برچسب: افغانستان

2 ماه قبل - 213 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال جدید میلادی نیز در کنار زنان و دختران جهان ایستاده و از آنان حمایت خواهد کرد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت سال جدید میلادی بر حمایت از زنان تاکید کرده و گفته است که در هر شرایطی به پشتیبانی خود از آنان ادامه می‌دهد. بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «به همه زنانی که به آنان گفته شده که زیادی بلند حرف می‌زنند، زیادی احساسی‌اند، زیادی جاه‌طلب‌اند، زیادی سخت‌گیرند، ما صدای شما را می‌شنویم و به شما باور داریم.» همچنین این سازمان با تاکید بر حمایت از زنان و دختران، خواهان ادامه مبارزه جمعی علیه کلیشه‌های جنسیتی شده است. این در حالی است که بسیاری از زنان در کشور‌های بحران‌زده از جمله افغانستان، به‌دلیل خشونت‌ها و کلیشه‌های موجود، همچنان از اساسی‌ترین حقوق خود محروم هستند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 250 بازدید

سپیده هنوز سر نزده بود. هوا بوی شب‌مانده می‌داد؛ بوی رطوبت، بوی خاک سرد، بوی زندگی‌هایی که زیر این آسمان خاموش شده‌اند. او روی پله‌ی سیمانی نشسته بود، پشت به دیوار، پاها جمع و دست‌ها در آستین‌های کهنه‌ای که دیگر گرم نمی‌کرد. چند بار نفس عمیق کشید، اما نفس‌ها به ته سینه‌اش نمی‌رسید. در آن سکوت سنگینِ پیش از صبح، فقط صدای قلب خودش را می‌شنید که نامنظم می‌زد؛ انگار حتی قلبش هم خسته شده بود از ادامه دادن. سی سال از عمرش گذشته بود، اما وقتی به عقب نگاه می‌کرد، چیزی شبیه زندگی نمی‌دید؛ فقط رشته‌ای از فرار، ترس، تحقیر و اشتباهاتی که هرکدام از قبلی سنگین‌تر بود. او در ایران به دنیا آمده بود؛ نه در شهری که اسمش در خاطره‌ها بماند، بلکه در حاشیه، جایی که افغان‌ها خانه می‌گرفتند چون جای دیگری راه‌شان نمی‌دادند. مادرش همیشه می‌گفت: «وقتی تو را زاییدم، هنوز اذان صبح نشده بود.» آن صبح، هیچ‌کس نمی‌دانست که این کودک، سال‌ها بعد، میان چند کشور سرگردان خواهد شد. تولدش ساده بود، بی‌سند، بی‌ثبت، بی‌جشن. فقط یک طفل دیگر که باید بزرگ می‌شد، بدون این‌که زیاد دیده شود. کودکی‌اش آرام نبود. از همان سال‌های اول، فرق را حس کرد؛ فرق در نگاه همسایه‌ها، فرق در لحن معلم، فرق در این‌که بعضی چیزها برای بعضی‌ها «حق» بود و برای او «خواهش». مکتب رفت، اما همیشه با ترس. هر بار که نام مأمور یا بازرسی می‌آمد، دلش می‌ریخت. مادرش شب‌ها لباس‌هایش را آماده می‌کرد و می‌گفت: «اگر چیزی شد، بدو بیا خانه.» کودک بود، اما مفهوم فرار را زود فهمید. خانه‌شان کوچک بود، اما غم‌هایش بزرگ. پدرش کارگر ساختمانی بود؛ مردی خاموش، کم‌حرف، با دست‌هایی که هیچ‌وقت صاف نمی‌شد. مادرش زن صبوری بود، اما صبر هم حدی دارد. دعواها بیشتر سر پول بود؛ پول کرایه، پول دوا، پول نان. او یاد گرفت خواسته‌هایش را قورت بدهد. یاد گرفت که اگر چیزی کم است، اول خودش کنار بکشد. نوجوانی‌اش خیلی زود تمام شد. وقتی هنوز هم‌سن‌وسال‌هایش بازی می‌کردند، او کار می‌کرد. خانه‌های مردم را پاک می‌کرد، ظرف می‌شست، بچه‌های دیگران را نگه می‌داشت. گاهی صاحب‌خانه‌ها تحقیرش می‌کردند، گاهی نادیده‌اش می‌گرفتند. شب‌ها که به خانه برمی‌گشت، پاهایش