برچسب: زنان و دختران

1 هفته قبل - 108 بازدید

حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در ادامه‌ی تبادل آتش میان نیروهای حکومت فعلی و ارتش پاکستان، ولایت ننگرهار هدف حمله‌های هوایی پاکستان قرار گرفته که دو تن به شمول یک زن کشته شدند. آقای فطرت با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این حملات (شبنه‌شب، ۹ حوت) در ولایت ننگرهار رخ داده و در این حمله‌ها دو تن به شمول یک زن کشته شده و دو تن زخم برداشته‌اند. وی در مورد هویت و سن قربانیان و زخمیان این رویداد جزییات ارائه نکرده است. همچنین بر اساس آماری که شب گذشته فطرت ارائه کرده بود، در حمله‌های پاکستان از ۲۱ فبروری تا شب گذشته ۵۲ تن کشته شده‌اند که بیش‌تر شان زنان و کودکان هستند. معاون سخنگوی حکومت فعلی تاکید کرده است که در این حمله‌ها ۶۶ غیرنظامی نیز زخم برداشته‌اند. درگیری‌های نظامی میان نیروهای دولتی و ارتش پاکستان که از (پنج‌شنبه، ۷حوت) شدت گرفته تا اکنون کماکان ادامه یافته است. پیش از این، مسوولان محلی در ننگرهار گفته بودند که در حمله‌ی پاکستان بر یک خانه‌ی رهایشی در ولسوالی بهسود این ولایت، ۱۷ تن کشته شده و ۵ تن زخم برداشته‌اند که زنان و کودکان نیز در میان آن‌ها شامل هستند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 71 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جامعه‌ی بین‌المللی در برابر زنان و دختران افغانستان مسوولیت دارد و نباید آن‌ها را تنها بگذارد. آقای بنت با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که محدودیت‌ها در برابر زنان به ویژه رد بخش حق آموزش و آزادی رفت‌وآمد، ممکن است در حد جرایم بین‌المللی باشد و باید لغو شود. او در ادامه تاکید کرده است که گزارش اخیرش در باره‌ی دسترسی زنان به خدمات درمانی در افغانستان که در شصت‌ویکمین نشست شواری حقوق بشر سازمان ملل ارائه شد، بررسی عمیقی از حق دسترسی به خدمات صحی برای زنان و دختران در افغانستان است. قابل ذکر است که گزارش بنت که (پنج‌شنبه، ۷ حوت) در نشست شوراق حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه شد، به بخش‌های مختلف دسترسی زنان به خدمات درمانی پرداخته و محدودیت‌های سر راه زنان برای استفاده از خدمات درمانی برجسته شده است. در بخشی از گزارش آمده که زنان دارای معلولیت در دسترسی به خدمات درمانی با تبعیض روبرو هستند. همین گونه زنان در بخش‌های روستایی بیش‌تر محدودیت دست‌رسی به خدمات درمانی را تجربه می‌کنند که فقر به تشدید آن کمک می‌کند. در گزارش بنت آمده که سکتور بهداشت افغانستان با کم‌بود شدید کارکنان زن و خطر فروپاشی رو‌برو است

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 97 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اگر جهان اکنون اقدام نکنند، ۳۵۱ میلیون زن و دختر در سال ۲۰۳۰ میلادی در فقر شدید زندگی خواهند کرد. این نهاد امروز (شنبه، ۹ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که کوتاهی در کاهش فقر برای زنان و دختران سبب می‌شود که اهداف جهانی توسعه‌ محقق نشود. در گزارش‌ها آمده است که زنان و دختران در کشورهای توسعه‌نیافته، درگیر فقر شدید هستند و محدودیت دسترسی به اشتغال سبب شده که این فقر دوام پیدا کند. قابل ذکر است که در افغانستان نیز، میلیون‌ها زن و دختران دچار فقر و ناامنی غذایی هستند. در کنار آن بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، سبب شده که فقر میان زنان