برچسب: زنان و دختران

2 هفته قبل - 43 بازدید

همه ما در طول روز با خودمان حرف می‌زنیم. این صدا همیشه بلند و واضح نیست، اما به‌طور مداوم در ذهن ما جریان دارد؛ از لحظه‌ای که بیدار می‌شویم تا زمانی که به خواب می‌رویم. این گفتگوهای درونی می‌توانند حمایتی، دلگرم‌کننده و واقع‌بینانه باشند یا برعکس، انتقادی، تحقیرکننده و منفی. آنچه بسیاری از ما به آن توجه نداریم، این است که کیفیت این گفتگوهای درونی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری اعتماد به نفس و حتی رفتار بیرونی ما دارد. در واقع، خیلی وقت‌ها آنچه ما را محدود می‌کند، شرایط بیرونی نیست، بلکه صدایی است که در درونمان مدام ما را قضاوت می‌کند. گفتگوهای درونی منفی معمولاً به شکل جملات آشنایی ظاهر می‌شوند؛ جملاتی مثل «من به درد این کار نمی‌خورم»، «همیشه خراب می‌کنم»، «دیگران از من بهترند»، «اگر تلاش کنم هم فایده‌ای ندارد» یا «حتماً مسخره‌ام می‌کنند». این صدا ممکن است آن‌قدر عادی و همیشگی باشد که ما آن را بخشی از واقعیت بدانیم، نه صرفاً یک فکر. در حالی که این افکار الزاماً حقیقت نیستند، بلکه تفسیر ذهن ما از تجربه‌ها هستند. اما چون مدام تکرار می‌شوند، کم‌کم شبیه یک حقیقت قطعی به نظر می‌رسند. ریشه بسیاری از گفتگوهای درونی منفی به گذشته ما برمی‌گردد. تجربه‌های کودکی، شیوه برخورد والدین، معلمان و اطرافیان، و حتی فضای فرهنگی و اجتماعی، همگی در شکل‌گیری این صدا نقش دارند. کودکی که مدام با انتقاد، مقایسه یا سرزنش روبه‌رو بوده است، ممکن است در بزرگسالی همان لحن را در ذهن خود ادامه دهد. حتی اگر آن افراد دیگر حضور نداشته باشند، صدایشان در ذهن ما باقی می‌ماند و به صدای درونی ما تبدیل می‌شود. به این ترتیب، ما ناخواسته همان رفتاری را با خودمان می‌کنیم که قبلاً دیگران با ما کرده‌اند. تاثیر مستقیم این گفتگوهای منفی، کاهش اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس یعنی باور به توانایی‌ها و ارزشمندی خود. وقتی ذهن ما دائماً پیام‌های منفی ارسال می‌کند، طبیعی است که این باور تضعیف شود. فردی که مدام به خودش می‌گوید «من کافی نیستم»، به‌تدریج این جمله را باور می‌کند، حتی اگر شواهد بیرونی خلاف آن را نشان دهند. در این حالت، موفقیت‌ها کوچک شمرده می‌شوند و شکست‌ها بزرگ و تعیین‌کننده به نظر می‌رسند. یک اشتباه ساده می‌تواند به نشانه‌ای از «بی‌عرضگی» تعبیر شود، نه صرفاً یک تجربه انسانی. این کاهش اعتماد به نفس فقط در ذهن باقی نمی‌ماند، بلکه به رفتار بیرونی ما نیز منتقل می‌شود. کسی که در درون خود را ناتوان می‌بیند، احتمالاً کمتر ریسک می‌کند، کمتر نظر می‌دهد و از موقعیت‌هایی که نیاز به دیده شدن دارد، دوری می‌کند. ممکن است در جمع ساکت بماند، از درخواست کردن بترسد یا به فرصت‌های جدید «نه» بگوید؛ نه به این دلیل که نمی‌خواهد، بلکه چون فکر می‌کند «از پسش برنمی‌آیم». به این ترتیب، گفتگوهای درونی منفی به یک پیشگویی خودتحقق‌بخش تبدیل می‌شوند؛ ما چون فکر می‌کنیم نمی‌توانیم، اقدام نمی‌کنیم و چون اقدام نمی‌کنیم، واقعاً به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. از طرف دیگر، این افکار منفی می‌توانند باعث رفتارهای دفاعی یا اجتنابی شوند. برخی افراد برای پنهان کردن احساس بی‌ارزشی درونی، ممکن است بیش از حد کامل‌گرا شوند، دائماً خود را تحت فشار قرار دهند یا برعکس، به تعویق انداختن و فرار از مسئولیت را انتخاب کنند. هر