که آموزش در مقطع متوسطه هم‌ برای دختران و‌ هم پسران دچار بحران است و آن را معضل عمیق «یاد نگرفتن در مکتب» توصیف کرده است. یونیسف این وضعیت را پیامد سیاست‌های ضعیف و محدودکننده حکومت سرپرست در نظام آموزشی دانسته است. یونیسف و یونسکو از مقامات حکومت فعلی خواسته‌‌اند که ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی دختران و زنان را فوراً لغو کنند. در گزارش پیش‌بینی شده است که اگر این ممنوعیت ادامه پیدا کند تا سال ۲۰۳۰ میلادی، نزدیک به چهار میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم خواهند شد. در گزارش آمده است که امر پیامدهای عمیقی برای آینده کشور خواهد داشت.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 181 بازدید

سفارت بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد به مناسبت روز جهانی دختر اعلام کرده است که بریتانیا حمایت خود را از دختران افغانستان که با چالش‌‏های جدی آموزش روبرو هستند اعلام می‌دارد. سفارت بریتانیا به مناسبت این روز با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: ‌‏«آموزش دختران سبب توانمندی آنان می‌شود، جوامع را نیرومند ‏می‌سازد و رشد اقتصادی را به همراه دارد.» ‏۱۱ اکتبر، برابر با ۱۹ میزان، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل ‏متحد به عنوان روز جهانی دختر نام گذاری شده است. سفارت بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که هیچ کشوری نمی تواند پیشرفت کند ‏اگر نیمی از جمعیت آن عقب بماند. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، دختران را از آموزش محروم ‏کرده‌اند. دولت حتا آموزش پزشکی را برای دختران، ‏در حالی ‏که افغانستان با کمبود داکتر زن مواجه است، ممنوع کرده ‏است.‏ براساس آمار یونسکو، ۱.۴ میلیون دختر بالاتر از صنف ششم در ‌‏افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند.‏ همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل اعلام کرد که تا پایان سال جاری میلادی شمار دخترانی که در افغانستان از آموزش محروم می‌شوند، به بیش از ۲.۲ میلیون نفر خواهد رسید. با این وجود کشورهای جهان و شهروندان افغانستان در این چهار سال بارها از ‌‏حکومت فعلی خواسته‌اند که به زنان و دختران اجازه‌ی آموزش دهند، اما ‏دولت تا اکنون این خواسته‌ها را نادیده گرفته است.‏ نظرسنجی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که ۹۲ درصد از ‌‏شهروندان افغانستان فکر می‌کنند که دختران باید بتوانند تحصیل ‌‏کنند.‏

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 174 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ‏نظام آموزشی افغانستان با چالش‌های عظیمی روبرو است، اما ‏فرصت بازسازی همچنان باقی است. این نهاد امروز (شنبه، ۱۹ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رفع ممنوعیت آموزش سطح متوسطه دختران و سرمایه‌گذاری در ‏آموزش ابتدایی برای محافظت از پیشرفت و در دسترس نگه‌داشتن ‏آموزش برای هر دختر و هر پسر حیاتی است.‏ قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، زنان و دختران را از آموزش و ‏کار محروم کردند. حکومت فعلی حتی آموزش پزشکی را برای زنان و دختران، ‏در حالی که افغانستان با کمبود داکتر زن مواجه است، ممنوع کرده ‏است.