گسترش یابد؛ زیرا آن‌ها از ساختارهای کلان اقتصادی و مشاغل حکومتی کنار زده شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 97 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کشورش به پشتیبانی از زنان و دختران افغانستان ادامه می‌دهد. آقای لیندسی با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به تازگی گفتگوی مهمی نیز در باره‌ی بحران انسانی در افغانستان با برخی نهادهای بین‌المللی و مجمع حمایت از زنان و دختران افغانستان انجام شده است. وی افزوده است که نشستی را درباره‌ی پیامدهای بحران انسان‌دوستانه بر شهروندان افغانستان برگزار کرده که در آن صلیب سرخ بریتانیا، فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر و انجمن حمایت از زنان افغانستان نیز حضور داشته‌اند. نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا در ادامه تاکید کرده است که شجاعت کارکنان امدادی افغانستان الهام‌بخش است و این کشور از افرادی که به‌گونه‌ی خستگی‌ناپذیر برای دسترسی زنان به کمک‌های انسان‌دوستانه تلاش می‌کنند، پشتیبانی خواهد کرد. قابل ذکر است که زنان و دختران در افغانستان پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، با محدودیت‌های زیادی روبرو شده و بخش زیادی از حقوق اساسی خود را از دست داده‌اند. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 88 بازدید

دیدبان حقوق بشر با تقدیر از گزارش ویژه ریچارد بنت در مورد وضعیت زنان و دختران در افغانستان، از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته است به زنان و دختران افغانستان گوش داده و صدای آنان را باید در مرکز توجه قرار دهند. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۷ حوت) این اظهارات را در شصت و یکمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل مطرح کرده و گفته است که کشورهای عضو باید اقدامات بیش‌تری برای محافظت از حقوق زنان و دختران افغانستان انجام دهند. دید‌بان حقوق بشر در ادامه تاکید کرده است که کشورهای عضو سازمان ملل باید آپارتاید جنسیتی را به‌عنوان جنایت علیه بشریت بشناسند. همچنین این سازمان از کشورها خواسته است که از تلاش‌های دادگاه کیفری بین‌المللی برای محاکمه مسوولان آزار مبتنی بر جنسیت و دیگر جنایات بین‌المللی جدی در افغانستان حمایت کنند. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که در بیش از چهار سال گذشته، حقوق زنان و دختران به شدت نقض شده و آنان را از ابتدایی‌ترین حقوق شان از جمله حق تحصیل و کار محروم کردند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان نیز در گزارش تازه خود گفته است که حقوق زنان و دختران به‌طور گسترده و سیستماتیک نقض می‌شود و آنان با تبعیض، سرکوب و محدودیت در تمام عرصه‌های زند‌گی روبرو هستند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 76 بازدید

رسانه‌های پاکستانی درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مرزبانان این کشور بر موتر حامل مهاجران اهل افغانستان در نزدیکی مرز ایران تیراندازی کردند که در پی آن دو زن جان باخته‌اند. روزنامه «دان» با نشر گزارشی گفته است که این رویداد روز (دوشنبه، ۴ حوت) در ولسوالی پنج‌گر پاکستان رخ داده است. روزنامه «دان» در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که پیش از این رویداد، شش فرد مسلح در درگیری با مرزبانان پاکستان کشته شده بودند. در گزارش آمده است که مرزبانان پاکستانی به موتر