دو حالت ریشه در همان صدای درونی دارند که مدام هشدار می‌دهد: «اگر خراب کنی، تأیید نمی‌شوی». در روابط نیز این موضوع تاثیرگذار است. فردی که در درون احساس ناامنی می‌کند، ممکن است بیش از حد وابسته شود، از طرد شدن بترسد یا حتی رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد تا از خود محافظت کند. نکته مهم این است که گفتگوهای درونی منفی معمولاً اغراق‌آمیز و مطلق‌گرا هستند. آن‌ها از کلماتی مثل «همیشه»، «هیچ‌وقت» و «همه» استفاده می‌کنند و پیچیدگی واقعیت را نادیده می‌گیرند. ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد تهدیدها را بزرگ‌تر ببیند، اما وقتی این الگو اصلاح نشود، به منبع دائمی استرس و کاهش عزت نفس تبدیل می‌شود. بسیاری از ما تصور می‌کنیم اگر با خودمان سخت‌گیر باشیم، پیشرفت می‌کنیم، در حالی که تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد خودگویی حمایتی و واقع‌بینانه بسیار موثرتر از سرزنش مداوم است. سخن پایانی: تغییر این گفتگوهای درونی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، اما ممکن است. اولین قدم، آگاه شدن از آن‌هاست؛ اینکه متوجه شویم چه زمانی و با چه لحنی با خودمان حرف می‌زنیم. قدم بعدی، به چالش کشیدن این افکار است؛ پرسیدن این سوال ساده که «آیا این فکر واقعاً حقیقت دارد یا فقط یک عادت ذهنی است؟». به‌تدریج می‌توان لحن این صدا را تعدیل کرد؛ نه لزوماً با جملات اغراق‌آمیز مثبت، بلکه با جملاتی واقع‌بینانه و مهربانانه‌تر. مثلاً به‌جای «من افتضاحم»، بگوییم «این کار سخت بود و من در حال یاد گرفتن هستم». در نهایت، گفتگوهای درونی ما مانند عینکی هستند که از پشت آن‌ها دنیا و خودمان را می‌بینیم. اگر این عینک تیره و مخدوش باشد، حتی واقعیت‌های روشن هم تار دیده می‌شوند. با اصلاح تدریجی این گفتگوها، نه‌تنها اعتماد به نفس ما تقویت می‌شود، بلکه رفتار بیرونی‌مان نیز تغییر می‌کند. ما جسورتر، آرام‌تر و صادق‌تر عمل می‌کنیم، چون دیگر بزرگ‌ترین منتقد زندگی‌مان، درون خودمان نیست. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 91 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) اعلام کرده است که ارائه خدمات اساسی و حمایت روانی‌ـ‌اجتماعی برای زنان و دختران در افغانستان نقش مؤثری در کاهش آسیب‌پذیری آنان داشته و به بهبود وضعیت روحی و توانمندسازی‌ آنان کمک می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از زنان و دختران در افغانستان به‌دلیل تجربه‌های دشوار زند‌گی، خشونت و فشارهای اقتصادی، با مشکلات عمیق روحی و اجتماعی روبرو هستند و نیاز به حمایت گسترده دارند. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که خدمات مشاوره در مراکز سازمان ملل، فضای امنی را برای زنان ایجاد کرده تا بتوانند تجربه‌های سخت گذشته را بازگو کرده و توان عاطفی خود را بازسازی کنند. این نهاد در ادامه افزوده است که جلسات منظم مشاوره به زنان کمک کرده تا اعتمادبه‌نفس خود را بازیابند و در نقش‌های خانوادگی و اجتماعی با توان بیش‌تری عمل کنند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تصریح کرده است که فراهم‌سازی فرصت‌های حمایتی و خدمات روانی‌ـ‌اجتماعی برای زنانی که با آسیب و بحران روبرو هستند، از نیازهای اساسی جامعه محسوب می‌شود. سازمان ملل گفته است که این کمک‌ها با پشتیبانی «اداره عملیات حفاظت ملکی و کمک‌های بشردوستانه کمیسیون اروپا» فراهم