‏ در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. براساس آمار یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، ۱.۴ میلیون دختر بالاتر از صنف ششم در ‏افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند.‏ همچنین کشورهای جهان و شهروندان افغانستان در این چهار سال بارها از حکومت فعلی خواسته‌اند که به زنان و دختران اجازه‌ی آموزش دهند، اما دولت تا اکنون این خواسته‌ها را نادیده گرفته است. باید گفت که نظرسنجی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که ۹۲ درصد از ‏شهروندان افغانستان فکر می‌کنند که دختران باید بتوانند تحصیل ‏کنند.‏

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 286 بازدید

جنی نوردبرگ در مقطع کارشناسی در رشته‌ی حقوق و روزنامه‌نگاری مشغول و از دانشگاه استکهلم فارغ‌التحصیل شد. وی به دلیل علاقه به فضای مطبوعاتی، تحصیلات تکمیلی خود را در رشته‌ی روزنامه‌نگاری ادامه داد. جنی، خبرنگاری مشهور و جنجالی محسوب می‌شود و به خاطر نگارش کتاب دختران زیرزمینی کابل شهرت بسیاری به دست آورده است. کتاب دختران زیرزمینی کابل زندگی پنهان دختران افغانستان در پوشش پسرانه نوشته‌ی جنی نوردبرگ که افتخارات و جوایز بسیاری برای خالقش به ارمغان آورده است به زندگی زنان افغانستانی‌ای می‌پردازد که برای داشتن زندگی راحت‌تر مجبور هستند جنسیت خود را انکار کنند و مانند مردان لباس بپوشند و رفتار کنند. *جنی نوردبرگ* (Jenny Nordberg) روزنامه‌نگار و نویسنده سوئدی است که بیشتر برای کتاب مشهور خود، *«دختران زیرزمینی کابل»* شناخته می‌شود. او در سوئد به دنیا آمد و در خانواده‌ای اهل روزنامه‌نگاری بزرگ شد، جایی که علاقه‌اش به روایت داستان‌های واقعی و تحقیق میدانی از کودکی شکل گرفت. تحصیلات او شامل رشته‌های حقوق و روزنامه‌نگاری است. او ابتدا در دانشگاه استکهلم تحصیل کرد و سپس برای تکمیل مهارت‌های روزنامه‌نگاری‌اش، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک رفت و مدرک کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری را دریافت کرد. این تحصیلات به او کمک کرد تا مهارت‌های حرفه‌ای در تحقیق‌های عمیق و گزارش‌های مستند کسب کند. فعالیت حرفه‌ای جنی نوردبرگ از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد و او بیشتر روی مسائل حقوق بشر، زنان و کودکان در مناطق بحران‌زده تمرکز کرده است. او سال‌ها در افغانستان زندگی و کار کرده و گزارش‌های زیادی درباره وضعیت زنان و دختران افغان نوشته است. در کتاب «دختران زیرزمینی کابل»، نوردبرگ پدیده‌ای نادر اما مهم را به تصویر می‌کشد که در آن دختران جوان به شکل پسران تربیت می‌شوند تا در جامعه مردسالار افغانستان بتوانند آزادی‌ها و فرصت‌هایی را تجربه کنند که برای دختران واقعی بسیار محدود است. این کتاب حاصل سال‌ها تحقیق، مصاحبه و زندگی نزدیک با این خانواده‌ها و دختران است که صدای خاموش آن‌ها را به جهان معرفی کرد. او برای روزنامه سوئدی «Svenska Dagbladet» کار کرده و گزارش‌هایش در نشریاتی چون *Th New York Time* ،The Atlanta، The Guardian و غیره منتشر شده‌اند. کتاب دختران زیرزمینی کابل (The