برچسب: دختران

2 ماه قبل - 151 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمله انفجاری در نزدیکی یک مکتب در دشت‌برچی، منطقه عمدتا هزاره‌نشین کابل اسفناک است. آقای بنت امروز (سه‌شنبه، ۲۷ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به هدف محاکمه عاملان این حمله خواهان تحقیقات کامل و مستقل این رویداد شد. وی در ادامه حمله به یک مکتب در شهرک مهدیه در غرب کابل را نکوهش کرد. ریچارد بنت افزوده است: «حمله فجیع دیروز را که به تعداد زیادی از کودکان در مکتبی در دشت برچی آسیب رساند، محکوم می‌کنم.» در پی انفجاری که عصر دیروز در مکتب خصوصی «شمع هدایت» در شهرک مهدیه از مربوطات حوزه هجدهم امنیتی شهر کابل در دشت برچی رخ داد، ده‌ها دانش‌آموز زخمی شده‌اند. حکومت سرپرست وقوع انفجار را تایید کرده، اما هنوز جزئیاتی از نوعیت این حادثه در دست نیست. گفته می‌شود حدود ۵۰ دانش‌آموز زیر ۱۸ سال زخمی شده‌اند. دشت‌برچی، در غرب کابل در سال‌های گذشته بارها شاهد حملات مرگبار انفجاری به ویژه در مکاتب بوده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 113 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که زنان و دختران در افغانستان با بحرانی ساختارمند حقوق بشری روبرو هستند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۶ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش متوسط و مشارکت زنان در نیروی کار همراه با محدودیت‌های گسترده در زندگی روزمره، خطرهای مرتبط با حفاظت و امنیت آن‌ها را افزایش داده و تاب‌آوری بلندمدت جامعه را نیز تهدید می‌کند. در ادامه آمده است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران در افغانستان، برای نسل‌های آینده نیز احساس خواهد شد. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 94 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در جریان برنامه‌های حمایتی این نهاد در افغانستان، ۶۷ درصد از ۵۵ هزار و ۹۳۷ کودک آسیب‌پذیر تحت حمایت آموزشی، دختران بودند. این سازمان با نشر گزارشی از ارایه‌ی خدمات صحی و تغذیه‌ای به میلیون‌ها کودک و حمایت از خانواده‌های آسیب‌پذیر در افغانستان خبر داده است. بر اساس آمار یونیسف، برنامه‌های آموزش مبتنی بر جامعه و ایجاد مکان‌های موقت آموزشی به ۵۵ هزار و ۹۳۷ کودک آسیب‌پذیر در افغانستان کمک کرده است. در گزارش آمده است که دختران با تشکیل ۶۷ درصد این کودکان، بخش عمده دریافت‌کنندگان این حمایت‌ها را تشکیل می‌دهند. یونیسف در بخشی از گزارشش تاکید کرد که این برنامه‌ها، از جمله برای کودکان بازگشته و کودکانی که از مکتب بیرون مانده‌اند، اجرا شده است؛ گروهی که در میان محدودیت‌های موجود بر آموزش، با موانع بیشتری برای دست‌رسی به فرصت‌های آموزشی روبرو هستند. در بخش حمایت اقتصادی از خانواده‌ها، برنامه انتقال پول نقد برای مادران و کودکان به ۶۵ هزار و ۱۶۲ خانواده رسیده و در مجموع ۵۷۶ هزار و ۲۷۹ نفر از آن بهره‌مند شده‌اند. این در حالی است که نظام آموزشی افغانستان همچنان با چالش‌های گسترده در بخش ساختمان، تجهیزات و کم‌بود آموزگاران روبرو هستند. در بسیاری از منطقه‌های دوردست مکتب‌ وجود ندارد و بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، از آموزش محروم می‌مانند. پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در آگست ۲۰۲۱ میلادی، دختران از آموزش بالاتر از دوره ابتدایی و زنان از تحصیل دانشگاهی