درد می‌کرد، اما دلش بیشتر. با این‌همه، هنوز ته دلش یک امید کوچک بود؛ این‌که شاید روزی همه‌چیز عوض شود. اما زندگی مهلت نداد. پدرش در یک حادثه‌ی کاری آسیب دید و دیگر نتوانست مثل قبل کار کند. فشار زندگی بیشتر شد. مکتب را کاملاً رها کرد. از همان‌جا فهمید که آینده‌اش شبیه مادرش خواهد بود؛ کار، خستگی و خاموشی. همین ترس، بذر تصمیم رفتن را در دلش کاشت. وقتی حرف ترکیه به میان آمد، اول باور نکرد. اما قصه‌ها زیاد بود؛ «فلانی رفت، کار پیدا کرد»، «فلانی زندگی‌اش جور شد». هیچ‌کس از شب‌های ترس، از زندان، از اعتیاد حرف نمی‌زد. پنج سال پیش، وقتی حدود بیست‌وپنج سال داشت، تصمیمش را گرفت. بدون خانواده، بدون پشتوانه. مادرش گریه کرد، پدرش خاموش ماند. او رفت، با دلی که هم سبک بود و هم سنگین. راه قاچاق، امتحان مرگ بود. شب‌های سرد، کوه‌های بی‌رحم، تشنگی، گرسنگی. قاچاقبرها فریاد می‌زدند، آدم‌ها می‌ترسیدند، بعضی می‌افتادند و دیگر بلند نمی‌شدند. در یکی از شب‌ها، زنی کنارشان زمین خورد و دیگر نتوانست ادامه بدهد. قاچاقبر گفت: «بگذاریدش.» او هنوز صدای آن زن را به یاد دارد. همان‌جا فهمید که انسان، در این مسیر، فقط یک عدد است. وقتی به ترکیه رسید، احساس پیروزی نکرد؛ احساس خالی بودن کرد. سه سال آن‌جا ماند. زندگی‌اش شد کارهای سخت، خانه‌های شلوغ، اتاق‌های تاریک. همیشه ترس از پولیس، همیشه اضطراب. زبان را درست نمی‌دانست و کسی حرف دلش را نمی‌فهمید. تنهایی، آهسته و پیوسته، او را شکست. اولین بار مواد را یکی از هم‌اتاقی‌ها به او داد و گفت: «فقط برای آرامش است.» همان شب، برای اولین‌بار بعد از مدت‌ها خوابش برد. از همان‌جا شروع شد؛ اول گه‌گاهی، بعد بیشتر، بعد هر روز. مواد برایش شد تکیه‌گاه؛ چیزی که درد را کم می‌کرد و فکر را خاموش می‌ساخت. نفهمید کی وقت وابسته شد، فقط یک روز دید بدونش نمی‌تواند. اعتیاد همه‌چیز را گرفت؛ کارش را از دست داد، پولش تمام شد، احترامش نابود شد. خودش را در آینه نمی‌شناخت. بدنش لاغر شد و چهره‌اش خسته. دوستانش یکی‌یکی دور شدند و تنها شد؛ تنهاتر از همیشه. تا این‌که پولیس گرفتش. سه ماه زندان. زندان برایش مثل سقوط آخر بود. شب‌ها بیدار می‌ماند و به مادرش، به خانه‌ی کوچک‌شان و به روزهایی که هنوز معتاد نشده بود فکر می‌کرد. قول می‌داد اگر آزاد شود، درست می‌شود. اما آزادی، آن‌طوری که فکر می‌کرد، نیامد. بعد از زندان، اخراج شد. پانزده ماه پیش به افغانستان رسید؛ کشوری که فقط نامش را داشت. وقتی پا به این خاک گذاشت، احساس کرد دوباره متولد شده، اما این‌بار بدون هیچ‌چیز؛ نه خانه، نه خانواده، نه پول. مدتی در خیابان‌ها ماند و بعضی شب‌ها گرسنه خوابید. اعتیاد حالا قوی‌تر از او بود. شش ماه به کمپ ترک اعتیاد رفت. روزهای اول بدنش می‌لرزید و شب‌ها از درد گریه می‌کرد. بعضی وقت‌ها می‌خواست فرار کند، اما می‌ماند و امیدوار بود. اما وقتی بیرون آمد، جامعه جایی برایش نداشت؛ کار نبود، حمایت نبود و دوباره لغزید. امروز زندگی‌اش در وضعیت بسیار خراب است و خودش این را می‌داند، اما هنوز حرف دارد و دلش می‌خواهد کسی اشتباه او را تکرار نکند. می‌گوید: «قاچاق نجات نیست، مواد آرامش نیست، تنهایی آدم را می‌شکند. اگر خانواده دارید، اگر کسی هست که نگران‌تان شود، همان بزرگ‌ترین نعمت است.» او خودش را مثال می‌زند؛ مثالی از اینکه یک تصمیم، یک فرار، چگونه می‌تواند یک زندگی را آرام‌آرام نابود کند. قصه‌ی او فقط قصه‌ی خودش نیست؛ قصه‌ی هزاران زنی است که میان مرزها گم شدند، میان فقر و اعتیاد شکستند و صدایشان هیچ‌وقت شنیده نشد. او هنوز زنده است، هنوز نفس می‌کشد و شاید همین، آخرین امید باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 130 بازدید

یک موسسه متعلق به دانشگاه جورج‌تاون آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در میان ۱۸۸ کشور جهان به عنوان بدترین کشور برای زنان است. یمن، جمهوری آفریقای مرکزی، سوریه، سودان، هائیتی و بروندی در جایگاه بعدی قرار دارند. دانشگاه جورج‌تاون با نشر گزارشی گفته است کخ در یکسال گذشته یکی از پنج زن در این کشورها در خانه مورد خشونت قرار گرفته‌اند. این گزارش که وضعیت زنان را بر اساس سه شاخص اصلی مشارکت، عدالت و امنیت بررسی کرده، نشان می‌دهد که زنان افغانستان در زمینه امنیت و دسترسی به عدالت در قعر جدول جهانی قرار دارند. در این رده‌بندی، کشورهای دنمارک، آیسلند، ناروی، سویدن و فنلند به عنوان برترین کشورهای جهان از نظر وضعیت زنان معرفی شده‌اند. همچنین در میان کشورهای اسلامی، زنان امارات متحده عربی شرایط بهتری نسبت به زنان در کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه، بریتانیا و اسپانیا دارند. در گزارش تاکید شده است که زنان و دختران در افغانستان همچنان از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. در این گزارش، افغانستان جز دولت‌های شکننده در جنوب آسیا توصیف شده است، منطقه‌ای که بدترین عملکرد را از نظر تامین حقوق زنان و دختران دارد. در گزارش دانشگاه جورج‌تاوت افزوده استچکه افغانستان در آخرین شاخص توسعه جنسیتی سازمان ملل متحد نیز پس از یمن، در انتهای جدول قرار گرفته بود. محدودیت‌های شدید برای حق کار و تحصیل، دسترسی زنان به کمک‌ها و خدمات را نیز مختل کرده است. بر اساس داده‌ها، از سال ۲۰۲۳ میلادی، خانواده‌های تحت مدیریت زنان ۴۰ درصد از درآمد خود را از دست داده‌اند. افزون بر این، خشونت جنسیتی تهدیدی جدی برای زنان است. بیش از ۵۰ درصد زنان بین ۱۵ تا ۴۹ سال گزارش داده‌اند که دستکم یک بار در زندگی خود با این نوع خشونت مواجه شده‌اند، رقمی که در برخی مناطق به ۹۲ درصد می‌رسد. همچنین، خیابان‌های افغانستان و چند کشور دیگر برای زنان مصون نیست. پس از سوریه و آفریقای جنوبی، زنان در خیابان‌های افغانستان کمترین احساس امنیت می‌کنند. گزارش دانشگاه جورج‌تاون را موسسه جورج‌تاون برای زنان، صلح و امنیت تهیه کرده که وضعیت زنان جهان را در سال ۲۰۲۵ میلادی بررسی کرده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 182 بازدید