Underground Girls of Kabul) که به شرح چالش‌های این سبک زندگی می‌پردازد، شخصیت‌های زنده و قابل توجهی دارد که به کتاب جان می‌دهند. به عنوان مثال، آزیتا که خود نماینده‌ی مجلس محسوب می‌شود به ناچار بر دختر چهارم خود، نام مهران را می‌گذارد و مانند پسرها بزرگش می‌کند. زهرا نیز نوجوانی است که با مشکلات بلوغ دست و پنجه نرم می‌کند و حاضر نیست مانند دختران زندگی کند. شکریه بیست سال مانند مردان زندگی کرده است و اکنون سه فرزند دارد و ... . اگر دوست دارید روایت‌های واقعی از زندگی زنان در افغانستان بخوانید، اگر به مطالعات جامعه‌شناسی و حقوق زنان علاقه‌مندید، کتاب دختران زیرزمینی کابل یک گزینه‌ی عالی برای شما است. افتخارات کتاب دختران زیرزمینی کابل: - بهترین کتاب سال ۲۰۱۴ به انتخاب پابلیشرز ویکلی - نامزد بهترین کتاب ناداستان سال ۲۰۱۴ به انتخاب گودریدز - برنده جایزه کتاب آنتونی لوکاس در سال ۲۰۱۵ - یکی از بهترین کتاب‌های غیرداستانی بازفید در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب بیزینس اینسایدر در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب کلمبوس دیسپچ در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب هفته‌نامه‌ی ناشران در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب پاپ مترز در سال ۲۰۱۴ بخشی از کتاب دختران زیرزمینی کابل «برادرِ ما در اصل یک دختر است.» یکی از دوقلوها با نگاه مشتاقش سر تکان می‌دهد تا بر درستی حرف‌هایش دوباره تأکید کند، سپس به‌سمت خواهرش برمی‌گردد، او هم موافق است. بله، درست است. او هم این مطلب را تأیید می‌کند. آنها دوقلوهای همسان ده‌ساله‌ای هستند با موهای مشکی، چشم‌هایی شبیه سنجاب و مختصری کک‌ومَک روی صورت. لحظاتی قبل، هنگامی‌که منتظر مادرشان بودیم تا مکالمه‌اش در اتاق دیگر تمام شود، با آهنگ‌های آی‌پاد من رقصیدیم و هدفون را بین خودمان ردوبدل کردیم تا بهترین رقصمان را به هم نشان دهیم، اگرچه من موفق نشدم با چرخش ماهرانهٔ کمرهایشان هماهنگ شوم - بخش‌هایی از این رقص مشترک می‌توانست قابل‌تحسین باشد. در پیچ‌وخم ساختمان‌های سیمانی و راهروهای سرد و مثلِ یخِ آپارتمان‌های به سبک اتحاد جماهیر شوروی، هر صدایی منعکس می‌شود؛ خانه‌هایی که اکنون آشیانه‌ی خانواده‌هایی از طبقه‌ی متوسط مردم کابل شده‌اند. حالا روی مبلمان طلادوزی‌شده‌ای نشسته‌ایم که دوقلوها سرویس چای‌خوری را مقابل آن چیده‌اند؛ لیوان‌های شیشه‌ای و فلاسک چای در یک سینی با روکش نقره. مهمان‌خانه آراسته‌ترین اتاق تجملاتی در خانه‌های افغان‌هاست، البته برای نشان‌دادنِ ثروت و شخصیت اخلاقی صاحبش. نوارهای کاستِ آیات قرآن و گل‌های پارچه‌ای به رنگ زرد و قرمز روی میزی در کُنج اتاق دیده می‌شوند؛ تَرَکِ میز هم با چسب ترمیم شده است. خواهران دوقلو درحالی‌که پاهایشان را زیر مبل پنهان کرده‌اند، کمی از عدم واکنش من نسبت به حضور پُررنگشان دلخورند. دوقلوی شمار‌ه‌ی دو به جلو خم می‌شود و می‌گوید: «درست است، آن پسر، خواهر کوچک‌تر ماست.» به آنها لبخند می‌زنم، دوباره سر تکان می‌دهم و می‌گویم: «بله، قطعاً.» عکسِ قاب‌شده‌ی روی میز کناری عکس برادرشان است با یک پیراهن یقه‌هفت و کراوات به‌همراه پدر سبیلو و خندانشان. این تنها عکسِ در معرض دید در نشیمنِ خانه است. دختران بزرگ‌تر کم‌وبیش به زبان انگلیسی آشنا هستند و با اشتیاق صحبت می‌کنند. انگلیسی را از کتاب‌های درسی و شبکه‌های ماهواره‌ای که دیش آن در بالکن دیده می‌شود یاد گرفته‌اند. اینجا شاید تنها مانعِ ما زبان باشد. برای اینکه صمیمی‌تر و مهربان‌تر باشم می‌گویم: «بسیارخب بچه‌ها، فهمیدم؛ آن پسر، خواهرتان است. حالا بنفشه تو به من بگو که رنگ موردِعلاقه‌ات چیست؟» کمی عقب‌وجلو می‌رود، خجالت می‌کشد، سرخ‌وسفید می‌شود و سؤال را به خواهر دیگرش هم منتقل می‌کند تا بیشتر روی آن فکر کنند. دوقلوها ژاکت پشمی نارنجی و شلوارک سبزرنگی پوشیده‌اند. به‌نظر می‌رسد با این لباس‌ها همه‌کاری می‌کنند تا هم‌زمان سیمایی کاملاً دخترانه هم داشته باشند. هر دو دختر، کِش‌های پُرزرق‌وبرقی به موهایشان بسته‌اند و حرف که می‌زنند، مُدام سرشان را تکان می‌دهند؛ کِشِ سرشان فقط زمانی از حرکت می‌ایستد که آن دیگری شروع به حرف‌زدن می‌کند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 211 بازدید

مجله گلمور درتازه‌ترین مورد گزارش داده است که از نخستین قربانیان خاموشی اینترنت و قطع شبکه‌های مخابراتی در افغانستان، دختران بالاتر از صنف ششم‌ هستند که پس از وضع محدودیت، تنها از طریق آموزش آنلاین توانسته بودند به درس ادامه دهند. این مجله با نشر گزارشی گفته است که مسوولان حکومتی به دستور ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت فعلی اینترنت سراسر کشور را بدون هیچ توضیحی قطع کرده‌اند؛ اقدامی که نه‌تنها آموزش، بلکه زند‌گی روزمره‌ مردم را فلج کرده بود. در بخشی از گزارش آمده است که افغانستان کشور جوان با بیش از ۶۰ درصد جمعیت زیر ۲۵ سال است که نیاز به آموزش و ارتباط با جهان امروزی دارند. مجله گلمور در گزارشش تاکید کرده است که قطع اینترنت، بسیاری از جوانان که از شبکه‌های اجتماعی و آموزش مجازی برای یادگیری و حفظ ارتباط با جهان استفاده می‌کنند، با افسرد‌گی و انزوا روبرو خواهند شد. قابل ذکر است که با قطع شدن اینترنت و شبکه‌های مخابراتی تمام صرافی‌ها، گمرکات، شرکت‌های هواپیمایی، صادرات و واردات و کسب‌وکارهای مرتبط با اینترنت به خصوص برخی از رسانه‌ها تعطیل شدند. این در حالی است که حکومت سرپرست هفته‌ی گذشته به مدت دو روز، شبکه‌های مخابراتی و خدمات اینترنت را در سراسر افغانستان قطع کرده بود. ۴۸ ساعت قطع اینترنت و شبکه‌های مخابراتی در افغانستان، شهروندان را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. برخی فعالان مدنی از حکومت سرپرست خواسته‌اند تا دسترسی به اینترنت را به عنوان یک حق اساسی شهروندی تضمین کند و از ایجاد اختلال‌های ناگهانی خودداری شود. مسوولان حکومت فعلی تا اکنون درباره‌ی این قطعی و اتصال دوباره توضیحی ارائه نکرده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 152 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی معلم اعلام کرده است که آموزش جرم نیست و ۹۲ درصد مردم افغانستان برای آموزش دختران اهمیت می‌دهند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۴ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این آمار از طریق نظرسنجی‌ای با مشارکت دو هزار شهروند افغانستان به‌ دست آمده است. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «وقتی دختران آموزش می‌بینند، توانایی شکل‌دادن به آینده‌ای بهتر برای همه را آزاد می‌کنند.» این نهاد پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که بیش از ۸۰ درصد دختران و زنان در افغانستان از دسترسی به آموزش و اشتغال محروم شده‌اند. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان و اتحادیه اروپا نیز روز گذشته، به مناسبت روز معلم، بر اهمیت آموزش دختران تاکید کرده بودند. یوناما به‌مناسبت روز جهانی معلم اعلام کرده است که آموزش و پرورش شهروندان افغانستان برای یک کشور با صلح و ثبات، خودکفا، مقاوم و شکوفا مهم و ضروری است. بااین‌حال، پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان تجلیل از روز جهانی معلم در افغانستان ممنوع شده است. در تازه‌ترین مورد، آمریت معارف شهر هرات به مکاتب دولتی و خصوصی این ولایت دستور داده‌ است که از روز معلم تجلیل نکنند. قابل ذکر است که پنجم اکتبر روز جهانی معلم نام‌گذاری شده است. از این روز در سراسر جهان تجلیل می‌شود.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 412 بازدید

در دل کوچه‌های پر ازدحام شهر نو کابل، جایی‌که زندگی میان صدای ریکشاها، موترهای دودزا و فروشنده‌های خسته می‌گذرد، دختری به نام مریم زندگی می‌کند. مریم، روزی نه‌چندان دور – وقتی هنوز اندکی امید برای دختران باقی بود – یکی از ورزشکاران دوچرخه‌سواری افغانستان بود. دخترکی با چشمانی پر از رؤیا و دلی آکنده از امید که باور داشت می‌تواند روزی پرچم افغانستان را در میدان‌های بین‌المللی بر دوش بکشد. از همان کودکی، وقتی پدرش برایش یک دوچرخه‌ی رنگ‌ورورفته خرید، گویی دنیایی تازه به رویش گشوده شد. آن روزها، وقتی خورشید کابل بر کوچه‌های خاکی می‌تابید، مریم با دوچرخه‌اش در کوچه‌ها می‌چرخید و خودش را در میانه‌ی یک مسابقه‌ی جهانی تصور می‌کرد. پدرش همیشه به او می‌گفت: «دخترم، زندگی پر از دشواری است، اما کسی که آرزو داشته باشد و سختی‌ها را به جان بخرد، روزی به جایی می‌رسد.» مریم این حرف‌ها را با جان و دل می‌شنید. مادرش گاهی نگران بود؛ او خوب می‌دانست که جامعه چه نگاه سنگینی به ورزش دختران دارد. اما عشق مریم به دوچرخه‌سواری چنان شعله‌ور بود که هیچ‌کس نمی‌توانست مانعش شود. او به تیم محلی دوچرخه‌سواری دختران پیوست. با وجود همه‌ی دشواری‌ها، نگاه‌های سنگین، و دشنام‌های رهگذران، وقتی با هم‌تیمی‌هایش در جاده‌ها رکاب می‌زد، چنان احساس آزادی می‌کرد که هیچ چیز دیگر برایش اهمیت نداشت. در سال‌های پایانی مکتب، وقتی مریم در یکی از مسابقات کوچک شهری شرکت کرد و توانست مقام دوم را به دست آورد، برق امید در چشمانش دوچندان شد. خودش را بر سکوی پیروزی می‌دید و در دل می‌گفت: «این تازه آغاز است… روزی خواهم رسید.» اما روزگار، بی‌رحم‌تر از آن بود که بگذارد آرزوهای یک دختر در کابل، به‌سادگی پر و بال بگیرد. با تغییر اوضاع کشور، یکی‌یکی دروازه‌های ورزش به روی دختران بسته شد. ورزشگاه‌ها خاموش شدند، تیم‌ها از هم پاشیدند و مربی‌ها پراکنده گشتند. مریم هنوز دوچرخه‌اش را در گوشه‌ی اتاق نگه می‌داشت، اما هر بار که نگاهش به آن می‌افتاد، دلی پر از حسرت