شده و هدف آن توانمندسازی زنان در شرایط دشوار است. در حالی سازمان ملل بر ارائه خدمات روانی-اجتماعی برای زنان و دختران تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 93 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women) اعلام کرده است که با وجود محدودیت‌های گسترده و ناپایداری در سراسر افغانستان، به ارائه خدمات به زنان و دختران این کشور ادامه خواهد داد. سوزان فرگوسن، نماینده ویژه سازمان ملل در امور زنان افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این نهاد در بحرانی‌ترین وضعیت حقوق زنان در جهان فعالیت می‌کند و تلاش می‌کند صدها هزار زن و دختر در نیاز را تحت پوشش قرار دهد. خانم فرگوسن در ادامه تاکید کرده است: «با وجود محدودیت‌ها برای زنان و دختران و درگیری‌های جاری، صرف‌نظر از هر شرایطی، بخش زنان سازمان ملل در افغانستان باقی مانده و خدمات خود را ارائه می‌دهد.» او از جامعه بین‌المللی خواسته است تا به حمایت از زنان و دختران افغانستان ادامه دهد و از «عادی‌سازی» این وضعیت جلوگیری کند. براساس گزارش‌ها، پس از حملات اخیر، بیش از ۶۴ هزار تن در جریان تشدید درگیری‌ها با پاکستان آسیب دیده‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها زنان و دختران هستند. بسیاری از زنان در سال گذشته برای دومین یا سومین بار مجبور به فرار شده‌اند. بخش زنان سازمان ملل همچنان از کمبود بودجه جدی خبر داده و گفته است که نزدیک به ۵۰۰ میلیون دالر برای ادامه برنامه‌های خود در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی مورد نیاز است. این سازمان خواستار حمایت فوری جامعه‌ی جهانی برای پاسخ به نیازهای زنان افغانستان شده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 78 بازدید

بخش زنان سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها علیه زنان و دختران در افغانستان نباید ساده‌سازی شود. این نهاد این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۲۷ حوت) در هفتادمین نشست کمیسیون وضعیت زنان سال ۲۰۲۶ مطرح کرده و گفته است که بیش‌ترین افراد متاثر از جنگ میان طالبان و پاکستان، کودکان و زنان هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که پیش از بمباران مرکز درمان اعتیاد در کابل توسط پاکستان، بیش‌ترین تلفات در میان غیرنظامیان شامل زنان و کودکان بوده است. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که پیش از حمله پاکستان به مرکز درمان اعتیاد، کشته شدن ۷۵ غیرنظامی و زخمی شدن حدود ۲۵۰ تن دیگر را مستندسازی کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌های اخراج‌شده از پاکستان اکنون در اثر درگیری‌ها چندین بار آواره شده‌اند. یوناما افزوده است که در پی درگیری‌ها و ناامنی در ایران، بسیاری از خانواده‌های افغانستان در حال بازگشت هستند که پیش‌بینی می‌شود تعداد آنان در روزهای آینده افزایش یابد. سازمان ملل گفته است که بیش از ۱۰ میلیون زن و دختر در افغانستان در سال جاری به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. همچنین سازمان ملل پیش‌تر در یک پژوهش تازه گفته بود که زنان در افغانستان چهار برابر کمتر از مردان به عدالت دسترسی دارند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 87 بازدید