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای بیش از ۶۰۰ هزار یتیم، معلول و بیوه، ماهانه دو هزار افغانی از سوی دولت پرداخت می‌شود. آقای مجاهد امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که وزارت امور شهدا و معلولین حکومت فعلی در سال گذشته حدود ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون افغانی برای زنان و کودکان بی‌سرپرست و افراد معلول اختصاص داده است. قابل ذکر است که تا اکنون آمار و اطلاعات دقیق شمار زنان سرپرست خانوار در افغانستان و کودکان تیم در دست نیست. بربنیاد آمار سازمان ملل متحد، تخمین می‌شود یک‌ونیم میلیون نفر در افغانستان با معلولیت شدید زندگی می‌کنند. یوناما گزارش داده است که از هر چهار شهروند افغانستان، یک نفر معلولیت خفیف دارد. همچنین سخنگوی حکومت فعلی در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که برای گداها نیز ماهانه دو هزار افغانی توزیع می‌شود. وی در ادامه افزوده است که تنها در یک سال اخیر ۱۰ هزار و ۶۶۴ گدا در سراسر کشور شناسایی شده‌اند. به‌دلیل وخامت بحران اقتصادی، حدود نیمی از جمعیت کشور با ناامنی غذایی مواجه هستند و نیاز به کمک دارند. دفتر سازمان ملل متحد در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان (اوچا) اعلام کرد که برای کمک‌رسانی به نیازمندان در این کشور در سال جدید میلادی، ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه نیاز است. اوچا گفته است که  در سال آینده، حدود ۲۱.۹ میلیون تن، تقریباً ۴۵ درصد از جمعیت در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 129 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که که مردم برای دسترسی به خدمات صحی در افغانستان همچنان یک چالش روبرو هستند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی)، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۵۰۸ هزار و ۴۳۱ مشاوره صحی برای بازگشت‌کنندگان، بیجاشدگان داخلی و خانواده‌های آسیب‌پذیر فراهم شده است. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که این حمایت‌ها شامل خدمات صحی عمومی، مشاوره‌های سلامت روان و کمک‌های روانی‌–اجتماعی بوده است. در ادامه آمده است که ۶۴ هزار و ۹۴۷ زن از خدمات صحی طی سال گذشته میلادی مستفید شده و بیش از ۹۱ هزار کودک از نظر سوءتغذیه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین سازمان بین‌المللی مهاجرت در بخشی از پیامش افزوده است که بیش از ۴۸ هزار تن نیز مشاوره‌های سلامت روان و حمایت روانی–اجتماعی دریافت کرده‌اند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. وضع این محدودیت تاثیر مستقیمی بر بخش ‏صحت کشور گذاشته است. این محدودیت، دسترسی به خدمات صحی را بیش از پیش محدود کرده و پیامدهای ناگواری برای سلامت عمومی به‌ویژه مادران و کودکان در پی خواهد داشت. سازمان‌های بین‌المللی همواره از کمبود کادر صحی زن در افغانستان هشدار داده‌ و گفته‌اند که این گروه با وضع محدودیت‌ها علیه تحصیل زنان در دانشگاه‌ها، سکتور صحت کشور را فلج کرده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 153 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد به مناسبت آغاز سال نو میلادی اعلام کرده است که امیدوار است سال ۲۰۲۶ میلادی برای همه کودکان افغانستان سال «امن، صلح‌آمیز و پر از امید» باشد. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال جدید باید فرصت‌های برای یادگیری، رشد و شکوفایی هر کودک فراهم شود و هیچ کودکی از حقوق اولیه خود محروم نماند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که هر کودک حق دارد در محیطی امن و سالم بزرگ شود و به آموزش، تغذیه و مراقبت‌های مناسب دسترسی داشته باشد. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که بیش از ۱۱ میلیون کودک در افغانستان، در سال ۲۰۲۶ میلادی نیازمند کمک‌های بشردوستانه خواهند بود. براساس این گزارش، شرایط موجود باعث شده است که زنان، مادران باردار، کودکان، جوانان و گروه‌های محروم بیش از گذشته در معرض خطر قرار گیرند. برنامه جهانی غذا پیشتر اعلام کرد که افغانستان از منظر سوءتغذیه حاد کودکان در جایگاه چهارم در سطح جهان قرار دارد؛ در حال حاضر حدود ۵ میلیون مادر و کودک دچار سوءتغذیه‌اند و این بحران در حال گسترش است. همچنین آمارها حاکی از افزایش گرسنگی نسبت به سال گذشته است، طوری‌که امسال سه میلیون افغانستانی بیشتر در معرض گرسنگی حاد قرار گرفته‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 137 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که فرمان‌ها و محدودیت‌های حکومت سرپرست، دسترسی زنان و دختران به خدمات اساسی و روند کمک‌رسانی بشردوستانه در افغانستان را به‌گونه جدی محدود کرده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از آگوست ۲۰۲۱ میلادی تا اکنون دست‌کم ۴۷۰ فرمان از سوی حکومت فعلی افغانستان صادر شده است که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر فعالیت‌های بشردوستانه در کشور تاثیر گذاشته است. در بخشی از گزارش دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل آمده است که ۷۹ فرمان به‌طور مشخص زنان و دختران را هدف قرار داده و آزادی‌های آن‌ها را در بخش‌های آموزش، اشتغال، مشارکت اقتصادی و حضور در زند‌گی عمومی محدود ساخته است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که این محدودیت‌ها شامل ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، الزام پوشش اسلامی و منع کار زنان در سازمان‌های غیردولتی و نهادهای بین‌المللی می‌شود. در گزارش آمده است که این محدودیت‌ها ساختار اجتماعی و اقتصادی افغانستان را دگرگون کرده و دسترسی زنان به معیشت و خدمات اساسی را به‌گونه چشم‌گیر کاهش داده است. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل هشدار داده که این محدودیت‌ها خطر خشونت مبتنی بر جنسیت و مشکلات روانی–اجتماعی را افزایش داده و روند کمک‌رسانی بشردوستانه را با چالش‌های جدی روبرو کرده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 174 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی، همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشردوستانه جهان خواهد بود. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۹ جدی) با نشر گزارشی گفته است که در سال آینده، حدود ۲۱.۹ میلیون تن، تقریباً ۴۵ درصد از جمعیت در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. در گزارش دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد آمده است که نیاز مالی برای پاسخ‌گویی به بحران انسانی افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی، ۱.۷۱ میلیارد دالر برآورد شده و هدف آن کمک‌رسانی به ۱۷.