برچسب: رسانه گوهرشاد

5 ماه قبل - 203 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ‏افغانستان اعلام کرده است که کودکان سنگین‌ترین بار زمین‌لرزه‌ی اخیر در شرق افغانستان ‏را بر دوش می‌کشند و به‌ویژه دختران با خطرات منحصربه‌فردی روبرو ‏هستند.‏ آقای اویواله این اظهارات را در یک نشست خبری در جنوا مطرح کرده و گفته است: «افغانستان بار دیگر در حال ‏دست‌وپنجه نرم کردن با تراژدی است و کودکان در انتهای بحرانی وخیم قرار ‏دارند.» وی در ادامه تاکید کرد که حداقل یک هزار و ۱۷۲ کودک در ‏زمین‌لرزه جان خود را از دست داده‌اند که بیش از نیمی از کل تلفات را تشکیل ‏می‌دهد و همچنان ۴۵ کودک از خانواده‌های خود جدا شده‌اند و ۲۷۱ نفر به‌تازگی یتیم شده‌اند. سازمان ملل با نشر آمارهای گفته است که زمین‌لرزه در شرق افغانستان دست‌کم جان بیش از ‏دو هزار و ۱۶۴ نفر را گرفته و بیش از سه هزار و ۴۲۸ نفر را زخمی کرده است.‏ نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در ادامه افزوده است که مثل همیشه در چنین بلایایی، کودکان سنگین‌ترین ‏بار را به دوش می‌کشند و در مجموع، بیش از نیم‌میلیون نفر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند که در ‏میان آنان، ۲۶۳ هزار کودک شامل اند که اکنون با خطرات بیشتری روبرو هستند.‏ وی گفته است: «به‌ویژه دختران با خطرات منحصربه‌فردی ‏روبرو هستند. وقتی خانه‌ها ویران می‌شوند، دختران اغلب اولین کسانی هستند ‏که در کشوری که حق تحصیل آنان با موانع بزرگی روبرو است، از مکتب ‏خارج می‌شوند. وقتی خانواده‌ها معیشت خود را از دست می‌دهند، دختران در ‏معرض خطر بیشتری برای ازدواج کودکان قرار می‌گیرند.»‏ او تصریح کرد که بدون اقدام جامعه‌ی جهانی، بحران نابرابری‌های موجود را ‏عمیق‌تر کرده و بار نامتناسبی را بر دوش دختران خواهد گذاشت. نماینده‌ی یونیسف در بخشی از صحبت‌هایش اشاره کرده است که شرکایش، استقرار امدادگران زن را در اولویت قرار ‏می‌دهند تا اطمینان حاصل شود که زنان و دختران می‌توانند به‌طور ایمن و ‏عادلانه به حمایت دسترسی داشته باشند. پیش از این نهادهای کمک‌رسان از کمبود امدادگران و داکتران زن در مناطق ‏زلزله‌زده خبر داده بودند. حکومت سرپرست محدودیت‌های شدیدی بر ‏تردد و فعالیت زنان وضع کرده‌اند. نهادهای امدادرسان خواستار لغو این ‏محدودیت است.‏ ‏حدود دو هفته قبل زمین‌لرزه‌ی مرگ‌بار شرق افغانستان را تکان داد. این رویداد ‌‏در ولایت کنر تلفات و خسارات سنگین برجای گذاشته است.‏ اوچا اعلام ‏کرده است که طبق آخرین آمار، در این زمین‌لرزه دو هزار و ‌‏۱۶۴ نفر جان ‏باخته و سه هزار و ۴۲۸ نفر دیگر زخمی شده‌اند.‏ به‌گفته‌ی این نهاد، جان‌باختگان شامل ۵۱۶ زن، ۴۷۶ مرد، ۵۰۹ دختر و ‌‏۶۶۳ ‏پسر می‌شوند.‏ نهادهای سازمان ملل برای ادامه‌ی کمک‌رسانی درخواست بودجه‌ی فوری کرده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 294 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که عزیزه اکرمی، ‌‎فعال اجتماعی و کارآفرین، به‌عنوان نماینده‌ی جوانان ‏افغانستان در سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۵ میلادی انتخاب شد.‏ در گزارش‌ها آمده است که برای این مقام، سه زن جوان نامزد بودند که از میان آنان عزیزه ‏اکرمی توسط هیأت داوران مسابقه‌ی سخنرانی، که در لاهه برگزار شد، به‌عنوان نماینده‌ی جوانان افغانستان انتخاب ‏شد‎.‎ در گزارش آمده است که عزیزه اکرمی اکنون در پرتغال زندگی می‌کند و تا سطح کارشناسی ارشد ‏تحصیل کرده است. در ادامه آمده است که او یکی از بنیان‌گذاران و مدیر برنامه‌ی نهاد «حلقه توانمند ‌‏(‏Empowered Circle‏)» است که در سال ۲۰۲۱ میلادی تأسیس شد. عزیزه اکرمی در این نهاداش خدمات ‏درمانی و آموزش سلامت را برای بیش از هشت هزار زن و کودک در ‏جوامع محروم در سراسر افغانستان فراهم کرده است.‏ قابل ذکر است که عزیزه اکرمی پنجمین نماینده‌ی جوانان افغانستان در سازمان ملل متحد است.‏ برنامه‌ی انتخاب نماینده‌ی جوانان افغانستان در سازمان ملل متحد پس از سه ‏سال وقفه از سر گرفته شده است. ‏این برنامه پس از فروپاشی دولت افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلادی متوقف شده بود. براساس معلومات سازمان ملل متحد، این برنامه در سال ۲۰۱۸ میلادی براساس قطع‌نامه ۲۲۵۰ شورای امنیت ‏سازمان ملل متحد راه‌اندازی شد.‏ هر سال یک جوان به‌عنوان نماینده‌ی جوانان در سازمان ملل متحد ‏انتخاب می‌شود. رقابت‌های گزینش را «نهاد اندیشه‌وران» به پیش ‏می‌برد. در حالی عزیزه اکرمی به عنوان نماینده‌ی افغانستان در سازمان ملل متحد انتخاب شده است که  حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 293 بازدید