حامل مهاجران اهل افغانستان علامت توقف داده‌اند، اما راننده این علامت را نادیده گرفته است. در این رویداد افزون بر کشته شدن دو زن اهل افغانستان، سه تن دیگر نیز زخمی شده‌اند. گفته می‌شود مهاجران قصد عبور از مرز ایران و ادامه مسیر به اروپا را داشته‌اند. مسوولان در حکومت سرپرست تا اکنون در این مورد اظهارنظری نکرده‌اند. قابل ذکر است که قبل از این نیز شماری زیادی از شهروندان افغانستان در تیراندازی نیروهای مرزی ایران و پاکستان کشته شده بودند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 60 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نزدیک به یک‌سوم مهاجران بازگشت‌کنند به کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که کودکان زیر ۱۷ سال، به‌ویژه کودکان بی‌سرپرست و جداشده از خانواده، نیازمند حمایت فوری حفاظتی و خدمات روانی و اجتماعی هستند. در بخشی از گزارش دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد آمده است که بازگشت‌کنند‌گان بدون اسناد رسمی با موانع جدی در دسترسی به خدمات اساسی، فرصت‌های معیشتی و حمایت‌های حقوقی مواجه‌ بوده و در وضعیت آسیب‌پذیری حاد قرار دارند. یوناما در ادامه تاکید کرده است که اولویت‌های فوری شامل تأمین سرپناه، تقویت امنیت غذایی، حمایت از معیشت و اجرای برنامه‌های پایدار ادغام مجدد است. این نهاد بین‌المللی هشدار داده است که نبود حمایت‌های بلندمدت می‌تواند خطر افزایش آسیب‌پذیری و بی‌ثباتی اجتماعی را تشدید کند و تأمین منابع مستمر برای کمک‌رسانی ضروری است. چند وقت پیش، برنامه‌ی توسعه‌ی سازمان ملل متحد اعلام کرده بود که براساس آمارهای موجود، بیش از ۲.۸ میلیون مهاجر از کشورهای همسایه در سال ۲۰۲۵ میلادی به افغانستان بازگشته‌اند. این سازمان با نشر گزارشی گفته بود که این هجوم که عمدتا از کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان می‌آید، به بحران کشوری که وضعیت‌اش از پیش شکننده است و با پی‌آمدهای دهه‌ها بی‌ثباتی و بلایای طبیعی اخیر دست‌وپنجه نرم می‌کند، می‌افزاید.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 51 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان درتازه‌ترین مورد در کارزاری برای بازگشایی مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم اعلام کرده است که عدالت از دروازه‌های مکتب آغاز می‌شود. این نهاد روز (سه‌شنبه، ۵ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هزار و ۶۲۰ روز از بسته‌شدن مکاتب و آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران می‌گذرد؛ روزهایی که به معنای هزاران رؤیای دفن‌شده و آینده‌ای است که از یک نسل گرفته شده است. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که سکوت در برابر ممنوعیت آموزش دختران و زنان به معنای پذیرش بی‌عدالتی است. همچنین این نهاد در بخشی از اعلامیه‌اش، خواستار پشتیبانی همگانی از حق آموزش دختران و رفع ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. در حالی این نهاد خواهان بازگشایی مکاتب در افغانستان می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 63 بازدید