گاهی زندگی یک دختر با صدای آرام ورق خوردن یک دفتر آغاز می‌شود، اما با صدای بسته شدن یک دروازه برای همیشه تغییر می‌کند. آن صبحی که داستان مینا شروع شد، هیچ‌چیز در ظاهر متفاوت نبود. آفتاب تازه از پشت کوه‌های خاکستری کابل بالا آمده بود و نور کمرنگش روی دیوارهای گلی خانه‌ها می‌نشست. کوچه‌ی باریک محله هنوز نیمه‌خواب بود؛ تنها صدای دور موترهایی که از سرک اصلی عبور می‌کردند و صدای جاروی زنی که خاک کوچه را جمع می‌کرد شنیده می‌شد. اما در یکی از خانه‌های کوچک همان کوچه، دختری شانزده‌ساله کنار چراغ کم‌نور نشسته بود و دفترش را ورق می‌زد؛ دفتری که هنوز بوی تازه‌ی کاغذ می‌داد و پر از خط‌های مرتب و رؤیاهای نوشته‌نشده بود. مینا با انگشتانش آرام روی صفحه‌ی دفتر کشید. آن صفحه هنوز نیمه‌خالی بود. شب قبل تصمیم گرفته بود امروز در آن بنویسد که می‌خواهد در آینده چه شود. معلمشان در صنف گفته بود: «هرکدامتان بنویسید که در آینده چه آرزویی دارید.» برای خیلی از شاگردان شاید این فقط یک تکلیف ساده بود، اما برای مینا چیزی بیشتر از یک تکلیف بود؛ این صفحه برای او نقشه‌ی زندگی‌اش بود. او همیشه می‌گفت می‌خواهد داکتر شود. نه فقط برای اینکه لباس سفید بپوشد یا در شفاخانه کار کند، بلکه برای اینکه مادرش دیگر مجبور نباشد برای هر درد کوچکی به کلینیک‌های دور و گران برود. مادرش بارها گفته بود که وقتی مینا داکتر شود، اولین مریضش خودش خواهد بود. هر بار که این حرف را می‌گفت، لبخند می‌زد، اما در نگاهش امیدی واقعی دیده می‌شد؛ امیدی که در خانه‌ی فقیرانه‌ی آنها مثل یک چراغ کوچک می‌سوخت. خانه‌ی مینا در یکی از محله‌های ساده‌ی غرب کابل قرار داشت. خانه‌ای که دو اتاق کوچک داشت، با دیوارهای گلی و سقفی که در زمستان‌ها گاهی چکه می‌کرد. حیاط خانه بزرگ نبود، اما در گوشه‌اش یک درخت زردآلو قدیمی ایستاده بود که در بهار شکوفه می‌داد و در تابستان سایه‌ی خنکی ایجاد می‌کرد. مینا بیشتر وقت‌هایش را زیر همان درخت درس می‌خواند. وقتی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و باد آرام شاخه‌ها را تکان می‌داد، احساس می‌کرد دنیا بزرگ‌تر از کوچه‌های خاکی محله است. آن صبح، مادرش در آشپزخانه‌ی کوچک خانه مشغول پختن نان بود. بوی نان تازه در خانه پیچیده بود. پدرش هنوز خواب بود؛ او کارگر ساختمانی بود و اغلب شب‌ها خسته و دیر به خانه می‌آمد. زندگی‌شان ساده و پر از سختی بود، اما در آن خانه یک چیز همیشه وجود داشت: باور به آینده‌ی مینا. مادرش همیشه می‌گفت: «دخترم، اگر درس بخوانی، زندگی‌ات مثل ما نمی‌شود.» این جمله بارها در گوش مینا تکرار شده بود. شاید به همین دلیل بود که او درس خواندن را فقط یک وظیفه نمی‌دانست؛ برایش مثل راهی بود برای عبور از تنگنای زندگی. وقتی آماده شد، بکس مکتبش را برداشت. بکس آبی‌رنگی که چند سال پیش پدرش از بازار خریده بود. بندهایش کمی کهنه شده بود، اما هنوز محکم بود. داخل آن کتاب‌های ریاضی، کیمیا، زیست‌شناسی و چند دفتر مرتب قرار داشت. مینا همیشه دفترهایش را با دقت نگه می‌داشت؛ حتی گوشه‌ی صفحاتشان تا نمی‌شد. او از خانه بیرون آمد. هوای صبح خنک بود و آفتاب تازه کوچه را روشن کرده بود. چند دختر دیگر هم از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند. آنها همیشه با هم تا مکتب می‌رفتند. راهشان طولانی نبود، اما همان مسیر کوتاه برایشان پر از حرف و خنده بود. درباره‌ی امتحان‌ها، درباره‌ی معلمان سخت‌گیر، و درباره‌ی آینده‌ای که در ذهنشان ساخته بودند. اما آن روز، چیزی در فضا متفاوت بود. دخترها کمتر حرف می‌زدند. بعضی آهسته با هم