عبدالرحمن، مردی حدود چهل‌وپنج‌ساله، زاده‌ی یکی از قریه‌های کوهستانی کنر است. در دوران جنگ‌های داخلی، زمانی که هنوز به بیست سالگی نرسیده بود، همراه خانواده‌اش راهی پاکستان شد. آن‌ها هیچ نداشتند جز یک الاغ، چند بوجی گندم و چند ظرف مسی که مادرش برای توشه‌ی راه در یک گونی پیچیده بود. شب‌های تاریک، صدای مهیب توپ‌خانه، و اضطراب راه، همراه‌شان بود تا سرانجام از مرز گذشتند و در یکی از خیمه‌های مهاجرین در خاک پشاور پناه گرفتند. سال‌های نخست مهاجرت، برای عبدالرحمن و خانواده‌اش تلخ و طاقت‌فرسا بود. او، که جوانی خام و بی‌تجربه بود، صبح‌ها در سرک‌های پشاور به دنبال کار می‌گشت، بار می‌کشید، صندوق‌های میوه را از موترها پایین می‌آورد و از بازاری به بازاری می‌برد. شب‌ها با دستان تاول‌زده و پاهای زخمی به خیمه برمی‌گشت. مادرش هر شب به او می‌گفت: «فرزندم، صبر کن، روزی می‌رسد که تو هم صاحب خانه خواهی شد.» و عبدالرحمن، هر شب با شنیدن همین جمله، قطره‌ای امید در دلش شعله‌ور می‌شد؛ نوری کوچک در میان تاریکیِ آن روزهای بی‌پایان. سال‌ها گذشت و عبدالرحمن، با پشت‌کار و امید، توانست با اندک پس‌انداز و کمی قرض از دوستان، یک دکان کوچک پرزه‌جات موتر را در یکی از کوچه‌های پشاور باز کند. همان دکان ساده، نقطه‌ی عطف زندگی‌اش شد. هر صبح زود، دروازه‌ی دکان را باز می‌کرد؛ بوی روغن موتر، آهن زنگ‌زده و صدای پرندگان صبحگاهی در هوا می‌پیچید، و او با دل‌گرمی می‌گفت: «این زنده‌گی ماست، دسترنج ماست.» در همین سال‌ها بود که با «زرگل» ازدواج کرد؛ زنی مهربان، صبور و پر از امید. وقتی به خانه‌ی کوچک کرایی‌شان رفتند، زرگل با دستان خودش خانه را رنگ زد، پرده‌ها را نصب کرد و گوشه‌ای از حیاط را به گل‌کاری اختصاص داد. آن خانه، با دیوارهای خشت خام و سقف چوبی‌اش، برای عبدالرحمن چیزی کمتر از یک قصر نداشت. او همیشه لبخند می‌زد و می‌گفت: «زرگل، این خانه وطن دوم ماست؛ هرچند دور از خاک خود هستیم، اما پر از گرمی دل تو.» با گذر زمان، آن خانه نه فقط پناهگاه جسم‌شان شد، بلکه مأمن عشق، رنج، امید و تلاش مشترک آن‌ها نیز بود. چهار فرزند، یکی پس از دیگری به دنیا آمدند؛ سه دختر و یک پسر. دختران به مکتب پاکستانی رفتند، زبان اردو را آموختند و هر روز با دفترچه‌های رنگی و کتاب‌های درسی در آغوش، از مکتب بازمی‌گشتند. عبدالرحمن با افتخار به آن‌ها نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد: «شما روزی چیزی می‌شوید که پدرتان هیچ‌وقت نتوانست بشود.» پسر کوچکش، هنوز آن‌قدر خردسال بود که بیشتر وقتش را در دکان کنار پدر می‌نشست و مهره‌های آهنی را مثل اسباب‌بازی‌ها به هم می‌چسپاند و می‌خندید. زندگی به سختی، اما با کورسویی از امید می‌گذشت. عبدالرحمن سالی چند بار به افغانستان می‌رفت تا اقاربش را ببیند، اما هر بار با حسرتی سنگین‌تر برمی‌گشت. در دل می‌گفت: «افغانستان جای زنده‌گی نیست. اینجا، در پاکستان، هرچند بیگانه‌ایم، اما یک سقف بالای سر داریم و نانی برای خوردن.» اما همه‌چیز در پاییز ۲۰۲۳ دگرگون شد. حکومت پاکستان اعلام کرد که افغان‌ها باید کشور را ترک کنند. در آغاز، عبدالرحمن این خبر را باور نکرد. در دکانش با دوستانش می‌نشستند و با بی‌اعتنایی می‌گفتند: «این فقط یک تهدید سیاسی‌ست، هیچ‌وقت عملی نمی‌شود. ما سال‌هاست اینجاییم، چطور می‌توانند یک‌شبه همه چیز را از ما بگیرند؟» اما روزها گذشت. گشت‌زنی پولیس در کوچه‌ها بیشتر شد. چهره‌های آشنا دیگر به دکان نمی‌آمدند. خبر رسید که چندین خانواده را نیمه‌شب از خانه‌ها بیرون کشیده‌اند و بی‌صدا به مرز فرستاده‌اند. ترس، بی‌صدا اما سنگین، در دل عبدالرحمن نشست. آرام‌آرام فهمید که چیزی به نام "امنیت" دیگر در این سرزمین بیگانه هم برای او باقی نمانده است. یک روز، وقتی عبدالرحمن مثل همیشه به دکانش رسید، دید چند پولیس در همان کوچه ایستاده‌اند. یکی از آن‌ها نزدیک شد و با صدایی جدی گفت: «عبدالرحمن، وقتت تمام است. آماده شو، باید بروی.» عبدالرحمن که جا خورده بود، با لکنت پاسخ داد: «اما من اینجا خانه دارم، دکان دارم، قرض دارم، وسایل دارم… چطور می‌توانم یک‌شبه همه چیز را ترک کنم؟» پولیس بی‌رحمانه خندید و گفت: «این مشکل تنها از تو