بر سینه‌اش می‌کوبید. روزهایی را به یاد می‌آورد که با موهای بسته‌شده زیر کلاه ایمنی، عرق‌ریزان در گرمای تابستان رکاب می‌زد و حس می‌کرد به‌سوی آینده می‌تازد. اما حالا، همان آینده مانند دیواری بلند و تاریک پیش چشمش ایستاده بود؛ عبورناپذیر و سهمگین. زندگی‌اش به‌کلی تغییر کرد. برای کمک به خانواده، ناگزیر شد همراه مادر و خواهرانش به قالین‌بافی رو آورد. در اتاقی کوچک و نیمه‌تاریک، بر چوکی‌های کوتاه می‌نشستند و تار و پود قالین را با دست‌های‌شان به‌هم می‌بافتند. دست‌هایی که زمانی فرمان دوچرخه را در اختیار داشتند، حالا پینه بسته و زخم‌خورده شده بودند. انگشتانش از بس با تارهای خشک و زِبر قالین سروکار داشتند، سرخ و ورم‌کرده می‌شدند. مریم گاهی آه می‌کشید و می‌گفت: «چنان درد می‌کشم که شب‌ها خوابم نمی‌برد… اما چاره‌ای نیست. اگر ما کار نکنیم، نان خانه از کجا بیاید؟» بعدتر، برای این‌که درآمد خانواده بیشتر شود، مریم به خیاطی نیز روی آورد. در دکان‌های کوچک خیاطی در شهر نو، ساعت‌ها پشت چرخ خیاطی می‌نشست و لباس‌های مردم را می‌دوخت. هر بار که پارچه‌ای را زیر سوزن چرخ هدایت می‌کرد، در دلش آه می‌کشید و می‌گفت: «کاش به‌جای این سوزن، هنوز فرمان دوچرخه زیر دستانم بود.» اما با همه‌ی تلخی‌ها و سختی‌ها، روح مریم هنوز از امید خالی نشده است. گاهی شب‌ها، وقتی همه‌ی اهل خانه به خواب رفته‌اند، او پرده‌ی اتاق را کنار می‌زند و به چراغ‌های پراکنده‌ی کابل نگاه می‌کند. در خیال، رکاب می‌زند؛ جاده‌ها را پشت سر می‌گذارد، جمعیتی را تصور می‌کند که برایش کف می‌زنند، و در پایان مسابقه، پرچم افغانستان را با غرور بر شانه‌اش می‌اندازند. این خیال‌ها تنها سرمایه‌ای است که دلش را گرم نگه می‌دارد. مریم می‌گوید: «اگر امید نباشد، آدم مثل چراغ بی‌روغن خاموش می‌شود. من شاید امروز قالین می‌بافم و خیاطی می‌کنم، اما باور دارم روزی دوباره رکاب خواهم زد… شاید همین‌جا در کابل، شاید در جایی دیگر… مهم این است که تسلیم نشوم.» زندگی در شهر نو آسان نیست. کرایه‌ی خانه سنگین است، نانِ روزانه به دشواری تهیه می‌شود و هر روز خبرهای تازه‌ای از فقر و محدودیت می‌رسد. با این‌همه، مریم سعی می‌کند لبخند بزند و زندگی کند. وقتی کودکان همسایه را می‌بیند، برای‌شان از روزهای دوچرخه‌سواری‌اش قصه می‌گوید. آن‌ها با چشمانی پر از شگفتی گوش می‌دهند و یکی ازشان می‌گوید: «خواهر مریم، کاش ما هم می‌توانستیم مثل تو دوچرخه‌سواری کنیم.» و او در دل، با اندوهی که پشت لبخندش پنهان کرده، می‌گوید: «کاش شما مجبور نباشید مثل من… فقط در خاطره‌ها رکاب بزنید.» هر بار که به قالین نیمه‌کاره نگاه می‌کند، زیر لب می‌گوید: «این تار و پود، مثل زندگی من است؛ هر گره‌اش درد دارد، اما اگر ادامه بدهم، روزی تصویری زیبا می‌سازد.» همین اندیشه، همان نوری‌ست که او را از غرق شدن در تاریکی نجات می‌دهد. مریم هنوز هم دوچرخه‌ی قدیمی‌اش را در گوشه‌ی اتاق نگه داشته؛ زنجیرش زنگ زده، رنگش پریده و تایرش سال‌هاست که هوا ندارد، اما دلش رضا نمی‌دهد آن را بفروشد یا دور بیندازد. با نگاهی که از عشق و دلتنگی پر است، می‌گوید: «این دوچرخه، مثل تکه‌ای از قلبم است. اگر از من بگیرندش، انگار گذشته و آینده‌ام را از من گرفته‌اند.» او