محروم شده‌اند. همچنین در کنار محدودیت‌های آموزشی، زنان و دختران با محدودیت‌هایی در زمینه اشتغال، رفت‌وآمد و حضور در زندگی عمومی نیز مواجه‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 168 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که ممنوعیت وضع‌شده بر آموزش و کار زنان و دختران تنها یک نسل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه نسل بعدی نیز هزینه‌ی آن را می‌پردازد. این با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پس از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی، ۲.۶ میلیون دختر از آموزش محروم شدند و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران و اشتغال زنان، سالانه ۸۴ میلیون دالر امریکایی برای افغانستان هزینه‌ی اقتصادی دارد و با ادامه‌ی محدودیت‌ها، این ضررها هر ساله بیشتر می‌شود. یونیسف هشدار داده است که این محدودیت‌ها تنها یک نسل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه هزینه‌ها و عواقب آن به نسل بعدی نیز منتقل می‌شود. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل افزوده است: «با افزایش نسبت مادران بی‌سواد، خطرات کم‌وزنی هنگام تولد، واکسیناسیون ناکافی و کوتاهی قد در بین فرزندان‌‎شان نیز افزایش می‌یابد و فشار بیشتری را بر سیستم صحی که از قبل تحت فشار بوده است، وارد می‌کند.» در بخشی از اعلامیه آمده است که با این محدودیت‌ها، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با خطر از دست دادن حداکثر ۲۰ هزار معلم زن و حدود پنج‌ونیم هزار پزشک زن مواجه است و همچنان تعداد معلمان زن در آموزش پایه در حال حاضر بیش از نُه درصد کاهش یافته و از نزدیک به ۷۳ هزار نفر در سال ۲۰۲۲ به حدود ۶۶ هزار نفر در سال ۲۰۲۴ رسیده است. بررسی‌های یونیسف نشان می‎دهد که حضور زنان در خدمات ملکی بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ میلادی از ۲۱ درصد به ۱۷.۷ درصد کاهش یافته است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف می‌گوید: «پنج سال ممکن است در تاریخ یک کشور کوتاه باشد، اما در زندگی یک دختر دوره‌ای تعیین‌کننده است.» او افزوده است: «کلاس درس چیزی بیش از یادگیری ارائه می‌دهد. به یک جوان صدا و توانایی رسیدن به تمام ظرفیت او را می‌دهد و سپری در برابر کار کودکان، ازدواج زودهنگام و خشونت و سوءاستفاده ارائه می‌دهد.» وی افزوده است: «وقتی مکتب‌ها تعطیل شدند، این حمایت‌ها از بین رفت.» یونیسف هشدار داده است که دختران وقتی از مکتب خارج می‌شوند با خطرات بیشتری از جمله کار کودکان، سوءاستفاده، ازدواج زودهنگام و خشونت مبتنی بر جنسیت روبه‌رو هستند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از وارد شدن به کابل، حدود دو هفته بعد اعلام کردند که دختران اجازه ندارند فراتر از صنف ششم ابتدائی مکتب درس بخوانند. همچنین آموزش بانوان در دانشگاه‌ها در دسامبر ۲۰۲۲ منع شد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 136 بازدید