نیست. یا خودت برو، یا ما بیرونت می‌کنیم.» آن شب، خانه‌ی عبدالرحمن پر از گریه و اندوه بود. دخترانش کتاب‌های‌شان را بغل کرده بودند، زرگل لباس‌ها را با عجله در یک بوجی انداخته بود، اما همه می‌دانستند که در واقع چیزی با خود نخواهند برد. تنها چیزی که عبدالرحمن توانست با خود بردارد، چند جامه‌ی ساده، مقداری نان خشک، و یک قاب عکس خانوادگی بود. همه‌چیز—خانه، دکان، وسایل، فرش‌ها، حتی سند طلای زرگل—همان‌جا ماند. وقتی به مرز تورخم رسیدند، هزاران خانواده‌ی دیگر در صف‌های طولانی ایستاده بودند. کودکان از سرما می‌لرزیدند، زنان ناله می‌کردند، و مردان با چشمانی پر از اشک و حسرت به پشت سر نگاه می‌کردند. عبدالرحمن در سکوت ایستاده بود و با خود می‌گفت: «اینجا همان جایی‌ست که بیست‌وپنج سال زحمت کشیدم. اینجا همه چیزم ماند… حالا باید به کجا بروم؟» اما آن‌سوی مرز، خبری از آسایش نبود؛ تنها چیزی که انتظارشان را می‌کشید، خاک خشک و خیمه‌های پاره و فرسوده بود. در ننگرهار، آن‌ها را به کمپ مهاجرین فرستادند. وقتی عبدالرحمن به خیمه‌ی کهنه‌ای رسید که حالا باید خانه‌شان می‌شد، دست‌هایش لرزید. زرگل نشست، سرش را میان دستانش گرفت و با صدایی خفه گفت: «خدایا، ما به کجا رسیدیم؟» امروز، عبدالرحمن و خانواده‌اش هنوز در همان خیمه زندگی می‌کنند. شب‌ها، باد سرد از میان درزهای خیمه عبور می‌کند، باران سقف پارچه‌ای را سوراخ می‌کند و زمین خیس و گل‌آلود می‌شود. دخترانش دیگر به مکتب نمی‌روند؛ بیشتر روزهای‌شان در صف نان، آب و مواد سوختی می‌گذرد. پسرش، که روزگاری در دکان با او کار می‌کرد، حالا با پای برهنه از این خیمه به آن خیمه می‌چرخد، دنبال چند تکه چوب خشک برای آتش. زرگل شب‌ها آرام زیر پتو می‌لرزد، اشک می‌ریزد و زیر لب زمزمه می‌کند: «کاش همان‌جا می‌ماندیم… حتی اگر زندان می‌رفتیم. اینجا… هیچ چیز نداریم. هیچ چیز.» عبدالرحمن هر روز به امید پیدا کردن کاری، راهی شهر می‌شود، اما جز بیگاری با مزد اندک، چیزی نصیبش نمی‌گردد. با دستانی پینه‌بسته و چهره‌ای خسته، هر شب به خیمه برمی‌گردد و در دل می‌گوید: «بیست‌وپنج سال زحمت کشیدم، با رنج، یک زندگی ساختم… همه‌اش همان‌جا ماند. حالا دوباره از صفر باید شروع کنم؛ اما این‌بار نه خانه‌ای دارم، نه مکتبی، نه آینده‌ای. ما در میانه‌ی هیچ‌جا مانده‌ایم… نه آنجا ماندیم، نه اینجا رسیدیم.» شب‌ها که باد سرد در خیمه می‌پیچد و زمین از رطوبت یخ می‌زند، روی خاک می‌نشیند، قاب عکس خانوادگی را از میان بوجی بیرون می‌کشد، دستی آرام بر چهره‌های خندان بچه‌هایش در عکس می‌کشد و زیر لب با صدایی بغض‌آلود می‌گوید: «این، همان روزهای خوش ما بود… روزهایی که دیگر هیچ‌وقت برنمی‌گردد.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 358 بازدید

کتاب اشتباهات یک زن اثری خواندنی و آموزنده از ام. سوسا است که در آن، از باورها و رفتارهای نادرستی سخن گفته شده که هر زنی باید در رابطه‌ی احساسی یا زناشویی خود، از آن‌ها اجتناب کند. لازم به ذکر است که کتاب حاضر که ‌اینک در یک نسخه‌ی واحد خدمتتان عرضه می‌شود، پیش از این در دو مجلد با عناوینِ فرعی «تجربه‌هایی ارزشمند» و «شروعی تازه» به انتشار رسیده بوده است. بی‌تردید هر انسانی در روابط عاطفی و احساسی خود مرتکب اشتباهاتی کوچک و بزرگ شده است. این گونه اشتباهات بعضی اوقات به خود آن فرد و گاهی نیز به طرف دیگر رابطه آسیب می‌زنند. با این حال، به نظر می‌رسد که بسیاری از این اشتباهات، به سادگی قابل پیشگیری‌اند؛ به شرط آنکه فرد به راستی عزم اصلاح خود و نجات رابطه‌ای را که در آن است داشته باشد. آنچه در کتاب اشتباهات یک زن (The Mistakes Of A Woman) آمده، توصیه‌هایی کاربردی در همین راستاست. ام. سوسا (M. Sosa) در این اثر، تجربه‌ی خود را از زندگی به عنوان یک زن، با آموخته‌های نظری‌اش در حیطه‌ی روانشناسی پیوند زده و از این طریق اثری جذاب و ارزشمند را به رشته‌ی تحریر درآورده است. او در کتاب اشتباهات یک زن شما را با ذهنیتی یکسره متفاوت نسبت به ماهیت رابطه آشنا می‌سازد و با برشمردن دسته‌ای از اصول کلی، برایتان نقشه‌ی راهی ترسیم می‌کند که با پیروی از آن، می‌توانید کیفیت رابطه‌ی عاطفی - زناشویی خود را تا حد زیادی بهبود ببخشید. همانطور که پیش از این ذکر شد، کتاب اشتباهات یک زن در اصل از دو جلد تشکیل شده (که هر دو در اثر حاضر موجودند). تکیه‌ی ام. سوسا در جلد نخست بیشتر بر تعریف یک رابطه‌ی سازنده بوده