۵ میلیون تن اعلام شده است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که سال‌ها درگیری، شکنند‌گی اقتصادی، سرمایه‌گذاری ناکافی در خدمات اساسی و فرسایش سریع حقوق، بخش‌های بزرگی از جمعیت را با کاهش تاب‌آوری مواجه کرده است. در بخشی از گزارش اوچا آمده است که این فشارهای مزمن اکنون با بدتر شدن ناامنی غذایی، بازگشت‌های گسترده فرامرزی، خشک‌سالی ناشی از تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی مکرر و محرومیت سیستماتیک زنان و دختران از زند‌گی عمومی تشدید شده است. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد همچنان در بخشی از گزارشش از جامعه‌ی جهانی خواسته است با حمایت از جوامع آسیب‌پذیر، زند‌گی‌ها را در افغانستان نجات دهند. این در حالی است اوچا چندی پیش نیز اعلام کرده بود که در سال آینده بیش از ۱۷ میلیون تن در افغانستان با ناامنی شدید غذایی روبرو خواهند شد.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 148 بازدید

سازمان جهانی مهاجرت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال روان میلادی، چهار هزار و ۳۸۵ شغل جدید در افغانستان ایجاد شده که یک هزار و ۵۹۸ مورد آن به زنان اختصاص دارد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال روان میلادی همچنان به حفظ نُه هزار و ۸۹۹ شغل دیگر در افغانستان کمک کرده که از این میان، دو هزار و ۸۷۱ مورد مربوط به زنان بوده است. سازمان جهانی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که با فراهم‌سازی منابع مالی، تجهیزات و آموزش، از کسب‌وکارهای کوچک حمایت می‌کند تا فرصت‌های شغلی برای بی‌جاشدگان، بازگشت‌کنندگان، جوانان و زنان ایجاد شود. این سازمان در ادامه افزوده است که توان‌مندسازی اقتصادی زنان نقش کلیدی در بهبود معیشت خانواده‌ها و افزایش تاب‌آوری جوامع آسیب‌پذیر دارد و به همین دلیل، زنان در بسیاری از برنامه‌های اشتغال‌زایی این نهاد در اولویت قرار گرفته‌اند. این در حالی است که در بیش از چهار سال گذشته، دسترسی زنان به کار و فرصت‌های اقتصادی به‌شدت محدود شده و نهادهای بین‌المللی بارها نسبت به پیامدهای اجتماعی و انسانی این وضعیت هشدار داده‌اند. کارهای خصوصی از معدود بخش‌های باقی‌مانده برای کار زنان و دختران است. به گفته‌ی ملل متحد، کارهای خصوصی آخرین کانال کسب درآمد زنان در افغانستان است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 222 بازدید

او هنوز به دنیا نیامده بود که سرنوشتش نوشته شد، اما هیچ‌کس هرگز زحمت نداد آن نوشته را برای خودش بخواند. در مزار شریف، جایی میان دیوارهای گلی و کوچه‌هایی که صدای پای دختران در آن همیشه محتاط بود، کودکی‌اش همچون شمعی نیم‌سوخته گذشت؛ نوری کم‌جان، عمری کوتاه، و بادی دائمی که تهدید می‌کرد هر لحظه خاموشش کند. او هنوز معنای «آینده» را درست نمی‌دانست که آینده‌اش را معامله کردند. هنوز فرق میان بازی و زندگی را نفهمیده بود که زندگی با تمام سنگینی‌اش روی شانه‌های نحیفش آوار شد. وقتی گفتند «باید عروس شوی»، نه گریه کرد، نه فریاد زد؛ چون از کودکی یاد گرفته بود که بعضی چیزها را نمی‌شود رد کرد، فقط می‌شود تحمل کرد. لباس عروسی برای تنش بزرگ بود، اما تقدیر بسیار بزرگ‌تر. دست‌هایی که او را به خانه‌ی شوهر بردند، دست‌های محافظ نبودند؛ دست‌هایی بودند که فقط تحویل می‌دادند، مثل باری که دیگر مسئولیتی بر دوش کسی نمی‌گذارد. خانه‌ی