منابع محلی از ولایت ارزگان می‌گویند یک مورد مثبت فلج اطفال (پولیو) در شهر ترینکوت، مرکز این ولایت ثبت شده است. دست‌کم دو منبع از ریاست صحت عامه ازرگان امروز (پنج‌شنبه، ۲۲ اسد) گفته‌اند که یک دختر دوساله به فلج اطفال مبتلا شده است. در ادامه آمده است که این دختر باشنده‌ی منطقه‌ی «سرخوم» از مربوطات شهر ترینکوت، مرکز ولایت ارزگان است. این در حالی است که سازمان جهانی صحت هفته‌ی گذشته اعلام کرد که افغانستان با ثبت ۱۵ مورد مثبت پولیو در سال جاری میلادی، بالاترین رقم مبتلایان تازه به فلج اطفال در سطح جهان را دارد. در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که ‏بیماری پولیو در آن‌ها ریشه‌کن نشده است‎.‎ براساس آمار سازمان جهانی صحت، از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی تا اکنون سه ‏مورد ابتلا و ۱۰۸ نمونه‌ی محیطی پولیو در پاکستان شناسایی شده است‎.‎ در سال گذشته‌ی میلادی ۲۱ مورد انسانی و ۹۴ مورد محیطی پولیو در ‏افغانستان ثبت شده بود‎.‎ در سال گذشته در پاکستان نیز ۳۱ مورد انسانی و ۶۵۱ مورد محیطی ‏شناسایی شده بود.‏

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 126 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ میلادی تاکنون حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که زنان و دختران نیز از سال ۲۰۲۲ میلادی از تحصیل در دانشگاه‌ها منع شده‌اند و همچنان با محدودیت‌های شدید در زمینه اشتغال و مشارکت در زندگی عمومی روبرو هستند. در گزارش آمده است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن دختران و زنان به‌طور رسمی از تحصیل در دوره متوسطه و آموزش عالی منع شده‌اند. یونسکو در ادامه هشدار داده است که این ممنوعیت «افغانستان را با خطر از دست دادن ظرفیت‌هایش برای دهه‌ها، افزایش فقر و آسیب‌های جبران‌ناپذیر» مواجه می‌کند. این سازمان برآورد کرده است که ممنوعیت تحصیل دختران و زنان می‌تواند تا سال ۲۰۶۶ میلادی باعث خروج ۶۰۰ هزار زن از بازار کار شود، مجموع زیان‌های درآمدی را به ۹.۶ میلیارد دالر برساند و خطر ازدواج زودهنگام را افزایش دهد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد تاکید کرده است که محدودیت تحصیل زنان در آموزش عالی همچنین کمبود آموزگاران زن را تشدید خواهد کرد. به گفته‌ی این نهاد، بیش از دو میلیون کودک در دوره‌ی ابتدایی به دلایلی غیر از ممنوعیت‌های اعمال‌شده علیه دختران و زنان، از مکتب بازمانده‌اند. یونسکو برآورد می‌کند که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۱۱ هزار آموزگار زن واجد شرایط مواجه خواهد شد. هودا جبریان، هماهنگ‌کننده‌ی برنامه‌ی یونسکو برای آموزش در شرایط اضطراری، در یک نشست خبری گفت: «بسیاری از آموزگاران کشور را ترک کرده‌اند و آن‌هایی که در نظام آموزشی باقی مانده بودند، از ادامه‌ی تدریس منع شده‌اند.» او افزود: «تصمیم برای منع زنان از تدریس به پسران، نه‌تنها شمار قابل‌توجهی از آموزگاران و مربیان واجد شرایط را از نظام آموزشی خارج کرده، بلکه باعث شده است پسران توسط آموزگاران مرد فاقد صلاحیت آموزش ببینند. در نتیجه، یا آموزگاران مرد فاقد صلاحیت داریم یا اصلاً آموزگاری نداریم.» این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش منع کردند و سپس دروازه‌های دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را بستند. با وجود انتقادهای گسترده جهانی از این اقدامات در پنج سال گذشته، حکومت فعلی از موضع خود عقب‌نشینی نکرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 200 بازدید