است. حال آنکه در جلد دوم، بیشتر کوشیده تا چگونگی بازسازی یک رابطه‌ی به بن‌بست‌رسیده یا نحوه‌ی عبور از روابط اصلاح‌ناپذیر را آموزش دهد. در نکوداشت کتاب اشتباهات یک زن چنین بیان داشته شده است: - اثری که همزمان شما را به گریه می‌اندازد، خاطرات تلخ گذشته را از ذهنتان می‌زداید و در نهایت، باعث رشد و پیشرفتتان می‌شود... (آمازون) این اثر را بیش از همه به آن دسته از زنانی توصیه می‌شود که خواهان ترمیم رابطه‌ی خود با شریک زندگی‌شان هستند. همچنین، علاقه‌مندان به کتاب‌هایی با موضوع روابط زناشویی و روانشناسی جنسی، از مخاطبین عام کتاب اشتباهات یک زن محسوب می‌شوند. ام. سوسا نویسنده‌ی سه کتاب با عناوین «اشتباهات یک زن»، «دوراهی‌»، «چیزهایی که می‌توانستم به او بگویم» است. ام. سوسا چندین سالی‌ست که افکار و تجریبات ارزشمند خود را علاوه بر نوشته‌های مکتوبش، در شبکه‌های اجتماعی نیز به اشتراک می‌گذارد. او از این طریق، به شهرت نسبتاً زیادی رسیده است. موضوعاتی که ام. سوسا به آن‌ها می‌پردازد، اغلب درباره زنان و مشکلات‌ گوناگونشان در روابط عاطفی است. او همواره از مخاطبینش می‌خواهد که به خود و دیگری احترام گذاشته و روابطشان را بر پایه‌ی عشقی بی‌شائبه بنا کنند. در بخشی از کتاب اشتباهات یک زن می‌خوانیم: همه‌ی مردها در دنیا بد نیستند. مردان خوب زیادی هم در دنیا وجود دارند که مانند من و شما دفعات بی‌شماری ضربه خورده‌اند و آن‌ها نیز فکر می‌کنند زن خوب در دنیا وجود ندارد، زیرا آن‌ها هم اشتباه متوجه شده‌اند. دیگر وقت ارزشمندم را برای کسی که حتی حاضر نیست، ببیند چه زنی در مقابل او ایستاده است، بیهوده تلف نمی‌کنم. این وظیفه‌ی من نیست که طرز فکر فرد دیگری را درست کنم، بنابراین اگر احساس کنم لیاقت بهترین‌ها را دارم، بهتر عمل خواهم کرد. غر زدن شرایط را بهتر نمی‌کند. همان‌گونه که دوست دارید طرف مقابل‌تان به شما احترام بگذارد، به او احترام بگذارید. اگر کاری را که همسرتان انجام می‌دهد دوست ندارید، به او بگویید. آن‌ها علم غیب ندارند و همیشه نمی‌توانند حدس بزنند که شما چه مشکلی دارید. به‌عنوان مثال وقتی مسئولیت همه‌ی کارها و کنترل همه‌ی امور را بدون این‌که به او اجازه‌ی کمک کردن بدهید بر عهده می‌گیرید، باعث می‌شوید او احساس بی‌ارزش بودن کند. اجازه دهید گاهی مردتان امور را کنترل کند. او دیگر به مادر نیاز ندارد، فقط یک همسر می‌خواهد. مشکلی که گاهی اوقات ما به‌عنوان یک زن با آن مواجه می‌شویم این است که به‌اندازه‌ی کافی با دقت گوش نمی‌کنیم که یک مرد سعی می‌کند چه چیزی به ما بگوید. فرصت نمی‌دهیم تا بفهمیم چه چیزی قرار است از دهان او خارج شود، فقط حرف‌هایی را که می‌خواهیم می‌شنویم. برادران بزرگ‌ترم الگوی خوبی برای بزرگ شدنم بودند. آن‌ها تنها مردهای زندگی‌ام بودند، زیرا مادرم به‌خاطر احترامی که برای بچه‌هایش قائل بود، هیچ‌وقت نپذیرفت که پای مرد دیگری را به خانه‌مان باز کند. او شادی خودش را قربانی بچه‌هایش کرد و به همین خاطر هرگز نمی‌توانم زحماتش را جبران کنم. چندین بار شکست خوردم، زیرا سعی می‌کردم پدرم را در وجود مردی که با او آشنا می‌شوم، جست‌وجو کنم. پدرم وقتی فقط هفت سالم بود ما را ترک کرد؛ آن هم در روز کریسمس. بله درست خواندید، روز کریسمس. عاشق پدرم بودم؛ در طول آن هفت سال، مرد فوق‌العاده‌ای بود و حتی مادرم هیچ‌گاه از او بد نگفته بود. همیشه احساس می‌کردم پدرم تأثیری منفی در آینده‌ام گذاشته است، زیرا او بود که مشکلات فراوانی را برایم پدید آورد. هیچ‌وقت به‌خاطر این‌که خودتان هستید، عذرخواهی نکنید. شما سزاوارید که بیش‌ترین احترام را دریافت کنید. هر چقدر که با شما بدرفتاری شده است، دیگر کافی است. یا به کائنات بفهمانید که سزاوار بهترین‌ها هستید و یا این‌که همیشه از کائنات شر و بدی دریافت کنید. به کائنات بگویید شما سزاوار فردی هستید که به شما متعهد باشد، لایق این هستید با فردی باشید که شما را در ژرفای عشق غرق کند. اگر باور داشته باشید که لایق هیچ‌کدام از این‌ها نیستید، در چرخه‌ای از شرارت گرفتار می‌شوید، این چرخه تا زمانی‌که شما نخواهید خود را تغییر دهید، در حال تکرار شدن است. مادرم هر چیزی راکه به آن نیاز داشتم و حتی بیش‌تر از آن را برایم فراهم می‌کرد و هیچ‌وقت کمبود عاطفه و محبت نداشتم، اما درونم حسی بود که نیاز داشت مردی کنارم باشد. به مردی نیاز داشتم که کاملم کند، زیرا فکر می‌کردم این راهی است برای این‌که به شادی دست یابم. فکر