نجوا می‌کردند. مینا وقتی به چهره‌هایشان نگاه کرد، نگرانی را در چشم‌هایشان دید. یکی از دخترها آهسته گفت: «می‌گویند امروز شاید اجازه ندهند دخترها داخل شوند.» مینا ابتدا فکر کرد این هم یکی از همان شایعاتی است که گاهی در شهر می‌پیچد و بعد فراموش می‌شود. اما وقتی به دروازه‌ی مکتب رسیدند، همه چیز روشن شد. دروازه بسته بود. دخترها پشت آن ایستاده بودند. بعضی هنوز امیدوار بودند که شاید لحظه‌ای بعد باز شود. بعضی آرام گریه می‌کردند. بعضی در سکوت فقط به دروازه نگاه می‌کردند؛ انگار می‌خواستند باور کنند که این فقط یک اشتباه است. مینا چند قدم جلو رفت. دستش را روی دروازه‌ی فلزی گذاشت. فلز سرد بود. آن لحظه احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت؛ چیزی شبیه شکستن یک رویا. او به یاد آورد که شب قبل چقدر با شوق دفترش را باز کرده بود تا درباره‌ی آینده‌اش بنویسد. اما حالا آینده‌ای که تصور می‌کرد، ناگهان دور و مبهم شده بود. وقتی به خانه برگشت، قدم‌هایش سنگین بود. بکس هنوز روی شانه‌اش بود، اما انگار دیگر معنایی نداشت. مادرش وقتی چهره‌ی او را دید، فهمید که اتفاقی افتاده است. «چی شد دخترم؟» مینا آرام گفت: «مکتب بسته است… برای ما.» مادرش لحظه‌ای سکوت کرد. نگاهش به زمین افتاد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند. در آن سکوت کوتاه، هزاران حرف ناگفته وجود داشت. روزها گذشت. در ابتدا مینا هنوز هر صبح بیدار می‌شد و بکسش را نگاه می‌کرد، انگار انتظار داشت که دوباره به مکتب برگردد. اما کم‌کم فهمید که زندگی‌اش وارد فصل تازه‌ای شده است؛ فصلی که در آن کلاس درس، زنگ تفریح و صدای معلم دیگر وجود نداشت. او بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، ظرف می‌شست، حیاط را جارو می‌کرد و گاهی لباس می‌دوخت. اما در دلش همیشه خلأیی وجود داشت؛ خلأیی که هیچ کاری نمی‌توانست پر کند. گاهی بعدازظهرها زیر درخت زردآلو می‌نشست و کتاب‌هایش را باز می‌کرد. صفحات کتاب هنوز همان بودند، اما احساسش نسبت به آنها تغییر کرده بود. قبلاً هر صفحه برایش قدمی به سوی آینده بود؛ حالا بیشتر شبیه یادگاری از گذشته شده بود. دوستانش هم کم‌کم از او دور شدند. بعضی خانواده‌هایشان تصمیم گرفتند آنها را زودتر شوهر بدهند. بعضی به ولایت‌های دیگر رفتند. بعضی فقط در خانه ماندند، بی‌برنامه و بی‌آینده. اما مینا هنوز شب‌ها کتاب می‌خواند. وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و آرام درس می‌خواند. نه برای امتحان، نه برای نمره؛ فقط برای اینکه احساس کند هنوز بخشی از خودش زنده است. یک روز دختر کوچکی از همسایه‌ها به خانه‌شان آمد و گفت: «خواهر مینا، می‌توانی به من خواندن یاد بدهی؟» آن لحظه چیزی در دل مینا روشن شد. از آن روز، چند دختر کوچک عصرها به خانه‌شان می‌آمدند. روی قالین کهنه در حیاط می‌نشستند و مینا برایشان الفبا و حساب یاد می‌داد. وقتی آنها با صدای بلند حروف را تکرار می‌کردند، مینا احساس می‌کرد دوباره در صنف مکتب است. اما در دلش هنوز غمی عمیق باقی بود؛ غمی که هر بار با دیدن بکس مکتبش در گوشه‌ی اتاق زنده می‌شد. شب‌ها گاهی به پشت‌بام می‌رفت. از آنجا چراغ‌های شهر دیده می‌شد. کابل در شب آرام به نظر می‌رسید، اما او می‌دانست در دل این شهر هزاران دختر مثل او زندگی می‌کنند؛ دخترانی که دفترهایشان نیمه‌باز مانده است. او به آسمان نگاه می‌کرد و با خود فکر می‌کرد: «آیا روزی دوباره به مکتب