وقتی زنگ ساعت در گوشه اتاق به صدا درآمد، مریم هنوز خواب بود؛ اما صدای مادرش که از حیاط می‌آمد، آرام‌آرام او را از خواب بیرون کشید. «مریم جان، بیدار شو، دیر می‌شود.» مریم چشم‌هایش را باز کرد، چند ثانیه به سقف اتاق خیره ماند و بعد با عجله از جا برخاست. صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود و هوای سرد از لای پنجره کوچک اتاق به داخل می‌آمد. چادر مکتبش را برداشت، لباس پوشید و کیف کوچکی را که از شب پیش آماده کرده بود، روی شانه انداخت. مادرش در آشپزخانه چای آماده می‌کرد و پدرش کنار دروازه نشسته بود و بند بوت‌هایش را می‌بست. وقتی پدر دخترش را دید، لبخند زد و پرسید: «امروز هم اول می‌رسی، دخترم؟» مریم با همان شوق همیشگی جواب داد: «امتحان داریم، پدر. اگر دیر برسم، معلم اجازه نمی‌دهد.» آن صبح برای مریم چیزی جز یک صبح عادی نبود؛ صبحی شبیه صدها صبح دیگری که با عجله از خانه بیرون شده، از کوچه گذشته و در کنار دختران دیگر به سوی مکتب رفته بود. او آن زمان نمی‌دانست روزی خواهد رسید که همین کیف، همین لباس و حتی صدای همان زنگ ساعت، برایش به خاطره‌ای دور تبدیل شود؛ خاطره‌ای که هر بار به یادش می‌آورد، احساس می‌کند بخشی از کودکی‌اش در همان دروازه مکتب جا مانده است. مریم از کودکی به درس علاقه داشت. خانواده‌اش امکانات زیادی نداشتند، اما پدر و مادرش همیشه تلاش کرده بودند او و خواهر کوچک‌ترش فرصت درس خواندن داشته باشند. پدرش کارگر روزمزد بود و درآمدش ثابت نبود؛ بعضی روزها صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد و بعضی روزها ساعت‌ها کنار سرک یا در بازار منتظر می‌ماند تا کسی برای کاری او را صدا کند. مادرش نیز در خانه برای زنان همسایه لباس می‌دوخت و با درآمد خیاطی بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد. زندگی برای این خانواده آسان نبود، اما پدر همیشه می‌گفت: «ما شاید نتوانیم برای شما خانه بزرگ یا زندگی راحت بسازیم، اما اگر بتوانیم شما را درس بدهیم، همین برای ما کافی است.» مریم این جمله را بارها شنیده بود و شاید به همین دلیل، درس خواندن برایش تنها یک وظیفه یا تکلیف مکتب نبود؛ او احساس می‌کرد با هر صفحه‌ای که می‌خواند، بخشی از زحمت پدر و مادرش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. از همان سال‌های نخست مکتب می‌گفت که می‌خواهد داکتر شود. وقتی کسی از او می‌پرسید چرا، پاسخ ساده‌ای داشت: «می‌خواهم مردم را درمان کنم.» شاید آن زمان نمی‌دانست برای رسیدن به این آرزو باید سال‌ها درس بخواند، امتحان بدهد و پس از فراغت وارد دانشگاه شود، اما برای مریم مهم نبود؛ او فقط آینده‌ای را تصور می‌کرد که در آن لباس سفید پوشیده و در یک شفاخانه مشغول کمک به بیماران است. سال‌های مکتب برای مریم با تمام دشواری‌هایش شیرین بود. گاهی پول خرید کتاب اضافی نداشت و مجبور می‌شد از کتاب‌های سال‌های گذشته خواهر یکی از دوستانش استفاده کند و گاهی نیز به دلیل نبود پول کافی، مدت‌ها منتظر می‌ماند تا پدرش بتواند برایش یک دفتر تازه بخرد. با این حال، هیچ‌کدام از این مشکلات علاقه‌اش به درس را کم نمی‌کرد. شب‌هایی که برق خانه قطع می‌شد، چراغ کوچک شارژی را کنار کتابش می‌گذاشت و تا جایی که می‌توانست مطالعه می‌کرد. مادرش چند بار از خواب بیدار می‌شد و می‌گفت: «دخترم، چشم‌هایت خراب می‌شود، بگذار صبح درس بخوانی.» مریم معمولاً لبخند می‌زد و جواب می‌داد: «صبح مکتب دارم، مادر، باید امشب بخوانم.» او از همان سال‌ها یاد گرفته بود اگر می‌خواهد چیزی به دست بیاورد، باید بیشتر از توانش تلاش کند. وقتی نمره خوبی می‌گرفت، پدرش خوشحال می‌شد و گاهی با وجود مشکلات مالی، برایش یک قلم یا دفترچه می‌خرید. مریم همان چیزهای کوچک را بزرگ‌ترین هدیه