می‌کردم تنها راهی که بتوانم به یک عشق واقعی دست پیدا کنم، این است که با مردی در ارتباط باشم؛ اشتباه! مدت زیادی زمان برد تا بفهمم تنها کسی که می‌تواند کاملم کند، خودم هستم؛ فقط خودم. یک مرد اصیل، نه فرد نابالغی که می‌خواهد وارد بازی احمقانه‌ای شود، درست در همان ابتدا واقعیت را به شما می‌گوید و حقیقت را نمی‌پوشاند و اگر آینده‌ای را با شما ببیند، به شما خواهد گفت و یا این‌که منتظر فرصتی مناسب می‌ماند. مردی خوش‌چهره پا پیش می‌گذارد، چرب‌زبانی می‌کند و تمام آن‌چه را می‌خواهید بشنوید، به شما می‌گوید. از این‌که چقدر خوب به‌نظر می‌رسید، تا این‌که چقدر به شما اهمیت می‌دهد و این‌که می‌خواهد روزی با شما تشکیل خانواده دهد و همسرش بشوید. شما را بیرون می‌برد، برای‌تان هدیه می‌خرد، اظهار عشق می‌کند و در این‌جا شما به دلایل کاملاً اشتباه عاشق او می‌شوید. احساسات‌تان به‌خاطر این‌که او با نامزد قبلی‌تان متفاوت است، اوج می‌گیرد. این فرد اخلاق و ویژگی‌هایی دارد که او را از مردان دیگر متمایز می‌سازد؛ بنابراین شما زمان بیش‌تری را با او صرف می‌کنید و کم‌کم هر بار که او را می‌بینید، بیش‌تر عاشقش می‌شوید و بر این باور هستید که فقط یک قرار عاشقانه است. فکر می‌کنید همان چیزی‌که شما از رابطه می‌خواهید، او هم همان را می‌خواهد و قرار است درنهایت همسرش شوید. زمان می‌گذرد، ماه‌ها و حتی سال‌ها سپری می‌شوند و همه‌چیز همان‌گونه باقی می ماند. آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید تنها ماندن بد نیست. این‌که بدانید قادر هستید وقت ارزشمندتان را به خودتان اختصاص دهید، ارزشمند است. درعوض یاد می‌گیرید به هیچ‌کس وابسته نشوید و مواظب احساسات و سلامت تن و روان خود باشید. زمانی‌که می‌پذیرید فردی منحصربه‌فرد و بی‌عیب برای خودتان هستید، یاد می‌گیرید که خود را آن‌طورکه هستید بپذیرید، نه آن‌طورکه دیگران از شما می‌خواهند باشید. عبرت گرفتن از اشتباهات گذشته و دوست داشتن عیب‌ونقص‌هایتان، زیباست. هیچ‌وقت به‌خاطر این‌که خودتان هستید، عذرخواهی نکنید. شما سزاوارید که بیش‌ترین احترام را دریافت کنید. هر چقدر که با شما بدرفتاری شده است، دیگر کافی است. یا به کائنات بفهمانید که سزاوار بهترین‌ها هستید و یا این‌که همیشه از کائنات شر و بدی دریافت کنید. برای شناخت صحیح یک مرد، باید به حرف‌های او گوش دهید و وقت بگذارید، چراکه این‌گونه قلب او را تسخیر خواهید کرد. مردان و زنان مانند یکدیگر عملکرد یکسانی ندارند؛ زن‌ها بسیار پیچیده‌تر هستند، به عبارت دیگر، وقتی مردی ما را دوست دارد، می‌خواهد به ما خدمت کرده و حمایت‌مان کند. اگر قدرت این را داشته باشید که مردان را تسخیر کنید و بتوانید به آن‌ها گوش بدهید و درک‌شان کنید و قدردان‌شان باشید، در به‌دست‌آوردن قلب‌شان پیروز خواهید شد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 328 بازدید

دادگاه عالی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۱ تن، به شمول چهار زن را در ولایت تخار به اتهام روابط خارج از ازدواج و سرقت، شلاق زده است. این دادگاه امروز (پنج‌شنبه، ۲۰ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این افراد در ولسوالی‌های ینگی‌قلعه و خواجه بهاءالدین ولایت تخار با حضور مسوولان محلی و مردم ملکی مجازات شدند. در اعلامیه آمده است که این افراد از چهار ماه تا سه سال زندان و همچنان به ۳۹ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. حکومت فعلی روز گذشته نیز چهار تن را در ولایت‌های بلخ و لغمان شلاق زده و به زندان محکوم کرده بودند. براساس گزارش‌های رسانه‌ها، حکومت سرپرست از آغاز سال جاری میلادی تا اکنون، بیش از ۶۰۰ تن را در سراسر کشور مورد مجازات بدنی قرار داده‌اند. حکومت سرپرست از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، بارها افراد متهم را در ملاءعام شلاق زده است. همچنین حکومت فعلی ده نفر را در حضور صدها تماشاگر اعدام کرده‌ است. نهادهای بین‌المللی حقوق‌‌ بشری اعدام و مجازات بدنی علنی افراد متهم را خلاف قوانین بین‌المللی و کرامت انسانی می‌دانند و خواستار توقف آن هستند. پیشتر ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان‌ ملل برای افغانستان، اجرای حکم شلاق را ناقض قوانین بین‌المللی دانست و افزوده است: «این مجازات‌های شدید در سال ۲۰۲۵ میلادی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته‌اند و باید فورا متوقف شوند.»