برمی‌گردم؟» پاسخی نداشت. اما هنوز هر شب دفترش را باز می‌کرد؛ همان دفتری که صفحه‌ی اولش نیمه‌خالی مانده بود. گاهی به آن صفحه نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد روزی شاید دوباره بتواند در آن بنویسد: «آرزویم این است که داکتر شوم.» و شاید آن روز، دفترش دیگر نیمه‌باز نماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 66 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان تجربه‌هایی را که در بیرون از کشور به دست آورده‌اند، به اشتغال پایدار و کسب‌وکارهای موفق تبدیل می‌کنند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۶ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فعالیت‌های کارآفرینی زنان بازگشته در افغانستان، فراتر از یک فعالیت اقتصادی، نماد تاب‌آوری در عمل است. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران بازگشته سرگرم خیاطی، گل‌دوزی و شیرینی‌پزی هستند و با ایجاد کسب‌وکارهای پایدار در این بخش‌ها، خانواده‌های خود را حمایت می‌کنند و الهام‌بخش دیگران هستند. باید گفت که در بیشتر از دو سال گذشته که روند اخراج مهاجران از ایران و پاکستان شدت گرفته، بیش از چهار میلیون شهروند از این دو کشور بازگشته‌اند. هرچند شماری زیادی از بازگشت‌کنندگان زن، نتوانسته‌اند وارد بازار کار شوند، اما شمار محدودی که حرفه‌ای را بلد هستند و توانایی کارآفرینی دارند، توانسته‌اند وارد بازار کار شده و به ده‌ها زن دیگر نیز فرصت کار را فراهم کنند. قابل ذکر است که زنان در افغانستان، حق اشتراک در تصمیم‌گیری‌های بزرگ را از دست داده و از ساختار تصمیم‌گیری به حاشیه رانده شده‌اند. زنان در افغانستان حتی حق حضور در همه نهادهای دولتی را از دست داده و تنها به شکل محدود در سکتور آموزش، بهداشت و امنیتی حضور دارند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 131 بازدید

سازمان بین‌المللی پناه‌جویان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان پناه‌جوی افغانستان در ایران در میان تشدید جنگ و تهدید بازگشت به افغانستان عملاً جایی برای رفتن ندارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بسیاری از این زنان که از محدودیت‌های حکومت سرپرست در افغانستان فرار کرده‌اند، اکنون در ایران با تهدید جنگ، تبعیض، خطر بازداشت یا اخراج و نبود کمک‌های بشردوستانه روبرو هستند. در گزارش آمده است که آمار رسمی از کمک‌رسانی به پناه‌جویان افغانستان در ایران در دسترس نیست و بسیاری از آن‌ها با سهمیه‌های اندک غذایی و افزایش شدید قیمت‌ها برای نیازهای اولیه زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سازمان بین‌المللی پناه‌جویان در ادامه تاکید کرده است که تماس با دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) بی‌پاسخ مانده و پناه‌جویان کمکی دریافت نمی‌کنند. همچنین گفته شده است که برخی زنان حتا برای فرار از وضعیت دشوار تلاش کرده‌اند از مسیرهای غیرقانونی وارد کشورهای دیگر شوند، اما با خطرات جدی از جمله سوءاستفاده قاچاقچیان روبه‌رو شده‌اند. نهاد بین‌المللی پناه‌جویان در بخشی از گزارشش از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا از بازگرداندن اجباری پناه‌جویان افغانستان در شرایط خطرناک جلوگیری کنند و مسیرهای امنی برای انتقال آن‌ها به کشورهای میزبان فراهم نماید. این نهاد هشدار داده است که اگر توجه به وضعیت پناه‌جویان افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران نشود، خطر گسترش سوءاستفاده، قاچاق و خشونت‌های جنسی بیش از پیش خواهد شد.