فیلم «آخرین سفیر» که زندگی منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش را روایت می‌کند در مکتبی در اتریش به نمایش گذاشته شده است. خانم باختری با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مکتب «schulschiff»، دومین مکتبی در اتریش است که فیلم آخرین سفیر در آن به نمایش گذاشته می‌شود. سفیر افغانستان در اتریش در ادامه تاکید کرده است که پس از نمایش فیلم، با دانش‌آموزان مکتب گفتگو کرده و در باره‌ی جایگاه عدالت و حقوق بشر در نظم جهانی و وضعیت دختران  زنان در افغانستان صحبت کرده است. منیژه باختری در ادامه افزوده است که این دیدار در راستای دادخواهی برای حقوق بشر و بحث روی محرومیت دختران و زنان از حق آموزش در افغانستان صورت گرفته است. فیلم آخرین سفیر، زندگی منیژه باختری را روایت می‌کند؛ تنها سفیر زن از دوره‌ی جمهوری که هنوز امور سفارت افغانستان در اتریش را به نمایندگی از شهروندان افغانستان به پیش می‌برد. در حالی این فیلم در مکتبی در اتریش به نمایش گذاشته می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 55 بازدید

کوچه‌های خاکی و تنگِ حاشیه شهر هرات در زمستان بوی دود چوب و زغال می‌داد؛ بویی که با سوز سرد هوا مخلوط می‌شد و تا عمق سینه می‌نشست. در یکی از همین کوچه‌ها، خانه‌ای گِلی با دروازه آهنی زنگ‌زده وجود داشت که از بیرون مثل صدها خانه دیگر به نظر می‌رسید، اما پشت آن دیوارها، زندگی دختری جریان داشت که هر روز کمی بیشتر از درون می‌شکست. نامش شکیلا بود؛ دختری هجده‌ساله با چهره‌ای ظریف و چشم‌هایی که همیشه انگار چیزی را پنهان می‌کرد — ترس، خستگی و غمی که هیچ‌وقت فرصت بیان پیدا نکرده بود. شکیلا تا چند سال پیش زندگی متفاوتی داشت. او دانش‌آموز مکتب بود و از شاگردان خوب صنفش محسوب می‌شد. معلمش همیشه می‌گفت اگر ادامه بدهد، می‌تواند روزی داکتر شود. خودش هم همین آرزو را داشت. وقتی کتاب بیولوژی را باز می‌کرد، انگار وارد دنیایی می‌شد که در آن همه‌چیز قابل فهم بود؛ بدن انسان، بیماری‌ها، درمان‌ها — همه‌چیز منطقی‌تر از زندگی خودش به نظر می‌رسید. اما با تغییر شرایط اجتماعی و بسته‌شدن فرصت‌های آموزشی برای دختران، مکتب‌رفتن او متوقف شد. همان روزی که فهمید دیگر اجازه رفتن ندارد، ساعت‌ها گریه کرد، اما آن گریه‌ها فقط آغاز یک سقوط آرام بود. پدرش مردی کارگر بود که سال‌ها در ایران کار کرده و بعد از اخراج اجباری برگشته بود. بیکاری، فقر و حس شکست در وجودش جمع شده بود و این فشارها اغلب به خشونت تبدیل می‌شد. او باور داشت که دختر باید مطیع باشد و هرچه خانواده تصمیم بگیرد، همان سرنوشت اوست. مادر شکیلا زنی خاموش و ترسیده بود؛ خودش قربانی سال‌ها خشونت و تحقیر، و دیگر توان ایستادن در برابر شوهر را نداشت. در چنین فضایی، شکیلا کم‌کم احساس کرد که نه صدایش شنیده می‌شود و نه خواسته‌هایش اهمیتی دارد. خشونت‌ها ابتدا لفظی بود؛ توهین، تحقیر و سرزنش‌های مداوم. اما بعد جسمی شد. کوچک‌ترین مخالفت یا حتی سکوت او می‌توانست باعث سیلی یا ضربه شود. چند بار آن‌قدر لت‌وکوب شد که مجبور شد روزها در خانه بماند تا کبودی‌های صورتش محو شود. هیچ‌کس بیرون از خانه چیزی نمی‌دانست یا اگر می‌دانست، دخالت نمی‌کرد. در بسیاری از خانواده‌ها، چنین رفتارهایی «مسئله داخلی» محسوب می‌شود و دختر جایی برای پناه بردن ندارد. نقطه اوج فشار زمانی بود که پدر تصمیم گرفت او را به مردی حدود چهل‌ساله بدهد؛ مردی که همسر داشت اما می‌خواست زن دوم بگیرد. در مقابل، پولی به خانواده پرداخت می‌کرد که می‌توانست بخشی از مشکلات مالی را حل کند. برای پدر، این معامله منطقی بود؛ برای شکیلا، کابوس. او بارها مخالفت کرد. گریه کرد. گفت حاضر است کار کند، خیاطی یاد بگیرد یا هر کاری انجام دهد، اما ازدواج نکند. اما مخالفتش فقط خشونت بیشتری