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 219 بازدید

استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل درباره بحران انسانی رو به گسترش در افغانستان هشدار داد و می‌گوید که بیش از ۹ میلیون نفر، یعنی حدود یک‌چهارم جمعیت این کشور، با ناامنی حاد غذایی روبرو هستند. آقای دوجاریک این اظهارات را در یک نشست خبری در نیویارک مطرح کرده و گفته است که با منابع دست داشته، این سازمان در هر ماه می‌تواند کمتر از یک میلیون نفر را تحت پوشش قرار دهد و بحران انسانی در افغانستان هر روز وخیم‌تر می‌شود. او به نقل از برنامه جهانی غذا گفته است که در سال ۲۰۲۵ میلادی میزان سوءتغذیه حاد در افغانستان به بالاترین سطح خواهد رسید و بیش از ۴.۷ میلیون کودک و زن نیازمند درمان فوری خواهند بود. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل در ادامه تاکید کرد که علت اصلی این وضعیت کاهش شدید کمک‌های غذایی از سوی هشت سازمان بین‌المللی است و برای ارائه کمک‌های غذایی فوری و حمایت از مردم نیازمند در زمستان پیش رو، سازمان ملل به‌طور فوری به ۵۶۸ میلیون دالر نیاز دارد. همچنین وی با اشاره به زلزله اخیر در کنر افزوده است که زلزله اخیر در شرق افغانستان فشار مضاعفی بر خانواده‌های آسیب‌پذیر وارد کرده است. این مقام سازمان ملل تصریح کرد که در ولایت کنر با توزیع بیسکویت‌های مغذی و دیگر اقلام ضروری، بخشی از نیازها تامین شده و برای پشتیبانی از عملیات بشردوستانه چادرهایی برپا گردیده است، اما به دلیل محدودیت منابع، کمک‌ها تنها به بخشی از نیازمندان اختصاص یافته است. سازمان ملل متحد پی‌هم از کاهش شدید کمک‌های بین‌المللی برای افغانستان هشدار داده است. تعلیق کمک‌های آمریکا دولت را به‌شدت تحت فشار قرار داده است. ایالات متحده امریکا به زلزله‌زدگان کنر نیز کمک نکرد. این درحالی است که آمریکا بزرگترین حامی مالی افغانستان در بیش از دو دهه گذشته بوده است. این کشور در دوره حاکمیت حکومت فعلی نیز حدود ۳.۵ میلیارد دالر به افغانستان کمک کرده است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 217 بازدید

منابع از میان مهاجران در شهر کویت پاکستان می‌گویند که پولیس پاکستان روند بازداشت پناه‌جویان اهل افغانستان را در این شهر آغاز کرده و این روند به شدت جریان دارد. دست‌کم سه منبع امروز (پنج‌شنبه، ۲۰ سنبله) از میان مهاجران به رسانه گوهرشاد گفته‌اند این پناه‌جویان روز گذشته از منطقه «اسپینی‌رود» بازداشت شدند و به کمپ اخراج مهاجران انتقال یافته‌اند. یک تن از میان مهاجران تاکید کرده است که پولیس پاکستان مهاجران را خانه به خانه تعقیب می‌کنند و آنان را به صورت غیرمعلوم و خشونت‌آمیز بازداشت می‌کنند. منبع در ادامه افزوده است که مهاجران به صورت اجباری به کمپ‌های مهاجران انتقال پیدا می‌کنند و اجازه ندارند حتی وسایل خانه‌شان به افغانستان انتقال دهند. قابل ذکر است که دولت پاکستان، اول سپتامبر را مهلت خروج پناه‌جویانی تعیین کرده بود که تاریخ کارت اقامت موقت‌شان باطل شده است. در پی این تصمیم، احتمال اخراج حدود یک میلیون پناه‌جوی افغانستانی وجود دارد. این در حالی است که روند اخراج مهاجران اهل افغانستان از پاکستان پیش از این نیز ادامه داشته است. همچنین ایران، اخراج مهاجران را از دو ماه به این طرف شدت بخشیده است. این اخراج‌ها در حالی پس از جنگ ایران و اسراییل شدت یافته است که افغانستان با بحران شدید حقوق بشری و انسانی مواجه ا‌ست و بسیاری از اخراج‌شد‌گان، از جمله زنان، خبرنگاران و مدافعان حقوق بشر در معرض خطر واقعی نقض حقوق بشر قرار دارند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 242 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که طبق آخرین آمار، براثر زمین‌لرزه در شرق افغانستان دو هزار و ۱۶۴ نفر به شمول یک هزار و ۲۵ زن جان باخته و سه هزار و ۴۲۸ نفر زخمی شده‌اند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که جان‌باختگان شامل ۵۱۶ زن، ۴۷۶ مرد، ۵۰۹ دختر و ۶۶۳ پسر می‌شوند و همچنان زخمیان نیز شامل هزار و ۸۷۵ زن و هزار و ۵۵۳ مرد می‌شوند. در ادامه آمده است که براثر این زمین‌لرزه پنج هزار و ۹۵۰ خانه ویران شده و هزار و ۱۹۵ خانه‌ی دیگر آسیب دیده‌اند. در ادامه آمده است که روند بررسی در چهار روستا هنوز ادامه دارد و ممکن است شمار تلفات نیز افزایش یابد. باید گفت که پیش از این مسوولان حکومت سرپرست اعلام کرده بودند که براثر زمین‌لرزه تنها در کنر، دو هزار و ۲۰۵ نفر جان باخته و سه هزار و ۶۴۰ نفر زخمی شده‌اند. مسوولان تاکید کرده بودند که براثر این زمین‌لرزه شش هزار و ۷۸۲ خانه نیز ویران شده‌اند. حکومت در آمارهای اولیه‌ی خود گفته بودند که ۱۲ نفر دیگر در ولایت ننگرهار براثر زمین‌لرزه جان باخته‌اند و ده‌ها خانه در این ولایت و ولایت‌های لغمان، نورستان و پنجشیر نیز تخریب شده‌اند. با این وجود دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در گزارش خود گفته است که براثر زمین‌لرزه بین ۳۱ آگوست و چهار سپتامبر، در مجموع ۴۱۱ روستا آسیب دیده‌اند که ۷۱ روستای آن در ولسوالی‌های چپه‌دره، سوکی، دره پیچ، نورگل و وته‌پور ولایت کنر، ولسوالی‌های دره نور و کوزکنر ولایت ننگرهار و ولسوالی علینگار ولایت لغمان قرار دارند. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که زمین‌لرزه در مجموع به هفت هزار و ۱۴۷ خانواده، شامل ۴۶ هزار و ۱۳۷ نفر در شرق افغانستان آسیب زده است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که تا اکنون دست‌کم ۶۰ هزار و ۸۷۲ نفر از زلزله‌زدگان کمک‌های غذایی و حمایت تخصصی تغذیه دریافت کرده‌اند و برای حدود ۳۰ هزار نفر آب آشامیدنی سالم فراهم شده است. در ادامه گزارش آمده است که هزار و ۶۶۶ بسته لوازم سرپناه اضطراری، هزار و ۴۸۶ بسته لوازم تعمیر سرپناه اضطراری، بسته‌های استاندارد اقلام غیرغذایی، بسته‌های لباس زمستانی، پتو، دو هزار و ۴۶۰ نوع مختلف بسته‌ی بهداشتی، سه هزار و ۷۸۰ بسته و ۴۶۰ هزار قرص «آکوا» نیز به خانواده‌های آسیب‌پذیر توزیع شده است. باید گفت که زمین‌لرزه‌ای با قدرت شش ریشتر، یک‌شنبه‌شب هفته‌ی گذشته ولایت‌های شرق افغانستان را لرزاند و بیشترین تلفات و خسارات را در کنر برجای گذاشت.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 571 بازدید

با گسترش روزافزون دنیای دیجیتال و نفوذ ابزارهای تکنولوژیک به زندگی روزمره، تربیت فرزندان در این فضا به یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و وظایف والدین تبدیل شده است. کودکان و نوجوانان امروز به دلیل دسترسی آسان به اینترنت، گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و دیگر ابزارهای دیجیتال، بیش از هر زمان دیگری در معرض محتواهای متنوع و تجربیات آنلاین قرار دارند. والدین در این میان وظیفه دارند که با آموزش سواد دیجیتال به فرزندان خود، آن‌ها را برای زندگی در این دنیای جدید آماده کنند. سواد دیجیتال نه‌تنها به معنای یادگیری کار با ابزارهای تکنولوژیک است، بلکه شامل توانایی تفکر انتقادی، ارزیابی صحیح اطلاعات و محافظت از خود در برابر خطرات موجود در فضای مجازی نیز می‌شود. کودکان و نوجوانان به طور طبیعی به تکنولوژی علاقه‌مند هستند و در بسیاری از مواقع سریع‌تر از بزرگسالان با آن سازگار می‌شوند. با این حال، این سرعت یادگیری به معنای توانایی مدیریت درست از این ابزارها نیست. به همین دلیل، والدین باید نقش فعالی در هدایت فرزندانشان در این مسیر داشته باشند. آن‌ها باید نه تنها نحوه استفاده از ابزارهای دیجیتال را به فرزندان خود بیاموزند، بلکه آن‌ها را در درک و تحلیل محتواها و اطلاعات موجود در فضای مجازی یاری دهند. از این رو، نقش والدین در ایجاد آگاهی و هدایت فرزندان در استفاده مسئولانه و هوشمندانه از تکنولوژی بسیار حائز اهمیت است. اهمیت آموزش سواد دیجیتال: گامی به سوی آینده سواد دیجیتال در دنیای امروز به یکی از مهم‌ترین نیازهای هر فرد تبدیل شده است. با گسترش اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، کودکان و نوجوانان به‌طور مداوم با حجم عظیمی از اطلاعات مواجه می‌شوند. برخی از این اطلاعات ممکن است سودمند و آموزشی باشند، اما بخش بزرگی از آن‌ها نیز می‌تواند مضر، نادرست یا حتی خطرناک باشد. آموزش سواد دیجیتال به کودکان و نوجوانان به آن‌ها کمک می‌کند تا بتوانند به‌طور هوشمندانه از ابزارهای دیجیتال استفاده کنند و اطلاعات مفید را از اطلاعات نادرست و خطرناک تشخیص دهند. یکی از جنبه‌های مهم سواد دیجیتال، توانایی مقابله با مخاطرات اینترنت است. اینترنت مکانی است که در آن انواع خطرات مانند کلاهبرداری‌های آنلاین، محتواهای نامناسب و نقض حریم خصوصی وجود دارد. کودکان و نوجوانان که اغلب به‌صورت ناآگاهانه وارد این فضا می‌شوند، نیاز به آموزش‌های مناسبی دارند تا بتوانند از خود در برابر این تهدیدات محافظت کنند. والدین باید فرزندان خود را درباره این خطرات آگاه کنند و به آن‌ها بیاموزند که چگونه در مواجهه با چنین موقعیت‌هایی رفتار کنند. علاوه بر این، یکی دیگر از جنبه‌های مهم سواد دیجیتال، توانایی مصرف هوشمندانه محتوا است. کودکان و نوجوانان با دسترسی به اینترنت به راحتی می‌توانند به هر نوع محتوایی دسترسی پیدا کنند. برخی از این محتواها مناسب سن آن‌ها نیست و می‌تواند تأثیرات منفی بر روح و روان آن‌ها داشته باشد. والدین باید به فرزندان خود آموزش دهند که چگونه محتوای مناسب را انتخاب کنند و از محتواهای مخرب و نامناسب دوری کنند. نقش والدین در هدایت فرزندان در فضای مجازی والدین به عنوان نخستین معلمان فرزندان خود، نقشی اساسی در هدایت آن‌ها در فضای مجازی دارند. اولین قدم در این راه، ایجاد یک گفتگوی باز و شفاف با فرزندان است. والدین باید فضای مناسبی فراهم کنند تا فرزندان بتوانند به‌راحتی نگرانی‌ها و سوالات خود را مطرح کنند. این گفت‌وگو باید حول موضوعات مختلفی از جمله ایمنی در فضای مجازی، حفظ حریم خصوصی و رفتار مسئولانه در اینترنت باشد. ارتباط صمیمانه بین والدین و فرزندان به آن‌ها کمک می‌کند تا در مواجهه با مسائل و مشکلات فضای مجازی به والدین خود مراجعه کنند و از آن‌ها راهنمایی بگیرند. یکی دیگر از اقداماتی که والدین می‌توانند انجام دهند، تعیین محدودیت‌های زمانی و محتوایی برای استفاده از تکنولوژی است. استفاده مداوم و بی‌رویه از ابزارهای دیجیتال می‌تواند به مشکلات جسمی و روانی منجر شود. والدین باید محدودیت‌های مشخصی برای زمان استفاده از اینترنت و گوشی‌های هوشمند تعیین کنند و نظارت دقیقی بر محتوایی که فرزندان مشاهده می‌کنند، داشته باشند. این محدودیت‌ها باید با توجه به سن فرزند و نیازهای تحصیلی و تفریحی او تنظیم شوند تا بتوانند به سلامت و رفاه فرزندان کمک کنند. علاوه بر تعیین محدودیت‌ها، والدین باید فرزندان خود را درباره نحوه برخورد با تهدیدات آنلاین نیز آموزش دهند. کودکان باید بدانند که در صورت مواجهه با پیام‌های نادرست یا درخواست‌های نامطمئن چگونه رفتار کنند و به چه کسی اطلاع دهند. آن‌ها باید بیاموزند که اطلاعات شخصی خود را به اشتراک نگذارند و از تعامل با افرادی که نمی‌شناسند پرهیز کنند. آموزش این نکات به کودکان می‌تواند از آن‌ها در برابر بسیاری از خطرات فضای مجازی محافظت کند. ترویج استفاده مفید از ابزارهای دیجیتال یکی از مهم‌ترین جنبه‌های تربیت فرزندان دیجیتال، ترویج استفاده مفید و سازنده از تکنولوژی است. ابزارهای دیجیتال امکانات فوق‌العاده‌ای برای یادگیری و توسعه مهارت‌های خلاقانه فراهم می‌کنند. والدین می‌توانند با معرفی برنامه‌های آموزشی و اپلیکیشن‌های مناسب به فرزندان خود، آن‌ها را به سمت استفاده مثبت و مفید از تکنولوژی هدایت کنند. استفاده از بازی‌های آموزشی، نرم‌افزارهای یادگیری زبان و برنامه‌های تعاملی می‌تواند به کودکان کمک کند تا مهارت‌های تحصیلی و خلاقیت خود را تقویت کنند. همچنین، والدین باید از نرم‌افزارهای کنترل والدین برای نظارت بر فعالیت‌های آنلاین فرزندان خود استفاده کنند. این نرم‌افزارها به والدین امکان می‌دهند تا بر محتواهای مشاهده‌شده، زمان استفاده و فعالیت‌های فرزندشان در اینترنت نظارت داشته باشند و از دسترسی آن‌ها به محتواهای نامناسب جلوگیری کنند. اما در عین حال، این نظارت باید با احترام به حریم خصوصی فرزندان انجام شود تا اعتماد متقابل حفظ شود و فرزندان احساس نکنند که آزادی آن‌ها محدود شده است. در دنیای مدرن و دیجیتالی امروز، نقش والدین در تربیت فرزندان برای زندگی در فضای مجازی بسیار حیاتی است. آموزش سواد دیجیتال نه تنها به فرزندان کمک می‌کند تا از ابزارهای تکنولوژیک به شکل مؤثر و ایمن استفاده کنند، بلکه باعث می‌شود آن‌ها بتوانند با آگاهی و مسئولیت‌پذیری بیشتری در دنیای آنلاین حرکت کنند. ایجاد تعادل بین استفاده از تکنولوژی و زندگی واقعی، تربیت اخلاقی و مسئولانه در فضای مجازی و نظارت هوشمندانه، از جمله وظایف والدین در این عصر دیجیتال است. با ایجاد محیطی که در آن فرزندان بتوانند نگرانی‌ها و سوالات خود را در مورد فضای مجازی مطرح کنند و با توجه به نیازهای فیزیکی، روانی و اجتماعی آن‌ها، والدین می‌توانند فرزندان خود را به مصرف‌کنندگان هوشمند و آگاه در دنیای دیجیتال تبدیل کنند. هدف نهایی این است که فرزندان بتوانند از تکنولوژی به‌عنوان ابزاری مفید برای رشد و پیشرفت خود بهره ببرند و در عین حال از مخاطرات آن آگاه بوده و به شکل مسئولانه از آن استفاده کنند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 205 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای رسیدگی به کودکان و خانواده‌های زلزله‌زده در شرق افغانستان به ویژه در ولایت کنر به ۲۲ میلیون دالر بودجه نیاز دارد. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱۹ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این بودجه را در یک طرح شش‌ماهه و برای رسیدگی به ۴۰۰ هزار نفر، شامل ۲۱۲ هزار کودک در مناطقی به‌شدت آسیب‌دیده از زمین‌لرزه، از جمله ولسوالی‌های چپه‌دره، نورگل و سوکی نیاز دارد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که این پول را در زمینه‌ی گسترش دسترسی به خدمات صحی اضطراری، تأمین دسترسی به آب پاک، بهبود خدمات صحی محیطی و بهداشت، مبارزه با سوءتغذیه، حمایت روانی اجتماعی و تضمین تداوم آموزش، به مصرف می‌رساند. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که به ۱۳ هزار و ۲۰۰ خانواده کمک‌های نقدی اضطراری برای رفع نیازهای فوری‌شان و آمادگی برای زمستان ارائه می‌کند. اعلامیه به نقل از تاج‌الدین اویواله، مسوول دفتر یونیسف در افغانستان نوشته است: «انزوای جغرافیایی، کمبود زیربناها و هنجارهای اجتماعی عمیقا محافظه‌کارانه، وضعیت پس از زمین‌لرزه را به یکی از پیچیده‌ترین پاسخ‌های اضطراری تبدیل کرده است.» آقای اویواله تصریح کرد که یونیسف و همکارانش از همان روز اول در محل حاضر بوده و خدمات صحی، آب آشامیدنی سالم، حمایت روانی-اجتماعی و کمک‌های حیاتی را به خانواده‌ها و کودکان ارائه کرده‌اند، اما نیازها بسیار فراتر از این است. قابل ذکر است که زمین‌لرزه‌ای با شدت شش ریشتر یک شنبه‌شب هفته‌ی گذشته ولایت‌های شرق افغانستان را لرزاند و بیشترین تلفات و خسارات را در ولایت کنر برجای گذاشت. براساس آمار حکومت سرپرست، در این زمین‌لرزه دو هزار و ۲۰۵ نفر جان باخته و سه هزار و ۶۴۰ نفر زخمی شده‌اند. همچنین حکومت اعلام کرده است که براثر این زمین‌لرزه شش هزار و ۷۸۲ خانه نیز ویران شده‌اند.

ادامه مطلب