می‌دانست. یک بار که در امتحان نمره بسیار خوبی گرفته بود، پدرش هنگام شام گفت: «من می‌دانم تو یک روز به جایی می‌رسی.» مریم خندید و گفت: «اگر شما کمکم کنید، حتماً می‌رسم.» پدر جواب داد: «تا وقتی توان داشته باشم، کمکت می‌کنم.» آن جمله سال‌ها در ذهن مریم ماند؛ بی‌آن‌که او و پدرش بدانند روزی شرایطی خواهد رسید که تلاش پدر و اراده دختر، هر دو با مانعی روبه‌رو خواهند شد که عبور از آن آسان نیست. آخرین روزی که مریم به مکتب رفت، هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت. صبح زود بیدار شد، لباس پوشید، کتاب‌هایش را در کیف گذاشت و از خانه بیرون رفت. در مسیر با دوستانش درباره امتحان و برنامه‌های آینده صحبت کرد. یکی از دوستانش می‌گفت می‌خواهد مهندس شود و دیگری آرزو داشت معلم شود. مریم با خنده گفت که روزی داکتر خواهد شد و همه‌شان را رایگان معاینه خواهد کرد. دختران خندیدند و قرار گذاشتند پس از فراغت نیز با هم در تماس باشند. وقتی مریم وارد صنف شد، معلم درس را آغاز کرد. هیچ‌کس نمی‌دانست آن روز آخرین باری است که آنان در کنار هم پشت میزهای مکتب می‌نشینند. چند ساعت بعد، مریم مثل همیشه از مکتب به خانه برگشت، کیفش را در گوشه اتاق گذاشت و لباسش را عوض کرد. آن شب، خبرهایی که درباره ادامه ممنوعیت آموزش دختران منتشر می‌شد، نگرانی خانواده را بیشتر کرد. مریم ابتدا نمی‌خواست باور کند. تصور می‌کرد شاید این وضعیت موقتی باشد و چند روز یا چند هفته بعد همه چیز دوباره به حالت عادی برگردد. به مادرش گفت: «حتماً باز می‌شود. نمی‌شود که برای همیشه بسته بماند.» مادر چیزی نگفت و پدر نیز سکوت کرد. مریم آن شب کتاب‌هایش را کنار تخت گذاشت و با این فکر خوابید که فردا دوباره آن‌ها را در کیفش خواهد گذاشت. اما فردا آمد و مریم به مکتب نرفت. روز بعد هم نرفت و هفته بعد نیز دروازه مکتب بسته بود. ابتدا روزها را می‌شمرد، بعد هفته‌ها را و سرانجام فهمید ماه‌ها گذشته است. لباس مکتبش همچنان در کمد آویزان بود و کیفش همان‌طور گوشه اتاق مانده بود. هر بار که چشمش به آن می‌افتاد، چیزی در دلش سنگین می‌شد. با این حال، هنوز امیدوار بود. هر خبری را با دقت دنبال می‌کرد و هر بار که شایعه‌ای درباره بازشدن مکتب‌ها می‌شنید، قلبش تندتر می‌زد. چند بار حتی شب قبل از روزی که گفته شده بود ممکن است مکتب‌ها باز شوند، کیفش را آماده کرد؛ دفترها را مرتب کرد، قلم‌ها را تراشید و یونیفورمش را کنار تخت گذاشت. صبح زود بیدار شد، اما دوباره خبر رسید که مکتب‌ها باز نمی‌شوند. آن روز مریم لباسش را از کنار تخت برداشت و داخل کمد گذاشت. این بار دیگر گریه نکرد؛ فقط مدت زیادی به لباس نگاه کرد و بعد در کمد را بست. از آن پس، صبح‌هایی که قبلاً با عجله برای رفتن به مکتب آغاز می‌شد، شکل دیگری پیدا کرد. مریم به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، اتاق‌ها را مرتب می‌کرد و گاهی برای خرید از خانه بیرون می‌رفت، اما ذهنش جای دیگری بود. کتاب‌هایش هنوز در گوشه اتاق بودند و هر بار که از کنارشان عبور می‌کرد، احساس می‌کرد کسی از او می‌پرسد: «پس آینده‌ات چه شد؟» ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 156 بازدید