به همراه داشت. یک شب، بعد از بحث شدید، پدرش او را آن‌قدر زد که نفسش بند آمد. همان شب، وقتی در گوشه اتاق نشسته بود و بدنش درد می‌کرد، حس کرد دیگر هیچ راهی ندارد. آینده‌ای که پیش رویش بود، تاریک و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید: ازدواج اجباری، خشونت بیشتر و زندگی‌ای که هیچ کنترلی بر آن ندارد. در روزهای بعد، شکیلا تغییر کرد. کمتر حرف می‌زد، کمتر غذا می‌خورد و بیشتر وقتش را تنها می‌گذراند. گاهی ساعت‌ها به یک نقطه خیره می‌شد. درونش ترکیبی از ترس، ناامیدی و خشم شکل گرفته بود. او احساس می‌کرد زندانی است — زندانی بدون کلید. شبی که اقدام به خودکشی کرد، خانه ساکت بود. همه خواب بودند. او آرام به آشپزخانه رفت. در گوشه‌ای، بوتل مایع سمی که برای کشتن حشرات استفاده می‌شد، قرار داشت. دستش می‌لرزید. چند دقیقه فقط به آن نگاه کرد. در ذهنش صحنه‌های آینده مرور می‌شد: عروسی اجباری، خانه مردی غریبه، تحقیر و ادامه همان چرخه خشونت. بعد فکر دیگری آمد: «اگر بمیرم، همه‌چیز تمام می‌شود.» او بوتل را برداشت و نوشید. لحظات بعد، بدنش واکنش نشان داد؛ سوزش، سرگیجه و ضعف شدید. ترس ناگهانی در وجودش دوید — نه ترس از مرگ، بلکه ترس از درد. زمین خورد و صدای افتادنش مادرش را بیدار کرد. وقتی مادرش او را دید، فریاد کشید. همسایه‌ها آمدند و با عجله او را به شفاخانه رساندند. داکتران ساعت‌ها تلاش کردند تا جانش را نجات دهند. او زنده ماند. وقتی هوشیاری‌اش برگشت، احساس سنگینی عجیبی داشت. گلویش می‌سوخت و بدنش بی‌رمق بود. مادرش کنار تخت گریه می‌کرد. اولین جمله‌ای که شکیلا گفت، آرام و شکسته بود: «چرا نجاتم دادید؟» این جمله خلاصه عمق ناامیدی او بود. اما داستان به همین‌جا ختم نشد. بعد از برگشت به خانه، او با سرزنش و خشم بیشتری مواجه شد. پدرش می‌گفت آبروی خانواده را برده است. هیچ‌کس درباره دلیل کارش صحبت نمی‌کرد؛ فقط درباره شرم و بدنامی حرف می‌زدند. این همان واقعیتی است که بسیاری از دختران در افغانستان تجربه می‌کنند: درد اصلی دیده نمی‌شود، فقط پیامد اجتماعی اهمیت پیدا می‌کند. با این حال، در درون شکیلا چیزی تغییر کرده بود. او مرگ را لمس کرده و برگشته بود. در روزهای بعد، آرام‌آرام فهمید که هنوز زنده است — و زنده‌بودن، هرچند دردناک، هنوز امکان تغییر را در خود دارد. یک روز به مادرش گفت: «من نمی‌خواهم بمیرم… اما نمی‌خواهم این‌گونه هم زندگی کنم.» این جمله ساده، نقطه عطفی در زندگی او شد. مادرش که سال‌ها سکوت کرده بود، برای اولین بار گریه‌کنان گفت: «من هم نمی‌خواستم این‌گونه زندگی کنم.» آن لحظه، میان مادر و دختر نوعی همدلی شکل گرفت؛ دو زن در دو نسل، هر دو قربانی خشونت، اما هر دو هنوز زنده. سرنوشت شکیلا هنوز نامعلوم است. او هنوز با همان چالش‌ها روبه‌روست، هنوز ترس دارد، هنوز آینده‌اش قطعی نیست. اما اقدام ناموفقش فقط یک حادثه نبود؛ فریادی بود از عمق رنج، فشاری که سال‌ها جمع شده بود. فریادی که اگر شنیده نشود، ممکن است برای بسیاری دیگر به پایان‌های تلخ‌تری منجر شود. داستان او، داستان یک فرد نیست؛ بازتاب واقعیتی است که در گوشه‌های مختلف جامعه وجود دارد — جایی که خشونت خانوادگی، فقر، محدودیت‌های اجتماعی و نبود حمایت روانی دست به دست هم می‌دهند و دختران جوان را تا مرز نابودی پیش می‌برند. و شاید مهم‌ترین حقیقت این باشد: بسیاری از این دختران نمی‌خواهند بمیرند؛ آن‌ها فقط می‌خواهند دردشان تمام شود. نویسنده:  سارا کریمی  

ادامه مطلب