هنوز امیدوار است؛ امید دارد روزی دوباره دروازه‌های ورزش به روی دختران باز شود. می‌گوید: «شاید دیگر آن‌قدر جوان نباشم، شاید توان رقابت نداشته باشم، اما اگر این فرصت دوباره بیاید، باز هم رکاب می‌زنم. حتی اگر هیچ مقامی نگیرم… فقط می‌خواهم آزادی را دوباره با تمام وجود حس کنم.» مریم، روایت هزاران دختر افغان است که رؤیاهای‌شان زیر غبار سنگین محدودیت‌ها مدفون شده، اما هنوز، شعله‌ای کوچک از امید را در دل نگه داشته‌اند؛ شعله‌ای که در میان تاریکی کابل، آرام اما سرسخت، می‌سوزد و نشان می‌دهد که آرزو، هیچ‌گاه نمی‌میرد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 303 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای افغانستان بار دیگر بر لزوم بازگشایی مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم از سوی حکومت سرپرست تاکید کرده است. شیما سن گوپتا، مدیر بخش محافظت از کودکان یونیسف امروز (سه‌شنبه، ۱ میزان) گفته است که آینده افغانستان به آموزش دختران و زنان وابسته است. وی در ادامه تاکید کرده است که آموزش تنها به معنای یادگیری نیست، بلکه نقش مهمی در محافظت از دختران در برابر ازدواج‌های زودهنگام نیز دارد. یونیسف در ادامه افزوده است: « چهار سال از زمانی که دختران افغانستان از کلاس‌های درس بالاتر از کلاس ششم محروم بودند، می‌گذرد. ​​یونیسف از مقامات بالفعل می‌خواهد که این ممنوعیت را لغو کنند و اجازه دهند هر دختری از صنف ششم فراتر آن آموزش ببیند.» صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش‌تر نیز بر بازگشایی مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم تاکید کرده بود. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 287 بازدید

منابع محلی از ولایت فراه می‌گویند که اجساد سه دختر خردسال که اعضای یک خانواده بودند، از درون یک چاه در ولسوالی خاک سفید این ولایت پیدا شده است. دست‌کم دو منبع رسانه گوهرشاد گفته‌اند که اجساد این سه دختر پس‌ازچاشت روز گذشته (شنبه، ۲۹ سنبله) از روستای «سرجی» از مربوطات ولسوالی خاک سفید پیدا شده است. منبع تاکید کرد که این کودکان بین پنج تا ۱۰ سال سن داشتند و دو نفر آنان خواهر بوده و سومی دختر کاکای‌شان بودند. منبع در مورد دلیل قتل یا فوت این دختران معلومات ارائه نکرده است. همچنین فرماندهی پولیس فراه نیز پیدا شدن جسد این سه کودک دختر را تایید کرده است. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این دختران ۱۱ روز پیش از خانه‌های‌شان ناپدید شده بودند. فرماندهی پولیس ولایت فراه افزوده است که هنوز روشن نیست که این کودکان چگونه درون چاه افتاده و جان داده‌اند. قابل ذکر است که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست موارد متعددی از افتادن کودکان در درون چاه‌های آب در کشور گزارش شده است. همچنین چند وقت پیش، تلاش‌ها برای نجات یک کودک از چاه در ولسوالی «ده‌یک» ولایت غزنی به ناکامی انجامید و چهار امدادگر نیز به‌دلیل شارتی برق وسایل شان جان باختند. سراج‌الدین حقانی، سرپرست وزارت داخله‌ی حکومت سرپرست دستور داده است که روی تمام چاه‌ها باید پوشانده شود و با کسانی که از این دستور سرپیچی کند، برخورد صورت می‌گیرد.

ادامه مطلب