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 102 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد (UN-Habitat) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان، بیشتر از دیگران از مشکلات بیجاشدگی و تغییرات اقلیمی آسیب می‌بینند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از سال ۲۰۲۳ میلادی تا اکنون بین ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون نفر به‌گونه اجباری از کشورهای همسایه به افغانستان بازگردانده شده‌‌اند. در گزارش آمده است، بسیاری از افرادی که به صورت اجباری از کشورهای همسایه به افغانستان بازگردانده شده‌اند در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در این سکونت‌گاه‌ها در زمان وقوع تغییرات اقلیمی مانند سیلاب‌ها، خشک‌سالی‌ها و بیماری‌های ناشی از آن‌ها، فشار بیشتری را تحمل می‌کنند. همچنین برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد افزوده است که زنان در دوران تغییرات اقلیمی با خطرات بیشتری از جمله قرار گرفتن در معرض آزار و خشونت هنگام طی کردن مسیرهای طولانی برای تهیه‌ی آب مواجه‌اند. در گزارش آمده است که ناامنی در زمینه حقوق مسکن، زمین و ملکیت و تهدیدهای مداوم اخراج از محل سکونت، زندگی زنان در سکونت‌گاه‌های غیررسمی را دشوارتر کرده است. در ادامه آمده است که دسترسی به مسکن و زمین بنیادی‌ترین نیاز برای بیجاشدگان داخلی و بازگشت‌کنندگان از کشورهای همسایه است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 65 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌ها سبب می‌شود جوامع تاب‌آوری بیش‌تری پیدا کنند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به دلیل اهمیت مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌ها، برابری جنسیتی و توان‌مدسازی زنان باید در همه مراحل مقابله با تغییرات اقلیمی گنجانیده شود. این در حالی است که زنان در افغانستان، حق اشتراک در تصمیم‌گیری‌های بزرگ را از دست داده و از ساختار تصمیم‌گیری به حاشیه رانده شده‌اند. زنان در افغانستان حتی حق حضور در همه نهادهای دولتی را از دست داده و تنها به شکل محدود در سکتور آموزش، بهداشت و امنیتی حضور دارند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. کارشناسان سازمان ملل متحد سیاست‌های حکومت سرپرست علیه زنان افغانستان را «جنایت علیه بشریت» دانسته و گفته‌اند که این سیاست‌ها می‌تواند «آپارتاید جنسیتی» نیز محسوب شود.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 66 بازدید

وزارت صحت ایران در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۲۲۳ زن و ۲۰۲ کودک از آغاز حملات ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه این کشور کشته شده‌اند. این وزارت با نشر اعلامیه‌ای گفته است این تلفات شامل سه زن باردار و ۱۲ کودک زیر پنج سال بوده است. همچنین وزارت صحت ایران در ادامه تاکید کرده است که ۴۱ کودک دیگر نیز در حملات زخمی شده‌اند. براساس اعلامیه‌ی وزارت صحت ایران، ۱۵۳ مرکز صحی در پی حملات آمریکا و اسراییل در چندین ولایت این کشور آسیب دیده‌اند. قابل ذکر است که حملات مشترک آمریکا و اسراییل در ۲۹ فبروری آغاز شد و گفته می‌شود که تا اکنون بیش از یک هزار و ۲۰۰ تن کشته شده‌اند.

ادامه مطلب