خورشید محمدی، بوکسور زن افغانستان، چهارمین پیروزی خود در رقابت‌های بوکس در استرالیا به دست آورد؛ هرچند این برد بدون برگزاری مبارزه ثبت شد. خانم محمدی آماده حضور در رینگ بود؛ اما حریف او از استرالیا پیش از آغاز مسابقه از حضور در این دیدار انصراف داد. طبق برنامه، خورشید محمدی باید در وزن ۶۰ کیلوگرام رقابت‌های «Gladiators Fight & Sparring»، در شهر مورابین ملبورن مقابل حریفش به میدان می‌رفت؛ اما این مسابقه به دلیل حاضر نشدن حریف استرالیایی در رینگ مسابقه، برگزار نشد. این دیدار قرار بود در سه راوند سه دقیقه‌ای برگزار شود. خورشید محمدی پیش از این دیدار چهار مبارزه انجام داده بود که حاصل آن سه پیروزی و یک شکست بود و با انصراف حریف، چهارمین برد او نیز در کارنامه‌اش ثبت شد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 141 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد با تاکید بر حق آموزش دختران، خواستار بازگشایی دروازه‌های مکتب به روی آنان شده و اعلام کرده است که دختران در افغانستان هزار و ۷۸۴ روز است که از آموزش در مکتب محروم‌ هستند. این سازمان با نشر پیامی به مناسبت ۱۷۸۴مین روز محرومیت دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از آموزش، گفته است که با وجود بسته‌ماندن دروازه‌های مکتب، «رویاهای» دختران برای ادامه‌ی تحصیل همچنان زنده است. دیدبان حقوق افغانستان با تاکید بر حق آموزش دختران در افغانستان، از سران حکومت سرپرست افغانستان خواسته است که زمینه‌ی بازگشت دختران به مکتب و ادامه آموزش آنان را فراهم کنند. دید‌بان حقوق افغانستان، در پیام خود نوشته است: «۱۷۸۴ روز است که دختران افغانستانی از آموزش محروم‌ اند. دروازه‌های مکتب بسته است، اما رویاهای آنان زنده است.» این نهاد، با طرح شعار «بگذارید دختران افغانستان درس بخوانند»، آموزش را حق اساسی دختران دانسته است. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در افغانستان در آگوست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در سراسر کشور متوقف شد. محرومیت دختران از آموزش متوسطه و سپس محدودیت‌های بیشتر، واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی را به دنبال داشته است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 137 بازدید

رسانه‌های اتریش گزارش داده‌اند که یک شهروند ۲۶ساله افغانستان به اتهام تجاوز جنسی به دو دختر از سوی پولیس بازداشت شده است. رسانه «هوته»، گزارش داده است که این دو دختر در مهمانی‌ای همراه با مصرف مخدر و نوشیدنی‌های الکولی در یک آپارتمان در منطقه رودولفشایم-فونفهاوس شهر وین مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. در گزاش آمده است که دو دختر ۱۶ساله‌ی اتریشی نیز در این مهمانی حضور داشتند که چند روز بود از مرکز نگه‌داری تحت سرپرستی خود ناپدید شده‌ بودند. در ادامه آمده است که یک یکی از دختران ۱۶ساله با شماره‌ی اضطراری تماس گرفته و اعلام کرده که او دوست هم‌سنش در آپارتمان در منطقه‌ی پانزدهم وین مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. گفته می‌شود که این شهروند افغانستان در همان آپارتمان این دو دختر را مورد آزار و سوءاستفاده‌ی جنسی قرار داده است. بر اساس گزارش، شهروند ۲۶ساله افغانستان به عنوان مظنون به طور مؤقت از راه‌پله ساختمان بازداشت کردند. هنوز تحقیقات پولیس برای روشن‌شدن اتهام‌ها بر شهروند افغانستان جریان دارد و تا زمان اثبات جرم، او بی‌گناه شناخته می‌شود. در گزارش آمده است که مظنون پرونده، از حق قانونی خود برای سکوت و خودداری از ارائه‌ی اظهارات استفاده کرده و به دستور دادستانی به یک بازداشتگاه قضایی منتقل شده است.

ادامه مطلب