شوهر برایش خانه نشد؛ میدان آزمونی شد، جایی که هر اشتباه، چه واقعی و چه خیالی، بهایی داشت. در آن خانه، زن‌بودن یعنی نادیده‌گرفته‌شدن، و دخترک‌بودن جرمی نابخشودنی. نگاه‌ها تیز بودند، کلمات سنگین، و سکوت‌ها مرگبار. هر روز، بخشی از خودش را در گوشه‌ای از آن خانه جا می‌گذاشت؛ اول خنده‌اش، بعد اعتمادش، و بعد حتی تصورش از اینکه «من هم حق دارم». سال‌ها مثل سایه از رویش گذشتند، اما نه، آن‌ها سایه نبودند؛ سنگ بودند. بدنش زیر بار بارداری‌های پیاپی خم شد، اما روحش زیر بار تحقیرهای مداوم ترک برداشت. او مادر شد، نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار؛ و مادری‌اش، به‌جای آن‌که پناهی باشد، باری شد که اجازه نمی‌داد فروبریزد، حتی وقتی تمام وجودش خواهان شکستن بود. شب‌ها، وقتی کودکانش خواب بودند، او بیدار می‌ماند؛ نه برای رویا دیدن، بلکه برای فکر کردن. فکر به اینکه آیا زندگی همیشه همین‌قدر تنگ است؟ آیا زن بودن یعنی همیشه مقصر بودن؟ آیا جایی در این دنیا هست که دختری خسته را فقط به‌عنوان انسان ببیند؟ نه وسیله، نه بار، نه سکوت؟ وقتی به کابل آمدند، شهر بزرگ‌تر شد، اما فضای نفس کشیدنش کوچک‌تر. در کابل، خشونت لباس متمدن‌تری به تن داشت؛ کمتر فریاد، بیشتر فشار. کمتر ضربه‌ی آشکار، بیشتر خردشدن آرام. او در میان ازدحام شهر گم شد؛ زنی بی‌نام در دریایی از بی‌تفاوتی. ساختمان‌ها بالا می‌رفتند، اما امید او پایین‌تر می‌آمد. در بیست‌وپنج‌سالگی، چهار فرزند داشت و صورتی که سال‌ها زودتر از زمانش پیر شده بود؛ نه از سن، بلکه از فکر، نه از کار، بلکه از دردهای ناگفته. بدنش هنوز حرکت می‌کرد، اما روحش سال‌ها بود که زخمی راه می‌رفت. بارها به مرزی رسید که ادامه‌دادن شبیه ناممکن بود؛ مرزی که آدم نمی‌خواهد ناپدید شود، فقط آرزو دارد درد متوقف شود. اما هر بار، چیزی او را نگه می‌داشت: صدای نفس‌های کودک، نگاه ترسیده‌ی فرزندی که جهان را فقط از پشت شانه‌های مادرش می‌دید. او قهرمان نبود چون پیروز شده بود؛ قهرمان بود، چون باختنِ کامل را نپذیرفت. هر صبح که از خواب برمی‌خاست، تصمیمی نانوشته می‌گرفت: «امروز هم باید بگذرد.» نه برای خودش، بلکه برای چهار زندگی کوچک که ایستادنشان به ایستادن او وابسته بود. او یاد گرفت با قلبی ترک‌خورده دوست بدارد، با بدنی خسته کار کند، و با روحی زخمی دوام بیاورد. گاهی کنار پنجره می‌ایستاد و به کابل نگاه می‌کرد؛ به شهری که می‌توانست هزاران فرصت داشته باشد، اما برای او فقط هزاران سؤال داشت: آیا روزی کسی صدایش را خواهد شنید؟ آیا عدالت فقط کلمه‌ای در کتاب‌هاست؟ آیا دختران پس از او نیز مجبور خواهند بود همان مسیر تکراری و پررنج را طی کنند؟ او هنوز می‌ترسد، هنوز محتاط است، هنوز شب‌ها با کوچک‌ترین صدا از جا می‌پرد؛ اما چیزی در او هست که نشکسته: توان زنده‌ماندن در بدترین شرایط، توان مادر ماندن در جهانی که مادرها را فراموش می‌کند. داستان او، فقط داستان یک زن نیست؛ داستان نسلی‌ است که در کودکی پیر شد، دخترانی که انتخاب نداشتند، و زنانی که با وجود همه‌چیز، هنوز نفس می‌کشند. او هنوز ایستاده است. و همین، در دنیایی که بارها خواست او را بشکند، بزرگ‌ترین مقاومت است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب